|
|
|
نوپایی : از ۱ سالگی تا ۳ سالگی پیشدبستانی: از ۳ سالگی تا ۶ سالگی کودکی: از ۶ سالگی تا ۱۲ سالگی نوجوانی: از ۱۲ سالگی تا ۲۰ سالگی بزرگسالی: از ۲۰ تا ۴۰ سالگی میانسالی: از ۴۰ تا ۶۵ سالگی سالمندی: از ۶۵ سالگی به بالا. (شافر، ۱۹۹۴)»[۱۲۰] «بنابراین میتوان دوره رشد را به سه مرحله سیادت، اطاعت و وزارت تقسیم نمود، که این سه مرحله خود منطبق با دوران کودکی، نوجوانی و جوانی است. اگر کودکی دوره سیادت و آقایی را به معنای واقعی کلمه و با آزادی و بهرهوری از خواستههایش سپری کند، به سادگی به دوره اطاعت خواهد رسید و همواره مطیع و فرمانبر مربیان و والدین خواهد شد و نیز اگر این دوران را عاقلانه طی کند به وزارت و معاونت در محیط خانواده دست خواهد یافت.»[۱۲۱]
 لذا امام صادق (علیهالسلام) میفرمایند: «دع ابنک یلعب سبع سنین و یؤدب سبع سنین و الزمهُ نفسک سبع سنین فان اَفْلَحَ والّا فلا خیرفیه».[۱۲۲] فرزند خود را هفت سال آزاد بگذار بازی کند و هفت سال با آداب و روشهای مفید او را تربیت کن و هفت سال همراه و ملازمش باش. اگر رستگار شد که شد والّا خیری در او نیست. در جائی دیگر میفرمایند: «الغلام یَلْعَبُ سبع سنین و یتعلّم الکتاب سبع سنین و یتعلم الحلال والحرام سبع سنین.»[۱۲۳] کودک هفت سال بازی کند و هفت سال نوشتن را فرا گیرد و هفت سال چیزهای حلال و حرام را بیاموزد. این روایات به صراحت بیان کننده مطالب ذیل است: ۱- بهترین و مناسبترین دوران برای رشد و تربیت کودک تا سن ۲۱ سالگی است. ۲- هر سنی مقتضای خاصی است که کودک باید آن تعلیمات را آموزش ببیند. ۳- این تعلیمات متناسب با رشد جسمی و عقلی کودک میباشد، بطورمثال هفت سال زندگی کودک، زمان آموزش مطالب ثقیل و سنگین نیست، بلکه دوران بازی و سرگرمی اوست که باید در چهارچوب این بازیها، کودک آموزش ببیند. ۴- این مراحل باید به ترتیب طی شود و مقدم و مؤخر کردن آن جایز نیست. ۵- اگر کودک در دوران اول و دوم (هفت سال اول و دوم) درست تربیت شود در دوران سوم و بعد از آن فردی متعادل و نرمال بار میآید و اگر از این دوران گذشت تربیت او با مشکلات فراوانی روبروست و احیاناً بینتیجه خواهد بود. بحث ما هم در این قسمت پیرامون هفت سال اول و دوم زندگی است.
۲-۳-دوران کودکی
«دوران کودکی در زندگی انسان از اهمیتی ویژه برخوردار است. در این دوره میتوان بنای یک زندگی سالم و سعادتمند را پیریزی کرد و از بروز بسیاری از مشکلات در آینده جلوگیری نمود. در گذشته به اهمیت و نقش این دوران در سرنوشت انسان اهمیتی داده نمیشد و پدران و مادران غالباً با بیتوجهی و روشهای خشونتآمیز با کودک رفتار میکردند و تنبیه بدنی را بهترین وسیله برای تربیت وی میدانستند. اما بررسیهای علماء در قرون اخیر نشان داد که دوران کودکی نسبت به دورههای دیگر زندگی، نقش زیربنایی دارد.»[۱۲۴] و پس از سالها باید روش و سنت ائمه معصومین را سرلوحه زندگی قرار دهیم و به احادیث آنها توجه ویژهای داشته باشیم. بنابراین اگر خانواده با اصول و روشهای صحیح تربیت آشنا باشند و آنها را به طور صحیح به کار گیرند، در دورههای بعدی با مشکلات کمتری روبرو خواهند شد و اولین گام در تربیت صحیح و جدی کودکان با آموزش خانوادهها و آشنا ساختن آنها با روشهای صحیح تربیتی شروع میشود و همین مسئله ضامن سعادت فردی و اجتماعی افراد جامعه میباشد.
 سالهای اولیه عمر هر فرد بدون شک از مهمترین و مؤثرترین دوران زندگی او بشمار میرود و سالهای شکل گیری شخصیت او است بخصوص نخستین سال زندگی. «فردی که نوزاد را برای فراگرفتن تمام چیزهایی که در دور و بر او میگذرد آماده میکند و مانند لوح سفید و بینقش است کمکم برای پذیرش نقش آماده میشود و با ابزار و وسایلی که خداوند متعال در اختیار او قرار داده. شروع به کسب اطلاعات درست و غلط از اطرافیان، مربیان و محیط خود میکند.»[۱۲۵] هفت سال اول زندگی دورهای است که در آن کودک از آموزش جدی و رسمی معاف است. در این دوره از آزادی عمل بیشتری برخوردار است و نباید تکلیف منظم و شاقی را بر وی تحمیل کرد. از این رو گفته میشود که کودک در این دوره تکلیفپذیر نیست. «زمانی که مشکلات رفتاری و اجتماعی جوانان و بزرگسالان مورد تجزیه و تحلیل دقیق علمی قرار میگیرد این مسئله روشن میگردد که کمبود توجه و محبت و مراقبتهای پرورشی اولیاء و والدین در نخستین سالهای زندگی کودک است که بعدها منجر به عدم سازش و انطباق او با محیط و همچنین بوجود آمدن انحرافات اخلاقی و اجتماعی دیگر میشود. و اساسیترین مسئله در بهداشت روانی در دوران هفت سال اول زندگی کودک مسئله آزادی و رشد و آزادی در تجربه است.»[۱۲۶] بنابراین در این دوران که دوران سیادت و آقایی کودک است کودک باید بِدَوَد، بازی کند، به کنجکاوی و تجربه بپردازد و روح لطیفش از محبتها و استقبال و پذیرایی گرم اطرافیان سیراب شود. «بعضی از والدین بر این تصور هستند که کودک باید در این سنین به تمام حرفها و امر و نهیهای آنان گوش فرا داده و مطیع محض آنان بشود. آنان بچهای را خوب میدانند که تنها حرف شنوا باشد. هیچ کاری نکند. از جای خود تکان نخورد، کنجکاوی نکند و تنها در گوشهای ساکت بنشیند و مزاحم اطرافیان خود نشود. غافل از اینکه اسلام این دوران را دوران سیادت و آقایی کودک و امر و نهی به والدین میداند».[۱۲۷]
۲-۳-۱- شکوفایی استعدادهای نهفته در کودک
«طفلی که در محیط آرام، آزادانه زندگی میکند و خواستههای طبیعی و منطقی او برآورده میشود بطور طبیعی ذهنش آماده میشود تا آنچه در توان دارد بروز دهد و آشکار سازد زیرا مانعی برای ابراز وجود و اظهار خواستههای خود نمیبیند و بدینوسیله استعدادهای نهفتهاش را بروز میدهد.»[۱۲۸]
۲-۳-۲- مهیا شدن کودک برای دوران اطاعت
«ارتباط دوستانه والدین یا کودک و محبت به او سبب میشود که در سنین نوجوانی و جوانی به دستورات و راهنماییهای آنان توجه کند و به نصایح معقولانه آنان گوش فرا دهد و این شنوائی را با نشاط و شادابی وافر خود همراه کند.»[۱۲۹]
۲-۳-۳- اعتماد کودک به پدر و مادر
«در دوران کودکی، اگر کودک احساس کند که هرچه میخواهد، پدرومادر در اختیار وی قرار میدهند (البته باید توجه کنند که خواستههای کودک منطقی باشد) و یا هرچه میگوید به حرف او گوش میدهند و منطقی با او برخورد میکنند به پدر و مادر اعتماد میکند و آنان را یار و یاور و نقطه اتکاء خود در زندگی میشمارد و نسبت به آنان احساس امنیت و محبت میکند و این مسئله در آینده او اثر بسزائی داشته و او را در برابر مشکلات اجتماعی واکسینه میکند.»[۱۳۰]
۲-۳-۴- آرامش روحی و روانی کودک در دورانهای بعدی
«اصولاً پایه آرامشهای دوران بعدی کودک در گروه بهرهگیری و غنای وی از آزادی و تجربه دوران سیادت است.آرامش و بردباری در جوانی مرهون فعالیتها و جستوخیزهای دوران کودکی است»[۱۳۱] درهمین مورد رسول اکرم (صلیالله علیه وآله) میفرمایند: «یَسْتَجِبُ عرامَهُ الغلامِ فی صِغره لیکون حلیماً فی کبره»[۱۳۲]
۲-۳-۵- ایجاد روحیه اعتماد به نفس و پرورش شخصیتی مستقل
«آنچه که روحیه اعتماد به نفس کودک را در این دوران حفظ میکند و آن را بارور میسازد آزادی و تجربه است.چون طفل در این سنین خود به سادگی تجربه میکند و میآزماید و در عمل به نتایجی عینی میرسد که برایش یقینآور است. حال هر قدر محیط قویتر باشد برای کسب تجربیات بیشتر و ارزیابی و شناخت دقیقتر، آمادگی بیشتری پیدا میکند و به سبب آن روحیه اعتماد به نفس و اتکاء به نفس خویشتن و استقلال در وی قویتر میشود. چه خوب است کودک در خردسالی پرتحرک و پرجنبوجوش باشد تا در بزرگسالی آرام و خویشتندار باشد.»[۱۳۳] که علامه مجلسی (ره) «عرامه را به شیطنت، بداخلاقی، حرص شدید کودک به بازی و فرار از مدرسه تفسیر کردهاند.»[۱۳۴] بنابراین نتیجه میگیریم که والدین باید سعی کنند که محیط آرام و سرشار از محبت و امنیت را برای کودک خود ایجاد کنند تا بهداشت و سلامت روانی کودک را فراهم آورند. حال اگر کودک در محیط خانه مرتباً در مقابل رگبار بکنو نکنها، برو و نروها، پرخاش و ناسزا و احتمالاً ضرب و شتم قرار گیرد دیگر مجالی برای رشد و نمو استعدادهای نهفتهاش باقی نمیماند. و به تجربه ثابت شده که بچههایی که دچار ناسازگاری رفتاری و یا انزوای شدید هستید به دلیل سرکوب شدن خواستههای بحق و منطقی آنان در دوران کودکیشان بوده است. بنابراین تمام موارد تربیتی کودک را فقط با سیادت او باید به مرحله اجرا گذاشت.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
[شنبه 1400-03-22] [ 01:09:00 ب.ظ ]
|
|
شکل ۲-۵ چرخه کیفیت خدمات هسکت (Javadein & Keimasi, 1390). 44 نمودار ۴-۱ توزیع فراوانی گردشگران چینی در اصفهان بر حسب جنسیت ۶۶ نمودار ۴-۲ توزیع فراوانی گردشگران چینی در اصفهان بر حسب سن ۶۷ نمودار ۳-۴ توزیع فراوانی گردشگران چینی در اصفهان بر حسب وضعیت تاهل ۶۸ نمودار ۴-۴ توزیع فراوانی گردشگران چینی در اصفهان بر حسب تحصیلات ۶۹ نمودار ۴-۵ توزیع فراوانی گردشگران چینی در اصفهان بر حسب شغل ۷۰ نمودار ۴-۶ توزیع فراوانی گردشگران چینی در اصفهان بر حسب نوع سازماندهی سفر ۷۱ نمودار ۴-۷ توزیع فراوانی گردشگران چینی در اصفهان بر حسب همراهان ۷۲ نمودار ۴-۸ توزیع فراوانی گردشگران چینی در اصفهان بر حسب مدت اقامت ۷۳ نمودار ۴-۹ توزیع فراوانی گردشگران چینی در اصفهان بر حسب مرتبه دیدار ۷۴ نمودار ۴-۱۰ توزیع فراوانی گردشگران چینی در اصفهان بر حسب انگیزه سفر ۷۵ نمودار ۴-۱۱ توزیع فراوانی میزان رضایت کلی گردشگران چینی از سفر به شهر اصفهان ۸۰ نمودار ۴-۱۲ توزیع فراوانی توصیه به دیگران و تبلیغات دهان به دهان گردشگران چینی از سفر به اصفهان ۸۱ نمودار ۴-۱۳ توزیع فراوانی بازدید مجدد گردشگران چینی از شهر اصفهان ۸۲ فصل اول طرح و کلیات تحقیق مقدمه در قرن اخیر گردشگری بین المللی به طور گسترده ای در حال رشد است. و بنابراین چگونگی جذب منافع حاصل از بازار رقابتی گردشگری در بین دیگر مقاصد گردشگری، به موضوع بسیار مهمی برای مدیران بازاریابی مقاصد گردشگری تبدیل شده است. که در راستای گسترش رقابت در بازاریابی مقاصد گردشگری، اهمیت مطالعه ویژگی های مقاصد گردشگری دو چندان شده است. همچنین یکی از مهمترین جنبه های توسعه موفقیت آمیز گردشگری در سطح بین المللی، شناخت پیش زمینه های فرهنگی گردشگران بازار هدف و اینکه چگونه این پیش زمینه ها “انتظارات گردشگران” را شکل می دهند، می باشد (Y Reisinger & Turner, 2003). نیرمالایا استاد بازاریابی (۲۰۱۰) می گوید: بازاریاب ها، برای مدت زمان طولانی، تصور می کردند که هدف فعالیت های بازاریابی، جلب رضایت مشتری است. عصر سوم بازاریابی، درصدد تعیین این نکته است که مشتری و رفاه اجتماعی وی، مرز بعدی فعالیت هاست. انتظارات مصرف کنندگان از خودشان بالاتر رفته و از همین روی انتظارات شرکت های هوشمند و زیرک نیز بایستی از نحوه عملکرد خود افزایش یابد (Kotler, Kartajaya, & Setiawan, 2010). در تعاریف مربوط به انتظارات قبل و بعد از سفر آنچه پررنگ تر است، “رضایتمندی” است. به این ترتیب که تعریف انتظارات در مقابل تجربیات، انتظارات در مقابل ادراکات و انتظارات در مقابل عملکرد مدنظر قرار گرفته است چرا که رضایتمندی تابعی از انتظارات قبل و بعد از سفر می باشد (LaTour and Peat, 1980; Moutinho, 1987; Swan and Martin, 1981;Whipple and Thach, 1988).
 شناخت مشتریان و بازار هدف برای افزایش کیفیت رقابت پذیری، بسیار حائز است. بنابراین شناخت و فهمیدن انتظارات گردشگران و میزان رضایتمندی ایشان از عوامل کلیدی مهمی به شمار می روند.
 گنوس (۱۹۹۷) در رابطه با انگیزش و انتظارات مطرح می کند که، روی این موضوع در استراتژیهای بازاریابی به طور خاص بحث شده است. چراکه انتظارات، تاثیر معناداری بر روی فرایند تصمیم گیری بازدیدکننگان و رفتار مصرف کنندگان دارد (J. Gnoth, 1997.). همچنین کاکزینسکی (۲۰۰۸) مطرح می کند، این نقطه شروعی برای همهی تلاشهای بازاریابی است. اگر بازاریابها شناخت خوبی یا حتی درک درستی از نیازها و انتظارات گردشگران نداشته باشند، برای گسترش بازار خود با مشکلات جدی رو به رو خواهند شد (Kaczynski, 2008). براساس سازمان جهانی جهانگردی، چین یکی از کشورهای پیشتاز و اصلی در توسعه آینده گردشگری بین المللی است. بنابراین، در این پژوهش، انتظار داریم باتوجه به اهمیت مدیرت انتظارات گردشگران و رضایت و خوشنودی آنان، با مطالعه انتظارات گردشگران چینی و میزان رضایتمندی آنها از شهر اصفهان، بتوانیم اطلاعات مفید و کاربردی مهمی برای فعالان در این حوزه فراهم آوریم. در این فصل کلیاتی پیرامون تحقیق، ضرورت و اهمیت بررسی آن، اهداف و فرضیه های تحقیق و مدل مفهومی تحقیق بیان شده است. بیان مسئله با توجه به گسترش بازارهای جهانی، گردشگری بین المللی و حضور مقاصد گردشگری متعدد، فعالیت برای دستیابی به سهم بیشتری از بازار به شدت افزایش یافته است. نخستین و مهمترین اصل بازاریابی توجه به خواسته های مشتریان است. سازمانها بدون توجه به خواستهی مشتریان نمیتوانند به حیات خود ادامه دهند. البته قبل از مطرح شدن بازاریابی به عنوان یک علم، موسسات از همه نوع به ارضا نیاز و خواستهی مشتریان می پرداختهاند. پس آنچه در فلسفه جدید بازاریابی قابل توجه است نگاه به مسایل از دید مشتری است (Safari nejad & Rahimi, 1387). در قرن بیست ویکم، به هرحال، روابط کاملا رقابتی جهانی، چشم انداز و گسترهی کسب و کارها را تغییر داده است و اکنون هنگامهی “مدیریت انتظارات” فرا رسیده است. مدیریت انتظارات مشتری(CME)، همان چیزی که ما به طور عمیق در این تحقیق به آن خواهیم پرداخت، اکنون باید هسته اصلی کسب و کارها را در برگیرد. مدیریت انتظارات مشتریان، روش و راهکاری برای شناختن و سامان دادن به خواسته های مشتریان است که به محض آنکه از سوی سازمانها به اجرا درآمد، باید انتظارات مشتریان بدون استثنا برآورده شود. مدیریت انتظارات مشتریان، کلید دستیابی به مزیت رقابتی در قرن بیست ویکم به شمار میآید (S churter & Towers, 2006,1391). مشتریان راضی و خوشحال خیلی بیشتر از یک برنامه مالی و سرمایه گذاری برای سازمان سودآورند، خیلی بیشتر از یک برنامه نیروی انسانی برای کارکنان رضایت خاطر ایجاد می کنند و خیلی بهتر از یک سیستم بازاریابی و فروش برای شرکتها بازار فراهم میآورند. در میان آنچه مدیران باید بدانند، موضوع رضایت مشتریان بسیار حائز اهمیت است (Safari nejad & Rahimi, 1387). بنابراین مقایسه و بررسی انتظارات گردشگران قبل از سفر به ایران و رضایت آنان بعد از سفر به ایران برای شناسایی انتظارات آنها و اندازه گیری میزان رضایتشان و ادراکات آنها نسبت به ایران می تواند به عنوان ابزاری برای بازاریابی بین المللی به شمار رود. همچنین گیلبرت و وانگ (۲۰۰۳) پیشنهاد کردهاند که درک انتظارات مشتریان پیش نیاز ارائه خدمات با کیفیت است (به نقل از (Long & Liu, 2012)). انتظارات مشتریان، کلید اصلی دستیابی به رضایتمندی مشتریان است. درک اهمیت همه ابعاد جنبه های انتظارات مشتریان برای فعالیتهای بازاریابان و مدیران مقاصد گردشگری بسیار حائز اهمیت است. همچنین رضایتمندی مشتری برای موفقیت در بلند مدت بسیار اهمیت دارد. امروزه سهم و نقش برجسته و حیاتی قدرت اقتصادی کشور چین برکسی پوشیده نیست. هرچند وجه قالب و گرایش عمومی این کشور اقتصادی بوده و روند مربوط به تحولات و رشد سریع توسعه اقتصادی و اجتماعی؛ فرهنگ آن را دستخوش تغییرات و دگرگونی های بسیاری نموده است، ولی نباید فراموش کرد که وجود یکی از کهن ترین تمدن های بشری یعنی تمدن چینی، قدرت بالای جذب و بومی سازی سایر فرهنگ ها، تنوع نژادی و مذهبی و همچنین عناصر اخلاقی در کنار ویژگی های محیطی و مردمان سخت کوش ، آرام، صبور، باروحیهای سازگار و منضبط جاذبه های بسیاری برای تحقیق و تفحص اندیشمندان پایدار ساخته است. همچنین در کنار تنوع و تعدد قومی و فرهنگی و جریانات فرهنگی و مذهبی دیگر در منطقه شرق آسیا؛ نکته جالب توجه وجود نوعی تجانس فرهنگی و احساس تعلق به هویت مشترک در جواکع ساکن در شرق آسیاست که به صورت خصیصه هایی همچون نگرش اخلاقی به مذهب، رویکرد اقتصادی به مسائل فرهنگی و مذهبی و تسامح فرهنگی و مذهبی، پرهیز از منازعات و مناقشه های آشکار ظهور یافته است (Dashtaki, 1388).
 تحقیقات بازاریابی باید از نقطه نظر انتظارات گردشگران چینی مورد بررسی قرار گیرد، این تحقیقات باید پاسخی به موارد زیر باشد:
- مخاطبین ما چه کسانی هستند، هدف آنها از حضور در ایران چیست، در تعطیلات خود به دنبال چه چیزی هستند و شیوهی ارتباط ما باید با آنان چگونه باشد.
- ایران را چگونه دیدهاند، میزان رضایت آنها در چه حدی است؛ از چه چیزهایی لذت بردهاند و ما در چه بخشهایی بویژه کیفیت خدمات نیار به اصلاحات داریم.
با توجه به این که کشور چین در حال تبدیل شدن به یکی از قدرتمندترین کشورهای جهان از نظر گردشگری برون مرزی است، محدودیت های سفر دولت چین در حال تعدیل است. چین دارای نظام وضعیت مقصدهای تایید شده است که در آن مقصدها به رسمیت شناخته شدهاند و دولت چین آن ها را مشخص و آن کشور را به عنوان مقصد گردشگری اعلام میکند. با پیگیریهای جامعه تورگردانان و رایزن فرهنگی ایران در چین این تفاهم نامه به امضا رسید و از ۱۰ آگوست ۲۰۱۱ اجرا شد و ایران در فهرست ۱۱۱ کشور مورد تایید دولت این کشور قرار گرفت. تا قبل از اینکه چین وارد کشورهای گردشگر فرست شود همه فکر میکردند که آمریکاییها موجب رونق گردشگری کشورها میشوند اما حالا میگویند اگر چینیها به کشوری وارد شوند، گردشگری آن کشور رونق میگیرد (ماهنامه سفر، ۱۳۹۰). شهر اصفهان نیز به دلیل بهره فراوان از جاذبههای گرشگری، آثار معماری، بناهای تاریخی و فرهنگی غنی و میراثی گرانبها که برخی از آنها در یونسکو هم به ثبت رسیده است، از جمله شهرهای مهم شناخته شده برای گردشگران چینی محسوب میشود. بنابراین، در این پژوهش، انتظار داریم با مطالعه انتظارات گردشگران چینی و میزان رضایتمندی آنها از ایران– اصفهان، بتوانیم اطلاعات مفید و کاربردی مهمی برای مدیران سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، شهرداری اصفهان، شرکتها و آژانسهای خدمات مسافرتی، جامعه تورگردانان و هتلداران و بازاریابها فراهم کنیم. زیرا بازار گردشگران چینی، برای صنعت گردشگری و اقتصاد ایران در راستای چشم انداز ایران۱۴۰۴ بسیار مهم است. اهمیت و ضرورت موضوع از آنجایی که شمار گردشگران بین المللی (خروجی) چینی و سهم بازار آنها در اقتصاد به سرعت در حال افزایش است، شمار قابل توجهی از محققان در بسیاری از کشورها توجه جدی به این بازار دارند. متاسفانه تاکنون در کشور ما تحقیقات خاصی در زمینه گردشگران چینی شکل نگرفته است و این درحالی است که تحقیقات بازاریابی میتواند موجب درک عمیقتری از این نوع بازارها شود. وجود مولفه های زیر، توسعه و گسترش روابط و مبادلات فرهنگی از جمله گسترش گردشگری با کشور پهناور چین را میطلبد :
-
- تمرکز نزدیک به یک پنجم جمعیت جهان در آن.
- برخورداری از پیشینه تمدنی غنی و دارای جایگاه درخشان در ارائه خدمات ممتاز به پیشبرد فرهنگ و تمدن بشری در قرون گذشته و حال.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- توکل به خدا
- تعهد به اهداف
- اخلاص
- تعاون و همکاری
- خود نظارتی
- سخت کوشی
- برگزاری و شرکت در نماز جماعت
- کاردانی و تخصص
- خلاقیت و نوآوری
- حسن خلق
- نظام پاداش در برابر عملکرد
- شور و مشورت
- سعه صدر
- روابط صمیمی و دوستانه
- هدایت و حمایت مدیریتی
- احترام به قانون
- تنظیم شعائر اسلامی
۲۵- تلاش برای بهبود کیفیت و ارائه خدمات بهتر ۲-۲۰-۲۳ مدل پویای فرهنگی مری جو هچ (Merry Joe Hatch Model) هچ[۸۶] به تکمیل نظریه شاین پرداخته است. به عبارتی، عنصر «سمبل ها و نمادها» به مدل شاین اضافه شده است. دراین مدل که به گونه ای مدور است ، چهار مرحله مطرح شده است: تجلی، تحقق، نمادسازی و تاویل (هچ ، ۱۹۹۷)
 فرایند تجلی بیانگر این مفهوم است که چگونه انتظارات مختلف و بایدها و نبایدها در فرهنگ مطرح می شوند. به عبارت دیگر، این فرایند بیانگر این مفهوم است که چگونه ارزشها از مفروضات اساسی پدید آمده و به گونه ای ارزش خود را به فرهنگ تحمیل می کنند. در فرایند تحقیق باید در نظر داشت که شاین مصنوعات و ساخته های دست بشر را که در فرهنگ اثر گذارند، قابل درک ترین و قابل لمس ترین بخش فرهنگ می داند. در فرایند نماد سازی باید توجه داشت که نمادها مصنوع دست انسان اند. انسانها با توجه به مفروضات و ارزشهای خود چیزی را پدید می آورند که بیانگر مفهوم خاصی از یک فعالیت و رفتار می گردند .مطالعه فرایند نماد سازی در مدل پویایی فرهنگی بیانگر درگیری مستقیم است. در این مرحله در فرهنگ ها و سازمانها، انحصار به روش های خاص و با نمادهای خاص، واقعیت های شکل گرفته برای خود را بیان می کنند . مثلاً در مفهوم اجرای عدالت ممکن است مدیر سازمان خود را به شکل کارکنان درآورده و همانند آنان خواهان رفتارهای مساوی می شود . چنین عملی با ایستادن در صف انتظار غذا و یا دریافت حقوق و غیره تجلی می یابد. در فرایند تاویل، پژوهشگر به این نکته می پردازد که چگونه نمادها شکل می گیرند و قالب بندی می شوند و بر اساس راه های موجود و استدراکات اعضاء فرهنگ باید توجه داشت که در همین جاست که رویارویی فرهنگها با یکدیگر موجب گسترش مفهومی فرهنگها شده و به آنان توانایی بیشتر تاویل نمادها را داده، فرهنگ را به سوی تکامل سوق می دهد (فرهنگی، ۱۳۸۰) ارزشها مصنوعات مفروضات سمبل ها ۴ ۱ ۱- تحقق ۲- سمبل سازی (نمادسازی) ۳- مفروضات(تفسیر) ۴- تجلی (نشانه) شکل۲-۱۲: مدل پویای فرهنگ ۲-۲۰-۲۴ مدل دنیسون( Denison Model) یکی از جدیدترین و در عین حال کامل ترین مدلهای فرهنگ سازمانی، مدل دنیسون است که چون روش سنجش فرهنگ سازمانی این تحقیق، مدل مذکور می باشد به طور مفصل به توضیح مدل و کاربردهای آن پرداخته می شود. «دانیل آر دنیسون»[۸۷] پروفسور رفتار سازمانی دانشگاه میشیگان آمریکا در سال ۱۹۸۴ مطالعات گسترده ای را در زمینه فرهنگ سازمانی آغاز نمود. ثمره مطالعات وی کتابهای «فرهنگ و اثر بخشی سازمانی (۱۹۹۰)»، «تغییر فرهنگ سازمانی (۱۹۹۷)» و مقالاتی از جمله: «فرهنگ سازمانی و اثر بخشی سازمانی: آیا آسیا متفاوت از سایر نقاط جهان است؟(۲۰۰۳)». «نقش رهبران در شکل دهی فرهنگ سازمانی (۲۰۰۵)» «سرمایه اجتماعی در سازمان ها (۲۰۰۷)» و ده ها مقاله است که در مجلات معتبر دنیا به چاپ رسیده است .
 نتایج پژوهشهای مختلف انجام گرفته توسط دنیسون و همکاران وی، روشنگر این موضوع است که فرهنگ سازمانی اثر مستقیمی بر مقیاس های مختلف اثر بخشی و عملکرد سازمان ها دارد ودر نتیجه داشتن شناختی عمیق از فرهنگ موجود سازمان، جهت بهبود اثر بخشی آن از اهمیت بالائی برخوردار است. ۲-۲۱ ویژگیها، شاخصها و ابعاد فرهنگ سازمانی بر اساس مدل دنیسون
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱۰٫۱٫ روش تحلیل داده ها در این پژوهش تحلیل عاملی تأییدی با بهره گرفتن از تحلیل مسیر، برای آزمون معناداری در مورد عاملها صورت گرفته است. این تحلیل توسط مدل معادلات ساختاری و با با بهره گرفتن از نرمافزارهای آماری LISREL انجام شده است. در بررسی هر کدام از مدلها، قبل از تأیید روابط ساختاری میبایست از مناسب بودن و برازش مطلوب مدل اندازهگیری اطمینان حاصل نمود. که بدین منظور بایستی آماره و سایر معیارهای مناسب بودن برازش مدل مورد بررسی قرار گیرد.

۱۱٫۱٫ تعریف متغیرهای تحقیق شهرت: تعریف نظری : شهرت شرکت دارایی نا مشهود مهمی است که شرکت را برای ایجاد رابطه با مشتری قادر می سازد (Helm, T. Salminen, 2010,737) . تعریف عملیاتی : در این تحقیق متغیر شهرت با بهره گرفتن از پرسشنامه ای چهار سوالی و با بهره گرفتن از مفاهیمی همچون شناخته شده، شهرت خوب، صادق بودن و آشنا بودن مورد سنجش قرار گرفته است. وسعت: تعریف نظری: شرکت ها برحسب تعداد کارکنان، ارزش دارایی ها، مبلغ گردش سرمایه سالانه و میزان گردش مالی سالانه به بزرگ، متوسط و کوچک تقسیم می شوند (علامه و همکارانش، ۱۳۹۲، ۷۲). تعریف عملیاتی: در این پژوهش متغیر وسعت در پرسشنامه ای با چهار سؤال دارای مفاهیمی همچون وسیع، بزرگ ترین، حضور ناحیه ای و نقشی عظیم سنجیده شده است. کیفیت اطلاعات: تعریف نظری: در بر گیرنده ی تبادل الکترونیکی داده ها، اینترنت و شبکه جهانی به بهترین نحو تا از این طریق بر پیچیدگی فزاینده ی سیستم هایی که روابط خریدار – تأمین کننده را موجب می شوند، غلبه شود (ناطق، یعقوبی، ۱۳۸۵، ۱۰۲) تعریف عملیاتی: در این پژوهش متغیر کیفیت اطلاعات در پرسشنامه ای با هشت سؤال دارای مفاهیمی همچون اطلاعات صحیح، مفید، معتبر، کافی، به موقع، معتبر، کافی و مفید سنجیده شده است. ایمنی معامله: تعریف نظری : محافظت از اطلاعات و سیستم ها در برابر دخالت های غیرمجاز (رستگار، آقامحمدی،۱۳۹۰،۱۰۱). تعریف عملیاتی: در این تحقیق متغیر ایمنی معامله با بهره گرفتن از پرسشنامه ای چهار سؤالی و با بهره گرفتن از مفاهیمی همچون اقدامات ایمن، توانایی تحقیق، حفاظت اطلاعات و اطمینان مورد سنجش قرار گرفته است. ارتباطات: تعریف نظری: ارتباطات پیشرفته مانند اینترنت، ماهواره، رادیو و تلویزیون، دورنگار و پست تصویری و الکترونیکی در ظهور جامعه ی شبکه ای و آگاهی بین کشوری و پیوندهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی در سطح جهانی در شبکه ای به هم پیوسته، مؤثر بوده است (صادقی و همکارانش، ۱۳۸۵، ۶۲).
 تعریف عملیاتی: در این تحقیق متغیر ارتباطات با بهره گرفتن از پرسشنامه ای چهار سؤالی و با بهره گرفتن از مفاهیمی همچون آگاهی از پیشرفت ها، جوابگو بودن، ارائه اطلاعات و اطلاعات به موقع موردسنجش قرار گرفته است. توجیه اقتصادی:
 تعریف نظری: شاخص هایی از قبیل میزان رشد تولید ناخالص داخلیGDP، رشد در سرمایه گذاری خارجی و درآمد سرانه افراد مقدار توجیه اقتصادی را تعیین می کنند (جندقی، نظام زاده، ۱۳۸۹، ۹۴). تعریف عملیاتی: در این پژوهش متغیر توجیه اقتصادی در پرسشنامه ای با چهار سؤال دارای مفاهیمی همچون خدمات ارزشمند، قیمت های منطقی، قیمت های کمتر، مزایای بالاتراز حد انتظار سنجیده شده است. توصیه شفاهی: تعریف نظری :گفتگوهای غیررسمی مصرف کنندگان در مورد محصولات، خدمات و یا علامت های تجاری شرکت به عنوان توصیه ی شفاهی شناخته شده است (Nguyen, Romaniuk, 2013, 25). تعریف عملیاتی : در این تحقیق متغیر توصیه دهان به دهان (شفاهی) با بهره گرفتن از یک پرسشنامه ای چهار سؤالی و با بهره گرفتن از مفاهیمی همچون مفید بودن، استفاده آسان، قابل اطمینان و بی ارزشی مورد سنجش قرار گرفته است. تضمین ساختاری: تعریف نظری: تضمین ساختاری محیطی به وجود می آورد که دانش از طریق آن، خلق و آماده ی ورود به محیط می شود (کردآبادی، ثابت، ۱۳۹۲، ۸). تعریف عملیاتی: در این پژوهش متغیر تضمین ساختاری در پرسشنامه ای با چهار سؤال دارای مفاهیمی همچون ایمنی کافی، حفاظت در برابر مشکلات، ایمنی در برابر استفاده، ایجاد محیط پایدار سنجیده شده است. سهولت استفاده درک شده: تعریف نظری : به عنوان درجه ای که فرد معتقد است با بهره گرفتن از یک سیستم خاص می تواند بازده کار خود را افزایش دهد، تعریف شده است(Saade’ et al., 2005,317). تعریف عملیاتی : در این تحقیق متغیر سهولت استفاده ، با بهره گرفتن از پرسشنامه ای سه سؤالی و با بهره گرفتن از مفاهیمی همچون یادگیری آسان، به دست آوردن مهارت و استفاده آسان مورد سنجش قرار گرفته است. سودمندی درک شده: تعریف نظری : به عنوان درجه ای از اعتقاد فرد به سیستمی خاص که فاقد تلاش است، می باشد. اگر افراد درک کنند استفاده از فن آوری جدید آسان است، بیشتر احتمال استفاده آن وجود دارد (Saade’ et al., 2005,318). تعریف عملیاتی : در این تحقیق متغیر سودمندی با بهره گرفتن از پرسشنامه ای سه سؤالی و با بهره گرفتن از مفاهیمی همچون ارتقاء عملکرد، سادگی معاملات و فایده در معاملات سهام مورد سنجش قرار گرفته است. اعتماد: تعریف نظری :اعتماد تمایل یک طرف برای حساس بودن به عملکرد طرف دیگر است. در معاملات تجاری به خصوص آنلاین و موبایل، اعتماد به دلیل درجه ی بالای عدم اطمینان و خطرات مربوطه، نقش اساسی بازی می کند (Lin et al., 2011, 616) . تعریف عملیاتی : در این تحقیق متغیر اعتماد با بهره گرفتن از پرسشنامه ای هشت سؤالی و با بهره گرفتن از مفاهیمی همچون قابل اعتماد بودن، سود دهی، وفاداری به عهد، اعتماد به اطلاعات، وفاداری به تعهدات، قابل اعتماد بودن، فرصت طلب نبودن و قابل پیش بینی بودن مورد سنجش قرار گرفته است. قصدخرید: تعریف نظری: انعکاس دهنده تمایل مشتری به خرید از طریق پایگاه اینترنتی است (نظری و همکارانش، ۱۳۹۱، ۱۲۹) . تعریف عملیاتی: در این تحقیق متغیر قصدخرید با بهره گرفتن از پرسشنامه ای چهار سؤالی و با بهره گرفتن از مفاهیمی همچون خوش شانسی، فرصت خوب، احتمال و فرصت مناسب مورد سنجش قرار گرفته است. تبلیغ شفاهی:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
-فشار بالا در درجه حرارت متوسط اثر سینرژیستی دارد. افزایش فشار غیرفعال شدن میکروارگانیسمها در دمای بالا به تاخیر می اندازد. در دمایCº ۴۶۱۲ سرعت غیرفعال شدن سلولهای E.coli در فشار ۴۱۱ اتمسفر کمتر ازفشار ۰ اتمسفر است. فشار بالا همچنین سبب فعال یا غیر فعال شدن آنزیمها میشود . فعالیت سوکسیناتدهیدروژنازها ، فورمات ومالات در E.coli ، با افزایش فشار کاهش میابد . استفاده و تاثیر مشخص وبارز این روش در غیرفعال کردن میکروارگانیسمهای پاتوژن آنزیمها درآبمیوه ها،خصوصا آب سیب وپرتقال می باشد . اثرگذاری این تیمار روی فعالیت پلی فنل اکسیداز درآب سیب وپکتین استراز درآب پرتقال مشخص می باشد. فعالیت پکتین استراز باقیمانده در آب پرتقال در شرایط فشار ۴۵۱ اتمسفر، دمایCº ۵۱ ودر زمان ۳۱ دقیقه حدود ۰% اندازه گیری شده که در مقایسه با ۰۹ % در شرایط فشار ۴۵۱ اتمسفر،دمایCº ۴۱ وزمان ۶۱ دقیقه نتیجه مطلوب ومناسبی است. همچنین فعالیت پلی فنل اکسیداز در آب سیب پس از تیمار درفشار ۴۵۱ اتمسفر،دمایCº ۵۱ و زمان ۶۱ دقیقه حدود ۲%محاسبه شده است .
 -ایزوآنزیمهای مقاوم به فشار عامل فعالیتهای پس از فرایند فشار هستند. غیر فعال کردن آنزیمها در این روش برگشت ناپذیر است وآنزیمها دردوره نگهداری نمی توانند دوباره فعال شوند. HPPبه عنوان تکنولوژی سودمندی برای غیرفعال کردن آنزیمها درآبمیوه ها ثبت گردیده، فشار بالاتر از ۴۱۱ اتمسفربا حرارت ملایم کمتر ازCº ۵۱ همراه شده ودر نتیجه غیرفعال کردن آنزیمها تسریع یابد. تاثیر HPP در سرعت ومیزان دناتوراسیون برگشت ناپذیر آنزیمها به ترکیب وساختار آنزیم، pH ، فشارودما بستگی دارد (Heinz et al., 2010). ۱-۱۱-۲- استفاده از فشار بالا در فرآوری مواد غذایی از فرآوری در فشار بالا می توان برای افزایش زمان نگهداری موادغذایی،انجماد زدایی موادغذایی منجمد ونگهداری مواد غذایی بدون استفاده از انجماد استفاده نمود. با بهره گرفتن از فشارهای مناسب ، میکروارگانیسمها ، اسپورها وآنزیمهای نامطلوب غیرفعال شده ودر نتیجه زمان نگهداری مواد غذایی افزایش می یابد . ۱-۱۱-۳- اثر فرایند HPP بر مواد غذایی مختلف در میوه ها :این فرایند می تواند رنگ طبیعی وشفاف،خصوصیات بافت وطعم طبیعی میوه ها را برای مدت طولانی حفظ کند.استفاده صحیح ودقیق این روش امکان فرآوری بسیاری از فراورده های میوه ای تازه را فراهم می کند، مانند قطعه های میوه در آبمیوه ، ژل میوه ای.آب گریپ فروتی که با این روش تهیه شود، فاقد طعم تلخ لیمونین خواهدبود که در فرآوری متداول حرارتی وجود دارد. اگر میوه هایی نظیر هلو و گلابی به مدت ۳۱ دقیقه در فشار ۴۰۱۱ اتمسفر فرآوری شوند، حالت استریل خود را تا ۵ سال حفظ خواهند نمود. طعم آب مرکباتی که بدون پاستوریزه شدن تحت تیمار فشار قرار گرفته اند همانند میوه تازه بوده و ویتامین C آنها حفظ می شود و تا ۶ ماه قابلیت نگهداری دارند. در فرآورده های گوشتی، اگر چه HPP در غیرفعال کردن باکتریهای مسمومیت زا مانند Listeria ، Salmonella و E.coli اثر قابل ملاحظه ای دارد،تاکنون صنعت گوشت در زمینه کاربرد HPP وسعت چندانی نیافته است. استفاده از HPP هزینه بالایی دارد ، همچنین HPP روی خواص حسی گوشت اثرگذار است واغلب باعث تسریع دناتوراسیون پروتینهای گوشت می شود.با این وجود استفاده از HPP در غذاهای آماده گوشتی مثل همبرگر وسالامی موفقیت آمیز بوده است . در فرآورده های لبنی ، فرایند HPP ،علاوه بر هزینه زیادی که دارد،در مورد تأمین سلامت فرآورده لبنی قابل رقابت با فرایند حرارتی نیست . HPP بیشتر در فرآوری پنیر،اصلاح حالت کف کنندگی،امولسیفیه کردن و اصلاح خصوصیات ژله ای شدن پروتینهای شیر استفاده می شود . در انتها برای ارزیابی فناوری فشار بالا می توان گفت؛ مزیت عمده این روش غیر فعال شدن آنزیمها بدون تخریب مواد مغذی و تغییر طعم وبافت مواد غذایی می باشد،همچنین همراه با برخی اثرات مطلوب می باشد. واز محدودیت های آن،مشکل فنی نصب لوله های مقاوم به فشار بسیار بالا ،نیاز به سرمایه گذاری بالا و عدم کفایت این روش برای غیر فعال کردن برخی اسپورها می باشد . ۱-۱۲- میدانهای الکتریکی پالسی قوی از میدان الکتریکی با پالسهای کوتاه و مقیاس زمانی بین میکروثانیه و میلی ثانیه جهت سالم سازی مواد غذایی مایع استفاده می شود . در این روش ماده غذایی ممکن است تحت شرایط محیطی و یا دماهای پایین )سرد شده ) فرآوری گردد. جهت به حداقل رسیدن فرایند حرارتی در روش استفاده از میدانهای الکتریکی پالسی، ماده غذایی در زمانی کوتاه و با صرف انرژی کم فرآوری می گردد (Espina et al., 2013) . ۱-۱۲-۱- سیستم های فرآوری در میدانهای الکتریکی پالسی قوی -سیستم فرآوری در میدانهای الکتریکی پالسی قوی از اجزای مختلفی تشکیل شده اند که عبارتند از: منبع انرژی، خازن ذخیره سازی، کلید، محفظه واکنش، پروب ولتاژ، پروب جریان برق، پروب درجه حرارت و نیز تجهیزات بسته بندی اسپتیک. جهت شارژ نمودن خازن از یک منبع انرژی استفاده می شود. وظیفه کلید نیز تخلیه انرژی ذخیره شده در خازن به ماده غذایی موجود در محفظه واکنش است. سیستم کلید ممکن است ایجاد جرقه و اشتعال جیوه، جرقه گاز، ویا آهنربا باشد.در این روش ممکن است ماده غذایی در یک محفظه ثابت قرار گیرد ویا ازطریق یک سیستم مداوم به داخل محفظه پمپ گردد. محفظه های ثابت برای مطالعه اولیه در سطح آزمایشگاهی مناسب هستند،ولی در مقیاس پایلوت و یا تولید صنعتی استفاده از منبع مداوم توصیه می شود. قدرت میدان الکتریکی، ولتاژ و شدت جریان نیز به کمک سیستم نمایش نوسانات اندازه گیری می شوند. در مرحله بعد ماده غذایی فرایند شده در ظروف کوچک ویا به میزان انبوه در ظروف بزرگتر به روش اسپتیک بسته بندی می گردد. جهت افزایش زمان نگهداری توصیه می شود ماده غذایی فرایند شده در درجه حرارتهای سرد نگهداری شود . -در فرآوری مواد غذایی به کمک میدانهای مغناطیسی ممکن است حرارت نیز تولید شود. معمولا در داخل سیستم وسیله ای جهت خنک کردن محفظه واکنش تعبیه شده است . یکی از اجزای مهم و پیچیده این سیستم، محفظه واکنش است. تا به حال انواع مختلفی از محفظه های ثابت و مداوم طراحی شده اند . در مطالعات اولیه این نوع سیستم ها از محفظه های واکنش ثابت استفاده می شده است، ولی بعدها محفظه های مداوم ومتحدالمحور طراحی شده و گسترش پیدا کردند. ترتیب قرار گرفتن الکترود نیز در نابودی میکروارگانیسمها مؤثر است .از محفظه هایی با ظرفیت بالاتر می توان در مقیاس صنعتی استفاده نمود . اجتناب از تجزیه دی الکتریک مواد غذایی در این سیستم امری مهم می باشد. آن دسته از مواد غذایی که نسبت به تجزیه دی الکتریک حساس هستند جهت فرآوری در سیستم میدان الکتریکی مناسب نمی باشند. خطر تجزیه دی الکتریک یکی از عوامل محدودکننده کاربرد میدانهای الکتریکی پالسی بخصوص برای مواد غذایی مایع است . همچنین، این سیستم جهت فرآوری مواد غذایی حاوی کف )به دلیل حساسیت حبابهای هوا به تجزیه دی الکتریک( مناسب نمی باشد .این روش در افزایش زمان نگهداری و کیفیت محصولات مایع مانند آب پرتقال، شیر پس چرخ، آب سیب، تخم مرغ مایع وهمچنین سس پنیر وسالسا موثر عمل می کند . ۱-۱۲-۲- اثرات بیولوژیکی و کاربردهای میدانهای الکتریکی پالسی در نگهداری مواد غذایی شیری که با بهره گرفتن از میدانهای الکتریکی پاستوریزه می شود، معایب شیری که به روش حرارتی پاستوریزه شده است را ندارد Getchell. در سال ۱۹۳۵ نوعی فرایند پاستوریزاسیون الکتریکی با ظرفیت ۱۱۰ گالن در ساعت برای شیر معرفی نمود که یک روش ساده، انعطاف پذیر، مقرون به صرفه، سریع و قابل اطمینان می باشد. در این روش با عبور جریان الکتریکی از داخل شیر حرارت لازم برای غیرفعال شدن میکروارگانیسمها ایجاد میگردد. البته استفاده از PEF جهت پاستوریزاسیون شیر به دو دلیل کمتر مورد توجه قرار گرفته است : الف( ناتوانی در طراحی تجهیزاتی که بتوان به کمک آنها دمای شیر را کنترل کرد؛ ب( عدم کفایت ظرفیت سیستم جهت فرآوری حجم زیادی از شیر . اگرچه روش های پاستوریزاسیون حرارتی و الکتریکی میکروارگانیسمها را غیر فعال می کنند، اما کیفیت شیری که به روش حرارتی پاستوریزه شده است در مقایسه با روش الکتریکی )از نظر حفظ تازگی طبیعی( پایین تر می باشد .باکتریهای گرم مثبت و سلولهای رویشی در مقابل PEF نسبت به باکتریهای گرم منفی مقاومت بیشتری دارند، و مخمرها نسبت به باکتریها حساسترند. سلولهای رویشی بیشتر از اسپورها در معرض PEF قرار می گیرند. همانند روش HPP ،قابلیت عملکرد PEF در ترکیب با روش های دیگر افزایش می یابد. روش های کمکی مانند افزودن ترکیبات آنتی میکروب مثل نیسین، ارگانیک اسید، کاهش pH وحرارت ملایم. تمام این عوامل اثر سینرژیستی روی قابلیت PEF دارند.اگر چه باکتریهای رویشی در میدانهای الکتریکی غیر فعال می شوند،اما اسپورهای Basillus.cereus و Basillus.polymyxa حتی در میدانهای الکتریکی با شدت kv/cm 30 مقاوم هستند. البته، اسپورها پس از رویش به میدانهای الکتریکی حساس خواهند شد . پالسهای الکتریکی بر جوانه زنی اسپورها اثری ندارند و لذا آنها را غیرفعال نمی کنند. اگر بتوان جوانه زنی اسپورها را با سایر روشها تحریک کرد، سلولهای رویشی حاصل با پالسهای الکتریکی غیرفعال خواهند شد. سیمپسون و همکارانش گزارش کرده اند که با ترکیبی از لیزوزیم و پالسهای الکتریکی تعداد اسپورهای Basillus.subtilis تقریبا ۵ سیکل لگاریتمی کاهش می یابد. لیزوزیم احتمالاپوشش اسپورها را حل کرده و سبب حساسیت سلول به میدان الکتریکی می شود. بنابراین،با ترکیبی از میدان الکتریکی و سایر روشها می توان اسپورها را نیزغیرفعال کرد. استفاده از روش ترکیبی در غیرفعال نمودن میکروارگانیسمها در آب میوه ها به ویژه در آب سیب مورد بررسی قرار گرفته است. به این ترتیب اثرضد میکروبی PEF در آب سیب هنگامی که بابرخی از ادویه ها و روغنهای اساسی آنها همراه شده، بسیار مؤثر گزارش شده است . -تاثیر دو ادویه میخک و نعناع در ترکیب با روش PEF در غیرفعال سازی میکروارگانیسمها مسلم است. هنگامی که از پودرهای دارچین، زردچوبه، جوزهندی، هل و فلفل قرمز به مقدار w/w 2% در دمایCº ۴۵ استفاده شد،در تعداد میکروارگانیسمها log3-2 کاهش مشاهده شد. هنگامی که از نعناع به مقدار ۰۱۸ % و در دمایCº ۴۵ استفاده شد،جمعیت کاهش یافته به log6 رسید .روغن میخک آنتی میکروب بسیار مؤثری است، هنگامی که غلظت روغن میخک در آب سیب %۱۱۹ است، در دمای اتاق کاهش بار میکروبی به log5.3 می رسد. غیرفعال شدن میکروارگانیسمها هنگامی که از ادویه و حرارت با هم استفاده شود بیشتر است. اما بیشترین تاثیر هنگامی مشاهده شد که روغن میخک و عصاره نعناع با PEF (40 pulses of 90 kv/cm ) استفاده شدند. اثرگذاری ادویه ها در غیر فعال کردن میکرو ارگانیسمها در آب سیب همراه با PEF و همچنین بدون آن در جدولهای ذیل آمده است.مکانیسم غیرفعال شدن میکروارگانیسمها رادر روش PEF مربوط به تخریب الکتریک غشاهای بیولوژیکی می دانند (Vega-Mercado et al., 1997) . ۱-۱۲-۳- اثر میدانهای الکتریکی پالسی بر آنزیمها فعالیت آنزیمهای لیپاز و آمیلاز در میدان الکتریکی با شدت kv/cm 30 متوقف نمی شود. سلولهای E.coli که در اثر میدان الکتریکی غیرفعال شده اند توانایی ساخت بتا گالاکتوزیداز را از دست می دهند. البته، فعالیت بتاگالاکتوزیداز در سلولهای “اشرشیا کلی” که با بنزن گرم خانه گذاری شده اند ، تحت تاثیر میدان الکتریکی قرار نمی گیرد. هیچ کاهش قابل توجهی در فعالیت NADH دهیدروژناز، سوکسینیک دهیدروژناز و هگزوکیناز پس ازاعمال میدان الکتریکی مشاهده نمی شود . میکروارگانیسمهای سایکروتروف می توانند مشکلات کیفی در شیرهای یخچالی ایجاد کنند. سودوموناس یک باکتری سایکروتروف است که پروتئاز تولید می کند. پروتئازها به کازئین و پروتینهای آب پنیر حمله کرده و شیر نگهداری شده در دمایCº ۴ را تلخ و منعقد می کنند. Vega و همکارانش غیرفعال شدن یک پروتئاز به دست آمده از “سودوموناس فلورسنس” را مطالعه کردند. پروتئاز پس از ۹۱ پالس با شدت ۱۱۹۵ HZ و در میدان الکتریکی با شدت ۰۸ kv/cm در یک سیستم مدل حاوی Tryptic soy broth وعصاره مخمر تا %۸۱ غیرفعال می شود. البته، سرعت غیرفعال شدن پس از ۲۸ پالس با شدت پالس Hz 2 و شدت میدان الکتریکی ۰۴ kv/cm در شیر پس چرخ ۶۱ % بوده است. شدت میدان بالا( ۹۵ kv/cm )و شدت پالس ۱۱۶ kw/cm ) )حساسیت پروتینهای شیر پس چرخ به پروتئولیز را افزایش می دهند. آنزیم فسفاتاز قلیایی به عنوان شاخص کفایت حرارتی پاستوریزاسیون کاربرد دارد. فعالیت فسفاتاز قلیایی با بهره گرفتن از ۰۱ پالس با شدت میدان الکتریکی ۰۸۱۸ kw/cm به میزان ۶۱ % در شیر خام و شیر ۹% چربی و به میزان ۶۵ % در شیر بدون چربی کاهش می یابد. اگرچه فسفاتاز قلیایی طبیعی نسبت به هضم تریپسین مقاوم است اما تیمار با میدان الکتریکی فسفاتاز قلیایی را برای تریپسین قابل هضم می سازد (Barbosa-Canovas et al., 1999). ۱-۱۳- استفاده از ترکیبات شیمیایی و بیو شیمیایی در نگهداری مواد غذایی افزودنیها بنا به دلایل مختلفی در مواد غذایی مورد استفاده قرار می گیرند. این دلایل عبارتند از: افزایش زمان ماندگاری، ایجاد رنگ، ایجاد طعم، بهبود بافت و یا ارزش تغذیه ای ماده غذایی . بر اساس تعریف وزارت دارو و غذای امریکا از نگهدارنده های شیمیایی، نگهدارنده شیمیایی عبارت است هر نوع ماده شیمیایی که وقتی به ماده غذایی افزوده شود سبب افزایش طول عمر ویا به تعویق انداختن زمان فساد آن می گردد. البته،این مواد شامل نمک طعام، شکر، سرکه ها، ادویه ها و روغنهای حاصل از آنها و نیز موادی که ماده غذایی به طور مستقیم در معرض آنها قرار داده می شود نظیر ترکیبات دودی حاصل از چوب و یا مواد شیمیایی آفت کش و حشره کش نمی شود (Davidson et al., 2007) . ۱-۱۳-۱- ترکیبات شیمیایی با خواص ضد میکروبی اسیدهای آلی: یکی از بهترین روش های ممانعت از فعالیت میکروارگانیسمهای مشکل ساز در دمای اتاق کاهش pH است. این کار توسط افزودن اسیدهای آلی مثل : *اسید بنزوئیک: یکی از قدیمیترین مواد شیمیایی مورد استفاده در مواد غذایی، دارویی و آرایشی اسید بنزوئیک است. نمک سدیم اسید بنزوئیک به صورت طبیعی در آلوی خشک، دارچین، تمشک، سیب، توت فرنگی و ماست وجود دارد. برخی از مواد غذایی که به کمک اسید بنزوئیک و بنزوات سدیم قابل نگهداری هستند عبارتند از: آبمیوه ها، شربت سیب، نوشیدنیهای کربناته و غیر کربناته، محصولات آردی پخته شده، سسهای سالاد، مارگارین، کچاپ گوجه فرنگی، سالاد میوه، ساورکرات، مربا و ژله. اسد بنزوئیک و بنزوات سدیم به عنوان قارچ کش نیز عمل می کنند و جهت جلوگیری از بیماریهای پس از برداشت میوه ها و سبزیها به کار می روند. اسید بنزوییک وبنزوات سدیم جزو لیست GRAS1 بوده و بهترین افزودنی جهت نگهداری مواد غذایی با pH کمتر از ۴۱۵ می باشند. در غذاهای اسیدی بنزوات به عنوان ترکیب ممانعت کننده از رشد کپک و مخمر عمل می نماید . اسید سوربیک: اسید سوربیک نیز یک ترکیب طبیعی در مواد غذایی است که نمکهای پتاسیم، سدیم و کلسیم آن برای نگهداری مواد غذایی استفاده می شود. حداکثر مصرف مجاز سوربات در مواد غذایی ۱۱۹ % است. بیشترین اثراسید سوربیک در pH زیر ۶ ظاهر می شود . بیشتر بر کپک و مخمر مؤثرند. باکتریهای حساس به سوربات عبارتند از: St.aureus ، Salmonella ، Coliform ها ، باکتریهای سایکروتروف عامل فساد و Vibrio.parahaemolyticus .وجود سوربات تخریب حرارتی اسپورها را تسهیل می کند . فعالیت آنزیمهایی نظیر سوکسینات، دهیدروژناز، فوماراز و آسپارتاز به کمک سوربات متوقف می شود. در فرآورده های لبنی مخصوصا پنیر، کیک و کلوچه، سبزیهای تخمیری، میوه های خشک شده و مربا و ژله، نوشیدنیها، مایونز و فرآورده های گوشت و ماهی نظیر ماهی شور شده و دودی و سوسیسهای خشک کاربرد دارد. همچنین، به عنوان ماده ضد بوتولیسم در فرآورده های گوشتی به کار می روند. با توجه به خطرزا بودن نیتریت و نیتروزآمینها برای سلامت مصرف کننده، می توان با استفاده توام از سوربات و نیتریت غلظت نیتریت مصرفی را در فرآورده های گوشتی کاهش داد . * اسید پروپیونیک: نمکهای اسید پروپیونیک طعم پنیری در محصول بوجود می آورند. پروپیوناتها در pH بالای ۵۱۵ اثر می کنند. به طور طبیعی در پنیر و دستگاه گوارش نشخوارکنندگان وجود دارد. اثر ممانعت کنندگی روی کپکها دارند . * اسید استیک: جزو لیست GRAS بوده و به عنوان ماده اسیدی کننده و طعم دهنده در میوه ها و سبزیهای کنسرو شده، مایونز، سسهای سالاد و سوسیسها کاربرد دارد. اثر ممانعت کنندگی اسیداستیک روی باکتریها به مراتب شدیدتر از کپکها و مخمرهاست. این اسید از رشد کپکهای Aspergillus و Rhizopus در نان جلوگیری می کند . * اسید سیتریک: مهمترین اسید آلی مورد استفاده در صنایع غذایی است . از اسید سیتریک به عنوان نمونه استاندارد در بررسی اثر سایر اسیدها بر مواد غذایی استفاده می شود. این اسید یک پیش ساز دی استیل محسوب می شود، لذا از آن جهت بهبود طعم فرآورده های لبنی کشت داده شده استفاده می شود. در مواد غذایی نظیر بستنی، شربت، سسهای سالاد، میوه های نگهداری شده، مربا و ژله استفاده می شود . * اسید لاکتیک: نوعی افزودنی GRAS است که در ساخت شیرینیها، افزودنیهای لبنی و فرآورده های گوشتی، آبجو، شراب، نوشیدنیها، فرآورده های پخته شده غلات و لاکتیلاتهای کلسیم و پتاسیم که جهت بهبود خواص خمیر در صنایع غلات کاربرد دارند استفاده می شود .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۲-۳-۳-۲- ترکیب مالکیت و سهامداری مدیران
در میان سهامداران درونی آنچه مورد توجه کارشناسان و از نکات چالش برانگیز در مبحث حسابداری است عمدتاً سهم مدیران از مالکیت شرکت است زیرا این گروه از یک سو به اطلاعات درونی و اخبار پنهانی شرکت دسترسی دارند و از سوی دیگر از قدرت تصمیمگیری برخوردارند. به همین دلیل حساسیت اصلی در رابطه با مالکیت افراد داخل سازمان، اغلب بیش از سایر کارکنان، معطوف مدیران ردههای مختلف میباشد. اگرچه لااقل بخشی از کارکنان هر شرکت در زمره دارندگان اطلاعات نهانی قرار دارند و رفتارهای معاملاتی آنها نیز باید به دقت مورد توجه دستاندرکاران و فعالان بازار قرارگیرد. در این رابطه مطالعه ای که در ژاپن صورت گرفته بیانگر این بوده است که در کل افزایش مالکیت سهامداران داخلی موجب کاهش تضاد منافع بین مدیران و سهامداران می شود و مالکیت اعضای هیأت مدیره بر عملکرد شرکت تأثیر مثبت دارد. به عبارت دیگر، برخلاف ایالات متحده، عملکرد شرکتهای ژاپنی به موازات افزایش مالکیت مدیران افزایش مییابد (پاشنر، ۱۹۹۳)[۱۰۷].

۲-۲-۳-۳-۳- ترکیب مالکیت و سهامداران نهادی و عمده
در خصوص رابطه سهامداران عمده و نهادی با بازده و ارزش شرکت مطالعات گوناگونی انجام شده و بر حسب شرایط مختلف اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی به نتایج گوناگونی دست یافتهاند. در برخی تحقیقات دولت از منظر یک سرمایهگذار عمده مورد توجه قرار گرفته و در برخی دیگر نقش مالکیتی دولت فراتر از صرفاً یک سهامدار مورد توجه قرار گرفته است. در گزارش حاضر رویه اول بهکار گرفته شده و مالکیت دولتی در کنار مالکیت سایر نهادها و مالکان عمده مورد بررسی قرار گرفته است. سهامداران ﻧﻬﺎﺩﻱ ﻣﺤﺮﻙﻫـﺎﻳﻲ ﺑـﺮﺍﻱ ﺑﻬﺒـﻮﺩ ﻋﻤﻠﮑـﺮﺩ ﺩﺍﺭﻧﺪ. ﻋﻼﻭﻩ ﺑﺮ ﺍﻳﻦ ﺁﻧﻬﺎ ﺗﻮﺍﻥ ﺗﻨﺒﻴﻪ ﻣﺪﻳﺮﺍﻧﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺟﻬﺖ ﻣﻨﺎﻓﻌﺸﺎﻥ ﺣﺮﮐﺖ ﻧﻤﻲﮐﻨﻨـﺪ ﺭﺍ نیز ﺩﺍﺭﺍ ﻣﻲﺑﺎﺷﻨﺪ. به طور کلی دو نگرش در مورد سرمایه گذاران نهادی وجود دارد. ﻓﺮﺿﻴﻪ ﻧﻈﺎﺭﺕ ﮐﺎﺭﺁﻣﺪ[۱۰۸]ﺑﻴﺎﻥ ﻣﻲﮐﻨـﺪ ﮐـﻪ ﺑـﺎ ﺳـﺮﻣﺎﻳﻪﮔـﺬﺍﺭﻱ ﺑﻴـﺸﺘﺮ ﺳـﻬﺎمداران ﻧﻬـﺎﺩﻱ، ﻧﻈـﺎﺭﺕ ﮐـﺎﺭﺍﺗﺮﻱ ﺗﻮﺳـﻂ ﺁﻧﻬـﺎ ﺍﻋﻤـﺎﻝ ﻣـﻲﺷـﻮﺩ ﻭ ﺍﺧﺘﻼﻓـﺎﺕ ﻋﻘﻴـﺪﻩ ﻭ ﻣﺸﺎﺟﺮﺍﺕ ﻧﻤﺎﻳﻨﺪﮔﻲ ﺑﻪ ﺍﺣﺘﻤﺎﻝ ﻗﻮﻱ ﺑﺮﻃﺮﻑ ﻣﻲﮔﺮﺩﺩ. ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑـﻞ، ﻓﺮﺿـﻴﻪ ﻫﻤﮕﺮﺍﻳـﻲ ﻣﻨـﺎﻓﻊ ﺑﻴـﺎﻥ ﻣﻲﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺳﻬﺎﻣﺪﺍﺭﺍﻥ ﻧﻬﺎﺩﻱ ﺑﺰﺭﮒ، ﺍﺗﺤﺎﺩ ﻭ ﭘﻴﻮﺳﺘﮕﻲ
 ﺍﺳﺘﺮﺍﺗﮋﻳﮑﻲ ﺑﺎ ﻣـﺪﻳﺮﻳﺖ ﺩﺍﺭﻧـﺪ. ﺩﺭ ﺳـﻄﻮﺡ ﺑـﺎﻻﻱ ﻣﺎﻟﮑﻴـﺖ، ﺳﺮﻣﺎﻳﻪﮔﺬﺍﺭﺍﻥ ﻧﻬﺎﺩﻱ حتی ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﻫیأﺕ ﻣﺪﻳﺮﻩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﺧﺬ ﺗﺼﻤﻴﻤﺎﺕ ﻏﻴﺮﺑﻬﻴﻨﻪ ﺗﺮﻏﻴـﺐ ﮐﻨﻨـﺪ ( حساس یگانه و دیگران ،۱۳۸۷ : ص۲۳). سرمایه گذاران نهادی نسبت به سرمایه گذاران فردی، بیشتر قادر به شناسایی و تجزیه سریع اجزای تشکیل دهنده گزارشهای اطلاعات مالی برای ارزیابی مجدد درستی سود گزارش شده میباشند. سرمایه گذاران نهادی به سایر منابع ارزشمند و به موقع اطلاعات خاص شرکت، دسترسی دارند، و از انگیزه، زمان و مهارت کافی برای تحتنظر قرار دادن رفتارهای فرصتطلبانه مدیران برخوردارند. در واقع این سرمایه گذاران حرفهای نسبت به سرمایه گذاران غیرحرفهای، بیشتر قادر به تشخیص کیفیت گزارشهای حسابرسی میباشند (بلسم و همکاران ۲۰۰۲ )[۱۰۹].
 به عقیده برخی صاحبنظران، وجود سهامداران عمده در شرکت از یک سو زمینهها و انگیزههای نظارت بر عملکرد مدیران را تقویت می کند و از سوی دیگر، گاهی به دلیل عدم انطباق منافع و اهداف سهامداران بزرگ با منافع و انتظارات سهامداران خرد، هزینههای کنترل و همسو کردن خواستههای سهامداران عمده با منافع سایر سهامداران افزایش مییابد (وانگ و ژئو ۲۰۰۶)[۱۱۰].
۲-۲-۳-۳-۴- رابطه ساختار مالکیت با کارایی بازار سرمایه
ساختار مالکیت از آن جهت با درجه کارایی بازار سرمایه ارتباط پیدا می کند که بالاتر بودن درجه کارایی بازار و افشای کامل، دقیق و بهنگام اطلاعات شرکتها در بازار میتواند تأثیرات منفی ترکیب مالکیت را در مواردی مانند هزینه نمایندگی، اختلاف قیمتهای پیشنهادی خرید و فروش و غیره کاهش دهد. بهویژ در حالتی که بحث بر سر مالکیت مدیران و مالکیت درونی یا سهامداری دارندگان اطلاعات نهانی و معاملات این گروهها روی سهام شرکت باشد. اگر بنا به فرض پذیرفته شود که تئوری بازار کارا از نوع قوی و منعکس کننده تمام واقعیات شرکت و قیمتی واقعی باشد که تأثیر تمام اطلاعات مثبت و منفی شرکت را با خود دارد در این صورت ترکیب مالکیت حداقل تأثیرات منفی بالقوه را در قیمت سهام در بازار خواهد داشت. در چنین وضعیتی هیچ گروه از مالکان شرکت قدرت تأثیرگذاری و اعمال نفوذ در قیمتهای بازار سهام شرکت را نخواهند داشت. به هرحال واقعیت این است که هیچ بازاری به طور کامل کارا نیست و هر چه درجه ناکارایی بیشتر باشد قدرت اعمال نفوذ سهامداران عمده، نهادی و داخلی بر تصمیمات شرکت و تأثیرگذاری آنها در تعیین قیمتهای سهام در بازار افزایش خواهد یافت (پاشنر، ۱۹۹۳).
 ۲-۲-۴- رابطه بین محافظه کاری و بازده سرمایه گذاری یکی از عوامل مؤثر بر سرمایهگذاری بهینه، محافظه کاری است. در دنیای امروز با توجه به گسترش بازارهای سرمایه و افزایش میزان سرمایهگذاری، یکی از مسائل مهم مطرح، کیفیت اطلاعات مالی گزارششده توسط شرکتها است. هر چه قدر کیفیت اطلاعات بالاتر رود، تصمیمهای صحیح گرفته شده و نهایتاً باعث تخصیص مناسب منابع مالی و افزایش رفاه خواهد شد. تدوین کنندگان استانداردهای حسابداری، معیارهایی برای کیفیت اطلاعات در نظر گرفتهاند که از جمله آنها رعایت محافظه کاری است. محافظه کاری در معنای عام آن، ترجیح بد بینی بر خوش بینی در نگرش به رویدادها در شرایط ابهام است (خدامیپور و مالکینیا، ۱۳۹۱). به عبارت دیگر در ارائه اطلاعات مالی همواره باید این مسئله را مد نظر داشت که، تحمل زیان آتی در اثر تخمینی بیش از حد خوش بینانه نسبت به از دست دادن فرصت کسب سود ناشی از ارزشگذاری بیش از حد بدبینانه، جدیتر است و بنابراین، رعایت احتیاط و محافظه کاری در ارائه اطلاعات مالی برای حفظ منافع سرمایهگذاران امری ضروری به نظر میرسد(جبارزاده و همکاران، ۱۳۹۱). به نظر میرسد محافظه کاری بتواند از طریق موارد زیر برکارآیی سرمایه گذاری تأثیر بگذارد: ۱-محافظه کاری با کاهش عدم تقارن اطلاعات میان سرمایه گذاران و مدیران سبب تسهیل نظارت بر تصمیمهای سرمایهگذاری مدیران شود. ۲-با افزایش انگیزه های مدیر برای عدم پذیرش پروژه های با ارزش خاص فعلی[۱۱۱] منفی: زیرا در صورت پذیرش این پروژه ها، امکان به تعویق انداختن زیان های ناشی از آنها به دلیل محافظه کاری وجود نخواهد داشت (فروغی و صادقی، ۱۳۸۹).
۲-۳-پیشینه پژوهش
اهم پژوهشهای مرتبط با موضوع پژوهش در خارج و داخل کشور به شرح زیر است:
۲-۳-۱-پژوهشهای خارجی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
از آنجایی که مقدار بدست آمده آلفای کرونباخ برای همه متغیرهای پژوهش بالای ۷/۰ میباشد میتوان گفت پرسشنامه ها از پایایی قابل قبولی برخوردارند. ۳-۸- مقیاسهای مورد استفاده یکی از مراحل اساسی در پژوهش، اندازه گیری است. اندازه گیری روشی است که از طریق آن به یک صفت یا یک ویژگی با توجه به ملاک مشخص، عددی نسبت داده میشود. مقیاسها به چهار دسته کلی تقسیم میشوند (دلاور، ۱۳۸۳): مقیاس اسمی، مقیاس رتبهای، مقیاس فاصلهای و مقیاس نسبی. در این پژوهش از مقیاس رتبه ای استفاده شده که بدین منظور برای طراحی گزینههای پرسشنامه از طیف لیکرت ۵ گزینهای استفاده شده است.
 ۳-۹- آزمونهای آماری پس از اینکه پژوهشگر روش پژوهش خود را مشخص کرد و با بهره گرفتن از ابزارهای مناسب، داده های مورد نیاز را برای آزمون فرضیه های خود جمعآوری کرد، اکنون نوبت آن است که با بهرهگیری از تکنیکهای آماری مناسب که با روش پژوهش، نوع متغیرها و … سازگاری دارد، داده های جمعآوری شده را دستهبندی و تجزیه و تحلیل نماید و در نهایت فرضیههایی که تا این مرحله او را در پژوهش هدایت کردهاند، در بوته آزمایش قرار دهد و تکلیف آنها را روشن کند و سرانجام بتواند پاسخی برای پرسشی که پژوهش تلاشی سیستماتیک برای به دست آوردن آن بود، بیابد (خاکی، ۱۳۸۷). در این پژوهش به دو روش توصیفی و استنباطی به تحلیل داده های به دست آمده از محل پرسشنامه پرداخته شده است. برای تحلیل داده ها در این پژوهش در سطح توصیفی و توصیف داده های بدست آمده از نرم افزار آماری SPSS نسخه ۲۰ و در سطح استنباطی و برای آزمودن فرضیه های پژوهش از نرم افزار LISREL و روش معادلات ساختاریافته استفاده شده است. به منظور تحلیل داده های پژوهش از تحلیلهای گوناگون استفاده شده است. در مرحله اول نرمال بودن داده ها با بهره گرفتن از آزمون کولموگروف – اسمیرنوف مورد بررسی قرار میگیرد و در صورتیکه داده ها نرمال باشند از آمار پارامتریک و در صورتیکه غیر نرمال باشند از آمار ناپارامتریک استفاده میکنیم. در مرحله بعد روایی سازه متغیرهای پژوهش و شاخصهای منتج از آنها با بهره گرفتن از آزمون تحلیل عاملی تأییدی مورد بررسی قرار میگیرد. با بهره گرفتن از مدل معادلات ساختاری که در حقیقت آمیزهای از نمودار تحلیل مسیر و تحلیل عاملی تأییدی است، آزمون مقایسه زوجی و آنالیز واریانس، به آزمون فرضیه های پژوهش پرداخته میشود. ۳-۹-۱- مدلسازی معادلات ساختاری برای بررسی روابط علّی بین متغیرها به صورت منسجم کوششهای زیادی در دهه اخیر صورت گرفته است. یکی از این روشها برای انجام تحلیل عاملی تاییدی، معادلات ساختاری یا تحلیل چند متغیری با متغیرهای مکنون است. مدلسازی معادلات ساختاری یک تکنیک تحلیل چند متغیری بسیار کلی و نیرومند از خانواده رگرسیون چند متغیری و به بیان دقیقتر بسط مدل خطی کلی است که به پژوهشگر امکان میدهد مجموعهای از معادلات رگرسیون را به گونهای همزمان مورد آزمون قرار دهد. مدل معادلات ساختاری رویکرد آماری جامع برای آزمون فرضیههایی درباره روابط بین متغیرهای مشاهده شده[۶۲] و متغیرهای مکنون[۶۳] است، که گاه تحلیل ساختاری کوواریانس، مدلیابی علّی و گاه نیز LISREL[64] نامیده میشود. اما اصطلاح غالب در این روزها، مدل یابی معادلات ساختاری یا به گونه خلاصه SEM[65] میباشد (هومن، ۱۳۸۸). یک مدل کامل معادلات ساختاری شامل دو مولفه میگردد: الف) مدل اندازه گیری: جزئی از معادلات ساختاری که طی آن متغیرهای مکنون مشخص میشوند. متغیرهای مکنون، متغیرهای قابل مشاهدهایاند که به وسیله کواریانس میان دو یا چند شاخص نشان داده میشوند. ب) مدل ساختاری: جزئی از مدل ساختاری که روابط بین متغیرهای مکنون را نشان میدهد. بررسی و تحلیل مدلهای اندازه گیری در مراحل اولیه مطالعات تاییدی مفید بوده چرا که میتواند روشنگر نقاط ضعف نظری بوده و به تفسیر یافته های پژوهش کمک نماید و در طرح مطالعات آینده سهم عمدهای داشته باشد. بر این اساس مدلسازی معادلات ساختاری شامل دو مرحله عمده تدوین مدل و آزمون مدل میباشد. در تدوین مدل، پژوهشگر با بهره گرفتن از کلیه نظریات مرتبط، پژوهش و اطلاعات در دسترس، به طرح مدل میپردازد و در این مرحله مدل روابط علّی بین متغیرها را توصیف مینماید. ارتباط بین متغیرها میتواند مبیّن فرضیه هایی باشد که روابط علّی بین متغیرهای مشهود و مکنون را از فضای تئوریک استنتاج نمودهاند. مرحله بعدی آزمون برازندگی و میزان انطباق این نظریهها با داده های تجربی است که از جامعه معیّن گردآوری شدهاند و در بررسی بخش ساختاری مدل، روابط بین متغیرهای نهفته درونی و بیرونی (متغیرهای نهفته مستقل و وابسته) مورد توجه قرار میگیرند (دانشگر، ۱۳۹۰). ۳-۹-۲- تحلیل عاملی تحلیل عاملی میتواند به دو دسته اکتشافی و تاییدی تقسیم شود. ۳-۹-۳- تحلیل عاملی اکتشافی روشی است که اغلب برای کشف و اندازه گیری منابع مکنون پراش و همپراش در اندازهگیریهای مشاهده شده به کار میرود. پژوهشگران به این واقعیت پی بردهاند که تحلیل عاملی اکتشافی میتواند در مراحل اولیه تجربه یا پرورش تستها کاملاً مفید باشد. در تحلیل اکتشافی، پژوهش در صدد بررسی داده های تجربی به منظور کشف و شناسایی شاخصهای ویژه و نیز روابط جالب بین آنهاست و این کار را بدون تحمیل هر گونه مدل معیّنی بر روی داده ها انجام میدهد. به بی ان دیگر تحلیل اکتشافی علاوه بر آنکه ارزش تجسسی یا پیشنهادی دارد، میتواند ساختارساز، مدلساز یا فرضیهساز باشد و یا فرضیههایی تدوین کند که نسبت به سایر روش های چند متغیری، آزمایش عینیتری داشته باشد. تحلیل اکتشافی وقتی به کار میرود که پژوهشگر شواهد کافی قبلی و پیش تجربی برای تشکیل فرضیه درباره تعداد عاملهای زیر بنایی نداشته باشد. بنابراین تحلیل اکتشافی بیشتر به عنوان یک روش تدوین و تولید تئوری در نظر گرفته میشود تا یک روش آزمون تئوری. ویژگی بارز تحلیل عاملی اکتشافی در ارتباط با مدلیابی معادلات ساختاری آن است که در بیشتر پژوهشها از آن برای استخراج عاملهای متعامد، یعنی عاملهای مستقل و بدون وابستگی به یکدیگر استفاده میشود (هومن، ۱۳۸۸). ۳-۹-۴- تحلیل عاملی تاییدی برای بررسی روابط بین متغیرها به صورت منسجم کوشش های زیادی در دهه اخیر صورت گرفته است. یکی از این روشها برای انجام تحلیل عاملی تاییدی، معادلات ساختاری یا تحلیل چند متغیری با متغیرهای مکنون است. مدلسازی معادلات ساختاری یک تکنیک تحلیل چند متغیری بسیار کلی و نیرومند از خانواده رگرسیون چندمتغیری و به بیان دقیقتر بسط مدل خطی کلی است که به پژوهشگر امکان میدهد مجموعهای از معادلات رگرسیون را به گونهای همزمان مورد آزمون قرار دهد. مدل معادلات ساختاری، رویکرد آماری جامع برای آزمون فرضیههایی درباره روابط بین متغیرهای مشاهده شده و متغیرهای مکنون است، که گاه تحلیل ساختاری کوواریانس، مدلیابی علّی و گاه نیز LISREL نامیده میشود. اما اصطلاح غالب در این روزها، مدلیابی معادلات ساختاری یا به گونه خلاصه SEM نامیده میشود (هومن، ۱۳۸۸). مهمترین هدف در تحلیل عاملی تاییدی، تعیین میزان توان مدل عامل از قبل تعریف شده با مجموعهای از داده های مشاهده شده است. به عبارتی تحلیل عاملی تاییدی در صدد تعیین این مسئله است که آیا تعداد عامل ها و بارهای متغیرهایی که روی این عامل اندازه گیری شدهاند با آن چه که بر اساس تئوری و مدل، انتظار میرفت، انطباق دارد. در این روش ابتدا متغیرها و شاخصهای مربوط بر اساس تئوری اولیه انتخاب میشوند و سپس از تحلیل عاملی استفاده میشود که آیا این متغیرها و شاخصهها آن طور که پیشبینی شده بار (لود) میشوند یا اینکه ترکیب آنها عوض میشود و روی عاملهای دیگر بار میشوند. در این پژوهش با توجه به توضیحات داده شده از تحلیل عاملی تاییدی استفاده میشود. ۳-۹-۵- شاخص KMO شاخصی از کفایت نمونهگیری است که کوچک بودن همبستگی جزیی بین متغیرها را بررسی میکند و از این طریق مشخص میسازد آیا واریانس متغیرهای پژوهش، تحت تأثیر واریانس مشترک برخی عاملهای پنهانی و اساسی است یا خیر. این شاخص در دامنه صفر تا یک قرار دارد. اگر مقدار شاخص نزدیک به یک باشد، داده های مورد نظر برای تحلیل عاملی مناسب هستند و در غیر این صورت (معمولاً کمتر از ۶/۰) نتایج تحلیل عاملی برای داده های مورد نظر چندان مناسب نمیباشند. ۳-۹-۶- آزمون کرویت بارتلت این آزمون بررسی می کند چه هنگام ماتریس همبستگی، شناخته شده (از نظر ریاضی ماتریس واحد و همانی) است و بنابراین برای شناسایی ساختار (مدل عاملی) نامناسب میباشد. ماتریس همبستگی دارای دو حالت است: حالت اول زمانی که ماتریس همبستگی بین متغیرها، یک ماتریس واحد و همانی میباشد، در این صورت متغیرها ارتباط معنی داری با هم نداشته و در نتیجه امکان شناسایی عاملهای جدید، براساس همبستگی متغیرها با یکدیگر وجود ندارد. حالت دوم زمانی که ماتریس همبستگی بین متغیرها یک ماتریس واحد و همانی نباشد، که در این صورت ارتباط معنی داری بین متغیرها وجود داشته و بنابراین امکان شناسایی و تعریف عاملهای جدیدی براساس همبستگی متغیرها وجود دارد. اگر معنی داری (Significance) آزمون بارتلت کوچک تر از ۵% ، () باشد تحلیل عاملی برای شناسایی ساختار (مدل عاملی) مناسب است، زیرا فرض شناخته شده بودن ماتریس همبستگی رد میشود. (مومنی و فعال قیومی، ۱۳۹۱). نتایج این شاخصها در جدول ۳-۳ آمده است. همانطور که در جدول ۳-۳ نیز مشاهده میشود، از آنجایی که مقدار شاخص KMO بیشتر از ۶/۰ است تعداد نمونه (در اینجا همان تعداد پاسخدهندگان) برای تحلیل عاملی کافی میباشد. همچنین مقدار معناداری (Sig) آزمون بارتلت، کوچک تر از ۵ درصد است که نشان میدهد تحلیل عاملی برای شناسایی ساختار مدل عاملی، مناسب است. جدول ۳-۴- نتایج آزمون کرویت بارتلت و KMO جهت بررسی کفایت عوامل پرسشنامه
| ابعاد |
KMO |
Sig |
| فناوری اطلاعات |
۶۵۸/۰ |
۰۰۰/۰ |
| هزینه های کیفیت |
۶۵۲/۰ |
۰۰۰/۰ |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بدین منظور استفاده از مجموعه عواملی لازم است که بتوانند حس و ادراک مخاطبان را تحت تاثیر قرار دهند و به اهداف مورد انتظار تبلیغ تحقق بخشند. اثر بخشی تبلیغات تجاری در یک الگوی علمی مشخص با توجه به اهداف تبلیغاتی تبیین می گردد و درجه یا میزانی که دهنده سفارش به هدف های مورد نظر خود دست می یابد و دارای فرایند برنامه ریزی مشخص و مرحله ای تحقیقاتی شامل : تعیین اهداف ، تخصیص بودجه ، تصمیم گیری راجع به پیام و رسانه و مقایسه با اهداف از پیش تعیین شده ، باشد. چنانچه تمام مراحل به درستی طی شود میزان اثر بخشی تبلیغات تا حد قابل ملاحظه ای افزایش خواهد یافت ( پورغفاری لاهیجی ، ۱۳۸۳).
 همه روزه تبلیغات وسیعی از سوی شرکت ها صورت می گیرد و همین امر باعث شده است که تاثیر تبلیغات بر افراد کم شده و افراد به صورت انتخابی توجه نمایند . در این شرایط شرکت ها باید تلاش و هزینه بسیاری را جهت جذب مخاطبین خود به تبلیغات مبذول دارند یکی از راه های جذب مخاطبان استفاده از رسانه های جدید از جمله اینترنت است . امروزه نمی توان تاثیر فن آوری اطلاعات و بالاخص اینترنت را بر زندگی افراد نادیده گرفت (اسفیدانی ، ۱۳۸۵، ۲۰). تبلیغات تجاری علمی است دینامیک که با تغییرات اجتماعی ، تحولات سیاسی و اقتصادی هر روز شکل تازه ای پیدا می کند و در محیط های متفاوت با توجه به فکر ، عقاید ، آداب و رسوم و همچنین فرهنگ و مذهب فرم خاصی می یابد (اربابی ، ۱۳۵۰ ،ص ۱۶ .(
 تبلیغات را می توان به عنوان عنصر اصلی فرهنگ معاصر در کشور های در حال توسعه ، و حتی کشورهای صنعتی دانست ( (Mcdonough, 2003, P.1254. هدف تبلیغ منحصرا در دست گرفتن بازار نیست بلکه مقصد باید آن باشد که در مردم و خریداران اعتماد و ایمان عمیق برای توسعه کارهای آینده بوجود آورد.(Anonymous , 2010 ,P. 25) . تبلیغات منحصر به تلویزیون نمی شود بلکه رسانه های دیگر را نیز در بر می گیرد . رادیو ، روزنامه ، مجله ، تبلیغات شهری ، اینترنت و غیره از جمله رسانه های مهم تبلیغاتی محسوب می شوند . رسانه های مختلف به دلیل تاثیرات منحصر به فردی که بر روی مخاطب می گذارد واکنش های متفاوتی را نیز منجر می گردد. مهمترین تمایزی که بین انواع گوناگون رسانه می توانیم قایل شویم تمایز بین رسانه های پخشی (رادیو و تلویزیون ) و رسانه های چاپی ( روزنامه ها و مجله ها ) است . برای انتقال نماد ها و تصورات ، رسانه های پخشی نظیر رادیو و تلویزیون مناسب تر به نظر می رسد اما در ارائه اطلاعات تفصیلی و دقیق ،این دو رسانه به اندازه رسانه های چاپی مناسب نیستند . بنابراین می توان این گونه نتیجه گیری کرد که برای ایجاد یک فضا و روحیه در مخاطب و یا به وجود آوردن یک احساس مثبت ، تلویزیون اثر بخش تر به نظر می رسد این در حالی است که برای ارائه اطلاعات دقیق و تفصیلی تر رسانه های چاپی مناسب تر است . ( محمدیان ، ۱۳۸۵ ،ص ۲۱۵( . از ضروریات مهم برای فردی که قصد برنامه ریزی در مورد رسانه را دارد ، داشتن ذهنی باز و فعال است ، زیرا باید بتواند در میان رسانه های مختلف بهترین رسانه یا رسانه ها را جهت کار تبلیغاتی خود انتخاب کند(Russell & Lane,1999, P.201) . . در بحث رسانه ها در نظر گرفتن تفاوت های ما بین رسانه های بین المللی و رسانه های محلی بسیار قابل توجه می باشد . در هردو مورد ابزارها و رسانه های بکار گرفته شده ظاهرا مشابه است اما آنچه باعث تمایز می شود ، محتوا و اهداف متفاوت بکار رفته در رسانه های جهانی و محلی است که این خود نیز به دلیل تفاوت فرهنگی ناشی از تمایزات محلی می باشد .(Johnson , 2010,P.106). این مهم نیست که چقدر زمان، تلاش و یا پول برای تبلیغ هزینه می شود ، بلکه مهم این است که بازاریابان ایمان دارند که تبلیغات با تاثیر بر نگرش مصرف کنندگان ، یک عنصر کلیدی جهت فروش محصولات و خدمات می باشد. تئوری ” عکس العمل معقول” نشان می دهد که نگرش مصرف کنندگان با رفتار آنها ارتباط قوی داشته ، به این مفهوم که اثر گذاری تبلیغات بر روی نگرش مصرف کنندگان، پیام های بسیاری را برای رفتار مصرف کننده دارد(.(Bell & wright,2008 ۲-۲-۵-۳-پیشبردفروش: پیشبردفروش شامل محرکها ومشوقهای کوتاه مدت برای تشویق به خریدیافروش یک محصول یاخدمت است. نمونه رایگان به عنوان یکی از ابزارهای پیشبرد فروش به صورت یک مشوق موثر برای تحریک به خرید عمل می کند. نمونه رایگان به صورت های متفاوتی، شامل چشیدن مزه در محصولات غذایی، بوییدن و تست عطر و دریافت نمونه کوچک در محصولات آرایشی و … می باشد. این امور تمایل به خرید را در مصرف کنندگان افزایش می دهد(Peck,2006,P 4 ). اکثر تحلیل گران بر این باورند که تبلیغات پیشبرد فروش در حد تبلیغات غیر شخصی به ایجاد رجحان و وفاداری بلند مدت در مصرف کنندگان منجر نمی شود. تبلیغات پیشبرد فروش، فقط فروش را در کوتاه مدت افزایش می دهد. رقبایی که دارای سهم بازار کمی هستند، استفاده از تبلیغات پیشبرد فروش را در کوتاه مدت افزایش می دهد. رقبایی که دارای سهم بازار کمی هستند، استفاده از تبلیغات پیشبرد فروش را منطقی تلقی می کنند. زیرا انها توانایی لازم برای هنگام شدن با بودجه های تبلیغاتی کلان رهبران بازار را ندارند. از طرفی آنها برای ایجاد انگیزه خرید در مصرف کنندگان آنها را به استفاده آزمایشی از کالا تشویق می کنند( کاتلر،۱۳۸۸، ص ۶۲۸). ابزارهای پیشبردفروش عبارتندازتشویق مصرف کنندگان، ترفیع تجاری و تشویق فروشندگان. این ابزاربرهیجان وقدرت کشش آگهی ها می افزایند. ابزارهای ترفیع تجاری وتشویق نیروی فروش فرایند فروش حضوری وفروشندگان وواسطه هاراموردحمایت قرارمی دهند. ۲-۲-۵-۴-روابط عمومی ایجاد تقاضا با ارائه اخبار در رسانه ها بدون پرداخت هزینه به عقیده نورمن هارت، ابهامات قابل ملاحظه ای در مورد نقش یا نقش های روابط عمومی و تبلیغات در حوزه بازاریابی شرکت ها و سازمان های کسب و کار وجود دارد و این ابهامات عمدتا ناشی از تعاریفی است که از روابط عمومی ناشی شده است. از جمله تعریفی که انجمن روابط عمومی به شرح زیر ارائه نموده است: روابط عمومی در عمل عبارت است از تلاش برنامه ریزی شده و پایدار به منظور ایجاد و حفظ حسن نیت و تفاهم متقابل بین سازمان و مردم ذینفع آن( اگیلوی،۱۳۸۲،ص ۲۶). هدف از روابط عمومی اعلان عمومی مثبت برای شرکت، ایجادتصویری مثبت ازشرکت، نحوه اداره کردن فعالیتها در مورد شایعات و داستانهای منفی راجع به شرکت می باشد. که از طریق رسانه های خبری، ارتباطات سازمانی، اثرگذاری بر قوانین دولتی وجلب نظردولتمردان، مشاوره با مدیریت. افرادی که در تهیه اعلان عمومی مهارت دارند معمولا در بخش روابط عمومی فعالیت می کنند، محقق می گردد. استفاده ازروابط عمومی در مقایسه با آگهی هزینه ی بسیار کمتری دارد در حالی که اثر آن بر آگهی عموم مردم بیشتراست. تعیین زمان و نحوه استفاده از روابط عمومی در چند مرحله صورت می پذیرد. ابتدا تنظیم اهداف روابط عمومی را تنظیم نموده سپس انتخاب پیامها و وسایل روابط عمومی و اجرای برنامه روابط عمومی و در نهایت به ارزیابی نتایج روابط عمومی پرداخته می شود. آسانترین راه برای ارزیابی اثر روابط عمومی تعیین تعداد خبرهایی است که به کانال های مختلف داده می شود و مورداستفاده قرارمی گیرد ولی خیلی راضی کننده نیست. معیار بهتر عبارت است از تغییر در آگاهی، دانش و طرز فکری که در نتیجه ی عملیات روابط عمومی نسبت به محصول ایجاد شده است. اثرروابط عمومی بر روی فروش و سود بهترین و در عین حال مشکلترین معیار ارزیابی است. درتعیین این رابطه باید تاثیرات آگهی وپیشبرد فروش به طور همزمان در نظرگرفته شود(روستا و همکاران،۱۳۸۱،ص ۳۷۷). ۲-۲-۵-۵-فروش حضوری فروش حضوری عبارت است از انتقال اطلاعات درباره محصول، ایده و نظایر آنها برای خرید( رنجبران، ۱۳۷۸،ص ۳۵۹). هدف تمام کوششهای بازاریابی عبارت است از افزایش فروش سودآور از طریق ارضای خواسته های بازار در درازمدت که فروش حضوری دررسیدن به این هدف نقش مهمی دارد. فروش حضوری عبارت است از انتقال اطلاعات درباره محصول، خدمت، ایده و نظایر آنها به مشتریان جهت متقاعد کردن آنها برای خرید. از مزایای فروش حضوری این است که فروشندگان می توانندصحبتهای خود را با نیازها و رفتار هر یک از مشتریان هماهنگ کنند و از این طریق می توانند واکنش مشتریان را نسبت به یک روش فروش بخصوص مشاهده کرده سپس درهمان لحظه تعدیلها و اصلاحات لازم را اعمال کنند. با بهره گرفتن از این روش معمولا می توان فعالیت را روی مشتریان بالقوه متمرکز کرد و بدین وسیله کوششهای هدر رفته را به حداقل ممکن رسانید و در بیشتر موارد به فروش واقعی منجر می شود. یک برنامه بازاریابی مؤثر، تمامی عناصر آمیخته بازاریابی را با هم ترکیب کرده و آنرا تبدیل به برنامه هماهنگی می کند که با ارائه ارزش به مشتری، دست یافتن به اهداف بازاریابی شرکت را میسر می سازد. آمیخته بازاریابی، تشکیل دهنده ابزار تاکتیکی است که به برقراری موقعیت مستحکم شرکت در بازارهای هدف کمک می کند. ۲-۲-۶-سهم بازار محصولات لبنی پگاه سهم بازار در ساده ترین شکل خود را با توجه به درصد کل فروش یک شرکت در یک دوره زمانی خاص به کل کالای فروش رفته در بازار اندازه گیری می شود. سهم بازار به معنی قسمتی از کل بازار است که یک بنگاه تولیدی یا خدماتی آن را به خود اختصاص می دهد و نیازهای آن قسمت را، تامین می نماید. به عبارت دیگر سهم بازار، سهم فروش شرکت از کل فروش در آن صنعت خاص است که بر مبنای فروش واقعی یا فروش پیش بینی شده تعیین می گردد. چنانچه سهم بازار بر حسب فروش پیش بینی شده شرکت و صنعت مشخص شود در این صورت معیاری برای ارزیابی عملیات شرکت خواهد بود. اگر سهم بازار از طریق مقایسه فروش واقعی شرکت و صنعت تعیین گردد، در این حالت موقعیت عملی شرکت مشخص شده و عملکرد آن دقیقا ارزیابی می شود. لازمه تعیین سهم بازار شرکت تخمین وسعت بازار بالفعل و بالقوه است. بازار بالقوه بازاری است که اگر در وضعیت و اوضاع و احوال معینی از کلیه امکانات بازاریابی در حد نهایت استفاده شود فروش یک صنعت به حد مشخصی خواهد رسید. به عبارت دیگر وسعت بازار بالقوه حدی است که تحت هیچ گونه شرایطی نتوان ار آن حد تجاوز نمود. بازار بالقوه آن میزان از وسعت بازار است که در حال حاضر در اختیار داریم و در آن مشغول فعالیت های بازاریابی هستیم (کاتلر، ۱۳۸۸، ص۴۶). سهم بازار یکی از ملاک های کمی مقایسه وضعیت یک صنعت با صنعت دیگر و یا با صنایع مشابه است. ضمنا از این ملاک برای سنجش میزان موفقیت یا شکست یک بنگاه استفاده می شود. در بررسی وضعیت رقابت چند بنگاه رقیب، بنگاهی که دارای سهم بازار بزرگتری باشد به عنوان رهبر بازار شناخته می شود و معمولا رقبای ضعیف تر و کوچک تر سعی می کنند سهم بازار خود را به سهم بازار رقیب بزرگتر نزدیک سازند. سهم بازار عموما به دو نوع تفسیم می شود: الف- سهم بازار مطلق ب- سهم بازار نسبی سهم بازار مطلق همان سهم بازار متعلق به یک صنعت یا سازمان است و سهم بازار نسبی، از حاصل تقسیم بازار رقیب کوچکتر بر بزرگترین رقیب به دست می آید و به شرح زیر می باشد. برآورد صحیح وسعت بازار برای حل مسائل در امور بازاریابی ضروری است. اخذ تصمیم در جهت معرفی کالای جدید، حتی قبل از آن که کالای مورد نظر تکمیل گردد، بر مبنای این برآوردها ارزیابی می شود. یک عقیده کلی که در ارتباط با تعیین سهم بازار وجود دارد این است که سهم بازار تابعی از تلاش های بازاریابی شرکت و شرکت های رقیب موجود در صنعت موردنظر می باشد. منظور از تلاش های کلیه مخارج و هزینه های بازاریابی است که شرکت برای کالای مورد نظر، صرف می نماید تا کالای بیشتری به مصزف کنندگان بفروشد. مهمترین قلم از مخارج بازاریابی، هزینه تبلیغات است. شرکتی که مخارج تبلیغات و بازاریابی بیشتری داشته باشد، دارای تلاش های بازاریابی بیشتری است. طبق این نظریه اساسی در بازاریابی، سهم هر شرکت متناسب با سهم کوشش های بازاریابی شرکت در کل بازار می باشد. پس برای برآورد سهم بازار شرکت می توان از سهم تلاش های بازاریابی شرکت استفاده کرد. فرمول محاسبه سهم بازار شرکت براساس این نظریه به صورت زیر می باشد( کاتلر، ۱۳۸۸) ُ= Si در این فرمول Si همان سهم بازار شرکت، Mi سهم کوشش های بازاریابی و Mi ∑ مجموع تلاش های بازاریابی کلیه شرکت ها در صنعت مربوط است. هر چه تلاش های بازاریابی شرکت بیشتر باشد سهم بازار و سهم فروش شرکت نیز زیادتر خواهد بود. داشتن سهم بالا در یک صنعت دارای مزایای متعددی می باشد که از جمله: باز بودن دست شرکت در استفاده از سیستم صرفه جویی های اقتصادی با مشارکت کارکنان تسلط و فرمانروایی نام و مارک شرکت بر بازار مصرف توانایی چانه زنی و انجام معاملات بزرگ تر با عرضه کنندگان مواد اولیه و توزیع کنندگان کالا. تسلط و فرمانروایی شرکت بر سایر تولیدکنندگان و عرضه کنندگان محصولات بازار
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
عنوان: ارائه کارنامه مشروطه خواهان جنوب و نقش انگلیس درمشروطه جنوب چکیده: خلیج فارس و بنادر جنوبی ایران به دلیل موقعیت سوق الجیشی و اقتصادی خود ، همواره مورد توجه کشورهای قدرتمند بوده است. به ویژه با ظهور پدیده استعمار این منطقه دستخوش تجاوزات عدیده ای گردید .یکی از این استعمار گران که همواره چشم طمع به این منطقه دوخته ، انگلستان است . مقدمه نفوذ سیاسی و استعماری انگلیس در خلیج فارس به دوره سلطنت شاه عباس اول باز می گردد که ناوگان جنگی کمپانی آنها موفق به طرد پرتغالی ها از بندر عباس و جزیره هرمز شد و به دنبال آن اجازه تآسیس تجارتخانه در کرانه های خلیج فارس را به دست آوردند . بعد از آن در دوره افشاریه کشته شدن زود هنگام نادر شاه مجالی نداد تا به نیات وی در این منطقه حساس جامه عمل پوشانده شود . هرچند در دوره کریم خان عمال انگلیسی حاکمیت ایران بر آبهای خلیج فارس را به رسمیت شناختند ولی در دوره هرج و مرج سیاسی بعد از آن توانستند نفوذ خود را در این منطقه گسترش دهند .در دوره قاجاریه دولت انگلستان توانست نیروهای خود را وارد منطقه خلیج فارس کند و با ایجاد کنسول خانه ، استحکامات نظامی ، بیمارستان و . . . در بوشهر این شهر را به عنوان پایگاه خود در منطقه جنوب قرار دهد .و در دوره مشروطیت نقش مشروطه خواهی و آزادی طلبی داشت و در زمان رضاشاه در مبارزه با حکومت مرکزی و مقابله با پلیس جنوب فعال بود.اگرچه حکومت مرکزی به دلیل ضعف خود نتوانست موضع مستحکمی در مقابل استعمار انگلیس در جنوب از خود نشان دهد ولی مردم ، علما و روحانیون بودند که خشمگین شده و به مبارزه با آنها پرداختند و در این راه از بذل هیچ کوششی دریغ نکردند .نگارنده در مقاله حاضر با نگرشی توصیفی تحلیلی و با تکیه بر اسناد و منابع موجود در پی آن است تا به بررسی واکنش های مردمی جنوب کشور در مقابله با استعمار انگلیس پرداخته، و نشان دهد که انزجار از کشور های بیگانه امری است که همواره از سوی مردم مورد توجه قرار گرفته است .
 کلید واژه: خلیج فارس ، بوشهر، استعمار انگلیس ، انگلیس، مردم و علما و روحانیون
مقدمه به هنگام بررسی تاریخ دوره ی قاجار و به ویژه دوره ی مشروطه در چهارگوشه ی ایران زمین، تحولات بسیاری با محوریت مشروطه خواهی ، قانون گرایی، اصلاحات و اندیشه های نوین سیاسی دیده می شود. از این رو ضرورت دارد به سیر مشروطه خواهی در تک تک ایالت ها و ولایت های آن دوره به طور خاص توجه شود. یکی از مناطق پیشرو در مسیر مشروطه خواهی، بوشهر و بنادر خلیج فارس می باشد. به دلیل اینکه بوشهر مرکز حکومت بنادر و جزایرخلیج فارس در سال های قبل از مشروطه، چاپخانه، مدرسه، روزنامه و تلگرافخانه و ارتباطات گسترده ی دریایی – تجاری با دیگر کشورها داشته ، این عوامل بر افزایش آگاهی و نوخواهی مردم در هنگام وقوع مشروطه تاثیرگذاری فراوانی داشته است. زیرا از طریق این وسایل و رسانه ها ارتباط دو سویه ای برقرار می شد. پیام های روشنفکری، اندیشه های آزادی خواهان و مشروطه طلبان به آنها می رسید و آنان نیز می توانستند با شب نامه، روزنامه و تلگراف، لایحه و … به دیگر بلاد پیام خود را برسانند. در مورد انقلاب مشروطیت و خیزش عمومی مردم در کرانههای شمالی خلیج فارس، به ویژه بندر بوشهر، مرکز بنادر و جزایر خلیج فارس، در عصر قاجار، تا کنون پژوهش مستقلی انجام نشده، در حالی که اسناد و مدارک تاریخی موجود بیانگر آن است که همزمان با قیام میهنپرستان ایرانی علیه استبداد صغیر در سال ۱۳۲۷٫ق/ ۱۹۰۹٫م، مردم بوشهر نیز همراه و همگام با دیگر شهرهای ایران در این رستاخیز ملی شرکت کردند و در متزلزل ساختن ارکان و پایههای نظام پوشالی محمدعلیشاه نقشی کارساز داشتند. شایان نگرش است، با تکیه بر گزارشهای بالیوز دولت انگلیس در بوشهر، که به سال ۱۳۲۷٫ق/۱۹۰۹٫م فراهم گردید، آغازگر نهضت جنوب ایران، آیتالله عبدالحسین لاری است که با توصیه به روحانیان طرفدار خود در بندرعباس، لنگه و بندر بوشهر کوشیده است تا حکومت بنادر را سرنگون سازد و نیروهای طرفدار خود را بر مسند قدرت قرار دهد؛ اقدامی که از پیامدهای مترتّب بر آن، به خطر افتادن منافع دولت بهیه انگلیس و مداخله مستقیم ناوگان دریایی آن کشور در این ماجراست آغازجنبش جنوب ایران را می توان سال ۱۶۲۲ دانست که در آن مردم هرموز علیه پرتغالیها بپا خواستند و سرانجام بافتح هرمز (۱۶۲۲) ۲۲- ۳۰ آوریل ۱۶۲۲ این یک رویداد مهم درتاریخ خلیج فارس است.. جنبش مردم جنوب بخصوص توسط مبارزان تنگستان، دشتی و دشتستان در عهد دوره قاجار بویژه عصر ناصری در مقابله با نیروهای مهاجم بریتانیا با تاثیرگزاری از مساله هرات شکل یافت جنوب ایران بخصوص استان بوشهر در تحولات دو سدهٔ اخیر در چهار نوبت مورد هجوم نیروهای انگلیسی در سالهای ۱۸۳۷، ۱۸۵۶، ۱۹۰۹ و ۱۹۱۵ میلادی قرار گرفت. پیش از آن پرتغالیها در قرن شانزدهم بعنوان اولین یورش کنندگان در بندر ریگ و در فاصله ماه های آوریل تا جولای ۱۵۱۹م در ریشهر حضور یافتند. سپس تصرف جزیرهٔ خارگ توسط هلندیها در سال ۱۷۵۳م اتفاق افتاد که در هر کدام از مراحل یاد شده با مقاومت نیروهای مردمی جنوب همراه بودهاست.
فصل اول(کلیات): ۱-۱ طرح و تبیین موضوع: حکمرانی بخش عظیمی از مناطق ساحلی خلیج فارس، از بندردیلم تا چابهار و گوادر در بلوچستان زیر نظر حکمران بنادر و جزایر خلیج فارس با مرکزیت بوشهر بود، جایی که به خاطرگستردگی مرزها، تاثیر گذاری آن در رشداندیشه های آزادی خواهی مردم جنوب و تاثیر پذیری آن از جریان های سیاسی وتحرکات شبه نظامی مشروطه خواهان، بسیار قابل تامل می باشد. مطالبات مردم ایران و مخالفت با عوامل استبداد ، منجر به تصویب «قانون انتخابات» در سال ۱۳۲۴ه.ق/۱۲۸۵خ و آغاز عصر مشروطه گردید. از دوره صفویه شبه جزیره و بندر بوشهر ، کم کم مرکز توجه مقام های سیاسی و تحرکات پررنگ بازرگانی در خلیج فارس شد. اما رونق تجاری بوشهر نظر نادر شاه افشار را به خود جلب کرد تا اساس توسعه ی نیروی دریایی ایران را در این بندر پی ریزی کند. همین رویداد بوشهر را به سوی مرکزیت سیاسی – تجاری خلیج فارس سوق داد وسعت اراضی و مناطق تحت نفوذ و به دنبال آن درآمد های مالیاتی گمرک، بر شکوه و شوکت سیاسی بوشهر افزود.از اواخر عصر ناصری و دوره ی مظفرالدین شاه در رقابتی شدید کشور های انگلیس ، روسیه ، هلند،نروژ،بلژیک ، فرانسه،ایتالیا،آلمان و عثمانی هرکدام نماینده ای سیاسی در بوشهر مستقر کردند. ارتباط دریایی با بمبئی ، کلکته ، لندن ،فرانکفورت ، نیویورک ، مصر و دیگر نقاط جهان ذهن و زبان مردم جنوب را با تمدن جدید و اندیشه های نوین پیوند می زد. در این پژوهش تلاش می شود ، ، کارنامه و فعالیت های آزادی خواهانه،انگلیس و مشروطه خواهان در این دوره (۱۲۹۰-۱۲۸۵خ) با توجه به اسناد ، گزارش ها و منابع معاصر آن بررسی شود. ۱-۲ ادبیات موضوع: موضوع این پزوهش موضوعی تازه می باشد که نویسندگان زیادی پیرامون انگلیس در جنوب -مشروطه بوشهر، قیام مردم جنوب برضد استعمارگران انگلیس و ریس علی دلواری اقدام به نشر آثار زیادی نمودند که به برخی ازاین نویسندگان اشاره می شود. مشروطیت در جنوب ایران-ترجمه حسن زنگنه-انتشارات موسسه مطالعات تاریخ معاصرسال ۱۳۸۶: این کتاب حاوی ترجمه ی گزارش های روزانه بالیوز گری انگلیس در بوشهر می باشد. اگر چه روح تفکرات استعمارگران انگلیسیان بر انشای این گزارش ها حاکم است اما می توان نکات جزیی ، رویداد ها و موضوع های جالبی را از میان سطر سطر آن بیرون کشید. مطبوعات بوشهر در عصر قاجار -دکتر سید جعفر حمیدی -موسسه مطالعات تاریخ معاصر – ۱۳۷۸: در این کتاب گزارش های روزنامه های مظفری ؛ حبل المتین و یادگارجنوب در دوره قاجار راجع به بوشهر با انتخاب مولف گزینش و درج شده که از برخی گزارش های مرتبط با مشروطه ی بوشهر و انجمن ولایتی نیز بهره گرفته شده است. تاریخ بوشهر- محمدحسین سعادت-انتشارات میراث مکتوب- ۱۳۹۰: نویسنده این کتاب نخستین مدیر مدرسه ی سعادت و از مشروطه خواهان فعال بوشهر بوده است. او حضوری مستقیم در دوره ی پنج ساله ی مورد مطالعه داشته و گزارش هایی از رویداد های این بندر ثبت و ضبط کرده است. شیخ محمد حسین سعادت به نحوی متهم بود که با نام مستعار شیخ زین العابدین و (ش.ز)مطالبی را در حمایت از مشروطه خواهان در روزنامه های اصلاح و مجلس منتشر می کند. او در قیام سید مرتضی در شمارحامیانش بود و تا آخرین لحظه از او حمایت کرد از این رو این منبع دست اول و حاوی مطالب بکری می باشد که سالها به صورت نسخه خطی در دانشگاه تهران بود و به تازگی به کوشش دکتر عبدالرسول خیر اندیش و عمادالدین شیخ الحکمایی توسط انتشارات میراث مکتوب به زیور طبع آراسته شده است. پژوهش های معاصر -مشروطیت بوشهر -دکتر عبدالکریم مشایخی -موسسه مطالعات تاریخ معاصر – ۱۳۷۸: در این کتاب مشروطیت بوشهر در دوره استبداد صغیر و با محوریت فعالیت های سید مرتضی اهرمی ؛ روحانی مشروطه خواه بوشهری پرداخته شده است . این کتاب نخستین اثری هست که مشروطه ی بوشهر را به طور اختصاصی مورد مطالعه و بررسی قرار داده است. جنبش مشروطه -دکتر داریوش رحمانیان -کانون اندیشه جوان ، تهران ، ۱۳۹۰: این کتاب با نثری روان و نگاهی تحلیلی وقایع جنبش مشروطه را در پنج سال آغازین بررسی کرده است. از این رو برای ترسیم وضعیت اندیشه ورزی مشروطه خواهی از آن استفاده شد. نقش سیاست موازنه و نیروی سوم در تاریخ ایران -دکتر علیرضا علی صوفی -انتشارات دانشگاه پیام نور ، تهران ، ۱۳۸۹: در این کتاب با نگاهی نو به دسیسه های استعمار گران در دوره ی قاجار برای هرچه بیشتر به تاراج بردن ایران پرداخته شده و ضعف دستگاه دیپلماسی ایران را در دور زدن نقشه های آن ها را به خوبی نشان می دهد، به ویژه در هنگام جنبش مردم ایران در عصر مشروطه نشان می دهد هر کدام از دول بیگانه چه نقشی در توقف و سرکوب مشروطه ایرانی داشتند. از آنجا که بوشهر نیز در حوزه نفوذ استعماری انگلیس قرار داشت بنابراین از این اثر ارزنده در موارد متعدد بهره گرفته شد. ۱-۳ علل انتخاب موضوع: از آن زمان که انگلیس بر اهمیت تجاری و سیاسی خلیج فارس پیبرد،کوشید به هر راه ممکن جایگاه خویش را در این منطقهء مهم استوارتر کند و همکاری با دولت ایران بریا یه اخراج پرتغالیها ،بستن قراردادهای تجاری و سیاسی،حضور تجاری و نظامی و اشغال جزایر وبنادر ایرانی و تحریک اعراب منطقه،از جمله اقدامات انگلیسیها در راه پاسداشت منافع موجود در منطقه و هند و به دست آوردن منافع بیشتر بود. انگلیس به هنگ ام مشروطه نیز از ضعف دولت مرکزی و آشفتگی اوضاع داخلی ایران سود برد و به تحکیم موقعیت سیاسی،تجاری و نظامی خویش در جنوب ایران و حاشیهء جنوبی خلیج فارس پرداخت. تا کنون پیرامون مشروطه و انگلیس در جنوب هیچگونه پژوهش مستقلی انجام نگرفته است ، در حالی که بوشهر دروازه تجاری و مفصل ارتباطات فرهنگی ، سیاسی و بین المللی ایران و جهان در دوره قاجار و به ویژه در دوره مشروطه بود. انجمن ولایتی بوشهر را که نهادی برآمده از متن مشروطه و اندیشه های آزادی خواهی و اصلاحات بود این موضوعات ضرورت و اهمیت انجام تحقیق پیرامون آن را بیشتر نشان می دهددر این مقاله بر آنیم با توجه به اینکه مدت مدیدی از عصر مشروطه میگذرد آثار و نتایج آن درکشور وبا نگرشی خاص درجنوب کشور چه بوده، همچنین به بررسی وواکنش مردم جنوب کشور در مقابله با استعمار انگلیس پرداخته، و نشان دهد که انزجار از کشور های بیگانه در امور داخلی کشور امری است که همواره از سوی مردم مورد توجه قرار گرفته است . ۱-۴ اهداف تحقیق: هدف از این پژوهش ارائه کارنامه مشروطه خواهان جنوب و نقش انگلیس درمشروطه جنوب از آغاز تا انجام می باشد که در دوره ی زمانی ۱۲۸۵ تا ۱۲۹۰ خورشیدی در بندر بوشهر ( مرکز حکومت بنادر و جزایر خلیج فارس ) بر اساس قانون و با جوشش مردم این سامان در راه تحقق مشروطه ، مشروطه خواهی و فعالیت های آزادی خواهی شکل گرفت. بنابراین برای پرتو افکنی بر رخداد های مشروطه وانگلیس و تاثیر گذاری آن در سرتاسر ایران ، می توان از این تحقیق استفاده کرد. دانشنامه ها ، مراکز تحقیقاتی که مسایل سیاسی _ اجتماعی کرانه های خلیج فارس را پیرامون اندیشه های مشروطه خواهی، اصلاحات و تحولات دنیای معاصررا بررسی می کنند پژوهشگاه هایی که مطالعات و تحقیقات تاریخی انجام می دهند. همه می توانند از این پژوهش استفاده کنند.
 ۱-۵ سوال اصلی وسوال فرعی: سوال اصلی: آیا دولت انگلیس درقیام مشروطه جنوب ایران(۱۲۸۵-۱۲۹۰)نقش داشته است؟ سوال فرعی: آیا علما وروحانیون درقیام مردم جنوب بر علیه استبداد نقش داشته اند؟
-
- ۶ فرضیه های تحقیق:
۱-فرضیه اصلی: دولت انگلیس درقیام جنوب کشور نقش عمده ای داشته است
-
- فرضیه فرعی:
بنظر می رسد در تحقق نهضت مشروطه نمی توان نقش علما ورهبران سیاسی و مردم را منفک کرد وآنها مکمل یکدیگر بودند. ۱-۷ تعریف مفاهیم ۱-مشروطه: کلمه مشروطیت از نظر لغوی یعنی آنچه مقید به شرط است و از نظر مفهوم سیاسی به حکومتی گفته میشود که در آن اختیارات قدرت حاکمه محدود است و یا به عبارتی جلوگیری از تمرکز قدرت به منظور حفظ حقوق اساسی افراد و گروه ها میباشد. وجود مجلس یکی از اصول ذاتی این نوع حکومتهاست. ۲-استعمار: استعمار در لغت به معنای آبادانی کردن، آبادانی خواستن، تسلّط مملکتی قوی بر مملکتی ضعیف به قصد استفاده از منابع طبیعی و نیروی انسانی افراد آن با تظاهر به منظور آبادی و رهبری آن به سوی ترقّی است. استعمار رژیم سیاسی و اقتصادی است که در یک سرزمین یا کشور، از طرف یک یا چند دولت خارجی برقرار شود و از این رهگذر، دولت ( یا دولتهای ) خارجی نظامی را در آن سرزمین مستقر می سازند که بدون رضایت مردم از خارج بر آنان تحمیل شده است
 ۳-اصلاحات: اصلاح، مصدری عربی و مفرد که در لغتنامههای فارسی و عربی معانی بسیاری برای آن بیان شده است، از جمله: «به صلاح آوردن، بسامان آوردن، سر و سامان دادن، آراستن، نیکویی کردن، رفع عیب چیزی، التیام دادن. اصلاحات عبارت است از: «باور به اینکه میتوان دگرگونی و تغییر در زندگی اجتماعی، سیاسی و اقتصادی را از طریق اصلاحات و نه انقلاب و با بهرهگیری از روشهای مسالمتآمیز و ملایم رقم زد و برای این کار نیازی به استفاده از روشهای خشونتآمیز و انقلابی نیست.» ۱-۸ روش انجام تحقیق این تحقیق بر پایه رویکرد توصیفی و با روشی تحلیلی ، گزارشی مستند از مشروطه در جنوب و کارنامه ی آن از آغاز تا انجام ارائه می کند. در این تحقیق با روش قیاسی به تجزیه و تحلیل جزئیاتِ عملکردمشروطه وانگلیس در جنوب، در دوره پنج ساله (۱۲۹۰-۱۲۸۵ خورشیدی) پرداخته شده و در مجموع تصویری کلی از این موضوع ارائه شده است. ۱-۹ موانع ومحدودیتهای تحقیق: برای انجام این تحقیق بدلیل دردسترس نبودن منابع کتابی دسته اول در استان و موجود بودن برخی از این کتب درکتابخانه ملی کشور با موانع و محدودیتها ومشکلات زیادی همراه بودم.برخی ازاین منابع را نیز در بنیاد ایران شناسی شعبه بوشهر دکتر عبدالکریم مشایخی رییس این بنیاد در اختیارم گذاشت. ۱-۱۰ سازماندهی تحقیق: فصل اول این تحقیق به کلیات پرداخته شده است. فصل دوم: پیشینه تاریخی دولت انگلیس درایران وجنوب کشور وچگونگی بوجودآمدن انقلاب مشروطه درایران ونقش دولت انگلیس در به انحراف کشیدن جریان مشروطه.فصل سوم: درمورد انگلیس وانقلاب مشروطه در بوشهر ،جنبش مشروطه در جنوب وقیام سید مرتضی اهرمی ورییس علی دلواری و تاثیر تحولات خارجی وانگلیس برروند نهضت مشروطه فصل چهارم: انگلیس وعلما،رویارویی انگلیس وعلما در بوشهر وترفندهای بریتانیا در مبارزه با علما فصل پنجم: شکست مشروطه بوشهر وعلل آن ونقش انگلیس وقدرتهای خارجی درشکست مشروطه بوشهر ودر فصل ششم نتیجه گیری ومنابع مورد استفاده شده دراین تحقیق لحاظ شده است. فصل دوم انقلاب مشروطه
بخش اول
۲-۱- پیشینه تاریخی حضور انگلیس در جنوب ایران اولین نماینده سیاسی و تجاری دولت انگلیس که از طرف شرکت تجاری مسکوی در زمان شاه طهماسب اول در نوامبر ۱۵۶۲ م / ۹۷۰ ه ق وارد ایران شد آنتونی جنکینسون بود ولی وی به دلایلی مورد توجه چندانی قرار نگرفت و پس از آن بود که جان نیوبری به عنوان اولین فرد انگلیس نام گرفت که از راه زمینی به خلیج فارس سفر کرد . وی در بازگشت به لندن با دیگر بازرگانان تماس گرفت که از جمله آنان ادوارد ازبورن اولین مدیر کمپانی لوانت در ۱۵۸۱ م / ۹۸۹ ه ق بود . بازرگانان کمپانی لوانت با شنیدن خبرهای نیوبری تصمیم گرفتند تجارت خود را به ایران و هند توسعه بخشند.۱[۱] در ۱۵۸۳ م / ۱-۹۹۰ه ق نیوبری به اتفاق گروهی از بازرگانان دیگر عازم هرمز شد تا تجارتخانه ای در آنجا دایر کنند ولی این گروه به جاسوسی و انحراف مذهبی متهم ، و از سوی پرتغالی ها دستگیر و زندانی شدند . تلاش انگلیسی ها در این دوره برای ایجاد یک راه زمینی به خلیج فارس با اقبال چندانی روبه رو نشده و آنان به این نتیجه رسیدند که برای پایان دادن به سلطه پرتغال به نیروی بحریه ای قوی احتیاج است که در مدت کوتاهی این نیرو به وسیله کمپانی هند شرقی انگلیس و کمپانی هند شرقی هلند تآمین شد اگر چه در ابتدا برای شکست پرتغالی ها با هم همکاری می کردند ولی بعدا این دو نیرو به صورت رقبای سرسخت در آمدند.دکتر امین محقق عرب در خصوص چگونگی حضور نخستین انگلیسی ها در شرق می نویسد : در سال ۱۶۰۱ م / ۱۰۱۰ ه ق چهار کشتی از لندن بادبان برافراشتند و تحت فرماندهی لانکاستر به اقیانوس هند آمدند و برای اولین بار دفتر تجاری انگلستان را تآسیس کردند . این کشتی ها همگی در سال ۱۶۰۳ م / ۱۰۱۲ ه ق مملو از کالاهای گران قیمت و نادر شرق به لندن بازگشتند . به این ترتیب بود که انگلستان به شرق پا نهاد .”در سال ۱۶۱۵ م / ۱۰۲۴ ه ق بود که ریچار استیل از طرف کمپانی هند شرقی توانست فرمان تجارت با ایران را از شاه عباس اول دریافت کند و اولین کشتی پارچه از انگلیس وارد بندر جاسک و از آنجا به شیراز رسید . کمپانی انگلیسی تجارتخانه هایی در آن شهر و اصفهان دایر کرد . شاه عباس انتظار داشت که در مقابل امتیازی که به انگلیسی ها می دهد او را در اخراج پرتغالی ها از هرمز یاری کنند . در ۳ مه ۱۶۲۲م/۳ رجب ۱۰۳۱ ه ق بود که قوای انگلیسی به کمک امامقلی خان حکمران فارس آمده و توانستند پرتغالی ها را شکست دهند . بعد از آن بود که سر داد مور کاتن به عنوان اولین سفیر رسمی انگلیس از سوی چالز اول در ۱۶۲۷ م/۱۰۳۶ ه ق به دربار ایران فرستاده شد ولی در مدت کوتاهی که در ایران به سر برد درگذشت .در ادامه ، کمپانی هند شرقی انگلیس در ایران رقابت هایی با هلند و فرانسه داشت ولی توانست تا پایان دوره صفویه موقعیت دلخواه خود را در ایران حفظ کند و در قرن نوزدهم میلادی / سیزدهم سلطه خود را بر آبهای خلیج فارس برقرار کند .۲[۲] سلطه ای که لرد کرزن با فضاحت تمام به ستایش آن برخاسته است ” در میان همه گروه ها ؛ سیمای قدرتمند بریتانیا که قانون را با قدرت و عدالت برقرار می سازد ؛ حضور دارد . در دوره افشاریه فعالیت های تجاری انگلیس در ایران دارای نوسانات متعددی بود بیشتر از طریق نمایندگان شرکت مسکوی صورت می پذیرفت ولی هرچند فعالیت آنان در شمال ایران چشمگیر بود ، در نواحی جنوبی با موفقیت کمتری روبه رو بود . در این زمان نادر روی خوشی به انگلیسی ها نشان نمی داد و در پی آن بود که از تماس فرمانداران جنوب با انگلیسی ها ممانعت به عمل آورد . رایین در کتاب خود نامه ای آورده که نادر شاه به شیخ نصر حاکم وقت بوشهر درباره تماس وی با یک نفر انگلیسی نگاشته و در آن نادر هشدار می دهد که از تماس با انگلیسی ها پرهیز شود و درباره مسائل خلیج فارس و جزایر آن مذاکره نشود .با قتل نادر هرج و مرج و آشفتگی سراسر ایران خاصه نواحی ساحلی خلیج فارس را در بر گرفت و به دلیل نابسامانی داخلی و تآثیرات آن بر تجارت دیگر کشورهای خارجی ، فعالیت انگلیسی ها گسترش یافت . در این دوره ابراهیم میرزا که بعد از قتل برادر خود عادل شاه ، در اصفهان اقامت یافته بود ، رفتار خوبی با اروپاییان نداشت و نماینده انگلیس که در اصفهان مستقر بود ، چندین بار آماج ضرب و شتم مآموران حکومتی قرار گرفت . همچنین به علت تعدیات نصیر خان لاری، حاکم لارستان ، که حوزه قدرت وی به بندر عباس هم می رسید ، نسبت به مآموران مرکزی تجاری شرکت انگلیسی هند شرقی در بندر عباس ، روسای شرکت در سال های ۱۱۷۴ ه ق تا ۱۱۷۵ مقر خود را از بند عباس به بصره انتقال دادند و در سال ۱۷۶۳ م / ۱۱۷۷ ه ق بود که آنها تصمیم گرفتند فعالیت تجاری خود را در ایران از سر گیرند .دوگلاس نماینده کمپانی در بندر عباس بعد از بررسی موقعیت بنادر مختلف ایرا[۳]ن بوشهر را برای تآسیس نمایندگی کمپانی هند شرقی پیشنهاد نمود وی در گزارش خود بوشهر را شهری معرفی کرده که از سه جهت به دریا محدود می شود و در صورت نیاز نمایندگی می تواند از موقعیت و منافع خود دفاع نماید . مخارج مناسب اقامت در این شهر بندری و نزدیک بودن آن به شیراز که در ان روزگار پایتخت دولت زندیه بود از دلایل دیگری بود که بوشهر را از اهمیت ویژه ای برخوردار ساخت .۳با ظهور کریم خان مناسبات ایران با قدرت های اروپایی دستخوش تحول شد از آنجا که او طرفدار تجارت بود زمینه برای تجدید فعالیت انگلیس فراهم شد و این دولت به تآسیس تجارتخانه یا نمایندگی در بوشهر پرداخت . به همین منظور هیآتی بازرگانی به همراه دو نماینده به نا م های ویلیام آندرو پرایس و توماس درن فورد مآمور مذاکره با کریم خان شدند .این هیآت ، پیش از دیدار با کریم خان ، با شیخ سعدون حاکم بوشهر قراردادی امضاء کردند و از آنجا که کریم خان مایل بود تجارت بریتانیا دوباره رونق یابد ؛ به همین دلیل ؛ در محرم سال ۱۱۷۷ ه ق قرارداد مزبور را تصویب کرد . با انعقاد این قرارداد نمایندگی انگلستان در بوشهر از صورت نمایندگی یک شرکت تجاری به صورت یک مرکز سیاسی درآمد که به مرور به شیخ نشین های سواحل عربی خلیج فارس نیز سایه می انداخت . ولی اندک زمانی بعد فعالیت های آنان موجب بدگمانی کریم خان شده و به صراحت اظهار داشت که انگلستان نمی تواند ایران را مانند هندوستان با مکر و تزویر به چنگ آورد . سرانجام در فوریه سال ۱۷۶۹ م / ۱۱۸۶ ه ق دستور داد نمایندگی انگلیس در بوشهر را تعطیل و تمام اتباع آنان را از ایران اخراج کنند . با مرگ کریم خان در ۱۱۹۳ ه ق آشفتگی های خلیج فارس شدت بیشتری یافت .[۴] ۲-۱-۱ حضور انگلیس در جنوب ایران در دوره قاجاریه
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
جستجوی دانش جدید ایجاد دانش و یادگیری بکارگیری ذخیره توزیع شکل ۱-۲: مدل مبتنی بر فرآیندهای دانش ((Hales,2001 ۳-۴-۲ مدل رن جانستون[۶۶] این مدل، به کار گیری مدیریت دانش را با توجه به در نظر گرفتن دو عامل میزان پیچیدگی کار و میزان تعاملات مورد نیاز برای انجام آن کار عملی می داند. این مدل، فعالیت های موجود در سازمان را به چهار دسته تقسیم می کند که ویژگی های آن ها به شرح زیر است:
 ویژگی های فعالیت نوع اول : رویه های استاندارد، اتکای زیاد به فرآیندها، متدولوژی رسمی و فرآیندهای ارتباطی قوی ویژگی های فعالیت نوع دوم : مهارت های هدفمند، آموزش های رسمی، رویه های استاندارد، روتین بودن کار و حداقل وابستگی از شاخص های عمده این نوع فعالیت است. تمام دانش در این نوع فعالیت ها کد گذاری شده و به شکل صریح وجود دارد. ویژگی های فعالیت نوع سوم : تکراری نبودن، نیاز به افراد متخصص، تعاملات محدود با طیف خاصی از کارکنان و تشکیل تیم های تخصصی حول محورهای مشخص از جمله شاخص های عمده گونه سوم است. ویژگی های فعالیت نوع چهارم : چالشی بودن فعالیت ها، روتین نبودن، نیاز به تخصص های وسیع، وابستگی زیاد، نیاز به کار تیمی و فرآیندهای ارتباطی قوی از جمله ویژگی های عمده این سطح به شمار می روند. متصدیان انجام این فعالیت ها از دانش نهفته زیادی برخوردارند. مبادله دانش های نهفته از طریق تشکیل تیم های متعدد، برگذاری کارگاه ها و سمینارها صورت می گیرد. سیستم های یادگیری، خلاقیت و جستجوی دانش از اجزای تفکیک ناپذیر این فعالیت ها به شمار می روند (Johnston,2000:6-10). ۴-۴-۲ مدل کاربست مدیریت دانش در سازمان های دولتی ایران این مدل تحلیلی در سطوح چهارگانه ای صورت بندی شده است. سطح اول مدل تحلیلی ادعا می کند، عوامل سازمانی بر مدیریت دانش اثر مستقیم می گذارند. در سطح دوم تحلیل این ادعا مطرح شده است که شهروندان دانشی از طریق تحت تأثیر قرار دادن عوامل سازمانی بر مدیریت دانش اثر می گذارند. همچنین در سطح سوم، این ادعا مطرح است، که عوامل محیطی از طریق تحت تأثیر قرار دادن عوامل سازمانی بر مدیریت دانش در سازمان های دولتی ایران اثر می گذارند. در نهایت در سطح چهارم، تأثیرگذاری عوامل مختلف بر مدیریت دانش در سازمان های دولتی ایران به تصویر کشیده شده است ( ابطحی و صلواتی ، ۱۳۸۵). ( ابطحی و صلواتی ، ۱۳۸۵) ۵-۴-۲ مدل چارچوب ستونهای مدیریت دانش این مدل شامل سه ستون اصلی و چهار فرایند برای مدیریت دانش می باشد. ستون ۱: جستجو و طبقه بندی دانش و فعالیت های مرتبط، آشکار سازی کد بندی و سازماندهی دانش ستون ۲: تعیین و ارزیابی دانش و فعالیت های دانش محور ستون ۳: هماهنگی فعالیت های دانش محور، در دست گرفتن، استفاده و کنترل دانش، تقویت و انتشار دانش فرآیندها: ایجاد، آشکار سازی، استفاده و انتقال( Wigg ,1993 ) ۶-۴-۲ مدل چارچوب مفهومی توسعه شاخص های[۶۷]KMC در اثر بخشی مدیریت دانش این مدل دو دیدگاه برای قابلیت های مدیریت دانش به منظور پیاده سازی اثر بخش مدیریت دانش را بیان می کند: دیدگاه منبع محور که بر تکنولوژی، ساختار و فرهنگ تأکید دارد. دیدگاه دانش محور که بر مهارت، یادگیری و اطلاعات تأکید دارد. در این مدل شاخص های دو دیدگاه منبع محور و دانش محور ترکیب شده و سپس بر روی فرایند مدیریت دانش تأثیر گذاشته و آن هم در نهایت بر اثر بخشی مدیریت دانش تأثیر می گذارد (Aujirapongpan,2010) ۷-۴-۲ مدل سنگ بنای مدیریت دانش[۶۸] این مدل توسط پروبست، روب و رمهاردت (۲۰۰۲) ارائه گردید. با توجه به جنبه های کاربردی این مدل آن را به عنوان مدل نسبتاً کاملی که نکات مثبت همه ی مدل ها را تقریباً در بر می گیرد مورد توجه بیشتر قرار می دهند. طراحان مدل یاد شده، مدیریت دانش را به صورت سیکل دینامیکی می بینند که در چرخش دایم است. مراحل این مدل شامل هشت جزء متشکل از دو سیکل؛ درونی و بیرونی است. سیکل درونی به وسیله بلوک های شناسایی، کسب، توسعه، تسهیم، کاربرد و نگهداری از دانش ساخته می شود. سیکل بیرونی شامل بلوک های اهداف دانشی و ارزیابی آن است . کامل کننده این دو سیکل بازخور است. شکل ۵-۲ اجزاء مذکور را نمایش می دهد. شناسایی دانش نگهداری دانش هدف های دانش
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
انتقادات زیادی به این بند از مقررات لاهه وارد شده است و برخی آن را موجود عجیب الخلقهای دانستهاند که طبع حقوقی لاتین را میآزارد.[۱۵۴] در موارد قبلی جهت رهایی از مسئولیت برای متصدی کافی است که ثابت کند خسارت، ناشی از علتی است که در یکی از موارد استثنایی قبلی قرار دارد و البته مطابق رویه قضایی باید رعایت احتیاط را نیز از طرف خود ثابت کند اما در این مورد باید علت وقوع واقعه را مشخص کند و نشان دهد که امکان ارتکاب عمل و یا تقصیری از طرف خود او و نمایندگان او در واقع وجود ندارد.
 حسن این بند این است که اگر علت خسارت یکی از موارد استثنایی نباشد و ضمناً متصدی و ماموران او نیز نقشی در ایجاد خسارت نداشته باشند، مثلا خسارت بر اثر انفجار و یا سرقت ایجاد شده باشد، مطابق این بند متصدی از مسئولیت بری خواهد بود.[۱۵۵] در مقررات هامبورگ چنین بندی وجود ندارد و در عین حال استثنائات نیز حذف شدهاند. لذا طبق قاعده کلی مقرر در بند ۱ ماده ۵ اگر که علت خسارت منتسب به بیاحتیاطی یا تقصیر متصدی و کارکنانش نباشد، وی میتواند با اثبات بیتقصیری خود از مسئولیت برهد. باید گفت فرض مسئولیتی که بر متصدی در کنوانسیون هامبورگ مقرر شده است، وجود این بند را در خصوص استثناء بر مسئولیت متصدی بیهوده می کند. زیرا قاعده کلی یاد شده بر این موارد نیز حاکمیت دارد. اما در مقررات روتردام این قاعده به شکلی دیگر بازگشته است. مطابق نظامی که این کنوانسیون در خصوص بار اثبات برقرار داشته است، در دور دوم اختصاص بار اثبات، و پس از اینکه مدعی ثابت نمود خطرات یا شرایطی غیر از خطرات استثناء شده در پاراگراف ۳ ماده ۱۷، در بروز خسارت دخالت داشته است، مدعی این فرصت را خواهد داشت تا با اثبات بیتقصیری خود و اشخاصی که او مسئول عمل آنها است از مسئولیت رهایی یابد. بنابراین مطابق مقررات روتردام، اگر ثابت شود اوضاع و احوالی غیر از خطرات استثناء شده در بروز حادثه زیانبار دخالت داشته است، متصدی باید عدم تقصیر خود یا عوامل خود را اثبات نماید. در مقایسه با بند «خ» مقررات لاهه (بند ف قانون دریایی ایران»، در مقررات روتردام، موضوع حاضر دیگر از فهرست خطرات استثناء شده خارج گردیده و در نظام اختصاص بار اثبات وارد شده است. در اینجا برخلاف مقررات لاهه متصدی از همان ابتدا مکلف نیست علت خسارت را اثبات نماید. بلکه این وظیفه مدعی است که علت خسارت را اثبات نماید و آن را خارج از خطرات استثناء شده بداند پس از آن متصدی تنها باید بیتقصیری خود یا عواملش را نسبت به دخالت در بروز این علت، ثابت نماید. ۲ـ۲ـ۱ـ۴ـ۶ قید والسکورا در برخی موارد در سال ۱۹۳۴، دیوان عالی آمریکا در دعوای شنل و والسکورا[۱۵۶]، مقرر نمود که متصدی باید در قبال تمام خسارت وارده به محموله مسئول باشد زیرا او نتوانسته است میزان خسارت ناشی از هر یک از دو علتی که منجر به بروز خسارت به محموله شده است را ثابت نماید.[۱۵۷] این رأی بعدها به رأی والسکورا معروف شد و در کنوانسیون هامبورگ گنجانیده شد. (بند ۷ ماده ۵ کنوانسیون هامبورگ) در طول بحث در خصوص بند ۶ ماده ۱۷ کنوانسیون روتردام نیز قاعده والسکورا مورد توجه قرار گرفت. اما آن را به صورت رویکرد «یک دوم» جایگزین نمودند. در این رویکرد وقتی خسارت ناشی از دو علت، قابل تفکیک نیستند، متصدی تنها در قبال نیمی از خسارت مسئولیت دارد.[۱۵۸] در طول بحث درباره تعهد متصدی به قابلیت دریانوردی کشتی، کارگروه همچنین موافقت نمود که این تعهد را طوری ادامه دهد که توازن خطرات دریا را میان میان متصدی و فرستنده ایجاد نماید.. در متن نهایی کنوانسیون روتردام در بند ۶ ماده ۱۷ چنین مقرر شد که زمانی که متصدی دارای مسئولیت است «تنها برای آن بخشی از فقدان، خسارت یا تأخیر در تحویل که قابل انتساب به او است»، مسئولیت داشته باشد. بدین ترتیب عبارت پایانی بند ۷ ماده ۵ کنوانسیون هامبورگ از مقررات روتردام حذف گردید و بدین ترتیب متصدی دیگر نیاز ندارد تا «میزان تلف، صدمه یا تأخیر در تحویل را که قابل انتساب به او نیست، ثابت کند» لذا به نظر میرسد با حذف این عبارت در مقام بیان این مسأله بوده که دیگر متصدی نیاز ندارد بار اثبات این موضوع را به دوش بکشد و لذا مسأله به قضات یا کارشناسان واگذار شده است تا تصمیم مقتضی در خصوص انتساب میزان خسارت به هر یک از علل، اتخاذ نمایند. لازم به ذکر است که این تصمیم کارگروه، هیچ مبنایی در رویه قضایی نداشت ولی، خوب یا بد این توجه آنها در حفظ تعادل خطرات دریا میان کشتی و فرستنده کالا، نمیتواند مانع چندانی برای پذیرش مقررات روتردام از سوی کشورهای عمده صادر کننده کالا باشد. ۲ـ۲ـ۲ معافیتهای مسئولیت متصدی نسبت به انواع خاص حمل اگر چه مطابق قواعد هامبورگ مسئولیت با عبارت کلی «رعایت اقدامات معقول» عنوان شده است اما باید توجه داشت که مطابق همین قاعده کلی، متصدی جهت رهایی از مسئولیت باید واقعه خسارت زا را ثابت کند و معافیت او در صورتی خواهد بود که این واقعه به طبیعت کالا، بسته بندی، اعتصاب، عیب مخفی کشتی مربوط شود. به عبارتی دیگر، معافیت از مسئولیت متصدی حمل و نقل دریایی عملاً از طریق اثبات وقایعی خواهد بود که مطابق قانون دریایی (قواعد لاهه) موارد استثنایی نامیده میشوند[۱۵۹] البته با توجه به پیشرفتهای فنی صورت گرفته در زمینه دریانوردی و به لحاظ اینکه کشتی از این جهت کمتر موضوع خطرات قرار میگیرد، معافیت ناشی از اشتباه دریانوردی در قواعد هامبورگ حذف شده است.[۱۶۰] بنابراین موارد عدم مسئولیت متصدی حمل و نقل مطابق قواعد هامبورگ در موارد خاص عبارت است از: حمل حیوانات زنده و حمل به روی عرشه کشتی. ۲ـ۲ـ۲ـ۱ حمل حیوانات زنده در مقررات لاهه و به تبع آن قانون دریایی ایران، به طور صریح حمل حیوانات زنده، از شمول مقررات لاهه خارج دانسته شده بود. مطابق بند ۳ ماده ۵۲ ق.د. (بند ج ماده ۱ قواعد لاهه) حیوانات زنده و بارهایی که برطبق مفاد قرارداد باربری باید روی عرشه کشتی حمل شوند و عملا هم بدین ترتیب حمل شده باشند مشمول قانون دریایی نخواهند بود. بند ج ماده ۱ قواعد لاهه «..حیوانات زنده و بارهایی که طبق مفاد قرارداد باربری باید روی عرشه کشتی حمل شده و به این ترتیب حمل گردند…». اما در مقررات هامبورگ تلاش شده است تا این نوع حمل و نقل ساماندهی شود. مطابق بند ۵ ماده ۵ قواعد هامبورگ: «در مورد حمل حیوانات زنده، متصدی حمل و نقل مسئول تلف، خسارت یا تأخیر در تحویل که ناشی از خطرات ویژه به این قبیل ترابریها است نخواهد بود، مشروط بر اینکه متصدی ثابت کند که حسب رهنمودهای فرستنده که در ارتباط با حیوانات به او داده شده، عمل نموده است و اینکه در اوضاع و احوال مربوط، تلف، خسارت یا تأخیر قابل انتساب به این خطرات ویژه میباشد. در این حالت فرض بر این خواهد بود که تلف خسارت یا تأخیر وارده ناشی از آن خطرات بوده است مگر اینکه ثابت گردد تلف، خسارت یا تأخیر در تحویل کلاً یا جزئاً ناشی از تقصیر متصدی حمل و نقل یا مأموران و نمایندگان او بوده است». همانطوری که ملاحظه میشود قواعد هامبورگ حمل حیوانات زنده را به عنوان یکی از موارد استثنایی ضابطه مند کرده است، برخلاف قانون دریایی ایران (و قواعد لاهه ) که صراحتاً مورد را از قلمرو اجرایی خود حذف نموده است، بنابراین در حالت کلی متصدی حمل و نقل دریایی مسئول خسارات ناشی از حمل حیوانات زنده و تأخیر و تحویل آن است مگر اینکه ثابت کند خسارات ناشی از خطرات ویژه این قبیل ترابریهاست (عیب ذاتی) و مطابق دستورات فرستنده عمل شده است در این صورت باز هم عدم مسئولیت متصدی حمل و نقل قطعی نیست، زیرا صاحب کالا میتواند تقصیر متصدی و یا مأموران او را در ایجاد خسارت ثابت کند. در مقررات روتردام ماده ۸۱ که به «حمل حیوانات زنده و سایر کالاهای خاص» عنوان یافته است، در خصوص حمل حیوانات زنده مقرر داشته است:«… قرارداد حمل ممکن است تعهدات یا مسئولیتهای متصدی حمل و طرف اجرا کننده را محدود یا از معافیت محروم نماید اگر: الف- کالاها حیوانات زنده باشند، اما هر نوع محرومیت و محدودیت بی اثر است اگر که مدعی ثابت نماید فقدان، خسارت یا تأخیر در تحویل، نتیجه فعل یا ترک فعل متصدی و افرادی که متصدی در قبال عمل آنها مسئول است، میباشد و با قصد ورود ضرر یا تأخیر صورت گرفته است یا اینکه با بیاحتیاطی عمل نموده و آگاهی داشته که این بیاحتیاطی ممکن است سبب ورود ضرر یا تأخیر در تحویل گردد. ب: طبیعت یا شرایط کالاها یا اوضاع و احوال و ضوابط و شرایطی که حمل باید تحت آن صورت گیرد به طور معقول مورد توافق قرار گیرد. و ثابت شود که قرارداد حمل مذکور با محمولههای تجاری عادی که در یک طریق عادی تجارت حمل میشوند، مرتبط نبوده و سند حمل و نقل قابل انتقال یا سند حمل و نقل الکترونیکی قابل انتقال برای حمل کالاها صادر شده باشد.» ۲ـ۲ـ۲ـ۲ حمل کالا روی عرشه حمل کالا به روی عرشه دارای مزایا و معایب خاص خود است، از یک طرف کالا در معرض هوای بد و سقوط به دریا قرار دارد و از طرف دیگر قرار دادن کالاهای حجیم به روی عرشه راحتتر است مضافاً اینکه برخی محمولهها به طور سنتی به روی عرشه حمل میشود مثل حیوانات زنده.مطابق بند ۳ ماده ۵۲ ق.د.ا. (بند ج ماده ۱ قواعد لاهه):.. «حیوانات زنده و بارهایی که بر طبق مفاد قرارداد باربری باید روی عرشه کشتی حمل شوند و عملاً هم بدین ترتیب حمل شده باشند» مشمول قانون دریایی (و قواعد لاهه) نخواهد بود. بنابراین حمل کالا به روی عرشه از قلمرو اجرایی قانون دریایی و قواعد لاهه خارج است و این یکی از نقاط ضعف قانون دریایی است، زیرا یکی از ضروریات حمل و نقل دریایی امروز حمل به روی عرشه است که پروتکل ۱۹۶۸ ویزبی نیز در این مورد ساکت است.. البته برای اینکه حمل کالا بر روی عرشه از شمول مقررات این کنوانسیون خارج گردد باید این حمل منوط به توافق طرفین باشد، به گونهای که در قرارداد حمل، انعکاس یافته باشد با این فرض دو حالت برای حمل کالا بر روی عرشه متصور است: اول حمل با توافق طرفین که مقررات لاهه بر آن حاکم نخواهد بود و دوم حمل بدون توافق که مقررات لاهه بر آن حاکم است و این امر در مواردی نقض اساسی تعهدات قراردادی تلقی شده و متصدی را از هر گونه دفاعی محروم مینماید.[۱۶۱] البته در موارد دیگری که کشتیهای مخصوص حمل کانتینر بر روی عرشه اقدام به چنین امری نموده بودند، دادگاه آن را نقض اساسی تعهدات قلمداد ننموده و از حق تحدید مسئولیت محروم نساخته است.[۱۶۲] اما مقررات هامبورگ حمل کالا بر روی عرشه را نیز شامل میگردد. مطابق ماده ۹ قواعد هامبورگ: «۱- متصدی حمل و نقل مجاز به حمل کالا به روی عرشه نیست مگر اینکه این نوع حمل به موجب توافق با فرستنده یا عرف تجاری مربوط یا به تجویز مقررات حاکم صورت گیرد.
-
- چنانچه متصدی حمل و نقل و فرستنده توافق کنند که کالا باید یا میتواند به روی عرشه حمل گردد. حمل و نقل کننده باید در بارنامه و یا مدرک دیگری که دلالت بر قرارداد حمل و نقل دریایی دارد متذکر این مضمون گردد. در صورت عدم وجود چنین عبارتی اثبات وجود توافق قبلی مبنی بر حمل کالا به روی عرشه به عهده حمل و نقل کننده است مع هذا او حق استناد به توافق مزبور در مقابل اشخاص ثالث از جمله گیرنده کالا که بارنامه را با حسن نیت متصرف شده است ندارد. هرگاه کالا برخلاف مفاد بند۱ این ماده به روی عرشه حمل شده باشد یا هنگامی که متصدی حمل و نقل به موجب بند۲ این ماده قادر نیست به توافقی مبنی بر حمل کالا به روی عرشه استناد کند، متصدی حمل و نقل علی رغم مفاد بند ۱ ماده ۵ مسئول تلف، خسارت و همین طور تأخیر در تحویل که منحصراً ناشی از حمل کالا به روی عرشه است. میباشد میزان مسئولیت نامبرده بر حسب مورد مطابق مقررات ماده ۶ یا۷ این کنوانسیون تعیین میگردد.
۴٫حمل کالا به روی عرشه، برخلاف توافقی که صریحاً مقرر میدارد کالا باید در داخل کشتی حمل گردد، به عنوان تعدی یا تفریط از طرف متصدی حمل و نقل به مفهوم مفاد ۸ تلقی میشود.» قواعد هامبورگ در پاسخ به این نیاز حمل و نقل دریایی طی ماده ۹ حمل به روی عرشه را ضابطه مند میکند مطابق بند ۲ این ماده اثبات تجویز حمل به روی عرشه به عهده متصدی حمل و نقل است که با درج در بارنامه و یا سند دیگری که حکایت از قرارداد باربری دریایی کند و یا به نحو دیگر قابل اثبات است در این صورت یعنی در حالت حمل کالا به روی عرشه به طور صحیح متصدی حمل و نقل مسئول خساراتی که مشخصاً ناشی از حمل به روی عرشه است نخواهد بود اما در صورت حمل کالا به روی عرشه به طور ناصحیح یعنی در حالاتی که توافقی وجود نداشته باشد و یا عرف تجاری و قواعد آن را تجویز نکند و با وجود این کالا به روی عرشه حمل شود، متصدی حمل و نقل مطابق قواعد هامبورگ دارای مسئولیت قطعی و برخوردار از سقف غرامت مقرر در این قواعد خواهد بود، یعنی امکان اثبات اتخاذ تدابیر لازم جهت احتراز از واقعه و کاهش عواقب آن را نخواهد داشت در حالتی که برخلاف توافق قراردادی، کالا به روی عرشه حمل گردد مرتکب تعدی و تفریط به مفهوم ماده ۸ معاهده شده دارای مسئولیت قطعی و تمام خواهد بود، یعنی محروم از برخورداری از سقف غرامت مطابق ماده ۸ معاهده خواهد بود. برخی معتقدند با اثبات هر یک از موارد اخیرالذکر (۱،۲،۳،۴) توسط متصدی برائت او از مسئولیت قطعی نیست زیرا صاحب کالا میتواند ثابت کند که خسارت ناشی از تقصیر متصدی است.[۱۶۳] اما به نظر میرسد که ارائه دلیل طبق بند ۱ ماده ۵ قواعد هامبورگ موجب برائت قطعی متصدی حمل و نقل از مسئولیت است، زیرا اثبات اتخاذ تدابیر معقول جهت احتراز از واقعه با ارتکاب تقصیر توسط متصدی منافات دارد. قابل ذکر است، برخلاف قانون دریایی (قواعد لاهه) که متصدی را مسئول فقدان و خسارت ناشی از موارد قابل استناد به متصدی میداند و بنابراین منشأ طرح سئوالات متعددی میشود از جمله اینکه آیا خسارت معنوی، خسارت اقتصادی و خسارت ناشی از تأخیر در تحویل نیز مشمول قانون دریایی (و قواعد لاهه) قرار میگیرد یا خیر، قواعد هامبورگ در این زمینه دارای صراحت و وضوح بیشتری است. مطابق بند۱ ماده ۵ قواعد هامبورگ متصدی حمل و نقل مسئول زیان ناشی از تلف و خسارت وارد به کالا و همچنین تأخیر در تحویل است. بنابراین با توجه به سیاق متن و کلیت اصطلاح انتخابی که از خسارت وارد به کالا سخن میگوید، به نظر میرسد که خسارت اعم از مادی و معنوی و اقتصادی است.
 خسارت ناشی از تأخیر در تحویل نیز به وضوح تابع معاهده هامبورگ قرار گرفته است، در حالیکه قانون دریایی (و قواعد لاهه) در این زمینه ساکت است، البته با توجه به وضعیت فنی حاکم بر کشتیها و حمل و نقل دریایی در زمان وضع قانون دریایی (قریب به ۸۷ سال قبل) این سکوت قابل توجیه بوده است، اما امروزه با توجه به تغییرات صورت گرفته در امر کشتیرانی و ایجاد خطوط منظم دیگر سکوت جایز نیست. مطابق بند ۱ ماده ۵ قواعد هامبورگ متصدی حمل و نقل مسئول زیان ناشی از تأخیر در تحویل کالا است و مطابق بند ۲ همین ماده تأخیر در تحویل وقتی مصداق پیدا میکند که در مدت زمانی که در قرارداد صریحاً توافق شده یا در غیر این صورت در مدت زمانی که برای یک متصدی حمل و نقل جدی با توجه به شرایط و اوضاع و احوال موجود در نظر گرفته میشود، کالا در بندر تخلیه پیش بینی شده در قرارداد حمل و نقل دریایی تحویل داده نشده باشد. بنابراین کسر دارایی گیرنده به لحاظ تأخیر در تحویل اعم از مادی، معنوی و اقتصادی به عهده متصدی حمل و نقل است و شرط خلاف آن باطل است (بند ۱ ماده ۲۳) تعیین مدت بر حسب توافق صریح قراردادی و در غیر این صورت با توجه به شرایط و اوضاع و احوال حاکم بر مورد، طول مسیر، شرایط عبور، وضعیت تجهیزات بنادر، نوع کالا، سرعت کشتی، چگونگی اعلام ارسال کالا و غیره صورت میگیرد. در صورتی که کالا ۶۰ روز پس از انقضای مهلت تحویل نشود مطابق بند ۳ ماده ۵ کالا مفقود شده تلقی شده و صاحب کالا در این صورت محق به دریافت غرامت همچون حالت تلف واقعی است.[۱۶۴] در مقررات روتردام نیز حمل کالا بر روی عرشه ضابطه مند شده است. ماده ۲۵ این مقررات حمل کالا بر روی عرشه کشتی را مجاز نمیداند مگر در مواردی که «الف. چنین عملی به موجب قانون لازم باشد؛ ب. کالاها درون یا روی کانتینرها یا وسایلی که مناسب حمل روی عرشه هستند، حمل شوند و عرشه ها نیز برای حمل چنین کانتینرها و وسایلی به طور خاص آماده باشند. یا ج. حمل روی عرشه طبق قرارداد حمل، عرف، رسوم یا رویههای تجارت در این مورد باشد». ملاحظه میگردد کنوانسیون روتردام در مقایسه با کنوانسیون هامبورگ، علاوه بر مواردی که قانون یا قرارداد یا عرف یا رویه تجارت حمل کالا روی عرشه را مجاز میداند، حمل کالا با کشتی آماده یا مخصوص حمل روی عرشه را نیز مشمول مقررات کنوانسیون روتردام دانسته است این تغییرات با توجه به مقتضیات فنی امروزی صورت گرفته است، زیرا امروزه برخی کشتیها میتوانند جهت حمل روی عرشه به سرعت آماده شوند، و برخی دیگر مخصوص چنین حملی ساخته میشوند و لذا، قادر هستند سفر دریایی ایمنی تا مقصد داشته باشند. در خصوص مسئولیت متصدی در چنین حمل هایی، پاراگراف ۲ ماده ۲۵ مقرر داشته است که متصدی نسبت به فقدان، خسارت و تأخیر در تحویل کالاهایی که مطابق با بندهای سه گانه فوق بر روی عرشه حمل میشوند مسئول است. اما در ادامه متصدی را نسبت به خسارت خاص اینگونه حمل، معاف دانسته است البته به شرطی که وفق بندهای «الف» یا «ج» صورت گیرد. حال اگر وفق بند ب باشد یعنی «کالاها درون یا روی کانتینرها یا وسایلی که مناسب حمل روی عرشه هستند، حمل شوند و عرشه ها نیز برای حمل چنین کانتینرها و وسایلی به طور خاص آماده باشند.» در آن صورت دیگر موضوع خطرات خاص حمل روی عرشه منتفی خواهد بود چراکه این بند دقیقاً برای رفع خطرات خاص حمل روی عرشه گنجانیده شده است.اگر متصدی، خارج از مواد سه گانه فوق، کالا را روی عرشه حمل نماید، در آن صورت حق برخورداری از دفاعیات مقرر در ماده ۱۷ را ندارد. همچنین متصدی نمیتواند به بند ج پاراگراف ۱ ماده ۲۵ در برابر شخص ثالثی که با حسن نیت صاحب کالا گردیده است استناد نماید، مگر اینکه داده های قرارداد حکایت از تجویز چنین حملی داشته باشد. ۲ـ۲ـ۲ـ۳ حمل کالای خطرناک خطرناک بودن مانع از آن نیست که آنها به عنوان کالاهای تجاری مورد معامله قرار گیرند. در خصوص حمل کالاهای خطرناک صرف نظر از مسئولیتهای فرستنده در خصوص آگاه کردن متصدی از خطرناک بودن کالا، مسئولیت متصدی حمل در خصوص آن با مبانی کلی حاکم بر این نوع حمل و نقل متفاوت گردیده است و در این زمینه کنوانسیونهای متعددی وجود دارد.[۱۶۵] کنوانسیون لاهه و هامبورگ در این زمینه حاوی قاعدهای خاص نبودند اما کنوانسیون روتردام اقدام به وضع مقررهای خاص در مورد حمل کالاهای خطرناک نموده است مطابق با ماده ۱۵ مقررات روتردام اگر کالاها خطر زا باشد یا به طور معقول و محتمل در طول مدت مسئولیت متصدی حمل خطری واقعی برای شخص، اموال یا محیط زیست داشته باشد، با وجود ماده ۱۱ (تعهد به حمل و تحویل کالا) و ماده ۱۳(تعهدات خاص)، متصدی یا طرف اجراکننده دریایی میتواند از دریافت یا بارگیری کالا امتناع نماید و یا اینکه هر نوع اقدامات منطقی شامل تخلیه، نابود کردن یا خنثی سازی آنها اتخاذ نماید.

موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
سطح معنی داری (P-value)
آماره t
اندازه ضریب β (استاندارد شده)
متغیر
۰۰۰/۰
۳۶۵/۵-
۴۹۸/۰-
DE
۰۰۳/۰
۱۰۰/۳-
۴۳۹/۰-
Loan
۸۵۲/۰
۱۸۶/۰
۰۲/۰
Grow
۰۱۵/۰
۴۶۹/۲
۳۲۲/۰
Size
سطح معنی داری F
آماره F
آماره دوربین واتسون
R2 تعدیل شده
۰۰۰/۰
۴۳۹/۱۷
۵۱۸/۱
۴۰۳/۰
نتایج تحلیل آماری در خصوص اعتبار الگوی رگرسیونی در بخش اول جدول فوق آمده است. ضریب تعیین مدل رگرسیونی ۴۰۳/۰ می باشد و حاکی از این که این مدل توانسته است ۳/۴۰ درصد از تغییرات بازده سرمایه به کار گرفته شده شرکتهای نمونه آماری را از طریق متغیرهای مستقل و کنترلی تبین نماید. همچنین، نتایج نشان می دهد که آماره دوربین واتسون بین ۵/۱ تا ۵/۲ بوده و بنابراین، بین خطاهای الگوی رگرسیونی خود همبستگی شدیدی وجود ندارد و عدم وجود خود همبستگی بین خطاها، بعنوان یکی از فرضهای اساسی رگرسیون در خصوص مدل برازش شده، پذیرفته می شود.
 نتایج تحلیل واریانس رگرسیون (ANOVA) ، که براساس آماره F درخصوص آن تصمیم گیری می شود؛ برای الگوی برازش داده شده در آزمون فرضیه دوم در دو ستون آخر جدول ۴-۴ آمده است. فرضیه های آماری مربوط به تحلیل آماره F بصورت ذیل می باشد. H0: βi=0 الگوی رگرسیونی معنی دار نیست H1: βi≠۰ الگوی رگرسیونی معنی دار است سطح معنی داری آماره F برای مدل کمتر از سطح خطای آزمون(۰۵/۰=α ) است و درنتیجه فرض H0 فوق رد می شود و رگرسیون برآورد شده بلحاظ آماری معنی دار و روابط بین متغیرهای تحقیق، خطی می باشد. نتایج تحلیل آماری برای هر یک از متغیرهای مستقل و کنترلی الگوی آزمون فرضیه دوم در بخش دوم جدول ۴-۴ ارائه شده است. ضریب برآورد شده برای متغیر DE که منعکس کننده ارتباط بین نسبت بدهی به سرمایه با بازده سرمایه به کار گرفته شده می باشد؛ برابر با ۴۹۸/۰- و با سطح معناداری ۰۰۰/۰ است که کمتر از سطح خطای آزمون (۰۵/۰=α) است. این یافته حاکی از یک ارتباط معکوس و معنادار بین متغیرهای مذکور است و نشان می دهد که با افزایش(کاهش) نسبت بدهی به سرمایه، بازده سرمایه به کار گرفته شده بانکهای نمونه آماری کمتر (بیشتر) شده است. این یافته با ادعای مطرح شده د فرضیه دوم تحقیق، مطابق می باشد. در نتیجه، این فرضیه در سطح اطمینان ۹۵ درصد، پذیرفته می شود. در خصوص متغیرهای کنترلی، نتایج نشان می دهد که بین متغیر میزان تسهیلات اعطایی بانکها با سودآوری آنها، ارتباط معکوس و معنادار برقرار می باشد. این یافته حاکی از این است که احتمالا فعالیتهای بانک ها در حوزه اعطای تسهیلات در طول دوره تحقیق، زیان آور بوده است. این در حالی است که ضریب بدست آمده برای متغیر اندازه بانک، مثبت و معنادار است و نشان می دهد که بانکهای با اندازه بزرگتر، سودآوری بیشتری داشته اند. ۴-۷) نتایج حاصل از آزمون فرضیه سوم فرضیه سوم بین نسبت بدهی به دارایی ها با سودخالص، ارتباط وجود دارد. جهت آزمون این فرضیه از یک مدل رگرسیونی که در آن سودخالص به عنوان متغیر وابسته، تابعی از نسبت بدهی به دارایی ها به عنوان متغیر مستقل و متغیرهای کنترلی تحقیق است، استفاده شده است. نتایج حاصل از برازش مدل رگرسیونی مذکور در جداول ۴-۵ آمده است. جدول ۴-۵: نتایج تجزیه و تحلیل آماری برای آزمون فرضیه سوم
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در این پژوهش گردآوری دادهها در دو مرحله انجام میشود. در مرحله اول، برای تدوین مبانی نظری پژوهش از روش کتابخانهای و در مرحله دوم، بخشی از دادههای مورد نیاز برای محاسبهی متغیرهای پژوهش، از بانکهای اطلاعاتی تدبیرپرداز نسخه ۴ و رهآورد نوین نسخه ۳ و بخش دیگر، از سایت بورس و صورتهای مالی حسابرسی شده شرکتها استخراج میشود. پس از این که دادهها از نرمافزارها و بانکهای اطلاعاتی مورد نظر جمع آوری شد، به منظور طبقهبندی مناسب، وارد نرمافزارEXCEL نسخه ۲۰۱۲ میشود. سرانجام، تجزیه و تحلیل دادهها با بهره گرفتن از نرم افزارهایSPSS نسخه ۱۸ و Eviews نسخه ۷ انجام میشود.
 ۱-۶-۲- جامعه آماری و نمونه پژوهش جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است که طی سالهای ۱۳۸۱ تا ۱۳۹۲ در بورس فعالیت داشتهاند که طبق آمار ارائه شده در بورس اوراق بهادار تهران در زمان انجام پژوهش، شامل ۶۲۱ شرکت است.
 به منظور انجام پژوهش از اطلاعات مندرج در صورتهای مالی پایان دورهای، غیرتلفیقی و حسابرسیشدهی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران استفاده میشود. در این پژوهش شرکتها، ابتدا، به دو گروه شرکتهای دارای بحران مالی و سالم تقسیم میشود. شرکتهای دارای بحران مالی در این پژوهش شرکتهایی است که مطابق با ماده ۱۴۱ اصلاحیه قانون تجارت مصوب سال ۱۳۴۷ در صورتهای مالی میزان سرمایه آنها تا پایان سال ۱۳۹۲ بر اثر زیان انباشته به نصف کاهش یافته باشد. همچنین، این گروه شرکتهای نمونه باید حائز این شرایط باشد: پایان سال مالی آنها اسفندماه باشد، جزء شرکتهای سرمایه گذاری و واسطهگری مالی نباشند و اطلاعات شرکتها در سوابق بورس موجود باشد. ۱-۶-۳- روش تجزیه و تحلیل داده ها به منظور انتخاب آزمون مناسب برای تجزیه و تحلیل فرضیه های پژوهش از آزمون کولموگروف-اسمیرنوف[۹] استفاده میشود که نشان دهنده نرمالبودن یا نبودن متغیرها است. برای تشخیص تفاوت بین دو جامعه با توجه به متغیرهای مستقل پژوهش در صورت نرمال بودن داده ها از آزمون تینمونههای مستقل[۱۰] و در صورت غیرنرمال بودن داده ها از آزمون منویتنی[۱۱] استفاده میشود. به تعبیری دقیقتر در آزمون منویتنی متغیر مستقل دو وجهی و متغیر وابسته رتبهای (صفر و یک) است (افشانی و همکاران، ۱۳۹۱). سرانجام، توانایی متغیرهای مستقل پژوهش در پیشبینی بحران مالی ارزیابی و با بهره گرفتن از رگرسیون لجستیک[۱۲] الگویی برای پیشبینی بحران مالی ارائه میشود. ۱-۷- استفاده کنندگان از نتایج پژوهش از آنجا که در این پژوهش رابطه بین اقلام تعهدی، جریانهای نقدی، سرعت گزارشگری مالی و بحران مالی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بررسی میشود انتظار میرود که در صورت تحقق هدفهای مورد نظر، نتایج پژوهش برای سازمانها و اشخاص زیر قابل استفاده باشد: دانشگاهها و مراکز آموزش عالی و پژوهشگران حسابداری و مالی.
 سازمان بورس اوراق بهادار تهران. مدیران شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران. تحلیلگران مالی و کارگزاران بورس. سهامداران، سرمایهگذاران، اعتباردهندگان و سایر ذینفعان شرکتها. ۱-۸- تعریف واژههای کلیدی تعاریف عملیاتی برخی از واژهها و اصطلاحات استفاده شده در این پژوهش به شرح زیر است: بحران مالی: به موجب ماده ۴۱۲ اصلاحیه قانون تجارت مصوب سال ۱۳۴۷، بحران مالی و ورشکستگی شرکت تجارتی در نتیجه توقف از تأدیه وجوهی که برعهده اوست، حاصل میشود. بنابراین ممکن است یک تاجر یا شرکت نتواند در آینده وجوهی را که متعهد به پرداخت آن است، پرداخت کند. اقلام تعهدی: تفاوت بین سود و جریانات نقدی عملیاتی را اقلام تعهدی گویند. جریانهای نقدی: افزایش یا کاهش در مبلغ وجوه نقد ناشی از معاملات با اشخاص حقیقی یا حقوقی مستقل از شخصیت حقوقی واحد تجاری و ناشی از سایر رویدادها. سرعت گزارشگری مالی: فاصله زمانی بین تاریخ پایان سال مالی هر شرکت تا تاریخ ارائه گزارش حسابرسی. ۱-۹- ساختار پژوهش در این فصل کلیاتی درباره پژوهش شامل مقدمه، مسأله پژوهش، سؤالهای پژوهش، اهمیت و ارزش پژوهش، هدفهای پژوهش، متغیرهای پژوهش و روش پژوهش بیان شد. در بخش مربوط به روش پژوهش، گردآوری داده ها، جامعه آماری و نمونه پژوهش و روش تجزیه و تحلیل داده ها تشریح شد. در ادامه، استفاده کنندگان از نتایج پژوهش و تعریف واژههای کلیدی مورد استفاده در این پژوهش بیان شد. موضوع فصل دوم، بیان مبانی نظری پژوهش و بررسی پژوهشهای پیشین است. در ابتدا، به تشریح مبانی نظری پژوهش شامل بحران مالی، اقلام تعهدی، جریانهای نقدی و سرعت گزارشگری مالی پرداخته میشود. در بخش بعد، خلاصهای از پژوهشهای انجام شده خارجی و داخلی در این زمینه ارائه میشود و در بخش آخر، نقد پژوهشهای پیشین و همچنین، خلاصه فصل بیان میشود. فصل سوم به تشریح روش پژوهش، فرضیههای پژوهش، متغیرهای پژوهش که به سه دسته مستقل، وابسته و کنترلی تقسیم میشود، جامعه آماری، نمونه و روش نمونهگیری، روش گردآوری د
ادهها و روش های آماری مورد استفاده در پژوهش میپردازد. فصل چهارم این پژوهش به بیان آمارههای توصیفی، پایایی متغیرهای پژوهش، بررسی نرمالبودن داده ها، آزمون فرضیه ها، شامل چهار فرضیه اصلی و یازده فرضیه فرعی، اختصاص دارد و در آخر نتیجهگیری کلی ارائه میشود. در فصل پنجم، ابتدا، خلاصهای از نتایج بهدست آمده از فرضیه های پژوهش بیان میشود. سپس، به ذکر پیشنهادهای پژوهش شامل پیشنهادهای حاصل از یافتههای پژوهش و پیشنهاد برای پژوهشهای آینده پرداخته میشود و سرانجام محدودیتهای پژوهش ارائه میشود. فصل دوم مبانی نظری و پیشینه پژوهش ۲-۱- مقدمه در فصل قبل مطالبی پیرامون پژوهش از قبیل مسأله پژوهش، سؤالهای پژوهش، اهمیت و ارزش پژوهش، هدفهای پژوهش، متغیرهای پژوهش و روش پژوهش که شامل گردآوری داده ها، جامعه آماری و نمونه پژوهش و روش تجزیه و تحلیل داده ها است، استفاده کنندگان از نتایج پژوهش، تعریف واژههای کلیدی و ساختار پژوهش بیان شد. در این فصل ابتدا به تشریح مبانی نظری پژوهش شامل بحران مالی، اقلام تعهدی، جریانهای نقدی و سرعت گزارشگری مالی پرداخته میشود. در بخش بعد، خلاصهای از پژوهشهای داخلی و خارجی انجام شده در این زمینه ارائه خواهد شد و در بخش آخر نقد پژوهشهای پیشین و خلاصهای از فصل ارائه میشود. ۲-۲- مبانی نظری ۲-۲-۱- بحران مالی بر طبق پژوهشهای پیشین (آلتمن[۱۳]، ۱۹۶۸؛ کوچران و همکاران، ۲۰۰۶؛ شارپ و استادنیک، ۲۰۰۷؛ طالبنیا و همکاران، ۲۰۱۱؛ فدورووا و همکاران، ۲۰۱۳؛ خواجوی و همکاران، ۱۳۹۱؛ ثقفی و محمدی، ۱۳۹۱؛ و منصورفر و همکاران، ۱۳۹۲) یکی از عواملی که تداوم فعالیت را دچار مشکل میکند وجود یا احتمال وجود بحران مالی و ورشکستگی است. منظور از بحران مالی اختلالهایی است که در کارکرد نظامهای مالی سازمان رخ میدهد و موجب آشفتگی اساسی در سازمان از قبیل مفقود شدن اسناد مالی با اهمیت، جعل اسناد مالی، وارد شدن خسارات شدید مالی، اختلاس، محققنشدن درآمدها، افزایش غیرمترقبه هزینه ها، از بین رفتن منابع تأمین وجوه، شیوع رشوه و بلوکهکردن داراییها میشود (یاراحمدیخراسانی، ۱۳۸۴: ۴۵). در ادبیات مالی تعاریف متفاوتی از بحران مالی ارائه شده است. به عنوان نمونه، بحران مالی هر رویداد غیرمنتظرهای است که سبب اختلال و آسیب جدی مالی، فیزیکی و سرانجام انحلال سازمان و مخدوششدن چهره سازمان نزد افکار عمومی میشود (کاش[۱۴] و دارلینگ[۱۵]، ۱۹۹۸: ۱۷۹). شالف و همکاران[۱۶](۲۰۰۳) بحران مالی را موقعیتی غیرعادی میدانند که خطر فوقالعادهای را به شرکت تحمیل میکند و آثار زیانبار آن در صورتی که بدرستی مدیریت نشود تمام سازمان را فرا خواهد گرفت و سرانجام منجر به ورشکستگی شرکت خواهد شد (شالف و همکاران، ۲۰۰۳: ۲۹). از نظر داویس[۱۷](۲۰۰۵) بحران مالی یک اتفاق برنامه ریزی نشدهای (اما نه الزاماً غیرمنتظره) است که نیاز به اتخاذ تصمیمهای راهبردی و سریع دارد و اتخاذ تصمیمهای نادرست در این شرایط منجر به وارد شدن آسیب جدی به شرکت خواهد شد (داویس، ۲۰۰۵: ۶۹). ماده ۴۱۲ اصلاحیه قانون تجارت مصوب سال ۱۳۴۷، بحران مالی و ورشکستگی را اینطور تعریف کرده است: «ورشکستگی تاجر یا شرکت تجارتی در نتیجه توقف از تأدیه وجوهی که برعهده اوست، حاصل میشود. بنابراین ریسک ورشکستگی عبارت است از احتمال اینکه یک تاجر یا شرکت نتواند در آینده وجوهی را که متعهد به پرداخت آن است، پرداخت کند» (منصور، ۱۳۷۹: ۶۱). برای شناخت بهتر بحرانهای مالی، افزون بر تعاریف آنها، باید به ویژگیهای مشترک بحرانهای سازمانی به شرح زیر نیز توجه کرد (الیوت و همکاران[۱۸]، ۲۰۰۵: ۳۳۷-۳۳۶):
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
خودمختاری۱۶۶/۰۰۴۳/۰۲۰۲/۰۸۶۴/۳۰۰۱/۰**۹۶۵/۰۰۳۶/۱
* در سطح ۰۵/۰ معنادار است. ** در سطح ۰۱/۰ معنادار است. براساس اطلاعات جدول(۱۱-۴)، Fمشاهده شده در سطح ۰۱/۰ معنادار بوده، بنابراین معادله رگرسیون قابل تعمیم به کل جامعه آماری بوده است. همچنین مقدار آزمون دوربین واتسون (در بازه ۵/۱ تا ۵/۲) بدست آمد که استقلال خطاها را نشان می دهد و براساس شاخصهای هم خطی بودن؛ بین متغیرهای پیش بین همخطی وجود نداشته و نتایج حاصل از مدل رگرسیون قابل اتکا است. و شرط نرمال بودن متغیرها نیز با توجه به جدول (۵–۴) برقرار است. بنابراین مفروضه های استفاده از آزمون رگرسیون برقرار است. به منظور بررسی تأثیر ابعاد توانمندسازی روانشناختی بر اعتماد سازمانی پرستاران بیمارستان های شهر همدان، اقدام به آنالیز رگرسیون چندمتغیره از نوع گام به گام گردید. در ابتدا اعتماد سازمانی به عنوان متغیر ملاک و ابعاد توانمندسازی روانشناختی(شایستگی، خودمختاری، تأثیرگذاری، معنی دار بودن و اعتماد) به عنوان متغیرهای پیشبین در نظر گرفته شد. نتایج آزمون رگرسیون گامبهگام، نشان داد در گام اول مؤلفه اعتماد بیشترین تأثیر را در رگرسیون چندمتغیره داشته و وارد مدل گردید و در گام دوم مؤلفه خودمختاری وارد مدل شد و مشخص شد سایر مؤلفه های توانمندسازی روانشناختی تأثیر چندانی بر مدل نداشته و از مدل حذف شدند. بنابراین نتایج جدول (۱۱-۴) بیانگر آن است که در گام نخست ۲۸% از تغییرات اعتماد سازمانی پرستاران توسط مؤلفه اعتماد و در گام دوم ۳۲% از تغییرات اعتماد سازمانی پرستاران توسط مؤلفه های اعتماد و خودمختاری تبیین میگردد. همچنین در گام نخست سهم مؤلفه اعتماد در پیش بینی اعتماد سازمانی ۴۹۳/۰ و در گام دوم سهم مؤلفه خودمختاری در پیش بینی اعتماد سازمانی پرستاران ۲۰۲/۰ میباشد. نتایج نهایی آنالیز رگرسیون گام به گام، به همراه ضرایب متغیرهای مؤثر در مدل، در زیر آمده است. مدل نهایی عبارت است از:
 (مقدار ثابت) ۵۷۲/۱ + (خودمختاری) ۲۰۲/۰ + (اعتماد) ۴۹۳/۰ = اعتماد سازمانی سؤال۵) کدام یک از ابعاد توانمندسازی روانشناختی قابلیت پیش بینی یادگیری سازمانی پرستاران بیمارستان های شهر همدان را دارد؟
جدول( ۱۲-۴) نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام تاثیر ابعاد توانمندسازی روانشناختی بر یادگیری سازمانی پرستاران بیمارستانهای شهر همدان:
| مدل |
ضریب همبستگی ® |
ضریب تعیینR2 |
ضریب تعیین اصلاح شدهR2 |
دوربین واتسون |
F |
سطح معناداری |
|
| اعتماد |
۵۲۱/۰ |
۲۷۲/۰ |
۲۶۹/۰ |
۶۹۲/۱ |
۳۵/۹۶ |
۰۰۱/۰** |
| |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شکل 68-4- روند تغييرات دماي پوشش سبز براي سطوح مختلف آبياري تکميلي در تيمار آبياري تکميلي در تير سال 92……………………………………………………………………………………………………………………98 شکل 69-4- نمودار ميلهاي عملکرد در دو سال 91 و 92 در تيمارهاي مختلف زمان و مقدار آبياري تکميلي……………………………………………………………………………………………………………………………….104 شکل 70-4- رابطه عملکرد و مقدار آب آبياري تکميلي در تيمار آبياري تکميلي در فروردين در سال 91………………………………………………………………………………………………………………………………………….105 شکل 71-4- رابطه عملکرد و مقدار آب آبياري تکميلي در تيمار آبياري تکميلي در ارديبهشت در سال 91………………………………………………………………………………………………………………………………………….106 شکل 72-4- رابطه عملکرد و مقدار آب آبياري تکميلي در تيمار دو بار آبياري تکميلي در فروردين -ارديبهشت در سال 91…………………………………………………………………………………………………………………106 شکل 73-4- رابطه عملکرد و مقدار آب آبياري تکميلي در تيمار آبياري تکميلي در خرداد در سال 91………………………………………………………………………………………………………………………………………………….107 شکل 74-4- رابطه عملکرد و مقدار آب آبياري تکميلي در تيمار آبياري تکميلي در تير در سال 91………………………………………………………………………………………………………………………………………………….107 شکل 75-4- رابطه عملکرد و مقدار آب آبياري تکميلي در تيمار آبياري تکميلي در سال 91…………………………………………………………………………………………………………………………………………………108 شکل 76-4- رابطه عملکرد و مقدار آب آبياري تکميلي در تيمار آبياري تکميلي در فروردين در سال 92………………………………………………………………………………………………………………………………………….109 شکل 77-4- رابطه عملکرد و مقدار آب آبياري تکميلي در تيمار آبياري تکميلي در ارديبهشت در سال 92………………………………………………………………………………………………………………………………………….109 شکل 78-4- رابطه عملکرد و مقدار آب آبياري تکميلي در تيمار دوبار آبياري تکميلي در فروردين-ارديبهشت در سال 92…………………………………………………………………………………………………………………..110 شکل 79-4- رابطه عملکرد و مقدار آب آبياري تکميلي در تيمار آبياري تکميلي در خرداد در سال 92………………………………………………………………………………………………………………………………………………….110 شکل 80-4- رابطه عملکرد و مقدار آب آبياري تکميلي در تيمار آبياري تکميلي در تير در سال 92………………………………………………………………………………………………………………………………………………….111 شکل 81-4- رابطه عملکرد و مقدار آب آبياري تکميلي در تيمار آبياري تکميلي در سال 92………………………………………………………………………………………………………………………………………………….111 شکل 82-4-رابطه عملکرد – تعرق انگور در سال 92-1391……………………………………………………..112 شکل 83-4-رابطه کل ماده خشک توليدي – تعرق انگور در سال 92-1391…………………………..113 شکل 84-4- ماده خشک توليدي توسط برگ و تبخير-تعرق واقعي گياه در زمان اندازهگيري شده در تيمارها در سال زراعي 90-91………………………………………………………………………………………………..117 شکل 85-4- ماده خشک توليدي توسط برگ و تبخير-تعرق واقعي گياه در زمان اندازهگيري شده در تيمارها در سال زراعي 92-91………………………………………………………………………………………………..118 شکل 86-4- رابطه ماده خشک و مقدار آب آبياري تکميلي در تيمار آبياري تکميلي در فروردين در سال 91…………………………………………………………………………………………………………………………………….120 شکل 87-4- رابطه ماده خشک و مقدار آب آبياري تکميلي در تيمار آبياري تکميلي در ارديبهشت در سال 91…………………………………………………………………………………………………………………………………….121 شکل 88-4- رابطه ماده خشک و مقدار آب آبياري تکميلي در تيمار دوبار آبياري تکميلي در فروردين - ارديبهشت در سال 91………………………………………………………………………………………………..121 شکل 89-4- رابطه ماده خشک و مقدار آب آبياري تکميلي در تيمار آبياري تکميلي در خرداد در سال 91………………………………………………………………………………………………………………………………………….122 شکل 90-4- رابطه ماده خشک و مقدار آب آبياري تکميلي در تيمار آبياري تکميلي در تير در سال 91………………………………………………………………………………………………………………………………………….122 شکل 91-4- رابطه ماده خشک و مقدار آب آبياري تکميلي در تيمارهاي مختلف آبياري تکميلي در سال 91…………………………………………………………………………………………………………………………………….123 شکل 92-4- رابطه ماده خشک و مقدار آب آبياري تکميلي در تيمار آبياري تکميلي در فروردين در سال 92…………………………………………………………………………………………………………………………………….124 شکل 93-4- رابطه ماده خشک و مقدار آب آبياري تکميلي در تيمار آبياري تکميلي در ارديبهشت در سال 92…………………………………………………………………………………………………………………………………….124 شکل 94-4- رابطه ماده خشک و مقدار آب آبياري تکميلي در تيمار آبياري تکميلي در فروردين - ارديبهشت در سال 92…………………………………………………………………………………………………………………..125 شکل 95-4- رابطه ماده خشک و مقدار آب آبياري تکميلي در تيمار آبياري تکميلي در خرداد در سال 92………………………………………………………………………………………………………………………………………….125 شکل 96-4- رابطه ماده خشک و مقدار آب آبياري تکميلي در تيمار آبياري تکميلي در تير در سال 92…………………………………………………………………………………………………………………………………………………..126 شکل 97-4- رابطه ماده خشک و مقدار آب آبياري تکميلي در تيمارهاي مختلف آبياري تکميلي در سال 92…………………………………………………………………………………………………………………………………….126 شکل 98-4- ميانگين تراکم طولي ريشه (cm/cm3) در عمق هاي مختلف تحت تيمار آبياري 195 ميليمتر در ماههاي مختلف و تيمار شاهد در سال 91……………………………………………………..130 شکل 99-4- تغييرات رطوبت و تراکم طولي ريشه (cm/cm3) در عمق 30-0 براي زمان هاي مختلف آبياري در سال 91…………………………………………………………………………………………………………..130 شکل 100-4- تغييرات رطوبت و تراکم طولي ريشه (cm/cm3) در عمق 60-30 براي زمان هاي مختلف آبياري در سال 91…………………………………………………………………………………………………………..131 شکل 101-4- تغييرات رطوبت و تراکم طولي ريشه (cm/cm3) در عمق 90-60 براي زمان هاي مختلف آبياري در سال 91…………………………………………………………………………………………………………..131 شکل 102-4- ميانگين تراکم طولي ريشه (cm/cm3) در عمق هاي مختلف تحت تيمار آبياري 195 ميليمتر در ماههاي مختلف و تيمار ديم در سال 92………………………………………………………..132 شکل 103-4- تغييرات رطوبت و تراکم طولي ريشه (cm/cm3) در عمق 30-0 براي زمان هاي مختلف آبياري در سال 92…………………………………………………………………………………………………………..132 شکل 104-4- تغييرات رطوبت و تراکم طولي ريشه (cm/cm3) در عمق 60-30 براي زمان هاي مختلف آبياري در سال 92…………………………………………………………………………………………………………..133 شکل 105-4- تغييرات رطوبت و تراکم طولي ريشه (cm/cm3) در عمق 90-60 براي زمان هاي مختلف آبياري در سال 92…………………………………………………………………………………………………………..133 شکل 106-4- تغييرات رطوبت و چگالي وزني ريشه (g/cm3) در عمق 30-0 براي زمان هاي مختلف آبياري در سال 91…………………………………………………………………………………………………………..134 شکل 107-4- تغييرات رطوبت و چگالي وزني ريشه (g/cm3) در عمق 60-30 براي زمان هاي مختلف آبياري در سال 91…………………………………………………………………………………………………………..135 شکل 108-4- تغييرات رطوبت و چگالي وزني ريشه (g/cm3) در عمق 90-60 براي زمان هاي مختلف آبياري در سال 91…………………………………………………………………………………………………………..135 شکل 109-4- تغييرات رطوبت و چگالي وزني ريشه (g/cm3) در عمق 30-0 سانتیمتری خاک براي زمان هاي مختلف آبياري در سال ………………………………………………………………………………………136
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲ـ تقوای سیاسی
در دنیای امروز سیاست مداران قائل هستند، در سیاست، اخلاق معنا ندارد . یک مرد سیاسى قول مىدهد، پیمان مىبندد، سوگند مىخورد، امّا تا وقتى پایبند به این پیمان و سوگند خود است، که منافعش اقتضا کند و به محض این که منافع در یک طرف دیگر قرار بگیرد و او در طرف دیگر، پیمان را نقض مىکند. حتی گاهی از سوژه تقدس و تقوا برای رسیدن به اهدافشان استفاده می کند، که این همان اصل خیانت است، اصلى که معاویه در سیاستش مطلقا از این اصل پیروى مىکرد. آنچه که على ۷ را از همه سیاستمداران جهان متمایز مىکند، این است که، حضرت از خیانت، اجتناب مىکند و لو به این منجر شود، که خلافتشان از دستشان برود. چون او مىگوید، من اساسا پاسدار اصول صحیح هستم و فلسفه خلافت من پاسدارى از اصول انسانى و صداقت و امانت و وفا و درستى است. چگونه ممکن است که اینها را من فداى خلافت کنم.
 آن حضرت حتی حاضر به توریه و یا یک دروغ مصلحتی برای رسیدن به حکومت اسلامی دست بزند. نمونه بارز آن در شورای شش نفره ای که بعد از خلیفه دوم برپا شد؛ بر خلاف عقیده راستین خود وعده ای بدهد . در آغاز خلافت و پس از بیعت مردم، صادقانه اوضاع اجتماعی را تحلیل نموده و شیوه کار خویش را بیان فرمود و سپس فرمود:
 « وَ اللَّهِ مَا کَتَمْتُ وَشْمَهً وَ لَا کَذَبْتُ کِذْبَهً[۱۶۴] به خدا قسم سخنى را مخفى ننموده، و دروغى بر زبان نیاوردهام» صداقت یکی از مهمترین ارزش ها در اسلام است، که در همه عرصه های زندگی باید رعایت گردد، چراکه هم به مصلحت فرد است و هم به مصلحت اجتماع است . اگر چه رعایت صداقت بر همگان لازم است، ولی رعایت این ارزش برای کارگزاران و مسئولین از اهمیت ویژه ای برخوردار است . امیرالمؤمنین ۷در طول حکومت خود از مسیر صداقت خارج نشد .شهید مطهری در این باره می نویسد : «مشکل سوم خلافت او مسأله صداقت و صراحت در سیاست بود که این را هم باز عده ای از دوستانش نمی پسندیدند ، می گفتند سیاست این همه صداقت و صرحت بر نمی دارد، چاشنی سیاست دغل بازی است[۱۶۵]» بخاطر داشتن صداقت در سیاست ، برخی گمان می کردند که حضرت سیاست مدار نیست و معاویه سیاست مدار است که حضرت در پاسخ این افراد می فرمود : «وَ اللَّهِ مَا مُعَاوِیَهُ بِأَدْهَى مِنِّی وَ لَکِنَّهُ یَغْدِرُ وَ یَفْجُرُ وَ لَوْ لَا کَرَاهِیَهُ الْغَدْرِ لَکُنْتُ مِنْ أَدْهَى النَّاسِ وَ لَکِنْ کُلُّ غُدَرَهٍ فُجَرَهٌ وَ کُلُّ فُجَرَهٍ کُفَرَه[۱۶۶] به خدا قسم معاویه زیرک تر از من نیست، ولى او خیانت مىورزد و گناه مىکند، و اگر غدر و مکر نکوهیده نبود من از زیرکترین مردمان بودم، ولى هر نیرنگى معصیت است، و هر معصیتى نوعى کفر است» بر طبق همین شیوه امام به مالک اشتر دستور می دهد با مردم صادقانه رفتار نماید : َ « إِیَّاکَ ….التَّزَیُّدَ فِیمَا کَانَ مِنْ فِعْلِکَ أَوْ أَنْ تَعِدَهُمْ فَتُتْبِعَ مَوْعِدَکَ بِخُلْفِکَ فَإِنَّ …….الْخُلْفَ یُوجِبُ الْمَقْتَ عِنْدَ اللَّهِ وَ النَّاسِ قَالَ اللَّهُ . تَعَالَى کَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُون[۱۶۷] بپرهیز از اینکه…. کرده خود را بیش از آنچه هست بزرگ شمارى، یا به رعیّت وعدهاى دهی و خلاف آن را به جا آورى، چرا که ….. خلف وعده سبب خشم خدا و مردم است، خداوند بزرگ فرموده: «این باعث خشم بزرگ خداست که بگویید و انجام ندهید»
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
اندازه و سن سازمان اندازه سازمان نیز که بر اساس نیروی انسانی سازمان اندازه گیری می شود ، به عنوان یکی از شاخص های نوآوری محسوب می گردد. با این همه ، محققین نوآوری با مطالعاتی که به بررسی رابطه بین اندازه سازمانی و نوآوری انجام داده اند، به نتایج متناقضی دست یافته اند. برخی از مطالعات نشان می دهد که شرکت های کوچک تر نوآورترند ، درحالیکه برخی دیگر به نتایجی برعکس رسیده اند. به طور مشابه در زمینه رابطه بین سن سازمان و نوآوری سازمانی نیز در بین محققان اتفاق نظر وجود ندارد. برای مثال درحالیکه برخی از مطالعات نشان داده است که شرکت های نوآور جوانتر بوده اند، مطالعه کیم[۴۱] (۱۹۸۰) هیچگونه رابطه منطقی بین سن ونوآوری سازمانی پیدا نکرد. (راویچاندران[۴۲]، ۲۰۰۰، ۲۵۳)
 فرهنگ بسیاری از ویژگی های سازمانی شامل متغیرهایی مثل نوع سازمان ، اندازه ، منابع ، متغیرهای ساختاری و جو سازمانی در مطالعات نوآوری مورد توجه قرار گرفته اند. اگر چه بسیاری از این متغیرها در مطالعات نوآوری سازمانی مشهود بوده اند، اما مفاهیم مرتبط با فرهنگ هنوز به طور تجربی توسعه نیافته اند. کریان و دشپاند[۴۳] (۱۹۸۵) معتقدند که سیستم فرهنگی یک شرکت در اثرگذاری بر اهداف رسمی، سیاست ها و رویه ها با سیستم ساختاری در تعامل است. در واقع ، سیستم ساختاری و سیستم فرهنگی بر فعالیت های سازمانی شامل اتخاذ نوآوری سازمانی مؤثر هستند . (ابندهاین و جانسون[۴۴]، ۲۰۰۴، ۹۵) ۲-۳-۳-۳- عوامل محیطی مطالعات زیادی در خصوص تأثیر محیط بر نوآوری سازمانی صورت گرفته است. دامن پور[۴۵] (۱۹۹۶) دریافت که محیط با عدم اطمینان بالا تأثیر مثبتی بر رابطه بین ساختار سازمان و نوآوری سازمانی دارد. کیم برلی و اوانیسکو[۴۶] (۱۹۸۱) به این نتیجه رسیدند که پیچیدگی محیطی تأثیر مثبتی بر نوآوری سازمانی در بیمارستان ها دارد . (لین، ۲۰۰۶، ۲۷۲) ۲-۳- ۴- طبقه بندی های نوآوری طبقه بندی هایی که از نوآوری صورت گرفته متفاوت هستند. نوآوری ممکن است اشکال مختلفی از قبیل نوآوری محصول و فرایند ، نوآوری رادیکال یا تدریجی و نوآوری اداری یا تکنولوژیکی را در بر گیرد. (الونن و دیگران، ۲۰۰۸؛ وانگ و امد[۴۷]، ۲۰۰۴) رابینز(۲۰۰۵) معتقد است که نوآوری منحصر به تولید محصول جدید نیست بلکه مفهوم نوآوری ، شامل تکنولوژی های فرایند تولید جدید، سیستم های اداری یا ساختاری جدید و برنامه ها و طرح های جدید برای حفظ و نگهداری اعضای سازمان نیز می شوند. (رابینز، ۲۰۰۵، ۵۶۴) آرمبراستر و دیگران (۲۰۰۸) طبقه بندی دیگری از نوآوری ارائه داده اند. بر اساس این طبقه بندی نوآوری سازمانی می تواند به نوآوری های سازمانی ساختاری[۴۸] و نوآوری های سازمانی رویه ای[۴۹] تفکیک شود. (آرمبراستر و دیگران ،۲۰۰۸، ۶۴۷) در طبقه بندی دیگری، جان و دیویس[۵۰] (۲۰۰۰) سه نوع اصلی برای نوآوری قایل می شوند که به اعتقاد آن ها زیربنای توسعه کسب و کار پویا را شکل می دهد. این سه نوع عبارتند از : نوآوری بازار[۵۱]، نوآوری محصول[۵۲] و نوآوری فرایند[۵۳]. (جان و دیویس ،۲۰۰۰، ۷) همچنین سابرامانین و نیل آکانتا[۵۴] (۱۹۹۶)، دو گونه متفاوت از نوآوری سازمانی را مشخص کرده اند: تکنیکی[۵۵] و اداری[۵۶]. همانگونه که جانسون و دیگران[۵۷] مطرح کرده اند، نوآوری یک واژه چند بعدی است. الونن و دیگران(۲۰۰۸) معتقدند که نوآوری می تواند به شکل های مختلف ایجاد شود از قبیل نوآوری تولیدی و فرایندی، رادیکال وتدریجی، تکنولوژیکی و اداری. توانایی سازمان در ایجاد چنین نوآوری هایی (مانند نوآور بودن) ، مدت هاست که به عنوان یکی از مؤلفه های اصلی موفقیت و بقاء شناخته شده است. الونن و دیگران، ۲۰۰۸، ۱۶۴)در ادامه نوعی طبقه بندی از نوآوری سازمانی ارائه شده است که بر مبنای طبقه بندی وانگ و امد[۵۸] (۲۰۰۴) می باشد ۲-۳- ۴- ۱- نوآوری در محصول[۵۹] نوآوری در محصول به معنای توسعه محصولات یا خدمات جدید برای پاسخگویی به نیازهای کاربران[۶۰] یا نیازهای بازار است .(wong, et al. 2007, 269) نوآوری در محصول نقش اساسی در موفقیت محصول دارد که این امر به نوبه خود با موفقیت پایدار کسب و کار ارتباط تنگاتنگی خواهد داشت. محصولات ابداعی[۶۱] از طریق رشد و گسترش در حوزه های جدید، فرصت های بیشتری برای کسب و کار فراهم می کنند. نوآوری های قابل ملاحظه به شرکت ها این امکان را می دهد تا موقعیت خود را در بازارهای رقابتی تثبیت کنند و فرصت ورود به بازارهای جدید برای کسب یک پایگاه در بازار را برای آنان فراهم می کند. نوآوری در محصول به معنای نو بودن، تازگی ، ابتکار یا منحصر به فردی درک شده محصولات می باشد. این نو بودن درک شده از دو منظر مورد توجه قرار می گیرد : از منظر مشتریان و از منظر شرکت. اندراس و اسمیت[۶۲] (۱۹۹۶)، تناسب (اقتضا)[۶۳] را به عنوان یکی از جنبه های مهم نوآوری در محصول مورد توجه قرار می دهند. تناسب به معنای میزانی که یک محصول جدید از دید برخی از مشتریان مفید یا سودمند باشد تعریف شده است. نوآوری در محصول از دیدگاه های دیگر نیز مورد توجه قرار گرفته است . برای مثال دانل و کلینشمیت[۶۴] (۲۰۰۱) دو دیدگاه در رابطه با نوآوری محصول را مشخص کرده اند: دیدگاه مشتریان: که ویژگی هایی از قبیل مشخصه های نوآوری، ریسک پذیری و سطوح تغییر در الگوهای رفتاری تثبیت شده به عنوان شکل های تازگی محصول محسوب می شود. از دیدگاه شرکت: انس محیطی[۶۵] و انطباق با پروژه های شرکت، و جنبه های بازاریابی و تکنولوژیکی که به عنوان ابعاد نوآوری محصول تلقی می گردد. در این پژوهش نوآوری در محصول به عنوان تازگی و معنی داری محصولات جدیدی که در زمان مد بودن محصول به بازار عرضه می گردند تعریف می شود. این مشخصه ها، نوآوری در محصول را از دیگر عوامل نوآوری که در ادامه بحث شده است متمایز می سازد. بنابراین، نوآوری در محصول می تواند به عنوان یکی از ابعاد مهم محسوب شود. (وانگ و احمد[۶۶]، ۲۰۰۴، ۳۰۴) ۲-۳- ۴- ۲- نوآوری در بازار[۶۷] نوآوری در بازار ارتباط زیادی با نوآوری در محصول دارد و اغلب با عنوان نوآوری تولید- بازار بررسی می شود. علی و همکاران[۶۸] (۱۹۹۵) نوآوری را به عنوان ساخت بازار- محور در نظر می گیرند و آن را منحصر به فرد بودن و نو بودن تولید برای بازار تعریف می کنند. در سطح گسترده تر ، نوآوری در بازار به نوآوری در تحقیق بازار ، تبلیغ و آگهی تبلیغاتی مربوط می شود، همانگونه که به شناسایی فرصت های جدید بازار و راه یابی به بازارهای جدید مرتبط است . (علی و همکاران ، ۱۹۹۵، ۶۲) عاملی که این بعد از نوآوری را از نوآوری درمحصول متمایز می سازد این است که نوآوری در بازار در واقع نو بودن رویکردهایی است که شرکت ها برای ورود و بهره برداری از بازار هدف اتخاذ می کنند. برای برخی از شرکت ها این بدین معنی است که آن ها می توانند وارد یک بازار شوند یا جایگاه واقعی یک بازار جدید را مشخص نمایند و تولید محصولات را با جدیدترین محتوای تکنولوژیکی راه اندازی کنند. یک رویکرد جایگزین می تواند بر اساس محصولات موجود باشد ، اما با اتخاذ برنامه های بازاریابی جدید برای عرضه محصولات و خدمات . تحت هر کدام از این دو شرایط ، شرکت به احتمال زیاد در مقابل رقبای جدید موفق خواهد بود چه در بازار جدید و چه در بازار موجود. درحالیکه تمرکز اصلی نوآوری در محصول بر جدید بودن محصول است ، نوآوری در بازار بر تازگی رویکردهای بازار- محور[۶۹] تأکید می کند. گرچه نوآوری های محصول و بازار عوامل مهمی محسوب می شوند، اما آن ها به طور اجتناب ناپذیری در هم گره خورده اند. (وانگ و احمد[۷۰]، ۲۰۰۴، ۳۰۵) ۲-۳- ۴- ۳- نوآوری فرایندی[۷۱] نوآوری فرایندی عمدتاً به طور واضح و روشن در ادبیات مورد بحث قرار نگرفته است . ونگ و دیگران[۷۲] (۲۰۰۷) معتقدند نوآوری فرایندی توسعه یا بهبود اساسی فرایند تولید از طریق تجهیزات جدید یا مهندسی مجدد فرایندهای عملیاتی می باشد. (وانگ و دیگران، ۲۰۰۷، ۲۶۹) در بسیاری از مطالعات نوآوری فرایندی به عنوان جزئی از نوآوری تکنولوژیکی در نظر گرفته شده است. برای مثال کیچل[۷۳] (۱۹۹۷) معتقد است که نوآوری تکنولوژیکی در پرتو ماهیت و فرایند اتخاذ نوآوری بهتر بررسی می شود. بنابراین ما از نوآوری فرایندی که با ارائه روش های تولید جدید، رویکردهای مدیریتی نوین و تکنولوژی مدرن می تواند تولید و فرایندهای مدیریت را بهبود بخشد ، استفاده می کنیم. نوآوری فرایندی در حقیقت توانایی سازمان برای بهره برداری از منابع و قابلیت هایش می باشد بلکه مهمتر از آن، توانایی ترکیب مجدد[۷۴] و شکل دهی مجدد[۷۵] منابع و قابلیت ها برای تحقق شرایط تولید خلاق در جهت موفقیت سازمانی است که همه این عوامل در نوآوری کلی سازمان نقش حیاتی ایفا می کنند. (وانگ و احمد[۷۶]، ۲۰۰۴، ۳۰۵)تفاوت این نوع از نوآوری با نوآوری محصول این است که نوآوری محصول عمدتاً مشتریان خارجی را مدنظر قرار می دهد. منافع برآمده از نوآوری محصول قابل مشاهده است زیرا درآمدهای حاصل از نوآوری محصول موفق ، اغلب آشکار و بر مبنای درآمدهای پولی است. برعکس، درآمدهای حاصل از نوآوری فرایندی ضمنی است و با کاهش هزینه های تولید مشخص می شود. (وانگ و دیگران، ۲۰۰۷، ۲۶۹) ۲-۳- ۴- ۴- نوآوری رفتاری[۷۷] نوآوری رفتاری می تواند در سطوح مختلفی نمایان شود : افراد، تیم ها و مدیریت. نوآوری رفتاری یک سازمان را نمی توان به سادگی توسط بررسی رویدادهای نوآوری اتفاقی (پراکنده)[۷۸] یا ویژگی های مبتکرانه گروه های کوچک مشخص در سازمان سنجید. بعد رفتاری باید منعکس کننده “تغییر مستمر رفتاری” یک سازمان نسبت به نوآوری باشد، مثل تعهد رفتاری. نوآوری فردی یک توزیع به هنجار (نرمال) است که بنای شخصیت را شکل می دهد و ممکن است از آن به تمایل برای تغییر تعبیر شود. نوآوری تیمی قابلیت انطباق پذیری تیم برای تغییر است که به سادگی از حاصل جمع افراد نوآور به دست نمی آید بلکه بر اثر هم افزایی مبتنی بر پویایی های گروه به دست می آید. نوآوری مدیریتی نیز بیان کننده خواست و تمایل مدیریت به تغییر، تعهد به تشویق روش های جدید انجام کارها و تمایل به توسعه ایده های جدید می باشد. نوآوری رفتاری که بوسیله افراد، تیم ها و مدیریت به تصویر کشیده شد، شکل گیری فرهنگ نوآوری ، پذیرش درونی ایده های جدید و نوآوری را ممکن می سازد. نوآوری رفتاری یکی از عوامل اساسی است که بر پیامدهای نوآوری تأکید می کند. فرهنگ نوآوری در نقش کاتالیزور نوآوری است درحالیکه فقدان آن مانع نوآوری است. (وانگ و احمد، ۲۰۰۴، ۳۰۵) ۲-۳- ۴- ۵- نوآوری استراتژیک[۷۹] نوآوری در تدوین استراتژی به"مفهوم سازی مجدد آنچه که به کل کسب و کار مربوط می شود و به نوبه خود منجر به شیوه متفاوت ایفای نقش در کسب و کار موجود می شود” اطلاق می گردد. نوآوری استراتژیک زمانی تحقق می یابد که شرکت ضعف های خود را در صنعت مشخص نماید و بعد از آن این ضعف ها به بازار انبوه جدیدی تبدیل شود . بسانکو و دیگران[۸۰] (۱۹۹۶) نوآوری استراتژیک را بهبود استراتژی های رقابتی جدید که برای شرکت ارزش آفرینی می کند ، تعریف می کنند. در این مطالعه توجه عمده نوآوری استراتژیک بر سنجش توانایی سازمان برای مدیریت اهداف بلندپروازانه سازمانی و شناسایی شکاف های موجود بین این اهداف با منابع موجود به منظور افزایش خلاقانه منابع محدود می باشد. در بسیاری از سازمان ها ، نوآوری استراتژیک با چالش های عدیده ای مواجه است. یکی از توجیهات این است که شرکت هایی که در بازارهای موجود[۸۱] بسیار موفق هستند ، ضرورتی برای تغییر احساس نمی کنند. تحت شرایط دیگر، شرکت ها نیاز برای تغییر را تشخیص داده اند اما به علت عدم اطمینان تغییر، ظرفیت های لازم برای اداره تغییر یا درنگ برای پذیرش ریسک را ندارند. تحقیقات تجربی در زمینه نوآوری استراتژیک بسیار محدود است. بیشتر نویسندگان نوآوری استراتژیک را به عنوان یکی از مؤلفه های نوآوری سازمانی در نظر نمی گیرند بلکه برخی دیگر نوآوری استراتژیک را همان نوآوری سازمانی می دانند. برای مثال میلر و فریزن[۸۲] (۱۹۸۳) ریسک پذیری اجرایی[۸۳] در استفاده و بهره برداری از فرصت های رشد نامعلوم را معیار مهم نوآوری سازمانی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
جدول(۴-۷۵)آزمون فرضیه۳-۵فرعی پژوهش ۱۴۰ جدول(۴-۷۷) رتبه بندی موانع کارآفرینی سازمانی ۱۴۱ جدول(۴-۷۶)آماره های آزمون فریدمن در خصوص موانع کارآفرینی سازمانی ۱۴۱ جدول(۴-۷۹) رتبه بندی موانع داخلی کارآفرینی سازمانی ۱۴۲ جدول(۴-۷۸)آماره های آزمون فریدمن در خصوص موانع داخلی کارآفرینی سازمانی ۱۴۲ جدول(۴-۸۱) رتبه بندی موانع محیطی کارآفرینی سازمانی ۱۴۳ جدول(۴-۸۰)آماره های آزمون فریدمن در خصوص موانع محیطی کارآفرینی سازمانی ۱۴۳
فهرست نمودارها عنوان صفحه نمودار (۴-۱)فراوانی جنسیت ۸۸ نمودار (۴-۲)فراوانی سن ۸۹ نمودار (۴-۳) فراوانی وضعیت تاهل ۹۰ نمودار(۴-۴)فراوانی نوع استخدام ۹۱ نمودار(۴-۵)فراوانی وضعیت شغلی ۹۲ نمودار(۴-۶)فراوانی تحصیلات ۹۳ نمودار(۴-۷)فراوانی وضعیت تجربه کاری ۹۴ فهرست شکل ها عنوان صفحه شکل(۱-۱) مدل موانع کارآفرینی سازمانی تحقیق ۹ شکل (۲-۴) مدل کارآفرینی آنتونیک و هیسریج(علی اکبر فرهنگی ،۵۱۳،۱۳۸۶) ۳۸ شکل(۲-۵) مدل تکاملی کارآفرینی سازمانی کوراتکو و همکارانش(احمد پورداریانی،۱۶۳،۱۳۸۶) ۴۰ شکل(۲-۶) مدل کارآفرینی تامپسون(مقیمی،۱۲۲،۱۳۸۳) ۴۱ شکل(۲-۷)موانع کارآفرین سازمانی امیر سبهانی(۱۳۹۱) ۵۸
فصل اول:کلیات طرح
مقدمه
در عصر حاضر سازمان ها به صورت فزاینده ای با محیط های پویا و در حال تغییر مواجه اند، بنابراین به منظور بقا و پویایی خود مجبورند که خود را با تغییرات محیطی سازگار سازند. به بیان دیگر با توجه به سرعت شتابنده تغییرات و تحولات علمی، تکنولوژیک، اجتماعی، فرهنگی و… در عصر حاضر، سازمان هایی موفق و کارآمد محسوب می شوند که علاوه بر هماهنگی با تحولات جامعه امروزی، بتوانند مسیر تغییرات و دگرگونی ها را نیز در آینده پیش بینی کرده و قادر باشند که این تغییرات را در جهت ایجاد تحولات مطلوب برای ساختن آینده ای بهتر هدایت کنند(قائمی، ۱۳۸۰)،چراکه »تنها با بهره گیری خلاقانه از تغییر، برای هدایت کردن خود تغییرات است که می توانیم ،از آسیب شوک آینده در امان بمانیم و به آینده ای بهتر و انسانی تر دست یابیم»(تافلر [۱]،۱۳۷۳)
 به طور کلی می توان گفت سازمان های موفق سازمان هایی هستند که اعضای خود را در سطوح مختلف سازمانی در فرایندهایی که منجر به بروز ابتکار، نوآوری و تحول اثربخش در مدیریت و سازمان می شود، درگیر کرده ودر مقابل تغییرات محیطی از خود انعطاف نشان می دهند. عنصر محرک نوآوری و تحول در بخش خصوصی،رقابت است که باعث میشود سازمان های پیشتاز در بازار رقابتی با بهره گیری از نوآوریهای فناورانه و تحولات سازمانی، به گونهای کارآ و اثربخش ابراز وجود نمایند.اماروند عمومی در سازمان های غیردولتی ایران مؤید این مطلب است که شرایط حاکم بر این سازمان ها سنتی و غیرکارآفرینانه است و بنظر می رسد که یکی از مهمترین دلایل ناکارآمدی سازمان های غیر دولتی در ایران ناشی از فقدان کارآفرینی سازمانی باشد و همچنین در بخش دولتی کشور ما رقابت وجود ندارد، پس بستر برای نپرداختن به تغییر، تحول، نوآوری و کارآفرینی به معنای واقعی و علمی آن فراهم میشود و این موضوعی نگران کننده است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
-5.4263 [.000]معنيدار
DRمتغیر مجازی انقلاب-0.130-4.5489 [.000]معنيدار
منبع: نتایج تحقیق با توجه به نتایج حاصل از تخمین مدل بلندمدت، مشاهده میشود که نرخ واقعی ارز تاثیر معنیداری بر اشتغال ندارد. یکی از دلایل عدم ارتباط بلندمدت نرخ ارز و اشتغال، اعمال سیاستهای اشتغالزایی در زمان افزایش درآمد نفت است. تولید ناخالص داخلی دارای تاثیر مثبت و معنیدار بر میزان اشتغال است. به دلیل اینکه این دو متغیر به صورت لگاریتمی وارد مدل شدهاند، میتوان گفت که کشش اشتغال نسبت به تولید ناخالص داخلی برابر با مقدار ضریب یعنی 69/0 است. به عبارت دیگر، با افزایش یک درصد در تولید ناخالص داخلی، اشتغال به میزان 69 صدم درصد افزایش مییابد.
 در بلند مدت نرخ تورم تاثیر معنیداری بر میزان اشتغال ندارد. بررسی روند نرخ تورم در این مطالعه نشان میدهد که این متغیر هیچگونه همبستگی با اشتغال ندارد. ضریب سرمایهگذاری نیز در مدل معنیدار است، یعنی در بلند مدت مشابه مدل کوتاهمدت با افزایش سرمایهگذاری در کشور و ایجاد فرصتهای کارآفرینی، اشتغال نیز در کشور افزایش مییابد. تاثیر بازبودن اقتصاد بر اشتغال منفی است، به عبارت دیگر افزایش حجم صادرات و واردات نهایتاً منجر به کاهش اشتغال کشور میگردد. زیرا بخش اعظم صادرات ایران نفت و تولیدات پتروشیمی است که فرصت شغلی چندانی ایجاد نمیکند، در مقابل واردات کالاهای مصرفی و واسطهای به از میان رفتن بخشی از فرصتهای شغلی موجود منجر میگردد. متغیر مجازی جنگ و انقلاب نیز دارای تاثیر منفی، بر اشتغال در دوره بلندمدت میباشند. مانند مدل کوتاهمدت این دو متغیر دارای ضرایب نزدیک به هم هستند. تاثیر منفی دوران انقلاب و جنگ بر اشتغال ناشی از تعطیلی بخشی از واحدهای اقتصادی و کاهش شدید سرمایهگذاری بخش خصوصی است.
 و) آزمون تصحيح خطا براي مدل انتخابي با بهره گرفتن از روش(ARDL) مدل تصحیح خطای مرتبط با رابطه تعادلی بلند مدت که از روش (ARDL) برآورد شده نشان ميدهد كه ضریب تعدیل یا ضریب تصحیح خطا برابر12/0- و معنیدار برآورد شده است و نشان میدهد در هر سال 12 درصد از عدم تعادلهای موجود در یک دوره در رابطه مزبور در دوره بعد تعدیل میشود. لذا، تعدیل با سرعت متوسط به سمت تعادل بلند مدت گرایش پیدا میکند. 4-4-2- مدل با متغیر وابسته لگاریتم اشتغال صنعتی در این مرحله نیز معیار شوارتز بیزین را انتخاب میشود. مدل با لگاریتم اشتغال صنعتی به عنوان متغير وابسته و متغیرهای لگاریتم نرخ واقعی ارز، نرخ تورم، لگاریتم ارزش افزوده بخش صنعت، لگاریتم سرمایهگذاری و لگاریتم درجه باز بودن اقتصاد به عنوان متغیرهای مستقل متغیر مجازی جنگ و انقلاب را برای تصریح بهتر مدل برآورد میگردد. جدول (4-6) تخمین مدل کوتاهمدت با متغیر وابسته لگاریتم اشتغال صنعتی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱-۱-۶ گوگرد زدایی هیدروژنی یکی از دلایلی که فرایند گوگردزدایی مستقیم از نفت خام هنوز تجاری نشده است ٬مشکلات فنی ٬فقدان محرک اقتصادی وقوانین نه چندانم حکم درجلوگیری از سوزاندن نفت باقیمانده با گوگرد زیاد می باشد. مشکلات فنی ٬وجو دمقدارزیادآسفالتی نوفلزاتی ازقبیل نیکل ووانادیوم درنفت خام باعث ککسازی سریع وغیرفعال شدن کاتالیست میشود.
 وقتی برای به کارگیری فرایند گوگردزدایی هیدروژنی تلاش می شود و نفت خام حاوی گوگرد زیادی به کارگیری شود ٬معمولا لازم است درشرایطی که تنها نصف گوگردموجود در نفت خام حذف می شود ٬عملیات اجراشودو دلیل این امرآن است که اگرهرگونه شرایط گوگردزدایی هیدروژنی شدید به کار گرفته شود مقدار زیاد اجزاءآسفالتیک موجوددر نفت خام باعث تشکیل سریع کک به طور گسترده بر روی کاتالیست می شود و از این طریق باعث غیر فعال شدن کاتالیست در یک پریود زمانی کوتاه می شود. استفاده از شرایط بسیار شدید در گوگردزدایی هیدروژنی قبلا غیر ممکن فرض می شد ٬زیراعمرکاتالیست بسیار کوتاه بود و به کارگیری شرایط آرام در گوگردزدایی هیدروژنی نیز حذف مقدار کافی از گوگرد برای فراهم کردن محصولات دلخواه با گوگرد پایین را فراهم نمی کرد.]۲۴[ گوگردزدایی فنی بسیار مشکل است و دلیل اصلی آن حضور ترکیبات آسفالتیک و مواد آلوده کننده ی فلزی می باشد که باعث غیر فعال شدن کاتالیست می شود. ترکیبات آسفالت یک غیرقابل تقطیر تقطیر هستند. کک غیر قابل حل در نفت ماده ای است که ممکن است باگوگرد ٬نیتروژن٬اکسیژن وفلزات مختلف ترکیب شود. معمولاموادآسفالت یک به صورت کلوئیدی در داخل نفت خام پراکنده شده اند و وقتی گرم می شوند ٬تمایل به لخته شدن وپلیمریزاسیون دارند. بنابراین در باقیمانده های اتمسفری و خلاء ٬آسفالت نهای پلیمره شده به صورت مواد شبه جامد حتی در دمای محیط وجود دارند. آلوده کننده های فلزی شامل نیکل و وانادیوم بسیار معمول هستند هرچند دیگرفلزات ازقبیل آهن ٬مس ٬سرب و روی نیزاغلب موجود هستند. این آلوده کننده های فلزی ممکن است به شکل هایی از قبیل اکسید فلزی یا سولفید ٬به صورت ذرات ویانمکهای محلول درنفت موجودنباشند. معمولااین فلزات به صورت ترکیبات آلی فلزی با جرم مولکولی نسبتأ زیاد از قبیلMetallic probhyrin و مشتقات مختلف آن وجود دارند. وقتی هیدروکربن حاوی ترکیبات آلی فلزی هیدروژن دهی می شود ٬ فلزات برروی کاتالیست رسوب می کنندوباپیشرفت فرایند غلظت آنها افزایش می یابد. بنابراین در گوگردزدایی هیدروژنی ٬غیرفعال شدن کاتالیست ویاعمرکوتاه آن درنتیجه ی عوامل زیر است: ۱ته نشینی گسترده ی کک بر روی کاتالیست ۲جمع شدن و انباشتگی رسوبات فلزی بر روی کاتالیست در عملیات تجاری واحد گوگردزدایی هیدروژنی ٬درجه ی حذف گوگرد۷۵ تا۸۰درصدمی باشد.]۱۸[ ۱- ۱– ۷روش های ملایم کردن این روش ها ٬امکان عاری نمودن برشهارا ازترکیبات گوگردی٬مرکاپتان هاوگوگردرا به صورت عنصر می دهد. مهمترین روش های به کار گرفته شده عبارتند از: روش سلوتیزر: “Solutizer” این روش مربوط به اکستراسیون همه کانی ها از کلیه برش های بنزین (به دست آمده از تقطیر یا کراکینگ یا رفرمینگ) می گردد. ازمزایای این روش ٬افزایش قابلیت بنزین جهت پذیرش سرب بوده که علت آن حذف ترکیبات گوگردی است. روش دکتر : انواع بنزین ها و همچنین ترکیبات سینگن تر ازقبیل برش نفت و کروزون را می توان توسط این روش موردترتمان قرار داد. در این روش از محلول قلیایی پلمبیت سدیم جهت ترتمان استفاده می گردد. روش هیپوکلریت : اغلب از هیپوکلریت بعنوان یک عامل اکسید کننده جهت کاهش بو و همچنین مقدار مرکاپتان ها در برش های نفتی استفاده می شود. این روش می تواندیک روش تکمیلی برای ترتمان برش ها با سود باشد.]۲۱[ روش های کلرکوئیوریک: در این روش بر روی نفت کلرور مس افزوده می گردد که باعث تبدیل مرکاپتان ها به دی سولفور می گردد. روش تصفیه کاتالیتکی : در این روش به جای استفاده از ترکیبات حل کننده ذکر شده در روش های قبلی از کاتالیزور استفاده می شود. برای مثال روش مراکس یکطریقه تصفیه کاتالیتکی است که در آن کاتالیزور یک بستر ثابت از اکسید سربمی باشد که طول عمر آن بیشتر از سه سال می باشد . ۱-۲ مرکاپتان زدایی از برش ها نفتی تولید نفت خام و میعانات گازی حاوی مرکاپتانها در جهان در حال افزایش است . بخش عظیمی از منابع نفتی با محتوی بالای گوگرد در روسیه ٬امریکا ٬دریای شمال٬ایران و قطروجود دارند . ویژگی اصلی برشهای حاوی مرکاپتان وجود گوگرد در زنجیره هیدروکربنی می باشد . گروه های مختلف مرکاپتانها از سمی ترین و فرارترین آنها از(متیل واتیل مرکاپتان با وزن مولکولی کم) تا مرکاپتانهای سنگین (با زنجیره هیدروکربنی شاخه دار) می باشند . سولفید هیدروژن و مرکاپتان های سبک C1-C3 سمی و فرار ٬بودارو به شدت خورنده می باشد. در طی فرایندهای پالایش برشهای حاوی مرکاپتان ٬پسابهای قلیایی–گوگردی سمی تولید میشوند . لذاتولید ٬انتقال٬ذخیره سازی وپالایش این برشهادارای مسایل ومشکلات تکنولوژی وزیست محیطی جدی می باشد. به منظور حل این معضل پژوهشگاه صنعت نفت اقدام به توسعه تکنولوژی مرکاپتانزدایی از برشهای نفتی توسط فرایندهای [۴] DMDو DMC [۵] نموده است . در حال حاضر برای دو فرایند DMC وDMC پایلوتی در پژوهشگاه صنعت نفت طراحی ٬ساخت وراه اندازی شده است و واحدهای صنعتی نیز در ایران درحال نصب می باشند.]۳[ ۱-۳ DMD فرایند DMD مرکاپتان زدایی از برشهای نفتی می باشد . در این فرایند با بهره گرفتن از محلول کاستیک ،از برش نفتی حذف و مرکاپتانهای سبک به همراه ٬ CS2٬ COS و H2S٬ازبرش نفتی حذف و مرکاپتانهای سنگین خورنده و فعال به دی سولفیدها تبدیل می شوند.]۱۵[ ۱- ۳-۱تاریخچه ی DMD اولین واحد صنعتی اولین بار با بهره گرفتن از کاتالیستIVKAZ ،از نرمال پنتان ٬مرکاپتانزدایی شده در روسیه در سال ۱۹۷۴ راه اندازی شد. ۱-۳– ۲مزایای فرآیندDMD فرایند DMDدر مقایسه با فرایندهای مشابه ٬تفاوت هاومزایای قابل ملاحظه ای را دارد که در زیر ارائه شده اند: الف –درفرایندDMD از کاتالیست هموژن ٬پایداروبسیارفعالIVKAZ استفاده می شود . این کاتالیست بسیار فعالتر و پایدارتر از کاتالیست های فرایندهای مشابه است. ب –فرایند DMD قادر به تصفیه و تخلیص خوراک از چهار ترکیب گوگردی (H2S+RSH+ COS+CS2) در مرحله اول است.جهت حذف SCO و CS2 ازافزودنیهای خاصی در مرحله استخراج استفاده می شود. ج –فرایند DMD بر مبنای فرایندSerox٬یک واحدمصرف sulfur-alkaline waterدارد.فرایند Serox قادر به تبدیل سولفید سدیم سمی به نمک های خنثی و غیر سمی سولفات تیو سولفات سدیم است. فرایندDMD همراه با واحد Seroxبه عنوان مجموعه ای است که توانایی تصفیه خوراک هیدروکربنی سبک از ترکیبات گوگردی سمی ٬بدون تولید پساب خطرناک و بدون خطرات زیست محیطی را دارد.]۱۵[ د –هزینه فرایندDMD در مقایسه با فرایندهای مشابه کمتر است و همچنین فرایندDMD بسیار مؤثر و کارامد می باشد. ۱-۳-۳ معرفی فرایندها DMD فرایندهای متفاوت DMD ٬برحسب ور,ش نفتی٬درصد مرکاپتان موجوددرخوراک و محصولات توسعه یافته اند که عبارتند: DMD1 1-3-3-1 شکل ۱-۱ :دیاگرام کلی فرایند DMD1 این فرایند جهت مرکاپتان زدایی کروزن (Kerosene) استفاده میشود. کروزن حاوی مرکاپتان پس از گرمایش در مبدل E1، وارد راکتور بستر ثابت R1 شده و مرکاپتانهای موجود در آن در مجاورت هوا و کاتالیست اکسید میگردد. آب همراه کروزن مرکاپتان زدایی شده، پس از سرد سازی در کولر هوایی E2، در مرحله جداسازی V1 جدا میشود.]۲۱[ DMD21-3-3-2
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
_ریسک های فرهنگی (ریسک های هزینه مبادله، ریسک های مذاکره)
_ریسک های ذاتی محصول (برای تولیدکننده، حمل کننده، مصرف کننده) _ریسک های بازار محصول (تغییر در ذائقه مصرف کنندگان، وجود محصولات جایگزین، کمیابی محصولات تکمیلی) _ریسک های تکنولوژیکی (نوآوری در محصول، نوآوری در فرایند)
 _ریسک های قانونی (استانداردهای صنعت، مقررات دولتی)
_ریسک های عملیاتی (ریسک نیروی کار، ریسک تأمین کنندگان، ریسک تولید) _ریسک های تأمین مالی (مشکلات نقدینگی و اعتبار) _ریسک های رفتاری (مشکلات و اقدامات مغرضانه، اقدامات مخدوش کننده اعتبار، فقدان مهارت یا تجربه)
۹ـ دسترسی به بازارهای بین المللی یکی از اولویت های اصلی اقتصاد ی اکثر کشورهای در حال توسعه ایجاد صنایع صادراتی و اکتساب بازارهای بین المللی به منظور تحصیل درآمدهای ارزی است، لذا یکی از معیارهای انتخاب روش مناسب سرمایه گذاری خارجی می تواند دسترسی معقول به بازارهای خارجی به ویژه کشورهای دارای پول قوی می باشد.
 ۱۰ـ زمان بری (اعم از مذاکره، انعقاد قرارداد، اجرا) در قراردادهای سرمایه گذاری، تعیین مدت زمان کلی کافی نیست، بلکه برای انجام هر مرحله از فرایند باید زمان را مشخص کرد. آنچه در بند مدت در نظر گرفته می شود، زمان مشخص است و نه مدتی نامعلوم و مجهول. مدت زمان اجرای پروژه می تواند متأثر از عواملی چون توانمندی شرکت سرمایه گذار خارجی، پیچیدگی فنی و اجرائی، یکپارچگی اجرای پروژه، سطح بروکراسی قرارداد و … باشد. ۱۱ـ محدودیت های قانونی فعالیت در عرصه جذب سرمایه گذاری خارجی در هر صنعتی، الزاماتی دارد که از آن جمله می توان حرکت در چارچوب قانونی از یک سو و حداکثر استفاده از ظرفیت های و مشوق های قانونی از سوی دیگر اشاره نمود. قوانین مختلفی در ارتباط با توسعه صنعت بالگرد و همچنین سرمایه گذاری خارجی درگیر هستند از جمله: برنامه چهارم توسعه کشور، قانون تشویق و حمایت از سرمایه گذاران خارجی، قوانین گمرکی، صادرات و واردات، مالیات ها، تجارت، اتباع خارجی، دریافت تسهیلات بانکی و … . تصمیم گیری درباره روش مناسب سرمایه گذاری خارجی در صنعت بالگرد باید با توجه به این محدودیت های قاونی انجام شود. البته نقش بروکراسی در اجرای این قوانین بسیار پررنگ می باشد. ۱۲ـ تقویت بازاررقابتی سرمایه گذاری خارجی، خاصیت همچشمی بازار یعنی انعطاف در ورود و خروج بنگاه ها را افزایش می دهد و از این طریق عموماً باعث افزایش رقابت می شود. با این حال در شرایط خاص ممکن است مصرف کنندگان کشور میزبان نتوانند از منافعی که سرمایه گذاری از طریق کاهش قیمت ها و بهبود کیفیت کالا و خدمات برای آنها فراهم می کند برخوردار شوند؛ چرا که بنگاه های فراملیتی که در کشور میزبان سرمایه گذاری کرده اند قیمت های انحصاری خود را از طریق موقعیت مسلطی که در بازار دارند بر آنها تحمیل کنند (محبی، ۱۳۸۹). در هر حال ایجاد رقابت برای بنگاه ها در صنعت از طریق ورود سرمایه گذاری خارجی امری غیر قابل انکار می باشد. ۱۳ـ رعایت مسائل زیست محیطی سرمایه گذاری خارجی از سه طریق اصلی بر محیط زیست تأثیر می گذارد؛ عملکرد زیست محیطی شرکت های چند ملیتی، کاربردهای زیست محیطی که از نقش سرمایه گذاری خارجی در رشد اقتصادی نشأت می گیرند، و اثرات مستقیم و غیر مستقیمی که شرکت های چند ملیتی و سرمایه گذار خارجی ممکن است بر مقررات زیست محیطی ملی و بین المللی داشته باشند. در سطح عمومی اقتصاد کلان، هیچ ارتباط کاملاً مشخص و پایداری قابل شناسائی نیست؛ به این معنا که سرمایه گذاری خارجی می تواند کیفیت محیط زیست را بهبود دهد، تنزل دهد، یا تغییری ایجاد نکند. هر یک از این تأثیرات به عوامل متعددی چون نوع فعالیت و میزان تعهد بازیگران بستگی دارد. از این رو مسائل زیست محیطی می توانند یکی از معیارهای انتخاب روش سرمایه گذاری خارجی باشند (محبی،۱۳۸۹).
 ۱۴ـ ارتقاء استاندارد خدمات هر یک از روش های سرمایه گذاری خارجی، فراخور میزان مشارکت و درگیری شرکت های بین المللی ممکن است تأثیر متفاوتی بر کیفیت محصولات و خدمات ارائه شده داشته باشند. ۱۵ـ وضعیت اقتصادی بنگاه سرمایه گذار وضعیت اقتصادی بنگاه سرمایه گذار را می توان به وسیله فاکتورهای مختلفی چون میزان درآمد، تعداد و کیفیت نیروی کار و سهم بازار آن شرکت در بازارهای خارجی سنجید. طبیعتاً بالا بودن درآمد شرکت خارجی، نرخ اشتغال بالا و سهم بازار زیاد در بین رقبا، همگی تا حد زیادی نشان از جایگاه اقتصادی خوب شرکت بین المللی و کیفیت بالای محصولات و خدمات آن دارد. ۱۶ـ صرفه جویی در منابع داخلی برخی از صنایع به طور مستقیم به منابع ملی کشور میزبان وابسته اند. برای مثال صنایع اکتشافی مانند نفت و گاز، مواد معدنی و … . به همین دلیل مصرف درست این منابع همواره یکی از دغدغه های تصمیم گیران در کشور میزبان می باشد. باید دید از منظر کشور میزبان این مسأله در صنعت بالگرد تا چه حد اهمیت دارد و کدام یک از روش های سرمایه گذاری در این مورد مناسب تر هستند. ۱۷ـ بازاریابی و برندسازی در هر اقتصاد مبتنی بر آزادی تجارت، موفقیت نهایی شراکت (شرکت مشترک) به توانایی آن در فروش محصولات و تحصیل سود معقول از این فروش ها بستگی دارد. بر این اساس شرکت سرمایه گذاری مشترک نباید از دستیابی به هر بازار ممکن هماهنگ با تعهدات و تکالیف شریک خارجی منع گردد، مگر آنکه اساس سرمایه گذاری بر محدود نمودن فعالیت های بازاریابی به کشور میزبان استوار باشد. ۴ ـ ۲ ادبیات مربوط به انتخاب روش مناسب
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
فشارعملکرد درسازمان بر عملکرد سازمان تامین اجتماعی تاثیرگذاراست.
 ۱-۷)سوالات تحقیق : سوال اصلی: آیا هوش سازمانی بر عملکرد سازمان تاثیرگذاراست؟ سوالات فرعی: آیا تصوراستراتژیک سازمان بر عملکرد سازمان تامین اجتماعی تاثیرگذاراست؟ آیا سرنوشت مشترک بر عملکرد درسازمان تامین اجتماعی تاثیرگذاراست؟ آیا میل به تغییر درسازمان بر عملکرد سازمان تامین اجتماعی تاثیرگذاراست؟ آیا وجود روحیه درسازمان بر عملکرد سازمان تامین اجتماعی تاثیرگذاراست؟ آیا وجود اتحاد درسازمان بر عملکرد سازمان تامین اجتماعی تاثیرگذاراست؟ آیاکاربرددانش درسازمان بر عملکرد سازمان تامین اجتماعی تاثیرگذاراست؟ آیا فشارعملکرد درسازمان بر عملکرد سازمان تامین اجتماعی تاثیرگذاراست؟ ۱-۸) نوع تحقیق : تحقیق حاضر با هدف بررسی تاثیرهوش سازمانی بر عملکرد شعبه ۱ سازمان تامین اجتماعی استان تهران به توصیف وضع موجود می پردازد. این پژوهش بر اساس اهداف کاربردی و بر حسب روش پژوهش توصیفی- پیمایشی است . در این پژوهش اطلاعات در جامعه هدف از طریق پرسشنامه جمع آوری شده است.. به منظور سنجش روایی پرسشنامه ازروایی صوری و برای سنجش پایایی از روش ضریب الفای کرونباخ استفاده شده است .
 ۱-۹) استفاده کنندگان از نتایج تحقیق: استفاده کنندگان از نتایج حاصل از این تحقیق سازمانهای خصوصی و دولتی می باشند . ۱-۱۰)جامعه آماری : جامعه آماری این پژوهش کارکنا ن شعبه ۱ سازمان تامین اجتماعی استان تهران است که تعداد آنها ۱۲۰ نفرمی باشند. به منظور افزایش اثر بخشی و تسهیل در امر نمونه گیری داده های مورد نیاز با بهره گرفتن از روش نمونه گیری تصادفی با بهره گرفتن از دو پرسشنامه در سطح شعبه جمع آوری شده است . ۱-۱۱) نمونه آماری : نمونه پژوهش حاضر برابر ۳۹ نفر می باشد که با توزیع پرسشنامه بین ۳۹ نفر داده های لازم برای پژوهش گرد آوری گردید . ۱-۱۲) روش گرد آوری داده ها : برای گرد آوری داده ها و اندازه گیری متغیر ها از پرسشنامه استاندارد هوش سازمانی کارل البرخت و پرسشنامه عملکرد سازمانی در قالب مقیاس ۵ رتبه ای لیکرت ۱= کاملا موافق تا ۵=کاملا مخالف) تنظیم شده و توسط تمونه مورد نظر پاسخ داده شده است . ۱-۱۳) تجزیه و تحلیل داده ها : برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS 16.0 استفاده شده است. ۱-۱۴) تعریف متغیر ها : هو ه هوش سازمانی: هوه هوش سازمانی مفهومی جدید در عرصه ی ادبیات مدیریتی و قرن بیست و یکم محسوب می باشد . کارل آلبرخت این مفهوم را این گونه تعریف می کند : «هوش سازمانی استعداد و ظرفیت یک سازمان در حرکت قدرت ذهنی اش و تمرکز این قدرت ذهنی در تحقق اهداف سازمانی اش می باشد . وی هوش سازمانی را به هفت بعد چشم انداز استراتژیک ، سرنوشت مشترک ، میل به تغییر ، روحیه ، اتحاد و توافق ، کاربرد دانش و فشار عملکرد تقسیم می کند (نسبی،۱۳۸۷). ت ی ماتسودای ژاپنی که یکی از پدیدآورندگان نظریه ی هوش سازمانی است ، هوش سازمانی را مرکب از دو عامل هوش انسانی و هوش ماشینی می داند . او معتقد است هوش سازمانی دارای دو جزء اساسی یکی فرایند و دیگری محصول است (ماتسودا،۱۹۹۳). تعریف عملکرد: عملکرد در لغت یعنی حالت یا کیفیت کارکرد. بنابراین، عملکرد سازمانی یک سازه ی کلی است که بر چگونگی انجام عملیات سازمانی اشاره دارد. معروف ترین تعریف عملکرد توسط نیلی و همکاران ( ۲۰۰۲:۸) ارائه شده است: (( فرایند تبیین کیفیت اثربخشی و کارایی اقدامات گذشته)). طبق این تعریف، عملکرد به دو جزء تقسیم می شود: ۱) کارایی که توصیف کننده ی چگونگی استفاده سازمان از منابع در تولید خدمات یا محصولات است، یعنی رابطه بین ترکیب واقعی و مطلوب دروندادها برای تولید بروندادهای معین؛ و ۲) اثربخشی که توصیف کننده ی درجه ی نیل به اهداف سازمانی است. ۱-۱۵) ساز ماندهی و چگونگی ارتباط مباحث : تحقیق حاضر مبتنی بر ۵ فصل است که به شرح زیر می باشد : فصل اول : شامل کلیات تحقیق است که در آن به اهمیت و ضرورت تحقیق ، سوالات و فرضیه های پژوهش اشاره می شود . فصل دوم : شامل ادبیات موضوعی تحقیق در مورد هوش سازمانی و عملکرد سازمان می باشد . فصل سوم : در مورد روش های تحقیق پژوهش حاضر است که در آن به جامعه آماری روش نمونه گیری ، حجم نمونه روش ها و فنون آماری پرداخته می شود . فصل چهارم : تجزیه و تحلیل داده های گردآوری شده به وسیله پرسشنامه و آزمون فرضیات تحقیق است . فصل پنجم : شامل بیان نتایج و ارائه پیشنهاداتی بر اساس یافته های تحقیق است . فصل دوم مروری بر ادبیات تحقیق
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
λA , λC , λD ≥ ۰ هر جوابی که برای رابطه فوق به دست آید، متناظر با یکی از نقاط روی پاره خط B‘ B'’ خواهد بود. اما نقطه B‘، متناظر با پاسخی است که حداقل δ را داشته باشد. بنابراین، شعاع پایداری واحد متناظر با نقطه B از حداقل کردن جواب دستگاه فوق حاصل می شود. لذا وقتی:
 n تعداد واحد های کارا ، j اندیس واحد های کارا و واحد کارای صفر، واحد تحت بررسی برای سنجش شعاع پایداری است، پس پاسخ مدل زیر شعاع پایداری را نشان می دهد: min δ, subject to: S.t: x0 + δ = y0 - δ = λj ≥ ۰ (j=1,….n, j≠۰) تفاوت های اساسی که بین موضوع شعاع پایداری و حاشیه امنیت کارایی به عنوان یک مفهوم کاملاً بدیع وجود دارد در بخش ۳-۹ آمده است. فصل سوم طراحی مدل ریاضی روش شناسی تحقیق ۳-۱ مقدمه همان طور که در فصل پیش گفته شد تحلیل پوششی داده ها به عنوان یک تکنیک نسبتاً جدید قادر است کارایی واحد های همگن را با هم مقایسه کند. در این میان واحدهایی که میزان کارایی آن ها برابر ۱۰۰ درصد می شود به عنوان واحد های نسبی کارآمد[۵۱] معرفی می شوند و به همین ترتیب واحد هایی که کارایی آنها کمتر از ۱۰۰ درصد باشد به عنوان واحدهای غیر کارآمد[۵۲] محسوب می شوند(آریا نژاد،سجادی، ۱۳۸۵) بدیهی است که پس از رتبه بندی کارایی، هر کدام از واحدها می توانند با بهبود عملکرد خود، از طریق کاهش ورودی ها یا افزایش خروجی ها و یا ترکیبی از این دو، رتبه بندی صورت گرفته را بر هم زنند. موضوع مهمی که در دنیای رقابتی امروز از اهمیت خاصی برخوردار می باشد برهم خوردن ترتیب رتبه بندی کارایی، ناشی از تاثیر بهبود عملکرد یک واحد بر میزان کارایی واحدی دیگر است. گاهی ممکن است یک واحد تصمیم گیرنده هیچگونه افت عملکرد نداشته و یا حتی عملکرد خود را نیز بهبود هم داده باشد اما تحت تاثیر عملکرد سایر واحدها، کارایی کمتری را احراز کند و یا از بین واحدهای کارآمد به دسته واحدهای نا کارآمد تنزل یابد. آنچه در این فصل به آن پرداخته می شود معرفی یک پارامتر جدید است تحت عنوان ” حاشیه امنیت کارایی “[۵۳] که می تواند چنین وضعیتی را مورد ارزیابی و سنجش قرار دهد. در این فصل برای محاسبه حاشیه امنیت کارایی، ابتدا یک الگوریتم مناسب، سپس مدلی ریاضی برای واحدهایی که یک ورودی با دو خروجی و یا یک خروجی با دو ورودی دارند و نهایتاً مدلی ریاضی برای واحدهایی با چندین ورودی و چندین خروجی ارائه می شود که می توان به کمک آنها حاشیه امنیت کارایی هر واحد را نسبت به سایر واحدها سنجید. ۳- ۲ معرفی مفهوم جدید: حاشیه امنیت کارایی از خصوصیات جوامع کنونی، محدود بودن منابع مورد استفاده سازمانها از یک طرف و امتیازات ناشی از خروجی های باارزشتر از سوی دیگر است این امر موجب شده تا رقابت بین واحدهای تصمیمگیرنده روز به روز بیشتر و پیچیدهتر گردد. این رقابت به خصوص در کشورهایی که تلاش در جهت خصوصیسازی و خیز برداشتن برای توسعه بیشتر را سرلوحه خود قرار دادهاند بیش از سایر کشورها نمود پیدا کرده است. سازمانها اگرچه برای در اختیار داشتن سهم بیشتر بازار به افزایش کارایی خود میاندیشند، اما هیچگاه نباید بابت از دست دادن جایگاه کارایی نسبی خود، از تغییرات کارایی سایر سازمانهای رقیب، بخصوص آنهایی که در تولید استراتژی مشابه دارند، غافل بمانند. حتی واحدهای درونی یک سازمان با هر نوع ارتباطی که با هم داشته باشند، از آنجا که دارای مدیریت مستقلی هستند، همچنان این رقابت را احساس میکنند. طبیعی است که کارایی هر واحدی به وسیله نسبت ارزش خروجی به ارزش ورودی همان واحد اندازه گیری میشود. با این نگرش، هر واحد تصمیمگیری سعی در افزایش خروجی ها و کاهش ورودیهای خود دارد؛ اما هرگاه این تلاش تحت تأثیر عوامل غیرقابل کنترل قرار گیرد موضوع را پیچیده میسازد. بهبود عملکرد هر واحدی برای سایر واحدها امری غیر قابل کنترل محسوب می شود. هر واحد هر چه در افزایش کارایی خود کوشا باشد، با افزایش کارایی سایر واحدها به خصوص آنهایی که استراتژی مشابه یا نزدیک با او دارند دچار افت کارایی نسبی میشود. لذا چنین واحدی، همواره مراقب تغییرات کارایی سایر واحدها خواهد بود و این امر میتواند رقابت موجود را جدیتر و پیچیدهتر سازد. در دنیای رقابتی امروز همواره واحد های ناکارا به دنبال ارتقاء کارایی خود و واحدهای کارا حداقل در تلاش برای حفظ جایگاه خویش هستند. تهدیدی که از سوی واحدهای رقیب وجود دارد نگران کننده است. هر واحدی با این سئوال مواجه است که آیا تلاش وی برای بهبود عملکرد نهایتاً جایگاه او را در رتبه بندی کارایی واحد ها بهتر می کند؟ تهدیدی که از سوی واحدهای رقیب وجود دارد تا چه اندازه تلاش او را برای ارتقاء کارایی خنثی می سازد؟ حاشیه امنیت او برای حفظ کارایی خود چقدر است؟ پارامتری که پاسخگوی این سئوال است توسط محقق “حاشیه امنیت کارایی (ESM) “ نام گذاری شده و به صورت زیر تعریف می شود: حاشیه امنیت کارایی واحدi نسبت به واحدj عبارت است از حداکثر میزان بهبود عملکرد واحد j به طوری که کارایی واحد i کاهش نیابد. این پارامتر را می توان در چهار حالت مختلف در نظر گرفت: الف) حاشیه امنیت کارایی یک واحد کارا نسبت به یک واحد ناکارا ب) حاشیه امنیت کارایی یک واحد کارا نسبت به یک واحد کارای دیگر ج) حاشیه امنیت کارایی یک واحد ناکارا نسبت به یک واحد کارا د) حاشیه امنیت کارایی یک واحد ناکارا نسبت به یک واحد ناکارای دیگر چنانچه از تعریف فوق آشکار است، حاشیه امنیت کارایی به طور نسبی محاسبه و سنجیده می شود اما، آنچه مهم تر به نظر می رسد اینست که یک واحد خاص بتواند نزدیکترین تهدید خود را شناسایی کرده و بداند کدام واحد کارایی او را بیشتر مورد تهدید قرار می دهد. بر این اساس می توان ” حاشیه امنیت مطلق کارایی”[۵۴] را به صورت زیر تعریف کرد: حاشیه امنیت مطلق کارایی یک واحد تصمیم گیری مساوی است باکمینه حاشیه امنیت کارایی آن واحد نسبت به سایر واحدها. ۳-۳ تبیین حاشیه امنیت کارایی فرض بر اینست که کارایی واحد های تصمیمگیری A,B,C,D,E به کمک یکی از مدلهای تحلیل پوششی داده ها محاسبه و واحدهای کارا و ناکارا مشخص شده است. چنانچه واحدهای A,B,C,D عملکرد خود را ثابت نگهداشته و هیچگونه بهبود یا افت عملکرد در این واحدها مشاهده نشود اما واحد ناکارای E عملکرد خود را از طریق افزایش در خروجی ها و ثابت نگهداشتن ورودی ها یا از طریق ثابت نگهداشتن خروجی ها و کاهش ورودی ها بهبود بخشد، با حل دوباره مدل DEA میتوان کارایی واحدها را مجدداً بدست آورد. در جواب بدست آمده ، در حالی که کارایی واحد E حتما ارتقاء مییابد، دو حالت زیر قابل تصور است: الف) مرز کارا ثابت بوده و کارایی سایر واحد ها بدون تغییر باقی می ماند. ب) مرز کارا تغییر یافته و کارایی برخی یا همه واحد ها کاهش می یابد. اگر چه عملکرد همه واحد های تصمیم گیری به جز واحد E ثابت فرض شده اما بروز یکی از حالات فوق محتمل است. زیرا کارایی بدست آمده از روش DEA یک کارایی نسبی بوده و بدیهی است که افزایش کارایی یک واحد میتواند در تغییر کارایی واحدهای دیگر (به خصوص واحدهایی با استراتژی مشابه[۵۵] یا نزدیک) مؤثر باشد. حتی ممکن است سایر واحدها نیز بهبود عملکرد داشته باشند اما به میزانی کمتر از بهبود عملکردی که در واحد E رخ داده. در چنین حالتی نیز وقوع یکی از پیشامد های الف یا ب محتمل است. برای تشریح موضوع، مدل یک ورودی – دو خروجی، مطابق با شکل ۳-۱ که در آن، چهار واحد A، B، C و D، مرز کارا را تشکیل می دهند مد نظر است:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
کلاغ گفت: «خیلی ناراحتم که باید این خبر را به تو بدهم، اما چه کنم که مأمورم و معذور! امروز ظهر…» (همان: ۶)
 اما تنها یکبار حیوانات از جار زندنش، دچار رعب و وحشت نمیشوند؛ وقتی که آمده است خبر غرق شدن شیر را اعلام کند: «کلاغ جارچی هم اهالی جنگل را خبر کرد. همان روز جشن گرفتند.» (همان: ۱۲). ب. دستهای دیگر از شخصیتهای فرعی اثر حاضر، مأموران غذا هستند که وظیفه دارند، غذای شیر را برای او ببرند. نویسنده در جایی به نام و مأموریت آن ها اشاره میکند (شخصیتپردازی مستقیم): «روزها یکییکی میگذشت. تا اینکه نوبت خرگوش سفید رسید. صبح زود کلاغ جارچی به همراه مأموران غذای شیر یعنی گوریل، گاو وحشی و میمون به لانهی خرگوش رفتند.» (همان:) آن ها نیز از کوتاهی در مأموریت خود و دیر شدن وقت ناهار شیر، میترسند. این مورد وقتی آشکار میشود که خرگوش به آن ها میگوید فکری به ذهنش رسیده است (شخصیتپردازی غیرمستقیم): گوریل گفت: «چه فکری؟ زود بگو که دارد دیر میشود!» گاو وحشی گفت: «اگر ناهارش دیر برسد واویلا. آن وقت خبر بیار و معرکه بار کن!». (همان: ۹) ج. دستهی دیگر، حیواناتی هستند که به نمایندگی از بقیهی حیوانات نزد شیر میروند و پیشنهاد میدهند، هر روز غذایی برای او میفرستند تا از شکار ناگهانی آن ها خودداری کند. تصاویر کتاب نیز این صحنه را به خوبی ترسیم کرده است. نویسنده به اسامی آن ها اشاره میکند (شخصیتپردازی مستقیم): «روز بعد گوزن، آهو و لاکپشت با ترس و لرز پیش شیر رفتند و فکرشان را برای او گفتند.» (همان: ۵) در واقع، طراح اصلی این نقشه، لاکپشت است (شخصیتپردازی غیرمستقیم): «دست آخر لاکپشت پیر گفت: «اگر قرار بگذاریم خودمان روزی یک شکار برای شیر بفرستیم، او دیگر کاری به حیوانات نخواهد داشت و هر لحظه و هر جا به جان ما نمیافتد.» (همان: ۲). د. و سرانجام خانوادهی خرگوش، یعنی زن و فرزندان او: نویسنده با ترسیم روابط عاطفی میان این خانواده که اکنون قرار است سرپرستشان، شکار شیر شود، احساسات مخاطب را برانگیخته و جانبداری او از حیوانات و به ویژه خرگوش را بیشتر میکند (شخصیتپردازی مستقیم و غیرمستقیم): «خرگوش زن و بچههایش را بوسید و از آن ها خداحافظی کرد. خرگوش به زنش گفت: «مواظب بچهها باش. چه میشود کرد. امان از دست سرنوشت.» زنش که مثل ابر بهاری گریه میکرد گفت: «چه سرنوشتی؟ چند بار گفتم بیا از این جنگل برویم همین امروز و فرداست که نوبت تو برسد اما گوش ندادی!» بعد او را تا نیمههای راه بدرقه کرد و گفت: «برایت دعا میکنم.» (همان: ۶) علاوه بر این موارد، تصاویر نیز شخصیتهای دیگری را نشان میدهد؛ به عنوان مثال در دورهی آرامش نسبی که خود حیوانات، غذای شیر را میفرستند، طراح در صحنهای غذای شیر، یعنی الاغی را ترسیم میکند که به حالت ستان افتاده است و دارد از ترس قالب تهی میکند و یا در جایی دیگر پرندگان، سنجابها و میمونی دیده میشود که بدون ترس بر سر و یال شیر نشسته و شادی میکنند. اما شخصیت اصلی داستان، خرگوش است که با تدبیر، شیر را به هلاکت میرساند. نویسنده در پرداخت شخصیت او از دو روش مستقیم و غیرمستقیم بهره گرفته است: «مأموران غذا خرگوش را بردند. توی راه خرگوش شروع کرد به فکر کردن. او با خودش گفت: «دعا کردن و زار زدن دردی را دوا نمیکند. باید عقلم را به کار بیندازم. اینطور شاید چارهای به نظرم برسد.» او همینطور که جلو میرفت و اطرافش را نگاه میکرد یکدفعه چشمش به چاه بزرگ وسط جنگل افتاد. فکری به ذهنش رسید.» (همان: ۸) «دوستان من فکری به ذهنم رسیده است اگر نقشهام بگیرد برای همیشه از دست این شیر درنده خلاص میشویم!».» (همان:) شیر شخصیت مخالف خرگوش را شکل میدهد که با بیرحمی، حیوانات را شکار میکند. نویسنده شخصیت او را به خوبی ترسیم میکند (مستقیم): «سلطان جدید وحشی و درنده بود و همیشه در فکر دریدن حیوانات بود. به هیچ حیوانی رحم نمیکرد حتی به بچههای حیوانات» (همان: ۲) غرور او که نمیتواند رقیبی دیگر را تحمل کند، در ضمن گفتوگویش با خرگوش نمایان میشود (شخصیتپردازی غیرمستقیم): «شیر گفت: «یک شیر دیگر؟! غلط کرده! برویم نشانش بده. میخواهم حسابش را کف دستش بگذارم.» (همان: ۱۰) میتوان یک شخصیت فرعی دیگر نیز به داستان افزود و آن شیری است که ساختهی ذهن خرگوش است و در چاه زندگی میکند، یعنی همان انعکاس تصویر شیر در آب، که او را از پا در میآورد. بازنویس در اثر حاضر از شیری یاد میکند که در حکایت مأخذ نشانی از او نیست: «از روزی که سلطانشان مرد و شیر دیگری سلطان شد، یک روز خوش ندیدند» (همان: ۲) - سبک و زبان از عواملی که باعث شده است متن حاضر با حکایت مأخذ تفاوتی چشمگیر داشته باشد، تغییرات زبانی است. بازنویس به منظور توجه به درک و فهم مخاطب، داستان را به زبان ساده نقل کرده است که از اصطلاحات کوچه و بازاری و ضربالمثل خالی نیست: «اُوم… فکر بدی نیست!…» (همان: ۵) «خیلی ناراحتم که باید این خبر را به تو بدهم اما چه کنم که مأمورم و معذور!… » (همان:۶) «مواظب بچهها باش. چه میشود کرد. امان از دست سرنوشت.» (همان: ۶) «گاو وحشی گفت: «اگر ناهارش دیر برسد واویلا. آن وقت خر بیار و معرکه بار کن!» (همان: ۹) «پس تا حالا کدام گوری بودی.» (همان: ۱۰) «اما ای دل غافل. چشمتان روز بد نبیند…» (همان: ۱۰) گاه نمونهای از تشبیه در
این اثر دیده میشود: «زنش که مثل ابر بهاری گریه میکرد گفت…» (همان: ۶) بازنویس از قواعد دستوری سرپیچی نکرده است و حذف، تکرارهای ملالانگیز و تعابیر اشتباه، در کلام او مشاهده نمیشود. - درونمایه به کارگیری حیله و تدبیر در مواقعی که قدرت تأثیرگذار نیست، درونمایهی دو متن است؛ با این تفاوت که بر خلاف اثر حاضر نویسندهی کلیله و دمنه، آشکارا به این مطلب اشاره میکند.: «… چه کمین غدر که از مأمن گشایند جای گیرتر افتد، چنانکه خرگوش به حیلت شیر را هلاک کرد.» (همان: ۸۶) - صحنهپردازی بازنویس مکان اثر حاضر را جنگلی سرسبز و خرم میداند:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱ – ۵/۰گامبین(ماسه ریز) ۶۵/۰ (رس نرم) ۶۶/۰ (رس) ۵۵/۰کوئین (۱۹۸۵)ماسه لای دار ۶۵/۰ ماسه رس دار ۵/۰ون ایمپ (۱۹۸۹)
اسلوکمب (۱۹۹۳) رابطه بین عمق مؤثر بهسازی و شدت انرژی را بصورت غیرخطی ارائه کرد. معادله بهترین منحنی برای داده های شکل (۲-۱۶) بصورت زیر است [۲۱]: (۲-۳) این رابطه دارای ضریب همبستگی ۹/۰ بوده و نشان دهندهی همبستگی خوب این داده ها است. تحقیقات بعدی او نشان داد که منحنی مربوطه به خصوصیات سفتی و یا دانسیته خاک نیز وابسته است. بطوریکه در شکل (۲-۱۷) در محدوده یکی برای خاکهای سست یا ضعیف و دیگری برای خاکهای سفت یا متراکم ارائه نمود [۴].
 شکل (۲-۱۶) ارتباط بین عمق مؤثر بهسازی و ریشه دوم انرژی سقوط برای پروژه های انجام شده شکل(۲-۱۷) رابطه بین عمق مؤثر بهسازی و ریشه دوم انرژی سقوط لوکاس (۱۹۸۶) معتقد است که افزایش تعداد دفعات کوبش در یک نقطه باعث متراکم شدن مصالح میگردد اما عمق بهسازی را افزایش نمیدهد [۸]. ۲-۱۰ توزیع تنش در اثر ضربه هنگامی که وزنهای به جرم m از ارتفاع H سقوط آزاد میکند، با فرض ناچیز گرفتن مقاومت هوا تمام انرژی پتانسیلی که به هنگام بالا بردن وزنه در آن ذخیره شده به انرژی جنبشی تبدیل میشود. بنابراین در لحظه برخورد با زمین انرژی پتانسیل برابر انرژی جنبشی است. (۲-۴) (۲-۵) (۲-۶) در روابط بالا، g شتاب ثقل زمین، Ek و Ep انرژی پتانسیل و جنبشی، m جرم وزنه، H ارتفاع سقوط وزنه و V0 سرعت وزنه در لحظه برخورد با زمین است. همانطور که در شکل (۲-۱۸) نشان داده شده است وزنه در اثر برخورد به زمین، داخل زمین فرو رفته و بعد از گذشت زمان کوتاهی (tf) سرعت آن به صفر میرسد و متوقف میشود [۲۲]. شکل (۲-۱۸) نفوذ وزنه در اثر ضربه تغییر اندازه حرکت وزنه در اثر نفوذ به داخل زمین mV0 بوده و معادل نیرویی است که در این مدت زمان باعث تغییر اندازه حرکت شده است [۲۲]. (۲-۷) در رابطه (۲-۷) F(t) نیروی ضربه در لحظه t، tf مدت زمان میرایی ضربه (زمانی که وزنه متوقف میشود)، m جرم وزنه و V0 سرعت در لحظه برخورد میباشد. تغییرات نیرو با زمان هنگام نفوذ وزنه مانند شکل (۲-۱۸ الف) است. در این شکل سطح زیر منحنی برابر تغییر اندازه حرکت وزنه است. بر اساس قانون دوم نیوتن در حرکت رابطه زیر نتیجه میشود: (۲-۸) (۲-۹) در رابطه (۲-۹)، a(t) شتاب وزنه در لحظه t میباشد. این رابطه سطح زیر منحنی شتاب-زمان را نشان میدهد (شکل ۲-۱۸ ب) [۲۲]. با توجه به رابطه بالا، تغییرات a(t) از صفر تا t، برابر سرعت کند شوندهی وزنه درون زمین است لذا سرعت در هر لحظه V(t) برابر است با: (۲-۱۰) اگر میزان نفوذ نهایی وزنه در اثر برخورد با سطح زمین P باشد با بهره گرفتن از رابطه (۴-۱۱) مقدار آن برابر است با: (۲-۱۱) سطح زیر منحنی در شکل (۲-۱۸ ج) معادل میزان نفوذ (P) است که در واقع بخشی از V0tf میباشد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
—–T2
در طرح۳-۱ تعداد ۳۴ نفر انتخاب شده بصورت تصادفی خوشه ای چند مرحله ای در دو گروه آزمایش وکنترل قرار داده شدند وبعد از اجرای پیش آزمون، و افراد گروه آزمایش در طول یازده جلسۀ ۹۰ دقیقه ای بصورت مشاوره گروهی فنون رویکرد چند وجهی را دریافت نمودند وگروه کنترل هیچ مشاوره ای دریافت نکردند. و درپایان از هر دوگروه آزمایش وکنترل پس آزمون گرفته شد. ۳-۲ جامعه آماری جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانش آموزان پسر پایه دوم،سوم وچهارم مقطع متوسطه دوم دبیرستان های منطقه روستایی شهرستان لردگان است مدارس شهری ۱۲ واحد آموزشی وروستایی ۱۰ واحد آموزشی بود. که در سال تحصیلی ۹۴-۱۳۹۳ مشغول به تحصیل بودند. ۳-۳ نمونه وروش نمونه گیری تعداد دبیرستان های پسرانه این منطقه ۲۲ و تعداد کل دانش آموزان پسر پایه دوم، سوم چهارم متوسطه شامل ۲۹۵۰ نفر بود. با توجه به این که روش پژوهش حاضر از نوع آزمایشی است برای افزایش اعتبار بیرونی پژوهش ۳۴ نفر در نظر گرفته شدند( ۱۷ نفر برای گروه آزمایش و ۱۷ نفر برای گروه کنترل). روش نمونه گیری این پژوهش نیز به صورت خوشه ای چند مرحله ای صورت گرفت به این صورت که ابتدا از دومنطقه شهری وروستایی شهر لردگان منطقه روستایی انتخاب شدواز بین ۱۰مدرسه روستایی پسرانه مقطع متوسطه دوم مدرسه شبانه روزی منج به صورت تصادفی انتخاب گردید. در مرحله بعدی تعداد ۲۱۰ پرسشنامه بین دانش آموزان پایه ،دوم ، سوم وچهارم این مدرسه توزیع گردید و تعداد ۳۴ نفر از دانش آموزان نمراتی با یک انحراف معیار پایین تر از میانگین را در پرسشنامه بهزیستی ذهنی و در پرسشنامه رضایت از زندگی کسب نمودند انتخاب شدندو سپس به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. ویژگی های افراد نمونه به شرح ذیل است.
 نداشتن بیماری ژنتیکی و معلولیت محدوده سنی ۱۶ تا ۱۸ سال داشتن بهره هوشی نرمال تحصیل در پایه دوم ، سوم وچهارم متوسطه معیارخروج از پژوهش نیز عدم شرکت منظم درجلسات تمرینی در طول دوره لحاظ گردید. ۳-۴ متغیرهای تحقیق ۳-۴-۱ متغیر مستقل[۲۶۳] متغیر مستقل ۱۱جلسه مشاوره گروهی مبتنی بر رویکرد چندوجهی لازاروس بود. ۳-۴-۲ متغیر وابسته[۲۶۴] متغیر وابسته در این تحقیق شامل بهزیستی ذهنی (عاطفه مثبت،عاطفه منفی)ورضایت از زندگی بودند. ۳-۴-۳ متغیرهای کنترل شده در این تحقیق متغیرهایی مانند سن،جنس،پایه تحصیلی،بهره هوشی،وضعیت اقتصادی ومشکلات جسمی به عنوان متغیرهای کنترل پژوهش درنظر گرفته شدند.
 ۳-۴-۴ متغیرهای غیر قابل کنترل در این تحقیق متغیرهایی مانند وراثت،کنترل تفاوت های فردی مشارکت جویان،نحوه رفتار وبیان احساسات در خارج از محیط کنترل شده وبرخورد والدین در خانه به عنوان متغیرهای غیر قابل کنترل پژوهش در نظر گرفته شدند. ۳-۵ ابزار گردآوری داده ها ۳-۵-۱ پرسشنامه بهزیستی ذهنی[۲۶۵](عاطفه مثبت و عاطفه منفی): این پرسشنامه پس از مرور پیشینه با بهره گرفتن از پرسشنامه عواطف مثبت و منفی (PANS)[266] دینر،۲۰۰۵ )، پرسشنامه سرزندگی[۲۶۷] (VQ) (مایرز،۲۰۰۰)، پرسشنامه رضایت از زندگی[۲۶۸] (LSQ) (اندروز و ویتنی،۱۹۷۶) و مقیاس خوش بینی[۲۶۹] (OS) (تساسیس و همکاران،۲۰۰۷)، توسط مولوی و همکاران(۱۳۸۷) ساخته و هنجاریابی شده است.شامل دو زیر مقیاس عواطف مثبت(سرزندگی،اراده) و عواطف منفی(روان رنجوری، استرس-افسردگی) است. دارای ۳۹ گویه است که در یک مقیاس پنج درجه ای از کاملاَ درست تا کاملاًنادرست پاسخ داده می شوند.که جملات مثبت ازچپ به راست از یک تا پنج نمره گذاری شدند وجملات منفی از راست به چپ از یک تاپنج نمره گذاری شدند.کاملاَ درست نمره ۵ داده می شود وبه گزینۀ کاملاًنادرست نمرۀ ۱ داده می شود.
 روایی[۲۷۰]: چون سوالات بر اساس پیشینه و ابزارهای موجود طراحی شده بود، لذا از لحاظ روایی محتوا جامعیت کامل داشت و از لحاظ روایی سازه بر اساس کلیه نظریه های مربوط به بهزیستی قرار داشت.ضریب همبستگی (روایی سازه) بین سرزندگی و اراده ۶۸/. و بین روان رنجورخویی و استرس و افسردگی ۶۴/. است.زیر مقیاس های مثبت باهم همبستگی بالاتر از متوسط و معنی داری با یکدیگر دارند. همین طور زیر مقیاس های عواطف منفی همبستگی بالاتر از متوسط و معنی داری با هم دارند. پایایی:در بررسی پایایی به عنوان شاخص هماهنگی کل گویه ها برابر ۹۶/۰ بود که نشان می دهدفقط هشت درصد واریانس نمرات در اثر خطای اندازه گیری بود.ضریب آلفای کرانباخ زیر مقیاس های سرزندگی ، اراده، روان رنجوری، استرس –افسردگی،عواطف مثبت ومنفی به ترتیب ۹۳/۰، ۸۸/۰،۹۰/۰،۸۴/۰، ۹۵/۰ و۹۲/۰ بودضریب آلفای کرونباخ در مورد کل سوالات محاسبه گردید که برابر با ۹۰/. گردید.تمامی گویه ها با نمرۀ کل آن زیر مقیاس رابطه مثبت داشتند. کلیه سوالات همبستگی مثبت و بالایی با نمره کل پرسشنامه داشتند. زیرمقیاس های پرسش نامه حاضر با مدل ارائه شده به وسیله دینر و همکاران(۱۹۹۷) دربرگیرنده سه عامل رضایت از زندگی، عواطف مثبت و عواطف منفی-هماهنگ بود. پایایی پرسشنامه، به روش آلفای کرونباخ محاسبه گردید و ضریب آلفای بدست آمده ۷۲/. بود. طرز محاسبه مقیاس به این صورت است که:
- در زیر مقیاس سرزندگی،نمره کل سوالات دارای علامت(V)با هم جمع می شوند.این مقیاس ۱۳سوال دارد.نمره هر سوال در بالای
ستونی که آزمودنی علامت زده مشاهده می شود. حاصل جمع نمرات بر۱۳ تقسیم می شود که نمره آزمودنی را در یک مقیاس ۵درجه ای از ۱تا۵نشان می دهد.
- در زیر مقیاس اراده نمره کلیه سوالات دارای علامت(DT) با هم جمع می شوند. این زیر مقیاس ۱۰سوال دارد. نمره هر سوال در بالای ستونی که آزمودنی علامت زده مشاهده می شود.حاصل جمع نمرات بر ۱۰ تقسیم می شود که نمره آزمودنی را در یک مقیاس ۵درجه ای از ۱ تا ۵ نشان می دهد.
- در زیر مقیاس روان رنجورخویی،نمره کلیه سوالات دارای علامت (N) با هم جمع می شوند. این زیر مقیاس ۱۰ سوال دارد.نمره هر سوال در بالای ستونی که آزمودنی علامت زده مشاهده می شود.حاصل جمع نمرات بر ۱۰ تقسیم می شود که نمره آزمودنی را در یک مقیاس ۵ درجه ای از ۱ تا ۵ نشان می دهد.
- در زیر مقیاس استرس و افسردگی، نمره کلیه سوالات دارای علامت (SD) با هم جمع می شوند.این زیر مقیاس ۶ سوال دارد.نمره هر سوال در بالای ستونی که آزمودنی علامت زده مشاهده می شود.حاصل جمع نمرات بر ۶ تقسیم می شود که نمره آزمودنی را در یک مقیاس ۵ درجه ای از ۱ تا ۵ نشان می دهد.
- مجموع نمرات آزمودنی در زیر مقیاس سرزندگی و اراده نمره آزمودنی را در عواطف مثبت نشان می دهند.
- مجموع نمرات آزمودنی در زیر مقیاس روان رنجوری، استرس و افسردگی نمره آزمودنی در عواطف منفی را نشان می دهند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بحث : بحث و تفسیر نتایج تست سختی سنجی: از تحقیقات گذشته چنان بدست می آید که، اگر درجه حرارت پیشگرمایی برای جوشکاری آلیاژهای کار شده آلومینیوم، از ۱۵۰ درجه سانتیگراد تجاوز کند ممکن است خواص مکانیکی مطلوب آلیاژ با این عمل، کاهش پیدا کرده و دیگر سختی وجود ندارد[۵]. از این رو همانطور که می بینید،در بین نمونه های یک ، دو، سه با افزایش دمای پیشگرمی، سختی تا دمای ۱۵۰ درجه بهبود یافته و با افزایش دمای بیشتر(۲۰۰ درجه) سختی بشدت کاهش می یابد. این کاهش در میزان سختی را می توان اینگونه توجیه کرد که چون نمونه مورد استفاده در حالت بیشینه پیر سختی است، با افزایش دمای پیشگرمی در نمونه ی عملیات حرارتی شده خواص مکانیکی ان از نقطه ی پیک پیرسختی نزول پیدا خواهد کرد و نمونه در وضعیت بعد از پیک سختی (over age) قرار می گیرد و طبیعی است که سختی ان کاهش یابد.
 در مورد نمونه های ۴ و ۵ آنچه دیده شد این بود که با افزایش لایه های جوش، سختی از خود کاهش نشان داد. این کاهش در عدد سختی یا به اصطلاح نرم شدن می تواند به این دلیل باشد که افزایش دما در جوشکاری لایه های دوم بر روی لایه ی اول، باعث از دست دادن سختی لایه ی جوش می شود[۱۷]. که این کاهش در نمونه های هفت و هشت با بترتیب دو وسه لایه ی جوش نیز دیده می شود. همچنین دیده شد که نمونه ها در اثر پیشگرم به سختی بالاتری می رسند که این افزایش در نمونه شش نسبت به نمونه یک دیده می شود. انچنان که در تحقیقات گذشته ذکر شده، با افزایش سرعت جوشکاری گرمای ورودی به قطعه کار کاهش یافته، که باعث می شود کلیه دانه ها دارای ساختار ریز و هم محوری شوند که این در نهایت باعث افزایش خواص مکانیکی از جمله سختی می شود[۱۸]. بر همین اساس ، همانطور که مشاهده می شود در نمونه های نه،ده و یازده با کاهش سرعت جوشکاری، سختی کاهش می یابد. در مورد دبی گاز مورد استفاده می توان گفت، افزایش چشمگیر دبی گاز باعث ایجاد یک اغتشاش شدید در حفره ی جوش می شود که باعث ناهمواری در توزیع یکنواخت گاز محافظ می شود[۱۹] .به عبارت دیگر، اگر دبی گاز به اندازه ی کافی کم باشد،گاز محافظ به خوبی توزیع، و وظیفه ی خود را به خوبی انجام می دهد . از طرفی در تحقیق حاضر، سعی بر این شد با کاهش دبی گاز تاثیرات آن بررسی شود. آنچه دیده شد این بود که با کاهش دبی به مقدار lit/min 10 خواص مکانیکی بهبود یافت و بعد از ان ، کاهش مقدار دبی، مخرب بود و سختی کاهش پیدا کرد. این کاهش در میزان سختی شاید به دلیل کمبود گاز محافظ روی سطح نمونه و اکسید شدن سطح نمونه در حین جوشکاری باشد. نکته ی آخر اینکه ،علت وجود اختلاف اعداد سختی به دست در یک نمونه، به دلیل وجود ناصافی ایجاد شده در سطح جوش است که باعث می شد بعد از فرود فرو رونده ی الماس بر روی نمونه، قطرهای بدست امده با هم برابر نبوده و اعداد سختی در جاهای مختلف یک نمونه ، دقیقا به یک نمونه همگرا نباشد و پس از میانگین گیری در بین چهار عدد بدست امده ،مقدار سختی گزارش شد.
بحث و تفسیر نتایج تست سایش: یکی از مشکلات و نقایص آلیاژهای الومینیوم که جزء مشخصات آن است، مقاومت به سایش ضعیف آن در مقایسه با فولاد می باشد. برای بهبود این خاصیت آندایزینگ و روکش کاری فلزی قابل اجراست، ولی به سبب اینکه ضخامت این لایه بسیار کم ودر حد چند میکرون است، کاربرد بسیار محدود و کم است. بنابراین تکنولوژی سخت کاری سطحی الومینیم با ضخامت زیاد و چشمگیر نیاز است. در تحقیقات گذشته ثابت شده، افزایش ضخامت لایه ها یا به عبارتی افزایش تعداد لایه ها باعث افزایش مقاومت به سایش در نمونه می شود[۲۰]. از این رو همچنان که در جدول ۴-۲ و نمودار ۴-۱ قابل مشاهده است، با افزایش تعداد لایه ها مقاومت به سایش به وضوح افزایش یافته است. همانطور که در نمودار ۴-۱ مشاهده می شود ، برای نمونه ی شماره چهار با دو لایه سطحی میزان کاهش وزن ۰۰۷۲/۰ گرم و برای نمونه شماره پنج با سه لایه سطحی میزان کاهش وزن ۰۰۳۰/۰ گرم است ، که نسبت به نمونه شماره سه با همین شرایط کاری به وضوح مقاومت به سایش افزایش پیدا کرده است. همچنین است برای نمونه های شش، هفت و هشت. همانطور که در نمودار ۴-۱ مشاهده می شود، برای نمونه ی شماره هفت با دو لایه سطحی میزان کاهش وزن ۰۱۲۰/۰ گرم و برای نمونه شماره هشت با سه لایه سطحی میزان کاهش وزن ۰۰۳۱/۰ گرم است ، که نسبت به نمونه شماره شش با همین شرایط کاری به وضوح مقاومت به سایش افزایش پیدا کرده است. علت افزایش مقاومت به سایش، مقاومتی است که در برابر کنده شدن واصطلاحا پوسته شدن لایه در اثر افزایش تعداد لایه ها به وجود امده است[۲۰]. همانطور که در بالا ذکر شد، اگر درجه حرارت پیشگرمایی برای جوشکاری آلیاژهای کار شده آلومینیوم، از ۱۵۰ درجه سانتیگراد تجاوز کند ممکن است خواص مکانیکی مطلوب آلیاژهای آلومینیوم با این عمل، کاهش پیدا کرده و گاهی از بین می روند[۵] از این رو انچنان که مشهود است،در بین نمونه های یک ، دو، سه با افزایش دمای پیشگرمی، مقاومت به سایش تا دمای ۱۵۰ درجه بهبود یافته و با افزایش دمای بیشتر(۲۰۰ درجه) مقاومت به سایش بشدت کاهش می یابد. این کاهش در میزان مقاومت به سایش را می توان اینگونه توجیه کرد که با افزایش دمای پیشگرمی در نمونه الیاژ عملیات حرارتی شده خواص مکانیکی ان از نقطه ی پیک نزول پیدا می کند. نکته ی دیگر اینکه، مقاومت به سایش در نمونه های پیشگرم نشده (نمونه های شش، هفت، هشت) نسبت به نمونه های پیشگرم شده کمتر است یعنی در نهایت پیشگرم کردن نمونه قبل از جوشکاری باعث بهبود خواص سایشی شده است. همچنین همانطور که در بالا ذکر شد، با افزایش سرعت جوشکاری گرمای ورودی کاهش یافته که باعث می شود کلیه دانه ها دارای ساختار ریز و هم محوری می باشند که باعث افزایش خواص مکانیکی می شود[۱۸]. بر همین اساس ، همانطور که مشاهده می شود در نمونه های نه،ده و یازده با کاهش سرعت جوشکاری، مقاومت به سایش نیز کاهش می یابد. همانطور که در بالا توضیح داده شد، افزایش چشمگیر دبی گاز باعث ایجاد یک اغتشاش شدید در حفره ی جوش می شود که باعث ناهمواری در توزیع یکنواخت گاز محافظ می شود[۱۹] . انچه در مورد تست های سایش دیده شد این بود که با کاهش دبی به مقدار lit/min 10 خواص مکانیکی بهبود یافت و بعد از ان ، کاهش مقدار دبی، مخرب بود و مقاومت به سایش کاهش پیدا کرد.
بحث و تفسیر تصاویر میکروسکوپ الکترونی: مشاهده می شود که آثار خراشیدگی و خش بر روی همه ی نمونه ها دیده می شود. بنابراین به نظر می رسد که مکانیزم عمل کننده در سایش کلیه ی نمونه ها از نوع چسبان[۳۶] نیست ومکانیزم عمل کننده، تماما از نوع سایش خراشان محض[۳۷] است .در نوع چسبان، حین سایش، ماده ی جدا شده از نمونه ی سایش به سطح تماس دو نمونه می چسبد که موجب ایجاد اثر سایش سیاه رنگی شد. طبق این مشاهده و تصاویر SEM، مکانیزم سایش کلیه ی نمونه ها از نوع سایش خراشان محض است. به طور کلی می توان این گونه نتیجه گیری کرد که عملیات های مختلف، موجب تغییر مقاومت به سایش شد؛ بدون آنکه مکانیزم سایش تغییر کند. همانطور که در شکل ۴-۱ به وضوح قابل مشاهده است، با افزایش تعداد لایه ها، تخریب ناشی از سایش کمتر می شود که این روند در کاهش وزن نمونه ها نیز مشاهده شد. با افزایش تعداد لایه ها حفرات ناشی از ساییده شدن کمتر شده و سطح به حالت مسطح و صاف گراییده می شود. روند ملاحظه شده در دیگر تحقیقات ارائه شده نیز گزارش شده است[۲۱]، که سطح سایش هنگامی که سطح با یک لایه تقویت شده ، به سایش حساس تر می باشد و با افزایش تعداد لایه های تقویت کننده حساسیت کمتر و مقاومت به سایش بهتر می شود.
نتیجه گیری : می توان گفت با افزایش دمای پیشگرمی تا۱۵۰ درجه سانتیگراد هر دو خاصیت سختی و مقاومت به سایش بهبود چشمگیر پیدا می کند و پس از ان، افزایش دمای پیشگرمی مخرب بود وباعث کاهش در این دو خاصیت شد. افزایش تعداد لایه های جوش مقاومت سایشی نمونه ها را افزایش داد و سختی نمونه ها از خود کاهش نشان داد. علت افزایش مقاومت به سایش، مقاومتی است که در برابر کنده شدن واصطلاحا پوسته شدن لایه در اثر افزایش تعداد لایه ها به وجود امده است[۲۰]. علت کاهش سختی می تواند به این دلیل باشد که افزایش دما در جوشکاری لایه های دوم بر روی لایه ی اول، باعث از دست دادن سختی لایه ی جوش می شود[۱۷]. با افزایش سرعت جوشکاری خواص مکانیکی از جمله سختی و مقاومت به سایش افزایش پیدا کرد . با افزایش سرعت جوشکاری گرمای ورودی به قطعه کار کاهش یافته، که باعث می شود کلیه دانه ها دارای ساختار ریز و هم محوری شوند که این در نهایت باعث افزایش خواص مکانیکی از جمله سختی و مقاومت به سایش می شود[۱۸]. با کاهش دبی به مقدار lit/min 10 خواص مکانیکی بهبود یافت و بعد از ان ، کاهش مقدار دبی، مخرب بود و سختی ومقاومت به سایش کاهش پیدا کرد. با مشاهده ی آثار خراشیدگی و خش بر روی همه ی نمونه ها دیده شد که مکانیزم عمل کننده در سایش کلیه ی نمونه ها از نوع چسبان[۳۸] نیست ومکانیزم عمل کننده، تماما از نوع سایش محض[۳۹] است . مشاهده شد با افزایش تعداد لایه ها، تخریب ناشی از سایش کمتر می شود که این روند در کاهش وزن نمونه ها نیز مشاهده شد. با افزایش تعداد لایه ها حفرات ناشی از ساییده شدن کمتر شده و سطح به حالت مسطح و صاف گراییده می شود. پیشنهادات: پیشنهاد می شود شرایط فوق برای الیاژهای دیگر همچون الیاژ های پرکاربرد سری ۲۰۰۰ مورد بررسی قرار گیرد. پیشنهاد می شود دیگر خواص مکانیکی الیاژ، مانند خواص کششی ، خستگی و… مورد بررسی قرار گیرد. پیشنهاد می شود مقاومت به خوردگی آلیاژ در شرایط فوق بررسی و در شرایط مختلف مقایسه شود. مراجع و منابع: [۱] معینیان, م., ۱۳۸۲, کلید جوشکاری, چ دوم, انتشارات آزاده تهران, pp. 340-337. [۲] سیندوکو, ۱۳۸۸, متالورژی جوشکاری چ دوم, مرکز نشر دانشگاه صنعتی, اصفهان, pp. 12. [۳] کوکبی, ا.ح., ۱۳۸۲, تکنولوژی جوشکاری چ پنجم, انتشارات آزاده با همکاری جامعه ریخته گران ایران, تهران pp. 92. [۴] معینیان, م., ۱۳۸۲, کلید جوشکاری, چ دوم, انتشارات آزاده تهران, pp. 342. [۵] معینیان, م., ۱۳۸۲, کلید جوشکاری, چ دوم, انتشارات آزاده تهران, pp. 344.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مثبتهر چه میزان منابع دانش فنی در سازمان بیشتر باشد، ایدههای فنی جدید بهتر درک میشوند و رویههای لازم برای توسعه آنها آسانتر قابل دستیابی خواهد بود.
تراکم مدیریتی[۵۲] (نسبت مدیریتی)مثبتدرصد بالاتر مدیران باعث تسهیل نوآوری میشود، به این دلیل که پذیرش نوآوری به طور عمده به رهبری، حمایت و هماهنگی مدیران سازمان بستگی دارد.منابع منحصر به فرد[۵۳]مثبتمنابع منحصر به فرد به سازمان امکان میدهد که قادر به خرید نوآوریها، تحمل شکستها و هزینههای احتمالی نوآوریها و شناسایی ایدههای جدید فراتر از نیازهای واقعی فعلی باشد.ارتباطات خارجیمثبتتجزیه و تحلیل محیط خارجی و فعالیتهای تخصصی فراسازمانی اعضای سازمان میتواند باعث جذب ایدههای جدید نوآور به سازمان شود. سازمانهای نوآور به طور مؤثر با محیط خود به تبادل اطلاعات میپردازند.ارتباطات داخلیمثبتارتباطات داخلی باعث تسهیل توزیع ایدهها در سازمان و افزایش تنوع ایدهها میشود که در نهایت باعث افزایش نوآوری میشود. همچنین باعث ایجاد یک محیط داخلی مطلوب برای این ایدهها میشود.تمایز عمودیمنفیافزایش سطوح سلسله مراتب باعث سخت شدن ارتباط بین سطوح عمودی سلسله مراتب و مانع جریان ایدههای نوآور در سازمان میشود.

جدول ۲-۱- ارتباط بین عوامل سازمانی و نوآوری (دامانپور، ۱۹۹۱) نوع نوآوری تحقیقات نشان داده است که تمایز قائل شدن بین انواع نوآوری برای درک رفتار پذیرش نوآوری سازمان و شناسایی عوامل تعیینکننده نوآوری در آنها ضروری است (رو و بویس، ۱۹۷۴). از بین انواع نوآوری که در ادبیات نوآوری شناسایی شده است، سه نوع از توجه بیشتری برخوردار بوده است. هر نوع از این نوآوریها بر یک زوج از نوآوریها تأکید دارند: مدیریتی و فنی، تولیدی و فرآیندی[۵۴] و تدریجی و بنیانشکن. تفاوت بین نوآوریهای مدیریتی و فنی مهم است، به این دلیل که به یک تمایز کلیتر بین ساختار اجتماعی و فنآوری مربوط میشوند (ایوان، ۱۹۶۶). نوآوریهای مدیریتی و فنی نیازمند فرآیندهای تصمیمگیری متفاوتی هستند (دفت، ۱۹۷۸) و در مجموع با هم تغییرات در یک محدوده گسترده از فعالیتها را در سازمان نشان میدهند. نوآوریهای فنی به محصولات، خدمات و فنآوری فرایند تولیدی اشاره دارد و به فعالیتهای اصلی کاری مرتبط هستند. نوآوریهای مدیریتی شامل ساختار سازمانی و فرآیندهای مدیریتی هستند و به طور غیر مستقیم با فعالیتهای اصلی کاری مرتبط هستند (دامانپور و ایوان، ۱۹۸۴).
 پدیرش نوآوریهای مدیریتی و فنی به یک اندازه با متغیرهای پیشبینی کننده مرتبط نیستند (آیکن و همکاران، ۱۹۸۰). در مدل دو هستهای[۵۵] نوآوری سازمانی، مهارتگرایی پایین، رسمیت بالا و تمرکز بالا نوآوریهای مدیریتی را تسهیل میکنند و شرایط معکوس نوآوریهای فنی را تسهیل میکنند (دفت، ۱۹۷۸). به علاوه، تخصصی کردن، دارای تأثیر بیشتری بر نوآوریهای فنی است تا مدیریتی و همچنین تراکم مدیریتی تأثیر بیشتری بر نوآوریهای مدیریتی دارد (دامانپور، ۱۹۸۷). میزان پذیرش نوآوریهای محصول و فرایند در طی مراحل کسب و کار متفاوت است. همچنین شرکتها از لحاظ نوع تمرکز خود بر نوآوری محصول یا فرایند برای ایجاد مزیت رقابتی با یکدیگر متفاوت هستند (هال و همکاران، ۱۹۸۵). نوآوریهای محصول، محصولات یا خدمات جدیدی هستند که برای رفع نیاز یک مصرفکننده ارائه میشوند و نوآوریهای فرآیندی عوامل جدیدی هستند که به عملیات تولیدی یا خدماتی یک سازمان ارائه میشوند؛ مانند مواد اولیه، شرح وظایف و مکانیزمهای کاری و جریان اطلاعات (اوتربک و آبرناتی، ۱۹۷۵). بنیانشکنی نوآوری نیز میتواند ارتباط عوامل تعیینکننده نوآوری و نوآوری را تعدیل کند. پذیرش نوآوری، تغییراتی را در ساختار و کارکرد سازمان ایجاد میکند، اما میزان این تغییرات در همه انواع نوآوری با هم یکسان نیست. بنابراین نوآوریها را میتوان بر اساس میزان تغییراتی که در عملیات سازمان ایجاد میکنند، تقسیمبندی کرد. محققان دستهبندیهای مختلفی را در ارتباط با بنیانشکنی نوآوری انجام دادند؛ برای مثال، نورمن (۱۹۷۱) نوآوری تغییری[۵۶] و جهتگیری مجدد[۵۷]؛ نورد و تاکر (۱۹۸۷) نوآوریهای تکراری[۵۸] و غیر تکراری[۵۹] و گراسمن (۱۹۷۰) نوآوریهای بنیادین[۶۰] و مؤثر[۶۱] را معرفی کردند. نوآوریهای جهتگیری مجدد، غیر تکراری و بنیادین، نوآوریهای بنیانشکن هستند که تغییرات بنیادین را در فعالیتهای سازمان ایجاد میکنند و نوآوریهای تغییری، تکراری و مؤثر، نوآوریهای تدریجی هستند که منجر به تغییرات کمی نسبت به فعالیتهای فعلی سازمان میشوند (دوار و همکاران، ۱۹۸۶). محققان تفاوتهایی را بین پیشبینیکنندههای پذیرش نوآوریهای تدریجی و بنیانشکن پیشنهاد کردهاند. برای مثال، نگرش مدیریتی نسبت به تغییر و منابع دانش فنی باعث تسهیل نوآوریهای بنیانشکن میشوند (دوار و همکاران، ۱۹۸۶)؛ در حالیکه پیچیدگی ساختاری و عدم تمرکز باعث تسهیل نوآوریهای تدریجی میشوند. تفاوت نوآوریهای تدریجی و بنیانشکن همچنین در نوع کمک آنها به اثربخشی سازمانها نیز قرار دارد. برای مثال، در بخش تولید در دهه ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، موفقیت شرکتهای ژاپنی به معرفی نوآوریهای تدریجی مربوط میشد، در حالیکه موفقیت شرکتهای آمریکایی با ارائه نوآوریهای بنیانشکن حاصل شد (هال و همکاران، ۱۹۸۵). توسعه محصولات جدید هدف هر سازمانی فراهم کردن کالاها و یا خدمات برای مشتریان است. یک سازمان می تواند از طریق ابداع طرح هایی در مقایسه با کالاها و خدمات موجود در بازار، یک مزیت رقابتی را بدست آورد. یک کالا یا خدمت مانند موجود زنده دارای چرخه زندگی است. در این چرخه محصول مراحل مختلف معرفی، رشد، بلوغ و افول را طی می کند. هنگامی که محصولات جاری به مرحله رکود می رسند، مدیریت بایستی محصولات جدید را به تدریج طراحی کند. بصورت ایده آل محصولات جدید بایستی طوری طراحی و تولید شوند که مرحله معرفی و رشد آن ها با پایان دوره بلوغ محصولات موجود هم زمان شود (جعفرنژاد، ۱۳۸۷). سازمان ها به منظور نوآوری و توسعه محصولات جدید، دو دسته از فعالیت ها را انجام می دهند. این فعالیت ها شامل فعالیت های اکتشافی[۶۲] و فعالیت های بهره بردارانه یا استخراجی[۶۳] می باشند. مارچ(۱۹۹۱) به فعالیت های اکتشافی و استخراجی به عنوان پایه های سازمان اشاره می کند. گارسیا و دیگران(۲۰۰۳) نیز بیان می کنند که فعالیت های اکتشافی که در واقع همان فعالیت های تحقیقی می باشند، می توانند منجر به تولید محصولات جدید با نوآوری بنیادی و رادیکال شود که این نوآوری دانش فناورانه جدیدی را برای سازمان به ارمغان می آورد. همچنین فعالیت های استخراجی که در واقع همان فعالیت های توسعه هستند، می توانند محصولاتی با نوآوری تدریجی را ایجاد کرده و منجر به بهبود محصولات و در واقع دانش فناورانه قبلی سازمان گردد. دیدگاه های راهبردی برای استفاده از منابع در نوآوری دیدگاه مبتنی بر منابع[۶۴] (Barney, 1991; Rumelt, 1984; Wernerfelt, 1984) از تحلیل سازمان ها بر اساس محیط بیرونی شان به تحلیل سازمان ها بر اساس منابع داخلی تغییر حالت داده است. در این دیدگاه سازمان به عنوان مجموعه ای از منابع که قابل کنترل می باشند شناخته می شود (Lavie, 2006).. یک سازمان می تواند تخصیص و سرمایه گذاری منابع داخلی اش را برای پاسخگویی به بازار (Dierickx & Cool, 1989) و خلق سرمایه کنترل کند. یک شرکت باید منابعی را از بازار با هزینه ای مشابه رقبا خریداری کند. بطور معمول، منابعی که برای سازمان در دسترس هستند برای رقبا نیز در دسترس می باشند (Barney, 1991).. اما دیدگاه مبتنی بر منابع اعتقاد دارد که سازمان باید برای دست یابی به یک مزیت رقابتی به گونه ای منابع خود را گردهم آورده و مورد استفاده قرار دهد که تقلید آن برای رقبا سخت بوده و سازمان بتواند از آن ها قابلیت های رقابتی و سرمایه و سودآوری خلق کند (Dierickx & Cool, 1989). در واقع سازمان ها باید قابلیت شناسایی و استفاده از منابعشان را برای نوآوری و بهبود و توسعه محصولات جدید داشته باشند. (Leonard-Barton, 1992; Teece, Pisano, & Shuen, 1997).مفهوم دیگر دیدگاه مبتنی بر منابع بر این واقعیت اشاره دارد که قابلیت و توانایی یک سازمان در خلق ارزش ، به تاریخ و سابقه یک سازمان در استفاده از منابع بر می گردد و به دلیل دانش ضمنی و جای گرفته[۶۵] در محصولات و فرآیندهای سازمان که طی سال ها به وجود آمده است ، این قابلیت استفاده از منابع به راحتی قابل تقلید نمی باشد و حتی چنانچه رقبا به سطح برابری از منابع دست یابند یک تاخیر زمانی در استفاده اثربخش از این منابع برای رقبا وجود دارد(میلر، ۲۰۱۰؛ کوهن و لوینتال، ۱۹۹۰).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲۰۰۳: سرویس های خبری مانند بی بی سی امکانات ساده ای بوسیله پیام کوتاه ایجاد کردند که در اکثر اوقات در دسترس و قابل استفاده بودند. (Ibid, 6) ۲۰۰۶: در فوریه ۲۰۰۶ بازاریابی سیار بر پایه پیام کوتاه با چندصد میلیون تبلیغ که هر ماه فقط در اروپا فرستاده می شود به عنوان یکی از رایج ترین شیوه های تبلیغات شناخته می شود.(Ibid, 6) ۵٫۲) موبایل و تجارت بی سیم رشد استفاده از موبایل در دهه اخیر بسیار شگفتانگیز بوده است. در اواسط سال ۲۰۰۵ پیش بینی میشد که فروش سالیانه تلفن همراه در سال ۲۰۰۹ به ۱ میلیارد خواهد رسید. این در حالی است که تا پایان سال ۲۰۰۶ تعداد ۰۱۹/۱ میلیارد تلفن همراه توسط فروشندگان در جهان بفروش رفته است. بر این اساس در هر ثانیه ۳۲ تلفن سلولی به شبکه بیسیم جهانی اضافه میشود. تعداد تلفن های سلولی فروش رفته در سال ۲۰۰۶ چهار برابر کامپیوترهای شخصی بوده است. این تلفن های سلولی بسیار قدرت مندتر و پیشرفتهتر از مدل های قدیمی بودهاند. تقریبا تمامی تلفن هایی که اکنون به فروش میرود، قابلیت مدیریت پیام متنی را داشته و %۸۸ آنها قابلیت دسترسی به وب را دارند. همچنین امروزه برای بسیاری از افراد همراه داشتن موبایل یک ضرورت است. بگونهای که آن را هر جایی که میروند، به همراه دارند. تجارت و روش های کسب وکار، یکی از مهمترین حوزههایی است که با به کارگیری فناوریهای نوین اطلاعاتی و ارتباطی و اینترنت به سرعت و به شدت تحت تأثیر قرار گرفت. بسیاری از روش های سنتی کسب درآمد متحوّل گشته و روشها و ارزشهای جدید فراوانی نیز پا به عرصه وجود نهادند. (مژدهی, مهربان, & جلالی, معماری مدلهای کسب و کار الکترونیکی, ۱۳۸۶, ص. ۱-۲)
 شبکه جهانی اینترنت و ترمینال های سیار در کنار یکدیگر و در بستر تکنولوژی ها و پروتکل های پیشرفته،مفهومی جدید به نام تجارت بی سیم را خلق کرده اند. اگر چه امکانات ارسال و دریافت پیغام های کوتاه ( SMS ) از سال ها قبل در کشورهای توسعه یافته رواج یافته است اما دوران گذار از تجارت الکترونیک کابلی به بی سیم به طور ملموس آغاز شده است. قبل از آن،تلفن های همراه نقش یک مودم را برای ارتباط رایانه های پرتابل با شبکه جهانی اینترنت ایفا می کردند ولی با ظهور میکرو پویشگرهای ( Micro browsers ) قابل نصب بر روی ترمینال های سیار و فناوری های پیشرفته تر،تعداد تجهیزات مورد نیاز برای اتصال ترمینال های سیار به اینترنت از دو عدد ( مودم و ترمینال سیار) به یک عدد ( ترمینال سیار ) کاهش یافت. ظهور این امکان از یک طرف و موفقیت های مالی حاصل از تجارت الکترونیک در سال های اخیر سبب مطرح شدن تجارت بی سیم در دنیای کسب و کار امروزه شده است. منفعت های حاصل از تجارت بی سیم سبب شده است که بسیاری از سازمان ها و دولت ها به آن توجه ویژه ای نشان دهند. در میان دولت ها،کشورهای اروپایی و ژاپن و از میان سازمان ها شرکت هایی همچون موتورولا، نوکیا، مایکروسافت و ده ها شرکت عظیم دیگر بر روی منافع نهفته در این فرصت سرمایه گذاری هنگفتی کرده اند..(مجله فناوری اطلاعات ،۱۳۸۴،۱۱۸) ۱٫۵٫۲) تجارت همراه ( M-Commerce ) M-commerce (mobile commerce) زیر مجموعه ای از ) E-commerce (electronic commerce است که در آن از موبایل و تجهیزات آن برای معاملات الکترونیکی استفاده می شود و به جاى ارتباط مستقیم با اینترنت از طریق یک کامپیوتر شخصى، امکان استفاده از تلفن همراه در نظر گرفته شده است. براساس آمارهاى موجود در حال حاضر در بسیارى از کشورهاى اروپایى تعداد تلفن هاى همراه چندبرابر تعداد کامپیوترهاى شخصى است. ظرف چند سال آینده پیش بینى مى شود که کلیه کشورهاى اروپایى به طور کامل تحت پوشش تلفن همراه قرار گیرند . به همین منظور بنگاه هاى مختلف اقتصادى و بازرگانى در اروپا در حال طراحى و پیاده سازی شیوه هاى استفاده از تجارت الکترونیکى از طریق تلفن همراه (mobile commerce) هستند.
 شما از طریق موبایل خود میتوانید سهام خرید و فروش کنید از طریق تلفن همراه حساب بانکی خود را تحت نظر داشته باشید و… چرا M-commerce ؟ در واقع تفاوت عمده ای که در تعریف M-commerce با E-commerce وجود دارد این است که M-commerce برای انجام خدمات مالی و خرید و… از شبکه های بی سیم استفاده می کند. به عبارت دیگر در تجارت همراه یا همان M-commerce تمام انواع تجارت business-to-business , business-to-consumer و consumer-to-consumer وجود دارد. افزایش انعطاف پذیری و قدرت مندی معاملات بی سیم فرصت های خوبی را برای افزایش خدمت رسانی به مشتریان فراهم می آورد. در واقع این به معنی تحقق مفهوم خدمت رسانی به مشتری در همه زمان ( صرف نظر از مکان شخص ) است. می توان از امنیت بالاتر تجارت همراه در مقایسه با تجارت الکترونیکی از طریق اینترنت و نیز عدم نیاز به کارت اعتباری به عنوان دیگر محاسن تجارت همراه ذکر کرد. هم چنین با بهره گرفتن از این فناوری فرد قادر است به آسانی و در همه جا و هر زمانی که بخواهد به اطلاعات خود دسترسی داشته باشد . مزیت اصلی M-commerce هم نسبت به E-commerce در همین است . یعنی در حالی که استفاده از E-commerce فقط هنگامی میسر است که فرد در منزل یا محل کار خود و یا هر جای دیگر باید به رسانه هایی از قبیل اینترنت ، تلویزیون و… دسترسی داشته باشد تجارت در M-commerce فقط به تلفن همراه نیاز دارد . به هر حال این به معنی آن نیست که تجارت همراه محدود به کارهای ساده ای مانند خواندن e-mail یا خبر رسانی باشد . با گذشت زمان خدمات و قابلیت های فراوان M-commerce بسیار محبوب تر و کامل تر از E-commerce می شود معمولاً پس از ظهور یک تکنولوژی جدید رشد قابل ملاحظه ای در آن صورت می گیرد. در مورد M-commerce همین طور بوده است: در سال ۲۰۰۳ مبلغی که برای M-commerce پیش بینی می شد حدود ۲۳ میلیون دلار بود در حالی که سال گذشته این مبلغ بیش از ۳۲۳ میلیون دلار شد. به علاوه درآمدی که در اروپا از طریق M-commerce عاید کمپانی های خدمات تلفن همراه شد رشد ۱۳ درصدی داشته است. (۲۰۰۰Chamberlin.) معاملات و داد و ستدهای M-commerce می تواند از راه های زیادی صورت گیرد.اولین راه : صدور و فرستادن صورت حساب توسط فروشنده یا پرداخت مبلغ پیش پرداخت توسط خریدار هنگامی که کالا یا خدماتی خریداری می شود است. دومین راه : استفاده از یک کارت اعتباری (credit card) بر روی یک شبکه بی سیم است . کاربران هنگامی که برای ذخیره داده های کارت اعتباری بر روی تلفن همراهشان از کارت تلفن خود به عنوان کارت اعتباری همراه استفاده می کنند بسیار راحت تر و مطمئن تر هستند. و سوم اینکه کاربران قادر به انتقال پول بین حساب خود و صورت حساب خرید از طریق معاملات بی سیم هستند . در تجارت همراه، M-Commerce دو روش push و pull در جهان وجود دارد که در روش push، اطلاعات درخواستی مانند قیمت سهام، طلا، اخبار ورزشی، اطلاعات پرواز و غیره برای متقاضیان ارسال و در قبال وجه مختصری با ارسال یک پیام کوتاه از طریق SMS، مانند شمارهی داوطلبی میتوانند نتیجهی مورد نظر خود مانند رتبهی خود در کنکور را بلافاصله دریافت کنند ، ولی در روش pull، علاقهمندان با ارسال پیام کوتاه مانند شماره داوطلبی به شماره مورد نظر بلافاصله پاسخ خود را دریافت میکنند. به عنوان مثال اگر کسی خواهان دریافت قیمت سکه طلا در هر لحظه باشد کافی است پیامی مانند Gold را به شمارهی از پیش تعیین شدهای با SMS ارسال کند و چند لحظه بعد قیمت مورد نظر را از شرکت ارائه دهندهی این نوع سرویس دریافت کند. نحوه استفاده از تلفن همراه به این صورت است که به جاى فناورى GSM که استاندارد معمول ارتباطى تلفن همراه در بسیارى از کشورها و به ویژه در اروپا است ، فناورى دیگرى تحت عنوان پروتکل بکارگیرى نرم افزار کاربردى از طریق تجهیزات بى سیم (Wireless Application Protocol) که به اختصار WAP نامیده مى شود جایگزین مى شود. در این شیوه جدید، هر تلفن همراه از طریق مرکز تلفن با کامپیوتر سرویس گر (SERVER) مرتبط مى شود و مى تواند نرم افزار مورد نیاز کاربر خود را بر روى کامپیوتر مذکور فعال نماید. بدین ترتیب استفاده کننده مى تواند اطلاعات خود را از طریق کامپیوتر سرویس گر که خود از طریق اینترنت و یا شبکه هاى ارزش افزوده (VAN) به مراکز تجارى و خدماتى متصل است ارسال و یا دریافت نماید. با این شیوه مى توان خدمات مختلفى را که به طور روزمره استفاده مى شود از طریق تلفن همراه ارائه داد. خدماتى از قبیل پست الکترونیکى، تهیه بلیط، اخبار، نقل و انتقال سهام و خدمات بانکی و … ( ۲۰۰۲ ، Tan and teo Durlacher ) ۲٫۵٫۲) ویژگی های بازاریابی تلفن همراه محیط بی سیم دو ویژگی اصلی دارد که آن را از دیگر رسانه های اتباطی متمایز می کند: قابلیت جا به جایی – دسترسی وسیع. ویژگیهای یاد شده توانسته اند محدودیت مکان و زمان را از میان بردارند و از این طریق، خصوصیات ارزش افزوده زیر که موتور محرک توسعه تجارت سیار می باشد را به وجود آورند: حضور در هر زمان و مکان، راحتی، قابلیت اتصال لحظه ای، شخصی سازی و محلی سازی محصولات و خدمات. (توربن و دیگران، ۱۳۸۶، ۲۷۲-۲۷۳) با بهره گرفتن از تکنولوژی تلفن همراه می توان مصرف کنندگان بالقوه را به صورت فردی به وسیله متن، صوت و پیام تصویری هدف قرار داد.( ۲۰۰۶, ۹۳۵، De Reyck&Degraeve ) تبلیغات موبایل نسبت به تبلیغات بوسیله رسانه های سنتی این برتری را دارند که می توان پیام را به مصرف کنندگان بالقوه هنگامیکه واقعا در حال خرید هستند فرستاد. با پست الکترونیک نیز قادریم تبلیغات شخصی سازی شده انجام دهیم اما این تیلیغات هنگامیکه مصرف کنندگان در حال خرید هستند به آنها نمی رسند. (Ibid, 936) سرویس پیام کوتاه تکنولوژی جدیدی است که پیام را از کسب وکارها به مصرف کننده، بوسیله ابزارهایی مانند تلفن همراه و پیجر منتقل می کند. (Jingjun Xu, 2008, 711) یکی از منافع تبلیغات سرویس پیام کوتاه این است که نسبت به روش های سنتی منجر به تعامل بیشتر با مشتری می شود. از طریق تلفیق سیستم موقعیت یاب جهانی با فناوری سرویس پیام کوتاه می توان پیامها و تبلیغات را به موقع و در مکان مورد نظر برای مصرف کنندگان فرستاد ( ۲۰۰۸, ۶، Okazaki ) ۳٫۵٫۲) مزایای استفاده از تلفن همراه الف) مزیت های استفاده از گوشی تلفن همراه ب) مزیت های حاصل از کاربردهای (Applications ) تجارت بی سیم ج) مزیت استفاده از اینترنت از طریق گوشی های تلفن همراه مزیت های استفاده از گوشی های تلفن همراه همه جایی ( Ubiguity ) : همه جایی آشکارترین مزیت گوشی های تلفن همراه است. یک تلفن همراه ( البته از نوع پیشرفته آن ) می تواند علاوه بر رفع نیاز استفاده کننده به اطلاعات به لحظه (Real-Time ) امکان ارتباط و تماس را مستقل از حل و موقعیت او و در هر جایی برآورده سازد( Durlacher,200. Huizen,2000 ) . قابل دسترسی بودن (Reachabelity ) : افراد بسیاری هستند که به دلیل شغلی یا خصوصی تمایل دارند که در هر کجا و در هر زمانی که در دسترس باشند. در صورتی که شخص یک تلفن همراه داشته باشد این امکان برای او فراهم خواهد بود. ضمن آنکه فرد می تواند در دسترس بودنش را به افراد یا زمانی به خصوص محدود نماید ( Durlacher.2002, Huizen.2000 ). بانک اطلاعات متحرک ( Mobile storage device ) : تلفن های همراه به عنوان ابراز ذخیره سازی اطلاعات،همیشه در دسترس هستند و به کارگیری اطلاعات ذخیره شده از طریق آن ها نیز راحت تر می باشد( Kuramitsu and sakamura,2001 ). مزیت همراه در سال های اخیر تکنولوژی های بی سیم و تلفن همراه تا حد بسیار زیادی همگرا شده اند و از این بین ارزش های زیادی خلق شده است،که از آن جمله می توان به موارد ذیل اشاره کرد ( Naught.2000, Huizen.2000,Lie.2002 ). جایابی ( Localization ): پیشرفت های تکنولوژیکی ،ویژگی جدیدی برای تجارت بی سیم به ارمغان آورده است که طی آن ارزش بیشتری نسبت به گذشته برای مشتریان خلق می شود. شرکت های ارائه دهنده خدمات ( مرتبط با یک مشتری ) با آگاهی از محل حضورش،او را به معامله از طریق شبکه بی سیم تحریک می کنند، بنابراین زمانی که مدیر یک شرکت طی سفر کاری به شهر مقصد می رسد می تواند انتظار دریافت پیغامی روی تلفن همراه خود داشته باشد که از او در خصوص نیاز به هتل جهت اقامت،سوال شده است. امنیت ( Security ) : تکنولوژی های امنیتی در تجارت بی سیم قبلا” در قالب تکنولوژی SLL ( Layer Secure Socket ) ظهور کرده است. اما کارت های هوشمند داخل ترمینال های سیار،امکان تایید و اثبات مالک را فراهم می کند و در نتیجه سطحی بالاتر از امنیت را نسبت به آنچه که در حال حاضر در محیط های اینترنتی کابلی وجود داردپدید اورده است. ارتباط سریع ( Instant Connectivity ) : اگر چه تا چندی قبل،برای ارتباط با شبکه اینترنت ( با بهره گرفتن از WAP و یک میکروپویشگر و بر اساس تکنولوژی شبکه GSM )، لازم به تماس تلفنی بود اما با ظهور تکنولوژی های GPRS و تکنولوژی های بعد از آن این امکان فراهم شده است تا بدون بوت کردن سیستم و یا تماس تلفنی، به شبکه اینترنت متصل شد. بنابراین جدای از بحث های مربوط به تجارت بی سیم،سریع ترین روش برای دسترسی به اینترنت از طریق ابزارهای جدید بی سیم و تکنولوژی های مرتبط خواهد بود. خدمات سفارشی ( Personalization ) : ظهور تکنولوژی های جدید امکان معامله خدمات سفارشی شده را از طریق تلفن های همراه فراهم کرده است،در مثال قبل اگر پاسخ مدیر شرکت در خصوص پیشنهاد هتل برای اقامت مثبت باشد،ارائه دهنده خدمت با ارسال پیغامی پیشنهادهایی به او خواهد دادکه در محدوده قیمتی مدیر باشد( یا در محدوده هر متغیر دیگر به جز محدوده بودجه ای ، که البته مدیر قبلا” از طریق ابزارهایی،شبکه را از آن ها آگاه کرده است). ۴٫۵٫۲) مزیت های حاصل از کاربردهای تجارت بی سیم اغلب مزیت های گفته شده در بالا،در قالب کاربردهایی ( Applications ) که بر روی تلفن های همراه مشتریان و یا مراکز ارائه دهنده سرویس نصب می شود توسط آن ها درک می گردد و از آنجا که مشتریان،مستقیما” آن ها درک می گردد و از آنجا که مشتریان مستقیما” با این کاربردها سرو کار خواهند داشت نقش بسیار مهمی در درک مزیت های تجارت بی سیم توسط مشتریان خواهند داشت،کاربردها و خدماتی که در حوزه تجارت بی سیم مطرحند،چه آن ها که دوران آزمایشی خود را پشت سر می گذرانند در سه دسته کاربردهای ارتباطی ( Applications Communications ) و کاربردهای فردی ( Commerce Applications Consumer M- ) و کاربردهای حوزه کسب و کار ( Business M-Commerce Applications ) قابل بررسی هستند. ۱ – کاربردهای ارتباطی شامل : سرویس پست الکترونیکی (E-mail) سرویس پیام کوتاه (SMS)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
McNaughton ٢٠٠٢
توانایی سازمان در تطبیق فرایندهایش با دانش بدست امده ازتغییرات تکنولوژیکیMassa and Testa ٢٠٠٩; Daroch and
 McNaughton ٢٠٠٢تعداد پیشنهادات مرتبط با فرایند تولید و محصولGoldoni and Oliveira ٢٠١٠میزان استفاده از انواع مکانیسم های جستجوی اطلاعاتGoldoni and Oliveira ٢٠١٠تعداد ایده ها و حق ثبت اختراعاتGoldoni and Oliveira ٢٠١٠
۵- فرایند ارزیابی و بازخور برای ارزیابی فرآیندهای مدیریت دانش جهت دریافت بازخور، رویکردهای متفاوتی از جمله اندازه گیری اثرات مدیریت دانش بر عملکرد سازمانی، رویکرد کارت امتیازبندی متوازن، ارزیابی بر اساس نرخ بازگشت سرمایه، ارزیابی بر اساس چرخه عمر مدیریت دانش و پیمایش کارمندان وجود دارد (اندون، ۲۰۰۹). “چن” و همکارانش (۲۰۰۹) اعتقاد دارند که برای ارزیابی سیستم مدیریت دانش رویکردهای متفاوتی وجود دارد. رویکرد کیفی، شامل مواردی مانند استفاده از پرسشنامه ها، مصاحبه با خبرگان و عوامل کلیدی موفقیت بوده و تحلیل های کمی نیز به شاخصهای مالی همچون نرخ بازگشت سرمایه و ارزش جاری خالص و شاخص های غیرمالی همچون دارایی های دانشیِ فرآیندها و افراد اشاره دارد. آنها همچنین معتقدند که این ارزیابی هم میتواند رویکردی داخلی (استفاده از کارت امتیازبندی متوازن و ارزشیابی فعالیت محور) داشته باشد و هم رویکردی خارجی (الگوبرداریها و بررسی بهترین اقدامات) و یا اینکه پروژه محور بوده (توجه به الگوهای اجتماعی و مدلهای مدیریت پروژه دانش) و یا سازمان محور (توجه به سرمایه های فکری) باشد.
 آنچه که در این مرحله وجود دارد، توسعه مجموع های از معیارها برای این فرایند میباشد. معیارهای انتخابی برای این مرحله بایستی با اهداف سازمانی مطابقت داده شوند، برای مخاطبان معیارهای انتخابی برای این مرحله بایستی با اهداف سازمانی مطابقت داده شوند، برای مخاطبان اطلاعات مورد نیاز، شناسایی شده باشند تا بتوان معیارها را تحلیل و توزیع کرد (اندون، ۲۰۰۹). “لین” و همکارانش (۲۰۰۷)، برای ارزیابی اثربخشی مدیریت دانش جهت دریافت بازخور از این سیستم، سه بعد کلیدی رشد دانش، گستردگی و یکپارچگی دانش را مطح نمودهاند در بعد اول، به شاخصهایی همچون میزان پیشرفت دانش در یک دوره زمانی خاص، سرعت رشد دانش در یک دوره خاص و سرعت کسب عمق دانش مربوط به رقبا و در بعد دوم به شاخصهایی همچون تعداد صنایع یا سازمانهایی که مالکیت دانشِ خاص و حیاتی را دارند، درصد تعداد سازمانها یا صنایعی که یک دانش خاص و حیاتی را دربردارند و میزان اندازهای که سازمانها، نوعی دانش خاص را با هم به اشتراک میگذارند و در بعد سوم نیز شاخص هایی همچون توانایی یکپارچه سازی منابع دانشی مختلف، توانایی ترکیب تکنولوژی های متنوع برای توسعه محصول جدید و ظرفیت مشارکت در منشأ و مبدأهای مختلف دانش را ذکر نموده اند. “را او” و “اوسی بریسون” (۲۰۰۷) در تحقیق خود برای تعریف کیفیت سیستم های دانشی شاخص های زیر را مطرح نمودند: صحت دانش موجود، سازگاری (میزان سازگاری اقلام دانشی در منابع دانشی با هم، میزان سازگاری اقلام دانشی در منبع دانشی با قوانین سازمان)، مدت زمان بازبینی و تأیید دانش برای ورود به پایگاه دانش، میزان هماهنگی و یگانگی در تعبیر و تفسیر دانش موجود، میزان توجه به جزئیات دانش، میزان ارتباط دانش موجود با موفقیت کسب و کار، میزان دانشِ جدید به کار گرفته شده در سیستم، میزان همراهی دانش موجود با تغییرات محیط کلان کسب و کار. همچنین میتوان شاخصهایی همچون میانگین زمان حل مسئله، میزان سطح یادگیری فردی، میزان سطح یادگیری سازمانی، بهبود توانمندی های کارمندان، بهبود کیفیت استراتژی سازمان، بهبود ارتباطات با مشتری، بهبود ارتباطات با تأمین کنندگان، کاهش زمان چرخه عمر محصول، محصولات و خدمات جدید، بهبود زمان ورود به بازار و بهبود فرآیندهای کسب و کاری، افزایش نوآوریها، مشارکتها و همکاریهای بهتر و سریعتر، ارتقای کیفیت تصمیم گیریها و افزایش داراییهای فکری اثربخش را نیز لحاظ نمود (ویلد و گریس، ۲۰۰۸). “پتروساارتگا” و همکاران (۲۰۱۰) که به رابطه نوع ساختار سازمانی با عملکرد مدیریت دانش پرداخته بودند، برای ارزیابی کلی عملکرد مدیریت دانش، شاخصهایی همچون میزان ارائه ایدههای جدید برای محصولات و خدمات، میزان ارائه ایده های جدید در مورد فرآیندهای تولید، پاسخ دهی سریع به مشتری و اجازه اصلاحیه های تکمیلی را لحاظ کردند. با توجه به مرور صورت گرفته، مجموعه عواملی به عنوان شاخصهای این فرایند انتخاب شده اند، که در جدول ۶ ذکر گردیده اند:
جدول ۲-۶: شاخصهای فرایند ارزیابی و بازخور در زنجیره تأمین جمع آوری توسط شفیعی نیکابادی (۱۳۹۱)
| شاخص |
محقق |
| بهبود ارتباطات اعضای زنجیره |
Goldoni and Oliveira ٢٠١٠; McAdam and McCreedy ١٩٩٩; Wild and Griggs ٢٠٠٨ |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
(۳-۱)مدل روش تحقیق انجام آزمون ایستایی بر سود واقعی شرکتهای منتخب پیش بینی EPS شرکتهای منتخب بر اساس مدل بدست آمده برای فصل آخر۹۰ مجموع مجذورات خطای پیش بینی مدل و مدیریت گردآوری EPS های پیش بینی شده فصل آخر سال۹۰ شرکتهای منتخب توسط مدیریت محاسبه خطای نسبی پیش بینی با مقایسه EPS واقعی با EPS پیش بینی شدهتوسط مدل و مدیریت انجام آزمون والد با بهره گرفتن از خطای نسبی پیش بینی شده مدل و مدیریت تأیید یا رد فرضیه تحقیق محاسبه مناسبترین مدل سری زمانی باکس- جنکینز با بهره گرفتن از مشاهدات ایستا شده انتخاب شرکتهای منتخب واستخراج سود واقعی و پیش بینی مدیریت به تفکیک فصل ۳-۹) انتخاب روش پیش بینی : پیشگوئی شرایط و حوادث آینده،پیش بینی تعریف شده و چگونگی انجام این عمل نیز پیش بینی کردن نامیده می شود.[۵۲]
 روش های پیش بینی بسیاری وجود دارند که می توانند در پیش بینی وقایع ،مورد استفاده قرار گیرند.می توان این روش ها را به دو گروه اصلی روش های کیفی و کمی تقسیم نمود روش کیفی شامل برآورد ذهنی از طریق اظهار نظر متخصصان است .در روش های کیفی، پیش بینی مبتنی بر قضاوت ذهنی است و پیش بینی کننده با بهره گرفتن از تجارب خود ودر نظر گرفتن شرایط کنونی و تغییرات قابل پیش بینی، داده های آینده را پیش بینی می کند. در فرایند پیش بینی ،فقدان یا عدم دسترسی به اطلاعات تاریخی یا عدم کفایت حجم آن،استفاده از روش های قضاوتی را ضروری می سارد. روش کمی به وضوح چگونگی انجام پیش بینی را تعریف می کند، منطق کار را به روشنی بیان می نماید و عملیات در آن ریاضی است .در این روش ها با بررسی داده های تاریخی، فرایند ایجاد متغیر مشخص ودر آن فرض می شودکه فرایند پایدار و قابل تسری به آینده است. پیش بینی به کمک مدل های سری زمانی یکی از انواع اصلی روش های کمی است. سری زمانی، دنباله ای از مشاهدات منظم شده یک متغیر بر حسب زمان است.سری های زمانی فقط از سابقه تاریخی متغیر (متغیر ها) استفاده می کنند تا مدلی برای پیش بینی بدست آید. در عمل سیستم های پیش بینی اغلب ترکیبی از روش های کمی و کیفی را به کار می برند.روش های آماری برای تجزیه و تحلیل منظم داده های تاریخی به کار می روند و پیش بینی انجام می شود. این امر به سیستم عینیت می بخشد و به سازماندهی مؤثر محتوای اطلاعاتی داده های تاریخی منجر می شود. سپس پیش بینی های آماری به عنوان یک ورودی در ارزیابی ذهنی تصمیم گیرندگان آگاه عمل می کند و آنان با بهره گرفتن از سایر اطلاعات مرتبط و انتظارات خود از آینده، پیش بینی را به نحو مقتضی تعدیل می کنند. همانطور که در فصل دوم شرح آن آمده روش های کمی پیش بینی بسیار زیاد و متنوعی وجود دارندکه برخی از آن ها عبارتند از مدل های میانگین گیری، مدل های نمو هموار، مدل های هولت وینترز، مدل های باکس- جنکینز، مدل های اقتصاد سنجی، تجزیه و تحلیل روند و برازش ذهنی، که ما دراین تحقیق از روش باکس- جنکینز برای تعیین و شناسائی مدل های سری زمانی به دلایل زیر استفاده کردیم:
 ۱- رویکردی ساخت یافته[۵۳] را به منظور انتخاب مدل سری زمانی ارائه می دهد. ۲- در ادبیات تحقیقات حسابداری بسیار مورد استفاده قرارگرفته است.[۵۴]

-
-
- در تحقیقات داخلی و خارجی بویژه در پیش بینی رفتار سود شرکتها در بورس اوراق بهادار تهران، این روش به دفعات پیشنهاد و مورد استفاده قرار گرفته است.

۳-۱۰) مدل های سری زمانی باکس _جنکینز : زمانی که از مدل های سری زمانی باکس _جنکیز صحبت می شود در واقع داریم از خانواده ای از مدل ها صحبت می کنیم. به بیان دیگر تنها یک مدل باکس -جنکینز وجود ندارد بلکه مدل های باکس _جنکینز بسیار زیادی وجود دارد .می توان این مدل ها را به گروه های اصلی مدل های اتورگرسیو(AR) [۵۵]، مدل های میانگین متحرک[۵۶](MA) ، و مدل های تلفیق شده اتورگرسیو-میانگین متحرک(ARIMA)[57]تقسیم نمود. بدین دلیل غالباً مدل های باکس – جنکینز را مدل های اریما می نامند. اما در تمامی این مدل ها فرض اساسی بر این واقعیت استوار است که مشاهدات مربوط به یک سری زمانی مستقل نیستند بلکه به صورت متوالی به یکدیگر وابستگی دارند. و البته این وابستگی در بستر زمان اندازه گیری شده و مورد توجه قرار می گیرند. علاوه بر این تعریف متغیر وابسته به عنوان یکی از متغیرهای مستقلی که با تأخیر زمانی ظاهر می گردد،از دیگر مشخصات مدل های باکس- جنکینز به شمار می رود. به بیان روشنتر، متغیر وابسته در مدل های باکس- جنکینز، با یک تأخیر زمانی مشخص،از خود تاثیر پذیر می باشد.به عنوان نمونه، سود سال جاری شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار کشور،از سود تحقق یافته این شرکت ها در سال های قبل تأثیر پذیر بوده و این تأثیر پذیری به لحاظ آماری معنی دار است. این مطلب را می توان بنیان تئوریک و نظری مدل باکس – جنکینز به شمار آورد که البته مهمترین دلیل برای استفاده در تحقیق حاضر نیز می باشد. اما مجموعه مدلهای باکس – جنکینز را می توان به طور کلی به سه دسته کلی تقسیم بندی نمود که به شرح زیر می باشد . ۱-مدل اتورگرسیو (AR) AR(P) yt=+ ۱ y t-1+…..+P y t-P+T ۲-مدل میانگن متحرک) (MA MA(q) t = ۰+۱T-1+……+q T-q ۳-مدل آرما(ARMA) ARMA(p,q) = + ۱ y t-1+…..P y t-P+T+0+1T-1+……+q T-q در روابط مشخص شده در بالا، y t نشان دهنده متغیر وابسته در زمان t ، y t-iنشان دهنده مقدار متغیر وابسته در زمان t-I ، و نشان دهنده ظرایب متغیرهای مستقل،T نشان دهنده میزان خطا در زمانt وp،q نشان دهنده درجه مدل و در عین حال گویای میزان تأثیر در اثرپذیری متغیرهای تابع از متغیرهای مستقل می باشد. به بیان روشنتر، در مدل AR، متغیر وابسته، تابعی از مقدار این متغیر در زمان های گذشته می باشد.درمدل MA نوسانات متغیر وابسته، تابعی از نوسانات این متغیر در زمان های پیشین است و نهایتاً در مدل ARMA،ادغامی از این دو مدل ارئه شده و توضیح دهنده متغیر وابسته می باشد. ۳-۱۱) نحوه انتخاب مدل :
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۴و ۵ و۶
۳احساس داشتن حق انتخاب۷و۸۴احساس مؤثر بودن۹و۱۰و۱۱۵احساس مشارکت با دیگران۱۳و۱۲و۱۴و۱۵و۱۶
۳-۹-روایی و پایای ابزار سنجش
مفهوم روایی (اعتبار) [۱۰۰] به این سوال پاسخ میدهد که ابزار اندازه گیری تا چه حد خصیصه مورد نظر را میسنجد؟ بدون آگاهی از اعتبار ابزار اندازه گیری نمیتوان به دقت دادههای حاصل از آن اطمینان داشت (بازرگان، سرمد و حجازی، ۱۳۸۴، ص۱۷۰). روش های متعددی برای تعیین اعتبار اندازه گیری وجود دارد که عبارتند از: ۱- اعتبار محتوا[۱۰۱] ۲- اعتبار ملاکی[۱۰۲] ۳- اعتبارسازه[۱۰۳] ۴- اعتبار عاملی[۱۰۴](بازرگان، سرمد و حجازی، ۱۳۸۴،ص ۱۷۱). در این تحقیق از روش اعتبار محتوا برای مشخص کردن اعتبار پرسشنامه استفاده شده است. اعتبار محتوا معمولاً نوعی اعتبار است که معمولاً برای بررسی اجزای تشکیل دهنده یک ابزار، اندازه گیری به کار برده می شود. به منظور تعیین میزان اعتبار و روایی پرسشنامه، پس از تهیه و تنظیم آن با اساتید راهنما و مشاور و خبرگان حوزه مشورت گردید و نهایتا پس از اصلاحاتی، پرسشنامه نهایی شد.
 قابلیت اعتماد یا پایایی یکی از ویژگیهای فنی ابزار اندازهگیری است که معین میکند ابزار اندازهگیری در شرایط یکسان تا چه اندازه نتایج یکسانی ارائه میدهد (بازرگان، سرمد و حجازی، ۱۳۸۴، ص۱۶۶). برای محاسبه ضریب قابلیت اعتماد ابزار اندازهگیری، شیوههای مختلفی به کار برده میشود که از جمله میتوان به روش بازآزمایی(اجرای دوباره آزمون)، روش موازی (همتا)، روش تنصیف (دونیمه کردن)، روش کودر- ریچاردسون و روش آلفای کرونباخ اشاره کرد (بازرگان، سرمد و حجازی، ۱۳۸۴، ص۱۶۶). در تحقیق حاضر به منظور محاسبه و برآورد میزان پایایی پرسشنامه از روش آلفای کرونباخ استفاده شده است. اگر مقدار آلفای کرونباخ از ۷۰/۰ بیشتر باشد پایایی سوالات قابل قبول است. به منظور محاسبه پایایی پرسشنامه پس از آماده شدن آن تعداد ۳۴ پرسشنامه در بین کارکنان و مدیران توزیع شد و پس از جمع آوری مقدار آلفای کرونباخ آن محاسبه گردید که در جدول۳-۴ مقدار آلفای کرونباخ برای متغیرهای مختلف مشاهد می شود . همانگونه که مشاهده می شود همه سوالات پرسشنامه از پایایی بالای ۷۰/۰ برخوردار هستند که نشانگر درجه پایایی و قابلیت اعتماد بالای پرسشنامه است؛ طبق نتایج تحقیق، میزان پایایی پرسشنامه های مدیریت دانش، توانمندسازی به ترتیب برابر با ۹۰۶/۰، ۸۴۳/۰ و بطور کلی پرسشنامه نهایی تحقیق برابر ۹۰۲/۰ میباشد(نتایج مشروح آزمون آلفای کرونباخ در قسمت پیوست آورده شده است). جدول(۳-۴)ضرایب آلفای کرونباخ برای سوالهای مختلف مربوط به پرسشنامه
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
زمانی که تجارت LNG در اروپا آغاز گردید از این مکانیزم جهت تعیین قیمت LNG نیز استفاده میشده و هنوز هم به کار میرود . برای مثال قیمت گذاری LNG نیجریه به صورت زیرمیباشد:
 که در آن ، قیمت LNG بر حسب دلار بر میلیون بی تی یو است. از زمان رقابت LNG با خطوط لوله، سعی شد در سایر قراردادها ، قیمت گذاری از طریق ارتباط با نفت خام برنت[۳۰] که بهطور فزایندهای به عنوان شاخص مورد استفاده قرار می گیرد ، انجام پذیرد چرا که ارتباط قیمت LNG با کالایی که به صورت گسترده مورد معامله قرار می گیرد، هم برای خریدار و هم برای فروشنده سودمندتر است . (نگاهی به صنعت ال ان جی، غلامعلی رحیمی،۱۰۳) ۲-۱۳- نگاهی به بازار اروپا اروپای غربی بهعنوان یکی از مصرف کنندگان بزرگ انرژی در جهان ( با توجه به اقتصاد روبه رشد خود و افزایش تقاضای روزافزون حامل های انرژی از جمله گاز و بخصوص LNG در این منطقه)، بازار قابل اطمینانی را برای عرضه کنندگان LNG در جهان ایجاد نموده است.
 اسپانیا به عنوان بزرگترین وارد کننده LNG در اروپا کننده و دارا بودن اقتصادهای نسبتاً پایدار و روبه رشد، در میان کشورهای اروپایی از اهمیت زیادی برخودار هستند و با توجه به نیاز روزافزون آن به حامل های انرژی و به ویژه گاز، این کشور بهعنوان بازار هدف برای صادرات LNG ایران در نظر گرفته شده اند. ایران به عنوان دومین دارنده ذخایر اثبات شده گاز طبیعی در دنیا، راهبردهای کلان خود در توسعه مخازن گاز طبیعی به خصوص میدان گازی پارس جنوبی را طی سالهای اخیر مورد بازبینی قرار داده است. موقعیت جغرافیایی ویژه ایران و دسترسی به آبراههای بینالمللی از یک سو و وجود محدودیتهای اقتصادی و ملاحظات سیاسی در دسترسی به برخی بازارهای هدف گاز طبیعی از طریق خط لوله از سوی دیگر، زمینه مساعدی را برای صادرات LNG به بازارهای هدف در منطقه اروپا و شرق آسیا فراهم ساخته است. در این سعی شده با بهره گرفتن از آمار و اطلاعات بهدست آمده از وضعیت اقتصادی، میزان مصرف و تقاضای انرژی این کشور و مقایسه یا دیگر کشورهای اروپایی، پتانسیل آن ها برای تقاضای LNG از ایران و نیز پتانسیل های موجود در ایران جهت صادرات LNG به اروپا، در آینده مورد ارزیابی قرار گیرد. ۲-۱۴-تاریخچه گاز طبیعی در اروپا پس از اولین شوک نفتی دهه هفتاد در اقتصاد غرب، انگیزه های جدید برای استفاده از انرژیهای جدید ایجاد شد که در ابتدا بهترین گزینه برای جایگزینی آن گاز طبیعی بود. با وجود عدم تمایل اروپا برای وابستگی به گاز وارداتی بخصوص از اتحاد جماهیر شوروی، سرانجام به تامین ۳۰ درصد از نیاز خود از طریق واردات گاز از شوروی موافقت نمودند و در این میان به توسعه میدان گازی Troll نروژ به عنوان وزنه تعادلی در مقابل واردات گاز از شوروی پرداختند و پس از مدتی کوتاه الجزایر به عنوان منبع عمده تامین گاز اروپا انتخاب شد. در همین حال مصرف گاز در اروپای شرقی به شدت گسترش یافت و گاز به عنوان انرژی مصرفی اصلی تلقی گردید و صنایع این کشورها را به شدت به خود وابسته ساخت. کشورهای اروپایی در جهت حمایت از رشد مصرف گاز طبیعی در این قاره همانند صنعت نفت، در این بخش نیز سرمایه گذاری های گستردهای نمودند و با انعقاد قراردادهای بلند مدت با تولیدکنندگان در جهت به حداقل رساندن خطر ریسک تولید، از آنان و رشد این صنعت حمایت نمودند و ابتکار قراردادهای بلند مدت را که اولین بار توسط هلندی ها مطرح گردید در این بخش رواج دادند. ۲-۱۵-روند حرکت بازار گاز در اروپا ایجاد بازار واحد گاز و برق یک هدف اصلی در اتحادیه اروپا در جهت ایجاد بازار واحد انرژی است. در این راستا اولین بازار واحد برق در سال ۱۹۹۶ و بازار واحد گاز در سال ۱۹۹۸ ایجاد گردید که باعث رقابتیتر شدن بخش انرژی در اروپا شد این موضوع ، نگرانی اروپا در زمینه تامین انرژی در جهت رقابت صنعتی خود با جهان را تا حد زیادی کاهش داد. رقابت بیشتر در صنعت گاز سبب افزایش بهرهوری اقتصادی و کاهش هزینههای مصرفکنندگان شد. اروپا همچنان در حال گذار به سمت بازار کاملا رقابتی گاز است و در این میان مسائلی همچون سرمایهگذاری، امنیت عرضه و روابط مبتنی بر سیاست خارجی مطرح می باشد. ۲-۱۶- وضعیت تقاضای گاز و LNG در بازار اروپا همانگونه که در نمودار (۳-۱) ملاحظه میشود مصرف گاز در اروپا در بخش های مختلف صنعتی و خانگی از سال ۱۹۹۰ میلادی شاهد رشد سریعی بوده است. بین سالهای ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۰ میلادی تقاضای گاز در اروپا رشد۲/۴ درصدی و سال های ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۸ میلادی شاهد رشد ۲ درصدی در سال بوده است. به دلیل رکود اقتصاد جهانی در سال های ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹ میلادی این تقاضا کاهش ۶/۵ درصدی را تجربه نمود ولی در بین سال ۲۰۰۹ و ۲۰۱۰ میلادی بار دیگر با افزایش تقاضا روبهرو شد و به رشد قابل توجه ۳/۷ درصدی رسید. کاهش ذخایر گاز دریای شمال، افزایش هزینه های تولید گاز در اروپا، کمبود منابع فسیلی، لزوم تامین انرژی کارخانجات به ویژه صنعـت برق، مسئله تامین امنیت انتقال گاز از طریق خط لوله بهویژه از روسیه (مناقشه گازی این کشور با اکراین) که خط لوله تامین گاز بخشی از کشورهای اروپایی از آن می گذرد، این کشورها را همواره با چالش جدی روبهرو ساخته، مهمترین عواملی هستند که سبب شد تا LNG در اروپا بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد. صادرات گاز از طریق خط لوله، بهترین گزینه بهویژه برای روسیه جهت تامین گاز اروپای شرقی و مرکزی می باشد. انگلستان نیز بخش اعظم گاز مورد نیاز خود را از طریق خط لوله از نروژ تامین می کند. ولی در حال حاضر با توجه به موقعیت جغرافیایی کشورهای اروپای غربی و دور بودن از مراکزعمده عرضه گاز طبیعی، LNG گزینه بهتری برای این کشورها بهشمار می رود که بخش اعظم آن از طریق استرالیا، نیجریه، الجزایر، لیبی و قطر تامین می گردد. هم اکنون در اروپا در مجموع ۲۰ ترمینال تبدیل مجددگاز در ۸ کشور مختلف اروپایی وجود دارد که ۶ ترمینال در اسپانیا ، ۴ ترمینال در انگلستان ، ۳ ترمینال در فرانسه، در ایتالیا و ترکیه هر کدام ۲ ترمینال ، و در یونان ، پرتغال و هلند هر کدام یک ترمینال قرار دارد. نمودار (۲-۲) تقاضای گاز بخش های مختلف در اروپا(۲۰۱۰-۱۹۶۰)(به میلیون متر مکعب) Source: Europeanization of Energy Corridors (Oxford Institute For Energy Studies) (20 May 2011),P.5 همانطور که در نمودار (۲-۲) مشاهده میکنید در سال ۲۰۰۹ میلادی اروپا از مجموع ۵۳۹ میلیارد متر مکعب گاز مصرفی، ۲۹۰ میلیارد متر مکعب را خود تولید نموده ،۳۶۱ میلیارد متر مکعب را از طریق خط لوله و ۶۸ میلیارد متر مکعب را از طریق LNG وارد کرده است. میزان مصرف گاز طبیعی در سال ۲۰۱۰ در منطقه توسعه یافته اروپا (اروپای غربی) بالغ بر ۵/۴۱۶ میلیارد متر مکعب بوده است (جدول ۲-۵) که پیش بینی می شود تا سال ۲۰۱۵ این میزان به ۱/۴۵۷ میلیارد متر مکعب افزایش یابد که نشان دهنده رشد ۷/۹ درصدی تقاضای گاز است. جدول (۲-۵) میزان مصرف گاز طبیعی در اروپای غربی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۵/۴-
۵/۷
۳
۰۳/۴
۲۵/۳۰
۵/۵-
۵/۷
۲
۳/۰
۲۵/۲
۵/۱-
۵/۷
۶
۳۰
![]() چون بدست آمده با سطح معنا دار (۵%) درصد و درجه آزادی ۱ برابر با (۷۳/۲۱) می باشد و از فی ۲ جدول که برابر با (۸۴/۳) می باشد بزرگتر است با اطمینان (۹۵%) نشان می دهد که رابطه ی معنا دار بین شغل و سلامت روانی وجود دارد بنابراین فرض منو رد شده و فرض تایید می شود.
 فصل پنجم نتیجه گیریها نتایج کلی محدودیتها و کمبودها پیشنهادات خلاصه بحث و نتیجه گیری : پژوهش حاضر بررسی مقایسه ای تفاوت سلامت روانی بین زنان شاغل و خانه دار شهرستان ابهر می باشد. که کلیه زنان شهرستان ابهر که جامعه پژوهش حاضر می باشد که ۳۰ نفر بصورت تصادفی انتخاب شده ۱۵ نفر از زنان شاغل و ۱۵ نفر از زنان خانه دار را تشکیل می دهد. فرضیه های پژوهش حاضر : ۱ ) زنان شاغل نسبت به زنان خانه دار از سلامت روانی بهتری برخوردار هستند. ۲ ) شغل هیچ تاثیری در سلامت روانی زنان ندارد. محدودیتهای پژوهش : معمولاً در هر تحقیقی محدودیتهایی برای پژوهش و کار تحقیقی ایجاد می شود که در ذیل به چند مورد از محدودیتهای که برای انجام تحقیق فوق داشتند اشاره می شود. ۱ ) محدودیت و عدم همکاری بعضی از افراد در پاسخ دادن به سئوالات ۲ ) جانی افتادن فرهنگ پژوهش در کشور ۳ ) نا آشنا بودن برخی از اصطلاحات برای برخی از افراد ۴ ) مشکل بودن پخش و جمع آوری پرسشنامه ها وتحلیل داده ها با توجه به شاخص مناسب آماری ۵ ) کمبود زمان و کمبود پیشینه های موجود در مورد تحقیق حاضر. پیشنهادات : ۱ ) این پژوهش را در مورد مردان نیز بتوان به کار برد. ۲ ) بهتر است سایر متغیر ها را نیز از نظر سلامت روانی سنجید. منابع و ماخذ منابع و مراجع شماره ۱۴ دکتر شاملو، سعید، بهداشت روانی : تهران رشد (۱۳۸۳) ۱ :حدی زمنی جمالی . روانشناسی رشد، تهران : چاپ و نشر نو بنیاد ۱۳۶۸ ۲ : عباس کر ودی ، علی اکبر (۱۳۷۹) رابطه بین اشتغال زنان و رضایت آنها از شغل تهران : نشریه وقایع اتفاقیه ۳ ) فصیحی ، زمرد (۱۳۸۳) بررسی رابطه بین اشتغال زنان در سطوح مختلف سنی و تحصیلی و رضایت زنانشویی ۴ ) بوسی، جان. روان شناسی. ترجمه حسین تقضیان، تهران : انتشارات عارف (۱۳۵۹) ۵ ) آرتور، مس، ربر، بهداشت روان، تهران، انتشارات رشد، (۱۳۶۸) ۶ ) سارو خانی، باقر : (۱۳۶۷) جامعه شناسی، تهران، انتشارات اطلاعات ۷ ) مظاهری سیف، حمید رضا : (۱۳۷۹) تحقیق جامعه مدنی و راه های آن، انشارات جوانان موفق ۸ ) طالقانی، محمود : (۱۳۷۷) روند تحقیق نظری : انتشارات از دانشگاه پیام نور ۹ ) کوئن، بروس (۱۳۷۲) مبانی جامعه شناس، ترجمه غلا معباس توسلی، رضا فاضل، انتشارات سمت ، تهران ۱۰ ) دکتر دلاور، علی : (۱۳۷۰) روش های آماری در روان شناس، آمار توصیفی، آمار استنباطی، دانشگاه پیام نور تهران. ۱۱ ) نشریه صاحب قلم : دی ماه (۱۳۸۴) تاثیر اشتغال بر عملکرد و رو صیات زنان. ۱۲ ) نشریه اقبال (فروردین ۱۳۸۴) : اشتغال زنان حلقه مفقوده. ۱۳ ) دکتر گنجی ، حمزه (۱۳۸۶) آزمونهای روانی (مبانی نظری و علمی) چاپ نهم. فهرست منابع انگلیسی http: // www.IRANPAK.IR http: // WWW.POLICE.IR http: // www.KIAU.AC.IR
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱۰۳٫۴۳
±۱٫۸۰dB
۱۶۵٫۷۱
±۱۳٫۴۶aA
۱۲۷٫۵۰
±۱۶٫۵۰cA
اسفناج
خام
۲۱۴٫۳۱
±۱۲٫۶۳aA
۷٫۹۲
±۳٫۰۲cB
۲۳٫۳۸
±۳٫۰۲bA
۶٫۰۴
±۰٫۷۶cA
بخارپز
۱۸۷٫۴۱
±۶٫۹۳aB
۳۰٫۳۵
±۲٫۸۳bA
۹٫۲۴
±۳٫۹۶cB
۵٫۴۷
±۲٫۰۷cA
داده ها نشان دهنده میانگین ± خطای استاندارد می باشند. اختلاف در حروف لاتین کوچک نشان دهنده اختلاف معنی دار در سطح احتمال ۵% در هر سطر می باشد. اختلاف در حروف لاتین بزرگ نشان دهنده اختلاف معنی دار در سطح احتمال ۵% در اثر فرایند بخار پزی می باشد.
 ۴-۲-۱ اثر زمان
در اثر زمان در روز صفر بین حالت خام و بخارپز تفاوت معنی داری مشاهده نگردید همچنین این تفاوت بین حالت خام وپخته در روزهای سوم ششم و نهم معنی دار نبود (p>0.05). ولی این تفاوت در مقایسه بین روز صفر و روزهای سوم ششم و نهم هم در حالت خام و هم در حالت بخارپز معنادار بوده است (p<0.05). ۴-۲-۲ اثر نوع سبزی
در اثر نوع سبزی تفاوت در کاهو و کرفس به صورت معنادار نبوده است همچنین این تفاوت در کدوسبز، بادمجان بخارپز،گوجه و اسفناج معنادار نبوده است(p>0.05). ولی بادمجان خام به صورت معناداری با دیگر سبزیجات در میزان نیترات اختلاف دارد. ۴-۳- بررسی اثر زمان، نوع فرایند و نوع سبزی بر نیتریت شکل ۴-۳ تغییرات غلظت نیترات بین سبزی های مختلف را در طول زمان نشان می دهد. جدول ۴-۳ نیز نتایج آماری اثرات زمان و نوع سبزی و فرایند را نشان می دهد.
شکل ۴-۳ مقایسه تغییرات غلظت نیتریت طی فرایند بخار پزی و همچنین در طول زمان برای سبزیجات مختلف ۴-۳-۱-اثر زمان
در روز صفر میزان نیتریت بین حالت خام و بخارپز تفاوت مغنی داری نداشته است(p>0.05). این تفاوت بین روز صفر وسوم در حالت خام به صورت معناداری کاهش داشته است(p<0.05). ولی در حالت بخارپز تفاوت معنی داری نداشته است. در روز ششم در مقایسه با روز صفر و سوم این تفاوت به صورت معناداری در دو حالت خام و بخارپز افزایش داشته است(p<0.05). در روز نهم نیز این تفاوت در مقایسه با روز صفر و سوم به صورت معنادار بوده (p<0.05) ولی در مقایسه با روز ششم این تفاوت بی معنا بوده است(p>0.05). ۴-۳-۲-اثر سبزی
در مبحث بررسی نوع سبزی بر مقدار نیتریت حالت خام و بخارپز گوجه فرنگی تفاوت معناداری با سایر سیزیجات داشت (p<0.05). پس از گوجه فرنگی، کرفس بخارپز با حالت خام خود و دیگر سبزیجات دارای تفاوت معنی داری بود (p<0.05) ولی بقیه سبزیجات با یکدیگر تفاوت معنی داری نداشتند (p>0.05). در این میان کدوسبز در حالت خام دارای مقدار بالاتری از نیتریت و کاهو بخارپز دارای کمترین غلظت نیتریت در بین سبزیجات بود. جدول ۴-۳ اثر زمان، نوع فرایند و نوع سبزی بر غلظت نیتریت
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در گستره تاریخی، در تعدادی از کشورهای خاورمیانه، شکافهای مذهبی عامل خشونتهای مسلحانه بین شیعیان و سنیها و بین مسلمانان و مسیحیان بوده است؛ برای مثال میتوان به خشونتهای مسلحانه در یمن بین شیعیان زیدی در شمال و مسلمانان سنی شافعی در جنوب در سالهای ۹۴-۱۹۹۰، درگیری بین شیعیان و سنیها در لبنان، خشونت و درگیریهای خونین بین شیعیان و سنیها در عراق پس از سقوط صدام و درگیریهای بین مسلمانان سنی سلفی با قبطی ها در مصر در چند دهه اخیر بهویژه در دو سال اخیر اشاره کرد. درمجموع، الگوی دولت سازی برونزاد و تحمیلی به شکلگیری دولتهای بیریشه و غیر مردمی و بحران هویت در منطقه انجامید. بحران هویت و دولتهای تحمیلی وابسته به غرب به شکاف دولت-ملت، شکاف فزاینده بین قومیتها و پیروان مذهبی و خشونتهای مستمر داخلی انجامیده است. بیشتر کشورهای منطقه به دلیل شکافهای قومی-زبانی ناشی از مرزبندیهای مصنوعی و تحمیلی نتوانستهاند در بعد سیاسی و بعد اجتماعی-مدنی به «مای جمعی مدنی» بر ورای گروهبندیهای قومی و زبانی نائل شوند. از سوی دیگر، مرزبندیهای تحمیلی به تنشها و اختلافات مرزی و سرزمینی، پارهای از جنگهای خونین، مداخلات دولتهای منطقهای و فرا منطقهای در امور داخلی کشورهای همسایه و تحریک و تشدید خشونتهای داخلی تا به امروز انجامیده است. (شوری و احدی، ۱۳۸۵، ۱۹۲)
 گفتار اول: بحرانهای قومی عراق پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی نظام قیومت و تحمیلی باعث ظهور دولتهای بیریشه با حاکمیت مستقیم قدرتهای استعماری شد، چنین دولتها و حاکمان دستنشانده نمیتوانستند با ایجاد هویت ملی و ملتسازی پایدار دست بزنند. از یکسو، مرزبندیهای تحمیلی و پراکنش قومی منجر به ایجاد مانع در مسیر هویت ملی شد و نطفه خشونت و بیاعتمادی و کینهتوزی را افشاند؛ از سوی دیگر، دولتها و حاکمان بیریشه و بیگانه از مردم فاقد مشروعیت سیاسی بودهاند طبعاً چنین دولتها از همان آغاز چه در دوران قیومت و چه در دوران پسا استقلال، با بحرانهای سیستمی یعنی بحران مشروعیت و هویت مواجه بودهاند. (شوری و احدی، ۱۳۸۵، ۱۹۳) عراق یکی از کشورهایی است که میتوان آن را مصداق بارز خشونت و کشمکشهای قومی-زبانی و مذهبی در دهه اول هزاره سوم میلادی دانست، استمرار خشونتها و تشدید آن ها رویای دمکراسی در این کشور را به یاس و ناامیدی مبدل ساخت و نشان داد که دمکراسی از لوله تفنگ بیرون نمیآید و نیازمند بسترهای مناسب داخلی از زاویههای گوناگون جامعهشناختی، روانشناختی، نخبگان، نیروهای اجتماعی متعهد به دمکراسی و حکمرانی خوب است.
 در عراق دولت و ملتسازی در یک فرایند طبیعی و کلاسیک شکل نگرفت و از همان ابتدا، کارگزاران خارجی یعنی قدرتهای استعماری و در رأس آن انگلیس در این فرایند نقش مهمی داشتند. مرزبندی مصنوعی و تحمیلی توسط دولت استعماری انگلستان به ایجاد ساختار ناهمگون قومی-زبانی و مذهبی در عراق انجامید. به لحاظ ژئوپلیتیکی باید گفت که به استثنا قسمتهایی در شمال و جنوب که کردها و عربهای شیعه اکثریت قاطع جمعیت را بهطور همگون تشکیل میدهند، بخش اعظم مناطق مختلف عراق را جمعیت ناهمگون قومی و مذهبی تشکیل میدهد، دراینارتباط میتوان به آمیختگی جمعیتی عربها، کردها و ترکمنها در کرکوک و موصل و آمیختگی جمعیتی عربهای سنی و شیعه در استانهای مرکزی مانند بغداد، دیالمه، نینوا و بابل اشاره کرد. با عنایت به این پراکندگی و آمیختگی جمعیت، جامعه عراق از چند شکاف اجتماعی اصلی برخوردار بوده است: – شکاف مذهبی بین اکثریت شیعه و اقلیت سنی مذهب – شکاف قومی – زبانی بین اکثریت عرب و اقلیت غیر عرب کرد، ترکمن و ارمنیها – شکاف بین اکثریت مسلمان و اقلیتهای غیرمسلمان ارمنی و آشوری لذا از همان آغاز، چنین ساختار ناهمگون منجر به واگرایی در جامعه عراق شد. شکلگیری دولت الیگارشیک در ذیل سلطه اقلیت عرب سنی نیز مزید بر علت شد و به دنبال آن، پارهای خشونتها و شورشها بهویژه از سوی شیعیان و کردها رخ دادند که سرکوب شدند اما کینه و نفرت در این جامعه ریشه دواند. تا پیش از سقوط صدام عربهای سنی مذهب (نزدیک به ۲۰ درصد) کردهای سنی مذهب (نزدیک به ۱۸ درصد) شیعیان (بین ۵۵ تا ۵۷ درصد) و سایر گروههای قومی و زبانی کمتر از ۵ درصد از جمعیت عراق را تشکیل میدادند اکنون این پراکندگی و نسبت نیز حفظ شده است. با یک بررسی اجمالی در تاریخ عراق از ۱۹۲۰ به اینسو، میتوان گفت که دولتهای حاکم بر این کشور از نوع دولتهای بیریشه یا بیگانه از مردم و فاقد پایگاه اجتماعی و مقبولیت فراگیر بودند؛ در این کشور یک دولت-ملت فراگیر بر ورای همه گروهبندیهای قومی و مذهبی شکل نگرفت. از زمان ملک فیصل تا سقوط صدام، الگوی حاکم بر فرایند ملتسازی در این کشور از نوع همانندسازی اجباری و سرکوبگرانه گروهبندیهای قومیکرد، ترکمن، ارمنی و شیعیان از سوی اقلیت حاکم اعراب سنی مذهب بود؛ بنابراین، چنین حاکمان و دولتهای بیریشه نماینده واقعی تمام گروههای قومی و مذهبی یا تجلی نهادین ملت فراگیر نبودند بلکه در عمل، نماینده اقلیت حاکم عربزبان و سنی مذهب بودند، چنین دولتهایی هرگز نتوانستند ویژگی یک دولت فراگیر و ملی برای همهی گروههای جمعیتی عراق را داشته باشند. در جامعه عراق از همان آغاز، دولت تا سال ۲۰۰۳ یک دولت انحصارگرا بود، اقلیت عرب سنی مذهب با برخورداری کمتر از ۲۰ درصد جمعیت بر این دولت سیطره یافتند و شیعیان و کردها و سایر گروههای قومی با دارا بودن ۸۰ درصد جمعیت در حاشیه قرار گرفتند. چنین وضعیتی به شکاف فزاینده دولت و جامعه، بحران مشروعیت، بحران یکپارچگی و هویت در جامعه عراق انجامید. در ساختار جامعه چندپاره عراق دولتهای خودکامه و الیگارشیک (ملک فیصل اول و دوم، حسن البکر و بهویژه صدام) علاوه بر استفاده حداکثری از سرکوب از سازوکارهای ایدئولوژیک تبلیغاتی و آموزشی برای تحمیل عربیت یا هویت عربی بر کردها، ترکمنها و ارمنیها و نیز تحمیل مذهب تسنن بر تشیع استفاده بردند. در عراق بهویژه در دوره حاکمیت حزب بعث، پانعربیسم بهمثابه ایدئولوژی فراگیر برای ملتسازی و توجیهگر برای سرکوب گروهبندیهای مختلف قومی و مذهبی عمل کرد. در ارتباط با عراق باید گفت که پیش از سقوط صدام و چه پسازآن یک حوزه عمومی یا فضای مدنی و دمکراتیک به وجود نیامد و در عمل، فضای غیر مدنی و خشونتطلب قومی و مذهبی بر جامعه عراق سیطره یافت، چنین فضایی به رفتارهای خشونتطلبانه و رادیکالیسم سیاسی در عراق دامن زد. در عراق از زمان تأسیس دولت به اینسو، عواملی همچون: – نبود سنتهای مدنی و تجربه دمکراسی – فرایند دولت ملتسازی آمرانه و تحمیلی – دولت الیگارشیک تحت سلطه عرب تبارهای سنی مذهب و طرد گروهبندیهای قومی دیگر که ۸۰ درصد جمعیت را تشکیل میدادند، همگی باعث شدند که بهجای پیوندهای مدنی و باورهای دمکراتیک، پیوندها و باورهای قومی، قبیلهای و مذهبی بر جریانات و گروهبندیهای سیاسی و اجتماعی حاکم گردند. سقوط صدام باعث مشارکت رادیکال و گسترده احزاب و گروههای قومی و مذهبی از پیش موجود و یا تازه تأسیس بر مبنای عمدتاً علقه های تنگنظرانه قومی و مذهبی شد. نتیجه نهایی آن استمرار و تشدید خشونت در جامعه چندپاره قومی و مذهبی و تبدیل آن به یک جامعه بهشدت آنومیک و هرجومرج طلب و تشدید شکاف بین دولت و جامعه شد. چیرگی بنیانهای تنگنظرانه قومی-زبانی و مذهبی بر احزاب و گروههای اجتماعی در عراق پس از صدام منجر به اختلافنظرهای شدید سیاسی و یا عدم توافق آن ها در ارتباط با مسائل بسیار مهم در حوزه حکمرانی و مدیریت نظام سیاسی، نحوه توزیع قدرت و مانند آن شد، پیامد مهم آن گسترش خشونتها بود. درباره ترکیب جمعیتی، قومی و مذهبی عراق، اطلاعات قطعی و بیطرفانه موجود نیست. آنچه در دست داریم، تخمینها و اظهارنظرهایی است که بهتناسب جایگاه و تعلقات قومی، مذهبی مطرح کنندگان بسیار متفاوت است. بالطبع هر گروه میکوشد ارقام جمعیتی قوم و مذهب خویش را بیشتر جلوه دهد تا بهتناسب آن سهم بیشتری در قدرت سیاسی، اقتصادی مطالبه نماید. بر اساس تخمینهای رایج حدود ۸۰ درصد جمعیت عراق را اعراب شیعه و سنی و بین ۱۷ تا ۲۰ درصد را اکراد و مابقی را گروههای قومی دیگر (نظیر ترکمنها) و دینی (مسیحیان آسوری و غیره) تشکیل میدهند. گفته میشود ۶۰ درصد کل جمعیت عراق مذهب تشیع دارند که اکثریت نسبی جمعیت این کشور را شامل میشود. گذشته از اعراب، در بین کردها و طوایف دیگر مانند ترکمانها هم شیعیان وجود دارند. اهل سنت عراق با ۲۰ درصد جمعیت، دومین گروه مهم به لحاظ جمعیتشناسی محسوب میشوند. البته اکثریت گروههای کرد و ترکمن هم اهل سنت هستند، اما ظاهراً کردها به هویت قومی خویش بیش از هویت مذهبی اهمیت و اعتبار میدهند؛ زیرا در نواحی کردنشین، بهرغم انتقادات فراوانی که نسبت به فساد اقتصادی و سیاسی سران احزاب ناسیونالیست وجود دارد، بازهم این گروهها از اقبال بسیار بیشتری برخوردارند. با این حساب و با صرفنظر از جزئیات و گروههای کوچکتر میتوان، گروههای عمده حاضر درصحنه عراق را به سه دسته تقسیم کرد:
 کردها؛ کردها که قریب به ۲۰ درصد جمعیت عراق را تشکیل میدهند، عمدتاً در نواحی شمال و شمال شرق عراق ساکناند و این نواحی، بخش مهمی از مناطق نفتخیز این کشور را شامل میشود. کردها به لحاظ فرهنگی و زبانی از اعراب متمایزند، اما در درون خود نیز انسجام و اتحاد کامل ندارد. بخشی از دلایل آن به ساخت عشیرتی و قبیلگی جامعه کرد مربوط میشود. در این خصوص کافی است در نظر آوریم که جلال طالبانی و مسعود بارزانی دو تن از معروفترین و مهمترین چهرههای سیاسی کرد در حال حاضر، قدرت خویش را عمدتاً مدیون ریاست بر ایل و طایفه خویشاند. این وضع، البته بهمرورزمان و براثر رواج ایدئولوژیهایی چون ناسیونالیسم و سوسیالیسم و گسترش حیات شهری و آموزشوپرورش روی به تغییر دارد، تغییری که آهنگ آن کند است. بخش دیگری از دلایل عدم انسجام جامعه کردی به اختلافات فرهنگی-دینی و زبانی جامعه کرد برمیگردد. بههرحال، سابقه طولانی درگیری کردهای عراق با دولت مرکزی باعث شده است همسایگان یا قدرتهای بزرگ، تقریباً همگی، از آن ها برای مقاصد خویش استفاده کنند. مطالبات تاریخی کردها که از آن به خودمختاری یا فدرالیسم تعبیر شده است، شامل استقلال در امور داخلی نواحی کردنشین (استقلال در امور اقتصادی، فرهنگی و سیاسی) است که در حوزه فرهنگ و آزادیهای مدنی، رسمیت و پذیرش زبان کردی و تدریس آن در مقاطع مختلف تحصیلی و در حوزه اقتصادی، دستکم کسب درصدی از درآمد نفت (اگرنه همه درآمد نفتی حاصل از شمال عراق) بوده است. با توجه به امکانات گروههای کرد و فضای حاکم بر عراق، میتوان ادعا کرد، کردها در قویترین وضع خویش در این کشور به سر میبرند و به تحقق آمال و اهداف خویش بیش از هر زمان دیگری نزدیکترند. امکانات و قابلیتهای کردها و شرایط مساعد آن ها را میتوان به شرح زیر ذکر کرد: ۱٫ ضعف دولت مرکزی و قوای نظامی به وجهی که به سهولت نمیتواند بار دیگر بر شمال عراق سیطره کامل برقرار کند. البته، درگذشته نیز سیطره دولت عراق بر این نواحی کامل و بیخدشه نبوده و درگیری حکومت و شورشیان همواره وجود داشته است. ۲٫ حمایت آمریکا و تا حدودی افکار عمومی غرب؛ کمک کردها در ساقط کردن صدام حسین و برقراری منطقه امن در شمال مدار ۳۶ درجه (از آوریل ۱۹۹۲) تا زمان سقوط حکومت بعثی، نوعی اعتماد و یا اتکای متقابل بین کردها و آمریکا به وجود آورده که برای کردها، منافع و معایبی دارد. ازیکطرف، مانع مداخله همسایگان (و به خصوص ترکیه) در نواحی کردنشین میشود و از سوی دیگر، در چشم گروهها و دولتهای منطقه، کردها را عامل آمریکا مینمایاند و همچنین، درصورتیکه آمریکا از عراق خارج شود، تنها و آسیبپذیر خواهند شد. ۳٫ پس از برقراری منطقه امن در شمال عراق، سه استان سلیمانیه، اربیل و دهوک از کنترل بغداد خارج شد. ( حق پناه، ۱۳۸۷، ۱۲۵) و بهصورت دو فاکتو حکومت نیمهمستقل در این نواحی شکل گرفت که برخی از اهداف و آرمانهای کردها را عملی ساخت. از آن جمله تحصیل و آموزش به زبان کردی و رسمیت این زبان در دوایر دولتی باعث شد نسلی از جوانان و روشنفکران کرد با افکار ناسیونالیستی و برکنار از تأثیرات تعلیمات بعثی و ناسیونالیستی عربی-عراقی، پرورش یابند. این نسل جدید، هویت کردی خویش را برتر از هویت ملی عراقی میشمارد و میتواند بنیان حفظ استقلال (داخلی) منطقه کردستان بهحساب آید. از طرف دیگر، حکومت محلی، بهویژه پس از سقوط صدام توانسته است نیروهای نظامی و انتظامی مجهزی به وجود آورد که در مقابل نیروهای دولت مرکزی، بسیار بیش از گذشته میتواند مقاومت و ابراز وجود کند. بااینحال، کردها موانع مهمی در پیش رو دارند: نگرانی همسایگان نسبت به نیات کردها و استقلالجویی آن ها و مخدوش شدن تمامیت ارضی عراق و مخالفت بخشهایی از اعراب عراق و علیالخصوص اهل سنت با امتیازات اعطایی به کردها. در داخل عراق، شیعیان که مانند کردها درگذشته سهمی از قدرت نداشتند، متحدین طبیعی کردها بهحساب میآیند. شیعیان؛ شیعیان حدود ۶۰ درصد جمعیت عراق را تشکیل میدهند و به لحاظ تاریخی حاشیهنشین بودهاند. آزار و تعقیب در دوران حکومت بعثی و بهویژه تحت نظارت گرفتن علما، باعث احساس محرومیت و مظلومیت در بین آنان شده است؛ بنابراین، طبیعی است از هر نوع تقسیم قدرت و سهم گرفتن از آن، استقبال میکنند. محل سکونت آن ها هم اغلب نواحی جنوبی و مرکزی عراق است که ازلحاظ استعداد زراعی و منابع نفتی بسیار غنی است. از سوی دیگر، شیعیان دارای نوعی سازماندهی درونیاند که از توجه آن ها به علما ناشی میشود. گاه سازماندهی مزبور حول علمای بزرگ یا بیت آنان شکل میگیرد (مانند گروه صدر و جیش المهدی)، اما علاوه بر آن ها، احزاب و گروههای شیعی که با صدام مبارزه میکردند، همچون مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق و حزب الدعوی الاسلامیه، نیز نفوذ و اعتباری دارند؛ بنابراین، سازماندهی، تسلط بر منابع غنی زیرزمینی و زراعی و جمعیت قابلتوجه، از امتیازات شیعیان بهحساب میآید. درعینحال، آنچه شیعیان میخواهند، با توجه گذشته ناخوشایند، گرفتن سهمی متناسب از قدرت سیاسی و آزادیهای مشروع و عمومی و ممانعت از بروز دیکتاتوری چون صدام است. ازاینرو، مهمترین خواستههای شیعیان را به شرح زیر میتوان خلاصه کرد: ۱٫ تقسیم عادلانه و حتیالامکان دمکراتیک قدرت که کمابیش پس از سقوط عملی شده است. حفظ این شکل تسهیم و ممانعت از ظهور دیکتاتوری (سنی مذهب) چون صدام، از مهمترین اهداف شیعیان است. ۲٫ جلوگیری از تجزیه عراق؛ باآنکه نگرانی شیعیان از تجزیه عراق بهاندازه اهل سنت نیست، اما به دلایل مشخص استراتژیک و ژئوپلیتیک، تجزیه این کشور برای اهل تشیع گزینهای قابلقبول نیست. ۳٫ برقراری ثبات، امنیت و آرامش در عراق؛ گروههای رادیکال و تروریست که در عراق، جریان خونریزی و بمبگذاریهای انتحاری را تداوم میبخشند، دارای گرایشهای ضد شیعه قوی و تمایلات سلفی وهابیاند. از آن جمله، القاعده بهواسطه دیدگاههای ضد شیعهاش شهرت دارد. هدف این گروهها، به شکست کشاندن آمریکا از طریق استیصال متحدان آن (شیعیان) است. بنابراین، ارائه حکومتی کارآمد، موفق و باقابلیتها و مکانیسم دمکراتیک شفاف، برای شیعیان عراق و منطقه مثبت و ضروری و برای رادیکالیسم سنی ناخوشایند خواهد بود. بنابراین، توفیق حکومت و برقراری نظم و آرامش و در پی آن، بهبود اوضاع اقتصادی، از اهداف مهم شیعیان است. شیعیان از امتیازات و امکاناتی هم برای تحقق اهداف و استراتژیهای خویش برخوردارند که مهمترین آن ها به شرح زیر است: ۱٫ سازماندهی و انسجام نسبی حول روحانیت؛ برخی گروههای شیعه بهصورت علنی یا غیرعلنی مسلح نیز هستند. ۲٫ فقدان رقیب جدی درصحنه عراق؛ در عراق، فقط کردها بهاندازه شیعیان انسجام دارند که البته در بسیاری موارد با آنان اشتراک هدف هم دارند. درعینحال، اغلب حوزه منافع این دو گروه هم تا حدود زیادی مجزا و متفاوت است. جامعه اهل سنت نه از حیث جمعیت و نه از حیث منابع زیرزمینی و نظایر آن با شیعیان قابل قیاس نیستند. بسیاری از کشورهای سنی مذهب منطقه از قدرت گیری شیعیان خرسند نیستند و روابط و پیوند شیعیان با ایران که سابقه طولانی و تاریخی دارد، نگرانی اعراب و اهل سنت و برخی همسایگان سنی مذهب را موجب میشود. ازاینرو، گاهی به نظر میرسد شیعیان میکوشند صداقت وفاداری خویش را به عراق برای این قبیل دولتها و گروهها، اثبات کنند. اهل سنت؛ اعراب اهل سنت، در دوران صدام حسین از جایگاه ممتازی برخوردار بودند و ازاینرو، آن دوره را عصر طلایی خویش تصور میکنند و از شخصیت صدام تجلیل به عمل میآورند. اغلب عملیاتهای تروریستی در عراق یا از ناحیه این گروه بود یا توسط گروههای رادیکال خارج از عراق و با وساطت و همراهی اهل سنت (و یا با ادعای دفاع از آنان) صورت گرفته است. بههرحال، اهل سنت عراق هم امروزه به این امر واقف شدهاند که عصر صدام اعاده شدنی نیست واقعیات و نیروهای جدیدی آینده عراق را رقم میزند. ازاینرو، کوشیدهاند در فرایند دمکراتیک وارد شوند و از همه امکانات و قابلیتهای خویش برای به حداکثر رساندن منافع و امتیازات اهل سنت استفاده کنند. چه رادیکالیزه شدن آن ها، احتمال تجزیه عراق را افزایش میدهد و این بیش از همه به زیان اهل سنت است که مناطق محل سکونتشان بیابانی و فاقد منابع قابلتوجه زیرزمینی است. درمجموع، اصلیترین اهداف و آمال اهل سنت عراق را به شکل زیر میتوان تلخیص کرد: ۱٫ رسیدن به حداکثر امتیازات عصر گذشته: دوران حکومت بعثی عصر مطلوب اهل سنت است و اگرچه اعاده کامل آن متصور نیست، اما میتوان بازیابی بخش اعظم آن ها را در برنامه خویش گنجاند. بههرحال، آنان از تبدیلشدن به اقلیت و احتمالاً تحمل وضع زندگی اقلیتها نگراناند. ۲٫ جلوگیری از تجزیه عراق: بهواسطه وضع ژئواکونومیک منطقه محل سکونت اهل سنت، تجزیه عراق (به سه منطقه شیعهنشین، کردنشین و سنی نشین)، به معنای محرومیت از نعمت نفت و درآمدهای سرشار دیگر است. ۳٫ مخالفت با حضور آمریکا و تأکید بر ضرورت خروج متحدین از عراق: آمریکا، عامل سقوط صدام و روی کار آمدن حکومت شیعی محسوب میشود و این هردو به زیان اعراب اهل سنت بود. این وضع، جریان قوی آمریکاستیزی[۱۹] را که در منطقه و در نزد رادیکالهای سنی موجود بود، شعلهورتر ساخت و بخش مهمی از آن را به داخل اهل سنت عراق تزریق کرد. اهل سنت در کنار نقاط ضعفی چون استراتژیک نبودن محل سکونتشان و اقلیت بودنشان در عراق، دو حامی قابلتوجه دارند: ۱٫ کشورهای عربی سنی و بهویژه عربستان، مصر و اردن که وحشت خویش را از ظهور «هلال شیعی»، تحت هدایت ایران، ابراز میدارند. ۲٫ رادیکالیسم سنی که در اقصی نقاط جهان اسلام نفوذ و حضور دارد و با گرایش ضد شیعی و توسل به خشونت، سعی در مستأصل ساختن حکومت شیعی عراق و آمریکا دارند و درواقع میتوانند بهمثابه اهرم فشار اهل سنت عمل کنند. درمجموع، اهل سنت عراق میخواهند با تضعیف حکومت شیعی (بهزعم آن ها تحت حمایت آمریکا) و ممانعت از تجزیه این کشور، از افتادن گروه مزبور به وضع اقلیت جلوگیری کنند و دستکم به بخشی از امتیازات سابق خویش دست یابند (خسروی، ۱۳۹۰، ۵۲). گفتار دوم: بحرانهای ایدئولوژیک عراق ویژگیهای عراق خصوصاً جایگاه جنگ و هدایت آن در عراق سبب گردید که یکی از واقعیتهای ریشهدار در منطقه یعنی جایگاه ریشهدار مذهب و ایدئولوژی در سیاست و حکومت منطقه آشکار شود. همانگونه که تحولات دوازده سال گذشته در عراق نشان داده است، رابطهای جداناپذیر بین ایدئولوژی و مذهب و حکومتداری و سیاست در عراق و منطقه وجود دارد. این امر ناشی از این واقعیت آشکار است که لایههای سنتی و مذهبی همچنان قدرت و نفوذ اصلی را نزد اکثریت تودهها در عراق و بقیه جوامع اسلامی دارند. لذا هرگونه تلاش در جهت ایدئولوژی زدایی و تضعیف مذهب از طریق تزریق تفکر اصول دموکراسی غربی در میان تودههای مذهبی که چنین اقدامی بهوسیله کشورهای غربی و متحد آن ها در عراق انجام گرفت ناشی از عدم فهم درست از خواستههای مردم منطقه و مسائل واقعی آن ها میبخشد (Esposito, 2005, 104). انتظار تودههای خاورمیانه و عراق از دموکراسی سازی غربی در درجه اول بیشتر به معنای پیشرفت در وضعیت اقتصادی و اجتماعی آن ها است. به همین دلیل این سیاست بهعنوان راهبرد جدید دولت فعلی آمریکا نهتنها زبان مشترک و قابلفهم را در میان تودهها پیدا نخواهد کرد بلکه با مقاومت شدید آن ها روبهرو خواهد شد. از مصداقهای بارز این امر نقش سیاستهای رهبران مذهبی عراق همچون آیتالله سیستانی و مقتدای صدر در به خیابان کشیدن تودهها و از آن طریق بیان خواستههای خود است که مرحلهبهمرحله آمریکا را با واقعیتهای ریشهدار عراق بیشتر آشنا نمود. تصویب قانون اساسی عراق با ویژگیهای موردنظر بیتردید یک مثال بارز است. توقع آمریکا از شکلدهی ساخت قدرت و سیاست عراق در حال حاضر در مقایسه با آغاز بحرانهای عراق ارسال ۲۰۰۳ که منجر به سقوط صدام شد و بحران فعالیت گروههای پیکارجوی حال حاضر، کاملاً متفاوت است. بهعبارتدیگر، آمریکا به دنبال ایجاد حکومتی سکولار و طرفدار غرب در عراق بود که به دلیل مقاومت تودههای مردمی و حمایت آن ها از رهبران مذهبی مرحلهبهمرحله مجبور به عقبنشینی و پذیرش شرایط فعلی در عراق گردید. این امر نشان میدهد که نخبگان واقعی و تأثیرگذار در قدرت و سیاست عراق بیشتر ریشه در مذهب و سنت دارند و آمریکا و غرب باید در نوع ایجاد تعامل با نخبگان منطقه به بازتعریف سیاستهای خود بپردازند. از این لحاظ، تحولات عراق نقطه عطفی در تجدید حیات نقش مذهب و ایدئولوژی در یک جامعه اسلامی دیگر (بعد از ایران) بهحساب میآید که در آینده آثار اجتنابناپذیری بر سایر کشورهای منطقه خواهد داشت (شوری و احدی، ۱۳۸۵، ۱۷۶). یکی از آثار و نتایجی که در این رابطه ایجاد گردیده که از خطیرترین و دغدغه انگیزترینِ، این تهدیدات در سطح منطقه و جهان اسلام است، رویکرد خاصی از اسلامگرایی ست که عنوان «سلفی گری» معرف آن است. درواقع به دلیل ایجاد تحولات در محدوده منطقهای شیعیان (ایجاد حکومت شیعه ایران و قدرت گیری شیعیان عراق) بوده که باعث ایجاد این گروه شده است، جریان سلفی گری با عقبه ایدئولوژیکی، در حلقه اول جغرافیای سیاسی شیعه قرارگرفته که با اظهار شدیدترین نگرانی درباره این تحولات، بهنوعی از خاستگاهها و مراکز قبلی خود فاصله گرفته و عراق را پایگاه اصلی فعالیتهای خود قرار داده است. درنتیجه تجمیع و همافزایی توان سلفی گری در عراق، موجی از فرقهگرایی و تفرقه شکلگرفته که اولاً به گواهی تاریخ، بغداد از زمان برپا شدن بیت الحکمه به دست مامون در سال ۲۰۰ ق تا ۱۴۲۴ ق ، هرگز شاهد اینهمه چنددستگی قومی- مذهبی نشده بود (قراگوزلو، ۱۳۸۶، ۱۵۲) و ثانیاً مواضع و اقداماتی دووجهی انجامگرفته که تقریباً همه گسلها و خطوط درگیری با شیعیان در حوزه گسترده جهان اسلام، بهویژه در عراق را پوشش داده. از یکسو، در وجه نرمافزاری، حجم فتواها و فشار دیپلماتیک علیه شیعیان افزایش چشمگیری یافته و از سوی دیگر، ضمن اقدامات بیسابقهای از قبیل قتلعام شیعیان در عراق، تهدیدات مربوط به امنیت و منافع ملی حکومت شیعه ایران عینیت یافته است (خسروی، ۱۳۹۰، ۱۰۹). جریان سلفی گری در عراق در تلاقی با عوامل منطقهای و فرا منطقهای از ظرفیت تأثیرگذاری زیادی برخوردار است. ازنظر سلفی و حامیان منطقهای آن، عراق جدید با توجه به نقش فرصت ساز شیعیان آن، مهمترین حلقه اتصال استراتژیک حکومت شیعه ایران به حوزههای رقابت و نفوذ در سطح منطقه بهحساب میآید. بهویژه آنکه، در دوره جدید، درجه تعاملات دو کشور برای نخستین بار بر محور اتصالات طبیعی فرهنگی و سیاسی بین ملتها و دولتها، بهطور همزمان قرارگرفته و موجب ارتقا روند همگرایی و همکاری آن ها در مناسبات منطقهای نیز خواهد شد. ولید بن طلال، یکی از شاهزادگان سعودی، در راستای موضعگیری کشورهای عربی علیه تحول ژئوپلیتیک منطقه که اوج آن در اظهارات پادشاه اردن شکلگیری هلال شیعی[۲۰] ظاهر شد (ولدانی ، ۱۳۸۴، ۵۴)، اینچنین نگرانی خود را از آن ابراز نمود: «اگر بیداری جامعه شیعیان عراق هر چه زودتر مهار نشود، تبدیل به یک بمب ساعتی روزشمار همانند انقلاب اسلامی ایران میشود که تمام منطقه را زیرورو خواهد کرد.» (مقصودی، ۱۳۸۴، ۱۴۱). در بین سلفیها حساسیت روی هویت و ترمینولوژی شیعی، ازجمله بارزترین نقاط اشتراک طیفها و گرایشهای مختلف آن است. با این تفاوت که طیف معتدل آن، شیعیان را «مسلمانان منحرف و بدعتگذار» مینامند که احیاناً «جوامع سنی در معرض تهدید و هجمه آن ها قرار میگیرند»، اما طیف افراطی، بر واهمه، تشیع را «دین خودساخته» میخوانند. زبان و ادبیات ایدئولوژیک سلفی گری دراینباره واجد نوعی نظام نشانهشناسی[۲۱] است که تحلیل گفتمان زرقاوی و یا آثار دیگر نظیر کتاب عبدالرحمن عطیه الله از نظریهپردازان و چهرههای شاخص القاعده، نمودار آن است: «شیعه نهتنها از مارقین و خارجین از امت است، بلکه متعلق به «دین خودساخته» ای است که هدف نهایی آن، سلطه بر اهل سنت و به دست گرفتن زمام رهبری امت اسلامی است». این تصویرسازی ضد شیعی با بهرهگیری از نشانهشناسی فرهنگی، همهروزه در عراق در حال بهروز شدن است. بهویژه پس از سال ۲۰۰۳ که ازنظر سلفیها، عراق از دست «اسلام راستین» خارجشده و به دست «رافضیان شیعه» افتاده است. دوقطبی کردن و تفسیر فرقهگرایانه از تحولات سیاسی منطقه بر مبنای شکاف شیعه و سنی[۲۲]، برآمده از این تصاویر ذهنی است که در امتداد خطوط ایدئولوژیک و دیرپای تاریخی انجام میپذیرد (خسروی، ۱۳۹۰، ۱۱۹). جریان سلفی گری در راستای ارائه تفسیرهای طایفه گرایانه، انطباق موقعیت و قدرت جغرافیایی باقدرت سیاسی شیعه را نیز به مفهوم امتداد جغرافیای سیاسی شیعیان در کشورهای مختلف خاورمیانه تلقی میکند. بر مبنای همین تحلیل، گروههای سلفی رها شدن اکثریت شیعه عراق از چنگال دیکتاتوری و ظهور حکومت شیعه عرب را نخستین پدیده در تاریخ مدرن جهان عرب و اسلام میدانند که با توجه بهموقعیت و جغرافیای سیاسی شیعیان در منطقه، معادلات ژئوپلیتیکی را در مدار شیعیان قرار میدهد. روشن است که تفسیر مذهبی سلفی گری از ژئوپلیتیک شیعه در راستای همان نگاه فرقهگرایانه و منازعه آمیز سلفیها قرار دارد و در حقیقت، مسئله تقابل با اهل سنت، مفروض این تلقی از ژئوپلیتیک شیعه است. استراتژی ژئوپلیتیکی[۲۳] اقتضای خط مشی ای را دارد که هر دولتی بر پایه جنبههای فضایی و جغرافیایی و عوامل ژئوپلیتیک ثابت و متغیر در پیش میگیرد تا به اهداف، منافع و امنیت ملی خود دست پیدا کند (حافظ نیا ،۱۳۸۵، ۲۱۱). با این اوصاف عراق در آینده بهعنوان کشور اسلامی و مستقل با گرایشها نزدیکتر میتواند نقش فعالی در جهان اسلام و عرب ایفا نماید، بهویژه آنکه، این کشور افزون بر اعتبار مذهبی بهعنوان «مرکز عتبات عالیات تشیع»، در شکل دادن به هویت عربی نیز نقش محوری داشته و به لحاظ سیاسی، نخستین کشور عربی است که پس از جنگ جهانی اول استقلال یافت، بنابراین، مطالعه این فرایند در محیط جغرافیایی منطقه نشان میدهد موضوع ژئوپلیتیک شیعه به امر محصلی (بهویژه پس از سال ۲۰۰۳) تبدیلشده و این امر میتواند در تلاقی با منافع کلی جهان اسلام قرار گیرد. درعینحال، دخالت تفاسیر طایفه گرایانه (اعم از شیعه یا سنی و غیره) کارکرد ژئوپلیتیک اسلامی را کاهش داده یا خنثی می کند. ازنظر سلفی گری و رژیمهای محافظهکار عرب، خاورمیانهای که پس از سال ۲۰۰۳ م سر برآورده، بسیار شیعهتر شده است. ازاینرو، برای مقابله با این فرایند، عربستان تلاش بسیاری کرد تا وهابیت را در عراق توسعه دهد (جعفری ولدانی ، ۱۳۸۴، ۵۲) و ابو مصعب زرقاوی از سوی دولت عربستان، مصر و اردن برای قتل و بمبگذاری تجهیز شد؛ بنابراین، با دامن زدن به احساسات سنیها، واکنش اهل سنت از مرزهای عراق فراتر رفته تا سوریه و پاکستان نیز امتداد یافت. بدین ترتیب، با طرح مسائل فرقهای بهعنوان نوعی بلوک عقیدتی در مقابل سنیها، مهمترین زمینه جنگ فرقهای در عراق پیریزی شد و علمای وهابی بارها از اهل سنت منطقه خواستند برای ستیز با دولت شیعی عراق به کمک سنیهای عراق بشتابند؛ بنابراین، برهم زدن تعادل سیاسی-امنیتی موجود در عراق، یکی از اهداف راهبردی گروههای سلفی گری در راستای ناکام گذشتن پروسه به قدرت رسیدن شیعیان است (الهاشمی، ۱۳۸۵، ۷۱). ظهور دولت اسلامی عراق و شام(داعش) را باید در این رابطه قلمداد کرد.
داعش حروف اختصاری «دولت اسلامی عراق و شام» است؛ که آن ها یک گروه مسلح تروریستی هستند که اندیشه سلفی جهادی (تکفیری) را پیشه خود قرار دادهاند و هدف سازمان دهندگان داعش نیز بازگرداندن چیزی است که آنان آن را «خلافت اسلامی و اجرای شریعت» مینامند و عراق و سوریه نیز جولانگاه عملیات آن ها قرارگرفته است. داعش از زمانی که در سوریه ظاهرشده درباره خاستگاه، اقدامات، اهداف و ارتباطاتش جنجالهای طولانی را به وجود آورده و باعث شده است به محوری از محورهای مطالب مطبوعات و رسانهها و تحلیلها و گزارشها تبدیل شود؛ و موجب کشت و کشتار مردم بیگناه کشورهای جهان اسلام شود. این گروهکی تروریستی سلفی تکفیری است که رسماً در ماه آوریل سال ۲۰۱۳ میلادی تشکیل شد. ابتدا اینگونه معرفی شد که از ادغام بین «دولت اسلامی» وابسته به شبکه القاعده که اکتبر سال ۲۰۰۶ میلادی به وجود آمد و گروه تکفیری مسلح در سوریه معروف به «جبهه النصره» تشکیلشده است اما این ادغام را که ابوبکر بغدادی یکی از رهبران «دولت اسلامی عراق» اعلام کرد بهسرعت از سوی جبهه النصره تکذیب شد. پس از گذشت دو ماه از این قضیه ایمن الظواهری رهبر شبکه القاعده دستور داد این ادغام ملغی شود اما بغدادی این روند را ادامه داد تا اینکه دولت اسلامی عراق و شام (داعش) به یکی از گروههای تروریستی اصلی تبدیل شد که در سوریه و عراق آدمکشی ویرانگری میکند. داعش حروف اختصاری «دولت اسلامی عراق و شام» است اما در مناطق تحت کنترل داعش در سوریه از نام «دولت» برای داعش استفاده میشود و هرکس از کلمه داعش استفاده کند هفتادوپنج ضربه شلاق مجازات اوست (ابراهیم نژاد، ۱۳۹۳، ۳۶). هویت و اهداف این گروه بنیادگرا و ارتباطات آن به علت اطلاعات متناقض در خصوص آن گم شده است. گروهی معتقدند داعش یکی از شاخههای القاعده در سوریه است. گروه دیگری آن را یک سازمان مستقل میدانند که برای تشکیل دولت اسلامی در تلاش است و یک گروه سوم نیز معتقد است داعش ساختهوپرداخته نظام سوریه است تا مخالفان و گروههایش را نابود کند. با توجه به این مطالب داعش چیست؟ باوجودآنکه این گروه بهتازگی در سوریه پا به عرصه گذاشته است اما یک تشکیلات جدید نیست بلکه قدیمیترین تشکیلات در بین همه گروههای مسلح برجسته در سوریه و در منطقه است. ریشههای تشکیل داعش به سال ۲۰۰۴ میلادی بازمیگردد زمانی که ابو مصعب زرقاوی (سرکرده القاعده در عراق) گروهی به نام «جماعت توحید و جهاد» را تشکیل داد. زرقاوی ریاست این گروه را به عهده داشت و با القاعده به رهبری اسامه بنلادن در آن زمان بیعت کرد و سپس نماینده القاعده در این منطقه شد و «شبکه القاعده در کشور رافذین (عراق)» نام گرفت. شبکه القاعده در عراق در زمان اشغالگری آمریکا در عراق بهعنوان یک گروه جهادی ضد نیروهای آمریکایی مطرح و همین باعث جذب جوانان عراقی شد که برای مقابله با اشغالگران آمریکایی در عراق تلاش میکردند و بهسرعت بر نفوذ این شبکه و نیروهای آن افزوده و به قدرتمندترین شبهنظامیان مستقر و جنگجو در عراق تبدیل شد. زرقاوی در سال ۲۰۰۶ میلادی در نوار ویدیویی ظاهر شد و تشکیل «شورای مشورتی مجاهدین» به رهبری عبدالله رشید بغدادی را اعلام کرد .زرقاوی در همان ماهی که تشکیل این شورا را اعلام کرد کشته شد و ابوحمزه مهاجر بهعنوان رهبر شبکه القاعده در عراق انتخاب شد. اواخر سال ۲۰۰۶ میلادی یک گروه نظامی تشکیل شد که دربرگیرنده همه شبکهها و تشکیلات بنیادگرا در عراق بود علاوه بر اینکه مظهر و نماد اهداف این گروهها بود و نامش نیز «دولت اسلامی عراق» به رهبری ابو عمر بغدادی است. ابوبکر بغدادی: در چهارمین ماه سال ۲۰۱۰ میلادی و مشخصاً در آوریل آن سال نیروهای آمریکایی به اجرای عملیات نظامی در منطقه ثرثار اقدام و به خانهای که ابو عمر بغدادی و ابوحمزه مهاجر در آن حضور داشتند حمله کردند و پس از درگیریهای شدید بین دو طرف و بهکارگیری هواپیماها این دو نفر کشته شدند. یک هفته بعد این گروه در بیانیهای در اینترنت به کشته شدن ابو عمر بغدادی و ابوحمزه مهاجر اعتراف کرد. شورای مشورتی دولت اسلامی عراق پس از گذشت ده روز تشکیل جلسه داد و ابوبکر بغدادی را بهجای عمر بغدادی به ریاست انتخاب کرد و او امروز «امیر دولت اسلامی عراق و شام» محسوب میشود (ابراهیم نژاد، ۱۳۹۳، ۳۸). او ابراهیم بن عواد بن ابراهیم بدری متولد سال ۱۹۷۱ میلادی در شهر سامراست. وی اسامی و القاب زیادی مانند علی البدری السامرایی ، ابو دعا ، دکتر ابراهیم ، کرار و ابوبکر بغدادی دارد. او فارغالتحصیل دانشگاه اسلامی بغداد است و لیسانس و فوقلیسانس و دکترایش را در این دانشگاه گرفته و معلم و استاد و مبلّغ بوده است و بافرهنگ اسلام ، علم و فقه شرعی نیز آشناست و به علوم تاریخی و نسب افراد نیز آشنایت دارد. ابراهیم بن عواد بن ابراهیم البدری در یک خانواده مذهبی دارای عقیده سلفی تکفیری متولد شده است. پدرش شیخ عواد از بزرگان عشیره البو بدری عراق است که نسب وی به قریش بازمیگردد و عموهایش از مبلّغان اسلامگرا در عراق است. بغدادی فعالیتهای خود را با تبلیغ و آموزش شروع کرد اما طولی نکشید که به عرصه جهادی کشیده شد و بهعنوان قطبی از قطبهای سلفیه جهادی و بهعنوان برجستهترین نظریهپردازان سلفیه جهادی در استانهای دیاله و سامرای عراق مطرح شد. نخستین فعالیتهای خود را از مسجد امام احمد بن حنبل آغاز و یک مؤسسه جهادی کوچک در این منطقه به وجود آورد و این مؤسسه نیز چندین عملیات تروریستی انجام داد و در جنگهای خیابانی در عراق در سالهای گذشت شرکت کرد. بغدادی سپس نخستین گروه موسوم به «ارتش اهل سنت و جماعت» را با همکاری با برخی شخصیتهای بنیادگرایی که با وی در اندیشه و خط مشی و هدف هم سو بودند تشکیل داد و در بغداد ، سامرا و دیاله فعالیتهایش را گسترش داد و طولی نکشید که به همراه گروهش به شورای مشورتی مجاهدین ملحق شد و برای تشکیل و سازماندهی شوراهای شرعی در این شورا تلاش کرد و بهعنوان عضوی از اعضای شورای مشورتی بود تا اینکه تشکیل دولت اسلامی عراق اعلام شد. ابوبکر بغدادی با ابو عمر بغدادی روابط نزدیکی داشت تا جایی که ابو عمر بغدادی پیش از کشته شدنش توصیه کرد ابوبکر بغدادی جانشین وی در رهبری دولت اسلامی عراق باشد و این اتفاق در شانزدهم ماه مه سال ۲۰۱۰ میلادی رخ داد و ابوبکر بغدادی بهعنوان امیر دولت اسلامی عراق منصوب شد. صرفنظر از اقدامات القاعده در عراق و دوره زرقاوی و پیروان زرقاوی ، دولت اسلامی عراق از زمانی که ابوبکر بغدادی به رهبری آن انتخاب شده است یک تاریخ خونین طولانی دارد. دولت اسلامی در عراق تعداد زیادی عملیات و حملات تروریستی انجام داده که نتیجه آن کشته شدن هزاران عراقی بوده است. مهمترین این حملات نیز عملیات مسجد امالقری در بغداد بود که طی آن خالد فهداوی از نمایندگان مجلس عراق کشته شد. همچنین چندین عملیات انتقام خون اسامه بنلادن رهبر سابق القاعده انجام شد و حملات متعدد تروریستی در عراق صورت گرفت که براثر آن صدها نفر از نیروهای ارتش و پلیس و مردم کشته شدند. پایگاه اینترنتی وابسته به القاعده در عراق مسئولیت بیش از ۱۰۰ حمله انتحاری در انتقام کشته شدن بنلادن را به عهده گرفته است. سپس چندین عملیات موسوم به عملیات ویژه مانند حمله به بانک مرکزی عراق ، وزارت دادگستری ، حمله به زندانهای ابوغریب و حوت انجام شد (www.vahabiat.porsemani.ir). اعضای تشکیلدهنده داعش: در حال حاضر بهجز داعش ۱۳ گروهک و فرقه سنی مذهب دیگر بهطور موقت با داعش متحد شده و در حال جنگ با ارتش عـــراق در خاک این کشور بوده که اسامی تعدادی از آن ها عبارت است از؛ گروهک نقشبندیه، جیش المجاهدین، ثوره العشرین، الجیش الاسلامی، قاعده الجهاد، الطائفه المنصوره، انصار التوحید، انصار السنه، الغربا، الاهوال، انصار الاسلام، گروه المختار. حزب بعث: طبق آمارهای رسمی رژیم گذشته عراق، ۱۱ میلیون نفر از شهروندان کشور عضو حزب بعث بودند که در شکل تیم، گروه، شعبه و شاخه فعالیت میکردند. هر تیم حداقل سه نفر را در برمیگرفت و هر گروه از سه تا هفت تیم تشکیل میشد. برای تشکیل یک شعبه حداقل دو گروه موردنیاز بود و برای اینکه شاخهای از حزب بعث در یکی از شهرهای عراق شکل بیابد، حداقل به دو شعبه نیاز داشت. با سقوط رژیم صدام حسین بسیاری از این نیروها پراکنده شدند یا با وضع جدید همراه شدند؛ اما ناتوانی دولت مالکی در زمینههای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی از یکسو سوگیری فرقهای نخستوزیر شیعه عراق از سوی دیگر، باعث گردید که بعثیها یکبار دیگر بتوانند خود را سازمان دهند. در حال حاضر آماری وجود ندارد که تعداد بعثیهای فعال را نشان دهد اما برخی برآوردها آن ها را در حدود نیم میلیون نفر تخمین میزنند. سیاست ترور شخصیتهای بعثی در سالهای اخیر که در قشرهای تحصیلکرده عراق گسترده بود، باعث مخفی شدن بسیاری از آن ها شد؛ اما با شدت گرفتن درگیریها امکان بازگشت همه آنان وجود دارد. بخش وسیعی از بعثیها در مناطق شیعه عراق حضور دارند و ممکن است حوادث اخیر عراق یکبار دیگر آن ها را به صحنه برگرداند. افسران سابق ارتش عراق: دهها افسر سابق ارتش و گارد ریاست جمهوری و عنصر دستگاه اطلاعات و امنیت رژیم سابق عراق به گروه تروریستی داعش ملحق شدند و در لحظه ورود به شهر موصل دهها سرباز فراری از خدمت نظاموظیفه و افراد سابقهدار و تحت پیگرد به اتهام ارتکاب جرائم مختلف و فراری از دستگاه قضایی برای تصرف شهر به داعش ملحق شدند و تعداد این افراد زمانی بیشتر شد و افزایش یافت که گروه تروریستی داعش اقدام به گشودن دربهای زندانهای این شهر نمود و خواستار پیوستن زندانیان به صفوف خویش شد. ارتش مجاهدین: یک گروه جهادی سنی نزدیک به سازمان القاعده است. این گروه در زمان فعالیت «صحوات» (نیروهای عشایری که توسط آمریکا به وجود آمد و بهوسیله نوری مالکی منحل شد) در مناطق سنی نشین از بین رفت. با بالا گرفتن درگیریها در سوریه، این تشکل به آن کشور رفت تا به یاری جبهه النصره بشتابد اما در جریان جنگ داعش در عراق، دوباره به عراق بازگشته است. این نیروها بیشتر در مرز عراق با سوریه و شهرهای کرمه و فلوجه فعال هستند. در دو منطقه زوبع و یوسفیه بغداد نیز تیمهای عملیاتی مخفی دارند که مترصد اوضاع هستند تا وارد عملیات شوند. تعداد نفرات آن به چهار هزار جنگجو میرسد و توانایی ساخت موشکهای دستساز رادارند. عملیات کمین درراه نیروهای دولتی از تخصص این گروه بهحساب میآید. این گروه مسلح ازجمله گروههای تکفیری مسلحی است که از سال ۲۰۰۳ میلادی فعالیت خود را در عراق آغاز کرد و هماکنون نیز تلاش دارد، فعالیت خود را در عراق توسعه و گسترش دهد. مردان طریقت نقشبندی: طریقت نقشبندی که ازنظر مذهبی آمیزهای از تصوف و اهل سنت است، اعتقاد به ارتباط مستقیم با پیامبر اسلام از طریق خلیفه اول ابوبکر دارد. همچنین این فرقه اعتقاد دارد که به شکل غیرمستقیم با حضرت علی (ع) ارتباط دارد. رهبر معنوی و تاریخی این فرقه «محمد بهاءالدین شاه نقشبند» است. او مدعی بود نام خدا بر قلب وی نقشبست و هیچگاه از آن جدا نشد، ازاینرو به «نقشبند» معروف شد. طریقت نقشبندی در پی تکفیر حکام سرزمینهای اسلامی نیست بلکه خواهان نصیحت آن هاست؛ اما ازنظر سیاسی در دوره رژیم بعثی صدام و اکنون، این فرقه تابع اوامر عزت ابراهیم دوری معاون پیشین صدام حسین میبخشد. جنگجویان این تشکل روش جهادی آزادیبخش به سبک عمر مختار در لیبی و امیر عبدالقادر در الجزایر را اتخاذ کردهاند. تخمین زده میشود که شمار جنگجویان این تشکل بین هزار تا پنج هزار نفر هستند و عزت ابراهیم نقش مهمی در سازماندهی آن ها داشت. مأموریت آن ها دفاع از اهل سنت و مبارزه با ایران و هواداران آن در عراق است. این گروه خود را متفاوت با القاعده میداند اما آماده همکاری با هر گروهی است که بر ضد حکومت ایران برخیزد. این گروه توانسته موشکهای سادهای بسازد که بین ۲۵ تا ۳۰ کیلومتر برد دارند. این تشکل در مناطق موصل، کرکوک و بخشی از بغداد فعال است و به خاطر کثرت آن ها در شهر موصل، بعد از تحولات اخیر، اداره شهر به آن ها واگذار شده است. ارتش اسلامی عراق: این گروه در سال ۲۰۰۴ م تشکیل شد. تنها گروه مسلح مخالف دولت است که آییننامه داخلی دارد و افراد خود را بر اساس تمام سلسلهمراتب یک ارتش کلاسیک سازماندهی میکند. این ارتش محصول فعالیتهای اخوانالمسلمین در عراق است. با راندن رهبران سیاسی اخوانالمسلمین از فرایند سیاسی و صدور حکم اعدام برای آن ها توسط نوری مالکی، ارتش اسلامی عراق یکبار دیگر به صحنه رویاروییها بازگشته است. ارتش اسلامی عراق گروه مسلح سنی و تندرویی متشکل از افسران سابق ارتش عراق و فرزندان عشایر این کشور است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در مدل نهایی نشان داده می شود که به ازای ۱ واحد تغییر در انحراف معیار متغیر نیروی انسانی به اندازه ۰٫۵۳ در انحراف معیار متغیر وفاداری مشتری تغییر ایجاد می شود. و به ازای ۱ واحد تغییر در انحراف معیار متغیر شواهد فیزیکی به اندازه ۰٫۱۹ در انحراف معیار متغیر وفاداری مشتری تغییر ایجاد می شود و به ازای ۱ واحد تغییر در انحراف معیار متغیر فرایند به اندازه ۰٫۱۹ در انحراف معیار متغیر وفاداری مشتری تغییر ایجاد می شود و به ازای ۱ واحد تغییر در انحراف معیار متغیر آموزش مشتری به اندازه ۰٫۰۷ در انحراف معیار متغیر وفاداری مشتری تغییر ایجاد می شود و به ازای ۱ واحد تغییر در انحراف معیار متغیر اجزای محصول به اندازه ۰٫۰۶ در انحراف معیار متغیر وفاداری مشتری تغییر ایجاد می شود و به ازای ۱ واحد تغییر در انحراف معیار متغیر بهره وری و کیفیت به اندازه ۰٫۰۹ در انحراف معیار متغیر وفاداری مشتری تغییر ایجاد می شود.

۵-۳) پیشنهادات
ضعف و ناتوانی فرهنگ استفاده از بیمه نامه ها در بین اقشار جامعه مشکلی است که به راحتی و در کوتاه مدت حل نمی شود. زیرا فرهنگ سازی کاری بسیار دقیق، حساس و زمانبر است. از این رو بهتر است فرهنگ سازی در میان افراد کم سن جامعه شروع شود. به عنوان مثال قرار دادن دروس مربوط به مزایا و روش استفاده از بیمه در کتب درسی دانش آموزان، ساختن فیلم، کارتن و نمایشنامه هایی در این زمینه و… مفید خواهد بود. فرهنگ سازی در سطح کلان بدون آموزش و تشویق افراد غیر ممکن است. یکی از راه های آموزش در سطح کلان استفاده از تبلیغات بازرگانی است. البته تبلیغات و آگهی ها باید به سمت آموزش جهت دهی شود یعنی سعی شود تبلیغاتی ساخته شود که مزایا و منافع بیمه را به افراد آموزش دهد و حاوی اطلاعات مفید و درستی در این زمینه باشد. در مورد عنصر نیروی انسانی متخصص باید گفت رضایت بیمه گذاران، به عنوان مشتریان خارجی شرکت، تا حد زیادی به رضایت پرسنل، به عنوان مشتریان داخلی شرکت بستگی دارد. افراد بازاریاب فعال در بازار بیمه نامه ها از نظر میزان اثرگذاری بر بیمه گذاربرای خرید بیمه نامه ها، از دیگر پرسنل شرکت مهمتر هستند. زیرا علی رغم اینکه بازاریابی قبل از تولید کالا یا ارائه خدمت از اهمیت فراوانی برخوردار است و باعث می شود صدای مشتری بهتر به گوش تولید کننده برسد، اما در مورد محصولات بیمه ای هنوز روش سنتی فروش با مراجعه به درب خانه ها، از طرف کارشناسان داخلی و خارجی توصیه می شود. در ایران بیمه نامه ها هم با مراجعه مستقیم بیمه گذار و هم از طریق بازاریاب ها و مراجعه حضوری آنها به درب خانه ها و محل فعالیت افراد به فروش می رسد. بنابراین خریدار بیمه نامه در هنگام مراجعه بازاریاب، تنها به طرز برخورد، ظاهر و اخلاق بازاریاب توجه کرده و براساس ارزیابی خود از بازاریاب به ارزیابی شرکت می پردازد. توجه به نقش بازاریاب به عنوان خط مقدم فروش، از اهمیت فراوانی برخوردار است. در ایران به این قشر از کارمندان شرکت توجه لازم مبذول نمی شود و این صنف از نظر سازماندهی، تشکیلات، آموزش و سایر موارد از ضعفی عمده رنج می برد. نتیجه این بی توجهی، ایجاد دید منفی در بیمه گذار نسبت به شرکت بیمه است، که در نهایت باعث کاهش میزان خرید از سوی بیمه گذار خواهد شد. در عنصر شواهد فیزیکی باید نشانه های بصری یا سایر نشانه های محسوس که گواهی دهنده کیفیت خدمات است مهیا شوند.برای مثال باید شواهد فیزیکی قابل مشاهده داخلی شرکت بهبود پیدا کنند از آن جمله می توان به تهیه مبلمان اداری مناسب برای دفتر نمایندگی ها اشاره نمود. شرکت های بیمه باید تمیز و مرتب باشند. می توان با بهره گرفتن از پوسترهای تبلیغاتی که یادآوری کننده نقش بیمه در تأمین آسایش و آرامش و تأمین آتیه افراد و خانواده هاست دفتر را آراسته نمود. نمایندگی ها باید در مکان های دایر شوند که از مناظر و نمای بیرونی ساختمانی مناسبی برخوردارند. در مورد عنصر فرایند می توان بیان کرد که ارائه و تحویل هر نوع محصول و خدماتی به مشتریان، نیازمند طراحی و اجرای مؤثر فرایند هاست. این در مورد هر نوع کسب و کار خدماتی، از جمله خدمات بیمه ای نیز صادق است. پرداخت اقساط بیمه نامه ها توسط بیمه گذاران از طریق سیستم بانکی از جمله تلفن بانک و پایانه خودپرداز و همچنین فروش حضوری بیمه بیمه نامه ها از طریق مراجعه بازریابان به محل کار یا سکونت افراد می تواند فرایند ارائه خدمات را تسهیل کند. یکی دیگر از ۸ps عنصر ارتقا و آموزش مشتری است. یکی از مشکلات موجود در فروش بیمه نامه ها، عدم وجود اطلاعات صحیح در خصوص انواع بیمه نامه های موجود و فواید و مزایای آنها نزد مشتریان بالقوه است. اجرای سمینارهای آموزشی در مدارس و دانشگاه ها، تدوین و چاپ کتاب ها، جزوات و بروشورهای مرتبط با انواع بیمه نامه می تواند فرایند جستجو اطلاعات را برای خرید بیمه نامه ها تسهیل کند. از سوی دیگر یکی از مهمترین راه های آموزش و تشویق افراد در هر جامعه ای، استفاده از تبلیغات بازرگانی است. در این مورد تبلیغات باید سوای نوع رسانه، به سمت آموزش جهت دهی شود تا ضمن آشناسازی آحاد مردم با انواع بیمه نامه ها حاوی اطلاعات درست و مفید باشد. انسان ها ذاتاً دوستدار تنوع محصولات مورد استفاده خود هستند. این مسأله در مورد محصولات بیمه ای نیز صادق است. مخصوصاً در یک بازار رقابتی، ارائه یک محصول جدید بیمه ای باعث جلب بیمه گذاران خواهد شد. به عنوان مثال تنوع می تواند در ارائه یک روش جدید برای حل یکی از مشکلات بیمه نامه ها، و یا لحاظ کردن یکی از خواسته ها یا نیازهای بیمه گذاران باشد. مثلاً برای رفع مشکل تورم، دادن خانه یا ماشین به بیمه گذاران در سر رسید به جای پول نقد، نوعی تنوع است. در این عنصر مواردی از قبیل اصلاح و بهبود شرایط بیمه نامه ها، ارائه ضمانت های عینی در زمان فروش بیمه نامه ها و نام و نشان تجاری محصول مطرح می گردد. عنصر بهره وری و کیفیت تا حد زیادی توسط عنصر نیروی انسانی پوشش داده می شود. زیرا بهره وری و کیفیت مطلوب یک خدمت برای بیمه گذار، در تعامل مستقیم او با پرسنل شرکت ایجاد می شود. بنابراین نحوه برخورد و رفتار پرسنل باید در بیمه گذار حس مطلوب توأم با اطمینان و اعتماد به شرکت را ایجاد کند. برای بالا بردن کیفیت خدمات بیمه ای باید شاخص های کیفی زیر رعایت شود :

موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- تأکید عمده بر مدیریت کیفیت جامع در سازمانها به خاطر فراگیر شدن کنترل و ارتقای کیفیت.
سیستم ارزیابی عملکرد معمولاً دانش، توانش و بینش افراد را در مقایسه با استانداردهای تعیین شده اندازه میگیرد، ولی در مدیریت عملکرد یکپارچگی و اثربخشی کل سیستم مد نظر است (قربانزاده، ۱۳۹۲). ارزیابی عملکرد، عبارت است از فرایند سنجش و اندازه گیری عملکرد در دستگاه های اجرایی در چارچوب اصول و مفاهیم علمی مدیریت برای تحقق اهداف و وظایف سازمانی و در قالب برنامههای اجرایی. توانایی تعریف، سنجش و ارزیابی عملکرد یکی از شرایط مورد نیاز برای بهبود در هر سازمانی است. پیش از اینکه یک سازمان بتواند عملکرد خود را بهبود بخشد، نیازمند توانمند کردن خود در زمینه سنجش، ارزیابی و ارائه عملکرد خود است. (رفیع زاده، ۱۳۸۸). مدیریت عملکرد ابزار بهبود عملکرد سازمانی را از راه ارتباط و تعدیل اهداف و نتایج فردی، گروهی و سازمانی فراهم میآورد. علاوه بر آن ابزاری برای شناسایی و تشویق عملکرد برتر و اداره کردن امور براساس نتایج ارزیابی است. مدیریت عملکرد قلمرو وسیعی را در مدیریت سازمانها شامل میشود. صاحبنظران مدیریت در سالهای اخیر این واژه را جانشین ارزیابی عملکرد کردهاند، به گونهای که در درون فلسفه مدیریت عملکرد، سنجش عملکرد، ارزیابی عملکرد، تعیین شایستگیها و نقاط قوت و ضعف نیز نهفته است و میتوان گفت این مفاهیم ابزاری است برای استقرار و اجرای مدیریت عملکرد. (تاجالدینی و همکاران، ۱۳۸۸)
 ۲-۳-۳ مقایسه ارزیابی عملکرد و مدیریت عملکرد
- ارزیابی عملکرد به عنوان یکی از وظایف مهم و کارکردهای مدیریت نوین و حتی مدیریت کلاسیک مطرح بوده و هم اکنون نیز مطرح است. نمیتوان ادعا کرد ارزیابی عملکرد مورد نیاز سازمان یا شرکتی نباشد، بلکه آنچه قابل بررسی و تغییر است جهتگیری ارزیابی عملکرد است که چه اهدافی را دنبال کند. در گذشته هدف عمده از ارزیابی عملکرد در اکثر سازمانها نمایان نمودن نقاط ضعف کارکنان و یادآور شدن نقاط ضعف و احیاناً تضعیف و تنبیه آنان بوده است ولی امروزه همانند سایر مباحث مدیریت ارزیابی نیز تکامل پیدا کرده و اهداف جامعتر و کیفیتری را دنبال میکند و از یک حالت خشک و مکانیکی بیرون آمده است و به صورت یک فرایند پویا و جامع به عنوان یکی از مقوله ها و اجزای مدیریت عملکرد در آمده است.
- ارزیابی عملکرد از آنجا که یک روش بررسی علیتی پس از وقوع است و سعی در تشخیص نقاط ضعف و قوت مهارتها و توانائیهای افراد دارد بنا به ماهیتی که دارد چندان به بهبود و توسعه مهارتها به طور مستقیم و مستمر نمیپردازد. بنابراین ارزیابی عملکرد یکی از ابزارهای مدیریت عملکرد میباشد.
- سیستم ارزیابی عملکرد معمولاً دانش، توانش و بینش افراد را در مقایسه با استانداردهای تعیین شده اندازه میگیرد ولی در مدیریت عملکرد یکپارچگی و اثربخشی کل سیستم مد نظر است.
- مدیریت عملکرد مانند مدیریت استراتژیک بیشتر بر آینده تأکید دارد.
- مدیریت عملکرد با بهرهگیری از ارزیابی عملکرد درصدد است بین اهداف فرد و اهداف سازمان از طریق ایجاد بازخورد لازم در ارتباط با نتایج عملکرد فرد و جمعآوری اطلاعات لازم به سازمان جهت توسعه و بهبود افراد از هرگونه تضاد و برخورد بپرهیزد در حالیکه در اکثر مواقع سیستم های ارزیابی عملکرد بین کارکنان و مدیران تضاد و برخورد ایجاد میکند، چرا که مدیران و کارکنان هر دو به دنبال شناخت ضعف خود و دیگران هستند.
- ارزیابی عملکرد از نظر فرایند، انجام سنجش، حسابرسی، کنترل و بعضاً با قضاوت همراه است و فرایند مدیریت عملکرد، قضاوت، راهنمایی، مشاوره و آموزش را در پی دارد.
- نتیجه ارزیابی عملکرد منجر به حساب پسدهی، تشویق و تنبیه و بعضاً اصلاح و بهبود عملکرد میگردد و نتیجه مدیریت عملکرد منجر به پرورش منابع انسانی به ویژه پرورش مدیران میشود. (شاهچراغی، ۱۳۸۰).
۲-۳-۴ مدیریت عملکرد در کشورهای در حال توسعه به گفته اندرسون[۳۰]، جوشی[۳۱] و واورو[۳۲] در کشورهای در حال توسعه رشد مناسبی در زمینه ادبیات مربوط به مدیریت نوین، سیستم اطلاعات و کنترل مدیریت صورت گرفته است. این رشد بیشتر با تأکید بر حسابداری مدیریت و همچنین تأکید بر مدیریت دولتی نوین بوده است اما به باور پولیدانو[۳۳]، مویتا[۳۴] و اسکاتر[۳۵] با وجود این مطالعات و پیشرفت کشورهای در حال توسعه در زمینه ادبیات علمی و حرفهای مدیریت عملکرد و دشواریهای ویژه در اجرای این نظام، در کشورهای در حال توسعه وجود دارد. با وجود عمومیت یافتن مدل کارت امتیاز متوازن و تغییرات ایجاد شده در آن توسط کشورهای آسیایی، هنوز اما به این الگو به عنوان یک مفهوم قابل توسعه در کشورهای در حال توسعه نگریسته میشود.
 بسیاری از کشورهای در حال توسعه عملاً اصول مدیریت دولتی نوین را پذیرفتهاند و به گونه قابل ملاحظهای خصوصیسازی و کوچکسازی خود را برای رسیدن به اهداف مطرح شده در مدیریت دولتی نوین شروع کردند. در این راستا برای ارزیابی میزان تحقق این اهداف بسیاری از کشورها شروع به بکارگیری استقرار مدیریت عملکرد کردند. اما رویکرد اصلی در استفاده از مدیریت عملکرد ارزیابی عملکرد کارکنان بود. لیکن این اقدام با موفقیت همراه نبود. دلیل اصلی این بود که در این سیستم (سیستم مدیریت عملکرد) ارتقاء بایستی برمبنای ارشدیت صورت میگرفت، در
حالی که در بسیاری از کشورهای در حال توسعه ارتقای بیشتر براساس روابط صورت میگیرد نه براساس ارزیابی برمبنای ارشدیت. اما به هر حال تلاشهایی برای استفاده از اهداف عملکردی و اتصال آن به نتایج مورد نظر صورت گرفت. (رفیع زاده، ۱۳۸۸). ۲-۴ فرایند انجام تحقیق روش این پژوهش، توصیفی- استنباطی می باشد. از حیث هدف نیز پژوهش در محدودهی پژوهش های کاربردی قرار می گیرد. در این تحقیق با توجه به نمودار ۳-۶ از تعریف مسأله تحقیق، به اجرای تحقیق و استقرار و انجام فرایند تحقیق با همکاری گروه متشکل از سازمان مورد نظر، می پردازیم. در این مرحله همزمان با شناسایی سازمان مورد نظر (بانک تجارت در بندرچابهار)، پروژه تدوین استراتژی را به همراه گروه دیگری که وظیفه تدوین استراتژی سازمان را دارد، آغاز خواهیم کرد. سپس با بررسی روش های گوناگون برنامه ریزی استراتژیک و نیز بررسی برنامه ریزی در سازمان های دولتی، مدل های مناسب را برای برنامه ریزی استراتژیک و نیز بررسی برنامه ریزی در سازمان های دولتی، مدل های مناسب را برای برنامه ریزی استراتژیک در سازمان ها و شرکت های دولتی، انتخاب می کنیم و بر اساس مدل های انتخاب شده مدلی را برای برنامه ریزی استراتژیک در سازمان مورد نظر(بانک تجارت) طراحی میکنیم. آنگاه با توجه به مدل طراحی شده، به تحلیل سازمان پرداخته و پس از شناسایی رسالت و تدوین بیانیه مأموریت، به تحلیل استراتژی ها، تدوین راهکارهای مفهومی و سیاست، شناسایی و تعریف پروژه ها و اقدامات سازمان می پردازیم. سپس با انتخاب روش ارزیابی عملکرد متوازن برای سازمان و بررسی نمونه های مشابه و موفق پیشین، طراحی نقشه استراتژیک سازمان را انجام می دهیم. در این مرحله پس از شناسایی منظر های مختلف موجود در سازمان، شاخص های عملکردی مناسب را در چارچوب نقشه استراتژی سازمان طراحی می کنیم. ۲-۵ چارچوب به اجرا در آوردن تحقیق با توجه به تعریف پروژه مبنی بر پیاده سازی سیستم مدیریت عملکرد متوازن (BSC) در بانک تجارت، در مرحله اول در بخش مدیریت و برنامه ریزی منابع انسانی سازمان مستقر و با تشکیل یک گروه کاری اعضای این بخش متشکل از ۳ نفر به بررسی استراتژی این سازمانپرداخته شد. پس از بررسی استراتژی و مطالعات موضوعی در زمینه سازمان هایی که سیستم های مدیریت عملکرد را پیاده سازی می کنند این مطرح شد که آیا سازمان فوق آمادگی اجرای چنین سیستمی را دارا است یا خیر؟ قبل از اینکه نتیجه گیری کنیم که یک نظام مدیریت عملکرد متوازن در بالاترین سطح، بهترین گزینه برای شما است، باید معیارهایی را برای این تصمیم مهم مورد نظر قرار دهیم. عناصر متعددی به انتخاب یک واحد سازمانی مناسب برای اولین نظام ارزیابی متوازن کمک می کند. این معیار در شکل ۳-۱- نشان داده شده است. روش ارزیابی متوازن نیاز به ارزیابی متوازن حوزه سازمانی منابع اطلاعات حمایت مدیران کلیدی واحدی حمایت مدیران ارشد وجود استراتژی شکل۲- ۴-هفت معیار برای انتخاب واحد سازمانی جهت آغاز کار توسعه ارزیابی متوازن از نظر ارائه کنندگان رویکرد کارت امتیازی، این کارت ابزاری جهت شفاف کردن استراتژی و چشم انداز سازمان و همین طور انتقال آن به کارکنان سطوح مختلف و ایجاد تفاهم و هم سویی بین مدیران واحد ها و سطح های مختلف بر استراتژی سازمان می باشد. هدف های به کار گرفته در سنجش و ارزیابی عملکردهای مختلف باید بیانگر استراتژی و چشم انداز واحد سازمان باشند. (پل آر. نیون، ۱۳۸۶). برمبنای این روش برای شناخت آمادگی در پیاده سازی سیستم ارزیابی عملکرد سازمان، نتایج زیر بهدست آمد:
- آشنایی اعضای بانک تجارت با این پروژه
- تمایل قابل توجه مدیریت در ارزیابی عملکرد بانک تجارت،
- همکاری های لازم در جهت پیشرفت پروژه.
۲-۶ پروژه تدوین استراتژی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
واحد تصمیم گیری شماره ۶۱۰۰
چنانچه جدول فوق نشان می دهد، در وضعیت جدید علاوه بر کاهش کارایی واحد تصمیم گیری شماره ۳، واحد شماره ۴ نیز با افت کارایی همراه است و این به علت برابری حاشیه امنیت کارایی این دو واحد نسبت به واحد شماره ۶ می باشد. یعنی :
 ESM3,6=ESM4,6= % 20 ۳- ۹ مدل ریاضی توسعه یافته محاسبه حاشیه امنیت کارایی در این بخش یک مدل ریاضی برای به دست آوردن حاشیه امنیت کارایی یک واحد کارا نسبت به یک واحد ناکارا در مسائل چند ورودی – چند خروجی ارائه می شود. برای اینکه این مدل به صورت شهودی قابل درک باشد، ابتدا آن را برای سیستم یک ورودی – دو خروجی بیان کرده سپس به حالت کلی تعمیم داده می شود. تعدادی واحد تصمیمگیری مشابه شکل ۳- ۲۲ مفروض است. مرز کارا نشان می دهد که واحدهای A، B و C کارا و واحد D یک واحد ناکارا است. واحد D میتواند به صورت ورودی محور یا خروجی محور، عملکرد خود را بهبود دهد. لیکن فرض بر این است که استراتژی واحد D قبل و بعد از بهبود عملکرد مشابه است یعنی با فرض خروجی محور بودن، تمام خروجی های واحد D به یک نسبت افزایش می یابد. این کار باعث میشود واحد D با بهبود عملکرد، همچنان بر روی خط گذرا از مبدأ و نقطه D ( شعاع حامل نقطه D ) باقی بماند.
شکل ۳-۲۲ تفکیک واحد های کارا و نا کارا هنگامی که واحد D عملکرد خود را بهبود دهد و خود را به نقطه D’ در شکل ۳-۲۳ برساند، بر روی مرز کارا قرار خواهد گرفت. مرز کارا در این حالت هنوز بدون تغییر مانده است. از این نقطه به بعد، تا رسیدن به نقطه D'’ که تقاطع خط OD و امتداد خط AB است، اگرچه مرز کارا جابجا میشود، ولی تمام نقاط متناظر با واحد های سابقاً کارا، همچنان روی مرزکارا باقی میمانند. نقطه D'’ نقطهای است که از آن پس، واحد B با افت کارایی مواجه خواهد بود و به یک واحد ناکارا تبدیل می شود. این کاهش میزان کارایی نه به دلیل ضعیف شدن عملکرد واحد B، بلکه به دلیل بهبود عملکرد واحد D است که در یک فضای رقابتی، موجب میشود واحد B از کارایی بیافتد. چرا که در تحلیل پوششی داده ها، کارایی واحد های تصمیم گیری به صورت نسبی سنجیده میشود. A B C D D’ D’’ Y2 __ X Y1 __ X O شکل ۳-۲۳ بهبود عملکرد واحد D، واحد B را از کارایی میاندازد. اگر برای سادگی، ورودی همه واحدها ثابت و مساوی با یک فرض شود (این فرض محدود کننده نخواهد بود و در قسمت واپسین این بخش کنار گذاشته می شود)، در آن صورت مختصات هر نقطه متناظر با یک واحد تصمیمگیری، تنها بر اساس خروجیهایش نمایش داده میشود. لذا مختصات نقطه D و D’’ می شود: D (y1D , y2D ) D’’(y1D*(1+α), y2D*(1+α)) α میزان افزایش خروجی اول و دوم واحدD است که موجب بهبود عملکرد و ارتقاء کاراییاش شده است از آنجا که استراتژی واحد D قبل و بعد از بهبود عملکرد مشابه فرض شده لذا واحد مذکور روی خط گذرا از مبدأ موقعیت خود را به نقطه D‘’ می رساند. به عبارت دیگر، واحد D برای رسیدن به نقطه D'’، عملکرد خود را به میزان ۱۰۰α% بهبود بخشیده است. مثلاً اگر مقدار α برابر با ۰٫۳ باشد، بدان معناست که واحد D با ۳۰% ارتقاء عملکرد به نقطه D'’ رسیده است. براین اساس طبق تعریف، مقدار ۱۰۰α حاشیه امنیت واحد B نسبت به واحد D بر حسب درصد خواهد بود. پس باید مقدار α را به دست آورد. برای به دست آوردن مقدار α، کافی است که مختصات نقطه D'’ را که در بالا بیان شد، در معادله خط AB قرار داد. اما قبل از آن توجه به این نکته ضروری است که مختصات هر نقطه روی پاره خطی مثل AB یا امتداد آن به صورت میانگین موزون مختصات نقاط دو سر پاره خط (A,B )، به نحوی که مجموع اوزان برابر با یک باشد، تعریف می گردد. بر این اساس اگرمختصات نقاط A,B به صورت زیر باشد: A(XA , YA) B(XB , YB) در آن صورت مختصات نقطه C روی پاره خط AB یا امتداد آن می شود: C((λAXA+ λBXB) , (λAYA+ λBYB)) به طوری که:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
پژوهشهای مختلف، ارتباط سرسختی و سلامتی را از یک طرف و روشهای مقابله و سلامتی را از طرف دیگر مورد بررسی و تأکید قرار دادهاند(اکبرزاده ، ۱۳۷۶). با این وجود، چگونگی ارتباط بین سرسختی و روشهای مقابله هنوز مشخص نشده است.
 آیا بین سرسختی و سلامت روان و روش های مقابله ای رابطه وجود دارد؟ در تحقیق حاضر ما به بررسی مقایسه راهبرد های مقابله ای معلمین زن ومرد آموزشگاه های ابتدایی شهرستان بهاباد و ارتباط آن با سلامت روان خواهیم پرداخت تا توانسته باشیم سهمی هرچند کوچک در جهت پیشرفت و رشد میهن عزیزمان ایران داشته باشیم. آدمی از آغاز پیدایش تا به صورت تکامل یافته کنونی درباره ی ویژگی های روانی خود کنجکاو بوده و در پی اصول و معیارهایی برای سلامت روان خود بوده است . از آنجا که نمی توانیم از استرس بگریزیم باید یاد بگریم که چگونه می توان به نحو موثری با محرکهای استرس زای پیرامون خود روبه رو شد( لازاروس و فولکمن (۱۹۸۴)، سازگاری را این گونه تعریف می کنند : تلاش برای کنترل استرس به شیوه های موثر. سازگاری یک اقدام یا عمل تنها نیست بلکه، فرایندی است که امکان مواجه با استرس زاهای مختلف را می دهد . فرایند سازگاری می تواند به تاثیر هیجانی محرک استرس زا یا بر حل کردن مسئله ای که موجب استرس شده متمرکز باشد (دانش نیا،۱۳۸۶). امروزه مشخص شده است که مردم در مواجهه با موقعیتهای استرس زا از پاسخ های کنارآمدن متفاوتی استفاده می کنند به کارگیری انواع روش های کنارآمدن ، پیامدهای متفاوتی را در سلامت جسمانی و روانی افراد دارد (کارور وشیر ، ۱۹۹۴). مهارتهای کنار آمدن ، کوشش های فعال یا غیرفعالی هستند که در پاسخ به شرایط تهدید و کاهش ناراحتی هیجانی به کار برده می شود (لازاروس و ریچارد ، ۱۹۹۳). لازاروس و فلکمن (۱۹۸۴) کنار آمدن را به دو دسته مسئله محور و هیجان محور طبقه بندی کرده اند،کنار آمدن مسئله محور به کنترل عامل استرس زا به منظور کاهش یا از بین بردن استرس زایی آن اطلاق می شود و کنار آمدن هیجان محور برای کنترل پاسخ هیجانی همراه عامل استرس زا جهت داده شده ات. افرادر موقعیت های فشار زا از راهبردهای مقابله ای متفاوتی استفاده می کنند ولی ممکن است هر نوع خاصی از مقابله را بیشتر از انواع دیگر به کار ببرند (تیلور ، ۱۹۹۱). با توجه به این که عوامل متعددی می تواند برمهارتهای مقابله ای افراد تاثیر بگذارد پژوهشگر در پژوهش حاضر به دنبال بررسی این موضوع است که آیا بین سبک های مقابله با سلامت روان معلمین زن و مرد تفاوت وجود دارد؟ اهمیت و ضرورت تحقیق: در قرن حاضر موضوع فشار روانی و استرس، یکی از مهم ترین زمینه های پژوهشی در علوم مختلف بوده است و بررسی تأثیرات آن بر زندگی انسان، یکی از گسترده ترین قلمروهای پژوهشی در عصر حاضر را تشکیل می دهد. استرس، اضطراب و مقابلهکی از اجزاء دائم هر روز زندگی هستند. شیوه ها یا راهبردهایی که فرد در مقابله با موارد استرس زا به کار می برد، نقش اساسی در سلامت جسمانی و روانی او ایفا می کند. فرایندهای ارزیابی و مقابله تلاش های شناختی و رفتاری افراد در تفسیر و غلبه بر مشکلات زندگی مؤثر می باشند (موس و شفر، ۱۹۹۳ ). در بحث ارزیابی اولیه، فرد ممکن است موقعیت را تهدید کننده یا برعکس بی خطر ارزیابی کند. در مرحله دوم یا ارزیابی ثانویه، نوع اقدامی که فرد باید نسبت به آن موقعیت بعمل آورد و نیز نیروها و امکاناتی که برای حل و مقابله با آن خود احساس می کند، مورد بررسی واقع می شود. احساس خطر و میزان آن وابسته به امکاناتی است که فرد احساس می کند در اختیار دارد و این موضوع در رابطه با اطلاعاتی است که محیط، تجارت زندگی و ویژگی های شخصی برایش به وجود آورده است. اطلاعات تازه ممکن است در ارزیابی فرد از موقعیت مؤثر واقع شود و آن را مورد ارزیابی مجدد قرار دهد (آزاد، ۱۳۷۸) پژوهش درباره سلامت روان و جسم و آنچه موجب پایداری و افزایش آن میشود، یکی از زمینههای انگیزشی انسان بوده است. پژوهش در زمینه سرسختی و روشهای مقابله با استرس دارای اهمیت و ارزش ویژه است: الف) بهزیستی و تندرستی فردی: به نظر میرسد پایداری در مقابله با استرس و سلامت و بهداشت روان، هدفمندی و ارزیابی مثبت از رویدادها، لازمه موفقیت در قرن جدید است. به عبارتی کسی موفق است که با بهره گرفتن از توانمندیهای درونی و روشهای مقابلهای مناسب، بیشترین سازگاری را به دست آورد و به تندرستی خود کمک نماید. ب) تفاوتهای فردی: تاکنون ویژگیهای جسمی، جنسی، شناختی، عاطفی و رفتاری به عنوان جنبههای مهم تفاوتهای فردی، مدنظر بوده است. اکنون بایستی در ارزیابی، مشاوره شغلی و گزینشهای استخدامی و تحصیلی به تفاوتهای افراد در سرسختی توجه بیشتری شود. ج) آموزش و پیشگیری: آیا نمیتوان با برنامهها و آموزشهای مناسب، سبک های مقابله ای را به افراد آموخت؟ به نظر می رسد جنبههای خاصی از سرسختی، بر اثر تجارب و آموختهها، جزو خصایص درونی فرد میشود. در هر حال، به دلیل نقش سرسختی در کاهش آثار مخرب استرس و کمک به تندرستی افراد و نیز ناتوانی (غیرمنطقی بودن) در رفع کامل استرسها، شاید بتوان بدین وسیله از خدمات پرهزینه، قابل اجتناب و غیرضروری بهداشتی و پزشکی و نیز از تلف شدن سرمایههای انسانی و اقتصادی جلوگیری کرد. همیشه پیشگیری بهتر از درمان بوده است.
 از زمانهای قدیم، پزشکانی چون بقراط و جالینوس، عوامل روانی را در بیماریهای جسمی- روانی بررسی کرده و به مقولهی تیپشناسی نظر داشتهاند اما به شکل علمی، بحث تیپ شناسی با فعالیتهای کرچمر و شلدون که معتقد بودند بین ویژگیهای روانی و جسمی رابطه وجود دارد آغاز شد(لیم وهمکاران،۲۰۱۱). سبکهای مقابلهای نوعی واکنش است که افراد در برابر مسائل استرسزا از خود بروز میدهند (لازاروس، ۱۹۹۸). سبکهای مقابلهای، تلاشهای فعالانه یا منفعلانه برای واکنش در برابر شرایط و موقعیت های استرسزا برای دور کردن یا کاهش استرس است و شامل سبکهای مسالهمدار، هیجانمدار و اجتنابی میباشد. سبکهای مساله مدار مانند مسالهگشایی (مجموعه افکار و کوششهای نیمه متمرکز با عوامل تنشزا همراه با به کارگیری رویکرد تحلیل گرایانه برای مشکل گشایی)، ارزیابی مثبت دوباره (تلاشهای در راستای ایجاد مفاهیم مثبت در رویارویی با مسایل و مشکلات)، مسئولیت پذیری (مجموعه واکنشهایی که پذیرش نقش فرد در ایجاد مشکل را به کمک تلاشهای سازنده و پیوسته در اصلاح موقعیت موجود نشان میدهد) و جستجوی حمایت اجتماعی با توجه به نقش فعال افراد در رویارویی با استرس، بررسی مسایل تنشزا و دور از هیجان به عنوان سبکهای مقابلهای فعالانه شمرده میشوند. سبکهای هیجان مدار که شامل رویارویی مستقیم (مجموعه رفتارهای پرخاشگرانه و مستقیم یا استرس زا برای تغییر فوری منبع استرس)، خویشتنداری یا سرکوبگری (خودداری از بروز وانشهای هیجانی در برابر استرس)، سبک اجتنابی (دوری کردن از منبع استرس) و سبک انکار (نادیده گرفتن موقعیتهای تنشزا) به عنوان سبکهای مقابلهای منفعلانه به شمار میروند (لازاروس و فولکمن ، ۱۹۸۴).
 اگرچه سبکهای مقابلهای چه به صورت فعال یا غیر فعال، شامل مجموعه تلاشهایی است که افراد برای پرهیز از عوامل تهدید کننده سلامت در پیش میگیرند، اما همیشه به کارگیری هر سبک مقابلهای با کاهش استرس همراه نیست، بلکه کارآمدی سبکهای مقابلهای در موقعیتهای گوناگون متفاوت است و گاهی نه تنها استرس را کاهش نمیدهد، بلکه موجب افزایش آن نیز میشود (لازاروس، ۱۹۹۸). در پژوهش حاضر پژوهشگر به دنبال بررسی رابطه سبکهای مقابله با سلامت روان در معلمین است ،با این امید که این پژوهش به لحاظ نظری وکاربردی برای مسئولین مفید باشد. اهداف تحقیق: هدف کلی : مطالعه ارتباط بین راهبردهای مقابله ای با سلامت روان در معلمین شهرستان بهاباد است. اهداف جزئی :
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
فصل سوم روش پژوهش ۳-۱ مقدمه در این فصل در مورد طرح تحقیق، جامعه آماری، حجم نمونه، نحوه اجرای نمونهگیری، جمع آوری داده ها، تجزیه و تحلیل داده ها و اعتبار و روایی پرسشنامه ها و خصوصیات پرسشنامه ها بحث میشود.
 ۳-۲ طرح پژوهش طرح پژوهشی حاضر از نوع غیر آزمایشی است. تحقیق غیر آزمایشی، مطالعهی تجربه مداری است که در آن محقق نسبت به متغییرهای مستقل، کنترل مستقیمی ندارد زیرا قبلأ آنها رخ دادهاند؛ و تنها از روی تغییر همزمان متغییر های مستقل و وابسته بدون مداخله در بازهی روابط بین متغییرها، استنباطهایی به عمل میآید (کرانچر، ترجمه شریفی و لطفی زند، ۱۳۸۶). در پژوهش حاضر متغییرهای شیوه های فرزندپروری و ویژگیهای شخصیت به منظور پیشبینی تاب آوری مورد بررسی قرار گرفتهاند. شیوه های فرزند پروری و ویژگیهای شخصیت به عنوان متغییر پیشبین و تاب آوری به عنوان متغییر ملاک در نظر گرفته شده است. ۳-۳ جامعه و نمونه آماری جامعه مورد بررسی عبارت است از تمامی دانش آموزان دوره متوسطه دختر که در سال تحصیلی ۹۲-۹۳ در ناحیه یک شهرستان خرم آباد در حال تحصیل هستند. براساس آمار این ناحیه این تعداد برابر با ۳۰۰۰ نفر می باشد. نمونه آماری بر اساس نمونهگیری خوشه ای تصادفی چند مرحلهای انجام شد. از مجموع ۱۰ مدرسه این ناحیه ۵ مدرسه به عنوان نمونه انتخاب شد و در هر مدرسه با توجه به تعداد کلاس های هر مدرسه، نیمی از کلاسها به عنوان نمونه انتخاب شد. در هر کلاس تعدادی از دانشآموزان بر حسب تصادف پرسشنامه ها را در بین آنان توزیع گردید. بر این اساس تعداد ۲۰۰ نفر از دانش آموزان دختر دوره متوسطه به عنوان نمونه انتخاب شدند. پس از توضیحات لازم و پر کردن و جمع آوری پرسشنامه ها، آنان مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند ۳-۴ ابزارهای پژوهش ۳-۴-۱ مقیاس تاب آوری کونور- دیویدسون (CD-RISC) یک ابزار ۲۵ سوالی است که سازهی تاب آوری را در اندازه های ۵ درجهای لیکرت از صفر تا چهار میسنجد. حداقل نمره تاب آوری آزمودنی در این مقیاس صفر و حداکثر نمره وی ۱۰۰ است. نتایج مطالعه مقدماتی مربوط به ویژگیهای روانسنجی این مقیاس، پایایی و روایی آن را تأیید کرده است (کونور، ۲۰۰۳). ۳-۴-۱-۱ پایایی و روایی پرسشنامه کونور- دیویدسون همسانی درونی، پایایی و بازآموزی و روایی همگرا و واگرای مقیاس به اندازه کافی گزارش شدهاند. گرچه نتایج تحلیلی عامل اکتشافی وجود ۵ عامل (شایستگی/ احترام شخصی)، (اعتماد به غرایز شخصی/ تحمل عواطف منفی)، (پذیرش مثبت عواطف/ روابط ایمن) برای مقیاس تاب آوری تأیید کرده است. چون پایایی و روایی زیر مقیاسها هنوز به طور قطع تأیید نشدهاند در حال حاضر فقط نمره کلی تاب آوری برای هدفهای پژوهشی معتبر محسوب میشود (کونور، دیویدسون، ۲۰۰۳). پایایی و روایی فرم فارسی مقیاس تاب آوری نیز در مطالعات مقدماتی، نمونه های بهنجار و بیمار مورد بررسی و تأیید قرار گرفته است (بشارت، ۱۳۸۶). ۳-۴-۲ ابزار شخصیت نئو ۳-۴-۲-۱ فرم کوتاه و تجدید نظر شده پرسشنامه شخصیتی نئو (NEO-PI-R) پرسشنامه شخصیتی نئو در سال ۱۹۸۵ توسط کاستا و مک کری تهیه شده است (کاستا و مک کری، ۱۹۹۲). این پرسشنامه حاوی ۲۴۰ سوال است و دارای دو فرم S (درجهبندی توسط خود فرد) و فرم R (درجهبندی توسط دیگران) است. این پرسشنامه پنج عاملی شخصیت پنج خصوصیت در هر عامل را اندازه میگیرد و به این ترتیب ارزیابی جامعی از شخصیت فرد ارائه میدهد. این پرسشنامه، مناسب افراد است که ۱۷سال یا بیشتر دارند و در ایران توسط گروسی (۱۳۸۰) ترجمه، هنجاریابی و اجرا شده است. فرم ۶۰ سوالی آن که در این پژوهش از آن استفاده شده است، در صورتی به کار میرود که مدت زمان اجرای پژوهش محدود و اطلاعات کلی از شخصیت کافی باشد. سوالات در یک مقیاس لیکرت ۵ درجهای توسط فرد پاسخ داده میشوند. برای هر عامل ۱۲ سوال اختصاص یافته است. هریک از سوالات دارای ۵ گزینه «کاملأ موافقم»، «موافقم»، «نظری ندارم»، «مخالفم» و«کاملأ مخافم» میباشند. که نمره های صفر تا چهار به آن تعلق میگیرد. هر عامل دارای ۱۲ آیتم و دامنه نمره ها از صفر تا ۴۸ است. با جمع نمرات هر یک از سوالات مربوط به هر آیتم، پنج نمره مجزا به دست میآید. شماره سوالهایی که به هر یک از آیتمها اختصاص دارد به شرح زیر در جدول ۳-۱بیان شده است. جدول ۳-۱) سوالات اختصاص یافته به هر یک از آیتمهای شخصیت در پرسشنامه نئو
| ردیف |
آیتم |
شماره سوالات |
| ۱ |
روان رنجورخویی |
۱-۶-۱۱-۱۶-۲۱-۲۶-۳۱-۳۶-۴۱-۴۶-۵۱-۵۶ |
| ۲ |
برونگرایی |
۲-۷-۱۲-۱۷-۲۲-۲۷-۳۲-۳۷-۴۲-۴۷-۵۲-۵۷ |
| ۳ |
گشودگی |
۳-۸-۱۳-۱۸-۲۳-۲۸-۳۳-۳۸-۴۳-۴۸-۵۳-۵۸ |
| ۴ |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
جدول شماره ۴-۱۳) آزمون همبستگی بین بکارگیری دانش و عملکرد مالی
وابسته مستقل |
متغیر عملکرد مالی |
| ضریب همبستگی |
میزان خطا |
Sig |
نتیجه آزمون |
| انتقال دانش |
۶۱۲٫ |
۰۵/۰ |
۰۰/۰ |
رد |
با توجه به نتایج جدول ۴ -۱۳ از آنجا که مقدار سطح معناداری (Sig) کوچکتر از میزان خطا ۵ درصد می باشد در نتیجه فرض رد و پذیرفته می شود. به عبارت دیگر با اطمینان ۹۵ درصد می توان گفت بین بکارگیری دانش و عملکرد مالی ارتباط معناداری وجود دارد. ضریب همبستگی بین انتقال دانش و عملکرد مالی برابر با ۶۱۲/۰ بوده که نشان از ارتباط مستقیم بین دو متغیر می باشد . ۴-۵) آزمون فرضیات با بهره گرفتن از تحلیل مسیر مدل های مسیر یکی از انواع مدل هایی هستند که می توان در تبیین و پیش بینی پدیده های مختلف از آن ها بهره برد. مدل های مسیر دارای ویژگی هایی هستند که به لحاظ داشتن چنین خصایصی معمولاً به عنوان یکی از زیر بنایی ترین انواع مدل ها در بحث های مدل سازی معادله ساختاری مورد توجه قرار می گیرند. برخی از این خصایص عبارتند از :

-
- کلیه متغیرهای اصلی در مدل( به استثنای متغیرهای خطا) از نوع متغیرهای مشاهده شده هستند و بنابراین یکی از فرض های این نوع مدل آن است که در مدل خطای اندازه گیری وجود ندارد.
-
- در مدل های مسیر اغلب بیشتر از یک متغیر درونی وجود دارد. هر متغیر درونی می تواند تنها در نقش یک متغیر وابسته یا در نقش یک متغیر مستقل و وابسته به طور همزمان باشد.
در این پژوهش ، نیز از این تکنیک جهت آزمون فرضیات و بررسی کلیت مدل استفاده شده است. از آنجا که با بهره گرفتن از تحلیل مسیر و معادلات ساختاری ، همه فرضیات مدل با هم و به صورت یکجا آزمون می شوند، لذا نتایج به شکل نمودار و جدول در زیر ارائه می شود. نکته قابل توجه در این روش این است که آنچه مورد آزمون قرار می گیرد ، مدلی است که پژوهشگر با بهره گرفتن از مبانی نظری و ادبیات مربوطه تدوین کرده است. و خروجی تحلیل ممکن است در قالب شاخص های اصلاح جهت برازش مدل ، لازم باشد فرضیاتی را که در سطح معنی داری ۵ درصد مورد تایید قرار نگرفته اند از مدل حذف کرد و یا پیشنهاداتی را برای ایجاد روابطی جدید که از مبانی نظری و تئوریکی کافی و منطقی برخوردار باشند به مدل اضافه کرد. توجه به این نکته ضروری است که هدف در برازش مدل ، مقدار کای اسکوار کمتر و درجه آزادی بیشتر است. ولیباز این امر نمی تواند توجیه گر روابطی باشد که ممکن است نرم افزار جهت بهبود مدل پیشنهاد دهد ولی از پشتوانه نظری کافی و منطقی برخوردار نباشد. با این مقدمه کوتاه نتایج حاصل از آزمون اولیه مدل در شکل زیر ارائه شده است : شاخص های برازش مدل و ضرایب رگریونی استاندارد روابط مدل به شکل جداگانه و در جداول مربوطه گزارش شده است. در جدول زیر نیز میزان معنی داری هر یک از روابط همراه با ضرایب رگرسیونی استاندارد آورده شده است. همانطور که در جدول نیز نمایش داده شده است، همه فرضیات در سطح معنی داری ۵ درصد مورد تایید قرار گرفته اند. جدول شماره ۴-۱۴) خلاصه نتایج آزمون فرضیات
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
-
- مادرانی که فرزند خود را از شیر خود تغذیه می کنند، کمتردچار سرطان PESTAN(به خاطر محدودیت سایت در درج بعضی کلمات ، این کلمه به صورت فینگیلیش درج شده ولی در فایل اصلی پایان نامه کلمه به صورت فارسی نوشته شده است) وتخمدان می شوند.

- شیر هر خانمی مطابق نیازهای فرزند خودش می باشد، مثلاً مواد موجود در شیر مادر بچه نارس با شیر مادر نوزادی که دوره کامل درون رحم را طی کرده است متفاوت است.
- کودکانیکه از شیر مادر تغذیه می کنند، حتی در دوره نوزادی یعنی چهار هفته اول زندگی از سایر نوزادان هوشیارترند. مطالعه نشان داده است که این دسته از شیرخواران در هفته اول و دوم تولد، فعالیت بدنی بیشتری داشته و عکس العمل آنان نیز از سایر نوزادن بیشتر است.
- اصولاً افرادی که از شیر مادر تغذیه نموده اند در سنین بلوغ و بزرگسالی از نظر عاطفی و روانی متعادل تر و پایدارترند.»[۲۵۷]
« ونیزتوصیه شده که به هنگام شیر دادن کودک ، طفل در سمت چپ قرار گیرد و تحقیق دانشگاه کرنل در آمریکا نشان داده است که کودک در سمت چپ راحت تر ازسمت راست است و علت آن هم این است که کودک از دوران جنینی با صدای ضربان قلب مادر انس داشته وهمراه این صدا، به او غذا می رسیده است، پس از تولد هم در سمت چپ بدن مادر با صدای قلب او مأنوس تر و راحت تر است.»[۲۵۸] « در شیرخوارگاه دانشگاه کورنیل، وقتی صدای ضبط شده قلب مادر را به میزان ۷۳ بار در دقیقه از بلندگو پخش کردند ، کودکان هم آرام شدند، لکن وقتی تعداد ضربان در دقیقه به ۱۱۰ تا ۱۲۰ بار رساندند صدای شیون کودکان برخاست.»[۲۵۹] شیر مادر رقیب ندارد خدای مهربان ترکیب شیر مادر را طوری قرار داده که متناسب با نیازهای طفل در ایام مختلف، ترکیب آن اندکی تغییر می کند. « خداوند متعال روزی کودک را در PESTAN(به خاطر محدودیت سایت در درج بعضی کلمات ، این کلمه به صورت فینگیلیش درج شده ولی در فایل اصلی پایان نامه کلمه به صورت فارسی نوشته شده است) مادر قرار داده، در یک PESTAN(به خاطر محدودیت سایت در درج بعضی کلمات ، این کلمه به صورت فینگیلیش درج شده ولی در فایل اصلی پایان نامه کلمه به صورت فارسی نوشته شده است) غذا و در دیگری آب و خداوند از روزی که مادر بچه را بر زمین می گذارد برای او روزی مناسب بر حسب تقدیر مقرر فرموده است.»[۲۶۰] نظر به یکی از انتشارات سازمان جهانی بهداشت در مورد شیر مادر نشان می دهد که: « ۱ –خوشبختانه ترکیب شیر مادران در نقاط مختلف جهان و با شرایط اقتصادی و غذایی متفاوت، تفاوت کلی و اساسی ندارد، لذا پروردگار مهربان شیر فلان ملکه را با شرایط ویژه زیستی و تغذیه ای بر شیر فلان مادر محروم و مستضعف مزیتی نداده است.
 ۲ – تغییرات ترکیب شیر از بدو تولد تا پایان دوره شیر دهی با نیاز روزمره کودک متناسب است.»[۲۶۱]
۴-۲-۳ - شیر دادن عبادتی بزرگ
مادر وقتی تصمیم جدی به شیر دادن گرفت، ندرتا با عدم موفقیت روبرو می شود. مسئله اراده در این خصوص بسیار مهم است. چنانچه در باب روزه نیز همینطور است تاکیدات بسیار مهم در این زمینه داریم: از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) نقل شده است که: « آیا خشنود نیستید وقتی یکی از شما از شوهرش آبستن است و شوهرش از او خشنود است ثواب کسی را دارد که روزها روزه بگیرد و شب ها برای عبادت خدا بپاخیزد و هنگامی که زایمان کند هر جرعه ای که از شیر او درآید و هر دفعه که PESTAN(به خاطر محدودیت سایت در درج بعضی کلمات ، این کلمه به صورت فینگیلیش درج شده ولی در فایل اصلی پایان نامه کلمه به صورت فارسی نوشته شده است) او مکیده شود برای هر جرعه شیر و هر مکیده شدن ثوابی دارد و اگر برای مراقبت طفل شبی بیدار ماند پاداش او معادل آن است که هفتاد بنده در راه خدا آزاد کرده باشد »[۲۶۲] رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: « هرگاه زن باردار شود همانندروزه دارو نمازگزار و مجاهدی است که با جان و مالش در راه خدا می جنگد و هرگاه زایمان کند، بزرگی پاداش وی را هیچکس نمی داند، و هرگاه شیر می دهد هر مرتبه مکیدن کودک برابر است با آزاد ساختن برده هایی از فرزندان اسماعیل ( سلام الله علیه ) و هرگاه از شیر دادن فارغ می شود فرشته بزرگواری به پهلویش می زند و می گوید که تو را خداوند آمرزید کارت را از نو آغاز کن.»[۲۶۳] و همچنین از امام صادق (علیه السلام) است که: « زن در دوران حاملگی و شیردهی اجر مجاهد در راه خدا را دارد و اگر در این بین بمیرد اجر شهید را دارد.»[۲۶۴] شرایط دایه برای شیر دادن کودک ، مادر از دیگران سزاوارتر است، اما اگر بنا به دلایلی مادر نتواند به کودک خود شیردهد، مثل اینکه دارای بیماری خاصی باشد یا مشکل دیگری وجود داشته باشد، می توان برای کودک دایه گرفت که گفته اند: « مستحب است دایه ای که برای طفل می گیرند، دوازده امامی و دارای عقل و عفت و صورت نیکو باشد و مکروه است که کم عقل یا غیر دوازده امامی یا بدخلق و زنازاده و … باشد.» [۲۶۵] پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله) می فرمایند: « توقوا علی اولادکم لبن البغیه ، فان اللبن یعدی »[۲۶۶] بپرهیزید از شیر دادن بدکار که شیر در مزاج و روح کودک اثر دارد. علی (علیه السلام) می فرمایند:« تخیرون النکاح ، فان الرضاع یغیرالطبع»[۲۶۷] همانطوری که برای ازدواج می گردید و انتخاب می کنید برای شیر دادن هم بگردید و دایه ای خوب انتخاب کنید ، زیرا شیربه طبیعت کودک اثر می گذارد. رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) می فرمایند: « ایاکم ان تسترضعو الحمقاء فان اللبن ینشئه علی ذالک»[۲۶۸] مواظب باشید برای شیر دادن فرزندانتان از زنان نادان استفاده نکنید زیرا شیر ، کودک را بر همین حال «نادانی» پرورش می دهد. از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است که فرمودند: « علیکم بالوضاء من الظوره فان اللبن یعدی »[۲۶۹] برای شیر دادن فرزندانتان از زنان پاکیزه ( دائم الوضو ) استفاده کنید زیرا شیر سرایت دهنده است. غزالی در این مورد چنین می نویسد: « اندر ابتدا جهت آن کند که تا زمانی که وی شیر دهد به صلاح و نیکو خوی و حلال خواره بود اندر طبع وی با آن مناسبتی پدیدار آید که پس از بلوغ ظاهر شود»[۲۷۰]
۴-۲-۴- شیر دادنی که علت محرم شدن است
شیر دادنی که علت محرم شدن است هشت شرط دارد:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
هر عقدی مرکب از دو عنصر ایجاب و قبول است بدین معنا طرفی که می خواهد عقدرا منعقدکند ایجاب عقد را انجام می دهد و طرف دیگر آن را قبول می کند که هر کدام از این ایجاب و قبول مشتمل بر الفاظی است که دلالت بر ایجاب و قبول می کند .آنچه مسلم است در تحقق ایجاب و قبول ممکن است قصد طرفین کتبی یا شفاهی ، لفظی یا عملی و یا به طریق مدرن یعنی به روش الکترونیکی ابراز گردد. ایجاب وقبول الکترونیکی باعث بوجودآمدن قراردادهای آنلاین (on line)
 در عرصه این فناوری گردیده است . ایجاب و قبول الکترونیکی درقراردادهای آنلاین بدین صورت است که فرد پیام داده ی خود را به سامانه ی رایانه ای مقصد ارسال می دارد و کسی که در مقصد است از ایجاب فرد مطلع میگردد.[۳۵] علی الاصول ایجاب و قبول الکترونیکی معتبر است.مویداین امر ماده۱۱قانون نمونه آنسیترال راجع به عبارت الکترونیک است که مقرر می دارد:دربستر وروند انعقادقرارداد ،ایجاب وقبول را می توان از طریق پیام داده ای ابراز گردد مگر اینکه طرفین خلاف آنرا مقرر کرده باشند.مفاد این بند در موردی که یکی از ایجاب وقبول الکترونیکی باشد نیزاجرا می گردد.در ماده ۱۳کنوانسیون بیع بین المللی کالا هرنوع وسیله ارتباطی که برای طرفین قابل فهم باشد را شامل می شود.البته کنوانسیون تمام قراردادهای الکترونیکی را پوشش نمی دهد،زیرا دربیع اموال منقول (کالا)وصرفا در قراردادهای بین تجار قابل اجراست.۲ گفتار سوم: تفاوت ایجاب با مفاهیم مشابه بند الف: ایجاب و مذاکرات مقدماتی ایجاب برای این که از سوی طرف مقابل پذیرفته شود، باید مراحلی را طی کند. یکی از این مراحل، مرحله مذاکرات مقدماتی، یعنی گفتگوهایی پیش از عقد است که به منظور تعیین ارکان و شرایط آن انجام گیرد و نمی تواند سبب تشکیل عقد گردد.۳ در حقوق اسلام، مذاکرات مقدماتی را باید در مبحث شروط تبانی یا بنایی جست وجو کرد. مراد از شروط تبانی مذاکرات پیش از عقد است که مورد توافق طرفین بوده، ولی در عقد نیامده است. مشهور بین فقها این است که این شروط از قلمرو انشا خارج اند، زیرا در تفاهم عرف مدلول ایجاب و قبول دلالت برشروط مزبور نمیکند.۴به نظر می رسد نظریه مشهور در خصوص مذاکراتی که بین آن ها و قصد انشا فاصله زیادی باشد که نتوان گفت مدلول ایجاب و قبول ناظر به آن مذاکرات بوده است صحیح و بدون اشکال است و در نتیجه، این عقیده که مدلول ایجاب و قبول ناظر به هرگونه مذاکره پیش از عقد است و مدلول آن مذاکرات، داخل در قلمرو انشاست، درست به نظر نمی رسد، زیرا بنای عقلاء بر این است که جز اموری که نوعاً در معاملات مقصود طرفین هستند یا اموری که صحت عقد منوط به آن هاست را هنگام عقد صریحاً ذکر می کنند. به نظر می رسد از دیدگاه برخی از فقیهان امامیه که هر گونه شرط تبانی را در حکم ذکر در عقد تلقی کرده اند خواه پیش از عقد ذکر شده باشد یا هر کدام از ضمیر دیگری آگاه باشد محمول بر موردی است که مذاکرات تقریباً متصل به عقد بوده و بتوان به کمک قرینه حالیه ایجاب و قبول را ناظر به آن مذاکرات دانست و آنرا در قلمرو قصدانشا داخل کرد.[۳۶] در حقوق مدنی ایران نیزبه پیروی از فقه امامیه، مذاکرات متعاقدین را (که عقد با توجه به آن مذاکرات منعقد شده است) حاکم بر عقد و تعهدات ناشی از آن دانسته است. مثلاً در ماده ۱۱۱۳ قانون مدنی آمده است«در عقد انقطاع، زن حق نفقه ندارد مگر اینکه شرط شده یا آن که عقد مبنی بر آن جاری شده باشد.» بنابراین قبل از انشاء عقد در قالب ایجاب و قبول، هیچگونه قراردادی بسته نمی شود و اصولاً مذاکرات مقدماتی و شروط تبانی، به تنهایی اثر حقوقی ندارند و تنها زمانی که قراردادی مبتنی بر آن ها منعقد گردید این پرسش مطرح می گردد که آیا مذاکرات مقدماتی الزام آور هستند یا خیر؟ بدون شک می توان گفت که شروط تبانی از اجزای ایجاب و قبول محسوب شده و از قدرت الزام آوری برخوردارند. هر چند در فقه امامیه مشهور به بطلان این شروط اعتقاد دارند اما نظریه محققین از فقیهان صحت این گونه شروط تبانی را گواهی می دهد.[۳۷]همانگونه که یکی از حقوقدانان می گوید: این ادعا که شروط تبانی در قصد بی اثر است نمی تواند پاسخ مناسبی به این سوال بدهد که اگر نیروی الزام آور شرط از تراضی مایه می گیرد، چرا باید ذکر در عقد برای نفوذ شرط لازم باشد و مبنای قصد مشترک مورد اعتنا قرار نگیرد. هدف از گفتن یا نوشتن الفاظ، ایجاد تفاهم وتمهید زمینه توافق است و درشرط تبانی نیز فرض این است که این تفاهم از راه گفتگوهای مقدماتی یا از راه عرف یا اوضاع و احوال به دست آمده و مبنای تراضی قرار گرفته است.[۳۸] در حقوق کامن لا نیز تمایز بین یک ایجاب صحیح و مذاکرات مقدماتی ، با توجه به قصد طرفین، الفاظ قرارداد و سایر قرائن گفتاری و حالی صورت می گیرد. حتی در مواردی که مذاکرات و گفتگوهای طرفین حکایت از رضایت آن ها بر انعقاد قرارداد می نماید تا وقتی تحقق ایجاب و قصد انشاء موجب محرز نشود نمی توان حکم به انعقاد عقد داد. در این رابطه یک پرونده مشهور به نام دعوی گیبسون[۳۹]۲ علیه شورای شهر منچستر وجود دارد. بدین مضمون که در سال ۱۹۷۰ شورای شهرمنچستر رویه ای را جهت فروختن خانه های کنسولی به مستاجرین آن مد نظرقرارداد. در سال ۱۹۷۱ خزانه داری شهر خانه ای که ارزش واقعی آن ۷۲۵/۲پوند است به قیمت ۱۸۰/۲ پوند یعنی با بیست درصد تخفیف به وی می باشد . در این نامه از آقای گیبسون خواسته شده بود که در محل مقرر حاضر شده و تقاضانامه رسمی تکمیل کند. ولی قبل از اینکه شورا بتواند در یک روند معمولی قادر به تدارک و معاوضه خانه های مزبور باشد هیئت نظارت و کنترل بر شوراء در نتیجه انتخابات دولت محلی در سال ۱۹۷۱ تغییر کرد و رویه فروش خانه بر عکس شد و شورا تصمیم گرفت که فقط معاملات قراردادهای معاوضه ای را که قبلاً منعقد شده بود کامل کند و در نتیجه آقای گیبسون ادعا کرد که قرارداد وی دارای الزام بوده و بایستی اجرا شود اما مجمع لردها بیان کرد که نامه خزانه داری فقط یک دعوت به معامله بوده و درخواست آقای گیبسون را قبولی نکرده و فقط آن را یک ایجاب که مورد قبول شورای شهر قرار نگرفته فرض نمود. با بررسی و کنکاش در این رأی در می یابیم که نوشته یا لفظ بایستی حاکی از « تمایل و قصد جدی بر ملزم شدن داشته باشد » و حتی استفاده موجب از کلمه ایجاب (Offer) نامه یا لفظ بعنوان ملاکی برای ایجاب نخواهد بود.[۴۰] بند ب : ایجاب و دعوت به ایجاب ایجابی که پس از ضمیمه شدن قبول به آن به انعقاد قراردادی می انجامد، باید متضمن تعهدی از طرف گوینده آن باشد. موجب باید تعهد خود را به صورت نهایی اعلام دارد و اختیار قبول یا رد آن را برای مخاطب بگذارد. گوینده ایجاب نباید تنها آغاز کننده مذاکراتی باشد که ممکن است به قراردادی بینجامد یا منجر به آن نشود بلکه او باید آماده متعهد شدن در صورت قبول مخاطب باشد. در حقوق کامن لانیز برخی انواع معاملات محاکم را دچار آشفتگی کرده است مثلاً در مورد معامله حراج، آرای محاکم در خصوص این که تقاضای حراج گذار ایجاب است یا دعوت به ایجاب، مختلف است. به نظر می رسد در اغلب موارد ایجاب عمومی، پیشنهاد صاحب کالا، دعوت به معامله و دعوت به ایجاب است، نه اعلام اراده جدی بر انعقاد معامله.[۴۱] از جمله مصداق های دعوت به معامله را می توان حراج، مزایده، آگهی و فهرست کالاهای مورد فروش، عرضه کالا با نصب قیمت روی ویترین، مذاکرات مربوط به فروش زمین و. . . دانست. برای نمونه پرونده ای از محاکم انگلیس را بیان می کنیم. مثال در خصوص مذاکرات فروش زمین است. در پرونده مشهور «هاروی به طرفیت فاسی»۳ خواهان ها از طریق تلگراف از خواندگان استعلام کردند که آیا قطعه زمین خاص را به ما می فروشید؟ در صورت مثبت بودن جواب، پایین ترین قیمت را با تلگراف به ما اعلام کنید. خواندگان در پاسخ، از طریق تلگراف اظهار کردند. پایین ترین قیمت نهصد پوند است خواهان موافقت خود را مبنی بر خرید زمین به همان نهصد پوند اعلام کرده و درخواست کردند که اسناد مالکیت را برای آن ها ارسال کنند، اما طرف مقابل سکوت کرد. کمیته قضایی شورای سلطنتی رای داد در این مورد قراردادی منعقد نشده و تلگراف دوم ایجاب نبوده است. بلکه تنها بیانی در مورد حداقل قیمت در صورت تمایل به فروش است. بنابراین تلگراف سوم قبول تلقی نمی شود.[۴۲] براساس بند یک ماده ۱۴ کنوانسیون بیع بین المللی در پیشنهاد انعقاد قرارداد به یک یا چند فرد معین چنانچه به اندازه کافی مشخص و دال بر قصد التزام ایجاب کننده در صورت قبول طرف مقابل باشد ایجاب محسوب است. بنابراین مفهوم بند یک این است که اگر پیشنهاد به یک یا چند فرد معین نباشد ایجاب عام محسوب نمی گردد.چنانکه در بند ۲ ماده ۱۴ به صراحت آمده است. در این بند مقرر شده است « در پیشنهاد جزء در موردی که خطاب به یک یا چندین نفر معین است، دعوت برای ایجاب محسوب می گردد، مگر در صورتی که پیشنهاد کننده خلاف آنرا به وضوح اعلام کند.» براساس بند ۲ بطور استثنائی ایجاب عام پذیرفته شده است مستفاد از ذیل بند ۲ این است که اگر در ایجاب عام به صراحت بیان شود که این پیشنهاد به عموم ایجاب محسوب می شود. از نظر کنوانسیون مانعی وجود نخواهد شد. بند ج : ایجاب و وعده یکطرفه بیع وعده یکطرفی بیع به حالتی گفته می شود که یکی از طرفین قراردادکه معمولا فروشنده است متعهد به مفاد توافق می شود به این صورت که ،فروشنده شرایط معامله وقیمت را تعیین واراده خود رابرانتقال مبیع اعلام وانتقال آن را موکول به تمایل خریدار می کند به گونه ایی که اگر اوپیشنهادرابپذیرد عقدواقع شود.[۴۳] به عبارت دیگر طرفین با آنکه نیاز به تشکیل بیعی را برای خود احساس می کنند، زمینه انشای فعلی آن را ندارند. از این رو به منظور اطمینان یافتن طرفین از انجام معامله پس از رفع موانع یا ایجاد ترغیب و تهیه شرایط به تشکیل قراردادی عادی یا رسمی همت می گمارند که موضوع آن تعهد هر یک از دو طرف در برابر طرف دیگر به تشکیل بیع مال مزبور ( در تعهد طرفین) و یا تعهد یک طرفه ( در تعهد یکطرفی ) است. موضوع قرارداد تشکیل بیع، یک عمل حقوقی یعنی انشای عقد بیع یا در حقیقت تعهد بر انشای آن است. هر گاه قرارداد مزبور بر حسب اراده طرفین معوض باشد یعنی هر یک از ایشان براساس قرارداد در برابر دیگری متعهد به انشاء بیع شده باشند موضوع قرارداد هرچند به ظاهر موضوع واحدی به نظر می رسد، اما در حقیقت متعدد است و تعهد هر یک به انشای عقد به عنوان بایع یا خریدار در برابر تعهد دیگری به انشای آن بعنوانی دیگر قراردارد، یعنی یکی از دو طرف تعهد بر فروش مال و طرف دیگر متقابلاً تعهد بر خرید آن می کند که در این مورد نتیجه انجام تعهد طرفین، پیدایش ماهیت حقوقی واحد، یعنی عقد بیع است. اما اگر این قرارداد در اراده دو طرف غیر معوض باشد، یعنی یکی از دو طرف در برابر دیگری قصد انشای بیع کرده و طرف دیگر صرفاً این تعهد را پذیرفته باشد، بدون اینکه متقابلاً او هم به انشای عقد متعهد شده باشد، مورد این قرارداد او در حقیقت واحد است.اگرچه اجرای آن و تأثیر انجام تعهد متعهد در تشکیل عقد مستلزم همکاری اراده طرف دیگر در ایجاد این ماهیت است زیرا تعهدی بر عهده طرف دیگر بر انشای متقابل عقد قرار نگرفته؛بلکه این طرف صرفاً متعهدله درقرارداد تشکیل بیع است. در نتیجه او خواهد توانست از این همکاری اراده در جهت ایجاد عقد خودداری و تعهد مزبور را از ذمه متعهد مانند هر طلب دیگری اسقاط کند.۱ حالت دوم چیزی است که ما از آن به تعهد یکطرفی بیع یاد می کنیم. بنابراین تعهدات مقدماتی یا بصورت تعهد یکطرفی و یا تعهد دو طرفی شکل می گیرد. با توجه به مطالب فوق در خصوص مفهوم تعهد یکطرفی بیع و شباهت های زیادی که بین وعده یکطرفی بیع و ایجاب وجود دارد، این توهم ایجاد می شود که وعده یکطرفی بیع در واقع ایجاب معامله است زیرا ایجاب همانند وعده یکطرفی بیع زمینه ای را ایجاب می کند که با ضمیمه شدن _____________________ ۱-شهیدی، مهدی، قرارداد تشکیل بیع ، مجله تحقیقات حقوقی ، انتشارات دانشکده شهید بهشتی،ش ۱۰ص۶۳ قبول به آن،عقد بیع را محقق میسازد.از طرفی نیز ایجاب، همانند وعده یکطرفی بیع برای گوینده آن ایجاد التزام می کند. در آنجا که برای اعتبار ایجاب ،گوینده اراده نهایی خود را به انتقال اعلام می کند در وعده یکطرفی هم پیشنهاد کننده اراده نهایی خود به انتقال را اعلام و وقوع بیع را موکول به رضای خریدار می سازد. آیا این شباهت ها کافی است تا ایجاب و وعده یکطرفی بیع را یکی بدانیم؟ با ملاحظه مفهوم این دو نهاد حقوقی و یافتن تفاوت های ماهوی و تفاوت آثار آن دو امتیاز ایجاب از وعده یکطرفی بیع آَشکار می شود.[۴۴]نخست به چند مثال از وعده یکطرفی پرداخته، سپس به بیان تفاوت ها مبادرت خواهیم کرد. بین موجر و مستاجر قراردادی منعقد می شود و موجر به مستاجر می گوید اگر اصلاحاتی در ملک ایجاد کند و خود او در مدت اجاره رغبتی به خرید مال مورد اجاره پیدا کند مال را به او خواهد فروخت تا از اصلاحات بهره مند گردد. یا مالکی ملک خود را به اجاره می دهد و شرط می کند زمانی که در مستاجر رغبت به خرید آن ملک پیدا شد آن را خریداری کند یا شخصی برای خریدن وسیله ای به مغازه ای مراجعه کرده کالای مورد نظرش را انتخاب می کند و با فروشنده نیز درباره قیمت و شرایط معامله به توافق می رسد اما چون فروشنده هنوز در خریدار رغبتی کامل نمی بیند به او فرصت می دهد که بعد از ۴روز تصمیم نهایی را بگیرد یا کالا را بخرد و قیمت را بپردازد یا آنچه را گرفته پس دهد. در این صورت بیع صورت نگرفته است ولی اراده بیع چنان است که با پذیرش خریدار نیازی به انشای مجدد ندارد. در تفاوت ماهوی ایجاب و وعده یکطرفی بیع باید گفت که ایجاب با یک اراده وجود پیدا می کند اما وعده یک طرفی بیع قراردادی است که با توافق بایع و مشتری واقع می شود در واقع وعده یکطرفی بیع حالت حد وسط بین ایجاب و عقد نهایی است وعده دهنده متعهد می شود که در صورت رغبت طرف مقابل به خرید کالا آن را بفروشد واین بیش از یک ایجاب است . زیرا در اینجا بر خلاف مورد ایجاب صرف ایجابی همراه با قبول مشاهده می شود. به همین دلیل عقد کاملی وجود پیدا می کند که هم ایجاب و هم قبول آن تنهابر وعده به بیع واقع شده است . این وعده پایین تر از عقد نهایی و کامل و بالاتر از ایجاب و حتی می توان گفت ایجابی ملزم است؛ زیرا در ایجاب ملزم گوینده ملزم به وعده بیع نشده است بلکه تنها به بقاء ایجاب متعهد شده است. از نقطه نظر عملی هم وعده بیع از ثبات بیشتر و قوی تری نسبت به ایجاب و حتی ایجاب ملزم برخودردار است و مدت وعده نیز طولانی تر از مدت معین یا عرفی ایجاب ملزم است. بنابراین وعده یکطرفی بیع هرچند یکطرفی است الزام آور است. در حالیکه ایجاب تنها در صورتی که ملزم باشند یعنی زمانی معین برای آن شرط شده باشد یا عرفاً محدود به زمان معینی باشد الزام آور است . از جمله مواردی که موجب زوال ایجاب قبل از قبول می شود فوت و حجر گوینده آن است در حالیکه در وعده یکطرفی بیع بعد از فوت به ورثه منتقل می شود و بعد از حجر به این تعهد لطمه ای وارد نمی شود زیرا فرض این است که اراده قاطع و نهایی خود را ضمن وعده پیشین اعلام کرد و برای تحقق بیع نیاز به انشای مجدد او نیست.۱ فصل دوم: خصوصیات و احکام ایجاب مبحث اول: خصوصیات ایجاب همان طور که از عنوان این مبحث بر می آید اختصاص دارد به خصوصیات و احکام ایجاب که هر کدام از آن ها در دو گفتار جداگانه مورد بحث و بررسی قرار خواهد گرفت. در خصوصیات ایجاب زاویه دیدما معطوف به آن دسته از اموری است که معرف ماهیت ایجاب بوده و برای شناخت بهتر از ایجاب به انشایی بودن، جدی بودن ، کامل بودن، مشخص بودن، قطعی و منجز بودن و همچنین لزوم مخاطب داشتن ایجاب مورد بحث و بررسی قرار خواهد گرفت. __________________________
۱- منبع پیشین گفتار اول: انشایی بودن ایجاب لازم به ذکر است که بهترین اثر ایجاب این است که برای طرف خطاب خود توانایی ویژه ای به وجود می آورد تا مضمون آنرا بپذیرد و عقد را با همه آثار خود تحقق بخشد به این خاصیت ایجادی ایجاب اصطلاحاً انشایی بودن ایجاب گویند و فرق آن با جملات اخباری در این است که احتمال صدق و کذب در آن نمی رود بلکه اثر ایجادی داشته و یا ضمیمه شدن قبول به آن منشا اثرخواهدگردیدوگوینده ایجاب را به آنچه انشاء نموده است ملزم و پای بند خواهد نمود همچنین قبول کننده نیز براساس ماهیت ایجابی که انشاء شده است ملزم به انجام تعهدات مندرج در ایجابی که مورد قبول او قرار گرفته است، می سازد. گفتنی است چون انشاء در حقوق غربی مفهومی ناشناخته است این خصوصیت با عنوان «ایجاب وسیله اعلام اراده»مطرح می شود.[۴۵] گفتار دوم :جدی بودن ایجاب اصولا ایجابی که بدون قصد جدی شکل گرفته به نحوی که موجب قصد ملزم شدن خود را نداشته است در ایجاد عقد تاثیری نخواهد داشت. چنین ایجابی اگر چه در ظاهر وجود پیدا کند و طرف ایجاب نیز آنرا بپذیرد اما هیچگونه اثر حقوقی بر آن مترتب نمی شود. گاهی عبارتی بدون قصد تلفظ صادر می شود مانند عبارت شخص خوابیده و مجنون و صغیر غیر ممیز در این حالت عقدی به وجود نمی آید زیرا این افراد از خود اراده ای ندارند حال آنکه ارزش این عبارت به دلیل کاشفیت آن ها از اراده باطنی است. در مورد شخص مست نیز چون قصدی در او متصور نیست همین حکم جاری است. در صورتی که عبارت با قصد تلفظ اما بدون درک و فهم معنای آن صادر شود، عقدی بسته نمی شود. همچنین اگر عبارت با قصد تلفظ و فهم معنا صادر شده باشد اما قصد انشاء عقد به واسطه آن عبارت نشود بلکه برای حفظ کردن یا آموزش دادن ابراز شود هیچگونه عقدی وجود پیدا نمی کند. عبارت گوینده اگر از روی خطا صادر شود.مهمل و لغو است همچنان که اگر عبارتی از روی مزاج و شوخی بیان گردد اثری در عالم حقوق نخواهد داشت. مطلب فوق الذکر دلالت بر لزوم جدی بودن قصد انشاء دارند و اصولاًٌ هر گاه در معاملات بحث از قصد می شود و از شرطیت آن سخن به میان می آید مراد همان قصد جدی است. در فقه اسلامی مفاد ، روایات و قاعده مشهور “العقود تابعه الصقصود”،نیز دلالت بر لزوم جدی بودن قصد انشاء در عقود دارد.[۴۶] به طور کلی هر عبارت انشایی در صورتی که بدون داشتن قصد لفظ، قصد معنای انشایی و قصد جدی صادر شود اثری حقوقی نخواهد بخشید.[۴۷] این عدم اثر مربوط به عالم ثبوتی است. اما در مقام اثباتی هیچگونه ادعایی بر عدم قصد جدی مسموع نیست مگر در صورتی که دلیل این ادعا را معاضدت کند. در حقوق کامن لا نیز ایجاب در صورتی مؤثر است که قصد جدی بر ملزم شدن به مفاد آن وجود داشته باشد و در مباحث حقوق قراردادها بخشی تحت عنوان «قصد ایجاد رابطه حقوقی»[۴۸] وجود دارد که آنرا بعنوان عنصر قراردادی سوم علاوه بر پدیده توافق بین طرفین و وجود عوضین در تشکیل قرار داد ضروری می دانند. حقوقدانان انگلیسی معتقدند هر گونه عبارتی در عقود و معاملات باید با اراده جدی صادر شود هر چند در مقام اثبات اختلاف دارند و اگر طرفین زبانی را به کار ببرند که اشخاص متعارف برای ایجاد تعهدات خود به کار می برند، قصد واقعی آنان تأثیری در مقام ندارد.[۴۹] در خصوص توافقات تجاری نیز فرض بر این است که طرفین برای ایجادرابطه حقوقی قصد جدی داشته و قراردادی را منعقد ساخته اند.در کنوانسیون بیع بین المللی نیز شرط اساسی ایجاب قصد جدی بر انعقاد قرارداد و الزام به مفاد چیزی است که اعلام کرده است. در بند۱ ماده ۱۴ کنوانسیون آمده است: «ایجاب باید دلالت بر این کند که گوینده قصد جدی بر ملزم شدن در صورت قبول طرف مقابل دارد» اما در خصوص این که آیا گوینده ایجاب قصد ملزم شدن را داشته و به طور جدی قصدش را اعلام کرده است یا نه؟ باید به تفسیر اظهارات یا عمل طرفین پرداخت و این موضوع را بند ۱ ماده ۸ کنوانسیون تبیین کرده است: «هرگاه یکی از طرفین نسبت به مؤدای قصد طرف دیگر علم داشته باشد یا جهل او مسموع نباشد، الفاظ و سایر اعمال طرف دیگر باید مطابق قصد وی تفسیر شود» در این بند، کنوانسیون نظریه اراده باطنی را ترجیح می دهد. اما بند ۲ ماده ۸ نظریه اراده ظاهری را به کار می گیرد و در این بند آمده است: «در صورت عدم شمول بند پیشین الفاظ و سایر اعمال هر یک از طرفین محمول بر استنباط افراد متعارف همان صنف، در اوضاع و احوال مشابه است» در بند ۳ از ماده ۸ آمده است: «در مقام تشخیص قصد هر یک از طرفین یا تعیین استنباطی که یک فرد متعارف از آن خواهد داشت باید به اوضاع و احوال ذی ربط، از جمله به مذاکرات، رویه مقرر بین طرفین ، عرف و عادت و سایر اعمال بعدی آنان توجه کافی مبذول داشت.» همچنین کنوانسیون در ماده ۹ چنین مقرر می کند«۱- طرفین ملزم به هر گونه عرف و عادت مورد توافق و رویه معمول فیمابین می باشند.۲-فرض بر این است که طرفین عرف و عادتی را که نسبت به آن وقوف داشته اند یا می باید وقوف می داشتندوآن عرف و عادت در تجارت بین الملل کاملاً شناخته شده و طرفین قراردادهای مشابه، در آن نوع تجارت خاص،بطور منظم آن را رعایت می کنند، به نحو ضمنی بر قرارداد فیمابین یا انعقاد آن حاکم ساخته اند،مگر در مواردی که خلاف آن ثابت شود». بند۳ ماده ۸ و ماده ۹ کنوانسیون مهم ترین مقررات آن محسوب می شوند، زیرا به محکمه اختیار می دهند که تشکیل یا عدم تشکیل قرارداد را با نظریه مذاکرات، عرف،رویه بین طرفین و . . . مشخص کنند.[۵۰] از مجموع مطالب مذکور اینچنین استفاده می شود که یکی از خصوصیات مهم و بارز ایجاب، جدی بودن آن است.گوینده ایجاب باید قصد جدی بر ایجاد رابطه حقوقی داشته باشند. در غیراینصورت هیچ گونه اثر حقوقی نخواهد داشت و نمی تواند زمینه انعقاد قرار داد شود. گفتار سوم: کامل بودن ایجاب کامل بودن ایجاب به این معناست که ایجاب باید حاوی تمام عناصر اصلی قرارداد باشد. در سیستم های مختلف حقوقی ارکان اساسی قرارداد متفاوت است. برای مثال در حقوق اسلام و حقوق مدنی ایران(ماده ۳۳۹ق.مدنی) از جمله ارکان اساسی عقد بیع، تعیین ثمن و مبیع و علم به موضوع قرارداد است. ایجاب باید حاوی این عناصر باشد. در غیراینصورت هیچگونه التزامی ایجاد نمی کند بنابراین اگر پیشنهاد بازرگانی بدون ذکر مشخصات مبیع و ثمن انجام شود، ایجاب محسوب نخواهد شد و پذیرفتن چنین پیشنهادی قرارداد بیع را واقع نمی سازد. یکی از فقهای امامیه معتقد است که علاوه بر لزوم ذکر شرایط اساسی در متن عقد، لازم الوفابودن هر شرطی نیز منوط به این است که در ایجاب وقبول ذکر شوند.[۵۱] گفتارچهارم: مشخص بودن ایجاب مشخص بودن به این معناست که نوع عقد و موضوع قرارداد مبهم نباشد یا مرّدد بین دو چیز نباشد بنابراین اگر مالک اعلان کند خانه ای را به مبلغ معین می فروشد یا حاضر است اسبی را که در مسابقه برنده شود به قیمت مناسب بخرد، این پیشنهاد را نباید ایجاب شمرد.۳ زیرا در زمان توافق باید هر یک از دو طرف به روشنی بداند که چه معامله ای می کند و موضوع آن چیست. از این قاعده پاره ای از قراردادها استثناء شده است (ماده ۲۱۶ قانون مدنی ) چنانکه شخص می تواند ضمانت دینی را کند که مبلغ آن را نمی داند( طبق ماده ۶۹۴ قانون مدنی)یا برای اجرای کاری تعهد به دادن پاداش کند که نمی داند چه مدت به درازا می کشد.[۵۲]در قانون مدنی ایران معلوم و معین بودن موضوع عقد از شزایط اساسی عقد است براساس بند ۳ ماده ۱۹۰ موضوع عقد باید معین باشد. در تمام مکاتب حقوقی اسلام از جمله شروط ایجاب این است که موضوع عقد معین و مشخص باشد به طوری که طرفین به آن آگاه بوده و نسبت به آن جهل و ابهامی نداشته باشد. بعضی از علمای عامه معتقدند: موضوع عقد باید مشخص بوده و مجهول و مرّدد نباشد. جهالت ناشی از نامشخص بودن موضوع یا فاحش است یا غیرفاحش. ابوحنیفه و شافعی معتقدند که در صورت وجود جهالت فاحش هیچ عقدی بطور صحیح منعقد نمی شود.۲ براسا س فقه امامیه نیز ایجاب باید مشخص باشد.به همین جهت موضوع عقد باید مشخص باشد تا بدین وسیله جهل، موجب غرر سبب بطلان عقد نشود .۳ براساس مقررات قانونی کشورهای غربی نیز موضوع عقد باید معین و مشخص باشد. مشخص بودن ایجاب در حقوق امریکا و انگلیس از روشن ترین مسائل حقوق قراردادهاست و اصولاً به همین دلیل است که حقوقدانان برجسته ای چون چشایر و فیفوت بین ایجاب و دعوت به ایجاب فرق می گذارند. قضات محاکم نیز مشخص بودن ایجاب را شرط اسامی تلقی کرده اند. در قانون تجاری متحدالشکل (ucc) نیز از شرایط اساسی ایجاب، مشخص بودن آن داشته شده است. در کنوانسیون بیع بین المللی علاوه بر قصد جدی بر ملزم شدن، مشخص بودن ایجاب نیز شرط دیگری است که در بند ۱ ماده ۱۴ آمده است.۴ براساس این ماده ایجاب وقتی مشخص است که کالای مورد معامله مشخص بوده و به صراحت یا به نحو ضمنی مقرراتی برای تعیین مقدار و قیمت آن ما تنظیم کند. مفهوم اصلی مشخص بودن در ماده ۱۴ کنوانسیون این است که ایجاب باید شامل این سه عنصر باشد. ۱- مشخص بودن کالاها ۲- مقدار معین ۳- قیمت معین گفتار پنجم: قطعی و منجز بودن ایجاب
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تعهدیها[۵۰] رفتاریها[۵۱] توضیحیها[۵۲] حکمیها همانطور که از نامشان مشخص است، با صدور حکم توسط قاضی یا داور و… از بقیه متمایز میشوند، که البته نیازی هم نیست حکم نهایی باشند که به آن ها “حکمی” گفته شود، اعمالیها اشاره به اعمال قدرت و نفوذ دارند، مثل توصیه کردن، اخطار دادن و… . تعهدیها به قول دادن و عهدهدار شدن اشاره دارند. رفتاریها مرتبط با رفتار اجتماعی از جمله عذرخواهی، تبریک گفتن و اعمالی از این دست هستند. توضیحیها از نظر سرل به سختی قابل توصیف هستند: “با بهره گرفتن از آن ها پارهگفتار را به رشته کلام درمیآوریم: من تصور میکنم…".
 آستین خود در ادامه به این نکته اذعان دارد که میان این پنج دسته همپوشیهای فراوانی وجود دارد و در این بین، دو دستهی آخر به دلیل طیف گستردهای که دربرمیگیرند، بیشتر از بقیه ایجاد مشکل میکنند، و اغلب ایراداتی که بعدها بر نظریه او وارد شد ریشه در همین موضوع داشت.
 ۲-۲-۱-۴- سرل (۱۹۶۹) سرل، که دانشجوی آستین بود (اسمیت[۵۳]، ۲۰۰۳) ، نظریهی کنشهای گفتاری آستین را شرح و بسط داد. “زبان در واقع اجرای کنشهای گفتاری است. کنشهایی همچون اظهار کردن، سؤال کردن، دستور دادن، قول دادن، و موارد انتزاعیتری همچون ارجاع[۵۴] و محمولسازی[۵۵].” (سرل، ۱۹۶۹: ۱۶). وی دلیل اصلی تمرکز بر مطالعهی کنشهای گفتاری را این امر میداند که تمام ارتباطات زبانی شامل کنشهای زبانی هستند و کنشهای گفتاری را به پنج دستهی اصلی تقسیم می کند: کارگفت اظهاری[۵۶]: گوینده را به صدق گزاره[۵۷] مطرح شده متعهد میکند. کارگفت ترغیبی: شنونده یا مخاطب را به انجام کاری ترغیب می کند. کارگفت تعهدی: گوینده متعهد به انجام کاری در آینده میشود. کارگفت عاطفی[۵۸]: گوینده با بهره گرفتن از این کارگفت احساس خود را بین میکند. گیلبرت[۵۹] (۱۹۹۹)، این نوع از کارگفت را ابزاری برای شدّت بخشیدن به معنای موردنظر فرض میکند. کارگفت خبری: گوینده شرایط تازهای را برای مخاطب اعلام میکند. گویشور همزمان با هر جملهای که به زبان میآورد: الف) ادا کردن واژهها[۶۰] (شامل تکواژ و واژه و استفاده از کنشهای پارهگفتاری) ب) ارجاع و محمولسازی (استفاده از کنشهای گزارهای) پ) بیان کردن [۶۱](پرسشسازی فرمان دادن، متعهد شدن و استفاده از کنشهای منظوری) را هم انجام میدهد. لازم به ذکر است که سرل سه مورد بالا را کاملاً جدا از هم تصور نمیکند، چون ممکن است گویشور بهطور همزمان از چند مورد از موارد بالا استفاده نماید، و این یعنی میان آن ها فاصلهی دقیقاً مشخصی وجود ندارد. بعدها سرل مفهوم کنش تأثیری را از مفاهیمی که آستین معرفی نمود، به تقسیمبندی سهگانهی خود اضافه کرد (همانجا: ۲۴). مثالی که سرل در رابطه با مفهوم اصلی جمله و معنای موردنظر (تفاوت بین معنای واژهها و معنای مورد نظر گوینده) میآورد از این قرار است: “تصور کنید من سربازی آمریکایی هستم، که ایتالیاییها من را به اسارت گرفتهاند و میخواهم به آن ها بفهمانم که من آلمانی هستم تا آزادم کنند، اما آنقدرها هم آلمانی بلد نیستم که این مسأله را به آن ها بفهمانم، به جای آن، از یک قطعهی کوچک زبان آلمانی که از دوران دبیرستان در ذهن داشتم استفاده میکنم، در این صورت معنای این کلمات فارغ از آنچه واقعاً هستند، از دید گوینده به این معنا هستند که “من آلمانی هستم” (همانجا: ۴۴). هر جملهای می تواند با معنای لفظی آن ادا شود، امّا معنای واقعی آن چیز دیگری باشد. صحبت کردن به زبان خاصی به معنای درگیر شدن در رفتاری قاعدهمند است. سرل از این رفتار قاعدهمند تحت عنوان کنشهای گفتاری نام میبرد و انواعی از آن از جمله اظهار کردن، فرمان دادن، سؤال کردن، و قول دادن و انواعی انتزاعیتر همچون ارجاع و محمول سازی را مثال میزند (همانجا: ۱۶) .سرل همچنین تولید جمله تحت شرایط خاص را هم کنش گفتاری میداند. به علاوه وی دلیل تمرکز بر مطالعهی کنشهای گفتاری را این امر میداند که تمام ارتباطات زبانی را شامل کنشهای زبانی درنظرمیگیرد و بر همین اساس، کنشهای گفتاری را واحدهای زیربنایی و اصلی ارتباطات زبانی فرض می کند. کنشهای گفتاری در ادا کردن یک جمله به طورکلی در نقش معنای اصلی جمله بهکار میروند، چرا که در بسیاری از موارد منظور گویشور بسیار فراتر از آن چیزی است که صرفاً به زبان میآورد. علاوه بر این وی برای عمل کردن هریک از کنشهای گفتاری هم شرطهایی را برمیشمارد، مثلاً برای فرمان دادن، کسی که فرمانی را صادر میکند، میبایست از قدرت بالاتری نسبت به فرمانپذیر برخوردار باشد و گوینده حتماً تمایل داشته باشد که شنونده آن کار را انجام بدهد (همانجا: ۶۴). رویهمرفته مطالعهی معنای جملات جدا از مطالعهی کنشهای گفتاری نیست، چرا که هر جملهی معناداری میتواند برای انجام کنش گفتاری خاصی به کار برود، چرا که در اغلب موارد منظور ما بسیار فراتر از آن چیزی است که به زبان میآوریم (همانجا: ۱۸). مثلاً جملهی “میتوانی این کار را برایم انجام دهی؟” برخلاف معنای واژگانی و حالت پرسشی که دارد، در واقع به عنوان سؤال بهکار نمیرود، بلکه بیشتر یک تقاضا محسوب میشود. در نتیجه بسیاری از نقشهای زبانی به گون های همپوشی دارند (همانجا: ۶۸). ۲-۲-۱-۵- باخ و هارنیش (۱۹۷۹) باخ و هارنیش (۱۹۷۹) سازههای اصلی کارگفت مورداستفاده گویشور را به ترتیب زیر برمیشمارند: کنش پارهگفتاری: گوینده عبارتی از زبان را در بافت برای شنونده ادا میکند. کنش زبانی: گوینده عبارتی از زبان را در بافت برای شنونده شرح میدهد. کنش منظوری: گوینده کاری را در بافت انجام میدهد. کنش تأثیری: گوینده به نوعی بر شنونده تأثیر میگذارد. علاوه بر این آن ها ۵ نوع از انواع معنی را که میتواند موردنظر گوینده باشد معرفی میکنند: معنای اصلی[۶۲] معنای لفظی[۶۳] معنای منظوری[۶۴] معنای اجرایی[۶۵] معنای گزارهای[۶۶] از نظر باخ و هارنیش کارگفتهای ترغیبی نشان میدهند که قصد گوینده از گفتن پارهگفتار این است که پارهگفتار یا طرزتلقی وی، دلیلی است برای عملکرد شنونده (همانجا: ۴۷). باخ و هارنیش (۱۹۷۹) بر این عقیدهاند که شنونده باید رابطهی بین کنش زبانی و کنش منظوری را دریابد، چرا که اساس منظور گوینده، کنش زبانی وی میباشد. علاوه بر این، آن ها به طور کلی ارتباط زبانی را روندی استنتاجی در نظر میگیرند، به این معنا که کلام گوینده، مبنای دریافت شنونده قرارمیگیرد. البته آنان در ادامه دریافت شنونده از کلام را محدود به کنش زبانی و منظوری نمیدانند، بلکه اعتقادات مشترک مبتنی بر بافت را هم در این دریافت دخیل میدانند. “احتمالاً بدون اعتقاد مشترک به دانش زبانی مورد استفاده، توانایی ارتباط برقرار کردن با بهره گرفتن از زبان به کلی از بین میرفت” (همانجا: ۸). انواع کنشهای منظوری با انواع منظورها (تأثیرات منظوری موردنظر) مرتبط هستند. از آنجایی که این که کنشها در صورتی که شنونده پی به منظورگوینده ببرد، موفّق تلقی میگردند، نوع کنش منظوری را طرزتلقی شنونده نسبت به آن کنش مشخص میکند. نمودار ۲-۳ کنشهای غیرمنظوری ارتباطی (باخ و هارنیش: ۱۹۷۹) کنشهای غیرمنظوری ارتباطی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱-خاتمه خدمت: در صورت فوت مستخدم به صورت غیر ارادی خاتمه خدمت اتفاق افتاده و برای همیشه خدمت وی پایان میپذیرد. ۲-مستمری و مزایا: ۱-مستخدمین شهید با پیشبینی پستها یا مشاغل سازمانی به نام در تشکیلات مربوط همطراز با مشاغل قبلی آنان، به منزله مستخدمین شاغل تلقی و تابع مقررات پرداخت حقوق کارکنان دولت بوده و از لحاظ پرداخت حقوق و مزایای شغل یا مزایای مستمر و همچنین افزایش سنواتی و ارتقای گروه و سایر عناوین مشابه همانند مستخدمین شاغل با دو گروه تشویقی بالاتر با آنان رفتار خواهد شد. سپس بر اساس مقررات استخدامی ذیربط باسنوات مقرر بازنشسته شده و ورثه آن از حقوق بازنشستگی یا مستمری بهرهمند خواهد شد. ( ماده واحده قانون حالت اشتغال مستخدمین شهید، جانباز، ازکارافتاده و مفقودالأثر انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی، مصوب ۱۱/ ۷ / ۷۲) مستمری و مزایای کسانی که شهید میشوند به استناد قانون حالت اشتغال مستخدمین شهید و… برای کارمندان و کارکنان ارتش و کارگران یکی بوده و همگی از این قانون تبعیت مینمایند.
 ۲-در خصوص کارکنان پایور و پیمانی چنانچه فوت آنها حین انجام وظیفه یا به سبب آن باشد، برابر آخرین حقوق و مزایا با احتساب دو رتبه حقوقی بالاتر و در صورت فوت عادی معادل آخرین حقوق دریافتی مستمری کامل به وراث آنها پرداخت میشود. ( ماده ۶ دستورالعمل اجرائی قانون اصلاح پارهای از مقررات حقوق بازنشستگی نیروهای مسلح[۴۳]) مستمری پرداختی به وراث کارمندان متوفی به سبب انجام وظیفه همانند کارکنان ارتش با احتساب دو گروه تشویقی محاسبه میگردد. از طرف دیگر برای فوت عادی، هر دو قشر از شاغلین به یک شیوه مستمری دریافت میدارند. گفتار سوم: فوت کارگران برابر ماده ۲۱ قانون کار، فوت کارگر به عنوان یکی از راه های خاتمه قرارداد کارگر شناخته شده است. تعهدی که به موجب قرارداد کار بر عهده کارگر قرار میگیرد، انجام کار است و چون این تعهد جنبه مالی ندارد تا به دیگری منتقل شود با پایان زندگی، ایفای آن از سوی کارگر دیگر ممکن نیست و قرارداد کار خاتمه مییابد. (عراقی، پیشین: ۳۱۲) قرارداد کار از جمله عقودی است که شخصیت کارگر در آن نقش اساسی داشته و اصولاً به اعتبار شخصیت وی قرارداد منعقد میشود. با توجه به این خصوصیت، طبیعی است زمانی که کارگر فوت نماید امکان ادامه قرارداد میسر نبوده و قرارداد خاتمه مییابد. نکته قابل توجه این است که خاتمه قرارداد کار در اثر فوت کارگر اختصاص به نوع خاصی از قراردادهای کار نداشته و قراردادکار اعم از موقت و یا غیر موقت به این طریق خاتمه خواهد یافت. همچنین قرارداد کار به علت قائم به شخص بودن تعهد کارگر در انجام کار با فوت او منحل میشود و به وراث او منتقل نمیشود، زیرا تعهد کارگر در مقابل کارفرما جنبه شخصی دارد، ولی تعهد کارفرما در مقابل کارگر جنبه مالی دارد، کارفرما با توجه به ویژگیهای فردی کارگر از جمله میزان تحصیلات، تجربه، توانایی، مهارت و حتی بر اساس سن او اقدام به انعقاد قرارداد کار مینماید و دلیل اصلی به کارگیری او نیز داشتن ویژگیهای شخصی است و تعهداتی نیز که کارگر بر عهده میگیرد، تعهداتی است که کاملاً جنبه شخصی دارد. (رفیعی، پیشین: ۲-۳۵۱) بند اول: انواع فوت ۱- فوت کارگر بر اثر حادثه ناشی از کار یا بیماریهای حرفه ای: در صورتی که کارگر بر اثر حوادث ناشی از کار یا مرتبط با آن و به سبب انجام وظیفهای که بر عهده او گذاشته شده فوت نماید، یا بر اثر کار دچار بیماری گردیده و به سبب آن بیماری فوت شود، فوت بر اثر حادثه ناشی از کار نامیده میشود و تشخیص آن بر عهده کمیسیون پزشکی مربوطه می باشد. ۲-فوت کارگر بر اثر حوادث غیر مرتبط با کار ( فوت عادی): در صورتی که کارگر بر اثر حوادث عادی روزمره که ارتباطی با کارش ندارد فوت نماید، فوت غیر مرتبط با کار یا فوت عادی محسوب خواهد شد. موارد فوتی که برای کارگران در بالا بیان گردید با انواع فوت کارمندان مشابه بوده و هر دو به سبب میزان ارتباط با کار تقسیم بندی گردیدهاند. بند دوم: آثار فوت ۱-خاتمه کار: با فوت کارگر خاتمه قرارداد کار به صورت غیر ارادی اتفاق افتاده و با توجه به قائم به شخص بودن قرارداد کار کارگر امکان ادامه آن میسر نبوده و بدین ترتیب خاتمه خدمت کارگر محقق شده است. ۲-مستمری و مزایا: الف-در صورتی که فوت بیمه شده بر اثر حادثه ناشی از کار و یا بیماری حرفه ای باشد، بدون توجه به میزان سابقه پرداخت حق بیمه، برای بازماندگان واجد شرایط وی، مستمری برقرار خواهد شد. میزان مستمری ماهانه از کارافتادگی کلی ناشی از کار عبارتست از یک سیام مزد یا حقوق متوسط بیمه شده ضرب در سنوات پرداخت حق بیمه مشروط بر اینکه این مبلغ از پنجاه درصد مزد یا حقوق متوسط ماهانه او کمتر و از صد درصد آن بیشتر نباشد. در مورد بیمه شدگانی که دارای همسر بوده یا فرزند یا پدر یا مادر تحت تکفل داشته باشند و مستمری استحقاقی آنها از شصت درصد مزد یا حقوق متوسط آنها کمتر باشد علاوه بر آن معادل ده درصد مستمری استحقاقی به عنوان کمک مشروط بر آنکه جمع مستمری و کمک از شصت درصد تجاوز نکند پرداخت خواهد شد. ب-در صورتی که فوت بیمه شده بر اثر حادثه یا بیماریهای عادی( غیر ناشی از کار) باشد، حمایت از بازماندگان وی تابع شرایط خاص پیشبینی شده در قانون تأمین اجتماعی است. بدینگونه که به
 تناسب نحوه و م
یزان پرداخت حق بیمه به آنها مستمری و یا غرامت مقطوع پرداخت خواهد شد. علاوه بر این برابر قانون تأمین اجتماعی چنانچه بیمه شده تأمین اجتماعی فوت نماید، بازماندگان او مستحق دریافت کمکهای از طرف سازمان تأمین اجتماعی مثل پرداخت هزینه کفنودفن متوفی بیمه شده میباشند و یا بعد از فوت کارگر تا تعیین تکلیف وارث قانونی و انجام مراحل اداری و برقراری مستمری توسط سازمان تأمین اجتماعی، این سازمان باید نسبت به پرداخت حقوق متوفی به میزان آخرین حقوق دریافتی، به طورعلی الحساب و به بمدت ۳ ماه به عائله تحت تکفل وی اقدام نماید. ( تبصره ماده ۲۱ قانون کار) نکته قابل توجه دیگر آن است که برابر ماده ۳۱ قانون کار، کارفرما در موارد خاتمه قرارداد کار به سبب از کار افتادگی کلی یا بازنشستگی کارگر تکلیفی مبنی بر پرداخت وجهی به کارگر دارد. ( پاداش پایان خدمت) ولی در مورد فوت کارگر، چنین امری پیش بینی نشده است. ( عراقی، پیشین: ۳۱۲) ولی طبق تصمیم و تصویب سال ۱۳۷۰ شورای عالی کار که به ماده ۲۲ قانون کار نیز مستند شده است در صورت فوت کارگر، کارفرما مکلف است سنوات خدمتی او را به میزان سالی یک ماه به وراث قانونی ایشان پرداخت نماید. ( رفیعی، ۱۳۹۳: ۱۴۵) در تطبیق وضعیت مستمری پرداختی به بازماندگان سه گروه شاغلین، کارگران متوفی به سبب انجام وظیفه مانند کارمندان وکارکنان ارتش از دو گروه تشویقی بالاتر بهرهمند نیستند. در خصوص فوت عادی نیز کارگران به تناسب سنوات خدمت که حق بیمه پرداخت نمودهاند، به وراث آنان مستمری یا در صورت داشتن سابقه کم غرامت مقطوع پرداخت میگردد. ولی در خصوص کارمندان و کارکنان ارتش مستمری کامل پرداخت میشود. مبحث پنجم : بازخرید بازخرید در فرهنگ فارسی معین به معنای، مزایای قانونی است که یک کارگر یا کارمند پس از مدتی خدمت در یک سازمان یا شرکت دریافت میکند و از ادامه کار در آن سازمان دست میکشد، آمده است. و در فرهنگ لغت عمید، به معنی کسی را با دادن پول از قید و بند یا اسیری رهانیدن اشاره شده است. بازخریدی بدین گونه است که سازمان به فرد شاغل در قبال مدتی که در آن شغل سابقه خدمت دارد، مبلغی به عنوان مابهازاء سابقه خدمت پرداخت نموده و فرد شاغل را از ادامه خدمت رها نماید. با بازخرید شدن سنوات فرد شاغل دیگر از ادامه کار محروم گردیده و خاتمه خدمت اتفاق می افتد. گفتار اول: بازخریدی کارمندان از نقطه نظر قانونی بازخرید وضع کارمندی است که سابقه خدمت او از طرف دولت خریداری و از خدمت معاف میگردد. بدینگونه کارمندی که بنا به دلایل شخصی یا کاری تمایل به ادامه خدمت ندارد میتواند تقاضای بازخریدی سنوات خدمتی خود را نموده و از خدمت رها گردد یا اینکه بدون میل و اراده وی به خواست سازمان بنا به دلایل فنی یا تنبیهی، سنوات خدمت کارمند بازخرید شده و خاتمه خدمت وی محقق شود. ماده ۴۸ قانون مدیریت خدمات کشوری بازخریدی به سبب کسب نتایج ضعیف در ارزیابی سالانه را یکی از حالتهای خاتمه خدمت کارمندان عنوان نموده است و در ماده ۱۲۰ این قانون نیز به بازخریدی به عنوان یکی از حالات استخدامی اشاره شده است. بند اول: انواع بازخرید بازخریدی در سه حالت به تقاضای مستخدم، به عنوان مجازات، به اختیار دولت، قابل تصور است. ۱-بازخریدی به تقاضای مستخدم: در قانون مدیریت خدمات کشوری، بازخریدی با تقاضای کارمند پیشبینی نشده است. اما برابر قانون استخدام کشوری[۴۴] این امکان وجود دارد که بر اساس درخواست کتبی مستخدمان دولت و موافقت بالاترین مقام دستگاه اجرائی، در صورتی که سابقه خدمت آنان کمتر از بیست سال باشد، بازخرید شوند. در مشاغل تخصصی نیز با درخواست کتبی مستخدم و موافقت بالاترین مقام دستگاه اجرائی و تصویب شورایی مرکب از نمایندگان تام الأختیار سازمان مدیریت و برنامه ریزی، دبیر کل سازمان امور اداری و استخدامی کشور و دستگاه های اجرائی مربوط این امر قابل اجرا خواهد بود. ( ابوالحمد، پیشین: ۲۷۶) ۲- بازخریدی به عنوان مجازات انضباطی: به موجب بند ح ماده ۹ قانون رسیدگی به تخلفات اداری، یکی از تنبیهاتی که برای کارمندان متخلف میتوان در نظر گرفت بازخرید از خدمت میباشد. بدیننحو که پرونده کارمندانی که مرتکب تخلفات اداری میگردند، در هیأت رسیدگی به تخلفات اداری مطرح و به تشخیص این هیأتها میتوان کارمند متخلف را به وسیله بازخریدی از خدمت رها نمود. ۳-بازخریدی به اختیار دولت: بازخریدی به اختیار دولت یکی از حالتهای خاتمه خدمت کارمندان است که در ماده ۴۸ قانون مدیریت خدمات کشوری بیان گردیده و این ماده، بازخریدی کارمند توسط دستگاه های اجرائی را در موارد ذیل پیش بینی نموده است. الف: بازخریدی به دلیل کسب نتایج ضعیف در ارزیابی عملکرد: بر طبق ماده ۴۸ قانون مدیریت خدمات کشوری، «کارمندان رسمی به دلیل کسب نتایج ضعیف از ارزیابی عملکرد در سه سال متوالی یا چهار سال متناوب، بر اساس آییننامهای که با پیشنهاد سازمان به تصویب هیأت وزیران میرسد، بازخرید میشوند.» کارمندانی که در اجرای نظام ارزشیابی عملکرد کارمندان، امتیازات آنان در سه سال متوالی یا چهار سال متناوب از پنجاه درصد کل امتیازات پیش بینی شده برای ارزیابی کارمندان کمتر باشد، در صورت نداشتن شرایط بازنشستگی موضوع ماده ۱۰۳ قانون مدیریت خدمات کشوری، بازخرید میشوند. ( آیین نامه اجرائی ارزیابی عملکرد کارکنان موضوع ماده ۴۸ قانون مد یریت خدمات کشوری، مصوب ۱۳/۱۰/۸۸) ب: بازخریدی پس از یک سال آمادگی به خدمت: طبق ماده ۱۲۲ قانون مدیریت خدمات کشوری، در صورت عدم اشتغال کارمند در دستگاه های اجرائی پس از سپری شدن یکسال از دوران آمادگی به خدمت وی در صورت دارا بودن شرایط بازنشستگی بازنشسته و در غیر اینصورت بازخرید خواهد شد. ( امامی، پیشین: ۱۷-۳۱۶) ج: بازخریدی به سبب واگذاری تمام یا بخشی از وظایف دستگاه های دولتی به بخش غیر دولتی: بدین ترتیب کارمندان رسمی و ثابت دستگاه های اجرایی که تمام یا بخشی از وظایف آنها به بخش غیر دولتی واگذار می گردد به پنج روش با آنها رفتار خواهد شد، که یکی از این روشها بازخریدی سنوات خدمت میباشد. که در صورت درخواست کارمند مبنی بر بازخریدی دستگاه اجرایی مکلف به اعمال آن میباشد. ( ماده ۲۱ قانون خدمات مدیریت کشوری)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
درماندگی آموختهشحالت انگیزشی منفی است که روش فرد را در حل مسائل تحت تأثیر قرار میدهد و در صورت دیرپایی ممکن است به صورت ناخودآگاه فرد را به استفاده مستمر و انعطاف ناپذیر از یک شیوه برخورد در مواجهه با مسائل سوق دهد که مسلماً در تمام موقعیتها نمیتواند کارساز باشد. بنابر آنچه مطرح شد استفاده از روش های غیر انطباقی در مواجهه با مشکلات که میتواند متأثر از احساس درماندگی، ناامیدی و یا هیجانات منفی دیگر باشد منجر به شکست و ایجاد چرخهای تکرار پذیر احساس درماندگی و ناامیدی شود. از آنجا که افراد درمانده در پردازش اطلاعات با مشکل مواجهند وجود ارتباط بین برخی از سبکهای یادگیری و درماندگیآموختهشده محتملتر است. چرا که برخی از آنها کمتر تحلیلی هستند، کلیاند و پردازش ذهنی سطحیتری را میطلبند. با توجه به وجود ارتباط بین ویژگیهای شخصیتی و سبکهای یادگیری این پژوهش به منظور پیش بینی درماندگیآموختهشدهآموختهشده براساس ویژگیهای شخصیتی و سبکهای یادگیری در دانش آموزان دختر پایه سوم متوسطه انجام شده است.
 فصل سوم روش شناسی پژوهش ۳-۱- مقدمه در این فصل روش پژوهش، جامعه آماری، گروه نمونه، روش نمونهگیری، نحوه انتخاب آزمودنیها، ابزار پژوهش، روش اجرا، چگونگی گردآوری اطلاعات و روش آماری از مباحث عمدهای است که به آنهاآنها اشاره می گردد ۳-۲- روش پژوهش با توجه به هدفها و فرضیههای پژوهش روش این پژوهش همبستگی از نوع پیش بینی است. ۳-۳- جامعه آماری جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانشآموزان دختر پایه سوم دوره دبیرستان مدارس دولتی آموزش و پرورش شهر کرمانشاه در سال تحصیلی ۹۳-۱۳۹۲ تشکیل دادهاند که مطابق با آمار اخذ شده از اداره آموزش و پرورش، تعداد آنان ۴۰۷۲ نفر بوده است. ۳-۴- حجم نمونه و روش نمونه گیری در پژوهش حاضر برای محاسبه حجم نمونه از فرمول کوکران (به نقل از حافظ نیا، ۱۳۸۸) به شرح زیر استفاده گردیده است: سپس با توجه به این که بود از فرمول تعدیل حجم نمونه (به نقل از سرمد، بازرگان، حجازی، ۱۳۸۷) استفاده گردید. به این ترتیب حجم نمونه ۳۶۰ نفر شد که به روش نمونهگیری خوشه ای چند مرحلهای افراد گروه نمونه انتخاب شدند . ابتدا بطور تصادفی از ۳ ناحیه آموزش و پرورش شهر کرمانشاه ۳ مدرسه و از هر مدرسه دو کلاس انتخاب شد سپس باهماهنگی قبلی با مدیر و معلمین کلاسهای مورد نظر به کلاسها مراجعه شد و پرسشنامههای مربوطه(ویژگیهای شخصیتی، سبکهای یادگیری و سبکهای اسناد) بین دانشآموزان توزیع ، و پس از پاسخگوئی جمع آوری گردید۰ ۳-۵- ابزراگردآوری داده ها در این پژوهش به منظور گردآوری اطلاعات از پرسشنامه های ویژگیهای شخصیتیNEO-FFI-60، پرسشنامه سبک های یادگیری فلدر- سولومان و پرسشنامه سبک اسناد (ASQ) استفاده شده است. ۱- پرسشنامه ویژگیهای شخصیتی نئو: به منظور سنجش پنج عامل بزرگ شخصیت از پرسشنامه NEO-FFI-60 استفاده شده است. این پرسشنامه در واقع همان فرم کوتاه شده NEO-PI-R است که توسط مککرا و کاستا[۱۶۶](۱۹۸۵) ساخته شده است. تعداد سوالهای این پرسشنامه ۶۰ سوال است که به صورت چند گزینهای هستند و به صورت فردی و گروهی قابل اجرا میباشند. پس از تعیین حجم نمونه و انتخاب تصادفی نمونه ها پرسشنامه ها در میان افراد نمونه توزیع شد و پس از پاسخگویی آنها به پرسشنامه جمعآوری گردید. شیوه نمرهگذاری: شیوه نمرهگذاری این پرسشنامه به این صورت است که هر یک از آزمودنیها به سوالات آزمون به صورت کاملاً مخالف، مخالف، بدون نظر، موافق و کاملاً موافق پاسخ دادند و این پاسخها براساس مقادیر۴-۳-۲-۱-۰ نمره گذاری میشود. در این پرسشنامه سوالات ۵۹-۵۷-۵۵-۵۴-۴۸-۴۶-۴۵-۴۴-۴۳-۴۲-۳۹-۳۸-۳۳-۳۱-۳۰-۲۹-۲۸-۲۷-۲۴-۲۳-۱۸-۱۶-۱۵-۱۴-۱۲-۹-۸-۳ دارای بار عاملی منفی بوده و به صورت معکوس نمرهگذاری میشود. هر کدام از عوامل پنجگانه شخصیت، در این پرسشنامه ۱۲ سوال را به خود اختصاص داده که به قرار زیر است:
| عامل روان نژندخویی سوال های: |
۱،۶،۱۱،۱۶،۲۱،۲۶،۳۱،۳۶،۴۱،۴۶،۵۱،۵۶ |
| عامل برون گرای سوال های: |
۲،۷،۱۲،۱۷،۲۲،۲۷،۳۲،۳۷،۴۲،۴۷،۵۲،۵۷ |
| عامل گشودگی به تجربه سوال های: |
۳،۸،۱۳،۱۸،۲۳،۲۸،۳۳،۳۸،۴۳،۴۸،۵۳،۵۸ |
| عامل توافق پذیری سوال های: |
۴،۹،۱۴،،،۱۹۲۴،۲۹،۳۴،۳۹،۴۴،۴۹،۵۴،۵۹ |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲۸۶۱۰
۳۷۹
۳-۳- روش های تجزیه و تحلیل داده ها و اطلاعات در پژوهش به کمک تحلیل داده های گردآوری شده،واقعیات وسؤالهای علمی تحقیق را جستجو مینمائیم. داده ها به صورت اطلاعات خام گردآوری و از طریق مصاحبه، پرسشنامه یا مشاهده انجام شده است. واحد تحلیل: مردان و زنان سالمند(به طور تصادفی) و در این بررسی سالمند کسی است که دارای سن ۶۰ سال و یا بالاتر می باشد.
 سن سالمندی درکشورهای درحال توسعه ۶۰ سال وبالاتر و درکشورهای پیشرفته ۶۵ سال و بالاتر در نظر گرفته می شود (سازمان بهداشت جهانی). ۳-۳-۱- ابزار و نحوه سنجش سلامت جسمی، سلامت روانی باتوجه به تعریف تندرستی توسط سازمان بهداشت در سال ۱۹۴۸مبنی بر ابعاد وسیع آن به شکل رفاه کامل جسمانی، روحی واجتماعی و نه فقط عدم وجود بیماری، لازم شد اندازه گیری سلامت و ارزیابی مداخلات بهداشتی تنها به شاخص های تغییر در فراوانی و شدت بیماری محدود نباشد، بلکه وضعیت سلامت بطور کامل در نظر گرفته شود. [۳۱]بنا به تعریف سازمان بهداشت جهانی کیفیت زندگی، درک افراد از موقعیت خود در زندگی از نظر فرهنگ، سیستم ارزشی که درآن زندگی میکنند، اهداف، انتظارات، استانداردها و اولویت ها ی آنان می باشد، پس کاملاً فردی بوده و توسط دیگران قابل مشاهده نیست و بر درک افراد از جنبه های مختلف زندگی شان استوار است. [۳۲]
 پرسشنامه های زیادی بدین منظور طراحی شده است ولی پرسشنامه های”کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت” به علت خصوصیات منحصر به فرد خود مورد توجه بیشتری واقع هستند. ابزار اندازه گیری عمومی کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی،به دوصورتWHOQOL-100 و WHOQOL-BREF می باشند.پرسشنامه WHOQOL-BREF پس از ادغام برخی ازحیطه ها و حذف تعدادی از سؤالات WHOQOL-100 ایجاد شد. نتایج حاصل از این دو پرسشنامه همخوانی رضایت بخشی را در مطالعات مختلف نشان داده اند. در این مطالعه با بهره گرفتن از ابزار اندازه گیری عمومی کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی WHOQOL-BREF به علت کم بودن تعداد سؤالات و درنتیجه راحتی استفاده انتخاب شده است. این ابزار در بیش از ۱۵ کشور جهان بصورت همزمان طراحی و به زبان های مختلف ترجمه شده است. لذا مفاهیم سؤالات در فرهنگ های متفاوت یکسان می باشند. از طرفی هر سؤال بر اساس اظهارات بیماران با شدت بیماری متفاوت، مردم سالم و متخصصان بهداشتی طراحی شده است. لذا علاوه بر امکان استفاده از این پرسشنامه ها در فرهنگ های متفاوت، مقایسه پاسخ این گروه ها ممکن می گردد. در حال حاضر این پرسشنامه ها در بیش از ۴۰ زبان در دنیا ترجمه و استاندارد شده است. که این امر همچنان در حال پیشرفت است. [۳۳]این پرسشنامه استاندارد جهت سنجش سازه کیفیت زندگی طراحی شده شده است و موسسات و مراکز تحقیقاتی مختلف چه در سطح ملی و چه در سطح بین المللی از این پرسشنامه استفاده می کنند.پرسشنامه WHOQOL-BREFیکی از پرسشنامه های بسیار معتبری است که درتحقیقات کیفیت زندگی مورد استفاده قرار گرفته است (نجات و همکاران ۱۳۸۵ ). تعداد سؤالات پرسشنامه مربوط به سنجش کیفیت زندگی سالمندان در مجموع ۲۶سؤال بوده که از۲۶ سؤال، سؤالات ۱و۲ کیفیت زندگی را به طورکلی اندازه گیری می کند و به هچیک از حیطه ها تعلق ندارند و کیفیت زندگی را به شکل کلی مورد ارزیابی قرار می دهد. سایر سؤالات کیفیت زندگی سالمندان را ازابعادمختلف جسمانی، روانی، اجتماعی و در نهایت سلامت محیطی رابا ۲۴ سؤال مورد بررسی قرار می دهد( هریک از حیطه ها به ترتیب دارای۷، ۶، ۳، ۸ سؤال می باشند ).
 بر این اساس، جهت سنجش دوبعد سلامت جسمی و سلامت روانی، در این بررسی از ترکیب دو پرسشنامه ۳۶ و ۲۶ سؤالی استفاده می شود و پاسخ ها در ۳و۵ و۷ گزینه ای در قالب طیف لیکرت می باشد و از آنها خواسته شده که به سؤالات پاسخ دهند.در پژوهش حاضر از ابزار اندازه گیری عمومی کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (WHOQOL-SF36) استفاده می شود و ازترکیب دو مقیاس ۲۶و ۳۶ سئوالی برای محاسبه شاخص سلامت روانی و سلامت جسمانی افراد در هر حیطه امتیازی معادل ۰-۱۰۰برای هر حیطه به تفکیک دست خواهد آمد. پرسش نامه و مصاحبه از سالمندان بالای ۶۰ سال، بااستفاده از ابزار اندازه گیری عمومی کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی استاندارد در فرمهای (WHOQOL-SF36, 26)جهت سنجش سلامت جسمی و روانی سالمندان به منظور سنجش تأثیر عوامل جمعیتی، اجتماعی، اقتصادی و بهداشتی برکیفیت زندگی سالمندان در دو بعد سلامت جسمی و سلامت روانی براساس چار چوب نظری و بررسی های موجود،پرسشنامه جامعی تهیه گردید.
 ۳-۳-۲- اعتبار و پایایی پرسشنامه جهت بررسی کیفیت زندگی در دو بعد جسمی و روانی از ویرایش فارسی فرم پرسشنامه (WHOQOL-SF36, 26) استفاده شد این پرسشنامه در بیش از ۵۰ کشور از جمله ایران مدل سازی شده است. برای بررسی ابزار و استفاده از اجرای آزمایشی در نمونه کوچک که تعدادآن ۶۰ نفر بود انجام شد و بعد به جمع آوری اطلاعات و تکمیل پرسشنامه اقدام شد. سپس با بررسی ضریب آلفای کرون باخ به سنجش اعتبار پرسش نامه اقدام شد اعتبار روایی و پایایی پرسشنامه از طریق” آلفای کرونباخ” اندازه گیری شد، آلفای کرونباخ بدست آمده بالای (۷۰/۰)نشان دهنده همبستگی بالای سؤالات بوده است. فصل چهارم آزمون فرضیه ها وتجزیه و تحلیل داده ه
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
متغیر مستقل: متغیر مستقل(یا متغیر محرک، یا درونداد) متغیری است که تغییرات یا تفاوتهایش با تغییرات یا تفاوتهای متغیر وابسته به شیوهای قانونمند پیوند دارد. بنابراین مشاهدات متغیر مستقل پایه و مبنایی برای پیشبینی متغیر وابسته میباشد.
 سرمایه فرهنگی: در نظر بوردیو سرمایه فرهنگی عبارت از شناخت و ادراک فرهنگ و هنرهای متعالی، داشتن ذائقه خوب و شیوه های عمل متناسب است. با این حال لامونت و لاریو معتقدند که خود وی نیز برداشت روشنی از این مفهوم ندارند و بیشتر مایل است تا تعریف وی را چنین خلاصه کنند: “نشانه های فرهنگی نهادینه شده از قبیل نگرشها، ترجیحات، دانش رسمی، رفتارها، اهداف و اعتبارات ارزشمند که برای ایجاد انحصار اجتماعی و فرهنگی استفاده میشوند"(فاضلی، ۱۳۸۴: ۳۶).
 متغیر سرمایه فرهنگی دارای دو مؤلفه مصرف کالاها و کالاهای فرهنگی میباشد. تدوین شاخصهای متغیر سرمایه فرهنگی تجسم یافته، عینیت یافته و نهادینه شده بر اساس پژوهشهای پیشین بوردیو(۱۹۸۴)، نوغانی(۱۳۸۴)، نیازی و کارکنان(۱۳۸۶)، ترنر و لموند(۲۰۰۲) بوده است. سرمایه فرهنگی تجسم یافته: بیانگر چیزهایی است که افراد میدانند و میتوانند انجام دهند. در واقع، توانایی های بالقوهای که به تدریج بخشی از وجود افراد شدهاند و در آنها تثبیت گردیدهاند(نوغانی، ۱۳۸۴: ۹۱). این سرمایه در فرد عجین شده و نوعی از رفتار فرد میشود. بنابراین، نمیتواند به طور آنی انتقال یابد(نیازی و کارکنان، ۱۳۸۶: ۶۰). مانند توانایی تسلط بر زبان خارجی، توانایی خطاطی و نقاشی و غیره. سرمایه فرهنگی عینیت یافته: به تمامی اشیا و کالاهای فرهنگی، سرمایه فرهنگی عینی میگویند؛ اما خصلت اساسی این سرمایه، در این است که بر دارندگان آن اثر آموزشی میگذارد(محسنی، ۱۳۶۷: ۱۸۱). مانند تعداد کتابخانه، مجله و روزنامههای موجود در کتابخانه. سرمایه فرهنگی نهادینه شده: لازمه سرمایه فرهنگی نهادی، قبل از هرچیز، وجود افراد با صلاحیت و مستعد در جهت کسب انواع مدارک تحصیلی و دانشگاهی است. از طرف دیگر، مستلزم وجود نهادهای رسمی است که صادرکننده این مدارک تحصیلی و رسمیت بخشیدن به آن میباشند. این سرمایه قابل واگذاری و انتقال نیست و به دست آوردن آن برای افراد به شرایط معینی بستگی دارد(روحالامینی، ۱۳۶۵: ۱۱۸). مانند: مدارک تحصیلی و گواهینامههای فنی و حرفهای. وضعیت اقتصادی - اجتماعی:
 برای سنجش وضعیت اجتماعی –اقتصادی از سه شاخص میزان در آمد خانوار، سطح تحصیلات و وضعیت شغلی والدین استفاده خواهد شد. در آمد را در ۵ گروه طبقه بندی کردهایم. ۱: کمتر از ۲۵۰ هزار تومان ۲: بین ۲۵۰ هزار تا ۵۰۰ هزار تومان ۳: بین ۵۰۱ هزار تا ۷۵۰ هزار تومان ۴: بین ۷۵۱ هزار تا یک میلیون تومان ۵: بین یک میلیون تا یک میلیون و ۲۵۰ هزار تومان ۶: بین یک میلیون و ۲۵۰ هزار تومان تا یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان ۷: بین یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان تا یک میلیون و ۷۵۰ هزار تومان ۸: بین یک میلیون و ۷۵۰ هزار تومان تا دو میلیون ۹: بیشتر از دو میلیون برای سنجش سطح تحصیلات والدین هم میزان تحصیلات را در نه طبقه قرار دادیم. ۱-بی سواد ۲-ابتدایی ۳-راهنمایی ۴- متوسطه ۵-دیپلم ۶-فوق دیپلم ۷-کارشناسی ۸-کارشناسی ارشد ۹- دکتری و بالاتر. برای ارزیابی پرستیژ شغلی والدین وضعیت شغلی را به صورت سؤال باز قرار دادیم وپس از جمعآوری اطلاعات وضعیت شغلی که نایبی و عبدالهیان در تحقیقی در سال ۸۱ مشاغل ایران را در آن طبقهبندی کرده بودند قرار دادیم. در پایان سه شاخص ذکر شده را جمعبندی کرده و نمره وضعیت اجتماعی - اقتصادی فرد را به دست آوردیم. ۳-۱۰ روش تجزیه و تحلیل در پژوهش حاضر پس از تکمیل پرسشنامه، داده ها گردآوری شده و بر اساس مقیاسهای اندازه گیری متغیرها کدگذاری شده و با نرم افزار SPSSپردازش و تجزیه تحلیل شدهاند. بعد از پردازش داده ها و شاخصبندی کردن آنها جهت تجزیه و تحلیل داده های گردآوری شده با توجه به سطوح مختلف اندازه گیری فرضیه های تحقیق از روش های مختلف آماری استفاه شده است. این روش ها عمدتاً جهت سنجش ضرایب همبستگی بین گویه ها و مقیاسها و تحلیل روابط بین متغیرهای و نیز استنتاج مفاهیم نظری بکار میرود. روش های مذکور شامل روش های توصیفی مانند درصد، فراوانی، میانگین، میانه و… و روش های آماری استنتاج مانند آزمون همبستگی پیرسون، آنالیز واریانس، آزمون تفاوت میانگینها میباشد. فصل چهارم تجزیه و تحلیل داده ها ۴-۱یافته های توصیفی سن داده های جمعآوری شده برای متغیر سن که به صورت طبقه بندی شده در جدول شماره (۱) نمایش داده شده است، نشان میدهد ۱۰۰نفر (۲۵٫۵ درصد) از پاسخگویان در گروه سنی ۲۹-۲۵، ۷۴ نفر (۱۸٫۹ درصد) در گروه سنی ۳۴-۳۰، ۸۹ نفر (۲۲٫۷ درصد) در گروه سنی ۳۹-۳۵، ۷۵ نفر(۱۹٫۱ درصد) در گروه ۴۵-۴۰ و ۵۴ نفر (۱۳٫۸ درصد) نیز در گروه سنی ۵۰-۴۵ قرار گرفتهاند. جدول (۴-۱): وضعیت پاسخگویان بر اساس گروه های سنی
| گروه های سنی |
فراوانی |
درصد فراوانی |
| ۲۹-۲۵ |
۱۰۰ |
۲۵٫۵ |
| ۳۴-۳۰ |
۷۴ |
۱۸٫۹ |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
هر روز به تعداد شرکت های تجاری که فرایند هوشمندی رقابتی را به زمینه عملیاتی خود وارد می کنند اضافه می شود . توسعه تکنولوژی و پیشرفت اینترنت به همه سازمان ها این اجازه را می دهد که از تکنیک های هوشمندی رقابتی استفاده کنند.(Atta way, 1999, p.50)
 غالبا درک نادرستی از هوشمندی رقابتی می شود. چنانچه عده زیادی آن را جاسوسی تجاری می دانند.دلیل این اغتشاش و درک غلط، داشتن فعالیت های مشابه شرکت های تجاری است. از آنجایی که این شرکت ها فعالیت های مشابهی را انجام می دهند هوشمندی رقابتی را تجسس در کارشان قلمداد می کنند . در صورتی که جاسوسی عمل غیراخلاقی بوده و در بیشتر کشورها ممنوع می باشد و این عقیده جاسوس بودن مانع از توسعه مطالعات هوشمندی رقابتی می شود. .(Colakoglu,2011,p.1615) در جهان متحول و دگرگون کنونی مدیریت هوشمندی رقابتی یک وظیفه مهم در سازمان کشورهای توسعه یافته است چراکه مدیران این سازمان ها این واقعیت را درک کرده اند که اگر وظایف و فعالیت های رقبایشان را نظارت و کنترل نکنند برنامه استراتژیکشان در مبارزه اقتصادی و عرصه رقابت با شکست مواجه خواهد شد. (Strauss,Du Toit,2010,304)

۲-۱-۲) مفهوم رقابت پذیری
تا پیش از دهه های (۱۹۱۱-۱۷۳۰) چنین تصور می شد که می توان با اتکاء صرف به شاخص های کلان از جمله نرخ رشد اقتصادی، درآمد سرانه، نرخ تورم، بیکاری، تراز تجاری و… در خصوص توانمندی یک اقتصاد ملی و مقایسه کشورها با یکدیگر قضاوت نمود، اما به مرور زمان ضعف شاخص های کلان برای نمایش واقعیت های پیچیده درون اقتصادها روشن شد. از این رو، هم مدیران کسب و کار داخلی و هم مجامع بین المللی در جستجوی نماگرهای دیگری بودند که بتوانند قوت و ضعف اقتصادی کشورها را نسبت به یکدیگر و به نحو جامع تری مقایسه نمایند. مفهوم رقابت پذیری که در سیر تکامل نظریه های مزیت و به ویژه مزیت رقابتی قرار دارد از جنبه های خرد و کلان قابل بررسی است. از بعد کلان این مفهوم در بعد اقتصاد ملی مطرح می شود ، اما مفهوم خرد رقابت پذیری گسترده تر از مفهوم کلان آن بوده و مشتمل بر خصوصیات اساسی تولید کنندگان در زمینه رقابت در سهم بازار، سود حاصل از تولید و صادرات می باشد. از دیدگاه مجمع جهانی اقتصاد تعاریف ذیل برای رقابت پذیری ارائه شده است: رقابت پذیری توانایی اقتصاد ملی در پایداری رشد یا حفظ استاندارد زندگی (درآمد سرانه) است. توانایی یک کشور در بدست آوردن رشد پایدار تولید پایدار ناخالص داخلی سرانه مجموعه ای از نهادها، سیاست ها وعوامل که سطح بهره وری یک کشور را تعیین می کنند و بهره وری تعیین کننده رشد درآمد سرانه آن کشور است . بنیاد مدیریت توسعه در تعریفی آورده است که رقابت پذیری حوزه ای از اقتصاد است که به تحلیل عوامل و سیاست هایی می پردازد که شکل دهنده توان ملل در ایجاد و نگهداری محیط بوده و منجر به ایجاد ارزش بیشتر در محیط کسب و کار و موفقیت بیشتر مردمش می شود. سازمان همکاری اقتصادی و توسعه معتقد است رقابت پذیری عبارت است از سطحی از تولید کالا و خدمات کشور که در شرایط بازار آزاد بتواند تقاضای بازارهای جهانی را جذب کند و سطوح مختلف این تقاضا را برآورده سازد و در عین حال به این وسیله درآمد واقعی شهروندان را در بلند مدت افزایش دهد. این سازمان در تعریف دیگر عنوان می کند که رقابت پذیری درجه ای از وضعیت بازار باز است که یک کشور می تواند به تولید کالا و خدمات بپردازد در حالی که رقبای خارجی را کنار خود حس می کند و همزمان بتواند درآمد واقعی داخلی خود را افزایش دهد. خلق مزیت رقابتی توسط بنگاه های داخلی بر اساس نگاه فرایندی به رقابت به معنای معرفی روش ها و محصولات جدید همراه با کاهش هزینه ها در تولید مرتبط بوده و ارتقاء بهره وری را دنبال می کند. (جانی،۱۳۹۰،صص۹۶۱-۹۶۵)

۲-۱-۳) تعریف هوشمندی رقابتی
هوشمندی رقابتی سعی دارد به نوعی فعالیت های مستقیم و غیر مستقیمی را ردگیری کند که رقبای بنگاه در زمینههای گوناگون انجام میدهند . فعالیت های عمومی بنگاه رقیب ، توسعه کسب و کار ، استراتژی و تاکتیکهای موجود در بخشهای مختلف یا فعالیت های جدید(که گاها برای گمراهی سایرین طراحی میشوند) ، نفوذ در بازار ، ثبت اختراعات ، فعالیت های تحقیقاتی و امثال آن از جمله مواردی هستند که هوشمندی رقابتی سعی در ردگیری آنان دارد. هوشمندی رقابتی به مثابه راداری است که فرصت های جدید را کشف کرده یا به دفع بلایا کمک میکند ؛ بدین گونه بنگاه را قادر میسازد محیط خود را مشاهده کند . مهم است که بدانیم رهبران دنیای کسب و کار از کنار دادهها و اطلاعات حیاتی مهمی که ممکن است در وهله نخست مهم به نظر نرسند ، به سادگی عبور نمیکنند(ژورنال[۷]oct،۲۰۰۱). “بن گیلاد” یکی از تئوری پردازان هوشمندی می نویسد:"هوشمندی رقابتی ، کل شناختی است که یک شرکت از محیطی که در آن رقابت می کند در اختیار دارد و حاصل تجزیه و تحلیل ذرات بی شمار از اطلاعاتی است که روزانه شرکت را بمباران می کند.در پرتوی این دانش است که تصویر کاملی از وضعیت فعلی و آینده صحنه رقابت پیش روی مدیران نقش می بندد تا بتوانند بهتر تصمیم بگیرند.(Gilad, 1999) براساس تعریف دانشکده مدیریت فرانسه ،"هوشمندی رقابتی ، هنر یافتن ، جمع آوری ، فرآوری و ذخیره سازی اطلاعات ، به منظور دسترسی و استفاده پرسنل در تمام سطوح سازمان ، تا ضمن شکل دادن به آینده سازمان ، از موقعیت موجود نیز در قبال تهدیدات رقابتی حمایت کنند".(رضاییان،لشکربلوکی،ص۴۵، ۱۳۸۹) کوهن[۸] هوشمندی رقابتی را ابزاری برای بالابردن قدرت رقابتی سازمان و ابزاری برای نوآوری از طریق دانش و هوشمندی عنوان کرد. (Strauss & ets,2010,304) هوشمندی رقابتی به معنای فرایند سیستماتیک ایجاد شده بوسیله سازمان ها به منظور جمع آوری و تحلیل اطلاعات درباره رقبای شرکت و محیط اقتصادی-اجتماعی شرکت است. .(Colakoglu,2011,p.1615)
 گاهی هوشمندی رقابتی با هوشمندی تجاری[۹] اشتباه گرفته می شود در صورتی که این دو نوع هوشمندی متفاوت از هم می باشند . هوشمندی تجاری هوشمندی درونی شخصی شرکت هاست در حالی هوشمندی رقابتی هوشمندی بیرونی درباره رقبای شرکت است. Bose, 2008, 510)) براساس نظر دوتن[۱۰] از محققان ، هوشمندی رقابتی ، هنر کنکاش ، جمع آوری ، پردازش ، ذخیره سازی اطلاعات برای شکل بخشیدن به آینده به همراه مقابله با تهدیدهای رقباست.(Rouach, Santi, 2001) در سال ۱۹۸۶ میلادی ، سازمانی با عنوان ” انجمن تخصصی هوشمندی رقابتی بین المللی[۱۱](SCIP)” در آمریکا تشکیل شد . امروزه این جامعه بیش از ۷ هزار نفر عضو از ۶۴ کشور دنیا دارد. (Cekuls,2010.p.37) هوشمندی رقابتی و استراتژیکی حرفه ای یه بطور رسمی تر همان جامعه هوشمندی رقابتی حرفه ای ، یک عضویت سازمانی غیرسودآور جهانی برای هرفردی می باشد که در خلق و ایجاد مدیریت دانش تجاری درگیر است . مطابق یافته ها و نتایج از SCIP،هوشمندی رقابتی فرایند نظارت محیط رقابتی و تحلیل یافته ها در زمینه موضوعات داخلی و با هدف حمایت از تصمیم گیری می باشد. (Colakoglu,2011,p.1615) طبق نظر “لئونارد فالد"،هوشمندی رقابتی عبارت است از : سیگنال های هشداردهنده در مورد فرصت ها و تهدیدها . در مقاله دیگر ، این محقق معتقد است هوشمندی بنگاه ، تنها خروجی های پایگاه داده و لزوما گزارش های حجیم نیست . در ضمن نمی توان هوشمندی رقابتی را جاسوسی یا دزدی اطلاعات نامید . (رضاییان،لشکربلوکی،ص۴۵، ۱۳۸۹) هوشمندی رقابتی را می توان ارزیابی سیستماتیک پیوسته و مستمر محیط بیرونی برای بررسی فرصت ها و تهدیدها تعریف کرد که برسازمان و تصمیم گیری سازمان تاثیرگذار است.(Strauss & et al,2010,304) هوشمندی رقابتی یک فرایند نظارت و دیده بانی تصور و تجسم شده است که هدفش فراهم کردن هوشمندی قابل پیگرد قانونی و ایجاد و تحرک رقابت در سازمان می باشد.(Bose, 2008, 510) هوشمندی رقابتی بعنوان یک برنامه اخلاقی و سیستماتیک برای جمع آوری ، تحلیل و مدیریت اطلاعات بیرونی که می تواند بر روی برنامه های شرکت ، تصمیمات آنها و عملیاتش تاثیر بگذارد ،تعریف شده است. (Colakoglu,2011,p.1617)
۲-۱-۴) انواع هوشمندی رقابتی
“دشامپز و نایاک”[۱۲] (۱۹۹۵) سه نوع هوشمندی رقابتی را شناسایی کرده اند که عبارتند از: هوشمندی بازار[۱۳]: این هوشمندی نیازمندی های جاری و آینده مشتریان، فرصت های جدید و خلاقانۀ موجود در تقسیم بازار و تغییرات عمده که در فرآیندهای بازاریابی و توزیع رخ می دهد را نمایان می کند . در این هوشمندی ، عمدتا اطلاعات مشتریان ، تامین کنندگان ، خریداران و توزیع کنندگان گردآوری و تجزیه و تحلیل می شود. این نوع هوشمندی ، وظیفه تهیه و عرضه روند های حال و آینده نیازها و ترجیحات مشتریان به بازارهای جدید و ایجاد فرصت های بخش پذیری و تغییرات اساسی و اصلی در بازاریابی و توزیع رقبا را بر عهده دارد. هوشمندی مرتبط با رقبا[۱۴]: تکامل استراتژی رقابتی طی زمان را با مشاهده تغییرات ساختار رقبا ، جایگزینی محصولات جدید و تازه واردان به صنعت ، بازنمایی می کند و متمرکز بر مسائلی است ؛ از قبیل سیاست های قیمت گذاری ، محصولات جانشین و سیاست های توسعه رقبا. این نوع هوشمندی از طریق ملاحظه و بررسی مستمر و نظام مند تغییرات در ساختار رقبار ، محصولات جایگزین جدید ، وارد شوندگان جدید به صنعت ، وظیفه ارزیابی تکامل استراتژی رقابتی رقبا را بر عهده دارد. هوشمندی تکنولوژیک[۱۵]:تکنولوژی های موجود و جدید را ارزیابی و جهش های تکنولوژیکی آتی را پیش بینی می کندو با تحقیقات پایه و کاربردی ، حق اختراع و غیره سروکار دارد براساس دیدگاهی دیگر ، هوشمندی استراتژیک و اجتماعی نیز به انواع هوشمندی رقابتی اضافه می شود . هوشمندی استراتژیک و اجتماعی ، شامل قوانین مالیات و امور مالی،گستره اقتصادی و سیاسی و مقولات منابع انسانی می شود.گونه چهارم هوشمندی رقابتی ، یعنی هوشمندی استراتژیک و اجتماعی ، رفتارهای اجتماعی را مشاهده و تحلیل می کند . باید گفت که چهار هوشمندی یادشده بهم مرتبطند. فایده تکنولوژی جدید فعلی ونیز پیش بینی تکنولوژی که در آینده از بین می روند و تکنولوژی که در آینده مسلط می شوند به عهده این نوع هوشمندی است . دانیل روچ و پاتریس سانتی هوشمندی رقابتی اجتماعی و استراتژیک را به این طبقه بندی اضافه کرده اند.از نظر آنها هوشمندی شامل مقررات مالی و مالیاتی مباحث سیاسی و اجتماعی و همچنین موضوعات منابع انسانی و اجتماعی می شود. این چهار نوع هوشمندی روندهای رفتار اجتماعی را ملاحظه و تحلیل می کنند ؛ ضمن اینکه این چهار طبقه با یکدیگر مرتبطند.(مهری،خداداد حسینی،۱۳۸۴،ص۲۰۲-۲۰۳) فالد معتقد است که سیستم های هوشمندی با وجود برنامه های کاربردی کامپیوتری بسیار به فرآیندهای انسانی قائم هستند.هرچند رایانه در سیستم هوشمندی رقبا نقش مهمی به عهده دارد ؛ ولی نقش نیروی انسانی در تمام مراحل هوشمندی رقابتی برجسته تر است. (رضاییان،لشکربلوکی،۱۳۸۹، ص۴۷) برخی محققان معتقدند که هوشمندی رقابتی می تواند بیشتر از این سه طبقه باشد و هوشمندی اجتماعی و استراتژیک را به این طبقه بندی اضافه کرده اند. هوشمندی اجتماعی و استراتژیک شامل مقررات مالی و مالیاتی، مباحث سیاسی و اجتماعی و همچنین موضوعات منابع انسانی و اجتماعی می شود.(مشبکی،زنگویی نژاد،۱۳۸۷،ص ۱۷۷)
۲-۱-۵) فرایند و مراحل هوشمندی رقابتی
فرایند هوشمندی رقابتی ، فعالیت جمع آوری ، تجزیه وتحلیل و کاربرد اطلاعات در مورد محصولات ، رقبا ، تامین کنندگان ، شرکا و مشتریان برای نیازهای برنامه ریزی کوتاه و بلند مدت یک سازمان است. به عقیده انجمن متخصصان هوشمندی رقابتی ، این فرایند موثر در طول یک چرخه مستمر به نام چرخه هوشمندی رقابتی حرکت می کند. خروجی اصلی این فرایند ، توانایی تصمیم گیری پیشگیرانه است که منجر به تصمیم گیری راهبردی و رهبری بازار می شود.(دولت آبادی و دیگران،۱۳۹۰،ص۱۳) هوشمندی رقابتی هم محصول است و هم فرایند . محصول به معنای اطلاعات قابل استفاده ای است که بتوان از آن برای اتخاذ تصمیمات بهره گرفت. فرایند هم در برگیرنده شیوه های منظم جمع آوری ، تحلیل و ارزیابی آن اطلاعات است. هوشمندی رقابتی فرایندی است برای گردآوری داده ها و اطلاعات محیط رقابتی و فعالیت های رقبا و تبدیل آن به هوشمندی هدفمند ، به هنگام و راهبردی که بتواند به تصمیم گیری غیرساختاریافته و راهبردی مدیران یاری رساند.در این فرایند برای جمع آوری اطلاعات از ابزارها و روش های قانونی و اخلاقی استفاده می شود. پایش و پیمایش محیط رقابتی با هدف اخذ تصمیمات راهبردی انجام می شود. هوشمندی رقابتی مدیران ارشد سازمان ها را قادر می سازد که تصمیمات خود را براساس آگاهی از اطلاعات تحلیل شده و به موقع اتخاذ کنند. تصمیم گیری هوشمندانه ، افزایش رقابت پذیری شرکت را در پی دارد. هوشمندی رقابتی بخش جدایی ناپذیر از پدیده رو به ظهور اقتصاد دانایی محور است. (شکل ۲-۱) تبدیل داده ها و اطلاعات به هوشمندی هدفمند به هنگام و راهبردی دریافت داده ها و اطلاعات از محیط رقابتی و رقبا به روش قانونی و اخلاقی افزایش سرعت و کیفیت تصمیمات غیرساختاریافته راهبردی توسط مدیران افزایش رقابت پذیری سازمان شکل۲-۱) هوشمندی رقابتی؛دریافت داده ها از محیط تا تاثیر بر رقابت پذیری (رضاییان،لشکربلوکی،۱۳۸۹،ص۴۶) بعنوان یک فرایند هوشمندی رقابتی مجموعه ای از روش های قانونی و اخلاقی است که شرکت از آن برای بهره مندی و سود جستن از اطلاعاتی که برای شرکت در رسیدن به موفقیت در رقابت های جهانی کسب و کار کمک می کند ، استفاده می نماید. بعنوان یک محصول ، هوشمندی رقابتی مشمول اطلاعاتی درباره رقبا ، فعالیت های عمومی و خصوصی ، حوزه فعالیت و رفتارهای فعلی و آتی رقبا ، عرضه کنندگان ، مشتریان، تکنولوژی ، بازارها ، محصولات و خدمات ، محیط تجاری و …می باشد.(Vedder.et all, 1999, 109) به طور کلی ،هوشمندی رقابتی شامل سه بخش است: جمع آوری اطلاعات،پردازش اطلاعات،کسب هدف. از آنجایی که امروزه فراهم کردن اطلاعات خام تا حدودی با کمک اینترنت راحت و آسان شده است ، چالش واقعی در هوشمندی رقابتی محدود شدن روی اطلاعات محدود و تصفیه اسناد نامربوط از اسناد مربوط و مرتبط می باشد.(Sullivan, 2000, p.30) کاهانر[۱۶](۱۹۹۶)معتقد است که هوشمندی رقابتی ، فرایند یکپارچه است. به زعم وی، فراِیند هوشمندی رقابتی از چهار مرحله تشکیل شده است: طرح ریزی؛ جمع آوری داده؛ تحلیل؛ انتشار. الف-طرح ریزی: در این مرحله ،نیازمندی های تصمیم گیران و محدودیت زمانی از طریق تبادل نظر با تصمیم گیران مشخص می شود. ب-جمع آوری داده:در این مرحله ، داده های خام ، جمع آوری می شوند تا به هوشمندی کاربردی تبدیل شوند. ج-آنالیز تفسیر و تعبیر : قلب هوشمندی رقابتی ، تحلیل است؛ تبدیل اطلاعات نامرتبط به هوشمندی. تحلیل هم هنر است؛ هم علم د-انتشار ، عرضه یافته ها به تصمیم گیران: تحلیل گران هوشمندی های بدست آمده را عرضه و آن را بین کاربران نهایی (تصمیم گیران)توزیع می کنند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- کاهش اثربخشی با احساس بیکفایتی در ورزش و حل مشکلات در کار فرد به وجود میآید.
گودجر و همکاران (۲۰۰۶)، اسکافیلی و همکاران (۱۹۹۸) و شیرم[۶۷] و ملامد[۶۸] (۲۰۰۵) ویژگیهای زیر را برای واماندگی برشمردند:
-
-
-
- واماندگی با سطوح بالایی از برداشت منفی از ویژگیهای ورزشی، کار بیش از حد، نشانه های جسمانی، غیبت، ترک ورزش، بیخوابی، افسردگی و مشکلات خانواده مربوط است.

-
- علاوه بر این، واماندگی با سطوح پایینی از عملکرد عینی کار، روحیه فعالیت و ورزش و کیفیت فعالیت مرتبط است.

فندر[۶۹] (۱۹۸۹) نشانه های واماندگی را به دو دسته فیزیکی و رفتاری تقسیم کرد که عبارتند بودند از:
-
- نشانه های فیزیکی شامل: تنش، خستگی، تحریکپذیری، کاهش سطح انرژی، مشکلات خواب، افزایش وقوع بیماری، عملکرد متناقض و خستگی است (کراسول و اکلوند،۲۰۰۳).
- شاخص های رفتاری شامل: افسردگی، احساس درماندگی، خشم، احساس ناامیدی و احساس ناچیز کمک به تیم است (کراسول و اکلوند،۲۰۰۳).
با توجه به تحقیقات گذشته (کوکس، ۲۰۰۲)، دلایلی که منجر به واماندگی ورزشکار میگردد شامل موارد زیر میباشد :
-
- فشار ثابت فرد در ورزش که به خستگی جسمی/ روانی، استرس و درنهایت به واماندگی منجر میگردد.
-
- احساس به دام افتادن. یعنی ورزشکارانی که وقت و انرژی زیادی را به ورزش اختصاص داده و بر روی آن سرمایه گذاری نموده اند، اما هیچ پاداشی از شرکت در ورزش دریافت ننموده اند، درنهایت ممکن است دچار واماندگی گردند و ورزش را ترک کنند.
-
- توانمندسازی. ورزش رقابتی و میل به کنترل شخصی بر زندگی، یکی از علل احتمالی واماندگی در ورزش است.
- ویژگیهای روانشناختی مانند استرس، کمالگرایی، افسردگی، بیماری، خشم، ناامیدی از عوامل مهم واماندگی ورزشکار میباشد.
رادک و اسمیت (۲۰۰۱) علایم واماندگی را به شرح زیر بیان نمودند: ۲-۳-۱ کاهش احساس موفقیت: احساساتی نظیر درجازدن، موثر نبودن و عدم دستیابی به اجرای ورزشی و یک احساس خودمحور از کاهش پیشرفت در اهداف و انجام رقابت در ورزش است (رادک و اسمیت ۲۰۰۱). ۲-۳-۲ خستگی جسمی- روانی: احساساتی نظیر خستگی بدنی و روانی در هنگام اجرای ورزشی و تمرینات و تخلیه هیجانی و بدنی با شرکت منظم در ورزش است (رادک و اسمیت ۲۰۰۱). دکتر دیوید یوکلسون- استاد روانشناسی ورزش دانشگاه پناستیت- میگوید: «خستگی جسمانی- روانی که اغلب از آن تحت عنوان واماندگی یاد می کنند، برای ورزشکاران و مربیان حرفهای و آماتور پیر و جوان مسئله مهمی است. افراد موفق، تعالیطلب و بلندپرواز، از جمله کسانی هستند که بیش از سایرین در معرض واماندگی قرار دارند (نقل از اکلوند، کرسول، ۲۰۰۵). او اظهار میدارد که ورزشکارانی که دچار واماندگی میشوند، کمکم از فعالیتهایی که زمانی برایشان بسیار لذتبخش بوده است کناره میگیرند، آنچه بیش از این فعالیتی مهیج محسوب میشده، اکنون کار پرزحمتی بیش نیست. ورزشکار در این مقطع «واماندگی» بیحوصله و حتی خسته به نظر میرسد و فقط حرکات و تمرینات را انجام میدهد. تمام این علایم، پاسخ ورزشکار به تنشها و فشارهای روانی است. ورزشکاران بزرگسال و جدی، بیشتر در معرض واماندگی هستند، این ورزشکاران در مسابقات جهت پیروزی فشار زیادی را به خود تحمیل می کنند (نقل از اکلوند، کرسول، ۲۰۰۵). ۲-۳-۳ احساس بیارزشی: به احساساتی نظیر بیاهمیت شدن به مشارکت ورزشی، عبث بودن آن و اهمیت یافتن فعالیتهای دیگر در مقایسه با ورزش اشاره دارد (رادک و اسمیت ۲۰۰۱). مطالعات تجربی زیادی سوابق واماندگی را بررسی کرده اند، ازقبیل: کمالگرایی (گولد، تافی[۷۰]، آدری[۷۱] و لوئر[۷۲]، ۱۹۹۶)، فشار والدین، استرس درکشده (رادک و اسمیت، ۲۰۰۱)، تعهد (رادک، ۱۹۹۷)، انگیزه (کراسول و اکلوند، ۲۰۰۵). هدف اصلی این مطالعات این بوده است که به شناسایی ابزاری بپردازد که بتواند واماندگی ورزشکار را به حداقل برساند. ۲-۴ تعاریف کمالگرایی کمال به حالت مطلوبی اطلاق می شود که از وضع موجود فاصله دارد، حال با توجه به میزان این فاصله و این که چه مرجعی، حالت مطلوب را مشخص می کند، کمالگرایی گونه های مختلفی مییابد که برخی از آنها سالم و برخی دیگر بیمارگونه تلقی می شود. شکلهای سالم کمالگرایی، هنگامی آشکار میگردد که با توجه به عنصر فاصله، ارتباطی فعال میان وضع موجود و وضع مطلوب برقرار شود. درخصوص عنصر مرجع تعیینکننده کمال نیز، زمانی کمالگرایی سالم خواهد بود که فرد و دیگران، به صورت تعاملی در تعیین امر مطلوب مشارکت ورزند (خسروی، زهره؛ علیزاده صحرایی، امهانی؛ ۱۳۸۸). هولندر[۷۳] (۱۹۷۸) نیز از اولین کسانی بود که به تعریف کمالگرایی پرداخت و آن را بهعنوان تلاش توان فرسا برای رسیدن به بالاترین کیفیت در عملکرد، بیش از آنچه در یک موقعیت مورد نیاز است، تعریف کرده است. بورنز (۱۹۸۰)، تحلیل گستردهای از این مفهوم ارائه داد، از دید وی کمالگرایی عبارت است از “شبکه ای از شناختها” که شامل انتظارات، تغییر حوادث زندگی و ارزیابی از خود میباشد. وی در توصیف افراد کمالگرا بیان می کند: آنها کسانی هستند که معیارهای غیرمنطقی و بالایی برای خود در نظر گرفتهاند، به طور وسواسگونه به سوی اهداف ناممکن در تلاشاند و ارزش خود را معادل درجهای از آن معیارها که کسب کرده اند، میدانند (شافران[۷۴] و منسل[۷۵]، ۲۰۰۱). برخی از محققین (حسینی و همکاران، ۱۳۸۹)، نشان دادند که اصولاً گرایش به کمال و کمالگرایی در نهاد انسانها وجود دارد و در حکم خصیصهای مثبت تلقی می شود، زیرا انرژی را پدید میآورد که منجر به پیشرفت و موفقیت فرد می شود. اصرار و مداومتی که هنرمندان بزرگ در خلق آثارشان به خرج می دهند و مداومتی که در این راه نشان می دهند ازکمالگرایی آنان نشأت میگیرد، اما روند دستیابی به کمال در همهی انسانها به طور مثبت پیش نمیرود. میتوان گفت کمالگرایی تا زمانی به نفع فرد است که در ارتباط با خودش و به منظور به فعالیت درآوردن همه ظرفیتها و استعدادهایش صورت گیرد. هنگامی که گرایش به کمال، با رقابت و پیشیگرفتن از دیگران و صرفاً به منظور کسب تأیید و رضایت خاطر آنان صورت گیرد، جنبه منفی و به عبارت دیگر نابهنجار پیدا می کند (حسینی، ۱۳۸۹). برخی از محققین، مخصوصاً کسانی که با سازه کمالگرایی و تحقیق در این حوزه آشنایی ندارند، به اشتباه کمالگرایی را معادل بیماری وسواس فکری عملی میدانند که با تفکرات غیر قابلکنترل و رفتار وسواسی همراه است. در این رابطه، هولندر (۱۹۷۸) چنین نقل می کند: رفتار کمالگرایانه بر خلاف رفتار وسواسی، شامل انواع رفتارهایی که بارها و بارها تکرار میشوند نیست بلکه به حالتی اشاره می کندکه رفتار انجام شده معمولاً مناسب است، اما با افراط انجام می شود، در مقابل، رفتار وسواسی هدفمحور است. فرد کمالگرا به این نکته توجه نمی کند که آنچه انجام میدهد غیرمنطقی است. با این حال، در برخی زمانها آرزو می کند کمتر سختگیر باشد. همچنین یک تمایز انگیزشی مهم بین رفتارکمالگرایی و رفتار وسواسی وجود دارد. “رفتار وسواسی فرد برای حمایت از عدم تأیید انجام می شود، اما رفتار کمالگرایی برای دستیابی به تأیید انجام می شود”. بنابراین انگیزه نخستین در رفتار وسواسی، حمایت از ارزیابی منفی برخی افراد مهم میباشد، درحالیکه انگیزه نخستین در رفتار کمالگرایانه، بهدستآوردن تایید افراد مهم زندگی است (هولندر، ۱۹۷۸). شافران، کوپر[۷۶] و فایربم[۷۷] (۲۰۰۲)، کمالگرایی را بهعنوان سازهای که شامل اجزای شناختی، رفتاری است تعریف کرده اند”وابستگی شدید به ارزیابی از خود، خودتحمیلی و استانداردهای بسیار بالا“، آنها عقیده دارند که کمالگرایی توسط چرخهای از تفکرات غیرمنطقی و رفتارهایی که آنها را همیشگی و دائمی می کنند، ابقا می شود. کمالگرایان مجموعه ای از استانداردهای سطح بالا را برای خود تدوین نموده و سپس برای رسیدن به آنها تلاش می کنند و یا از ترس شکست در تکالیف، از آن اجتناب می کنند، اگر وی از تکالیف اجتناب کرده و آنان را به تعویق بیاندازد و در رسیدن به اهدافش شکست بخورد به این شکست با خود انتقادگری پاسخ میدهد. علاوه بر این، رفتارهای کمالگرایانه باقی میمانند، زیرا رسیدن به نتایج مثبت ودستیابی به اهداف، تقویتکننده مثبت برای تصورات غیرمنطقی همراه با کمالگرایی است. فراست و هندرسون (۱۹۹۱) نیز، کمالگرایی را مجموعه ای از معیارهای بسیار بالا در عملکرد تعریف کردند که با خودارزیابی انتقادی افراطی همراه است. ترس از شکست ممکن است مؤلفه های رفتاری کمالگرایی را که هدف آنها برای رسیدن به معیارهای غیرمعقول و بالای اوست؛ برانگیزاند. برای مثال، جستجوی اطمینان ، ارزیابی مداوم دیگران، و توجه افراطی قبل از تصمیم گیری، نمونههایی از این رفتارها میباشد. کمالگرایی مجموعه ای از تفکرات و رفتارهای خودشکن قلمداد می شود که [فرد کمالگرا ] قصد رسیدن به اهداف غیرعملی فوقالعاده بالا را دارد. در تعریف دیگر، کمالگرایان بهعنوان کسانی هستند که به گونه نوروتیک در حال تلاش برای قالبریزی خود در داخل یک تصویر ایدهآلند و دارای عزت نفس پایین هستند (هویت و فلت، ۱۹۹۱). الیس (۱۹۷۳)کمالگرایی را به صورت زیر تعریف کرده است: این تصور که فرد باید شایسته، لایق، مؤثر و باهوش باشد، به جای این تصور که فرد برای انجام دادن کارها باید به سختی تلاش کند و خود را بهعنوان فردی ناکامل و جایز الخطاء و دارای محدودیتهای قابل قبول انسانی بپذیرد. این دیدگاه تک بعدی درباره کمالگرایی با دیدگاه بورنز (۱۹۸۰) همسوست. برنز (۱۹۸۰) عقیده داشت که کمالگرایان کسانی هستند که استانداردهای غیرواقعی برای خود در نظر میگیرند، به سختی تلاش می کنند تا به آن اهداف غیرممکن برسند و کسانی هستند که درباره ارزش کلی خودشان بر پایه شایستگی و کمال قضاوت می کنند (نقل از هانگ[۷۸]، ۲۰۰۸). بر اساس تعاریف بالا، کمالگرایی نابهنجار خودشکستدهنده و اختلالزا است و افراد کمالگرا هرگز نمیتوانند از عملکرد خود احساس رضایت کنند. همچنین، کمالگرایی عقیده و باوری است که بر اساس آن اصلاح آرمانی منش اخلاقی، هدف اصلی تلاش های اخلاقی است. کمالگرایی در حکمت الهی به معنی این است که معصوم بودن در زندگی امکان پذیر است (مهرابی زاده هنرمند، وردی،۱۳۸۲). به اعتقاد آندریو و همکاران (۲۰۰۸ ) کمالگرایی مشتمل بر ابعاد هشت گانه زیر است :
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در جدول فوق، مقادیر آماره B، خطای معیار ضرایب ستون B، بتا (مقدار استاندارد شده ضرایب که نشان دهنده میزان تغییر در متغیر وابسته به ازای تغییری به اندازه یک انحراف معیار در متغیر مستقل است) که هر چه قدر مطلق آن بزرگ تر باشد رابطه قوی تر متغیر وابسته و متغیر مستقل را نشان میدهد (مؤمنی و فعال قیومی، ۱۳۸۹: ۱۳۹). بر اساس مقادیر ستون B میتوان معادله رگرسیون پژوهش حاضر را به صورت زیر در نظر گرفت: x1 ۶۲۳/۰ + ۴۹۷/۱ = ŷ بر اساس مقادیر ستون B نمیتوان نتیجه گرفت متغیری که ضریب بیشتری (بدون توجه به علامت آن) دارد تأثیر بیشتری در متغیر وابسته دارد، زیرا واحدهای اندازه گیری متغیرها متفاوت است. بنابراین، برای مقایسه تأثیر متغیرها از ضرایب استاندارد شده بتا (بدون توجه به علامت آن) استفاده میشود (مؤمنی و فعال قیومی، ۱۳۸۹: ۱۳۹). در جدول فوق، ستون ضرایب استاندارد شده بتا نشان میدهد که ارزش ویژهی برند دارای اثر مثبت و مستقیم بر رضایت مشتریان میباشد، زیرا به ازای یک واحد تغییر در این متغیر ۲۹/۰ واحد تغییر در متغیر رضایت مشتریان ایجاد میشود. آماره t و سطح معناداری (sig) که جهت آزمون فرض تساوی هر یک از ضرایب ستون B با عدد صفر ارائه شده است. فلذا، به استناد نتایج فوق شواهدی مبنی بر رد این فرضیه پژوهش مشاهده نگردید و این فرضیه را نمیتوان رد نمود.
 پ ـ آزمون فرضیهی سوم در تحقیق پیشرو فرضیهی سوم عبارت است از: ارزش ویژه برند تأثیر معناداری بر اعتماد به برند مشتریان بانک پارسیان دارد. فرضیهی فوق در علم آمار به صورت زیر نوشته میشود: تأثیر مثبت و معناداری وجود ندارد: Ho تأثیر مثبت و معناداری وجود دارد: ۱H همچون فرضیات پیشین، از مدل رگرسیونی برای آزمون فرضیه اخیر نیز استفاده میشود. نتایج حاصل از این آزمون در جداول زیر آمده است: جدول۴ـ۱۹: خلاصه مدل رگرسیونی متغیرهای ارزش ویژه برند و اعتماد به برند
| مدل |
ضریب همبستگی چندگانه |
ضریب تعیین |
ضریب تعیین تعدیل شده |
خطای معیار تخمین |
| ۱ |
۸۱۱/۰ |
۶۵۸/۰ |
۶۵۶/۰ |
۳۹۸۵۵/۰ |
جدول بالا ضریب همبستگی چندگانه، ضریب تعیین، ضریب تعیین تعدیل شده و خطای معیار تخمین را ارائه میکند. همان طور که می توانید ببینید، ضریب تعیین عدد ۶۵۸/۰ را نشان می دهد که این بدان معنا است که تقریباً ۶۶% تغییرات متغیر “اعتماد به برند” توسط متغیر ارزش ویژهی برند ناشی میشود، همچنین ضریب همبستگی چندگانه مدل برابر ۸۱۱/۰ است. نمودار زیر دادههای این دومتغیر و خط رگرسیونی را در قالب تصویر نشان میدهد.
نمودار۴ـ۱۳: نمودار پراکنش و خط رگرسیونی متغیرهای ارزش ویژه برند و اعتماد به برند جدول۴ـ۲۰: آنالیز واریانس مدل رگرسیونی متغیرهای ارزش ویژه برند و اعتماد به برند
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
-
- آماده کردن مدیران برای جایگزین شدن مدیران قبلی و ایجاد سیستمی که به وسیله آن، این فرایند به طور مرتب کنترل شود.

مهمترین چیزی که باید درباره فرایند توسعه مدیریت به یاد داشته باشیم این است که این فرایند باید تجاری باشد، حتی اگر به توسعه عملکرد و استعدادهای بالقوه کارکنان بپردازد. شرکت باید تصمیم بگیرد که برای تحقق اهداف استراتژیکش به چه نوع مدیرانی نیاز دارد و چگونه به بهترین شیوه می تواند این مدیران را به دست آورد و پرورش بدهد. ظرفیت و توانایی سازمان در تحقق استراتژی های تجاری باتوجه به عوامل اصلی موفقیت سازمان، تا حدود زیادی به توانایی مدیرانش در تامین شرایط و تقاضاهای خاص سازمان بستگی دارد. سه فعالیت اساسی توسعه مدیریتی به صورت زیر می باشد:
-
- تجزیه و تحلیل نیازهای فعلی و آتی مدیریتی؛
-
- ارزیابی مهارت های بالقوه و بالفعل موجود و اثربخشی مدیران در تامین این نوع نیازها؛
-
- طراحی سیاست ها، استراتژی ها و طرح هایی برای تامین آن نیازها(آرمسترانگ، ۱۳۸۱، ص ۲۶۷).
- توسعه و پرورش آگاهی عاطفی:
آگاهی عاطفی چنین تعریف می شود: ظرفیت و توان درک احساسات خودمان و احساسات دیگران، به منظور انگیزش خودمان، به منظور مدیریت عواطفمان هم در درون خود و هم در پیکره روابطمان. یک رهبر برای موفق شدن باید از سطح آگاهی عاطفی بالا برخوردار باشد. گولمن چهار جزء آگاهی عاطفی را چنین تعریف کرده است:
-
- مدیریت خود: توانایی کنترل یا تصحیح حالات نامناسب خود و تنظیم رفتارهای خود همراه با تقویت انگیزه خود برای پیگیری اهداف با پشتکار بسیار و صرف انرژی. شش شایستگی همراه این جزء عبارت اند از: کنترل خود، قابل اعتماد بودن/درستکاری، خلاقیت، قابلیت سازگاری با تغییرها و میلی زیاد به موفق شدن.
-
- خودآگاهی: توان شناسایی و درک حالات، عواطف و انگیزه های خود و تاثیر اینها بر دیگران. این توانایی با سه شایستگی در ارتباط و در واقع تابع آنها می باشد: اعتماد به نفس، ارزیابی واقع بینانه خود و آگاهی از عواطف خود.
-
-
-
- آگاهی اجتماعی: توان درک ترکیب عاطفی (عواطف مختلف) دیگر کارکنان و مهارت برخورد با کارکنان بر اساس واکنش های عاطفی شان. این موضوع به شش شایستگی بستگی دارد: همدردی، تخصص در ایجاد و حفظ استعدادها، آگاهی سازمانی، حساسیت بین فرهنگی، احترام گذاشتن به تنوع و تفاوت ها و خدمت رسانی به مشتریان و کارفرمایان.

-
- مهارت های اجتماعی: مهارت در مدیریت روابط و ایجاد شبکه های ارتباطی به منظور دستیابی به نتیجه مطلوب و مورد انتظار خود از دیگران و حصول به اهداف شخصی و توانایی پیداکردن زمینه و نقطه ای مشترک و ایجاد رابط حسنه. پنج شایستگی همراه با این مهارت عبارت اند از: رهبری، کارایی در هدایت تغییر، مدیریت تعارض، ارتباطات/نفوذ و تخصص در ایجاد و هدایت گروه ها(آرمسترانگ، ۱۳۸۱، ص ۲۶۹).
قابلیت استراتژیک عبارت است از توانایی انتخاب مناسب ترین استراتژی و سلسله اقدامات لازم برای اجرای آن استراتژی، از جمله نیازهای منابع. یک استراتژی توسعه منابع انسانی برای تقویت قابلیت استراتژیک شامل برنامه ریزی نوع فعالیت های یادگیری که به بهبود موارد زیر منجر خواهد شد:
-
- درک محیط های به سرعت در حال تغییر؛
-
- توانایی خلق بینشی استراتژیک؛
-
- درک فرایندها و ابزارهای تصمیم گیری استراتژیک؛
-
- درک مدل های مختلف ساخت و طراحی استراتژی؛
-
- انتخاب و ارزیابی عملکرد کسانی که تصمیم های استراتژیک می گیرند؛
-
- ارتباط بین استراتژی و اجرای عملیات؛
-
- کیفیت تفکر و یادگیری استراتژیک؛
-
- مدیریت و توسعه پایه دانش شرکت(آرمسترانگ، ۱۳۸۱، ص ۲۷۰)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
محصولات (خدمات)محور توجهمشتریانکمیاطلاعات درمورد مشتریانکمی و کیفیمشتریان در انتهای زنجیره تأمین قرار دارندفرایندمشتریان در ابتدای زنجیره تأمین قرار دارندتجزیه و تحلیل گروهیرویه های بازاریابیاستنباط علایق

(قره چه و همکارانش، ۱۳۸۵، ۷-۶). بنابراین ارائه خدمات از طریق بانکداری الکترونیکی، بسیاری از مشتریان را تحت تأثیر قرار داده و توقع و خواسته های آن ها از خدمات بانکی افزایش یافته است. این امر افزایش رقابت در میان بانک را در پی داشته و بانک ها برای موفقیت در رقابت به توسعه ی خدمات بانکداری الکترونیکی پرداخته اند. ۲٫۲٫۲٫ شهرت مفاهیم اعتماد و شهرت به خاطر نیاز به ابزارهای اتوماتیک توانا برای خدمات وب بسیار مورد توجه قرار گرفته اند. در تعامل های وب سایت، نشانه های سنتی اعتماد و حسن شهرت برخوردهای فیزیکی، ناپدید شده است. جای گزین های الکترونیکی برای این مفاهیم مورد نیاز است به طوری که کیفیت خدمات آنلاین را به خصوص برای تجارت الکترونیک و خدمات سرگرمی، بهبود بخشد. اعتماد و شهرت با معانی مختلفی استفاده می شوند، بنابراین ادبیات این واژه ها نیز کاملاً گیج کننده است. در اصطلاحات مورد استفاده برای توصیف مفاهیم اعتماد و شهرت سردرگمی قابل توجهی وجود دارد به همین دلیل اصلاحات سازگاری مورد نیاز است. اعتماد به اعتماد شخصی، اعتماد غیر شخصی و اعتماد گرایشی طبقه بندی می شود. اعتماد شخصی، توصیف اعتماد بین افراد است در حالی که اعتماد غیر شخصی به یک شخص محدود نبوده بلکه ناشی از وضعیت اجتماعی یا سازمانی است. اعتماد گرایشی، نگرش کلی فرد نسبت به جهان است (K.Bharadwaj et al., 2009,38). با توجه به رشد بازرگانی الکترونیک و رقابت بین المللی در بازارهای تجاری، این پرسش پیش می آید که آیا نام و شهرت شرکت می تواند موجب بهبود وضع رقابتی آن شود؟ اگرچه قدرت نام بازرگانی به طور وسیعی در بازارهای مصرفی پذیرفته شده ولی اهمیت و ماهیت نام بازرگانی و شهرت در بازارهای تجاری مبهم است و بررسی نشده باقی مانده است.
 شهرت از درک ذینفعان ناشی می شود به طوری که عواملی مانند محصول گرایی، نوآوری و مشتری مداری در این ردیف قرار دارند. در بازارهای بازرگانی، خدمات یک شرکت نقش مهمی را ایفا می کند، از این رو مانند بازارهای مصرفی، شهرت شرکت احتمالاً تأثیر مهمی در فرایند خرید دارد. بنابراین ارائه خدمات از جانب شرکت می تواند برای مشتری ایجاد ارزش کند و درنهایت باعث وفاداری مشتری به شرکت شود. شهرت تأثیر وسیع تری از نام بازرگانی دارد و نه تنها می تواند بر درک مشتریان از کیفیت تأثیر بگذارد، بلکه ممکن است بر وفاداری و ارزش مشتری نیز مؤثر باشد. شرکتی با شهرت خوب، از یک دارایی ارزشمند برخوردار است. شهرت نمی تواند تنها بر پایه عملکرد آن مورد ارزیابی قرار گیرد. برخی محققان معتقدند که شهرت مجموعه ای از ویژگی اقتصادی و غیر اقتصادی مربوط به یک شرکت است که از اقدام های گذشته شرکت ناشی می شود. همچنین در ابتدا برخی، شهرت را برحسب شاخص هایی موردارزیابی قرار دادند که عبارتند از: تا چه حد شرکت شناخته شده است (خوب یا بد)، قابلیت اطمینان و اعتماد. شهرت می تواند از تجربه مستقیم مانند ارتباط های کلامی یا غیرمستقیم به کمک رسانه ها شکل گیرد.
 یک شهرت خوب منجر به تبلیغات زبانی مثبت، جذب مشتریان بیشتر و افزایش فروش می شود. به منظور ساخت و حفظ شهرت مناسب، کیفیت تعهد شده خدمات باید ارائه گردد ( ناظمی، سعادت یار، ۱۳۹۲، ۵۷). پس شهرت یک نوع دارایی نامشهودی است که دارای ارزش ذاتی و درونی است و به رفتار ذینفعان در راستای تأثیرگذاری بر ارزش آتی شرکت شکل و جهت می دهد. شهرت یک شرکت در واقع مجموعه ای از رهبری و مهارت های آن، افراد و کارکنان، تخصص، فرهنگ، نوآوری، برند شرکت، مدیریت دانش، ارتباطات، روابط کاری می باشد. شهرت فرصت های رشد و توسعه را هم برای شرکت و هم برای ذینفعان فراهم کرده و تاثیر به سزایی روی سرمایه گذاران جهت تشویق به سرمایه گذاری، سهامداران جهت حفظ و افزایش سهام، عرضه کنندگان جهت تأمین کالا، ایجاد فرصت های شغلی و افزایش انگیزه کارکنان دارد. از دیدگاهی دیگر شهرت را می توان مجموع تمامی تجربیات سهامداران و مدیران دانست که شامل مهارت های مدیریتی، خلاقیت و نوآوری کارکنان و حسن انجام کار مجموعه شرکت می باشد. ریسک شهرت می تواند به ورشگستگی، کاهش فعالیت و از دست دادن مشتریان شرکت و حتی رویارو کردن شرکت با دعاوی حقوقی و قضایی منتهی شود. به طور خلاصه منابع کلیدی ریسک شهرت را به صورت شکل زیر می توان نشان داد: شکل شماره ۱٫۲٫ منابع کلیدی ریسک شهرت عملکرد مالی حاکمیت شرکتی و رهبری ارزش سرمایه گذاریهای بلندمدت مدیریت بحران ارتباطات مسئولیت اجتماعی شرکتی تحویل به موقع کالا و خدمات به مشتری فرهنگ محیط کار (قاسمی، ۱۳۸۹، ۱۶۳). جهت مدیریت ریسک شهرت درنظرگرفتن نکات زیر الزامی است:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
نظریه رهبری تحول آفرین( باس و آولیو): رهبری تحول آفرین از طریق روشها و مقاصد متنوعی بر ارتباط با پیروان تأکید دارد و در نتیجه پیروان می نمایند. این نوع رهبری با ارتقاء و توسعه علایق پیروان و آگاهی دادن به آنها، زمینه پذیرش ماموریت و اهداف گروه را ایجاد می نماید. چهار رفتار اصلی این نوع رهبری عبارتند از: نفوذ آرمانی، انگیزش الهام بخش، تحریک ذهنی و ملاحظات شخصی.

نظریه رهبری فرهمند( کاریزماتیک- رابرت هاوس): چنین رهبرانی در ارتباط با پیروان خود، انتظاراتی همچون داشتن کارایی بالا را انتقال می دهند و اعتماد به نفس آنها را در تحقق اهداف بهبود می بخشد. در این نوع رهبری پیروان به دلیل ویژگی های فردی خاصی که در رهبر مشاهده می کنند به او وفادارند. اینگونه رهبران در حقیقت بین چشم انداز مبتنی بر ارزشها و هدایت گروهی ارتباط برقرار می سازند و خطرات محاسبه شده ای را در مخالفت با وضع موجود می پذیرند.
نظریه رهبری خدمتگزار( رابرت گرین لیف): رهبری خدمتگزار با تأکید بر انسجام و صمیمیت بین افراد و خدمت به دیگران شامل پیروان، مشتریان و جامعه می باشد. این نوع رهبری با تمرکز بر توسعه پیروان کمک می کند تا پیروان تمام قوای خود را در انجام اثربخش وظایف، رفاقت با دیگران، خود انگیزشی بکار گیرند. رهبری خامتگزار بر این فرض استوار است که رهبر برای داشتن بهترین پیروان باید بر ارتباط با تک تک پیروان برای درک توانایی های بالقوه، نیازها و آرمانها، مقاصد تکیه نماید.
نظریه رهبری معنوی( ریو و فرای): نظریه رهبری معنوی در حقیقت توسعه مدل انگیزشی درونی می باشد که شامل چشم انداز، امید، ایمان، عشق نوع دوستانه و بقا معنویت است. هدف رهبری خلق چشم انداز و تجانس ارزشها در تیم های توانمند و استراتژیک و سطوح فردی و در نهایت تقویت تعهد و بهره وری سطوح بالای سازمانی است.

(کاهه، ۱۳۹۱؛۱۱-۱۴) ۳-۴-۲-۲ مفهوم موثق[۴۰]بودن دردورانمعاصر،بهدلیلکثرتنیاتورفتارهایغیراخلاقیکهازانسانهاسر میزندواینکهفعالیتهایغیراخلاقیبهصورتیکعرفنامطلوبدراغلبجوامعمشاهده میشود. اندیشمندانبهعنوانقشریازطلایهدارانفضیلتهایانسانی،بامطرحکردنتئوریهای اخلاقی،گامیمثبتدرجهتاحیایاصولاشارهشدهبرداشتهاند؛کهاخیراًاینرویکرداخلاقی بهحوزهتئوریهایرهبرینیزرخنهکردهاستومنجربهخلقسبکیبدیعوارزشمندتحت عنوانرهبریاصیل،شده است.درحقیقترهبریاصیل،پاسخیبهنقصانوکاستیدیگر سبکهایرهبریمبنیبرعدمتوجهآنهابهاصولاخلاقیمیباشد. رهبریاصیلدرتلاشاست تااصولوالایاخلاقیرادرعملبهکارگیردوروابطرهبروپیروانرابهکمکآنتقویتو تحکیمبخشد. امروزههمراهباچالشهاییمانندرقابتوعواملاسترسزادرسراسرجهان،رهبریازهمیشه سختترشدهاستچنینچالشهایینیازبهبازگرداندناعتمادبهنفس،امیدوخوشبینیدرافراد داردولازمسترهبرانمردمرابرایپیداکردنوپرورشخودشانکمک کنند. بنابراینامروز نیازبهرهبرانیداردکهباهدفها،ارزشهاوتمامیتهاآشناباشند(اوایلووگاردنر، ۲۰۰۴). شالودهرهبریاصیلبرمفهوماصالت،پایهگذاریشدهاستکهبیانکنندهشرایطیاستکهافراد رفتاریمطابقباارزشهاواعتقاداتوفطرتوالایانسانیخویشانجامدهندوتحتتأثیر شرایطوفشارهایگوناگون،برداشتنرفتاریدرراستایارزشهاوباورهایخویشپافشاری نماید.درواقعتئوریهایرهبریاصیلدرتلاشندتارهبرانیتربیتنمایند،کهخودواقعیخویش رابهپیروانشاننشاندهندوبهدورازهرگونهتزویروریا،رفتاریمنطبقبرحقیقتدرونی خویشداشتهباشند( سبحانی، ۱۳۹۱؛ ۴۱-۴۲). واژه وثوقریشه در فلسفه یونان دارد و به معنای این است که با خودمان صادق باشیم[۴۱]( آویلیو و گاردنر، ۲۰۰۵). هنس، گاردنر و چرمرهورن در سال ۲۰۰۴ بیان می کنند که وثوق بدان معناست که واقعاً آنچه که می پندارید و احساس می کنید منطبق با رفتار واقعیتان باشد( بومز، ۲۰۱۲؛ ۱۷۶). تاکنون مطالعات گسترده ای بر روی ریشه و سابقه مفهوم اصالت صورت گرفته است که معروفترین آنها توسط هارتر و ریکسون با تمرکز بر یافته های دو روانشناس برجسته و بشردوست، یعنی کارل راجرز و مازلو انجام یافته است. در حقیقت مازلو و راجرز توجه بسیاری به توسعه عملکرد یا خود واقعی[۴۲] افراد داشته اند. بطور مثال افرادی که با ذات و فطرت خود سازگار هستند به درستی خود و زندگیشان را درک خواهند نمود و با انتظاراتی که دیگران از آنها دارند، محدود نمی شوند و سعی بر آن دارند تا انتخاب های شخصی خود را به مرحله عمل برسانند به خصوص مازلو بیان می کند که خود واقعی افراد را می توان از اعتقاد راسخ آنها به اخلاق درک کرد. بزور کلی اصالت و وثوق در رشته های مختلف روانشناسی انسان گرایانه( مازلو و راجرز)، روانشناسی رشد ( اریکسون) و فلسفه وجودی( هادیگر) مورد توجه قرار گرفته است. و در مطالعات مذهبی و تاریخی نیز به آنها اشاره شده است. در حقیقت اصالت در همه جا همراه اانسان است و بشریت را به حقیقت خود و جهان هستنی فرا می خواند. شناخت خود راستین[۴۳] و صادق بودن با خود یکی از ضروریات داشتن زندگی آسوده و سالم است و اصالت را می توان عملکرد آزادانه خود راستین دانست. زمانیکه انسان موثق بودن خود را اذعان می کند، می تواند نقاط ضعف، اشتباهات، اسرار و بخش هایی از خود را که به جهت ترس از اجتماع و حتی خود در سایه آنچه وجود دارد پنهان ساخته است را بپذیرد. رفتاری موثق می باشد که منطبق بر ارزشها، ترجیحات و نیازها باشد نه اینکه صرفاً جهت دستیابی به پاداش و یا اجتناب از تنبیه صورت پذیرد. وثوق لزوماً به معنای اخلاقیات نیست زیرا ممکن است فرد به دلیل ترس از تنبیه صورت پذیرد. موثق بودن همیشه در راستای اخلاقیات نیست زیرا ممکن است فرد به دلیل ترس از تنبیه و یا اخراج همیشه در راستای اخلاقیات عمل نماید و بر اساس خودآگاهی و شناخت ارزشهای درونی از رفتارهای غیراخلاقی پرهیز نکند. وثوق بر ایده های اخلاقی تثبیت شده در فرد و تمام مواردی که کمک می کند فرد مورد اعتماد دیگران قرار گیرد و بطور دائم و همیشگی در جهت فعالیت های اخلاقی شرکت کند تأکید می ورزد. وثوق یک جایگزین امیدبخش در مقابل همچون داشتن سطح مطلوبی از اعتماد به نفس، سطح بالایی از بهزیستی روانشناختی[۴۴]، تقویت حس رفاقت و صمیمیت، بهبود و ارتقاء سطح عملکرد می باشد. مفهوم وثوق بطور گسترده ای از دیدگاه هستی گرایی[۴۵] بعنوان راه شناسایی زندگی ناخودآگاه از زندگی ناخودآگاهانه همراه با مسئولیت پذیری در قبال انتخاب ها و اهدافش می باشد. فلسفه وجودی، اصالت را مرتبط به عوامل و نیروهای بیرونی و تاثیرات اجتماع از قبیل ارتباز با دیگران می داند و برای داشتن اصالت، حذف موانع ساختاری و فرایندی در سازمان و گروه را موثر می داند و بیان می کند کشف ریشه های وجودی مفهوم اصالت، توانایی تحقق اهداف رهبری موثق را بیشتر می کند. با توجه به این دیدگاه عدم اصالت فرد اجتناب ناپذیر است و بیان می کند رهبر نمی تواند با تمامی پیروان خود و در تمام موقعیت ها موثق باشد و ناچار به برگزیدن عدم وثوق در روابط است. همچنین بیان می دارد برای موثق بودن لازم است زندگی فرد برایش معنا و مفهوم داشته باشد و هر فردی مسئول ایجاد معنا و مفهوم برای زندگی خودش است و هر فرد دارای ظرفیته های بالقوه خاص خود است و رهبر نمی تواند به زندگی تمامی پیروانش معنا بخشد(آلگرا و ویرسما، ۲۰۱۲). بنابرا ین افراد موثق تطابق کاملی بین خود ایده آل و خود واقعی شان دارند. رهبران موثق خواسته های روشنی دارند، نقاط ضعف خود را میدانند و وثوق خود را با آگاهی و قبول آنها بدست می آورند. آنها با عوطف خود درگیر هستند و بر خود و سایرین تاثیر می گذارند( بومز، ۲۰۱۲: ۱۷۶). در سالهای اخیر تحقیقات جامع و دقیقی در روانشناسی اجتماعی در حوزه سازه موثق بودن صورت گرفته است که مهم ترین آن آزمایشات کرنیس[۴۶] می باشد. او نشان داد افرادی که خود را به خوبی می شناسند و از نقاط ضعف و قوت خود باخبر هستند، دارای شخصیت محکمی هستند و اعتماد به نفس بالایی دارند. چنین افرادی عاری از تعصبات دفاعی غیرمنطقی می باشند و در نتیجه راحتتر می توانند روابط شفاف، باز و یا حتی نزدیک با دیگران داشته باشند. چنین رفتارهایی در حقیقت حاکی از سازگاری بین ارزشها، باورها و اقداماتشان است. زمانیکه فرایندهای خودتنظیمی در فرد درونی و تثبیت می گردد، رفتارهای فرد به واسطه ارزشهای درونی در مقابل تهدیدات، پاداش ها و انگیزه های بیرونی و یا حتی انتظارات اجتماعی هدایت می شود( والومبا و همکاران، ۲۰۰۸).
 بیل جرج نیز در یکی از فصول کتابش با عنوان” یک رهبر موثق باشید” اینگونه می گوید: “هدایت یک سازمان کوچک یا بزرگ کار آسانی نیست. این کار سالها طول می کشد. بررسی نیازهای متنوع افراد یک بحث دنباله دار است. رهبران به سمت و سوی های مختلف زیادی کشیده می شوند ولی باید دقیقاً مشخص شود که آنها و سازمان هایشان به کدام سو هدایت می شوند. در سازمان های پیچیده قرن بیست و یکم نوع جدیدی از رهبری موردنیاز است. ما به رهبرانی نیاز داریم که براساس هدف، ارزشها و راستی و درستی[۴۷] به امر هدایت پرداخته و گارگزاران خوبی برای میراث بجای مانده از پیشینیانشان هستند. ما نیاز به رهبرانی داریم که سازمان های پایداری را ایجاد کنند، کارکنانشان را برای ارائه بهترین خدمات به مشتریان برانگیخته کرده و ارزش طولانی مدت برای سهامدارانشان ایجاد کنند. خلاصه اینکه، ما به سبک جدیدی از رهبری- رهبری موثق- نیاز داریم تا ما را از بحرانهای فعلی رهبری نجات دهد( جرج،۲۰۰۷: ۸). دید دامس و چنگ در سال ۲۰۱۲ بیان می کنند که افراد در انتخاب حقایق زندگی خود آزاد هستند اما باید آن واقعیت را به رسمیت بشناسند- بر این اساس موثق بودن یک فرایند خودمرجع است که به تعریف مشخصه های واقعی و پایدار هویت فردی می پردازد.” وی در ادامه پنج ویژگی را برای رهبران موثق برمیشمارد:
-
- اجرای ارزش های پایدار[۴۸]
وثوق یک ویژگی نسبی است و در حقیقت به تجربه های شخصی فرد مانند افکار،احساسات، نیازها، خواسته ها، ترجیحات و یا عقاید مربوط می شود و براین نکته تاکید دارد که فرد باید به جای آنکه خود را متاثر از عکس العمل و ارزیابی های دیگران بداند، قوانین زندگی را مبتنی بر خود راستین قرار می دهد و با توجه به اندوخته ها و تجربیات خود رفتار نماید و بدین ترتیب فرد بعنوان یک بازیگر اجتماعی طبق قوانین خود بطور فعال به جای پاسخ دادن به واقعیات اجتماع، به استقبال آنها می رود. در اینجا وثوق برخلاف صداقت که همنوایی و تجانس اظهارات صریح و واقعی احساسات با تفکرات فرد می باشد و به واسطه زمینه ای که فرد با دیگران شفاف و صریح ارتباط برقرار می کند سنجیده می شود، هیچ وقت توجه صریحی به دیگران ندارد و بیشتر زمینه ای که فرد با خود صادق است مورد قضاوت قرار می گیرد( آولیو و گاردنر، ۲۰۰۵). بدین ترتیب رفتارهای مثبت و موثق رهبر از طریق رفتارهایش بعنوان یک کیفیت پایدار از سوی پیروان درک می شود و با ایجاد چنین اعتمادی آنها را در یافتن ارزشها، باورها و معنای زندگی هدایت می کنند و اهداف را در راستای ارزشها تعیین ساخته و بطور کلی نسبت به فرد غیر موثق بیشتر به اخلاقیات پایبند می باشد( آلگرا و ویرسما، ۲۰۱۲). در حقیقت وثوق عامل مشترک میان اجزای تشکیل دهنده رهبری موثق می باشد و همین عامل موجب همپوشانی اجزاء می گردد بگونه ای که هریک از آنها با داشتن ساختارها و ویژگی های منحصر بفرد خود بطور هم افزایی تشکیل سازه ای به مراتب بالاتر و با پیامدهای مثبت تری را می دهند( پیترسون و همکاران، ۲۰۱۲). طی پنجاه سال گذشته، پژوهشگران رهبری بیش از هزار مطالعه برای شناسایی شیوه های قطعی، مشخصات شخصیتی رهبران بزرگ انجام داده اند. هیچ کدام از این مطالعات نیم رخ روشنی از رهبر ایدهآل را در اختیار ما قرار نداده است. اگر محققان شیوه رهبری یکسانی را معرفی می کردند، همه افراد همواره سعی می کردند از آن تقلید کنند.تبدیل به تیپ می شدند، نه افرادی یگانه و به آسانی برای دیگران قابل پیش بینی می شدند. هیچ کس نمی تواند با تقلید از دیگران موثق باشد. می توانید از تجربه دیگران یاد بگیرید، ولی اگر سعی کنید مانند آنها باشید، به موفقیت دست نخواهید یافت. افراد وقتی به شما اعتماد می کنند که موثق و ناب باشید، نه زمانی که نسخه کس دیگری باشید.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
رفت سنجر پیش زاهر ناگهی
گفت: « از و عظیم ده زاد رهی»
شیخ زاهر گفت: « بشنو این سخن

چون شبانت کرد حق، گرگی مکن
خانهی خلقی کنی زیر و بر
تابر اندازی سرافساری بزر
خون بریزی خلق را درصد مقام
تا خوری یک لقمه وانگه حرام
خوشه چین کوی درویشان تویی
در گدا طبعی بتر زیشان تویی»
آمدن سنجر نزد شیخ زاهد و طلب وعظ؛ نشانهی نادانی اوست، سخنان شیخ تند و آمیخته به هجو است. او را محکوم می کند و از شگرد « تحقیر کردن؛ جهت تخریب شخصیت فرعونی سنجر استفاده می کند؛ تا او را به اطاعت و به حقیقت گوش سپردن؛ وادار کند. بیت آخر از نوع تعریض، طعنه و کنایه است. تمامی عوامل ذکر شده در ایجاد طنز نقش عمده داشته اند. حکایت هفتم از مقالهی هفتم۷/۷/ ص ۲۱۲ [ در نکوهش پادشاهان] پیر صاحبدلی در کوچه یک درهم سیاه یافت، تصمیم گرفت آن را به گداترین شخص شهر بدهد، هرچه به دور و برخود نگاه کرد؛ گداتر از پادشاه کسی را ندید. از قضا روز بار پیرمرد به قصر رفت و سکه را مقابل شاه نهاد و گفت: این از آن شماست. پادشاه خشمگین شد و گفت: ای فرومایه ! من کجا به این پول سیاه محتاجم ؟ پیر گفت : جناب شاه بیهوده سخن گفتن را طولانی نکن زیرا من در کل جهان کسی را محتاجتر از تو نیافتم زیرا هیچ بازار و مسجدی را ندیدم که در آن برای تو از مردم پول نستانند. تو تا زمانی که پادشاهی می کنی سفرهی گدایی ات همه جا پهن است. آخر به خود بیا. چون دلت از جنس سنگ نیست؛ از این شهرت ننگین، خجل نیستی؟ پیر مرد در نقش عاقلی است که بی پروا حقیقت تلخی را دریافته و قصد گوشزد کردن آن ر ا به پادشاه، دارد. پس در “طنز موقعیت” پول سیاهی را به دربار می برد و قصد او تحقیر کردن شاه است و اینکه در سخنانش او را گدا می خواند از روش ( کوچک کردن) یا تحقیر بهره میگیرد و به طعنه و تعریض،” مالیات ستاندن” را گدایی می خواند. پادشاه از شخصیت محترم نفوذ ناپذیر، به فردی زیر دست، محکوم و حقیر مبدل میشود. حکایت هشتم از مقاله هفتم ۷/۸ ص ۲۱۳ [ در نکوهش پادشاهان] در این داستان گفتگویی میان خواجهی اکّاف و سلطان سنجر روی میدهد که درآن اکاف به تحقیر، او را واجب الزکات می داند. زیرا پادشاه هر چه از مال و املاک دارد بیت المال است و مردم او را به پادشاهی بر گزیده اند. تمامی عناصر مذکور در حکایت ۷/۷ در این قصه نیز مصداق دارد. حکایت نهم از مقاله هفتم ۷/۹ ص ۲۱۳ [ در نکوهش پادشاه] روزی سلطان محمود غزنوی از استاد خردمند دربارش «سدید عنبر ی» پرسید که تفسیر آیه ی « تعّز من تشاء و تذّل من تشاء» چیست؟ استاد به او پاسخ داد: ای بزرگوار این آیه در شأن من و شماست. قسمت «تعزّ» در مورد من و قسمت«تذّل» در مورد توست. زیرا من در این دنیا به کوزه آبی و گلیمی و لقمهی نانی راضی شده ام ولی تو با این همه ملک و ثروت و لشکر و حشم بیشتر حرص داری و در ذّلت خواستن، به سر می بری؛ حال آنکه من به دلیل قناعت در خواستی ندارم و در عزّت به سر می برم . صد حیف که تو بخت و اقبال نیکویت را در حقیقت ترک گفتهای و این حقارت را عزّت نام نهاده ای، تو مردمان جهان را به خاطر آسودگی خاطرت به خاک و خون می کشی. در این حکایت باز شاهد سخنان خردمندانه و عبرت آموز شخصیت عاقل داستان سدیدعنبری و پرسش و اظهار نادانی پادشاه هستیم که در اینجا از اوج عزت به حضیض ذلّت فرو میافتد و مورد طعنه، تحقیر و شماتت قرار می گیرد. عناصر طنز آفرین نظیر: تضاد، طعنه و تعریض، کوچک کردن و تحقیر به چشم میخورد. حکایت دهم از مقاله هفتم ۷/ ۱۰ ص ۲۱۳
| رفت یک روزی مگر بهلول مست |
|
در برها رون و بر تختش نشست |
| خیل او چندان زدندش چوب و سنگ |
|
کزتن او خون روان شد بی درنگ |
| چون بخورد آن چوب بگشاد او زفان |
|
گفت هارون را که «ای شاه جهان |
| یک زمان کاین جایگه بنشسته ام |
|
از قفا خوردن ببین چون خسته ام |
| تو که اینجا کرده ای عمری نشست |
|
بس که یک یک بند خواهندت شکست |
| یک نفس را من بخوردم زان خویش |
|
وای بر تو زانچه خواهی داشت پیش |
اقدام بهلول شخصیت « دیوانه» داستان؛ کمیک است و از نوع «طنز موقعیت» محسوب می شود؛ سخنان او خطاب به بهلول؛ تحقیر آمیز نیست بلکه هشدار دهنده و دلسوزانه است. قیاسی که انجام می دهد جالب و به جاست. حالت بی پروایی در هشدار دادن هم باعث جذابیت و خنده دار شدن حکایت شده است. حکایت چهارم مقاله هشتم ۸ /۴ ص ۲۱۷ ( در ستایش استغراق در عشق الهی) دیوانه ای در بغداد وارد دکان پر از شیشه شد، سنگی به دست گرفت و تمام شیشهها را در یک ساعت شکست و از صدای شکستن؛ لذت فراوان برد، یکی او را با خشم زد و گفت : آی دیوانه! چرا این کار را کردی؟ کسی هرگز دست به چنین کاری نمی زند تو صاحب مغازه را به خاک سیاه نشاندی و سرمایه اش را به باد دادی. دیوانه گفت: من دیوانه ام و یاغی..کاری به سود و زیان دنیا و اهل آن ندارم. من غرق در لذت رو ح خویشم و دیگر هیچ. دیوانه نماد شخصیت غیر عاقلی است که ورای ظاهر غیر منصفانه اش؛ حقیقیتی ناب را به طور ضمنی بیان می کند، آن مبحث « استغراق» است. آدمی به محض غرق شدن در عشق الهی و معنویات دل؛ از سود و زیان دنیوی می برد. اقدام دیوانه مضحک و طنزآمیز است و درست خلاف هنجارهای اجتماعی است.
 حکایت پنجم مقاله هشتم ۸/ ۵ ص ۲۱۷ ( در نکوهش غفلت دنیا پرستان)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
3 ) اضرار به خود برای دفع ضرر ازغیر 4 ) اضرار به غیر دفع ضرر از جامعه 6 6 فصل دوم : مدارک قاعده احسان گفتار اول : قرآن گفتار دوم : سنت گفتار سوم : اجماع گفتار چهارم : عقل 43 46 47 49 فصل سوم :شرایط تاثیر احسان بر مسئولیت مدنی گفتار اول : دفع ضرر گفتار دوم : جلب منفعت گفتار سوم : اقدامات انسان دوستانه: گفتار چهارم : قصد احسان گفتار پنجم : وقوع ضرر از ناحیه احسان کننده گفتار ششم : بررسی معیارهای احسان واقعی گفتارهفتم : شرایط تاثیر احسان بر مسئولیت مدنی الف) قصد احسان ب) احسان واقعی گفتار هشتم :جلب منفعت برای متضرر گفتار نهم : دفع خطر گفتار دهم : وقوع افراط و تفریط از ناحیه احسان کننده گفتار یازدهم :وجود تناسب بین ضرر دفع شده و ضرر وارد شده فصل چهارم : مصادیق کاربرد قاعده احسان در فقه و حقوق موضوعه
مبحث اول : قاعده احسان و مقوله امر نامشروع و حسن نیت گفتار اول: قلمرو دخالت قاعده احسان در امر نامشروع گفتار دوم : مقوله حسن نیت در قاعده احسان الف ) حسن نیت بدون شائبه غرض محسن در اقدام به امر مورد احسان مبحث دوم : جریان قاعده احسان در مواردی از قانون مدنی گفتار اول : عدم تعارض بین ماده 328 قانون مدنی و قاعده احسان گفتار دوم : جریان قاعده احسان در ماده 330 قانون مدنی گفتار سوم : نقش قاعده احسان در ماده 267 قانون مدنی گفتار چهارم : جایگاه قاعده احسان در ماده 306 قانون مدنی مبحث سوم : قلمرو قاعده احسان 1 ) نظریه دفع ضرر و مصادیق آن 2 ) نظریه جلب منفعت و مصادیق آن 3 ) نظریه مورد قبول گفتار پنجم : دخالت فضولی گفتار هفتم : موراد احسان در قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 نتیجه گیری پیشنهادات منابع و ماخذ 72 72 مقدمه بیان مسئله یکی از قواعد اثرگذار در مباحث فقهی وحقوقی قاعدة احسان است. از این قاعده میتوان در دوحوزه بحث کرد. اولین حوزه، بررسی تأثیر قاعدة احسان، در مورد سقوط ضمان یا به بیان دیگر تأثیر قاعده در بحث مسئولیت مدنی است. این قاعده از استثنائات قاعدة اتلاف و تسبیب محسوب میشود. در نتیجه یکی از موارد معافیت از جبران خسارات، ضرر ناشی از «افعال محسنانه» است. دومین حوزه، بررسی قاعدة احسان در مورد اثبات ضمان است. یکی از مباحث مرتبط به قاعدة احسان در این حوزه، مسئلة «مبنای احکام» اداره و نگهداری بدون اجازة اموال دیگران است. (مادّة 306 قانون مدنی)سؤال اساسی در این قسمت این است که آیا از منظر فقه اسلامی، مثبتِ ضمان بودن قاعدة احسان پذیرفتنی است. آیا شخصی که برای کمک نمودن و احسان به دیگری اقداماتی را انجام میدهد که در اثر آن مخارجی بر او تحمیل میشود یا خساراتی به او وارد میگردد، میتواند بنا بر قاعدة احسان مطالبة خسارات نماید و مخارج خود را از محسن الیه دریافت کند؟
 برای ایجاد مسئولیت مدنی و ضمان قهری اسباب و عواملی وجود دارد كه در فقه از آنها به موجبات ضمان قهری یاد می شود همچنین برای جلوگیری از ایجاد مسئولیت مدنی و سقوط ضمان قهری برای كسی كه شرایط ضمان فراهم شده باشد اسباب ومواردی وجود دارد كه از آنها به مسقطات ضمان قهری تعبیر می گردد یكی از مسقطات ضمان قهری احسان می باشد ، بدین معنا كه هرگاه كسی به انگیزه خدمت و احسان به دیگران موجب ورود ضرر به آنها شود عمل او تعهد آور نیست . مثلاً چنانچه شخصی ببیند كه فردی در آتش افتاده و می سوزد وبرای حفظ جان و دفع خط از او مجبور شود لباس او را پاره كند در این صورت آن فرد ضامن قیمت لباس نخواهد بود زیرا پاره كننده لباس در چنین شرایطی قصد احسان و خدمت به صاحب لباس داشته و قصد دفع ضرر از او را داشته است مباحث مربوط بر احسان و مسقط بودن آن در فقه تحت عنوان قاعده احسان مطرح می باشد . احسان مصدر باب افعال از ریشة «حسن» در لغت به معنی نیکوکاری است. این واژه در فقه و حقوق نیز به عمل عمومی یا ویژهای برای مساعدت به غیر، به قصد تبرع، اشتهار دارد. مقصود از این قاعده این است که، هرگاه شخصی به انگیزة خدمت ونیکوکاری به دیگران، موجب وارد شدن خسارت به آنان شود، اقدامش مسؤلیت آور نیست و شخص محسن، ضامن شناخته نمی شود. در حالی که می دانیم برطبق قواعد مسلم و معمول در فقه و حقوق از جمله قاعدة اتلاف، هرکس حتی اگر بدون عمد و تقصیر، مال غیر را تلف یا ناقص کند، و خسارتی به او وارد آورد، ضامن است. ولی در سایة قاعدة احسان، شخص محسن ضامن نیست. در بین فقیهان، اصل حکم و عدم ضمان براثر احسان اختلافی وجود ندارد اما پیرامون ماهیت احسان ونیکوکاری وحدود قاعده جای گفت و گو است . کسی که عمل خسارت باری انجام دهد، در صورت ورود خسارت به دیگری ضامن است، مثلا چنانچه شخصی به جهت فضولی در اموال دیگری تصرف نماید وتصرف او موجب تلف یا نقص اموال گردد، طبق اصل اولی ضامن خواهد بود؛ ولی بنا برمفاد این قاعده، اگر این عمل باحسن نیت فاعل و به قصد مراقبت از مال مالک و به انگیزة خدمت به او بوده باشد، آنگاه به طور اتفاقی موجب زیان وضرر گردد، اقدام کننده ضامن نیست؛ چون در این عمل قصد احسان داشته است. خوانده ایم که اتلاف مال غیر، اگر چه بدون تعدی و تفریط باشد، موجب ضمان و مسئولیت است واکنون می بیینیم که اگر کسی به هنگام انجام کاری نیک زیانی وارد کند، ضامن نیست پس به این نتیجه می رسیم که قاعدة احسان مسقط ضمان است. دراین تعریف کارنیک، تعدی و تفریط وضمان به کار رفته است، بحث از تعدی و تفریط، زیان وض مان در موارد دیگر اسباب و مسقطات ضمان نیز مطرح است واختصاص به قاعدة احسان ندارد ، عنصر ویژه قاعدة احسان ” کارنیک ” است و به توضیح آن اکتفا می کنیم. اهمیت و ضرورت انجام تحقیق قانون مدنی ایران اگر چه از تجارب حقوقی برخی کشورهای اروپایی بهره گرفته است ولی از آغاز بر پایه مستحکم فقه اسلامی به خصوص مکتب فقهی امامیه و اندیشه والای فقهای گرانقدر بنا شده است. از این رو به جرات می توان گفت قاعده احسان از جمله قواعدی است که می توان آنرا قاعده بنیادین دانست و اگر چه در نهاد فقهی و حقوقی این قاعده از مستقلات عقلیه محسوب می شود، لیکن وقتی که در بستر و بنای نقل مورد ارزیابی قرار می گیرد. دایره شمول آن بقدری گسترده می شود که می تواند بسیاری از معضلات حقوقی در سطح کلان و کلی را حل کند. هر چند موضوع احسان عمری به قدمت اسلام داشته و به تعبی ر دیگر از زمان نزول قرآن کریم در آیات متعددی به آن اشاره شده و خداوند متعال بندگان خود را به نیکوکاری و عمل خیر دعوت نموده است ولی احسان مورد نظر در بحث که به معنای انجام دادن عمل نیکو اعم از قول یا فعل می باشد و اکثر فقها اتفاق نظر دارند در ذیل آیه 91 سوره توبه آمده است . در این پژوهش سعی شده است با جمع آوری نظریات فقها و تجزیه و تحلیل دیدگاهای متفاوتی که از آنها ارائه شده است به نظریه ای مورد قبول که بتوان در علم حقوق به آن استناد کرد دست پیدا کنیم . اگر چه در پاره ای از موارد اثبات بی گناهی افراد با توجه به قوانین مدرن امروزی کار ساده ای نیست ولی این را نباید نادیده گرفت که قوانین کشور ما برگرفته از فقه اسلامی است و اگر بخواهند در یک سرزمین اسلامی مسلمانان همدیگر را یاری کنند نه تنها باید ضمان از آنها برداشته شود بلکه می بایست سازمانهای خیریه ای به همین منظور تاسیس گردد تا خسارت مالی که بر عهده فرد محسن و نیکوکار قرار می گیرد پرداخت شود. از جمله آثار قاعده احسان امانی شدن ید محسن در صورت تسلط در مال غیر می باشد . سوالات تحقیق :
- جایگاه قاعده احسان در حقوق مسئولیت مدنی چیست ؟
- موارد و مستندات قاعده احسان کدامند ؟
- آیا در قاعده احسان باید عمل در نظر مرتكب مصلحت داشته باشد ، یا در واقع و خارج ؟
روش تحقیق
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در این نوع مسئولیت دو شخصی که هیچ قراردادی با هم ندارند و یکی از آن دو به عمد یا به خطا به دیگری زیان می رساند و در نتیجه ی این تخلف خسارتی به دیگری می زند باید آن را جبران کند.( کاتوزیان،۶۰:۱۳۹۰).ضمان قهری عبارت است از اشتغال ذمّه به مالی، اما نه به سبب تعهد، بلکه به اسبابی که به طور قهری ضمان قهری به آن مشغول میشود؛ اسبابی چون اتلاف مال دیگری تلف شدن کالا قبل از تحویل آن به خریدار ، تعدی و تفریط ،کشتن یا آسیب رساندن به دیگری از روی خطا ،معامله ای که هر دو عوض یا یکی از آن دو، کلی باشد و نیز حکم شارع مقدس همچون ضمان حقوق شرعی در مثال زکات و خمس پیش از پرداخت آن به نیازمندان.
 ۱-۳-۴:مبانی مسئولیت مدنی در حقوق ایران ۱-۳-۴-۱:مبانی مسئولیت مدنی در فقه ۱-۳-۴-۱-۱:قاعده اتلاف یکی از قواعد مسلم و مورد اتفاق بین جمیع فرق مسلمین قاعده اتلاف است.تلف به معنای تباهی،هلاکت،فساد،نابودی و هدر دادن چیزی است.حاصل مضمون و معنای این قاعده متفق علیه چنین است:هرگاه شخصی مال دیگری را بدون اذن و رضای او نابود و تلف سازد این مال به وجود اعتباری خود در عهده و ضمان وی قرار می گیرد و باید از عهده آن بیرون آید بدین صورت که در مثلیات پرداخت مثل و در قیمیات پرداخت قیمت بر او واجب است.برای این قاعده به آیه ذیل استدلال کرده اند:«…فمن اعتدی علیکم فاعتدوا علیه بمثل ما اعتدی علیکم…پس آن کسی که بر شما تجاوز کند بر او برابر آنچه بر شما تجاوز کرده است تجاوز کنید»(بقره/سوره۲،آیه۱۹۴)زیرا اتلاف مال غیر بدون اذن و رضایت او نوعی اعتدا به شمار می آید.باید افزود کهیکی از عناوین مسئولیت بدون تقصیر در فقه “اتلاف” است.عبارت “من اتلف مال الغیر فهو له ضامن” شامل هم اتلاف از روی تقصیر و هم بدون تقصیر می شود.علم و جهل متلف به عملی که انجام می دهد شرط تحقق اتلاف نمی باشد و آنچه در به وقوع پیوستن اتلاف اهمیت دارد انتساب فعل موجب ضرر به شخص متلف است،که بتوان آن را اثبات کرد.اتلاف گاهی به طور مستقیم یا مباشر و گاهی به صورت غیر مستقیم یا تسبیب است.اتلاف مستقیم یا مباشر به طور کلی مصرف یا از بین بردن مال دیگری است همانند خوردن،پوشیدن که به وسیله خود شخص و بدون واسطه قراردادن فعل ارادی یا غیر ارادی انجام می گردد.در اتلاف غیر مستقیم آن است که هر کاری که تلف به واسطه ان ایجاد شود مانند انداختن چیزهای لغزنده در راه ها ،کندن چاه در غیر ملک خود یا در ملک دیگری. ۱-۳-۴-۱-۲:قاعده لاضرر قاعده “لاضرر و لاضرار فی الاسلام” به معنی نفی مشروعیت هرگونه ضرر و اضرار در اسلام است.از این قاعده به قاعده ضرر،قاعده ضرر وضرار،قاعده لاضرر ولاضرار و قاعده نفی ضرر نیز تعبیر می شود..این قاعده از قواعد مهم فقهی است.این قاعده ضررهای مادی و بدنی را نیز دربرمی گیرد.همان طور که بسیاری از فقیهان به آن اشاره نموده اند(حسینی سیستانی،۱۱۳:۱۴۱۴؛مکارم شیرازی،۵۵:۱۴۱۰).همچنین با توجه به برخی تعاریف در مورد ضرر من جمله«هو فقد کل ما نجده و ننتفع به من مواهب الحیاه من نفس أو مال أو عرض أو غیر ذلک»(مکارم شیرازی،۵۵:۱۴۱۰).به نظر می رسد که این قاعده بر خسارت معنوی و عدم النفع نیز تسری دارد و در شمول آن تردیدی نیست(کاتوزیان،۱۴۴:۱۳۹۰).فقها در مورد مفاد قاعده لاضرر و لاضرار نظراتی عنوان نموده اند.شیخ انصاری “لای” به کار برده شده در این جمله را به معنای نفی جنس می دانند و بعد از لا کلمه"حکم” را در تقدیر می گیرند.با این توضیح معنای جمله این چنین می شود که"هیچ حکمی در شرع وضع نشده که سبب زیان بندگان شود” و وجود هرگونه حکم ضرری تکلیفی یا وضعی توسط این روایت نفی می شود(شیخ انصاری،۲۴۶:۱۴۲۰).با توجه به موارد بسیار استفاده از این نظر، معلوم می شود که این نظر در بین متاخران دارای طرفداران بسیاری می باشد(سید حسن موسوی بجنوردی،۱۸۸:۱۴۱۹،حسینی سیستانی،۱۱۳:۱۴۱۴). ۱-۳-۴-۱-۳:قاعده غرور یکى از پرسشهاى مهم در هر اجتماعى عبارتست از اینکه چه گونه مى توان حق هر کسى را با رعایت حقوق دیگران، به او داد.این پرسش با شکوفا شدن نظام سرمایه دارى، و پیشرفت حیرت آور صنعت، بیشتر از گذشته خودنمایى مى کند.زیرا کالاهاى صنعتى به همان اندازه که آسایش ورفاه رافراهم، و زندگى را آسان ساخته است، موجب مشکلات حقوقى، و اجتماعى نیز شده است. از باب مثال تاثیر تبلیغات بیش از حد کالا در بازار مصرف، زمینه ساز طرح بسیارى از پرسشهاى حقوقى است، که قانونگذار از جمله فقها درجوامع اسلامى باید پاسخگوى آنها باشند. از جمله قواعد فقهى کاربردى، دراین قلمرو،قاعده «المغرور یرجع الى من غره » مى باشد، که در میان فقها به قاعده غرور شهرت یافته است . این قاعده در تمام ابواب فقه، به ویژه در باب ضمانات قهرى که در قانون مدنى از آن با عنوان مسؤلیت مدنى یاد مى شود، نقش اساسى دارد و از این رو تحقیق در این قاعده از بایسته هاى فقهى به شمار مى آید.هرگاه شخصی عملی انجام دهد که باعث فریب شخص دیگر شود،و از این باب ضرر و زیانی متوجه او شود،شخص اول به سبب این قاعده مسئول است و باید جبران خسارت کند.شخص اول را«غار»(فریب دهنده) و شخص دوم را «مغرور»(فریب خورده) و قاعده را «قاعده غرور»می نامند.به موجب تعریف،لازم نیست که شخص غار قصد نیرنگ و فریب را داشته باشد و حتی ممکن است از دیگری فریب خورده باشد ولی همین که عمل او موجب فریب طرف دیگر شود کافی است. ۱-۳-۴-۱-۳-۱: ادله قاعده غرور الف)روایات مشهور است که حضرت رسول (ص) فرموده اند:«المغرور یرجع الی من غره»یعنی شخص فریب خورده برای مطالبه خسارت می تواند به فریب دهنده مراجعه کند.رجوع فریب خورده به فریب دهنده از باب مطالبه ضرر و خسارات است.پس در دلالت حدیث اشکالی نیست و اشکال اساسی در سند حدیث است که گفته می شود ضعیف است.بعضی از فقها در مورد سند حدیث گفته اند که این حدیث در کتب روایی وجود ندارد بلکه این عبارت از روایات گوناگونی که در کتب حدیث وجود دارد،گرفته شده است(طباطبایی یزدی،۱۷۹:۱۴۱۸).برای پاسخ به این اشکال باید گفت نیافتن این حدیث در کتب حدیث دلیل بر عدم آن نیست زیرا در کتب فقها این حدیث به صورت روایت مرسله است.صاحب جواهر درکتاب غصب این جمله را به عنوان حدیث ذکر کرده است و به آن استناد جسته است.با توجه به مباحث اصولی در مورد احادیث ضعیف دو نظر بین فقها وجود دارد و نظر مشهور این است که اگر حدیث ضعیف مستند فتوای فقهای بسیاری قرار گرفت،ضعف سند آن جبران می گردد.البته نظر مخالف هم وجود دارد.ولی به نظر می رسد این حدیث از جمله احادیثی است که بسیار مورد استناد فقها قرار گرفته است به همین دلیل بهتر است نظر فقهای گروه اول را بپذیریم.بنابراین چون مشهور فقها شهرت عملی را موجب جبران ضعف سند می دانند لذا از داخل شدن در موضوع سند روایت مذکور فارغ می باشیم. ب)بنای عقلاء در عرف،عقلا هر موقع از عمل دیگری گول بخورند و متحمل زیانی شوند،به گول زننده مراجعه و مطالبه خسارت می کنند.این قاعده عقلایی ست نه تعبدی.چون رجوع مغرور به غار مورد توجه تمام عقلاست.و جبران خسارت ناشی از فریب و نیرنگ در همه نظام های حقوقی وجود دارد.البته هر نظام حقوقی با روش خود جبران خسارت می کند.بنابراین بنای عقلاء از دلایل قاعده غرور است. ج)اجماع باید گفت در مسئله رجوع مغرور به غار و ضمان غار در مقابل ضرر وارد به مغرور،بین فقها اختلافی وجود ندارد.بلکه در تطبیق قاعده بر مصادیق آن اختلاف نظر دارند.اجماعِ مستند مستدلا ارزشی ندارد.اگر ما در کنار اجماع روایتی داشته باشیم(هرچند ضعیف)و احتمال دهیم که آن روایت منبع آن اجماع است،این اجماع دلیل مستقلی نمی باشد. د)قاعده تسبیب بین قاعده غرور و تسبیب علی رغم تشابهات فراوان،اختلافات بسیاری وجود دارد.هنگامی که بین مسبب و عمل،یک اراده فعالی وجود داشته باشد،قاعده تسبیب جاری نمی شود و مورد از موارد قاعده غرور است.زیرا حاکمیت قاعده تسبیب هنگامی ست که بین سبب و مباشر،اراده ای فاصله نیندازد.و هنگامی که یک اراده فعال بین مسبب و عمل وجود داشته باشد،این از موارد تسبیب نخواهد بود و زمان حاکمیت قاعده غرور است. ز)روایات خاصه روایات خاصه ای در این باب وجود دارد که هرچند که در آنها عنوان«غرور»نیامده است،ولی از نظر معنا دلیل اعتبار قاعده غرور می باشد.چند نمونه از این روایات به شرح زیراند: ۱٫روایت رفاعه در مورد تدلیس زوجه با این مضمون که اگر ازدواجی از روی تدلیس واقع شده باشد و زوجه دارای اوصافی نباشد که قرار بوده،زوج حق دارد به مهری که داده مراجعه کند و علت رجوع را تدلیس می داند.(حرعاملی،۵۹۶:ج۱۴).و عبارت «لانه دلسها» یعنی به خاطر اینکه تدلیس کرده است. ۲٫روایت محمدبن مسلم از حضرت امام صادق(ع) که فرمود:در کتاب علی(ع) آمده است هرکس زنی را به عقد دیگری در آورد،در حالی که در آن زن عیبی وجود دارد و برای شوهرش بیان نکند و آن را بپوشاند،زوج می تواند نسبت به آن مقداری که اضافه پرداخت کرده من باب کتمان پس بگیرد و ضمان به عهده کسی است که عیب را پنهان کرده است.حال که سکوت و عدم بیان عیب موجب ضمان است،به طریق اولی اگر افعال و اعمالی انجام شود که باعث فریب زوج شود،موجب ضمان خواهد بود. ر)قاعده لاضرر طبق قاعده لاضرر، چون شخص غار سبب ورود خسارت به مغرور شده است باید جبران خسارت نماید.اما طبق نظر مشهور قاعده لاضرر برای نفی حکم ضرری می باشد و مشرع حکم نیست. پس نمی توان به استناد آن حکم به جبران خسارت صادر کرد.همچنین قاعده لاضرر از قواعد امتنانی است و اگر بخواهد جبران خسارت را اثبات کند،خلاف امتنان است.بنابراین جاری نمی گردد.جریان قاعده لاضرر از طرف مغرور با جریان قاعده از طرف غار تعارض دارد.پس از تعارض وسقوط آن دو، باید به عمومات و یا اصول عملیه رجوع کرد که عدم ضمان است.به این سبب با توجه به ایرادات طرح شده،نمی توان قاعده لاضرر را مدرکی برای قاعده غرور دانست. ۱-۳-۴-۱-۴:قاعده تسبیب تسبیب در لغت به معنای ریسمان و آنچه موجب پیوستگی چیزی به چیز دیگر میشود، آمده است. اصطلاح تسبیب در منابع فقهی و حقوقیدر برابر مباشرت (به معنای انجام دادن بیواسطه یک کار) به کار میرود که هر دو از اقسام اِتلاف و از اسباب مهم ضمان اند، البته در مواردی نیز در برابر اتلاف به کار رفته که مراد از آن اتلاف به معنای عام نیست بلکه اتلاف به مباشرت است. در تسبیب، اتلاف مال یا جنایت بر نفسبه طور غیرمستقیم و با زمینهسازی و تمهید مقدمات صورت میگیرد، مانند حفر چاه در راه، افروختن آتش و سرایت دادن آن به ملک دیگری،شهادت دروغ دادن بر ضد کسی و باز کردن در قفس حیوانات که موجب تلف شدن آن ها یا وارد آمدن خسارت شود. قاعده تسبیب که یکی از قواعد متقنه فقه است و بر مبانی و اساس آن هیچگونه ایراد و اشکالی وارد نیست.این قاعده عبارت از این است که هر کس سبب تلف و خسارت گردد ولو آنکه خود مباشرت به اتلاف و توجه ضرر نداشته باشد ضامن است و باید جبران مال تلف شده را بنماید و مسئولیت مدنی این امر متوجه مسبب است مثلا شخصی که می خواهد عمارتی درجوار همسایه خود بسازد و بدون رعایت احتیاط و پیش بینی شروع به پی کنی می نماید در نتیجه خانه همسایه خراب و اثاثیه او زیر آوار مانده تلف می گردد مسئول است و باید از عهده غرامات و خسارات همسایه بر آید و یا صاحب ماشینی که می داند ماشینش خراب و بدون ترمز است و یقین دارد که کار کردن با آن منجر به حوادث نامطلوب خواهد شد و در اثر طمع ورزی ، سود طلبی به راننده خود امر می کند به کار کردن با آن ماشین ادامه دهد و در نتیجه ماشین به دره پر تاب و مال التجاره تاجر از بین می رود مسئول خسارات وارده می باشد زیرا با علم به خرابی ماشین راننده خود را وادار به ادامه بکار نموده است و مدیر داروخانه که با علم به فساد دارو به کارگران خود دستور فروش آن را می دهد و موجب صدمه بدنی مریض می گردد خود شخصا مسئول است نه شاگرد او که دارو را فروخته و بالجمله در قاعده تسبیب مباشرت شرط نیست ولی در قاعده تلف مباشرت شرط است. در شواهد یاد شده و نظائر آن هر فردی که دارای ادراک باشد بالبداهه حکم مینماید که مسئولیت زیان های وارده به صاحب مال متوجه آمر است و او ضامن می باشد و در اجماعی بودن این قاعده هم تردید نیست. تمام فقها در موارد عدیده به این قاعده استناد و آنرا حجت دانسته اند . قاعده تسبیب دارای شرایط و ادله است.ادله قاعده تسبیب ادله چهار گانه فقهی از عقل ، اجماع ، قرآن و اخبار است و قرآن مجید نیز در آیات عدیده اشاره به قاعده تسبیب و عنوان مسئولیت نموده است .منجمله در سوره انعام ( آیات ۱۶۴ و۱۰۴ ) و سوره سبا ( آیات ۲۴ و ۴۱ ) و سوره زمر ( آیه ۹ ) و سوره مائده ( آیه ۱۰۴ ) وسوره اسرائیل (۱۶ و ۱۰۶ و ۷۷ ) به موضوع تصریح و به ضمان مسبب ضرر اشاره گردیده است. در اخبار نیز موارد زیادی موجود است که تماما بر حجیت قاعده تسبیب دلیل می باشند. ۱-۳-۴-۱-۵:قاعده ضمان ید یکی از قواعد مهمی که در باب معاملات مورد استفاده فقها قرار می گیرد، قاعده «علی الید» است.مراد از « ید » در این بحث معنای لغوی آن نیست بلکه کنایه از تحت تصرف قرار گرفتن شیء و تصرف ملوکانه است. اگر مال و ملکی تحت تصرف شخصی قرار گیرد و وی در آن تصرف ملوکانه نماید و ما در این شک کنیم که آیا آن شخص مالک مال و ملک است یا نه ، همین تحت تصرف وی بودن را دلیل مالکیّت آن می گیریم. بنابراین، منظور از قاعده«ید» این است که هر گاه در مالکیت مالی شک کردیم، طبق این قاعده حکم میکنیم که مال ملک کسی است که در آن متصرف است. از نظر شرعی نیز، سلطه و استیلای فردی بر یک مال، نشانه مالکیّت وی نسبت به آن مال تلقی شده است.مفاد این قاعده این است که، هر کسی که بر مال دیگری تسلّط پیدا کند، به هر نحوی؛ ظلماً، جهلاً، امانهً، احساناً ضامن آن مال میشود و تا زمانی که آن را به صاحبش باز نگرداند، این ضمان از عهدهاش ساقط نمیشود. ۱-۳-۴-۱-۶:قاعده اقدام قاعده اقدامبهعنوانیکیاز مستنداتفقهیِ قاعده ضمانمقبوضبه عقد فاسد «ما یضمنبصحیحه، یضمنبفاسده» شمردهشدهاست.مفاد قاعده اقدامدر موارد بسیاری از سوی شیخطوسی مورد استفادهقرارگرفتو توسط فقیهانپساز او نیز پیگیری شد.بر پایه اینقاعده، در جاییکه مالغصبی توسط غاصب بهفروشمیرفتو مالدر دستمشتری نقصانمییافت، مالکمیتوانست ارش نقصانرا از مشتری مطالبهنماید و مشتری بهدلیلاقدامبر ضمان، حقرجوعبهغاصبرا نداشت.علاوهبر آن، هرگاهمشتری کالاییرا کهبهطور فاسد خریداری کردهاست، بفروشد و اینکالا در دستمشتری دومتلفگردد، مالکمیتواند قیمتکالا رااز مشتری دومنیز طلبنماید. ۱-۳-۴-۲:مبانی مسئولیت مدنی در قانون ۱-۳-۴-۲-۱:نظریه های کلاسیک مسئولیت ۱-۳-۴-۲-۱-۱:نظریه تقصیر
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
سالهای آخر دانشگاه
۴۰
۱۶
۳۱
۱۴
۲-۳-۳-انواع هویت ۲-۳-۳-۱-هویت فردی: هویت فردی به دو متغییر بستگی دارد اکتشاف( که گاهی به آن بحران میگویند)و تعهد. در دوره اکتشاف،نوجوان به شدت با جنبه های مختلف هویت خویش رو در رو می شود و آنها را زیر سوال می برد.تعهد با تصمیم داشتن یا نداشتن ،رابطه دارد.نوجوانان از لحاظ میزان بحرانی که با آن روبرو میشوند یا تعهدشان با هم فرق دارند.(جو کار و چناری،۱۳۸۱،به نقل از حسینی؛۱۳۸۶). ۲-۳-۳-۲-هویت اجتماعی:
 کودک از حیس «حس مالکیت » و «خود محوربی» است .از نوجوانی به بعد به تدریج، گرایش به اجتماعی شدن در شکل دوستیابی و فاداری به او ظاهر میش ود.آلپورت معتقد است :مسئله اساسی در روانشناسی رشد ؛دگرگونی و تحولی است که از طریق آن،کودک غیر اجتماعی جامعه پذیر میگردد،به دوستی ها،نفرت ها،وابستگی ها و رغبت های خود،ساختمان و شکل می دهد و برای خود جایی در اجتماعی پیچیده و منظم پیدا میکند(حسینی،۱۳۸۶) بر اساس دیدگاه یکی از صاحب نظران شخصیت«عدم توانایی در انتخاب شغل و یا دعدم ادامه تحصیل ،غالبآ نمدی از بحران هویت یا گم گشتگی در نقش اجتماعی است .بساری از رفتارهای ضد اجتماعی و ناسازگارانه افراد را میتوان از این دیدگاه توجیه نمود»(شاملو،۱۳۷۸). بنابر این منظور از هویت اجتماعی ،عبارت است از باورها ،ارزشها،سنت ها،آداب و رسوم موجود در جامعه،که از طریق روابط اجتماعی با دیگران،برنامه های رسانه های جمعی مثل رادیو،تلویزیون،مجلات،روزنامه ها،تصاویر ،اجناس و کالاها،و … به نسل های بعدی انتقال می یابد.(حسینی،۱۳۸۶)
 ۲-۳-۳-۳-هویت خانوادگی: تعریف دقیق هویت خانوادگی،کاری نسبتأ دشوار است،ولی در یک عبارت می توان گفت که منظور از این نوع هویت ،تعیین نسبت میان نوجوان و خانواده ی او (به عنوان «یک گروه» است) و اینکه چه پیوندهایی میان آنها وجود دارد؟در بحث هویت،خانواده نوجوان از دو جنبه برای او حائز اهمیت است:ابتدا بعد مرجعیت و سندیت خانواده است،به این معنا که« رفتار کلامی و عملی والدین(به رغم سنین حساس نوجوانی)برای فرزند از نوعی اعتبار برخوردار است»و هرچند در رفتار ظاهری،چنین واقعیتی را بروز ندهد ،در باطنش به آن باور دارد.جنبه دوم،کثرت ارتباط های نوجوان و والدین در درون نهاد خانواده است .که میتواند هم آنها را به یکدیگر نزدیکتر،و هم در مواردی دور تر نماید(حسینی،۱۳۸۶). ۲-۳-۳-۴-هویت دینی: از نیازهای فطری آدمی ،گرایش به عشق و پرستش است؛یعنی فرد ،مستقل از هر نوع یادگیری،در درونش تمایل به عبادت و بندگی خدا را احساس می کند. چنین احساس و تمایلی،در اعمال و رفتار دینی آشکار می شود.رابطه آدمی و دین و نسبتی که با آن پیدا میکنددر مقوله«هویت دینی»تبیین می شود.به گفته ییکی از روانشناسان،هدف ایدئولوژی «ایجاد تصویری در ذهن شخص است که احساس فردی و جمعی هویت را در او تقویت نماید»(شاملو،۱۳۷۸). بدیهی است که پیامدهای تکوین هویت دینی ،احساس تعهد و مسئولیت در قبال ارزشها و باورها ی آن مکتب است.عده ای از صاحب نظران،تعهد و مسئولیت در قبال ارزشها و باورهای آن مکتب است.عده ای از صاحب نظران ،تعهد را سنگ بنای هویت دینی تلقی می نمایند.یکی از کارشناسان یونیسکو معتقد است:«اولین هدف آموزش و پرورش ،القای ارزشهای نیرومند انسانی به جوانانمان است،به نحوی که با انسانیتی بهتر و والاتر رشد نمایند.آنها باید مفهوم انسانیت را بیاموزند و تا زمانی که زنده اند ، به مضامین آن مقید باشند.علی رغم اهداف ما و سیاست ها و تصمیم های مکتوب ما،من فکر میکنم این همان چیزی است که کمبود آن در نظام آموزشی امروز کشورهای پیشرفته و کشورهای در حال توسعه ،شدیدآَ احساس می شود. ظاهراَدر تلاش برای تعالی علمی ،انسانیت از آخرین جایگاه ارزشی برخوردار است. در حقیقت تحت پوشش تعالی علمی، ارزشهای انسانی،همدردی ،عاطفه و محبت پایمال شده اند.دانشجویان برای تلاش بیشتر در راه کسب تعالی علمی و ورزشی علنآ به بی اعتنایی و بی عاطفگی تشویق می شوند. این رقابت به قیمت انهدام کلیه ارزشهایی تمام میشود که باید به وسیله ی آموزش و پرورش به بشریت ،تفهیم و القا گردد در واقع بهترین هویتی که اندیشمندان جامعه ما آن را تهدید کرده اند «دین و مذهب است .هویت دینی به جاودانه بودن انسان اشاره دارد،جلوه ای زیبا به او میدهد.و راه های رسیدن به کمال را بیان میکند.کارل گوستا یونگ در سخنانی که در سال۱۹۳۵ ایراد نموده،گفته است:« نه تنها مسیحیت با نمادهای رستگاری اش ،بلکه تمامی مذاهب شامل بدوی ترین آنها با آیین جادویی شان انواعیرواندرمانیاند که رنج های روحی و جسمی ناشی از روح را درمان کرده،بهبود می بخشند»(حسینی،۱۳۸۶). بنیامین راش(پدر روانپزشکی آمریکا)می گوید: «دین،آنقدر برای پرورش و سلامت روح آدمی اهمیت دارد که هوا برای تنفس».پیاژه بیان میکند کسی که دچار مشکل اخلاقی است دیگران را هم در معرض این خطر قرار می دهد. او معتقد است که کودک را باید تربیت کرد.، نه اینکه او را آزاد گذاشت که خودش رشد کند یا احتمالاَ به سقوط اخلاقی منجر شود و سرانجام درباره یاینگونه افراد (افراد تربیت نشده)به این صورت هشدار می دهد که «که اینها طریقه ای مخصوص برای خود دارند.دنیا و آنچه در آن است.را پوچ میدانند و به دتمام اصول انسانی و اجتماعی و اخلاقی پشت پا زده اند و از بیکاری و ولگردی لذت می برند و در جستجوی تفریحات آسان و سهول الوصول و ارتباطات جنسی پرسه می زنند و محبت و دوستی و زندگی اجتماعی را به مسخره میگرند.این خطر نه تنها یک شهر و کشور را تهدید می کند ،بلکه در جهان امروز ،صورت بین المللی یافته به همه سرایت کرده است ؛بدین معنا که جوانان یک کشور به کشور دیگر میروند و سعی دارند این فلسفه ی فاسد را در همه جا عمومیت دهند. دغدغه های بسیار هشدار دهنده ی پیاژه و امثال او فقط با رشد اخلاقی از بین می روند.اخلاق نیز زمانی رشد می کند که هویت دینی و مذهبی در وجود ما به طور واقعی شکل بگیرد.در واقع میتوان گفت که اخلاق میوه درختی است به نام دین که با رشد درخت میوه های بیشتری به ثمر می نشیند(حسینی،۱۳۸۶). ۲-۳-۳-۵-هویت ملی: اهداف تربیت از حیث توجه به آرمانهای ملی در تاریخ ،دستخوش تغییراتی گردیده است.تربیت در بعضی از جوامع،مقدم بر هر عامل دیگر ،بر میراث گذشته تکیه داشت و پایبندی بدان را توصیه می نمود.در دوران رنسانس ،تربیت عمدتاَمتوجه زیبای و هنر شد و در دوران جدید ،بیشتر بر مشارکت اجتماعی،متمرکز گردیده است.برای نمونه فدریک مایر نوشته است:«در روم تربیت ،عملی تر از آتن بود .رومی ها به تکالیف شهروندی و وفاداری ملی ،بیشتر از فلسفه ِ نظری اهمیت می داند .آرمان تربیت رومی این بود که فرد را برای فداکاری در راه سرزمین نیاکان آماده سازد،او را در عادتهای خود ،متعدل و میانه رو بار آورد و کاری کند که هیچ گاهاز شکست مأیوس نشود.»بررسیس اظهار نظر فریدریک مایر نشان دهنده آن است که یکی از اهداف اساسی تعلیم و تربیت را میتوان در«مسئولیت مدنی احترام به کشور خویش و انجام خدمتی شایسته در حق آن »خلاصه نمود که تحقق آن سبب درک هویت ملی می شود.دلبستگی به هویت ملی از آگاهی نسبت به خصیصه ها ،مفاخر و ارزشه ای ملی سرچشمه میگیرد.اساساً شناخت هر پدیده،سب یگانگی با آن می شود و متقابلاَ شناخت نداشتن از آن،سبب یگانگی می گردد.حسینی،۱۳۸۶). ۲-۳-۳-۶-هویت فرهنگی: در تعریف فرهنگ آمده است:« مجموعه عادت ها،باورها،هنر،موسیقی و سایر دستاوردهای تفکر انسانی که به وسیله گروهی از مردم در زمان خاص به وجود آمده است».انسان موجودی اجتماعی است که در بستر جامعه زندگی می کند.در آن کسب امنیت میکند وبه اتکای تعبیر معنایی خاصی از جامعه ، به تکامل مادی و معنوی هویت خویش دست می یابد.به دیگر سخن اشتراک در ژیروی از الگوهای رفتاری و استفاده از ابزارهای فنی ،مایه قوام و دوام جامعه محسوب می شود. و هرجند تنوع تجارب زیستی بشری میتواند مبدع اعتقادات ،هنجارها و ابزارهای گوناگونی باشد ،این فرهنگ است که به آنها هویت واحدی می بخشد به این تحاظ است که پرسش از فرهنگ سریعاَمبدل به پرسش از هویت می شود».منزلت هویت فرهنگی همانند فرهنگ،ارجمند و در خور تأمل است؛زیرا پیوند در میان نسل جوان و مشی زندگی ،آداب و رسوم،هنر و سایر تعلقات از طریق معرفت و شناخت آن برقرار می شود. شناخت فرهنگ خودی (ملی)به معنای آگاهی از ویژگی های آن است.یک جوان ضرورتاَ باید ریشه در فرهنگ خودی (ملی)داشته باشد تا بر اساس آن بتواند هویت فرهنگی اش را شکل دهد.لازمه ی این امر،شناخت فرهنگ ملی،عقیده به آن و یافتن مشترکاتی میان خود و آن است.(حسینی،۱۳۸۶). ۲-۳-۳-۷-هویت تمدنی: واژه تمدن و فرهنگ از جهاتی با یکدیگر وجه اشتراک دارند.در مواردی نیز مترادف با هم تلقی می شوند.اما اغلب هویت فرهنگی به مرزهای یک کشورر یا ملت محدود می شود،در حالی که «هویت تمدنی»به طور عمده از مرزهای یک کشور خاص فراتر میرود و چندین ملیت را پوشش می دهد،مانند تندن اسلامی یا تمدن غربی و نظایر آن که در مواردی نیز گسترده تر از یک قاره ،مطرح می شوند منظور از هویت تمدنی،معرفت و آگاهی عمیق آدمی به تمدنی است که منسوخ به آن است.درک چنین هویتی به فرد امکان احساس زندگی در سرزمینی را میدهد که ریشه های فرهنگی ان تا اعماق تاریخ کشیده شده است و این احساس سبب تعلق ارتباط با آن تمدن و افتخارات ،میراث و ارزش های آن در نتیجه ،شکل گیری هویت تمدنی می شود. تمدن آن حد جامع و فراگیر است که همه ابعاد را دریک کلیت و تمامیت در بر میگیرد و در نهایت افراد هویت خود را با آن امر واحد تمدنی تعریف می کنند،مثلاَممکن است فرد مقیم گیلان باشد خود را گیلانی ایرانی،و خاور میانه ای و مسلمان معرفی کند.در اینجا مسلمان بودن،یعنی تعلق داشتن به حوزه ی تمدنی بسار گسترده که فراتر از محلی و منطق ای بودن و ملیت است(حسینی،۱۳۸۶) ۲-۴-پیشنه پژوهش ۲-۴-۱-پیشنه پژوهش داخل کشور در زمینه ی پیش بینی سلامت روان در دانشجویان بر اساس سبک های مقابله ای و سبک هویت تحقیقاتی صورت گرفته است . در تحقیقی که توسط طاهری،یار یاری،صرامی و ادیب منش (۱۳۹۲)،در پژوهش تحت عنوان رابطه بین سبک های هویت و شادکامی و بهزیستی روانشناختی در دانسشچویان دانشگاه ،تعداد ۵۴۵ نفر از دانشجویان را مورد بررسی قرار دادند.نتایج نشان داد که بین سبک هویت هنجاری ،اطلاعاتی،تعهد،هویت و شادکامی رابطه مثبت و معنا دار و بین سبک هویت پراکنده اجتنابی و شادکامی رابطه منفی و معنا دار ی وجود دارد.همچنین بین سبک هویت اطلاعاتی و تعهد هویت با بهزیستی روان شناختی رابطه مثبت و معنا داری وجود داشت.نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که سبک اطلاعاتی و تعهد هویت ،پیش بینی کننده ی بهزیستی روانشناختی هستند. در تحقیقی که توسط موسوی، شهر زاد تقوی و نعمت زاده ،(۱۳۹۱). تحت عنوان بررسی تأثیر فشارهای روانی بر سلامت روان دانشجویان پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی ، واحد پزشکی تهران صورت گرفت نشان داد که سن، وضعیت تأهل، مقطع تحصیلی، وضعیت مسکن و تعداد افراد همخانه بر سلامت روان تأثیرگذار بودند اما جنس، داشتن فرزند و وضعیت تحصیلی تأثیر قابل ملاحظه ای بر سلامت روان نداشت و همچنین مشکلات ارتباطی، اقتصادی، علاقه به رشته تحصیلی، مشکلات تحصیلی، مشکلات مربوط به آینده شغلی و فعالیت های تفریحی دانشجویان فشارهای روانی بودند که تأثیر به سزایی بر سلامت روان دانشجویان داشتند اما تماس با فشارهای روانی زیاد در ۶ ماه اخیر رابطه آماری معناداری با سلامت روان پیدا نکرد.در تحقیقی که توسط دل آرام، صالحیان ،فروزنده و علیدوستی.(۱۳۹۱).تحت عنوان مقایسه سلامت روان دانشجویان موفق و ناموفق تحصیلی دانشگاه علوم پزشکی زاهدان صورت گرفت نشان داده شد که دانشجویان ناموفق از سلامت عمومی کمتری نسبت به دانشجویان موفق برخوردار بودند.در میانگین نمرات در بعد اضطرابی سلامت عمومی،در گروه ناموفق و موفق تفاوت معنی داری بین دو گروه وجود داشته همچنین در میانگین نمرات در بعد افسردگی سلامت عمومی ،در دانشجویان ناموفق و موفق تفاوت معنی داری نشان می دهد.نتایج این مطالعه نشان داد که سلامت عمومی دانشجویان ناموفق کمتر از دانشجویان موفق است. این مسأله در بعد اضطرابی و افسردگی سلامت عمومی محسوس تر بود. در تحقیقی که توسط مهری، صدیقی صومعه کوچک،(۱۳۸۸). تحت عنوان بررسی وضعیت سلامت روان و برخی عوامل مرتبط با آن در دانشجویان دانشگاه های سبزوار صورت گرفت نشان داد که: ۱۰۵ (۳۹ درصد) دانشجو مشکوک به اختلالات جسمی یا روانی بودند. ۸۷ نفر (۳/۳۲ درصد) دارای اختلال کارکرد جسمی ، ۹۷ نفر (۹/۳۵ درصد) دارای اختلال اضطراب، ۱۵۶ نفر (۸/۵۷ درصد) دارای اختلال کارکرد اجتماعی و ۶۴ نفر (۷/۲۳ درصد) دارای افسردگی بودند .میزان افسردگی و اختلال کارکرد اجتماعی در دانشجویان غیربومی و همچنین میزان اضطراب در مردان نسبت به زنان بیشتر بود. میانگین اختلال عملکرد جسمی و افسردگی در دانشجویانی که والدین آنان جدا از هم زندگی می کردند و یا رابطه آنان همراه با مشاجره بود، نسبت به سایرین بیشتر بود .همبستگی منفی معنی داری بین اضطراب و افسردگی با حمایت اجتماعی مشاهده گردید. در تحقیقی که توسط کرمی و پیراسته ،(۱۳۸۰).تحت عنوان بررسی سلامت روانی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی زنجان صورت گرفته نشان داد که از نظر سلامت روانی بین دانشجویان دختر و پسر مجرد و متأهل ،دانشجویان با سهمیه های قبولی مختلف ،مقاطع تحصیلی ،سال ورود ،وضعیت اقتصادی ،شغل والدین تفاوت معنی داری وجود نداشته ،اما بین دانشجویان بومی و غیر بومی،شاغل و غیر شاغل از نظر سلامت روانی تفاوت معنی داری مشاهده شد. ومیزان اختلاف در دانشجویان غیر بومی و غیر شاغل شایعتر بوده است.این مطالعه نشان داد که ۴۳% دانشجویان مشکوک به علایم روانی متوسط و ۴/۵% مشکوک به علایم روانی شدید بودند.
 در تحقیقی که توسط شکری،مرادی،فرزاد،سنگری،غنایی و رضایی (۱۳۸۱).تحت عنوان نقش صفات شخصیت و سبک های مقابله ای در سلامت روانی دانشجویان صورت گرفت نشان دادند وظیفه شناسی و پذیرش ،بر سبک مسأله مداری اثر مثبت و معنا داری دارد و جنس اثر منفی و معنی دار،در حالی که پذیرش و وظیفه شناسی بر سلات روان اثر منفی و معنی دار و روان رنجور خویی و هیجان مداری اثر مثبت و معنی دار داشت.اثر مستقیم جنس بر سلامت روان ،از طریق مسأله مداری ، مثبت و معنی دار و اثر برون گرایی و پذیرش بر سلامت روان به وسیله هیجان مداری منفی و معنی دار به دست آمد و جنس از طریق هیجان مداری اثر مثبت و معنی دار داشت.به طور کلی نتایج این پژوهش مؤید آن است که توجه به نقش صفات شخصیت و سبک های مقابله ای در مطالعه ی سلامت روانی افراد بسیار مهم است.در تحقیقی دیگر که توسط محمد زاده،خسروی(۱۳۹۱) .تحت عنوان بررسی رابطه هدف در زندگی،سبک های مقابله ای با بهداشت روانی در دانشجویان صورت گرفته نشان داد که رابطه ی منفی معنی دار بین سبک های مقابله ای هیجان دار و سلامت روانی مشاهده شد.همچنین بین متغیر های سبک های مقابله ای ،مسأله مدار و سلامت روان ،هدف در زندگی و سلامت روان رابطه ی مثبت و معنی داری به دست آمد.نتایج تحلیل واریانس نشان داد که بین داشتن هدف در زندگی در رشته های مختلف و سلامت روان در رشته های مختلف،سبک های مقابله ای هیجان مدار در رشته های مختلف و سبک های مقابله ای مسأله مدار در رشته های مختلف ،تفاوت معنی داری وجود دارد.نتایج حاکی از آن بود که تفاوت بین دختران و پسران از نظر داشتن هدف در زندگی و سلامت روانی معنی دار نیست .اما تفاوت دختران و پسران در سبک های مقابله ای مسأله مدار معنی دار است .یعنی پسران از سبک های مقابله ای مسأله مدار استفاده میکنند. در تحقیقی که توسط جعفر نژاد، فرزاد، مرادی و شکری تحت عنوان بررسی رابطه میان پنج عامل بزرگ شخصیت،سبک های مقابله ای و سلامت روانی در دانشجویان کارشناسی صورت گرفت نشان داد که میان عامل های روان رنجورخویی، پذیرش و برون گرایی با سلامت روانی رابطه ی معنی داری وجود دارد. میان سبک های مقابله ای مسأله مدار و هیجان مدار با سلامت روانی رابطه ی معنی دار وجود دارد،در حالی که میان سبک مقابله اجتنابی و سلامت روانی رابطه ای وجود ندارد، میان عامل های پذیرش،وظیفه شناسی،برونگرایی و سازگاری با سبک مقابله ای مسأله مدار رابطه ی مثبت معنی دار وجود دارد و از متغییر های سبک های مقابله ای دو سطح و از متغییر پنج عامل بزرگ شخصیت تنها یک سطح در پیش بینی متغییر سلامت روانی سهیم هستند .در نهایت،پژوهش نشان میدهد که صفات شخصیتی و سبک های مقابله ای آزمودنی ها به طور معنی دار با سلامت روانی آنها ارتباط می یابد .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۰۵/۰± ۵۵/۷ c۴۲/۰± ۴۶/۱۲ ab۱۲/۰± ۳۳/۲۸ ab۱۸
به همراه نتایج آزمون حداقل تفاوت معنی دار در سطح ۹۵% ) : عدم ردیابی Not Detected(ND** (حروف متفاوت بیانگر تفاوت معنی دار هستند). بر طبق آزمون واریانس یکطرفه، میانگین غلظت شاخصهای شیمیایی کیفیت بجز مقادیر pH تا روز ششم نگهداری اختلاف معنیداری را نشان ندادند، ولی از روز نهم نگهداری افزایش شدیدی در مقادیر غلظت هیستامین و تریمتیلآمین مشاهده شد که این روند تا پایان دوره نگهداری ادامه داشت، هر چند که غلظت هیستامین از روز پانزدهم در مقایسه با روز دوازدهم کاهش شدیدی را نشان داد که این کاهش در روز هیجدهم نیز در نمونهها مشاهده گردید ولی غلظت آنها بین اولین روز نگهداری و آخرین روز نگهداری اختلاف معنیداری را نشان داد (۰۵/۰ p<).
 هیستامین در روز اول نگهداری (روز صفر) در نمونهها یافت نشد و از روز سوم قابل ردیابی بود، که میانگین غلظت آن در روز سوم نگهداری۰۰/۰ ±۱۵/۰ و در آخرین روز نگهداری (روز هجدهم) ۱۲/۰ ±۳۳/۲۸ محاسبه شد. بیشترین میزان غلظت هیستامین، در روز دوازدهم نگهداری با متوسط غلظت ۳۹/۰ ±۳۷/۷۰ بدست آمد و سپس یک روند کاهشی را نشان داد (شکل۳-۳). آزمون آماری حاصل از تجزیه واریانس یک طرفه نمونهها نشان داد که بین میانگین غلظت هیستامین در اولین روز (صفر) و آخرین روز نگهداری (هجدهم) افزایش معنیداری وجود دارد (۰۵/۰ p<). در روزهای صفر، ۳ و ۶ نگهداری در نمونهها از نظر غلظت هیستامین اختلاف معنیداری مشاهده نگردید. شکل ۳-۳- تغییرات هیستامین در ماهی هامور معمولی نگهداری شده در یخ میزان تریمتیلآمین در روز صفر نگهداری بسیار ناچیز بود (۰۴/۰± ۹۶ /۰) و با گذشت زمان یک روند افزایشی را نشان داد (شکل۳-۴)، بطوریکه در روز نهم نگهداری شروع به افزایش نمود و این افزایش تا آخرین روز نگهداری معنیدار بود(۰۵/۰ p<). و در آخرین روز نگهداری میانگین غلظت آن ۴۲/۰ ±۴۶/۱۲ بدست آمد. آزمون آماری حاصل از تجزیه واریانس یک طرفه نمونهها نشان داد که بین میانگین غلظت تریمتیلآمین در اولین روز (صفر) و آخرین روز نگهداری (هجدهم) افزایش معنیداری وجود دارد (۰۵/۰ p<). در روزهای صفر، ۳ و ۶ نگهداری در نمونهها از نظر میزان تریمتیلآمین اختلاف معنیداری مشاهده نگردید. شکل۳-۴- تغییرات تریمتیلآمین در ماهی هامور معمولی نگهداری شده در یخ مقادیرpH نیز در طی دوره نگهداری در روزهای مختلف روند افزایشی را نشان داد (شکل ۳-۵) ، کمترین میزان pH در نمونهها در روز اول نگهداری( روز صفر) با میانگین ۰۵/۰ ± ۸۵/۵ و بیشترین آن در روز هجدهم با میانگین ۰۵/۰± ۵۵/۷ بدست آمد. آزمون آماری حاصل از تجزیه واریانس یک طرفه نمونهها نشان داد که بین میانگین pH در اولین روز نگهداری (صفر) با تمام روزها اختلاف معنیداری وجود دارد (۰۵/۰ p<). ولی بین روزهای ۱۵ و ۱۸ نگهداری هیچ نوع اختلاف معنیداری مشاهده نگردید، همچنین بین مقادیر pH در روزهای ۳، ۶، ۹ و ۱۲ اختلاف معنیداری وجود نداشت.
شکل ۳-۵- تغییرات pH در ماهی هامور معمولی نگهداری شده در یخ ۳-۲-۲- نتایج شاخصهای میکروبیولوژیکیکنترلکیفیت در این تحقیق از بین شاخصهای میکروبیولوژیکی، بار باکتریهای سرمادوست و مزوفیل در نمونههای نگهداریشده در یخ مورد بررسی قرار گرفتند که مقادیر بدست آمده از آنها به صورت لگاریتم تعداد کلنیهای شمارش شده به ازاء هر گرم (Log cfu/g ±SE) به همراه نتایج آزمون حداقل تفاوت معنیدار در جدول۳-۲ ارائهگردیدهاند ، و همچنین روند تغییراتشان در طی زمانهای مختلف نگهداری در شکل ۳-۲ آوردهشده است. جدول ۳-۲- مقادیر تغییرات شاخصهای میکروبیولوژیکی کیفیت در ماهی هامور معمولی Epinephelus coioides در روزهای مختلف نگهداری در یخ
| مزوفیل * |
سرما دوست * |
بار باکتریایی روز |
۰۰/۰± ۰۰/۲ a |
۱۹/۰±۳۷/۱ a |
صفر |
۰۰/۰± ۰۰/۲ a |
۱۵/۰ ± ۱۵/۳ b |
۳ |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۵-۴-۱ پیشنهادات لازم به سازمان بورس اوراق بهادار

-
-
- آموزش های لازم از جانب سازمان بورس اوراق بهادار به سهامداران، سرمایه گذاران و سایر علاقه مندان در جهت افزایش آگاهی عمومی و استفاده مطلوب تر از صورت های مالی ارائه شود.
- سازمان بورس اوراق بهادار، باید اقدام اساسی در زمینه ایجاد بانک اطلاعاتی جامع انجام دهد چرا که زمان بسیاری از محققین در جمع آوری اطلاعات گرفته می شود.
۵-۴-۲ پیشنهادات لازم برای سرمایه گذاران
-
-
- با توجه به اینکه وجوه نقد عملیاتی یکی از اساسی ترین اقلام هر شرکت به شمار می رود و به اهمیت آن در فصل های گذشته اشاره شد، از سرمایه گذاران انتظار می رود که در تجزیه و تحلیل شرکت ها به وجوه نقد عملیاتی توجه کافی داشته باشند.

-
- از آنجا که سود تعهدی با سود نقدی هر کدام بیانگر اهداف خاصی از بررسی شرکت می باشند، به طوری که سود نقدی می تواند بیانگر ارزش فعلی بازار سهام یک شرکت و سود تعهدی به عنوان ابزار شناسایی سودآوری یا تداوم آن در آینده باشد، لذا سرمایه گذارانی که اهداف بلندمدت دارند، علاوه بر مد نظر قرار دادن وجوه نقد می بایست به سود تعهدی شرکت نیز اهمیت قائل شوند.

۵-۴-۳ سایر پیشنهادات
-
-
-
- امکان بهره گیری از روشهای کمّی برای پردازش اطلاعات حسابداری و آماده سازی آنها برای تصمیم گیری ایجاد گردد. شناخت علمی چگونگی تغییرات سود حسابداری و جریانهای نقدی شرکتها، فرصتی برای جایگزین نمودن تحلیلهای علمی به جای یافته های ذهنی است که نباید مورد بیتوجهی قرار گیرد. تصمیم گیری فرصت مناسب و نادری است که سرمایهگذار را قادر می سازد تا از سرمایه خویش بهتر بهره برداری نماید، و با شناخت راهکارها، منابع خود را به نحو مناسبتری تخصیص دهد. صورتهای مالی که حاوی اطلاعاتی در مورد سود حسابداری و جریان نقدی است، می تواند برای یک سرمایهگذار یا تحلیلگر مسائل مالی بسیار مفید باشد، تا درباره آینده یک موسسه و وضعیت سودآوری آن قضاوت نماید. لذا تصمیم گیری که بر مبنای یافته های علمی استوار باشد می تواند بسیار مفید باشد و مورد استفاده قرار گیرد.

-
- ملزم نمودن شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار به ارائه به موقع و به هنگام اطلاعات و گزارش اطلاعات راجع به اجزای جریانهای نقدی و اقلام تعهدی به صورت مجزا در قالب گزارشهای رایانهای مدون شده و صورتهای مالی خلاصه شده که به طور گستردهای می تواند در تصمیم گیری موثر باشد.
-
- پیشنهاد می شود در ذیل صورت سود و زیان و صورت جریان وجوه نقد یا یادداشتهای پیوست صورتهای مالی، دو جزء نقدی و مجموع اقلام تعهدی سود به نحو مناسب افشاء گردد. این امر استفادهکنندگان را در پیش بینی سود کمک می کند.
-
- در گزارشهای سالانه شرکتها علاوه بر گزارش اقلام سود، جریانهای نقدی و اقلام تعهدی دوره قبل، روند این گروه اقلام برای دوره های زمانی ۵ ساله، یعنی دوره گزارش و چهار سال قبل از آن نیز گزارش گردد تا استفادهکنندگان از صورتهای مالی و گزارشهای تاریخی بتوانند در برازش مدلهای آماری از سری زمانی مناسبتری بهره برداری و استفاده نمایند.
- پیشنهاد میگردد علاوه بر درج اجزای تعهدی و نقدی سودها در یادداشتهای همراه، به نحوی مناسب کیفیت اجزای سود شرکتها با توجه به میانه سود شرکتهای پذیرفته شده در بورس که از لحاظ نوع صنعت طبقه بندی شده اند، محاسبه گردیده ودر ذیل یادداشت فوقالذکر افشاءشود. این امر کیفیت پیش بینی سود با بهره گرفتن از برنامه های رایانهای را به طور قابل ملاحظهای افزایش میدهد.
۵-۴-۴ پیشنهاداتی برای تحقیقات آتی
-
- پیشنهاد می شود با توجه به مفهوم نوسانات جریان نقدی و مدلهای مختلفی که در این حوزه وجود دارد، در تحقیقات بعدی متغیرهای بیشتری را مد نظر قرار داده و وارد مدل نمایند.
-
- پیشنهاد می گردد تا تحقیقی در زمینه رتبه بندی شرکت های گروه های مختلف از منظر ابعاد جریانات نقدی انجام پذیرد.
-
- پیشنهاد می گردد تا تحقیقی در زمینه رتبه بندی شرکت های گروه های مختلف از منظر ابعاد کیفیت سود انجام پذیرد.
-
- پیشنهاد می گردد تا تحقیقی در زمینه رتبه بندی شرکت های گروه های مختلف از منظر ابعاد اندازه شرکت انجام پذیرد.
-
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
-
- ۱۳۴۶: سواری پیکان در مدل های دو لوکس ، کار لوکس،جوانان وتاکسی با حجم موتور ۱۶۰۰و۱۷۲۵و۱۸۰۰سی سی
- ۱۳۶۹: سواری پژو ۴۰۵ در مدل های G1وG1Xبا حجم موتور ۱۵۸۰ سی سی
- ۱۳۷۴سواری پزو ۴۰۵ در مدل های دندهای و اتو ماتیک با حجم موتور ۲۰۰۰سیسی
- ۱۳۷۴:سواری پژو ۲۰۵ مدل GRبا حجم موتور ۱۳۶۰سی سی
- ۱۳۷۶: سواری پژو RD با حجم موتور ۱۶۰۰سی سی
- ۱۳۷۷: سواری استیشن پزو ۴۰۵ با حجم موتور ۲۰۰۰ سی سی
- ۱۳۷۸ : پارس با حجم موتور ۱۸۰۰ سی سی
- ۱۳۷۹: تولید آزمایشی سمند با حجم موتور ۱۸۰۰سی سی و سیستم انژکتور
- ۱۳۸۰پژو ۲۰۶ با حجم موتور ۱۴۰۰ سی سی
- ۱۳۸۰: افتتاح خط تولید سمند با حضور ریاست محترم جمهور وقت آقای خاتمی و پس از آن تولید سمند LX
- ۱۳۸۳تولید سومین مدل سمند (سمند سریر)
- ۱۳۸۴: پرده برداری از اولین پِژو فرانسوی ، ایرانی،پژو آریان و تولید آخرین پیکان
- ۱۳۸۵: خط تولید خط تولید موتور ملی با حضور رئیس جمهور راه اندازی شد و پروژه های تولید سمند آذربایجان، بلاروس و سوریه به بهره برداری رسید. به علاوه، در این سال محصول تندر۹۰ نیز با همکاری شرکت رنو به سبد محصولات شرکت افزوده شد و باعث گردید انحصار همکاریهای بین المللی ایرانخودرو از شرکت پژو خارج گردد. پروژه تولید سمند در ونزوئلا در این سال نیز آغاز گردید.

- ۱۳۸۶: ایرانخودرو موفق به کسب تندیس بلورین در جایزه ملی کیفیت (EFQM) گردید. خطوط تولید در سایتهای تبریز، سنگال و مصر راه اندازی و محصول جدید سمند سورن به بازار عرضه شد.
- ۱۳۸۷: دومین خودرو ملی ایرانخودرو با نام رانا طراحی گردید. در این سال ایرانخودرو بعنوان صادرکننده نمونه کشور، جایزه ملی صادرات را کسب نمود. همچنین موفق به دریافت تندیس بلورین واحد برتر تحقیق و توسعه کشور گردید.
- ۱۳۸۸: ایرانخودرو نقش چشمگیری در افزایش تولید خودرو در کل کشور ایفا نمود و با تمرکز بر صادرات برند ملی، موفق به رشد ۴۰ درصدی صادرات خودرو ساختهشده از شبکه ایرانخودرو گردید. در این سال اولین خودرو مجهز به فناوری نانو نیز توسط ایرانخودرو طراحی و نمونه سازی گردید.
- ۱۳۸۹:
رکورد تولید ۷۵۵٫۵۵۵ دستگاه خودرو سبک برای اولین بار در تاریخ منطقه ثبت گردید و نزدیک به نیمی از سهم تولید خودرو سبک کشور در اختیار ایرانخودرو قرار گرفت. همچنین بنا بر اعلام سازمان مدیریت صنعتی در همایش معرفی شرکت های برتر ایران، شرکت ایرانخودرو به عنوان ”برترین شرکت ایرانی“ در شاخصهای ذیل معرفی شد: کسب رتبه نخست در شاخص فروش کسب رتبه نخست در شاخص اشتغالزایی کسب رتبه دوم در شاخص سودآوری برترین گروه صنعتی در میان گروههای خودروسازی کشور برگزیده شرکتهای پیشرو در سراسر کشور همچنین رشد حدود دو برابری ارزش سهام شرکت، بهبود ۴۰ درصدی شاخص های کیفی ایدرو برای محصولات ایرانخودرو، مدیریت نقدینگی و تامین منابع مورد نیاز زنجیره تولید و بهینه شدن مطالبات ساپکو را می توان برخی از اهم دستاوردها و موفقیتهای ایرانخودرو در سال ۱۳۸۹ دانست . کاهش قیمت ۲ تا ۵درصدی در ۶۵ محصول مختلف تولیدی، همزمان با آغاز فاز اجرایی طرح هدفمندی یارانهها از دیگر موارد شایان توجه در این سال است. بازنگری و احیاء مجدد صادرات بر مبنای منویات مقام معظم رهبری و دستیابی به صادرات ۴۰ هزار دستگاهی در سال ۱۳۸۹ با تمرکز بر نشان ملی و بازارهای کشورهای اسلامی منطقه و صادرات از شبکه ایرانخودرو در دستور کار این شرکت قرار گرفت که درنتیجه آن نزدیک به ۳۰ درصد از تولیدات خودرو ملی در سال ۱۳۸۹ صادر گردید و منجر به افزایش چشمگیر سهم برند ملی شده است.
- ۱۳۹۰: (دنا) بهعنوان جدید ترین محصول ایرانخودرو با بهره گیری از طراحی بهروز جهانی برای اولین بار و بطور کامل با سرپنجه هنرمند کارشناسان و طراحان ایرانی طراحی گردیده است. مراحل طراحی و نمونه سازی دنا در کوتاه ترین زمان ممکن و کمتر از یک سال صورت پذیرفته است.این خودرو در فروردین سال ۱۳۹۰ رونمایی گردید.
۴-۷-۲- وضعیت صنعت در سال۹۲
- سال ۱۳۹۲ صنعت خودرو با مشکلات متعددی رو به رو بود که اهم آن میتواند به تامین نقدینگی و کاهش تیراژ تولید و درآمد فروش اشاره نمود .با توجه به کمبود شدید نقدینگی و عدم توان پرداخت بدهی به قطعه سازان توسط خودرو سازان،بسیاری از قطعه سازان با خطر ورشکستگی و تعطیلی مواجه شده اند که خود باعث عدم امکان تامین کافی و به موقع قطعات و از دلایل عمده افت تولید در سال گذشته بوده است .افزایش بهای تمام شده به واسطه افزایش قیمت حاملهای انرژی،مواداولیه،هزینه های عملیاتی و مالی از دیگر مشکلات عمده این صنعت بوده است.قطع همکاری شرکای خارجی به واسطه تحریمها مانند شرکت پِژو باعث کاهش تولیدات خودرو گردید.
- گروه صنعتی ایران خودرو با فروش ۱۳۷ تتریلیون ریالی در سال ۹۱ در صدر شرکتهای برتر کشور قرار دارد و در ارزیابی سال ۹۲ با فروش ۱۲۶ تتریلیون ریالی رتبه دوم را به خود اختصاص داده است . (گزارش فعالیت هیئت مدیره،۱۳۹۲)
۵-۷-۲ترکیب سهامداران مالکیت بیش از ۱درصد سهام شرکت تا پایان سال مالی منتهی به۳۰/۱۲/۱۳۹۲
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در این پژوهش، به دلیل همگن بودن واحدهای موجود در جامعه آماری و همچنین محدود بودن تعداد مودیان حقوقی از روش تصادفی ساده استفاده شده است. در این روش اعضای جامعه آماری یک شانس معین و برابر برای انتخاب شدن به عنوان آزمودنی دارند.
 قلمرو تحقیق الف) قلمرو موضوعی: این تحقیق از نظرقلمرو موضوعی در حیطه مباحث مدیریت دولتی- مالی می باشد. ب) قلمرو مکانی: این تحقیق از نظر قلمرو مکانی در اداره کل امور مالیاتی جنوب استان تهران می باشد. ج) قلمرو زمانی: این تحقیق از نظرقلمرو زمانی در بهمن ماه سال ۱۳۹۲هجری شمسی می باشد. ابزار سنجش ابزار سنجش وسایلی هستند که پژوهشگر به کمکآنها قادر است اطلاعات موردنیاز خود را گردآوری، ثبت و کمی نمایند. انواع ابزارهای گردآوری عبارتند از : پرسشنامه، مشاهده و مصاحبه. در این پژوهش از ابزار پرسشنامه برای جمع آوری پاسخهای مودیان حقوقیاداره امور مالیاتی جنوب استان تهران استفاده شد. پرسشنامه مجموعه سوالات مکتوبی است، که حول متغیرهای یک مسأله پژوهش تنظیم میشود که به شکل حضوری یا غیرحضوری، مستقیم یا غیرمستقیم توسط پاسخگو تکمیل میگردد. در این پژوهش، پرسشنامه سوالات با بهره گرفتن از مقیاسهای اسمی و ترتیبی اندازه گیری شد. مقیاسهای اندازه گیری واحدهایی هستند که برای سنجش کیفیتها در ابزارهای گردآوری اطلاعات بکار می روند (حافظ نیا،۱۳۸۹). در این پژوهش از ابزار پرسشنامه با سوالات بسته برای جمع آوری دیدگاه های افراد نمونه استفاده گردیده است. پرسشنامه شامل ۲ بخش عمده میباشد : ۱- نامه همراه: در این قسمت هدف از گردآوری دادهها به وسیلهی پرسشنامه و ضرورت همکاری پاسخ دهنده در عرضهی دادههای مورد نیاز، بیان شده است. برای این منظور بر با ارزش بودن دادههای حاصل از پرسشنامه تأکید گردیده تا پاسخ دهنده به طور مناسب پاسخ سوالها را عرضه کند. ۲- سؤالات پرسشنامه: این بخش از پرسشنامه شامل ۲ قسمت است: الف) متغیرهای جمعیت شناختی: در این قسمت سعی شده است که اطلاعات کلی و جمعیت شناختی در رابطه با پاسخ دهندگان جمع آوری گردد. این بخش از پرسشنامه شامل ۷ سؤال میباشد. اطلاعات مربوط به این بخش از پرسشنامه در جدول ۳-۱ نشان داده شده است. جدول ۳-۱): متغیرهای جمعیت شناختی پرسشنامه.
| ۱) جنسیت |
مرد- زن |
| ۲) سن |
کمتر از ۲۵ سال- ۲۶ تا ۳۰ سال- ۳۱ تا ۳۵ سال-۳۶ تا ۴۰ سال-بالاتر از ۴۰ سال. |
| ۳) وضعیت تاهل |
مجرد - متاهل |
| ۴) میزان تحصیلات |
فوق دیپلم و پائین تر- کارشناسی-کارشناسی ارشد - دکتری و بالاتر. |
| ۵) نوع کسب و کار |
تولیدی - خدماتی |
| ۶) میزان مالیات دهی در سال |
کمتر از ۲۰ میلیون تومان - بین ۲۱ تا ۳۰ میلیون تومان- بین ۳۱ تا ۴۰ میلیون تومان - بین ۴۱ تا ۵۰ میلیون تومان- بالاتر از ۵۰ میلیون تومان. |
| ۷) موقع تحویل اظهارنامه به اداره کل امور مالیاتی |
قبل از اتمام مهلت مقرر- روز تحویل نهایی- بعد از اتمام مهلت مقرر. |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۵ـ الف فقط دارای ج و د است. ۶ـ الف فقط دارای ج و هـ است. در این تقسیمبندی (۱) و (۲) از دایرهی ارزیابی اخلاقی خارج میشوند، زیرا ویژگی اخلاقی ندارند تا مورد ارزیابی اخلاقی قرار گیرند و (۳) تا (۶) قابلیت ارزیابی اخلاقی را دارند. ممکن است گفته شود که حالتهای محتمل فقط به این شش حالت خلاصه نمیشوند و میتوان حالتهای دیگر را همچون موارد زیر اضافه کرد:
 ۷ـ الف فقط دارای د و هـ است. ۸ـ الف فقط دارای ب، د و هـ است. ۹ـ الف فقط دارای ج، د و هـ است. ۱۰ـ الف فقط دارای ب، ج و د است. ۱۱ـ الف فقط دارای ب، ج و هـ است. ۱۲ـ الف فقط دارای ب، ج، د و هـ است. و مانند این سه حالت که میتوانند افزایش یابند به این صورت که تعداد یک ویژگی بیشتر شود. مانند اینکه در حالتی (۱۳) الف فقط دارای ۲ب و ۳د باشد یا کیفیت یک ویژگی بیشتر باشد. مانند حالتی که (۱۴) الف دارای ب قوی و د ضعیف باشد. این حالتها را میتوان ادامه داد، البته به شرطی که بپذیریم حسن و قبح اخلاقی یا حسن و نقص زیباشناختی میتوانند با هم در یک اثر جمع شوند، زیرا ممکن است در همینجا نیز جمعبندی شود و بگوییم یک اثر دارای قبح یا حسن است و ویژگیهای اخلاقی را با هم جمع بزنیم. از آنجایی که پرداختن به تمام حالتها ممکن است ثمرهی خاصی نداشته باشد و با بررسی چند حالت دیدگاه میانهرو کاملاً تبیین شود، فقط توجه را به (۱) تا (۶) معطوف میکنیم. حال اگر بخواهیم گزارهای با اصل «تا آنجا که» برای الف در نظر بگیریم، به این صورتها صادق است: ـ فیلم الف تا آنجا که دارای ب است، دارای نقص زیباشناختی به شمار میرود (در حالتهای (۳) یا (۴)، زمانی که الف فقط با توجه به ب ارزیابی شده است). ـ فیلم الف تا آنجا که دارای ج است، دارای حسن زیباشناختی به شمار میرود (در حالتهای (۵) یا (۶)، زمانی که الف فقط با توجه به ج ارزیابی شده است). ـ فیلم الف تا آنجا که دارای د است، دارای حسن زیباشناختی به شمار میرود (در حالتهای (۳) یا (۵)، زمانی که الف فقط با توجه به د ارزیابی شده است). ۴ـ فیلم الف تا آنجا که دارای هـ است، دارای نقص زیباشناختی به شمار میرود (در حالتهای (۴) یا (۶)، زمانی که الف فقط با توجه به هـ ارزیابی شده است). در این گزارهها که همگی صادق هستند، فیلم تنها از یک منظر بررسی شده است و از اینرو با اصل «تا آنجا که» صورتبندی شده است. همانطور که پیشتر ذکر شد، میتوان دیگر حالتها را نیز به همین صورت بررسی کرد. حال اگر بخواهیم گزارهای با اصل «از تمام جهات» برای الف در نظر بگیریم، به این صورتها صادق است: ـ فیلم الف از تمام جهات، اثری بد از منظر زیباشناختی است (در (۳) زمانی که ب قویتر از د باشد؛ در (۴)؛ در (۶) زمانی که هـ قویتر از ج باشد). ـ فیلم الف از تمام جهات، اثری خوب از منظر زیباشناختی است (در (۳) زمانی که د قویتر از ب باشد؛ در (۵)؛ در (۶) زمانی که ج قویتر از هـ باشد). در این گزارهها الف از تمام جهات بررسی میشود و در نهایت میان ب، ج، د و هـ ـ در هر حالتی که بود ـ جمعبندی میشود و با این ترتیب در بارهی الف داوری میشود. به همین ترتیب در هر حالتی که فرض کنیم میتوان اینگونه عمل کرد. ممکن است در اینجا اشکالی به این صورت مطرح شود که «قویتر» بودن یک ویژگی و «جمع زدن» ویژگیها چه معنایی دارد؟ و چگونه میتوان چنین ارزیابیای صورت پذیرد؟ زیرا در ارزیابی اثر با ویژگیهای کیفی روبرو هستیم و نه ویژگیهای کمی. از اینرو به راحتی نمیتوان تعیین کرد که کدام ویژگی قویتر (همچون بیشتر در کمیها) است و در جمعبندی کدام جایگاه بالاتری دارد. در پاسخ به این اشکال باید گفت که این جمعبندی و قایل شدن جایگاه بالاتر یا پایینتر برای یک مؤلفه، چیزی است که همواره در هر تحلیلی صورت میپذیرد. یک منتقد که تنها به جنبهی زیباشناختی صرف اثر توجه دارد، با ویژگیهای مختلف منفی و مثبت زیباشناختی در یک اثر روبرو میشود، اما در نهایت تصمیم میگیرد که میان این ویژگیها کدام یک از آن ها مهمتر از بقیه است و در طرح کلی اثر از جایگاه بالاتری برخوردار است و به این ترتیب داوری خود را بیان میکند. منتقد بر اساس دیدگاه میانهرو، همیشه به این گونه عمل نخواهد کرد که ویژگیهای اخلاقی را رتبهی بالاتری از ویژگیهای زیباشناختی قرار دهد، زیرا در این صورت این دیدگاه «اخلاقگرایی افراطی» خواهد بود. از اینرو، در دیدگاه میانهرو، برای نمونه، در «پیروزی اراده» میتوان گفت ویژگیهای زیباشناختی جایگاه بالاتری دارند و این فیلم تا آنجا که دیدگاه نازیسم را توصیه میکند، دارای نقص زیباشناختی است و تا آنجا که انسجام دارد، دارای حسن زیباشناختی است و از تمام جهات این فیلم، اثری خوب است. از سوی دیگر، در فیلم «سالو، یا صد و بیست روز سدوم» جنبهی اخلاقی جایگاه بالاتری دارد و این فیلم تا آنجا که گرایش جنسی منحرفی را توصیه میکند، نقص زیباشناختی دارد و تا آنجا که دارای پیچیدگی روایی است، دارای ارزش زیباشناختی است، اما از تمام جهات اثری بد به شمار میآید. ممکن است گفته شود که اگر فردی همچون یک یهودی ضد نازیسم فیلم «پیروزی اراده» را تحلیل کند، هیچگاه جنبهی زیباشناختی را بالاتر از جنبهی اخلاقی اثر نمیداند و بر همین اساس فیلم را از تمام جهات بد ارزیابی خواهد کرد و از این جهت این گونه تحلیل فیلم منوط به باورهای شخصی منتقد میشود. اما این اشکالی برای شیوهی تحلیل از تمام جهات نمیشود، زیرا تفسیر یک اثر کوشیدن برای فهم و ارزیابی اثر هنری یا افزایش سطح درک و ارزیابی خود است. بر همین اساس، سعی میشود در اثر هنری معنایی بیابیم یا حداقل طبق موازینی، معنایی به آن نسبت دهیم یا تشخیص دهیم آن اثر هنری چه معنا و دلالتی برای ما دارد[۴۲۹] و نیازی نیست در بارهی تفسیرپذیری یک فیلم، حتما وحدتگرا[۴۳۰] باشیم و تنها یک تفسیر را مقبول بدانیم، بلکه در این دیدگاه همانطوری که اخلاقگرای میانهرو به تکثر ارزشهای اثر هنری قایل است به کثرتگرایی در تفسیر نیز قایل است که بیانگر این عقیده است که در مورد یک اثر هنری ممکن است تفسیرهای پذیرفتنی متعددی وجود داشته باشد به طوری که هیچ یک از آن ها بهتر از دیگری نباشد.[۴۳۱] همین قائل بودن به کثرت ارزشها در یک فیلم، نقطهی مشترک دیگری است که میتوان در هر سه دیدگاه میانهرو دید و بر این اساس در مدل تحلیل فیلم از آن بهره برد. از آنجایی که در بارهی این مفهوم در بخشهای پیشین بحث شده است، دوباره در اینجا مطرح نمیشود. به عنوان جمعبندی بخش مشترک مدل تحلیل فیلم، میتوان گفت که در تحلیل باید تمام ارزشهای اخلاقی و زیباشناختی اثر لحاظ شود و از اصول «تا آنجا که» و «از تمام جهات» به خوبی در جای خود بهره برد. اما بر اساس هر یک از سه نظریهی میانهرو میتوان بخش دیگر مدل تحلیل فیلم را تبیین کرد. در واقع هر یک از این سه دیدگاه، مؤلفههای مختص به خودی دارند که در مدل تحلیل فیلم موثر است و در اینجا به تفکیک بیان میشوند. در دیدگاه کرول، بر اساس اینکه روایت تمام ساختارش کامل نیست، یکی از چیزهایی که آن را کامل میکند، پاسخ اخلاقی مخاطبان است. این پاسخ بخشی از طرح اصلی داستان است و اگر اثر در این امر شکست بخورد، طرح هنریاش دارای نقص بوده است. از اینرو، قبح اخلاقی ممکن است نقص زیباشناختی شمرده شود و حسن اخلاقی ممکن است حسن زیباشناختی به شمار آید، زمانی که در آن اثر پاسخهای عاطفیای که اثر توصیه میکند تا به مقاصدش دست یابد، به سبب ویژگی اخلاقی، مخاطب به آن پاسخ شایسته و درخور نمیدهد. در این حالت اثر هنریای که در دست یافتن به مقاصدش (پاسخ درخور مخاطب در مقابل آنچه توصیه میکند) ناکام بماند از حیث زیباشناختی شکست به شمار میآید. در نتیجه قبح اخلاقی، نقص زیباشناختی به شمار میرود. البته اگر عیب اخلاقی به قدری ظریف و پیچیده باشد که به چشم مخاطب از لحاظ اخلاقی حساس نیاید، اخلاقگرایی میانهرو به نقد زیباشناختی آن ها نمیپردازد و التزامی ندارد که هر عیب اخلاقی را عیب زیباشناختی بداند. بر همین اساس، پاسخهایی توصیه شدهای که عیب روشنی دارند و مخاطب اخلاقاً حساس آن را درک میکند، نقص زیباشناختی به شمار میروند. اینکه بیان شد که گاهی قبح، نقص زیباشناختی به شمار میآید، به دلیل این امر است که در دیدگاه کرول جنبهی اخلاقی فقط در جایی به جنبهی زیباشناختی مربوط میشود که سدی در برابر قابلیت ما به جذب شدن به اثر هنری یا واکنش نشان دادن مطلوب در برابر آن باشد. حال با توجه به این ملاک مدل تحلیل فیلم از منظر کرول را میتوان در مراحل زیر جمعبندی کرد: ۱ـ ابتدا باید بر اساس ملاکهایی که در بخش قبلی گفته شد، بررسی شود که فیلم قابلیت ارزیابی اخلاقی دارد یا نه. ۲ـ پاسخهایی که فیلم به مخاطب توصیه میکند، استخراج شود. ۳ـ از میان پاسخها، آنهایی که از چشم مخاطب اخلاقاً حساس پوشیده میماند، باید از فهرست این پاسخها حذف شوند و در بررسی لحاظ نشوند. ۴ـ پاسخهای باقیمانده از منظر اخلاقی بررسی شوند که آیا دارای عیب هستند یا نه. همچنین بررسی شوند که این پاسخها از منظر اخلاقی دارای حسن هستند یا نه. ۵ـ پاسخهایی که در جذب یا دفع مخاطب نقش دارند، از میان پاسخهای اخلاقاً معیوب یا اخلاقاً خوب برگزیده شوند. ۶ـ پاسخهایی برگزیده شده، به عنوان نقص زیباشناختی فیلم به شمار میروند، اگر اخلاقاً معیوب هستند و همچنین به عنوان حسن زیباشناختی به شمار میروند، اگر اخلاقاً خوب باشند. ۷ـ جنبههای زیباشناختی اثر تحلیل شود. ۸ـ حاصل ارزیابیها در قالب اصول «تا آنجا که» و «از تمام جهات» بیان شوند. روشن است که این مراحل ممکن است گاهی جابهجا شوند، مانند اینکه (۷) ابتدا صورت پذیرد و همچنین ممکن است که برخی از مراحل در عمل با یکدیگر تلفیق شوند، مانند اینکه (۲) و (۳) در یک مرحله صورت پذیرند. هدف از مراحلسازی، ایجاد شفافیت در دیدگاه کرول است. حال میتوان بر اساس این مدل تحلیلی اخلاقی ـ زیباشناختی از یک فیلم ارائه کرد. از منظر گات در «اصالت اخلاق»، آثار هنری علاوه بر آنکه تخیل وقایع خاص را توصیه میکنند، همچنین پاسخهایی نیز برای این وقایع تخیلی پیشنهاد میکنند. حال اگر یک اثر همراه با پاسخی اخلاقاً معیوب باشد، مخاطب به این اثر پاسخ درخور نخواهد داد. از این رو باید مجموع توصیههایی که یک اثر ارائه میدهد آزموده شود. این بررسی شامل تفسیر وقایع و جزییات داستانی برای کشف نگرش اخلاقی آن میشود. این پاسخها باید درخور باشند، یعنی آنگونه که در طرح هنری فیلم طراحی شده است، از سوی مخاطب ابراز شود. از آنجایی که ممکن است ارزیابی اثر متهم به بد فهمی باشد، واکنش توصیه شده از سوی اثر باید به واسطهی یک معیار ارزیابی شود. برخی از معیارهایی که بتواند واکنشهای توصیه شده در اثر را مورد ارزیابی قرار دهد، معیارهای اخلاقی هستند. اگر یک اثر هنری، واکنشی را توصیه کند که ناشایست باشد، در هدف درونیاش با شکست روبرو میشود و این یک نقص است. اما تمام نقصها در اثر زیباشناختی نیستند. نه تنها برای یک اثر، در پی داشتن واکنش اهمیت دارد، همچنین کیفیت این واکنش نیز مهم است. از اینرو یک ارزیابی خوب، باید مناسب بودن واکنشی که حقیقتاً اثر توصیه میکند را بررسی کند. در نتیجه، اگر واکنشها به خاطر غیراخلاقی بودن شایسته نبود، مخاطب دلیلی برای واکنش نشان دادن مطابق توصیه اثر ندارد. نداشتن دلیل برای نشان دادن واکنش درخور نسبت به توصیه اثر، یک شکست برای اثر است و این یک نقص زیباشناختی به شمار میرود. پس ویژگی اخلاقاً معیوب یک نقص زیباشناختی است. بر همین اساس مدل تحلیل از منظر گات به صورت زیر میشود: ۱ـ ابتدا بررسی شود که فیلم قابلیت ارزیابی اخلاقی دارد یا نه. ۲ـ پاسخهایی که فیلم به مخاطب توصیه میکند، استخراج شود. ۳ـ پاسخها از منظر اخلاقی بررسی شوند که آیا دارای عیب هستند یا نه. همچنین بررسی شوند که این پاسخها از منظر اخلاقی دارای حسن هستند یا نه. ۴ـ پاسخهایی به عنوان نقص زیباشناختی فیلم به شمار میروند که اخلاقاً معیوب هستند و همچنین آنهایی به عنوان حسن زیباشناختی به شمار میروند که اخلاقاً خوب باشند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
البته تفاوتهای دیگری نیز گفته شده است که تفاوتهای عمدهای نیستند و در همهی موارد وجود ندارند. بنابراین فلسفه قصاص به عنوان یکی از مباحث زیرمجموعهی فلسفه احکام نیز همین مفهوم را در بر دارد و منظور، بحث و بررسی اهداف و نمایات تشریع حکم قصاص در اسلام است.
 ۲-۳-۲-۱- ادلهی قصاص در اسلام تشریع مجازات قصاص یک گام بسیار مهم در ایجاد یک نظام کیفری عادلانه و به دور از هر گونه افراط و تفریط بوده، آن هم در زمانی که به علت کشته شدن یک انسان جنگ و خونریزی بیرحمانه صورت میگرفت و بعضی از قبایل رسماً در مقابل کشته شدن یک نفر به خود اجازه میدادند دو نفر یا بیش تر از یک نفر را بکشند درحالیکه اگر خود کسی را میکشتند، فقط به پرداخت دیه اکتفا میکردند و نیز در عصر و زمانی که مسئولیت کیفری فقط بر رکن مادی جرم مترتب بود و قتل اگر چه بدون قصد مجرمانه و از روی خطا و بیاحتیاطی صورت میگرفت مجازات سختی در پی داشت.

۲-۳-۲-۱-۱- آیات در قرآن کریم دو دسته از آیات وجود دارد که به اصل قصاص دلالت میکنند. دستهی اول آیاتی است که به اصل مقابله به مثل به صورت کلی دلالت دارند که یکی از مصادیق آن مقابله به مثل در امور کیفری و جنایی است. این آیات عبارتاند از: «وَ جَزَؤُا سَیِّئَۀٍ سَیِّئَۀٌ مِّثلُهَا فَمَن عَفَا وَ أصلَحَ فَأَجرُهُ عَلَی اٌللهِ إِنَّهُ لَا یُحِبُّ ألظّلِمِینَ.» ( الشوری /۴۰) و جزای بدی، مانند آن، بدی است. پس هر که در گذرد و نیکوکاری کند، پاداش او بر [ عهدهی] خداست. به راستی او ستمگران را دوست نمیدارد. «وَ لَمَنِ أنتَصَرَ بَعدَ ظُلمِهِ فَأُولَئِکَ مَا عَلَیهِم مِّن سَبِیلٍ» (الشوری/ ۴۱) و هر که پس از ستم [دیدن] خود، یاری جوید [ انتقام گیرد] راه [نکوهشی] برایشان نیست. « وَ إِن عَاقَبتُم فَعَاقِبُوا بِمِثلِ مَاعُوقِبتُم بِهِ وَ لَئِن صَبَرتُم لَهُوَ خَیرٌ لّلِصَّبِرِینَ. ». ( النحل / ۱۲۶) و اگر عقوبت کردید، همانگونه که مورد عقوبت قرارگرفتهاید[ متجاوز را] به عقوبت رسانید، و اگر صبر کنید البته آن برای شکیبایان بهتر است. «فَمَنِ اعْتَدَى عَلَیْکُمْ فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَیْکُمْ» (البقره/۱۹۴). پس هرکس بر شما تعدی کرد، همانگونه که بر شما تعدی کرده، بر او تعدی کنید. آن چه از مجموع این آیات و برداشت فقها و مفسرین به دست میآید آن است که بدی را میتوان با آن چه مانند آن است پاسخ داد و شخصی که مورد بدی قرارگرفته مجاز است همانگونه که با او عمل شده است رفتار کند و در این صورت هیچ مسئولیتی متوجه او نیست. یکی از روشنترین مصادیق اعتدا و بدی کردن در مورد دیگران، کشتن و ایراد ضرب و جرح است و به استناد این آیات میتوان گفت، قصاص این جرایم توسط مجنی علیه یا اولیای او مجاز و ممکن است. شیخ طوسی در ذیل آیهی: « وَ جَزَاءُ سَیِّئَهٍ سَیِّئَهٌ مِثْلُهَا »(الشوری/ ۴۰)، و جزای بدی، مانند آن، بدی است. میگوید: احتمال دارد که مراد از این آیه همان حکم قصاص باشد که در سورهی مائده آیه ۴۸ آمده است، لذا مجنی علیه میتواند با جانی همان کند که با او کرده است بدون زیادی ( شیخ طوسی ، ۱۴۱۰ ه.ق.، ج۹، ص ۱۷). دسته دوم آیاتی است که مستقلاً به خود مسئلهی قصاص مربوط میشود و در آن ها قصاص نفس و اطراف نیز جراحات مطرح شده است. این آیات عبارتاند از: « وَ لَکُمْ فِی اٌلْقِصَاصِ حَیَاه یَا أُولِی اٌلْأَلْبَابِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ» (بقره/ ۱۷۹) و ای خردمندان، شمار را در قصاص زندگانی است، باشد که به تقوا گرایید. از این آیه که فلسفه قصاص در آن بیان شده است اصل قصاص نیز استفاده میشود.(فاضل مقداد، ۱۳۸۵ ه.ق.، ص ۶۳۷). «کُتِبَ عَلَیکُمُ اَلقِصَاصُ فِی ألقَتلَی اَلحُرُّ بِألحُرِّ وَ ألعَبدُ باٌِلعَبدِ وَ ألَاُنَثی بِالاُنَثَی فَمَن عُفِیَ لَهُ مِن أَخِیهِ شَیءٌ فَاتِّبَاعُ بِالمَعرُوفِ وَ أَدَآءٌ اِلَیهِ بِاِحسنٍ ذَالِکَ تَخفِیفٌ مِّن رَّبِّکُم وَ رَحَمَۀٌ فَمَنِ اٌعتَدَی بَعدَ ذالِکَ فَلَهُ عَذَابٌ ألیِمٌ» (بقره/۱۷۸). (ای کسانی که ایمان آوردهاید: دربارهی کشتگان، بر شما [حق] قصاص مقررشده: آزاد عوض آزاد و بنده عوض بنده و زن عوض زن. و هر کسی که از جانب برادر [دینی] اش [یعنی ولی مقتول]، چیزی [از حق قصاص] با او گذشت شود، [ باید از گذشت ولی مقتول] به طور پسندیده پیروی کند، و با [رعایت] احسان، [ خون بهار را] به او بپردازد. این [حکم] تخفیف و رحمتی از پروردگار شماست پس هر کس، بعد از اندازه در گذرد، وی را عذابی دردناک است). در این آیه درعینحال که اصل قصاص تشریع شده به بعضی از خصوصیات آن نیز اشاره شده است. ۲-۳-۲-۱-۲-روایات موارد بیان حکمت و فلسفه قصاص در روایات منقول از ائمه (ع) و نیز روایات نبوی بسیار زیاد است و بخشی از آن ها را شیخ صدوق در کتاب «علل الشرایع» گردآوری نموده است که در این جا به برخی از آن ها اشاره میکنیم: ۱-در یک روایت به صورت کلی، اصل مبتنی بودن احکام بر قصاص به صراحت بیان شده است. قصاص که میتواند یک حکم اسلامی تلقی شود به این صورت که بعد از جملهی «النفس بالنفس» همهی جملات به صورت مرفوع خواندهشده و جملهی استینافیه هستند و لذا یک حکم اسلامی را بیان میکنند و تنها آن چه از شریعت موسوی نقل شده است همان جملهی «النفس بالنفس» است مؤید این معنا نیز روایتی است که از پیامبر اکرم(ص) به این مضمون نقل شده است: «شخصی دندان دیگری را شکسته بود او را نزد پیامبر آوردند وقتی پیامبر امر به قصاص فرمودند، کسی تقاضای عدم اجرای قصاص کرد، پیامبر فرمود: (کتاب الله القصاص،یعنی حکم این مسئله از نظر قرآن قصاص است) و در قرآن قصاص دندان جز در همین آیه نیامده است پس ثابت میشود که این حکم در اسلام نیز پذیرفته شده است.» (شیخ طوسی، ۱۴۱۰ ه.ق.، ج۷، ۴). ۲-۳-۲-۱-۳-اجماع اجماع: عبارت است از اتفاق جماعتی، که اتفاق آن ها کاشف از رأی معصوم باشد، بر امری از امور دینی.(مرادی،۱۳۹۱، ۱۵۷). اجماع در لغت به معنای عزم و اتفاق است اما در اصطلاح به اتفاق خاص گویند(غرویان و شیروانی، ۱۳۸۴ ، ۱۷۷). در هر حال اجماع به معنای یادشده را اصول دانان اهل سنت یکی از ادلهی چهار گانه یا سه گانه بر حکم شرع به شمار آوردهاند و آن را در کنار کتاب و سنت نشاندهاند امامیه هر چند اجماع را یکی از ادلهی حکم شرعی دانستهاند، اما این فقط جنبهی شکلی و سوری دارد، و از باب همراهی با روش درسی رایج نزد اصولیان سنی صورت گرفته است؛ یعنی اصول دانان امامیه، اجماع را دلیل مستقلی در برابر کتاب و سنت نمیدانند، بلکه تنها در صورتی آن را دلیلی معتبر میدانند که کاشف از سنت یعنی قول معصوم باشد(غرویان و شیروانی، ۱۳۸۴ ، ص ۱۷۷). حق قصاص ابتداً برای اولیای دم قرار داده شده است و آن ها میتوانند حتی بدون اذن حاکم و ثبوت جرم در نزد او اقدام به اعمال حق خود بنماید، ولی به نظر میرسد ذیحق بودن اولیای دم منافاتی با لزوم مراجعه به حاکم و اعمال حق، به اذن او ندارد چنان که شیخ در «مبسوط» و علامه در «قواعد» به این قول معتقدند. در آیهی دیگر نیز حکم قصاص چنین بیان شده است: « وَ کَتَبْنَا عَلَیْهِمْ فِیهَا أَنَّ اٌلنَّفْسَ بِاٌلنَّفْسِ وَ اٌلْعَیْنَ بِاٌلْعَیْنِ وَ اٌلْأََنْفَ بِاٌلْأَنْفِ وَ اٌلْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَ السِّنَّ بِالسِّنِّ وَ الْجُرُوحَ قِصاصٌ فَمَنْ تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ کَفَّارَهٌَلَّهُ »(المائده/۴۵). و در [ تورات ] بر آنان مقرّر کردیم که جان در مقابل جان، و چشم در برابر چشم، و بینی در برابر بینی، و گوش در برابر گوش، و دندان در برابر دندان میباشد و زخمها [ نیز به همان ترتیب ] قصاصی دارند. و هر که از آن [ قصاص ] درگذرد، پس آن، کفّاره [ گناهان ] او خواهد بود. این آیه در واقع بیانکنندهی وجود حکم قصاص در شریعت موسوی است. لذا ممکن است گفته شود این آیه نمیتواند دلیل قصاص در اسلام باشد و آیاتی که قبلاً در مورد قصاص مطرح شد به این تفصیل مسئلهی قصاص را مطرح نکردهاند بلکه صورت کلی اصل قصاص را بیان کردند و این تنها آیهای است که موارد قصاص را یک به یک ذکر میکند و در پایان برای همهی جراحتها قصاص تعیین میکند. از طرف دیگر میدانیم که شریعت موسی منسوخ است و نمیتوانیم به عنوان یک مسلمان احکام تورات را به عنوان احکام دینی پذیرفته و متعبد به آن ها باشیم دراینباره مفسرین تلاش کردهاند که به گونهای بتوانند حکم این آیه را یک حکم اسلامی نیز بدانند که در واقع تفصیل آن چیزی است که به صورت کلی در آیهی «و لکم فی القصاص حیاۀٌ» بیان شده است: اولاً: اجماع قایم است که این حکم در اسلام نیز به همین صورت وجود دارد.(شیخ طوسی،۱۴۱۰ ه.ق.،ج۷، ص ۴). ثانیاً: منسوخ بودن شریعت موسوی به عنوان یک دین به این معنا نیست که تکتک احکام نسخ گردیده و شارع اسلام میتواند ما را به اطاعت از یک یا چند حکم از همان احکام متعبد سازد.(خسروشاهی، ۱۳۸۰ ، ص ۸۲). ۲-۳-۲-۱-۴-عقل عبارت است از حکمی عقلی که با درک صحیح آن ممکن باشد حکمی شرعی به دست آید. به عبارت بهتر ادراک عقلی که بتوانید زمینه حکم شرعی قرار گیرد چنان که در مسئله تزاحم احکام عقل حکم میکند به تخییر .(مرادی.۱۳۹۱، ص ۱۷۸). در « اصول فقه » قاعده میگوید :«کل ما حکم به العقل حکم به الشرع و کل ما حکم به الشرع حکم به العقل» یعنی هرچه را که عقل به آن حکم کند شرع به آن حکم میکند و بر عکس.(مرادی،۱۳۹۱، ص ۱۷۹)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱) تحدید آیات سورهها یکی از دلایل ارائه شده توسط آنها این است که تفاوت در عدد آیات سورهها نمیتواند اتفاقی باشد؛ زیرا اتفاقی بودن یعنی نسنجیده و عاری بودن از حکمت و بدون سبب و صدور هرگونه عمل حساب نشدهاز سوی فاعل حکیم ممتنع است. بعضی از سورههای قرآن، به ویژه سورههای کوتاه، به طور کامل نازل شدهاست، سورههایی هم که به طور پراکنده نازل گشتهاست، با نزول {بسم اللهالرحمن الرحیم}آغاز میگردید و هر آیه یا آیاتی که پس از آن نازل میگشت با دستور پیامبر اکرم| به دنبال آیات پیشین ثبت میگردید تا بسمله دیگری نازل گردد که پایان سوره قبل و آغاز سوره بعد را اعلام نماید. از اینرو، مقدار عدد آیات و ترتیب آنها به دستور وحی و پیامبر انجام گرفتهاست.
 اکنون این سؤال مطرح است کهاین اختلاف عدد در آیات سورهها برای چیست؟ پاسخ آن است کههر سورههدفی دنبال میکند که با پایان یافتن بیان هدف، سوره پایان مییابد و اختلاف در عدد آیات هر سوره معلول همین علت است. علامه& نیز در تفسیر المیزان بههمین مطلب اشاره نمودهاست، وتقسیم قرآن به سورههای متعدد را نشانه وحدت موضوعی هر سوره، و نیز اختلاف و تعدد غرضهای سورهها به تعداد سور قرآنی قلمداد کرده و اعتقاد دارد که: اولاً باید دانست که خداى سبحان کلمه (سوره) را در کلام مجیدش چند جا آورده، از آن جمله فرموده: {فَأْتُوا بِسُورَهٍ مِثْلِهِ}[۵۱۷] ثانیا از این آیات مىفهمیم کههر یک از این سورهها طائفهاى از کلام خدا است، که براى خود و جداگانه، وحدتى دارند، نوعى از وحدت، که نه در میان ابعاض یک سورههست، و نه میان سورهاى و سورهاى دیگر.این اختلاف هرگز به صورت اتفاقی انجام نگرفته و میان آیات هر سوره رابطهای معنوی و تناسب وجود دارد. سپس این گونه نتیجه گیری میکند: اغراض و مقاصدى کهاز هر سوره بدست مىآید مختلف است، و هر سورهاى غرضى خاص و معناى مخصوصى را ایفاء مىکند، غرضى را که تا سوره تمام نشودآن غرض نیز نیز تمام نمیشود.[۵۱۸] ۲) حسن مطلع وحسن ختام دانشمندان علوم بلاغت، حسن مطلع و حسن ختام در هر سوره را از جمله محسّنات بدیعی قرآن و از ارکان مهم بلاغت دانستهاند. وبههمین دلیل، هر سوره با مقدّمهای آغاز میگردد و با خاتمهای لطیف پایان مییابد. آنها اتفاقنظر دارند که قرآن کریم در تمامیسورهها و آیاتش به بهترین وجه، از چنین نظم و نسقی برخوردار بوده و خاتمه سورهها همچون افتتاح آنها، در نهایت لطافت و ظرافت انجام یافتهاست. بنابراین، باید مقاصد و اهداف بزرگی وجود داشته باشد کهاین دو حسن و زیبایی را بههم پیوند داده و بدان کمال اتصال بخشیده و همراه آن دو نظمیشگفتانگیز بین تمام اعضا و کلمات و حروف هر سورهاستوار است. حال با این بیان، آیا ممکن است کلامیبا مقدّمه شیوا و خاتمهای زیبا، مقصودی بس والا نداشته باشد؟ ایشان از جمله مفسّرانی است که بهاین موضوع اعتقاد داشتهاست و در سرتاسر تفسیر خود به آن اشاره نمودهاست گاهی در آغاز تفسیر سوره وگاهی در پایان یک سوره و گاهی نیز در میان یک سوره موضوع (غرض) اصلی هر سوره را تبیین نموده و از راههای مختلف بویژه سیاق، مضمون مرتبط و هماهنگ را مطرح میکند.بطور مثال هنگام تفسیر آیه بسمله در سوره حمد و یادآوری آیاتی که واژه «سوره» در آن آمدهاست میگوید: علامه طباطبائی& هر سوره را دارای یک یا چند هدف مشخص دانسته و معتقد است که تا آن هدف کاملاً مشخص نشود سوره پایان نمیپذیرد و علت اختلاف در تعداد آیات یک سوره را نیز بههمین دلیل میداند. و اعتقاد دارد که مساله وحدت موضوعی یا وحدت سیاق در هر سوره (کهاز قرائن کلامیه به شمارمیرود) از همین جا نشأت میگیرد[۵۱۹] ۳) لازمۀ فهم سوره، کشف موضوع آن است بی تردید یکی از قدمهای مهم برای تفسیر آیات پیدا کردن موضوع آن سورهاست، که اگر به درستی کشف شود فهمیدن سوره، فلسفۀ چینش آیات در یک سوره، پیامهای مترتب در آن سوره براحتی باز شناسی میشود؛ وروی هم رفته تفسیر ارائه شده زیباتر و دقیتر خواهد بود. اگرچه علامه طباطبائی در آغاز تفسیر هر سوره کوشیدهاست محور و غرض آن سوره را بشناساند و در پرتو آن غرض، به فهم و تفسیر آیات سوره برود. تنها در یک مورد به تبیین این مدعا پرداختهاست که چگونه رهیافت به غرض سورهها میتواند بر فهم و تفسیر یکایک آیات تأثیر گذار باشدوآن، تفسیر ارائه معنای بسم الله در آغاز سوره حمد است.[۵۲۰] البته گاهی نیز معتقد است که نمیتوان غرض واحدی را برای یک سوره در نظر گرفت که مورد نظر همه آیات آن سوره باشد.[۵۲۱] و در تعیین موضوع برای برخی از سورهها به نتیجه قطعی و محکمی نمیرسد و گاهی به صراحت میگوید کهاین سوره موضوع مشخصی ندارد مثلاً درباره سوره توبه میگوید: آیات این سوره برخلاف سایر سورهها که اواخرش همان منظوری را افاده میکند کهاوائلش افاده میکرد دارای غرض واحدی نیست.[۵۲۲] و قبلاً نیز یادآوری کردیم که علامه معتقد است که تناسب و ارتباط فقط در سورههایی است که یکباره نازل شدهاست بنابراین در سورههایی که بتدریج نازل شده، نمیتوان از وحدت غرضی و موضوع بحث کرد.[۵۲۳] و در جای دیگر آوردهاست که: خدای تعالی، هر چند آیه را، یک سوره نمیخواند هر چند که آن، آیات متعددی باشد، مگر آنکهان چند آیه مشتمل باشد بر غرض الهی، متمایز از غرضهایی که در سورههای دیگر استیفا شدهاست.[۵۲۴] مفسّر المیزان معتقد است کهاگر چه در سورههای طولانی غرض از سوره به عنوان برائت استهلال در ابتدای آن میآید و نیز به عنوان حُسن ختام در آخر آن بیان میشود اما گاهی اتفاق میافتد کهاین غرض در آیات میانی یک سورههم مطرح شود. از جمله در ذیل آیات ۶۰ – ۵۸ سوره مبارکه مریم آورده کهاین سه آیه متضمن خلاصه غرض سورهاست.[۵۲۵] از آنجا که علم مقاصد و هدفمندی سورهها ی قرآنی یکی از علوم موثر در فهم آیات قرآنی است سید قطب نیز از این مهم غافل نشده و ضمن تایید و قبول آن تأکید میکند که وحدت غرض نه تنها در سورههای تک موضوع وجود دارد بلکه در سورههای چند موضوع نیز قابل بررسی است. به عنوان مثال: سوره مائدهاگرچه سورهای است با موضوعات متنوع و زیاد و نتیجتاً باید تعدد غرض و هدف هم داشته باشد، ولی همهاین موضوعات یک هدف را تعقیب میکنند.[۵۲۶] البته ایشان گاهی نیز از تعدد هدف میگوید، مثلاً برای سوره صف دو هدف اساسی مطرح میکند.[۵۲۷] سید قطب به مضمون و غرض سوره با اصطلاح ظل و محور میپردازد و بخشهای متعدد یک سوره را به صورت یک کل هماهنگ بههم پیوند میدهد. او معتقد است کهاشتراک موضوعی میان دو یا چند سوره بهاشتراک در هدف نمی انجامد چون ممکن است مطرح شدن یک موضوع در سورههای مختلف، برای چند هدف مختلف باشد مثلاً موضوع توبه در سورۀ مبارکۀ نساء با هدف تبیین حقیقت توبهاست ولی در سورۀ مبارکۀ آل عمران با هدف بیان احکام توبه و امید دادن به گناهکاران.[۵۲۸] سیدقطب محور، مدار، مرکز و مقصد همهء قرآن را “توحید” میداند و آنرا نخستین و مهمترین عامل انسجام و پیوند همه بخشها و سور و آیات و کلمات آن معرفی کردهاست، بطوری که از نظر سید قطب نمیتوان پذیرفت ورود قرآن در هر مجال و حوزهای، جز برای تبیین توحید و خداشناسی و تحقق معرفتی عمیق و کامل و صحیح از خداوند متعال بودهاست.[۵۲۹] ایشان علاوه بر این هدف و غرضی کلی، برای هر یک از سور قرآنی نیز غرض و هدفی را مشخص نمودهاست که در ادامه به بررسی آن خواهیم پرداخت. یکی دیگر از مواردی که در بحث وحدت موضوعی سور، اهمیت پیدا میکند تشخیص مکی یا مدنی بودن سورههاست. علامه طباطبائی از جمله مفسّرانی است که با ابزار سیاق و مضمون آیات به مکی و مدنی بودن سورهاشاره میکند. اگر چه بصورت مستقل به تبیین شاخصههای سورههای مکی و مدنی نپرداختهاست اما از خلال گفتههای وی در آغاز تفسیر سورهها و تعیین مکی یا مدنی آنها، میتوان بهانها پی برد مثلاً در تبیین غرض و موضوع سورۀ مبارکۀ ص میگوید: این سوره مکی و محور و غرض یگانه آن پیامبر | است.[۵۳۰] چنان که در آغاز سوره حدید که آنرا مدنی میشناسند، در پی یافتن موضوع و غرض آن بر میآید و انفاق را موضوع آن سوره معرفی میکند.[۵۳۱] بنابراین علّامه (ره) به تناسب مکّی یا مدنی بودن هریک از دو سوره برای جستن موضوع تلاش کردهاست و سرانجام موضوع سوره ص را که مکّی است از مسائل اصلی و بنیادین اسلامیو موضوع سورهء حدید را که مدنی است از محورهای مربوط به مسایل فرعی دین تعیین میکند. همانطور که قبلاً گفتیم سید قطب معتقد بهارتباط بین آیات قرآن میباشد و برای تبیین این نوع ارتباط از اصطلاحات خاصی مثل موضوع، جوّ، هدف و شخصیت و… استفاده میکند. بطور مثال در آغاز سورۀ مبارکۀ زمر مینویسد: این سوره تقریباً محدود به توضیح مسأله توحید و یگانه پرستی است و…. کهاز آغاز تا انجام آن متصل بههم است و به شکلهای گوناگون عرضه میگردد.[۵۳۲] بنابراین یکی ازمبانی تفسیری سید قطب، تأکید بر وحدت موضوعی آیات و سور قرآن کریم میباشد. و این مبنا در تفسیر فی ظلال چنان گسترده و فراگیر است که میتوان وی را در این زمینه مبتکر و مبدع دانست. استاد عبداله شحاته میگوید: سید قطب دراین زمینه سعی فراوان مبذول و نظری نافذ در این باره داشته و احاطه کامل خود را در فهم اهداف سورهها نشان دادهاست.[۵۳۳] سید قطب بعد از بررسی اجمالی یک سوره [۵۳۴]در مقدمههر سوره به معرفی موضوع یا موضوعات سوره میپردازد.[۵۳۵] و چگونگی اتصال وارتباط آیات راتبیین میکند. البته سید قطب اعتقاد دارد که بعضی از سورهها موضوعی واحد دارند و بعضی از سورهها چند موضوعی هستند.[۵۳۶] و درباره سورههای چند موضوعی نیز معتقد به وحدت موضوعی است و آنها را دارای یک موضوع اصلی و اساسی میداند.[۵۳۷] بطور مثال سوره بقره را د ارای چندین موضوع میداند کههمۀ آنها دارای یک محور اساسی است و تمام موضوعات دیگر حول آن میچرخند: «این سوره دارای چندین موضوع است و لکن محور هماهنگ کنندهای کههمهاین موضوعات را بر گرد خود جمع میکند و آنها را به گردش در میآورد یکی بیش نیست که دو خط اساسی را سخت بههم پیوند میدهد.[۵۳۸] او در ادامهاضافه میکند از این رو که هر که در سایه سار قرآن زندگی کرده باشد در مییابد کههر یک از سورههای قرآن دارای یک یا چند موضوع اصلی است که بر گرد یک محور دور میزند…. و این نشانههای عام همه سورههای قرآن است که حتی طولانی ترین سورهها از آن مستثنی نیست. مفسّر فی ظلال برای تبیین وحدت در یک سوره دسته بندی های مختلفی را ارائه میدهد.گاهی یک سوره را به چند درس تقسیم میکند و گاهی به چند مقطع، بخش، جوله، شرط و…. تقسیم میکند. مثلاً در ذیل سورههود، آنرا به سه بخش اصلی تقسیم میکند و در ادامه میگوید روشن است کههر سه بخش سوره در اثبات حقایق اساسی اعتقادی که همه سیاق سوره به دنبال آنهاست یکدیگر را یاری میدهند و با هم هماهنگ است.[۵۳۹] حال با توجه به آنچه گفته شد میتوان نظر عدنان زرزور درباره سید قطب را تأیید کرد که گفتهاست: سید قطب در تاریخ قرآن اولین مفسّری است که وحدت موضوعی در سور قرآن را به صورت عملی و مکتوب نشان داده است. در حالی که پیش از وی مفسّران دیگر یا قضیه را مورد توجه قرار ندادهاند و وجود آن را نپذیرفتهاند و یا آنکه متوجهاین قضیه بودهاند و پذیرفتهاند و لکن از عهدۀ تطبیق عملی آن بر نیامدهاند.[۵۴۰] سیدقطب نیز همانندمرحوم علامه (ره) به دو محورمکی و مدنی بودن سورهها توجه خاصی نموده و قرآن را به دو بخش مکی و مدنی تقسیم میکند و در مقدمه هر سوره در این باره نظر میدهد. سیاق آیات تکیه گاه اصلی ایشان درباره تشخیص مکی یا مدنی بودن یک سورهاست؛ وی در این باره دیدگاه خاص خود را داشته و با معیارهای ویژه خود به ارزیابی آنها میپردازد، همین دیدگاه است که روش تفسیری او را به روش حرکتی معروف و معرفی کردهاست، بطوری کهایات و سورهها در مقاطع زمانی و مطابق با نیازهای زمان نازل میشدند و درک آن موقعیت ویژه و درک فضای نزول آیات ما را در فهم صحیح آن کمک میکند. برای مثال در آغاز سورۀ هود درباره مکی یا مدنی بودن سوره با نظر برخی که تعدادی از آیات آنرا مدنی میدانند مخالفت کرده و بر این نظر اصرار میورزند که تمامیآیات این سوره مکّی است و استدلال او بر این ادعا سیاق کلی سوره و موضوع کلی سورههای مکّی است.[۵۴۱] اما درباره سورههای مدنی نظر سیّد متفاوت است. وی معتقد است که سورههای مدنی (یعنی آنچه که پس از هجرت نازل شد) با سورههای مکی تفاوت اساسی دارد در مکه و قرآن مکی محور و موضوع و هدف پی ریزی عقیده توحیدی بود، اما در مدینه بیشتر برنامهها و قوانین و ارزشهای لازم برای برپایی نظام اسلامیارائه شدهاست. وی در این زمینه میگوید: هنگامیکه مسلمانان در مدینه دارای دولت اسلامی شدند، شریعت و نقشه نظام اسلامی بر آنان نازل شد که پاسخگوی نیازهای واقعی جامعهاسلامیبود و دولت اسلامی با اقتدار عهده دار اجرای آن بود.[۵۴۲] با همین دیدگاه است که سیّد قطب در مقدمههر سوره مدنی، با تلاش چشمگیر و تحسین برانگیز وتاملاتی ژرف زمینه تاریخی و اجتماعی سورهها را بررسی و سپس با آگاهی تاریخی به تفسیر آیات میپردازد.
 هم چنین وی در مقدمههر سوره به موضوع یا موضوعات اصلی و نیز به محور و شخصیت هر سوره توجه میکند، بههمین دلیل مقدماتی که در آغاز سورهها آوردهاست، اصول و روش کار و سبک تفسیر فی ظلال را از یک سو مشخص میکند و از سوی دیگر خواننده را بهافقهای دور دستی میبرد که پیش از این با آن آشنا نبودهاست. البته باید خاطر نشان کرد که موضوع و محور اساسی هر سوره غیر از شخصیت آن سوره است.[۵۴۳] نکته دیگری که در این باره حائزاهمیت است این است که هویت وشخصیت هرسوره بر موضوع آن تأثیر خواهد گذاشت. سیّد قطب، برای اینکهاین تأثیر را برای خواننده خود روشن کند سوره را به انسان تشبیه نموده است و میگوید: هر سورهاز قرآن دارای ویژگی خاصی است کهاین ویژگی او را از دیگر سورهها جدا میکند اما این ویژگیها بر گرد موضوع و هدف خاصی اجتماع میکند. از این حیث منزلت سورههای قرآن به منزلت نمونه انسانی میماند که همگی در انسان بودن با هم شریک است ولی با این حال میان نمونههای انسانی آن قدر جدا افتادنی است کهاصلاً قابل جمع نیست مگر از طریق ویژگی های انسانی…. برای مثال وی در مقدمۀ سورۀ نساء، به این مسأله اشاره نمودهاست که این سوره مانند سورههای بقره و آل عمران به سخن گفتن دربارۀ توطئههای یهودیان و منافقان و مشرکان، پرداختهاست و همچنین در این سوره میبینیم که قرآن با همهاین شرائط و ظروف و حقائق رویاروی میشود و به نبرد میخیزد…. جز اینکه هر سورهای از سورههای قرآن، دارای سرشت خاص و نماد مشخص و محور ویـژهای است کههمه موضوعها، بدان متصل و پیوستهاست…. سرشت خاص هم اقتضاء دارد که موضوعهای همه سوره فرازهم آیند و پیرامون محور آن با نظم و ترتیب خاص خرد، هماهنگ کردند، و این نظام و هماهنگی در نماد آن جلوهگر شود، و سرشت سوره بدان متمـایز گردد. همانگونه که هر موجود زندهای، دارای نشان و نماد ویژهای است و با وجود این روی هم رفته، فردی از افراد جنس خویش است [۵۴۴]. در این دیدگاههر چند وحدت موضوعی میان یک سوره با سوره دیگر به روشنی دانسته میشود با این حال وی برای سهولت دسترسی به موضوع سوره دست به مقایسه گسترده سورههای قرآن میزند. بنابراین سیّد قطب معتقد است کهاگر چه قرآن دارای موضوعات متنوع و گوناگونی است اما محور و هدف واحدی را دنبال میکند و هر سوره نیز با وجود تنوّع موضوعات، محوری یگانه و هدفی مخصوص به خود دارد. بنابراین بعد از فراز ونشیب هایی که در خصوص این مسأله بین دانشمندان علوم قرآنی بوجود آمد وعدهای از آن طرفداری نموده وعدهای نیز مخالف این مسأله بودند ودر تفسیر قرآن نیز گام اساسی براین اساس برداشته نشده بود، بالاخرهاز طرف دو مفسر بزرگ ( علامه طباطبایی (ره ) ۱۳۷۵ق وسید قطب (ره) ۱۳۷۴ ق ) به طور همزمان این گام برداشته شد و قرآن براساس وجود موضوع وغرض خاصی که در سورهها وجود داشت تفسیر شد. بطوری که میتوان گفت: مرحوم علامه (ره) اولین مفسر شیعی بود که در تفسیر المیزان به موضوع هدفمندی سورههای قرآن اشاره کرد ودر آغاز هر سورهابتدا هدف وغرض اصلی سوره را بیان کرده وراههای رسیدن به آنرا نیز در طول سوره تبیین کرده است سید قطب نیز گام مهمیبرای تبیین اهداف ومقاصد سوره برداشته وایشان نیز درابتدای تفسیر هر سوره بعد از اینکه خلاصهای از مضامین ومحتوای سوره را بیان میکند به ذکر اغراض و اهداف و موضوعات سوره میپردازد وارتباط سورهها را براساس همین محورها وموضوعات مشخص میکند. پیامدها ونتایج نظریۀ وحدت موضوعی این دیدگاه علاوه بر اینکه روش جدیدی برای تفسیر آیات به شمار میرود ومفسران سدههای اخیر با کمک آن لطائف تفسیری و نکات قرآنی زیادی را کشف کرده و به بشریت و خصوصاً نسل جوان که بیشتر به دنبال استفادۀ کاربردی از آیات قرآن در زندگی روزمرههستند؛ ارائه دادند، نتایج و پیامدهایی نیز بدنبال داشت، ازجمله: ۱) نحوه وفلسفۀ ترتیب آیات در یک سوره یکی از بحثهای مهم در بین پژوهشگران علوم قرآنی، بحث ترتیب آیات در سورهها است که آیا توقیفی است یا اجتهادی. که ما در بحثهای قبلی به آن پرداخته ونظرات مختلف را بررسی کردیم. اما در اینجا نیز لازم است تأکید کنیم که: با کمک نظریۀ وحدت موضوعی میتوان به این صورت بهاین پرسش پاسخ داد که چینش آیات در کنار یکدیگر، با توجه به موضوع هر سوره بوده ونظم آیات در یک سوره براساس گونۀ پرداخت به آن موضوع اتفاق افتادهاست. با این نگرش، منطقی می کند که آیات مکی در سور مدنی ویا بالعکس آمده باشند. چهاینکه موضوع واحد، آیات نازله در فاصلۀ زمانی متفاوت را در کنار یکدیگر قرار داده است. ۲) حکمت وفلسفۀ تفاوت آیات سورهها در عدد به عبارت دیگر بر اساس بلاغت قرآنی موضوعات سورهاقتضائات مختلفی دارد، در بعضی از سورهها با چند آیه میتوان به نتیجه رسید وموضوع سوره را برای شنونده تبیین نمود اما در برخی از سورهها لازم است که با دهها آیه به سراغ موضوع رفته تا بتوان آنرا به خوبی پردازش کرد. ۳) پاسخ به به مستشرقان وشبههافکنان گروهی از مستشرقان با تکیه بر پراکنده بوده قرآن شبهه عدم ارتباط وتناسب را در قرآن مطرح نمودهاند واز عباراتی نظیر عدم انسجام وعدم تجانس و…. یاد میکنند؛ نظریۀ وحدت موضوعی سورههای قرآن میتواند پاسخی منطقی بهاین اشکالات باشد به این معنا کههر سوره یک موضوع ومحور اصلی دارد کهایات دیگر حول همان محور در چرخش وگردش هستند. نه اینکه هر سورهاز تعدادی آیات غیر مرتبط به هم تشکیل شده باشد.بنابراین پاسخگویی بهاین شبهات، در سایهاثبات پیوستگی و تناسب آیات قرآن میسّر است. از اینرو، برخی از مفسّران در تکاپوی رفع شبهه برآمده و گفتهاند: ما طرحی در پیوستگی قرآن نشان خواهیم داد که نه تنها اثباتگر تلائم میان آیات و سورههای قرآن است، بلکه نشاندهنده نظمیفوق تصور در میان موضوعات آیات و سورههاست و از این نظر، نمیتوان این کتاب را با حفظ ویژگیهای یک کتاب هدایتی، با دیگر کتابهای دینی برابر دانست.[۵۴۵] فصل پنجم سیاق آیات ونقش آن در تفسیر آیات در تفاسیر المیزان وفی ظلال القرآن
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- منابع بیشتری به دفاتر انتقال فناوری و امتیازدهی اختصاص دهند.
- پاداش برای مشارکت دانشکدهها در انتقال فناوری از دانشگاه به صنعت را از طریق ارزشگذاری حق امتیازات و مجوزها در تصمیمات ارتقاء و تصدی افزایش دهند و به اعضای هیات علمی اجازه دهند که بخش بزرگی از درآمد اعطای امتیاز را داشته باشند.
-
- تشخیص ارزش فردی و شبکههای اجتماعی، شامل دانشمندان، دانشجویان و فارغالتحصیلان.

۲-۲۳- جو سازمانی جو سازمانی را جلوهای از فرهنگ، حاصل ترکیبی از احساسات، نگرشها، رفتارهای شکلدهنده زندگی سازمانی و یک واقعیت سازمانی با یک مفهوم عینی تعریف میکنند (اکوال[۲۱]، ۱۹۹۶). جو سازمان به ادراکات اعضای سازمان از عناصر بنیادی سازمان اشاره دارد (وست و فار[۲۲]، ۱۹۸۹). از آنجا که جو مبتنی بر چشم اندازهای فردی است، تغییرپذیری سریعی دارد ضمن اینکه روی رفتار افراد هم تأثیرگذار است (پاین و پاق[۲۳]، ۱۹۷۶). جو سازمان میتواند در ارتقای خلاقیت و نوآوری در بین افراد نقش حیاتی ایفا کند. داشتن جو خلاق مرتبط بافرهنگ در سازمان، موجد محیطی است که قدرت سازمانی را افزایش میدهد. این ایدهای است که توسط چند تن از محققین ارائه شده است (آمابیل[۲۴]، ۱۹۹۶). به عنوان مثال اکوال در مقاله خود تأثیر جو را بر فرآیندها و نتایج عملیاتی سازمان به اثبات رساند. به نظر او سازمان نوآور باید از نظر جوی متفاوت از سازمانهای دیگر باشد. عامل هم ترازی، به معنی همراستایی اهداف کلیدی سازمان با علایق و فعالیتهای اعضای سازمان، به عنوان یکی از کلیدیترین مفاهیم جو سازمانی، در ارتقای نوآوری در سازمان موثر است (کالینز و پاروس[۲۵]، ۲۰۰۳).
 در زمینه شناسایی ابعاد جو سازمانی حامی نوآوری مطالعات زیادند. در مطالعهای توسط آمابیل، ابعاد استقلال، باز بودن نسبت به نوآوری، چالش،منابع، تشویق، ناظرین و همبستگی مشخص شد (آمابیل، ۱۹۹۶). اکوال در مقاله خود به ۱۰ بعد چالش، حمایت از ایدهها، باز بودن، اعتماد، پویایی،سرزندگی، بحث و مناظره، تعارض، ریسکپذیری و زمان ایده اشاره دارد (اکوال، ۱۹۹۶). در تحقیق دیگری، جو نوآوری را با ۶ بعد همبستگی، استقلال، چالش، منابع، باز بودن نسبت به نوآوری و تشویق ناظر ارزیابی کردند(کرسپل و هنسن[۲۶]، (۲۰۰۷). یکی از عوامل مهم جو سازمانی، حمایت ناظرین از نوآوری است. حمایت ناظر از طریق رفتارهایی چون روشن سازی اهداف، تعهد و اعتمادبهنفس آن ها، تقویت کردن مهارتهای گروهی، رفع موانع مزاحم بیرونی مشخص میگردد. (کاتزنبچ و اسمیت[۲۷]، ۱۹۹۳). در تحقیقاتی، نقش ناظر در قالب تشویقهای وی برای پرورش نوآوری پررنگ تر شده است (به عنوان مثال راموس و استگر[۲۸]، ۲۰۰۰). نتایج این مطالعات حاکی از آن است که اگر افراد و تیم ها به رفتارهای حمایتی ناظرین خود پی ببرند به احتمال بیشتری در فعالیتهای نوآورانه شرکت میکنند. تحقیقاتی تجربی روی نقش اعتمادآفرینی ناظرین و مدیران نیز صورت گرفته است. به عقیده کلگ و همکاران[۲۹] (۲۰۰۲)، اعتماد در فرایند نوآوری اهمیت بسیاری دارد چرا که در این صورت سازمان ایدههای افراد را به طوری جدی بررسی و آن ها را به کار میگیرد. از طرفی مدیران این سازمانها علاقه قلبی به نوآوری دارند، پس در هر تغییری در سازمان نقش حامی را ایفا میکنند (کلگ و همکاران، ۲۰۰۲). در تحقیقی توسط پانایدز و ونوس[۳۰] (۲۰۰۹) اثرات اعتماد بر نوآور بودن و عملکرد زنجیره تأمین مورد بررسی قرار گرفت که مشخص گردید اعتماد بر نوآور بودن اثرگذار است و هردو به عنوان پیش بینی کنندههای عملکرد زنجیره تأمین شناخته شدند. توانایی نوآوری در بین افراد سازمانی بستگی به این دارد که چگونه عدم توافقها مدیریت شود که این خود نیاز به شکل یافتن جو سارمانی ای با همبستگی قویتر، ارتباطات بازتر و آزادی بیان ایدهها دارد. لاولیس و همکاران [۳۱](۲۰۰۱)، در مطالعهای مشاهده کردند که چگونه فقدان همبستگی و توافق بین اعضا باعث تعهد بیشتر افراد به موقعیتهای فردیشان میشود. مطالعه سویتاریس[۳۲] (۲۰۰۲) نیز تأثیر ابعاد توانایی نوآوری و مشارکت مداری آن ها در نوآور بودن سازمان را مورد بررسی قرار میدهد. نویسندگان دیگری نیز با بیان اینکه سیستم پاداش، ابزار مناسبی برای تقویت رفتارهای مورد انتظار و توسعه جو مطلوب است ابراز داشتند که در یک سازمان نوآور، پاداش به عواملی چون ریسکپذیری،تمایل به تغییر همچنین به باز بودن و تسهیم اطلاعات تعلق میگیرد. (ساله و ونگ[۳۳]، ۱۹۹۳ آکجون و همکاران[۳۴](۲۰۰۹) در مطالعهای اثر متغیرهای تشویق، آزادی، شاداب بودن محیط و تجربه را بر نوآور بودن شرکت (در محصول و فرایند) بررسی نمودند. نتایج مطالعات مختلف در حوزه تأثیر زمان بر نوآوری حاکی از آن هستند که زمان کافی برای شرکت افراد در فعالیتهای نوآورانه اهمیت بسیاری دارد. از طرفی، فشار کاری روی خلق محیط حامی نوآوری تأثیر منفی دارد (کلین و کیم[۳۵]، ۱۹۹۸). برخی نویسندگان نیز بر این عقیده هستند که سطوح خاصی از فشار کاری تأثیر مثبت بر نوآور بودن دارد. آمابیل و همکاران (۱۹۹۶) در مطالعهای دو نوع فشار کاری را تعریف کردند: فشاری کاری زیاد و چالش. فشار کاری زیاد به خصوص اگر در تصور افراد به منزله وسیلهای برای کنترل باشد، تأثیر منفی بر نوآوری دارد؛ اما نوع دوم آن که چالش نامیده شده است، عنصری ضروری در نوآوری است. از این مطالعات چنین بر میآید که وجود زمان کافی به عنوان یکی از منابع برای نوآوری به حساب میآید درحالیکه فشار کاری از نوع چالش نیز بر نوآوری تأثیرگذار است. از عناصر دیگری که نشان از چالشی بودن محیط کاری است، نیاز به یادگیری و آموزش مستمر در انجام وظایف است. نوآور بودن وابستگی نزدیکی به یادگیرنده بودن سازمان دارد (الجبرا و شیوا،۲۰۰۸)؛ بنابراین میتوان گفت که میزان نوآور بودن سازمان به گرایشات یادگیری آن بستگی دارد. استقلال در سازمان که به عنوان یکی از عوامل اثرگذار بر نوآوری به آن اشاره شده است (گروین و موفات[۳۶]،۱۹۹۷)؛ عمدتاً روی عدم تمرکز و مشارکت گستردهتر کارکنان در تصمیمگیریها تمرکز دارند. (باوم و والی[۳۷]، ۲۰۰۳). استقلال؛آزادی افراد یا تیم ها برای دادن ایده و خلاقیت و کار کردن خارج از محدودیتهای سازمانی است. ۲-۲۴- موانع تجاریسازی دانش جنبه عمده انتقال فناوری از دانشگاه به صنعت شامل ملاحظات مربوط به فعالیت ها، انگیزهها و ادراکات دانشمندان، مدیران اجرایی دانشگاه و شرکت کارآفرین ها است. انگیزه اولیه دانشمندان دانشگاهی، شناخته شدن در جوامع علمی است که عمدتاً از انتظار در مجلات سطح بالا، ارائه در کنفرانس های معتبر و امتیازات پژوهشی ناشی میشود. اعضای هیات علمی ممکن است توسط منافع مالی شخصی و تمایل به حالات اضافی مطمئن برای پژوهشگران ارشد و تجهیزات آزمایشگاهی نیز برانگیخته شوند. فعالیت ها و انگیزههای شرکت ها و کارآفرینان نسبتاً واضح است، آن ها دنبال تجاریسازی فناوری های مبتنی بر دانشگاه برای منافع مالی هستند که برای انجام آن، تمایل به داشتن حقوق انحصاری برای فناوری های ساختهشده دارند. در مجموع میتوان گفت که موانع زیادی بر سر راه اثربخشی انتقال فناوری از دانشگاه به صنعت وجود دارد که شامل: تقابل فرهنگ ها، عدم انعطاف بوروکراتیک، سیستمهای ضعیف پاداش دهی و مدیریت غیر اثربخشی دفاتر انتقال فناوری دانشگاهها میباشد. (والدمن و همکاران، ۲۰۰۳). در میان علل عدم همکاری شرکت ها با دانشگاهها، شرکت ها به اختلافات موجود به اهداف دو طرف، طولانی بودن زمان پژوهش های دانشگاهی، تمرکزهای متفاوت و در نتیجه سؤالات پژوهشی متفاوت مد نظر دو طرف، تفاوت های فرهنگی و دشواری های موجود در رویههای آشکار کردن علم عمومی اشاره میکنند. بعلاوه در برخی بخشها نیز ملاحظه میشود که دانشگاهها نسبت به صنعت عقب تر هستند، به این صورت که فارغالتحصیلان آن ها آشنایی با پیشرفت های اخیر صنعت ندارند. (فونتانا و همکاران، ۲۰۰۶). برخی از پژوهشگران نیز مشکلات موجود در تجاریسازی را چنین بر می شمرند. ارتباط بین اکتشاف مبنی بر فناوری و فرصتها، ارائه فناوری به رهبران اندیشه، پرورش فناوری، منابع مورد نیاز برای ارائه موفق، مقبولیت بازار و انتقال منافع و انتقال ابزارهای مناسب کسبوکار (اسپیلینگ، ۲۰۰۴). پس گاهی اوقات فرا گرد انتقال دانش از دانشگاه به مشتریانشان با موانعی روبروست که برخی از عمدهترین آن ها از نظر ما به شرح ذیل است:
- مدیریت غیر اثربخش مالکیت دارایی فکری دانشگاه: افزایش اخیر در انتقال فناوری از دانشگاه به صنعت که از طریق انتقال فناوری مدیریت میشود، منجر به رشد مداومی در وقوع پیچیدگی پژوهش های مشارکتی بین دانشگاه و شرکت ها و در نتیجه تنش و عدم کارایی قابلملاحظهای در مدیریت دارایی فکری دانشگاه شده است؛ زیرا مدیریت رسمی مجموعهای از دارایی های فکری دانشگاهی، پدیدهای نسبتاً جدید است. (والدمن و همکاران، ۲۰۰۳).
- مخالفت برخی دانشگاهیان با انتقال تجاری دانش: برخی از دانشمندان و صاحبنظران به پارادایم کارآفرینانه به عنوان تهدیدی برای تمامیت سنتی دانشگاهها مینگرد و معتقدند که باید با گرایش به کارآفرینی در دانشگاهها مقابله کرد؛ زیرا منافع مالی میتواند منجر به از بین رفتن دانشگاه به عنوان منتقد مستقل جامعه گردد. (وبستر و همکاران، ۲۰۰۰).
- عدم انگیزه پژوهشگران در تجاریسازی یافتهها و اختراعات خود: یکی از موضوعات مهم و پیش روی دانشگاهها این است که آیا پژوهشگران انگیزه کافی برای اعلام اختراعات خود و مشارکت در توسعه بیشتر آن از طریق توافقنامههای واگذاری امتیازدارند؟(دبیکر و همکاران، ۲۰۰۵).
-
- فرهنگ دانشگاه: یکی از موانع عمده در فرا گرد تجاریسازی دانش، فرهنگ دانشگاهی است (پیرنای و همکاران، ۲۰۰۲). اغلب فرهنگ دانشگاه تحت تسلط انتشار یا نابودی است و این فرهنگ ماهیت باعث میشود که دانشگاه تمایلی به تجاریسازی، نداشته باشد. اگرچه گرایش به سمت توسعه دانشگاهها و حوزه دانشگاهی کارآفرین با مأموریت سوم توسعه اقتصادی، وجود دارد، اما مشکلاتی در اجرایی شدن آن وجود خواهد داشت. (اسپیلینگ، ۲۰۰۴).

- تفاوت های فرهنگی بین دانشگاه و صنعت، یافتههای حاصل از بررسی موارد مختلف، تاکید زیادی بر نیاز به مدیریت تفاوت های اجتنابناپذیر فرهنگی بین دانشگاهیان و صنعت دارند. با این حال برجستگی این موضوع در موارد مختلف، متفاوت است. موضوعات فرهنگی اصلی بروز یافته در برخی تحقیقات، نیاز به اولویت ها و مقیاس زمانی مشترک دارند(گیبنز و همکاران، ۲۰۰۲). بیشتر پژوهشگران دانشگاهی به پول به عنوان ابزاری برای پیشرفت علمی مینگرد، بر عکس صاحبان کسبوکار که به پول به عنوان هدف نگریسته و علم را تنها ابزاری برای رسیدن به آن هدف میدانند. (سامسون و همکاران، ۱۹۹۳). این روابط نشانگر تفاوت های فرهنگی در این دو دنیاست. پلوا (۲۰۰۵)، در مقالهای به دنبال یافتن پاسخ به این دو سؤال است که چه منافعی دانشگاهها و سازمان ها را برای درگیر شدن در روابط صنعت و دانشگاه بر میانگیزد؟ و آیا دانشگاهها و سازمان ها با منافع متفاوتی برای وارد شدن در روابط صنعت و دانشگاه برانگیخته میشوند؟ بر اساس نتایج این تحقیق مشاهده میشود که هر یک از طرفین صنعت و دانشگاه به دنبال انواع متفاوتی از منافع هستند. از دیدگاه دانشگاهیان، صنایع تنها به دنبال سود، بهرهوری روی خط، توسعه محصول و نظایر اینها هستند. درحالیکه فرهنگ حاکم بر دانشگاه بسیار متفاوت است. دانشگاهیان همیشه با پول برانگیخته نمیشوند. گاهی با شوق و علاقه به کار، برانگیخته میشوند. در مجموع، ۱۱ منفعت زیر به عنوان موارد عمده از سوی دانشگاه اشاره شد است: توسعه فناوری، تولید دانش، انتشارات، اعطای حق امتیاز، موضوعات مربوط به منابع انسانی، کسب سود، کسب بودجه برای پژوهشهای آتی، دستیابی به بودجههای دولتی، تحقیقات بنیادی، تحقیقات کاربردی و کاربردی کردن دانش جدید؛ بنابراین فقدان درک طرفین از فرهنگ یکدیگر و اهداف متعارض بین آن ها میتواند مانع روابط مناسب بین آن ها شود، به ویژه اینکه بین علاقه به انتشاریافتههای جدید علمی و استفاده تجاری از دانش جدید، تعارض وجود دارد. (دبیکر، ۲۰۰۵).
۲-۲۵- پیشینه پژوهش ۲-۲۵-۱- پیشینه داخلی طبق نتایج بدست آمده از تحقیق دکتر ایرج سلطانی (۱۳۸۴) با موضوع نقش هسته های تحقیقاتی پارک های فناوری درترویج فرهنگ تحقیقات وارتباط صنعت ودانشگاه توسعه پایدارجامعه وسازمان هادرابعاد مختلف مستلزم طراحی مکانیزم دائمی برای درونزاشدن توسعه می باشد. مشروعیت توسعه ی موزون وپایدارودرونزادراین است که به جای سرعت الگو برداری وراههای میان بروبومی را انتخاب نمود. یافتن راه میان بر از طریق تحقیق وبه کارگیری نتایج آن حاصل می شود. برای بومی کردن تحقیقات در جامعه و سازمان ها لازم است بستر ها و پیش نیاز های ساختاری، فرهنگی وانسانی آن فراهم شود. ازجمله ساختار های موثر و زیربنایی در توسعه تحقیقیقات کاربردی نهادی کردن فرهنگ تحقیقات در سازمان است. نهادی کردن فرهنگ تحقیقات نیز در گرواین است که پژوهش جزء لاینفک ساختار حرفه ای افراد وکارکنان جامعه وسازمان قرار گیرد. برای فرهنگ سازی توصیه وآموزش موثربوده ولی کافی نیست در کنارآموزش، ساختار سازی موجب نهادی شدن فرهنگ تحقیق واتصال دانشگاه وصنعت می شود در این زمینه هسته های پژوهشی مستقل در شهرک های علمی وتحقیقاتی به عنوان ساختارهای محوری در امر تحقیقات موجب گسترش فرهنگ تحقیقات شده ومی شود. تحقیقی که توسط سید محمد زرگر، امیر مهدی آبادی و علی شهابی (۱۳۸۹) با موضوع تحلیل نقش ارتباط صنعت و دانشگاه در توسعه تکنولوژی با رویکرد سیستمی انجام شد، نشان داده است که ارتباط موثر صنعت و دانشگاه یکی از ارکان اساسی انتقال توسعه و تکنولوژی می باشد و به منظور شناخت بهتر متغییرهای تاثیر گذار بر این رابطه دو سویه و نیز درک دینامیزم های موجود در روابط میان صنعت و دانشگاه، با بهره گرفتن از رویکرد مدلسازی پویایی سیستم و ترسیم نمودارهای علی حلقوی، یک مدل مفهومی طراحی شده است که نشان دهنده ی دینامیزم ها و متغیرهای موجود در این عرصه است. طبق نتایج بدست آمده از تحقیق سیده مرجان مهدوی و مهدیه عالم زاده (۱۳۸۷) با موضوع تنگناهای ارتباط دانشگاه و راهکارهای آن که ابتدا به تاریخچه میان صنعت و دانشگاه در ایران و سپس چند کشور مختلف جهان از جمله سوئیس، ژاپن، چین و کره جنوبی پرداخته است و سپس ضرورت ارتباط صنعت و دانشگاه و تنگناهای آن تشریح شده است. در ادامه راهکارهایی در خصوص تنگناها ارائه شده که می توان به حذف یارانه های دولتی، تدوین فعالیت های آموزش و پژوهش دانشگاه ها بر اساس نیازهای حال و آینده صنعت، ارتقای درجه ی علمی اساتید بر مبنای همکاری آن ها با صنعت واجرای طرح های ارتباطی دانشگاه و صنعت (پارک های علم و فناوری)اشاره کرد. بر اساس نتایج تحقیق مسعود مدنی، محسن پیردشتی و مریم امیری (۱۳۸۷) با موضوع نقش مراکز تحقیق و توسعه در ارتباط صنعت با دانشگاه احساس نیاز مشترک بین دانشگاه و صنعت عنصری کلیدی مراکز تحقیق و توسعه در جهت پرکردن فاصله های بین دانشگاه و صنعت، برای نیل به توسعه پایدار کشور بیان شده است.همچنین پیشنهاد شده است مراکز تحقیق و توسعه با ایجاد یک شبکه ی مستحکم تکنولوژی مبتنی بر کاهش هزینه ها ها به عنوان نتیجه متمرکز کردن تلاش ها، انتشار سریع اطلاعات و… بتوانند گامی نو در این عرصه بردارند. طبق نتایج بدست آمده از تحقیق مهدی حمزه ای، علی دوستدار و عزیزیان (۱۳۸۶) با موضوع بررسی موانع موجود در ارتباط موثر بین صنعت و دانشگاه و ارائه راهکارهایی جهت رفع این موانع با بررسی ریشه ای و تاریخی شکوفایی اقتصادی کشورهای توسعه یافته، مشخص می شود که بخش عظیمی از پیشرفت اقتصادی مدیون بودجه های کلان اختصاص یافته به بخش های تحقیقات در این کشورها است. در این مقاله ضمن بررسی اهمیت و ضرورت ارتباط میان صنعت و دانشگاه و بررسی نارسائیهای موجود در این ارتباط به ارائه راه کارهایی به شرح ذیل پرداخته شده است: ۱-وجود پارک های علمی و فناوری ۲-ارتقای درجه علمی اساتید بر مبنای همکاری آن ها با صنعت ۳-تغییر واحدهای درسی و سرفصل های دروس با مداخله نظر صنعت ۴-اعطای مدرک معتبر در مقابل کارتحقیقاتی دانشجویان در صنعت ۵-حمایت مالی دولت از قراردادهای صنعت و دانشگاه تحقیق محمد رضا بلوچستانی (۱۳۸۶) با موضوع جهانی شدن و مدیریت تغییر در فن آوری اطلاعات و نقش آن در ارتباط دانشگاه با صنعت بیانگر آن است که کشورهایی که دارای مدیریت تغیر و تحول برای اجرای فن آوری اطلاعات و بسترهای لازم آن بوده اند، دارای توسعه ای ایده آل هستند و سهم بیشتری در استفاده از اطلاعات و تولید ایده های جدید علمی را خواهند داشت و همچنین چون مسیر استفاده سریع و تخصصی از اطلاعات را هموار نموده اند دارای سازمان دهی ها و مراکز آموزشی و صنعتی پویا می گردند که این عمل کیفیت آموزشی را ارتقاء می دهد و ارتباط منطقی و موفق مراکز آموزشی را با نیازهای صنعت فراهم می آورند. امیری، حیدری، و حیدری (۱۳۹۰). در تحقیقی موانع و الزامات تجاریسازی دانش از صنعت به دانشگاه را مورد بررسی قرار داده اند. تجاریسازی دانش جزو یکی از سه سازوکار عمده دانشگاه برای انتقال دانش به صنعت است. با توجه به تحقیقات منتشرشده در زمینه کارآفرینی دانشگاهی، امروزه تجاریسازی دانش برای بقای دانشگاهها امری لازم و ضروری تلقی میشود. از سویی، همواره در مسیر بهرهبرداری صحیح از دارایی های فکری تولیدشده در دانشگاهها موانعی وجود دارد که شناسایی و رفع آن ها به توسعه تجاریسازی دانش و کارآفرینی دانشگاهی می انجامد. از دیگر سو، دانشگاهها در راستای تجاریسازی اثربخش دانش، ملزم به تعامل تغییرات و اصلاحات اساسی از جهات مختلف در خود هستند. از این رو، مقاله حاضر سعی دارد تا ضمن برشمردن عمدهترین موانع تجاریسازی دانش، الزاماتی را که رعایت آن ها این امر را محقق میسازد، معرفی کند. علی احمدی در تحقیقی بررسی نقش آموزش عالی در توسعه با تاکید بر همکاریهای دولت، دانشگاه و صنعت را مورد بررسی قرار داده است .در شرایط متحول جهان امروز اساسیترین عامل تعیینکنندهی پیشرفت و توسعهی جامعه، چگونگی برخورداری از دانش، آموزش، پژوهش و وضعیت نیروی انسانی کارآمد است. بر همین اساس نقش برتری دهنده و مزیت بخش تمام عوامل و منابع طبیعی، اقتصادی و راهبردی جای خود را به میزان برخورداری از علوم و فنون داده است. به عبارت دیگر، حرف آخر را کشورهایی میزنند که به اتکای زیر سازها و نهادهای علمی و پژوهشی مستحکم، توسعهی نیروی انسانی را محقق کردهاند. در این مقاله اهداف توسعهی ملی بررسیشده و تجارب چهار کشور تازه صنعتی شدهی آسیایی (کره، مالزی، تایوان و سنگاپور) در راستای توسعهی آموزش عالی و تحقیقات برای دستیابی به فنآوریهای نوین مورد بحث قرارگرفته و راهکارهای مناسب برای اثربخشی نقش آموزش عالی در توسعه ارائه شده است. ۲-۲۵-۲- پیشینه خارجی تحقیق آنتونیومسینی پتروزیلی (۲۰۱۱) با موضوع اثر وابستگی تکنولوژی ، رابطه اولیه و فاصله جغرافیایی در همکاری دانشگاه، صنعت بیانگر آن است که همکاری میان دانشگاه و صنعت نیاز به سطح خاصی از توانایی های مشابه خواهد داشت و هم چنین رشد اختراعات مشترک بین دانشگاه و صنعت توسط این دو عامل مهم هدایت می گردند: صلاحیت های فنی تکمیل، وجود روابط طولانی مدت بین شرکا، سرانجام نتایج بدست آمده نزدیکی جغرافیایی دانشگاه و صنعت را برای تسهیل انتقال دانش بسیار مهم ارزیابی می کند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
این مقاله نشان می دهد مقیاس سروکوال ابزار مناسبی جهت سنجش کیفیت خدمات در بانکداری خرده فروشی است .

در میان پاسخ دهندگان ۲۹ کشور ایالات متحده و کره جنوبی مورد آزمون قرار گرفت .
مقیاس سروکوال
نتایج نشان می دهد که ادراک مبتنی بر مقیاس سروکوال تغییرات رضایت مشتری را بهتر شرح می دهد .
اوگاریاواس
۲۰۰۶
مقاله
ادراکات کارکنان صف از کیفیت خدمات ارائه شده به مشتریان چگونه است ؟
این مطالعه به بررسی انتظارات اساسی مشتری از کیفیت خدمات ارائه شده توسط کارمندان صف می پردازد .
مطالعه موردی بر مشتریان و کارمندان زن در ترکیه
به منظور اندازه گیری ادراکات مشتریان و کارمندان از ابزار سروکوال و برای تعیین میزان شباهت ها و تفاوت ها از تکنیک factor congruency « عوامل تجانس » استفاده شده است .
نتایج نشان می دهد ادارکات به سه عامل در گروه مشتریان و پنج عامل در کارمندان تجهیز می شوند . در مجموع ادراکات در کارمندان و مشتریان مطابقت ندارد ، این اختلاف لازمه ی ارزیابی دقیق ادراکات مشتری از کیفیت خدمات و آموزش کارمندان برای ارائه ی خدمات از دیدگاه مشتری و با تعریف مشتری می باشد .
بلری، میتسی ، پردیکی ، رووا، فینیتسی
۲۰۰۹
مقاله
بررسی مدارک حفظ مشتری در صنعت بانکداری یونان
هدف این مطالعه بررسی تاثیر کیفیت خدمات در حفظ مشتریان بانک است
بانک ملی یونان NBG، بانک آلفا و بانک مارفیناگناسیا
با بهره گرفتن از مطالعات کتابخانه ای
در بخشی از این پژوهش بیان می شود از نشانه های وفاداری مشتری قصد خرید مجدد و اظهارات مثبت شفاهی مشتری است .
هرینگتون و ویون
۲۰۰۹
مقاله
کیفیت خدمات الکترونیکی و اهمیت آن در رضایت مشتری
هدف از مقاله سنجش تاثیر کیفیت خدمات الکترونیکی بر بانکداری و ارتباط بین کیفیت خدمات الکترونیکی و رضایت مشتری است .
این پژوهش از یک نظرسنجی در میان ۲۰۰ پاسخ دهنده ی استرالیایی که به طور منظم از تسهیلات آنلاین بانکی استفاده می کردند به دست آمده است .
با بهره گرفتن از پرسشنامه و نرم افزار آماری spss
در این مقاله ارتباط بین شکاف های اندازه گیری شده و ساختار کیفیت خدمات الکترونیکی و اهمیت و تاثیرش بر رضایت مشتری را بیان می کند . همچنین از یافته های این پژوهش تاثیر مثبت کارایی خدمات الکترونیکی خوب بر رضایت مشتری است .
۲-۲-۷- هوش عاطفی و ارتباط سازمان با مشتری با اینکه از انتشار مقاله « هوش عاطفی » پیتر سالوی و جک مایر در سال ۱۹۹۰ و بدنبال آن رواج بحث « هوش عاطفی » مدت زیادی نمی گذرد ، این مقوله با سرعت بسیار زیاد وارد مباحث علوم انسانی گردیده و در حوزه های مختلف علوم سیاسی ،علوم تربیتی ، روانشناسی ، جامعه شناسی، بازرگانی و مدیریت مطرح شده است . همچنین اثر متغیر مدیریت ارتباط با مشتری بر متغیر های مختلف در حوزه بازرگانی نیز مورد تحقیق قرار گرفته است . اما با توجه به بررسی های بعمل آمده در پایگاه های اینترنتی توسط محقق ، پژوهش مشابهی که اثر این دو متغیر را بر هم بسنجد یافت نشد . ۳-۱- مقدمه هدف تمامی علوم، شناخت و درک دنیای پیرامون ما است. به منظور آگاهی از مسایل و مشکلات دنیای اجتماعی، روش های علمی تغییرات قابل ملاحظهای پیدا کردهاند. این روندها و حرکتها سبب شده است که برای بررسی رشتههای مختلف بشری، از روش علمی استفاده شود.
 از جمله ویژگیهای مطالعه علمی که هدفش حقیقیتیابی است، استفاده از یک روش تحقیق مناسب میباشد و انتخاب روش تحقیق مناسب به هدفها و ماهیت موضوع مورد تحقیق و امکانات اجرایی بستگی دارد و هدف از تحقیق، دسترسی دقیق و آسان به پاسخ پرسشهای تحقیق است(خاکی، ۱۳۷۹: ۱۴۳-۱۴۲). در این فصل مباحثی چون روش تحقیق، جامعه آماری، شیوه جمع آوری اطلاعات و روش تجزیه و تحلیل داده ها می پردازیم. ۳-۲- روش تحقیق روش تحقیق ، مجموعه ای از قواعد ، ابزار و راه های معتبر ( قابل اطمینان ) و نظام یافته برای بررسی واقعیت ها ، کشف مجهولات و دستیابی به راه حل مشکلات است . ( خاکی ، ۱۳۷۸ :۱۴۲ ) تحقیق حاضر از حیث هدف ، پژوهشی کاربردی است و از روزن نحوه ی گردآوری داده ها ، پژوهشی تحلیلی ، از نوع همبستگی است . زمانی که یک پژوهش به صورت رسمی با هدف آزمودن فرضیه ای طراحی شده باشد در آن صورت به عنوان مطالعه تحلیلی طبقه بندی می شود . از نظر تقسیم بندی این پژوهش تجربی از نوع همبستگی می باشد در این نوع پژوهش هدف آنست که مشخص شود آیا رابطه ای بین دو یا چند متغیر کمی وجود دارد یا خیر و اگر این رابطه وجود دارد حد و اندازه آن چقدر است . ( طیبی ، ۱۳۸۸ : ۱۴۷ ) ۳–۳- جامعه پژوهش و ویژگیهای آن جامعه آماری عبارت است از مجموعهای از افراد، اشیاء و …. (واحد) که حداقل در یک صفت، مشترک باشند(خاکی، ۱۳۷۹، ص۲۵۰). جامعه آماری به کلِّ گروه افراد، وقایع یا چیزهایی اشاره دارد که محقق میخواهد به تحقیق دربارهی آنها بپردازد(سکاران[۲۰۰]، ۱۳۸۲: ۲۹۴). جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کارکنان و مشتریان بانک مهر شعب استان لرستان می باشد. ۳–۴- روش نمونه گیری نمونه گیری انتخاب تعدادی از افراد یا اعضا دربین مجموعه وسیعی از افراد است. به نحوی که بتوان با مطالعه این مجموعه محدود از افراد ، نتایج را به کل افراد مورد نظرتعمیم داد.برای نمونه گیری در این پژوهش ، از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شده است . در این نمونه گیری نشانه یا واحدهای مورد مطالعه برای قرار گرفتن در در گروه نمونه ، به گونه ای انتخاب می شوند که همه آنها فرصت و شانس برابری در انتخاب شدن داشته باشند و هر انتخاب از انتخاب دیگر مستقل می باشد . برای مثال یک نمونه ۵۰ نفری از دانشجویان یک دانشگاه ۵۰۰۰ نفری را می توان با ذکر نام هر دانشجو بر روی یک برگ تا شده و در یک جعبه ریخته و برای ۵۰ بار ، ۵۰ نام ( هر بار یک نام ) بیرون آورد . یکی از الزامات انجام این روش ، وجود فهرست اسامی افراد مورد مطالعه یا کد مربوط و یا هر گونه نشانه ایست که از طریق آن امکان دسترسی به افراد یا اشیا میسر گردد . ( نادری ، سیف نراقی : ۱۶۱ ) ۳–۵- حجم نمونه راسکو معتقد است که در اغلب تحقیقات، حجم نمونه بیشتر از ۳۰ و کمتر از ۵۰۰ نفر مناسب است.اندازه نمونه به ماهیت جامعه و هدف تحقیق بستگی دارد. یک نمونه ایده آل به آن اندازه بزرگ است که می تواند هدف دقیق جامعه باشد که محقق می خواهد نتیجه آن را تعمیم دهد و به آن اندازه کوچک است که از نظر دستیابی به صرفه باشد. برای برآورد کردن اندازه یک نمونه دقیق، هیچ رقم معین یا درصد ثابتی از افراد جامعه وجود ندارد(ایران نژاد پاریزی،۱۳۷۹). اما از آنجا که بانک مهر در استان لرستان دارای ۱۸ شعبه بوده و تعداد کل کارکنان ۱۱۲ نفر می باشد برای محاسبه حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده می کنیم . در محاسبه حجم نمونه کارکنان از آنجا که حجم جامعه معلوم بوده داریم :
![]() N: جمعیت آماری Z: آزمون نرمال: احتمال خطا = (۱% ) ضریب اطمینان ۹۵/۰ (۹۶/۱=Z) P: نسبت برخورداری صفت مورد بررسی (p-1) d: نصف فاصله اطمینان (۱۹%) n: حجم نمونه که از این فرمول مقدار ۵۲ n= بدست می اید و برای تعداد نمونه مشتریان با توجه به اینکه حجم جامعه نا معلوم است داریم :
![]() بدست می آید. n= که از این فرمول مقدار۹۶ ۳–۶- چارچوب مفهومی پژوهش حاضر بر روی متغیر مستقل هوش عاطفی و متغیر وابسته ارتباط سازمان با مشتری و ارتباط آنها تمرکز یافته است. ابعاد معرفی شده برای هر یک از دو متغیر به شرح زیر می باشند:
-
- هوش عاطفی در قالب چهار عنصر زیر از دانیل گولمن به کار برده شده است:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
صندوق های شاخصی صندوق های شاخصی به صورت منفعل[۲۲] اداره می شوند، بدین معنا که مدیریت این صندوق ها با انتخاب یک شاخص مثل اس اند پی[۲۳] و تشکیل سبدی از سهام موجود در این شاخص عملکردی نزدیک به این شاخص خواهند داشت. بنابراین میتوان گفت این صندوق ها پرتفویی همچون پرتفوی بازار دارند. در این صندوق ها عملاً سرمایه گذار روی شاخص سرمایه گذاری می کند. در حال حاضر فقط یک صندوق شاخصی ( صندوق شاخصی کارآفرین ) در ایران در حال فعالیت می باشد.
 صندوق های مختلط صندوق های مختلط ترکیبی از سهام و اوراق مشارکت (حدوداً به یک نسبت) را در پرتفوی خود دارند، به عبارتی ملزم نیستند که درصد خاصی اوراق مشارکت و یا سهام را در پرتفوی رعایت کنند. صندوق های قابل معامله[۲۴] یکی از انواع معروف صندوقهای سرمایه گذاری، صندوق سرمایه گذاری قابل معامله در بورس نام دارد که گرچه مانند صندوقهای سرمایه گذاری معمولی است، ولی مانند یک سهم در بازار سرمایه معامله و قیمت آن در نتیجهی عرضه و تقاضا مشخص میشود (سعیدی و مقدسیان،۱۳۸۹).
۲-۱-۱-۴٫ انواع استراتژی های صندوق های سرمایه گذاری
در ادبیات و کتب سرمایه گذاری و مالی، استراتژی سرمایه گذاری به دو قسمت تقسیم می شود: مدیریت پرتفوی فعال، مدیریت پرتفوی متنوع، هرکدام از این استراتژی ها مشخصه و ابزارهای خاص خود را دارند و در حالت کلی تکمیل کننده یکدیگر هستند. هیچ کدام بر دیگری برتری و مزیت خاصی ندارند و با توجه به شرایط زمانی و مکانی می توان از هر کدام از استراتژی ها استفاده کرد. عواملی که مدیر پرتفوی باید برای تعیین نوع استراتژی خود در نظر بگیرد به شرح زیر است:
- شرایط حاکم در بازار و نوع بازار: مدیر پرتفوی در شرایط رونق بازار از استراتژی فعال و در شرایط رکودی از استراتژی مدیریت منفعل در بازار بهره می گیرد.
- سطح کارآیی بازار: در بازاری که کارآیی آن در سطح بالایی قرار دارد، مدیریت منفعل استفاده می شود و مدیران به سمت سرمایه گذاری در صندوق های شاخصی و متنوع حرکت می کنند. در مقابل در بازارهای غیرکارا به تناسب وجود شکاف ها و فرصت های آربیتراژی، مدیران به سمت بهره گیری از توان تحلیل گری و مدیریت فعال حرکت می کنند.
- نگاه و ویژگی شخصیتی مدیران: ظرفیت ریسک پذیری و محافظه کاری مدیران پرتفوی استراتژی که آن ها در سبد سهام خود به کار می گیرند را مشخص می کند.
- اندازه و حجم پرتفوی: مدیران پرتفوی هایی با ارزش و حجم بالا، از سیستم مدیریتی منفعل استفاده می کنند و دلیل آن نیز حجم بالای معاملات در صورت تغییر پرتفوی است و درمقابل مدیر یک پرتفوی کوچک به راحتی می تواند با اجرای مدیریت فعال به جابه جایی سهام در پرتفوی خود بپردازد.
- سطح تحمل ریسک پرتفوی: هرچه پرتفوی تحمل ریسکش بالاتر رود از استراتژی منفعل به سمت استراتژی مدیریت فعال حرکت خواهیم کرد.
- انتظار و توقع سرمایه گذار: سهام داران محافظه کار معمولااستراتژی منفعل را به کار می گیرند و مقابل سهام دارانی که انتظار سود بیش تری را دارند از مدیریت پرتفوی فعال استفاده می کنند.
- ماهیت و وضعیت متنوع پرتفوی: هرچه پرتفوی متنوع تر باشد، مدیران آن از مدیریت فعال به سمت منفعل حرکت می کنند.
- نوع سهام در اختیار: برخی سهام نیاز به مدیریت دارند و کسانی که در پرتفوی خود این سهام را دارند باید از مدیریت منفعل استفاده کنند.
برای این که بدانیم برای پرتفوی خود کدام سیستم مدیریتی را اجرا کنیم، باید از شاخص ریسک سیستماتیک (بتا) استفاده کرد. بتا یعنی حساسیت پرتفوی مورد نظر با بازده بازار مدیریت تهاجمی و فعال در بازار، بتای مخالف یک و مدیریت منفعل، بتای نزدیک به یک دارد و هرچه اختلاف بتا از یک بیشتر باشد، مدیریت باید فعال تر باشد. مدیریت پرتفوی در داخل کشور نیز بستگی به وضعیت بازار دارد، اما در چند سال اخیر استراتژی فعال در بازار موفق تر عمل و بازده بالاتری را نصیب سرمایه گذاران کرده است و به نظر می رسد باید با حمایت سازمان بورس آمارهای دقیق تری گرفته و نتایج به طور علمی استخراج شود. برخی از صنایع بزرگ در ایران عدم تحرک محسوس داشتند. حال اگر مدیران بخواهند بر اساس موجودی بازار و روند شاخص، مدیریت خود را تنظیم کنند، تحرک و پویایی لازم را نخواهند داشت. از دیگر دلایلی که باعث شده است مدیران به سمت استراتژی فعال حرکت کنند، تجربه عدم موفقیت شرکت های سرمایه گذاری است که این شرکت ها در گذشته خود را کاملاشبیه بازار کردند و مدیریت منفعل داشتند. بحث تغییر مقطعی مزیت های نسبی و رقابتی صنایع مختلف از دیگر عواملی است که باعث شده استراتژی مدیریت پرتفوی فعال و موفق تر عمل کند. برای مثال در یک مقطع زمانی صنایع سیمانی و پتروشیمی در بازار پرطرفدار بودند و امروز معدنی ها حرف اول را می زنند. عامل دیگر، تغییر سیاست های اقتصادی دولت و تغییر نگرش ها و رویکرد مدیران در صنایع، تاثیر مستقیمی بر روند تصمیم گیری ها دارد. نوع نگاه مدیران برای کسب بازدهی باید بالاتر از شاخص نقدی باشد. اگر مدیری نتواند بازدهی بالاتر از بازار کسب کند، در مجامع دچار مشکل خواهد شد. سهام داران توقع دارند مدیران فعال تر حرکت کنند در نهایت اصل» ۴۴ « و واگذاری ها باعث فعال تر شدن بازار شد و فرصت پویایی بیش تر را به بازار داد و اگر مدیران به تغییر پرتفوی نپردازند، از بازار عقب خواهند افتاد.
 به نظر بنده، مدیریت پرتفوی باید کاملا منطبق بر روند بازار باشد و با توجه به شرایط معمولا مدیریت فعال بیش تر جوابگو است. با توجه به گفته های بالا، ابزارهای مدیریت پرتفوی فعال در بازار عبارتند از بررسی و کارشناسی بدنه بازار، کسب اطلاعات مفید و قابل اعتماد از بازار، بررسی و اقدام لحظه ای از بازار، توجه به مزیت های کوتاه مدت و نسبی شرکت ها، پیگیری تصمیم گیری های دولت و مجلس و اجرای آن ها، اعتقاد به عامل غلبه کردن بر بازار، از سوی دیگر، ابزارهای مدیریت پرتفوی منفعل در بازار دیگر نیز به شرح زیر هستند: تنوع پذیری و متنوع سازی بر اساس شاخص بازار، تغییر پرتفوی متناسب با تغییر شاخص بازار، عدم تحرک جسورانه در پرتفوی (سعید شیرزادی، ۱۳۸۶).
۲-۱-۱-۵٫ ریسک سرمایه گذاری در صندوقهای سرمایه گذاری
البته تمهیدات لازم به عمل آمده تا سرمایه گذاری در صندوق سودآور باشد، ولی احتمال وقوع زیان در سرمایهگذاریهای صندوق همواره وجود دارد. بنابراین، سرمایهگذاران باید به همه ریسکهای سرمایه گذاری درصندوق از جمله ریسکهای زیر توجه کنند.
-
- ریسک کاهش ارزش داراییهای صندوق: صندوقها عمدتاً در سهام شرکتها سرمایه گذاری میکنند و ارزش سهام هر شرکت در بازار تابع عوامل متعددی از جمله وضعیت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، صنعت موضوع فعالیت و وضعیت خاص آن شرکت است. لذا قیمت سهام در بازار میتواند کاهش یافته و در اثر آن صندوق و سرمایهگذاران آن متضرر شوند.

- ریسک نکول اوراق مشارکت: اوراق مشارکت شرکتها بخشی از داراییهای صندوق را تشکیل میدهد. اگرچه صندوق در اوراق مشارکتی سرمایه گذاری میکند که سود و اصل آن توسط یک مؤسسه معتبر تضمین شده است، ولی این احتمال وجود دارد که ناشر و ضامن به تعهدات خود در پرداخت به موقع اصل و سود اوراق مشارکت مذکور، عمل ننمایند.
- ریسک نوسان بازده بدون ریسک: در صورتیکه نرخ سود بدون ریسک (نظیر سود علی الحساب اوراق مشارکت دولتی) در انتشارهای بعدی توسط ناشر افزایش یابد، قیمت اوراق مشارکتی که سود حداقلی برای آنها تضمین شده است، در بازار کاهش می یابد. چنانچه صندوق در این نوع اوراق سرمایه گذاری کرده باشد ممکن است متضرر شود(جباری، ۱۳۹۰).
۲-۱-۲٫ عملکرد صندوقهای سرمایه گذاری
ارزیابی عملکرد پرتفوی از آن جا اهمیت پیدا میکند که شاخصی است برای اینکه تا چه حد عملکرد واقعی پرتفوی مبتنی بر رفع نیاز سرمایهگذاران بوده است. یکی از مشکلات اصلی در ارزیابی عملکرد، تمایل انسانی به تمرکز بر بازده پرتفوی و عدم توجه کامل بر ریسک محتمل شده برای کسب بازده مورد نظر است. لذا ارزیابی عملکرد باید شامل شناسایی همزمان بازده و ریسک سرمایه گذاری باشد(جباری و همکاران، ۱۳۹۱). هدف اولیه صندوقهای سرمایه گذاری مشترک، بیشینه کردن بازده داراییهای تحت مدیریتشان در طول زمان است. در طی دهه ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ مناظرات علمی پیرامون معیار اندازه گیری ریسک منجر به معرفی اولین شاخصهای عددی شد. این شاخصها مبتنی بر تئوری سبد مارکویتز [۲۵]یا تئوری مدرن پرتفوی بود. او روش محاسبه نرخ بازده مورد انتظار و ریسک مورد انتظار را برای یک سبد سرمایه گذاری در سهام معرفی کرد(سعیدی و مقدسیان،۱۳۸۹). پیدایش این تئوری به سال ۱۹۵۲ بر میگردد؛ یعنی زمانی که هری مارکویتز مقاله خود را با عنوان انتخاب پرتفوی منتشر نمود. مارکویتز در واقع مدلی برای تخصیص بهینه ثروت یک فرد بین دارایی های ریسکی ابداع نمود. این مدل، تنها بر دو عامل بازده مورد انتظار و واریانس تمرکز داشت و بر پایه این فرض بود که سرمایهگذاران ریسکگریز هستند(برین و فرگوسن[۲۶]،۱۹۹۴). مفروضات این تئوری باعث شد تا امکان استفاده از این تئوری در عمل کم شود. مفروضات اصلی این نظریه عبارتند از: ۱٫ توزیع بازدهی همه اوراق بهادار و داراییها نرمال است. ۲٫ واریانس بازدهی دارایی، شاخص مناسبی برای اندازه گیری ریسک است. تحقیقات بر روی بازارهای سهام نوظهور، نشان داد که توزیع بازدهی در این بازارها نرمال نیست و بر همین اساس، یکی از فرضیه های اساسی این نظریه که همان فرض نرمال بودن توزیع بازدهی برای استفاده از این نظریه است، با تردیدی جدی مواجه شده است(روشنگرزاده و احمدی،۱۳۹۰). یکی از معیارهای مهم ارزیابی عملکرد پرتفوی براساس این تئوری، در سال ۱۹۶۵ شاخص ترینر بود. ترینر در اواسط دهه ۱۹۶۰ معیاری به نام نسبت پاداش به نوسانپذیری [۲۷](RVOL)را به صورت رابطه زیر مطرح نمود(جباری و همکاران،۱۳۹۱)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
این تحقیق از لحاظ هدف، کاربردی می باشد. کاربردی چون در مورد یکی از موضوعات یا مسائل سازمان ها انجام می گیرد و نتایج یافته های کلان آن می تواند برای حل مشکلات با پاسخگویی به پرسش های مدیران مفید باشد. و از آنرو که وصف کننده وضع موجود می باشد و تصویری از وضع موجود ارائه می دهد، توصیفی و و از آن رو که دو متغیر مستقل و متغیر وابسته را مورد بررسی قرار می دهد، همبستگی( رگرسیون چندگانه) و همچنین مبتنی بر معادلات ساختاری است.
 هدف تحقیق همبستگی عبارت است از درک الگوهای پیچیده رفتاری از طریق مطالعه همبسنگی بین این الگوها و متغیرهایی که فرض می شود بین آنها رابطه وجود دارد. این روش علی الخصوص در شرایطی مفید است که هدف آن کشف رابطه متغیرهایی باشد که در مورد آنها تحقیقاتی انجام نشده( دلاور، ۱۳۸۰). ۲-۳ جامعه آماری، تعیین حجم نمونه و روش نمونه گیری جامعه آماری عبارت از تعدادی عناصر مطلوب مورد نظر که حداقل دارای یک صفت مشخصه باشند. صفت مشخصه، صفتی است که بین همه عناصر جامعه آماری مشترک و متمایز کننده جامعه آماری از سایر جوامع باشد( آذر و مؤمنی، ۱۳۸۴). جامعه آماری تحقیق حاضر، کارمندان، مدیران و معاونان شعب مرکزی شرکت های بیمه خصوصی در شهر شیراز می باشد. در صدر برنامه ریزی هر مطالعه یا تحقیقی این سؤال که اندازه نمونه چقدر باشد، قرار دارد. سؤال فوق موضوع مهمی است که هرگز نباید آن را کوچک شمارد. انتخاب نمونه ای بزرگتر از حد نیاز برای حصول نتایج مورد نظر سبب اتلاف منابع می شود، در حالی که نمونه های خیلی کوچک اغلب پژوهشگر را به نتایجی سوق می دهد که فاقد استفاده علمی است( آذر و مؤمنی، ۱۳۸۴) در این پژوهش ما در پی بررسی صفت خاص در جامعه آماری می باشیم، لذا از فرمول کوکران برای تعیین اندازه نمونه در جامعه استفاده می کنیم( رفیع پور،۱۳۶۰). حجم جامعه در پژوهش مورد نظر۲۶۶ نفر می باشد که از این تعداد ۳۶ نفر را مدیران و معاونان و۲۳۰ را کارمندان تشکیل می دهد، برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران در سطح اطمینان ۹۵/. و p=q=./5 و مقدار خطای ۰۵/. استفاده گردید. در این پژوهش حجم نمونه برای کارمندان ۱۴۰ نفر و برای مدیران و معاونان ۳۲ نفر محاسبه شده و داده های مورد نظر از طریق پرسشنامه حضوری و بصورت در دسترس، جمع آوری گردید. نمونه مدیران نمونه کار مندان ۳-۳ روش گردآوری اطلاعات مهم ترین روش های گردآوری اطلاعات در این تحقیق بدین شرح است: ۱-۳-۳ مطالعات کتابخانه ای در این قسمت جهت گردآوری اطلاعات در زمینه مبانی نظری و ادبیات تحقیق موضوع، از منابع کتابخانه ای، مقالات، کتاب های مورد نیاز و نیز از شبکه های جهانی اطلاعات( اینترنت) استفاده شده است. ۲-۳-۳ تحقیقات میدانی در این قسمت به منظور جمع آوری داده ها و اطلاعات و برای تجزیه و تحلیل آن ها از دو پرسشنامه مجزا برای مدیران و کارمندان استفاده شده است. با توجه به مدل تحقیق ۳ متغیر مورد بررسی قرار گرفتند: رهبری تحول گرا، نوآوری و عملکرد سازمانی. پرسشنامه های مذکور شامل ۲ بخش عمده می باشند:
-
- سؤالات عمومی ( جمعیت شناختی): در سؤالات عمومی سعی شده که اطلاعات کلی و جمعیت شناختی در رابطه با مدیران و کارمندان جمع آوری گردد.
-
- سؤالات تخصصی: در پرسشنامه مربوط به مدیران، این قسمت حاوی ۲۹ سؤال و در پرسشنامه کارمندان حاوی ۲۰ سؤال می باشد.
۴-۳ پرسشنامه بعد از شناسایی نوع متغیرها، باید یکسری شاخص ها و سؤالاتی را که توسط محققان گذشته مورد تأیید قرار گرفته اند، جهت سنجش این متغیرها در جامعه مورد نظر تعیین کرد. در جداول ۱-۳(متغیر های مربوط به پرسش نامه مدیران ) و ۲-۳( متغیر مربوط به پرسش نامه کارمندان)، به نمایش گذاشته شده است. پرسشنامه رهبری تحول گرا، پرسشنامه چندعاملی رهبری (MLQ) می باشد. این پرسشنامه برای اولین بار در تحقیقات برنارد بس (۱۹۸۵) بکار گرفته شد. این پرسشنامه شامل طیف کاملی از رهبری است که در این جا فقط رهبری تحول گرا مورد بحث قرار گرفته است. برای سنجش عملکرد نیز از کارت امتیاز متوازن استفاده شده است. جدول ۱-۳: مدل تحلیلی و ترکیب سوالات پرسش نامه مدیران و متغیر مورد بررسی در هر سوال
| ردیف |
متغیر |
ابعاد |
تعداد سوال |
شماره سوال |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
علیخانی ابعاد برنامه درسی پنهان را عبارت میداند از:
- چگونگی ارتباط متقابل افراد در مدرسه.
- ساختار سازمانی مدرسه.
- ساختار فیزیکی مدرسه و کلاس درس(علیخانی، ۱۳۸۲).
واجارگاه و چوکده(۱۳۸۵) ابعاد برنامه درسی پنهان سیلور و الکساندر[۴۲] و لوئیس[۴۳]، به دلیل این که از جامعیت و عمق بیشتری برخوردار است به شرح ذیل ذکر میکنند:
 الف- ساختار مدرسه: دیوانسالاری اداری مدرسه غالبا همراه با مجموعه های فشرده قوانین، مقررات، روشها و نظامهای مدیریت یک عنصر پر اهمیت” برنامه درسی غیر مدون” محسوب میشود. عناصری از این طبیعت که به سادگی قابل تشخیص است عبارتند از: تمام نظام طبقهبندی به خدمت گرفته شده در مدرسه، روش های ارزشیابی، قوانین انضباطی، محدودیتها و روش های تنبیه، محدودیتها و کنترل فعالیت فردی و گروهی، فعالیت کلوپها، کمیتههای دانشآموزان و اقتدار طلبی کارکنان و کارکنان مدرسه. ب- جو اجتماعی مدرسه: جو اجتماعی مدرسه اگر چه عاملی نافذ در مدرسه است ولی کمتر از طریق اعمال آشکار مشخص میگردد. معلمان در طرحریزی آموزش باید به این مجموعه کامل شرایط غیر رسمی و طبیعت ارتباطات میان فردی که بین دانشآموزان و هیئت آموزشی وجود دارد معرفت یابند. فرهنگ موجود بین همسالان به ویژه در سالهای بالای مدرسه عاملی پر اهمیت در تعلیم و تربیت جوانان محسوب میشود. یکی از موضوعات مورد توجه و جدی اثر جو مدرسه و فرایندهای اجتماعی شدن مدرسه در دانشآموزان خانواده های عقب مانده از نظر فرهنگی و فقیر است. کارکنان مدارس ممکن است غالبا ناهشیارانه سعی در دگرگونی دانشآموزان بر اساس زندگی و تفکر خود نمایند. در نتیجه کودکان گروه های خرده فرهنگی متفاوت “مواجه با مشکلات در سازگاری میشوند". اثر جو اجتماعی مدرسه بر گروه های قومی و نژادی نیز مورد مطالعه قرار گرفته است.
 ج- تعامل معلم و دانشآموز: تعامل معلمان و شاگردان در کلاس درس به وسیله ساختار مدرسه و سازمان اجتماعی تحت تاثیر قرار میگیرد. این گونه ارتباطات به نوبه خود اثری مستقیم بر بافت سازمانی و نحوه ارائه تکالیف یادگیری دارد. گوردون(۱۹۸۵) پس از بررسی تحقیقات و پژوهشهای انجام شده درباره برنامه درسی پنهان تحلیل ذیل را از ابعاد برنامه درسی پنهان ارائه میکند: * برنامه درسی پنهان به منزله نتیجه: یادگیریهای مدرسه به دو گروه یادگیریهای آکادمیک و یادگیریهای غیرآکادمیک تقسیم میشود، نقطه اشتراک همه این تعاریف در این دیدگاه این است که یادگیریهای غیر آکادمیک شامل: ارزشها، تمایلات، نگرشها و مهارتهای اجتماعی به برنامه درسی پنهان مربوط میشود. * برنامه درسی پنهان به منزله زمینه: در این بحث به محیط ((شناختی[۴۴]))، ((فیزیکی[۴۵]))و ((اجتماعی[۴۶])) مدرسه اشاره میشود که هر کدام با یک برنامه درسی پنهان همراه است. * برنامه درسی به منزله فرایند: شیوه های انتقال پیام در برنامه درسی آشکار، آگاهانه و از قبل طراحی شده است، و در برنامه درسی پنهان انتقال پیام و تاثیر نفوذ آن، ناآگاهانه، قصد نشده و غیر عمدی است. ۲-۳-۳-۴- چارچوب و دیدگاه های برنامه درسی پنهان قورچیان طی پژوهشی با بهره گرفتن از نگرشهای متاتئوریکی( ارائه یک نظریه در خصوص نظریهها و یا به نظریه کشاندن مجموعهای از نظریهها در یک قالب موزون و منجسم با زبان حرفه رسم نظریههای برنامه درسی پنهان را پس از بررسی اکثر مجلات تربیتی، نشریات آموزشی، رسالهها و کتابهای بین المللی، بانکهای اطلاعاتی جهان در علوم تربیتی و مرکز منابع اطلاعاتی تربیتی موسوم به اریکEric شامل چهار نگرش همراه با نقاط قوت و ضعف آن معرفی کرده است. جدول۱-۲- چهارچوب نظری جهت مطالعه و بررسی برنامه درسی پنهان
| نظریه پردازان و محققان |
نوع نگرش و نظریه |
روش های پرورشی |
تبیین ماهیت برنامه درسی پنهان |
| فیلیپ جکسون |
کار غیر نظری |
مشاهده و توصیف |
عناصر قدرت، جمعیت وتشویق به عنوان مکانیسم قدرتمند، موجبات انتقال ارزشها و اعتقادات را به شاگردان فراهم میسازد. |
| رابرت دری بین |
نظریه عملکردی |
تجزیه و تحلیل نظری |
مدارس شاگردان را برای شرکت فعال در جامعهی بزرگسالان آماده میکند و به آنان هنجارهای استقلال، موفقیت و عمومی بودن و متمایز بودن از دیگران را میآموزد. |
| |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۶-۱)عوامل ویا محدودیت های قانونی[۲۷] مقررات قانونی، عموما شرکت ها را به پرداخت سود سهام مجبورنمی نمایند بلکه بیشتر وضعیت هایی را که درآن سود سهام نباید پرداخت گردد ،مشخص می نماید . چنین وضعیت هایی که ممکن است از طرق قانونی پرداخت سود منع گردد عبارتند از:
 ۲-۶-۱-۱) محدودیت هایی مربوط به سرمایه [۲۸] گرچه ممکن است قوانین تجارت کشورهای مختلف متفاوت باشد. اما اغلب پرداخت سود سهام را در صورتی که باعث نقصان سرمایه شود ممنوع دانسته اند؛ سرمایه را نیز بعضی از قوانین ، ارزش اسمی سهام عادی اعلام نموده اند. مثلأ اگر شرکتی ۱ میلیون سهم ۲۰۰ ریالی داشته باشد، مجموع سرمایه اش بالغ بر دویست میلیون ریال می شود. اگرارزش ویژه شرکت ۲۱۰ میلیون ریال باشد شرکت نمی تواند ۲۰ میلیون ریال سود سهام توزیع نماید. مگر اینکه سرمایه اش را کاهش دهد. (وستون ، جی ، فرد ۱۳۷۴) ۲-۶-۱-۲) سود خالص[۲۹] الزاما سود خالص ، تضمینی برای رعایت عدم به وجود آوردن خسارتهای سرمایه ای نمی باشد طبق قوانین بعضی از کشورها سود سهام پرداختی نباید از سود جاری بنگاه به علاوه سود سنواتی تجاوز نماید واگر چنانچه زیان سنواتی وجود داشته باشد، ابتدا باید زیانهای مزبور با سود جاری پوشانده شده و سپس اقدام به پرداخت سود گردد. ۲-۶-۱-۳) مشکل نقدینگی [۳۰] در بعضی از قوانین تجاری کشورها پرداخت سود سهام نقدی وقتی که شرکت با کمبود نقدینگی روبروست ممنوع می باشد. بحران نقدینگی از دید قانون آن است که، بدهی های شرکت بیش از دارایی هایش باشد ویا در مفهوم عملی آن ،شرکت قادر نباشد تعهدات خود راکه به بستانکاران پرداخت نمایید،وقتی که وجوه نقد محدود است شرکت طبق قانون در پرداخت سود به سهامداران خود، به خاطر حمایت از بستانکاران منع شده است. (وستون ، جی ، فرد ۱۳۷۴) ۲-۶-۱-۴) افزایش بی رویه سود انباشته[۳۱] قوانین مالیاتی بعضی از کشورها (سود تقسیم نشده بیش از حد) را منع کرده است. اگر چه سود تقسیم نشده بی رویه به طور مبهمی تعریف می شود؛ اما معمولا آن را ابقای سود مازاد بر نیازهای سرمایه گذاری حال و آینده شرکت می دانند .هدف قانونی مالیاتی آن ست که شرکت ها را از عدم تقسیم سود به دلیل اجتناب از پرداخت مالیات منع کند. چنانچه ادارات وصول مالیات بتواند مقدار قابل توجهی از سود تقسیم نشده مربوط راتشخیص دهند. نرخهای مالیات جریمه ای برای شرکت وضع خواهد کرد . هرگاه شرکتی موقعیت نقدی قابل توجهی برای خود به وجود آورد. باید دلایل محکمی برای ابقای این وجوه به مسئولین مالیاتی ارائه دهد. در غیر اینصورت باید وجوه اضافی را به شکل سود سهام بین سهامداران توزیع نماید. در قانون تجارت ایران موردی که مربوط به تقسیم سود می گردد، در لایحه قانونی مصوبه ۲۴ اسفند ماه ۱۳۴۷ به شرح زیر است: ماده ۲۳۷ – در این قانون سود خالص شرکت بدین صورت تعریف شده است( سود خالص شرکت در هر سال مالی عبارت است از درآمد حاصل در همان سال منهای تمام هزینه ها و استهلاکات و ذخیره ها.) ماده۲۳۸ – این قانون تصریح دارد که از سود خالص شرکت پس از وضع زیانهای وارده در سالهای قبل معادل ۲۰/۱ بر طبق ماده ۱۴۰ به عنوان اندوخته های قانونی منظور می گردد. هر تصمیمی خلاف این ماده باطل است . (وستون ، جی ، فرد ۱۳۷۴) ماده ۲۳۹ – سود قابل تقسیم عبارت است از، سود خالص سال مالی شرکت منهای زیانهای سالهای مالی قبل و اندوخته های قانونی مذکور در ماده ۲۳۸ و سایر اندوخته های اختیاری به علاوه سود قابل تقسیم سالهای قبل که تقسیم نشده است. ماده ۹۰- درصورتی که شرکت سود داشته باشد ،ملزم است که حداقل ۱۰ درصد آن را بین صاحبان سهام تقسیم نمایید. ماده ۲۴۰- در قسمتی از این ماده آمده است که «در هر حال ،پرداخت سود صاحبان سهام باید ظرف ۸ ماه پس از تصمیم مجمع عمومی نسبت به تقسیم سود انجام پذیرد». مدت ۸ ماهه ای که قانون گذار برای پرداخت سود سهام قائل شده است، به دلیل آنکه مدیران شرکت در طی این مدت بتوانند وضعیت نقدینگی خود را تنظیم نمایند. . در این موارد ، پیشنهاد شده است ،که صورت پیش بینی جریانات ورودی وخروجی نقدی شرکت، برای یک سال بعد تهیه شود ودر آن اثر تقسیم سود در نقدینگی شرکت مورد نظر قرار گیرد تا سهامداران ومدیران را در اخذ تصمیم بهتر یاری دهد. ۲-۶-۲) تئوری انتظارات[۳۲] واکنش قیمتهای بازار، به خاطر تصمیمات واقدامات مدیریت نیست ؛ بلکه انتظارات سرمایه گذاران درباره تصمیمات نهایی که توسط مدیریت اتخاذ می شود نیز مهم می باشد.. این انتظارات مبتنی برعوامل داخلی شرکت از جمله تصمیمات مربوط به سود سهام در سالهای گذشته ، درآمدهای مورد انتظار فعلی ، استراتژی های سرمایه گذاری وتصمیمات تأمین مالی واز طرف، دیگر عوامل دیگر خارجی مانند شرایط عمومی اقتصاد ، قدرت وضعف های صنعت وامکان تغییر در سیاستهای مالی دولت می باشند . اگر حجم سود سهام بیش از سال گذشته نباشد، ولی در حد مورد انتظار باشد ، قیمت بازار سهام تقریباً بدون تغییر باقی خواهد ماند. (سجادی ، ۱۳۷۷)
 اما اگر سودها بیشتر یا کمتر از میزان مورد انتظار باشند، آنگاه سرمایه گذاران انتظاراتشان را در مورد شرکت تجدید خواهند کرد . سرمایه گذاران معمولاً تصمیمات مربوط به تقسیم سود را به عنوان کلیدی برای تغییرات مورد انتظار در درآمدها به کار می برند . به عبارت دیگر تغییرات غیر منتظره در تقسیم سود حاوی اطلاعاتی درباره درآمدها وسایر عوامل مهم شرکت است . بنابراین اگر چنانچه بین تقسیم سود مورد انتظار تفاوتی وجود نداشته باشد ، ممکن است شاهد تغییرات زیادی در قیمت سهام باشیم . ۲-۶-۳) مروری برتئوریهای موجود در رابطه با اثرات سیاستهای تقسیم سود بر روی قیمت سهام سیاست تقسیم سود ، یک جنبه مهم مالی است، به دلیل اینکه در تعیین این سیاست است که مدیران تصمیم می گیرند از نتیجه کلی عملیات یعنی سود ، چه مبلغی بین سهامداران توزیع گردد وچه مبلغی از آن بصورت سود سنواتی در شرکت نگهداری شود . بازدهی کلی سرمایه گذاری سهامدار نیز از عوامل این تصمیم گیری یعنی سود سهام دریافتی وی وعایدی سرمایه (افزایش قیمت سهام طی دوره معین ) ناشی می گردد.( وستون ، جی ، ۱۳۷۴) بنابراین سود سهام دریافتی سهامدار یک عنصر مهم در بازده سرمایه گذاری سهامدارن در شرکت به شمار می رود . همچنین عایدی سرمایه یک منبع وجوه برای سرمایه گذاریهای شرکت می باشد. بنابراین مدیریت، با تضادی در تلفیق دو جنبه قرینه از تقسیم سود روبروست .مدیریت ممکن است در رابطه با این تصمیم به یکی از دو صورت کلی زیر عمل نماید :
-
- ابتدا پروژه های سرمایه گذاری مورد قبول شرکت را از طریق سود ، تأمین مالی کرده سپس باقیمانده آن را در صورت وجود بین سهامداران توزیع نماید . در این صورت سود سهام بعنوان یک باقیمانده انفعالی[۳۳] خواهد بود . این تصمیم مدیریت شرکت، احتمالاً به نوسانات شدید در پرداخت سود سهام از سالی به سال دیگر منجر می گردد.
- ابتدا سود مورد نظر خود را بین سهامداران تقسیم نموده وسپس باقیمانده را برای سرمایه گذاری مجدد استفاده نماید. اگر چنانچه وجوه باقیمانده برای تأمین مالی سرمایه گذاری ها ناکافی بود ، آن رااز منابع تأمین مالی خارجی مانند ایجاد بدهی ویا انتشار سهام جدید تأمین می نماید؛ در این حالت سود سهام به عنوان یک متغیر تصمیم فعال ، درآمده ومدیریت از این نحوه تصمیم گیری انتظار بازدهی بیشتر نسبت به نگهداری سود دارد . انتخاب از بین این دوشوق تصمیم از طرف مدیریت بستگی به این دارد، که هر تصمیم تا چه حد بربازده سهام عادی تأثیر خواهد گذاشت . در صورت انتخاب مورد ( ۱ ) مدیریت بازده سهام عادی را تابعی از تقسیم سود نمی داند . اگر بخواهیم این رابطه را به صورت ریاضی بیان کنیم خواهیم داشت : (وستون ، جی ، ۱۳۷۴)
Ri ≠ f ( p i) که در رابطه فوق : Ri بازده سرمایه گذاری برروی سهام عادی F: بیانگر یک رابطه تابعی است . pi : نرخ سود سهام پرداختی به سهم عادی . انتخاب مورد (۲ ) بیانگر این اعتقاد مدیریت است که بازده سهام تابعی از نرخ پرداختی سود می باشد که در این صورت خواهیم داشت . ( i Ri = f ( p اعتقاد مدیریت به یکی از دو رابطه فوق برمبنای نتایج تجزیه وتحلیل هایی است که وی در مورد عوامل تعیین کننده سیاست های تقسیم سود کسب می نماید. این عوامل در قسمت قبلی شرح داده شد . ۲-۷ )تئوریهای تقسیم سود تئوریسین های مالی نظریات خود رابا توجه به اینکه، به ارتباط بین سیاستهای تقسیم سود و ارزش سهام معتقد هستند، ویا به عدم وجود ارتباط بین آنها ، ارائه داده اند . بعضی از این صاحب نظران کوشیده اند با توسل به ریاضیات پیچیده وتحت شرایط بازار سرمایه کامل[۳۴] فرضیات خود رادر رابطه با بی ارتباطی بین تقسیم سود به اثبات رسانند . پیروان این مکتب به” Perfect Market School ” معروف هستند . عده ای دیگر به وجود نواقص در بازارهای واقعی اشاره داشته ومدعی هستند ،که به دلیل وجود این نواقص سیاست تقسیم سود نمی تواند در ارزش سهام بی تأثیر باشد . طرفداران این مکتب ” Imperfect Market School” مشهورند . در متون مالی نظریات این دو گروه به ترتیب تحت عنوان عدم ارتباط تقسیم سود [۳۵]ومربوط بودن تقسیم سود[۳۶]آمده است . ۲-۷-۱ ) نظریه عدم ارتباط تقسیم سود مولیانی و میلر (۱۹۶۱ ) در مقاله ای حاصل کار تئوریکی خود را ارائه دادند .آنها به این نتیجه رسیدند که سود پرداختی تأثیری بر روی قیمت سهام ندارد؛ وفقط سیاست سرمایه گذاری عاملی است، که می توان از طریق آن درآمد حاصله شرکت وبالنتیجه قیمت سهام آن را افزایش داد. در مقابل تصمیما ت مربوط به سرمایه گذاری ، نحوه تقسیم سود از ارزش چندانی برخوردار نبوده و بی اهمیت می باشد . نظریه آنها به” M-M “[37] شهرت یافته است . M-M تئوری خود را تحت فرضیاتی بیان نمودند که عبارتند : الف – بازار سرمایه در رقابت کامل قرار دارد یعنی :
-
- هیچ خریدار یا فروشنده ای آنقدر بزرگ نیست، که تأثیر قابل ملاحظه ای برقیمت حاکم بربازار بگذارد .
-
- کلیه سرمایه گذاران بدون هیچگونه هزینه ای وبه طور یکسان به اطلاعات مربوط به قیمت وسایر خصوصیات مربوط به سهام دسترسی دارند .
-
- هیچگونه هزینه داد وستد ، مالیات برانتقال سهم یا سایر هزینه های معاملاتی مربوط به خرید وفروش سهام وجود ندارد.
- هیچگونه تفاوت مالیات از نظر مالیات برافزایش قیمت ومالیات برسود سهام وجودندارد.
ب- سرمایه گذاران در بازار رفتار منطقی وعقلانی دارند یعنی :
-
- سرمایه گذاران همیشه ثروت بیشتر را به کمتر ترجیح می دهند . (وستون ، جی ، ۱۳۷۴)
-
- سرمایه گذاران نسبت به افزایش ثروت خود به شکل پرداخت نقدی در قیمت سهام خود بی تفاوت هستند.
-
- قیمت اوراق بهاداربرابراست با ارزش فعلی جریانات نقدی مورد انتظار.
- هیچگونه تضادی میان سهامداران ومدیران وجود ندارد زیرا هر دوگروه یکی هستند . این فرض حاکی از عدم وجود هزینه های نمایندگی است .
ج – سرمایه گذاران نسبت به برنامه آینده سرمایه گذاری وسود شرکت اطلاع کامل ندارند ودر اثر این اطمینان نیازی به تمایز بین سهام واوراق قرضه به عنوان وجوه موجود ندارد ومی توان به گونه ای عمل کرد که گویا یک وسیله تأمین مالی بیشتر وجود ندارد . M-M بخاطر سهولت در بحث خود این گونه وسیله تأمین مالی را سهام فرض نمودند . برای شروع تشریحات M-M در مورد سیاست های تقسیم سود لازم به نظرمی رسد .ابتدا مختصراً در مورد اعتقاد آنها در مورد تأثیر ساختار سرمایه که واقع مبانی برای نظریه بی ارتباطی تقسیم، در ارزش است توضیح داده شود . نظریه آنان در مورد ساختار سرمایه در واقع مبانی برای نظریه بی ارتباطی تقسیم سود به حساب می آید . M-M در مقاله ای (۱۹۵۸) بحث اکادمیک وجالبی را در مورد ساختارسرمایه ارائه دادند که، نتایج آن نشانگر این است که، ارزش کلی شرکت به ساختار سرمایه آن بستگی ندارد. به دلیل اینکه هزینه متوسط سرمایه هر شرکت بطورکامل مستقل از ساختارسرمایه آن تعیین می شود . (وستون ، جی ، ۱۳۷۴) نظریات آنان برمبنای فرضیات زیر ارائه گردیده است .
-
- در بازار رقابت کامل، سرمایه وجود دارد ودرآن سرمایه گذار اطلاعات کامل داشته وعقلانی رفتارمی کند، هزینه های کارگزاری وانتشار سهام وجود ندارد .
-
- سرمایه گذار در مورد سود آوری آتی شرکت اطمینان کامل دارد .
-
- تمامی شرکتها می توانند به گروه های متجانسی از نظر ریسک تجاری تقسیم نمود. درآمدهای ایجاد شده توسط داراییهای یک شرکت به خصوص که در یک طبقه خاص از نظر ریسک قراردارد دارای همان درجه از ریسکی است ،که درآمدهای ایجاد شده دارایی های سایر شرکتها
-
- مالیات بردرآمد شخصی ومالیات بردرآمد شرکت وجود ندارد .
-
- شرکتها وافراد قادرند بدهی های خود رابدون محدودیت ، در نرخ بهره ثابتی افزایش دهند .
- سهامداران در مورد اهرم شخصی واهرم مالی بی تفاوت هستند .
با فرضیات فوق M-M به این نتیجه رسیدند که موضوعات زیر برقرار می باشند:
- ارزش کلی شرکت وهزینه سرمایه آن وابسته به ساختارسرمایه شرکت نمی باشد . ارزش بازار شرکت بوسیله تنزیل جریان درآمدی ناشی از عملیات با نرخ مرتبط با ریسک آن شرکت تعیین می شود . یعنی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
کشیدگی
-۱۳۲٫۵۶۶
-۰٫۵۳۰
-۱۷٫۱۹۰
-۵٫۴۴۴
-۶٫۱۴۴
-۴٫۵۶۹
-۴٫۹۲۲
-۲٫۷۴۵
-۱٫۳۱۶
-۱٫۶۳۳
مینیمم
۱۱۱۸٫۱۹۲
۰٫۳۵۵
۱۰٫۹۳۶
۶٫۲۱۸
۶٫۰۹۷
۵٫۹۸۲
۵٫۹۲۱
۲٫۹۳۱
۴٫۶۸۴
۳۱٫۵۹۲
ماکزیمم
BV: ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام، E: سودعملیاتی، TACC: اقلام تعهدی که برابر است با سودعملیاتی منهای جریان نقد عملیاتی، CACC: اقلام تعهدی جاری، NCACC: اقلام تعهدی غیرجاری، FF: جریان وجوه آزاد که برابر است با مجموع جریانات وجه نقد عملیاتی و اقلام تعهدی جاری، OI: سایر اطلاعات محاسبه شده بر اساس الگوی اکبر و همکاران، Div: سود تقسیمی، ER: افزایش سرمایه که برابر است با تعداد سهام سال t منهای تعداد سهام سال t-1
مطابق با نتایج جدول ۴-۱ میانگین و میانهی دادهها به جز در متغیر افزایش سرمایه(ER) دارای تفاوت اندکی با یکدیگر هستند و این نتیجه میتواند بیانگر این باشد که احتمالاً توزیع متغیرهای نمونه نزدیک به توزیع نرمال است زیرا در توزیع نرمال میانگین و میانه مشاهدات یا بر هم منطبق هستند و یا تفاوت بسیار اندکی با یکدیگر دارند؛ وجود تفاوت زیاد بین مقادیر میانه و میانگین مشاهدات در متغیر افزایش سرمایه، بیانگر این است که نمونه مشاهدات دارای مقادیر پراکنده(دور افتاده) هستند.کمتر بودن میانگین اقلام تعهدی غیرجاری با مقدار -۰۵۳/۰ نسبت به اقلام تعهدی جاری با میانگین ۱۷۲/۰، حاکی از آن است که تمایل مدیریت بیشتر به کاربرد اقلام تعهدی است که بر حسابهای سرمایه در گردش تأثیر دارند نه اقلام تعهدی بلندمدت که با حساب اموال و ماشینآلات و تجهیزات سرو کار دارد. همچنین کمتر بودن میانگین کل اقلام تعهدی نسبت به جریانات نقدعملیاتی نیز میتواند بیانگر بالا بودن کیفیت سودباشد. زیرا بطور متوسط قسمت اعظم سود را جریانات نقدعملیاتی تشکیل داده است. همچنین مثبت بودن میانگین متغیر سودخالص و جریانات نقدعملیاتی حاکی از آن است که به طور متوسط این مقادیر رشد مثبت داشتهاند.
 همانطور که از نتایج جدول ۴-۱ مشخص است متغیر افزایش سرمایه انحراف معیار بالایی دارد بنابراین میتوان نتیجه گرفت که پراکندگی در مشاهدات بالا است. این پراکندگی میتواند به سبب وجود پراکندگی شرکتها در سطح صنایع مختلف باشد به عبارت دیگر اگر مشاهدات در سطح یک صنعت خاص جمع آوری شود احتمالاً این میزان پراکندگی در دادهها بوجود نمیآید. در الگوهای تحقیق برای یکسانسازی دادهها کله مشاهدات بر ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام در انتهای سال t تقسیم شده است. معیار چولگی[۶۹] انحراف نمونه از توزیع متقارن(نرمال) را نشان میدهد. این ضریب در توزیع نرمال برابر صفر است و مقادیر کمتر از صفرچولگی به سمت چپ و مقادیر بیشتر از صفر چولگی به سمت راست را نشان میدهند. در متغیرهای این تحقیق به جز متغیر سایر اطلاعات، همه متغیرها چوله به راست هستند یعنی پراکندگی دادهها در سمت راست بیشتر است. میزان چولگی متغیر جریان وجه نقد آزاد با مقدار ۰۷/. زیر ۱/۰ قرار دارد و بنابراین دارمیزان چولگی آن با توزع نرمال برابر است. ضریب چولگی در متغیرهای سودتقسیمی، افزایش سرمایه، ارزش بازار شرکت و جریان وجه نقدعملیاتی بیشتر از ۸/. است بنابراین توزیع این متغیرها دارای تفاوت فاحش با توزیع نرمال است.. اگرچه توزیع متغیرها نرمال نیست؛ اما با توجه به قاعده بزرگ بودن حجم نمونه میتوان از نرمال نبودن متغیرها چشم پوشی کرد. ضریب کشیدگی[۷۰] شاخص سنجش میزان پراکندگی نمونه نسبت به توزیع نرمال است. این ضریب در توزیع نرمال برابر صفر و مقادیر کمتر از صفر بیان میکند که تمرکز مقادیر نمونه حول میانگین، از توزیع نرمال کمتر است. در متغیرهای تحقیق همهی ضرایب کشیدگی مثبت هستند به عبارتی پراکندگی توزیع متغیرهای نمونه از توزیع نرمال کمتر و تمرکز دادهها حول میانگین از توزیع نرمال بیشتر است. ۴-۴ همبستگی متغیرهای تحقیق برای بیان رابطه خطی دو متغیر که با بهره گرفتن از مقیاس فاصله ای اندازه گیری شدهاند از ضریب همبستگی پیرسون استفاده میشود. علامت ضریب نشان دهندهی جهت همبستگی به صورت مثبت یا منفی است و مقدار ضریب همبستگی هر چه به یک نزدیکتر باشد، میزان وابستگی دو متغیر بیشتر می شود. مشهورترین ضریب همبستگی، همبستگی پیرسون[۷۱] است. جدول۴-۲: ضریب همبستگی پیرسون بین متغیرهای تحقیق
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۴
تاسیس نهادهای مسئول برای مرحله عملی امرو نهی
ستاد احیای امر به معروف
۵
ایجادشبکههای تخصصی مربیان آمر و ناهی
ستاد احیای امر به معروف ونهی ازمنکر
۶
ایجاد و مدیریت شبکههای حامی امر به معروف و نهی از منکر
ستاد احیای امر به معروف ونهی ازمنکر
۷
ایجاد شبکههای ترویجی
تحت نظر ستاد احیای امر به معروف ونهی ازمنکر
۱- بازسازی و ساختارسازی نهاد متولی امر به معروف و نهی از منکر در این بخش دو اصلاح ساختاری و اساسی مدنظر است؛ اولا بازنگری روی ساختار سازمانی و اصلاحات عمیق در نهاد متولی امر به معروف و نهی از منکر. کلیهی نهادهایی که به نحوی با بحث امر به معروف مرتبط هستند میبایست بهگونهای به صورت سازمانی با این نهاد مرکزی مرتبط شوند.
 ثانیا بازنگری روی اختیارات و مسئولیتهای این نهاد مرکزی. در واقع میبایست با ایجاد یک ستاد عظیم (یا بازنگری روی ساختار ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر) به گونهای تلاش شود تا یک مجموعه با اختیارات کافی و ارتباط با همهی نهادهای مسئول ایجاد گردد و این مجموعه بتواند به مدیریت فرایند امر به معروف و نهی از منکر در کشور بپردازد. از سوی دیگر میبایست نهادهای بازخواستکنندهی کشور و سازمان های نظارتی بر عملکرد این ستاد نظارت دقیق و موشکافانه داشته باشند. ۲- تبیین، تبلیغ، ضرورتشناسی و آموزش امر به معروف و نهی از منکر این حوزه که مختص مجموعه نهادهای آموزشی کشور است، همهی سازمانهای اثرگذار در جامعه را در برمی گیرد که عمدهی آنها عبارتند از: – صدا و سیما – آموزش و پرورش – وزارت علوم – وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی – و… در حقیقت وظیفهی این نهادها عبارت است از: – تعریف و معرفی امر به معروف و نهی از منکر و مفهومشناسی آن (به روشهای مستقیم مانند کلاس و کتاب، روشهای غیرمستقیم مانند فیلم و …) – تبلیغ وضرورتشناسی امربه معروف و نهی ازمنکر وحساسکردن جامعهی دینیکشور نسبت به آن – آموزش امربه معروف و نهی از منکر(به روشهای مستقیم و غیرمستقیم، چگونگی، مراتب، حد و مرزها، مخاطبان، زمان و مکان مناسب، الزامات، آسیبها و… ( ۳- ایجاد زمینههای قانونی لازم برای حمایت از آمران و ناهیان مجلس شورای اسلامی و سایر نهادهای قانون گذار کشور میبایست به ایجاد قوانین کافی و محکم برای حمایت از آمران و ناهیان اقدام کنند. این حمایت میبایست دو شکل را شامل شود: الف) حمایت از آمر و ناهی هنگامی که بحث به مورد اختلافی برسد: در واقع اگر شخصی در مقابل امر و نهی مقاومت کند، میبایست به شکل محکم از آمر و ناهی دفاع شود تا پس از چند برخورد، زمینهی برخورد متخطیان با آمران و ناهیان عمومی برچیده شود. متاسفانه پدیدهای مانند چاقوخوردن و جراحت آمران و ناهیان که در سالیان اخیر شاهد بوده ایم، تماما نتیجهی این امر میباشد که مقاومت در مقابل آمر و ناهی هیچ هزینهای برای افراد خاطی در بر نداشتهاست.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۲-۱۰-۲ نظم دانشآموزان فضا را مناسبتر میکند حتماً برایتان اتفاق افتاده که وقتی از نزدیکی کلاسهایی عبور میکنید که پر از سر وصداست، با خود میگویید افراد در چنین کلاسهایی چگونه میتوانند چیزی یاد بگیرند و یا خدا عجب صبری به معلم آنها داده است. در عوض وقتی کلاس منظم و آرامی را میبینید که دانشآموز و معلم هریک بهخوبی مشغول انجام وظایف محوله هستند ترجیح میدهید بایستید و از محیط بهرهمند شوید. برقراری مؤثر نظم در کلاس درس بخش الزامی در روند آموزش و تحصیل است. درصورتی که بینظمی بر کلاس درس حکمفرما باشد، معلم و دانشآموز هردو آسیب میبینند. معلم قادر به تمرکز کافی برآگاهیها و اندوخته ها نخواهد بود و از آنجا که آرامش لازم را ندارد قادر به انتقال مفاهیم به دانشآموزان هم نیست. از طرفی با دانشآموزان نیز نمیتواند رابطهای دو جانبه ایجاد کند و زمانی که شنونده خوبی نباشد، مطالب از هماهنگی و پیوستگی لازم خارج میشوند (ملکی،۱۳۷۲،ص۳۶). دانشآموز نیز کنترلی بر رفتار و اعمال خود ندارد و نمیتواند به درس و مطالب ارائه شده توجه کند، پس با نوعی حالت گیجی روبهرو شده و زمانی که مفاهیم اصلی درس را نیآموزد، نمیتواند تکالیف خود را به نحو احسن انجام دهد. از این رو عصبی و مضطرب میشود و آرامش فکری لازم برای کارایی بعدی بهتری را نیز از دست می دهد. اما بهراستی مسئولیت این برقراری و ایجاد نظم با چه کسی است. آیا معلم به تنهایی قادر است یا وقت کافی دارد تا به حدود ۲۰ الی ۳۰ نفر یا بیشتر در کلاس درس انضباط دهد؟
 برخی از والدین تصور میکنند فرزندانشان تا پیش از رسیدن به سن مدرسه باید آزاد و راحت هرکاری میخواهند انجام دهند و وقتی به مدرسه بروند معلم آموزشهای لازم را به آنها میدهد، درصورتی که این طور نیست. باید زمینه این کار پیش از مدرسه آماده شود تا آموزشهای معلم بازده عملی و کاربردی مناسبی داشته باشد. والدین گرامی باید به فرزندان خود آداب اجتماعی را یاد بدهند تا فرزندان نیز مسئولیت رفتار و کردار خود را بپذیرند و پاسخگوی آن باشند (کمالی،۱۳۸۷،ص۶۳).
 ممکن است این سوال پیش آید که آیا برقراری نظم به پیشرفت روند آموزشی کمک می کند یا خیر؟ پاسخ مثبت است. وقتی دانشآموزان متعهد به وظایف خود باشند و بدانند چه توقع و انتظاری از آنها میرود، بهتر قوانین را رعایت میکنند و فضای آرامش بر کلاس حکمفرما میشود. معلم نیز با حضور ذهن بهتر کار میکند و افراد در فضای کلاس تجربه زندگی اجتماعی واقعی را کرده و از آن لذت می برند. و اما آنچه معلمان زن گرامی در کلاس انجام میدهند، به دنبال خودداری از برخی مسائل با انجام برخی دیگر انجام میشود و موجب تقویت و دوام نظم میگردد. البته در هر کلاسی صرف نظر از مهارت و آگاهی معلم برخی مشکلات ناشی از بینظمی ایجاد میشود، اما معلم با تدبیر خود میتواند شدت و تکرار آنها را کاهش دهد (براهنی،۱۳۷۰،ص۱۰۱). ۲-۲-۱۰-۳ هنر معلم فقط در آموزش نیست کلاس درس واژهای است که ابتدا همه را به یاد آموزش میاندازد، اما فقط یکی از هنرهای معلمان زن آموزش است. به عقیده بسیاری از کارشناسان شاید آموزش خیلی سخت نباشد، اما آنچه کار معلمی را سخت و پرمشقت میکند ایجاد فضای آموزش و یافتن شیوه های مناسب برای جلب و جذب دانش آموزان است. معلمان زن همیشه تمام تلاش خود را به منظور موفقیت هر چه بیشتر دانشآموزان انجام میدهند. با این حال همه دانشآموزان موفق نیستند. باید پذیرفت که استعداد افراد با یکدیگر فرق دارد و راه های یادگیری نیز متفاوت است. برخی دانشآموزان بسیار با استعدادند و سریع یاد میگیرند و برخی نیاز به کار و تمرین بیشتری دارند ۲-۲-۱۰-۴ معلمان زن با استرسهای گوناگونی مواجه هستند کار معلمی تنها یک شغل نیست زیرا با فکر و ذهن و روح افراد ارتباط دارد. معلم باید مسائل و مشکلات عاطفی، خانوادگی، مالی و شغلی خود را در لایه های زیرین وجودش گذاشته و وقتی وارد کلاس میشود ظاهر او به گونهای باشد که گویی همه چیز عالی است. بدیهی است که این کار از عهده هر صاحب علم و تجربهای بر نمیآید.تحقیقات نشان داده معلمان زن مقطع دبستان و پیشدبستانی تحت تأثیر سن و سال بچهها و ساعات طولانی و پرکار تحت استرس بیشتری قرار دارند. محققان دانشگاه ییل اعلام کردهاند که شرایط خاص کلاس در مقاطع دبستان و پیشدبستانی و نیاز به توجهات همهجانبه معلم اعم از علمی و مهارتی و محبتی فشار روحی بیشتری بر معلمان زن وارد میکند. معلمان زنی که در مقاطع دبستان و پیشدبستانی مشغول کار هستند در حدود ۱۴ درصد استرس دارند، در صورتی که معلمان زن در مقطع دبیرستان در حدود ۹ درصد استرس دارند. البته بخشی از این استرس نیز میتواند مربوط به ساعات کار و روزهای کاری معلمان زن باشد، زیرا در دبیرستان معلمان زن هر روز و تمام ساعات نباید سرکار باشند و همین مسأله زمینهساز آرامش و استراحت بیشتر برای آنها است. تعداد دانشآموزان نیز در استرس معلمان زن تأثیر دارد. به عبارت دیگر عموماً در مقطع ابتدایی تعداد دانشآموزان در هر کلاس به مراتب بیشتر از مقاطع دیگر است و همین تعداد زیاد دانش آموزان مشکلاتی را در برقراری نظم و آموزش متمرکز معلمان زن ایجاد میکند. همچنین دانشآموزان در این مقطع تا حدی وابسته به والدین هستند و رفتارهای استقلال طلبانه آنها در حال شکلگیری است و همین موضوع نیازمند توجه و انرژی بیشتر معلمان زن است (احمدی،پاشا،۱۳۷۸). بررسیها نشان داده معلمان زنی که حدود ۱۲ تا ۱۵ دانشآموز در هر کلاس دارند، نسبت به گروهی که بالای ۱۸ تا ۲۰ دانشآموز دارند تحت استرس بیشتری هستند. چنانچه معلمان زن در سطوح بالاتر از دبستان کار کنند، اما تعداد کلاسهایی که باید در هر روز داشته باشند زیاد و پشت سر هم باشد نیز میزان قابل توجهی بر استرس آنها میافزاید. ۲-۲-۱۰-۵ کنترل کلاس[۵۵] اما آنچه میان تمام دانشآموزان در تمام سطوح مشترک است نیاز به انگیزه و علاقه به محیط کلاس است. این مسأله بسیار مهم است که معلم چگونه در ذهن دانشآموز جای بگیرد. به همین دلیل است که افراد با وجود تحصیلات و آگاهی و سطح علمی بالا در موقع استخدام به کار به منظور تدریس مورد انتخاب و گزینش واقع میشوند و با آنها مصاحبه میشود. اکثراً این مصاحبهها نیز توسط افراد مجرب انجام میپذیرد تا مشخص شود که به قول معروف خون معلمی در رگهای این فرد هست یا خیر. قدرت کنترل و به دستگیری کلاس از هنرهای معلمان زن است. تن و لحن صدای معلم مؤثر است. این که معلم بداند چه مواقعی تن صدای خود را بالا و پایین ببرد تا توجه دانشآموزان را جلب کند، اهمیت قابل ملاحظهای دارد (طاهری،۱۳۸۸،ص۵۲). بسیاری از کارشناسان تحصیلی عقیده دارند اگر معلمی تا ۴ جلسه اول توانست کلاس را کنترل کرده و در دست بگیرد تا آخر سال کلاس را در دست دارد و در غیر این صورت اختیار کلاس از دست او در رفته و دانشآموزان نسبت به وی و درسی که میآموزد احساس تعهد نخواهند کرد. ۲-۲-۱۰-۶ برقراری ارتباط با دانشآموزان از نکات بسیار مهم در ایجاد محیط آموزش آرامش دانشآموزان است. اگر دانشآموزان در کلاس احساس آرامش نکنند، زحمات معلمان زن گرامی به بار نخواهد نشست. نحوه رفتار، گفتار و حتی نگاه معلم در این باره تأثیر ویژهای دارد. اگر جو اضطراب و تحکیم بر کلاس حاکم باشد یا در مقابل هیچ کنترلی نباشد و کلاس خستهکننده شود دچار هرج و مرج شده و در نهایت به عدم توجه به مطالب ارائه شده میانجامد. یکی از مسائل قابل ذکر در هنر معلمان زن سهیمکردن تمام دانشآموزان در کلاس و فعالیتهای آموزشی است. در این میان حتی میتواند دانشآموزان نافرمان و بازیگوش را با دادن مسوولیتهای گوناگون نظیر کنترل تکالیف، حضور و غیاب، توزیع و جمعآوری برگههای امتحانی و ارتباط با دفتر مدرسه تحت کنترل درآورد. توجه معلم به دانشآموزان تأثیر قابل ملاحظهای بر آنها دارد. حتی یک نگاه یا تشویق زبانی ساده یا انتقاد در خلوت و به دور از مطرحشدن در جمع دانشآموزان بسیار میتواند مؤثر واقع شود. گاهی اوقات معلم سوالی میپرسد که چند تن از دانشآموزان داوطلبانه پاسخ میدهند. در این میان احتمالاً چندین پاسخ اشتباه است، اما راه مناسب در برخورد این است که معلم تمام پاسخها را بشنود و با شنیدن پاسخ اشتباه آن را نفی نکند. پس از اتمام پاسخ درست را با تشویق دانشآموز مورد نظر بیان کند. به این ترتیب دانشآموزان انگیزه لازم برای شرکت در مباحث کلاس و فکر کردن به منظور یافتن راه حلها و پاسخهای مناسب را از دست نمیدهند و همواره رقابتی سالم در پیشرفت خواهند داشت. از طرف دیگر نحوه صحبت معلم با وجود این که الگوی دانشآموزان است، اما بهتر است در حد سن و سال و شرایط دانشآموزان باشد. برای مثال بهتر است معلمان زن گرامی در مثالهایشان از مواردی قابل لمس برای شاگردانشان استفاده کنند که مورد توجه و علاقه آنها نیز باشد و توجه آنها را به مسأله افزایش دهد. به عنوان نمونه در میان دانشآموزان پسر دبستانی که فوتبال و مسابقه و رقابت جایگاه ویژهای دارد، میتوان برای مرور درسها در انتهای وقت کلاس گروهبندی کرد و گروه ها را با عنوان تیمهای گوناگون ورزشی نامید. سپس سوالها را از تیمها پرسید. در این صورت دانشآموزانی که در هرتیم حضور دارند، به منظور بالارفتن رتبه تیمشان سعی بیشتری در پاسخ دادن خواهند کرد و بهتدریج از قبل با مطالعه بیشتر خود را آمادهتر میکنند (کمالی،۱۳۸۷، ص۲۵). توجه معلم به مسائل و ویژگیهای فردی دانشآموزان نیز از جمله مواردی است که آنها را تشویق به حضور مؤثرتر در کلاس درس میکند. نحوه برخورد معلم با دانشآموز خجالتی و بیپروا متفاوت است و نحوه تشویق و تنبیهها نیز گوناگون اعمال میشود و این خود از جمله هنرهای معلمان زن سختکوش و گرامی است. یکی از بهترین کارهایی که یک معلم میتواند انجام دهد این است که شاگردانش را باور کند و آنها را دست کم نگیرد. اگر به هر یک از شاگردان با توجه به علایقشان موضوعی برای تحقیق داده شود تا به بررسی و مطالعه آن بپردازند، کلاس شاداب و سرزنده خواهد بود. برای مثال اگر هریک از دانشآموزان مدتی وقت داشته باشد تا سر فرصت به تحقیق درباره حیوان مورد علاقه خود بپردازد و آن را از جهت زیستگاه، نوع خوراک، وسیله دفاع، زمان تولیدمثل و موارد دیگر مورد بررسی قرار دهد و موضوع هر نفر هم با دیگری فرق داشته باشد، نتیجه بهتر دارد و ماندگاری آن در ذهن طولانیتر است. وقتی بچهها از چیزی هیجان زده هستند، بهترین وقت صحبت و آموزش به آنهاست. حتی اگر موضوع تولد یک کودک دیگر در خانواده باشد میتوان در این زمان هیجان مسائل بسیاری از جمله کمک به همنوع، محبت به خانواده و نحوه رفتار در تعاملها را آموزش داد. تمامی اینها به همراه بسیاری از مسائل حاشیهای و رفتار با دانشآموزانی از خانواده ها و شخصیتهای متفاوت، موجب متمایز کردن شغل معلمی با سایر مشاغل است و همینجاست که ارزش معلم مشخص میشود (کمالی،۱۳۸۷،ص۲۶). کارهایی که یک معلم باید در کلاس از آنها پرهیز نماید: ۱- دوست شدن افراطی با شاگردان وقتی که در کلاس هستید: رفتار دوستانه لازمهی تدریس موفق در کلاس است اما دوستی با شاگردان یک بده بستان پایاپای را می طلبد که این برای یک معلم صورت خوشی نخواهد داشت و شما را در شرایط سختی قرار خواهد داد. ۲- توقف درس و درگیرکردن دانشآموزان به مسائل کماهمیت: هنگامی که دانشآموزان روی مسائل کماهمیت با هم درگیر میشوند دیگر جایی برای رقابت سالم باقی نخواهد ماند. ۳- تحقیر دانشآموزان و وادار آنان به کاری که شما از او میخواهید: تحقیر تکنیک فوقالعاده وحشتناک و زشتی است که یک معلم میتواند انجام دهد. ممکن است به قدری ناراحت و عصبانی شوند تا در جستجوی راههایی برای تلافیکردن برآیند و این اعتماد آنان را به شما کم خواهد کرد. ۴- فریاد زدن در کلاس: وقتی فریاد میکشید شما مبارزه را باختهاید. این بدان معنانیست که شما نباید گاهگاهی صدای خود را بلند کنید. اما معلمان زنی که مکرراً فریاد میزنند هرگز نخواهند توانست کلاس خود را به خوبی اداره کنند. ۵- برخورد متفاوت با شاگردان: عدالت در کلاس از اهم موضوعات تدریس و کلاسداریست. سعی کنید در کلاس نسبت به همهی دانشآموزان نظر یکسان و عدالت محور داشته باشید هستید و کودکانی وجود دارند که شما آنها را بیش از دیگران دوست دارید اما باید سعی کنید هرگز این حالت در کلاس رخ ندهد. همهی دانشآموزان را یکسان صدا بزنید. مجازات شاگردانی را که دوست دارید کاهش ندهید. ۶- وضع قوانینی که اساساً ناعادلانه هستند: بعضی وقتها قوانین خود به خود میتوانند شما را در موقعیتهای بدی قرار دهند، مثلاً، اگر یک معلم قانونی وضع کند که براساس آن پس از زنگ هیچ کاری برای انجام دادن وجود نداشته باشد این قانون میتواند یک موقعیت مشکلی را ایجاد کند حال اگر یک شاگرد دلیل منطقی داشته باشد چه میشود؟ از این گونه موقعیتها باید به شدت پرهیز کرد. ۷- سپردن کنترل خود به دست شاگردان: هر تصمیمی در کلاس باید به دلایلی توسط شخص شما اتخاذ شود. بهطور مثال شاگردان سعی میکنند از دست امتحان رها شوند. اما شما نباید بگذارید که چنین اتفاقی بیافتد مگر اینکه دلیل منطقی وجود داشته باشد. اگر شما به همهی تقاضاها جواب مثبت دهید و تسلیم شوید به راحتی کنترل کلاس را از دست خواهید داد. ۸- غیبت و شکوه از همکاران و معلمان زن دیگر نزد دانشآموزان اغلب اتفاق میافتد که شما مطالبی را از شاگردان میشنوید دربارهی معلمان زنی که فکر میکنید تدریس خوبی ندارند اما شما باید از بحث در این مورد پرهیز کنید و ایدههای خود را به خود معلمان زن یا به مدیر انتقال دهید آنچه که به شاگردانتان میگویید محرمانه نیست و پخش میشود. ۹- نمره دادن بدون استدلال منطقی:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
باطل گرایان برای از میان بردن حق و حقیقت در جامعه و زیر پا گذاشتن حدود الهی، زشتی ها و منکرات را در جامعه گسترش می دهند. و در مقابل حق گروان و در رأس ایشان حضرت ولی عصر برای حاکم ساختن عدالت در همه سطوح و لایه های پنهان و پیدای جامعه اجرای حدود الهی را توسعه می دهند. لازمه گسترش عدالت در همه سطوح مختلف جامعه اجرای کامل حدود الهی است. تا امروز، به دلایل مختلف، احکام الهی به طور کامل پیاده نشده، به همین خاطر امکان برقراری عدالت واقعی وجود نداشته است. امّا در دوران عید حقیقی ظهور، تمامی احکام به دست حضرت مهدی اقامه می شود و عدالت واقعی حکم فرما خواهد شد؛ آن طور که خدا می خواهد. لذا در دعایی که بوسیله عمری از حضرت مهدی روایت شده چنین آمده است: «وَ اقم به الحدود المُعَطّله و الأحکام المُهمَله؛ و برپا کن بواسطه او حدودی که تعطیل مانده و احکامی که اجرا نشده است.»[۴۴۹] و در کتاب کمال الدین از امام صادق ضمن تشریح زمان ظهور آن حضرت آمده: «و در آن زمان حدود الهی بر پا می شود.»[۴۵۰] عمار ساباطی می گوید: به امام صادق عرض کردم: فدایت گردم چرا ما در این زمان، آرزو کنیم که از یاران امام قائم در دوران آشکاری حق باشیم، و حال آنکه ما در این روزگار که در (دوران ) امامت شما و پیروی از شما بسر می بریم، کارهایمان افضل از اعمال یاران دولت حق است؟ امام گفت: سبحان الله ! آیا دوست ندارید که خدای بزرگ حق و عدالت را در آبادی ها آشکار سازد و… حدود الهی میان مردم اجرا شود و خداوند حق را به اهلش باز گرداند و ایشان آن را آشکار کنند، تا اینکه هیچ چیز از حق، برای بیم از هیچ یک از مردمان، پنهان نگهداشته نشود.»[۴۵۱]
 محمد حکیمی در توضیح روایت بالا می گوید: «امنیت اجتماعی از این رهگذرها تأمین می شود: حق و عدل آشکار می گردد، حدود الهی جاری می شود، کمترین حق به دلیل ترس از افراد و اشخاص پوشیده نمی ماند. این فراز از تعلیم امام صادق با اهمیت ترین ساختار اجتماعی را روشن می سازد و مفهوم واقعی امنیت اجتماعی را بطور دقیق تبیین می کند. امنیت واقعی هنگامی بر اجتماعی پرتو می افکند که ذره ای از حقوق پنهان نماند و هیچ قدرت و مقام و فردی در هر طبقه اجتماعی، مانع اعطای حق و اظهار حق نشود. این آرمان والا آنگاه تحقق می یابد که اثری از آثار طبقات سلطه گر و زورمند و زر به دست برجای نماند و جامعه و مردم در جریانی طبیعی و انسانی به زندگی ادامه دهند.»[۴۵۲]
 ۳- دستگاه قضایی بدون شکایت هیچ نوع اشتباه و انحرافی به ساحت مقدس امام معصوم و پیشوای عدالت گستر راه ندارد برای چنین انسان والایی که مؤید به علم لدّنی است، سخت نیست که براساس آگاهی و اطلاعات شخصی خویش درباره امور و رخدادها، داوری نماید. او هرگز منتظر گواهی گواهان و اقامه ی دلایل و مدارک از سوی مدعی نمی ماند و بر سوگندهای دروغین از سوی طرفین، بهایی نمی دهد و آنچه حق و عدالت است آن را ملاک قرار داده و براساس آن داوری می نماید. با توجه به این دو نکته اساسی که اولا: امام مهدی اصلاحگر بزرگی است که زمین و زمان را سرشار از عدل و داد می کند و ثانیا: علاوه بر تمامی آگاهی ها و اطلاعات و معیارها، براساس آگاهی و اطلاعات شخصی خویش، داوری و حکومت می نماید؛ این واقعیت دریافت می گردد که آن حضرت، تبهکاران و آدمکشان و مجرمان را براساس عدالت و به منظور اصلاح جامعه به کیفر شایسته و عادلانه ی گناهانشان می رساند، خواه آثار و دلایل و مدارک جرم موجود باشد و یا آن را از بین برده باشند و طبق موازین عادی ثابت نشود و گواه و بینه اقامه نگردد. و آنگاه است که هر جنایتکاری به هنگام وسوسه ی نفس و تصمیم به گناه، خوب می داند که زمامدار دادگستر جامعه از جنایت او آگاه می شود و او را به کیفر عادلانه اش می رساند. درست در این شرایط است که همین احساس و وضعیت خاص، همه ی جنایتکاران را از ارتکاب جرائم مانع می شود. شاید این یکی از جهاتی باشد که مردم از هر انحرافی در ابعاد گوناگون زندگی می پرهیزند از چیزهایی که این مطلب را تأیید می کند روایت رسیده از امام صادق است که می فرماید: «بینا الرجل علی رأس القائم یأمر و ینهی اذ أمر (الامام) بضرب عنقه فلا یبقی بین الخافقین شی ء الا خافه»؛[۴۵۳] گاه اتفاق می افتد که فردی در کنار مهدی ایستاده و سخن می گوید و آن حضرت دستور می دهد گردنش را (بخاطر جنایت مخفیانه اش) بزنند و آنگاه است که در شرق و غرب جنایتکاری نمی ماند، مگر از آن پیشوای عدالت گستر و آگاه حساب می برد. این روایت به این مطلب تصریح می کند که امام مهدی هر گناهکاری که در خور کیفر باشد – براساس علم امامت – کیفر می کند و منتظر این نمی ماند که از او شکایت شود یا گواهان گواهی دهند. و بدینسان شرایطی پدید می آید که هیچ کس جرأت ستم و قانون شکنی و گناه در خود نمی بیند و زمین از عدالت و آزادی و دادگری و امنیت و رفاه و سعادت لبریز می شود.[۴۵۴] روایات بیانگر این واقعیت، بسیار است که ما تنها نمونه هایی را می آوریم: ۱٫ امام باقر فرمود: «اذا قام قائم آل محمد حکم بحکم داود و لا یسأل البینه؛ هنگامی که قائم ما قیام کند به سبک داود حکومت و داوری خواهد کرد و گواه و دلیل نخواهد خواست.»[۴۵۵] ۲٫ امام صادق فرمود: «لا تذهب الدنیا حتی یخرج رجل منی، یحکم بحکومه آل داود و لا یسأل البینه، یعطی کل نفس حقها…؛ دنیا به پایان نخواهد رسید تا بزرگمردی از خاندان ما قیام نماید. او به سبک خاندان داود حکومت و داوری خواهد کرد و از دلایل و گواهان نخواهد پرسید، حق هر کس را به او اعطا خواهد کرد….» [۴۵۶] ۳٫ و در روایت دیگر فرمود: «ثم یأمر منادیا ینادی: هذا المهدی! یقضی بقضاء داود و سلیمان و لا یسأل علی ذلک بینه…؛ پس ندا کننده ای به دستور او ندا می دهد که: «هان ای مردم! این پیشوای عدالت گستر، مهدی است. او به سبک داود و سلیمان داوری می کند و گواه و دلیل نمی خواهد چرا که خود از همه چیز آگاه است.»[۴۵۷] ۴٫ و نیز فرمود: «اذا قام قائم آل محمد حکم بین الناس بحکم داود، لا یحتاج الی بینه یلهمه الله تعالی فیحکم بعلمه و یخبر کل قوم بما استبطنوه…؛ هنگامی که قائم آل محمد قیام نماید میان مردم به سبک داود حکومت و داوری خواهد کرد و نیازی به دلیل و برهان ندارد خداوند به او الهام می کند و او با علم و آگاهی خویش، داوری و حکومت می کند و هر گروهی را از آنچه نهان می دارند، باخبر می سازد.»[۴۵۸] نتیجه گیری: به نظر می رسد با بیان شاخص های عدالت سیاسی از دیدگاه روایات جریان آن در دوران ظهور ثابت و مشخص گردد. امام زمان با برپایی حکومت واحد جهانی و حاکمیت توحید عدالت سیاسی را بر جهان حکم فرما خواهند کرد، در آن دوران امنیتی فراگیر تمام جهان را در بر می گیرد و قضاوتها بر اساس علم انجام می گیرد تا اجرای عدالت را تضمین کند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱) سهیم شدن کارکنان در اطلاعات مرتبط با عملکرد سازمان ۲) ارائه پاداش در نتیجه کسب رضایت مشتریان ۳) آموزش کارکنان ۴) مشارکت کارکنان در امور سازمان باید به این نکته توجه نمود که با توانمندسازی کارکنان می توان در موقعیتهای که نیازهای مشتریان بسیارمتغیر است طبق خواسته های مشتریان خدمات مناسبی ارائه نمود که این موضوع می تواند به عنوان منبعی برای متمایز شدن کسب مزیت رقابتی و همچنین افزایش رضایت شغلی کارکنان محسوب شود. به طور کلی می توان چنین نتیجه گرفت که اگر در امر توانمند سازی کارکنان تفویض اختیار دارای کارآیی و اثر بخشی قابل ملاحظه ای است، پس باید مدیران به کارکنان خود اطلاعاتی درباره عملکرد سازمان و همچنین از دانشی که آنان را قادر به درک بهتری در زمینه های کاری خود داشته باشد آگاه بوده و عملکرد سازمانی را بهبود ببخشند و به وسیله امر آموزش ارائه خدمات بهتری به مشتری صورت گرفته و توسط یک مشارکت گروهی در امور، یک رابطه اعتماد و اطمینان بین سازمان و مشتریان ترغیب و تشویق شود که در نهایت این رابطه باید از اطراف مشتریان قابل رویت بوده و منجر به وفاداری و حفظ مشتری گردد و پس از بررسی رضایتمندی مشتریان پاداش مناسب از طرف مدیریت سازمان برای کارکنان در نظر گرفته شود. (داور ونوس و میترا صفائیان ، ۱۳۹۲: ۴۶).
 بنابراین از آنجا که منابع انسانی در هر سازمانی از جایگاه ویژه ای نیز برخوردار است مدیران باید در جهت حرکت به سوی چشم انداز و آرمان مشتری گرایی به منابع انسانی و رضایتمندی کارکنان اهمیت ویژه ای قایل شده و برای کسب افزایش رضایتمندی کارکنان باید همه تلاش ها در جهت یک انسجام گروهی و توانمند نمودن کارکنان انجام پذیرد که این می تواند موجب بوجود آمدن یک فرهنگ و استنباط مشترک قوی از مشتری گرایی گردد.
توجه به کیفیت خدمت و تجزیه و تحلیل مفاهیم مقیاس کیفیت و کیفیت فنی – عملیاتی خدمات و رابطه آنها با موضوع مشتری گرایی دومین محور بحث این تحقیق قرار گرفته است. ارائه خدمات به مشتریان شامل بخش کوچکی از سازمان نمی شود، بلکه سازمان از مدیران عالی تا کارکنان عادی همگی در برآورده کردن نیاز مشتریان نقش داشته و بر این اساس نگرش خدمت به مشتریان شامل کلیه اموری است که شرکت و سازمان به منظور جلب رضایت مشتریان انجام می دهند. امروزه به موازات افزایش آگاهی مشتریان از خدمات قابل ارائه توسط سازمانها و استانداردهای مرتبط با خدمات، انتظارات آنها را از خدمات نیز افزایش می دهد، در نتیجه مشتریان بطور فزاینده ای نسبت به کیفیت خدمات دریافتی حساسیت نشان می دهند و به منظور حفظ رابطه بلند مدت و تداوم جلب رضایت مشتری سازمانها می کوشند که چگونه بتوانند خدماتی با کیفیت بالا به مشتریان ارائه نمایند و به عبارت دیگر امروزه کیفیت خدمت به مشتری شاید جدید ترین قلمرو در بازاریابی سازمانها محسوب شود. بنابراین می توان این موضع را مطرح نمود, خدمتی دارای کیفیت است که بتواند نیازها, خواسته ها و انتظارات مشتری را برآورده و سطح خدمت ارائه شده با انتظارات مشتریان را منطبق سازد و اگر خدمتی انتظارات مشتریان را برآورده سازد, یا فراتر از آن باشد دارای کیفیت است و اگر خدمتی کمتر از حد انتظارات مشتری باشد الزاماً به این مفهوم نیست که کیفیت آن پایین است و باید کیفیت خدمت نسبت به آنچه که مشتری انتظار دارد ارزیابی شود. همچنین تحقیقات بسیاری, به رابطه بین کیفیت خدمت و رضایت مشتری که یک رابطه علت و معلولی است منتهی شده است مطالعات جدیدی که در این باره توسط کرونین و تیلور (۱۹۹۲) و نیزاسپرنگ و مک کوی (۱۹۹۶) انجام شده است تاکید بر این موضوع داشته و اخیرا این رابطه منطقی به استناد تعاریف مجموعه استاندارد (ISO ۹۰۰۰:۲۰۰۰) مستحکمتر شده که می توان گفت, مفهوم کیفیت برگرفته شده از مفهوم رضایتمندی مشتری است زیرا بنابر تعاریفی که از واژگان رضایتمندی و کیفیت در مجموعه استاندارد (ISO ۹۰۰۰:۲۰۰۰) ارائه شده است: ▪ رضایتمندی : میزانی که خواسته های مشتری برآورده شده است. ▪ کیفیت : میزانی که مجموعه ای از ویژگیهای ماهیتی, الزامات و خواسته های مشتری را برآورده می سازد. این موضوع قابل ذکر است که امروزه در سازمانها علاوه بر اینکه به ارائه خدمات با کیفیت و رضایتمندی مشتری توجه شده است. در حال حاضر سازمانها می کوشند کیفیت خدمات ارائه شده به مشتریان را نیز ارزیابی واندازه گیری نمایندکه این امر بوسیله روش های مقیاس کیفیت خدمات ونیز مدل فنی / عملیاتی کیفیت خدمت مورد بررسی قرار می گیرد. مقیاس کیفیت خدمت اولین ابزاری است که برای ارزیابی کیفیت خدمات بوسیله پاراسورامان معرفی شده و او عقیده دارد که کیفیت شامل انتظارت پیش از خرید خدمت مشتری , کیفیت ادراک شده از فرایند خرید و یا خدمت و کیفیت ادراک شده از نتیجه خرید است و کیفیت خدمت را به عنوان فاصله و شکاف بین انتظارات مشتری از خدمت و ادراکات او از خدمت دریافت شده می داند. این ابزار بطور گسترده ای توسط مدیران و محققان دانشگاهی برای ارزیابی ادراکات مشتریان از کیفیت خدمت می تواند کاربرد داشته باشد اما به علت اینکه جمع آوری داده ها هزینه بر می باشد کمتر مورد توجه قرار داشته زیرا مجموعه ای وسیع از اطلاعات شامل انتظارات مشتریان از خدمت و ادراکات آنها و بیانات و نظرات مثبت از سوی مشتریان باید جمع آوری شود. اجزای مقیاس کیفیت خدمت نیز شامل ۵ بعد می باشد که عبارتست از : ۱) عوامل محسوس برای مشتریان ۲) قابل اعتماد بودن خدمات ۳) پاسخگو بودن سازمان ۴) کسب اطمینان مشتریان بوسیله تعاملات ۵) همدلی سازمان با مشتریان اما روش دیگری برای بررسی کیفیت خدمات وجود دارد که آن مدل فنی / عملیاتی کیفیت خدمت است . طبق نظر گرون روس (۱۹۸۳) کیفیت فنی شامل آن چیزی است که ارائه می شود و کیفیت عملیاتی چگونگی ارائه آن را در بر می گیرد. به طور مثال کیفیت فنی شامل تمیز و آراستگی اتاقهای هتل است و کیفیت عملیاتی شیوه هایی است که کارکنان هنگام ارائه خدمات به کار می گیرند. (داور ونوس, میترا صفائیان،۱۳۹۲: ۶۰). بنابراین عجیب به نظر نمی رسد که امروزه جلب رضایت مشتریان وآرمان مشتری گرایی چالش اصلی سازمانها بوده, زیرا که این موضوع ارتباط مستقیمی با حفظ مشتری, سهم بازار, منابع سازمان و حتی امنیت و بقای سازمان نیز دارد.
سومین محوری که در این تحقیق به آن توجه شده و مورد بررسی قرار گرفته شده است, توجه به استراتژی رضایتمندی مشتری و تجزیه و تحلیل مفاهیم صدای مشتری (VOC) و اندازه گیری رضایتمندی مشتری (CSM) و ارائه مدل کانو ونیز موضوع مدیریت شکایت و رابطه این مفاهیم با موضوع تحقیق می باشد . بدون شک سودمند ترین و مناسبترین استراتژی برای هر سازمانی در عرصه چالشهای امروز استراتژی مشتری گرایی است, در حقیقت این جمله را می توان قدری قوی تر بیان کرد که بنیان و اساس هر سازمانی مشتری آن می باشد و امروزه هر سازمانی موظف است که خود را در آینه وجود مشتری خود جستجو کند و سعی کند درمحیط پر از رقابت, خواسته ها و تمایلات مشتریان خود را درک نماید و کاری را انجام دهد که مشتری از سازمانش انتظار دارد و رضایت مشتری را نیز تامین نماید . شاید یکی از واضحترین عبارات درباره استراتژی مشتری گرایی عقیده لویت باشد که در این باره اظهار می کند مردم برای حل مسائل خود حاضر به خرید راه حلهای آن می باشند, این عقیده بر این نکته تاکید دارد که چه نوع محصول و خدماتی باید ارائه شود تا نیازهای گوناگون مشتریان تامین شود. از این رو امروزه سازمانها باید به طور روز افزون تجربه ارائه شده به مشتریان خود را مورد توجه و بررسی قرار دهند و بیش از هر موقع به نظرات, انتقادات, پیشنهادات و شکایتهای مشتریان خود گوش فرداده و توجه کنند. امروزه در سازمانهای, بزرگ و موفق درباره کسب برتری در عرصه رقابت, توصیه می شود که به صدای مشتری (VOC) و نیز شکایتهای آنها توجه بیشتری شود و در واقع آنچه که از همه مهمتر به نظر می رسد توجه به احساس مشتری در ارائه خدمات می باشد و در این راستا بسیاری معتقدند که مشتریان دررابطه با دریافت خدمات درسه موقعیت قرار می گیرند که عبارتست از : ۱) احساس مشتری پیش از ارائه خدمات ۲) احساس مشتری هنگام ارائه خدمات ۳) احساس مشتری پس از ارائه خدمات که با توجه به اینکه مشتری در کدام مرحله از دریافت خدمات قرار دارد باید سازمان تلاش نماید میزان رضایتمندی مشتری را بررسی و اندازه گیری نماید که می توان برای اندازه گیری رضایتمندی مشتری (CSM) مراحل زیر را به ترتیب طی نمود . ابتدا باید کارکنان سازمان آموزش داده شوند و سپس یک روش اجرای برای جمع آوری احساسات و صداهای مشتری تدوین شده و پس از جمع آوری صدای مشتریان, آنها تجزیه و تحلیل شده و اقدامات اصلاحی نیز اعمال گردد و پس از این مرحله موارد, اولویت بندی و بر اساس اهمیت کد گذاری و امتیاز بندی شده و رضایت مندی هر مشتری محاسبه و پس از نرمال سازی , رضایتمندی کل مشتریان نیز مورد بررسی قرار داده شود . زیرا در محاسبه میزان رضایتمندی مشتری باید در جستجوی نظرات اکثریت بود. (منبع : سمینار آموزشی اندازه گیری رضایت مشتریان – ۲۷ آذر ماه ۸۱- هتل سیمرغ ) قابل ذکر است در کنار اندازه گیری و محاسبه رضایتمندی مشتری باید نیازهای مشتریان را نیز مورد توجه قرار داد و طبق مدل کانو می توان این نیازها را طبقه بندی نمود که عبارتست از :
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
آخرین دیدگاه میانهرو از میان سه دیدگاه برجسته، «میانهروترین اخلاق» است که به وسیلهی کییران صورتبندی شده است. کییران با توجه به برخی مقالاتش ذیل نااخلاقگرایان میانهرو قرار میگیرد،[۳۹۹] اما برخی از مقالات نیز او را ذیل دیدگاههای میانهرو در اخلاقگرایی قرار میدهد.[۴۰۰] شاید دلیل این امر همان اشکالی باشد که گات نسبت به دیدگاه کرول مطرح کرده است که باعث میشود اخلاقگرایی میانهرو را با نااخلاقگرایی میانهرو همخوان سازد، زیرا قید «گاهی» در صورتبندی استدلال اخلاقگرایی را به نااخلاقگرایی نزدیک میکند. کییران نیز در این باره دیدگاه مشابه کرول دارد و حتی از کرول دایرهی شمول مصادیق را تنگتر میکند. در ادامه دیدگاه او در اخلاقگرایی با عنوان «میانهروترین اخلاقگرایی» تبیین میشود[۴۰۱] و پس از آن این دیدگاه بررسی میشود.
 او پس از مطرح کردن برخی از انتقادات نسبت به دیدگاه کرول و گات، ـ که در بخشهای پیشین در میان انتقادها اشاره شدند ـ دیدگاه خود را مطرح میکند. استدلال او از «اصالت اخلاق» یا «شناختگرایی» هیچ استفادهای نمیکند و به این شرح صورتبندی میشود: ویژگیهای اخلاقی ضمنی موجود در تجربهی تخیلی یک اثر تا حدی با ارزش روایی آن به عنوان هنر در ارتباط هستند که با در نظر داشتن مخاطبان حساس، میتوانند موجب تضعیف یا افزایش «باورپذیری»[۴۰۲] و شخصیتها، حوادث و وقایع موجود در داستان گردد. در این دیدگاه، پنج نکتهی مهم وجود دارد: ۱ـ اولین نکته به اَشکال استاندارد نقد داستان به عنوان یک اثر هنری بستگی دارد. در آن ها میتوان شخصیتها، رویدادها و یا وضعیت امور را مضحک، غیرمحتمل، نامفهوم و غیرمحتمل دانست. آثاری مانند فیلم «تولد یک ملت» (۱۹۱۵) وجود دارد که ارزش آنها از برخی جهات به واسطه شخصیتهای اخلاقی موجود در داستان خدشهدار شده است. اگر به نقدهایی که توسط منتقدان حرفهای به این آثاری اینچنین وارد شده نگاهی بیاندازیم، متوجه میشویم اغلب آن ها معایب این چنین آثار را مضحک و غیرملموس بودن شخصیتهای اخلاقی آن ها دانستهاند. البته، نمیتوان از نقش این عناصر مشکلآفرین در پیشبرد موضوعی داستان و کمک به رسیدن به وحدت و انسجام آن چشم پوشید. ۲ـ نکتهی مهم دیگر، معیار ارتباط است که در تجربهی تخیلی یک اثر نقش اساسی دارد، اما حیطهی آن بسیار گسترده تر از پاسخ احساسی میباشد. در این رویکرد، تشخیص اینکه ما میتوانیم به ارزیابی تصاویر، توصیفات، کلمات قصار و تفاسیر آثار ادبی بپردازیم، تا آنجا که این موارد به درک تجربهی تخیلی کمک میکنند، بسیار مهم است. حال اینکه شخص نویسنده در طراحی این موارد قصد برانگیختن پاسخ عاطفی مخاطب را داشته یا خیر، اهمیتی ندارد. ۳ـ کیفیت تجربهی تخیلی یک روایت داستانی، ارزش این اثر به عنوان هنر را تعیین میکند و به ارزیابی میزان باورپذیری و ملموس بودن این تجربه نیز کمک می کند. از این رو، باورپذیری یک اثر در ارزیابی آن به عنوان هنر نقش مهمی ایفا میکند. باورپذیری در اینجا تنها به معنای وحدت و انسجام تصاویر، توضیحات، افکار یا واکنشهای عاطفی نمیباشد. اگر هدف صرفاً موارد مذکور بود، باید از گونهای «خودآیینیگرایی میانهرو» دفاع میکردیم. در واقع، باورپذیری یک اثر به عواملی نظیر محتمل بودن، آموزنده بودن، شفاف بودن و روشنگر بودن تجربههای تخیلی بستگی دارد. با توجه به دو مؤلفهی زیر میتوانیم به تشخیص این عوامل و در نتیجه باورپذیری داستان نایل شویم. الف. در مرحلهی نخست، ارزیابی یک تجربهی تخیلی به عنوان یک اثر پیش پا افتاده، غیرمحتمل، بی اهمیت، کم عمق، یا عمیق، مهم، ظریف، آموزنده و متنوع، بدون توجه به اطلاعات توضیحی[۴۰۳] میسر نمیباشد. در بسیاری از داستانهای روایتی، بررسی مسایلی نظیر آزادی اراده، منجر به تایید یا رد ایدهی اثر میگردد. برای نمونه، «جادهی آزادی»[۴۰۴] سارتر[۴۰۵] یا نمونهی برعکس آن، «محاکمه»[۴۰۶] کافکا[۴۰۷] که در آن شیوهی آزادی در مقایسه با پیشبرد داستان از اهمیت کمتری برخوردار است. با این وجود، پیشبرد مناسب داستان نیز باید به گونهای باورپذیر و ملموس باشد. فیلم «احمقها»[۴۰۸] (۱۹۹۸) را در نظر بگیرید. در این فیلم، گروهی از افراد بیست تا سی ساله که متعلق به طبقهی متوسط هستند، وانمود میکنند که معلولیت ذهنی دارند و با تظاهر به این کار به گردش میروند. در این فیلم، میان وقایع مختلف و روابط شخصیتهای داستان، انسجام و سازگاری وجود دارد. با این حال، انگیزهی این گروه از تظاهر به یک معلول ذهنی بودن، تنها سرگرمی و تفریح نیست، زیرا آن ها این کار را بد میدانستند، بنابر این، سرگرمی نمیتواند تنها دلیل آن ها باشد، بلکه تظاهر به این کار به آن ها اجازه میدهد با «خود واقعی» خود (احمق درونیشان) ارتباط برقرار نمایند. با این حال، حداقل از آنجایی که برخی از مخاطبان نمیتوانند چگونگی دستیابی به هدف بالا را از طریق وانمود کردن به معلول ذهنی بودن درک نمایند، باورپذیری این تجربهی تخیلی تا حد زیادی تنزل مییابد. در واقع، این شکست به شیوهی روایت فیلم برمیگردد، جایی که مشخص نمیشود چرا شخصیتهای داستان به گونهای معقول، باورهای خود را حفظ نموده و برای عملی ساختن خواستههای خود انگیزه دارند. بنابر این، نمیتوان بدون بررسی باورپذیری یک اثر، کیفیت تجربهی تخیلی ناشی از آن را ارزیابی کرد. بدون ارزیابی باورپذیری یک اثر روایی، تمامی نقدهایی که از جنبهی هنری به این آثار وارد شده، اساس و معنای خود را از دست خواهند داد. ب. دوم اینکه، جدا کردن کیفیت تجربهی تخیلی از ملاحظاتی نظیر معقولیت، بینش و شفافسازی، در بررسی ارزش یک اثر به عنوان یک هنر روایی بزرگ میسر نمیباشد. اثر روایی به معنای انتقال تجربهی تخیلی به شیوهای است که در آن ارتباط مجموعهای از وقایع، حوادث و شخصیتها در طول زمان باورپذیر میباشند. یک اثر روایی بزرگ، به گونهای هنرمندانه و جذاب چیده شده و یک داستان خوب و باورپذیر را تعریف می کند. با این حال، برخی از سرگرمیهای هیجانی، رومانتیک و ادبی نیز بسیار جذاب و سرگرم کننده میباشند، اما نمیتوان آن ها را بخشی از هنرهای روایی بزرگ برشمرد. یک هنر روایی بزرگ، خواننده را برای درک ارتباط شخصیتها، وقایع و حوادث موجود در داستان به تعمق وا میدارد. این امر مشخص میسازد که چرا برخی از آثاری که در ژانر روایی نوشته شدهاند، جزیی از هنرهای روایی بزرگ به شمار نمیروند. ژانرهای روایی طیف گستردهای از آثار موجود اعم از رمانهای پلیسی، تاریخی یا فانتزی نظیر آثار آگاتا کریستی،[۴۰۹] کاترین کوکسان[۴۱۰] و تالکین[۴۱۱] یا رمانهای ادبی نظیر نوشتههای آنتونی پاول[۴۱۲] و پی. جی. وودهاوس[۴۱۳] را دربرمیگیرند. همچنین این نکته نشان میدهد که چگونه برخی از این ژانرها از محدودیتهای استاندارد خود پا را فراتر میگذارند. برای نمونه، برخی از رمانهای پلیسی پی. دی. جیمز[۴۱۴] و یا داستانهای ماجراجویانهی کنراد،[۴۱۵] در پس پیشبرد موضوعی خود، به پرورش درک خواننده نسبت به ماهیت انسان کمک میکنند. در واقع، تجربهی تخیلی خواننده صرفاً ابزاری برای پیشبرد طرح داستان نیست، بلکه وی باید در پس ماجرای روایت شده، دلیل احساس یا واکنشهای شخصیتهای داستان را دریابد. ممکن است دو اثر روایتی همزمان جذاب و هنری باشند، اما هدف یکی از آن ها صرفاً سرگرمی و هدف دیگری به تعمق وا داشتن خواننده باشد. مسلماً اثر دوم، از نظر هنر روایی، بزرگتر و ارزشمندتر به شمار میآید. ۴ـ باید بدانیم شیوهی به تصویر کشیدن و کنار هم گذاشتن شخصیتها و وقایع داستان در باورپذیری تجربهی تخیلی ناشی از اثر روایی، تأثیر بهسزایی دارد. تنها با بررسی میزان سرگرمکنندگی یا جذابیت یک اثر نمیتوان گفت این کار از نظر باورپذیری شخصیتها، رویدادها و روابط فرضی در جهان، تا چه حد خواننده را به تعمق وا داشته است. از راههای زیادی میتوان به تشخیص این امر نایل آمد که تنها به سه مورد از آنها اشاره میشود. الف. محدودیتهای ژانر در باورپذیری، نقش مهمی ایفا میکنند. باورپذیری یک اثر متکی بر یک پیشفرض پسزمینهی نهانی است که در آن نویسنده و خواننده فرض میکنند جهان تخیلی موجود در داستان، مانند جهان واقعی، پیچیده و غنی است. ژانر داستان بر این پیشفرض پسزمینه تأثیر بهسزایی دارد. بررسی شفافیت افکار درونی شخصیتهای داستان در گونهی رئالیسم روانشناسانه،[۴۱۶] یا جا به جایی زمان و مکان در رئالیسم جادویی،[۴۱۷] یا پایان خوش غیرمنطقی داستانهای جن و پری و یا محکومیت بیدلیل و سرنوشت غم انگیز شخصیت اصلی یک رمان تراژدی، کار احمقانهای به نظر میرسد. برای نمونه، کمدی «قاتل زنان»[۴۱۸] نوشتهی مکندریک،[۴۱۹] یک کمدی سیاه است که در آن مجموعهای از قتلها به عنوان یک شوخی بزرگ شرح داده میشوند. محکوم نمودن این اثر روایی به جرم اینکه زندگی واقعی در آن خوار و بیاهمیت نشان داده شده، کار معقولی به نظر نمیرسد. در این رمان، قتل بهانهای برای ایجاد یک موقعیت طنز شده که در آن یک پیرزن خیالپرداز به قصد آزار پلیس، گزارش فعالیتهای تبهکارانهی یک مسافر که نقشهی سرقت مسلحانه دارد، را مکرراً اعلام میکند. در واقع، ژانر یک اثر نشان میدهد، کجا، چه موقع و چرا باید مؤلفهی باورپذیری یک اثر را بررسی نمود. ب. روابط فرضی بین داستان و جهان واقعی، حتی در محدودیتهای ژانری، نیز بر میزان باورپذیری یک اثر تأثیر میگذارد. دو داستان علمی ـ تخیلی را در نظر بگیرید که شخصیتهای آن مشمول تمامی طبقات انسانی نظیر انسانهای خارقالعاده و انسانهای پایین رتبه میشوند. در یکی از این داستانها، جهان تخیلی موجود، از جهات زیادی با جهان واقعی تفاوت دارد. در دیگری، جهان تخیلی، تصویری از جهان واقعی و نتیجهی اجتنابناپذیر انتخاب طبیعی میباشد. در رمان دوم، خواننده میتواند میزان باورپذیری انتخاب طبیعی و نتیجهی آن را در داستان بررسی نموده و زیر سوال ببرد. برای بررسی همین عامل در ژانرهای متفاوت، رمان «مزاحم در غبار»[۴۲۰] فاکنر[۴۲۱] را در نظر بگیرید. در این رمان، داستان قتل مردی سفیدپوست در جنوب ایالت متحدهی امریکا روایت میشود. در ادامه، یک کشاورز سیاهپوست مسن، مقصر شناخته شده و با هدف مجازات اعدام، دستگیر میگردد. در این برهه از داستان، یک جوان سفیدپوست با اثبات بیگناهی کشاورز، بدهی قدیمی خود به وی را پرداخت می کند. در این فصل از داستان، پیچ و تاب قصه افزایش یافته و رمان لذتبخشتر و هیجانانگیزتر میگردد. با این حال، از مجموع داستان و دیالوگهای عموی این مرد جوان که به مقاومت سیاهپوستان جنوب در مقابل مداخلههای سفیدپوستان شمال در حقوقشان تأکید میورزید، میتوان به شخصیتهای اخلاقی موجود در رمان که به وحدت نژادی اعتقاد داشتند پی برد. بنابر این، در این رمان، ماهیت داستان و اهمیت آن، با نزدیکی آن به جهان واقعیت در ارتباط است. به علاوه، مفهوم وحدت نژادی که توسط شخصیتهای اخلاقی گوشزد میشود هم در جهان واقعی و هم در جهان تخیلی این داستان به چشم میخورد. دستکم زمانی که نمیتوانیم به چنین رویکردهای نژادی روانشناسی اخلاقی اعتبار دهیم، تجربهی تخیلی این اثر غیرمحتمل میشود، زیرا بازنمود دلیل رفتارهای برخی از شخصیتهای این داستان، چندان باورپذیر نمیباشد. ج. ذوق هنری و بیانگری یک اثر هنری ما را قادر میسازد، سرگرم افکار، نگرشها و واکنشهایی گردیم که در غیر این صورت، باورناپذیر در نظر گرفته میشدند. برای نمونه، موفقیت رمان «سقوط»[۴۲۲] بالارد،[۴۲۳] تنها به تصویرسازیهای تجویزی موفق از شخصیتهای خشن و شهوانی بستگی ندارد، بلکه شیوهی برانگیختن واکنش مخاطب به رویکردهای این چنینی نیز اهمیت فراوانی دارد. این همان چیزی است که حداقل برای بسیاری از افراد، معمولاً باورناپذیر به نظر میرسد. اما دستکم ترغیب خوانندگان به واکنش، نشانهی موفقیت یک رمان است، حتی اگر این واکنش ناشایست باشد. آنچه که در این میان از اهمیت برخوردار است، میزان باورپذیر بودن ویژگیها یا چشم اندازهای موجود در رمان برای ترغیب خوانندگان به بروز واکنشهای احساسی یا تصورات تجویزی میباشد. ۵ـ این پیشنهاد، علیرغم حفظ جاذبههای اصلی اخلاقگرایی میانهرو، مشکلات آن دیدگاه را دور میزند. معیار ارتباط با توجه به ارزش یک اثر روایی به عنوان هنر، مربوط به باورپذیری تجربهی تخیلی اثر مورد نظر میباشد. این معیار به گونهای است که خودآیینیگرای میانهرو آن را میپذیرد. در بسیاری از موارد، باورناپذیر بودن یک اثر با ویژگیهای اخلاقی آن ارتباطی ندارد. با این حال، در برخی از آثار موجود، میان ویژگیهای اخلاقی و باورپذیری یک اثر ارتباط زیادی به چشم میخورد. زمانی که یک اثر، دارای نگرشها، دیدگاهها و ویژگیهای اخلاقی است، ملاحظات اخلاقی با باورپذیری آن اثر ارتباط تنگاتنگی دارد. با این حال، ناقص بودن دیدگاه اخلاقی موجود در اثر با باور پذیری آن ارتباطی ندارد. اگر یک اثر هنری، غیر قابل فهم و باور باشد، معنای خود را از دست خواهد داد. از این رو، مخاطب نمیتواند به خوبی درگیر داستان مورد نظر شود. بنابر این، ویژگیهای اخلاقی یک اثر «گاهی» به افزایش یا کاهش ارزش هنری آن کمک میکنند. برخی از ویژگیهای اخلاقی یک اثر از نظر باورپذیری و برخی دیگر از نظر میزان شایستگی مورد بررسی قرار میگیرند و تنها نوع اول به جنبهی زیباشناختی اثر مربوط میباشد. دیدگاه کییران در اصل «تا آنجا که» با دو دیدگاه دیگر اشتراک دارد، اما اشتراک اصلی آن با دیدگاه کرول است. در واقع دیدگاه «میانهروترین اخلاقگرایی» را میتوان صورتبندی جدیدی از «اخلاقگرایی میانهرو» دانست. در اصول اصلی دیدگاه او وامدار کرول است، اما از آنجایی که کییران شناختگرایی را نمیپذیرد و به دنبال محدودتر کردن دایرهی ارزیابی اخلاقی مرتبط با جنبهی زیباشناختی است، این صورتبندی جدید را ارائه میکند. حسن اصلی این دیدگاه این است که مخاطب اخلاقاً حساس در آن نقش کلیدی ندارد و درستی آن منوط به پذیرفتن شناختگرایی نیست، اما با اشکالاتی نیز همراه است. نخست اینکه دایرهی بسیار محدودی دارد و تنها شامل برخی از آثار روایی میشود و در آن ها هم با قید «گاهی» این ارزیابی جاری است. این قید، این دیدگاه را در سوی دیگرش به نااخلاقگرایی میانهرو نزدیک میکند که کییران نیز بیشتر به آن تعلق دارد. نکته ی قابل تأمل دیگر در این دیدگاه این است که معیار ارتباط جنبهی اخلاقی و زیباشناختی در اثر هنری، باورپذیری تجربهی تخیلی است. زمانی جنبهی مبهم و شاید نقصدار این استدلال روشن میشود که توجه کنیم در این استدلال ارتباط ملاحظات اخلاقی و باورپذیری آن منوط به این است که اثر دارای نگرشها، دیدگاه ها و ویژگیهای اخلاقی باشد. یعنی ویژگیهای اخلاقی اثر که از منظر باورپذیری بررسی شوند، با جنبهی زیباشناختی ارتباط مییابند و درغیر این صورت، یعنی زمانی که میزان شایستگی ویژگیهای اخلاقی اثر سنجیده شود، این ویژگیها ارتباطی با جنبهی زیباشناختی ندارند. اما پرسش اینجا است که چگونه میتوان باورپذیری را به جنبهی اخلاقی مربوط دانست؟ در این استدلال فرض گرفته شده است که در برخی موارد میان باورپذیر بودن اثر و ویژگیهای اخلاقی آن نسبت برقرار است. باورپذیر بودن یک جنبهی زیباشناختی است و در استدلال به دنبال اثبات زیباشناختی بودن ویژگیهای اخلاقی هستیم و این در حالی است که در استدلال فرض گرفته میشود در برخی موارد این ارتباط وجود دارد و این مصادره به مطلوب است، زیرا مدعای استدلال این است که در برخی موارد ویژگیهای اخلاقی با جنبهی زیباشناختی نسبت دارند و از سوی دیگر فرض میگیرد که در برخی موارد ویژگیهای اخلاقی اثر با جنبهی زیباشناختی آن (باورپذیر بودن) مرتبط است و از این امر نتیجه میگیرد که در مواردی که ویژگیهای اخلاقی از منظر باورپذیری بررسی شوند، این ارزیابی اخلاقی با جنبهی زیباشناختی در ارتباط است. ممکن است در پاسخ به این اشکال گفته شود که در برخی نمونهها همچون رمان «مزاحم در غبار»، به روشنی باورپذیری اثر منوط به ویژگیهای اخلاقی است، اما باید توجه داشت در این نمونه و نمونههای مشابه آن، در واقع باورپذیری اثر صرفاً به ویژگیهای اخلاقی اثر مربوط نیست، بلکه به چگونگی باور اخلاقی مخاطب اخلاقاً حساس در جهان واقعی منوط است، زیرا فرض میگیریم یک اثر روایی بیانگر این گزاره باشد که «همجنسگرایی اخلاقاً بد است»، زمانی این ویژگی اخلاقی اثر میتواند در باورپذیری آن نقش بازی کند که مخاطب اولاً از نوع اخلاقاً حساس باشد که گرفتار اشکالهای دیدگاه کرول میشود و ثانیاً باوری اخلاقی در بارهی «همجنسگرایی اخلاقاً بد است» داشته باشد. در همینجا نیز به واسطهی اختلاف باور اخلاقی نسبت به همجنسگرایی، باورپذیری یا باورناپذیری اثر متفاوت میشود و میتوان بر اساس اختلاف مخاطبان باورپذیری اثر را متغیر دانست. در مجموع میتوان گفت با آنکه کییران به دنبال فرار از مشکلات دیدگاه کرول است، اما باز هم به نوعی در برخی نقاط همچون منوط شدن ارتباط زیباشناختی به مخاطب اخلاقاً حساس با آن اشتراک مییابد. تغییر دادن ملاک «باورپذیری تجربهی اخلاقی» به جای «باعث جذب یا دفع مخاطب نسبت به اثر شدن» (در دیدگاه کرول)، در عمل به یک نتیجه منجر میشود و آن نقش کلیدی مخاطب اخلاقاً حساس است. فصل سوم: نسبت قبح اخلاقی با ارزش زیباشناختی فیلم ۱ـ تحلیل فیلم بر اساس دیدگاه میانهرو در فصل دوم، دیدگاههای مختلف در بارهی نسبت جنبهی اخلاقی اثر هنری و جنبهی زیباشناختی آن به طور خلاصه و دیدگاههای میانهرو در این باره با تفصیل بیشتر بیان شد. در این بخش تلاش میشود بر اساس مبانی نظری دیدگاههای میانهرو، مدلی برای تحلیل فیلم استخراج شود. در این مدل تحلیل فیلم باید به قالبی برسیم که بر اساس آن بتوان یک فیلم را از منظر اخلاقی با رویکرد میانهرو تحلیل کنیم. روشن است که در این بخش به دنبال تحلیل اخلاقی فیلم از منظر بیرونی به عنوان ارزش ابزاری فیلم نیستیم، بلکه همانطوری که تبیین شد، ارزش اخلاقی فیلم در ارزیابی با ارزش زیباشناختی ارتباط دارد و به همین جهت مدل تحلیل اخلاقی، نوعی از تحلیل زیباشناختی به شمار میآید. برای رسیدن به مدل تحلیل فیلم بر اساس مبانی نظری، ابتدا نیاز است که چگونگی انتخاب فیلم برای تحلیل را تبیین کنیم، زیرا هر سه دیدگاه میانهرو در این امر اشتراک نظر دارند که الزاماً تمام فیلمها را نمیشود مورد ارزیابی اخلاقی قرار داد. پس از آن مدل تحلیل فیلم بر اساس مبانی سه دیدگاه تبیین میشود تا بتوانیم به سراغ موردهای مطالعاتی برویم. ۱ـ۱ـ ملاک انتخاب فیلم در انتخاب فیلم برای ارزیابی اخلاقی، نخستین مؤلفه داشتن قابلیت ارزیابی اخلاقی است. هر سه دیدگاه میانهرو در این امر اتفاق نظر دارند که ارزیابی اخلاقی شامل هر اثری نمیشود، در این امر اگر بخواهیم به ترتیب نزولی میزان گستردگی دیدگاه و شمول مصادیق را دستهبندی کنیم، در جایگاه نخست «اصالت اخلاق» گات قرار میگیرد، زیرا با آنکه او از آثار روایی و بازنمودی سخن به میان میآورد، بر این باور است که هر اثری که ارزیابی اخلاقی بطلبد، یعنی بیانگر دیدگاه اخلاقی باشد و پاسخهای مرتبط با اخلاق از مخاطب بطلبد، میتواند مورد ارزیابی اخلاقی قرار گیرد. حتی او اشاره میکند که اگر بتوان موقعیت اخلاقی موسیقی ارکستری را به خوبی تبیین کرد و دقیقاً دیدگاه و پاسخهای تجویزی آن را بیرون کشید، میتوان این نوع از موسیقی را نیز مورد ارزیابی اخلاقی قرار داد. این نکته برخلاف دیگر دیدگاههای میانهرو است که دستکم این نوع از موسیقی را به طور قطع خارج میدانند. همچنین از آنجایی که گات، در حالتی که شرایط ارزیابی اخلاقی برقرار باشد، همواره میان قبح اخلاقی و ارزش زیباشناختی نسبت برقرار میکند، از دیگر دیدگاههای میانهرو جدا میشود و گستردگی بیشتری مییابد. در وهلهی نخست ممکن است این امر نوعی نقص برای دیدگاه او به شمار آید و او را در زمرهی دیدگاههای افراطی قرار دهد، اما در واقع این مزیت این دیدگاه نسبت به دو دیدگاه دیگر است، زیرا ملاک بودن «گاهی» در دو دیدگاه دیگر، باعث میشود این دیدگاهها برخلاف نظرشان به دیدگاه نااخلاقگرایی میانهرو نزدیک شوند و در اثبات آن نیز گام بردارند که شرحی از این امر در بخشهای پیشین آمد. در مجموع، از منظر گستردگی و شمول مصادیق، «اصالت اخلاق» در جایگاه نخست قرار میگیرد. از منظر اصالت اخلاق، فیلمی را میتوان مورد ارزیابی اخلاقی قرار داد که دارای پاسخهای تجویزی اخلاقی داشته باشد. در این امر تفاوتی نمیکند که مؤلف در طرح هنریاش این پاسخها را معین کرده است یا اینکه این پاسخها از «جایگاهی بالاتر» از مخاطب خواسته شود. برای نمونه، فیلمی که در طرح اصلیاش از مخاطب میخواهد نژادپرستی را امری اخلاقی و صحیح بداند و پاسخی مبنی بر همدلی با نژادپرستی از مخاطب میطلبد (همچون «تولد یک ملت») از منظر گات مورد ارزیابی اخلاقی قرار میگیرد. همچنین فیلمی که پاسخ اخلاقی در طرح اثر نیست، اما اثر بیانگر آن است. فیلم «دختر همسایه»[۴۲۴] (۲۰۰۷) ساختهی ویلسن[۴۲۵] را در نظر بگیرید. این فیلم که اقتباسی از رمانی با همین نام است،[۴۲۶] داستان دختر نوجوانی است که توسط عمهاش و چند پسر در زیرزمینی محبوس میشود و مورد تجاوز و شکنجهی شدید قرار میگیرد، به طوری که در نهایت میمیرد. استیون کینگ[۴۲۷] نویسندهی امریکایی که بسیاری از آثار او از سوی کارگردانان بزرگ مورد اقتباس قرار گرفته است، این فیلم را ـ با آنکه اثر شاخصی در سینما به شمار نمیآید ـ بهترین اثر تکاندهندهی امریکایی در چند دهه اخیر میداند. به نظر میرسد طرح مؤلف اثر، به دنبال توصیه پاسخهایی از قبیل ترس و نهایتاً همذاتپنداری با قربانیان تجاوز یا کودکآزاری بوده است. اما اثر تنها بیانگر این امر نیست، فیلم به گونهای صحنههای شکنجهی این دختر را به تصویر میکشد که بیانگر لذت بردن مخاطب از این اعمال سادیستی نیز هست. در واقع از منظر گات، پاسخ و واکنش اول (ترس، همذاتپنداری با قربانیان تجاوز یا کودکآزاری) از سوی اثر توصیه میشود، اما واکنش دومی نیز هست که اعتراض به لذت بردن مخاطب از این اعمال سادیستی است که از سوی جایگاهی بالاتر و اخلاقی صورت میگیرد. بر این اساس این فیلم نیز مورد ارزیابی اخلاقی قرار میگیرد. در مرتبهی دوم از گستردگی دیدگاه و شمول مصادیق، دیدگاه «اخلاقگرایی میانهرو» کرول قرار میگیرد. کرول در نوشتارهایش همواره از آثار روایی به عنوان نمونه استفاده میکند و در بحثهای نظری نیز جایگاه ویژهای برای آثار روایی قایل است، البته بررسی دیدگاه او نشان میدهد که نظریهی او تنها در رابطه با آثار روایی صرف نیست و ممکن است ـ اگر مصداقی با دیدگاه او همخوانی داشته باشد ـ آثار دیگری نیز جایگاه ارزیابی اخلاقی داشته باشند. عدم تصریح به ارزیابی اخلاقی آثار غیرروایی و مصداقیابی از صرف آثار روایی از یک سو و آوردن قید «گاهی» برای برقراری نسبت میان جنبهی اخلاقی و جنبهی زیباشناختی از سوی دیگر، باعث میشود شمول دیدگاه او ضیقتر از «اصالت اخلاق» باشد، اما با این حال، آثار بسیار زیادی را ذیل خود جای میدهد و برای آن ها قابلیت ارزیابی اخلاقی قایل است. معیار او برای امکان ارزیابی اخلاقی این است که جنبهی اخلاقی اثر با جنبهی زیباشناختی آن به واسطهی سهولت بخشیدن به جذب یا مانع شدن از آن نقش داشته باشد. یعنی زمانی میتوان یک اثر را مورد ارزیابی اخلاقی قرار داد و جنبهی اخلاقی آن را مرتبط با جنبهی زیباشناختیاش دانست که قبح اخلاقی مانع جذب مخاطب به اثر و ارائه پاسخ در خور یا سهولتبخش جذب مخاطب به اثر و ارائه پاسخ درخور به آن باشد. برای نمونه، در فیلم «تولد یک ملت»، قبح اخلاقی فیلم (توصیه نژادپرستی و تحسین آن) نقش اساسی در شکلگیری پیچیدگی و انسجام اثر دارد و همین امر سبب میشود مخاطب جذب فیلم شود، از اینرو این فیلم را میتوان مورد ارزیابی اخلاقی قرار داد. با توجه به آنچه گفته شد، دیدگاه «میانهروترین اخلاقگرایی» کییران در مرتبهی سوم در زمینهی گستردگی دیدگاه و شمول مصادیق قرار میگیرد. تا آنجا که «میانهروترین اخلاقگرایی» همچون «اخلاقگرایی میانهرو» قید «گاهی» را به جای «همواره» به کار میبرد، به همان میزان با ضیق شدن مصادیق روبرو میشود. اما دیدگاه کییران از دیدگاه کرول شامل مصادیق کمتری میشود، زیرا کییران تصریح میکند که دیدگاه او تنها در بارهی آثار روایی است. البته ممکن است دیدگاه او و کرول را از منظر نتیجه یکسان بدانیم، زیرا کرول با آنکه آثار روایی را از باب نمونه به میان میآورد، اما به سراغ آثار دیگر ـ نه در بحث نظری و نه در نمونهیابی ـ نمیرود. با این حال از آنجایی که «اخلاقگرایی میانهرو» باب اضافه شدن مصادیق را باز میگذارد، از دیدگاه «میانهروترین اخلاقگرایی» گستردگی بیشتری دارد. عامل دیگری که دیدگاه کییران را در جایگاه سوم قرار میدهد، ملاک او برای قابلیت ارزیابی اخلاقی است. طبق دیدگاه او زمانی میتوان اثری را مورد ارزیابی اخلاقی قرار داد و قایل به وجود نسبت میان جنبهی اخلاقی و جنبهی زیباشناختی آن بود که میان ویژگیهای اخلاقی و مؤلفهی «باورپذیری» آن اثر ارتباط برقرار باشد. یعنی زمانی یک فیلم را میتوان مورد ارزیابی اخلاقی قرار داد که قبح اخلاقی آن همچون ترویج نژادپرستی، با باورپذیری شخصیتها و موقعیتهای داستان ارتباط داشته باشد و باورپذیری اثر را مخدوش کند و یا حسن اثر باورپذیری را بالا برد. فیلم «دختر همسایه» را در نظر بگیرید. در این فیلم عمه و گروه پسران نوجوان که به اذیت و آزار دختر میپردازند، در واقع به هدف تفریح به این کار دست میزنند. البته شاید بتوان گفت برخی از این افراد به سبب انتقام گرفتن از این دختر به این کار دست میزنند. ویژگیهای اخلاقی فیلم در جایی با باورپذیری روایت فیلم گره میخورند که برای مخاطب معقول به نظر نمیرسد که چرا این افراد برای رسیدن به سرگرمی یا حتی انتقام به برخی از این کارها دست میزنند. شدت برخی از اعمال این گروه به حدی است که موقعیت ساخته شده توسط فیلم و همچنین شخصیت پردازیها، باعث نمیشود معقول جلوه دهند و از این رو روایت با شکست روبرو میشود. این امر سبب میشود باورپذیری فیلم نیز مخدوش است و در اینجا است که میتوان ویژگیهای اخلاقی را از منظر باورپذیری اثر بررسی کرد و آن ها را مرتبط با جنبهی زیباشناختی آن قرار داد. ممکن است به نظر رسد که ملاک کییران باعث این امر میشود که آثار بسیار محدودی را در خود جای دهد و از اینرو کاربرد چندانی نخواهد داشت، اما این تصور اشتباه است، زیرا میتوان در آثار بسیاری ویژگیهای اخلاقی اثر را از منظر باورپذیری تحلیل کرد. البته نمیتوان تنها با توجه به این ملاکها، اثری را انتخاب کرد، بلکه باید رویکرد فرااخلاقی در معنای حسن و قبح اخلاقی را نیز در نظر داشت. پیشتر هم بیان شد که اتخاذ یکی از دیدگاههای فرااخلاقی در بارهی قبح اخلاقی با آنکه در اثبات اصل کلی رویکرد میانهرو جایگاهی ندارد، اما با توجه به بررسیهای موردی ضرورت مییابد. از اینرو یکی از دیدگاهها انتخاب شد. در انتخاب فیلم برای ارزیابی اخلاقی، علاوه بر توجه به ملاک داشتن قابلیت برای ارزیابی اخلاقی در سه دیدگاه میانهرو، معنای قبح را نیز باید در نظر گرفت. در نظر داشتن دیدگاه فرااخلاقی اتخاذ شده، ممکن است برخی از نمونهها را از شمول ارزیابی اخلاقی خارج کند و همچنین برخی دیگر را به این مجموعه اضافه کند. بر اساس دیدگاه اتخاذ شده، ملاک خوبی، تناسب و تلایم میان آن ها و هدف مطلوب انسانی است و معیار بدی، تباین و ناسازگاری آن ها با کمال مطلوب او است. کمال در این دیدگاه خواستن رضای خدا و تنها خدا را خواستن و رسیدن به قرب الهی است و ارزش اخلاقی یک چیز، از آنجا ناشی میشود که یا مستقیماً موجب قرب الهی میشوند یا زمینهی تقرب به خدا را فراهم میآورند. در این دیدگاه، کشف تلایم یا عدم تلایم یک چیز با کمال، در برخی امور از طریق عقل و در مواردی هم به ویژه در مصادیق و جزییات، از طریق شرع است. طبق این دیدگاه، فیلمی دارای قبح اخلاقی است که امری غیرملایم با کمال غایی یعنی مصادیقی که در شرع اسلام که از منظر اخلاقی مذموماند، داشته باشد. به گونهای که این امر غیرملایم با کمال غایی را امری اخلاقی معرفی کند یا امری ملایم با کمال غایی را امری غیراخلاقی معرفی میکند و در هر دو حالت پاسخی از مخاطب بطلبد یا به او توصیه کند که برخلاف این کمال غایی باشد. اضافه کردن معنای قبح طبق دیدگاه مختار، فیلمی در جهت توصیه پاسخی مبتنی بر گرایش دادن به همجنسگرایی در مجموعهای که قابلیت ارزیابی اخلاقی دارند، اضافه میشود و این در حالی است که طبق دیدگاههای میانهرو که در بستر فرهنگ غرب زیست میکنند، معمولاً امری قبیح فرض نمیشود و به همین جهت ممکن است از دایرهی ارزیابی اخلاقی خارج شود. همچنین از سوی دیگر، فیلمی که در جهت توصیه پاسخی مبتنی بر زیر سوال بردن رباخواری است، با اضافه کردن معنای قبح در دیدگاه مختار، دیگر فیلمی دارای قبح اخلاقی نیست و شاید بتوان آن را دارای حسن اخلاقی به شمار آورد. این در حالی است که در دیدگاهی دیگر که رباخواری را امری غیراخلاقی نمیداند، چنین فیلمی را دارای قبح اخلاقی نداند. برای نمونه، فیلم «تاجر ونیزی»[۴۲۸] (۲۰۰۴) را در نظر بگیرید. ممکن است بر اساس یک تعریف از قبح اخلاقی، فیلم به دلیل نشان دادن شخصیتی رباخوار و مذموم از فرد یهودی، دارای قبح اخلاقی به شمار رود و در تعریفی دیگر به دلیل نشان دادن این ویژگیهای شخصیت یهودی، دارای حسن اخلاقی خوانده شود. در دیدگاه مختار، این فیلم از این جهت دارای قبح اخلاقی نیست. ۱ـ۲ـ مدل تحلیل فیلم با در نظر گرفتن معیار قابلیت ارزیابی اخلاقی داشتن و معنای حسن و قبح اخلاقی، فیلمی که دارای ویژگی یا ویژگیهای اخلاقی است، انتخاب میشود. پس از آن باید با مدلی که از دیدگاههای میانهرو به دست میآید، به سراغ تحلیل آن ها رفت. این مدل تحلیل دقیقاً منطبق بر مبنای نظری است. بر این اساس مدل تحلیل اخلاقی فیلم بر اساس دیدگاههای میانهرو دارای دو بخش است: بخشی که مشترک بین تمام دیدگاهها است و بخشی که مختص هر دیدگاه است. ابتدا آنچه مشترک بین هر سه دیدگاه است و در تحلیل فیلم به کار میآید بیان میشود و پس از آن به سراغ مؤلفههایی باید رفت که مختص هر دیدگاه از دیدگاههای سهگانه است. نخستین امر مشترک و مهم این است که هر سه دیدگاه در این امر اتفاقنظر دارند که این گونه تحلیل در بارهی تمام فیلمها نمیتواند صادق باشد و فقط در بارهی برخی از آثار میتوان از آن بهره برد؛ آثاری که چنین ارزیابیای بطلبند. چگونگی انتخاب اثر در بخش قبلی بیان شد. مؤلفهی دوم که بسیار حایز اهمیت است، استفاده از اصول «تا آنجا که» و «از تمام جهات» است. از منظر هر سه دیدگاه، در تحلیل یک فیلم دو نوع گزاره میتوان صادر کرد. پس از آنکه اثر به طور دقیق و کامل از منظر اخلاق بررسی شد و فیلم دارای قبح اخلاقی بود، بر اساس هر دیدگاه نسبت آن با جنبهی زیباشناختی اثر سنجیده میشود. پس از این مرحله است که میتوان گزارههایی در تحلیل این فیلم بیان کرد. گزارههایی که در آن ها فقط جنبهی اخلاقی مرتبط با جنبهی زیباشناختی لحاظ شده است، باید به واسطهی اصل «تا آنجا که» صورتبندی شوند و گزارههایی که در آن ها تمام جنبههای اثر لحاظ شده است، باید با توجه به اصل «از تمام جهات» صورتبندی شوند. از اینرو در بارهی فیلم الف که ممکن است دارای ویژگیهای ب (قبح اخلاقی مرتبط با جنبهی زیباشناختی)، ج (حسن اخلاقی مرتبط با جنبهی زیباشناختی)، د (یک ارزش زیباشناختی همچون انسجام یا پیچیدگی) و هـ (یک نقص زیباشناختی همچون روایت ناقص) باشد. بر اساس این نامگذاری برای حسنها و نقصها، فرض میگیریم که در یک فیلم یکی از حالات زیر وجود دارد: ۱ـ الف فقط دارای د است. ۲ـ الف فقط داری هـ است. ۳ـ الف فقط دارای ب و د است. ۴ـ الف فقط دارای ب و هـ است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
متغیرهای مستقل: =MFRچرخش اجباری موسسه حسابرسی. متغیر دامیاست، در صورتی که چرخش اجباری موسسه داشته باشیم عدد یک در غیر این صورت عدد صفر.
 =MPRچرخش اجباری شریک حسابرسی. متغیر دامیاست، در صورتی که چرخش اجباری شریک داشته باشیم عدد یک در غیر این صورت عدد صفر. لازم بذکر است که منظور از چرخش اجباری، چرخش موسسات و شرکای مسئول حسابرسی طبق تبصره ۲ ماده ۱۰ دستورالعمل موسسات حسابرسی سازمان بورس و اوراق بهادار مصوب ۸/۵/۱۳۸۶ و اصلاحیه مورخ ۱۷/۱۱/۱۳۹۰ میباشد. طبق این دستور العمل، موسسات حسابرسی و شرکای مسوول کار حسابرسی هر یک از اشخاص حقوقی فوق مجاز نیستند بعد از گذشت ۴ سال متوالی، بار دیگر سمت حسابرس مستقل و بازرس قانونی شرکت یادشده را بپذیرند. پذیرش مجدد حسابرسی اشخاص یادشده پس از سپری شدن حداقل ۲ سال از پایان دوره ۴ ساله مزبور مجاز است. ضمنا در صورت خروج شرکا از موسسه قبلی، شریک مسوول کار در دوره ۴سال قبل نمیتواند تا دو سال با حضور به عنوان شریک در موسسه حسابرسی دیگر سمت مزبور را قبول کندتبصره ۲ ماده ۱۰ دستورالعمل موسسات حسابرسی سازمان بورس و اوراق بهادار مصوب ۸/۵/۱۳۸۶ و اصلاحیه مورخ ۱۷/۱۱/۱۳۹۰ شورای عالی بورس و اوراق بهادار الزام میکند: موسسات حسابرسی و شرکای مسوول کار حسابرسی هر یک از اشخاص حقوقی فوق مجاز نیستند بعد از گذشت ۴ سال متوالی، بار دیگر سمت حسابرس مستقل و بازرس قانونی شرکت یادشده را بپذیرند. پذیرش مجدد حسابرسی اشخاص یادشده پس از سپری شدن حداقل ۲ سال از پایان دوره ۴ ساله مزبور مجاز است. ضمنا در صورت خروج شرکا از موسسه قبلی، شریک مسوول کار در دوره ۴سال قبل نمیتواند تا دو سال با حضور به عنوان شریک در موسسه حسابرسی دیگر سمت مزبور را قبول کند. متغیرهای کنترل: Audit size (اندازه موسسه حسابرسی): متغیر دامیاست، در صورتیکه سازمان حسابرسی و موسسه مفید راهبر باشد عدد یک در غیر اینصورت عدد صفر میگیرد. OCFi,t: جریان نقد عملیاتی تقسیم بر مجموع داراییهای شرکتi در سال t. SIZEi,t: لگاریتم طبیعی مجموع داراییهای شرکتi در سال t. . LEVi,t: نسبت اهرمی، که از تقسیم جمع بدهیها بر جمع داراییها بدست میآید. ۱-۱۰) ابزارگردآوری اطلاعات وروش تجزیه وتحلیل آن دراین تحقیق برای جمع آوری اطلاعات ازروش کتابخانه ای استفاده شده است. دراین روش ازمقالههای موجوددرنشریات معتبرکه ازسایتهای علمی اینترنتی اخذگردیده است، به علاوه مجلههای علمی، نمایهها، پایاننامههای دکتراوکارشناسی ارشدوکتابهای مرتبط باموضوعات استفاده شده است. دراین تحقیق برای جمع آوری اطلاعات ازسایت سازمان بورس اوراق بهادار، نرمافزارهای رهآورنوین وتدبیرپردازاستفاده میگردد.
 تجزیه وتحلیل دادههای بدست آمدهازتحقیق حاضرشامل دوبخش به شرح زیرمیباشد :
-
- آمارتوصیفی
به منظورتوصیف یافتهها، ازجداول فراوانی وهمچنین نمودارهای هیستوگرام استفاده میگردد. ضمن اینکه به منظور توصیف بهتردادهها از شاخصهای مرکزی نظیر میانگین و مدو همچنین شاخصهای پراکندگی نظیر انحراف معیار بهره گرفته خواهد شد.
-
- آماراستنباطی
تحلیل استنباطی با توجه به دادههای بدست آمده از سایت سازمان بورس اوراق بهادار، نرم افزارهای رهآور نوین و تدبیر پرداز در محیط نرم افزاریSPSS و EViews با اعمال آزمونهای آماری مناسب و با توجه به فرضیات تحقیق به شرح زیرتجزیه و تحلیل خواهد گردید: برای تعیین مدل مناسب برازش رگرسیون (دادههای تلفیقی یا دادههای تابلویی) از آزمون چاو وهاسمن استفاده میشود. برای بررسی برقراری فروض کلاسیک از آزمونهای آماری دوربین واتسن، کولموگروف اسمیرنوف، VIF و… استفاده میشود. برای بررسی فرضیات تحقیق ابتدا با بهره گرفتن از آمارهF معناداری کل مدل رگرسیونی بررسی شده و در مرحله بعد با بهره گرفتن از آماره t استیودنت و با توجه به سطح معناداری آن فرضیات رد یا تایید میشوند. ۱-۱۱) قلمرو تحقیق ۱-۱۱-۱) قلمرو موضوعی تحقیق تاثیر چرخش حسابرس بر کیفیت خدمات حسابرسی ۱-۱۱-۲) قلمرو زمانی تحقیق قلمرو زمانی تحقیق سالهای ۱۳۸۶ تا ۱۳۹۱ را در بر میگیرد. ۱-۱۱-۳) قلمرو مکانی تحقیق مکان این تحقیق بورس اوراق بهادار تهران میباشد. ۱-۱۲) جامعه آماری و نمونه ازآنجا که قلمرو زمانی این تحقیق از ابتدای سال ۱۳۸۶ تا پایان سال ۱۳۹۱ میباشد، لذا جامعه ی آماری شامل تمامیشرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران میباشد. روش نمونه گیری حذفی سیستماتیک با اعمال شرایط زیر میباشد: ۱-اطلاعات مورد نیاز جهت محاسبه متغیرهای عملیاتی تحقیق، برای آنها در دسترس باشد. ۲-دست کم از سال۱۳۸۵ در بورس پذیرفته شده و تا پایان دوره تحقیق در بورس فعال باشند. ۳-پایان سال مالی آنها ۲۹ اسفند ماه باشد. ۴-جزو موسسههای مالی، سرمایه گذاری و بانکها نباشد. ۱-۱۳) ساختار تحقیق در این فصل مسئله و هدف تحقیق بیان شده و فرضیههای مبتنی بر مسئله تحقیق پایهگذاری و تعریف شدند. همچنین قلمرو موضوعی، زمانی و مکانی تحقیق بیان شده و روش های جمع آوری دادهها تشریح و متغیرهای تحقیق تعریف شدند. این تحقیق شامل ۵ فصل به شرح زیر می باشد: فصل اول: کلیات تحقیق
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱٫ تجزیه وتحلیل با بهره گرفتن از آمار توصیفی ۲٫ تجزیه و تحلیل با بهره گرفتن از آمار استنباطی. ۳-۱۴-۱-۱-آمار توصیفی : پژوهشگر با بهره گرفتن از آمار توصیفی به تلخیص و توصیف داده ها می پردازد داده ها را در جدول و نمودار ها به تصویر می کشد و با بهره گرفتن از سایر شاخص های آمار توصیفی مانند میانگین و انحراف معیار داده ها را خلاصه می کند. ۳-۱۴-۱-۲-آمار استنباطی: از آمار استنباطی برای ازمون فرضیه ها و نیز برای تخمین و برآورد ویژه گی های جامعه پژوهش از روی یک نمونه آماری تصادفی استفاده می شود . در بخش آمار استنباطی به بررسی موارد زیر پرداخته شده است : ۱-آزمون کولموگروف- اسمیرنوف برای بررسی نرمال بودن داده ها. ۲-آزمون ویلکاکسون برای مقایسه میانه متغیر با عدد ۳ ۳-آزمون t تک نمونه ای برای مقایسه میانگین متغیر با عدد ۳ در این تحقیق ما ابتدا از مطالعات کتابخانه ای جهت تعریف مفاهیم و شاخص ها استفاده کرده ودر مرحله بعد با ارائه پرسشنامه و تجزیه و تحلیل آماری آنها ،فرضیات خود را مورد آزمون قرارمی دهیم. لذا این تحقیق ،تحقیقی مرکب از کتابخانه ای و میدانی محسوب می گردد.
 ۳-۱۵-خلاصه فصل: این فصل به بررسی روشتحقیق و نحوه گردآوری داده های مورد نظرتحقیق اختصاص داده شده است.تحقیق حاضر از نظرهدف یک تحقیق کاربردی وازنظر روش یک تحقیق توصیفی پیمایشی می باشدواز روش نمونه گیری خوشه ای وافرمول حجم جامعه نامحدود استفاده گشته است تعداد نمونه های بدست آمده ۱۹۶ نفر بوده است واز پرسشنامه برای جمع آوری داده های تحقیق استفاده گشته است .پایایی پرسشنامه هم با روش آلفای کرونباخ محاسبه گشته ودرحدود ۹۹درصد بدست آمده است واز آزمون های ۱-آزمون کولموگروف- اسمیرنوف برای بررسی نرمال بودن داده ها.۲-آزمون ویلکاکسون برای مقایسه میانه متغیر با عدد ۳ و۳-آزمون t تک نمونه ای برای مقایسه میانگین متغیر با عدد ۳ برای آزمون فرضیه ها استفاده شده است. فصل چهارم تجزیه و تحلیل داده ها ۴-مقدمه علم آمار: عبارت است از یکسری مفاهیم،اصول و روش هایی که برای جمع آوری ،تنظیم و خلاصه سازی، تجزیه و تحلیل و تفسیر داده ها به کار می روند.آمار را به دو بخش توصیفی و استنباطی تقسیم بندی می کنند که به آنها اشاره می کنیم. در این فصل به بررسی پرسشنامه از نظر آمار توصیفی و آمار استنباطی می پردازیم، در قسمت آمار توصیفی به بررسی ویژگی های جمعیت شناختی پاسخگویان می پردازیم. در بخش آمار استنباطی به بررسی موارد زیر پرداخته شده است : -آزمون کولموگروف- اسمیرنوف برای بررسی نرمال بودن داده ها. -آزمون ویلکاکسون برای مقایسه میانه متغیر با عدد ۳ -آزمون t تک نمونه ای برای مقایسه میانگین متغیر با عدد ۳ تعریف آزمون های مورد استفاده: آزمون کولموگروف – اسمیرنوف [۶۴] فرضیات آزمون : توزیع مشاهدات با توزیع مشخصی ( دراین تحقیق توزیع نرمال ) همگون است . : H0 توزیع مشاهدات با توزیع مشخصی ( دراین تحقیق توزیع نرمال ) همگون نیست . :H1 محاسبۀ آمارۀ آزمون : آمارۀ آزمون KS را با Dn نشان می دهیم . آمارۀ آزمون برابر است باحداکثر قدرمطلق تفاضل فراوانی مشاهده شده نسبی تجمعی با فراوانی نظری نسبی تجمعی ، یعنی : Dn = Maximum که در آن Fe و Fo به ترتیبی از فراوانی نظری نسبی تجمعی و فراوانی مشاهده شده نسبی تجمعی است . تصمیم گیری : اگر آمارۀ آزمون از مقدار جدول کوچکتر باشد ، فرض صفر پذیرفته در غیر این صورت رد می شود . در تصمیم گیری بوسیله داده های حاصل از تحلیل بوسیله نرم افزارهای کامپیوتری اگر سطح معنی داری آماره مورد نظر از سطح خطا (a) کوچکتر باشد فرض H0 در سطح اطمینان فوق رد می شود . آزمون ویلکاکسون این آزمون از آزمونهای ناپارامتری است که برای ارزیابی همانندی دو نمونه وابسته با مقیاس رتبه ای به کار میرود. همچون آزمون مک نمار، این آزمون نیز مناسب طرحهای ماقبل و مابعد است (یک نمونه در دو موقعیت مختلف)، و یا دو نمونه که از یک جامعه باشند. این آزمون اندازه تفاوت میان رتبه ها را در نظر میگیرد بنابراین متغیرها میتوانند دارای جوابهای متفاوت و یا فاصله ای باشند. همچنین این آزمون متناظر با آزمون t دو نمونهی وابسته است و در صورت وجود نداشتن شرایط آزمون t جانشین خوبی برای آن است. آزمون t تک نمونه ای : این آزمون برای تعیین معنی داری اختلاف بین میانگین یک متغیر با یک مقدار ثابت که مقدار آزمون نامیده می شود، به کار می رود. در آزمون مورد نظر فرضیه های H0 و H1 برای بررسی وضعیت میانگین نظرات جامعه با بهره گرفتن از نمونه گرفته شده، به صورت زیر بیان می شوند.
که با توجه به موارد ذکرشده ۳ =µ۰ می باشد. در انجام این آزمون با توجه به شاخص P- مقدار (P-Value) ارائه شده ، تصمیم گیری خواهد شد.چنانچه مقدار آن کمتر از سطح آزمون (α) باشد و کران های فاصله اطمینان ” اختلاف میانگین با مقدار آزمون ” مثبت باشد فرضیه H0 رد می شود وگرنه دلیلی بر رد فرضیه H0 وجود ندارد.سطح آزمون در این بررسی ۰٫۰۵ در نظر گرفته شده است.
۴-۱ آمار توصیفی دراین بخش از تجزیه و تحلیل آماری به بررسی چگونگی توزیع نمونه های آماری از حیث متغیرهایی چون جنسیت،سن، تحصیلات، سابقه ی استفاده از خدامت بانک ملی به کمک جداول و نمودارهای فراوانی پرداخته می شود. سیمای پاسخ دهندگان پاسخ دهندگان در این پژوهش تعداد ۲۵۴ نفر از مشتریان بانک ملی بوده اند که در پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی خود را وارد کرده اند.این اطلاعات شامل جنسیت، سن و میزان تحصیلات پاسخ دهندگان میباشد. در ادامه هر یک از این ویژگیهای جمعیت شناختی نمونه را مورد بررسی قرار می دهیم. ۴-۱-۱- جنسیت : باتوجه به اینکه در قسمت ابتدای پرسشنامه جنسیت مورد پرسش قرار گرفته است، در این قسمت نحوه توزیع جنسیت در میان پاسخگویان مورد بررسی قرار می گیرد. جدول ۴-۱ توزیع فراوانی جنسیت پاسخ دهندگان
| جنسیت |
فراوانی |
درصد |
| مرد |
۱۳۲ |
۵۲ |
| زن |
۱۲۲ |
۴۸ |
| کل |
۲۵۴ |
۱۰۰ |
همان گونه که در جدول و نمودار مشاهده می شود پاسخگویان تقریبا به نسبت های برابر از دو جنسیت بوده اند. نمودار ۴-۱توزیع فراوانی جنسیت پاسخ دهندگان ۴-۱-۲ سن باتوجه به اینکه در قسمت ابتدای پرسشنامه سن پاسخگویان مورد پرسش قرار گرفته است، در این قسمت به بررسی نحوه توزیع سن پاسخ دهندگان می پردازیم. جدول ۴-۲ توزیع فراوانی سن پاسخ دهندگان
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
هنگامی که سخن از امنیت به میان می آمد ارائه دهندگان این نظریه «پرز» در عدم استفاده از نیروی نظامی و کاهش هزینه های تسلیحاتی، ثابت قدم نمی ماند.
 شیمون پرز از طرفداران جریانی است که امضای پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای توسط اسرائیل را رد می کند. (بخارایی زاده ۱۳۸۶: ۱۲۸) بنا بر این کارگزاران اسرائیل بر این نکته توجه دارند که شرایط اسرائیل متفاوت با شرایط دگر همسایگان و دولت های منطقۀ خاورمیانه ای است. افرایم سنیه می گوید: با برقراری صلح در منطقۀ خاورمیانه عدم تعادل اسرائیل با دولت های همسایه و منطقه ای عربی هم چنان به دلایلی باقی خواهد ماند:
-
- اسرائیل هیچ وقت نمی تواند همرنگ محیطش شود، اسرائیل به لحاظ ساختار جمعیتی یک دولت یهودی است. و یهودیان جز در اسرائیل در هیچ جای دیگر از دنیا ملت به حساب نمی آیند.
حتی در صورت دست یابی به صلح واقعی و برقراری مناسبات صمیمانه فیما بین و اجرای طرح های مشترک اقتصادی، اختلافات نژادی میان اسرائیل و دیگر کشورها کماکان باقی خواهد ماند.

-
- نابرابری جغرافیایی با همسایگانش، در این صورت اسرائیل ۱۱ درصد مساحت سوریه و ۲ درصد مساحت مصر می باشد. اسرائیل بیش از هر کشوری آسیب پذیر و در معرض ضرر و زیان می باشد. زیرا دشت ساحلی نه تنها بیشتر جمعیت را در خود جای داده است. بلکه کلیه مراکز اقتصادی، فناوری، علمی و آموزشی یهود در این ناحیه واقع شده است و روشن است در چنین شرایطی دفع حملات دشمن به ویژه دشمنی که از سلاح های کشتار جمعی استفاده کند دشوار است. (سنیه ۱۳۸۱: ۲۰)
بنا بر این سنیه با توجه به مواردی که ذکر شد بر این عقیده است که: در صورت دست یابی به صلح با اعراب، منطقه خاورمیانه که در آن زندگی می کنیم هرگز روی آرامش را نخواهد دید، زیرا تندروها و رادیکال ها هر آن ممکن است بحران هایی را به وجود بیاورند و امنیت اسرائیل را به مخاطره اندازند. به همین دلیل امنیت اسرائیل باید بیش از هر چیز دیگر بر برتری نظامی و داشتن مرزهای امن و قابل دفاع استوار باشد ما باید روابط دوستانه و مستحکمی با بیشتر کشورهای واقع در محدودۀ استراتژیک خود، همچنین قدرت های مقتدر جهان داشته باشیم (سنیه ۱۳۸۱: ۳) اسرائیل در منطقه خاورمیانه همواره از بحران مشروعیت از طرف همسایگان برخوردار است. علاوه بر آن دشمنی این رژیم از لحاظ نژادی و مذهبی با اکثریب همسایه های عربی، این رژیم را در تنگنای امنیتی قرار داده است. با دست یابی کشورهای همسایه و کشورهای مخالف رژیم صهیونیستی به سلاح ها و موشک های دور برد محدودۀ استراتژیک اسرائیل نیز گسترش یافته است. به اعتقاد افرایم سنیه: با گسترش سلاح های دوربرد در منطقه، محدودۀ استراتژیک اسرائیل بسیار وسیع تر شده است و این محدوده دیگر به دشمنان هم جوار سنتی یعنی سوریه، لبنان، اردن و مصر محدود نمی شود، باید توجه داشت که هر چه در این محدده می گذرد می تواند امنیت ما (اسرائیل) را به مخاطره اندازد هر کشوری که می تواند در تهاجم به اسرائیل شرکت کند یا کشورهای خط مقدم را از توان موشکی برخوردار سازد یا از آن ها در برابر حملات موشکی اسرائیل محافظت نماید، در محدوده استراتژیک اسرائیل قرار می گیرند. (سنیه ۱۳۸۱: ۱۷) بنا بر این سؤالی که پیش می آید این است که محدودۀ استراتژیک اسرائیل کجاست؟ سیاستمداران اسرائیلی برای تعیین این مرز همیشه به دو عامل توجه کرده اند:
-
- برد موشک هایی که در اختیار کشورهای عربی و اسلامی است، برای مثال هر کشور عربی و اسلامی بتواند منطقه گوش دان اسرائیل را مورد حمله قرار دهد در منطقه استراتژیک اسرائیل قرار دارد. در این مورد می توان به توانایی ایران در ساخت موشک هایی اشاره کرد که می توانند اسرائیل را مورد هدف قرار دهد، بنا بر این ایران در محدودۀ استراتژیک اسرائیل قرار می گیرد.
-
- این عامل نیز به همان کشورها مربوط می شود که چنانچه بخواهند دشمنی خود را با اسرائیل در محل نشان دهند می توانند ضربه ای استراتژیک به اسرائیل بزنند. برای مثال یکی از این کشورها می تواند یکی از گذرگاه های دریایی بین الملی را بر روی کشتی های اسرائیلی ببندد، با این حساب محدودۀ استراتژیک اسرائیل می تواند تا دریای سیاه در شمال، خلیج عدن در جنوب، تنگه جبل الطارق در غرب و دریای خزر در شرق امتداد یابد.
سیاست های اسرائیل در منطقه خاورمیانه همواره به دنبال یافتن متحدان جدید در منطقه و گسترش تعاملات با آنها و همچنین بر طرف کردن کاستی های ناشی از شرایط ژئو پولتیکی خود و برقراری تعادل استراتژیک با همسایگان و دولت های منطقه بوده است. بنا بر این در این راستا اسرائیل بر دو عامل تأکید ورزیده است.
-
- برتری نظامی، صنعتی و اطلاعاتی نسبت به همسایگان و کشورهایی که در مرزهای استراتژیک آن قرار می گیرند.
-
- مرزهای قابل دفاع.
بدون این دو عامل اسرائیل هرگز احساس امنیت نخواهد کرد و چنانچه وضعیتی پیش آید که از توان نظامی آن کاسته شود یا بخشی از مرزها قابل نفوذ شود، در این صورت دشمنان به نقض صلح «حتی به فرض اینکه با کشورهای همسایه صلح برقرار شده باشد.» ترغیب خواهند شد. (سنیه: ۱۳۸۱: ۲۴) اسرائیل برای رهایی از این معضل استراتژیکی ، در چند دهه ی اخیر به دنبال یافتن متحدان استراتژیکی خود در منطقۀ خاورمیانه بوده تا با برقراری رابطه با آنها توازن قوایی را در برابر کشورهای دشمن عربی یا اسلامی برقرار سازد. سنیه می گوید: با ایجاد روابط مستحکم اقتصادی و امنیتی با این کشورها می توانیم از امینت بیشتر و اقتصادی شکوفاتر برخوردار شویم. بنا براین لازم است در دهه ی آتی با کشورهای واقع در دایره همسایگان جدید، مناسبات خوبی برقرار کنیم. (سنیه ۱۳۸۱: ۱۱۷) در این راستا اسرائیل برای مقابله با کشورهای دشمن و در محدوده مرزهای استراتژیک سیاست خود را بر پشتیبانی از گروه های مخالف این کشورها در منطقه و همچنین در سطح بین المللی با بهره گرفتن از نفوذ لابی خود در سنای آمریکا در جهت تضعیف این کشورها، اتخاذ نموده است. بر اساس جمله ی مشهور، دشمنِ دشمن من، دوست من است، اسرائیلی ها در منطقه خاورمیانه برای دست یابی به اهداف اصلی و حیاتی که کسب و حفظ بقاء می باشد در جهت تضعیف و دور زدن دشمنان خود، به حمایت از به قدرت رسیدن گروه های مخالف رژیم های منطقه یا تجهیز گروه های چریکی و طرفداری از اقلیت ها می پردازد. در این راستا می توان به حمایت اسرائیل از کردهای شمال عراق در جهت تفرقۀ داخلی منطقه و همچنین تعضعیف کشورهای دارای اقلیت کرد ساکن دشمن اسرائیل همچون عراق، سوریه و ایران توجه نمود. علاوه بر آن با حمایت های اقتصادی و نظامی از این منطقه (شمال عراق)، در جهت کنترل رقبای خود، از این منطقه می تواند مستقیم یا غیر مستقیم به عنوان پایگاه استفاده نماید. ۵٫۱ نزدیکی اهداف آمریکا و اسرائیل در خاورمیانه گره خوردن ایالات متحده آمریکا با مسائل اسرائیل به زمان مهاجرت یهودیان به آمریکا بر می گردد. در قرن بیست و در اثر مهاجرت یهودی ها، گروه زیادی از آنان به آمریکا مهاجرت کردند و به تدریج به گروه های تأثیرگذار از لحاظ اقتصادی و سیاسی تبدیل شدند. اولین جلوه حمایت آمریکا از یهودی ها در حمایت ازاعلامیۀ بالفور متجلی شد. با توجه به ساختار دو قطبی و وارد شدن دو ابر قدرت به جنگ سرد و صف آرایی و رقابت آنها با هم ورود، این رقابت ها به منطقۀ حساس خاورمیانه، هر کدام از دو ابر قدرت برای ناکار آمد کردن سیاست های بلوک مخالف به دنبال متحدان و حمایت از آنها در این منطقه بودند. نظام دو قطبی نقش بر جسته ای برای حمایت آمریکا از اسرائیل در منطقه داشت. چون اسرائیل در مقابل اعراب متحد شوروی یا بلوک شرق دارای نقشی استراتژیکی برای سد نفوذ کمونیسم به شمار می رفت. همگرایی آمریکا و اسرائیل در زمان ریاست جمهوری ریگان شکل رسمی به خود کرفت و در زمان جورج ایچ دبلیو بوش به اتحاد نظامی واقعی منجر شد. رابطه آمریکا و اسرائیل در زمینه های مختلفی تعریف شده است. سیاستمداران آمریکا اسرائیل را مطمئن ترین متحد آمریکا در خاورمیانه می دانند. برخی بر این باورند که اسرائیل متحد استراتژیک امریکاست هر چند برخی دیگر از منتقدان اسرائیل را ابزار دست امپریالیسم آمریکا برای تضعیف ناسیونالیسم عرب و سپر بلا علیه تروریسم و بنیاد گرایی اسلامی می دانند. برخی دیگر به نفوذ شدید لابی یهودی در دولت آمریکا و حامیان اسرائیل در رسانه ها، محافل اقتصادی و دولتی یا کسب منافع توسط اسرائیل از طریق اعمال نفوذ اشاره می کنند. نخبگان آمریکایی به لحاظ ماهیت ارزش های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی که در بستر آن به رفتار سیاسی آنان در خاورمیانه می انجامد، گردش مطلوب تری به سوی بازیگرانی در منطقه دارند که هم سویی فکری، فلسفی و مادی را با آنان مشترک بیابند (دهشیار ۱۳۸۶: ۳۰۳) بنا بر این، اسرائیل از آن روی باید حمایت آمریکا را داشته باشد که عملکرد و حضورش نقش مثبت در تسهیل شکل گیری اهداف خاورمیانه ای و تأمین منافع آمریکا دارد. اینان فرای درک منافع ملی اسرائیل به لحاظ تاریخ یهودیان و ارزش های شکل دهنده لیبرالیسم، احساس مسئولیت و شرمساری اسرائیل را بازیگری می یابند که حلقه های عاطفی را نسبت به آن همراه دارند. (دهشیار ۱۳۸۶: ۱۱۲) اشکال حمایت آمریکا از اسرائیل تحت تأثیر ساختار نظام بین الملل بود. یعنی در دوران نظام دو قطبی شکل و میزان حمایت آمریکا از اسرائیل با دوران نظام تک قطبی با هژمونی ایالات متحده متفاوت بود. بنا بر این در دوران جنگ سرد با توجه به شرایط نظام دو قطبی، حمایت آمریکا از اسرائیل نمی توانست نامحدود باشد. پس آمریکا در این دوره می بایست در خاورمیانه به حوزۀ منافع اتحاد جماهیر شوروی احترام می گذاشت. چنان که در جنگ ۱۹۴۸ اسرائیل با اعراب، آمریکا به منظور محدود کردن توسعه طلبی اسرائیل این کشور را تبلیغ تبلیغاتی کرد. یا در سال ۱۹۵۶ در جریان حمله به مصر، آیزنهاور رئیس جمهور وقت آمریکا بر اسرائیل فشار آورد تا از مصر عقب نشینی کند. در دورۀ رئیس جمهوری بعدی، جان اف کندی، جانسون، نیکسون و فورد، سیاست ایالات متحده نسبت به اسرائیل از یک سو مبتنی بر حمایت از آن و حمایت از کمک های اقتصادی و نظامی به این کشور و از سوی دیگر در جهت محدود کردن رفتارهای اسرائیل در قبال همسایگانش بود. (لوئیس ۱۳۸۲: ۲۲۱) در تمام جنگ های بین اعراب و اسرائیل در دوران جنگ سرد، استراتژی ایالات متحده در ارتباط با اسرائیل حفظ موازنۀ قوا در منطقه بود. اما ریگان با نگاهی متفاوت نسبت به همتایان خود، از منظر راهبردی جنگ سرد به اسرائیل می نگریست آمریکا در این دوره اسرائیل را به عنوان متحد و دوستی همراه در مقابل اعراب طرفدار شوروی در منطقه نگاه می کرد. بر این اساس همکاری ها و اتحادهای مابین دو طرف ایجاد شد. چنان چه بعد از ۱۹۸۷ و شروع انتفاضه، عرفات که خواستار تشکیل کنفرانس بین المللی دربارۀ فلسطین بود. ریگان تلاش کرد تا از این امر جلوگیری کند. ایالات متحده نمی خواست تا به مسائل جنبۀ بین المللی بدهد و تمایل نداشت تا اسرائیل را در موقعیتی قرار بدهد که مجبور شود به الزامات و قوانین بین الملل تن در دهد. (دهشیار ۱۳۸۱: ۴۴ الف)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- سزاوار است که تفاخر در عالی بودن اهداف باشد ( غررالحکم ، حدیث ۱۰۹۵۳)
- همانا بزرگان مردم ، صاحبان عقل های ژرف نگر و گسترده و دارندگان اهداف و همت های شریفند ( غررالحکم ، حدیث ۳۹۱۴ )
سوال ۲: دیدگاه های معاصر مدیریت منابع انسانی چگونه است؟
 دیدگاه های معاصر مدیریت منابع انسانی نظریه مدیریت علمی نظریه y,x نظریه های معاصر انگیزش نظریه چستر بارنارد ایده مدیریت منابع انسانی مبتنی بر شایستگی نظریه تشکیل سرمایه انسانی
شکل ۴-۲ مدل مفهومی دیدگاه های معاصر مدیریت منابع انسانی
۱- نظریه مدیریت علمی فردریک تیلور: از لحاظ این نظریه، سازمان ، اساساً ، ساخت و کار یا ماشینی برای تهیه و تجهیز نیروی جسمی افراد انسان برای ایفای موثر وظایف تلقی می شود. فردریک تیلور بانی مکتب مدیریت علمی با ملاحظاتی درباره کارائی تولید و محدودیت توانائی جسمی افراد انسان، پیشنهادهایی برای اثر بخش سازی سازمانها ارائه داد. تیلور چاره عدم کارائی سازمانها را اعمال مدیریت علمی( روش منظم) می دانست نه استفاده از ادمهای خارق العاده از این رو وی در صدد بر آمد که مسائل تولید و عملیات سازمانها را با توسل به روش های منظم علمی حل کند.( علاقه بند، ۱۳۷۱)
 تیلور جوانب عمده نگرش خود را به شرح زیر مورد تأکید قرار می دهد: اولاً، طراحی دقیق شغل و وظیفه را تنها راه افزایش کارائی دانسته پیشنهاد می کند که وظایف و فعالیت های سازمانی به شیوه ای منظم طراحی شوند سپس بر مبنای این اصل، می افزاید که کارکنان به دقت برگزیده، و برای انجام وظایف خود تربیت شوند و در عین حال ابزارها و رویه های انجام کار بر اساس مطالعات دقیق استاندارد گردند. ثانیاً به انگیزش کارکنان و شیوه بیشینه سازی آن در قلمرو کار توجه کرده انگیزه کار را ناشی از شوق به درآمد می داند. بنابراین افزایش تولید را به پاداش ها و مشوق های پولی وابسته دانسته و سیستمی برای پرداخت دستمزد پیشنهاد می کند که در آن مزد مستقیماً با کمیت تولید پیوند دارد( علاقه بند ، ۱۳۷۱). به عقیده تیلور اصول علمی می تواند فعالیت های گوناگون و عوامل تولید را تحت نظم در آورد و کارائی را افزایش دهد. وی مسئولیت کاربرد این اصول را بر عهده مدیر می داند، تا بر اساس آنها کارکنانی را تربیت کند که به موثرترین روش انجام وظیفه کنند و در حل مسائل خود سرانه عمل نکنند به علاوه گزینش کارکنان نیز نباید تصادفی باشد بلکه تحت نظم و قاعده صورت پذیرد بطوری که آنها به وظایفی گمارده شوند که مهارتها و قابلیت های ایفای ان وظایف را دارند. بالاخره مدیریت علمی با اعمال اصل تخصص در حوزه مدیریت مبتنی بر وظیفه را بوجود اورد. این امر هر چند نیاز به سرپرستی و نظارت چندگانه را ایجاب می کند ولی به زعم تیلور، کارایی را افزایش داده و عملکرد کارکنان را بهبود می بخشد. ۲-نظریه y,x مک گریگور: طبق این نظریه مدیران با دو دیدگاه متفاوت x یا y مدیریت می کنند. مدیران طرفدار دیدگاه x نگرش منفی به کارکنان دارند و بر این اساس معتقدند که رفتار آنها را باید به طور مرتب نظارت و کنترل کرد و تنها راه ایجاد انگیزه و تشویق آنها به کار بیشتر و بهتر پاداش اقتصادی و مادی است. در مقابل مدیران طرفدار دیدگاه y نگرش مثبت به کارکنان دارند و بر این اساس رفتاری مسالمت آمیز و رابطه مدارانه با کارکنان خود دارند و کمتر آنها را نظارت و کنترل می کنند.
 این راهبرد انگیزشی به فرضیه های مدیران درباره طبیعت انسانی مربوط می شود. در این نظریه دو دسته فرضیه وضع شده است: نظریه x که شامل فرضیه های منفی درباره انسان است و اعتقاد بر این است که مدیران غالبا از این فرضیه ها به عنوان اساس رفتار خود با افراد استفاده می کنند، نظریه Y فرضیه های مثبتی را معرفی می کند که مدیران باید تلاش کنند آنها را به کار بندند اعتقاد بر این است که مدیرانی که از فرضیه های نظریه x استفاده می کنند بدند و آنان که فرضیه های نظریه y را به کار می بندند خوب اند این فرضیه ها در نظریه های ابتدایی انگیزشی – الگوی منابع انسانی مطرح شده اند( فیضی، ۱۳۸۳). فهرست فرض های نظریه x و نظریه y در جدول ۴-۱ ملاحظه می شود:
جدول ۴-۲ فهرست فرض های نظریه X و نظریه Y (فیضی، ۱۳۸۳)
نظریه x
نظریه y
۱- برای اغلب مردم کار ذاتاً نامطلوب است. ۲- اغلب مردم جاه طلب نیستند و تمایل اندکی به پذیرش مسئولیت دارند و ترجیح می دهند هدایت شوند. ۳- اغلب مردم قابلیت اندکی برای خلاقیت در حل مشکلات سازمانی دارند. ۴- انگیزش فقط در سطوح فیزیولوژیکی و تأمین ایجاد می شود. ۵- اغلب مردم باید تحت کنترل و غالبا اجبار قرار گیرند تا هدفهای سازمانی را تحقق بخشند.
۱- اگر شرایط مطلوب باشد کار مثل بازی طبیعی است. ۲- برای نیل به هدفهای سازمانی کنترل به وسیله خویشتن غالبا ضروری است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در این پژوهش از آمار توصیفی برای خلاصه کردن و طبقه بندی ویژگی های جمعیت شناختی مدیران بصورت توزیع درصدی و ترسیم جداول و نمودارها استفاده شد و از آمار استنباطی در تجزیه و تحلیل داده ها برای تحلیل همبستگی بین متغیرها از ضریب همبستگی پیرسون و برای تحلیل رگرسیونی داده ها از تحلیل رگرسیونی خطی از نوع چندگانه استفاده شد.

۳-۷-روش گردآوری اطلاعات و داده ها
ابزار مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه می باشد. برای محاسبه امتیاز بهره وری سازمانی از نظر مدیران، پرسشنامه بهره وری سازمانی و برای تعیین میزان بکارگیری مدیریت تجربه مشتری توسط مدیران از پرسشنامه مدیریت تجربه مشتری استفاده شده است. همچنین برای گرد آوری اطلاعات شخصی مدیران(سن، جنس، سطح تحصیلات، سابقه خدمت، مربیگری و درجه مربیگری) از پرسشنامه ای که توسط محقق و با مشاوره اساتید تهیه و تنظیم گردیده، استفاده شده است.

۳-۷-۱-پرسشنامه بهره وری سازمانی
این پرسشنامه توسط اسدی(۱۳۸۰) برای بررسی بهره وری مدیران طراحی و ساخته شده است. پرسشنامه بهره وری سازمانی مشتمل بر ۲۲ سوال بوده است که به منظور سنجش بهره وری مدیران که شامل دو مولفه کارایی و اثربخشی است، طراحی شده است. پاسخ های این پرسشنامه در طیف لیکرت ۵ درجه ای( خیلی زیاد، زیاد، نظری ندارم، کم و خیلی کم) به ترتیب (۱، ۲، ۳، ۴، ۵) امتیاز دهی شده اند.آزمودنی ها هر یک از سوالات را مطابق با طیف هایی که برای سازمان مناسب می دانند امتیاز گذاری کرده و علامت می زنند. در این طیف هر قدر از مقادیر کم حرکت می کنیم، نشان دهنده میزان مطلوبیت بهره وری سازمانی است. برای امتیاز گذاری نمرات سوالات تمام آزمودنی ها با هم جمع شده و سپس میانگین امتیاز کلی بهره وری سازمانی به دست می آید. برای هرکدام از مولفه های بهره وری نیز به همین صورت عمل شده است.
۳-۷-۲-پایایی و روایی پرسشنامه بهره وری سازمانی
با توجه به اینکه این پرسشنامه توسط اسدی(۱۳۸۰) در تحقیقی تحت عنوان« رابطه فرهنگ سازمانی با بهره وری مدیران ادارات تربیت بدنی جمهوری اسلامی ایران» مورد استفاده قرار گرفته و ضریب پایایی آن مورد تایید قرار گرفته است و سید عامری در تحقیق خود با عنوان« رابطه فرهنگ سازمانی با بهره وری مدیران ادارات تربیت بدنی استان های آذربایجان شرقی و غربی» از پرسشنامه فوق الذکر استفاده نموده و ضریب پایایی پرسشنامه بهره وری را ۸۲/= a بدست آورده است. در پژوهش حاضر آلفای کرونباخ ۸۶/ بدست آمد، جهت تعیین روایی پرسشنامه از نظر اساتید و صاحبنظران رشته بهره گرفته شد و روایی آن از طرف اساتید مورد تایید قرار گرفت.
۳-۷-۳-پرسشنامه مدیریت تجربه مشتری
پرسشنامه مورد استفاده برای سنجش میزان بکارگیری مدیریت تجربه مشتری مدیران و مولفه های آن در این پژوهش، پرسشنامه ای متشکل از ۴۰ سوال است که پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ ۸۲/ بدست آمد و روایی آن توسط اساتید مدیریت ورزشی مورد تایید قرار گرفته است و پاسخ های آن بر اساس مقیاس پنج ارزشی لیکرت ارزش گذاری شده اند. این پرسشنامه همچنین چهار مولفه مدیریت تجربه مشتری را مورد سنجش قرار می دهد که عبارتند از: رضایت مشتری، وفاداری مشتری، کیفیت خدمات و مارک. در رابطه با هر یک از مولفه های مدیریت تجربه مشتری به ترتیب:
-
- رضایت مشتری: شامل ۶ سوال از ۱ الی ۶
-
- وفاداری مشتری: شامل ۱۳ سوال از ۷ الی ۱۹
-
- کیفیت خدمات: شامل ۱۲سوال از ۲۰ الی ۳۱
-
- مارک: شامل ۹ سوال از ۳۲ الی ۴۰
بوده اند که در مقابل آنها یک مقیاس پنج ارزشی قرار گرفته است. آزمودنی ها هر یک از سوالات را با توجه به طیفی که مناسب سازمان خود بدانند امتیاز گذاری کرده و علامت می زنند. معنی اعداد در طیف مطرح شده بصورت زیر می باشد: کاملا موافقم=۱ موافقم=۲ نظری ندارم=۳ مخالفم=۴ کاملا مخالفم=۵ برای امتیاز گذاری نمرات سوالات آزمودنی ها با هم جمع شده و امتیاز مربوط به هر یک از مولفه ها مشخص و در انتها میانگین کل مدیریت تجربه مشتری بدست می آید.
۳-۷-۴- پایایی و روایی پرسشنامه مدیریت تجربه مشتری
با توجه به اینکه این پرسشنامه توسط محمدی(۱۳۸۹) در تحقیقی تحت عنوان« رابطه مدیریت تحربه مشتری با بهره وری سازمانی در باشگاههای شهرستان ارومیه » مورد استفاده قرار گرفته و ضریب پایایی را a=/86 بدست آورده است. در این پژوهش ضریب پایایی از طریق آلفای کرونباخ a=/82 بدست آمد و روایی آن نیز مورد تایید اساتید قرار گرفت.
۳-۷-۵-فرم مشخصات فردی
در این پژوهش از فرمی استفاده شد که در آن مشخصات فردی از جمله جنس، سن، سطح تحصیلات، سابقه خدمت، مربیگری و درجه مربیگری ذکر شده بود. در قسمت بالای این فرم ضمن آگاهی دادن به آزمودنی ها درباره جنبه تحقیقاتی داشتن پرسشنامه ها، به آنان اطمینان داده شد که داده های حاصل از پرسشنامه آنان کاملا بی نام و محرمانه باقی خواهد ماند.
۳-۸-روش تجزیه و تحلیل داده ها
در این پژوهش از آمار توصیفی برای خلاصه کردن و طبقه بندی داده های خام و محاسبه فراوانی، رسم نمودارها و جداول استفاده شد و در تجزیه و تحلیل داده ها، برای بررسی همبستگی بین مدیریت تجربه مشتری و بهره وری سازمانی و همبستگی بین مولفه های مدیریت تجربه مشتری و بهره وری سازمانی و همچنین همبستگی بین مدیریت تجربه مشتری و مولفه های بهره وری سازمانی( کارایی، اثربخشی) از آزمون همبستگی پیرسون و به منظور پیش بینی سهم هریک از مولفه های مدیریت تجربه مشتری در بهره وری سازمانی از تحلیل رگرسیون خطی از نوع چندگانه استفاده شد. برای تمام این محاسبات و تجزیه تحلیل ها از نرم افزارهای Excel وSpss16 استفاده شده است.
۳-۹-تحلیل همبستگی
در این بخش برای تعیین رابطه بین مدیریت تجربه مشتری و بهره وری سازمانی دراستخرهای سرپوشیده استان آذربایجان غربی به تبع نرمال بودن توزیع داده ها که از طریق آزمون کالموگراف-اسمیرنف بدست آمد از آزمون آماری پارامتریک همبستگی پیرسون استفاده شد همانگونه که در جدول ۴-۶ مشاهده می شود میزان ضریب همبستگی بین مدیریت تجربه مشتری و بهره وری سازمانی از طریق آزمون ضریب همبستگی پیرسون برابر ۷۲۱٫ محاسبه شده است و نتایج بدست آمده از جدول ۴-۷ نشان می دهد که بین مولفه رضایت مشتری با بهره وری سازمانی همبستگی پیرسون برابر با۶۸۶٫ محاسبه شده است. جدول ۴-۸ نشان می دهد ضریب همبستگی پیرسون محاسبه شده بین مولفه وفاداری مشتری و بهره وری سازمانی برابر با ۶۲۴٫ می باشد همچنین نتایج جدول ۴-۹ نشان می دهد ضریب همبستگی پیرسون محاسبه شده بین مولفه مارک و علائم تجاری و بهره وری سازمانی برابر با ۶۱۹٫ می باشد. و نیز در جدول ۴-۱۰ مشاهده می شود میزان ضریب همبستگی بین مولفه کیفیت و بهره وری سازمانی از طریق آزمون ضریب همبستگی پیرسون برابر ۷۱۸٫ محاسبه شده و با توجه به نتایج جدول ۴-۱۱، برای بررسی ارتباط بین مدیریت تجربه مشتری و کارایی ضریب همبستگی پیرسون بدست آمده برابر با ۶۷۷٫ می باشد. و در نهایت نتایج جدول ۴-۱۲ نشان می دهد ضریب همبستگی پیرسون محاسبه شده برابر با ۶۵۰٫ می باشد و این نشان می دهد که رابطه مثبت و معنی داری بین متغیرهای مستقل(مدیریت تجربه مشتری، رضایت مشتری، وفاداری مشتری، مارک و علائم تجاری، کیفیت خدمات) در جامعه تحت بررسی با متغیرهای وابسته (بهره وری سازمانی، کارایی سازمانی، اثر بخشی سازمانی) وجود دارد با ارتقای متغیرهای مستقل، متغیر های وابسته نیز افزایش می یابد و بالعکس (p < 0.01).
۳-۱۱-محدودیت های تحقیق
الف: محدودیت هایی که در این پژوهش توسط محقق کنترل شده است شامل: ۱-محدودیت مکانی: این تحقیق در حوزه مدیران استخرهای سرپوشیده استان آذربایجان غربی انجام گرفته است. ۲-محدودیت زمانی: با توجه به دوره زمانی مشخص در اجرای این پایان نامه این پژوهش در دوره یکساله ۱۳۹۲-۱۳۹۳ صورت گرفته است. ب: محدودیت هایی که در این تحقیق برای محقق قابل کنترل نبودند شامل: ۱- عدم همکاری برخی از مدیران در تکمیل و پاسخگویی به پرسشنامه ها. ۲- با وجود آنکه در این پژوهش به هیچ عنوان نام افراد یا استخرها ذکر نگردیده است و توضیح داده شده که جهت انجام پایان نامه است، اما امکان دارد پاره ای از ملاحظات در پاسخگویی مدیران تاثیر گذاشته باشد. ۳- امکان دارد مدیران در پاسخگویی به پرسشنامه، اولین واکنش طبیعی خود را منعکس نکرده باشند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
امروزه با پیدایش و توسعه تکنیک نشانگرهای مولکولی بر پایه DNA، مطالعه تنوع بر روی گیاهان آسانترشده است. این نشانگرها ابزار قدرتمندی برای تشخیص ژنوتیپها و تخمین تنوع ژنتیکی آن ها محسوب میشوند(مورف[۱۳] و همکاران،۱۹۹۴ و پاندیان[۱۴] و همکاران،۲۰۰۰).
 ۲-۹ انواع نشانگر نشانگرهای مولکولی در واقع نشانههای روی کروموزمها هستند که در هنگام ایجاد یک نقشه ژنتیکی، به عنوان نقاط مرجع برای شناسایی مکان سایر ژنهای مورد نظر به کار میروند. نشانگرهای ژنتیکی را میتوان هم در سطح مورفولوژیکی و هم در سطح مولکولی یا سلولی به دو گروه عمومی طبقهبندی کرد. نشانگرهای مورفولوژیکی، به عنوان اثر متقابل ژنها و محیط در بیرون از موجود زنده قابل تشخیص هستند. از طرف دیگر، نشانگرهای مولکولی در سطح کوچکتر از سلول، شناسایی میشوند و میتوان آن ها را در جریان چرخه زندگی یک موجود و قبل از رسیدن به بلوغ سنجید. نشانگرهای مولکولی را باید ضرورا با روشهای شمیایی اندازهگیری کرد. این نشانگرها به دو نوع نشانگرهای پروتئینی و نشانگرهای DNA تقسیم میشوند(آکوا، ۱۳۸۹). هر چه تکرارپذیری یک نشانگر کمتر باشد تشخیص تنوع ژنتیکی حقیقی با بهره گرفتن از آن نشانگر کمتر خواهد بود. نشانگرهای مورفولوژیک بدلیل اینکه تحت تأثیر شرایط محیطی قرار میگیرد و همچنین به دلیل کم بودن تعداد آنها قادر به بررسی تنوع ژنتیکی حقیقی به طور معنیدار نخواهند بود. در مقابل نشانگرهای مولکولی تحت ثأثیر شرایط محیطی قرار نمیگیرند و پوشش ژنومی مناسبی را ایجاد میکنند. بنابراین این نشانگرها قادرند نقاط چند شکلی را با اطمینان بالاتری در اختیار قرار دهند و به عبارت دیگر تنوع حقیقی بیشتری را نشان خواهند داد(نقوی و قرهریاضی، ۱۳۸۸ ). مورفولوژیکی آیزوزایمها بیوشیمیایی نشانگر پروتئینها RFLP مولکولی غیر مبتنی برPCR Minisatellite (مبتنی بر هیبریداسیون) RLGS دیانای RAPD نشانگر تصادفی DAF (Arbitrarilyb primed PCR) AP-PCR مبتنی بر PCR نشانگر اختصاصی یا نشانمند از توالیISSR Sequence tagged Sites SSR AFP SSCP S-SAP AFLP SNP SAMPL شکل۲-۱ انواع نشانگر(نقوی و قرهریاضی،۱۳۸۸) ۲-۲-۹ نشانگرهای ریختشناسی[۱۵] نشانگرهای ریختشناسی اولین نشانگرهایی بودند که برای ارزیابی تنوع ژنتیکی مورد استفاده قرار گرفتند این نشانگرها در واقع نتیجه جهشهای قابل رویت در ریخت ظاهری موجود هستند. ودر صورتی میتوانند به عنوان نشانگر ژنتیکی مورد استفاده قرار گیرند که بیان آنها در طیف وسیعی از محیطهای مختلف تکرارپذیر باشد. اگه چه تنوع ریختشانسی به راحتی قابل مشاهده بوده و کمک زیادی به تحقیقات پایهای میکند، ولی به دلیل کم بودن تعداد آنها، وابسته بودن آنها به سن و مرحله رشدی گیاه و وابسته بودن آنها به محیط، استفاده از آنها با محدودیت زیادی همراه است. همچنین عواملی نظیر اثرات غالبیت، اپیستازی و پلیوتروپی بروز این تنوع را تحت تاثیر قرار میدهند و استفاده از آن را مشکل میسازد. به همین خاطر دستیابی به نشانگرهای کاراتر توجه بیشتر محققین را به خود جلب کرده است(نقوی و قرهریاضی،۱۳۸۸). امروزه به خوبی مشخص شده است که استفاده از نشانگرهای تکمیلی مانند نشانگرهای مولکولی و سیتوژنتیکی در کنار نشانگرهای ریختشناسی ارزیابی بسیار جامعتر و دقیقتری از تنوع گیاهی را به دست میدهد(کومار و هیروچیکا، ۲۰۰۱). ۲-۲-۹ نشانگرهای مولکولی نشانگرهای مولکولی از ابزارهای بسیار مهمی برای مدیریت نمونههای ژرمپلاسم در بانک ژن، ارزیابی روابط خویشاوندی ژنتیکی، انتخاب گیاهان برتر و بررسی شباهت یا تفاوت بین نمونههای مختلف میباشد، که برای دستیابی به این اهداف از نشانگرهای مولکولی متعددی استفاده میشود(پورساربانی و همکاران، ۱۳۸۴). نشانگرهای مولکولی دارای مزایای متعددی است. این مزایا شامل، صرفه جویی در زمان، استفاده از فضایی آزمایشگاه و قابلیت اطمینان بیشتر به نتایج حاصله میباشد(چوکان و واربورتون[۱۶]، ۲۰۰۶). استفاده از اطلاعات مولکولی در مقایسه با خصوصیات مورفولوژیکی برای بررسی روابط فلیوژنی، از چندین مزیت برخوردار است. به عنوان مثال الف) هیچ گونه ارزیابی شخص در تعیین وضعیت صفات دخیل نیست. ب) به دلیل اینکه ساختمان DNA در تمام موجودات زنده از چهار باز نوکلئوتید تشکیل شده است. بنابراین امکان مطالعه مستقیم متنوعترین اشکال حیات وجود دارد. ج) میزان اطلاعات حاصله بسیار زیاده بوده و بدست آوردن این اطلاعات برای گونههای مورد نظر در آزمایشگاه، نسبتا ساده است(کومار و هیروچیکا، ۲۰۰۱). نشانگرهای مولکولی به طور فزاینده در تجزیه و تحلیل ژنتیکی گیاه استفاده میشود، با توجه به مزایای آشکار خود بر نشانگرهای مورفولوژیک به عنوان مثال چتدشکلی بالا، تعداد باند بیشتر، با ثبات بودن در سرتاسر مراحل رشد گیاه، و حداقل تأثیر محیط بر آنها به عنوان فاکتور موثر برای بررسی تنوع ژنتیکی استفاده میشوند(ویجاتان،[۱۷] ۲۰۰۵). این نشانگرها مبتنی بر PCR بوده و تنها به مقادیر کمی DNA نیاز دارند و سنجش آنها نسبتا سریع است. تکنیکهای مولکولی امکان بررسی ژنتیکی دقیق و بررسی عوامل محیطی تنوع را امکان پذیر میسازد و سبب دقت بیشتر در اندازهگیری و ارزیابی تنوع ژنتیکی میگردد(رضویزاده و احسانپور، ۱۳۹۱). علاوه بر این قدرت تبعیض عالی در میان ژنوتیپهای مشابه و توانایی گروهبندی، گروههای هتروتیک[۱۸] بر اساس فاصله ژنتیکی دلیلی دیگر برای استفاده از نشانگرهای مولکولی میباشد علاوه بر این تکنولوژی نشانگر مولکولی نقش حیاتی در زیست شناسی گیاهی، از جمله انگشت نگاری DNA، نقشه برداری ژنتیکی، روابط فیلوژنتیک و اصلاح مولکولی دارد( بایر[۱۹]، ۲۰۰۵ و چوکان و واربورتون، ۲۰۰۶). نشانگرهای مولکولی را به دو دسته نشانگرهای پروتئینی و نشانگرهای حاصل از DNA تقسمبندی میکنند(عبدمیشانی و شاهنجات بوشهری،۱۳۸۶). ۲-۹-۲-۱ نشانگرهای پروتئینی مطالعه اولیه مولکولی با اهدف طبقهبندی با بهره گرفتن از نشانگرهای پروتئینی انجام میشد. نشانگرهای پروتئینی فرآورده نهایی ژنهای ساختاری بوده که در واقع بیانگر تنوع موجود در سطح توالی نوکلئوتیدی ژنوم هستند اما از آنجا که محصولات ژن از روی قسمتی از توالیهای DNA ساخته میشوند در برگیرنده همه تغییرات موجود در سطح DNA نیستند و نمیتوانند نمایند کل ژنوم باشد. یکی از نشانگرهای پروتئینی معمول نشانگرهای آیزوزایمی هستند که چندین دهه است از آنها استفاده میشود. آیزوزایمهای شکلهای مختلف یک آنزیماند که اغلب تحریک الکتروفورزی متفاوتی دارند که با بسترهای نشاستهای یا پلیاکریلامیدی از یکدیگر جدا میشوند(چاولا[۲۰]، ۲۰۰۲). ۲-۹-۲-۲ نشانگرهای مولکولیDNA تاکنون انواع مختلف نشانگرهای DNA با تفاوتهای زیاد از نظر تکنیکی و روش تولید، نحوه کابرد، امیتازبندی، تجزیه و تحلیل و تفسیر نتایج به سرعت ابداع و معرفی گردیدهاند. بدون ترید ابداع و معرفی واکنش زنجیرهای پلیمراز یا PCR، بیشترین نقش را در توسعه و تکامل نشانگرهای DNA داشته است(گوپتا و همکاران ۱۹۹۹). نشانگرهای مولکولی DNA را در سه گروه، مبتنی بر دورگگیری، مبتی بر PCR و مبتنی بر توالییابی تقسیمبندی کردهاند. تکنولوژیهای متعدد نشانگری مبتنی بر DNA برای شناسایی چندشکلیها و سنجش زیر مجموعهای از مقدار کل DNA ژنومی توسعه یافته است(کومار و هیروچیا، ۲۰۰۱). ۲-۹-۲-۲-۱ نشانگرهای DNA مبتنی بر دورگگیری در این گروه انگشتنگاری الیگونوکئوتیدی،RFLP، RLGS، VNTRS، Minisatellite قرار میگیرد. ۲-۹-۲-۲-۲ نشانگرهای مبتنی بر توالییابی در این گروه نشانگرهایی مانندEST و SNPقرار میگیرد. ۲-۹-۲-۲-۳ نشانگرهای DNA مبتنی بر واکنش زنجیرهای پلیمراز واکنش زنجیرهای پلیمراز از زمان شروع، در بسیاری از روشهای استاندار زیستشناسی مولکولی و بیوتکنولوژی انقلاب ایجاد کرده و باعث تولید نشانگرهای مختلفی شده، این نشانگرها که مبتنی بر واکنشPCR[21] هستند، شامل:ISSR[22] ، RAPD[23]، SSR[24]، ,SNP[25]،AFLP[26]، [۲۷]RFLP و غیره میباشند(بایر و همکاران۲۰۰۵، چوکان و واربرتون، ۲۰۰۶ و نقوی و قرهریاضی، ۱۳۸۸). از نظر کاربردی نشانگرهای بارز برای استفاده در مطالعات تنوعژنتیکی، همسانهسازی مکانی و اشباع سریع نقشههای ژنتیکی مناسباند و در مقابل، نشانگرهای همبارز جهت تهیه و افزایش دقت نقشههای عمومی برای یک گونه، نقشهیابی مقایسهای بین گونهها، نقشهیابی جایگاههای صفات کمی(QTLS)، تهیه نقشههای ژنی و مطالعه ژنتیک جمعیت کاربرد بیشتری دارند(وین[۲۸]،۲۰۰۳). هر کدام از انواع نشانگرهایDNA مجموعهای از مزایا و معایب را در وراثت، تکرارپذیری، میزان اطلاعات بدست آمده، میزان پیچیدگی روش و همچنین جنبههای اقتصادی از قبیل هزینه و زمان مورد نیاز تا حصول نتیجه نهایی را دارا هستند(روکاسزی و بولیبوک[۲۹]، ۲۰۰۴). از آن رو لازم است که قبل از کاربرد هر کدام سودمندی و کارایی نشانگر سنجیده و ارزیابی شود(کومار و هیروچیکا، ۲۰۰۱). یک نشانگر مناسب بایستی قابل دسترس بوده و تفسیر نتایج آسانی داشته، از تکرارپذیری بالایی برخوردار بوده و به فراوانی مناسب در ژنوم باشد(وین، ۲۰۰۳).
 نشانگر RAPD: در این روش از یک آغازگر به طول تقریبی ۱۰ نوکلئوتید برای مطالعات ژنتیکی استفاده میشود. این روش معمولا برای برآورد تنوع ژنتیکی بین اعضاء جمعیتها یا گونههای بسیار نزدیک به هم استفاده میشود. چندشکلی در RAPD بر این اصل استوار است که اگر جایگاه اتصال و هیبرید شدن یک آغازگر در یک ژنوم، حتی یک نوکلئوتید تفاوت داشته یاشد، این تغییر میتواند منجر به حذف یک باند و ایجاد چندشکلی شود باندهای بدست آمده به عنوان صفات مستقل و البته با ارزش یکسان در نظر گرفته میشود. چندشکلی باندها را میتوان در قالب سیستم جفتی نمرهدهی کرد. تکرارپذیر بودن یا نبودن نکته مهم استفاده از این روش است ولی با این وجود RAPD به طور گسترده برای تفکیک گونههای نزدیک به هم استفاده شده است(ویلیلمز و همکاران، ۱۹۹۰). نشانگر:AFLP این تکنیک یکی از محبوبترین و سودمندترین روشهای انگشتنگاری ژنتیکی است. AFLP نیز یک روش تکثیر تصادفی میباشد. و نیازی به داشتن اطلاعات از توالی موجود مورد بررسی ندارد. AFLP تعداد باندهای بیشتری نسبت به RAPD تولید میکند. این روش شیوهای مطمئن و قوی میباشد که چندان تحت تاثیرمتغیرهای موجود در واکنش PCR قرار ندارد اما در عین حال روشی پرهزینه است. تکنیک AFLP باعث پیشترفت زیادی در انگشتنگاری DNA شده است(فارسی و ذوالعلی، ۱۳۸۴).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱-۱- کلیات و اهمیت موضوع
گیاهان دانه روغنی پس از غلات، دومین ذخایر غذایی جهان را تشکیل میدهند. این محصولات علاوه بر دارا بودن ذخایر غنی اسیدچرب، حاوی پروتئین نیز میباشند [۲۶]. دانه های روغنی به دلیل تولید روغنهای با کیفیت بالا و درصد زیادی از اسیدهای چرب و مرغوب از اهمیت شایانی در تغذیه انسان برخوردارند [۲۸، ۷۷]. در حال حاضر، مصرف سرانه روغن خوراکی کشور بیش از ۱۶ کیلوگرم برآورد شده است. لذا با توجه به جمعیت کشور، نیاز به حدود یک میلیون و دویست هزار تن روغن در سال میباشد که بیش از ۹۰ درصد آن از طریق واردات تامین میشود [۱۵]. به این لحاظ لزوم برنامه ریزی بلند مدت و منسجم با هدف نیل به خودکفائی در تولید روغن خوراکی غیر قابل انکار خواهد بود.
lt="تحقیق - متن کامل - پایان نامه” width="390″ height="390″ /> کلزا(Brassica napus L.) به عنوان یکی از مهمترین گیاهان روغنی برای کشت در شرایط آب و هوایی کشور مورد توجه قرار گرفته است. تولید جهانی روغن کلزا در مقایسه با دیگر روغنهای گیاهی در مقام سوم بعد از روغن سویا و نخل روغنی قرار دارد [۸۵]. همچنین پس از استحصال روغن، کنجاله باقی مانده سرشار از پروتئین بوده و برای تغذیه دام مناسب است [۲۸]. با توجه به اینکه در حال حاضر میزان روغن تولیدی در کشور ناچیز بوده و عمدتاً با کشت گیاهان سویا، آفتابگردان، پنبهدانه، بادامزمینی، زیتون و کنجد تامین میشود و همچنین با عنایت به اینکه همهساله مقدار قابل توجهی از زمینهای آبی و دیم کشور به منظور تقویت بنیه خاک، بدون کشت باقی میماند، لذا کلزا به ویژه نوع پاییزه آن با داشتن بیش از ۴۰-۴۵ درصد روغن در دانه و در حدود ۲۵-۳۵ درصد پروتئین در کنجاله، از لحاظ زراعی میتواند در تناوب با غلات که زراعت عمده کشور میباشد قرار گیرد و سهم قابل توجهی را در رفع کمبود روغن گیاهی مورد نیاز کشور ایفا کند [۱۴، ۱۷]. کلزا به سرما، کمآبی و شوری نسبتا متحمل است و به دلیل هزینه کمتر تولید و سهولت عملیات زراعی و عملکرد بیشتر روغن در واحد سطح نسبت به سایر دانه های روغنی مورد توجه میباشد [۱۲۴، ۱۵۰]. اصلاح عملکرد روغن کلزا هدف اصلی در اصلاح این گیاه محسوب میشود. برای این منظور، مرحله اول یک برنامه اصلاحی، بررسی تنوع ژنتیکی و ارزیابی صفات فیزیولوژیکی و مورفولوژیکی و زراعی به عنوان شاخص انتخاب در برنامههای بهبود عملکرد میباشد. روغن کلزا به طور عمده توسط عوامل ژنتیکی تعیین میشود ولی به مقدار قابل توجهی نیز تحت تاثیر شرایط محیطی قرار میگیرد [۹۱]. القاء جهش، روشی مؤثر برای بهبود و توسعه تنوع ژنتیکی مورد نیاز اصلاحگران به ویژه برای صفاتی که تنوع ژنتیکی محدودی دارند، میباشد [۵۲]. به طور کلی هدف از القاء جهش مصنوعی افزایش تنوع ژنتیکی، تغییر یک یا چند ژن و شکستن پیوستگی بین ژنهای مطلوب و نامطلوب میباشد. تاکنون، تعداد زیادی ارقام اصلاح شده به کمک برنامههای اصلاحی جهشزایی در گیاهان زراعی روغنی در سطح جهان آزاد شده است [۶۴]. در همین ارتباط اصلاح به کمک جهشزایی در کلزا برای مقاومت به علفکش [۹۳]، مقاومت به بیماریها [۱۲۳،۵۴]، به محتوای گلوکوزینولات کمتر [۶۳،۱۰۸]، بهبود کیفیت و محتوای روغن [۱۵۰] بکار رفته است. در تایید سودمندی تنوع ژنتیکی القاء شده با جهشزایی در اصلاح گیاهان می توان به آمار بانک اطلاعات ارقام موتانت (Mutant Varieties Database) استناد نمود که تا سال ۲۰۱۱، تعداد ۳۰۸۸ رقم موتانت متعلق به ۱۷۰۰ گیاه زراعی به ثبت رسیده است [۸۸]. شاید جهش بیشترین نقش را در اصلاح کلزا و آفتابگردان ایفا کرده باشند که در آنها جهشهای خودبخودی و القایی در ترکیب با روش های اصلاح متداول برای تغییر ترکیب روغن و افزایش عملکرد به کار رفته است [۵۳]. با توجه به اهمیت تنوع ژنتیکی در برنامه اصلاح نباتات، وجود معضلات ریزش دانه و حساسیت به آفات نظیر شته و کمبود تنوع گیاه کلزا برای صفات مزبور، مطالعه حاضر به تولید و ارزیابی لاینهای جهش یافته با هدف شناسایی موتانتهای مفید از لحاظ صفات زراعی اهتمام ورزیده است.
فصل دوم بررسی منابع
۲-۱- تاریخچه
کلزای روغنی مهمترین گونه زراعی جنس براسیکا میباشد وبه احتمال قوی رویش نوع وحشی آن به اروپا و آفریقای شمالی محدود میشود [۱۷]. مورد توجه قرار گرفتن کلزا تنها در سالهای اخیر نبوده بلکه ۲۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح در نوشته های دوران قدیم از آن یاد شده است. در نوشته های باستانی که به زبان سانسکریت بوده، دانه روغنی کلزا سارسون نامیده شده است [۳۲]. در آثار به جا مانده از دوران نوسنگی در مصر، در نوشته های هندوها که از سالهای ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ قبل از میلاد به دست آمده و بویژه در کتیبههای یونانی، رومی و چینی باقی مانده از سالهای ۲۰۰۰ تا ۵۰۰ قبل از میلاد به گیاهان روغنی جنس براسیکا و ارزش دارویی آنها اشاره شده است. کشت تجاری کلزا از سال ۱۹۴۲در قسمت شمالی آمریکا یعنی کشور کانادا آغاز گردیده وامکان استفاده از روغن کلزا برای مصرف خوراکی در سال ۱۹۴۸مورد توجه قرار گرفت و منجر به استخراج روغن خوراکی از کلزا در سالهای ۱۹۵۶ تا ۱۹۵۷ گردید [۳۰].کلزا نخستین بار در کانادا در سال ۱۹۴۳ به منظور روغنکاری ماشین بخار کشت شد [۳۶]. در سال ۱۹۵۷، در کشور کانادا اولین کلزای روغنی با مقدار کم اسید اروسیک در روغن اصلاح شد. با تولید روز افزون کلزا طی سال ۱۹۵۶ هزاران هکتار از اراضی کانادا به کشت این گیاه اختصاص یافت [۲۱]. اپلیکویست (۱۹۷۲) اظهار داشته است که Brassica. napus اولین بار در هلند و در قرن ۱۷ به عنوان یک گیاه روغنی کشف شده است و سپس کشت آن به سایر بخشهای اروپا گسترده شده است. با کشف ویژگیهای غذایی مفید روغن کلزا وضعیت آن در سالهای اخیر بهبود یافته است [۳۶]. در سال ۱۹۷۴، رقم تاور به عنوان اولین رقم دو صفر کلزا که هم میزان اسید اروسیک روغن و هم میزان گلوکوزینولات کنجاله آن پایین بود، معرفی شد. در سال ۱۹۸۱، تولید رقمهای کلزا با میزان گلوکوزینولات بالا در کنجاله تقریبا متوقف گردید. هماکنون کشورهای چین، کانادا، هند، فرانسه، آلمان، استرلیا، انگلیس و لهستان مهمترین تولید کنندگان کلزا در جهان به شمار میروند [۸۸، ۱۵۷]. در ایران در سه دهه گذشته، آزمایشهای بهزراعی و بهنژادی متعدد و متنوعی در بخش تحقیقات دانه های روغنی موسسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر بر روی گیاه کلزا صورت گرفته و منجر به معرفی چهار رقم کلزای اصلاح شده با نامهای زرگل، طلاییه، استقلال و ساریگل شده است [۳۰]. متعاقباً ارقام اصلاح شده دوصفر از جمله کالورت، اوکاپی به صورت زمستانه و ساریگل، آپشن و هایولا ۴۰۱ به صورت بهاره آزاد شده و مورد کشت قرار گرفته است [۲].
۲-۲- کلیاتی درباره کلزا
کلزا با نام علمی Brassica napus L. گیاهی از تیره چلیپائیان یا شب بو Brassicaceae (Cruciferea) با کمتر از ۲% اسید اروسیک در روغن و کمتر از ۳۰ میکرومول گلوکوزینولات در هر گرم وزن خشک کنجاله، نوع خاصی از کلزای روغنی میباشد که به کانولا معروف است. این دو خصوصیت دانه، روغن کلزا را برای تغذیه انسان وکنجاله را به عنوان منبعی با پروتئین بالا برای تغذیه دام مناسب کرده است [۲۱]. B. napus کلزای معمولی است که عموما در اروپا و کانادا کشت میشود و در کانادا به کلزای آرژانتینی معروف است [۳۶]. کلزا دارای ارقام بهاره و پائیزه با عدد کروموزومی برابر با ۳۸ بوده و مهمترین گونه زراعی جنس براسیکا محسوب میشود. ارقام بهاره وزمستانه این گونه به عنوان منبع روغن گیاهی کشت میگردند، ولی ارقام زمستانه آن در شرایط آب و هوایی معتدل، خنک و رطوبتی حداکثر عملکرد دانه را تولید می کند [۱۶۰]. گیاهان جنس براسیکا بر حسب میزان اسید اروسیک ( اسید چربی که برای انسان و دام مضر است) به دو گروه عمده تقسیم میشوند. دسته اول که با علامت اختصاری HEAR مشخص میگردند، روغن آنها دارای بیش از ۵ درصد اسید اروسیک بوده و در صنعت لاستیک و پلاستیکسازی، صنایع شیمیایی، صنایع رنگ، صابون سازی و همچنین به عنوان روان کننده در دستگاه های صنعتی و موتور جت (به دلیل تحمل حرارت بالا) کاربرد دارند و مصرف خوراکی ندارند. دسته دوم که با علامت اختصاری LEAR نامگذاری می شوند، روغن آنها با کمتر از ۵ درصد اسید اروسیک، مصرف خوراکی دارند [۳۰]. اصطلاح کانولا دانه هایی از این گیاه اطلاق میشود که حاوی کمتر از ۲% اسید اروسیک در روغن خود و حاوی کمتر از ۳۰ میکرومول بر گرم گلوکوزینولاتهای آلیفاتیک در کنجاله خود باشند [۳۶]. روغن کانولا یکی از مناسبترین روغنهای خوراکی برای تامین سلامتی انسان میباشد. پائین بودن میزان کلسترول این نوع روغن به دلیل پائین بودن درصد اسیدهای چرب اشباع شده در ترکیب آن مزیت فوق العادهای برای این روغن نسبت به سایر روغنهای نباتی محسوب میشود. تحقیقات نشان میدهد روغن کلزا، کلسترول خون را در افراد معمولی و افرادی که کلسترول خون آن ها بالاست، کاهش میدهد [۳، ۱۲۵].
۲-۳-سیتوژنتیک کلزا
روابط گیاهشناختی بین گونه های کلزای روغنی در دهه ی ۱۹۳۰ مشخص گردید [۵]. مطالعات زیربنایی سیتولوژیکی موریناگا حاکی از وجود سه گونه دیپلویید، شامل کلم (B. olerace n=9, C) شلغم روغنی ( (B. compestris n=18, Aو خردل سیاه (B. nigra n=8 , B) و همچنین سه گونه آمفیدیپلویید از جمله کلزای معمولی (B. napus n=19, AC)، خردل هندی (B. juncea n=18, AB) و خردل حبشی (B. corinata n=17, BC) میباشد که از تلاقی گونه های دیپلویید فوق الذکر حاصل گشتهاند [۱۲۷]. درک روابط گونه های جنس براسیکا، متخصصین اصلاحنباتات را قادر خواهد ساخت که با بهره گرفتن از گونه های دیپلوئید، آمفیدیپلوئید های مصنوعی تولید نمایند و همچنین ژنهای کنترل کننده خصوصیات مورد نظر را از طریق تلاقی بینگونهای انتقال دهند [۵]. یو [۱۵۹] با تولید آمفیدیپلوییدهای نامبرده به صورت مصنوعی روابط بین دیپلوییدها و آمفیپلوییدهای مذکور را اثبات نمود که این روابط به صورت شماتیک در مثلث U که در شکل ۲-۱ آمده نشان داده شده است.
شکل ۲-۱ روابط ژنومی گونه های مختلف جنس Brassica بر اساس مثلث U شکل ۲- ۱- : تکامل اصلاح کلزا
۲-۴- تکامل اصلاح کلزا
تکامل اصلاح کلزا از کلزای سنتی تا ارقام اصلاح شده به صورت زیر میباشد [۳۳]. الف- کلزای سنتی: حاوی ۲۲ تا ۶۰ % اسید اروسیک در روغن و ۱۰۰ تا ۲۰۵ میکرومول گلوگوزینولات در هر گرم کنجاله است. ب- ارقام یکصفر: حاوی کمتر از ۵% اسید اروسیک در روغن و ۱۰۰ تا ۲۰۵ میکرومول گلوکوزینولات در هر گرم کنجاله است. ج- ارقام دو صفر: نوع تکامل یافته ارقام یک صفر حاوی کمتراز ۲% اسید اروسیک و ۱۸ تا ۳۰ میکرومول گلوکوزینولات در هر گرم کنجاله است. د- ارقام سهصفر: نوع اصلاح شده ارقام شلغم روغنی بوده و اصطلاحاً Candle نامیده میشود که دارای حداقل میزان اسید اروسیک، گلوگوزینولات و فیبر در کنجاله میباشند. در سال ۱۹۷۹ نام عمومی کانولا (canola) در کانادا برای کلیهی رقمهای دوصفر منظور گردید. روغن کلزا در مقایسه با روغنهای حاصل از دانه های آفتابگردان، ذرت وسویا به دلیل حضور اسیدهای چرب اشباع نشده و فاقد کلسترول از کیفیت تغذیهای بالایی برخوردار است. مهمترین اسیدهای چرب بذر کلزا شامل لینولئیک، اولئیک، استئاریک و پالمتیکاسید میباشد [۱۲۰]. یکی از مهمترین خصوصیات روغن کلزا، وجود اسید اروسیک میباشد. این اسید چرب عمدتاً در گیاهان جنس براسیکا وجود دارد و مقادیر کم اسید اورسیک در روغن مطلوب است. از طرف دیگر مقادیر بالای این اسید چرب در روغنهای صنعتی مورد توجه است [۵۰، ۸۶]. کنجاله کلزا با دارا بودن ۵/۴۶ درصد پروتئین ۵/۳ درصد چربی و ۵/۲ درصد فسفر قابل جذب نسبت به کنجاله سویا برتری نشان میدهد [۴، ۱۱۲]. مقایسه اسیدهای چرب اشباع و غیر اشباع در انواع روغنهای خوراکی در جدول (۲-۱) درج گردیده است [۳].
|
جدول ۲- ۱: مقایسه ترکیبات روغن در برخی گیاهان زراعی دانه روغنی
|
|
اسید پالمتیک
|
اسیداستئاریک
|
اسیداروسیک
|
اسیدلینولنیک
|
اسید لینولئیک
|
اسید اولئیک
|
اسیدچرب اشباع
|
گیاهان
|
|
|
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
«و در آنجا (بعد از مقام حصول) مقاماتی است که کمتر از مراتب پیشین نیست. در این مورد روش فشرده گویی را برگزیدهایم؛ زیرا که آن مراتب را سخن نمیتواند بر دل بنشاند و عبارت یارای تبیین آن را ندارد و گفتار نمیتواند پرده از رخسارش بگشاید مگر قوه خیال. کسی که میخواهد به آن مراتب آگاهی پیدا کند باید بکوشد تا از گروه مشاهده گران گردد نه از گروه گفتوگو کنندگان. همت کند تا از رهیافتگان بهواقع باشد، نه از شنوندگان اثر»[۴۴] (ابنسینا، ۱۳۷۵،ج۳، ۳۹۰)
 بدینسان، نمیتوان ابنسینا را عقلگرای محض دانست. او در عین صعود به اوج قله فلسفه، زمینهساز ظهور دانش عرفان عملی نیز میباشد. جریان شهودگرایی در فلسفه اسلامی با ظهور شیخ اشراق جان تازهای گرفت شیخ اشراق در مقدمه حکمت اشراق میگوید: «مطالبی را که در این کتاب آوردهام با برهان به آن ها نرسیدهام بلکه پس از مکاشفه آن ها را برهانی کردهام و چنانچه برهانی نمییافتم ضرری به مطالبی که توسط مکاشفه به آن رسیده بودم وارد نمیشد.» (سهروردی، ۱۳۷۳، ۱۰- ۱) ملاصدرا نیز در این خصوص علوم را به دو دسته تعلیمی و باطنی – که بدون استدلال و تعلیم حاصل میشود – تقسیم میکند و اضافه میکند علوم باطنی دارای شدت و ضعف است. مراتب پایینتر آن الهام و مراتب بالای آن را وحی گویند.[۴۵] (صدرالدین شیرازی، ۱۳۵۴، ۴۸۴) و تفاوت آن دو این است که وحی صریحتر و قویتر از الهام است.[۴۶] (همو، ۱۳۶۳، ۱۴۵) ملاصدرا تأکید میکند علم شهودی اتم از علم حسی بلکه اتم ادراکات است. وی معتقد است هدف از فلسفه که معرفت حقایق اشیاء علی ماهی علیها است فقط از طریق مکاشفه امکان دارد؛ زیرا حقیقت هر چیزی هستی آن است و هستی موجودات از طریق شهود دستیافتنی است نه بهواسطۀ بحث عقلی. وی همچنین اضافه میکند اکثر فلاسفه متأخر که به حکمت بحثی قناعت کردهاند فقط احکام مفاهیم کلی را بحث میکنند و حقیقت هستی را درک نمیکنند، هستی فقط از طریق شهود به چنگ میآید.[۴۷] (همو،۱۹۸۱م، ج ۶، ۲۳۹) از عبارت صدرالمتألهین بهخوبی استفاده میشود که ایشان نهتنها به مکاشفه و شهود بهعنوان یکی از روشهای نیل به حقیقت تأکید میورزد بلکه خود وی نیز دارای مکاشفاتی میباشد. وی در مواردی حتی برهانی را که بر مدعای خود میآورند افاضه از سوی خداوند معرفی میکنند. ملاصدرا حقیقت حکمت را تنها با کسب علم لدّنی ممکن دانسته و میگوید مادامیکه نفس به این مرتبه نرسیده باشد، حکیم بهحساب نمیآید.[۴۸] (صدرالدین شیرازی، ۱۳۶۳ ،۴۱) صدرا علم شهودی و الهامی را قویتر از علم برهانی و تعلّمی میداند و میگوید: «بسیاری از منسوبان به علم، منکر علم غیبی و لدنی هستند، علمی که اهل سلوک و عرفان بدان اعتماد میکنند؛ درصورتیکه این علم قویتر و محکمتر از سایر علوم است.» (همان، ۱۴۲) در حجیت شهود در بحث اثبات مثل نوری ملاصدرا میگوید: «فلاسفه فارس و هرمس و آغاثاذیمون بر وجود این مُثُل بسیار تأکید داشتهاند و اگرچه حجیت و دلیلی ذکر نکرده و فقط ادعا نمودهاند که بهطور مکرّر، آن ها را مشاهده کردهاند که البته این مشاهدات هم مبتنی بر ریاضتها و مجاهدتها و اتصال روحی با عالم بالا و خلع بدنهایشان بوده است و هنگامیکه چنین چیزی گفتهاند، درست نیست ما با آن ها نزاع کنیم؛ همانگونه که مشاییان به منجّمان مثل ابرخس و بطلمیوس دربارۀ مشاهدات حسیشان با ابزارآلات نجومی مخالفت نکردند و کلام آن ها را پذیرفتند. وقتی رصد تعداد محدودی از منجّمان در امور فلکی معتبر است، بهگونهای که در زمانهای بعد هم از آن تبعیت میکنند و علومی- مثل علم نجوم – را بر پایه این رصدها بنا میکنند، پس باید کلام استوانهها و بزرگان حکمت و تأله در مسائلی که با شهود و مکاشفه بهواسطۀ خلوتها و ریاضتها به دست آوردهاند که یعنی مشاهدۀ عالم مثال و عالم عقول و نسبتهای آن ها معتبر باشد.»[۴۹] (همو،۱۹۸۱م، ج۱، ۳۰۷) آنچه از عبارات صدرا در این خصوص به دست میآید این است که شهودی قابلاستفاده است که اولاً از طرف بزرگان عرفا باشد و ثانیاً مکاشفه و شهود بارها تکرار شده باشد. (نادری، ۱۳۸۶، ۹۳) البته علاوه بر جایگاه رفیع عرفان و کشف و شهود در اندیشه صدرا توجه به جهات سلبی و منفی چگونگی زیست عرفا نیز مطمح نظر وی قرارگرفته است وی در این خصوص میگوید: «عرفا چون غرق در ریاضت و مجاهدهاند و تمرینی در تعالیم بحثی و مناظرات علمی ندارند، نمیتوانند مکاشفههای خود را بهصورت قابلفهم برای دیگران بیان نمایند یا چون به مطالب مهمتر مشغول بودهاند دراینباره سهلانگاری کردهاند.» (صدرالدین شیرازی،۱۳۸۱، ج ۶، ۲۷۱) صدرا در عبارات مختلف، ریشۀ این مشکل را در عدم گفتگوی اثربخشی و کارا میان عرفا و فلاسفه و بیاعتنایی سالکان طریق عرفان به بیانها و شیوههای فلاسفه میداند.(عاشورپور،۱۳۹۲ ،۳۶) با این بیان میتوان یکی از جهاتی که مورد نقد صدرا قرار می
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
فصل سوم- لازم الاجرا شدن و اجرای موقت معاهدات ماده 24 لازم الاجرا شدن معاهدات 1 ـ یک معاهده به صورت و در تاریخی که در معاهده مقررشده است و یا به طریقی که کشورهای مذاکره کننده توافقکرده باشند ، لازم الاجرا میگردد. 2 ـ در صورتی معاهده این امر را مقرر نکرده یا توافقی دراین مورد نشده باشد ، معاهده به محض آن که تمامکشورهای مذاکره کننده رضایت خود به التزام در قبال آن رااعلام کنند لازم الاجرا میگردد.
 3 ـ در صورتی که اعلام رضایت یک کشور به التزام در قبالیک معاهده در تاریخی بعد از تاریخ لازم الاجرا شدنمعاهده صورت گیرد ، معاهده برای آن کشور از زمان تاریخموخر لازم الاجرا خواهد بود مگر در مواردی که معاهدهنحوه دیگری را مقرر کرده باشد. 4 – مقررات معاهده ناظر بر تایید اعتبار متن آن ، ثبوترضایت کشورها به التزام نسبت به معاهده ، نحوه و تاریخلازم الاجرا شدن ، تحدید تعهد ، وظایف امین و سایرموضوعاتی که لزوما قبل از لازم الاجرا شدن معاهده مطرحمیشود ، از زمان پذیرفتن متن معاهده لازم الرعایه خواهندبود. ماده 25 اجرای موقت 1 ـ یک معاهده یا قسمتی از آن در صورتی قبل از لازمالاجرا شدن آن موقتا اجرا خواهد شد که الف ـ معاهده خود چنین امری را مقرر نماید ، یا ب ـ کشورهای مذاکره کننده به طریق دیگری در این موردتوافق کرده باشند. 2 ـ به جز در مواردی که معاهده نحوه دیگری را مقررنماید و یا کشورهای مذاکره کننده به نحو دیگری توافقکرده باشند ، در صورتی که کشوری به کشورهای دیگریکه مابین آنها معاهده موقتا اجرا میشود اطلاع بدهد کهقصد پیوستن به معاهده را ندارد ، اجرای موقت معاهده یاقسمتی از آن در ارتباط با کشور مذکور متوقف خواهد شد.
بخش سوم رعایت ، اجرا و تفسیر معاهدات فصل اول رعایت معاهدات ماده 26 الزام آور بودن معاهدات هر معاهده لازم الاجرایی برای طرفهای آن تعهدآور استو باید توسط آنها با حسن نیت اجرا گردد. ماده 27 حقوق داخلی و رعایت معاهدات یک طرف معاهده نمیتواند به حقوق داخلی خود بهعنوان توجیهی برای قصور خود در اجرای معاهده استنادنماید. این قاعده تاثیری بر ماده 46 نخواهد داشت. فصل دوم اجرای معاهدات ماده 28 عطف به ماسبق نشدن معاهدات به استثنای مواردی که از معاهده و یا از طرق دیگر قصددیگری استنباط شود ، مقررات یک معاهده برای یکطرف در ارتباط با عمل حقوقی یا واقعهای که قبل از تاریخلازم الاجرا شدن معاهده صورت گرفته یا وضعیتی که قبلاز لازم الاجرا شدن معاهده خاتمه یافته باشد ، تعهدآورنیست. ماده 29 قلمرو سرزمینی معاهدات به استثنای مواردی که از معاهده یا از طرق دیگر قصددیگری استنباط شود معاهده برای هر طرف در تمامیقلمرو وی تعهدآور است. ماده 30 اجرای معاهدات متعاقب یکدیگر که ناظر بر موضوع واحد باشند. 1 ـ با رعایت ماده 103 منشور ملل متحد ، حقوق وتعهدات کشورهای طرف معاهداتی که متعاقب یکدیگر ودر خصوص موضوع واحدی منعقد میگردد طبق بندهایزیر تعیین خواهد شد. 2 ـ در موردی که معاهدهای تصریح کند که مشمول یکمعاهده قبلی یا بعدی است و یا آنکه نباید مغایر با معاهدهقبلی یا بعدی محسوب شود ، مقررات آن معاهده دیگر(قبلی یا بعدی) ملاک خواهد بود. 3 ـ در موردی که همه طرفهای معاهده قبلی طرفهایمعاهده بعدی نیز باشند ولی معاهده قبلی فسخ نشده و یااجرای آن به موجب ماده 59 معلق نشده باشد ، معاهدهقبلی فقط تا حدودی اجرا میشود که مفاد آن با معاهدهبعدی منطبق باشد. 4 در موردی که طرفهای معاهده بعدی شامل همهطرفهای معاهده قبلی نباشد الف ـ بین کشورهای طرف هر دو معاهده ، قاعده مذکور دربند 3 رعایت خواهد شد. ب ـ بین کشوری که طرف هر دو معاهده است و کشوری کهفقط طرف یکی از آنها است ، معاهدهای که هر دو کشورطرف آن هستند ، حاکم بر حقوق و تعهدات مشترک آنهاخواهد بود. 5 ـ بند 4 فوق تاثیری بر ماده 41 یا بر هر مسأله مربوط بهمسئولیت که ممکن است برای یک کشور به سبب انعقاد یااجرای معاهدهای که مقررات آن مغایر تعهدات آن کشوردر قبال یک کشور دیگر در چهارچوب معاهدهای دیگرباشد ، پیش آید ، نخواهد داشت.
فصل سوم- تفسیر معاهدات ماده 31 قاعده کلی تفسیر 1 ـ یک معاهده با حسن نیت و منطبق با معنای معمولی ایکه باید به اصطلاحات آن در سیاق عبارت و در پرتوموضوع و هدف معاهده داده شود ، تفسیر خواهد شد. 2 ـ به منظور تفسیر یک معاهده ، سیاق عبارت ، علاوه برمتن که شامل مقدمه و ضمایم نیز میشود مشتمل است بر الف ـ هرگونه توافق مربوط به معاهده که بین کلیه طرفهایمعاهده در ارتباط با انعقاد آن حاصل شده است. ب ـ هر نوع سندی که توسط یک یا چند طرف در ارتباط باانعقاد معاهده تنظیم شده و توسط طرفهای دیگر به عنوانسندی مربوط به معاهده پذیرفته شده است. 3 ـ همراه با سیاق عبارت ، به موارد زیر نیز توجه خواهدشد الف ـ هرگونه توافق آتی بین طرفهای معاهده در خصوصتفسیر معاهده یا اجرای مقررات آن ب ـ هر نوع رویه بعدی در اجرای معاهده که موید توافقطرفهای معاهده در خصوص تفسیر آن باشد. ج ـ هر قاعده مرتبط حقوق بین الملل که در روابط بینطرفهای معاهده قابل اجرا باشد. 4 ـ در صورتی که ثابت شود قصد طرفهای معاهده معنایخاصی از یک اصطلاح بوده است ، همان معنی به اصطلاحمزبور دا
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
رشد سهم بازار ارتقای موقعیت رقابتی شرکت
Jaworski and Cohli Claycomb۱۹۹۳ ۱۹۹۹
۲-۲-۸) الگوی کارت امتیازی متوازن۳۲ (BSC): تکنیک امتیازی متوازن، یک سیستم مدیریت راهبرد و ارزیابی عملکرد می باشد که ماموریت و راهبرد سازمان را به یک مجموعه ی متوازن از سنجه های عملکرد جامع ترجمه می نماید.تکنیک امتیازی متوازن، که در دهه ۱۹۹۰ توسط کاپلان و نورتون ابداع گردید، یکی از معروفترین ابزارها و فناوریهای مدیریت در عمل می باشد (Greiling; 2010). شکل ۲-۷) کارت امتیازی متوازن چهارچوبی برای سیستم مدیریت استراتژیک (علی نژاد و همکاران، ۱۳۹۲) BSC توضیح و ترجمه چشم انداز و استراتژی: توضیح چشم انداز ایجاد درک یکسان برنامه ریزی و تعیین اهداف اجرایی: تعیین اهداف اجرایی همسوسازی ابتکارات استراتژی تخصیص منابع تعیین شاخص های عملکرد برقراری ارتباط و اتصال: انتقال و آموزش تعیین اهداف کلان اتصال پاداش ها با ارزیابی عملکرد بازخورد و فراگیری استراتژی: تعیین چشم انداز مشترک تهیه اطلاعات بازخورد استراتژیک کل نگری استراتژی ها عبارت متوازن در تکنیک امتیازی متوازن به معنای ایجاد توازن بین معیارهای مالی و غیرمالی، معیارهای درون نگر و برون نگر و همچنین معیارهای پیش نگر و پس نگر می باشد.تکنیک امتیازی متوازن منظر مالی سنتی را با دیگر منظرهای غیرمالی ازقبیل رضایت مشتری، فرایند داخلی کسب و کار و همچنین آموزش و رشد تکمیل می نماید.تکنیک امتیازی متوازن، جزء لاینفک شناسایی ماموریت، فرموله کردن راهبرد و اجرای فرایند با تاکید بر ترجمه ی راهبرد به مجموعه سنجه های مالی و غیر مالی مربوطه است.ترجمه ی راهبرد توسط تکنیک امتیازی متوازن بر مبنای چهار وجه متمایز انجام می شود (Bose; 2007).درواقع، الگوی کارت امتیازی متوازن، روشی است که برای مدیران شرایطی را فراهم می سازد تا بتوانند چارچوبی جامع برای تفسیر و ترجمه چشم انداز و راهبرد شرکت در قابل مجموعه ای از سنجه های عملکرد ارائه دهند.شرکتها و سازمانهای بسیاری در سرتاسر دنیا از این تکنیک در جهت دستیابی به اهداف خود استفاده می کنند و به نتایج بسیار مطلوبی دست می یابند.در تحقیقات انجام شده، مشخص گردید که به واسطه ی بکارگیری این مدل، نقاط قوت و ضعف سازمان شناسایی و فرصتهای بهبود مناسبی نیز فراهم می شود.
 دو عنصر کلیدی تکنیک امتیازی متوازن عبارتند از: دسته بندی انواع مشابه سنجه ها در یک گروه محدود کردن سنجه ها و ارتباطات میان آنها که موجب شفافتر شدن آنها می شود.در این باره باید ارتباط شفاف در سراسر سازمان ایجاد شود تا موجب مدیریت تغییر موثر گردد (Papalexandris et al; 2004).چارچوب مدل کارت امتیازی متوازن مطابق شکل صفحه قبل می باشد. ۲-۲-۹) توسعه مفهوم کارت امتیازی متوازن توسط کاپلان ونورتن در جدول زیر به توسعه مفهوم کارت امتیازی متوازن از نظر ابداع کنندگان آن به صورت خلاصه اشاره شده است. جدول(۲-۴) توسعه مفهوم کارت امتیازی متوازن توسط کاپلان ونورتن( ;۲۰۱۴ Hoque)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۰۰۰/۰
همان طور که میتوانید مشاهده کنید، به دلیل اینکه در خروجی دوم سطح معناداری (sig) کمتر از ۰۵/۰ است، فرض Ho رد شده و ادعای یکسان بودن رتبه (اولویت) هر پنج متغیر مورد مطالعه پذیرفته نمیشود.
 فصل پنجم: نتیجهگیری و پیشنهادات ۵ـ۱ـ مقدمه بخش نتایج بر دو نکتهی اساسی نتایج تحلیلها و تفسیر آنها متمرکز است. این بخش بر تشریح و تفسیر نتایج در بخش پیشین تأکید دارد و همینطور تأیید فرضیهها و علت تأیید یا رد آنها را به طور مفصل ارائه میکند (داناییفرد، الوانی و آذر، ۱۳۹۱: ۴۳۵ـ۴۳۶). نتیجه یک کار تحقیقی معمولاً قبل از سایر قسمت ها خوانده میشود. در پرتو خواندن همین چند صفحه نتیجه گیری، خواننده بدون آنکه مجبور به خواندن کل گزارش باشد، ایده کلی از فایده ای که تحقیق برایش دارد، به دست خواهد آورد. بر پایه همین تشخیص سریع، او درباره خواندن یا نخواندن تمامی گزارش یا احتمالاً بخش هایی از آن، تصمیم خواهد گرفت. بنابراین لازم است نتایج یک کار تحقیقی را با دقت نوشت و اطلاعات مفید برای خوانندگان بالقوه را در آن عرضه کرد (کیوی و کامپنهود، ۱۳۸۹: ۲۵۱). در یک کار پژوهشی، اگر بهترین دادهها به دقت تحلیل نشود و نتایج تحلیل خوب ارائه نشود، عملاً فرایند دشوار گردآوری و تحلیل بی نتیجه است. از این رو باید یافتهها و آموختههای پژوهشگر از فرایند گردآوری و تحلیل دادهها به روشنی در نتایج پایاننامه منعکس شود. انعکاس این یافتهها باید به نحوی باشد که خواننده بتواند تصویر روشنی را در ذهن خود ترسیم کند (منصوریان، ۱۳۸۹: ۲۳۹). در این قسمت محقق بر آن است تا مطالب را تحت عناوین زیر ارائه نماید:
- بیان خلاصهای از اطلاعات زمینهای؛
- بیان یافتههای توصیفی؛
- بحث بر یافتهها؛
- نتیجهگیری کلی (کاربرد)؛
- پیشنهادات؛
- محدودیتهای تحقیق (قاسمیفر و قاسمیفر، ۱۳۹۱: ۱۸۵ـ۱۸۹).
۵ـ۲ـ بیان خلاصهای از اطلاعات زمینهای چنانچه در فصل نخست تحقیق اشاره گردید، مبنا و سؤال اصلی در این تحقیق عبارت است از: رابطه میان عوامل رضایت مشتری، اعتماد به برند، نصویر ذهنی و ارزش ویژه برند بر وفاداری مشتریان بانک پارسیان به چه صورت میباشد؟ بنابراین محقق تلاش نمود تا در ارتباط با سؤال فوق الذکر، براساس مبانی نظری مربوط اقدام به بررسی آن نماید. در این راستا محقق اقدام به بررسی و مطالعات اکتشافی در مباحث نظری پیرامون موضوعات مطرح نمود و در این بین با بررسی تطبیقی مدل های نظری، مدلهای ارزش ویژهی برند آکر (۱۹۹۱)، مدل رضایت مشتری سودرلند (۱۹۹۸)، مدل تصویر ذهنی برند استیفن و همکاران (۲۰۰۷)، مدل وفاداری مشتریان ماندهاچیتارا و پولثونگ (۲۰۱۱) و مدل مدل اعتماد مشتریان جانسون و گریسون (۲۰۰۰) را برگزید. پیشتر در فصل دوم مستدلات گزینش مدلهای مزبور آورده شده است که در اینجا به منظور ایجاز و اختصار در نگارش از ذکر مجدد آنها خودداری میگردد. شایان ذکر است در اثنای پیشرفت کار، با توجه به روابط مطرح شده در مدل عملیاتی تحقیق، فرضیات دیگری نیز مطرح گردیدند. در ادامه، محقق با بهره گرفتن از روش نمونهگیری تصادفی ساده اقدام به نمونهگیری از میان جامعه آماری پژوهش نمود و با بهره گرفتن از روشهای آماری متناسب با فرضیات و همچنین سؤالات طراحی شده در پرسشنامههای استاندارد مدلهای مورد استفاده و نیز به فراخور برازش توزیع نمونهی مورد بررسی فرضیات مطرحه را مورد آزمون قرار داد. به منظور استفاده از مدل رگرسیونی محقق ابتدا اقدام به ارزیابی پیشفرضهای استفاده از مدل رگرسیونی خطی ساده نمود. پس از آنکه پیشفرضها آنها پذیرفته شد، فرضیات مزبور با بهره گرفتن از مدل رگرسیونی مورد بررسی قرار گرفتند. در ادامه نتایج حاصل از یافته های تحقیق حاضر ارائه خواهند گردید. ۵ـ۳ـ بحث در نتایج آمار توصیفی تحقیق یافتههای توصیفی شامل اطلاعات، دادهها، ارقام و کلماتی هستند که با توجه به هدفها و سؤالها از مشاهده و اندازهگیری وضع موجود متغیرها به دست آمدهاند (قاسمیفر و قاسمیفر، ۱۳۹۱: ۱۸۵). در این بخش محقق شرحی مختصر از آنچه که مورد مطالعه قرار داده است را ارائه می کند. همانطور که در فصل پیشین به طور مبسوط بحث گردید، افراد پاسخدهنده از نظر سن، جنس و تحصیلات مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج از حاصل از این بررسیها نشان داد که سن پاسخدهندگان به طور متوسط ۳۷ سال است. همچنین به گواهی همین بررسیها، جوانترین پاسخدهنده ۱۸ و مسنترین آنها ۸۰ سال سن داشتهاند. در خصوص متغیر جنسیت یافتهها مؤید این امر هستند که بخش اعظم پاسخ دهندگان یعنی ۱۷۳ نفر مرد و ۹۶ نفر زن میباشند. همچنین در ارتباط با میزان تحصیلات آنها باید گفت که بیشتر افراد در نمونهی مورد بررسی دارای تحصیلات فوق دیپلم و لیسانس بودند.. در بررسی متغیر وضعیت تأهل نیز شواد حاکی از آن هستند که بخش اعظم افراد پاسخ دهنده یعنی ۱۹۱ نفر مجرد و ۸۴ نفر نیز متأهل بودند. میزان متغیرهای مورد بررسی در نمونهی مورد مطالعه مشخص شد که بیشتر افراد پاسخدهنده گزینهی موافقم را برای همهی متغیرها مشتمل بر رضایت مشتریان، تصویر ذهنی برند، اعتماد به برند، ارزش ویژهی برند و وفاداری برگزیدهاند. با این اوصاف و با آنچه که شرح آن رفت، محقق در ادامه به بررسی نتایج حاصل از فرضیات میپردازد. ۵ـ۴ـ بحث بر یافتهها در این بحث محقق به تحلیل و تفسیر دادهها میپردازد. تحلیل به معنی جداسازی اجزاء یک موضوع از یک دیگر و طبقهبندی، تنظیم دستکاری و خلاصه کردن دادهها برای یافتن پاسخ پرسشهای پژوهش است (قاسمیفر و قاسمیفر، ۱۳۹۱: ۱۸۵). در این قسمت محقق در خصوص نتایج حاصل از آزمون فرضیات به بحث و بررسی میپردازد. فرضیه نخست این تحقیق عبارت بود از: ارزش ویژه برند تأثیر معناداری بر تصویر ذهنی برند مشتریان بانک پارسیان دارد. چنانچه در فصل پیشین مشخص گردید، ارزش ویژه برند دارای تأثیر معناداری به میزان ۷۴۶/۰ بر تصویر ذهنی برند میباشد. به عبارت دیگر میتوان انتظار داشت که متغیر ارزش ویژهی برند در جهت مثبت با تصویر ذهنی مشتریان دارای رابطهی مستقیم و خطی باشد. مقدار p-value (۰۵/۰< Sig) مدل رگرسیونی نیز مؤید این مطلب است. شواهد حاکی از آن است که این سطح از تأثیر در سطحی بالاتر از یک درصد نیز معنیدار است و این امر رابطهی قوی خطی دو متغیر را نشان میدهد با این تفاسیر میتوان مقدار تغییرات در متغیر تصویر ذهنی برند را بر مبنای تغییرات متغیر ارزش ویژهی برند برآورد نمود. بدین منظور باید از ضریب تعیین استفاده نمود. بر این اساس ۵۶/۰ = ۲R بدان معنا است که ۵۶درصد تغییرات متغیر تصویر ذهنی برند توسط متغیر ارزش ویژهی برند برآورد میگردد. مقایسهی نتایج این بررسی نشان میدهد که یافتههای آن با نتایج تحقیقات رحیمنیا و فاطمی (۱۳۹۱) و عماری و زندهدل (۱۳۹۱) همخوانی دارد. فرضیه دوم پژوهش پیش رو عبارت بود از: ارزش ویژه برند تأثیر معناداری بر رضایت مشتریان بانک پارسیان دارد. با استناد به نتایج مدل رگرسیونی مرقوم در فصل چهارم، میتوان چنین ابراز داشت که ارزش ویژه برند دارای تأثیر مثبت، مستقیم و معناداری به میزان ۵۳۴/۰ بر رضایت مشتریان میباشد. به اتکای این یافته چنین استنباط میشود که متغیر ارزش ویژهی برند پیشبین مناسبی برای تغییرات متغیر رضایت مشتریان است. چون مقدار ۰۵/۰ › ۰۰۰/۰ = p-value در جدول آنالیز واریانس مدل رگرسیونی میباشد، لذا میتوان رابطهی خطی بین دو متغیر را پذیرفت. مقدار ضریب تعیین برابر با ۲۹/۰ خواهد بود. یعنی ۲۹ درصد تغییرات متغیر رضایت مشتریان توسط متغیر ارزش ویژهی برند تبیین میگردد. یافتههای فوقالذکر، با نتایج تحقیق فقیهیپور و همکاران (۱۳۹۱) همخوانی دارد. در این تحقیق فرضیه سوم به شرح زیر است: ارزش ویژه برند تأثیر معناداری بر اعتماد به برند مشتریان بانک پارسیان دارد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
(۱)۲۴
مدل پیشبینی رویگردانی مشتریان با ارزش در بخش خدماتحسین عباسیمهر۱۳۹۰ANFIS k-means cAnt-minerمخابرات (۲)
جمعبندی چنانچه ذکر شد در اکثر این تحقیقات، مدل ارائه شده فقط بر روی یک پایگاه داده پیادهسازی شده است. همچنین، هیچ یک از این تحقیقات به بررسی تکنیک سیستم چند دستهبند (MCS) بر دقت پیشبینی رویگردانی نپرداختهاند. از طرف دیگر، فقط یک تحقیق علاوه بر پیشبینی رویگردانی مشتری به ارزش مشتریان نیز توجه داشته؛ بطوری که ابتدا مشتریان با ارزش را مشخص کرده و سپس به پیشبینی رویگردانی در میان آنها پرداخته است.
 ما در این تحقیق، ابتدا با بهره گرفتن از MCS پیشنهادی به پیشبینی رویگردانی مشتریان پرداختهایم. در MCS پیشنهادی سعی شده است از تکنیکهایی استفاده شود که در تحقیقات مذکور به کار رفتهاند؛ همچنین ساختار این سیستم با بهره گرفتن از الگوریتم ژنتیک چندبعدی بهینهسازی شده است که در هیچ یک از تحقیقات گذشته چنین اقدامی انجام نشده بود. این مدل علاوه بر این که بر روی پایگاه داده اپراتور تلفن همراه تالیا پیادهسازی میشود، بر روی پایگاه داده مرتبط به دانشگاه دوک نیز پیادهسازی خواهد شد و نتایج به دست آمده با یکدیگر مقایسه خواهند شد. پس از این که مشتریان مستعد رویگردانی شناسایی شدند، با بهره گرفتن از ابزار دادهکاوی به شناسایی مشتریان با ارزش از میان آنها خواهیم پرداخت تا سازمان با تمرکز بیشتر بر روی مشتریان کلیدی، به اتخاذ رویکرد بازاریابی مناسب جهت جلوگیری از رویگردانی این مشتریان بپردازد. اپراتور تلفن همراه تالیا شرکت تالیا به عنوان اولین شبکه مستقل پیش پرداخت[۱۶۹] تلفن همراه از سال ۱۳۸۳ با بهره گرفتن از تجهیزات سخت افزاری و نرم افزاری شرکت های زیمنس، آلکاتل و اریکسون و با مشاوره یکی از برجسته ترین مشاوران GSM در دنیا (شرکت Tel 2 ) آغاز به کار کرد. این شرکت که توسط مجتمع صنعتی رفسنجان تاسیس گردید، به طور رسمی از سوم خرداد ۱۳۸۴ ابتدا در تهران و به تدریج در سایر شهرها و مراکز استانها سرویسدهی خود را آغاز کرده و تاکنون ادامه دارد. شرکت تعاونی مجتمع صنعتی رفسنجان اولین عرضهکننده سیمکارتهای اعتباری در کشور پس از گذشت هفت سال از شروع به کار رسمی، نزدیک به ۲۰۰ هزار مشترک دارد. تعاونی مجتمع صنعتی رفسنجان ، در آغاز سال ۱۳۹۱ تمام سهام خود و اجرای پروژه تالیا را به شرکت جدیدالتاسیسی به نام ” گسترش ارتباطات تالیا ” واگذار کرد از این پروژه بیرون رفت. تالیا پس از تغییر و تحولات مدیریتیاش، فعالیتهای بازاریابی خود را به طور محسوسی افزایش و بهبود داده است و تلاش دارد تا خاطره خوش و لذت استفاده از خدمات تالیا را در بین مردم مجدداً زنده نماید. فصل سوم: مدل پیشنهادی مقدمه در این تحقیق، پیشبینی رویگردانی مشتریان و شناسایی مشتریان با ارزش از میان آنها برای مشتریان تلفن همراه در صنعت مخابرات مورد توجه قرار گرفته است. این هدف طی یک فرایند دو مرحلهای با بهره گرفتن از تکنیکهای دادهکاوی مدلسازی شده است. در این فصل، ابتدا ساختار کلی مدل پیشنهادی معرفی میشود؛ سپس نحوه پیادهسازی هر یک از مراحل مدل پیشنهادی در بخشهای جداگانهای توضیح داده شده است. روش تحقیق روش تحقیق از نظر هدف، کاربردی است و به کاربرد دانش دادهکاوی در مدیریت ارتباط با مشتری در صنعت تلفن همراه میپردازد. به عبارت دیگر، در این تحقیق با بهره گرفتن از مدلهای دادهکاوی سعی در بهبود دقت پیشبینی رویگردانی مشتری و همچنین شناسایی مشتریان با ارزش از میان آنها داریم. از سوی دیگر با توجه به اینکه در این پژوهش به بررسی همبستگی بین متغیرهای پیشگو و متغیر هدف پرداخته میشود، میتوان بیان کرد که پژوهش حاضر بر اساس ماهیت و روش گردآوری دادهها، یک پژوهش توصیفی-همبستگی است. روشهای استفاده شده برای تجزیه و تحلیل دادهها در این تحقیق به قرار زیر است:
- استفاده از سیستم چند دستهبند (MCS) برای پیشبینی رویگردانی مشتری
- استفاده از الگوریتم ژنتیک چند بعدی برای بهینهسازی ساختار MCS
- استفاده از نرمافزار SPSS Clementine برای پیشپردازش دادهها
- استفاده از نرمافزار MATLAB برای پیادهسازی مدلهای پیشنهادی
- استفاده از تکنیک خوشهبندی SOM برای شناسایی مشتریان با ارزش
ساختار کلی مدل شکل ۳-۱ شمای کلی از ساختار مدل پیشنهادی را نشان میدهد. چنانچه در شکل نیز مشخص است، مدل پیشنهادی این تحقیق از یک ساختار دو مرحلهای تشکیل شده است. شکل ۳‑۱: ساختار کلی مدل پیشنهادی در فاز اول، مشتریانی که به احتمال زیاد رویگردان خواهند بود شناسایی میشوند. در این فاز با بهره گرفتن از دادههای مشتریان پیشین، به ایجاد یک مدل دادهکاوی میپردازیم. دادههای پیشین که جمعیتی از مشتریان را در یک بازه زمانی توصیف میکند، با برچسبی[۱۷۰] که نشان میدهد آیا مشتری در زمانهای بعدی فعال بوده یا نه ترکیب میشوند. وظیفه مدلسازی، ایجاد تمایز بین مشتریانی است که ماندهاند و آنهایی که رفتهاند. در این فاز سعی شده است که از ابزاری مانند شبکههای عصبی، سیستم چند دستهبند[۱۷۱] (MCS) و الگوریتم ژنتیک برای ارائه یک مدل دستهبندی استفاده شود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
|
|
|
|