آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی



جستجو



آخرین مطالب
 



مبانی، اصول و اهداف دادرسی منصفانه

مبحث اول: اطفال موضوع دادرسی منصفانه

موضوع دادرسی اطفال با سه گروه از اشخاص زیر ۱۸ سال مرتبط است و حمایت ها نسبت به سه دسته از اطفال و نوجوانان به شرح ذیل در سیستم دادرسی اعمال می شود.

  1. اطفال و نوجوانان در معرض خطر

۲- اطفال و نوجوانان قربانی و شاهد جرم

۳- اطفال و نوجوانان بزهکار

طبیعی است هر کدام از این اطفال نیازمند توجه خاص و ارائه حمایت ها و کمک های ویژه هستند که ممکن است با دسته دیگر فرق نماید.

گفتار اول: اطفال و نوجوانان در معرض خطر

برخی از اطفال همچون اطفال بد سرپرست و اطفال در شرایط فقر، اطفالی که والد یا والدین معتاد دارند و نسبت به وضعیت طفل خود بی توجه هستند و یا از او سوء استفاده می‌کنند در معرض خطر بزهکاری قرار دارند. با توجه به اینکه این اطفال هنوز مرتکب جرمی نشده‌اند، لذا نمی توان بر اساس قانون کیفری با آن ها مواجه شد. ‌بنابرین‏ با توجه به وضعیت آن ها ضروری است که اقدامات و تدابیری در جهت پیشگیری از بزهکاری آن ها اندیشیده شود.

سازمان ملل متحد در رهنمودهای خود برای پیشگیری از بزهکاری نوجوانان تدابیر خانوادگی، آموزشی، اجتماعی، رسانه های گروهی و… را ذکر نموده و در تدابیر آموزشی با توجه خاص به اطفال و نوجوانان در معرض خطر نظامهای آموزشی را مکلف می‌کند که برنامه های خاص پیشگیری، برخورد و ابزار تربیتی و آموزشی را تهیه و مورد استفاده قرار دهند.[۱]

برای حمایت از این اطفال و پیشگیری از بزهکاری آن ها با توجه ‌به این که خانواده واحد مرکزی و مسئول اولین مرحله پرورش اجتماعی اطفال می‌باشد، باید تدابیری اتخاذ شود تا خانواده ها فرصت آموزش، نقش و وظایف خود را به عنوان سرپرست در امر رشد و مراقبت از اطفال بیابند و همچنین والدین را نسبت به مسائل اطفال و نوجوانان هوشیار کرد.[۲]

و در صورتی که تلاش جامعه برای کمک به خانواده با شکست روبرو شد باید خانواده جایگزین و نظام فرزند خواندگی مورد توجه قرار گیرد تا رشد سالم و صحیح اطفال در یک محیط خانوادگی با ثبات و مساعد، تامین و از خطر بزهکاری نجات یابد.[۳]

گفتار دوم: اطفال و نوجوانان قربانی و شاهد جرم

اطفال و نوجوانان قربانی و شاهد جرم نیازمند اقدامات پیشگیرانه نیستند و مرتکب تخلفی نشده‌اند بلکه نیازمند ارائه حمایت خاص هستند. این اطفال که به طور ویژه آسیب پذیر هستند، نیاز به حمایت خاص، کمک و حمایت متناسب با سن بلوغ و نیاز های مشترک شان به منظور پیشگیری از فشارهای روحی بیشتر که ممکن است از مشارکتشان در فرایند دادرسی کیفری ناشی شود دارند.[۴] این امر موجب شد که قطعنامه ۲۷/۲۰۰۴ ‌در مورد اصول راهنمای دادرسی برای کودکان قربانی و شاهد جرم توسط اعضای سازمان ملل متحد تصویب شود. در این اصول در ماده ۹ کودک قربانی و شاهد جرم به شرح ذیل تعریف شده است: «کودک قربانی و شاهد جرم به معنای کودکان نوجوانان زیر ۱۸ سال یعنی کسانی که قربانی جرم یا شاهد جرم بدون توجه به نقششان در تخلف یا اقدام مجرمانه یا گروه مجرمان متهم هستند، می‌باشد.» و در ادامه سند مذکور، حقوقی مانند :۱) حق داشتن رفتاری توام با احترام و از سردلسوزی با کودک ۲- حق محافظت شدن در برابر تبعیض ۳- حق مطلع شدن ۴- حق دفاع از خود و بیان دیدگاه ها ۵- حق زندگی خصوصی ۶- حق محافظت شدن در برابر فشارهای طول فرایند دادرسی ۷- حق سلامت ۸- حق جبران خسارت ۹- حق اقدامات پیشگیرانه ویژه و… در طی فرایند دادرسی برای این اطفال و نوجوانان لحاظ شده است.[۵]

در میان این اطفال برخی در حین قربانی شدن شاهد جرم علیه خویش بوده اند، برخی شاهد جرم توسط دیگری علیه فرد دیگر بوده و برخی نیز به عنوان ابزار در دست مرتکب واقعی جرم قرار گرفته اند.[۶]

گفتار سوم: اطفال و نوجوانان بزهکار

برای تعیین حدود و ثغور مفهوم «طفل بزهکار» تعریف جامع و کامل از طفل بزهکار و نیز بزهکاری اطفال، امری ضروری است. در گفتار حاضر برای پی بردن به منظور واضعان اسناد بین‌المللی، به بررسی این مأموریت‌ می پردازیم.

الف. طفل

طفل یا صغیر در اصطلاح حقوق به کسی گفته می شود که از نظر سن به نمو جسمی و روحی لازم برای زندگی اجتماعی نرسیده باشد.[۷] البته در حقوق داخلی کشورها سن معینی برای اطفال در نظر گرفته می شود که نشان دهنده رشد جسمی و روحی است.

از نظر معاهده حقوق کودک، منظور از طفل، فرد زیر ۱۸ سال است مگر اینکه سن بلوغ طبق قانون قابل اجرای داخلی کمتر تشخیص داده شود.[۸]

‌بنابرین‏ طبق این معاهده تشخیص این که طفل کیست، نسبت به قوانین داخلی هر کشور متفاوت خواهد بود. البته باید توجه داشت در بعضی از کشورها، طفل شخصی است که از نظرسنی پایین تر از معیار مشخص شده در معاهده حقوق کودک است و این مسئله خود، موجب نادیده گرفتن حقوق طفل خواهد شد.

در معاهده مذکور اصطلاح طفل به کار برده شده است، ولی در دیگر اسناد سازمان ملل متحد که ناظر به اطفال بزهکار می‌باشد اصطلاح نوجوان جایگزین گردیده و در هنگام تعریف مقرر شده است. « نوجوان، کودک یا فرد جوانی است که در نظام حقوقی خاص، ممکن است به علت ارتکاب جرم، به نحوی با او رفتار شود که متفاوت با نحوه رفتار با بزرگسالان باشد.»[۹] و در جایی دیگر آمده است: «هر شخص زیر ۱۸ سال نوجوان نامیده می شود.»[۱۰] در معاهده حقوق کودک سن طفل، زیر ۱۸ سال تبیین شده ولی چون منوط به حقوق داخلی در این زمینه شده است ‌بنابرین‏ باید معیارهای مناسب ملی در نظر گرفته شود و منافع اطفال نیز لحاظ گردد.

‌به این منظور در نظامهای حقوقی که مفهوم سن مسئولیت کیفری را برای نوجوانان پذیرفته اند، شروع آن سن نباید در سطح بسیار پایینی باشد و واقعیت‌های مربوط به بلوغ عاطفی، ذهنی و عقلی باید مدّ نظر قرار گیرند.[۱۱]

ماده ۱ معاهده حقوق کودک، سن طفل را به طور کلی بیان نموده و در این زمینه بین وضعیت حقوقی و کیفری اطفال تفاوتی قائل نگردیده است.

اما با تجزیه و تحلیل مواد و مفاد معاهده کودک استنباط می‌گردد که واضعان این معاهده در مواردی که به حقوق کیفری اطفال اشاره می‌کنند، سن ۱۸ سال را ملاک می دانند و این مورد را به قوانین داخلی و ملی منوط نمی‌نمایند. بند الف ماده ۳۷ معاهده حقوق کودک تصریح می کند که برای اطفال زیر ۱۸ سال نباید مجازات سنگین (مثل اعدام) در نظر گرفت و همچنین مجازات حبس ابد بدون امکان بخشودگی و عفو در این مورد را ممنوع اعلام می‌دارد که خود مثبّت این ادعا است.

با توجه ‌به این موارد در می‌یابیم که مقررات اسناد سازمان ملل متحد که برای اطفال بزهکار در نظر گرفته شده، مربوط به افراد تا سن ۱۸ سال است.[۱۲]

ب- بزهکاری

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[سه شنبه 1401-09-29] [ 03:45:00 ق.ظ ]




این افراد نیمرخ سالمی‌نشان می‌دهند، آن ها مشکلاتی از قبیل شکایت جسمانی، افسردگی، اضطراب ناتوان کننده را ندارند. در شرایط ناکامی‌خود را سرزنش نمی‌کنند، فکر می‌کنند خودپنداره بالایی در گذشته، حال و آینده داشته و خواهند داشت. به دیگران احساس تعلق می‌کنند، خودشان را به عنوان فردی شایسته تلقی کرده و از خود قدردانی می‌کنند. خود را قادر به حل مشکلات می‌دانند و انتظار دارند بر موقعیت‌ها کنترل داشته باشند.

این افراد ارجحیت بالا برای تصاویر خنثی در برابر تصاویر تهدید کننده در آزمون‌های دیداری نشان می‌دهند، از دیدگاه روان پویشی یعنی رویدادهای تهدید کننده واپس زده می‌شوند یا از ورود به هوشیاری ممانعت می‌شوند. تیپ III افراد آلکسی تایمیا با نمرات پایین در هیجان و نمرات بالا در بعد شناختی آلکسی تایمیا مشخص می‌شوند که از دیدگاه نظری، این ترکیب از نمرات عجیب به نظر می‌رسد (مورمن[۵۷] و پیجپرز[۵۸]، ۲۰۰۴). قابل درک نیست چگونه افرادی که برانگیختگی هیجانی کم را نشان می‌دهند و می‌توانند شناخت‌های خوب توسعه یافته را به همراه این توانایی کم را برای هیجان‌ها داشته باشند. در یک انتشار، ‌در مورد نوروسایکولوژی آلکسی تایمیا، یک تبیین برای این تناقض مطرح شده است ( برموند و همکاران، ۲۰۰۶).

در کل افراد تیپ III آلکسی تایمیا، نیمرخ شخصیتی بی نهایت سالم اما مشکوک گزارش می‌کنند. ممکن است این ها افرادی باشند که از واپس زنی استفاده کنند و به تحریکات تهدید آمیز منفی اجازه ورود به هشیاری را ندهند. نتایج برخی از پژوهش‌ها نشان داده که آن ها تمایل به سوء استفاده ی هیجانی و اجتماعی از دیگران دارند و نیمرخ آن ها با شخصیت خود شیفته مشابهت دارد.

لکسی تایمی

طبق تحقیقات کارور[۵۹] و شی یر[۶۰] (۲۰۰۰)، صمیمیت عاطفی مادر لکسی تایمیا را پیش‌بینی می‌کند. لکسی تایمیا با مشکلات روانشناختی ارتباط دارد نه با حالات دفاعی. افراد لکسی تایمیک در اضطراب تسهیل کننده نمره بالا دارند و این بدین معنا است که آن ها می‌توانند در شرایط پرچالش بهترین عملکرد را داشته باشند. از لحاظ رویارویی و مقابله با مشکلات، آن ها تمایل دارند به جای اینکه مشکلات را انکار کنند یا از آن اجتناب کنند، به طور فعالانه روی آن ها کار کنند. همچنین این افراد در مواقع سخت حمایت اجتماعی را می‌طلبند. لکسی تایمیک‌ها خودپنداره بالا و خوبی دارند و دارای عزت نفس بالایی اند و با دیگران رابطه ی خوبی برقرار می‌کنند و خودشان را به عنوان افراد شایسته ای تلقی می‌کنند.

عنصر اصلی لکسی تایمیک، ارگانیزم عاطفی خوب و تکامل یافته است و هر دو جنبه ی عاطفی و هیجانی تنظیم عواطف، همخوانی خوبی با هم دارند، سایر یافته ها نیز حاکی از این است که افراد لکسی تایمیک از لحاظ هوش هیجانی بالا هستند و دارای شخصیتی نرمالی اند. آن ها توانایی دارند که در شرایط پر فشار به بالاتر از ملاک‌های خود برسند، این عقیده با رابطه بین روان و هوش هیجانی همخوانی دارد (گلمن، ۱۹۹۵).

نیمرخ افراد لکسی تایمیک شباهتی با ویژگی‌های شخصیت نمایشی دارد ، این افراد به طور مؤثر با دنیا کنار می‌آیند و برای تأثیر هیجان‌ها ارزش قائل هستند و آن را به راحتی و به طور اشکار ابراز می‌کنند (اولدهام و موریس، ۱۹۹۵).

یافته های به دست آمده نشان می‌دهد که افراد لکسی تایمیک تمایل دارند از دیگران استفاده کنند و آن ها نسبت به مودال‌ها (گروه بهنجار) در سوءاستفاده ی هیجانی نمره ی بالایی می‌گیرند. در ارتباط با حالت نمایشی، افراد هیستریونیک توانایی‌های خود را نشان می‌دهند و تمایل دیگران را تشخیص می‌دهند تا علاقه و جذابیت بیشتری را به وجود بیاورند. آن ها وقتی در صحنه هستند بسیار جذاب و جالب می‌شوند.

۲-۳- ابراز گری هیجان

ابرازگری هیجانی به عنوان یک مؤلفه اصلی هیجان ها، به نمایش بیرونی هیجان، بدون توجه به ارزش (مبثت یا منفی) یاشیوه (چهره ای، ‌کلامی و رفتاری) اطلاق می‌شود (کرینگ[۶۱] و همکاران، ١٩٩۴).

اکمن[۶۲] و فریزن (۱۹۷۴) ابراز هیجان را ظواهر حالت‌های هیجانی با درونی شامل مجموعه های ویژه ای ازتغییرات در فعالیت‌های زیستی– عصبی تشکیل می‌دهد (لویس[۶۳]، ٢٠٠٠).

هالبرستدت[۶۴] (١٩٩١به نقل از بویام[۶۵] و پارکر[۶۶]، ١٩٩۵ )ابرازگری هیجانی را شامل ترکیبی از حالت‌های هیجانی، دانش قوانین نمایش و انگیزش و توانایی کنترل ابراز هیجان فرد می‌داند.

داروین[۶۷]،( ١٨٧٢ ) با انتشار کتاب “ابرازهیجان‌ها در انسان و حیوان” نقش مهمی‌در زمینه مطالعه هیجان‌ها ایفا ‌کرده‌است مشاهدات داروین موجب شد که وی سه اصل اولیه را در ابرازهیجان دخیل بداند که عبارتنداز ١ – خوگیری[۶۸]: فعالیت‌های به اجرا در آمده ارضا کننده، خواه سودمند باشد یا سودمند نباشد؛٢- تضاد[۶۹]: فعالیت‌های متضاد به اجرا در آمده تحت تکانه‌های متضاد؛ ٣- نیروی عصبی : کنش مستقیم دستگاه عصبی تهیج کننده در تن، مستقل از اراده .

به اعتقاد لویس(٢٠٠٠)، ابراز‌های هیجانی، به تغییرات سطحی بالقوه قابل مشاهده، در چهره، صدا و بدن وسطح فعالیت منجر می‌شود. در ابتدا، به ابرازهای هیجانی بر حسب حرکات و فعالیت بدنی بویژه کودکان کمتر توجه شده است، اگر چه به نظر می‌رسد که آواگری‌ها رساننده‌های مهم حالت‌های هیجانی باشد، ولی از کم شناخته ترین جنبه‌های ابراز هستند. ابرازهای کلامی‌بیشتراز حد قدرتمند هستند و ممکن است بتوانند حالت‌های هیجانی مشابه را در دیگران فراخوانند، ‌بنابرین‏، [۷۰]ابراز هیجان به شیوه آواگری ممکن است مسری تر از ابرازهای هیجان به شیوه بدنی یا چهره ای باشد. به عنوان مثال وقتی فیلم‌ها با افرادی تماشا می‌شوند که با صدای بلند می‌خندند، خنده دارتر از زمانی است که خود فرد به تنهایی آن را می‌بیند.به دلیل ماهیت مسری آواگری، ابراز کلامی‌ممکن است هدف تلاش‌های اجتماعی اولیه باشد (لویس، ٢٠٠٠).

حرکت، ممکن است یک شیوه دیگر ابراز هیجان‌ها باشد، : به عنوان مثال گریختن از چیزی ویا آمدن به سوی آن، پاسخ‌های حرکتی همراه با هیجان‌های مثبت و منفی هستند.

در واقع، اغلب دورشدن نوزاد از یک اسباب بازی یا شخصی نا آشنا، مستقل از ابراز چهره ای، با ترس او مرتبط است.کاملا واضح است که ابرازهای هیجانی مجزا ممکن است در نوزادان و در سنین خیلی پایین تر مشاهده شود.در ابتدا، بین حالت‌های هیجانی و ابراز هیجانی تمیز قائل شد، به عنوان مثال، کودک وقتی رفتارگریه کردن را تحت کنترل در می‌آورد که والدین اورا به گونه ای تربیت می‌کنند که هنگام آشفتگی یا نیاز گریه نکند.

۲-۳-۱- تفاوت‌های فردی در ابراز گری هیجانی

یک مسئله در ارتباط با فعالیت‌های هیجانی این است که آن ها بلافاصله قابل پوشیده شدن و به وسیله فرد قابل کنترل هستند. ‌بنابرین‏ ممکن است حالت‌های هیجانی با ابراز هیجانی متفاوت شوند و گاهی نیز تمیز دادن حالت‌های هیجانی از ابرازهای هیجانی مهم است(لویس، ٢٠٠٠).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:44:00 ق.ظ ]




ماده ۴۰۲ ق.م مقرر می‌دارد موجل بودن ثمن ومبیع مانع تحقق یافتن خیار تأخیر ثمن می‌گردد، ولی این ماده از این جهت اطلاق دارد، یعنی مشخص نکرده که منظور تمام ثمن یا مبیع یا قسمتی از آن دو است، ‌بنابرین‏ اگر قسمتی از ثمن ویا قسمتی ازمبیع حال باشد و قسمت دیگر آن موجل، خیار تأخیر ثابت نمی گردد، چرا که عرف نیز اگر قسمتی از ثمن ومبیع موجل باشد، آن را نقد وحال نمی داند، در صورتی که یکی از شرایط پیدایش خیار تأخیر، حال بودن عوضین می‌باشد. این استدلال نیز نمی تواند مورد قبول قرارگیرد که : بایع نسبت به قسمت موجل خیار تأخیر نخواهد داشت ولی نسبت به قسمت حال و نقد دارای خیار می‌باشد، زیرا خیارغیرقابل تبعیض است و تبعیض خیار موجب ضرر مشتری می‌گردد و ضرر نیز طبق قاعده لاضرر نفی شده است(امامی، ۱۳۶۳، ج۱ ص۴۸۱).

از طرفی خیار خلاف اصل لزوم عقود است و در صورت شک درثبوت یاعدم ثبوت آن، اصل عدم آن است.

دکترحسن امامی می‌گویند : اگرمتعاملین قید کنند که مبیع بلافاصله تسلیم شود یا ثمن نقداً تادیه گردد خیارتأخیر به وجود نمی آید. این نظرمورد قبول نیست، زیرا چیزی که متعاملین شرط کرده‌اند چیزی جز تأکید برفوریت ‌و اطلاق عقد نیست ‌و عرفاً نیز چنین قیدی مهلت تلقی نمی گردد(همان).

اگرمعامله به اقساط باشد نیزخیار به وجود نمی آید، چرا که در این نوع معامله شرط می شود که ثمن معامله موجل وبه اقساط باشد. در حالی که یکی ازشرایط پیدایش خیار تأخیر حال ونقد بودن ثمن معامله است. البته منظور از شرط اجل آن است که درضمن عقد برای تادیه ثمن مدتی مشخص کرده باشند والا اگر شرط مدت برای ثمن خارج ‌از عقد وجدای ‌از عقد باشد چنین شرطی موجب عدم پیدایش خیار تأخیر نمی گردد(همان). در ضمن شرط حال بودن عوضین مورد اجماع فقهاست .«مَنْ بَاعَ شیئا وَ لَمْ یسلمه الی مشتری وَ لَا قَبَّضَ الثَّمَنَ وَ لَا شَرَطَ تاخیره وَ لَوْ ساعه لَزِمَ البیع ثلاثه ایام ، فَانٍ جا المشتری بِالثَّمَنِ فی هَذِهِ الثلاثه فَهُوَ أَحَقُّ بالعین . وَانٍ مَضَتْ الثلاثه وَ لَمْ یات بِالثَّمَنِ تخیر الْبَائِعِ بین فَسْخِ الْعَقْدِ وَ الصَّبْرِ وَ المطالبه بِالثَّمَنِ عِنْدَ عُلَمَائِنَا اجْمَعْ»

«هرکس مالی را بفروشد اما مبیع را تحویل خریدار ندهد و ثمن را نیز از خریدار، اخذ نکرده باشد و شرطی هم برای پرداخت ثمن(در زمان معینی) با تأخیر، نشده باشد هرچند آن زمان، یک ساعت پس از انعقاد قرارداد باشد، عقد بیع تا سه روز، لازم و غیر قابل فسخ خواهد بود.حال چنان چه این سه روز سپری شود و خریدار، ثمن را به فروشنده ندهد، فروشنده اختیار دارد که قرارداد را فسخ نماید یا صبر کند تا زمانی که خریدار، ثمن را بدهد و یا ثمن را از خریدار مطالبه نماید». و این حکم، مورد قبول تمامی فقهای شیعه است(انصاری ص۲۴۹).

۲-۴-۱-۳-۲- بررسی ایجاد خیار در انواع عقد بیع به اعتبار حال بودن ثمن ومبیع

بیع ‌به این اعتبار به چهار قسم تقسیم می شود :

الف- بیع نقد و آن این است که ثمن دارای مهلت نباشد ومثمن نیز نقد وحال باشد. چون در این بیع ثمن ومبیع نقداً پرداخت می‌شوند، ‌به این بیع نقد گویند. در این بیع خیار تأخیر جاری می‌گردد، چون که ثمن ومبیع هر دو حال می‌باشند وبرای تسلیم و تادیه آن ها مهلتی تعیین نشده است و گفتیم که شرط ایجاد خیارتاخیر آن است که مبیع و ثمن حال باشند(نراقی۱۴۰۵، ، ج۲ ص۳۸۷).

ب- بیع سلف یا سلم، وآن عکس بیع نسیه است. یعنی ثمن حال می‌باشد ولی مثمن دارای مهلت و اجل است. در این نوع بیع خیار تأخیر جاری نمی گردد، چرا که یکی از شروط پیدایش خیارتأخیر ثمن حال بودن مبیع است ولی دربیع سلف مبیع موجل می‌باشد(همان).

ج- بیع نسیه : بیعی است که برای تادیه ثمن مهلتی تعیین شده است ولی مثمن حال می‌باشد. در این بیع نیز خیار جاری نمی گردد، زیرا یکی از شرایط پیدایش خیارتاخیر حال ونقد بودن ثمن می‌باشد که بیع نسیه فاقد آن است. از طرفی در این که در بیع نسیه خیارتأخیر وجود ندارد، اجماع وجود دارد(همان).

د- بیع کالی به کالی : آن است که برای تادیه ‌و تسلیم ثمن ومبیع هردو مهلت تعیین کرده باشند. این بیع باطل است ودلیل فسادش نیز یکی ورود نهی در اخبار است( منظور حدیثی که مرحوم شیخ الطائفه درکتاب تهذیب ج ۲ ص۱۲۱ آورده است.عن محمد بن یحیی، عن احمد بن محمد، عن ابراهیم بن مهزم عن‌ طلحه بن زید، عن ابی عبد ا…علیه السلام قال:قال رسول ا…(ص):«لا یباع الدین‌ بالدین) دوم وقوع اجماع بر فساد آن(شهید ثانی، ۱۳۷۰، ، ص۳۷۵).

‌بنابرین‏ پیدایش خیار تأخیر یا عدم آن در این بیع منتفی می‌گردد، زیرا خیارات ‌در جمله عقود صحیح می‌توانند جاری گردند.

۲-۴-۱-۴- مبیع عین معین یا در حکم آن باشد

در این مورد ابتدا نظر فقها را بررسی می‌کنیم و سپس نظر قانون مدنی را مورد مطالعه قرار می‌دهیم :

درفقه امامیه درمورد جریان خیارتاخیرثمن درمورد مسئله طرح شده اختلاف نظر وجود دارد. شیخ انصاری می فرمایند که مبیع باید عین خارجی باشد ونباید کلی فی الذمه باشد. پس اگر کسی یک خروار گندم به صورت کلی بفروشد در این صورت پس از گذشت سه روز خیار تأخیر نخواهد داشت. ‌بنابرین‏ مبیع باید عین خارجی باشد ویا اینکه لااقل شبیه به آن باشد. یعنی درخارج وجود خارجی داشته باشد و لومعین ومشخص نباشد، یعنی یک کلی باشد که در خارج موجود است. سپس شیخ می فرمایند : برای کلی در معین مثالی آورده اند آن خرید و فروش یک صاع ازمقداری گندم انباشته شده است ومی فرمایند صاع یک کلی است ولی معین نمی باشد و درعین حال در خارج موجود است.

سپس شیخ دلایلی که ثابت می کند خیارتاخیر درکلی فی الذمه وجود ندارد را ذکرمی کند :

اول به بررسی فتاوی علماء و اجماعات می پردازند ومیفرمایند : شیخ طوسی ( ره ) در عبارتی که از مبسوط نقل شده بر این مطلب تصریح ‌کرده‌است که مبیع باید معین باشد. همچنین در تحریرو غایه المرام و جامع المقاصد ‌نیز همین شروط لازم می‌باشد. ابن زهره ‌نیز گفته است که مبیع قابلیت بقاء داشته باشد (قابلیت بقاء نیز فقط در معین متصور است).

دوم به بررسی اجماعات می پردازد، شیخ انصاری می فرماید سه بزرگوار در انتصار، خلاف و جواهرادعای اجماع کرده‌اند که برای پیدایش خیارتاخیرمبیع باید معین باشد.

سومین دلیل را شیخ انصاری حدیث نفی ضررمی داند ومی فرمایند : این حدیث مختص به مبیع مشخصی می باشر به جهت اینکه مبیع شخصی مورد ضمان بایع است وتلف آن به عهده وی می‌باشد اما درمبیع کلی تلف متصور نیست لذا ضمانت وی نیز متصورنمی باشد.

‌بنابرین‏ طبق حدیث لاضرر، خیارمختص به مبیع شخصی است.

چهارمین دلیل روایات وارده می‌باشد ومی فرمایند در روایت علی بن یقطین و روایت اسحق بن عمار، منظور از کلمه البیع، مبیع عین معین می‌باشد(انصاری، ۱۳۷۵، صص۲۴۵-۲۴۶).

نظر امام خمینی (ره) نیز بر این است که مبیع باید معین باشد والا خیار تأخیر به وجود نمی آید و سپس می فرمایند ارجح این است که ثمن لازم نیست حتماً کلی باشد بلکه می‌تواند عین معین باشد، زیرا موضوع حکم تاخیرثمن است وکلی وجزئی درآن دخالتی ندارد. ‌بنابرین‏ تنها مبیع باید معین باشد نه ثمن(خمینی، ۱۳۶۳، ج۴ ص۴۰۶).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:43:00 ق.ظ ]




با این وجود ابتدا باید ببینیم آیا اصلاً چنین امری و راهکاری قابل پذیرش هست یا خیر؟

گروهی از اساتید بر این عقیده اند که چون شرکت دارای شخصیت حقوقی نیست و سازمان های خاص تصمیم گیری در آن پیش‌بینی شده است، نمی توان عقیده اکثریت شرکا را بر اقلیت آنان تحمیل کرد.[۲۹] در پاسخ می توان همان گونه که بعضی از اساتید نیز اشاره کرده‌اند گفت: چنین استدلالی در صورتی صحیح و کامل است که شرکا قبلاً‌ بر حد نصاب خاصی توافق نکرده باشند، در این حالت اکثریت ولو همه شرکا به غیر از یک نفر هم باشند نمی توانند عقیده خود را به آن یک نفر تحمیل کنند،‌به عبارت دیگر می توان گفت مقتضای اطلاق اموال مشاع و شرکت آن است که تصمیمات مورد قبول تمام شرکا قرار بگیرد ولی شرکا می‌توانند خلاف این ضابطه نیز توافق کنند و مانعی در کار نیست، بویژه آنکه ماده ۵۷۶ ق .م نیز حاکمیت اداره شرکا را در باب اداره اموال مشاع و مشترک پذیرفته است. با این وجود باید گفت که شرکا در ابتدا باید همگی بر حد نصاب خاصی توافق کنند و حتی با مخالفت یک نفر نیز چنین توافقی حاصل نشده و قرار دادن حدنصاب بی اعتبار است که البته این هم به نوعی، خود می‌تواند دردسر ساز باشد.

راهکار دیگری که می توان چنین حد نصاب خاصی را برای اداره اموال مشاع تعیین کرد استفاده از شرط ضمن عقد است، ‌به این صورت که ضمن عقد شرکت و یا ضمن قرار داد اداره شرکت حداکثر خاصی را برای این منظور قرارداد استفاده از این طریق بخصوص برای افرادی اهمیت دارد که نیم نگاهی به فقه دارند والا از لحاظ قانونی با وجود ماده ۱۰ ق. م توافق افراد و تراضی آن ها اهمیت دارند نه قالب این تراضی و توافق.

در قانون مدنی فصل خاصی برای بیان احکام مربوط به شروط ضمن عقد پیش‌بینی شده است که در واقع دلیل آن را باید به تبعیت قانون گذار از فقه امامیه در قسمت مربوط به اموال و حقوق تعهدات از جمله همین بحث شروط ضمن عقد دانست.

برای بررسی استفاده از قالب شرط ضمن عقد در ابتدا باید این نکته را مد نظر قرار داد که رابطه شرط ضمن عقد با خود قرار داد و عقد یک رابطه ای است بر مبنای فرع و اصل چرا که شرط ضمن عقد یک تعهد تبعی و فرعی است،‌ حال آنکه عقد و قرار داد یک تعهد اصلی است از همین رو اگر عقد (تعهد اصلی) به دلیلی اقاله، فسخ شود یا از ابتدا باطل باشد شرط ضمن آن (تعهد فرعی)‌ هم باطل می‌باشد. ثانیاًً شروط ضمن عقد یا صحیح هستند یا باطل، شروط باطل نیز دو دسته اند یا صرفاً فقط خود باطل هستند و یا آنکه علاوه بر اینکه باطلند، مبطل عقد نیز هست. قانون مدنی اصل را بر صحت شروط گذاشته است. با این وجود در مواد ۲۳۲ و ۲۳۳ ق . م شروط باطل و نیز شروط باطل و مبطل را بیان ‌کرده‌است. حال باید ببینیم آیا گذاشتن حد نصاب جهت تصمیم گیری در قالب شرط ضمن عقد، شرط صحیح است یا باطل؟

در ابتدا بررسی می‌کنیم آیا شرط مذبور مشمول ماده ۲۳۲ ق .م یعنی شروط باطل (و نه مبطل) هست یا خیر؟ ماده مذبور شرط صرفاً باطل را در ۳ نوع برشمرده است:

قسم اول شرطی است که انجام آن غیر مقدور باشد دلیل بطلان چنین شرطی عدم حصول نتیجه ای است که مورد نظر مشروطه له است، حال آنکه هدف از تعهد، شرط یا التزام، رسیدن ذی نفع به آن است. قرار دادن حدنصاب در تصمیم گیری جهت اداره مال مشاع شرط غیر مقدور نمی باشد و مشمول این قسم نیست (بند ۱ ماده ۲۳۲ ق .م).

قسم دوم شرطی است که در آن نفع و فایده نباشد، حال آنکه شرط قرار دادن حد نصاب در تصمیم گیری ها شرطی است که دارای نفع بوده و به اداره بهتر اموال مشاع و شرکت کمک می‌کند و جلوی خرابی اموال مذبور را می‌گیرد، از همین رو مشمول این قسم هم نیست (بند ۲ ماده ۲۳۲ ق.م)

قسم سوم شرطی است که نامشروع باشد، منظور از نامشروع بودن مفهومی اعم از خلاف قانون،‌ نظم عمومی و اخلاق حسنه است، البته نظر مخالفی نیز هست که شرط نامشروع را شرطی می‌داند که خلاف قانون موضوعه باشد . در رابطه با اینکه آیا در صورت گذاشتن حد نصاب در تصمیم گیری ها، ما با یک شرط نامشروع روبرو هستیم ممکن است گفته شود که چنین شرطی مخالف ماده ۵۸۱ ق. م که تصرفات بدون اذن یا خارج از حدود اذن را فضولی می‌داند بوده و یا مخالف ماده ۹۵۹ ق .م و از موارد سلب حق است. در پاسخ باید گفت که ماده ۵۸۱ ق .م مربوط به موردی است که هیچ قرار و توافقی بین شرکا نبوده و یکی از آن ها بخواهد دست به تصرف در مال مشاع و شرکت بزند که در این صورت باید از دیگر شرکا اذن بگیرد و تصرف او هم در حدود اذن باشد و الا مشمول حکم معاملات فضولی است و ضامن خواهد بود (ماده ۵۸۲ ق .م) ولی در اینجا شرکا قصد دارند با شرط ضمن عقد حد نصابی برای تصمیم گیری قرار دهند و همه آن ها هم باید شرط مذبور بپذیرند و قبول کنند تا این شرط معتبر شود این توافق شرکا خود نوعی اذن بشمار می رود.

در ارتباط با مخالفت این شرط با ماده ۹۵۹ ق .م نیز به نظر نمی رسد که مغایرتی با هم داشته باشند چرا که در ماده ۹۵۹ ق .م آن چه منع شده سلب تمام یا قسمتی از حقوق مدنی به صورت کلی است و نه به طور جزئی، کلی مفهومی است که صادق بر افراد عدیده است و جزئی در مقابل آن فقط بر یک فرد دلالت می‌کند، از همین رو چنین شرطی نه تنها مخالف این ماده نیست بلکه با توجه به احترام شخصیت انسان، لازم است که انسان بتواند در اعمال حقوقی خود تا حدی آزادی داشته باشد.[۳۰]تا اینجا دیدیم که شرط گذاشتن حد نصاب در تصمیم گیری مغایرتی با ماده ۲۳۲ ق.م ندارد حال باید ببینیم آیا شرط مذبور با ماده ۲۳۳ مغایرتی دارد یا خیر؟ ماده مذبور در بیان شروط باطل ومبطل است.

قسم اول شروط باطل و مبطل شرط در خلاف مقتضی عقد است. باید بدانیم که مقتضای عقد بر دو نوع است مقتضای ذات عقد و مقتضای اطلاق عقد. منظور از مقتضای ذات عقد آن چیزی است که عقد برای پیدایش آن منعقد می‌گردد و همین قسم مقتضی است که شرط خلاف آن باطل و مبطل عقد است اگر ملاک تشخیص مقتضای ذات عقد را قانون و عرف و عادت بدانیم، قرار دادن حد نصاب در تصمیم گیری جهت اداره مشترک و شرکت نه امری غیرمتعارف است و نه مخالفتی با قواعد امری راجع به اموال مشاع و شرکت مدنی دارد، از همین رو باید گفت که شرط قرار دادن حدنصاب جهت تصمیم گیری مخالفت مقتضای اطلاق عقد است که شرط خلاف آن نه باطل است و نه مبطل. بعبارت دیگری مقتضای اطلاق قرار داد اداره مال مشاع و شرکت مدنی و به طور کلی اشاعه آن است که اذن تمام شرکا جهت هر نوع تصرف اخذ شود و می توان خلاف این اطلاق شرط کرد و چنین شرطی صحیح است.[۳۱] (بند ۱ماده ۲۳۳ ق .م)

قسم دوم شروط باطل و مبطل شرطی است که جهل به آن موجب جهل به عوضین می شود. (بند ۲ماده ۲۳۳ ق. م)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:31:00 ق.ظ ]




همان گونه که در بالا اشاره شد اطلاعات حسابداری یکی از منابع مهم اطلاعاتی برای تصمیم گیری های اقتصادی می‌باشد .در تصمیم گیری های اقتصادی ،اطلاعات حسابداری می‌تواند با اطلاعاتی که خارج از سیستم حسابداری تهیه می شود ،مورد استفاده قرار گیرد .تقریباً تمامی اطلاعات حسابداری متاثر از یک رشته قواعد و روش هایی است که اصطلاحا ً آن ها را اصول پذیرفته شده حسابداری می نامیم.به نظر می‌رسد حسابداری تامین کننده اطلاعات برای تصمیم گیری در یک مؤسسه‌ اقتصادی می‌باشد و همواره بین گزارش حسابداری و (به عبارتی هر نوع اطلاعات مالی ) و تصمیم گیری اقتصادی رابطه مستقیمی برقرار می‌باشد .

البته برای اینکه ارتباط اطلاعات حسابداری و تصمیم گیری های مفید اقتصادی به خوبی تبیین شود باید در مفهوم عبارات زیر دقت کافی داشته باشیم (بدری ،۱۳۷۲،ص۱۶۴)۱.

اگر اطلاعات حسابداری در فرایند تصمیم گیری به عنوان اطلاعات مربوط تلقی نشود هر گونه تغییر در این اطلاعات نیز بر تصمیم مؤثر نخواهد بود.هرگاه اطلاعات غیر حسابداری موجود باشد،آن گاه مفهوم و جایگاه ذهنی اطلاعات غیر حسابداری از نظر تصمیم گیرنده بر ارزش این اطلاعات (اطلاعات حسابداری)در فرایند تصمیم گیری مؤثر نخواهد بود.وجود اطلاعات غیر حسابداری در ارزش گذاری اطلاعات حسابداری توسط فرد تصمیم گیرنده در فرایند تصمیم ،عامل تعیین کننده و مهمی خواهد بود.در این فصل پس از مروری چند در سابقه و پیشینۀ تحقیق، شکل گیری مفهوم عدم تقارن اطلاعاتی،ورود مفهوم عدم تقارن اطلاعات به بازار های سرمایه،مبانی نظری تفاوت قیمت پیشنهادی خرید و فروش اوراق بهادار،عدم تقارن اطلاعاتی و دامنه قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام،عدم تقارن اطلاعاتی و بورس اوراق بهادار تهران،اطلاعات جدید و سرعت تعدیل قیمت های سهام،اعلان سودحسابداری و محتوای اطلاعاتی آن مورد بررسی، تبیین و تشریح قرار گرفته است و در انتهای فصل به تحقیق های گذشته داخلی و خارجی و نتایج آن نیز اشاره گردیده است.

۲-۲شکل گیری مفهوم عدم تقارن اطلاعاتی:

در دهه ۱۹۷۰ میلادی سه دانشمند به نام های مایکل اسپنس،جرج اکرلوف و جوزف استیلیتز[۱۳] (برندگان جایزه نوبل اقتصاد در سال ۲۰۰۱) در زمینه اقتصاد اطلاعات ،نظریه ای را پایه گذاری کردند که به نظریه عدم تقارن اطلاعاتی موسوم شد.در آن زمان محافل مالی و اقتصادی دنیا همواره سوال هایی به شرح ذیل مطرح بود:

چرا کسانی که قصد خرید اتومبیل دست دوم دارند ترجیح می‌دهند به واسطه مراجعه کنند تا به فروشنده؟

چرا مؤسسه‌ ها با وجود اطلاع از وضع مالیات بر سود سهام، بین سهام‌داران خود سود تقسیم می‌کنند؟

چرا نرخ بهره در کشورهای جهان سوم اغلب بیش ا زحد بالا است؟

مسئله اطلاعات نا متقارن در جایی اتفاق می افتد که یک فرد اطلاعاتی در ارتباط با رویداد های اقتصادی داشته باشد و فرد یا افراد دیگر فاقد آن باشند.تا کنون ما تصور می ردیم که کیفیت کالاهای مورد معامله همیشه برای همه طرفهای مشارکت کننده در یک معامله مشخص است .

مثال‌های بی شماری وجود دارد که این فرض و تصور درست نیست .معمولاً یک طرف معامله نسبت به طرف دیگر اطلاعات بیشتری در اختیار دارد .با توجه به اینکه میزان اطلاعاتی که در اختیار یک طرف معامله قرار دارد ،توسط دادگاه یا سایر مراجع قابل تشخیص نیست ‌بنابرین‏ نمی توان برای برابری نمودن اطلاعات قرارداد تنظیم نمود.[۱۴]

برندگان جایزه نوبل ،پاسخ مشترکی برای سوالات مطرح شده ارائه دادند و با بهره گرفتن از فرضیه واقع بینانه عدم تقارن اطلاعاتی به بسط نظریه خود پرداختند و برای سوالات فوق پاسخ هایی به شرح ذیل ارائه نمودند:

فروشندگان اطلاعات بیشتری نسبت به خریداران درباره کیفیت اتومبیل دارند.

مدیران شرکت ،بیش از سهام‌داران از وضعیت سودآوری مؤسسه‌ مطلع می‌باشند.

وام گیرندگان بهتر از وام دهندگان درباره توانایی شان جهت باز پرداخت اقساط در آینده اطلاع دارند.

به طور مشخص ،اکرلوف نشان داد که عدم تقارن اطلاعاتی می‌تواند موجب افزایش گزینش مغایر در بازار ها شود که این امر قبل از وقوع معامله برای افراد به وجود می‌آید .اسپنس خاطر نشان کرد که در شرایط خاص ،واسطه های مطلع می‌توانند با انتقال اطلاعات محرمانه خود به واسطه های کم اطلاع، درآمد بازار خود را بیشتر کنند.‌به این ترتیب مدیر شرکت با صرف مخارج اضافی برای مالیات سود سهام ،خبر از بالا بردن سود می‌دهد.

مقاله اکرلوف[۱۵] (۱۹۷۰) با عنوان “بازار نابسامان “اولین تحلیل رسمی از بازار هایی را که با مشکل گزینش مغایر رو به رویند،معرفی می کند .اکرلوف نوعی بازار را به تصویر می کشد که در آن به اصطلاح رایج ،فروشنده نسبت به خریدار اطلاعات بیشتری را در اختیار دارد.البته حسابداران برای کاهش مشکل گزینش مغایر ،سیاست افشای کامل را پذیرفته اند تا میزان اطلاعات در اختیار عموم افزایش یابد.

شرکتهایی که بر اساس اطلاعات نهایی از سودآوری بالای خود مطلع می‌باشند،سود سهام پرداخت می‌کنند و بازار آن را علامتی برای خبر خوب تلقی می‌کند و قیمت بالاتری برای سهام آن شرکت قائل می شود. و از این طریق با بالا رفتن قیمت سهام مالیات پرداختی بر روی سود سهام را جبران می‌کنند (جلیلی، ۱۳۸۷، ص۲۰۸)۳.

۳-۲- ورود مفهوم عدم تقارن اطلاعات به بازار های سرمایه:

در ادبیات مربوط به زیر ساخت بازار ،دامنه قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام از سه بخش تشکیل می شود.هزینه پردازش سفارش ،هزینه نگهداری موجودی و هزینه گزینش مغایر ،هزینه پردازش سفارش مبلغی است که بازار ساز ها برای آماده بودن جهت انجام سفارش های خرید و فروش هزینه می‌کنند(تینیک،۱۹۷۲)[۱۶]. بخش هزینه نگهداری موجودی که توسط استال[۱۷] (۱۹۷۸) و هوو استال[۱۸] (۱۹۸۱) مدل سازی شده است،بیان می‌کند که هزینه معاملات منجر می شود بازار سازها پرتفوی متنوع نگهداری نمایند تا از این طریق بتوانند هزینه های خود را پوشش دهند.در نهایت ،گزینش مغایر که توسط کاپلند و گالی[۱۹] (۱۹۸۳) و گلشتن و میلورام[۲۰] (۱۹۸۵) مطرح گردید نمایانگر یک امر جبرانی برای معامله گران جهت پذیرش ریسک معامله با افرادی است که احتمال دادر اطلاعات مهم و محرمانه ای در اختیار داشته باشند.به عبارت دیگر ،اگر بخش عمده ای از بازار افراد غیر مطلع تشکیل دهند ،بازار ساز ها دامنه تفاوت قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام را افزایش می‌دهند تا از این طریق ریسک گزینش مغایر را جبران کنند .

۱-۳-۲- مبانی نظری تفاوت قیمت پیشنهادی خرید و فروش اوراق بهادار

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:31:00 ق.ظ ]




فرضیه چهارم: بین حساسیت وجه نقد و سود سیاست تفسیم سود رابطه معناداری وجود دارد.

مدل فرضیه چهارم:

    • ضریب متغیر حساسیت وجه نقد (۱۰/۰) با مقدار P-value برابر با ۳۵/۰، معنادار نیست و حاکی از عدم وجود رابطه معنادار بین حساسیت وجه نقد و سیاست تقسیم سود است. شرکت‌هایی که حساسیت وجه نقد بالاتری دارند، بیشتر دچار محدودیت مالی هستند و برای کاهش ریسک از دست دادن فرصت‌های سود‌آوری یا توانایی پرداخت بدهی‌ها سود تقسیمی کمتری در نظر می‌گیرند. ‌بنابرین‏ انتظار می‌رفت که بین حساسیت وجه نقد و سیاست تقسیم سود رابطه معکوس و معناداری وجود داشته باشد، اما نتایج آزمون فرضیه چهارم نشان داد که فرض H0 تأیید می‌شود و فرضیه چهارم با عنوان « بین حساسیت وجه نقد و سود سیاست تفسیم سود رابطه معناداری وجود دارد.» رد می‌شود.

فصل پنجم

نتیجه‌گیری و پیشنهادها

۵-۱- مقدمه

در فصل‌های گذشته کلیات پژوهش، مبانی نظری و پیشینه ی پژوهش، جمع‌ آوری داده ها و روش ‌شناختی پژوهش و همچنین تجزیه و تحلیل داده ها و آزمون فرضیه‌های تشریح شد. در این فصل نتایج کلی حاصل از پژوهش بیان خواهد شد. سپس محدودیت‌ها و تنگنا‌هایی که در انجام این پژوهش و تعمیم نتایج وجود داشته است، بیان می‌شود. در پایان فصل پیشنهاداتی که بر اساس نتایج تحقیق به نظر نگارنده رسیده است، ارائه خواهد شد.

با توجه به مدل‌های برآوردی در فصول چهارم و تجزیه و تحلیل آن‌ ها، نتایج فرضیه‌های پژوهش، به شرح زیر می‌باشد:

جدول ۵-۱- خلاصه نتایج

نتایج سال ۸۶-۹۱

شرح فرضیه‌های پژوهش

عدم رد

بین مالکیت نهادی و سیاست تقسیم سود رابطه معناداری وجود دارد.

عدم رد

بین مالکیت فردی وسیاست تقسیم سود رابطه معناداری وجود دارد.

ردشد

بین وجه نقد عملیاتی و سیاست تقسیم سود رابطه معناداری وجود دارد..

ردشد

بین حساسیت جریانات نقدی و سیاست تقسیم سود رابطه معناداری وجود دارد.

۵ -۲- تحلیل نتایج حاصل از آزمون فرضیه‌ها:

در ادامه نتایج حاصل از آزمون فرضیه‌ها بیان می‌شود.

۵-۲-۱- تحلیل نتایج حاصل از آزمون فرضیه اول

این فرضیه به دنبال بررسی این موضوع است، که آیا وجود سهام‌داران نهادی در ساختار مالکیت شرکت‌ها رابطه معناداری با خط‌مشی تقسیم سود دارد یا خیر. به عبارت دیگر به دنبال آزمون این موضوع می‌باشد که آیا وجود مالکان نهادی در ساختار مالکیت شرکت، می‌تواند بر سیاست‌های مدیریت در تقسیم سود سهام اثر‌گذار باشد؟

به طور کلی، دو دیدگاه متناقض زیر در زمینه ارتباط بین مالکیت نهادی و سیاست تقسیم سود را مورد مطالعه قرار گرفت:

وجود ارتباط معکوس: در زمان وجود تضاد منافع، فعالیت نظارت خارجی یا بیرونی، عنصر کنترلی مهمی به شمار می‌رود. سهام‌داران نهادی یک گروه از نظارت‌کنندگان خارجی به شمار می‌روند. اگر سرمایه‌گذاران نهادی بزرگ به عنوان نمایندگان نظارتی عمل کنند و سود تقسیمی به منظور کاهش هزینه های نمایندگی پرداخت شود بر اساس نظریه نمایندگی باید رابطه جایگزینی بین سیاست تقسیم سود و مالکیت نهادی وجود داشته باشد. این رابطه، وجود ارتباط منفی بین درصد سهام تحت تملک مالکان نهادی و سیاست تقسیم سود را ایجاب می‌کند.

وجود ارتباط مستقیم : بر اساس نظریه نمایندگی، در زمان وجود تضاد منافع بین مدیر و سهامدار، پرداخت‌های سود تقسیمی منظم می‌تواند تضادهای نمایندگی را کاهش دهد و از این طریق، دامنه سوءاستفاده احتمالی از منابع توسط مدیریت کاهش می‌یابد. بر اساس این مفروضات و با توجه به اینکه سود انباشته یک منبع تأمین مالی داخلی است، پرداخت سود تقسیمی، شرکت‌ها را ملزم می‌کند تا در زمان نیاز به تأمین مالی به بازارهای سرمایه بیرونی یا خارجی متوسل شوند. این امر نظارت بازار سرمایه را بر شرکت تحمیل می‌کند. نقش مالکان نهادی در این فرضیه از ترجیحات مالکان نهادی مبنی بر توزیع جریان‌های نقدی به منظور کاهش هزینه های نمایندگی ناشی می‌شود. با توجه به موقعیت دارای نفوذ و اثرگذار سرمایه‌گذاران نهادی، انتظار می‌رود این گروه از مالکان بر سیاست‌های مالی شرکت شامل سیاست تقسیم سود تأثیر داشته باشند. بر این اساس، مالکان نهادی ممکن است با تمایل مدیران مبنی بر انباشت بیشتر جریان‌های نقدی مخالفت، و با توجه به قدرت رأی خود، مدیران را به تقسیم سود وادار کنند.

با عنایت به مباحث مطروحه، انتظار داشتیم که وجود مالکان نهادی می‌توانند بر سیاست تقسیم سود اثر‌گذار باشد. نتایج حاصل از آزمون فرضیه اول نشان داد که بین وجود مالکان نهادی و سود تقسیمی هر سهم رابطه معکوس و معناداری وجود دارد. این به معنای تأیید نظریه وجود رابطه معکوس بین وجود مالکان نهادی و سیاست تقسیم سود بر اساس نظر دسوزا و ساکسنا است. بر اساس فرضیه پیام‌رسانی، مدیران با آگاهی و اطلاعات بیشتر نسبت به بازار، انتظارات خود را ‌در مورد عایدات آینده شرکت با پرداخت سود به بازار مخابره می‌کنند. چنین استدلال می‌شود که سود تقسیمی و سهام‌داران نهادی ممکن است به عنوان ابزارهای پیام رسانی جایگزین قلمداد شوند. حضور سهام‌داران بزرگ ممکن است نیاز به استفاده از سود تقسیمی را به عنوان پیامی از عملکرد مناسب کاهش دهد؛ زیرا خود این سهام‌داران می‌توانند به عنوان پیام معتبرتر عمل کنند.

۵-۲-۲- تحلیل نتایج آزمون فرضیه دوم

فرضیه دوم به بررسی رابطه بین مالکیت فردی و سیاست تقسیم سود می‌پردازد. یکی از عوامل مؤثر در تقسیم سود، نیاز سهام‌داران است. آنچه که باید در تقسیم سود مورد توجه قرار گیرد حفظ ثبات در تقسیم سود است. سلیقه سهام‌داران با توجه به شرایط زندگی سهام‌داران و نوع و سلیقه حضور آن ها در بازار سرمایه متفاوت است. گروهی از سهام‌داران با هدف دریافت سود مشخص و مستمر سالانه سهام می‌خرند و برخی دیگر بیشتر به تغییر قیمت سهام دارند. لذا نگرش‌های مختلف می‌تواند در تصمیم‌گیری چگونگی تقسیم سود نیز مشخص باشد.

‌بنابرین‏ نگرش سهام‌داران حقیقی در ارتباط با دریافت نقدی سود سهام یا افزایش قیمت سهام می‌تواند بر سیاست‌های تقسیم سود از سوی مدیریت بنگاه اقتصادی اثر‌گذار باشد. سلیقه سهام‌داران، ریسک گریزی سهام‌داران، مقاصد مالیاتی و عوامل دیگر بر نگرش سهام‌داران اثرگذار است و بالطبع این موضوع به سیاست‌های تقسیم سود توسط مدیریت جهت می‌دهد.

چگونگی به کارگرفتن وجوه داخلی، تصمیمی مهم در تضاد بین سهام‌داران و مدیران است. در دوران رشد اقتصادی شرکت، همان طور که ذخایر وجه نقد افزایش می‌یابد، مدیران تصمیم می‌گیرند که آیا وجه نقد بین سهام‌داران توزیع شود، صرف مخارج داخلی شود، برای تحصیل خارجی به کار گرفته شود و یا همچنان نگهداری شود؟

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:30:00 ق.ظ ]




موانع
توانایی
عملکرد شغلی
انگیزش

شکل فوق نشان می‌دهد که عملکرد خوب نیازمند توانایی و انگیزش است و موانع و گرفتاری های سازمانی مثل آموزش ناکافی، روابط نا سالم و مدیریت نادرست ؛ با عملکرد خوب تداخل پیدا می‌کند

ارتباط عملکرد شغلی با متغیرهای دیگر:

توانایی و عملکرد شغلی:

بیشتر تلاش های روانشناسان صنعتی و سازمانی در امر گزینش کارکنان بر تعیین توانایی های لازم برای مشاغل معین و یافتن افرادی که چنین توانایی هایی را دارا هستند متمرکز است برای این منظور در ابتدا روش های تحلیل شغل کارکن محور (دانش، مهارت‌ها، توانایی و ویژگی های دیگر شخصی) برای یک شغل مورد استفاده قرار می‌گیرد وقتی که روش ها مشخص می‌شوند گام بعدی از روش های گزینش برای یافتن افرادی که ویژگی های مناسب را دارا هستند استفاده می‌شود . بیشتر طرحهای گزینش برای ارزیابی توانایی ها شکل گرفته اند سرانجام علاوه بر آن ویژگی هایی که کارکنان با خود می آورند دانش و مهارت اضافی و مورد نیاز از طریق آموزش انجام می‌گیرد. اگر سازمانی بخواهد نیروی کار برخوردار از توانایی های لازم برای عملکرد شغلی خوب داشته باشد باید از هر سه مرحله تبعیت کند . به خوبی ثابت شده که حیطه های متفاوتی از توانایی با عملکرد شغلی مرتبط هستند. همان‌ طور که می‌توان انتظار داشت ماهیت شغل تعیین کننده حداکثر توانایی های لازم ویژه است(مهداد، ۱۳۸۵) .

به عنوان مثال، کانتنبرگ[۳۱] و همکاران، نشان داده‌اند که توانایی شناختی، عملکرد را در بیشتر مشاغل پیش‌بینی می‌کند با وجود این هرچه شغل نیازمند توانایی ذهنی بالاتری باشد ارتباط بین توانایی شغلی و عملکرد شغلی قویتر می‌شود به عبارت دیگر، توانایی برای مشاغلی که نیازمند فعالیت‌های ذهنی هستند (مانند مهندسی) مهمتر است تا مشاغل ساده(مانند دفتری اداری) (مهداد، ۱۳۸۵) .

کالدول و اورلی[۳۲] نشان دادند که هماهنگی توانایی های افراد با روش های مورد نیاز برای یک شغل که از طریق تحلیل شغل به دست می‌آید ، استراتژی مفیدی برای افزایش عملکرد شغلی محسوب می‌شود آن ها همچنین نشان داده‌اند که کارکنانی که از طریق تحلیل شغل به دست می‌آید، استراتژی مفیدی برای افزایش عملکرد شغلی محسوب می‌شود. آن ها همچنین نشان داده‌اند که کارکنانی که توانایی هایشان با مشاغلشان هماهنگند بیشتر خشنود هستند . این نتایج با این اندیشه که عملکرد شغلی ممکن است به خشنودی شغلی منجر شود هماهنگ است. کارکنانی که ویژگی های لازم را برای عملکرد مطلوب دارا هستند در شغل خود موفق می‌شوند و در نتیجه خشنودتر می‌شوند(مهداد، ۱۳۸۹) .

انگیزش و عملکرد شغلی:

انگیزش یک ویژگی فردی است، اما می‌تواند هم از فرد شاغل و هم از شرایط محیطی نشأت بگیرد . تلاش‌های سازمانی برای افزایش نیروی کار، بیشتر بر مداخله های محیطی استوار است تا گزینش فردی به طور نظری در ابتدا باید انگیزش را در مقتضیات کار سنجید و آنهائی را که از بالاترین سطوح انگیزشی برخوردارند گزینش کرد با وجود این روانشناسان صنعتی و سازمانی بیشتر گزینش خودشان را بر اساس توانایی ها متمرکز می‌کنند تا انگیزش افراد برای افزایش انگیزش کارکنان باید به ساختار شغل ، سیستم‌های تشویقی و طرح های تکنولوژی توجه ویژه داشت (مهداد، ۱۳۸۵) .

ویژگی های شخصیتی و عملکرد شغلی:

چندین ویژگی از ویژگی کارکنان با عملکرد شغلی ارتباط دارند و حتی ممکن است توانایی انجام شغل را نیز تحت تأثیر قرار دهند در بیشتر مواقع تفکیک اثرهای انگیزشی در عملکرد شغلی مشکل است به عنوان مثال، افراد با سطح توانایی بالا سطح بالایی از انگیزش را دارا هستند همزمان با اینکه توانائیهایشان به عملکرد خوب و تشویق منجر می‌شود، انگیزش آن ها برای عملکرد نیز بالا می رود افراد با توانایی بالا ممکن است به دلیل برخورداری از مهارت بالا، یا تلاش بیشتر و یا هر دو عملکرد بهتری داشته باشند. توانایی شناختی(استدلال ریاضی و کلامی) عملکرد شغلی را در بسیاری از مشاغل پیش‌بینی می‌کند در اینجا «پنج ویژگی شخصیتی عمده» مورد بررسی قرار می‌گیرند که بسیاری از محققان معتقدند که این ها ابعاد عمده شخصیت انسان‌ها را تشکیل می‌دهند (شکر کن و همکاران ، ۱۳۸۰) .

پنج ویژگی عمده و عملکرد شغلی:

بسیاری از روانشناسان امروزه معتقدند که شخصیت انسان به وسیله پنج حیطۀ به نام یعنی : برونگرایی ، ثبات هیجانی ، توافق پذیری ، وظیفه شناسی و پذیرا بودن تجارب جدید تعیین می‌شود . در جدول صفحه بعد هر کدام از این حیطه ها به طور مختصر توصیف شده اند (شکرکن و همکاران ؛ ۱۳۸۰) .

حیطه

توصیف

برونگرایی

حراف، خوداعمال، اجتماعی

ثبات پذیر هیجانی

مضطرب، افسرده، غمگین، نگران

توافق پذیری

قابل انعطاف، اهمال همکاری، مؤدب

وظیفه شناسی

سخت کوش، دارای انگیزه موفقیت، مسئولیت پذیر، قابل اتکاء

پذیرایی تجارب

باهوش، کنجکاو، اهل تخیل، دارای ذهن باز

دو فرا تحلیل ، ارتباط بین هر کدام از این پنج حیطه و عملکرد شغلی را خلاصه کرده‌اند . به طور کلی این دو مطالعه نتیجه می‌گیرند که شخصیت با عملکرد شغلی در ارتباط است . بارک و مانت وظیفه شناسی را به عنوان قوی ترین همبستگی با عملکرد شغلی یافتند ، در حالی که تت و همکاران[۳۳] توافق پذیری را به عنوان قوی ترین همبستگی با عملکرد شغلی شناسایی کردند . علاوه بر آن بارک و مانت[۳۴] کشف کردند که حیطه های شخصیتی خاصی برای بعضی از مشاغل خاص نسبت به مشاغل دیگر ارتباط بیشتری با عملکرد شغلی دارند . این مطالعات به طور کلی شواهدی در اهمیت شخصیت به عنوان عامل تعیین کننده در عملکرد شغلی فراهم آورده اند اگرچه بین میانگین ها ، بزرگ نیست (همان منبع- ص ۳۳) .

جایگاه مهار و عملکرد شغلی :

جایگاه مهار به اعتقادات مردم ‌در مورد توانائیهایشان در کنترل تقویت کننده های موجود در محیط شان اشاره می‌کند . پژوهش ها نشان می‌دهند که درونی ها ، آنهائی که باور دارند که قادر به کنترل تقویت کننده ها هستند، انگیزش شغلی بیشتری نسبت به بیرونی ها که باور دارند قادر به کنترل تقویت کننده ها نیستند، دارند. اگر چه به طور کلی انتظار می رود انگیزۀ بیشتر ، به عملکرد بهتر منجر شود ، اما اثرهای انگیزش پیچیده تر است . بلا[۳۵] نحوه ارتباط جایگاه مهار رابا دو حیطه متفاوت عملکرد شغلی کارمندان بانک مورد بررسی قرار داده است . بلا نشان داد که درونی ها زمانی سطوح بالاتری از انگیزش شغلی را نشان می‌دهند که مشاغلشان آن ها را به ابتکار و نوآوری بیشتر در کل کار هدایت کند . ‌از طرف‌ دیگر بیرونی ها بیشتر مطیع و همرنگ هستند و به تکالیف کاملاً ساختارمند که مستلزم نوآوری کمتر است پاسخ بهتری نشان می‌دهند . به طور کلی درونی ها در مهارت‌های شغلی مهم رشد یابنده بهتر عمل می‌کنند ، در حالی که بیرونی ها در تکالیف تکراری که از ساختار بالا برخوردارند بهتر عمل می‌کنند مطالعه بالا پیشنهاد می‌کند که رابطه ها بین شخصیت و عملکرد شغلی به حیطه عملکرد معین بستگی دارد (سیلور[۳۶] ، ۱۹۹۰، به نقل از نواصر، ۱۳۸۷) .

سن و عملکرد شغلی:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:30:00 ق.ظ ]




۴-اطاعت سازمانی:

از مفاهیم بنیادی رفتار شهروندی سازمانی است. مفهوم فرمان‌برداری سازمانی که به وسیله گراهام بیان شده به همراه مفهوم پیروی از قوانین و رویه‌های سازمانی که توسط بورمن و موتوویدلو بیان گردید، همگی نشان‌دهنده این سازه بوده و حاصل آن درونی کردن و پذیرش قوانین سازمانی، مقررات و رویه‌ها حتی در حالت عدم وجود نظارت می‌باشد. دلیل اینکه این رفتار به عنوان نوعی از رفتار شهروندی سازمانی در نظر گرفته می‌شود این است که حتی باوجوداینکه از هرکس انتظار می‌رود تا از مقررات، قوانین و رویه‌های سازمانی در همه مواقع اطاعت کند، بسیاری از کارکنان به‌سادگی آن را انجام نمی‌دهند ‌بنابرین‏ کارکنانی که به صورت وجدانی از تمام مقررات و دستورالعمل‌ها حتی در شرایط عدم نظارت و کنترل رسمی اطاعت می‌کنند به عنوان شهروندان خوب سازمانی به‌حساب می‌آیند.

۵-ابتکار فردی:‌

این نوع از رفتار شهروندی سازمانی، مبین رفتار فرانقشی است که ماورا حداقل نیازمندی‌های کلی مورد انتظار، قرار دارد. نمونه هایی از این رفتار شامل؛ فعالیت‌های خلاقانه، داوطلبانه، طراحی‌های نوآورانه برای بهبود وظیفه شخصی و همچنین بهبود عملکرد سازمانی است. بورمن و موتوویدلو انجام دادن مشتاقانه و داوطلبانه و فعالیت‌های وظیفه‌ای را ازجمله مؤلفه‌های این سازه دانسته‌اند.

۶-فضیلت مدنی:

بعد دیگری از رفتار شهروندی سازمانی که توسط گراهام بیان شده و مبتنی بر مسئولیت‌پذیری می‌باشد، فضیلت مدنی در سازمان است. فضیلت مدنی مبین سطحی کلان از علاقه و تعهد به سازمان است که در راستای تمایل به مشارکت در فعالیت‌های سازمانی مطرح‌شده و از مفاهیم اصلی، شهروندی سازمانی محسوب می‌شود. این رفتار ‌منعکس کننده شناخت فرد از این است که او جزئی از یک کل بزرگ‌تر بوده و همان طور که شهروندان به عنوان اعضا جامعه در قبال جامعه خود مسئولیت‌هایی را می‌پذیرند وی نیز به عنوان عضوی از سازمان، مسئولیت‌هایی را به عهده خواهد داشت. نظارت بر محیط به منظور شناسایی فرصت‌ها و تهدیدات حتی با هزینه شخصی، نمونه‌ای از این رفتار می‌باشد.

۷-توسعه شخصی:

توسعه شخصی در مطالعات کاتز و جورج و بریف[۸۳] مورد شناسایی قرار گرفته و به عنوان بعدی کلیدی رفتار شهروندی سازمانی معرفی شده بود. توسعه شخصی شامل؛ رفتارهای داوطلبانه کارکنان به منظور بهبود دانش، مهارت‌ها و توانایی‌ها است و ویژگی بارز چنین رفتاری، یادگیری مجموعه جدیدی از مهارت‌ها به منظور توسعه مشارکت‌های فردی در سازمان است. این بعد از رفتار شهروندی سازمانی در ادبیات، مطالعات و تحقیقات چنانچه باید مورد بررسی قرار نگرفته بااین‌وجود به نظر می‌رسد این نوع از رفتار که وابسته به صلاحدید کارکنان می‌باشد به طور مفهومی از سایر انواع رفتار شهروندی سازمانی، متمایز بوده و انتظار می‌رود کارکنان به منظور بهبود اثربخشی سازمان به نحو مطلوب از این رفتار نیز بهره‌مند باشد (پودساکف و همکاران، ۲۰۰۰: ۵۱۳).

نمودار۲-۸: ابعاد رفتار شهروندی سازمانی از نظر پودساکف و همکاران (۲۰۰۰)

دیدگاه کوپمن[۸۴] در رفتار شهروندی سازمانی

کوپمن در پژوهشی بیان می‌دارد که مفهوم رفتار شهروندی سازمانی را می‌توان در پنج بعد؛ فداکاری، توجه، وظیفه‌شناسی، تحمل‌پذیری و مشارکت مدنی طبقه‌بندی نمود.

۱-فداکاری:

اولین بعد رفتار شهروندی سازمانی از دید کوپمن فداکاری است که به رفتارهای مفید و سودبخش از قبیل؛ صمیمیت، همدلی و دلسوزی در میان همکاران، رفتارهای حمایت اجتماعی[۸۵] و رفتارهای کمکی مربوط می‌شود. این بعد رفتاری خواه به شکل مستقیم یا غیرمستقیم به کارکنانی که دارای مشکلات کاری هستند، کمک می‌کند. رفتارهایی از قبیل؛ کمک‌های داوطلبانه به همکاران جدید که مشکلات کاری دارند، کمک‌های داوطلبانه به افرادی که حجم کار سنگینی داشته و نیز کمک به افرادی که غیبت کرده‌اند در ذیل بعد فداکاری طبقه‌بندی می‌شوند.

۲-توجه:

به رفتارهایی اشاره می‌کند که با بعد فداکاری مرتبط هستند اما به شکل واضحی از آن متمایز می‌باشند ‌بنابرین‏ از مصادیق توجه هر گونه عمل یا تصمیم به منظور پیشگیری از وقوع و تکرار مشکلات شغلی در حین کار می‌باشد.

۳-وظیفه‌شناسی:

شامل رفتارهایی از قبیل؛ وقت‌شناسی، دنباله‌روی، تلاش برای کسب موقعیت‌های بهتر به‌جای موقعیت‌های متوسط، حضور فیزیکی در کار حتی در مواقع بیماری و ناتوانی، پیگیری و دنباله‌روی قواعد، مقررات و رویه‌های سازمانی و استفاده ساختارمند از زمان می‌باشد.

۴-تحمل‌پذیری:

تحمل‌پذیری همان شکیبایی در برابر موقعیت‌های نامطلوب و نامساعد بدون هیچ گونه اعتراض، نارضایتی و گلایه است. این بعد رفتاری شامل؛ صرف مدت زمان اندک جهت رسیدگی به گلایه‌ها، شکایات و نارضایتی‌های کارکنان در خصوص موضوعات جزئی و پیش‌پاافتاده و نیز کوشش فراوان در جهت بررسی و نقد عملیات سازمانی (مشکل‌یابی) و کارهای جاری است.

۵-مشارکت مدنی:

مشارکت نوعی هم‌دستی و همراهی مسئولانه افراد در چرخه حیات سیاسی سازمان می‌باشد. مشارکت مدنی زمینه‌هایی چون؛ ارتباط با مسائل مهم و روز سازمان، خدمت داوطلبانه به کمیته‌ها، حمایت از فعالیت‌هایی که افراد را از وقوع هر گونه عملیات سازمانی مطلع کند، حضور و انجام فعالیت‌های اضافی (حتی در زمانی که چنین حضوری لازم نیست) و حمایت از توسعه و تغییرات عمیق معرفی‌شده از طرف مدیران سازمان را شامل می‌شود.

باید ‌به این امر توجه داشت که تمام ابعاد رفتار شهروندی سازمانی امکان دارد به طور همزمان ظهور پیدا نکنند. به عنوان نمونه افرادی که ما فکر می‌کنیم وظیفه‌شناس هستند، ممکن است همیشه نوع‌دوست و فداکار نباشند (سبحانی­نژاد و دیگران،۱۳۸۹: ۴۰).

نمودار۲-۹: ابعاد رفتار شهروندی سازمانی از نظرکوپمن (۲۰۰۶)

ابعاد رفتار شهروندی سازمانی

ادبیات کثیری حول محور رفتار شهروندی سازمانی وجود دارد که در آن‌ ها به مفهوم‌سازی‌های متعددی از رفتار شهروندی سازمانی پرداخته شده و این خود، موجب سردرگمی در فهم اصطلاح مذکور شده است. به‌رغم توجه فزاینده صاحب‌نظران به سازه رفتار شهروندی سازمانی، بین آنان در خصوص ابعاد مفهوم فوق اجماع نظر کامل وجود نداشته و مانند بسیاری دیگر از سازه‌های سازمانی، سازه رفتار شهروندی سازمانی نیز ابعادی چندگانه یافته است(رائوب، ۲۰۰۸: ۱۸۳).

پژوهش‌های اولیه در خصوص سازه رفتار شهروندی سازمانی، نوع‌دوستی و تابعیت کلی از سازمان را رفتاری سودبخش برای سازمان تعریف کرده بودند. اسمیت و همکاران نوع‌دوستی را کمک به فرد خاص می‌دانند که به طور غیر‌مستقیم به سازمان سود می‌رساند به‌علاوه تابعیت کلی از سازمان را نیز رفتاری دانسته‌اند که بیشتر غیر‌شخصی بوده و نشان‌دهنده تابعیت فرد از هنجارهای سازمانی است، ‌بنابرین‏ رفتارهایی که برای کارمند خوب تعریف شده، زمینه‌هایی چون؛ پیروی از قوانین، مقررات و رویه‌های سازمانی حتی در شرایط عدم حضور کنترل‌کننده رسمی را شامل می‌شود(کاتلین[۸۶]،۲۰۰۶: ۳۲).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:30:00 ق.ظ ]




مبحث اول: ابراء و بخشش طلب به مدیون

شباهت های بخشش طلب به مدیون و ابراء باعث آن گردیده است که برخی از نویسندگان حقوقی این دو عمل حقوقی را یکی دانسته و عنوان هبه دین به مدیون را خیالی بیش ندانند و معتقدند که در اصلاحات بعدی قانون مدنی ماده ۸۰۶ قانون مدنی باید حذف گردد.[۲۰۸]

اما برخی دیگر فقها و حقوق دانان معتقدند در مواردی که دین به کسی هبه می شود بدون اشکال صحیح است و قبول نیز لازم و معتبر می‌باشد هر چند نتیجه آن همانند ابراء است ولی ابراء نمی باشد .زیرا هبه تملیکی است که به قبول احتیاج دارد و سقوط دینی که هبه شده مرتبت بر آن می‌باشد [۲۰۹].

بهر حال بر طبق قانون مدنی بخشش طلب به مدیون یکی از اقسام هبه می‌باشد و ماده ۸۰۶ قانون مدنی بیان می‌دارد “هر گاه دائن طلب خود را به مدیون ببخشد حق رجوع ندارد.” لذا درست است که نتیجه هر دو عمل حقوقی از بین بردن دین است اما آثار و احکام هر یک از این دو عمل حقوقی متفاوت است.

به طور کلی می توان شباهت های ابراء و بخشش طلب را به موارد ذیل تقسیم نمود:

    1. هر دو عمل یعنی بخشش طلب و ابراء باعث بری شدن مدیون می‌شوند و باعث می‌شوند دین از بین برود.

  1. هر دو عمل حقوقی لازم و غیر قابل رجوع اند.

اما مهم ترین تمایزات این دو عمل حقوقی عبارت اند از :

    1. طبق قاعده کلی عقود، در هبه طلب مدیون باید معلوم و معین باشد و در صورتی که نباشد عقد باطل است. در حالی که ابراء نیازی به معین بودن و معلوم بودن نمی باشد و در صورت مردد یا مجعول بودن ابراء صحیح است.[۲۱۰]

    1. جایگاه ابراء در مواد قانونی در مبحث سقوط تعهدات است ولی بخشش طلب در ماده ۸۰۶ در عقد هبه آمده است، لذا این دو عمل حقوقی متفاوت می‌باشند.

    1. ابراء از ایقاعات است و تنها با اراده طلبکار به وقوع می پیوندد و دیگر نیاز به اراده مدیون ندارد. در حالی که موضوع ماده ۸۰۶ قانون مدنی بخشش طلب از اقسام هبه می‌باشد که نیاز به ایجاب و قبول دارد. زیرا ابراء اسقاط طلب است در حالی که هبه انتقال ملکیت است و ذاتاً عقد.[۲۱۱]

  1. کاربرد عملی آن این است ، در فرض که چند نفر متعهد به پرداخت مبلغی ( پرداخت تضامنی ) باشند همانند سفته و برات ، اگر یکی از ظهر نویس ها یا ضامنان توسط طلبکار ابراء گردد در این صورت ابراء شونده حق رجوع به دیگر مسئولین سند تجاری را نخواهد داشت. ولی اگر طلبکار طلب خود را به یکی از مسئولین ببخشد او جایگزین طلبکار است و حق رجوع به دیگران را دارد زیرا انتقال ملکیت صورت گرفته شده است و منتقل الیه قائم مقام و جانشین دائن می‌گردد.[۲۱۲]

مبحث دوم: ابراء و تبدیل تعهد

در تبدیل تعهد بر طبق بند ۱ ماده ۲۹۲ قانون مدنی که بیان می‌دارد ” وقتی متعهد و متعهد له به تبدیل تعهد اصلی به تعهد جدیدی که قائم مقام آن می شود به سببی از اسباب تراضی نمایند در این صورت، متعهد نسبت به تعهد اصلی بری می شود.” ، در خصوص داین و مدیون دو اتفاق همزمان رخ می‌دهد:

    1. متعهد ، تعهد جدیدی نسبت به متعهد له بر عهده می‌گیرد.

  1. تعهد قبلی ساقط می شود ، متعهد نسبت به تعهد اصلی که داشته است بری می شود و دیگر هیچ تعهدی نسبت به تعهد قبلی ندارد

هر چند سقوط تعهد قبلی همانند ابراء است و تضمین های طلب سابق از بین می رود و از این جهت تبدیل تعهد با ابراء شباهت دارد. چراکه در ابراء نیز کلیه تضمین های طلب با تحقق ایقاع از بین می رود.[۲۱۳]

اما این از بین رفتن ابراء ناشی از تراضی می‌باشد و تبدیل تعهد در حکم پرداخت دین است و با ابراء که اسقاط دینی است که پرداخت نشده متفاوت است.[۲۱۴]

در خصوص ضمانت اجرای ابراء معوض ( در فرض صحت ) و تبدیل تعهد از جهت تبدیل موضوع باید دقت نمود با این بیان که در تبدیل تعهد هر گاه متعهد، از انجام تعهدات خود سرباز زند و تعهدی که جدیداً متعهد گردیده است انجام ندهد، در این صورت بر طبق قواعد عمومی تعهدات اجبار او از دادگاه در خواست می شود و در صورت عدم انجام تعهد از طرف وی و عدم انجام توسط شخص ثالث ، متعهد له حق فسخ توافق جدید را دارد نه تعهد سابق.

به عبارت دیگر اگر متعهد بر طبق قرارداد به تحویل ۱۰۰ کیلو گندم متعهد بوده است و با تبدیل تعهد، تعهدی جدید مثلاً تحویل ۱۰۰ کیلو برنج جانشین تعهد سابق شود، در صورت فسخ توسط متعهد له، قرارداد جدید که متضمن پرداخت ۱۰۰ کیلو برنج بوده است، کاملاً از بین می رود .

اما در فرض ابراء معوض در صورت عدم انجام شرط توسط مدیون داین می‌تواند الزام وی را از دادگاه بخواهد و در صورت عدم الزام وی و عدم انجام تعهد توسط شخص ثالث با هزینه مدیون داین حق فسخ خواهد داشت و در این صورت با فسخ ، ابراء برمی گردد و مدیون سابق بار دیگر مدیون می‌گردد.

مبحث سوم: ابراء در ضمن عقد

ابراء همیشه رایگان نیست. گاهی می توان ابراء را در ضمن عقد آورد که این موضوع منافاتی با رایگان بودن آن ندارد. همانند عقدی که در ضمن شرایط کلی خود ابرائی را به عنوان عوض بهمراه دارد. نمونه بارز این موقعیت را می توان در عقد صلح مشاهده نمود.

عقد صلح ممکن است معوض باشد و در آن شرط عوض قرار داده شود ، این عوض در صلح ممکن است عین باشد و یا منفعت و یا حق و … باشد.

همان طور که ماده ۷۵۸ قانون مدنی بیان می‌دارد ” صلح در مقام معاملات هر چند نتیجه معاملات که به جای آن واقع شده است می‌دهد لیکن شرایط و احکام خاصه ی آن معامله را ندارد. ‌بنابرین‏ اگر مورد صلح عین باشد در مقابل عوض همان نتیجه بیع خواهد بود بدون آن که احکام و مقررات خاصه بیع در آن مجری شود.” از مفاد این ماده استفاده می شود که بیعی که در مقام صلح منعقد شده است با عنوان بیع و ماهیت آن متفاوت است. فرق این دو عمل حقوقی این است که احکام خاص بیع از قبیل خیار مجلس یا حیوان یا تأخیر ثمن یا اخذ به شفعه در صلح در مقام بیع وجود ندارد. در حالی که اگر بیع بود این احکام جاری گشته و ممکن است در ضمن صلحی ابراء واقع شود که در این فرض مدیون مالی یا امری را به دیگری صلح می کند و دائن در مقابل مدیون را ابراء می کند .

همان طور که گفته شد ابراء عملی یک طرفه است و رضای مدیون در آن نقشی ندارد، ولی در این فرض به علت آن که صرف نظر کردن داین در مقابل عوض است و عوض ضمن صلحی واقع می شود دیگر نمی توان اسقاط دین را تنها به اراده طلبکار دانست و آن چه واقع می شود قسمتی از عقد صلح است و در این فرض نیاز به قبول دارد .[۲۱۵]در این صورت ابراء ماهیت ایقاع خود را از دست می‌دهد و تبدیل به عقد صلح می‌گردد. مثلا شخص در ضمن عقدی خانه خود را صلح می کند و ابراء مدیون در آن واقع می‌گردد. گاهی اوقات هم این ابراء ممکن است به صورت شرط نتیجه باشد. همانند این که به شرط این که از فلان دین ذمه ام بری شوم یا به صورت عوض باشد که مدیون در مقابل ابراء عقد صلح را منعقد می‌سازد. گاهی شرط به نفع ثالث است که شخص معین بری می‌گردد.

به هر حال به نظر می‌رسد که با وقوع عقد صلح یا هر عقد دیگر مانند بیع ، ابراء محقق می‌گردد ولی این ابراء نیاز به قبول و تراضی بین مصالح و متصالح دارد و بدون تراضی محقق نمی گردد زیرا به صورت شرط ضمن عقد در آمده است.

در این فرض در صورت صحت ،عقد ابراء صحیح و در صورت باطل بودن ،عقد ابراء نیز باطل است [۲۱۶].

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:30:00 ق.ظ ]




ماده۲۶آیین نامه اجرایی قانون شورای حل اختلاف مصوب۱۶/۱/۸۸ دعاوی طاری موضوع ماده۲۲ قانون شورا را تعریف نموده است: «دعوای طاری موضوع ماده۲۲، به دعاویی گفته می شود که ازامور اتفاقی است و در جریان رسیدگی، ازسوی یکی ‌از اصحاب دعوا یاشخص ثالث بافرض وحدت منشا و موضوع وارتباط کامل بادعوای اصلی مطرح وتوامان موردرسیدگی قرارمی گیرد.مانندورود شخص ثالث، جلب شخص ثالث ودعوای متقابل.» همانطورکه مشاهده می شود؛ نحوه ارتباط دعوای جلب ثالث بادعوای اصلی درقانون آیین دادرسی مدنی نسبت به قانون شورای حل اختلاف مقداری متفاوت است.قانون اخیر قید”ارتباط کامل” رابه کاربرده است در حالی که ماده۱۷ق.آ.د.م فقط لفظ”ارتباط” را بیان نموده است. در فصل دوم به تفصیل تفاوت این دو شرط بیان شد.

ب) قانون دیوان عدالت اداری مصوب ۱۳۹۲

درقانون دیوان عدالت اداری مصوب۱۳۶۰ماده ای که طرح دعوای جلب ثالث را ممکن می‌سازد وجود نداشت. امادر ماده۲۹قانون دیوان عدالت اداری۱۳۸۵به امکان طرح این دعوا ‌در دیوان تصریح شده بود. در قانون مذکور شرایط اقامه دعوای جلب ثالث طبق قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی وانقلاب درامورمدنی پیش‌بینی شده بود. امادرقانون دیوان عدالت اداری مصوب۱۳۹۲ ماده مستقلی (ماده۵۴ قانون مذکور) جهت اقامه دعوای جلب ثالث درنظر گرفته شده است و شرایط اقامه آن در همان ماده بیان شده است.

فصل دوم

مبانی، شرایط وتشریفات اقامه دعوای جلب ثالث

در این فصل سعی براین شده است که فلسفه وجودی جلب شخص ثالث تحلیل شود وجایگاه دعوای جلب ثالث درقانون آیین دادرسی مدنی بررسی شود.درادامه فصل به بیان شرایط عمومی و اختصاصی اقامه دعوای جلب ثالث در مراحل مختلف پرداخته شده است.

مبحث اول: مبانی جلب شخص ثالث

دعوای جلب ثالث می تواندبه صورت مستقل هم اقامه شود. اماازآنجا که هدف قانونگذاراز وضع قوانین و مقررات آیین دادرسی مدنی تلاش در سروسامان دادن به وضعیت دادرسی و برقراری نظم و ترتیب در امر رسیدگی به دعاوی می‌باشد، درهمین راستا اقامه این دعوا را ضمن رسیدگی به دعوای اصلی پیش‌بینی نموده است تا دعاوی مرتبط توأمان رسیدگی شود. رسیدگی توأمان دعوای جلب ثالث واصلی نتایجی درپی دارد که هرکدام به اختصار بررسی می شود.

گفتار اول : جلوگیری ‌از صدور احکام متعارض

مقنن اقامه دعوای جلب ثالث را ضمن دعوای اصلی پیش‌بینی نموده است تا دعاوی مرتبط به هم یکجا رسیدگی شودونهایتاً آرای مستحکم وصحیح صادر شود. زمانی که ‌دو یا چند دعوا در دادگاه یا شعب مختلف طرح شده باشند وبین این دعاوی ارتباط وجود داشته باشد، احتمال اینکه رأی صادره توسط یکی ازاین شعب، معارض با رأی صادر شده ازدادگاه یاشعب دیگر باشد، وجود دارد. به همین دلیل بهتراست، دعوایی که با دعوای اصلی مرتبط می‌باشد و عنوان جلب ثالث برآن صدق می‌کند، درقالب جلب ثالث، اقامه نمود.

«اصل براستقلال دعاوی از یکدیگر است. برپایه این اصل به دعاوی متعددکه مبنا ‌و منشا آن ها مختلف است نمی توان یکجا رسیدگی نمود، مگر آنکه رابطه این دعاوی وتاثیر آن ها ‌بر یکدیگر به نحوی باشد که اجرای صحیح دادگستری و عدالت، رسیدگی توامانشان را ایجاب کند. ‌بنابرین‏ هنگامی که امکان صدوراحکام متعارض وجود دارد اصل استقلال دعاوی به نفع هدف دادگستری شایسته کنارمی رود.»[۲۹] اگرچه دعوای جلب ثالث را می توان به طور مستقل مطرح نمود اما ممکن است نتیجه مطلوبی که از رسیدگی توأم حاصل می شود، ازاقامه دعوابه ‌طور مستقل به دست نیاید. به همین دلیل است که قانونگذارعلاوه بررسیدگی توامان دعاوی طاری، رسیدگی به دعاوی که ارتباط کامل بین آن ها می‌باشد رادرماده۱۰۳ق.آ.د.م تجویزنموده است.برای مثال معامله فضولی صورت می‌گیرد.مالک علیه مشتری به خواسته مطالبه مبیع اقامه دعوا می نمایدومبیع ‌را دریافت می کند. خوانده جهت دریافت ثمن وخسارات، ضمن دعوای اصلی اقدام به جلب بایع می کند.در این حالت انتظار می رود که باصدور حکم علیه خوانده مبنی براستردادمبیع در دعوای اصلی، رأی برمحکومیت مجلوب نسبت به جالب هم صادر شود. اما اگر دعوای جلب ثالث به ‌طور مستقل اقامه شود، ممکن است دردعوای اصلی به ردمبیع حکم داده شود، اما دردعوای جلب ثالث حکم به استرداد ثمن داده نشود. ازاینرو بهتر است دعوای دوم راباعنوان جلب ثالث ضمن دعوای اصلی اقامه نمود تاازصدور احکام متعارض جلوگیری نمود.

گفتار دوم : صرفه جویی دروقت و هزینه ها

مسلم است زمانی که دو دعوا مرتبط یا ناشی ازیک منشا باشند رسیدگی به آن برای دادگاه بسیار راحت تر است زیرا دادگاه بااشراف کامل برموضوع هردودعوا می‌تواند حکمی صحیح صادر نمایدوکلیه اختلافات هرچه سریعتر ریشه کن شود. به عبارت دیگر«دادگاهی که به دعوای اصلی رسیدگی می کند،بهتر ‌و سریعتر می‌تواند به متفرعات آن رسیدگی نماید.»[۳۰]

دعوای جلب ثالث هم به خاطروحدت منشایا ارتباطش بادعوای اصلی،می تواندضمن دعوای مذکور اقامه شود که در این صورت از متفرعات دعوای اصلی محسوب می شود و دادگاه رسیدگی کننده به دعوای اصلی به دلیل اشرافش ‌بر دعوای اخیر می‌تواند رسیدگی بهتر وسریعتری نسبت به دادگاهی که دعوای جلب ثالث به ‌طور مستقل درآن اقامه می شود، داشته باشد. زمانی که به چنددعوای مرتبط به صورت یکجا ‌و در یک شعبه دادگاه رسیدگی شود، مسلماًً وقت کمتری از آنچه که جهت رسیدگی به هریک ‌از پرونده هالازم است از اصحاب دعوا و دادگاه گرفته می شود. جلسات رسیدگی به پرونده های مرتبط دریک زمان واحدتشکیل می شود؛تشریفات مربوط به تشکیل جلسه رسیدگی مثل ابلاغ اوراق، انتشار اگهی، زمان تعیین شده جهت ارائه دلایل و مدارک و … کمتر می شود؛ حجم پرونده ها کاهش می‌یابد، تعدادجلسات و صورت جلسات کمترمی شود. همچنین چون قاضی برهمه ابعاد پرونده اصلی و متفرعات آن اشراف و آگاهی دارد با تسلط و آرامش و یقین کامل می‌تواند رأی‌ صادر نماید.

جهت روشن شدن اهمیت و فوائد دعوای جلب ثالث مثالی بیان می نمایم: شخصی ملزم به انجام کارهای تاسیساتی یک ساختمان بوده است. به دلیل عدم انجام کار به طور صحیح، صاحب کار علیه شخص مذکور اقامه ی دعوا می‌کند. وی ادعا می‌کند که انجام مورد تعهد را طی قراردادی به شخص دوم واگذارنموده است. صاحب کار نسبت به قرارداد اظهار تردید می نمایدو در نهایت حکم محکومیت شخص اول صادر می شود. حال محکوم علیه برای اینکه بتواند خسارتی که به آن محکوم شده است را از شخص دوم مطالبه کند، باید در یک فرایند زمانی جدید بعد از قطعی شدن حکم محکومیت خودش، علیه شخص دوم اقامه ی دعوا نماید. علاوه بر اینکه محکوم علیه زمان زیادی از دست داده است ممکن است شخص دوم طی این مدت اموال خود را از دسترس خارج نماید. اما اگر ضمن همان دعوای اصلی اقدام به جلب شخص دوم نموده بود، شخص دوم در مقابل شخص اول محکوم می شد و در وقت و هزینه ی اصحاب دعوا و دادگاه صرفه جویی می شد و با قطعیت حکم ‌در مورد محکومیت شخص اول، حکم محکومیت شخص دوم در مقابل وی هم قطعی می شد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:30:00 ق.ظ ]




۳-۱-۳- تعریف نکاح معاطاتی

در خصوص معنای نکاح معاطاتی، در فقه و حقوق، تعاریفی برای آن ارائه شده است که در ذیل به چند نمونه از این تعاریف اشاره می نماییم :

امام خمینی (ره ) در کتاب البیع در خصوص تعریف نکاح معاطاتی می فرمایند : « هرگاه زن و مرد با هم گفتگو کردند و قصد ازدواج کردن و زن با رفتنش به منزل مرد، مثلاً به همراه جهیزیه، زوجیت را ایجاد کند و مرد نیز زوجیت را با تمکین زن در خانه اش قبول کرد، در این صورت ازدواج معاطاتی صورت می‌گیرد . » ( خمینی ، ۱۳۶۳ ، ج ۱ : ۱۸۰ )

آیت الله سید موسی شبیری زنجانی ( ره ) در کتاب النکاح در تعریف نکاح معاطاتی آورده اند که : « نکاح معاطاتی این است که انسان با انجام عملی که بدون تحقق زوجیت جایز می‌باشد، قصد ازدواج با زنی را نماید، مثل اینکه زنی را به خانه خود بیاورد . » ( شبیری زنجانی ، ۱۴۱۹ ق ، ج ۸ : ۲۴۵۲ )

برخی دیگر از اساتید حقوق، ازجمله دکتر محقق داماد، در تعریف نکاح معاطاتی نوشته اند که : « نکاح معاطاتی نکاحی است که صرفاً به اعلام توافق و تراضی طرفین بسنده شود و فاقد ایجاب و قبول لفظی باشد . » ( محقق داماد ، ۱۳۹۰ : ۱۶۷ و ۱۶۸ )

‌بنابرین‏ با توجه به تعاریفی که از نکاح معاطاتی ارائه شد می توان گفت که ؛ نکاح معاطاتی آن است که انسان با انجام فعلی که بدون تحقق زوجیت جایز است، مانند مراسم متعارف ازدواج، بسان جشن گرفتن، حلقه به دست کردن و رفتن به خانه شوهر، قصد نکاح نماید . ( ستوده ، ۱۳۹۱ : ۱۳۱ )

۳-۲– وضعیت نکاح معاطاتی

در این مبحث، احکام نکاح معاطاتی را در دو گفتار مورد بررسی قرار خواهیم داد، گفتار اول – احکام نکاح معاطاتی در فقه و گفتار دوم – احکام نکاح معاطاتی در قانون مدنی .

۳-۲-۱– احکام نکاح معاطاتی در فقه

مطابق نظر فقهای اسلامی، از آنجا که نکاح عقد می‌باشد، وجود عنصر قصد و اراده در آن مانند سایر قراردادها مهمترین رکن به شمار می‌آید ، بنا براین، اگر عقد در حال مستی یا بیهوشی واقع شود، یا در اثر اشتباه، مفاد قصد یکی از طرفین با آنچه در خارج واقع شده است معارض باشد، نکاح به سبب « فقدان قصد » باطل خواهد بود ؛ همچنین اگر زن و مرد در اثر تهدید طرف دیگر یا اشخاص خارجی مجبور به نکاح شده باشد، عقد نافذ نیست؛ یعنی شخص مکره می‌تواند پس از بر طرف شدن اجبار آن را تنفیذ یا رد نماید ، چنان که ماده ۱۰۷۰ قانون مدنی در این خصوص مقرر می‌دارد : « رضای زوجین شرط نفوذ عقد است و هرگاه مکره بعد از زوال کره عقد را اجازه کند نافذ است … » . ( کاتوزیان ، ۱۳۸۹ : ۵۸)

در سایر قراردادها ، طرفین می‌توانند اراده خود را به طور صریح برای تشکیل قرارداد بیان نمایند، یا اعمالی انجام دهند که از آن ها به طور ضمنی قصد و رضایتشان احراز شود ولی در نکاح، قانون‌گذار این قاعده را رعایت نکرده است و در ماده ۱۰۶۲ مقرر می‌دارد : « نکاح واقع می شود به ایجاب و قبول به الفاظی که صریحاً دلالت بر قصد ازدواج نماید » زیرا مطابق نظر فقهای شیعه، اراده نکاح باید با الفاظی که صریح در بیان مقصود است اظهار شود، چون نکاح قراردادی است مهم وتعهدات سنگینی برای طرفین ایجاد می‌کند .از این جهت در باب نکاح، بر خلاف سایر قراردادها، در نحوه بیان اراده، سختگیری بیشتری شده است و شارع می‌خواهد از آغاز، هیچگونه شک و شبهه و ابهامی در قصد نکاح وجود نداشته باشد که از این به « احتیاط شارع در فروج » یاد می شود ، و از آنجا که « لفظ » در بیان مقصود، اصل است و از نظر دلالت بر مقاصد و اغراض، قویتر است، به نظر مشهور، شارع مقدس مبرز اراده نکاح را لفظ قرار داده است ؛ اما فعل، مجمل و مبهم است و احتمالات گوناگون در آن می رود ، حتی در صورتی که طرف عقد، لال باشد، به گفته گروهی از فقها نمی تواند با نوشته، اراده خود را بر نکاح اعلام کند، مگر آنکه اشاره و قرینه ای با آن همراه باشد . ( حسینی ادیانی ، ۱۳۸۲ : ۱۰۷ )

بنا بر همین دلایل است که بعضی از فقها آنچنان بر ضرورت لفظی بودن ایجاب و قبول تأکید نموده اند که نکاح بدون صیغه را سفاح ( زنا ) خوانده اند؛ استاد فقها شیخ انصاری ( ره ) در این رابطه می فرمایند: [۸]« همانا فرج با اباحه و با معاطات حلال نمی شود و فرق نکاح و سفاح نیز در صیغه است، زیرا در سفاح نیز غالباً تراضی است . » ( انصاری ، ۱۴۱۵ ه.ق : ۷۷ ) با این وجود همان‌ طور که بعضی از فقها نیز متذکر شده اند، باید میان سفاح ( زنا ) و نکاح معاطاتی قائل به تمایز شد زیرا در نکاح معاطاتی، طرفین قصد زوجیت دارند، ولی در زنا، قصد زوجیت، حتی به صورت موقت آن هم وجود ندارد بلکه طرفین فقط قصد لذت جنسی نامشروع را دارند . ( مکارم شیرازی ، ۱۴۲۴ ه.ق ، ج ۱ : ۸۹ )

به طور خلاصه می توان گفت که؛ جریان معاطات در عقد نکاح، بنا به اجماع فقهای اسلامی مجاز شمرده نشده است تا جای که بعضی از فقها مانند شیخ انصاری (ره) آن را مساوی با زنا دانسته اند و هیچ فرقی میان آن قائل نشده اند .

۳-۲-۱-۱- ادله اثبات طرفداران صحت نکاح معاطاتی

با نگاهی به آثار فقهای اسلامی، می توان دریافت که اکثر فقها قائل به عدم جریان معاطات در عقد نکاح می‌باشند، با این وجود بعضی از فقها بنا به دلایلی، از جمله سخن صاحب جواهر ‌در مورد صحت نکاح به الفاظ غیر مخصوص که به فیض کاشانی و گروهی از ظاهریه نسبت داده است( نجفی ، ۱۴۰۴ ، ج ۳۰ : ۱۵۳ )قائل به جواز نکاح معاطاتی شده اند [۹]. در سال های اخیر ،نیز بعضی از فقها در رساله توضیح المسائل خود، اشاره به جواز نکاح معاطاتی نموده اند و آن را مجاز شمرده اند، و در این باره فرموده اند : « عقد یا قرارداد ازدواج، به هر زبانی که باشد درست است و اگر هم بدون لفظ ویژه اش که اَنکحتُ یا نکاح کردم باشد، در صورتی که جریانی میان زن و مرد انجام گیرد، چه با نوشتن یا گفتن یا اشاره یا هر طور دیگر که به روشنی دلالت بر انجام ازدواج کند، کافی است…و اگر کفش روی کفش گذاردن یا شیرنی به یکدیگر تعارف کردن یا اشاره و عملی دیگر که در عرف آنان دلیل بر انجام ازدواج است، کافی است و دیگر صیغه ای چه عربی و چه به زبان دیگر لازم ندارد . عمده این است که معلوم باشد قضیه، رفیق بازی و زنا در کار نیست، بلکه مقصود زناشویی و تشکیل زندگی جدید است، چه دائمش و چه موقتش . » ( صادقی تهرانی ، بی تا : ۱۷۳ )

با این وجود، طرفداران نکاح معاطاتی برای این ادعای خود به یکسری دلایل استناد نموده اند، که به طور کلی این ادله را می توان، آیات و روایت دانست، که در ذیل به بررسی هر یک می پردازیم .

۳-۲-۱-۱- آیات

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:29:00 ق.ظ ]




مقدمه ۲

فصل اول :کلیات پژوهش

مقدمه ۴

۱-۱- شرح بیان مسأله پژوهشی ۵

۱-۲- اهمیت و ارزش پژوهش ۸

۱-۳- کاربرد نتایج پژوهش ۱۰

۱-۴- اهداف پژوهش ۱۰

۱-۵- فرضیه‌ها ی پژوهش ۱۱

۱-۶- قلمرو پژوهش ۱۱

۱-۶-۱- قلمرو موضوعی پژوهش ۱۱

۱-۶-۲- قلمرو مکانی پژوهش ۱۱

۱-۶-۳- قلمرو زمانی پژوهش ۱۲

۱-۷- تعاریف عملیاتی و مفهومی‌واژه ها ۱۲

۱- ۸- خلاصه ۱۳

فصل دوم :ادبیات پژوهش

مقدمه ۱۶

۲-۱- بخش اول: مفاهیم مشتری، بازاریابی و وفاداری مشتری ۱۷

۲-۱-۱- مشتری ۱۷

۲-۱-۱-۱ مشتری مداری ۱۷

۲-۱-۱-۲- انتظارات مشتری ۱۸

۲-۱-۲- خدمات ۱۹

۲-۱-۲-۱- تفاوت‌های خدمات با کالا ۲۰

۲-۱-۳-بازاریابی ۲۱

الف: نیازها و خواسته‌ها ۲۲

ب: مبـادلـه ۲۲

۲-۱-۴- بازاریابی داخلی ۲۳

۲-۱-۴-۱- بازاریابی داخلی در بیمه ۲۴

۲-۱-۴-۲-گام‌های بازاریابی داخلی ۲۵

۲-۱-۵- پیدایش آمیخته بازاریابی ۲۶

۲-۱-۵-۱- آمیخته بازاریابی p4 26

الف) محصول ۲۷

ج) مکان ۲۷

د) ترفیع ۲۸

۲-۱-۶- الگوی c4 بازاریابی ۲۸

۲-۱-۷- اﻟﮕﻮی ﻣﺪیریت ﻣﻨﺴﺠﻢ ﺧﺪﻣﺎت ۳۱

۲-۱-۷-۱- اﺟﺰای ﻣﺤﺼﻮل ۳۱

۲-۱-۷-۲- ﻣﻜﺎن و زﻣﺎن ۳۲

۲-۱-۷-۳- ﻓﺮآﻳﻨﺪ ۳۲

۲-۱-۷-۴- ﻧﻴﺮوی اﻧﺴﺎﻧﻲ ۳۲

۲-۱-۷-۵- ارﺗﻘﺎ و آﻣﻮزش ﻣﺸﺘﺮی ۳۳

۲-۱-۷-۶- ﺷﻮاﻫﺪ ﻓﻴﺰﻳﻜﻲ ۳۳

۲-۱-۷-۷- ﻗﻴﻤﺖ و ﺳﺎﻳﺮ ﻫﺰﻳﻨﻪﻫﺎی ﺧﺪﻣﺎت ۳۴

۲-۱-۷-۸- ﺑﻬﺮه وری و ﻛﻴﻔﻴﺖ ۳۴

۲-۱-۸-۱ وفاداری ‌در بیمه ۳۷

۲-۱-۸-۲- توالی عوامل وفاداری مشتری ۴۰

۲-۲- بخش دوم: چارچوب نظری تحقیق ۴۱

۲-۲-۱- عدالت در خدمات ۴۱

۲-۲-۲- کیفیت خدمات ۴۲

۲-۲-۲-۱- اهمیت و نقش کیفیت خدمات ۴۵

۲-۲-۲-۲- ابعاد کیفیت خدمات ۴۶

۲-۲-۳ دوستی تجاری و تأثیر آن بر اعتماد و رضایت مشتریان ۴۸

۲-۲-۴- اعتماد ۴۹

۲-۲-۴-۱- تعاریف اعتماد ۴۹

۲-۲-۴-۲- شیوه های اعتماد سازی ۵۳

۲-۲-۴-۳- رابطه اعتماد با رضایت ۵۴

۲-۲-۵-۲- تأثیر رضایت مندی بر وفاداری خدمات ۵۸

۲-۲-۶- قیمت‌های رقابتی ۵۹

۲-۳- بخش سوم: تحقیقات و تاریخچه موضوع پژوهش ۶۱

۲-۳-۱-تحقیقات داخلی ۶۱

۲-۳-۲- تحقیقات خارجی ۶۳

۲-۴-۲- خلاصه فصل ۶۵

فصل سوم : روش پژوهش

مقدمه ۶۷

۳-۱ مدل مفهومی‌پژوهش ۶۸

۳-۲ متغیرهای پژوهش ۶۹

۳-۳ نوع و روش پژوهش ۶۹

۳-۴ جامعه آماری ۷۰

۳-۵ شیوه نمونه گیری و حجم نمونه ۷۰

۳-۶ روش‌ها و ابزار گردآوری داده ها ۷۰

۳-۷ روایی و پایایی پرسشنامه ۷۲

۳-۷-۱ روایی ۷۲

۳-۷-۲ پایایی ۷۲

۳-۸ روش های آماری و روش تجزیه و تحلیل داده های پژوهش ۷۳

۳-۸-۱ آمار توصیفی ۷۳

۴-۸-۲ آمار استنباطی ۷۳

خلاصه ۷۴

فصل چهارم : تجزیه و تحلیل داده ها

مقدمه ۷۶

۴-۱ تجزیه و تحلیل توصیفی ویژگی‌های جمعیت شناختی ………….

۴-۲ تجزیه و تحلیل مدل اندازه گیری متغیرهای پژوهش ۷۹

۴-۲-۱ آزمون کولموگروف- اسمیرنوف (K-S) و همبستگی پیرسون ۷۹

۴-۲-۲ بررسی همبستگی میان متغیرهای پژوهش ۸۰

۴-۲-۳ تحلیل مسیر قسمت‌های مختلف مدل پژوهش ۸۱

الف- مدل تحلیل مسیر برای وفاداری رفتار ۸۱

ب- مدل تحلیل مسیر برای وفاداری نیت ۸۲

ج- مدل تحلیل مسیر برای وفاداری شناختی ۸۳

چ- مدل تحلیل مسیر برای قیمت‌های رقابتی ۸۴

ح- مدل تحلیل مسیر برای رضایتمندی ۸۵

ت- مدل تحلیل مسیر برای اعتماد ۸۶

ث- مدل تحلیل مسیر برای کیفیت خدمات ۸۷

پ- مدل تحلیل مسیر برای دوستی تجاری ۸۸

۴-۲-۴ آزمون فرضیه‌های مدل ۸۸

فرضیه فرعی ۱-۱ ۸۹

فرضیه فرعی ۱-۲ ۸۹

کیفیت خدمات بر رضایتمندی مشتریان تأثیر دارد. ۸۹

فرضیه فرعی ۱-۳ ۸۹

عدالت خدمات بر اعتماد مشتریان تأثیر دارد. ۸۹

فرضیه فرعی ۱-۴ ۹۰

فرضیه فرعی ۱-۵ ۹۰

عدالت خدمات بر دوستی تجاری ایجاد شده ما بین مشتریان و کارکنان تأثیر دارد. ۹۰

فرضیه فرعی ۱-۶ ۹۰

دوستی تجاری بر رضایتمندی مشتریان تأثیر دارد. ۹۰

فرضیه اصلی۱ ۹۰

عدالت خدمات بر رضایتمندی مشتری تأثیر دارد. ۹۰

فرضیه اصلی۲ ۹۲

رضایتمندی مشتری بر وفاداری شناختی آنان تأثیر دارد. ۹۲

فرضیه اصلی۳ ۹۳

قیمت‌های رقابتی مشتریان بر وفاداری شناختی آنان تأثیر دارد. ۹۳

فرضیه اصلی۴ ۹۳

وفاداری شناختی مشتریان بر وفاداری نیت آنان تأثیر دارد. ۹۳

فرضیه اصلی۵ ۹۴

وفاداری نیت مشتریان بر وفاداری رفتار آنان تأثیر دارد. ۹۴

مدل کلی پژوهش ۹۴

۴-۳ یافته های جانبی پژوهش ۹۵

۴-۳-۱ تعیین سطح متغیرهای پژوهش ۹۵

۴-۳-۲ بررسی ارتباط ویژگی‌های جمعیت‌شناختی با متغیرهای پژوهش ۹۶

الف) بررسی رابطه متغیرهای پژوهش با جنسیت مشتریان ۹۷

ج) بررسی رابطه متغیرهای پژوهش با سطح تحصیلات مشتریان ۹۹

خلاصه فصل ۱۰۰

فصل پنجم : نتیجه گیری و پیشنهادات

نتیجه گیری و پیشنهادها ۱۰۱

مقدمه ۱۰۲

۵-۱ خلاصه پژوهش ۱۰۲

۵-۲ نتیجه گیری و بحث ۱۰۳

۵-۲-۱ نتیجه گیری بر اساس فرضیه‌های پژوهش ۱۰۳

فرضیه فرعی ۱-۱ ۱۰۳

فرضیه فرعی ۱-۲ ۱۰۴

فرضیه فرعی ۱-۳ ۱۰۵

فرضیه فرعی ۱-۴ ۱۰۵

فرضیه فرعی ۱-۵ ۱۰۶

فرضیه فرعی ۱-۶ ۱۰۶

فرضیه اصلی۱ ۱۰۷

فرضیه اصلی۲ ۱۰۸

فرضیه اصلی۳ ۱۰۹

فرضیه اصلی۴ ۱۰۹

فرضیه اصلی۵ ۱۱۰

۵-۲-۲ نتیجه گیری بر اساس یافته های جانبی پژوهش ۱۱۰

۵-۳ محدودیت‌های پژوهش ۱۱۱

۵-۴ پیشنهادات پژوهش ۱۱۲

۵-۴-۱ پیشنهادات کاربردی ۱۱۲

۵-۴-۲ پیشنهادهایی به موازات پژوهش ۱۱۴

۵-۴-۳ پیشنهادهایی برای تحقیقات آتی ۱۱۴

خلاصه ۱۱۵

پیوست‌ها ۱۱۶

الف- مدل تحلیل مسیر برای وفاداری رفتار ۱۱۷

ب- مدل تحلیل مسیر برای وفاداری نیت ۱۱۸

ج- مدل تحلیل مسیر برای وفاداری شناختی ۱۱۹

چ- مدل تحلیل مسیر برای قیمت‌های رقابتی ۱۲۰

چ- مدل تحلیل مسیر برای قیمت‌های رقابتی ۱۲۱

ح- مدل تحلیل مسیر برای رضایتمندی ۱۲۱

ث- مدل تحلیل مسیر برای کیفیت خدمات ۱۲۲

ح- مدل تحلیل مسیر برای اعتماد ۱۲۳

پ- مدل تحلیل مسیر برای دوستی تجاری ۱۲۳

ح- آزمون جانبی t-test 124

ح- آزمون جانبی جنسیت tتک نمونه ای ۱۲۵

چ)آزمون جانبی سن و تحصیلات ANOVA 126

پرسشنامه

منابع فارسی ۱۲۹

منابع لاتین

فهرست شکل‌ها

عنوان
صفحه

شکل ۱-۱: مدل سایون‌هان و دیگران، ۲۰۰۸ ۷

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:29:00 ق.ظ ]




آیین نامه گسترش بهره برداری از خدمات پول الکترونیکی در کشورمان، امکان فعالیت شرکت های خصوصی را در ارائه خدمات پول الکترونیکی و پرداخت اینترنتی پیش‌بینی می‌کند. در عمل، پرداخت های اینترنتی در کشورمان به پرداخت های خرد همچون پرداخت قبوض و خدماتی غیر از پرداخت مانند دریافت موجودی و صورت حساب محدود شده است. این در حالی است که امروزه پرداخت قیمت به صورت بر خط (آنلاین) به عنوان یکی از لوازم تجارت اینترنتی پذیرفته شده است. البته تحولات مثبتی در این زمینه در حال رخ دادن است.

گفتار دوم: انتقال الکترونیکی وجه

انتقال وجه به معنای جابه جایی بدون قید و شرط وجه به درخواست مشتری از یک مؤسسه‌ مالی به مؤسسه‌ مالی دیگر است. این «جابه جایی» لزوماًً برای اجرای تعهدی نیست که شخص به دیگری دارد، بلکه ممکن است شخصی، مبلغی را از حسابی در یک بانک به حساب دیگری که در بانکی دیگر دارد، منتقل کند. شخصی که درخواست انتقال وجه را می‌کند، صادر کننده و بانکی که از آن درخواست انتقال می شود، بانک صادر کننده نامیده می شود. در مقابل، شخصی که انتقال وجه به نفع وی صورت می پذیرد، ذی نفع و بانک مقصد، بانک ذی نفع نام دارد. باید توجه داشت که انتقال وجه می‌تواند میان بانک ها انجام گیرد و مختص به روابط مشتریان نیست.

انتقال وجه تنها دررابطه میان بانک هایی قابل تصور است که شخصیت حقوقی متفاوت دارند. از این رو، واریز وجه از شعبه یک بانک به شعبه دیگر آن، انتقال وجه به مفهوم اصطلاحی آن محسوب نمی شود. هرگاه، برای انتقال وجه ازارتباطات الکترونیکی استفاده شود، انتقال الکترونیکی وجه تحقق یافته است.کاهش قابل توجه اشتباهات، کمی هزینه هاو سریع بودن فرایند، سه عامل مهمی اند که کشورهای مختلف را به استفاده از ساز و کار الکترونیکی برای انتقال وجوه تشویق کرده‌اند.تشریفات اجرایی ادر کشورمان، تشریفات اجرایی انتقال الکترونیکی وجوه در دستور العمل صدور دستور پرداخت و انتقال وجوه و موافقتنامه ساتنا ذکر شده و همین دو مقرره به عنوان مجوزهای قانونی این نوع از انتقال ها محسوب می‌شوند.

انتقال الکترونیکی وجه، مستلزم دستور پرداخت صادر کننده به بانک خویش است. بانک صادر کننده با اجرای دستور و برقراری ارتباط با بانک ذی نفع، به اندازه آنچه در دستور پرداخت آمده، از موجودی صادرکننده کسرمی کند و بانک ذی نفع ضمن تأیید درستی مشخصات شخص ذی نفع، مبلغ مورد انتقال را به موجودی حساب وی اضافه می‌کند. در نهایت، بانک های درگیر در چنین انتقال هایی ، نسبت به تسویه حساب با یکدیگر اقدام می‌کنند. با وجود آنچه گفته شد، انتقال وجه از طریق دستور پرداخت اقسام مختلفی دارد که در همه آن ها نهادی به نام «دستور پرداخت« مطرح است. دستور پرداخت و به اعتبار آن، انتقال وجه به اقسام مختلفی تقسیم می شود و شرایط، تشریفات و آثار حقوقی خاص خود را دارد.

تسویه در بند ۱۵ ماده «۱» دستورالعمل پرداخت و انتقال عبارت است از «برداشتن از، یا واریز به حساب تسویه مؤسسات مالی بر اساس مانده بدهکار یا بستانکار تعهدات ناشی از انجام مبادلات بین بانکی توسط بانک مرکزی ». برخلاف تصوری که این تعریف به وجود می آورد، تسویه می‌تواند در رابطه میان بانک ها، به موجب توافق و بدون دخالت بانک مرکزی انجام گیرد. کما اینکه در تسویه حساب های بین‌المللی، بانک مرکزی یک کشور به صورت یک جانبه حق مداخله ندارد و هر اقدامی، مستلزم وجود موافقتنامه متقابل است.

لازمه انجام تسویه، داشتن حسابی به نام «حساب تسویه» نزد بانک ثالث (برای مثال، بانک مرکزی) یا هر یک از بانک های مرتبط نزد همدیگر است. این حساب، از نوع حساب جاری است.

از نظر زمان انجام تسویه، می توان آن را به دو نوع «تسویه حساب ناخالص» و «تسویه حساب خالص» تقسیم کرد.

در سامانه تسویه ناخالص، بانکی که از تراکنش های بین بانکی برای خود یا مشتریانش استفاده می‌کند، باید در حساب تسویه، موجودی داشته باشد؛ چرا که با انجام هر تراکنش، از حساب بانک صادر کننده برداشت شده و به موجودی حساب بانک ذی نفع افزوده می شود. ‌بنابرین‏ این گونه نیست که بانک صادر کننده، به حساب تسویه بدهکار شود یا میان دستور پرداخت های بانک های مختلف با همدیگر، پایاپای (تهاتر) صورت گیرد. برای مثال، در دستور پرداختی که مشتری بانک انجام آن را از طریق ساتنا درخواست می‌کند – بر فرض کفایت موجودی حساب صادر کننده – بانک این دستور را می پذیرد. با ورود اطلاعات مربوط به دستور (از جمله مشخصات صادر کننده، ذی نفع و بانک و شماره حساب بانکی او و نیز مبلغ موضوع انتقال)، از سوی کارمند بانک در سامانه (ساتنا)، به اندازه مبلغ مورد دستور، از حساب بانک ملت کسر شده و به حساب بانک ذی نفع افزوده می شود. اگر موجودی حساب بانک صادر کننده کافی نباشد، سامانه پیام خطا می فرستد و دستور پرداخت اجرا نمی شود (ماده ۲۲ موافقتنامه ساتنا). چون عملیات فوق، به طور آنی و مستمر برای هر دستور پرداخت به طور جداگانه انجام می شود، آن را سامانه تسویه ناخالص آنی(سا ت ن ا) می‌نامند.

در سامانه تسویه خالص، وضعیت کاملاً متفاوت است؛ ‌به این صورت که در طول روز، مطالبات و بدهی های بانک ها در قبال همدیگر به طور مستمر تهاتر می شود و آنچه باقی می ماند، در ساعت یا ساعات معینی که طرفین بر آن توافق می‌کنند، تسویه می شود. در نتیجه بانکی که پس از پایاپای ، بدهکار می ماند، بدهی خود را به بانک بستانکار می پردازد.

چنان که مشاهده می شود، هر دو نوع تسویه به شرح فوق یک هسته مهم دارد و آن تبادل اطلاعات مالی از طریق سامانه ای است که در طول شبانه روز و به دقت، کلیه اطلاعات مالی ورودی و خروجی را با هم تطبیق می‌دهد و محاسبات هر یک از دستورها و بانک ها را به تفکیک مشخص می‌کند. بدون ارتباطات الکترونیکی و سامانه های پیشرفته، انجام چنین فرایندهایی در کوتاه ترین زمان، تقریباً غیر ممکن بوده است. ‌بنابرین‏، سامانه هایی همچون ساتنا و شتاب، محصولات بی همتای فناوری های نوین محسوب می‌شوند.

تسویه – چه خالص و چه ناخالص- نیازمند همکاری و تعامل دائمی میان بانک هایی است که به طور شبانه روزی و از طریق سامانه های الکترونیکی با همدیگر روابط بانکی برقرار می‌کنند. برای اینکه در چنین ارتباطاتی، هماهنگی لازم انجام گیرد و اختلاف ها به حداقل ممکن برسد، لازم است نهاد – ترجیحاً ثالثی – راهبری و نظارت بر سامانه های پایاپای و تسویه را بر عهده داشته باشد. در کشورمان به موجب موافقتنامه ساتنا و دستورالعمل پرداخت و انتقال و مقررات شتاب، این دسته از وظایف و اختیارات بر عهده «بانک مرکزی» قرار دارد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:29:00 ق.ظ ]




بازارگرایی عاملی تعیین کننده در ایجاد مزیت رقابتی در بانک‌ها به شمار می رود. ‌بنابرین‏ بانک‌ها در کنار توجه به مشتریان بیرونی خود باید به کارکنان خود به عنوان مهمترین دارایی نامشهود خود نیز توجه نمایند. توجه به عوامل مؤثر در کارایی دارایی‌های نامشهود (کارکنان) مانند مهارت شغلی، رضایت شغلی، امنیت شغلی و قابلیت‌های باطنی می‌تواند نقش مهمی در حفظ مزیت رقابتی بانک‌ها ایفا نماید. با توجه به تغییر و تحولات گسترده در زمینه‌های مختلف کسب و کار نیاز بانک‌ها به افزایش سطح کیفی محصولات و خدماتشان افزایش یافته است. ‌بنابرین‏ در این راستا بانک‌ها نیازمند توسعه توانمندی‌های سازمانی در جهت ارائه محصولات و خدمات با کیفیت بالا هستند. کارکنان به عنوان مشتریان داخلی بانک‌ها نقش اساسی را بر عهده دارند.

با توجه به اهمیت روزافزون بخش خدمات در چشم‌انداز اقتصادی، اهمیت کارکنان خدماتی در فرایند ارائه خدمات اثربخش مورد بحث بیشتری قرار گرفته است. در سازمان‌های خدماتی همچون بانک‌ها، لازمه ارائه خدمت شایسته به مشتریان جذب کارکنان مستعد و همچنین آموزش و ایجاد انگیزش در آنان است عدم توجه به مشتری راهی به سوی نابودی برای هر کسب و کاری محسوب می­ شود. ‌بنابرین‏ بازارگرایی پیش نیاز عملیات موفق یک کسب و کار می‌باشد لذا بانک‌ها می‌توانند از طریق توجه به بازارگرایی و نوآوری ارزش برتری برای مشتریان فراهم کرده و بدین وسیله وفاداری مشتری را ارتقا دهند که این امر بانک را قادر می­سازد تا به مزیت رقابتی در مقایسه با دیگر بانک‌ها دست یابد و بر همین اساس عملکرد بهتری نسبت به رقبایش کسب کند. مسئله تحقیق حاضر این است که نو آوری در بانک صادرات شهرستان کاشان پایین است . پس لازم است بررسی شود آیا از بازارگرایی می توان برای بالا بردن ظرفیت نوآوری بانک نیز استفاده شود یا خیر .در صورت مثبت بودن پاسخ می توان از بازارگرایی برای بالا بردن ظرفیت نوآوری و در نتیجه موفقیت بانک در بازارهای رقابتی استفاده کرد. در تحقیق حاضر با بررسی بر روی بازارگرایی و نوآوری در خدمات به دنبال این سوال اصلی است که آیا تاثیر بازارگرایی بر نوآوری در خدمات در شعب بانک صادرات شهرستان کاشان معنادار است؟

۱-۲- اهمیت و ضرورت انجام تحقیق

امروزه سازمان‌ها با فرصت­ها و چالش­های بسیاری مانند شدت یافتن رقابت جهانی، افزایش عدم اطمینان محیطی، تقاضای فزاینده برای محصولات جدید، تغییرات سریع الگوی مصرف و بازارهای نوظهور روبه‌رو هستند. سازمان­ های کوچک و متوسط، به­ دلیل محدودیت منابع و سرمایه به­شدت تحت­تأثیر تغییرات محیطی قرار می گیرند، به علاوه بازار محصولاتشان پیوسته در حال تغییر و جهانی شدن است. ‌بنابرین‏، به جهت ماندگاری و کسب مزیت رقابتی پایدار، سازمان­ها باید سازوکارهای لازم برای بهبود مستمر محصولات، خلق محصولات و بازارهای جدید و بهره ­برداری سریع از فرصت­ها را فراهم سازند. در دنیای امروز مزیت رقابتی پایدار زمانی به­ وجود می ­آید که سازمان‌ها بتوانند برای مشتریانشان پاسخ ارزشمند، پایدار و برتر ایجاد کنند(نارور و اسلاتر[۳]،۱۹۹۰) از طرفی، سرعت و شدت رقابت محیطی، سازمان­ها را مجبور ‌کرده‌است که همواره در بازار به دنبال فرصت‌های جدید باشند. گرایش کارآفرینانه فرآیندی سازمانی است که سازمان از طریق ترکیب منابع موجود، راه های جدیدی برای توسعه و تجاری‌سازی محصولات جدید، حرکت به سمت بازارهای جدید و ارائه خدمات جدید به مشتریان خلق کرده و سازمان را برای بقا و عملکرد بهتر یاری می‌رساند. ‌بنابرین‏، در شرایط ناپایدار و رقابتی کنونی، بازارگرایی و گرایش کارآفرینانه برای موفقیت سازمان­ها امری ضروری محسوب می­ شود(هاگست و مورگان[۴]،۲۰۰۸).

نتایج تحقیقات نشان می­دهد سازمان­ها برای دستیابی به مزیت رقابتی بلندمدت، به نوآوری نیاز دارند(نایدو[۵]،۲۰۱۰) و برای نوآوری، نیازمند شناخت و درک صحیح از محیط خود هستند و برای این منظور باید پیوسته مشتریان و رقبای خود را زیر نظر داشته، اطلاعات حاصل از آن ها را تجزیه و تحلیل کنند. بازارگرایی به هماهنگی همه فعالیت‌ها و بخش­های سازمان در راستای شناخت و تأمین نیازهای مشتریان به منظور ایجاد ارزش برتر برای آن ها تأکید دارد (کوهلی و چاوسکی[۶]،۱۹۹۰). به موازات ارزش‌آفرینی برای مشتریان، سازمان‌های بازارگرا با تمرکز بر رقبا و شناخت نقاط قوت و ضعف جاری و آتی­شان به خصوص درمورد استراتژیها و ظرفیت­های بلندمدتشان خود را در برابر آنان ارزیابی ‌می‌کنند (دی و وینزلی[۷]،۱۹۸۸) این کار به آن ها کمک می­ کند با محیط منطبق شده و مزیت‌های رقابتی خود را توسعه دهند بازارگرایی با تمرکز بر بیرون سازمان، رویکردی از بیرون به درون دارد. بدین ترتیب، سازمان‌ها از این طریق به نیازهای مشتریان پی برده و برای ایجاد ارزش برتر برای آن ها دست به نوآوری می‌زنند (نایدو،۲۰۱۰) از اینرو، سازمان با ایجاد بازارگرایی، نسبت به اطلاعات بازار پاسخگو شده و این شروع فعالیت­های نوآوری در سازمان است؛ زیرا با گسترش بازارگرایی، شرکت نیازهای مشتریان جدید را شناسایی کرده و آن ها را در محصولات و فرآیندهای جدید به کار می‌گیرد بر همین اساس، مانزانو و ویال ‌به این نتیجه رسیدند که بازارگرایی بر نوآوری اثرگذار بوده و در نتیجه، شرکت‌ها با نشان دادن رفتار بازارگرایی بیشتر، خصیصه­ های بر آن مقدم است (مانزانو و ویلا[۸]،۲۰۰۵) نوآورانه بیشتری خواهند داشت.

بازارگرایی نه تنها برای خارج سازمان، بلکه در داخل سازمان و نه تنها در بازارهای داخلی یک کشور و بلکه در بازارهای بین‌المللی هم مورد توجه است بازارگرایی بیشتر به عنوان یک رویکرد استراتژیک تلقی می شود که می‌تواند سبب بهبود عملکرد سازمانی شود. این بیان می‌تواند ‌در مورد سازمان‌های خدماتی و بانک‌ها نیز به کار برده شود، چرا که آن ها با تغییراتی اساسی موجه اند.اهمیت تحقیق حاضر در این است که اگر نوآوری در خدمات بانک صادرات شهرستان کاشان پایین باشد موفقیت بانک می توان در بازارهای رقابتی موجود با مشکل روبه رو می شود. پس لازم است بررسی شود آیا از بازارگرایی می توان برای بالا بردن ظرفیت نوآوری بانک نیز استفاده کرد یا خیر.چنانچه اشاره شد از بازارگرایی می توان برای بالا بردن ظرفیت ارائه خدمات جدید و در نتیجه موفقیت بانک در بازارهای رقابتی استفاده کرد.

۱-۳- اهداف تحقیق

۱-۳-۱- هدف اصلی

تاثیر بازارگرایی بر نوآوری در خدمات در شعب بانک صادرات شهرستان کاشان

۱-۳-۲- اهداف فرعی

    • شناسایی تاثیر مشتری‌گرایی بر نوآوری در خدمات

    • شناسایی تاثیر رقیب‌گرایی بر نوآوری در خدمات

    • شناسایی تاثیر ‌پاسخ‌گویی‌ بر نوآوری در خدمات

  • شناسایی تاثیر گرایش به رضایت مشتری بر نوآوری در خدمات

۱-۴- فرضیات تحقیق

۱-۴-۱- فرضیه اصلی

بازارگرایی تاثیر معناداری بر نوآوری در خدمات دارد.

۱-۴-۲- فرضیات فرعی

    • مشتری‌گرایی تاثیر معناداری بر نوآوری در خدمات دارد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:29:00 ق.ظ ]




۲- لهمن (۱۹۵۳) در تحقیقی که حدود۶۰ سال پیش انجام داده است تأکید زیادی بر سن۳۰ تا ۴۰ سالگی به منزله ی خلاق ترین دوره سن مردان می‌کند و معتقد است که بعد از۴۰ سالگی از هوش زیبایی شناسی و میزان خلاقیت افراد کاسته می شود ولی محققی دیگر در تحقیقی متوجه شده است که در بسیاری از زنان دوره

شکوفایی و خلق اولین اثر آن ها ( اعم از کتاب، نقاشی و دریافت جوایز بین‌المللی ) در سنین بعد از۶۰ تا ۷۰ بوده است که شاید یکی از دلایل کاهش خلاقیت در مردان بعد از سنین۴۰ تا ۵۰ سالگی قبول مسئولیت های اجتماعی و مشاغل اداری باشد که در مقابل حفظ خانواده برعهده دارند که در نتیجه ی آن توجه کمتری بسوی خلاقیت معطوف می‌کنند. ( تسبیح سازان، ۱۳۸۰ )

– حمیدی در بحث همبستگی سن و خلاقیت با توجه به تحقیقات صورت گرفته به موارد زیر اشاره داشته است: ۱- سیمونتون (۱۹۹۹) اظهار داشت که خلاقیت عملکردی مربوط به سن است، به طور کلی افزایش در خلاقیت بین۳۰-۲۰ سالگی است و به نظر می‌رسد بین۵۰-۳۰سالگی به اوج خود برسد و در دهه های بعدی کاهش یابد ، اوج خلاقیت در کارهای مختلف ، سنین متفاوتی را شامل می شود ؛ مثلا” در ریاضی و فیزیک۳۰ -۲۰ سالگی و حدود۴۰ سالگی به سرعت افول دارد اما در بیولوژی و دارو پزشکی۵۰-۴۰-۳۰ سالگی است و در هنر و موزیک در سال های پیری هم وجود دارد.

۲- تورسن (۱۹۶۸) در تعدادی از تحقیق های خود کشف کرد که خلاقیت فرآیندی انعطاف پذیر و سیال است که در جریان تحول خود دارای فراز و نشیب هایی می‌باشد. منحنی تحول خلاقیت در حدود ده سالگی یک فرو رفتگی نشان می‌دهد. آن طور که از تحقیق ها برمی آید بعضی کودکان از این فرورفتگی خارج می‌شوند و چند سال بعد خلاقیتی کاملا” زنده و صریح از خود نشان می‌دهند. (حمیدی، ۱۳۹۰)

فصل سوم

روش شناسی تحقیق

۳-۱- مقدمه:

یکی از مهمترین مراحل هر پژوهش متدولوژی انجام آن است. چنانچه یک پژوهش انجام یافته را به ساختمانی تشبیه کنیم که آماده سکونت است، آن گاه متدلوژی تحقیق طرح و نقشه اولیه ای است که ساختمان بر اساس آن بنا گردیده است. لذا می توان انتظار داشت فردی که این نقشه علمی را مورد بررسی قرار می‌دهد قادر باشد ساختمانی را که مبتنی بر این نقشه ساخته خواهد شد مجسم نماید. با این اوصاف روش تحقیق را می توان به عنوان مجموعه ای از قواعد، ابزارها و راه های معتبر و نظام یافته برای بررسی واقعیات، کشف مجهولات و دست یابی به راه حل مشکل دانست. اتخاذ روش تحقیق علمی تنها راه دستیابی به دستاوردهای قابل قبول علمی است (خاکی ، ۱۳۸۶، ۲۰۱)

فصل حاضر به بیان روش تحقیق، جامعه آماری ، تعداد نمونه ‌بر اساس روش های استاندارد ، اعتبار و قابلیت اعتماد پرسشنامه، ابزارهای مختلف جمع‌ آوری داده ها، روش تجزیه و تحلیل داده ها و همچنین روش جمع‌ آوری داده ها پرداخته خواهد شد.

۳-۲- روش تحقیق:

این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از لحاظ روش توصیفی از نوع همبستگی می‌باشد و در زمره تحقیقات می‌دانی قرار می‌گیرد. ‌در مورد روش شناسی تحقیق در کتاب های مختلف شیوه ها، نظرات و دیدگاه های متفاوتی عنوان شده است . ( ظهوری، ۱۳۷۸، ۷۹ )

به طورکلی روش های تحقیق در علوم انسانی را می توان با توجه به دو معیار هدف تحقیق و نحوه گردآوری داده ها به روش های مختلف و متعددی تقسیم بندی کرد. از نظر هدف روش های تحقیق به سه گروه تحقیق و توسعه ای، کاربردی و بنیادی و از نظر نحوه گردآوری داده ها به دو گروه آزمایشی و غیرآزمایشی تقسیم می‌شوند و تحقیقات غیرآزمایشی خود شامل پنج نوع تحقیق پیمایشی، همبستگی، بررسی موردی و سپس رویدادی و علی-مقایسه ای هستند. ( بازرگان،۱۳۷۷، ۷۹ ) تحقیق حاضر یک تحقیق کاربردی و از نوع همبستگی است.

انتخاب روش تحقیق بستگی به هدف و ماهیت موضوع و امکانات اجرایی آن دارد. ‌بنابرین‏ زمانی می توان ‌در مورد روش بررسی و انجام یک تحقیق تصمیم گرفت که، ماهیت موضوع، پژوهش، هدف ها و نیز وسعت و دامنه آن مشخص باشد. هدف از انتخاب روش تحقیق آن است که محقق مشخص کند که چه شیوه و روشی را اتخاذ کنند تا او را هرچه سریعتر و صریحتر در دستیابی به پاسخ یا پاسخ های برای پرسش های تحقیقی مورد نظر کمک کند. ( نادری و نرلاقی، ۱۳۶۸، ۵۹ )

در کلی ترین تقسیم بندی، روش تحقیق را کتابخانه ای و می‌دانی در نظر گرفته اند که درحال حاضر از روش می‌دانی استفاده شد. بر این اساس ابتدا جوانب و موضوعات مطالعاتی مربوط به خلاقیت و عوامل مؤثر بر خلاقیت در قالب مرور ادبیات موضوعی تحقیق، مورد شناسایی و تشریح قرار گرفت و سپس با بهره گرفتن از مطالعات می‌دانی نسبت به جمع‌ آوری داده ها و اطلاعات به منظور شناخت رابطه این متغیرها در بیمه های استان گیلان اقدام شده است.

۳-۳- جامعه آماری:

جامعه آماری عبارت است از افراد، اشیاء و چیزهایی که دارای حداقل یک صفت مشترک باشند که محقق می‌خواهد درباره آن بپردازد. معمولا” در هر پژوهشی جامعه مورد بررسی یک جامعه آماری است که پژوهشگر مایل

است درباره صفت یا صفات متغیر واحدهای آن به مطالعه بپردازد. ( مقیمی، ۱۳۸۰، ۳۶ )

جامعه آماری تحقیق حاضر را مدیران و کارکنان شرکت بیمه ایران استان گیلان به ‌عنوان قدیمی ترین و بزرگترین شرکت بیمه کشور تشکیل خواهند داد. تعداد افراد به گونه ای که بتوانند در جمع‌ آوری داده ها و اطلاعات موردنیاز تحقیق مورداستفاده قرار گیرند۱۵۰نفر می‌باشد.

۳-۴- نمونه آماری:

نمونه گیری ابزاری تحقیقی است و آن را می توان جزئی از روش تحقیق تلقی کرد که کار را تسهیل می‌کند. برای نمونه گیری در پژوهش های علوم رفتاری روش های متداولی وجود دارند که از جمله آن ها نمونه گیری تصادفی ساده، نمونه گیری تصادفی نظام یافته، نمونه گیری طبقه ای، نمونه گیری خوشه ای و نمونه گیری چند مرحله ای می‌باشد. ( آذر و مؤمنی، ۱۳۷۹، ۳ )

در این پژوهش جامعه آماری مدیران و کارکنان ادارات ستادی شرکت بیمه ایران در سطح استان گیلان انتخاب شد که تعداد این کارکنان۱۵۰ نفر است که در ادارات مرکزی این شرکت بیمه مشغول به کار هستند که تعداد۱۰۸نفر از آن ها به عنوان نمونه با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب گردیدند.

برای تعیین حجم نمونه ابتدا ۳۰ پرسشنامه بین کارکنان توزیع گردید و با بهره گرفتن از آزمون کولوگراف مشخص شد که توزیع داده ها نرمال بوده ، ‌بنابرین‏ از فرمول کوکران برای تعیین حجم نمونه استفاده شد.

n= فرمول کوکران

۳-۵- ابزار گردآوری اطلاعات:

در این پژوهش دو پرسشنامه استاندارد- که به صورت ۵ گزینه ای طیف لیکرت تقسیم گردیده اند- برای جمع‌ آوری اطلاعات مورد استفاده قرار گرفته اند:

۱- پرسشنامه ماهیت شغل که شامل ۳۵ گزینه بوده و برای جمع‌ آوری اطلاعات جهت سنجش ابعاد ماهیت شغل مورد استفاده قرار گرفت. این پرسشنامه از پایان نامه ای تحت عنوان ‹‹ بررسی رابطه بین ماهیت شغل و رضایت شغلی پرسنل شرکت ذوب آهن اصفهان ›› با پژوهش محمد پرتوی در دانشگاه اصفهان – دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی – اخذ گردیده است که در قسمت روش و ابزار تحقیق آن آمده است:

برای اندازه گیری ماهیت شغل از پرسشنامه تشخیص شغلی (J.D.S) استفاده شده است که ‹‹ بیکر ›› در سال (۱۹۷۸) در پژوهش خود در کارخانه جات وسترن الکتریک آمریکا آن را مود استفاده قرار داده است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:29:00 ق.ظ ]




بسیاری از ایرانیان برای گوش دادن به موسیقی های ایرانی اقدام به مسافرت به دبی، اروپا، امریکا و… می‌کنند. حال آنکه با حمایت از هنرمندان داخلی که آثاری بمراتب غنی تر و پرمایه تر تولید می‌کنند و فراخوانی هنرمندان ایرانی مقیم در کشورهای دیگر، ایران سالیانه شاهد رشد و اعتلای صنعت گردشگری خواهد بود. و این مسئله تاثیر مفیدی در جذب سرمایه های اقتصادی و نیز بهبود تعاملات تجاری و نیز انتقال فی مابین فرهنگ های مختلف در دنیا خواهد داشت(معاونت برنامه ریزی و توسعه شهرداری ‌کلان‌شهر تبریز، ۱۳۹۱).

امروزه گردشگران به عوامل بسیار مهمی همچون فرهنگ ها، مکان های تاریخی، آسایش و راحتی در کشور مورد نظر و نیز وجود مکان های تفریحی مناسب توجه می‌کنند. قابل ذکر است که موسیقی یکی از فاکتورهای بسیار مهم در جذب گردشگران در نقاط مختلف دنیا می‌باشد(رنجبریان و همکاران، ۱۳۹۲).

‌بنابرین‏ با توجه به مسائل مطرح شده می توان گفت، موسیقی های مؤثر و مفید بومی ایران علاوه برآنکه می‌تواند در ایجاد روحیه و نشاط مردم ایران مؤثر باشد می‌توانند در ایجاد روحیه نشاط در جهانگردان غربی نیز مؤثر باشد.

علاوه بر این، موسیقی در ایجاد روحیه غیرت، حفظ فرهنگ ها، سلامت روان و نیز در تقویت هنجارهای اجتماعی جامعه نقش بسیار مهمی دارد و اجرای موسیقی های بومی در القای این روحیه و حفظ ارزش های اخلاقی جامعه نقش بسیار مهمی را دارا است(نتل، ترجمه رستمی، ۱۳۹۱).

موسیقی بدون شک اگر مهم ترین عامل جذب گردشگر نباشد یکی از مهم ترین عوامل آن است که بایستی بدان توجه کافی را مبذول داشت. اجرای موسیقی بومی در محیط های باز و طبیعی و بکر می‌تواند سبب شادابی و نشاط روح گردد و در این بین، موسیقی بومی ایران نمایشگاهی است که در آن می توان به خصوصیات و خلقیات اقوام مختلف پی برد و آن گونه که از اسمش پیدا‌ است مختص قبائل محلی ایران است و لذا با فرهنگ اقوام مرتبط است. موسیقی بومی علاوه بر شناخت فرهنگ کشور عزیزمان می‌تواند منجر به گسترش روحیه تفکر، ایجاد حالت آرامش و تعادل در انسان و نیز گسترش تفکرات اسلامی-عرفانی گردد. بلاشک این امر هم در جذب گردشگران داخلی و هم در جلب گردشگران خارجی مؤثر است.

‌بنابرین‏ در این بررسی که با هدف مطالعه تاثیر موسیقی بومی در جذب گردشگران و توسعه صنعت گردشگری صورت می‌گیرد به بررسی اثرات موسیقی بومی پرداخته می شود و نهایتاً تاثیرات این عوامل بر جذب گردشگری مطالعه می شود.

۱-۴ اهمیت و ضرورت تحقیق

کشورهای صنعتی دنیا توجه ویژه ای به مسائل فرهنگی می‌دهند و آن را به عنوان عامل مناسبی برای رشد وضعیت اقتصادی به حساب می آورند. یکی از عوامل توسعه اقتصادی در هر کشوری توجه به صنعت گردشگری می‌باشد(حسینی و همکاران، ۱۳۹۲). گردشگری پدیده ای است که بدون توجه به عوامل مؤثر در جذب گردشگران معنا و مفهومی ندارد.

کشور ایران با وسعت پهناور خود و مردمان خونگرم بایستی سالیانه گردشگران بسیاری را پذیرا باشد که این مسئله توجه به عوامل جذب گردشگر را می طلبد. عوامل مختلفی در جذب گردشگر وجود دارد(شمس و امینی، ۱۳۸۸) که از این میان می توان به نقش موسیقی های بومی اشاره کرد. موسیقی بومی با برگزاری کلاس ها و همایش ها و نیز معرفی آن توسط هنرمندان می‌تواند در گسترش و اعتلای فرهنگ کشور نقش مهمی را بازی کند.

‌بنابرین‏ بررسی ارتباط بین فرهنگ ها و توسعه گردشگری از اهمیت بسزایی برخوردار است. چرا که با اجرای پژوهش فوق و نتایج کسب شده از تحقیق و در اختیار گذاشتن نتایج بررسی فوق به سازمان های متولی اشاعه فرهنگ غنی ایرانی، می توان گامی هر چند کوتاه در توسعه و شناساندن این عامل فرهنگی-موسیقی بومی- داشت و از طرفی ارتباط بین این عامل و رشد گردشگری را نیز نشان داد که این از این لحاظ اجرای این پژوهش از اهمیت بسزایی برخوردار است و بررسی فوق نیز با هدف نقش موسیقی های بومی در توسعه صنعت گردشگری انجام می شود.

۱-۵ اهداف تحقیق

۱-۵-۱ هدف اصلی

بررسی نقش موسیقی های بومی در توسعه صنعت گردشگری.

۱-۵-۲ اهداف فرعی

    1. بررسی تاثیر انواع موسیقی بومی در جذب گردشگر.

    1. بررسی تاثیر اشکال اجرائی موسیقی بومی در جذب گردشگر.

    1. بررسی تاثیر اجرای موسیقی در مکان های گردشگری در جذب گردشگر.

  1. بررسی تاثیر گسترش دانش موسیقی در جذب گردشگر.

۱-۶ فرضیه های تحقیق

    1. انواع موسیقی بومی در جذب گردشگر تأثیر دارد.

    1. اشکال اجرائی موسیقی بومی در جذب گردشگر تأثیر دارد.

    1. اجرای موسیقی در مکان های گردشگری در جذب گردشگر تأثیر دارد.

  1. گسترش دانش موسیقی در جذب گردشگر تأثیر دارد.

۱-۷ تعاریف واژه ها

گردشگری[۲]

لغت گردشگری از کلمه tour به معنای گشتن اخذ شده که ریشه در لغت لاتین turns به معنای دور زدن، رفت و برگشت بین مبدأ و مقصد دارد که از یونانی به اسپانیائی و فرانسه و درنهایت به انگلیسی راه یافته است. گردشگری، سیاحت یا توریسم به طور کلی به عنوان مسافرت تفریحی در نظر گرفته می‌شود.

موسیقی[۳]

واژه موسیقی از واژه ای یونانی و از کلمه musica و مشتق از کلمه muse می‌باشد که نام رب النوع حافظ شعر و ادب موسیقی یونان باستان است. موسیقی معادل موسیقی در فارسی خُنیا است و به معنی نوای خوش است. موسیقی را هنر بیان احساسات به وسیله آواها گفته اند که مهم ترین عوامل آن صدا و ریتم هستند و همچنین دانش ترکیب صداها به گونه‌ای که خوش‌آیند باشد و سبب انبساط و انقلاب روان گردد نیز نامیده می‌شود.

موسیقی بومی[۴]

موسیقی بومی یا موسیقی فولکلور یا موسیقی مردمی به نوعی از موسیقی سنتی و یا به طور کلی‌تر موسیقی روستایی گفته می‌شود که در اصل توسط خانواده ها یا دیگر گروه‌های کوچک اجتماعی به نسل‌های بعدی منتقل می‌شود. این نوع موسیقی همانند ادبیات عامه یا فولکلور، بیشتر به جای نواختن از روی نوت‌های نوشته شده، سینه به سینه و با گوش سپردن منتقل می‌شود و بیشتر محبوب طبقات پایینتر اجتماعی و روستاییان در فرهنگ‌های گوناگون است و قالب استانداردی ندارد.

۱-۸ کلیات روش تحقیق

روش شناخت علمی، سیستمی از دستور العمل های صریح و روشنی است که تحقیق بر آن ها مبتنی است و ادعا برای علم بودن به وسیله همان دستور العمل ها ارزیابی می شود. دستور المل های مذبور دائما در حال بهبود و پیشرفت هستند و دانشمندان در جستجوی روش ها و فنون جدید مشاهده، استنباط، تجزیه تحلیل و تعمیم هستند. همان‌ طور که این فنون توسعه می‌یابند و با فرضیات علم تطبیق می‌کنند، جزء دستور العمل های روش تحقیق قلمداد می‌شوند. این دستور العمل ها در واقع کار دانشمندان را از دو نقطه نظر فراهم نمودن درک مشترک در زمینه ارتباط متقابل وکشف قوانین علیت، تسهیل می‌کند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:29:00 ق.ظ ]




بنا به جهات فوق و با توجه به پیشینه و سابقه فتاوی فقها در خصوص مال موقوفه باید چنین اعتقاد داشت که وقف حقوق (مالکیت) معنوی قابل پذیرش نیست.( محمدی , ۱۳۸۷ , ص۴۲۹)
اما این استدلالات قانع کننده و وافی به مقصود نیستند یا حداقل قابل رد هستند در این قسمت به مباحث غیر قابل توجیه بودن وقف از نظر فقهی و استدلات حقوق موضوعه در باب مالکیت فکری پرداختیم .دربند زیر به تفضیل به توجیه وقف اموال غیر مادی می پردازیم .

بند ب : توجیه وقف اموال غیر مادی

امروزه در کلیت مشروعیت وقف شکی نیست . ملاحظه شد که طرفداران بطلان وقف حقوق (مالکیت) معنوی از چند جهت این عمل حقوقی را رد کرده‌اند و پذیرش آن را خلاف مقتضای ذات این نهاد نیکوکارانه و نماد صلح خواهی و بشر دوستی اسلام دانسته اند. پاسخ موارد به ترتیب ذکر می شود:

۱ : مردود بودن نظریه لزوم عین

الف-از منظر مبنایی و تاریخی، حقوق (مالکیت) معنوی از امتیازها و حقوق مالی و عرفی مستحدثه ای می‌باشند که سابقه ای از شناسایی شرعی آن در گذشته و در زمان حداقل همه فقهای متقدم و غالب فقهای متأخر و در زمان ابتدای شریعت اسلامی وجود ندارد .

مطالعه تاریخ فقه و روند تکاملی نظریات فقهای مختلف این مطلب را مورد گواهی قرار می‌دهند که ابتدا وقف به اموال غیر منقول محدود بوده است و به تدریج اموال منقول نیز مشمول آن قرار گرفته اند .

به هر حال، صرف نظر از این بحث مبنایی، به لحاظ تاریخی هیچ منعی ‌در مورد وقف حقوق مورد بحث در دیدگاه فقهای اسلام دیده نمی شود و هر آن چه دیده می شود مربوط به عین و منفعت و حقوق مالی- با ماهیتی متفاوت از حقوق (مالکیت) معنوی- است( همان , ص ۴۳۱ ).

ب : از منظر سنت

رسول اکرم وقف را اینگونه توصیف کرده‌اند : ” وقف را بازداشت اصل و رها کردن فایده ” اطلاق کلمه اصل در حدیث مذکور هر مالی را که با انتفاع از آن اصل محفوظ بماند شامل می‌گردد و به نظر می‌رسد نبدیل آن به کلمه ” عین ” در تعابیر فقهای قرون بعدی از این بابت بوده است که به استنباط فقها مالی را که بتوان اصل آن را حبس نمود و منفعت آن را تسبیل کرد باید مالی باشد که معین و در دسترس باشد و با صرف منفعت آن تلف نگردد و این چنین مالی فقط از اعیان می‌تواند باشد لذا این کلمه را به معنای حاضر و در دسترس برگزیده اند تا آشکارتر در مراد باشد و گرنه شرط عین بودن مال موقوفه و یا به زعم عده ای مادی و محسوس بودن آن موضوعیت ندارد و آنچه موضوعیت دارد آن است که مال مورد نظر معلوم و معین و در دسترس باشد و قابلیت حبس با امکان انتفاع از آن باشد و تعبیر عین از بابت تامین این شرایط بوده است .( اشتیاق , ۱۳۸۵, ص۹۳-۹۴ )

ج : از منظر علم حقوق (قانون )

با توجه به قانون مدنی و سایر قوانین و مقررات نیز انحصار وقف به اعیان حاصل نمی شود. اگرچه این نظر به ظاهر به ویژه با مواد و احکام قانون مدنی در باب وقف که خود مبتنی بر نظریه فقهای شیعه می‌باشد، سازگار به نظر نمی رسد، ولی به جهات زیر می توان چنین اعتقادی داشت:

۱ : قانون مدنی به طور صریح و قطعی وقف را به ” عین ” محدود نکرده است و اگرچه در موارد مختلف از ” عین ” نام برده است ولی هر جا از موضوع وقف نام برده از اصطلاح ” مال ” استفاده کرده و هر جا از ویژگی های آن مال بحث می‌کند از ” عین ” استفاده نموده است.موادی مه در این رابطه میتوان ذکر کرد شامل مواد ۵۵ , ۵۸ , ۵۹ است .در این مواد قانون مدنی بر این شرط دلالت لفظی ندارند اگر چه کلمه ” عین ” به کار رفته است .[۱۳]

مقصود از عین مال در ماده ۵۵ این است که خود مال یا اصل مال حبس و منافع در مسیر معین هدایت شود؛ از این ماده در بیان اینکه مال موقوفه باید دارای چه شرایطی باشد به چیزی بیشتر از اینکه اصل مال باید قابل حبس باشد و منافعی سازگار با حبس بودن مال داشته باشد دلالت ندارد با توجه ‌به این که قانون مدنی باید منطبق با نظریات فقها تفسیر شود و نظریات فقها دلیلی بر انحصار وقف به عین ندارند، باید قانون مدنی به گونه ای تفسیر شود که وقف منحصر به اعیان نباشد و حداقل شامل حقوق (مالکیت) فکری باشد.در ماده ۵۸ نیز آشکار می‌گردد که مضاف الیه کلمه ” عین ” به قرینه لفظی حذف شده است .مضافا اینکه ماده ۵۹ نیز در مقام بیان شرایط مال موقوفه به هیچ منعی در خصوص وقف سایر اموال تصریح نکرده است و حال آنکه نظر مشهور و به ادعای برخی اجماع فقها در فقه امامیه این است که وقف سایر اموال باطل است .( صالح آبادی , دبیری , ۱۳۸۷ , ص ۱۶۴-۱۶۵)

۲ :قانون اوقاف

قانون اوقاف سال ۱۳۵۴ در تبصره ماده ۱۸ خود اعلام ‌کرده‌است: «خرید سهام مؤسسات تولیدی به تشخیص شورای عالی اوقاف و با رعایت مقررات قانون مدنی در مقام تبدیل به احسن مجاز است و انتقال این سهام جز در موارد تبدیل به احسن جایز نیست». تبصره ماده بعد نیز می‌گوید «سهام موضوع… ماده ۱۸ باید در اختیار سازمان اوقاف قرار گیرد تا به نحو اطمینان بخشی نگهداری کند».

تبصره ماده بعد نیز می‌گوید «سهام موضوع… ماده ۱۸ باید در اختیار سازمان اوقاف قرار گیرد تا به نحو اطمینان بخشی نگهداری کند». ماده ۴۴ آئین نامه اجرایی قانون تشکیلات و اختیارات سازمان حج و اوقاف و امور خیریه مصوب ۱۰/۱۲/۱۳۶۵ نیز اعلام ‌کرده‌است «سهام اوراق بهاداری که از محل ثمن موقوفات خریداری شده در حکم عین موقوفه است و قابل انتقال نیست مگر در موارد تبدیل تبصره – ادارات حج و اوقاف و امور خیریه صورت مشخصات اوراق سهام موضوع این ماده و هم چنین سایر سهام و اوراق موقوفه را در دفتر مخصوص ثبت و نگهداری خواهند کرد»
آن چه از این مقررات حاصل می شود این است که سهام (ماده ۴۰ لایحه اصلاحی قانون تجارت مصوب ۱۳۴۷) در حالی که قابل قبض و اقباض و تسلیم است فی نفسه عین نیست

گفتار سوم : بررسی قابلیت وقف حقوق مالکیت فکری

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:29:00 ق.ظ ]




۲-۲- اعتماد

۲-۲-۱- تعریف اعتماد

فرهنگ آکسفورد اعتماد را اینگونه تعریف ‌کرده‌است: پذیرفتن یا اعتبار دادن به شخص یا سازمان بدون بررسی و دریافت شواهد و قراین(دانایی فرد و الوانی،۱۳۸۰).

فرهنگ وبستر اعتماد را تکیه مطمئن بر افراد و اشیا و وابستگی مطمئن بر ویژگی ها، توانایی، قدرت و درستی افراد معرفی می‌کند(نوروزی و سریع القلم،۱۳۸۸).

اعتماد عبارت است از انتظارات عمل کننده از شایستگی ها، خوش نیتی ها و رفتارهای دیگر بخش ها(قربانی،۱۳۸۶).

اعتماد به معنی یک رابطه جهت دار بین دو گروه ضامن و اعتماد کننده است. اعتماد این امکان را فراهم می‌سازد تا مردم بتوانند در یک شرایط نامطمئن و ریسکی در کنار هم زندگی کنند، همچنین وسیله ای را فراهم می‌سازد تا در این دنیای پیچیده، سردرگمی ها تا حدی کاهش یابد(الهی و همکاران،۱۳۸۸).

۲-۲-۲- ابعاد اعتماد

در تحقیقات مختلف برای سازه اعتماد ابعاد مختلفی تعریف شده است که از آن جمله می‌توان به اعتماد پنج بعدی اسچیندلر و توماس[۷] (۱۹۹۳)، رابینز[۸](۲۰۰۳) و مایر[۹] و همکارانش(۱۹۸۵) اشاره کرد.

توماس و اسچیندلر بر اساس تحقیقات خود ارکان کلیدی اعتماد را شامل این پنچ عامل می‌دانند :

۱- صداقت: درستی پاکی و دارای حقیقت بودن

۲- شایستگی: داشتن مهارت و دانش در زمینه ی فنی و روابط انسانی

۳- وفاداری: حفظ آبرو ‌و حیثیت

۴- ثبات و پایداری: قابلیت اعتماد، توانایی پیش‌بینی و قضاوت خوب به هنگام رویایی با اوضاع و شرایط مختلف

۵- روراستی: تبادل نظر و دادن اطلاعات به صورت آزاد(زرندی و جعفری،۱۳۸۸).

رابینز چهار بعد صداقت، ثبات، وفاداری و صراحت را به عنوان عناصر کلیدی اعتماد می شناسد(شیرازی و همکاران،۱۳۹۱).

مایر و همکارانش نیز سه مؤلفه اعتبار، صلاحیت و خیرخواهی را به عنوان ابعاد اصلی اعتماد مطرح می‌کنند.

۱- اعتبار: به معنی اعتقاد ‌به این می‌باشد که یک فرد یا سازمان آنچه را که قول انجام آن را داده است، انجام خواهد داد و بی تناقض عمل خواهد کرد.

۲- صلاحیت: صلاحیت به قابلیت های دیگران برمی گردد که بر اساس آن می‌توانند وظایف خود را انجام دهند(بر اساس مهارت ها و دانش).

۳- خیرخواهی: خیرخواهی به معنی انگیزه های مهربانانه و میزان محبت یک شخص نسبت به گروه مقابل و توجه صادقانه به رفاه دیگران است(هندیانی و همکاران،۱۳۹۳) .

۲-۲-۳- انواع نگرش به اعتماد

در مطالعات صورت گرفته رویکردهای مختلفی به حوزه اعتماد شده است. این رویکردها را در یک دسته بندی کلی می توان به رویکردهای فرایندی و ایستایی تقسیم بندی نمود. در رویکرد فرایندی، نحوه انجام اعتماد مورد بررسی قرار می‌گیرد و مراحلی همانند چگونگی شکل گیری، نحوه تداوم، روش های گسترش و در پایان از بین رفتن اعتماد در مجموع و به صورت جزء به جزء مطالعه می شود. در رویکرد ایستایی پس از تعریف متغیر اعتماد سعی بر تجزیه آن به عوامل و متغیرهای ملموس تر می‌گردد که از آن با عنوان ابعاد اعتماد نام برده می شود و سپس متغیرهای تاثیر گذار و مداخله گر در سازه اعتماد بررسی می‌گردد(زرندی و عابدی،۱۳۸۸).

۲-۳- اعتماد الکترونیک

۲-۳-۱- تعریف اعتماد الکترونیک

اعتماد الکترونیک حالتی ذهنی است که در آن فرد به دلیل اقدام به خرید و فروش به صورت الکترونیک، در حالت آسیب پذیر قرارمی گیرد(رحیم نیا و همکاران،۱۳۹۰).

دراکثر تحقیقات عواملی مانند شایستگی، خیرخواهی قابلیت پیش‌بینی و صداقت در تجارت الکترونیک را از موارد بارز اعتماد متصور شده اند. شایستگی باور به توانایی ها، مهارت ها و تخصص های طرف مقابل، در حوزه تجارت الکترونیک است و خیرخواهی نشانگر آن است که طرف مقابل خیرخواه مشتریان بوده و تنها به دنبال سود و منفعت شخصی خود نیست و قابلیت پیش‌بینی نیز اعتقاد به با ثبات بودن رفتار طرف مقابل را می کند و در نهایت صداقت نیز بیانگر این نکته است که اعتماد کننده اعتقاد دارد که طرف مقابل صادقانه برخورد خواهد نمود و به اصول و استانداردها در رفتارش پایبند است(سید نقوی و جمال آباد،۱۳۹۲). اعتماد الکترونیک به مفهوم تمایل به در معرض خطر قرار گرفتن از طرف فعالیت‌های بخش دیگر است، بر پایه این انتظار که بخش دیگر یک فعالیت خاص را که برای اعتماد کننده حائز اهمیت است، صرف نظر از توانایی برای نظارت و کنترل طرف دیگر انجام خواهد داد. در تعریف دیگری، اعتماد الکترونیکی به نگرش فردی ‌در مورد انتظار اعتماد در یک وضعیت پر خطر برخط است که از آسیب پذیری فرد سوء استفاده نخواهد شد. در نهایت اعتماد الکترونیک به تمایل مشتریان به انجام مبادلات برخط است با این انتظار که سازمان به تعهدات خود عمل خواهد کرد و از توانایی‌های نظارتی و کنترلی خود سوء استفاده نخواهد کرد(امینی،۱۳۹۰).

۲-۳-۲- ابعاد اعتمادالکترونیک

تان و ساترلند[۱۰](۲۰۰۴) سه بعد را برای اعتماد در فضای سایبر شناسایی کرده‌اند.

۱- اعتماد سرشتی: این بعد به نقش مصرف کننده و فعل و انفعالاتی که در ذهن وی در رابطه با اعتماد و یا عدم اعتماد به یک فروشنده الکترونیکی اتفاق می افتد توجه دارد. به عبارت بهتر با توجه ‌به این بعد اگر فرد به طور کلی نتواند به پدیده‌های اطراف خود اعتماد لازم را داشته باشد، آنگاه احتمال اعتماد وی به اینترنت به عنوان جایگاهی راحت و مناسب برای انجام خرید کاهش می‌یابد. بعد شخصیتی از اعتماد را می توان به ‌عنوان زیر بنای سایر ابعاد به شمار آورد.

۲- اعتماد نهادی: این بعد از اعتماد، نشان دهنده اعتماد مشتری به اینترنت و به عبارت بهتر به فناوری مورد استفاده در خرید الکترونیکی می‌باشد. از طرف دیگر همین نوع از اعتماد است که لزوم ادراک مشتریان از قابل اعتماد بودن محیط قانونی و حقوقی در تجارت الکترونیکی را مورد توجه قرار می‌دهد.

۳- اعتماد میان شخصی: اعتماد میان شخصی بر اعتمادی که به وسیله طرف دیگر در مبادله الکترونیکی ایجاد می شود تمرکز می‌کند .به عبارت بهتر اعتماد میان شخصی ناظر به برنامه ها، اقدامات و فعالیت هایی است که فروشنده الکترونیکی برای ایجاد اعتماد در خریدار انجام می‌دهد. چرا که ممکن است فردی از میان ابعاد سه گانه اعتماد، اعتماد سرشتی و اعتماد نهادی کافی داشته باشد اما باز هم قادر به انجام معامله به صورت به هنگام، با یک وب سایت یا فروشنده الکترونیکی مشخص به علت فقدان اعتماد میان شخصی نباشد(شفیعی،۱۳۹۰).

۲-۳-۳- مؤلفه‌ های تاثیر گذار بر اعتماد الکترونیک

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:29:00 ق.ظ ]




۲-۱-۳-۶ مراحل فشار روانی از لحاظ سازگاری

هنگامی که فرد از یک سو خود را تابع الزاماتی می‌بیند و از سوی دیگر دارای ظرفیت‌های است که منطبق با نیازها و خواسته‌هایش عمل می‌کند، اگر هیچ گونه ارتباطی بین آن ها مشاهده نکند، دچار ناهماهنگی خواهد شد که این ناهماهنگی به طریق مختلف منجر به بروز فشار روانی می‌گردد و تنها راه غلبه بر برقراری نوعی سازگاری و تجانس می‌باشد. (ابراهیمی، ۱۳۸۷)

هانس سلیه می‌گوید «امروز ما دریافته‌ایم که بسیاری از بیماری‌های رایج، بیشتر به نبود سازگاری در برابر استرس مربوط می‌شود، تا به حوادث ناشی از میکروب‌ها و ویروس‌ها. سلیه مراحل فشار عصبی (استرس) را به سر مرحله هشدار، مقاومت و فرسودگی تقسیم می‌کند.»

مرحله اول: (هشدار- خطا): ترشح هورمون‌ها افزایش می‌یابد. بدن در حالت آمادگی نسبی قرار می‌گیرد. علائم فیزیولوژیکی مانند ضربان قلب و فشار خون رویت می‌شود.

مرحله دوم (مقاومت): ترشح هورمون‌ها به بالاترین حد خود رسیده است، بدن در حالت آمادگی کامل به سر می‌برد.

مرحله سوم (افسردگی): بدن در حالت استراحت و تجدید قوا قرار می‌گیرد، قدرت دفاعی در برابر بیماری‌ها تضعیف می‌گردئد و فرد منفعل و فرسوده می‌شود.

۲-۱-۳-۷ پژوهش‌های انجام گرفته درباره استرس

استرس شدید و بلند مدت نظیر تغییرات زندگی (هارکنیس و لوتر[۲۴۴]، ۲۰۰۱) می‌تواند توانایی سازگاری فرد را تحت تاثیر قرار دهد، موجب افسردگی شود و ضمن آسیب به بدن، لذت زندگی را از بین ببرد (کی کولت- گلاسر[۲۴۵]، ۲۰۰۲).

از نظر وایت[۲۴۶] (۲۰۰۰)زمانی که افراد تحت استرس هستند، باید مهارت‌های مقابله ای لازم را داشته باشند تا بتوانند، اثر استرس را کاهش دهند. چنانچه استرس، مدیریت شود و مهارت‌های مقابله ای مؤثر فراهم شود، فرد قادر خواهد بود تا با نیازها و چالش های زندگی خود به شیوه ی بهتری کنار آید. پژوهش ها نیز نشان می‌دهد، آنان که انتظار خودکارآمدی بیشتری دارند( ماسی جفسکی[۲۴۷] ،۲۰۰۰) از اعتماد به نفس بالایی برخوردارند (هک هاوزن[۲۴۸] ، ۲۰۰۱) در زندگی خود تعهد، چالش و کنترل بیشتری اعمال می‌کنند، شوخ طبع هستند (گادفری[۲۴۹] ،۲۰۰۴)از حمایت اجتماعی بیشتری برخوردارند (هاوی[۲۵۰] ،۲۰۰۰) مقاومت بیشتری در مقابل آن نشان می‌دهند و به اصطلاح دیرتر ، پریشان می‌شوند و در مقابل پریشانی، مقاوم ترند.

تحقیقات مرتبط نشان می‌دهد که بین کیفیت زندگی و متغیرهای روانشناختی مثل استرس، سرمایه اجتماعی، عزت نفس و … ارتباط وجود دارد(اسدی، صادقی آذر و همکاران، ۲۰۰۶؛ پسندیده، ۱۳۸۶؛ چن و همکاران، ۲۰۰۷؛به نقل از قاسمی زاد و همکاران، ۱۳۸۹).

برخورد با موقعیت های استرس زا اغلب باعث پریشانی و کاهش امنیت و سلامت فرد و خانواده و افت سطح کیفیت زندگی می شود(لوکر و گرگسون، ۲۰۰۳، ترجمه رضایی، ۱۳۸۵).

در قرن حاضر، استرس یکی از علل عمده ی بسیاری از بیماری‌ها به شمار می‌آید و اختلالات روانی، بیماری قلبی، سرطان، ناراحتی های گوارشی، پوستی و مانند این ها، همگی می‌توانند با فشار روانی پیوند داشته باشد. بر پایه ی برآورد پزشکان، ۷۵ درصد از شکایت های پزشکی، استرس است(کیه کولت و همکاران[۲۵۱]، ۱۹۸۶).

استرس یا فشار روانی از جمله مسایل همه گیری است که همه انسان ها متناسب با حرفه و موقعیت خود با آن درگیر هستند و دامنه نفوذ آن در زندگی فردی و زندگی سازمانی بسیار گسترده می‌باشد(استورا[۲۵۲]، ۱۹۹۹).

۲-۱-۳-۸ سبک های مقابله با استرس

هر فرد، در معرض رویدادهاى استرس آور قرار مى گیرد و آنهایى سالم تراند که باا سترس های طولانی مدت سازگاری پیدا نموده و با استرس های کوتاه مدت و گذرا مقابله نمایند. اگر فرد نتواند در زمینه هاى مختلف در برابر استرس سازگاری از خود نشان دهد و یا اینکه با آن مقابله نماید، دچار اختلال و بیماری می‌گردد. هر نوع تنش فیزیولوژیکی و یا روانی، که تعادل عمومی انسان را مورد تهدید قرار دهد، استرس تلقى مى شود، که با توجه به شدت و نوع آن مى تواند تعادل زیستی وی را بر هم زند، احساسات منفی ایجاد نماید و احساس خوب بودن فرد را به مخاطره بیاندازد. ممکن است باعث شود دیدگاه فرد نسبت به واقعیت هاتغییر یافته و یا فرایند تفکر و مشکل گشایی وی را به کلی مختل سازد، می‌تواند روابط بین افراد و احساس تعلق نسبت به دیگران را در آن ها دگرگون سازد و به طور کلی نگرش افراد نسبت به زندگی را تغییر دهد(سجودی، ۱۳۷۸).

خصوصیات و تفاوت‌های افراد با یکدیگر باعث می‌شود که در رویدادهای استرس زا به گونه‌ای متفاوت با یکدیگر عمل نمایند. سن، جنس، سلامتی، موقعیت، نوع ورزش و نوع تغذیه تماماً در رویدادهای استرس زا دارای اثراتی هستند که شدت و اثر آن از شخصی به شخص دیگر متفاوت می‌باشد.

در تمام راه های مداخله که در برابر استرس تدبیر می‌شوند،آموزش را عنصری اساسی می دانند. در حوزه مدیریت استرس چند نوع آموزش لازم است:آموزش به فرد برای مقابله با استرس،آموزش به مدیران درباره اهمیت طراحی شغل،و آگاهی دادن به کارکنان درباره میزان بروز بی نظمی های روانی و ‌در مورد آن دسته از عامل‌های شغلی که خطر بروز بی نظمی های روانی را افزایش می‌دهند.البته بسیاری از شرکت‌ها و سازمان‌ها تنها بر مدیریت استرس به عنوان راه مداخله تکیه می‌کنند.که باید توجه داشت آموزش در برابر مدیریت استرس به تنهایی برای برطرف کردن مشکل کافی نیست،بلکه چنین آموزشی را باید بخشی از راهبرد بزرگتری برای مداخله به حساب آورد.(رأس وآلتایمر؛ترجمه خواجه پور،۱۳۷۷).

۲-۱-۳-۹ مطالعات پیرامون شیوه ها و راهبردهاى مقابله با استرس

روش های مقابله از جمله حل مسأله، روش هایی برای مقابله با استرس و حل مشکلات زندگی می‌باشند و برای ارتقاء زندگی به مطلوب ترین سطح ممکن، افراد می‌توانند راه های مختلف مقابله با استرس را بیاموزند (هاوتون، کرک، سالکووسکیس و کلارک[۲۵۳]، ۱۳۸۵). کنار امدن و سازگاری موفقیت آمیز با محیط اجتماعی مستلزم مجموعه ای از مهارت های حل مسئله بین شخصی است که نمی توان آن ها را به وسیله آزمون های رایج یا آزمون های شخصیت اندازه گیری کرد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:28:00 ق.ظ ]





پوشش معاملات اوراق قرضه و سهام از دیگر اقدامات اساسی است. کارت­های اعتباری و سایر روش­های پرداخت­های الکترونیکی باید به گونه ­ای طراحی و توسعه یابند که مبادلات داخلی و بین ­المللی را شامل شود. بدین منظور باید امکان استفاده از کارت­های اعتباری بین ­المللی نیز در داخل فراهم شود. دستگاه­های اجرایی باید به گونه ­ای عمل کنند تا امکان استفاده از خدمات شرکت­هایی همانند بولرو برای انتقال ایمن اسناد و داده ­های تجاری و برای جایگزینی اسناد اعتباری بانکی روی خط مؤسسات پوشش دهنده مدیریت ریسک های روی خط فراهم شود(عماد زاده،۱۳۹۳؛۱۲).

۲-۷- چارچوب تجارت الکترونیک:


چارچوب­هاى تجارت­الکترونیک از ۳ سطح تشکیل یافته است که براى داشتن تجارت­الکترونیک موفق وجود این چارچوب­ها لازم است:

۲-۷-۱- زیر­ساختار: بخش اول از چارچوب­هاى مورد نیاز تجارت­الکترونیک شامل سخت­افزار، نرم­افزار، پایگاه­هاى داده­اى و ارتباطى است که براى انجام وظیفه در قالب خدمات« وب جهان گستر[۲۸]» بر روى اینترنت و یا سایر روش­هاى پیام­گذارى و پیام­گیرى بر روى اینترنت و یا سایر شبکه­ ها به­کار مى­رود.

۲-۷-۲- خدمات: بخش دوم از چارچوب­ها شامل دامنه گسترده­اى از خدمات که توانایى پیدا کردن و ارائه اطلاعات را فراهم مى­آورند و شامل جست­وجو براى شرکاى تجارى و همچنین مذاکره و توافق درمورد مبادلات تجارى هستند.

۲-۷-۳- محصولات و ساختارهاى تجارت­الکترونیک: این بخش از چارچوب­هاى«تجارت الکترونیک بر مبنای اینترنت[۲۹]» مشتمل بر پیش­بینى و تدارک مستقیم کالاها و خدمات تجارى وابسته به اطلاعات براى مشتریان و شرکاى­تجارى، همکارى و سهیم­شدن در اطلاعات داخل و خارج سازمان و سازمان­دهى محیط بازار الکترونیکى و زنجیره تهیه و پشتیبانى است(نامور،۱۳۸۷؛۲).

سطوح تجاری الکترونیک:


تجارت­الکترونیک را می‏توان به سطوح مختلفی تقسیم بندی کرد . هر یک از ابعاد سه گانه اصلی تجارت ، یعنی محصول یا خدمات مورد مبادله ، فرایند فروش و تحول خدمات پس از فروش می ‏توانند از حالت فیزیکی و کاملا ملموس تا حالت الکترونیکی و نرم­افزاری (یا اصطلاحاً مجازی‌ ) تغییر نمایند . در حالتی که در تجارت سنتی هر سه عامل ، فیزیکی و کاملا قابل لمس هستند ، در تجارت کاملا الکترونیکی (بالاترین سطح تجارت الکترونیک ) هر سه عامل حالت الکترونیکی دارند . ترکیبات گوناگون از حالت‌های فیزیکی و الکترونیکی سطوح مختلف تجارت الکترونیکی را شکل می ‏دهند.


لذا تجارت الکترونیک می‏تواند در تمام یا بخشی از مراحل چرخه تجاری[۳۰] به کار گرفته شود .

چرخه تجاری از موارد یافتن کالاها و خدمات متناسب با نیازها و یافتن راه های مبادله مورد توافق (جستجو و مذاکره) ، سفارش ، حمل و پرداخت بها (اجرای توافق وپرداخت ) ، فعالیت‌های پس از فروش مثل گارانتی و خدمات پس از فروش تشکیل شده است .

مراحل تجارت الکترونیک:


مراحل رشد و گسترش تجارت­الکترونیکى را مى توان به ۵ بخش تقسیم کرد که هر چه به گام­هاى پایانى­تر نزدیک مى­شویم در حقیقت به تجارت­الکترونیکى واقعى نزدیک­تر شده­ایم و شرکت­ها و سازمان­هایى که در جست­وجوى بازار الکترونیکى براى کالاها و خدمات خود هستند، سعى در رسیدن به مراحل پایانى این چرخه دارند.

۲-۹-۱- مرحله اول: در مرحله اول از مجموعه مراحل پنج گانه، شرکت یا سازمان متقاضى تجارت الکترونیک سعى در ایجاد یک سایت ساده شامل اطلاعات محصولات و خدمات تولیدى خود را دارد تا این اطلاعات از طریق اینترنت در اختیار مشتریان قرار بگیرد. در حقیقت، مرحله اول به معناى به وجود آمدن ویترینى بر روى شبکه جهانى وب براى بازدیدکنندگان است تا اطلاعات مورد نظر خود را از طریق این صفحات دریافت کنند.

۲-۹-۲- مرحله دوم: این مرحله شامل توسعه و گسترش مرحله اول است. در این مرحله سایت شرکت تبدیل به یک پایگاه داده­اى[۳۱] قوى شده، براى نگهدارى اطلاعات مورد استفاده قرار مى­گیرد و اطلاعات همه محصولات و خدمات و شرح کامل آن ها در بانک اطلاعات قرار مى­گیرد و کاربران امکان ارسال سفارش خرید از طریق این وب سایت را خواهند داشت، اما هنوز زیرساخت­هاى لازم براى پرداخت اینترنتى فراهم نشده است و پرداخت پول به همان روش سنتى انجام خواهد گرفت.

۲-۹-۳- مرحله سوم: برقرارى امکان تعامل از مهمترین نکات مرحله سوم است. در این مرحله، کاربران امکان تعامل با مدیر سایت را خواهند داشت که این تعامل از طریق ایمیل[۳۲]، چت[۳۳] و ویس[۳۴] خواهد بود و کاربران در بازه زمانى بسیار کوتاه مدت پاسخ خود را از مدیر سایت دریافت خواهند کرد و امکان پرسش و پاسخ آنلاین میان فروشنده و خریدار و نیز رد و بدل شدن اطلاعات ‌در مورد کالا و یا خدمات خواسته شده وجود دارد.

۲-۹-۴- مرحله چهارم: در این مرحله، امکان پرداخت اینترنتى براى کاربران فراهم خواهد شد و مشتریان پس از ارسال فرم­هاى سفارش خرید و دریافت کالا، وجه موردنظر و توافق شده را از طریق پایانه­هاى فروش بانک­ها و مؤسسات مالى طرف قرارداد براى فروشنده ارسال خواهند کرد که این حمل و نقل پول به صورت بسیار امن از طریق اینترنت براى مشتریان فراهم خواهد شد.

۲-۹-۵- مرحله پنجم: مرحله آخر به مرحله یکپارچگى معروف است. در این مرحله، سیستم هاى واسطه­اى میان فروشنده و خریدار با سیستم­هاى موجود در سازمان و یا شرکت به حالت یکپارچگى کامل ‌در خواهند آمد. بدین معنا که اگر کالایى فروش رود، موجودى کالاى فروش رفته به میزان خریدارى شده از موجودى انبار کسر شده و همزمان دستور خرید جدیدى براى جایگزین کردن کالاى فروش رفته به انبار ارسال خواهد شد و در خریدهاى بعدى موجودى انبار بلافاصله به نمایش درخواهد آمد. این مرحله از مجموعه مراحل تجارت الکترونیک کامل­ترین مرحله در تجارت­الکترونیکى است که در آن نتیجه همه عملیات مربوط به داد و ستد در همه سیستم­هاى سازمان منعکس مى­شود(روزنامه ایران،۱۳۸۶؛۳).

مدل­هاى تجارت­الکترونیک:


استفاده از اینترنت به عنوان اصلى­ترین بستر ارتباطى در تجارت­الکترونیکى باعث به وجود آمدن مدل­هاى گوناگونى در این سبک از تجارت شده است. این مدل­ها که حاصل تعامل ۳ گروه اصلى تجارت­الکترونیکى یعنی دولت، مشترى و بنگاه­هاى اقتصادى است، باعث توسعه و گسترش مدل­هاى مختلف تجارت­الکترونیک شده است:

۲-۱۰-۱- مدل تجارت فروشنده با فروشنده [۳۵](B2B):

این مدل از تجارت­الکترونیک مهمترین نوع تجارت­الکترونیکى است که در حدود نصف درآمدهاى تجارتى الکترونیکى را به خود اختصاص خواهد داد. این مدل سبب پیدایش ارتباطى گسترده میان تأمین کنندگان،تولیدکنندگان،توزیع­کنندگان­‌و فروشندگان­خواهدبود.
در این مدل، ارتباط میان دو یا چند سازمان ، توسعه اقتصادى، تولیدکنندگان مواد اولیه و ارائه­کنندگان انواع گوناگون خدمات موردنظر است. در حقیقت، این مدل را به نوعى مى­توان توسعه یافته مدل قدیمى «تغیر داده های الکترونیکی[۳۶]» دانست، اما در این مدل واسطه­ها کاهش یافته، همین خود سبب کاهش قیمت­ها خواهد شد(نامور،۱۳۸۷؛۲).

۲-۱۰-۲- مدل تجارت فروشنده با مصرف کننده [۳۷]B2C یا مصرف کننده با فروشنده [۳۸]C2B:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:28:00 ق.ظ ]




    1. ۱- Cohen ↑

    1. ۲- Wills ↑

    1. ۳- Champion ↑

    1. ۴- Power ↑

    1. ۵- Cropley ↑

    1. ۱- Jacquet ↑

    1. ۲- Surra ↑

    1. ۳- Lee ↑

    1. ۴- Yae Chung ↑

    1. ۵- Park ↑

    1. ۶- Hong Chung ↑

    1. ۷- Duche ↑

    1. ۱- Jacobson ↑

    1. ۱- Strauss ↑

    1. ۲- Napier ↑

    1. ۱- Carr ↑

    1. ۱- traditional couples ↑

    1. ۲- androgynous couples ↑

    1. ۳- avoidant couples ↑

    1. ۱- conflictual couples ↑

    1. ۲- disengaged couples ↑

    1. ۱- Goldenberg ↑

    1. ۲- Framo ↑

    1. ۱- Anna Freud ↑

    1. ۲- Young ↑

    1. ۳- Mc Kay ↑

    1. ۴- Fanning ↑

    1. ۵- Palg ↑

    1. ۶- Bowlby ↑

    1. ۷- Nichols ↑

    1. ۸- Schwartz ↑

    1. ۱- Imago therapy ↑

    1. ۲- Hendrix ↑

    1. ۳- Kohut ↑

    1. ۴- Mahler ↑

    1. ۵- Fairbairn ↑

    1. ۶- Winnicott ↑

    1. ۱- Donovan ↑

    1. ۲- Millan ↑

    1. ۳- Bowen ↑

    1. ۱-Barnhil ↑

    1. ۱- Fleck ↑

    1. ۱- Tseng ↑

    1. ۲- Mc Dermott ↑

    1. ۳- Mc Master ↑

    1. ۴- Epstien ↑

    1. ۵- Bishop ↑

    1. ۶- Levin ↑

    1. ۱-Baldwin ↑

    1. ۲- Olson ↑

    1. ۳- Satir ↑

    1. ۱- Whitaker ↑

    1. ۲- Beavers ↑

    1. ۱- Carlson ↑

    1. ۲- Sperry ↑

    1. ۳- Lewis ↑

    1. ۱- intimacy ↑

    1. ۲- Bagarozzi ↑

    1. ۱- independence ↑

    1. ۲- Cochrane ↑

    1. ۱- Gatchel ↑

    1. ۲- Baum ↑

    1. ۳- Krantz ↑

    1. ۴- verbal and nonverbal communication ↑

    1. ۵- Mattson ↑

    1. ۶- Hall ↑

    1. ۷- National Cancer Institute ↑

    1. ۱- process of interaction ↑

    1. ۲- really support ↑

    1. ۳- Schaefer ↑

    1. ۴- Coyne ↑

    1. ۵- Lazarus ↑

    1. ۶- emotional support ↑

    1. ۱- esteem support ↑

    1. ۲- network support ↑

    1. ۳- information support ↑

    1. ۴- tangible support ↑

    1. ۱- expressive support ↑

    1. ۲- self- steem support ↑

    1. ۳- close support ↑

    1. ۴- companionship support ↑

    1. ۵- instrumental support ↑

    1. ۱- Dzurilla ↑

    1. ۲- Nezu ↑

    1. ۳- Perri ↑

    1. ۱- Feldman ↑

    1. ۱narrative therapy ↑

    1. ۲-Kieren ↑

    1. ۳-Maguire ↑

    1. ۴-Hurlbut ↑

    1. ۱- focus ↑

    1. ۲- Kurylo ↑

    1. ۳- Elliott ↑

    1. ۴- Shewchuk ↑

    1. ۱- Chung ↑

    1. ۲-Choi ↑

    1. ۳- Moscato ↑

    1. ۴- Munaf ↑

    1. ۵-Siddiqui ↑

    1. ۶- Muraru ↑

    1. ۷- Turliuc ↑

    1. ۸- Herrenkohl ↑

    1. ۹- Lee ↑

    1. ۱۰-Kos terman ↑

    1. ۱۱- Hawkins ↑

    1. ۱- Ozmen ↑

    1. ۲- Atik ↑

    1. ۳-Delsol ↑

    1. ۴-Margolin ↑

    1. ۵-Larson ↑

    1. ۶-Benson ↑

    1. ۷-Wilson ↑

    1. ۸-Medora ↑

    1. ۹-Bakken ↑

    1. ۱۰-Roming ↑

    1. ۱۱- Procidano ↑

    1. ۱۲- Heller ↑

    1. ۱- Heo ↑

    1. ۲- Lennie ↑

    1. ۳- Moser ↑

    1. ۴- Kennedy ↑

    1. ۵- Brancu ↑

    1. ۶- Glozah ↑

    1. ۷- Pevalin ↑

    1. ۸- Papadopoulos ↑

    1. ۹- Konstatinou ↑

    1. ۱۰- Montgomery ↑

    1. ۱۱- Solomou ↑

    1. ۱۲- Cantwell ↑

    1. ۱۳- Muldoon ↑

    1. ۱۴- Gallagher ↑

    1. ۱۵- Benham ↑

    1. ۱۶- Arevalo ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:28:00 ق.ظ ]




-برطبق نظریه بک افسردگی بیش از اینکه اختلال درخلق یا هیجان باشد اختلال در تفکراست . (کوواکس و بک ، ۱۹۷۸؛ چرچارد ، ۱۹۹۱؛ به نقل از رضایی ، ۱۳۸۲ ) .

-چرچارد) ۱۹۹۱(نیز بیان می‌کند که تحریف‌های شناختی زمانی روی می‌دهند که فرضیه‌های فرد ‌در مورد خودشان، دیگران، محیطش و درباره آینده فرد نادرست و بیش از اندازه منفی باشد و هنگامی که این فرضیه‌ها در عملکرد بهینه تداخل ایجاد کند اخیراًً بواینز[۱۵۰] (۲۰۰۴) بحث ‌کرده‌است که خطاهای شناختی ممکن است همیشه غیر کارکردی نباشد. ژنگ[۱۵۱] و همکاران (۲۰۰۸) به دست آوردند که مقداری از تحریف‌های شناختی به طور معمول در بین جمعیت‌های سالم از نظر ذهنی هم دیده می‌شود (رضایی، ۱۳۸۲).

جمع بندی

در مجموع با توجه به بررسی نظرات و دیدگاه ها می توان دریافت که بیماری سرطان نقش بسیار زیادی در بیماری های روان شناختی به ویژه اختلالات خلقی و اضطرابی دارد و همچنین مشکلات زیادی را در روابط بین فردی ایجاد می‌کند از طرفی با توجه به دیدگاه های ‌شناخت‌گرایی وجود بیماری های روان شناختی به منزله وجود تحریف های شناختی و طرح واره های ناسازگار اولیه در این بیماران می‌باشد و همچنین بررسی ها نشان می‌دهد که تحقیقات مدونی در حوزه روان شناختی صورت نگرفته و نیاز جدی است که ضمن بررسی های عمیق تر بتوان روان درمانگران را نیز در حوزه درمان بیماری سرطان یاری نمود .

۴-۲- فرضیه های تحقیق

    1. ابعاد طرح واره‌های ناسازگار اولیه[۱۵۲]بیماران سرطانی[۱۵۳] و افراد عادی متفاوت است .

  1. ابعاد تحریف های شناختی[۱۵۴] بیماران سرطانی و افراد عادی متفاوت است .

فصل سوم

روش تحقیق

این فصل ابتدا به معرفی طرح کلی پژوهش ، جامعه و نمونه آماری می پردازد . سپس ابزارهای تحقیق معرفی و روش اجرا و روش تحلیل آماری و ملاحظات اخلاقی بیان می‌گردد .

۱-۳- طرح کلی پژوهش :

طرح کلی تحقیق حاضر مقایسه ای پس رویدادی می‌باشد که در آن پژوهشگر علاقه مند استخصوصیات شناختی (طرح واره های ناسازگار اولیه و تحریف های شناختی ) را در بیماران سرطانی و افراد عادی مقایسه نماید.

با توجه به اینکه تحقیق از نوع پس رویدادی است و امکان تغیر در شرایط متغیر مستقل وجود ندارد محقق جهت بررسی نقش بیماری در طرح واره های ناسازگار اولیه و تحریف های شناختی از مقایسه گروه بیماران با ‌گروه‌های غیر بیمار بهره می‌برد و سعی بر این است تا دقت لازم در کنترل متغیر های مزاحم در یک شرایط منظم کنترل شده و تجربی صورت گیرد .

۲-۳-جامعه آماری :

در پژوهش حاضر عبارت است کلیه بیماران سرطانی با تشخیص انواع بیماری که در سال ۱۳۹۱ جهت درمان به بیمارستان ها و مراکز در مانی تحت نظارت دانشگاه علوم پزشکی شیراز مراجعهنموده اند .

۳-۳-نمونه آماری و روش نمونه گیری :

نمونه آماری در این پژوهش عبارت است ۶۰ نفر زن از بیماران سرطانی که به صورت شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و همچنین تعداد ۶۰ نفر افراد عادی که به صورت در دسترس انتخاب شده اند و با توجه به اهمیت متغیرهای مختلف جمعیت شناختی وضعیت سن ، تاهل و سن ازدواج به شرح زیر می‌باشد :

جدول ۱-۳ : فراوانی و درصد سن افراد بیمار و عادی شرکت کننده در پژوهش

سن
افراد بیمار
افراد عادی

تعداد

درصد

تعداد

درصد

۲۵-۲۰

۴

۶۶/۶

۵

۳۳/۸

۳۰- ۲۶

۴

۶۶/۶

۱۴

۳۳/۲۳

۳۵-۳۱

۸

۳۳/۱۳

۱۱

۳۳/۱۸

۴۰- ۳۶

۷

۶۶/۱۱

۱۳

۶۶/۲۱

۴۵- ۴۰

۱۳

۶۶/۲۱

۹

۱۵

۵۰-۴۶

۱۰

۶۶/۱۶

۷

۶۶/۱۱

بالاتر از ۵۰

۱۴

۳۳/۲۳

۱

۶۶/۱

جدول ۲-۳ : فراوانی و درصد وضعیت تاهل افراد بیمار و عادی شرکت کننده در پژوهش

وضعیت تاهل
افراد بیمار
افراد عادی

تعداد

درصد

تعداد

درصد

متا هل

۵۸

۷/۹۶

۴۹

۶۶/۷۱

مجرد

۱

۷/۱

۸

۳۳/۱۳

مطلقه

۱

۷/۱

۳

۵

جدول۳-۳ : فراوانی و درصد سن ازدواج ا فراد بیمار و عادی شرکت کننده در پژوهش

سن ازدواج
افراد بیمار
افراد عادی

فراوانی

درصد

فراوانی

درصد

کمتر از ۱۲ سال

۱

۶۶/۱

۸

۳۳/۱۳

۱۵-۱۲

۱۱

۳۳/۱۸

۱۰

۶۶/۱۶

۲۰-۱۶

۲۰

۳۳/۳۳

۱۷

۳۳/۲۸

۲۵-۲۱

۱۳

۶۶/۲۱

۱۲

۲۰

۳۰-۲۶

۱۳

۶۶/۲۱

۱۰

۶۶/۱۶

بالاتر از ۳۰

۲

۳۳/۳

۳

۵

۴-۳-ابزارهای تحقیق :

۱-۴-۳-پرسشنامه طرح واره ناسازگار یانگ:

یک پرسشنامه ۷۵ سوالی است که برای سنجش ۱۵ طرح واره های شناختی اولیه طراحی شده است این طرح واره‌ها عبارتنداز محرومیت هیجانی، رها شدگی،بی‌اعتمادی، بدرفتاری، انزوای اجتماعی، نقص- شرم، بی‌کفایتی، آسیب‌پذیری نسبت به ضرر- خود تحول نیافته و گرفتار اطاعت، فداکاری ، بازداری داری عاطفی- معیارهای سرسختانه، استحقاق یا بزرگ منشی، خود کنترل ناکافی و شکستولبرن و همکاران ( ۲۰۰۲)، هر یک از ۷۵ عبارت این پرسشنامه مقیاس لیکرت ۵ نقطه‌ای از «اصلاً ‌در مورد من صدق نمی‌کند» تا. «دقیقاً مرا توضیف می‌کند» نمره گذاری می‌شود (عباسیان و فاتحی زاده، ۱۳۸۲). نمره فرد در هر طرح واره‌با جمع نمرات پنج سوال مربوط به آن طرح واره حاصل می‌شود که دامنه آن در هر طرح واره از ۵ تا ۲۵ است نمره بالاتر نشان دهنده حضور پررنگ‌تر طرح واره ناکارآمد است و در این پرسشنامه از نمره کل می‌توان هم در سطح هر طرح واره و هم در سطح نمره کل پرسشنامه با هم مقایسه کرد. این پرسشنامه توسط یانگ و برون۲ (۱۹۹۴) طراحی شده است فرم اولیه ۲۰۵ آیتم بود. به منظور ساختن آزمونی کوتاهتر، فرم کوتاه این پرسشنامه در سال ۱۹۹۸ طراحی شد (ولبرن و همکاران، ۲۰۰۲).

پایایی ، در مطالعه ولبرن و همکاران(۲۰۰۲) . کلیه خرده مقیاس‌های ۱۵ گانه فرم کوتاه پرسشنامه طرح واره‌ها از همسا نی درونی کافی بسیار خوبی برخوردار بودند.

آلفای کرونباخ کلیه‌طرح‌واره‌ها از (۷۶/۰ تا ۹۳/۰) محاسبه شد ناشی (۱۹۷۸) ضریب آلفای بالای ۷۰/۰ را خوب محسوب می‌کند (همان منبع) .

در مطالعه عباسیان و فاتحی زاده (۱۳۸۲) که به منظور اعتباریابی فرم کوتاه پرسشنامه طرح‌واره‌های شناختی روی دانشجویان اصفهان قرار گرفت پایایی پرسشنامه به روش همسانی درونی از طریق آلفای کرونباخ

    1. . Torner ↑

    1. .Miranda ↑

    1. .Grass ↑

    1. .Persons ↑

    1. .Han ↑

    1. extreme thinking ↑

    1. arbitraray thinking ↑
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:28:00 ق.ظ ]




A

۹۵۲الف۹۶۲ب

در این حالت هر دو واحد دارای ستاده یکسانی هستند. ولی واحد «الف» نسبت به واحد «ب» به میزان یک واحد کمتر ‌کرده‌است و همان تعداد ستاده واحد «ب» تولید ‌کرده‌است .

مثال فوق یک مورد بسیار ساده می‌باشد. در دنیای واقعی تعداد واحد های تصمیم گیری زیاد و دارای نهاده ها و ستاده های چند گانه می‌باشند و مقایسه زوجی همه ی واحد ها امکان پذیر نمی باشد .

تحلیل پوششی داده به جای مقایسه یک به یک واحد ها یک ترکیب خطی از واحد ها را با هم مقایسه می‌کند. بدین صورت که وقتی چندین واحد تصمیم گیری با نهاده ها و ستاده های چند گانه وجود دارد بجای مقایسه یک به یک واحد، با ایجاد یک واحد مجازی که ترکیبی خطی از سایر واحد های تصمیم گیری می‌باشد به ارزیابی واحد های تصمیم گیری می پردازد .

یک واحد تصمیم گیری کاراست اگر واحد یا ترکیبی از سایر واحد ها نتوانند همان مقدار ستاده واحد تحت بررسی را با مقدار داده کمتری تولید کنند و به عبارت دیگر واحد تصمیم گیری کاراست، اگر واحد یا ترکیبی از سایر واحد ها نتوانند با همان مقدار تحت ارزیابی میزان ستاده بیشتر نسبت به واحد تحت ارزیابی تولید کنند. واحدی که کارا نباشد ناکاراست.

تحلیل پوششی داده ها (DEA) مبنی بر یک سری بهینه سازی با بهره گرفتن از برنامه ریزی خطی است و نوع تابع آن از قبل مشخص نبوده تا پارامترهای آن برآورد نمود، لذا روش “غیر پارامتریک ” نیز گفته می‌شود. (میرهدایتیان ۲۰۱۳).

=کارایی

مفهوم کارایی در تحلیل پوششی داده ها

کارایی یک واحد مستلزم مقایسه ستاده های آن واحد می‌باشد. در ساده ترین حالت تنها یک داده و یک ستاده وجود دارد، کارایی را می‌توان از تقسیم ستاده به داده به دست آورد .

به طور مثال کارایی یک کامپیوتر از تقسیم تعداد محاسبات به مقدار زمان به دست می‌آید که حاصل تعداد محاسبات در واحد زمان را نشان می‌دهد .

اگر واحد تصمیم گیری دارای داده ها و ستاده های چند گانه باشد و ارزش (قیمت ) هر یک از داده ها و ستاده ها معلوم باشد، می‌توان از تقسیم مجموع حاصلضرب مقدار ستاده ها در وزن های (قیمت یا ارزش ) مربوط به مجموع حاصل ضرب مقدار داده ها در وزن های مربوطه میزان کارایی را محاسبه کرد .

=کارایی

۲-۷-۳٫مدل‌های اصلی تحلیل پوششی داده ها (DEA) :

اگر چه تعداد مدل‌های تحلیل پوششی داده ها روز به روز افزایش یافته و جنبه ی تخصصی پیدا می‌کند اما مبنای همه ی آن ها، تعداد مدل اصلی است که توسط بنیانگذاران این روش علمی طراحی و تبیین گردیده است. در این قسمت به تشریح برخی از این مدل‌های اصلی پرداخته می‌شود که عبارتند از :

۱:مدل اصلی (CCR)

۲: مدل اصلی (BCC)

مدل‌های اصلی اول و دوم، با گرایش نهاده گرا و ستاده گرا همراه با یک مثال ساده به منظور درک تفاوت ها بیان می‌شود. بدیهی است برای آشنایی بیشتر با مدل های منشعب از این مدل های اصلی، مطالعه مقالات و کتب کاربردی رویکرد تحلیل پوششی داده ها سودمند می‌باشد.

۲-۷-۳-۱٫مدل اصلی CCR:

این مدل در ابتدا توسط چارنز، کوپر و رودز در سال (۱۹۸۷) پیشنهاد شد و نام آن از حروف اول اسامی پیشنهاد دهندگان گرفته شده که بیشتر به (CCR) معروف است. اگر فرض کنیم تعداد (DMUJ) برابر با (n) باشد، یعنی (DMU1, DMU2, DMU3,…, DMUn) که از (m) نوع نهاده مصرف کرده و (s) نوع ستاده تولید می‌کنند، در این صورت نهاده های (DMUj) شامل (x1j,x2j,…,xmj) و ستاده های (DMUj) شامل (y1j,y2j,…,ysj) خواهد بود. می‌توان ماترس نهاده ها را نماد (X) و ماتریس ستاده ها را نماد (Y) به صورت زیر نشان داد .

با در نظر گرفتن این داده ها می‌توان کارایی هر (DMUJ) را با بهره گرفتن از مدل (CCR) محاسبه نمود، مدل اولیه (CCR) که به صورت برنامه ریزی خطی نوشته شده است به صورت مدل زیر می‌باشد .

MAX = U1 Y1P + …+ US YSP

St:

V1Y1P+ … +VMXMP = ۱

V1Y1J + USJ ≤ V1Y1J + …+ VMXMJ (J=1,…,n)

V1 , V2 , …, VM ≥ ۰

U1 , U2 , …, US ≥ ۰

در این مدل (VI) اوزان یا ضرایب نهاده ها و (Ur) اوزان یا ضرایب ستاده هاست. با حل برنامه خطی مذکور، ضرایب نهاده ها و ستاده ها که متغیر این مدل هستند، طروی به دست می‌آید که نسبت کارایی (DMUP) به حداکثر برسد. به واسطه محدودیت های مدل برنامه ریزی، ارزش بهینه تابع هدف () حداکثر برابر (۱) خواهد بود. همچنین در مدل (CCR) ارزش بهینه، مستقل از معیارهایی هستندکه نهاده ها و ستاده ها توسط آن ها اندازه گیری می‌شوند و برای تمام (DMU ها) یکسان می‌باشند، ‌بنابرین‏ یک فرد می‌تواند ستاده ها را مثلا با کیلو گرم اندازه گیری کند و دیگری با گرم و نفر سوم با پوند و …. اما نتیجه ارزیابی یکسان خواهد بود.

الف.دیدگاه‌های ورودی ـ محور و خروجی ـ محور در حل مدل‌های CCR

در مدل‌های DEA، راهکار بهبود واحدهای ناکارا، رسیدن به مرز کارایی است. مرز کارایی‌،‌ متشکل از واحدهایی با اندازه کارایی ۱ است. به طور کلی، دو نوع راهکار برای بهبود واحدهای غیرکارا و رسیدن آن ها به مرز کارایی وجود دارد:

الف – کاهش نهاده‌ها بدون کاهش ستاده‌ها تا زمان رسیدن به واحدی بر روی مرزکارایی ( این نگرش را ماهیت نهاده‌ای بهبود عملکرد یا سنجش کارایی با ماهیت ورودی ـ محور می‌نامند).

ب- افزایش ستاده‌ها تا زمان رسیدن به واحدی بر روی مرز کارایی بدون جذب نهاده‌های بیشتر ( این نگرش را ماهیت ستاده‌ای بهبود عملکرد یا سنجش کارایی با ماهیت خروجی ـ محور می‌نامند).

این دو الگوی بهبودکارایی در نمودار ۲-۱ نشان داده شده است. همان‌ طور که در شکل مشخص است، واحد A ناکاراست. A1 بهبودیافته آن با ماهیت ورودی ـ محور (نهاده‌ای) و A2، نسخه بهبودیافته آن با ماهیت خروجی ـ محور (ستاده‌ای) است.

ستاده

A2

A1

A

نمودار۲-۱٫ الگوی بهبود کارایی

در مدل‌های تحلیل پوششی داده ها با دیدگاه ورودی ـ محور، به دنبال دست‌یابی به نسبت ناکارایی فنی هستیم که بایستی در ورودی‌ها کاهش داده شود تا بدون تغییر در میزان خروجی‌ها، واحد در مرز کارایی قرار گیرد. اما در دیدگاه خروجی ـ محور، به دنبال نسبتی هستیم که بایستی خروجی‌ها افزایش یابند تا بدون تغییر در میزان ورودی‌ها، واحد به مرز کارایی برسد. با پیشنهاد چارنز و کوپر، با اعمال محدودیت در مدل برنامه‌ریزی کسری CCR، این مدل به مدل برنامه‌ریزی خطی زیر تبدیل شد:

مدل تعیین کارایی فوق، به مدل مضربی CCR ورودی ـ محور (CCR.I) معروف است. اما برای تبدیل مدل کسری CCR به یک مدل برنامه‌ریزی خطی می‌توان از روش دیگری نیز استفاده کرد. در این روش با اعمال محدودیت، مدل برنامه‌ریزی کسری CCR به مدل برنامه‌ریزی خطی زیر تبدیل می‌شود که بیانگر مدل مضربی CCR خروجی ـ محور (CCR.O) است:

ب .با رویکرد ورودی ـ خروجی محور (CCR.IO)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:28:00 ق.ظ ]




۲-۲۵٫ عوامل به وجودآورنده فراشناخت

اسکرا و مشمن، معتقدند که سه عامل یادگیری های فرهنگی، ساخت فردی و تعامل همگنان در ایجاد و پایه گذاری نظریه های فراشناخت فرد دخالت دارند. نظریه های فراشناختی از درونی شدن فرهنگ ازطریق یادگیری اجتماعی، ساخته می‌شوند. مفاهیم مشترک اجتماعی از طریق تجربه غیررسمی و آموزش رسمی به فراگیران انتقال داده می‌شوند. بارزترین نوع یادگیری فرهنگی، آموزش مستقیم طرز استفاده از مهارت های فراشناختی و هماهنگ سازی این مهارت ها به فراگیران است. مانند برنامه ای که هدف آن افزایش دانش فراشناختی شرطی، فرآیندی و خبری ‌در مورد خواندن باشد. علاوه بر یادگیری های فرهنگی که تحت تاثیر آموزش و پرورش رسمی و غیررسمی است، خود افراد نیز ساختارها یا سازمان های شخصی را بنا می‌کنند.مهارت ها و راهبردهای شناختی خود را توسعه و دانش فراشناختی خود را منظم کنند و نیز بتوانند شرایطی را به وجود آورند تا یادگیرنده ای راهبردی شوند. تعامل همگنان شامل فرآیندی دارای سازماندهی اجتماعی است که از انتقال فرهنگی و سازمان فردی متمایز است. این افراد دارای سطح مشابه شناخت هستند که تعامل با آنان باعث افزایش عملکرد فرد در تکالیف شناختی می شود (اسکرا و مشمن(۱۹۹۵) به نقل از صادقی و محتشمی،۱۳۸۹).

۲-۲۶٫ راهبردهای شناختی

راهبرد (استراتژی) به یک نقشه کلی یا مجموعه ای عملیات که برای رسیدن به هدف معینی طرح ریزی شده گفته می شود. اصطلاح دیگر وابسته به راهبرد، تاکتیک است. تاکتیک به یک فن یا تکنیک خاصی گفته می شود که در خدمت استراتژی قرار دارد. اصطلاح شناخت به فرایندهای درونی ذهنی یا راه هایی که در آن ها اطلاعات پردازش می شود. یعنی راه هایی که ما به وسیله آن ها اطلاعات را مورد توجه قرار می‌دهیم، آن ها را تشخیص می‌دهیم و به رمز در می آوریم و در حافظه ذخیره سازی می‌کنیم و هر وقت که نیاز داشتیم آن ها را از حافظه فرا می خوانیم و مورد استفاده قرار می‌دهیم، گفته می شود ( ساوجی پاکدامن، ۱۳۷۹). از آنجایی که شناخت به فرآیندهایی اشاره دارد که افراد به کمک آن ها یاد می گیرند، فکر می‌کنند و به یاد می آورند. هر تدبیری که یادگیرنده ‌به این منظور به کار می‌گیرد ” راهبرد یا استراتژی ” نام دارد.

بنا به تعریف فوق، راهبرد شناختی به هر گونه رفتار، اندیشه، یا عمل گفته می شود که یادگیرنده در ضمن یادگیری مورد استفاده قرار می‌دهد و هدف آن کمک به فراگیری، سازماندهی و ذخیره سازی دانش ها و مهارت ها و نیز سهولت بهره برداری از آن ها در آینده است (واینستاین[۸۱] و هیوم[۸۲](۱۹۸۸)، به نقل از سیف، ۱۳۸۰). راهبردهای شناختی ابزار یادگیری هستند که شامل ” تکرار و مرور[۸۳]“، “بسط و گسترش[۸۴]” و” سازماندهی[۸۵]” است. لفرانسوا[۸۶](۱۹۹۷) در تمایز بین راهبردها یا مهارت های شناختی و فراشناختی توضیحات زیر را ارائه داده است: من تصمیم می گیرم که معانی اصطلاحات مربوط به آموزش و پرورش علوم شناخت جدید را بیاموزم. (انتخاب هدفی که فکر می کنم از عهده آن برمی آیم، یک تجربه فراشناخت است). به مطالعه مورد نظر می پردازم (فعالیت شناختی). بعد از خواندن چند سطر مکث می کنم، احساس مبهمی از این که چیزی را نفهمیده ام به من دست می‌دهد (تجربه فراشناخت). آن دو سطر را دوباره می خوانم (فعالیت شناختی). حال احساس می کنم که دارم می فهمم (فراشناخت). به خواندن ادامه می دهم، و به هر تعریفی که بر می خورم یکی دو بار آن را برای خودم تکرار می کنم (مرور ذهنی یک راهبرد شناختی). احساسی به من دست می‌دهد حاکی از اینکه دارم یاد می گیرم (تجربه فراشناخت). کارم را به پایان می رسانم، به هر یک از اصطلاحات نگاه می کنم و به آرامی تعریف آن را تکرار می کنم (شناخت). از اینکه مطالب را می فهمم و تا امتحان فردا آن ها را به یاد خواهم داشت احساس رضایت می کنم (فراشناخت)، (به نقل از آقازاده و احدیان، ۱۳۷۷).

‌بنابرین‏ بر طبق نظر فلاول (۱۹۸۲، به نقل از گارنر[۸۷]، ۱۹۸۸) روابط متقابلی بین عناصر فراشناختی وجود دارد. به نظر می‌رسد که دانش فراشناختی، تجربه فراشناختی و رفتار فراشناختی طی دوره انجام تکلیف شناختی، اطلاعاتی برای یکدیگر فراهم می‌کنند و همدیگر را فرا می خوانند. دانش فراشناختی پایه ای برای تجربه فراشناختی است که به نوبه خود استفاده از راهبردهای شناختی و فراشناختی را افزایش می‌دهد. همچنین تجربه فراشناختی می‌تواند بازبینی دانش فراشناختی را ارتقاء دهد و تجربه های فراشناختی بیشتری را فراهم کند. استفاده از راهبردهای فراشناختی می‌تواند هم استفاده از راهبردهای شناختی و هم بازبینی دانش فراشناختی را تحریک کند و استفاده از راهبردهای شناختی می‌تواند تجربه فراشناختی را ایجاد کند.

۲-۲٫ جدول روابط متقابل بین عناصر فراشناخت

تجربه فراشناختی اهداف فراشناختی

استفاده از راهبردها دانش فراشناختی

در بحث از تمایز راهبردهای شناختی و فراشناختی نظر اغلب محققان و در درجه اول فلاول بر این است که آنچه بین این دو راهبرد تفاوت و تمایز ایجاد می‌کند، تفاوت در چگونگی استفاده از اطلاعات است. راهبردهای فراشناختی فرایندهای متوالی هستند که شخص برای کنترل فعالیت های شناختی و برای اطمینان از دستیابی به یک هدف شناختی مورد استفاده قرار می‌دهد. این فرآیندها به شخص در تنظیم، هدایت یادگیری، برنامه ریزی، نظارت بر فعالیت های شناختی و همچنین در وارسی آن فعالیت ها کمک می‌کند. در حالی که راهبردهای شناختی برای کمک به فرد در دستیابی به یک هدف معین مورد استفاده قرار می‌گیرد (مصرآبادی، ۱۳۸۰).

۲-۲۷٫ راهبردهای فراشناختی

همان طور که اشاره شد، راهبردهای شناختی، راه های یادگیری هستند. در مقایسه با آن ها، راهبردهای فراشناختی تدابیری هستند برای نظارت بر راهبردهای شناختی و هدایت آن ها. دمبو (۱۹۹۴) در مقایسه این دو نوع راهبرد گفته است:

بر حسب نظام خبر پردازی، راهبردهای شناختی به ما کمک می‌کنند تا اطلاعات تازه را به منظور پیوند دادن با اطلاعاتی که می‌دانیم و برای ذخیره سازی در حافظه دراز مدت آماده سازیم. راهبردهای شناختی اعمال را کنترل می‌کنند و به آن ها جهت می‌دهند. به سخنی دیگر، می توان به یادگیرندگان راهبردهای شناختی زیادی را آموزش داد، اما اگر آنان از مهارت های فراشناختی لازم که می‌گوید در یک موقعیت کدام راهبرد یا استراتژی شناختی مورد استفاده قرار گیرد و چه وقت باید تغییر استراتژی داد، بی بهره باشند هرگز یاد گیرندگان موفقی نخواهند شد. ‌بنابرین‏، راهبردهای شناختی و فراشناختی باید با هم کار کنند (به نقل ‌از سیف، ۱۳۸۰).

فلاول (۱۹۷۹) نیز راهبردهای شناختی و فراشناختی را با هم مقایسه کرده و در این باره گفته است که یادگیرندگان ماهر راهبردهای شناختی را به خدمت می گیرند تا به پیشرفت شناختی دست یابند و از راهبردهای فراشناختی استفاده می‌کنند تا بر آن پیشرفت نظارت و کنترل داشته باشند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:28:00 ق.ظ ]




(۱۹۹۴)،گیگر و راقوناندان (۲۰۰۲)و گیگر و راما[۱۴](۲۰۰۶) معتقدند که یکی از مهمترین مسائلی که حسابرس ها می بایستی در خصوص آن جهت گزارش و یا عدم گزارش تصمیم گیری کنند،موضوع تداوم فعالیت صاحبکار است. انتشار گزارش مشروط در خصوص ابهام در تداوم فعالیت صاحبکار می‌تواند تبعات سنگینی برای صاحبکاران داشته باشد. این گزارش خلاف میل مدیریت، باعث افزایش فشار بر حسابرس شده که در نتیجه ممکن است باعث خدشه دار شدن استقلال حسابرس شود. موضوع دقت گزارش گیری در خصوص تداوم فعالیت را می توان از دو نظر مورد بررسی قرار داد:

۱- اشکال نوع اول، حسابرس ممکن است در سال قبل از ورشکستگی شرکت مورد رسیدگی گزارش خود به وجود ابهام در تداوم فعالیت اشاره کرده باشد که این می‌تواند ‌به این معنا باشد که حسابرس به نحو صحیح به وظیفه خود در خصوص بررسی وضعیت شرکت عمل نکرده و یا اینکه تحت فشارهای مدیریت قرار گرفته و گزارش خود را به نحو مناسب تعدیل نکرده است و در نهایت در هر دو حالت کیفیت حسابرسی مورد سوال قرار می‌گیرد.

۲-اشکال نوع دوم، حسابرس ممکن است در گزارش خود به ابهام در تداوم فعالیت اشاره کرده باشد، در حالی که شرکت پس از آن برای مدتی طولانی به فعالیت ادامه داده باشد. انتشار گزارش تعدیل شده بر اساس تداوم فعالیت تبعات سنگینی برای شرکت داشته و اشتباه حسابرس در ارزیابی تداوم فعالیت صاحبکار یک ضعف در کیفیت حسابرسی محسوب می شود. گیگر و راما(۲۰۰۶) در پژوهش خود ‌به این نکته اشاره کردند که شاخص دقت گزارشگری در خصوص تداوم فعالیت بر خلاف تمامی شاخص های دیگر که بررسی اطلاعات مالی شرکت جهت تعیین کیفیت حسابرسی می پردازد، مستقیما کار حسابرس ها را مورد آزمون قرار داده و نتیجه گیری می‌کند. در این شاخص، در صورتی که حسابرس در سال قبل از ورشکستگی به موضوع ابهام در خصوص تداوم فعالیت اشاره کرده باشد کیفیت حسابرسی در سطح مطلوب و در غیر این صورت کیفیت حسابرسی در سطح پایین ارزیابی می شود.

۳-ایراد اصلی که ‌به این شاخص سنجش کیفیت حسابرسی گرفته می شود این است که بر اساس تغییر استاندارد حسابرسی مربوط به تداوم فعالیت ناتوانی حسابرس در تشخیص ورشکستگی آتی صاحبکار خود در یک گزارشگری ناموفق محسوب نمی شود زیرا حسابرس ها وظیفه پیش‌بینی ورشکستگی مشتریان خود را ندارند، ولی با این حال از نظر استفاده کنندگان از صورت های مالی و عموم مردم، روبرو شدن با ورشکستگی یک واحد تجاری بدون وجود هر گونه اخطار در گزارش حسابرسی یک ایراد محسوب می شود(گیگر و راقوناندان،۲۰۰۲).

۲-۶- مفهوم دقت پیش‌بینی سود آتی و اندازه مؤسسه‌ حسابرسی

پیش‌بینی سود یکی از منابع مهم اطلاعاتی و تصمیم گیری است. در برخی از کشورها پیش‌بینی سود توسط دو گروه انجام می شود:

الف) مدیریت شرکت

ب) تحلیلگران مالی

در بورس اوراق بهادار تهران، شرکت ها مکلف هستند که اطلاعات مربوط به پیش‌بینی سود خود را از طریق بورس اوراق بهادار در اختیار سرمایه گذاران، تحلیلگران، تصمیم گیرندگان و…قرار می‌گیرد، باید سودمند و از جمله مربوط ترین اطلاعات باشد(نیکومرام و گرکز،۱۳۸۸، صفحه۳).

امروزه سرمایه گذاری به شیوه های متعدد بخصوص سرمایه گذاری در سهام شرکت های مختلف در جامعه به صورت وسیعی مورد توجه افراد حقیقی و حقوقی قرار گرفته است. همچنین افراد برای سرمایه گذاری و اطمینان از کسب بازده سرمایه گذاری به طرق مختلف به دنبال کسب اطلاعات از منابع مختلف می‌باشند. معمولا هدف اغلب سرمایه گذاران و سهام‌داران عادی و حقیقی از سرمایه گذاری در سهام شرکت ها افزایش ثروت و کسب سود هر چه بیشتر می‌باشد. لذا وجود اطلاعات ‌در مورد عملکرد آتی شرکت مخصوصاً نحوه ی سودآوری و تقسیم سود آن در سال های آتی می‌تواند اهمیت بسزایی در تصمیمات سرمایه گذاران و ارزیابی شرکت داشته باشد. از طرفی امکان اطلاع رسانی ‌در مورد شرکت ها می‌تواند به مدیران شرکت ها هم در جذب سهام‌داران بیشتر کمک کند(سعیدا اردکانی و محمودیان، ۱۳۸۹).

هنگام تصمیم گیری ‌در مورد تقسیم سود توسط شرکت، بازار، انتظارات خود را از سود آینده پیش‌بینی می‌کند. این انتظارات بر اساس برآورد سود شرکت، فرصت های سرمایه گذاری و طرح های شرکت برای تامین مالی شکل می‌گیرد. اگر سود اعلام شده مطابق با چیزی که بازار انتظار دارد باشد، قیمت ها تغییر نخواهند کرد؛ در مقابل، اگر سود اعلام شده بیشتر از سود مورد انتظار باشد، باید در ارزیابی بازنگری شود. اگر در بازار، افزایش غیرمنتظره ای در سود پرداختی دیده شود، چه اتفاقی نی افتد؟ با توجه به فرصت های سرمایه گذاری، مدیران باید به نحوی عمل می‌کردند که انتظار می‌رفت، مگر این که سود واقعی بیشتر از سود پیش‌بینی شده باشد؛ اما آن ها سود را اعلام نمی کنند و فقط سود پرداختی را اعلام می‌کنند(مکوندی و همکاران، ۱۳۸۷، صفحه ۱۷۰).

۲-۷-مفهوم هزینه سرمایه و اندازه مؤسسه‌ حسابرسی

اصطلاح “هزینه سرمایه” در واقع “نرخ بازده مورد انتظار” یک سرمایه گذاری است و مترادف اصطلاح “بازده مورد انتظار” می‌باشد. روش میانگین موزون هزینه سرمایه تکنیکی است که بازده مورد انتظار را بر حسب اجزاء منفرد تشکیل دهنده ساختار سرمایه شرکت، اندازه گیری می‌کند. در این روش، هزینه هر یک از اقلام بدهی و بازده هر یک از اقلام حقوق صاحبان سهام به طور جداگانه محاسبه می شود. با در نظر گرفتن این شاخص ها می توان بازده مورد انتظار کل را تعیین کرد، به طوری که این بازده هزینه بهره اقساط بدهی و سود سهام ممتاز را پوشش دهد و در نهایت بازده کافی برای سهام‌داران عادی که ریسک سرمایه گذاری را پذیرفتند باقی بماند(وکیلی فر، ۱۳۸۸، صفحه ۲۸).

هزینه سرمایه حداقل نرخ بازده ای است که کسب آن برای حفظ ارزش بازار شرکت الزامی است هزینه سرمایه به عنوان عامل اساسی در تصمیم گیری های مرتبط با سرمایه گذاری، بودجه بندی سرمایه ای، مدیریت سرمایه در گردش، استقرار ساختار بهینه مالی، کمک به اندازه گیری عملکرد و تعیین ارزش شرکت از طریق کمک به تنزیل جریان های نقدی مورد توجه قرار می‌گیرد(رضایی و همکاران ۱۳۸۹).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:27:00 ق.ظ ]




(ROEit+1)Et
۲rm,tσ

∆AP

∆AR

∆CA

∆CL

∆INV

∆OCA

∆OCL

AQt

At-2

ATAit

BETAit

BMRATIO

CFO

D

DAt

DEP

DEPNit

E

HMLt

Log(BMRATIO)it

Log(MKTV)it

MKTV

Ncr

NDAt
NIBEit

Nt

Pp

PPEit

Pt

R2
RDD – Scaledit
RDDit

RE

RETit

Rf t+1

Ri,t+1

Rmt
ROEit

SAQt

SMBt

SSE

SST

SURP

TAit

TAt-1
TCAit
TEDPIX

ΔCAit

ΔCashit

ΔCLit

ΔREVit

ΔSTDEBTit

تفاوت بازده سرمایه واقعی و بازده سرمایه مورد انتظار

واریانس بازده بازار در طی دوره ی t

تغییر در حساب های پرداختنی

تغییر در حساب های دریافتنی

تغییر در دارایی های جاری غیرنقدی

تغییر در بدهی های جاری به جزء بدهی های کوتاه مدت و مالیات پرداختنی

تغییر در موجودی های کالا

تغییر در سایر دارایی های جاری

تغییر در سایر بدهی های جاری

بازده پرتفوی ایجاد شده بر اساس عامل کیفیت اقلام تعهدی

کل دارایی های دو دوره قبل

میانگین جمع دارایی ها برای سال های t-1، t و t+1

بتای قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای

نسبت ارزش دفتری به قیمت بازار

وجوه نقد حاصل از عملیات

کل سود سهام پرداخت شده

بخش اختیاری اقلام تعهدی

استهلاک دارایی های مشهود و نامشهود

هزینه استهلاک

سود

عامل ریسک بازده سهام که به نسبت ارزش دفتری شرکت ها

لگاریتم نسبت ارزش دفتری به قیمت بازار

لگاریتم ارزش بازار حقوق صاحبان سهام

ارزش بازار حقوق صاحبان سهام

تعداد سهام افزایش یافته از محل آورده نقدی یا مطالبات

بخش غیراختیاری اقلام تعهدی

سود خالص قبل از اقلام غیر عادی

تعداد سهام عادی شرکت

بهای پذیره نویسی

دارایی های ثابت مشهود

قیمت سهام در پایان ماه t

ضریب تعیین

رتبه ی دهکی مبتنی بر معیار استاندارد شده ی دیچاو و دیچو.

رتبه ی دهکی مبتنی بر معیار دیچاو و دیچو

بازده واقعی

بازده سهام شرکت

نرخ یک ماهه ی سود سپرده بانکی کوتاه مدت

بازده سهام شرکت ها برای ماه t+1

بازده پرتفوی بازار

بازده سرمایه شرکت

بازده پرتفوی ایجاد شده

عامل ریسک بازده سهام

تغییرات جمله خطا که توسط رگرسیون توضیح داده نمی‌شود

کل تغییرات در مقدار متغیر وابسته

متغیر شوک درآمد

جمع اقلام تعهدی

اقلام تعهدی دوره قبل

کل اقلام تعهدی جاری

شاخص بازده نقدی و قیمت در پایان سال

تغییر در دارایی های جاری طی سال

تغییر در وجه نقد

تغییر در بدهی های جاری

تغییر درآمد عملیاتی

تغییر در حصه جاری تسهیلات مالی دریافتنی

فصل اول

۱-۱- مقدمه

تصمیم ­گیری درست سرمایه‌گذاران تابع صورت‌های مالی به طور اعم و سود حسابداری به طور اخص می‌باشد. تا زمانی که اطلاعات مالی کیفیت لازم را نداشته باشند و در واقع ویژگی های مربوط بودن و قابلیت اتکا را دارا نباشند این امر میسر نبوده و در نهایت تخصیص بهینه منابع صورت نخواهد گرفت (ثقفی و کردستانی، ۱۳۸۳). استفاده کنندگان از صورت های مالی (سرمایه گذاران، اعتباردهندگان، مدیران شرکت‌ها، تحلیلگران، پژوهشگران و …) بیشترین توجه خود را به سود خالص به عنوان مهمترین و در واقع کامل ترین قلم اطلاعاتی در بین کلیه اطلاعات حاصل از صورت های مالی متمرکز می نمایند. پیش ­بینی سود شرکت ها و تعدیل آن به طور وسیعی در مطبوعات مالی منتشر شده و با گذشت زمان مورد تجدیدنظر قرار می‌گیرد. مدیران اشتیاق زیادی به حفظ رشد سود شرکت‌ها دارند زیرا اغلب پاداش آن ها وابسته به سود بوده و از طرفی تغییرات در سود بلافاصله در قیمت سهام منعکس می‌گردد (کنان و همکاران، ۲۰۰۱).

تأکید بیش از حد بر سود بیانگر این است که بازار به آخرین قلم اطلاعاتی صورت سود و زیان یعنی سود متمرکز شده و سایر شاخص ها را نادیده می‌گیرد (فرانسیس و همکاران، ۲۰۰۵). سود به عنوان نتیجه نهایی فرایند طولانی حسابداری که تا این اندازه مورد توجه و تأکید استفاده کنندگان از اطلاعات حسابداری است، تحت تأثیر رویه های حسابداری محاسبه می شود. رویه­ هایی که با توجه به انعطاف پذیری استانداردهای حسابداری دست مدیران را در انتخاب باز گذاشته و به مدیران در انتخاب از بین رویه های گوناگون و در نهایت تصمیم گیری ‌در مورد زمان شناخت و اندازه گیری هزینه ها و درآمد، آزادی عمل می‌دهد. مدیریت فرصت اعمال نظر می‌یابد و انگیزه دارد با به کارگیری غیر محافظه کارانه رویه های حسابداری، رشد سود شرکت را ثبات ببخشد. شواهد تجربی دخل و تصرف مدیریت در سود را تأیید می‌کند (ثقفی و کردستانی، ۱۳۸۳).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:27:00 ق.ظ ]




– یکی بودن مالک عرصه و اعیانی

در صورتی که مالک عرصه و اعیان جدا از هم باشند هیات حل اختلاف صالح به رسیدگی می‌باشد.

۷- وجود سابقه ثبتی ملک مورد تقاضا: منظور از سابقه ثبت این است که برای ملک مورد تقاضا، اظهار نامه ی ثبتی در حدود ضوابط قانونی تنظیم شده باشد.

اظهار نامه ثبتی “ورقه ای است چاپی و رسمی که توسط مامور دولتی مخصوص پس از تنظیم صورت مجلسی شامل حدود و نوع ملک و مشخصات آن و مالک و اخذ امضای کدخدا و ریش سفیدان محل بین متصرفان به عنوان مالکیت توزیع می شود[۳۰]

چنانچه ملک مورد تقاضا فاقد سابقه ثبتی بوده یا سند معارضی صادر شده باشد و یا به ثبت ملک مورد تقاضا اعتراض شده باشد رسیدگی به تقاضا منوط به تعیین تکلیف نهایی اعتراضات در مرجع صالح خواهد بود[۳۱].

۲- رسیدگی به تقاضای مربوط به ثبت املاک مشاع

۳- صدور دستور جهت صدور سند مالکیت مفروز بنام متقاضی

هر گاه انتقال ملک به متقاضی به صورت عادی یا رسمی[۳۲] به نحوه مشاع بوده تصرف به صورت مفروز باشد رئیس اداره ثبت رسیدگی خواهد کرد.

۴- صدور دستور جهت صدور سند مالکیت مشاعی بنام متقاضی

چنانچه انتقال با سند عادی بنحو مشاع ولی تصرف به صورت مفروز بوده و بین مالک مشاعی و متصرف، توافق باشد اما سایر مالکین مشاعی با تصرفات مفروزی متقاضی موافقت نداشته باشند رئیس اداره ثبت رسیدگی خواهد کرد.

۲-۲-۱-۲-۲ صلاحیت هیات حل اختلاف ثبتی و نحوه اقدام آن

دومین مرجعی که صالح به اجرای قانون اصلاحی (مواد ۱۴۷ و ۱۴۸) ثبت می‌باشد هیات حل اختلاف موضوع ماده ۱۴۸ اصلاحی است.

۱- ترکیب اعضای هیات حل اختلاف

اعضای این هیات به موجب ماده ۱۴۸ اصلاحی قانون ثبت مصوب ۱۳۷۰ عبارتند از:

یکی از قضات دادگستری به انتخاب رئیس قوه قضائیه

رئیس ثبت اسناد و املاک محل یا قائم مقام وی

یک نفر خبره ثبتی به انتخاب رئیس سازمان ثبت اسناد و املاک کشور این خبره ثبتی از بین کارکنان مجرب و بصیر اداره کل ثبت استان معرفی وتوسط رئیس سازمان انتخاب می شود.

۲-حدود صلاحیت هیات حل اختلاف ثبتی

رسیدگی به تقاضاهایی که به استناد ماده ۱۴۷ اصلاحی قانون ثبت برای صدور سند مالکیت مطرح و در صلاحیت هیات حل اختلاف هستند عبارتند از :

تقاضاهای مربوط به املاک مفروزه

تقاضاهای مربوط به املاک مشاع

مواردی که عرصه مورد تقاضا وقف است

مواردی که عرصه مورد تقاضا متعلق به دولت یا شهرداری است.

مواردی که مالکیت عرصه و اعیان مورد تقاضا از هم جدا هستند.

مواردی که ملک مورد تقاضا فاقد سابقه ثبتی باشد.

مواردی که تقاضا کننده تبعه بیگانه باشد.

مواردی که مورد تقاضا جزء مشترکات عمومی[۳۳] است.

۳-نکاتی در خصوص نحوه رسیدگی هیات حل اختلاف

نکته ۱- مدت زمان رسیدگی و صدور رأی‌ توسط هیات حل اختلاف حداکثر ۳ سال از تاریخ ارسال پرونده به هیات توسط رئیس اداره ثبت می‌باشد[۳۴].

نکته ۲- رأی‌ هیات با اکثریت آرای(دو نفر) معتبر و لازم الاجراست.

نکته ۳- ابلاغ آرای هیات به دو صورت می‌باشد: الف) توسط آگهی ب) توسط اداره ثبت.

نکته ۴- مرجع صالح رسیدگی به اعتراض به آرای هیات های حل اختلاف، دادگاه عمومی محل است[۳۵].

نکته ۵- آرای صادره هیات ها که به علت عدم اعتراض، قطعی شده باشند توسط دارات ثبت لازم الاجرا هستند[۳۶].

نکته ۶- چنانچه پس از توافق و امضای دفتر مخصوص توافق، هر یک از مالک یا متقاضی یا قائم مقام قانونی آن ها منکر توافق ثبت شده، شوند این امر مانع اقدامات بعدی ثبتی نبوده و معترض می‌تواند به دادگاه صالحه مراجعه و اقامه دعوی نماید.

نکته ۷- رسیدگی در این هیات تابع تشریفات خاصی نسبت و عدم حضور متقاضی یا مالکیت مشاعی مانع رسیدگی نخواهد بود.

۲-۲-۱-۳ ویژگی‌های دعوای ابطال سند مالیت موضوع ماده ۱۴۷ اصلاحی قانون ثبت.

طرح این دعوا مقید به زمان و مهلت خاصی نیست و پس از صدور سند مالکیت در هر زمانی که ذینفع اراده کند، می‌تواند اقدام به طرح آن نماید.

-طرف دعوای (خوانده) مذکور فقط دارنده سند مالکیت مذکور می‌باشد و اداره ثبت طرف دعوا نخواهد بود چون ذینفع در قضیه نبوده و دعوا توجهی به آن اداره ندارد. فلذا چنانچه اداره ثبت هم طرف دعوا قرار بگیرد، دادگاه باید به استناد ماده ۸۹ ناظر به بند ۴ ماده ۸۴ قانون آئین دادرسی مدنی قرار عدم توجه دعوا (رد دعوا ) صادر نماید و نسبت به خوانده اصلی، دعوا را تعقیب کرده و حکم مقتضی صادر نماید[۳۷].

این دعوا به خاطراینکه اختلاف در مالکیت می‌باشد، از جمله دعاوی مالی بوده که خواسته آن باید تقدیم و تمبر قانونی ابطال و الصاق شود.

نکته : در خصوص اینکه آیا اسناد مالکیت صادره بر اساس موارد ۱۴۷ و ۱۴۸ قانون اصلاحی ثبت قابل ابطال با ماده ۲۲ قانون ثبت می‌باشند یا خیر؟

به موجب نظریه مشورتی شماره ۵۰۵۹/۷-۱۱/۷/۱۳۷۸ اداره حقوقی قوه قضائیه: “چنانچه سند مالکیت در اجرای بند ۶ ماده ۱۴۷ اصلاحی قانون ثبت مصوب ۱۳۷۰ و اصلاحیه سال ۱۳۷۶ به متقاضی داده شده باشد طبق قسمت اخیر این بند قابل شکایت در داگاه از ناحیه مالک قبلی است و چنانچه دادگاه با رسیدگیهای خود، حقانیت شاکی را احراز نماید می‌تواند آن را ابطال نماید”.

این موضوع منافاتی با اعتبار ماده ۲۲ قانون ثبت ندارد سند مالکیتی که بر اساس مادتین ۲۲ و ۲۴ قانون ثبت صادر شده باشد، اعتبار قانونی خود را داشته و دعوای مخالف آن مسموع نیست اما در مواردی که بر اساس مقررات اصلاحی مواد ۱۴۷ و ۱۴۸ قانون ثبت، سند مالکیت جدیدی صادر شود، این سند مالکیت جددید بر اساس قانون اصلاح مواد ۱۴۷و ۱۴۸ اصلاحی قانون ثبت، قابل اعتراض و حتی ابطال در مراجع قضایی است.

۲-۲-۲ اعتراض به ثبت ملک

این دعوا با دعوای “اعتراض به ثبت” موضوع ماده ۱۶ قانون ثبت تفاوت دارد که در توضیح آن ‌به این تفاوت‌ها اشاره شده است.

۲-۲-۲-۱ نحوه تسلیم اعترض بر ثبت ملک به اداره ثبت اسناد و املاک

این اعتراض پس از اینکه تقاضای ثبت ملکی از ناحیه متقاضی نسبت به ملک مجهول المالکی پذیرفته شود بعد از انتشار آگهی های نوبتی در ظرف ۶۰ روز از تاریخ انتشار اولین آگهی نوبتی (موضوع بند ۶ ماده ۱۴۷ اصلاحی قانون ثبت ) اعتراض خود را به واحد ثبتی محل تسلیم و ظرف یک ماه از تاریخ تقدیم اعتراض به ثبت، دادخواست حقوقی خود را به دادگاه صالح محل ارائه نموده و سپس گواهی تقدیم ددخواست را از دادگاه اخذ و جهت توقف عملیات ثبتی به اداره ثبت محل تحویل دهد.

به موجب ماده ۸۶ اصلاحی مورخ ۸/۱۱/۱۳۸۰ آیین نامه قانون ثبت املاک:”در صورت عدم تقدیم گواهی نقدیم دادخواست توسط معترض به اداره ثبت، متقاضی ثبت یا نماینده قانونی وی می‌تواند به دادگاه مربوط مراجعه و گواهی عدم تقدیم دادخواست را دریافت و به اداره ثبت تسلیم نماید. اداره ثبت بدون توجه به اعتراض، عملیات ثبتی را با رعایت مقررات ادامه می‌دهد. مبداء اعتراض به ثبت اصل ملک، تاریخ انتشار روزنامه ای است که اولین آگهی نوبتی در آن درج شده است [۳۸].

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:27:00 ق.ظ ]




تبصره یک – چنانچه میزان تأثیر طرفین برخورد متفاوت باشد با تشخیص کارشناس هر یک به میزان تأثیر ضامن خواهد بود چنان که مشاهده می شود متن ماده با اصول کلی حقوقی و عدالت و انصاف ، رویه قضایی و دکترین هماهنگی کامل دارد واشکالات سابق نیز در آن مرتفع شده است ،ولی شورای محترم نگهبان [۸۷] به عبارت (مساوی و نامعلوم بودن میزان تأثیر) و همینطور به تبصره ایراد نموده و از متن ماده پیشینهادی حذف شد و ماده ۵۲۸ ق.م.ا اسلامی مصوب ۱۳۹۲ به اینگونه به تصویب رسید: ( هر گاه در اثر برخورد دو وسیله نقلیه زمینی ، آبی یا هوایی راننده یا سرنشینان آن ها کشته شوند یا آسیب ببینند در صورت انتساب برخورد به هر دو راننده ، هر یک مسئول یک سوم دیه راننده مقابل و سرنشینان هر دو وسیله نقلیه است و چنانچه سیه وسیله نقلیه باهم برخورد کنند و هر یک رانندگان مسئول یک سوم دیه رانندگان مقابل و سرنشینان هر سه وسیله نقلیه می‌باشد و به همین صورت در وسایل نقلیه بیشتر محاسبه می شود و هر گاه یکی از طرفین مقصر باشد و به گونه ای که برخورد به او مستند باشد ، فقط او ضامن است.)

برای ادامه بحث باید چند مطلب را از نظر بگذرانیم.چند نظریه ‌در مورد این موضوع وجود دارد:

۱- نظریه تساوی

هرگاه چند نفر در ارتکاب عمل زیانبار ؛ همکاری نمایند و در انجام عملیات اجرایی با هم مشارکت داشته باشند و نتیجه هم مستند به عمل هر دو باشد شریک هستند برای تقسیم مسئولیت و نحوه جبران خسارت در اینگونه موارد حقوق دانان و فقها نظریات متفاوتی ارائه کرده اندکی از آن ها نظریه تساوی است :بسیاری از فقها در جایی که چند نفر سبب واحدی را ایجاد می‌کنند به صراحت حکم به تساوی مسئولیت داده‌اند، هرچند میزان دخالت اسباب متفاوت باشد. در این خصوص حضرت آیت الله خمینی (ره ) می فرماید: ( هرگاه دو نفر یا بیشتر مثلاً در قرار دادن سنگی اشتراک کنند ضمان بر تمام آن ها ست و ظاهر این است ضمان بین آن ها به تساوی است اگر چه قوای آن ها متفاوت باشد.)[۸۸]

به نظر برخی از محقیقین : (در حقوق ایران با توجه به قوانین مختلف می توان گفت قاعده عمومی ، تقسیم مسئولیت به طور تساوی است . به سخن دیگر ، معیار تساوی به عنوان قاعده عمومی پذیرفته شده است )[۸۹].یکی از مزیت­های این نوع تقسیم ،تقسیم مسئولیت به صورت ساده است . همان‌ طور که از روح قوانین به ظاهر متوجه می‌شویم این است که ، در اسباب عرضی چنانچه نتوان نتیجه را به یکی از آن ها نسبت داد و رابطه سبب میان اسباب و نتیجه برقرار باشد در صورت وقوع جرم عمومی همگی مجازات فاعل اصلی را دارند و در صورت وقوع جرم غیر عمدی یا شبه عمد به صورت تساوی ، عهده دار پرداخت دیه خواهد بود .

در این خصوص رأی وحدت رویه دیوان عالی کشور به شماره ۷۱۷-۶/۲/۱۳۹۰ نیز این مسئله را مورد تأکید قرار داده است . در این رأی عنوان شده است : ( بر حسب ماده۳۳۷ قانون مجازات اسلامی هر گاه برخورد دویا چند وسیله نقلیه منتهی به قتل سرنشین یا سرنشینان آن ها گردد، هر یک از رانندگان در صورت تقصیر ،به هر میزان که باشد ، نحو تساوی خواهد بود ، ‌بنابرین‏ رأی‌……….)) با این حال که تساوی مسئولیت در قانون رأی و حدت رویه ، مورد قبول قرار گرفته است ،ولی به نظر می‌رسد که باید این موارد فقط در مواردی اعمال کنیم که میزان تأثیر مساوی باشد یا میزان تأثیر هر یک از اسباب معلوم وقابل تشخیص نباشد در راستای این نظر باید به بعضی مواد قانون مجازات اسلامی اشاره کرد که می‌تواند مؤید این نظر باشد . مانند ماده ۵۲۶و۵۲۷ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ که بر اساس این دو ماده مسئولیت بر اساس تأثیر اسباب تقسیم می شود و نباید فریب ظاهر مواد را خورد و از اصول کلی دست برداشت ، می توان گفت که مواد مذکور یک اماره ایجاد می‌کند ، ‌به این صورت که اصل برتساوی بودن مسؤلیت است مکر خلاف آن را بتوان ثابت کرد ، و اگر خلافش ثابت شود هر کس به نسبت تأثیرش در زیان را می توان مسئول جبران خسارت دانست حال سؤالی که ایجاد می شود این است چگونه میزان تأثیر هر یک ‌از اسباب را تشخیص داد؟ درجواب باید گفت: تشخیص این امر با دادگاه و قاضی است و در صورت لزوم به کارشناس ارجاع می‌دهند.

در ماده ۵۲۸ ق.م. ا با اینکه تقصیر و درجه آن را در تحقق مسئولیت سوارانی که با هم برخورد کرده‌اند و وسیله نقلیه آن ها خسارت دیده است مؤثر می‌داند، ولی با ذکر کلمه مستند معیار دیگری که همان انتساب عمل به وسیله است ، برگزیده است و تقصیر یک طرف را شرط انتساب برخورد و تصادم و در نتیجه شرط تحقق مسئولیت یک طرف در صورتی که طرف دیگر بی تقصیر باشد قرار داده است . در تقسیم مسئولیت بر اساس درجه تقصیر ، هریک از اسباب که تقصیر بیشتری داشته اند باید خسارت بیشتری بدهد و منطقی ترین راه حل همین است که به میزان تقصیرش مسئول جبران باشد [۹۰]و از بقیه نظریات بهتر به نظر می‌رسد . در نظریات مشورتی اداره حقوقی قوه قضائیه در امور کیفری همین نظریه پذیرفته شده است[۹۱].

۲-نظریه تضامن

در مقابل برخی از حقوق دانان عقیده دارند در صورت وجود اسباب عرضی متعدد ، مسئولیت تضامنی می‌باشد.علت آن ها ‌به این شرح است که چون تمام مقصرین در یک حادثه به صورت مشترک باعث ایجاد خسارت شده اند، نمی توان مسئولیت آن­ها را تفکیک کرد و برای اثبات این نظر به برخی مواد قانونی نیز اشاره کرده‌اند و معتقدند در ایجاد مسئولیت ،نوعی همبستگی و ارتباط وجود دارد بین ضامنین که در اصطلاح تضامن گفته می شود[۹۲].از نظر ایشان هر کدام از مقصرین در به وجود آمدن خسارت نقش داشته و باید مسئول کل خسارت به وجود آمده باشد. از مجموع موادی که در قانون وجود دارد و طرفداران این نظریه به آن استناد می‌کنند چنین نتیجه می ‌گیرند که در مسئولیت قهری اصل بر تضامن است . مواد استنادی اینان ماده ۱۴ قانون مسئولیت مدنی می‌باشد که مقرر می‌دارد : (در ماده ۱۲ هر گاه چند نفر مجتمعاً زیانی وارد سازند ،متضامناً مسئول جبران خسارت می‌باشند )و گفته شده که این ماده خصوصیتی ندارد واز باب تمثیل است و می توان به موارد مشابه سرایت داد[۹۳]. مطابق بند ج ماده ۱۶۵ قانون دریایی مقرر می‌دارد : (کشتی های مقصد بنسبت به خسارات ناشی از فوت و صدمات بدنی در مقابل اشخاص ثالث به صورت انفرادی و متضاضاً مسئول هستند و باید خسارات را جبران کنند) آنچه در این ماده در جبران خسارت کشتی ها آمده ، در صورتی است که خسارت نسبت به اشخاص ثالث وارد شود ، اما از جهت رجوع هر یک از کشتی ها به دیگری باید بر اساس اصول کلی حکم داد که همان مراجعه به نسبت تقصیر است [۹۴].

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:27:00 ق.ظ ]




مقدمه

    1. کلیات

عصری که در آن زندگی می‌کنیم، دورانی است که هر روز با تغییرات چشمگیری در جوانب مختلف زندگی مواجه می‌گردد. بدون تردید علت این تغییرات، رشد و توسعه دانش جدید و تکامل سریع فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی می‌باشد. تغییراتی مانند جهانی شدن، افزایش جمعیت و توسعه سریع فناوری‌ها، ایجاب می‌کند که در نقش مهندسی و صلاحیت‌ها و شایستگی‌های مهندسی در جامعه نیز تغییراتی اساسی صورت بگیرد، به طوری که با نیازها و شرایط جامعه امروز و قرن حاضر متناسب باشد (دادرستاد[۱]، ۲۰۰۸).

بدیهی است که نیازهای آموزش مهندسی قرن بیست و یکم با نیازهای گذشته، متفاوت است. مهندس قرن بیست و یکم باید از صلاحیت فنی لازم برخوردار و متخصص و ماهر باشد، نسبت به مسائل فرهنگی آگاه و دارای قوه ابتکار و نوآوری و در عین حال، انعطاف پذیر و فعال باشد (کانتیننتال[۲]، ۲۰۰۶). در واقع، شرایط امروز مستلزم آن است که مهندسان از توانایی طراحی، به کارگیری سیستم‌ها، نوآوری، رهبری، ارتباط و سازگاری با شرایط متغیر برخوردار باشند و کسب این توانمندی‌ها، مستلزم وجود یک آموزش مهندسی کاملاً متفاوت با آموزش‌های مهندسی موجود در جامعه، می‌باشد (هیئت ملی علوم[۳]، ۲۰۰۷). قطعاً تربیت مهندسانی با ویژگی‌های مذکور، با بهره گرفتن از رویکردهای آموزشی قدیمی و مرسوم، امکان پذیر نمی‌باشد (کانتیننتال، ۲۰۰۶).

اما بررسی برنامه آموزش مهندسی موجود نشان می‌دهد که این برنامه نتوانسته است مهندسینی با مجموعه کاملی از مهارت‌ها تربیت نماید. به نظر می‌رسد راه حل این مشکل آن نیست که رویکردهای قدیمی و مرسوم موجود در زمینه آموزش مهندسی را اصلاح کنیم، بلکه به جای آن، باید به سمت رویکردهای جدیدی حرکت کنیم که بتوانند پاسخگوی مسائل جدیدی مانند جهانی شدن و بروز و ظهور فناوری‌های جدید باشند (هیئت ملی علوم، ۲۰۰۷). در حقیقت، رویکردهای جدید آموزش مهندسی باید پاسخگوی تغییرات صورت گرفته در مهارت‌ها و توانایی‌های فکری و ذهنی باشند و منجر به ایجاد و توسعه فناوری‌های جدید توسط مهندسان گردند و مهندسانی تربیت نمایند که بتوانند بین مسائل اجتماعی، اقتصادی، محیطی، قانونی و سیاسی با نوآوری و طرح‌های فنی، ارتباط برقرار کنند. به طور کلی، رویکردهای جدیدی باید به کار برده شوند تا درنهایت بتوانند مهندسانی با ویژگی‌ها، صلاحیت‌ها و مهارت‌های لازم برای خدمت به جهان قرن بیست ویکم، به جامعه تحویل دهند (شیپارد[۴]، ۲۰۰۸).

‌بنابرین‏ با توجه به شرایط فعلی جهان و تغییرات فزاینده به ویژه در حیطه فناوری، لازم است که آموزش مهندسی از آموزش کلاس محور به سمت رویکردهای یادگیری فعال‌تری که مشوق مهارت‌های حل مسأله و تیم‌سازی هستند، تغییر جهت دهد (بردگنا، فرام و ارنست[۵]، ۱۹۹۳)، تا مهندسانی با مهارت‌ها و صلاحیت‌های اساسی و مورد نیاز برای جامعه امروز تربیت نمایند که قادر باشند، دانش کسب شده را در حیطه‌های مختلف به کار بگیرند، داده ها و اطلاعات را به خوبی تحلیل و تفسیر کنند، در گروه‌ها و کارهای گروهی عملکرد خوبی داشته باشند، به نحو مؤثر ارتباط برقرار کنند (انجمن رسمی مهندسی و فناوری[۶]، ۱۹۹۵) و مهم‌تر از همه آن که قادر باشند با بهره گرفتن از قوه خلاقیت خود، محصولات، سیستم‌ها و خدماتی نوآورانه ارائه دهند که برای موفقیت، کامیابی، امنیت و رفاه اجتماعی، ضروری تلقی می‌شوند (دادرستاد، ۲۰۰۸).

    1. بیان مسأله

تغییرات علمی و فنی صورت گرفته در طی سال‌های اخیر، اهمیت آموزش و یادگیری به ویژه در مؤسسات آموزش عالی را بیش از پیش آشکار می‌سازد. مسئولیت اصلی و مهم دانشگاه‌ها، افزایش آگاهی، دانش، مهارت و ارزش‌های مورد نیاز دانشجویان به منظور ایجاد و حفظ آینده‌ای مطلوب می‌باشد (میدویز[۷]، ۱۹۹۷). تحقق این مسئولیت در گرو ایجاد تغییراتی اساسی در نظام آموزشی دانشگاه‌ها است تا در نتیجه آن بتوان زمینه یادگیری هر چه بهتر و مؤثرتر دانشجویان را فراهم نمود (مک اینتوش، کاکیولا، کلرمانت و کنایری[۸]، ۲۰۰۱). تعاریف متعددی از یادگیری شده است (گود و بروفی[۹]، ۱۹۹۰؛ والکر[۱۰]، ۱۹۹۶؛ دریسکول[۱۱]، ۲۰۰۰؛ گردلر[۱۲]،۲۰۰۱؛ آبات[۱۳]، ۱۹۹۴) که از مجموع آن‌ ها می‌توان چنین نتیجه گرفت که یادگیری به معنای فرایند تغییر نسبی در رفتار و صلاحیت‌ها بر اثر تجربه (گود و بروفی، ۱۹۹۰؛ والکر، ۱۹۹۶؛ دریسکول، ۲۰۰۰)، کسب مهارت‌ها، دانش‌ها، نگرش‌ها و ارزش‌های جدید (گردلر، ۲۰۰۱) و فعالیتی فکری (آبات، ۱۹۹۴) می‌باشد.

در رابطه با یادگیری، رویکردهای مختلفی مانند رفتارگرایی[۱۴]، شناختی[۱۵]، دانش سازی[۱۶]و فرانوگرایی[۱۷] مطرح شده‌اند که هر کدام از منظر خود، یادگیری و نحوه وقوع آن را توصیف می‌کنند (کیلگور[۱۸]، ۲۰۰۱؛ وستوود[۱۹]، ۲۰۰۴). دانش سازی به عنوان یکی از مهم‌ترین رویکردهای یادگیری به بررسی فرایند تدریس و یادگیری یا به عبارت ساده‌تر، یادگیری می‌پردازد. در این رویکرد، دانش فقط با مشارکت فعال افراد ساخته می‌شود و فراگیران تنها با انجام دادن کار، می‌توانند یاد بگیرند (ریچارد سان[۲۰]، ۱۹۹۷) و مهم‌ترین جزء در فرایند یادگیری، تعامل بین دانش جدید و دانش موجود می‌باشد (یالواک[۲۱]، ۱۹۹۸). در رویکرد دانش سازی، فعالیت‌های یادگیری دارای ویژگی‌هایی مانند مشارکت فعال، تحقیق و کاوش، حل مسأله و همکاری با دیگران می‌باشد و مدرس به جای اینکه انتقال دهنده دانش باشد، نقش راهنما، تسهیلگر و همکار را ایفا می‌کند و فراگیران را به پرسیدن سؤال، رقابت، تدوین و تنظیم عقاید، نظرات و نتیجه‌گیری‌های خود و ارائه آن ها تشویق می‌کند (وان گلسرزفلد[۲۲]، ۱۹۹۵).

به هر حال، بهبود و پیشرفت موفقیت علمی دانشجویان با بهره گرفتن از راهبردهای آموزشی امکان‌پذیر می‌باشد که در آن‌ ها، نقش فعال یادگیرنده و نقش تسهیلگر مربی افزایش یابد (آدام و کلی[۲۳]، ۲۰۰۱). یکی از این روش‌های آموزشی که مبتنی بر رویکرد دانش سازی است، چرخه یادگیری[۲۴] است (استپانز، دایچ و بیزونگر[۲۵]، ۱۹۸۸). چرخه یادگیری، یک مدل تدریس کاوش ‌محور است که برای معلمان و به منظور طراحی مواد برنامه درسی و راهبردهای آموزشی سودمند می‌باشد (گازِتی، تیلور و گلس[۲۶]، ۱۹۹۳؛ لاسون[۲۷]، ۱۹۹۵).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:27:00 ق.ظ ]




مهم‌ترین تفاوت بین این دو قرارداد، تفاوت ماهوی و جوهری است. عنصر «تسالم» جزء لاینفک تمامی اقسام عقد صلح است، ولی اساس قرارداد بای‌بک بر تعهّد است.

شیخ انصاری در کتاب شریف مکاسب در این خصوص می‌نویسد: «معنای اصلی صلح، تسالم است؛ از این‌رو صلح خودبه‌خود منصرف به مال نمی‌گردد. البته اگر صلح بر عین واقع شود متضمن تملیک است. بهترین دلیل بر اینکه صلح گاهی بر سر مال است در نتیجه مفید تملیک است و گاهی به منافع تعلق دارد در نتیجه مفید عاریه است و گاهی نسبت به حقوق می‌باشد در نتیجه مفید اسقاط یا انتقال حقوق است و گاهی به امضاء و تأیید مسئله‌ای بین دو طرف است مثل اینکه یکی از دو شریک به طرف مقابل می‌گوید: بر سر این مسئله که سود متعلق به تو و ضرر بر من باشد مصالحه کردم. در این صورت صرف تأیید است. اگر صلح در همه این معانی پنج‌گانه حقیقت باشد لازمه‌اش اشتراک لفظی است که بطلان آن روشن است. پس راهی جز این نمی‌ماند که معنای صلح مفهومی دیگر باشد و آن چیزی جز تسالم و توافق نیست». (همان)

بر خلاف عقد صلح که اساس آن بر تسالم است، ماهیت قرارداد بای‌بک، تعهّد است. در نمونه‌ قرارداد بای‌بک که سازمان ملل‌متحد آن را منتشر کرده آمده است: «طبق قرارداد اولیه مورخ ۵/۱۰/۱۹۹۰ و قرارداد ارائه‌ کمک فنی مورخ ۱۰/۵/۱۹۹۰ «طرف الف»، تجهیزات/ تکنولوژی را به «طرف ب» فروخته و «طرف ب» (آن را) از «طرف الف» خریداری ‌کرده‌است».

‌بنابرین‏، اولین تفاوت این دو قرارداد در ماهیت آن ها‌ است؛ بدین معنا که صلح مبتنی بر «تسالم» و بای‌بک مبتنی بر «تعهد» است.

هر چند، بی‌تردید، صلح در مقام رفع تنازع، عقدی معوّض است و دست‌کم این است که طرفین در برابر یکدیگر از حق اقامه‌ی دعوی گذشت می‌کنند، ولی بنابر تصریح ماده ۷۵۷ قانون مدنی که صلح بلاعوض را تجویز نموده است، نمی‌توان تمامی اقسام صلح را معوّض دانست. در مقابل، قرارداد بای‌بک، چنان‌که به دفعات اشاره شده است، عقدی معوض است.

در قرارداد نمونه بای‌بک چنین آمده است: «به عنوان معامله بای‌بک و تحت شرایط و ضوابط مقرر در این قرارداد، «طرف ب» موافقت می‌کند محصولات مشخص شده در آن را به «طرف الف» بفروشد و «طرف الف» نیز موافقت می‌کند آن ها را از «طرف ب» بخرد».

نتیجه این‌که، بین قرارداد بای‌بک و صلح، تفاوت‌های اساسی وجود دارد و توجیه قرارداد بای‌بک با عقد صلح، با توجه به قصد و منظور طرفینِ قرارداد بای‌بک، محل تأمل است.

مبحث چهارم: بررسی قرارداد بای بک بر اساس ‌ماده‌ی‌ ۱۰ قانون مدنی

قبل از تصویب ‌ماده‌ی‌ ۱۰ قانون مدنی، مشروع دانستن قراردادهای خارج از چارچوب عقود معین، محل اشکال بود. هدف از وضع ‌ماده‌ی‌ ۱۰ قانون مدنی این بود که ‌در مورد اجمال و سکوت قانون، اراده متعاملین محترم شمرده شود و از این لحاظ، بین عقود معین و سایر قراردادها هیچ تفاوتی نباشد؛ ‌بنابرین‏، عقیده برخی از نویسندگان، که ‌ماده‌ی‌ ۱۰ قانون مدنی را ناظر بر قراردادهایی می‌دانند که شرایط و آثار آن در قانون معین نشده است و نتیجه گرفته‌اند که در عقود معین، مانند بیع و اجاره و ضمان و صلح، به ‌ماده‌ی‌ ۱۰ قانون مدنی و اصل حاکمیت اراده نمی‌توان استناد کرد، محلّ تأمل است. (حائری، ۱۳۷۳)

در خصوص اصل آزادیِ قراردادی، دو نظریه فردگرایی و جامعه‌گرایی حاکم بوده است. در نظریه جامعه‌گرایی، اصل آزادی قراردادی به شدّت محدود و منحصر به عقود معین است. برعکس، فردگرایان از حاکمیت اراده حمایت کرده و نتیجه گرفته‌اند که اشخاص در داد و ستدهای خود آزادند. طبق این نظریه، آنچه مورد توافق طرفین باشد عادلانه‌ترین راه‌حل است و حقوق باید از آن حمایت کند. اصل آزادیِ قراردادی، امروزه وسیله‌ای بسیار مفید و مؤثر در روابط اجتماعی شناخته می‌شود و در موارد تضاد با مصالحِ مهم‌تر، توسط قانون‌گذار محدود می‌شود؛ ‌بنابرین‏، اصل آزادیِ قراردادی را که محصول اصل فلسفیِ حاکمیت اراده است، می‌توان به شرح زیر بیان کرد:

«اشخاص آزادند به هر شکل معقولی با هم پیمان ببندند و آثار آن را معین سازند، مگر این‌که مفاد تراضی آنان به دلیل مخالفت با قانون یا نظم عمومی و اخلاق، نامشروع باشد.» (کاتوزیان، ۱۳۷۹: ۱۸۷)

‌ماده‌ی‌ ۱۰ قانون مدنی، عهده‌دار حقوقی اصل آزادی قراردادی است. این مادّه مقرر می‌دارد: «قراردادهای خصوصی نسبت به کسانی که آن را منعقد نمودند، در صورتی که مخالف صریح قانون نباشد، نافذ است».

اصل آزادی قراردادی از دیدگاه فقه نیز مورد تأیید و تصویب است. فقهای متأخر با بهره گرفتن از عموم «اوفوا بالعقود» و تمسّک به احادیثی مانند «المؤمنون عند شروطهم» درصددند که دامنه لزوم عقود را از عقود معین به سایر قراردادها سرایت دهند.

از اصل آزادی قراردادی چهار نتیجه‌ اساسی به شرح زیر گرفته می‌شود:

۱٫ اشخاص می‌توانند قرارداد را به هر صورت که مایل‌اند منعقد سازند و نتایج و آثار آن را آزادانه معین کنند، ‌به این شرط که مخالف قانون و نظم عمومی نباشد.

۲٫ قرارداد تنها به تراضی محقّق می‌شود و صورت و تشریفات خاصی ندارد. دو طرف ملزم نیستند که در مقام بستن هر قرارداد، واژه های مخصوصی را به کار ببرند و بیان اراده نیاز به تشریفات دیگری، مانند حضور گواهان و تنظیم سند ندارد.

۳٫ پس از عقد قرارداد، دو طرف پای‌بند و ملزم به رعایت آن هستند. تا زمانی که عقد در نتیجه‌ توافق دیگری، اقاله یا به علت قانونی فسخ نشده است، طرفین ناگزیرند که تعهدهای ناشی از آن را اجرا کنند. مفاد قرارداد در رابطه دو طرف به منزله‌ی قانون است و اجتماع، متعهّد را به رعایت مدلول آن وادار می‌سازد.

۴٫ هر چند اصل آزادی قراردادی به توافق اراده ها در انعقاد قرارداد احترام می‌گذارد، ولی این آزادی، نامحدود و بی‌حد و حصر نیست و تا جایی محترم است که مخالف صریح قانون و یا نظم عمومی نباشند. (حائری، ۱۳۷۳)

در توجیه ماهیت حقوقیِ قرارداد بای‌بک، اصل آزادیِ قراردادیِ منعکس در ماده ۱۰ قانون مدنی بسیار کارساز است. قرارداد بای‌بک قراردادی بسیار پیچیده است که در قالب عقود معین قابل توجیه نیست؛ مثلاً قرارداد توسعه‌ میدان نفتی مسجدسلیمان با هدف افزایش تولید نفت خام به میزان ۲۰ هزار بشکه مازاد بر تولید فعلی، به صورت بای بک میان شرکت ملی نفت ایران و کنسرسیومی متشکّل از شرکت مهندسی «خدمات نفتگران» با ۵۱ درصد سهم و شرکت «شیر انرژی»[۳] کانادا با ۴۹ درصد سهم، در تاریخ ۵ خرداد ۱۳۸۱ منعقد گردید.

عملیات اجرایی مندرج در این قرارداد، که دلیل بر پیچیدگی زایدالوصف این قراردادهاست به شرح زیر است:

ـ بررسی امکان توسعه‌ بخش‌هایی از میدان که قبلاً توسعه‌ کامل نیافته است؛

ـ تهیّه‌ی مدل مخزن با بهره گرفتن از آخرین روش‌ها، فنون و نرم‌افزارهای رایانه‌ای؛

ـ حفاری ۲ حلقه چاه عمودی و ۸ حلقه‌چاه افقی با بهره گرفتن از تکنیک حفاری زیر تعادلی؛

ـ تعمیر و تکمیل ۴ تا ۶ حلقه‌چاه قدیمی موجود؛

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:27:00 ق.ظ ]




‌بنابرین‏، گروهی از شرکت­ها که در بازار های مختلف فعالیت کرده و از نظر مالی تحت کنترل مشترک هستند و روابط اعضای آن توسط اعتماد فردی بر پایه تشابه ویژگی­های شخصی یا تجاری شکل ‌می‌گیرد، با نام شرکت­های تجاری شناخته شده هستند. از نظر قانونی گروه تجاری در استانداردهای حسابداری ایران تعریف شده است. بند ۴ استاندارد شماره ۱۸، گروه تجاری را به­عنوان «واحد تجاری اصلی و واحدهای فرعی آن» تعریف می­ کند. در تعریف گروه تجاری از دو واژه «واحد تجاری اصلی» و «واحد تجاری فرعی» استفاده شده است. بند ۴ استاندارد ۱۸ و بند ۹ استاندارد ۱۹، واحد تجاری اصلی را به­عنوان «یک واحد تجاری که دارای یک یا چند واحد فرعی است» و واحد تجاری فرعی را به­عنوان «یک واحد تجاری که تحت کنترل واحد تجاری دیگری (واحد تجاری اصلی) است» تعریف می­ کند (بزرگ اصل، ۱۳۸۰).

در دنیای امروز، بسیاری از واحدهای تجاری به منظور افزودن بر ارزش خود به ترکیب واحدهای تجاری روی‌آورده‌اند. این واحدها، هدف هم‌افزایی ناشی از فزونی ارزش یک مجموعه نسبت به مجموع ارزش اجزای تشکیل‌دهنده آن را دنبال می‌کنند که عموماً در نتیجه ترکیب واحدهای تجاری حاصل می‌شود. برخی از مهمترین دلایل ترکیب واحدهای تجاری عبارتند از (جمشیدی فرد، ۱۳۸۰):

    • حذف برخی از هزینه های ثابت و فعالیت­های تکراری؛

    • هماهنگی مراحل ساخت در فرایند تولید محصولات؛

    • اعمال مدیریت کارآمدتر و افزایش بهره‌وری دارایی­ ها؛

    • کاهش مخاطرات در محیط­های تجاری؛

    • دستیابی سریع­تر به منابع مالی، به‌کارگیری وجوه مازاد، کاهش هزینه های مالی یا افزایش اعتبار؛

    • انجام توافق­های راهبردی بین واحدهای تجاری به منظور توسعه محصولات و خدمات جدید و ورود به بازارهای جدید؛ و

  • استفاده از مزایای قانونی و مالیاتی.

طبق استاندارد حسابداری شماره ۱۹، با عنوان ترکیب واحدهای تجاری، ممکن است ترکیب به‌ صورت­های زیر انجام شود:

    • خرید حقوق مالکانه (سهام یا سهم‌الشرکه) یا خالص دارایی­ های یک واحد تجاری توسط واحد دیگر، در ازای صدور سهام، پرداخت وجه نقد یا واگذاری سایر دارایی­ ها.

    • معامله بین سهام‌داران واحدهای ترکیب ‌شونده یا بین یک واحد تجاری و سهام‌داران واحد تجاری دیگر.

  • ایجاد یک واحد تجاری جدید برای کنترل واحدهای ترکیب‌شونده، انتقال خالص دارایی­ های یک یا چند واحد ترکیب‌ شونده به واحد تجاری دیگر یا انحلال یک یا چند واحد تجاری ترکیب‌شونده.

هرگاه ترکیب واحدهای تجاری به رابطه اصلی و فرعی منجر شود، واحد تحصیل‌کننده یا واحد تجاری اصلی (واحد تجاری دارای یک یا چند واحد فرعی) باید صورت­های مالی تلفیقی تهیه و ارائه کند.

۲-۲-۱-۲- صورت­های مالی تلفیقی

صورت­های مالی تلفیقی عبارت است از صورت­های مالی گروه (واحد تجاری اصلی و کلیه واحدهای تجاری فرعی آن) که با بهره گرفتن از ضوابط تلفیق تهیه می‌شود. منظور از تلفیق نیز، فرایند تعدیل و ترکیب اطلاعات صورت­های مالی جداگانه یک واحد تجاری اصلی و واحدهای تجاری فرعی آن به­منظور تهیه صورت­های مالی تلفیقی است.

صورت­های مالی تلفیقی به­ طور معمول شامل ترازنامه تلفیقی، صورت سود و زیان تلفیقی، یادداشت­ها و دیگر صورت­ها و بندهای توضیحی جدایی­ناپذیر صورت­های مالی را تشکیل می­دهد (گروه نستل[۳۳]، ۲۰۱۳).

هدف از تهیه صورت­های مالی تلفیقی، فراهم کردن اطلاعات درباره وضعیت مالی و عملکرد مالی واحد تجاری اصلی و واحدهای تجاری فرعی آن برای استفاده‌ کنندگان است. زیرا در مواردی که واحدهای تجاری فرعی تحت کنترل واحد تجاری اصلی قرار می‌گیرند، صورت­های مالی واحد تجاری اصلی به‌تنهایی تصویر کامل فعالیت­های اقتصادی و وضعیت مالی آن را نشان نمی‌دهد.

استفاده‌ کنندگان صورت­های مالی واحد تجاری اصلی، برای تصمیم‌گیری­های اقتصادی، به اطلاعاتی درباره وضعیت مالی، عملکرد مالی و جریان­های نقدی گروه نیاز دارند. این نیاز از طریق صورت­های مالی تلفیقی برآورده می‌شود که اطلاعات مالی مربوط به گروه را به عنوان یک شخصیت اقتصادی منفرد و بدون توجه به مرزهای قانونی شخصیت­های حقوقی جداگانه ارائه می‌کند. معمولاً استفاده‌ کنندگان اصلی صورت­های مالی تلفیقی، سرمایه‌گذاران واحد تجاری اصلی هستند، زیرا آنان از طریق علایق خود در واحد تجاری اصلی در گروه نیز منافعی دارند. اما، گذشته از سرمایه‌گذاران، صورت­های مالی تلفیقی اطلاعات مفیدی را برای سایر استفاده‌ کنندگان نیز فراهم می‌کند (بزرگ اصل و رحیمیان، ۱۳۸۱).

۲-۲-۱-۳- مبانی نظری صورت­های مالی تلفیقی

در مبانی نظری مرتبط با گزارشگری مالی صورت­های مالی تلفیقی، دو تئوری مالکیت و تئوری شخصیت اقتصادی جداگانه اهمیت زیادی دارند.

در تئوری مالکیت روی مالکیت صاحبان بر واحد اقتصادی تأکید می‌شود. در این تئوری، در گروهی که متشکل از چند شخصیت قانونی است، صاحب گروه، همان گروه سهامدار کنترل‌کننده است که به طور معمول سهام‌داران شرکت اصلی‌اند. ‌بر اساس تئوری مالکیت، منافع سهام‌داران اقلیت از صورت­های مالی تلفیقی خارج می‌شود و صورت‌های مالی تلفیقی، اساساً برای سهام‌داران شرکت اصلی تهیه می‌گردد؛ به‌عبارت دیگر، طبق این تئوری، سهم اقلیت از دارایی­ ها و بدهی­ها و سرقفلی نباید در ترازنامه تلفیقی نشان داده شود.

در تئوری شخصیت اقتصادی جداگانه، دارایی­ ها و بدهی­های کل مجموعه اقتصادی مورد تأکید قرار گرفته است و گروه به عنوان یک واحد اقتصادی جداگانه و منافع سهام‌داران اقلیت به عنوان بخشی از حقوق صاحبان سهام تلقی می‌شود. این تئوری مبتنی بر معادله زیر است:

حقوق صاحبان سهام+ بدهی­ها = دارایی­ ها

در صورت­های مالی تلفیقی مبتنی بر تئوری شخصیت اقتصادی جداگانه، همه افراد ذینفع در واحد اقتصادی در نظر گرفته می‌شوند و سهم سهام‌داران اقلیت نیز در ترازنامه تلفیقی در بخش حقوق صاحبان سهام ارائه می‌شود. ‌بر اساس این تئوری نباید تفاوتی بین اکثریت و اقلیت قائل شد.

در حال حاضر، صورت­های مالی تلفیقی ‌بر اساس ترکیبی از دو تئوری شخصیت اقتصادی جداگانه و تئوری مالکیت تهیه و ارائه می‌شود. استاندارد حسابداری شماره ۱۸ ایران اساساً مبتنی بر تئوری شخصیت اقتصادی جداگانه است و در موارد معدودی نیز از مفاهیم تئوری مالکیت استفاده شده است (جمشیدی فرد، ۱۳۸۰).

۲-۲-۱-۴- بررسی تطبیقی استانداردهای حسابداری

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:27:00 ق.ظ ]




الف) مدل‌های علامت‌دهی یا انعکاسی[۱۰]

ب) هزینه نمایندگی[۱۱]

ج) فرض جریان نقدی آزاد[۱۲]

کاهش نابرابری اطلاعاتی میان مدیران و مالکان از طریق تغییرات غیر منتظره در سیاست تقسیم سود اساس مدل‌های علامت‌دهی را تشکیل می‌دهد. نظریه هزینه های نمایندگی از سیاست تقسیم سود برای هم سویی بهتر منافع سهام‌داران و مدیران استفاده ‌می‌کند و فرضیه جریان نقدی آزاد ترکیب ویژه‌ای از نظریه های هزینه نمایندگی و علامت‌دهی است.

الف) مدل‌های علامت‌دهی یا انعکاسی

طرفداران نظریه علامت‌دهی معتقدند سیاست تقسیم سود شرکت علامت یا انعکاسی از عملکرد جاری و آتی شرکت می‌باشد. در این مدل فرض بر این است سود پرداختی یک شرکت زمانی افزایش می‌یابد که انتظار برود سودهای آتی افزایش یابد.

اثر سیاست تقسیم سود بر رفتار سرمایه‌گذاران، ‌به این دلیل که اطلاعاتی درباره عملکرد جاری و آتی شرکت دارد، اثر محتوای اطلاعاتی نامیده می‌شود.

در آغاز دهه ۱۹۸۰، بار یوسف و هافمن مقاله‌ای با عنوان « اثر علامت‌دهی تقسیم سود روی قیمت سهام» منتشر کردند. آن‌ ها بر این عقیده بودند که با افزایش غیر قابل انتظار سودهای تقسیمی قیمت سهام شرکت‌ها افزایش و در زمان قطع سودهای تقسیمی کاهش خواهد یافت (بار-یوسف و هافمن[۱۳]،۱۹۸۶). آمباریش[۱۴] و همکاران ( ۱۹۸۷ )، کیل و نو[۱۵] (۱۹۹۰ ) نیز با نظر بار یوسف و هافمن موافق بودند.

ب) هزینه نمایندگی

شناسایی هزینه های بالقوه نمایندگی، مربوط به جداسازی مدیریت و مالکیت، موضوعی است که سابقه آن به سه قرن برمی‌گردد. تضاد اطلاعاتی میان مدیریت و سهام‌داران هزینه‌ای به صورت تفاوت قیمت سهام را به دنبال دارد که این هزینه ها به «هزینه های نمایندگی» معروف است. هزینه های نمایندگی در شرکت‌هایی که مدیریت آن‌ ها بر عهده مالکان است به دلیل هم سویی اهداف مدیران و سهام‌داران کمتر است. چنانچه در شرکتی تضاد نسبی یا جزئی میان سهام‌داران و مدیران وجود داشته باشد در این صورت مدیریت برای حفظ موقعیت خود ناچار است سیاست تقسیم سودی را اتخاذ کند که هزینه های نمایندگی را به حداقل برساند. در این صورت سود سهام نقش عمده‌ای در ارزش شرکت خواهد داشت، زیرا پرداخت سود سهام به طور غیر مستقیم مبین نتیجه فعالیت‌های سرمایه‌گذاری مدیریت قلمداد می‌شود (خادم مؤخر شهرضا، ۱۳۸۰ ).

ج) فرض جریان نقد آزاد[۱۶]

مدیر محافظه‌کاری که در جهت افزایش منافع سهام‌داران تلاش می‌کند، می‌بایست در فرصت‌های سود‌آور سرمایه‌گذاری کند. جدایی مالکیت و مدیریت ممکن است باعث اغوای مدیران شده و مبالغ (‌وجوه ) مازاد در راه‌هایی مصرف شود که موجب هدر دادن منابع شرکت شود.

جنسون نظریه نابرابری اطلاعات و نمایندگی را با هم ترکیب کرده و فرضیه جریان نقدی آزاد را مطرح، که بر اساس آن وجوه باقی مانده پس از تأمین مالی تمام پروژه های دارای ارزش فعلی خالص (‌NPV‌) مثبت باعث به وجود آمدن تضاد میان منافع مدیران و سهام‌داران می‌شود. پرداخت‌های بهره بدهی و تقسیم سود و سرمایه‌گذاری در پروژه هایی با ارزش مورد انتظار مثبت توسط مدیران، از مصرف وجوه مازاد در اموری که در راستای اهداف شرکت نیست می‌کاهد.

۲-۲-۵- مدل‌های رفتاری[۱۷]

هیچ کدام از الگو‌های بحث شده، رفتار تقسیم سود شرکت مورد مشاهده را به دلیل عدم توجه به رفتار سرمایه‌گذار، به طور کامل توضیح نمی‌دهند. رفتار سرمایه‌گذار تحت تأثیر معیارهای جامعه قرار می‌گیرد و متأسفانه اغلب به وسیله نظریه‌پردازان مالی به دلیل مشکل معرفی آن، در مدل‌های قیمت‌گذاری مالی نادیده گرفته شده است. در واقع وارد کردن این اثرات در مدل منجر به بسط نظریه به منظور توضیح تداوم سیاست تقسیم سود شرکت می‌شود. فشار‌های اجتماعی می‌تواند منجر به اشتباه در قضاوت و اتخاذ تصمیمات غیر‌منطقی درباره خرید یا فروش سهام توسط سهام‌داران شود. از این رو تمرکز بر روانشناسی سرمایه‌گذار تأثیر بسزایی در مجموع فعالیت بازار دارد. سیاست تقسیم سود با افزایش ثروت سهام‌داران همخوانی و با افزودن الگوی رفتار اقتصادی- اجتماعی به مدل‌های اقتصادی بهتر توصیف می‌شود. مدیران می‌دانند که سهام‌داران مایل به گرفتن سود هستند، از این رو پرداخت یا افزایش سود پرداختی روشی برای کاهش اضطراب سرمایه‌گذار و آرام کردن او است. پرداخت‌های سود می‌تواند به عنوان انعکاس عوامل اقتصادی – اجتماعی در ارزیابی شرکت تلقی شود. توجه به روانشناسی سرمایه‌گذار و عوامل اقتصادی – اجتماعی منجر به مطرح شدن مدل‌های رفتاری شد.

مدل‌های رفتاری خود به دو بخش تقسیم می‌شوند:

الف : تحقیقات پیمایشی مدیریتی

ب : مدل‌های نظری رفتاری

الف : تحقیقات پیمایشی مدیریتی

لینتنر در سال ۱۹۵۶ مصاحبه هایی با مدیران مالی شرکت‌های سهامی انجام داد و دریافت که سیاست تقسیم سود به دلیل کاهش واکنش های منفی سرمایه‌گذاران، یک متغیر مؤثر تصمیم گیری است. دارلینگ[۱۸] (‌۱۹۵۷‌)، فاما وبابیاک[۱۹] (‌۱۹۶۸‌) و تورفسکی[۲۰] (‌۱۹۶۷‌) شواهد تجربی بر یافته های لینتنر یافتند. در این تحقیق کلاسیک لینتر بیان می‌کند که سیاست تقسیم سود هدف شرکت، بخش ثابتی از سودهای جاری است اما مدیران، سود تقسیمی سال قبل را بر اساس یک پارامتر تعدیل کرده و به تدریج به سطح سود تقسیمی مورد نظر یا هدف می‌رسند.

بر اساس مدل هموار‌سازی سود تقسیمی لینتنر ( ۱۹۵۶ ) و فاما و بابیاک ( ۱۹۶۸ ) سود تقسیمی بر مبنای سودهای جاری و گذشته تعیین می‌شود.

لینتنر در تحقیق خود محدودیت‌های قانونی، حجم سرمایه‌گذاری، بدهی و اندازه شرکت را در نظر نگرفت. والش و هور کینز (‌۱۹۷۱‌) دریافتند که میان تمایل سهام‌داران به سود تقسیمی و نیاز مدیران به سرمایه‌گذاری سودهای انباشته تضاد وجود دارد. مدیران به سودهای جاری و مورد انتظار، سابقه پرداخت سود، ثبات سود تقسیمی، جریانات نقدی، فرصت‌های سرمایه‌گذاری و خواسته‌های سهام‌داران در تعیین سطح پرداخت سود توجه می‌کنند. تحقیقات پیمایشی بیکر و همکاران (‌۱۹۸۵‌)، نتایج لینتنر (‌۱۹۵۶‌) را تأیید کرد.

ب : مدل‌های نظری رفتاری

گرین و فلدستین (‌۱۹۸۳‌) معتقدند تقسیم سود توسط شرکت پس از ارزیابی موارد زیر صورت می‌گیرد:

اول، سیاست تقسیم سود نتیجه نیازهای مصرفی سرمایه‌گذار است. اثر مالیاتی سود تقسیمی از هزینه های فروش سهام برای کسب درآمد (‌در زمان انباشته شدن سود‌) کم تر است.

دوم، ارزش بازار سود‌های انباشته کمتر از ارزش بازار سود‌های تقسیمی است.

سوم، پرداخت سود با نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام هماهنگی دارد.

چهارم، پرداخت سود، محصول فرعی جداسازی مدیران و مالکان شرکت سهامی است و به کاهش هزینه های نمایندگی حاصل از جداسازی مالکین و مدیران شرکت‌های سهامی کمک می‌کند.

پنچم، تأثیر نابرابری اطلاعاتی و هزینه های نمایندگی در مدل تقسیم سود قابل ملاحظه نیست.

۲-۲-۶- تعریف مدیریت سود
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:26:00 ق.ظ ]




ج) تعارض های تعامل که در آن فرد به دلیل عدوات و خصومت متقابل، در انجام شایسته یک کار یا پیشرفت در آن شکست می خورند.

در تحقیقاتی که انجام شده است مشاهده گردیده استرس زای رویارویی، به عنوان دلیل اصلی خستگی مفرط و بریدن از کار معرفی شده است.

۳-عوامل استرس زای موقعیتی:

این عوامل از محیط زندگی فرد یا شرایط شخصی نشأت می گیرند، یکی از عمده ترین اشکال فوق الذکر، شرایط کاری نامطلوب است. از نمونه های عوامل استرس زای موقعیتی می توان به:

بحران های مستمر، ساعت های طولانی کار، جدا بودن از همکاران، تغییرات با سرعت فراگیر و فزاینده نام برد.

کوچک سازی یا سازماندهی مجدد صورت گرفته در اکثر سازمان های کشورهای صنعتی به عنوان یکی از عوامل استرس زای موقعیتی تقریباً باعث افزایش استرس بوده است (همان، ص۶۱).

۴- عوامل استرس زای ناشی از انتظار:

این عوامل، وقایع بالقوه باور نکردنی و غیر قابل پیش‌بینی است که وقوع آن ها ما را تهدید می‌کند، چیزهای نامطلوبی که تاکنون روی نداده اند، اما ممکن است اتفاق ‌بیفتند. در این هنگام استرس، ناشی از پیش‌بینی آن رویداد یا ترس از وقوع آن است(همان، ص۶۱).

۶-۲-۲رابطه استرس و عملکرد

رابطه استرس و عملکرد بدین صورت است که هر زمان استرس زیادی وجود دارد عملکرد پایین است و هر زمان استرس کمی وجود دارد باز هم عملکرد در سطح پایین است و تنها زمانی که استرس در حد متوسط و بهینه است در این صورت عملکرد فرد نیز به حداکثر می‌رسد.

همان طور که در شکل ۲-۴ نشان داده شده است عملکرد زمانی در بالاترین سطح قرار دارد که استرس بهینه وجود دارد. ممکن است ساده بودن کار باعث خستگی و بی تحرکی فرد شده و کار اضافی باعث ایجاد تنش و اضطراب شود. ‌بنابرین‏ این مقدار معینی از فشار عصبی ناشی از حجم کار به دلیل آن که می‌تواند منجر به سطح بالایی از نیرو و انگیزش شود مفید خواهد بود. شکل۶-۲ رابطه استرس و عملکرد

۷-۲-۲ انواع استرس از لحاظ پیامدهای آن

والتر گیلبرت و ویلبرت چن۱ استرس را به سه نوع منفی ، خنثی و مثبت تقسیم کرده‌اند.

۱) استرس منفی

منشا آن وضعیت های پر فشار به هم گره خورده ، تنش های عصبی و نیازهای شخصی و دیگر رویه های ناخوشایند است. ” مانند نگرانی ، فشار ، تنش ، ناکامی ، خشم ، ترس ، آزار ، دردسر ، سرسام ، خستگی ، ضربه روانی ، آشفتگی خاطر ، سزدرگمی و نارضایتی ” ( گلمچ۲ و چن ، ترجمه فیروزبخت ، بیگی ، ۱۳۷۵ ، ص ۱۱ )

۱-Walter . H,Gilbert & Willbert Chen

۲-Gmelch

۲) استرس خنثی:

نگرش ها و رفتارهایی را شامل می شود که ابتدا احساسات را بر می انگیزند. اما باید آن ها را خنثی بدانیم چون اگر احساسات را به نحو مناسبی کنترل نمائیم و دیدگاه صحیحی ‌در مورد آن ها داشته باشیم حتی می‌تواند تجارب مثبتی به شمار آیند. مانند: «تغییر، مسئله، تعارض، بحران، سر و صدا، پول، فرصت‌ها، ارتباط، انتقاد عدم توازن، ناراحتی، انتظارات، برنامه ها، تلفن ها، غیر منتظره بودن» (همان منبع)

۳) استرس مثبت:

هیجان هایی هستند که مثبت یا خوشایند تلقی می‌شوند و موجب استرس های خوشایند می‌گردند. مانند موفقیت، ارتقاء، چالش، فرصت، توسعه، پیشرفت، تهیج، بهبود، خلاقیت، دوستی، ازدواج، فرزندان، انگیزش، تعطیلات، دارایی (همان منبع).

انسان ها دارای نقطه اوج یا حداکثر تحمل برای استرس های مثبت (خوشایند) و منفی (ناخوشایند) هستند. تعیین حداکثر میزان تحمل انسان ها در مقابل استرس ها، استانداردپذیر نیست و به بسیاری از عوامل جسمی روانی و نظایر این ها بستگی دارد. به طور خلاصه می توان گفت که تمام انسان ها در مقابل انواع مختلف اسارس مناسب ترین عکس العمل ها و رفتارها را از خود نشان می‌دهند ولیکن چنانچه میزان اینگونه فشارها بیشتر از اندازه تحمل باشد نتایج نامطلوب و حتی خطرناک و غیر قابل جبرانی را در بر خواهد داشت.

۸-۲-۲ علایم و نشانه های استرس :

الوانی و معمار زاده (۱۳۷۷) مطرح می‌کنند که نشانه های فشار عصبی را می توان به پیامدهای زیر تفکیک کرد:

۱-۸-۲-۲ پیامدهای فردی :

پیامدهای فردی نتایجی هستند که عمدتاًً بر فرد اثر می‌گذارند. پیامدهای فردی فشار عصبی را می توان به سه گروه رفتاری، روانی و جسمانی تقسیم کرد.

پیامدهای رفتاری فشار عصبی واکنشهایی هستند که ممکن است باعث ایجاد آسیب به فرد یا دیگران شوند. نشانه های رفتاری نشانه هایی هستند که می توان گفت به طور مستقیم متوجه خود فرد شاغل است و شامل رفتارهایی است مثل: صرف روز افزون مشروبات الکلی، پر خوری یا بی اشتهایی، رفتارهای ستیزه جویانه در برابر همکاران یا اعضای خانواده، کناره گیری از دیگران، جویدن ناخن، چنگ زدن به موها، داشتن افکار مزاحم و بی مورد و وسواسی شدن.

پی آمدهای روانی فشار عصبی بستگی به سلامت جسمانی – روانی فرد دارند.
نشانه های روانی آن دسته از مشکلات عاطفی شناختی هستند که بر اثر ناراحتی های ناشی از استرس شغلی بروز می‌کنند. از نشانه های روانی می توان به افسردگی، اضطراب، ملامت و خستگی، احساس ناکامی، انزوا و بیزاری، ترس‌های بیمارگونه، هجوم هراس و پریشانی، بدگمانی، احساس گناه، تغییر خلق و خوی، تحریک پذیری، احساس تنها ماندن و نگرانی بیش از حد اشاره کرد.

پی آمدهای جسمانی فشار عصبی ممکن است باعث بروز بی نظمیهای جسمی نیز شود. پی آمدهای جسمانی فشار عصبی بر وضع جسمی فرد اثر می‌گذارند.

برخی از نشانه های جسمانی فشار عصبی عبارتند از : سردرد، کمردرد، درد گردن، تنفس نامنظم، تپش ناگهانی قلب، بی قراری، پرشهای عصبی، تعریق، لرزش، سرگیجه، خستگی مفرط، تهوع، افزایش حساسیت نسبت به سر و صدا، زخم معده و سایر دردهای بدنی.

۲-۸-۲-۲ پیامدهای سازمانی :

پیامدهای سازمانی فشار عصبی شامل موارد زیر است :

۱- عملکرد :

یکی از پیامدهای واضح فشار عصبی شدید، کاهش عملکرد مناسب و درست است. این کاهش ‌در مورد کارگران اجرایی به صورت کیفیت ضعیف کار و افت بهره وری متجلی می‌گردد. ‌در مورد مدیران ممکن است به معنی تصمیم گیری غلط یا بر هم زدن روابط کاری با دیگران به دلیل عصبانیت و ناسازگاری باشد.

۲- کناره گیری :

کناره گیری نیز می‌تواند نتیجه فشار عصبی باشد. مهمترین انواع کناره گیری عبارتند از: غیبت و استعفاء. اشخاصی که برای مقابله با فشار عصبی دوران سختی را در محیط کار می گذرانند احتمالاً بیشتر بیمار می‌شوند و یا به منظور پیدا کردن سازمان بهتری به ترک سازمان خود می اندیشند.

۳– طرز تلقی ها :

یکی دیگر از پیامدهای مستقیم سازمانی فشار عصبی کارکنان، به طرز تلقی مربوط می شود. رضایت شغلی، روحیه، تعهد سازمانی همزمان با انگیزش فرد از فشار عصبی صدمه می بیند. شکل ۳-۲ علل فشارهای زندگی و سازمانی و پیامدهای آن را نشان داده است.

شکل ۷-۲ علل فشارهای زندگی و سازمانی و پیامدهای آن

منبع : مورهد/ گریفین، ترجمه الوانی و معمار زاده، ۱۳۷۷، ص ۱۶۸

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:26:00 ق.ظ ]




گفتار چهارم: سیاست جنایی افتراقی

سیاست جنایی افتراقی بدین معنا است که واکنش نسبت به اطفال بزهکار در جهت قانون گذاری، قضا و اجرا باید با شیوه واکنش نسبت به بزرگسالان بزهکار متفاوت باشد. زیرا طفل بزهکار نسبت به مجرم بزرگسال، انسان در ابعاد کوچک نیست بلکه به دلیل ویژگی های مشخص آسیب پذیر خود، هویتی متفاوت با بزرگسالان دارد.[۲۳]

این امر به عنوان اصل افتراقی و متمایز بودن شیوه های واکنش به بزهکاری اطفال تلقی می شود که مقتضی احکام ماهوی، شکلی و الگوهای اجرایی خاص در ‌پاسخ‌گویی‌ می‌باشد.

لذا این تمایز، مستلزم دادرسی متمایز از مجرمان بزرگسال است و لازمه این افتراقی بودن، عدم مسئولیت و مسئولیت کاهش یافته در احکام ماهوی و نظام خاص دادرسی در حیطه ی قوانین شکلی و الگوهای اجرایی می‌باشد. ‌بنابرین‏ در نظامهای حقوقی که مسئولیت تدریجی و سیاست جنایی افتراقی را پذیرفته اند، سنی به عنوان حداقل سن مسئولیت کیفری و سنی نیز به عنوان بلوغ کیفری در نظر گرفته می شود و در بین این دو سن، مقاطع سنی تعریف می شود که کودک هر قدر که به سن بلوغ کیفری نزدیک می شود، حقوق کیفری ماهوی سنگین تر و مشابه حقوق کیفری ماهوی بزرگسالان بر او بار می شود. و پس از آن که به سن بلوغ کیفری می‌رسد از نظام خاص دادرسی نوجوانان خارج و تحت قوانین آیین دادرسی کیفری بزرگسالان در نظام عمومی با او برخورد می شود.

مبحث سوم: سن مسئولیت کیفری در نظامها و مقررات مختلف حقوقی

گفتار اول: سن مسئولیت کیفری در مقررات حداقل استاندارد سازمان ملل متحد برای دادرسی نوجوانان

در این مقررات معروف به قواعد پکن در قسمت الف بند ۲ ماده ۲ مقرر شده است: « نوجوان، کودک یا فرد جوانی است که بر اساس نظام حقوقی کشور مربوطه در صورت ارتکاب جرم مشمول رفتاری متفاوت با رفتاری نسبت به بزرگسالان می‌باشد.» همچنین تذکر می‌دهد که دولت‌ها باید سن معینی برای کودکان مشخص نمایند. در ماده ۴ قواعد مذکور نیز توصیه شده است که: « در نظامهای حقوقی که در آن ها مفهوم سن مسئولیت جزایی برای نوجوانان پذیرفته شده است، آغاز آن سن نباید خیلی پایین تر از یک سطح سنی که واقعیت های بلوغ عاطفی، روحی و فکری به ظهور می‌رسد در نظر گرفته شود.»[۲۴]

گفتار دوم: سن مسئولیت کیفری در کنوانسیون حقوق کودک

در کنوانسیون حقوق کودک به حداقل سن مسئولیت کیفری معینی اشاره نشده است و فقط در جهت حمایت از کودکان ‌دولت‌های‌ عضو را متعهد نموده است که اقدامات قانونی در جهت تعیین حداقل سن برای نقض قانون کیفری اعمال دارد.

‌بنابرین‏ کاملا مشهود است که نظام مقررات بین‌المللی حقوق کودک با توجه به مسئله حداقل سن، سیاست جنایی افتراقی و مسئولیت کاهش یافته را مورد توجه قرار داده است.کمیته حقوق کودک در زمینه حداقل سن کیفری بیان داشته است که حداقل سن، به سنی اطلاق می شود که کودک مرتکب جرم در زیر آن سن نمی ‌تواند در آیین دادرسی کیفری مسئول شناخته شود و اگر کودک مرتکب دارای اهلیت نسبی نقض قانون باشد نمی توان وی را مورد دادرسی رسمی کیفری قرار داد اما باید اقدامات حیاتی خاصی که برای منافع عالیه شان لازم است، اتخاذ شود. در حالت دوم شخص مرتکب در سنی بیشتر از سن حداقل و کمتر از سن ۱۸ سال قرار دارد که وی می‌تواند مورد اتهام و رسیدگی تحت آیین دادرسی کیفری قرار گیرد. اما این آیین دادرسی کیفری باید کاملا منطبق با اصول و مقررات کنوانسیون حقوق کودک باشد. بر اساس ماده۱ کنوانسیون حقوق کودک و همچنین ماده ۱۱ قواعد سازمان ملل برای حمایت از نو جوانان محروم از آزادی حداکثر سن برای دادرسی نوجوانان ۱۸ سال می‌باشد.

کنوانسیون حقوق کودک در ماده یک خود، کودک را انسان زیر ۱۸ سال تعریف ‌کرده‌است. مگر اینکه بر طبق قانون مربوط به کودک سن بلوغ کمتر باشد. کنوانسیون حقوق کودک با این استثناء، امکان تفسیر پذیری بر خلاف منافع عالیه کودکان را فراهم ‌کرده‌است. اما این تفسیر استناد به مقتضیات فرهنگی و ملی خاص هر کشور در تعیین سن کودکی، هرگز نباید خلاف روح و هدف اصلی کنوانسیون که حمایت از کودکان است، باشد. هر چند در این معاهده، سن کودک منوط به حقوق داخلی در این زمینه شده است اما باید معیارهای مناسب ملی در نظر گرفته شود و منافع اطفال نیز لحاظ گردد.[۲۵] بدین سان دولت‌ها در تعیین سن کودکی در مواردی که تامین و حمایت مصادیقی از حقوق کودک به طور مستقیم و غیر مستقیم تحت الشعاع سن تعیین شده قرار گیرد، به طور صریح یا ضمنی بر رعایت سن مورد نظر کنوانسیون متعهد اند. همچنین کنوانسیون بر سن کودکی بدون تبعیض جنسی اشاره کرده و تفاوتی بین پسر و دختر قائل نشده است.[۲۶]

گفتار سوم: سن مسئولیت کیفری اطفال و نوجوانان در ایران

از ابتدای مشروطیت در ایران، سن مسئولیت کیفری همان سن بلوغ شرعی بوده که ‌در مورد دختر ۹ سال تمام قمری و ‌در مورد پسر ۱۵ سال تمام قمری است.

در واقع سن بلوغ هم به عنوان سن مسئولیت کیفری تام و هم سن بلوغ کیفری محسوب می شد و اگر پس از رسیدن به سن بلوغ کسی مرتکب جرمی می شد با وی همانند مجرم بزرگسال رفتار می شد و نوع کیفر هم تفاوتی نمی کرد. در دی ماه سال ۱۳۰۴ قانون مجازات عمومی به تصویب رسید که کودک در زیر حداقل سن از مسئولیت کیفری مبری بود و سن بلوغ کیفری را ۱۸ سال مقرر نمودند وبا سه تقسیم سنی نظام سیاست جنایی افتراقی و مسئولیت کاهش یافته را برای اطفال زیر ۱۸ سال مقرر کردند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:26:00 ق.ظ ]




۲-۱۷- استراتژی استقرار دولت الکترونیک

اولین گام در تدوین استراتژی دولت الکترونیک تعریف آن است. بدین معنا که سیاستگذاران باید بدانند که دقیقا در پی دست یافتن به چه چیزی هستند. دولت الکترونیک ظرفیت‌های بالایی برای ایجاد ارتباطات الکترونیک بین دولت و شهروندان، دولت با بخش خصوصی و اجزای مختلف درون دولت دارد. هر حکومتی با توجه به شرایط خاص خود می‌تواند در هنگام تدوین استراتژی دولت الکترونیک مورد نظر خود، قلمرو نفوذ و گسترش این پدیده را تعریف کند. (سعیدی، ۱۳۸۲: ۱۰۳)

پس از این مرحله باید نسبت به تدوین استراتژی اقدام شود. این استراتژی از این لحاظ حائز اهمیت است که برنامه های عملی مهندسی مجدد فرآیندها و رویه‌ها را به گونه‌ای که در راستای دولت الکترونیک و حمایت کننده آن باشد، هدایت کرده و همچنین گام‌های اولیه حرکت را تعیین می‌سازد.

    • این استراتژی باید دربرگیرنده مراحل ذیل باشد؛

    • تعریف ساختار دولت الکترونیک و اجزا و عناصر کلیدی آن.

    • تعیین مخاطبان و کاربران دولت الکترونیک.

    • ترسیم چشم اندازی که به سادگی قابل درک باشد و دربرگیرنده نتایج مورد انتظار از دولت الکترونیک باشد.

    • تعیین اهداف عملیاتی که قابل سنجش و قابل اندازه گیری باشند.

    • تعیین خط مشی‌های لازم به منظور حمایت از تحقق مطلوب دولت الکترونیک تعریف شیوه‌ای که میزان آمادگی سازمانی برای استقرار دولت الکترونیک را تعیین کند.

  • تعریف فرایند و مراحل استقرار دولت الکترونیک (یعقوبی، ۱۳۸۳: ۱۲۰)

۲-۱۸-راهکارهای دولت الکترونیک در جهت ارتقاء سطح خدمات

دولت الکترونیک باید در جهت ارتقاء سطح خدمات در هر یک از ابعاد بیان شده تلاش کند. به همین دلیل در کلیه فعالیت هایی که در این راستا صورت می‌گیرد ، باید راهکارهای زیر در نظر گرفته شود:

    • ساده سازی نحوه ارائه خدمات به مشتریان و تسهیل دسترسی به آن ها

    • بهبود کارایی و اثربخشی دولت از طریق حذف لایه ها و سطوح مدیریتی

    • تسهیل دسترسی مشتریان به اطلاعات از این طریق که مشتری مداری جایگزین بوروکراسی اداری شود

    • بهبود وضعیت ‌پاسخ‌گویی‌ به مشتریان و تضمین ‌پاسخ‌گویی‌ در خصوص نیازهای آنان

    • ساده سازی فرآیندهای کسب و کار مؤسسات ، کاهش هزینه ها از طریق یکپارچه سازی و حذف سیستم های زاید

    • ایجاد بینش نتیجه گرایی در دولت

  • افزایش میزان خلاقیت از طریق به کارگیری روند بخش خصوصی در امور دولتی

در این بحث، ارباب رجوع می‌تواند هر یک از مردم، بخش خصوصی و یا حتی دیگر سازمان های دولتی باشد . (رضایی، ۱۳۸۳: ۹۶)

۲-۱۹-نظریه کارو برای تحقق دولت الکترونیک

یکی از الزامات اساسی برای ورود دولت به عصر دیجیتال آن است که فناوری ارتباطی و اطلاعاتی جدید جانشین جریان مکاتبات بین هرم دولت و دریافت کنندگان خط مشی و مشتریان خدمات دولتی شود. همکاری گسترده بین دولت و مشتریان نه تنها مسئله ای مربوط به مراوده الکترونیکی است بلکه هدف کیفیت بیش تر و قابل اعتماد بودن خدمات است .

بر اساس نظریه “کارو” برای تحقق دولت الکترونیک در جامعه اقدامات زیر ضروری است:

    • رهبری جامعه از بالای هرم

    • ایجاد بینش سازمانی

    • تعهد به تامین منابع

    • حمایت واقعی از تغییر و تحول

  • اجرای سریع (طوسی، ۱۳۸۰: ۳۳)

ساز و کار اصلی شهر الکترونیک حضور و وجود دولت الکترونیک است. سهم ایران در دنیای الکترونیک تنها ۲ درصد است. آنچه مسلم است این است که برای استحکام دولت الکترونیک به برنامه استراتژیکی برای شهروندان نیاز داریم، این برنامه در واقع از ابتدا شهروند را برای زندگی در عصر دیجیتال آماده می‌کند. در صورت عدم اجرای یک برنامه راهبردی برای شهروندان امکان تحقق طرح شهر الکترونیک و دولت الکترونیک به وجود نخواهد آمد. (صنایعی، ۱۳۸۱: ۷۲)

۲-۲۰-مراحل اجرای دولت الکترونیک

کشورهایی که برنامه های اجرای دولت الکترونیکی را شروع کرده‌اند، بنا به تجربه ، مراحل ضروری این کار را از قرار زیر دانسته اند:

اطلاع رسانی : اطلاعات مورد نیاز در اختیار مشتریان و کاربران قرار داده می شود . مانند اطلاعات لازم برای کسب مجوز شکار یا صدور گواهینامه رانندگی.

ارتباط یک طرفه : فرم های الکترونیکی ، مشخص ترین وجه این مرحله است. سازمان ها، فرم ها را به صورت های مختلف در اختیار متقاضیان قرار می‌دهند ، اما کاربران پس از گرفتن فرم ها باید به روش سنتی برای پرکردن و ارسال آن ها اقدام کنند.

ارتباط دوسویه : کاربران می‌توانند نه تنها فرم ها را دریافت کنند، بلکه به صورت آنلاین آن ها را هم پر کرده و ارسال کنند. البته در این مرحله ، برخی عملیات مانند تعاملات مالی یا تعیین هویت متقاضی هنوز به روش سنتی صورت می‌گیرد. (فقیهی و همکاران، ۱۳۸۳: ۷۶)

تراکنش ها و تعاملات: تمامی فرآیندها و عملیات از ابتدا تا انتها با توجه به امکانات به صورت الکترونیکی انجام می شود. در این مرحله تمامی ابعاد دولت الکترونیک باید پیاده شده باشد.

با افزایش چشمگیر مشاغلی که با تجارت الکترونیک مرتبط هستند، سازمان های عمومی در تلاش اند تا به هر نحو دولت الکترونیک را بپذیرند. تا توانایی رقابت با بازار را در عرصه های بین‌المللی از دست ندهند. (فقیهی و همکاران، ۱۳۸۳: ۷۷)

۲-۲۱- ابزارهای دولت الکترونیک

تلفن‌های همراه و دیگر ابزارهای مخابراتی بی‌سیم امروزه به عنوان یکی از مهم‌ترین وسایل در دولت الکترونیکی محسوب شده‌اند. ‌بر اساس اطلاعات منتشر شده از سوی سازمان حفظ امنیت عمومی آمریکا، ۴۰ درصد افرادی که با شماره اضطراری ۹۱۱ تماس حاصل کرده بودند از تلفن‌همراه استفاده کرده بودند. دولت آمریکا با بهره گرفتن از نوآوری‌های جدید خود در این زمینه می‌کوشد تا به هنگام برقراری تماس با تلفن‌همراه، ظرف مدت زمانی بسیار کوتاه محل تماس را مشخص کند. هم‌اکنون در دولت آمریکا ضرب‌العجلی مشخص شده که تا پیش از رسیدن به آن باید این طرح عملی شود. به نظر می‌رسد در آینده‌ای نه‌چندان دور ما این توانایی را پیدا خواهیم کرد که به هنگام برقراری تماس با شماره ۹۱۱، کارشناسان ما بتوانند محل برقراری تماس را مشخص و در زمانی کوتاه خود را به آن‌جا برسانند. (ریاحی، ۱۳۸۲: ۷۸)

۲-۲۲- پرتال به عنوان یکی از مؤلفه‌ های دولت الکترونیک

در دولت الکترونیک پرتال به عنوان اولین مرحله از برقراری ارتباط، وب سایتی است که به بنا به تعریف ویکی پدیا دروازه ای به سوی منابع اطلاعات جهانی، اینترنت و اینترانت می‌باشد. پرتال به عنوان وب سایت اصلی در دولت ها، به شهروندان دولت الکترونیک حق انتخاب از کلیه خدمات ارائه شده از سوی دولت خدمات شهروندان به صورت بر خط را می‌دهد.

در واقع یک پرتال فراهم آورنده ی استفاده ی آسان و دسترسی به تمام اطلاعات و خدمات دولتی می‌باشد.‌به این علت رشد قابل ملاحظه ای در دولت ها برای استفاده از فناوری پرتال دیده می شود.

اهداف راه اندازی پورتال را می توان این گونه بیان نمود.

    • دسترسی آسان شهروندان به اطلاعاتی که ‌در مورد خدمات دولتی نیاز دارند

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:26:00 ق.ظ ]




۴ـ پیش پرداخت هزینه­ های داوری

سازمان داوری اتاق بازرگانی بین ­المللی در ازای خدمات و تسهیلاتی که برای انجام داوری­ها فراهم می­ کند، هزینه ­هایی وصول می­ کند. هزینه­ های داوری را سرانجام دیوان تعیین می­ کند و مرکب از دو قلم اصلی است: هزینه­ اداری که خود اتاق دریافت می­ کند، و حق­الزحمه داوران. البته برای ثبت درخواست داوری ۲۵۰۰ دلار به عنوان حق ثبت نیز دریافت می­ شود. میزان هزینه داوری در هر پرونده نسبت به مبلغ خواسته و پیچیدگی­های دعوی تغییر می­ کند، اما ملاک محاسبه هزینه­ ها ثابت است و مطابق جدولی است که ضمیمه­ی شماره ۳ قواعد داوری اتاق را تشکیل می­دهد. روش وصول هزینه­ های داوری اتاق کمی پیچیده، اما متعادل است و نسبت به طرفین مساوی و بی­طرف ‌می‌باشد.

مطابق ماده ۳۰ (۱) قواعد، دبیر کل پس از وصول درخواست داوری مبلغی را که برای تامین هزینه­ های داوری تا مقطع تنظیم و امضای قرارنامه داوری عرفاً کافی باشد، بر اساس جدول هزینه­ ها تعیین می­ کند و به خواهان ابلاغ می­ کند که پرداخت کند، که در صورتی که نپردازد دعوی او در همان مرحله مختومه اعلام می­ شود اما مانع از طرح مجدد نخواهد بود. بقیه هزینه­ های داوری، بعدا در هر زمان که عملی باشد، توسط دیوان داوری محاسبه و تعیین می­ شود که پرداخت آن بالمناصفه بر عهده­ طرفین است و مبلغ پرداختی خواهان در این مرحله نیز بابت سهم او منظور می­ شود.

شیوه وصول هزینه­ ها طوری طراحی شده که تضمین­های لازم برای دریافت آن فراهم باشد، به نحوی که اگر پرداخت نشود جریان داوری متوقف می­ شود (ماده ۳۰ (۴) قواعد) و اگر نسبت به هر قسمت از ادعا هزینه­ های آن پرداخت نشود، آن قسمت از ادعا قابل رسیدگی نیست و مسترد شده محسوب می­ شود (ماده ۳۰ (۴) قواعد). افزون بر این در پایان رسیدگی که رأی‌ صادر شده نیز، دبیرخانه در صورتی که رأی‌ داوری را ابلاغ می­ کند که هزینه­ های داوری به طور کامل پرداخت شده باشد (ماده ۲۸ (۱) قواعد). پرداخت هزینه­ های داوری که دیوان داوری اتاق محاسبه و معلوم کرده، بالمناصفه بر عهده­ طرفین است. اما اگر یکی از طرفین (معمولا خوانده) حاضر نشود سهم خود را بپردازد، طرف دیگر (خواهان) می ­تواند در صورت تمایل سهم او را نیز بپردازد تا داوری ادامه یابد (ماده ۳۰ (۳) قواعد).

در صورتی که خوانده دعوای متقابل مطرح کند، هزینه آن جداگانه تعیین می­ شود. در این صورت نیز پرداخت آن بالمناصفه بر عهده­ طرفین است، اما اگر خوانده­ی متقابل (خواهان) سهم خود درباره دعوای متقابل را ندهد، خواهان متقابل می ­تواند سهم او را بپردازد تا ادعای تقابل، قابل رسیدگی باشد (ماده ۳۰ (۴) قواعد و نیز ماده ۱ (۳) ضمیمه شماره ۳ قواعد). در صورتی که در طول رسیدگی، مبلغ خواسته اصلی یا متقابل افزایش یابد، دیوان داوری متناسباً هزینه­ های آن را مطابق جدول هزینه­ ها تعدیل و تعیین می­ کند (ماده ۳۰ (۲) قواعد).

تصمیم نهایی ‌در مورد مسئولیت هزینه­ های داوری اعم از آنچه دیوان تعیین کرده و به اتاق پرداخت شده یا سایر هزینه­ ها (مانند حق وکالت یا هزینه­ کارشناسی)، با مرجع داوری ذیربط است که هنگام صدور رأی‌ مشخص نماید که هزینه­ های داوری بر عهده­ کدام یک از طرفین است و یا هر یک از خواهان و خوانده چه مقدار از آن را باید بر عهده گیرند. ‌بنابرین‏ گر چه ممکن است خواهان ناچار شده باشد تمام هزینه­ ها را بپردازد تا دعوای او پیش رود و به رأی‌ برسد، اما چه بسا دیوان داوری ضمن رأی‌ خوانده را که از پرداخت سهم خود از هزینه­ ها استنکاف ورزیده به پرداخت هزینه­ ها یا قسمتی از آن نیز محکوم نماید که طبعا قسمتی از محکوم به را تشکیل می­دهد و قابل وصول است (ماده ۳۱ (۳) قواعد).

لازم به یادآوری است که هزینه­ دادرسی یا خسارات دادرسی که مرجع داوری در رأی‌ خود اعلام می­ کند محدود به هزینه­ های داوری اتاق نیست بلکه شامل سایر هزینه­ های حقوقی از قبیل حق­الوکاله، حق­الزحمه­ی کارشناس یا مخارج حقوقی و غیر حقوقی (مانند هزینه­ مسافرت و …) نیز می­ شود، که در ماده ۳۱ (۱) قواعد داوری اتاق نیز به آن اشاره شده است.

تعیین میزان هزینه­ های داوری و وصول آن در دو مقطع صورت ‌می‌گیرد: یکی در مرحله­ اول از رسیدگی که درخواست داوری تسلیم شده و مرجع داوری تشکیل می­ شود، تا زمان امضای «قرارنامه داوری». در این مقطع، دبیرخانه با توجه به محتوای درخواست اولیه و همان مقدار اطلاعاتی که در دست دارد، مبلغی را که عرفاً برای تامین هزینه­ ها تا مقطع تنظیم و امضای قرارنامه داوری کافی باشد، به عنوان «پیش پرداخت موقتی هزینه­ ها» تعیین می­ کند و به خواهان ابلاغ می­ نماید که آن را پرداخت کند (ماده ۳۰ (۱) قواعد). ماده ۴ (۴) قواعد در این مورد می­گوید خواهان مکلف است ضمن تسلیم نسخ کافی از درخواست داوری خود، پیش پرداخت هزینه­ ها را نیز بپردازد. جدا کردن هزینه­ این مرحله از مراحل بعدی داوری و گذاشتن آن بر عهده­ خواهان از الحاقات به قواعد داوری جدید است و هدف از آن این است که اولا خوانده که باید نصف هزینه­ ها را بپردازد، نتواند در همین ابتدای داوری با عدم پرداخت سهم خود انعقاد جریان داوری و تشکیل مرجع داوری و سایر کارها را با تأخیر و کندی مواجه سازد و ثانیاً میزان هزینه­ آن محدود به همین مرحله­ مقدماتی باشد که تامین و پرداخت آن از عهده­ خواهان بر می ­آید و رسیدگی قابل ادامه شود. به هر حال، مطابق ماده ۳۰ (۴) قواعد اگر خواهان این هزینه­ موقتی را نپردازد، رسیدگی متوقف می­ شود اما مانع از این نیست که دوباره دعوای خود را مطرح کند.

مقطع دوم برای تعیین هزینه­ ها، هر زمانی پس از این مرحله است که دیوان عملا بتواند هزینه­ های داوری را محاسبه و تعیین کند، یعنی زمانی که اطلاعات و اسناد و مدارک بیشتری در پرونده­ی مبادله شده و طرفین اظهارات و مکاتباتی داشته اند و مبلغ خواسته یا خواسته متقابل مشخص­تر شده و احیانا قرارنامه­ی داوری تنظیم و امضا شده و پرونده به مرجع داوری تحویل گردیده است. این است که ماده ۳۰ (۲) قواعد می­گوید همین که عملی و ممکن باشد، دیوان داوری مبلغ هزینه­ های داوری و رسیدگی به ادعای اصلی و ادعای متقابل را به میزانی که برای تامین حق­الزحمه داوران و هزینه­ های اداری اتاق کافی باشد محاسبه و تعیین می­ نماید و اگر بعدا مبلغ ادعاها تغییر یافت، میزان هزینه­ های داوری هم تعدیل خواهد شد.

هزینه­ های داوری که برای رسیدگی به پرونده­ی دیوان تعیین می­ کند در کلیه­ مراحل تا زمان صدور رأی‌ است، اما ممکن است طرفین پیش از صدور رأی‌ به مصالحه دست یابند و بخواهند دعوی را مختومه نمایند. در این صورت بسته ‌به این که دعوی در چه مرحله­ ای مصالحه شود و داوران چه مقدار کار کرده باشند، مطابق ماده ۲ (۶) ضمیمه­ی شماره ۳ قواعد دیوان داوری، فقط هزینه­ های آن مقدار رسیدگی را که تا مرحله­ مصالحه انجام شده است، به تشخیص خود تعیین و وصول می­ کند و باقیمانده­ی هزینه­ های پرداخت شده را به پرداخت کننده مسترد می­ نماید، اما ۲۵۰۰ دلار حق ثبت که هنگام ثبت پرونده در دبیرخانه پرداخته شده، قابل استرداد نیست.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:26:00 ق.ظ ]




      • پایان نامه‌ای تحت عنوان: ارزیابی فناوری نوین آموزشی هوشمند در مدارس ایران؛ مطالعه موردی یک دبیرستان هوشمند، به ارزیابی فناوری نوین هوشمند مدارس در ایران پرداخت از یک متدلوژی پنج مرحله‌ای به ارزیابی این فناوری با تمرکز بر شناسایی اثرات بالقوه آن بر ذینفعان و ترویج مدارس هوشمند در کشور پرداخته است. این تحقیق مبانی فلسفی مدارس هوشمند را در بعد معرفت شناختی آن مورد بررسی قرار داده و با تحقیق پیرامون مؤلفه‌های کلیدی و مطرح در نظام تعلیم و تربیت امروز از جمله دانش، خلاقیت، تفکر، حل مسئله، فراگیر محوری و یادگیری مهارت‌های پیچیده و بازیابی اطلاعات و جایگاه آن‌ ها در مدارس هوشمند و سپس یافتن دیدگاه فلسفی مناسب، دیدگاه سازنده گرایی را به علت تأکید این دیدگاه بر مؤلفه‌های مطرح شده در نظام آموزشی مدارس هوشمند، به عنوان پشتوانه‌ای مناسب در رویکردهای یاددهی و یادگیری برای مدارس هوشمند معرفی، تبیین و پیشنهاد می‌کند. همچنین این پژوهش نشان می‌دهد که مبانی معرفت شناختی سازنده گرایی سبب ایجاد تغییرات اساسی در بنیادهای آموزش و یادگیری و به طبع آن فناوری آموزشی شده است؛ ‌بنابرین‏ یادگیری که پیش‌تر به اندوختن دانش به وسیله یادگیرنده و پردازش اطلاعات خاص معطوف بود، جای خود را به خلق دانش نوین از سوی یادگیرنده داده است. (خان آرائی،۱۳۸۹)

  • بررسی عوامل مؤثر بر پذیرش فناوری اطلاعات توسط دبیران مدارس هوشمند شهر تهران با تأکید بر مدل پذیرش فناوری اطلاعات (ITAM) تحقیقی است که درانی کمال، رشیدی زهرا انجام دادند. نتایج به دست آمده بیانگر آن است که:

۱- متغیر برداشت ذهنی از آسانی استفاده از فناوری اطلاعات بر متغیر برداشت ذهنی از مفید بودن فناوری اطلاعات و نگرش نسبت به فناوری اطلاعات، اثر معنادار دارد.

۲- متغیر برداشت ذهنی از مفید بودن فناوری اطلاعات، بر متغیر تصمیم به استفاده از فناوری اطلاعات اثر معنادار دارد.

۳- متغیر تصمیم به استفاده از فناوری اطلاعات بر متغیر استفاده از فناوری اطلاعات اثر معنادار دارد. (کمالی، رشیدی، ۱۳۸۹)

    • تحقیقی دیگر، با هدف ارزیابی طرح مدرسه هوشمند از لحاظ دست‌یابی اهداف، نقش معلمان، نقش دانش آموزان، شیوه های ارائه مطالب درسی و مشکلات (مادی و انسانی) دبیرستان‌های تهران انجام شده است. یافته های این تحقیق نشان می‌دهد، دست‌یابی به اهداف مدارس هوشمند برای معلمان در حد متوسط و دانش آموزان در حد زیاد بیان کرده‌اند. همچنین در زمینه وجود مشکلات مادی و انسانی، دو گروه معلمان و دانش آموزان مشکلات مادی و نیروی انسانی را زیاد دانستند (جعفری حاجتی، ۱۳۸۵).

    • در تحقیقی نشان داد که نقش معلمان و دانش آموزان در این مدارس هوشمند تفاوت چندانی با مدارس سنتی ندارد و مسئولیت معلمان در این مدارس بیشتر شده است نتیجه تحقیق نشان می‌دهد این مدارس باعث ایجاد روحیه محققی و پژوهشگری در فراگیر شده است، فراگیری که خودش تجربه گر امور باشد.. (صالحی و کاشانی،۱۳۸۶)

    • انصاری گزارش می‌کند که تاثیر فناوری اطلاعات بر پیشرفت تحصیلی و یادگیری در دانش آموزان استفاد ه کننده از رایانه البته نه در همه دروس، مثبت است. همچنین فناوری اطلاعات بر کیفیت یادگیری به دلیل افزایش انگیزه یادگیری، عزت نفس بیشتر و حمایت از مطالعه خود راهبر و بهبود رفتار، تاثیر مثبت دارد(به نقل از فراهانی، رضایی وحسنلو، ۱۳۹۱).

    • حج فروش، اورنگی (۱۳۸۳) پژوهشی با عنوان نتایج کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات انجام داد که هدف آن بررسی نقش کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات دروس ریاضی، فیزیک، شیمی، زیست شناسی، و زبان انگلیسی بود. نتایج نشان داد که استفاده از فن آوری، در تعمیق محتوای آموزشی و یادگیری دروس فوق نقش بسزایی دارد

    • حمزه و همکاران در تحقیقی تحت عنوان فناوری اطلاعات و ارتباطات و تنوع در یادگیری و نگرش به مدارس هوشمند نشان داده است که ICT در میان شرکت کنندگان محبوب است و ۹۸٪ دانش آموزان و ۹۸٪ از معلمان نگرش مثبت به فناوری و مدارس هوشمند دارند.

    • مژده آور(۱۳۸۵) در پژوهشی تاثیر آموزش ریاضی با کمک کامپیوتر بر نگرش و یادگیری درس ریاضی دانش آموزان دختر دبیرستان دوم ریاضی ‌به این نتیجه دست یافت که استفاده ازرایانه در آموزش ریاضی در مقایسه با روش تدریس سنتی موجب افزایش یادگیری دانش آموزان می شود. همچنین، استفاده از رایانه در آموزش ریاضی در مقایسه با آموزش سنتی موجب افزایش نگرش مثبت در دانش آموزان نسبت به درس می شود.

    • آق ارکاکلی و همکاران(۱۳۹۰) با عنوان تاثیر کاربردهای آموزشی فناوری اطلاعات و ارتباطات بر تفکر انتقادی و نگرش دانش آموزان دختر سال اول متوسطه منطقه ۴ تهران انجام شده که نتایج نشان داده فناوری بر تفکر انتقادی تاثیر معنی داری دارد ولی در نگرش به فناوری اطلاعات و ارتباطات تفاوت معنی داری وجود ندارد.

  • بی بی عشرت زمانی و محمد سعیدی(۱۳۹۱) تحقیقی با عنوان اثر بخشی پایدار تاثیر استفاده از چند رسانه ای­ها برخودکارآمدی و انگیزش تحصیلی درس ریاضی دانش آموزان دختر سال اول دبیرستان های دولتی شهرستان ایذه انجام گرفته و نتایج این تحقیق نشان داد که تاثیر مثبت استفاده از چند رسانه­ ای ها برخودکارآمدی و انگیزش تحصیلی دارد.

۲-۱۸-۲: خارج از ایران

    • پژوهشی توسط استادان دانشگاه لاوال ومک گیل[۲۰] در سال (۱۹۹۶) با عنوان”نقش فناوری های نو در یادگیری وآموزش در مدارس ابتدایی و راهنمایی”انجام شد، نشان داد که دانش آموزانی که به شبکه جهانی اینترنت دسترسی دارند از عملکرده بهتری برخوردارند (به نقل­از­حق شناس،۱۳۸۸).

    • نتایج تحقیقی انجام شده توسط حنی زار و حلیم[۲۱] (۲۰۰۵) ‌در مورد مدارس هوشمند منطقه آموزشی پورتوریکو نشان داد که استفاده از فناوری و پردهای هوشمند سبب افزایش بهبود آموزشی دانش آموزان شده است.

    • اتکنسون [۲۲](۲۰۰۴) در مطالعه ای به مقایسه یادگیری در محیط سنتی و یادگیری به کمک کامپیوتر و بررسی رابطه آن با سبک شناختی پرداخته است. گزارش وی حاکی از این است که افراد دارای شناختی کلامی، نگرش مثبت تری نسبت ‌به این محیط و عملکرد بهتری در محیط یادگیری به کمک کامپیوتر دارند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:26:00 ق.ظ ]




۲-۲۰) اعضای غیرموظف هیئت مدیره و حاکمیت شرکتی

استقلال هیئت مدیره به دلیل وجود اعضای غیرموظف در هیئت مدیره نیز به عنوان یکی از عواملی است که در برخی تحقیقات به عنوان عامل مؤثر بر کیفیت کار هیئت مدیره بیان شده است(کوتر و همکاران،۱۹۹۷). مدیران غیرموظف، به عنوان نمایندگان سهام‌داران، دارای انگیزه های زیادی برای پیشگیری و کشف رفتار گزارشگری فرصت طلبانه مدیران موظف هستند(کوتر و همکاران،۱۹۹۷). این انگیزه ها از طریق سه عامل به وجود می‌آید: اول این­که هیئت مدیره همیشه در تلاش برای حفظ اعتبار حرفه ای خود خواهد بود، زیرا در بازار مدیران، مدیران شرکت­هایی که عملکرد ضعیفی دارند از صحنه رقابتی بازار مدیران خارج خواهند شد. دوم، از دید تعهدات قانونی موجود، مدیران شرکت هایی که از حرفه­ی خود به دلیل عملکرد ضعیف در وظایف و مسئولیت های محوله خویش کنار گذاشته می‌شوند،

Kotter (1997)

تحت قوانین سخت­گیرانه­ای قرار خواهند گرفت. سوم، با توجه ‌به این­که اغلب سهام‌داران شرکت ها از مشکلات و ابهامات موجود در امر گزارشگری رنج می‌برند، مدیران در تلاش خواهند بود تا با انتخاب حسابرس مستقل مناسب و درخواست کیفیت بالای کار حسابرسی از آنان، تا حدودی زیادی رضایت سهام‌داران را به دست آورند.

یک مکانیزم کنترلی برای کاهش احتمال وقوع رفتار گزارشگری مالی فرصت طلبانه، انتظار خرید سطح بالایی از کیفیت حسابرسی است. ‌بنابرین‏ ، وجود تعداد بیشتری از اعضای غیرموظف در ترکیب هیئت مدیره در مقابل اعضای موظف که ممکن است در تعارض با این موضوع قرار داشته باشند، باعث درخواست کیفیت بالاتر حسابرسی خواهد شد که متعاقبا از انتخاب یک حسابرس مستقل مناسب منتج می­ شود.

‌بر اساس تئوری نمایندگی ، مدیران (نمایندگان)شرکت ممکن است تابع مطلوبیت خود را به قیمت زیر پا گذاری منافع سهام داران حداکثر نمایند .از این رو سهام داران کنترل و نظارت بر مدیریت شرکت را به هیئت مدیره واگذار نموده اند(فاما و جنسن،۱۹۸۳). یکی از مباحث مطرح شده در زمینه­ هیئت مدیره و حاکمیت شرکتی ، بر مسئله ترکیب هیئت مدیره تمرکز دارد . ترکیب هیئت‌مدیره به عنوان نسبت اعضای غیر موظف هیئت مدیره به کل تعداد اعضای هیئت مدیره نگریسته می شود. هر چه ترکیب هیئت مدیره از اعضای مسستقل تر تشکیل شده باشد ، مشکلات نمایندگی کمتر می‌گردد (هرمالین و ویسبچ،۱۹۹۱). معمولا هیئت مدیره­ی موظف هم تراز مدیر عامل قرار دارد . مدیر عامل بالاترین مقام اجرایی شرکت است و در انتخاب مدیران اجرایی (موظف)، قدرت کامل دارد . از این رو با توجه به ارتباط تلویحی اعضای موظف هیئت مدیره با مدیر عامل ، مدیران موظف شاید نتوانند وظایف نظارتی خود را به نحو اثر بخش انجام دهند . ضمن آنکه مدیران موظف ممکن است از موقعیت خود از طریق کنترل بر طرح های حقوق و مزایا و امنیت شغلی سو­ءاستفاده نمایند . بر خلاف مدیران موظف ،مدیران غیر موظف از مدیریت شرکت مستقل هستند و به همین دلیل در ایفای نقش نظارتی خود مؤثر تر عمل می‌نمایند . از این رو از دیدگاه نظری ،هنگامی که هیئت مدیره مستقل و نسبت بالایی از اعضای غیر موظف تشکیل شده باشد ،حاکمیت شرکتی قوی­تر شده و در نتیجه عملکرد شرکت ارتقا می­یابد (مد و دونالد سون،۱۹۹۸). در کشور انگلستان و استرالیا ،حضور حداقل سه عضو غیر موظف در ترکیب هیئت مدیره الزامی است. همچنین قوانین موجود در امریکا، شرکت‌ها را ملزم نموده اند حداقل دو سوم ترکیب هیئت مدیره، متشکل از اعضای غیر موظف باشد (باگات و برنارد،۲۰۰۰). گزارش‌های کادبری و هیگز نیز تأکید زیادی بر هیئت مدیره مستقل و دارای حداقل سه عضو غیر موظف داشته اند.

نتایج تحقیق کاپلان و مینتون(۱۹۹۴) نشان می­دهد که انتخاب هیئت مدیره مستقل بلافاصله پس از عملکرد ضعیف و زیاندهی عملیاتی شرکت، منجر به واکنش مثبت قیمت به هیأتازار در شرکت‌های ژاپنی می شود. بسیاری از مطالعات انجام شده نیز موید وجود ارتباط بین نسبت اعضای غیر موظف هیئت مدیره و عملکرد شرکت است(مهران، ۱۹۹۵؛پینتریس، ۲۰۰۲).

از سوی دیگر ویر و لینیک (۲۰۰۱) نقش ترکیب هیئت مدیره را در عملکرد شرکت بی اهمیت قلمداد کرده‌اند. آنگ و دیگران(۲۰۰۰) مشکلات نمایندگی را در شرکت‌های کوچک، مورد بررسی قرار دادند و در یافتند هیئت مدیره مستقل باعث افزایش هزینه های نمایندگی می شود. نتایج تحقیق فوسبرگ(۱۹۸۹) ، بیهاجات و بلک(۲۰۰۲) نیز موید عدم رابطه بین وجود اعضای غیر موظف در ترکیب هیئت‌مدیره و شاخص های مختلف عملکرد از قبیل Q توبین، دوره بازگشت سرمایه و دوره بازگشت دارایی ها بوده است(فوسبرگ،۱۹۸۹؛ باگات و بلک، ۲۰۰۲).

از دیدگاه تئوری نمایندگی، حضور مدیران غیر موظف مستقل در هیئت مدیره شرکت ها و عملکرد نظارتی آنان به عنوان افرادی مستقل به کاهش تضاد منافع موجود میان سهام‌داران و مدیران شرکت کمک شایانی می‌کند. یکی از راه ­هایی که می ­تواند توسط مدیران غیرموظف برای کاهش تضاد منافع صورت گیرد، انتخاب یک حسابرس مستقل و با کیفیت است. دلیل این امر آن است که مدیران غیرموظف نیز باید همانند مدیران موظف در برابر سهام‌داران نسبت به وضعیت و عملکرد شرکت پاسخگو باشند. از اینرو، چون مدیران غیرموظف هیچگونه مسولیتی در شرکت به عهده ندارند و از جزئیات وقایعی که در شرکت اتفاق می ­افتد آگاهی ندارند، خود مدیران غیرموظف نیز به دنبال یک حسابرسی با کیفیت هستند؛ چراکه در صورت وقوع موارد خلاف قوانین و مقررات، آن ها نیز مسئولیت دارند. البته باید توجه داشت که مدیران اجرایی شرکت نقش مهمی را در ایجاد ترکیب مناسبیاز مدیران موظف و غیر موظف، در میان اعضای هیئت مدیره، ایفا می‌کنند. وجود چنین ترکیبی، از اعضای اصلی یک هیئت مدیره کارا و مؤثر محسوب می شود. زیرا، در جایی که مدیران موظف، اطلاعاتی ارزشمندی

Mehran,1995 .Pin ,2002

درباره فعالیت های شرکت ارائه می‌کنند، مدیران غیر موظف با ‌دیدگاه هی غیر حرفه ای و بی طرفانه، در

مورد تصمیم گیری های مدیران مذکور به قضاوت می نشینند بدین ترتیب هیئت مدیره شرکت با دارا بودن تخصص، استقلال و قدرت قانونی لازم یک ساز و کار بالقوه توانمند حاکمیت شرکتی به حساب می‌آید.

هیئت مدیره شرکت معمولا دو نوع وظیفه دارد:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:26:00 ق.ظ ]




ظهور سبک زندگی به عنوان مسئله ای جامعه شناختی در همان ابتدای تأسيس رشته خود را در کنار مسئاله مندی مدرنیته اقتصادی پولی سرمایه داری و… می‌دیده است . ‌بنابرین‏ انتظار می‌ رود که در هر جامعه ای که درگیر چنین تحولاتی گردد سبک زندگی به عنوان مسئله ای جامعه شناختی رخ نماید وجامعه شناسان را ترغیب کند برروی آن پژوهش ومداقه بپردازند (خسروی، ۱۳۹۰).

در ایران نیز چندی است این اصطلاح در فضای آکادمیک به موضوعی قابل توجه وهدایت تحقیقات انجام پژوهش‌های مختلف تبدیل شده است در اینجا این سوال به وجود می‌ آید که آیا می‌ توان به معنایی که در اروپای قرن نوزدهم و بیستم میلادی سبک زندگی به عنوان مسئله ای جامعه شناختی طرح گردید در جامعه ایرانی نیز به عنوان مسئله ای جامعه شناختی صورت بندی گردد . با نگاهی به تغییرات وتحولات جامعه ایرانی به نظر می‌ رسد بسیاری از مسائل جامعه شناختی از جمله سبک زندگی ‌در مورد این جامعه قابل طرح است (آذرفتحی، ۱۳۹۲).

۲-۱-۲- تغییرات سبک زندگی در فرایند توسعه ابزارهای نوین ارتباطی

امروزه فناوری‌های اطلاعاتی وارتباطی به عناصری بی بدیل در زندگی بشر تبدیل شده اند عصر کنونی را بسیاری عصر انقلاب اطلاعات وارتباطات نامیده اند وسایل ارتباط جمعی پیچیده ترین ابزار القای اندیشه ها ‌و کارآمدترین سلاح ها برای تسخیر آرام جوامع هستند. در چند دهه اخیر با توجه به سرعت سر سام آور پیشرفت ورشد تکنولوژی ارتباطات واطلاعات هر روزه بر پیچیدگی وکارآمدی این ابزارها ووسایل در جهان افزوده می‌شود امری اجتناب ناپذیر نموده است تصویری که در حقیقت در ذهن خود می‌ سازیم نمایی از ادراک ‌و برداشت ما از واقعیت محسوس ‌و ملموس زندگی است (کوهسار، ۱۳۸۸).

اگر چه پیش از این انسان ها در ارتباطی رودررو با یکدیگر بوده اند ورونق و ترویج روش‌های زندگی از طریق همین ارتباطات رودررو با روندی بسیار کند وضعیف همراه بوده است ولیکن با توجه به فناوری‌های امروزی می‌ توان به جرات بیان نمود که قدرت مافوق تکنولوژی به جایی رسیده که جوامع بشری به صورت آنلاین با هم در ارتباط بوده وهمین امر باعث شده است تا سبک ها و روش‌های زندگی جدیدی در سطح دنیا در حال چرخش وتغییر باشند. امروزه با پیشرفت ارتباطات جوامع دستخوش تغییرات بسیاری شده اند رسانه های همگانی مانند تلویزیون ‌و ماهواره در سطح جامعه جایگاهی را اشغال کرده‌اند که از آن جایگاه به طور فزاینده ای چه در سطح ملی و بین‌المللی مطرح شده اند. از آنجا که فرهنگ از طریق رسانه های جمعی جریان می‌ یاید اشکال متفاوت زندگی توسعه می‌ ابند، در این رابطه می‌ توان گفت رسانه ها بر شیوه های زندگی ‌و سلیقه‌های عمومی‌ در جامعه تاثیر می‌ گذارند درحال حاضر به دلیل اهمیت رسانه های جمعی به ویژه تلویزیون بیش از هر زمان دیگری تحت بررسی مطالعه دقیق ‌و منظم قرار گرفته اند از چند دهه قبل به موضوع ارتباطات به ویژه ارتباط جمعی توجه بیشتری شده است وبه رابطه رسانه ها با جامعه ‌و تاثیرات اجتماعی وتعامل آن ها تأکید بیشتری نهاده شده است (جعفرزاده پور،۱۳۹۰) .

یکی از تاثیرات امروز رسانه های سبز فایل تاثیر آن ها بر الگوها و روش‌ها ی زندگی انسان ها است به طوری که بنابر اعتقاد گیدز، رسانه ها با قدرت عظیم فرهنگی خود می‌ توانند بر الگوهای زندگی انسان ها تاثیر بگذارند. الگوهای زندگی بنابر تعریف گیدز می‌ توان به مجموعه ای کم وبیش جامع از عملکرد تعبیر کرد که فرد آن ها را به کار می‌ گیرد چون نه فقط نیازهای خود را برآورده می‌ کند بلکه روایت خاصی را هم که برای هویت شخصی خود در نظر گرفته است در برابر دیگران مجسم می‌ کند.( گیدنز، ۲۰۱۰) ‌و امروزه با ظهور ماهواره وگسترش آن در کشور ما سرعت تبادل اطلاعات بیشتر شده وآنها در سطح جهانی تاثیرات خود را به صورت مستقیم وغیر مستقیم برروی استفاده کنندگان آن خواهد داشت به طوری که نقش بسزایی در تبلیغ الگوهای مختلف زندگی دارند که این الگوهای زندگی گسترده تر از الگوهای زندگی است که در کشورما منجر می‌شود ‌و مهم‌تر از همه با فرهنگ کشور ما در تعارض است .سبک زندگی از مفاهیمی‌ است که در دنیای امروز از آن استفاده می‌شود وبه دلیل گستردگی آن رشته‌های مختلف کاربرد دارد (ارمکی وتقی، ۱۳۹۲).

تعین بلندای گام ‌و شتاب حرکت در مسیرجهانی شدن زمانی به درستی میسرمی‌ گردد که جایگاه فعلی (مبدأ)موانع فراروی ومقصد به خوبی ارزیابی قرار بگیرند.ارزیابی مرکز تولید علم به ویژه دانشگاه از این منظر اولویتی غیر قابل انکار است با توجه به اینکه فضای اجتماعی در حال تغییرات است وروبه سوی فضای مجازی علمی‌ دارد دیگر فقط بحث دانش نیست بلکه در حجم انبوهی از اطلاعات ودانش آن هم با سرعتی شتابان در سایه تکنولوژی الکترونیکی وفناوری‌های نوین اطلاعات وارتباطات نحوه برخورد واستفاده از دانش و اطلاعت نیز تغییر یافته است امروزه با گسترش رسانه ها وعمومی‌ شدن ماهواره ها ورود سایر وسایل ارتباطی در جوامع بشری مسائل اجتماعی جدید به وجود آمده است و هر روز بیش از پیش به اهمیت استفاده از آن ها در زندگی انسان ها افزوده می‌شود. با مراجعه به آمار ‌و ارقام موجود در جهان می‌ توان ‌به این واقعیت پی برد که رسانه های جمعی بخصوص تلویزیون بیشترین سهم را در گذراندن اوقات فراغت افراد دارند به طوری که ‌بر اساس آمار سال ۱۳۸۸ بیش از ۹۰درصد شهروندان تهرانی برای گذراندن اوقات فراغت خود به تماشای تلویزیون می‌ پردازند ،وبه طور کلی بر میزان تماشای تلویزیون به لحاظ حجم وزمان مخاطبان افزوده می‌شود. (رحیمی‌ نژاد، ۱۳۸۸٫ با توجه ‌به این امر امروزه درمورد رسانه های همگانی از جمله رادیو وتلویزیون ماهواره و امثال آن ها مطالعات دقیق ومنطقی ای صورت گرفته است این مطالعات حکایت از اهمیت رسانه های جمعی به عنوان یکی از نهادهای اجتماعی دارد . رسانه های جمعی در سطح اجتماعی پایگاهی را اشغال کرده‌اند که از آن جایگاه فرهنگ جریان یافته ‌و اشکال سمبلیک ونمادین ریشه دوانده است وتوسعه می‌ یابد به طوری که می‌ توان گفت رسانه ها ‌بر شیوه رفتاری نحوه سلوک ‌و سلیقه‌های عمومی‌ در جامعه وهنجارها اثر می‌ گذارد (لطف آبادی،۱۳۸۹).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:25:00 ق.ظ ]




(به خاطر بیاور) هنگامی را که لقمان به فرزندش -در حالی که او را موعظه می‌کرد- گفت: “پسرم! چیزی را همتای خدا قرار مده که شرک، ظلم بزرگی است.” [۶۳]

تفسیر: چون عظمت هر عملی به عظمت اثر آن بستگی دارد و عظمت نافرمانی و معصیت به عظمت کسی است که مورد نافرمانی و معصیت قرار گرفته، زیرا مؤاخذه و بازخواست شخص عظیم نیز به عظمت خود اوست. بالاترین معصیت نسبت به او این است که انسان برای او شریک قائل شود و بهمین دلیل لقمان پسر خود را از شرک منع می‌کند.(همان، ج ۱۶: ۳۲۳)

پسرم! نماز را برپا دار، و امر به معروف و نهی از منکر کن، و در برابر مصایبی که به تو می‌رسد شکیبا باش که این از کارهای مهم است![۶۴]

تفسیر: این آیه حاوی دستورالعمل لقمان درباره عمل و اخلاق است ، در ابتدا به نماز سفارش می‌کند که ستون دین است به دنبال آن به امر به معروف و نهی از منکرمی پردازد که ضمانت اجرایی و عملی احکام الهی است و هرگز اصلاح فرد بدون اصلاح جامعه تمام و کمال نمی شود و آنگاه به صبر سفارش می‌کند که صبر در برابر مصائب ازجمله اخلاق پسندیده است و مراد از آن نگهداری نفس و خویشتنداری در امور است ‌تا بتواند در برابر آنچه تصمیم و عزم نموده استوار و ثابت باشد.(همان، ج ۱۶: ۳۲۶)

((به یاد آورید) زمانی را که ابراهیم گفت: «پروردگارا! این شهر [= مکه‌] را شهر امنی قرار ده! و من و فرزندانم را از پرستش بتها دور نگاه دار. [۶۵]

تفسیر: در مقام دعا ‌از خدا خواست تا او و فرزندانش را از عبادت بتها دور کند، یعنی آنکه خداوند با هدایت خود و به رحمت واسعه اش آن ها را ازعبادت بتها بر کنار دارد.(همان، ج ۱۲: ۹۹)

خداوند در باره فرزندانتان به شما سفارش می‌کند که سهم (میراث) پسر، به اندازه سهم دو دختر باشد؛ و اگر فرزندان شما، (دو دختر و) بیش از دو دختر باشند، دو سوم میراث از آن آن ها‌ است.[۶۶]

تفسیر: کلمه (ایصاء)به معنای توصیه و دستور توأم با نصیحت است ، منظور از (اولاد) پسران و دخترانی است که بدون واسطه از میت متولد شده اند، نه نوه ها و نتیجه ها، در حالی که لفظ(ابن ) چنین دلالتی را ندارد،از طرف دیگر در جاهلیت زنان ارث نمی بردند ،اماقرآن می فرماید ،مردان مثل زنان ارث می‌برند ،اما دو برابر ،یعنی ارث زن را اصل در تشریع قرار داده و ارث مرد را به طفیل آن ذکر ‌کرده‌است.(همان، ج ۴: ۳۲۸)

فرزندان خود را از بیم فقر نکشید، مائیم که شما و آن ها را روزی می‌دهیم.[۶۷]

تفسیر: فرزندان خود را از ترس اینکه مبادا دچار فقر شوید و به خاطر آن ها تن به ذلت گدایی دهید، مکشید چون این شما نیستید که آن ها را روزی می دهید. (همان ج،۷: ۵۱۷)

و فرزندانتان را از ترس فقر، نکشید! ما آن ها و شما را روزی می‌دهیم؛ مسلماً کشتن آن ها گناه بزرگی است.[۶۸]

تفسیر: (املاق ) یعنی فقر و ناداری و(خطاه ) یعنی انحراف از جهت و مراد در اینجا آن است که انسان عملی را اراده کندکه انجام و اراده آن شایسته نیست و در هر صورت آیه شریفه می فرماید، فرزندان خود را از ترس اینکه مبادا دچار فقر شوید و به خاطر آن ها تن به ذلت گدایی دهید، مکشید چون این شما نیستید که آن ها را روزی می دهید تا در هنگام تنگدستی دیگر نتوانید روزی آن ها را تأمین نمائید، بلکه ما هستیم که هم شما و هم آن ها را روزی می‌دهیم و کشتن فرزندان یک گناه و خطای بزرگ است.(همان ج،۱۳: ۱۱۶)

۴٫۲٫۱٫۲٫۴٫ معلم و راهنما

آیا کسانی که می‌دانند با کسانی که نمی‌دانند یکسانند؟! تنها خردمندان متذکر می‌شوند!.[۶۹]

تفسیر: می فرماید: بگو عالمان و جاهلان یکی هستند؟ لکن برحسب مورد ظاهراً مراد از علم ، علم به خدا و طریق کمال سعادت است که چنین علمی به حقیقت نافع است و نداشتن آن عین خسارت می‌باشد، اما علوم دیگر مانند مال هستندو تنها در زندگی دنیا کاربرد دارند و با فنای دنیا فانی می‌شوند.(همان، ج ۱۷: ۳۷۱)

۵٫۲٫۱٫۲٫۴٫ شاگردان

موسی به او گفت: “آیا از تو پیروی کنم تا از آنچه به تو تعلیم داده شده و مایه رشد و صلاح است، به من بیاموزی؟” [۷۰]

تفسیر: (رشد) یعنی صواب و رسیدن به واقع که در معنا مخالف (غی) یعنی گمراهی و راه خطا رفتن است، می فرماید، موسی به آن شخص عالم فرمود: آیا اجازه می دهی من با تو بیایم و تو را پیروی کنم تا آنچه را که خدا به تو آموخته، جهت رشد وهدایت من ، به من تعلیم نمایی؟ و یا آنچه را که از رشد، خداوند به تو داده به من هم بیاموزی. (همان، ج ۱۳: ۴۷۵)

۶٫۲٫۱٫۲٫۴. ایتام

در قرآن بر ضرورت تکریم ایتام تأکید فراوان شده و بی اعتنایی و راندن آنان علامت کفر، نفاق و نشانه تکذیب دین و روز قیامت دانسته شده است. دین مبین اسلام به عنوان کامل ترین و جامع ترین دین الهی، همواره مستضعفان و محرومان اجتماع را زیر حمایت خویش داشته و در این میان ایتام بیشتر از سایر محرومان مورد عطوفت و رحمت قرار گرفته اند.

و به مال یتیم، جز به بهترین راه نزدیک نشوید، تا به سر حد بلوغ رسد! و به عهد (خود) وفا کنید، که از عهد سؤال می‌شود.[۷۱]

تفسیر: در این آیه باز به جهت مبالغه در حرمت تصرف به ناحق در مال یتیم، می فرماید نزدیک مال یتیم هم نشوید، (چه رسد که آن را تصرف کنید) و این امر از گناهان کبیره است که خداوند به مرتکب آن وعده آتش داده است. (همان، ج ۱۳: ۱۲۵)

جز خداوند یگانه را پرستش نکنید؛ و به پدر و مادر و نزدیکان و یتیمان و بینوایان نیکی کنید.[۷۲]

تفسیر: دراینجا مراتب احسان و نیکو کاری را از اهم به مهم ذکر می‌کند ،پس چون وجود انسان متعلق به پدر و مادرش است لذامهم ترین موارد نیکوکاری، نیکی به آنان است سپس از صله رحم صحبت می‌کند و یتیمان چون یتیمان مستحق ترین افراد هستند از جهت نیکو کاری و احسان بخاطر کوچکی سن و سالشان و آنکه کسی را ندارند که نسبت به امور آن ها قیام کند.(همان، ج ۱: ۳۳۱)

از تو سؤال می‌کنند چه چیز انفاق کنند؟ بگو: هر خیر و نیکی (و سرمایه سودمند مادی و معنوی) که انفاق می‌کنید، باید برای پدر و مادر و نزدیکان و یتیمان و مستمندان باشد.[۷۳]

تفسیر: در آیه شریفه هم جواب سئوال بی مورد آنان را می‌دهد و هم سئوال اساسی و اصلی را و با یک جمله به طور اجمال متعرض پاسخ به هر دو سوال شده است ، چون (خیر) به معنای مال است و می فرماید از هر نوع مالی که انفاق کنید خوب است و آنگاه مراتب افرادی را که باید به آنان انفاق نمود بیان می کند (یتیم ) کسی است که در عین کوچکی بی پدر باشد.(همان، ج ۲: ۲۴۱)

و از تو در باره یتیمان سؤال می‌کنند، بگو: «اصلاح کار آنان بهتر است. و اگر زندگی خود را با زندگی آنان بیامیزید، (مانعی ندارد؛) آن ها برادر (دینی) شما هستند.» (و همچون یک برادر با آن ها رفتار کنید!)[۷۴]

تفسیر: این آیه نوعی تخفیف و تسهیل را بیان می‌کند، چون اول اجازه آمیزش و معاشرت با یتیمان را می‌دهد و بعدا می فرماید: اگر خدا خواست کمکتان می‌کند، پس معلوم می شود مسلمانان قبلا تشدیدی در این مورد ‌از خداوند شنیده بودند و مراد از اصلاح ،اصلاح حقیقی است نه اصلاح ظاهری، (و ان تخالطوهم فاخوانکم ):(و اگر با آنان معاشرت کنید،پس آن ها برادران شمایند).(همان ج،۲: ۲۹۶)

مال خود را با تمام علاقه اى که به آن دارند به خویشاوندان و یتیمان و …. مى دهند.[۷۵]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:25:00 ق.ظ ]




۳-۱-۱- مبنای جرم بغی

جرم بغی اصطلاح فقهی بوده و ریشه فقهی دارد که در ماده ۲۸۶ سال ۱۳۹۲ در قانون مجازات اسلامی آمده است که به شرح ذیل مبنای این جرم را بیان می داریم :

۳-۱-۱-۱- قرآن کریم

خداوند متعال در سوره حجرات می‌فرماید: «هرگاه دو گروه از مؤمنان با هم به نزاع و جنگ پرداختند، در میان آن ها صلح برقرار سازید؛ و اگر یکى از آن ها بر دیگرى تجاوز کند، با طایفه ظالم پیکار کنید تا به فرمان خدا بازگردد. هرگاه در میان آن دو بر طبق عدالت صلح برقرار سازید، و عدالت پیشه کنید که خداوند عدالت‌پیشگان را دوست‌ دارد.» (حجرات: ۹ )

حکم این آیه، عام است، وحکم قتال، به صفت بغی تعلق گرفته است؛ بدون اینکه فرد خاصی را مقید کرده باشد. در تفسیر این آیه آمده است: آیه درصدد بیان احکام مترتب بر باغیان است؛ فرقی نمی‌کند که از جانب دولتی بر دولت دیگر، یا از جانب گروهی ‌بر گروه دیگر باشد.

پس به طور کلى، در آیه شریفه که اساس حکم «بغى» است، اسمى از امام نیست؛ ولی هر جنگ و نزاعى در خارج بر وجود امام یا فرمانده‌اى متوقف است که جنگجویان را رهبرى کند و کار و سخن آنان را سر و سامان دهد. قهراً وجود امام، شرط «وجود» است، نه وجوب؛ ‌به این معنا که بدون امام، امکان دفع طغیان وجود ندارد؛ پس انتخاب و تحصیل امام، واجب است؛ نه اینکه وجود امام شرط وجوب باشد؛ به گونه‌ای که تا او نباشد، حکم وجوب دفع طغیان هم نباشد .( منتظرى، ۱۴۰۹ق : ۴۸۰ )

اما بر دلالت این آیه برای مشروعیت جرم بغی، بین مفسران اختلاف است. گروهی از مفسران، این آیه را دال بر بغات نمی‌دانند.

قائلان به عدم حکم این آیه بر بغات در این‌ باره می‌گویند: «و اما آنکه بعضى فقها استدلال کرده‌اند ‌به این آیه بر وجوب قتال با اهل بغى، به‌معنای جماعتى که خروج کنند بر امام عادل، ضعیف است؛ زیرا که افراد مذکور در آیه، مسلمان هستند، اما باغیان، افراد کافری هستند.» (حسینی جرجانى، ۱۴۰۴ق :۸۰ )

در پاسخ به استدلال این گروه می‌توان گفت، وقتی خداوند متعال برای افراد باغی مسلمان چنین حکمی را در نظر می‌گیرد، ‌به طریق اولی برای کافران باغی در برابر امام معصوم یا مسلمانان، حکمی شدیدتر اعمال می‌کند. آیاتی که درباره جهاد با کفار آمده است، احکامی شدیدتر از این احکام دارد. افزون بر این آیه، آیات دیگری هم هست که مفسران برای مشروعیت جرم بغی، به آن استناد می‌کنند: «توبه:۷۳ ، بقره:۱۷۳، نساء: ۵۹» البته تنها آیه‌ا‌ی که به طور کامل احکام بغات را بیان کرده، همین آیه است و بسیاری از فقها، احکام مترتب بر بغات را از همین آیه استنباط کرده‌اند. پس آنچنان‌که این گروه استدلال می‌کنند دلیلی ندارد که گفته شود باغیان، از حکم این آیه مستثنایند.

همچنین، استدلال این گروه، با پاسخ حضرت علی(ع) در ارتباط به پرسشی درباره کافر بودن باغیان، منافات دارد‌؛ زیرا حضرت، کافر بودن بغات را رد می‌کند؛ از امیرالمومنین(ع) پرسیده شد: «آیا کشته‌شدگان در جنگ جمل مشرک‌اند؟ فرمود: نه؛ بلکه از شرک، فرار کردند. عرض کردند: پس منافق بودند؟ فرمود: نه؛ منافقان، خدا را یاد نمى‌کنند، مگر اندکى. گفته شد: پس آنان چه کسانى هستند؟ فرمود: برادران ما بودند که بر ما شوریدند و ما با سرکوبى شورش آنان، بر ایشان پیروز شدیم. » (نوری طبرسی، ۱۴۰۸ق : ۶۸ )

صاحب جواهر می‌گوید: « با توجه به نصوص، فهمیده می‌شود که احکام مسلمانان بر بغات اجرا می‌شود؛ از قبیل نکاح با زنان آنان، خرید ذبیحه آنان….» ( نجفی‌، ۱۴۰۴ق : ۳۳۷) در پایان باید یادآور شد که مسلمان بودن، با باغی بودن منافاتی ندارد و خارج‌ کردن هر کسی که تجاوز کند از دایره اسلام، مخالف نص صریح است؛ زیرا خداوند در این آیه، حکم را به مسلمانان نسبت داده است.

قائلان به وجود حکم این آیه بر بغات ، در تفسیر این آیه می‌گوید: «اخبارى داریم راجع به اهل بصره، اصحاب عایشه و طلحه و زبیر، که امیرالمؤمنین حجت را بر آن ها تمام کرد و اشکالاتى که داشتند، جواب کافى داد که مقاتله نکنند و بین آن ها اصلاح کنند، و چون اهل بصره نپذیرفتند و بغى نمودند، با آن ها مقاتله فرمود. پس از آنکه مغلوب شدند و دست از جنگ کشیدند، به قسط با آن ها رفتار نمود. مکرر گفته‌ایم که اخبار، بیان مصداق مى کنند و آیه عام، است.» (طیب، ۱۳۷۸: ۲۲۷ )

صاحب تفسیر قمی، در کتاب خود به روایاتی که در شأن نزول این آیه وارد شده‌اند، استناد می‌کند که این روایات به صراحت، بر شأن نزول این آیه بر گروه بغات دلالت می‌کنند: (قمى، ۱۳۶۷، ج۲، ص۳۲۰) و اما شمشیرى که باید غلاف شود، شمشیر بر علیه اهل بغى و تأویل است. خداوند عزوجل مى‌فرماید: « وَإِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ اقْتَتَلُوا»، هرگاه دو گروه از مؤمنان با هم به نزاع و جنگ پردازند، در میان آنان صلح برقرار سازید….(حر عاملى ، ۱۴۰۹ق: ۲۶-۲۷ )

گروهی دیگر از مفسران نیز در تفاسیر خود در ذیل این آیه، به همین روایت استناد می‌کنند.

مفسران، احکامی از قبیل مشروعیت جنگ با بغات، لزوم ارشاد بغات قبل از جنگ، عام بودن حکم آیه… و دیگر احکام مترتب بر بغات را از این آیه استنباط می‌کنند که در غالب احکام، با هم وحدت نظر دارند.(طبرى، ۱۴۰۵ق: ۳۸۲ )

افزون بر مفسران، بسیاری از فقها نیز احکام مترتب بر بغات را از این آیه استنباط می‌کنند:

الف ) مسلمان بغات در این آیه، به نحو مجازی است و مسلمان بودن آنان، مخالف با مذهب امامیه است. که برای قول خود، به آیه ۵ و ۶ سوره انفال استناد می‌کنند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:25:00 ق.ظ ]




عنوان صفحه

جدول ۲-۱: سیر تحول مطالعات درباره انواع نوآوری سازمانی ۳۱

جدول ۲- ۲: جدول مؤلفه‌‌های نوآوری ۳۲

جدول ۲- ۳: عوامل و موانع مؤثر در نوآوری سازمانی ۴۰

جدول ۲-۴: سیر تحول تعریف دانش از دیدگاه صاحب‌نظران ۶۳

جدول ۲-۵: جدول اجزای دانش محتوایی تربیتی فناورانه در عمل ۷۲

جدول ۲-۶: حیطه دانش محتوایی تربیتی فناورانه ۷۴

جدول ۳-۱: تعداد و درصد پاسخ دهندگان به گویه ها ‌بر اساس جنسیت ۱۱۵

جدول ۳-۲:: تعداد و درصد پاسخ دهندگان به گویه ها ‌بر اساس رشته ۱۱۵

جدول ۳-۳: ابعاد، تعداد سوالات، شماره سوالات و روش نمره گذاری

مقیاس عوامل کلیدی نوآوری دانشگاهی ۱۱۶

جدول ۳-۴: ابعاد، تعداد سوالات، شماره سوالات و روش نمره گذاری مقیاس دانش ۱۱۸

جدول ۳-۵: ابعاد، تعداد سوالات، شماره سوالات و روش نمره گذاری مقیاس

اهداف تدریس ۱۱۹

جدول ۳-۶: روایی عوامل کلیدی نوآوری دانشگاهی ۱۲۰

جدول ۳-۷: پایایی عوامل کلیدی نوآوری دانشگاهی ۱۲۰

جدول ۳-۸: روایی ابعاد دانش محتوایی، تربیتی و فناورانه ۱۲۱

جدول ۳-۹: پایایی ابزار دانش ۱۲۱

جدول ۳-۱۰: روایی ابعاد اهداف تدریس ۱۲۳

جدول ۳-۱۱: پایایی ابعاد اهداف تدریس ۱۲۴

جدول ۴-۱: یافته های توصیفی مربوط به متغیرهای پژوهش ۱۲۸

جدول ۴-۲: نتایج آزمون تحلیل واریانس اندازه گیری های مکرر جهت مقایسه عوامل

کلیدی نوآوری دانشگاهی از دیدگاه اعضای هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان

شیراز ۱۲۹

جدول ۴-۳: نتایج آزمون تعقیبی بونفرونی برای تعیین تفاوت بین میانگین‌های

عوامل کلیدی نوآوری دانشگاهی از دیدگاه اعضای هیئت علمی دانشگاه

فرهنگیان شیراز ۱۳۰

جدول ۴-۴ : نتایج آزمون تی تک نمونه ای جهت مقایسه میانگین ابعاد دانش

اعضای هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان شیراز با سطح قابل قبول (Q2)

و سطح کفایت مطلوب (Q3). 132

جدول ۴-۵: نتایج آزمون تحلیل واریانس اندازه گیری های مکرر جهت مقایسه انواع

اهداف تدریس اعضای هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان شیراز ۱۳۳

جدول ۴-۶: نتایج آزمون تعقیبی بونفرونی برای تعیین تفاوت بین میانگین‌های انواع

اهداف تدریس اعضای هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان شیراز ۱۳۴

جدول ۴-۷: جدول ماتریس همبستگی متغیرهای پژوهش ۱۳۷

جدول۴-۸ : برازش مدل نهایی ۱۴۴

فهرست شکل‌ها

عنوان صفحه

شکل۲-۱: مؤلفه‌‌های نوآوری ۳۳

شکل۲-۲: شکل ابعاد نوآوری سازمانی ۳۵

شکل۲-۳: وظایف کادر مدیریتی دانشگاه برای تبدیل شدن به دانشگاه نوآور ۵۳

شکل۲-۴: وظایف کادر اعضای هیئت علمی دانشگاه برای تبدیل شدن به دانشگاه نوآور ۵۴

شکل۲-۵: ویژگی‌های کادر تحقیقات دانشگاه برای تبدیل شدن به دانشگاه نوآور ۵۵

شکل۲-۶: وظایف کادر اجرایی دانشگاه برای تبدیل شدن به دانشگاه نوآور ۵۶

شکل۲-۷: وظایف دانشجویان در دانشگاه برای تبدیل شدن به دانشگاه نوآور ۵۷

شکل ۲-۸: دانش محتوایی تربیتی فناورانه ۸۳

شکل۲-۹: شکل مربوط به چارچوب دانش محتوایی تربیتی و فناورانه و اجزای دانش ۸۳

شکل ۲-۱۰: طبقه بندی بلوم از اهداف ۹۱

شکل ۲-۱۱: مدل مفهومی عوامل کلیدی نوآوری دانشگاهی، دانش و اهداف

تدریس اعضای هیئت علمی ۱۱۲

شکل ۴-۲- مدل رابطه عوامل کلیدی نوآوری دانشگاهی و دانش اعضای

هیئت علمی ۱۴۱

شکل ۴-۳- مدل نهایی رابطه عوامل کلیدی نوآوری دانشگاهی و اهداف تدریس

با واسطه گری دانش اعضای هیئت علمی ۱۴۳

فصل اول

کلیات تحقیق

    1. مقدمه

آموزش عالی به عنوان بخش مهم نظام آموزشی، نقش کلیدی و مهمی را در توسعه هر کشور از جوانب مختلف ایفا می­ کند. آموزش عالی از مهم­ترین مراحل آموزش رسمی به شمار می ­آید که دارای وظایف و رسالت­های متعددی در جهت رشد و پیشرفت نیروی انسانی جوامع ‌می‌باشد (عراقبه؛ فتحی واجارگاه، فروغی ابری و فاضلی، ۱۳۸۸). این نهاد در مزیت رقابتی کشورها در سطح منطقه­ای و بین ­المللی نقش تعیین کننده ­ای ایفا می­ کند. چرا که، در دهه آغازین هزاره سوم از دانشگاه­ها انتظار می­رود که ضمن توجه به جنبه­ های یاد شده، مسئولیت اجتماعی خود را بیش از پیش مورد توجه قرار دهند. برای این منظور، دانشگاه­ها و مراکز آموزش عالی باید در تحلیل واقعیت­های جامعه و عرضه راه ­حل­های فراکنشی ‌پیش‌قراول باشند (بازرگان و عامری، ۱۳۸۹). نظام­های آموزش عالی، به عنوان بارزترین نمود سرمایه­ گذاری نیروی انسانی، نقش اصلی را در تربیت نیروی انسان کارآمد بر عهده دارند. این نظام­ها سهم قابل توجهی از بودجه هر کشور را به خود اختصاص می­ دهند و نقش تعیین کننده در ابعاد گوناگون اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جامعه دارند. از این­ رو اطمینان از کیفیت عملکرد آن­ها به منظور جلوگیری از هدر رفتن سرمایه ­های انسانی و مادی، و نیز داشتن توانایی رقابت در دنیای آینده، ضرورتی انکارناپذیر دارد (معروفی؛ کیانمنش، مهرمحمدی و علی­عسکری، ۱۳۸۶). امروزه اعضای هیئت علمی دانشگاه­ها سه مأموریت اصلی پژوهش، تدریس[۱] و ارائه خدمات را بر عهده دارند که هر کدام از این مأموریت­ها، آنان را در زمینه تولید علم و اشاعه دانش[۲] به فراگیران قادر می­سازد (بویر[۳]، ۱۹۹۰، ص ۱۵). از سویی دیگر برای پی بردن به میزان پیشرفت دانشگاه­ها، بررسی و شناسایی آن­ها امری مهم ‌می‌باشد. بر این اساس باید حکم کنیم که یکی از موثرترین و کارسازترین مؤلفه‌ ­های نظام آموزش عالی را اعضای هیئت علمی دانشگاه تشکیل می­دهد و عملکرد آن­ها بیش از هر چیز در تدریس آن­ها متجلی خواهد شد (ذوالفقار و مهرمحمدی، ۱۳۸۳).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:25:00 ق.ظ ]




«در سیاست‌های مالیاتی یعنی انتخاب مالیاتها با توجه به آثار و نتایج آن ها چنانچه به اداره مالیات توجه کافی مبذول نشود نتیجه مطلوب عاید نخواهد شد بعبارت دیگر در صورتی که فقط نوع مالیات‌هایی که باید وصول شود تعیین گردد اما درباره نحوه وصول آن ها و مشکلات اداری مربوطه بررسی های لازم صورت نگیرد تامین اهداف سیاست مالیاتی به مخاطره خواهد افتاد. قسمت عمده سیاست مالیاتی متوجه افزایش درآمدها است تا دولت‌ها را در تامین مالی برنامه های اقتصادی خود یاری دهد ؛ تلاش‌های زیادی برای یافتن مالیات‌های اضافی و منابع جدید درآمد به کار می رود با این حال این حقیقت را نباید از نظر دور داشت که اداره موفقیت آمیز برخی از مالیات‌های موجود قسمت قابل ملاحظه ای از درآمدهای اضافی مورد نیاز را تامین خواهد کرد. مسائل و اهداف سیاست‌های مالیاتی ممکن است از کشوری به کشور دیگر متفاوت باشد اما مسائل مربوط به سیستم اداره مالیات تقریبا در تمام دنیا مشابه است.»[۲۱]

هنگامی که اجزای تشکیل دهنده سیستم مالیاتی به ترتیب صحیحی تنظیم گردید مرحله اجرا و وظیفه نظارت در اجرا و اداره آن شروع می شود؛ در حالی که مسائل و مشکلات یک مالیات ممکن است نسبت به مالیات دیگر تفاوت داشته باشد معذالک برخی از جنبه‌های اساسی مربوط به اداره مالیات ‌در مورد کلیه مالیاتها یکسان می‌باشد که اهم این نکات به شرح ذیل است:

۱- تعیین محل مؤدی : وظیفه دستگاه اداری مالیات با تهیه لیست مؤدیان مالیاتی شروع می شود. مادام که مسئولان اداره مالیات افراد و مؤسسات مشمول مالیات را دقیقا نشناخته اند وظیفه دستگاه مالیاتی در این زمینه انجام نخواهد شد؛ ‌بنابرین‏ نخستین وظیفه اداره مالیات تهیه فهرست اسامی مؤدیان هر یک از مالیاتها است؛ در این مورد وظیفه مهم انتخاب منابعی است که امکان دستیابی بر اساس مشمولین مالیات مورد نظر در آن ها بیشتر است تا وقت دستگاه اداری صرف استخراج اسامی افراد و مؤسساتی که غالبا مشمول مالیات نیستند نشود.

۲- جلب همکاری و رضایت مؤدی : پس از تعیین مؤدی مالیاتی گام بعدی تعیین رضایت مؤدی و وادار کردن او به اطاعت از قانون است. دستگاه اداری مالیات باید موجباتی فراهم نماید که هر قدر ممکن است مؤدیان شخصا به تشخیص میزان بدهی خود و پرداخت آن مبادرت کنند و اعمال قدرت مالیاتی حتی المقدور ضرورت پیدا نکند و می بایست اظهارنامه های لازم را در اختیار مؤدیان قرار دهد و
به گونه ای اظهارنامه تنظیم گردد که مؤدی براحتی بتواند آن را پر نماید.

۳- اظهارنامه های مالیاتی : اظهارنامه های مالیاتی فرمهایی خاص است که طبق مقررات و مشاغل و یا منابع مختلف مالیاتی از طرف وزارت امور اقتصادی تهیه و در اختیار مؤدیان مالیاتی قرار می‌گیرد و صاحبان درآمد و ثروت مکلفند مشخصات خود، نشانی محل کسب و سکونت و منبع تحصیل درآمد و ثروت و نیز اطلاعاتی را که درباره فعالیت درآمد و نیز حسب مورد حساب دارایی و سود و زیان که در فرم اظهارنامه مالیاتی پیش‌بینی گردیده است در آن منعکس و به حوزه مالیاتی مربوطه تسلیم نمایند؛ امروزه اداره مالیات بعلت سهولت در کار و سرعت در عمل اقدام به ارائه اظهارنامه های الکترونیکی نموده است و برای تشویق مؤدیان جهت استفاده از این تکنولوژی تخفیفات مالیاتی را نیز لحاظ نموده است؛ البته برای استفاده از این شیوه هر مؤدی باید مراتب آمادگی خود را به مرجع مالیاتی اعلام داشته تا برای او یک شماره الکترونیکی صادر شود و سپس می‌تواند از مزایای اظهارنامه های الکترونیکی استفاده کند.

«انواع اظهارنامه مالیاتی و سررسید آن به شرح ذیل می‌باشد:

۱- اظهارنامه مالیات مشاغل و سررسید آن پایان اردیبهشت ماه هر سال و مشمولین ماده ۹۶ قانون مالیات‌های مستقیم در پایان تیرماه ماه هر سال.

۲- اظهارنامه مالیات بر مستغلات و سررسید آن پایان تیرماه هر سال.

۳- اظهارنامه مالیات حق واگذاری محلی(سرقفلی) و سررسید آن سی روز پس از انجام آن معامله.

۴- اظهارنامه مالیات بر اماکن مسکونی خالی و سررسید آن پایان اردیبهشت ماه هر سال.

۵- اظهارنامه مالیات بر اراضی بایر و سررسید آن پایان اردیبهشت ماه هر سال.

۶- اظهارنامه مالیات بر ارث حداکثر شش ماه پس از تاریخ فوت.

۷- اظهارنامه مجموع درآمد و سررسید آن تیرماه سال بعد.

۸- اظهارنامه مالیات بر درآمد شرکت‌ها و مهلت تسلیم آن حداکثر چهار ماه پس از سال مالیاتی

طبیعتا تسلیم به موقع و صحیح اظهارنامه مالیاتی و به دنبال آن پرداخت مالیات متعلق دارای مزایایی است که انجام آن موجب پیامدهای مثبتی در زمینه‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در درازمدت می‌باشد.

مزایای تسلیم اظهارنامه عبارتند از:

۱- تقویت روحیه مشارکت و ایجاد اعتماد بین مؤدیان و مأمورین مالیاتی

۲- تسریع در وصول مالیات

۳- کاهش هزینه وصول مالیات

۴- تنظیم برنامه ریزی های اقتصادی کشور و انجام تعهدات اقتصادی دولت

۵- کمک به ایجاد عدالت مالیاتی

۶- عدم احساس فشار مقطعی از نظر پرداخت بر مؤدیان مالیاتی با پرداخت سالانه همراه با اظهارنامه.

در اینجا جای طرح این سوال است که با توجه به مزایای ارزشمند فوق و امتیازات برجسته اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی چرا هر ساله تعداد کمی از مؤدیان مالیاتی اقدام به ارائه اظهارنامه مالیاتی می‌کنند بعبارت دیگر چرا آمار خود اظهاری های مالیاتی پائین است و همین رقم نیز به میزان بسیار اندکی قابل تأیید از سوی مراجع مالیاتی می‌باشد.با توجه به اهمیت نقش اظهارنامه مالیاتی در تعیین درآمد مشمول مالیات به برخی از مهمترین دلایل عدم ارائه اظهارنامه از سوی مؤدیان می پردازیم.

مهمترین دلایل عدم تسلیم اظهارنامه مالیاتی از سوی مؤدیان عبارتند از:

الف- عدم اگاهی و شناخت کافی مؤدیان مالیاتی در تنظیم اظهارنامه بعلت فقدان سواد و یا نگهداری اسناد و دفاتر مالی

ب- منفعت و سود بیشتر در تأخیر پرداخت مالیات بعلت پائین بودن جرائم به نسبت تورم موجود در کشور

ج- عدم اعتماد نسبت به برخورد مأمورین مالیاتی به اظهارنامه تسلیمی که در صورت اعلام ارقام واقعی درآمد میزان مالیاتها افزایش یابد و دیگر اینکه اکثر اظهارنامه های تسلیمی از سوی مراجع مالیاتی رد گردیده و تشخیص ‌بر اساس علی الرٲس انجام می‌گیرد.

د- عدم تفاوت قابل توجه بین تسلیم کنندگان اظهارنامه و آن عده از مؤدیانی که اظهارنامه تسلیم ننموده اند چه در مقدار و یا ترتیب پرداخت.

ه- عدم تشویق و تبلیغ ازسوی مراجع مالیاتی و رسانه های گروهی»[۲۲]

به علت اهمیت ارائه به موقع اظهارنامه مالیاتی قانون‌گذار ضمانت اجرای عدم تسلیم آن از سوی مؤدی را معین نموده است. به تصریح ماده ۹۷ قانون مالیات‌های مستقیم اگر مؤدی از ارائه اظهارنامه مالیاتی خویش خودداری نموده یا برخلاف واقع و نادرست اقدام به تنظیم آن نماید در این صورت دستگاه مالیاتی اظهارنامه وی را نادیده گرفته و خود راسا مقدار مالیات او را مشخص خواهد نمود.

مبحث اول- تشریفات طرح اختلاف در کمیسیون های مالیاتی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:25:00 ق.ظ ]




  • هزینه تعمیر و نگهداری

این هزینه در حقیقت رابطه ای مستقیم با میزان زیر بار بودن سیستم دارد. چنانچه هر سیستمی بیشتر زیر بار باشد قطعات سریعتر مستهلک شده و نیاز به تعمیر و یا تعویض پیدا می‌کند. که این خود می‌تواند با اندازه گیری بر روی سیستم و دستگاه‌ها یا با مراجعه به چارت ها و گراف های مربوطه برآورده می شود. (ذاتی رستمی، ۱۳۸۹)

  • سیستم حقوق و دستمزد

کار با دستمزد مستقیم عبارت است از کلیه حقوق و مزایائی که طبق عرف و قوانین کار از طریق سیستم حقوق و دستمزد به کارکنان تعلق می‌گیرد. حسابداری دستمزد با توجه به هزینه های محاسبه شده حقوق و مزایای افراد آن را به مراکز هزینه های در نظر گرفته شده در هر ماه شارژ می کند و بدین ترتیب هزینه های واقعی دستمزد در مراکز هزینه به طور مرتب و مستمر شارژ خواهد شد. (غفاری، ۱۳۸۳)

  • راندمان عملکرد

تنظیم سیستم های سوخت و احتراق خود موجب کاهش مصرف، افزایش راندمان آلاینده ها می‌گردد که خود مجدداً در کاهش هزینه ها مؤثر می‌باشد. (پهلوان، ۱۳۹۰)

افزایش راندمان عملکرد سیستم که موجب کاهش میزان مصرف سوخت ورودی، کاهش تولید آلاینده ها می‌باشد که خود عامل مهمی در کاهش هزینه سالانه سیستم می‌باشد.

همچنین تنظیم سیستم‌های سوخت و احتراق خود موجب کاهش مصرف، افزایش راندمان و کاهش تولید آلاینده ها می‌گردد که خود مجدداً در کاهش هزینه ها مؤثر می‌باشد. و نهایتاًً با کاهش ساعات پیک مصرف، سیستم به سمت مصرف انرژی اولیه کمتر، تولید آلاینده های کمتر و همچنین موجب می شود در این مدن زمان ها سیستم کمتر زیر بار باشد و میزان استهلاک سیستم ها کاهش یافته و هزینه تعمیر و نگهداری نیز پایین می‌آید. (ذاتی رستمی، ۱۳۸۹)

  • نوع صنعت:

شرکت های صنایع مشابه با شرایط اقتصادی مشابه ای روبرو هستند. اما این شرایط ممکن است در میان صنایع مختلف متفاوت باشد. اکثر مطالعات قبلی در خصوص ساختار سرمایه بهینه به تفاوت های با اهمیتی در ساختار سرمایه بین شرکت های موجود در صنایع مختلف پی بردند. ‌بر دلی و همکاران (۱۹۸۴) بیان کردند که تفاوت در ساختار سرمایه بین صنایع مختلف ممکن است ناشی از سطوح ریسک متفاوت در صنایع باشد. واحدهای تجاری پر ریسک مطابق با تئوری هزینه های ورشستگی باید بدهی کمتری داشته باشند. مدیران به علت ترس از دست دادن کار خود اهرم را در صنایع پر ریسک نسبت به صنایع کم ریسک کاهش خواهند داد. ‌بنابرین‏ بین صنایع ریسک آور و نسبت بدهس رابطه منفی وجود دارد. همچنین درجه عدم تقارن اطلاعاتی ممکن است در صنایع مختلف متفاوت باشد ‌بنابرین‏ هزینه بدهی در صنایع مختلف متفاوت است. ‌بنابرین‏ بین عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه بدهی رابطه مثبتی وجود دارد. (فریدن برگ، ۲۰۰۴)

  • فناوری اطلاعات

فناوری اطلاعات می‌تواند راهکارهای مناسب در راستای هماهنگی با افزایش کارایی برای کمک به کاهش هزینه های راهبردی ارائه کند. فناوری انتخابی باید متناسب سازی، آزمایش، نصب و راه اندازی شود. راه اندازی سیستم نیاز به آموزش کارکنان دارد تا بتوانند آن را مورد استفاده قرار دهند. (چارلز، ۲۰۰۵) اهمیت و ارزش فناوری اطلاعات برای کاهش هزینه های بنگاه، در بسیاری از موارد ناشناخته و نامطمئن است. واحد حسابرسی فناوری اطلاعات با دانش حرفه ای در زمینه فناوری اطلاعات و کنترل ها، بایستی راهکارهای دراز مدت عملیاتی و فنی مناسب را برای بنگاه پیشنهاد کند. این گونه عملکرد به افزایش ارزش بنگاه و فعالیت حسابرسی منجر می شود. (ویل، ۲۰۰۴)

  • سیستم تعمیر و نگهداری مناسب

با توجه به ساختار کنونی اقتصاد جامعه و اهمیت تداوم صنعتی کشور و همچنین ارز برای خرید ماشین آلات و تجهیزات، به نظر می‌رسد که حفظ آمادگی و عملیات نگهداشتن تجهیزات و ماشین آلات و تأسیسات از مسائل مهم شرکت ها و سازمان ها می‌باشد. اصولی ترین راه حل این مسئله، استفاده از سیستم برنامه ریزی نگهداری و تعمیرات است، که اصلی ترین هدف آن، بهینه کردن توانایی تجهیزات به منظور کاهش فرسایش و خرابی است. به طور کلی داشتن یک سیستم تعمیر و نگهداری صحیح منجر به کاهش هزینه های سازمان و قابلیت اطمینان ماشین آلات و تجهیزات می شود. (اسمعیل زاده، ۱۳۸۰)

  1. شرکت های تعمیراتی[۱۵]

گاهی در هنگام برخورد کشتی به صخره یا اسکله و یا موارد دیگر خساراتی بر کشتی وارد می شود، در بروز این حوادث شرکت های تعمیراتی به تعمیر و راه اندازی سیستم های آسیب دیده کشتی می پردازند و این شرکت ها بیشتر در مقولات خارج از آب اقدام می‌کنند.

  1. شرکت های غواصی[۱۶]

شرکت هایی هستند که با تخصصی که در امر تعمیر و نگهداری زیر آب دارند در زمینه آسیب های وارد شده به کشتی در زیر آب اقدام به سرویس دهی می‌کنند. گاهی در حین تخلیه بار کالاها در آب سقوط می‌کنند که باز هم از وظایف همین شرکت ها می‌باشد. (ابراهیمیان، ۱۳۷۹)

      1. روش فازی

  • تاریخچه تفکر فازی و چگونگی پیدایش منطق فازی

تاریخچه علم فازی اولین بار به سال ۱۹۲۶، یکی از فلاسفه به نام کریستین اسما برمی گردد، که در کتاب فلسفه ی کلیت، فرضیه مسیر تکامل را در رابطه با مفاهیم مبهم و نادقیق ارائه نموده است. پس از آن در سال ۱۹۳۷ توسط ماکس بلک فیلسوف کوانتوم، مقاله هایی تحت عنوان ابهام منتشر گردید که برای اولین بار منجر به تعریف منحنی عضویت گردید. در سال ۱۹۶۵ پرفسور لطفعلی زاده استاد دانشگاه برکلی کالیفرنیا اولین مقاله خود را تحت عنوان مجموعه های فازی منتشر کرد. (علمداری، ۱۳۹۰)

  • سیستم فازی

به طور کلی یک سیستم فازی شامل تعدادی ورودی، مجموعه ای از قوانین و تعدادی خروجی می‌باشد. سیستم های فازی با بهره گرفتن از مقادیر داده شده در ورودی و بر اساس مجموعه قوانین، مقادیری را به خروجی نسبت می‌دهند. توانایی این سیستم ها در استفاده از مقادیر مبهم، آن ها را به ابزاری قدرتمند برای مدل سازی مسائل پیچیده و مسائلی که برای آن ها مدل ریاضی مشخصی وجود ندارد و یا مقادیر دقیق پارامترها و یا ورودی ها مشخص نیست، تبدیل ‌کرده‌است. در واقع هدف نهایی منطق فازی ایجاد یک تئوری برای استدلال ‌در مورد گزاره هایی است که درستی و نادرستی آن ها به طور قطعی مشخص نیست. ‌به این نوع استدلال، استدلال تقریبی گفته می شود. در منطق فازی درستی گزاره می‌تواند هر مقداری در بازه ]۰و۱[ اختیار کند. (زاد محمود، ۱۳۹۰)

برای طراحی کنترل کننده فازی دو روش کلی وجود دارد که عبارتند از: (شقاقی، ۱۳۹۲)

    1. روش سعی و خطا: در این روش با بهره گرفتن از دانشی که بر پایه آزمایش و تجربیات به دست آمده و همچنین با سؤال هایی که از خبرگان مربوط صورت می‌گیرد پرسش نامه های دقیقی تنظیم می شود. مجموعه ای از قواعد اگر- آنگاه فازی جمع‌ آوری می‌گردد و آنگاه در ادامه کنترل کننده های فازی بر اساس این قواعد ساخته شده و در نهایت سیستم مورد آزمایش قرار می‌گیرد. اگر به کارگیری کنترل کننده فازی طراحی شده در عمل رضایت بخش نباشد قواعد مجدداً به صورت مناسبی تغییر و تنظیم می‌گردند و یا دوباره از ابتدا ایجاد می‌گردند و این عمل آنقدر ادامه می‌یابد تا پس از چند چرخه سعی و خطا عملکرد نهایی رضایت بخش گردد.
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:25:00 ق.ظ ]




آزمودنی­های بومى و غیربومى به لحاظ حمایت سازمانی و تعهد سازمانی و رضایت شغلى با یکدیگر تفاوت معنادار دارند. (آزمودنى­هاى بومی نسبت به آزمودن­ هاى غیربومی از حمایت سازمانى بالاتر، تعهد سازمانى بیشتر و رضایت شغلی بالاتری برخوردار هستند)

با بررسى انجام گرفته مشخص شد که عنوان تحقیقى مشابه در کشور در نیروى انتظامى انجام نگرفته است ولى تحقیقات اندکى با آزمودنی­های دیگر انجام گرفته که ‌می‌توان قیاس­هایی را انجام داد، به عنوان مثال، هدایتی، (۱۳۷۴) دریافت که مدیران بومی با فرض شرایط تحصیلی و تجربه و توانایی­هاى فنی برابر، موفق­تر از مدیران غیربومی هستند.

نیز[۹۶]، در پژوهش خود دریافت که حمایت سازمانى ادراک شده موجبات افزایش بهره ­وری عملکرد، کمک به همکاران، پیشرفت سازمان، تعهد سازمانى عاطفى و رفتارمدنى سازمانى را فراهم می­ کند. در پژوهش روآدس و آیزنبرکر، (۱۳۸۴) نیز همان طور که پیشتر اشاره شده بود، مشخص شد که بین حمایت سازمانى و تعلق به سازمان رابطه وجود دارد. در پژوهش حاضر مشخص شد که بین رضایت شغلى و تعهد سازمانى ضریب همبستگى۵۹۶% وجود دارد که در سطح ۱% معنادار است. به عبارت دیگر می­توانیم انتظار داشته باشیم که هم زمان با افزایش رضایت شغلى، میزان تعهد سازمانى نیز افزایش یابد. این یافته با یافته ­های دیگر، (مدنی (۱۳۸۴) مدنى و زاهدى، (۱۳۸۴) بنت و دورکین، (۲۰۰۰) طالب پور، (۱۳۸۰) هم­خوانی دارد. آنان در پژوهش­های خود دریافتند که رضایت شغلى یکى از عوامل مهم و تأثیرگذار بر تعهد سازمانى است و همبستگى ارتباط بین رضایت شغلى و سن را به شکل «u» می­دانند. یعنى در ابتداى شروع به کار در سنین پایین رضایت شغلى بالا است اما به تدریج در حدود سن ۳۵ سالگى از میزان آن کاسته مى شود و سپس مجدداً افزایش مى یابد. برخى از پژوهش­ها نیز این رابطه را خطی می­دانند و معتقدند که با افزایش سن، رضایت شغلى افزایش می­یابد که در پژوهش حاضر نمی­ توان چنین یافته­ هایی را تأیید کرد؛ زیرا ضریب همبستگى به دست آمده در پژوهش حاضر ۹۸% – ‌می‌باشد و گرچه رابطه بین سن و رضایت شغلى معنادار نبوده است، اما ضریب منفى نشانگر آن است که احتمالاً رابطه خطى نخواهد بود. شاید در این زمینه پژوهش­های آتى بتواند راه گشا باشد. کمالی، ۱۳۸۶)) در تحقیق خود، که به بررسی میزان فرسودگى شغلى در کتابداران دانشگاه علوم پزشکى مازندران مربوط بود، دریافت که کتاب داران غیربومى بیشتر به فرسودگی شغلی مبتلا مى شوند. همچنین در تحقیق قانعی، (۱۳۷۶) مشخص شد که پزشکان عمومی که در استان کردستان دارای مطب بوده اند از رضایت شغلی پایینی برخوردار بوده ­اند. زاده باقری و دیگران، (۱۳۸۲) در تعیین میزان استرس در مدیران ارشد دستگاه­هاى اداری استان کهکیلویه و بویراحمد دریافتند که مدیران بومی با داشتن میانگین استرس ۷/ ۶۶، در مقایسه با مدیران غیربومی که دارای میانگین استرس ۳/۳۳ بودند به مراتب استرس بیشتری را تجربه مى کردند؛ در تحقیق مشابه دیگری که توسط شهامت حسینیان و سرگرد علی فهیمی در بررسی عوامل مؤثر بر منزلت اجتماعی پلیس راهنمایی و رانندگی (مورد مطالعه استان اردبیل، تابستان ۱۳۸۸) انجام دادند، بررسی تحلیل توصیفی سؤال های مربوط به شش فرضیه در پرسشنامه نشان می­دهد که شاخص­ های سی­گانه مربوط به متغیرهای مستقل رفتار و عملکرد، تجهیزات و امکانات وضع ظاهری کارکنان، وضع معیشتی آن ها، وضعیت خانوادگی کارکنان و نوع وظایف و مأموریت پلیس راهنمایی و رانندگی با درصد بالای نود درصد تأثیر خیلی زیاد و زیاد برمنزلت اجتماعی پلیس راهور دارد. همچنین بررسی نتیجه آزمون استنباطی نیز مؤید نکته نظر فوق ‌می‌باشد. و با انجام آزمون فریدمن مشخص گردید که متغیرهای مستقل ششگانه تأثیر متفاوتی بر منزلت اجتماعی پلیس راهور از دیدگاه پاسخ دهندگان دارد ‌بنابرین‏ جا دارد برنامه­ ریزان امر در ناجا در جهت ارتقای منزلت اجتماعی توجه ویژه به اولویت تأثیر متغیرهای فوق داشته باشند.

نتایج تحقیقاتی که حسن کلاکی و رضا دوستدار در بررسی منزلت شغلی و اجتماعی پلیس ایران و عوامل مؤثر بر آن در ۱۳۸۸ انجام دادند نشان داده است که روند منزلت شغلی پلیس در ایران در سال ۱۳۵۶ برابر ۳/۷۹ ، در سال ۱۳۷۴ برابر۴۵/۷۰ و در سال ۱۳۸۴ برابر ۴۲/۶۴ امتیاز ‌می‌باشد. بنابرین منزلت شغلی پلیس در ایران، طی سه دهه در ایران روند نزولی را سیر ‌کرده‌است. اما ‌اگر این سیر نزولى همچنان ادامه پیدا کند، بیم آن می­رود که با هزینه گزاف نیز، جامعه قادر نخواهد بود به سرعت منزلت پلیس را افزایش دهد. زیرا تقویت منزلت پلیس نیازمند به یک حرکت فرهنگى است که براى تقویت آن نیاز است در طی سالیان و به تدریج صورت پذیرد؛ اگر چه، منزلت شغلی در ایران، همچنان در سطح متوسط و اندکی رو به بالا ‌می‌باشد.

به طور کلی، نتایج تحقیق سه تن از محققان (الیاسی و رادان، (۱۳۸۶( کولیوند،(۱۳۸۴( و علی زاده و رضایی، (۱۳۸۶) نشان داده که به طور کلی منزلت اجتماعی پلیس همانند منزلت شغلی پلیس در ایران در سطح متوسطی قرار دارد و اگر بخواهیم قدری دقیق­تر بیان کنیم، منزلت اجتماعی پلیس در ایران در حال حاضر در حد متوسط و اندکی بالاتر از آن قرار دارد. ‌بنابرین‏، چه منزلت شغلى و چه منزلت اجتماعى، هر دوى آن بیانگر منزلت و شأن پلیس است که در صورت بى توجهى ‌به این امر، می ­تواند پی­آمد منفى از خود به جاى گذارد. پیامدهاى منفى آن شامل: بى اعتمادى، عدم ‌رضایت‌مندی و تضعیف نقش پلیس هستند که به تبع آن تضعیف عملکرد و ضعف امنیت و احساس امنیت شهروندان را در پى خواهد داشت. تجزیه و تحلیل داده­هاى ثانویه نشان داده که زنان بیش از مردان و دانشگاهیان بیش از تحصیل کردگان سطح پایین برای پلیس، شأن بالاتری قائل هستند. اگر چه در ارتباط با آزمون فوق، نیازمند به تحقیقات بیشتری است تا صحت کامل فرضیه فوق، تأیید گردد. همچنین در عوامل مؤثر بر منزلت اجتماعى پلیس ایران نشان می­دهد که عملکرد پلیس، نظیر کیفیت و تعامل با شهروندان، عدالت­گرایی و رعایت حقوق آنان، وظیفه شناسی و انجام مأموریت­ها و برقرارى امنیت عمومی(که بیانگر اقتدار درونى و روحى پلیس و جنبه­ های ظاهرى نهاد پلیسی) مانند حقوق و مزایا و امکانات، وضعیت معیشتى، تجهیزات پلیسى و ویژگی­های ظاهرى پلیس، بیانگر اقتدار ظاهرى پلیس و هریک به نوبه خود در نگرش شهروندان از حیثیت و منزلت اجتماعى پلیس اثرگذار است.

کیانیان و شمس قار، (۱۳۹۲) در پژوهشی با عنوان عوامل مؤثر بر رضایت شغلی سازمان­ های پروژه محور مطالعه موردی پژوهش­گاه نیرو نشان دادند که امنیت شغلی و نظارت مدیر بر فعالیت­های کارکنان می ­تواند در افزایش رضایت شغلی نقش مؤثری داشته باشد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:25:00 ق.ظ ]




تعریف واژگان اختصاصی

عملکرد خانواده:

تعریف نظری: منظور ‌از عملکرد خانواده، نقش­ها و وظایف خانواده در قبال اعضاء خود ‌می‌باشد یا به عبارت دیگر تحقق تکلیف خانواده توسط اعضا و زیر منظومه های آن است (ثنایی ذاکر، ۱۳۷۹). شامل هفت بعد است که عبارت است از:

۱) حل مسئله: یعنی توانایی خانواده یا زوج ها برای حل مشکلات خانوادگی به طوری که عملکرد خانواده در سطح مؤثری باقی بماند.

۲) ارتباط: یعنی روشی که زوج ها و افراد خانواده از آن برای مبادله اطلاعات و تعامل عاطفی استفاده ‌می‌کنند که ممکن است مستقیم یا غیر مستقیم، واضح یا آشکار باشد.

۳) نقش ها: منظور از نقش ها، الگوهای تکراری رفتار افراد است که از طریق آن عملکرد خانواده برآورده می شود.

۴) پاسخدهی عاطفی: این حیطه به توانایی خانواده در پاسخ دادن به گستره ای از محرکات همراه با کیفیت و کمیت مناسب احساسات اشاره دارد.

۵) مشارکت عاطفی: یعنی آن درجه از علاقه و ارزشی که خانواده برای فعالیت ها و علایق اعضایش نشان می‌دهد.

۶) کنترل رفتار: این بعد به عنوان الگویی که خانواده برای کنترل رفتار اعضایش در موقعیت­های خطرناک و موقعیت های مربوط به ارضای نیازهای مانند خوردن، خوابیدن، تمایلات جنسی و موقعیت های مربوط به تعاملات درون و برون خانگی به کار می‌برد، توصیف می شود.

۷) عملکرد کلی: این بعد به میزان سلامت یا آسیب کلی خانواده مربوط می شود و در برگیرنده مجموعه شش بعد دیگر است. بدین معنی نشان می‌دهد که خانواده تا چه اندازه در ابعاد فوق موفق یا نا موفق است (صید مرادی، ۱۳۸۸).

تعریف عملیاتی: در این پژوهش، منظور نمره ای است که خانواده (زن و شوهر و فرزندان به صورت مشترک و توافقی) در عملکرد کلی خانواده کسب ‌کرده‌است که به وسیله ابزار سنجش خانواده (FAD[25]) اندازه گیری می شود.

وابستگی به مواد[۲۶]

تعریف نظری: وابستگی به مواد، مجموعه ای از نشانگان فیزیولوژیکی، رفتاری و شناختی است که فرد علی رغم مشکلات مهم مرتبط با مصرف مواد، به مصرف آن ادامه می‌دهد (انجمن روانپزشکی آمریکا[۲۷]، ۲۰۰۰). متخصص بالینی در تشخیص وابستگی به مواد به ۴ حوزه توجه می‌کند.

۱) مراجع به الگویی از مصرف مواد دچار شده باشد.

۲) مراجع باید نشانگان تحمل[۲۸] را نشان دهد (افزایش دادن مقدار مورد نیاز مصرف مواد).

۳) کناره گیری[۲۹] (آشفتگی فیریولوژیکی[۳۰] و یا آشفتگی روانشناختی[۳۱] در صورت عدم مصرف داشته باشد).

۴) سرانجام الگویی از سوء مصرف مواد که می بایستی شدیداًً تمام کارکردهای میان فردی و اجتماعی مراجع را تحت تأثیر قرار دهد (گالانتر[۳۲]و همکاران، ۲۰۰۷).

تعریف عملیاتی: منظور از فرد وابسته به مواد در پژوهش حاضر فردی است (شوهر) که بیشتر از ۶ ماه به مصرف مواد مخدر (تریاک،شیره و هرویین) اقدام نموده و در تست آزمایش اعتیاد[۳۳]، نمره مثبت کسب کرده و خود فرد هم اعتیاد داشتن خود را تأیید می‌کند.

عود یا بازگشت[۳۴]

تعریف نظری: عود عبارت است از شرایط بازگشت به همان رفتارها بعد از یک دوره پرهیز. مارلات و گوردون[۳۵] (۱۹۸۵) عود یا بازگشت را به عنوان یک شکست یا عقب نشینی در تلاش های فرد در حفظ رفتار هدف می دانند.

تعریف عملیاتی: در این پژوهش، منظور، شوهر خانواده است که بیشتر از ۶ ماه دارای وابستگی به مصرف مواد بوده و بعد از ترک مواد مخدر، دوباره به مصرف آن اقدام نماید.

خانواده درمانی راه حل مدار-ساختاری

تعریف نظری: خانواده درمانی راه حل- محور که یکی از رویکردهای کوتاه مدت مشاوره ای است که بر قابلیت ها و توانایی‌های خانواده و نکات قابل تغییر در روابط، تکیه می‌کند. این رویکرد با تأکید بر زمان حال و داشتن دیدگاهی خوش بینانه به افراد کمک می کندکه راه حل های ممکن را برای مشکلات خود بیابند (دیشازر، ۱۹۹۵). بعد دیگر مدل تلفیقی، خانواده درمانی ساختاری است. خانواده درمانی ساختاری، خانواده را از دیدگاه تعاملی و سیستمی در نظر می‌گیرد. تغییر در یک جزء سیستم باعث تغییر در اجزای دیگر سیستم می شود. درمان در بهترین حالت بر واحد خانواده تمرکز دارد. رفتار کژکار فرد از واحد تعاملی خانواده و از سیستم های بزرگتر ناشی می شود (کوری، ۲۰۰۵). ساخت گرایان می­کوشند مجموعه قواعد تبادلی خانواده را بازسازی کنند، مرزهای مناسب بین خرده نظام­ها پی ریزی کنند، جایگاه مرتبه ای خانواده تحکیم یابند و به جای قواعد کهنه باید قواعدی جایگزین شوند که با واقعیت­های کنونی خانواده ارتباط بیشتری داشته باشند (گلدنبرگ و گلدنبرگ، ۲۰۰۴).

تعربف عملیاتی

منظورکاربرد تکنیک­های خانواده درمانی راه حل مدار-ساختاری است که طی ۱۲ جلسه درمانی در خانواده های دارای افراد وابسته به مواد مخدر که شامل تکنیک­های خانواده درمانی راه حل مدار، به صورت بیان قواعد، چارچوب ها و اصول کلی مشاوره ای راه حل مدار، کمک به فرد معتاد در چارچوب خانواده، تدوین اهداف، یافتن استثناها، پرسش معجزه آسا و تکالیف خانگی و تکنیک­های خانواده درمانی ساختاری که مجموعه تکنیک­ها و اصول این رویکرد از جمله تغییرات ساختاری در خانواده از طریق نامتعادل سازی سیستم خانواده، مشخص کردن زیر منظومه های خانواده، ترسیم مرزهای روشن و واضح بین زیر منظومه های خانواده، تحکیم جایگاه سلسله مراتبی خانواده، به اجرا در آوردن الگوهای مراوده ای اعضا در جلسه درمان و تصحیح الگو های تبادلی در خانواده در جهت ایجاد ساختار کارآمد و مناسب برای خانواده می‌باشد.

فصل دوم

ادبیات پژوهش

مبانی نظری پژوهش

امروزه نظام پویا و گسترده اعتیاد کاملاً هوشمند است. در دنیای کنونی، سوء مصرف مواد، پدیده ای چند وجهی است که همه ارکان اساسی جامعه را تحت تأثیر قرار می‌دهد. به همین دلیل مبازره با آن مستلزم به کارگیری همه ظرفیت های موجود است (کیانی، ۱۳۸۹). سوء مصرف مواد، بخش عظیمی از مشکلات بهداشت عمومی است. برآورد شده که ۴ میلیون آمریکایی همراه با خانواده هایشان درگیر اختلالات مصرف مواد و ۳ میلیون دیگر دچار سوء مصرف مواد/الکل هستند (سام. اچ سا[۳۶]، ۲۰۰۹). وجود یک میلیون و دویست هزار معتاد و هشتصد هزار مصرف کننده تفننی، از معضلات عمده ای است که باعث فروپاشی خانواده ها و مشکلات متعاقب می شود (صرامی، ۱۳۸۲).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:25:00 ق.ظ ]




استراتژی عبارت است از برنامه های مدیران ارشد برای دست یابی به نتایجی که با رسالت واهداف سازمان سازگار باشد. اما در اینجا به ارائه ی این تعریف ساده بسنده نمی شود زیرا استراتژی به چند تعریف نیاز دارد که پنج تعریف از میان ان ها تعاریف خاص هستند. ( همان ماخذ، ۱۳۸۴)

اولین تعریف برای واژه ی استراتژی، احتمالا برنامه یا چیزی معادل آن خواهد بود. برنامه[۶۹] را نیز می توان به معنای جهت، مسیر، خط مشی آینده یا راهی به سوی دور دست دانست. استراتژی از جمله ی واژه هایی است که ما ناگزیرآن را به یک شیوه تعریف می‌کنیم اما اغلب به گونه ایی دیگر از آن استفاده می‌کنیم. دومین تعریفی که برای واژه ی استراتژی کاربرد دارد، الگو [۷۰]است.الگو یعنی تداون در رفتار در طول زمان. (مینتزبرگ[۷۱]، آلستراند[۷۲]، لمپل[۷۳]،۱۳۸۴)

سازمان ها هم برنامه هایی را برای آینده خود در نظر می گیرند و هم الگوهایی را از گذشته ی خود بیرون می کشند.اولی استراتژی موردنظر[۷۴] و دومی را استراتژی تحقق یافته[۷۵] نامیده می شود. تحقق کامل استراتژی ها حاکی از پیش‌بینی ودورنگری عالی است و این در حالی است که هیچ تحققی حاکی شده یا محتوای استراتژی و هم شامل فرایند هایی است که به موجب آن ها اقدامات تعیین و انجام می‌شوند. استراتژی در بر گیرنده ی رویه های فکری(عقلایی) و همین طور رویه های تحلیلی است. برخی از صاحب نظران بر بعد تحلیلی استراتژی بیش از ابعاد دیگر آن تأکید می‌کنند. اما اکثر آن ها معتقدند که مهمترین بخش از فرایند استراتژی سازی و در واقع قلب آن، همان کار فکری است که رهبران سازمان انجام می‌دهند. ( مینتزبرگ، ۱۳۸۴)

‌بنابرین‏ استراتژی دارای پنج تعریف و ده مکتب است. همان طور که مشاهده خواهید کرد، روابط بین این تعاریف ‌و مکاتب متفاوت است. هر چند بعضی از مکاتب اولویت های خاص خود را دارند ( مثلا برنامه در مکتب برنامه ریزی، موقعیت در مکتب موقعیت یابی، دورنما در مکتب کار آفرینی، الگودر مکتب یادگیری و تا اندازه ایی حیله در مکتب قدرت). ( پیرس، رابینسون، ۱۳۷۷)

مکتب های مختلفی در باب شناخت استراتژی وجود دارد.این مکاتب به همراه صفت هایی که بهترین وصف را برای آن ها ارائه می‌دهد، به شرح زیر است:

    1. مکتب طراحی[۷۶]: تدوین استراتژی به عنوان یک فرایند مفهومی

    1. مکتب برنامه ریزی[۷۷]: تدوین استراتژی به عنوان یک فرایند رسمی

    1. مکتب موقعیت یابی[۷۸]: تدوین استراتژی به عنوان یک فرایند تحلیلی

    1. مکتب کارآفرینی:[۷۹] تدوین استراتژی به عنوان یک فرایند تخیلی و بینشی[۸۰]

    1. مکتب شناختی[۸۱]: تدوین استراتژی به عنوان یک فرایند ذهنی و فکری

    1. مکتب یادگیری[۸۲]: تدوین استراتژی به عنوان یک فرایند نوظهور

    1. مکتب قدرت[۸۳]: تدوین استراتژی به عنوان یک فرایند مذاکره

    1. مکتب فرهنگی[۸۴]: تدوین استراتژِی به عنوان یک فرایند جمعی

    1. مکتب محیطی[۸۵]: تدوین استراتژی به عنوان یک فرایند واکنشی

  1. مکتب ترکیب بندی: تدوین استراتژی به عنوان یک فرایند تحول و دگرگونی

این ده مکتب به سه دسته تقسیم می‌شوند. سه مکتب اول ماهیتا تجویزی هستند .

یعنی با این موضوع که چگونه استراتژی ها باید تدوین شوند، بیشتر ارتباط دارند تا با این موضوع که چگونه ضرورتا شکل می گیرند) نخستین مکتب از این سه، در دهه ی ۱۹۶۰ یک چارچوب اساسی را ارائه داد که دو مکتب دیگر بر آن استوارند. این مکتب بر تشکیل استراتژی به عنوان یک فرایند طراحی غیر رسمی که دارای ماهیت مفهومی است تأکید دارد. بدون تردید مکتب طراحی معتبرترین دیدگاه فرایند تدوین استراتژی را ارائه می‌دهد. مکتب طراحی در ساده ترین شکل خود، یک مدل استراتژی سازی را ارائه می‌دهد.این مدل می‌خواهد بین توانایی‌های داخلی و امکانات خارجی تطابق وتناسب ایجاد کند. این مدل بر ارزیابی موقعیت های خارجی ‌و داخلی تأکید می‌کند.ارزیابی موقعیت خارجی نشان دهنده ی تهدید ها و فرصت ها در محیط وارزیابی موقعیت داخلی نشان دهنده ی نقاط قوت و ضعف سازمان است. استراتژی هایی که بر اساس این مکتب طراحی می‌شوند، باید ویژگی های زیر را داشته باشد: ( مینتزبرگ[۸۶]، ۱۳۸۴)

    • سازگاری: استراتژی نباید اهداف وسیاست هایی را که با هم ناسازگارند ارائه دهد.

    • انطباق: استراتژِی ها باید به محیط خارجی و تغییرات مهمی که در آن رخ می‌دهد، واکنش انطباقی نشان دهند.

    • مزیت: استراتژی باید موجبات ایجاد یا حفظ یک مزیت رقابتی را در حوزه ی فعالیت های مورد نظر فراهم سازد.

  • امکان سنجی: استراتژی نباید مشکلات فرعی غیر قابل حل ایجاد کند. ( همان ماخذ، ۱۳۸۴)

مکتب طراحی نظریه ایی که توسط چندلر[۸۷] (۱۹۶۲) ارائه شد را اشاعه می‌دهد و آن نظریه مبنی بر این است که ساختار باید تابع استراتژی باشد و به وسیله ی استراتژی تعیین شود. در واقع توسعه ی استراتژی وطراحی ساختار هم از سازمان وهم از یکدیگرحمایت می‌کنند. هر یک ار آن ها همواره از دیگری پیشی می‌گیرد ویا از ان پیروی می‌کند. مگردر زمانی که هر دوبا هم حرکت کنند و این امر زمانی رخ می‌دهد سازمان وارد وظایف جدیدی شود. ‌بنابرین‏ تدوین استراتژی یک سیستم منسجم است. (مینتزبرگ[۸۸]، آلستراند[۸۹]، لمپل[۹۰]، ۱۳۸۴)

۱٫۴٫۲ مکتب برنامه ریزی:

مکتب برنامه ریزی هم زمان با مکتب طراحی ظهور یافت. طرفداران این مکتب برنامه ریزی به جای فکر کردن به ارزش ها در مکتب طراحی، رویه های جامعی را برای توضیح دادن وتعیین کمیت اهداف سازمانی ارائه دادند. در این مدل اولین مرحله تعیین هدف است. به محض تعیین هدف دو مرحله ی بعدی شامل ارزیابی شرایط محیط بیرونی ‌و درونی سازمان، آغاز می شود. به دلیل رویکرد رسمی تر در مکتب برنامه ریزی، این دو مرحله تحت عنوان مرحله ی ممیزی شناخته می‌شوند. عنصر مهم واساسی ممیزی محیط بیرونی سازمان، مجموعه ایی از پیش‌بینی ها ست که درباره ی اوضاع و شرایط سازمان به عمل می‌آید. (علی احمدی، فتح الله، تاج الدین ۱۳۸۲)

این پیش‌بینی ها مدت ها است که ذهن برنامه ریزان را به خود مشغول ‌کرده‌است. زیرا به غیر از کنترل محیط، ناتوانی در پیش‌بینی به منزله ی ناتوانی در برنامه ریزی است. روش های بسیار زیادی، از روش های ساده مثل روش میانگین متحرک تا روش های بسیار پیچیده برای حل این مشکل ارائه شده است. در سال های اخیر روش سناریو سازی بسیار متداول شده است. این روش درصدد است که حالات جایگزین وضعیت آتی یک سازمان را ترسیم کند. (پورتر[۹۱] ۱۹۸۰)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:24:00 ق.ظ ]




علاوه بر این، عدالت سازمانی نیز می‌تواند بر رفتارهای نوآورانه ی کارکنان تاثیرگذار باشد. از آنجا که کارکنان نقش اصلی در تعیین عوامل موفقیت در یک محیط رقابتی دارند، رفتار نوآورانه کارکنان به احتمال زیاد نتیجه ی عدالت سازمانی باشد. در این پژوهش اساس عدالت سازمانی بر پایه ی نظریه ی برابری آدامز[۳] (۱۹۶۵) و نحوه ی تقسیم بندی عدالت توسط بایز و مواگ[۴] (۱۹۸۶) قرار دارد. هنگامی که به صورت منصفانه تری با کارکنان رفتار شود، آن ها در مقابل، تمایل کمتری به بروز رفتارهای مخرب و منحرف بر ضد سازمان و مدیران خواهند داشت (دیلی و کرک[۵]، ۱۹۹۲).


عدالت همچنین می‌تواند از طریق تعهد سازمانی بر رفتار نوآورانه تاثیرگذار باشد. عدالت سازمانی، که اساسا بر انصاف در محل کار تمرکز دارد، تاثیر بسزایی بر ویژگی های مختلف کارکنان از قبیل؛ تمایل به ترک خدمت، غیبت، رضایت شغلی، عملکرد شغلی، اعتماد و تعهد سازمانی دارد (گرینبرگ[۶]، ۲۰۰۴؛ کولکوئیت و همکاران[۷]، ۲۰۰۱). ادراک از سطح بالای عدالت سازمانی به افزایش رضایت شغلی و عملکرد کارکنان و به تبع آن کاهش ترک خدمت منجر می شود که به نوبه ی خود باعث افزایش تعهد افراد به سازمان خود خواهد شد. از طرفی با توجه به وجود رابطه ی مثبت بین تعهد سازمانی و رفتار نوآورانه ی کارکنان، تعهد سازمانی می‌تواند در ارتباط بین عدالت سازمانی و رفتار نوآورانه، نقش تعدیل کننده داشته باشد و آن را تقویت کند.

۱-۳ اهداف پژوهش

در پژوهش حاضر سعی بر آن شده چندی از عوامل تاثیر گذار بر رفتار نوآورانه از قبیل عدالت سازمانی و تعهد سازمانی بررسی شود. ‌بنابرین‏ اهداف اصلی و فرعی پژوهش به صورت زیر تدوین می شود:


۱-۳-۱ هدف اصلی:


هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر ابعاد عدالت سازمانی (توزیعی، رویه ای و تعاملی) و رفتار نوآورانه کارکنان در حضور تعدیل کننده تعهد سازمانی می‌باشد.

۱-۳-۲ اهداف فرعی:

    1. بررسی تاثیر عدالت توزیعی بر رفتار نوآورانه کارکنان

    1. بررسی تاثیر عدالت رویه ای بر رفتار نوآورانه کارکنان

    1. بررسی تاثیر عدالت تعاملی بر رفتار نوآورانه کارکنان

    1. بررسی تاثیر عدالت توزیعی بر تعهد سازمانی کارکنان

    1. بررسی تاثیر عدالت رویه ای بر تعهد سازمانی کارکنان

    1. بررسی تاثیر عدالت تعاملی بر تعهد سازمانی کارکنان

    1. بررسی تاثیر تعهد سازمانی بر رفتار نوآورانه کارکنان

    1. بررسی تاثیر عدالت توزیعی بر رفتار نوآورانه کارکنان با درنظر گرفتن نقش تعدیل کننده تعهد سازمانی

    1. بررسی تاثیر عدالت رویه ای بر رفتار نوآورانه کارکنان با درنظر گرفتن نقش تعدیل کننده تعهد سازمانی

  1. بررسی تاثیر عدالت تعاملی بر رفتار نوآورانه کارکنان با درنظر گرفتن نقش تعدیل کننده تعهد سازمانی

۱-۴ فرضیه ­های پژوهش

۱-۴-۱ فرضیه اصلی:


هر سه نوع عدالت سازمانی (توزیعی، رویه ای، تعاملی) تاثیر مثبتی بر رفتار نوآورانه کارکنان دارند و تعهد سازمانی این روابط را تعدیل می‌کند.

۱-۴-۲ فرضیه های فرعی:

    1. عدالت توزیعی تاثیر مثبتی بر رفتار نوآورانه کارکنان دارد.

    1. عدالت رویه ای تاثیر مثبتی بر رفتار نوآورانه کارکنان دارد.

    1. عدالت تعاملی تاثیر مثبتی بر رفتار نوآورانه کارکنان دارد.

    1. عدالت توزیعی تاثیر مثبتی بر تعهد سازمانی کارکنان دارد.

    1. عدالت رویه ای تاثیر مثبتی بر تعهد سازمانی کارکنان دارد.

    1. عدالت تعاملی تاثیر مثبتی بر تعهد سازمانی کارکنان دارد.

    1. تعهد سازمانی تاثیر مثبتی بر رفتار نوآورانه کارکنان دارد.

    1. تعهد سازمانی ارتباط بین عدالت توزیعی بر رفتار نو آورانه کارکنان را تعدیل می‌کند

    1. تعهد سازمانی ارتباط بین عدالت رویه ای بر رفتار نو آورانه کارکنان را تعدیل می‌کند.

  1. تعهد سازمانی ارتباط بین عدالت تعاملی بر رفتار نو آورانه کارکنان را تعدیل می‌کند.

۱-۵ روش تحقیق


۱-۵-۱ نوع تحقیق:

پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش گردآوری اطلاعات، توصیفی- پیمایشی می‌باشد. به‌ منظور گردآوری اطلاعات نیز از روش‌های کتابخانه ای و می‌دانی استفاده می‌شود.

۱-۵-۲ ابزار و شیوه گردآوری اطلاعات:


با توجه به اینکه تحقیق حاضر از نوع کاربردی و توصیفی- پیمایشی می‌باشد، برای جمع‌ آوری داده ها از دو روش زیر استفاده کردیم:

روش کتابخانه ای: بسیاری از مفاهیم و اطلاعات مورد استفاده در این تحقیق از مطالعه مقالات تخصصی و کتاب‌های مرتبط به دست آمده است.

روش می‌دانی: در این روش از ابزار پرسشنامه برای جمع‌ آوری داده های مورد نیاز جهت آزمون فرضیات استفاده شده است.

۱-۵-۳ جامعه و نمونه آماری:

جامعه آماری این تحقیق، کارکنان شرکت های کوچک و متوسط [۸](SME) شهرک صنعتی فاز یک ارومیه می‌باشد. طبق اطلاعات به دست آمده از دفتر شهرک های صنعتی استان آذربایجان غربی، ۲۵۰۰ کارکن در این شهرک مشغول به فعالیت می‌باشند. روش نمونه گیری پژوهش حاضر، تصادفی ساده می‌باشد که با توجه به مشخص بودن تعداد اعضای جامعه آماری، برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران با سطح اطمینان ۹۵% استفاده شده و ۳۳۳ کارکن به عنوان نمونه مورد نظر انتخاب می‌شوند.



که در آن:

    • n: حجم نمونه

    • N: حجم جامعه

    • Z: آماره استاندارد توزیع نرمال (در سطح اطمینان %۹۵ برابر ۹۶/۱ است.)

    • : مقدار خطای مجاز

    • p: نسبت صفت موجود در جامعه

  • q: p-1

۱-۵-۴ قلمرو پژوهش:

    • قلمرو موضوعی: در این تحقیق تاثیر انواع عدالت سازمانی (توزیعی، رویه ای و تعاملی) بر رفتار نوآورانه کارکنان مورد بررسی قرار می‌گیرد. سپس اثر تعدیل کننده ی تعهد سازمانی بر رابطه بین عدالت سازمانی و رفتار نوآورانه کارکنان بررسی می شود.

    • قلمرو مکانی: از نظر مکانی، تحقیق حاضر شرکت های کوچک و متوسط شهرک صنعتی فاز یک ارومیه را دربر می‌گیرد.

  • قلمرو زمانی: این تحقیق با بهره گرفتن از داده های مربوط به دیماه سال ۱۳۹۲ انجام می شود.

۱-۶ مدل پژوهش

پس از مطالعه‌ پیشینه پژوهش شکاف موجود در تحقیقات فعلی مشخص، نظریات تدوین و مدل مفهومی پژوهش مطابق شکل ۱-۱ارائه شده است:

شکل ۱-۱ مدل مفهومی تحقیق

عدالت سازمانی

تعهد سازمانی

عدالت تعاملی

عدالت رویه ای

عدالت توزیعی

رفتار نوآورانه

منبع: ماسهلدر و همکاران[۹] (۱۹۹۸) ؛ جانسن[۱۰] (۲۰۰۰)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:24:00 ق.ظ ]




حاکمیت شرکتی به مسائلی همچون اینکه چه کسی(حقیقی یا حقوقی)‚ چه وظایفی رو به عنوان ذینفع شرکتی بر عهدا دارد‚ می پردازد و سیر تطور آن در سال‌های اخیر حاکی از آن است که رویکردهای مدیریت محور آن با سرعتی فزاینده درحال تبدیل شدن به رویکردی ذینفع محور است.

در اینجا به برخی از تعاریف پیرامون حاکمیت شرکتی اشاره می نماییم:

حاکمیت شرکتی مجموعه ای از قواعد ناظر بر کنترل و هدایت شرکت است(پارکینسون¸ ۱۹۹۴).

حاکمیت شرکتی عبارت است از فرایند نظارت و کنترل برای تضمین اینکه مدیریت شرکت مطابق با منافع سهام‌داران عمل می‌کند(صندوق بین‌المللی پول¸ ۲۰۰۱).

حاکمیت شرکتی درمورد راه هایی است که به تامین کنندگان منابع مالی شرکت‌ها اطمینان می‌دهد به بازده سرمایه گذاری خود دست خواهند یافت(هاپ و همکاران[۲۵] ¸۱۹۹۸).

سیستم حاکمیت شرکتی را می توان مجموعه قوانین و مقررات و نهادها و روش‌هایی تعریف کرد که تعیین می‌کند شرکت‌ها چگونه و به نفع چه کسانی اداره می شود(رابرت مانکز و نل مینو¸ ۱۹۹۵)

حاکمیت شرکتی عبارت است از فرایند نظارت و کنترل برای تضمین عملکرد مدیر شرکت مطابق با منافع سهام‌داران (نیکومرام و محمدزاده سالطه¸ ۱۳۸۹).

حاکمیت شرکتی قوانین، مقررات، ساختارها و فرایندها، فرهنگ ها و سیستم هایی است که موجب دستیابی به هدف ‌پاسخ‌گویی‌، شفافیت، عدالت و رعایت حقوق ذینفعان می شود )حساس یگانه¸ ۱۳۸۵). در یک نگاه کلی حاکمیت شرکتی را می توان شامل ترتیبات حقوقی، فرهنگی و نهادی دانست که سمت و سوی حرکت و عملکرد شرکت ها را تعیین می‌کند. عناصری که در این صحنه حضور دارند عبارتند از سهام‌داران و ساختار مالکیت ایشان، اعضا هیئت مدیره و ترکیب آن ها، مدیریت شرکت که توسط مدیر عامل یا مدیر اجرایی هدایت می شود و سایر ذینفع ها که امکان اثر گذاری بر حرکت شرکت دارد(ستایش همکاران¸ ۱۳۸۹). اهداف نهایی حاکمیت شرکتی شامل ‌پاسخ‌گویی‌، عدالت، شفافیت و رعایت حقوق ذینفعان در شرکت است که منجر به شفاف سازی اطلاعات، ارتقای رابطه حسابرسان مستقل با شرکت، برقراری سیستم کنترل داخلی و رعایت یکسان حقوق سهام‌داران می‌گردد(جمشیدی نوید و ایزدی¸ ۱۳۹۰).

۲-۳)مبانی نظری حاکمیت شرکتی

چند چارچوب نظری متفاوت برای توضیح و تحلیل حاکمیت شرکتی مطرح شده است.هر یک از آن ها با بهره گرفتن از واژگان مختلف و به صورت متفاوت به موضوع حاکمیت شرکتی پرداخته‌اند که ناشی از زمینه علمی خاص است که به موضوع حاکمیت شرکتی می نگرند. به عنوان مثال‚ تئوری نمایندگی ناشی از زمینه مالی و اقتصادی است‚ گرچه تفاوت‌های چشمگیری بین چارچوبهای نظری مختلف وجود دارد(چون هریک موضوع را از دیدگاه متفاوتی در نظر می گیرند)‚ اما این چارچوبها دارای وجوه مشترکی هستند.باید دانست که زمینه‌های فرهنگی و قانونی بر حاکمیت شرکتی تاثیر بسزایی دارد.(حساس یگانه‚ ۱۳۸۴).

۲-۴) حاکمیت شرکتی در ایران:

در ایران برای اولین بار موضوع حاکمیت شرکتی در سخنرانی و مصاحبه های دبیر کل بورس اوراق بهادار در دو سمینار زیر مطرح شد:

۱)حاکمیت شرکتی و نقش آن در توسعه بازار سرمایه¸کنفرانس ملی بازار سرمایه¸ موتور محرک توسعه اقتصادی ایران¸۷ و ۸ آذرماه۱۳۸۳¸ برگزارکننده دانشگاه علامه طباطبایی.

۲)حاکمیت شرکتی و تاثیر آن بر گزارشگری¸ سمینار گزارشگری مالی و تحولات پیش رو¸ ۸ و ۹ دی ماه۱۳۸۳¸ برگزارکننده انجمن حسابداران خبره ایران.

در کشور ما در چند سال اخیر کوشش هایی برای شناساندن ماهیت نظام حاکمیت شرکت‌ها و اهمیت آن در بعد نظارت بر بنگاه های اقتصادی صورت پذیرفته است.نمونه تلاش مذکور ارائه پیش نویس آیین نامه اصول راهبری شرکت در شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و نیز تصویب آیین نامه نظام راهبری شرکتی توسط هیئت مدیره شرکت بورس بهادار تهران در تاریخ۱۱/۸/۱۳۸۶ می‌باشد(آقایی¸ ۱۳۸۹).

۲-۵) اصول سازمان همکاری و توسعه اقتصادی در زمینه حاکمیت شرکتی

حاکمیت شرکتی مناسب (قواعد و رویه های حاکم بر روابط بین مدیران و سهام‌داران شرکت ها و همچنین ذی‌نفعانی نظیر کارکنان و بستانکاران) از طریق جلب اطمینان بازار، کمک به سلامت بازار و کارایی اقتصادی، ثبات مالی و رشد اقتصادی را به ارمغان می آورد.

اصول حاکمیت شرکتی مطرح شده توسط سازمان همکاری و توسعه اقتصادی، برای بهبود حاکمیت شرکتی با توجه به رسوایی های شرکت ها (که دولت ها را به فکر اصلاح رویه های حاکمیت شرکتی انداخت)، در سال ۲۰۰۴ مورد بازنگری قرار گرفت. بازبینی این اصول نه تنها انعکاسی از تجربیات کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی است، بلکه تجربیات اقتصادهای نوظهور و در حال توسعه را نیز شامل می شود. اصول حاکمیت شرکتی سازمان همکاری و توسعه اقتصادی رهنمودهای خاصی برای سیاست‌گذاران، قانون‌گذاران و افراد بازار ‌در مورد اصلاح چارچوب قانونی، ساختاری و دولتی فراهم می آورد که حاکمیت شرکتی را شکل می‌دهد و تمرکز آن بر شرکت هایی است که سهام آن ها توسط عموم مبادله می‌گردد. همچنین رهنمودها و پیشنهادهای عملی برای بورس های اوراق بهادار، سرمایه گذاران، شرکت ها و دیگر اشخاصی فراهم می آورد که به نحوی در فرایند برقراری حاکمیت شرکتی مناسب ایفای نقش می‌کنند. این اصول به عنوان یکی از ۱۲ استاندارد کلیدی میزگرد ثبات مالی تأیید شده است. اصول سازمان همکاری و توسعه اقتصادی به عنوان معیار بین‌المللی حاکمیت شرکتی مطرح شده که مبنایی برای ایجاد دستورالعمل‌های اولیه توسط دولت ها یا بخش خصوصی می‌باشد.

۲-۶) اصول منتشر شده سازمان همکاری و توسعه اقتصادی در سطح جهانی به شرح زیر است:

الف- تامین مبنایی برای چارچوب مؤثر حاکمیت شرکتی

چارچوب حاکمیت شرکتی باید حمایت کننده بازارهای کارا و شفاف بوده و با قوانین هماهنگ و به طور واضح، تقسیم مسئولیت ها را در میان مقامات مختلف اجرایی، قانونی و نظارتی بیان کند. باید تاثیرات تدوین چارچوب حاکمیت شرکتی بر عملکرد اقتصادی و یکپارچگی بازار در نظر گرفته شود و تدوین آن باعث ایجاد و ارتقای بازارهای کارا و شفاف گردد. تقسیم مسئولیت ها در میان مقامات مختلف در حدود اختیارات قانونی باید به طور واضح بیان و حافظ منابع عمومی به کار گرفته شده باشد. مقامات نظارتی، قانونی و اجرایی باید دارای اختیارات قانونی، صداقت و منابع مالی لازم به منظور تحقق وظایف خود به شیوه ای بی طرفانه و حرفه‌ای باشند.

ب- حقوق سهام‌داران و کارکردهای اصلی مالکیتی

چارچوب حاکمیت شرکتی باید از حقوق سهام‌داران محافظت کرده و اعمال آن ها را تسهیل بخشد. سرمایه گذاران دارای حقوق مالکیت معینی هستند. مثلا هر سهم از هر شرکت پذیرفته شده در بورس، می‌تواند خرید و فروش یا منتقل شود. همچنین داشتن هر سهم، به سرمایه گذار حق می‌دهد که در سود شرکت سهم سهیم باشد، در حالی که مسئولیت او به میزان سرمایه گذاریش محدود می شود

ج- رفتار یکسان با سهام‌داران (رعایت مساوات و عدالت در برخورد با سهام‌داران)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:24:00 ق.ظ ]




در حال حاضر ماده ۶۸۸ قانون مجازات اسلامی یکی از مهمترین مواد رکن قانونی این جرم زیست محیطی به شمار می‌رود. در تبصره ۲ این ماده همانند ماده ۶ قانون حفاظت و بهسازی محیط زیست، ضمن تعریف آلودگی محیط زیست، از آلودگی خاک نیز به عنوان یکی از مصادیق این آلودگی و جرم عام زیست محیطی نام برده شده است. به علاوه، ماده ۶۹۰ قانون یاد شده و قانون مدیریت پسماندها، قانون حفاظت و بهره‌برداری از جنگلها و مراتع مصوب ۱۳۴۶ با اصلاحات بعدی و قوانین برنامه های توسعه کشور را نیز می‌توان در این باره مورد توجه و بررسی قرار داد.

۱-۶- آلودگی شیمیایی و هسته‌ای

این قسم از جرایم زیست محیطی از عنصر قانونی مختلف و متعدد برخوردار نیست. در تعریفی که ماده ۹ قانون حفاظت و بهسازی محیط زیست و ماده ۶۸۸ قانون مجازات اسلامی از آلودگی محیط زیست ارائه ‌کرده‌است، آشکارا از آلودگی شیمیایی و هسته‌ای سخنی به میان نیامده است. هر چند مطرح نشدن جرم زیست محیطی آلودگی شیمیایی و هسته‌ای در این موارد آن را از قلمرو این جرایم خارج نخواهد کرد. با این حال بهتر بود که مقنن به ویژه در ماده ۶۸۸ و تبصره ۲ آن، از این آلودگی‌ها و سایر مصادیق مهم آلودگی محیط زیست نام برد تا ثابت کردن این نکته که قانون‌گذار ‌به این موارد، مرتبه و اهمیت آن ها نیز توجه داشته است، نیازمند استدلال نباشد.

برای مواد ۱۸ و ۱۹ قانون حفاظت در برابر اشعه مصوب ۱۳۶۸ بهره‌برداری از منابع مولد اشعه، رعایت نکردن دستورالعمل‌های حفاظتی توسط کارکنان با اشعه، کار با اشعه بدون اتخاذ تدابیر حفاظتی، ایجاد اختلالدر کار با اشعه و یا منابع مولد اشعه و نیز بهره‌برداری از منابع مولد شعه که توسط واحد قانونی (سازمان انرژی اتمی ایران ـ به موجب بند ۴ ماده ۲ قانون مربوط به تأسیس این سازمان) که ممنوع اعلام شده است جرم محسوب می‌شود. نکته مهم در این زمینه آن است که احتمال دارد در اثر وقوع هر یک از موارد بالا آلودگی هسته‌ای به وجود آید.

همچنین بر مبنای ماده ۶ قانون مناطق دریایی جمهوری اسلامی ایران در خلیج فارس و دریای عمان مصوب ۱۳۷۲ که هر گونه آلودگی محیط زیست دریایی ایران مشمول مقررات کیفری و مدنی دانسته شده است، به موجب ماده ۹ آن قانون عبور شناورهای جنگی، زیردریایی‌ها، شناورهای با سوخت هسته‌ای، شناورها و زیردریایی‌های حامل مواد اتمی یا خطرناک و یا زیان‌آور برای محیط زیست و مانند آن منوط به موافقت قبلی مقامات صلاحیت‌دار کشور شده است. در این قانون آلودگی هسته‌ای و اتمی آب‌ها و مناطق دریایی به خوبی مورد توجه قرار گرفته است.

در ماده ۱۰ آیین‌نامه بهداشت محیط مصوب ۱۳۷۱ نیز، آلودگی محیط زیست به وسیله سموم و مواد شیمیایی مورد توجه قرار گرفته است و بر جلوگیری از پیدایش این گونه آلودگی‌ها تأکید شده است.

۱-۷- آلودگی ناشی از زباله و نخاله

مهمترین قوانین و مقرراتی که رکن قانونی این جرم زیست محیطی به شمار می‌آیند عبارتند از:

۱ـ قانون نحوه جلوگیری از آلودگی هوا و اصلاحی آن

۲ـ قانون شهرداری

۳ـ قانون مجازات اسلامی

۴ـ قانون طرز جلوگیری از بیماری‌های آمیزشی و بیماری‌های واگیردار مصوب ۱۳۲۰٫

۵ـ قانون مدیریت پسماندها مصوب ۱۳۸۳٫

۶ـ آیین‌نامه بهداشت

۷ـ آیین‌نامه اجرایی قانون نحوه جلوگیری از آلودگی هوا مصوب ۱۳۷۹

۸ـ آیین‌نامه جلوگیری از آلودگی آب مصوب ۱۳۷۳

ماده ۶۸۸ قانون مجازات اسلامی، ریختن زباله در خیابان‌ها را به عنوان یکی از اشکال تهدید علیه بهداشت عمومی (محیط زیست) دانسته و آن را به منزله یکی از مصادیق این جرم بر شمرده است.

در ماده ۲۴ قانون نحوه جلوگیری از آلودگی هوا که مهمترین رکن قانونی این جرم محسوب می‌شود از این جرم به شکل جداگانه نام برده شده است. در این ماده سوزاندن و انباشتن زباله‌های شهری و خانگی و نیز هر گونه نخاله در فضای باز و معابر عمومی ممنوع (جرم) اعلام شده است. دلیل آن که این قانون از جرم آلودگی ناشی از زباله (آن هم به شکل جداگانه) نام برده است آن است که، سوزاندن زباله و آلودگی ناشی از آن اثر ناگوار مستقیمی بر وضعیت و کیفیت هوا خواهد گذارد. به عبارت دیگر، نتیجه این جرم به معنای تحقق آلودگی هوا نیز خواهد بود.

۱-۸- آلودگی ناشی از پسماندها

به موجب ردیف دال بند ج ماده‌۲ قانون مدیریت پسماندها، مقصود از آلودگی ناشی از پسماندها، همان مفهوم آلودگی است که در ماده ۹ قانون حفاظت و بهسازی محیط زیست (همچنین تبصره ۲ ماده ۶۸۸ قانون مجازات اسلامی) آمده است. قانون‌گذار به دنبال طبقه‌بندی پسماندها و بیان ضرورت تلاش مؤثر به منظور جلوگیری از بروز این گونه آلودگیها و تعیین یک سلسله وظایف و تکالیف و مانند آن، به جرم انگاری در این باره مبادرت نموده است و در ماده ۱۳ این قانون مخلوط کردن پسماندهای پزشکی (بیمارستانی) را با سایر پسماندها و نیز تخلیه و پخش کردن آن ها را در محیط، همچنین فروش و استفاده و بازیافت آن ها را ممنوع (جرم) دانسته است.

به علاوه، نقل و انتقال برون مرزی و درون مرزی پسماندهای ویژه را بر حسب مورد تابع مقررات بین‌المللی (بازل) و داخلی (آیین‌نامه اجرایی مصوب هیئت وزیران) دانسته است و ‌بر اساس ماده ۱۷ برای متخلفین مجازات پیش‌بینی شده در ماده ۱۶ را در نظر گرفته است.

همچنین، در ماده ۱۶، نگهداری، مخلوط کردن، جمع‌ آوری کردن، حمل و نقل کردن، خرید و فروش، دفع، صدور و تخلیه پسماندها در محیط را در صورتی که برخلاف مقررات این قانون انجام پذیرد مستوجب تحمل کیفری جزای نقدی دانسته است.

در قانون مدیریت پسماندها، به منظور مقابله با خطرات و زیان‌های ناشی از این گونه آلودگیها، به صورت کلی موارد زیر بر حسب مورد پیش‌بینی شده است:

۱ـ جریمه نقدی در شرایط عادی

۲ـ تشدید میزان جزای نقدی در صورت تکرار جرم

۳ـ رفع آلودگی و پاکسازی محیط

۴ـ توقف اقدامات آلاینده

۵ـ جبران خسارات وارده به اشخاص و دستگاه های مسئول

۶ـ توقیف خودرو تخلیه کننده پسماندها در اماکن غیرمجاز (در دو حالت عادی و تشدید یافته)

در پایان بررسی عنصر قانونی جرایم تهدید علیه بهداشت عمومی ‌و آلودگی محیط زیست باید ‌به این نکته اشاره کرد که، در این باره تعدد و پراکندگی وجود دارد. از یک سو این جرایم دارای قوانین و مقررات خاص هستند و از طرف دیگر مجموع این جرایم در ماده ۶۸۸ قانون مجازات اسلامی بیان شده است.

۲-عنصر مادی

رکن دیگری که وجود آن برای تحقق جرائم تهدیدعلیه بهداشت عمومی و آلودگی محیط زیست ضروری است، عنصر مادی است.

۲-۱- رفتار مرتکب

رفتارمرتکب ممکن است به شکل فعل و یا ترک فعل باشد.رکن ماد‌ی جرایم تهدیدعلیه بهداشت عمومی و آلودگی محیط زیست شامل هر دو شکل رفتار مرتکب، یعنی فعل و ترک فعل است با این تفاوت که، جرم زیست محیطی ناشی از ترک فعل بسیار اندک است و عنصر مادی بیشتر این جرایم ناشی از فعل است.

۲-۱-۱-‌ فعل

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:24:00 ق.ظ ]




ریچاردز[۶۳] و همکاران(۲۰۰۰)در بررسی تغییرات رفتاری ۹۸ نفر از مجرمین عمومی و مجرمان جنسی زندانی شده گزارش کردند که در گروه آزمایش علی رغم پیامدهای منفی کوتاه مدت در بلندمدت از میزان رفتارهای بیمارگون و نابهنجار کاسته شد.البته تاثیر افشا در مجرمین به مراتب بیشتر از سایر مجرمین بود.

گردن[۶۴] و همکاران(۲۰۰۷)نشان دادند که افشا می‌تواند به عنوان یکی از راهبردهای مقابله با ترس های شبانه در کودکان و نوجوانان عمل نماید.

۲-۱۵- مکانیسم های دفاعی

عقاید فروید در خصوص دفاعی بودن بخش عمده ای از نظریه ی او به شمار می‌آید . یکی از کارکردهای ایگو (بخش عقلانی شخصیت که فرد را در تعامل با جهان بیرونی یاری می‌کند) آن است که تکانه های نهاد ( بخش زیستی شخصیت) را با معیارها و ملاک های انطباقی من برتر ( وجدان )وفق دهد. برای میل ‌به این مقصود، قسمتی از ایگو ، در سطح ناهشیاری عمل کرده و می کوشد تکانه های نهادرا به چیزی انطباقی تر و لذا مقبول تر از لحاظ من برتر تبدیل کند. راهبردهایی که به وسیله ی این بخش ناهشیار از من برتر به کار می رود مکانیسم های دفاعی ایگو نام دارد (ساپینگتون، ترجمه ی حسین شاهی براواتی ،۱۳۸۴).

مکانیسم های دفاعی فرآیندهای روانشناختی خودکاوی هستند که از افراد در برابر اضطراب ، ادراک خطرها یا عوامل تندیگی زا حمایت می‌کنند و واسطه بین واکنش در برابر تعارض های هیجانی با عوامل تندیگی زای درونی و بیرونی هستند (DSM-IV-TR، ۲۰۰۰، ترجمه ی ‌نیک‌ خو و آواویس یا نس،۱۳۸۴).

فروید اصطلاح مکانیسم های دفا عی را به آن دسته از تدابیر ناهشیار اطلاق می‌کند که آدمی برای حل و فصل هیجان های منفی به کار می‌برد. این تدابیر هیجان مدار، موقعیت تنش زا را تغییر نمی دهند بلکه فقط شیوه ی دریافت یا اندیشیدن شخص را به آن عوض می‌کنند. ‌به این ترتیب ‌در همه ی مکانیسم های دفاعی عنصر خود فریبی در کار است (اتکینسون، ترجمه ی براهنی و همکاران ،۱۳۸۲).

تلاش مکانیسم های دفاعی برای زدودن اندیشه‌های ممنوع و یا لااقل کاهش آن ها از ساخت من ، به تثبیت ویژگی ها و عادت های شخصیتی خاص منجر می شود (فروید، ۱۹۳۶، ترجمه ی علی خواه ، ۱۳۸۲).

به نظر فروید ، دفاعی بودن حتی در سالم ترین اشخاص نیز اجتناب ناپذیر است. همچنین به عقیده ی او، درتمامی اوقات حالتی دفاعی داریم . خواست ها و امیال خودخواه نهاد همیشه باید از چشم کیفر دهنده ی من برتر مخفی بمانند، لذا تمامی رفتارها دفاعی هستند. دفاعی بودن را نمی توان حتی از راه فنون اختصاصی مثل روانکاوی از بین برد. در بهترین حالت ، می‌توانیم یاد بگیریم دفاع هایی که واقعیت رابه شیوه های ظریف تری تحریف می کنندجایگزین دفاع هایی بکنیم به تحریف شدید واقعیت می پردازند. از آنجایی که نظریه پردازان خودشکوفایی و کمال اظهار می دارند که افراد برخوردار از کارکرد سالم الزامی برای دفاعی بودن ندارند، این مسئله یکی از واضح ترین نقاط اختلاف میان نظریه پردازان کمال و فرویدی ها به شمار می رود. اصطلاح دفاعی ظاهراً از مضامین و تلویحات منفی شدیدی برخوردار است. سخن گفتن از اینکه کسی دفاعی عمل می‌کند به معنای تحقیر و انتقاد از اوست. در نتیجه لازم است براین نکته تأکید کنیم که به نظر فروید، این مکانیسم ها دروغ های موجه کوچکی هستند که به شخص امکان زندگی کردن با خویش و جامعه اش را ارزانی می دارند. آ نها به فرد این امکان را می‌دهند که بدون افتادن در دام تفکر کاملا جادویی یا روان پریش ، با یک تهدید روانی کنار بیایند. دفاع های پخته تر به تکانه های زیستی بدوی این اجازه را می‌دهند که در مجاری و راه های سازنده و مفید قرار گیرند.به نظر فروید دفاع ها زندگی در جامعه رامیسر می‌سازند در حقیقت، منبع تمدن به شمار می‌آیند. عده ای از فرویدی ها پیشنهاد کرده‌اند که بهتر است این دفاع ها را مکانیسم های کنار آمدن یا مکانیسم های انطباق بنامیم

(ساپینگتون، ترجمه حسین شاهی برواتی، ۱۳۸۴).

دفاع ها جوهر خاصی از ساخت روانی را تشکیل نمی دهند و از این روی به صورتی قابل درک نیستند. دفاع یکی از کارکردهای من است و از این روی شناخت آن از طریق کنشی که اعمال می‌کند ممکن است.

برونر،۱۹۷۶ (به نقل از قربانی، ۱۳۸۲) در این راستا اظهار می‌دارد که دامنه ی کنش ها من می‌تواند به سبک دفاعی مورد استفاده قرار گیرد.

از این روی ، دلاسلوا ۱۹۹۶(به نقل از قربانی، ۱۳۸۲) معتقد است به جای تهیه ی فهرست از دفاع های مختلف به عنوان قسمت خاصی از سازمان روانی ، بهتر است کنش وری دفاعی دربافت تعارض درون روانی درک شود (قربانی، ۱۳۸۲).

دفاع ها بدون توجه به اضطرابی که آن ها رافرا می‌خواند قابل درک نیستند فروید با طرح نظریه دوم خود در خصوص اضطراب ، تمرکز کاوش و درمانگری را از تکانه های غریزی به کار”من” منتقل کرد.این من است که اضطراب را ادراک ، و سپس نیروهایی را برای دفاع در مقابل خطر قریب الوقوع ناشی از تجمع تکانه ها به جنبش در می آورد . چنین بازنگری نظریه ای توسط فروید بر نقش محیط (محیط عینی و پدیداری) نیز تأکید بیشتری می‌کند (دلاسلوا،۱۹۹۶، به نقل از قربانی،۱۳۸۲).

درخصوص دفاع ها سه نکته قابل توجه است: نخست افراد به ندرت بایک سازو کارمنفرد به دفاع از خود در برابر تنش و اضطراب می پردازند. دفاع ها اغلب به صورت ترکیبی به کار می‌روند هر فرد گستره ای از دفاع ها را برای مهار اضطراب به کار می‌برد که حجم عمده ای از آن ها در فرایند تحول ، مشخصه ی شخصیت وی شده اند. افزون بر این ، همپوشی زیادی در شیوه ی عمل دفاع ها در مهار اضطراب وجود دارد . ‌بنابرین‏ ، درک رفتار دفاعی ‌مهمتر از طبقه بندی و تمایز دفاع های مختلف است. از این روی در بیماران این رنجش ذهنی در قالب واژه هایی همچون ترس، کلافگی، ناراحتی، عصبی شدن، تنش، نگرانی، دردناک بودن و غیره نمود می‌یابد. این رنجش معمولا با احساسات بنیادی همچون خشم ، گناه و شرم، اندوه، عشق و صمیمیت و تمایلات جنسی گره خورده است. (قربانی،۱۳۸۲).

۲-۱۵-۱- شناسایی دفاع ها

مکانیسم های دفاعی سه جز دارند:

    1. یک رفتار قابل مشاهده(اغلب یک علامت).

    1. یک تکانه یا قصدی که برای بیمار قابل قبول نیست و عامل استرس زاست و تعارض هیجانی ایجاد می‌کند.

  1. فرآیندی که از طریق آن رفتار قابل مشاهده ی بیمار یا(علامت) به قصد، نیت و تمایل غیرقابل قبول متصل می شود. ارتباط بین تمایل وقصد، به رفتار آشکارو یا علامت فقط از طریق تعبیر و تفسیر استنباط شده از سوی درمانگر قابل دستیابی است و ممکن است بیمار آن را تأیید یا رد کند. (سادوک،سادوک ۲۰۰۷، ترجمه رضاعی،۱۳۸۷).

‌در هر مرحله از رشد لیبیدو، اجزای سائقی خاص، مکانیسم های دفاعی مشخص را در ایگو به وجود می آورند. برای مثال مرحله ی مقعد با واکنش وارونه ارتباط دارد که به صورت تکوین احساس شرم و نفرت در ارتباط با لذات و تکانه های مقعدی تظاهر می‌کند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:24:00 ق.ظ ]




همه کشورهای عضو سازمان تجارت جهانی ملزم به تطابق با شرایط موافقت نامه تریپس می‌باشند، به جز کشورهایی که استثناء شده اند. موافقت نامه تریپس با وجود فقدان یک مکانیزم واحد برای حمایت از حقوق مالکیت فکری در بین تمام کشورها، بین کشورها تبعیض قائل نمی شود. تعهداتی که به موجب تریپس ایجاد شده است، نسبت به همه کشورهای عضو یکسان اعمال خواهد شد. اما کشورهای درحال توسعه و کمتر توسعه یافته مدت طولانی تری برای تطبیق با تریپس فرصت دارند. در هر صورت، همه کشورها صرف نظر از سطح توسعه و زمان شروع حمایت از مالکیت فکری باید برای انجام تعهداتشان با استانداردهای هماهنگ شده منطبق باشند. تریپس اگر چه بیان کننده حداقل حمایت از مالکیت فکری است، اما به کشورها اجازه داده است که در صورت تمایل، حمایت گسترده تری نیز اعمال کنند.[۸۳] همچنین کشورها در به کارگیری روش های مناسب برای اجرای مقررات تریپس، در چارچوب قوانین خود آزاد اند.

مواد ۳ و ۴ تریپس شامل دو اصل اساسی «رفتار ملی»[۸۴] و «دولت کامله الوداد»[۸۵] است؛ که نسبت به تمام دسته های مالکیت فکری مشترک می‌باشد. اصل رفتار ملی تبعیض بین اتباع کشور خود و اتباع کشورهای دیگر را ممنوع می‌کند؛ و اصل دولت کامله الوداد نیز تبعیض بین اتباع کشورهای دیگر را ممنوع می‌کند. این تعهدات همه استانداردهای اساسی حمایت و اجرای حقوق مالکیت را دربر می‌گیرد.

ماده ۷ که بیانگر اهداف موافقت نامه تریپس است، اعلام می‌کند که حمایت از حقوق مالکیت فکری و اجرای این حقوق باید به توسعه ابداعات تکنولوژیک، انتقال و گسترش فن آوری و استفاده متقابل تولیدکنندگان و مصرف کنندگان دانش فنی کمک کند و به گونه ای صورت گیرد که به رفاه اقتصادی و اجتماعی و توازن میان حقوق و تعهدات منجر شود. همچنین به گونه ای که در مقدمه آن بیان شده است، تریپس به دنبال کاهش انحرافات و موانع تجارت بین‌المللی و افزایش حمایت مؤثر و مناسب از حقوق مالکیت فکری بوده و تضمین می‌کند که اقدامات و روش های اجرای حقوق مالکیت فکری، خود مانع تجارت مشروع نشوند.

بند دوم: موافقت نامه های آزاد تجاری

موافقت نامه های آزاد تجاری[۸۶] عمدتاًً دربردارنده مقررات تریپس پلاس[۸۷] هستند، قوانینی فراتر از حداقل استانداردهای درنظر گرفته شده در تریپس. این مقررات سطح بالاتری از حمایت را برای اختراعات تحمیل می‌کنند.

به موجب ماده ۱ تریپس،[۸۸] کشورها می‌توانند از حقوق مالکیت فکری حمایت بیشتری نسبت به آنچه که در موافقت نامه تریپس آمده است، کنند. به موجب این ماده می توان استنباط کرد که تریپس تنها حداقل استانداردهای حمایتی را بیان ‌کرده‌است و کشورها آزادندکه این استانداردها را گسترش دهند. این موضوع پایه های شکل گیری روند تریپس پلاس در موافقت نامه های آزاد تجاری را ایجاد ‌کرده‌است. گرایش به مطرح کردن تعهدات تریپس پلاس در موافقت نامه های آزاد تجاری، توسط کشورهای توسعه یافته از جمله ایالات متحده آمریکا و اتحادیه اروپا صورت گرفته است. این روند در نتیجه نارضایتی دارندگان حقوق مالکیت فکری از استانداردهای تریپس می‌باشد، زیرا آن ها معتقدند که این استانداردها برای حمایت از منافع آن ها کافی نیست. در نتیجه این کشورها به دنبال گسترش حمایت از مالکیت فکری از طریق موافقت نامه های دوجانبه، حذف و یا کاهش انعطافهای تریپس و بالابردن سطح استانداردهای حمایتی مالکیت فکری در کشورهای درحال توسعه بودند. آن ها با بهره گرفتن از موافقت نامه های آزاد تجاری کشورهای درحال توسعه را برای پذیرش حمایت بیشتر از حقوق مالکیت فکری تحت فشار قرار می‌دهند.[۸۹]

کشورهای توسعه یافته قصد دارند که از این طریق، منافع بیشتری نسبت به آنچه که در تریپس در نظرگرفته شده است کسب کنند. زیرا صاحبان اصلی اختراعات کشورهای توسعه یافته می‌باشند و ‌در مقابل‌ کشورهای درحال توسعه وارد کننده اختراعات هستند. ‌بنابرین‏، کشورهای صنعتی با گسترش حمایت از اختراعات می‌توانند منافع شرکت های خود را افزایش دهند؛ اما کشورهای درحال توسعه که وارد کننده فن آوری می‌باشند از گسترش حمایت از اختراعات متضرر می‌شوند. کشورهای توسعه یافته معتقد اند که اهداف توسعه ای مستلزم همراهی با سیاست های حقوق مالکیت فکری می‌باشد. به عبارت دیگر، لازمه توسعه اهداف بهداشتی، صنعتی و کشاورزی، پیشرفت در قوانین نظام مالکیت فکری است. [۹۰] با این حال، زمانی که این مقررات به طور گسترده ای تعهدات کشورها در زمینه حمایت از حقوق مالکیت فکری را افزایش داد، و مانع کشورها برای به کارگیری انعطافهای اعطا شده به آن ها در تریپس شد، تضاد بین قوانین تریپس پلاس و تریپس مورد توجه قرار گرفت.

مقررات مالکیت فکری به ویژه قوانین مرتبط با بهداشت عمومی، در موافقت نامه های آزاد تجاری اغلب مورد انتقاد شدید قرار گرفته است. آنچه مسلم است، این موافقت نامه ها به دلیل تضادی که با انعطاف های تریپس دارند و همچنین به دلیل آثار منفی احتمالی که بر دسترسی به داروها در کشورهای در حال توسعه خواهند داشت، مورد بحث می‌باشند. به سبب ماهیت تعهدات ناشی از این موافقت نامه ها تلاش هایی که در اعلامیه دوحه برای تقویت انعطاف های تریپس در جهت ارتقای بهداشت عمومی انجام گرفته، تحلیل رفته است و به نظر می‌رسد که افزایش موافقت نامه های آزاد تجاری در سال های اخیر موجب بی اثر شدن اقدامات اعلامیه دوحه و چه بسا تشدید تضاد بین حمایت از اختراعات و دسترسی به داروها شده است.[۹۱]

برخی از مقررات تریپس پلاس که می‌تواند انعطاف های موجود برای تسهیل دسترسی کشورها به داروها را محدود کند، عبارت اند از:

۱- گسترش حق ثبت اختراع: برای ایجاد مقرراتی که اجازه بدهد اشکال و کاربردهای جدید از مواد شناخته شده، در قالب اختراع ثبت شوند، تلاش هایی صورت گرفته است. این امر پدیده تهدیدآمیز احیای مجدد اختراع[۹۲] در زمینه داروسازی را ایجاد می‌کند. این پدیده، حمایت از حق ثبت اختراع را با تغییر اجزایی که به طور قابل توجهی اثر درمانی دارو را بهبود نمی بخشد، توسعه می‌دهد؛ یا ‌در مورد استفاده جدید از مواد شناخته شده، خواستار حمایت از حق ثبت اختراع برای کشف کاربرد های جدید است تا نوآوری واقعی.[۹۳] در حالی که موافقتنامه تریپس، مستلزم حمایت از حق ثبت اختراع کاربرد و یا شکل جدید از اشیا شناخته شده نمی باشد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:24:00 ق.ظ ]




فرانوگرایی در دو زمینه از سایر رویکردهای یادگیری متمایز می‌شود. اول اینکه در این جنبش، برای کسب دانش، عقلانیت و منطق، مهم تلقی نمی‌شوند. دوم اینکه، دانش ممکن است متناقض باشد. به دلیل ماهیت زمینه‌ای دانش، افراد ممکن است در یک زمان واحد، دو دیدگاه کاملاً متفاوت در رابطه با یک موضوع داشته باشند (کیلگور، ۲۰۰۱). فرانوگرایی با فراصنعت گرایی مرتبط است. عصر صنعتی نتیجه تفکر نیوتنی است- عصری است که در آن تفکر و فرایندها در قالب اصطلاحات ماشینی کارایی و اثربخشی در نظر گرفته می‌شوند و به طور علمی از طریق فرایندهای تقلیل گرایی ادراک می‌شوند (ساده کردن موضوعات پیچیده به موضوعات قابل فهم) (مریام و کافارلا، ۱۹۹۹).

یادگیری در این رویکرد صنعتی (جدید) مبنایی برای دنیا محسوب می‌شود تا دانش جدیدی را به سرتاسر سبز فایل- که عصر “فرانوگرایی” نامیده می‌شود، اضاف کند. در حال حاضر، چند نظریه فرانوگرایی وجود دارد اما در رأس هر کدام از این نظریه ها، مفهومی اساسی نهفته است و آن این است که آن چه که زمانی تنها در زمینه تقلیل گرایی قابل درک بود، اکنون در زمینه وابستگی‌ها و روابط مشترک قابل درک می‌باشد- درک این که “چیزها از جمله واقعیت خود جهان، گوناگون‌تر، سیال‌تر، خیالی‌تر و مشاجره‌ای‌تر از تفکر اصیل هستند” (مریام و کافارلا، ۱۹۹۹).

رویکرد فرانوگرایی در رابطه با یادگیری بر این مبنا بنا نهاده شده است که تنها یک نوع یادگیرنده، یک هدف خاص برای یادگیری، یک شیوه برای یادگیری و یک محیط خاص برای وقوع یادگیری، وجود ندارد (کیلگور، ۲۰۰۱). کیلگور (۲۰۰۱)، چند مورد از نظرات فرانوگرایی در رابطه با دانش را مطرح می‌کند: ۱) دانش، تجربی، ناقص، چند بخشی است و ضرورتاً منطقی نیست. ۲) دانش به طور اجتماعی ساخته می‌شود و از فرد داننده کسب می‌شود. ۳) دانش زمینه‌ای است، ‌بنابرین‏ به موازات تغییر موقعیت و زمینه، دانش و دیدگاه داننده نیز تغییر می‌کند.

در واقع رویکرد فرانوگرایی، یادگیری را به عنوان فرایندی در نظر می‌گیرد که دانش و اطلاعات جدیدی را به دوران جدید و در حال تغییر ارائه می‌کند و تأکید می‌کند که یادگیری به یک فرد، یک هدف، یک شیوه و یک محیط خاص برای یادگیری محدود نمی‌شود.

به طور کلی، مسأله یادگیری و اهمیت فزاینده آن باعث شده تا هر رویکرد به ارائه نظریاتی در رابطه با آن بپردازد که خود مبنایی برای تدوین و طراحی نظریات و مدل‌های زیادی گردیده است. در این بین، رویکرد دانش سازی به دلیل تأکید زیاد بر فعال بودن یادگیرنده در جریان یادگیری و مشارکت او در تمام مراحل، زمینه‌ای را برای سایر محققان فراهم نمود تا به طرح مدل‌های آموزشی مختلف متناسب با این رویکرد بپردازند. یکی از مدل‌های مهم و در عین حال مؤثری که طبق این رویکرد ارائه شده است، مدل آموزشی چرخه یادگیری است.

۲-۲-۲- چرخه یادگیری:

یکی از انواع مدل‌های آموزشی بر مبنای رویکرد دانش سازی که منجر به تغییر مفهومی می‌شود، چرخه یادگیری است (اِستپانز و همکاران، ۱۹۸۸). نقطه آغاز این روش، به دهه ۱۹۶۰ بر می‌گردد و از آن زمان تاکنون، چرخه یادگیری به مرکز توجه صدها مطالعات تبدیل شده است که به دنبال بررسی اثربخشی آن هستند (لاسون[۱۱۶]، ۱۹۹۵). مدل چرخه یادگیری مبتنی بر نظریه شناختی پیاژه است (بیووینو، دنگل و آدامز[۱۱۷]، ۱۹۹۹).

۲-۲-۲-۱- چرخه یادگیری سه گانه

رویکرد چرخه یادگیری سه مرحله‌ای که شامل مراحل شناسایی[۱۱۸]، اختراع[۱۱۹] و اکتشاف می‌باشد توسط کارپلاس و تی یر در سال ۱۹۶۷ تدوین شد (لاسون، آبراهام و رینر[۱۲۰]، ۱۹۸۹). در مرحله شناسایی، دانشجویان در رابطه با پدیده مورد نظر، تجربه اولیه‌ای کسب می‌کنند. در مرحله اختراع، دانشجویان با واژه ها و اصطلاحات جدیدی در رابطه با مفاهیم مورد نظر درس، آشنا می‌شوند و سپس در مرحله اکتشاف، دانشجویان، مفاهیم و اصطلاحات علمی را در موقعیت‌های مرتبط اما جدید به کار می‌گیرند. به دلیل پیچیدگی معانی مراحل، کارپلاس نام این مراحل را به نام‌های اکتشاف، معرفی مفهوم و کاربرد مفهوم تغییر داد (هانلی[۱۲۱]، ۱۹۷۷). در مرحله اکتشاف، دانشجویان با راهنمایی استاد با مفاهیم جدید آشنا می‌شوند، همچنین با تجارب پیشین و دانش موجود خود در رابطه با موضوع نیز مواجه می‌شوند. در طول مرحله معرفی مفهوم، دانشجویان با مفهوم جدیدی آشنا می‌شوند. در این مرحله اساتید از کتاب درسی، فیلم یا CD استفاده می‌کنند تا مفهوم را معرفی نمایند. در مرحله کاربرد مفهوم، دانشجویان دانش جدید را در موقعیت‌های جدید به کار می‌برند (آسبورن و ویتراک[۱۲۲]، ۱۹۸۳).

بعد از مدل چرخه یادگیری سه گانه که دارای سه مرحله شناسایی، اختراع و اکتشاف بود، مدل کامل‌تری در برگیرنده چهار مرحله به نام چرخه یادگیری چهارگانه مطرح شد.

۲-۲-۲-۲- چرخه یادگیری چهارگانه

مدل چرخه یادگیری چهارگانه (بِرِدِرمَن، a1982، b1982؛ شایمنسکی و همکاران، ۱۹۸۳؛ مارتین و همکاران، ۲۰۰۱) نیز بر مبنای ترکیبی از نظریات یادگیری تدوین شد. طبق نظر مارتین، سکستون و گرلوویچ (۲۰۰۵) اولین مرحله، اکتشاف است که در آن یادگیرندگان، مواد و تجارب را به هم پیوند می‌دهند و دانشجویان در فعالیت‌های فیزیکی که شامل مشاهده، دستکاری مواد، جمع‌ آوری و ثبت داده می‌باشد، مشارکت می‌کنند.

دومین مرحله، توضیح است که در آن دانشجویان با بهره گرفتن از مهارت‌های پردازشی، از طریق بحث و با کمک اساتید به کشف و درک و فهم مفهوم جدا شده در فعالیت‌هایی که تجربه می‌کنند، می‌پردازند. سومین مرحله، توسعه است که در آن دانشجویان با کمک اساتید، از مهارت‌های فراشناختی برای حفظ و تقویت اکتشاف، توسعه ادراک خود به منظور توضیح پدیده‌های مختلف با مفاهیم یکسان، استفاده می‌کنند. چهارمین مرحله، ارزیابی است که هر سه مرحله پیشین را تحت پوشش قرار می‌دهد و بر چگونگی یادگیری دانشجویان نظارت می‌کند، و پیامدهای یادگیری را نیز مورد ارزیابی قرار می‌دهد.

پس به طور کلی، مدل چرخه یادگیری چهارگانه دارای چهار مرحله به نام‌های اکتشاف، توضیح، توسعه و ارزیابی است که در هر مرحله، روی فعالیت‌های خاصی تأکید می‌شود. بعد از این مدل، با اضاف شدن مرحله دیگری ‌به این چهار مرحله، مدل دیگری به نام چرخه یادگیری پنج گانه مطرح شد.

۲-۲-۲-۳- چرخه یادگیری پنج گانه

چرخه یادگیری پنج گانه که شامل مراحل مشارکت، اکتشاف، توضیح، بسط یادگیری و ارزیابی می‌باشد توسط بای بی(۱۹۷۷) مطرح شد. در مرحله اول یعنی مشارکت، دانشجویان با موضوعی که قرار است یاد بگیرند، آشنا می‌شوند و دانش پیشین آن‌ ها در این زمینه، تعیین می‌شود. در مرحله دوم یعنی اکتشاف، دانشجویان در فعالیت‌های فیزیکی که تقویت کننده موضوع درسی تازه آموخته شده است، شرکت نموده و یادگیری خود را تقویت می‌نمایند. در مرحله توضیح، استاد به طرح یک سری پرسش‌های راهنما و هدایتگر می‌پردازد تا از این طریق به دانشجویان کمک کند به پاسخ‌ها یا نتیجه‌گیری‌هایی در رابطه با موضوع دست یابند (بای بی و همکاران، ۲۰۰۶).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:24:00 ق.ظ ]




همسویی بهتر، احتمال تحقق مأموریت را افزایش داده وهزینه ها را ازطریق کارایی فرایندی وسازمانی کاهش می‌دهد. هنگامی که دریک سازمان همسویی اجرا می‌شود هرکسی ‌از سطوح پایین تابالای سازمان سهم خود را ازاهداف ‌و مقاصد سازمان درک می‌کند ودرپی ایفای نقش و سهم خود است. همسویی سازمان یک تلاش ‌مستمر و مداوم است که شامل سنجش مستمرفرایندها وسیستم‌ها می‌شود(هاروی[۹]،۲۰۰۹).

به طور خاص بررسی همسویی استراتژیک برای اندازه‌گیری موارد زیر لازم وضروری است:

الف) درجه یا میزانی که کارکنان با مقصود، ارزش‌ها وچشم‌انداز سازمان همسو شده‌اند.

ب) سطح اعتمادی که درسازمان وجود دارد.

ج) میزانی که سازمان ‌بر اساس ارزش‌های اعتمادزاکارمی‌کند.

د) سطح مشارکت کارکنان(ریچ[۱۰] وبنباسات[۱۱]، ۲۰۱۱).

۲-۲-۲-ضرورت واهمیت همسویی

به زعم اسمیت[۱۲]، همسویی جوهره وضرورت مدیریت است. برای موفقیت سازمان، مدیران باید همسو بودن الزامات مشتری، فعالیت‌های بهبود فرایندواهداف کارکنان را با اهداف سازمانی ایجاد نموده ‌و هم‌سویی را به ‌طور منظم بررسی کنند. نتایج تحقیقات نشان می‌دهد که همسویی و انسجام شرکت‌ها موجب اثربخشی سازمانی است وبه عنوان یک مزیت رقابتی تلقی می‌شود(هاروی، ۲۰۰۹).

همیشه باید هدفی برای تحقق وجود داشته باشد، درغیراینصورت احتمال موفقیت بی‌معنی خواهدبود. این اهداف است که تعیین کننده مسیر سازمان خواهدبود و تحقق اهداف بدون مدیران ونیروی کارامکان‌‌پذیر نیست. اهداف سازمان جایگاه تک‌تک کارکنان را برحسب نیاز تعیین می‌کند(دیویس[۱۳]،۲۰۱۰).

اگرمقاصد وتمایلات سازمانی درسطوح بالای سازمانی متناسب نباشد، احتمال شکست ‌در اجرا وجود دارد. عمده‌ترین دلایل برای این امر فقدان همسویی درجایی ازسازمان است. هر چند مفهوم کلی همسویی زیبا به نظر می‌رسد اما مشکل بتوان آن را تعریف ودرک نمود. برای درک این مفهوم باید حوزه های اساسی همسویی را شناسایی کرد و سپس شاخص همسویی و عدم همسویی را تعریف نمود. شاخص‌های همسویی باید درسراسر سازمان سازگار باشند. همسویی به خودی خود ایجاد نمی‌شود. به خصوص درسازمان‌های پویا، به خاطرتاریخچه، ساختار، پایگاه‌های قدرت درونی، جاه طلبی‌های مدیریتی وغیره، معمولا عدم همسویی رخ می‌دهد. ‌در بلند‌مدت نوعی انتخاب طبیعی داروینی رخ خواهد داد. ‌بنابرین‏ برای فرایندهای مدیریتی لازم است که حوزه های همسویی اساسی را شناسایی نموده وتغییرات مورد نیاز درفرایندها، ساختار، منابع و تکنولوژی را انجام داد تاهمسویی ایجاد شود(لابوویتز[۱۴]،۲۰۱۰).

کاربردهای همسویی را درموارد زیر می‌توان مشاهده نمود:

الف) سازمان را به مهندسی مجدد شامل: آموزش مهارت‌ها و … وا می‌دارد. همسویی به انجام اصلاحاتی درفرهنگ سازمانی وسیستم‌ها درجهت پشتیبانی ازفرایندهای جدید کمک می‌کند.

ب) همسویی کمک می‌کند تاازکارکردن عناصرمختلف سازمانی وسیستم‌ها با همدیگر به صورت کارا واثربخش درراستای تحقق نیازهای سازمانی اطمینان حاصل شود.

پ)همسویی یک زمینه تجاری است که فرایندهای عملیاتی ورفتارکارکنان را به شیوه های سیستماتیک ‌و مبتنی بر نتایج بررسی می‌کند؛ همسویی برنتایج معنی‌دار ومشوق‌های تجاری متمرکز است ‌و غالباً توسط مدیریت سازمان انجام می‌گیرد(دیویس،۱۳۸۹).

۲-۲-۳-مدل های همسویی

۱-مدل همسویی استراتژیک

در این مدل دو بعد عمده وجود دارد:

الف) انسجام کارکردی(وظیفه ای)[۱۵]: همسویی درکل سازمان وبین مؤلفه‌های کارکردی مختلف سازمان‌را‌‌ مورد توجه قرار می‌دهد.

ب) انسجام استراتژیک[۱۶]: همسویی موضع‌گیری خارجی سازمان دربازارهای منتخبش را باترتیبات وآرایش درونی ساختار، فرایندها، و منابع مورد توجه قرار می‌دهد.

بطورکلی سازمان باید مؤلفه‌های داخلی وخارجی‌اش را به عنوان پیش‌نیازی برای موفقیت همسو نماید(مک دونالد[۱۷]،۱۳۸۳).

۲-مدل همسویی احیاگر

درمدل احیاگر، عوامل عمده همسویی سازمانی شامل چشم انداز، ارزش‌ها، رهبری، شاخص‌های عملکرد، سیستم، استراتژی وساختار است. ‌بر اساس نظر هربرت[۱۸]، ایجاد یک فرهنگ سازمانیو تکامل آن وظیفه اساسی ومنحصربه فرد رهبری است. به اعتقاد وی، سازمان‌های اثربخش نیازمند همسویی مؤلفه‌های مذکوراست(جعفری نیا و همکاران،۱۳۸۹).

۳-مدل همسویی درسطح فردی

همسویی همچنین به تناسب وسازگاری بین افراد وسازمان دلالت دارد. وقتی افراد ازطریق انجام دقیق امور ونیازهای سازمانی، به اهداف حرفه‌ای وشخصیشان نایل گردند، همسویی بین افراد وسازمان وجود دارد. یک وضعیت برد-برد ایجاد می‌شود که درآن موفقیت هرفرد به موفقیت اعضای سازمان کمک می‌کند ‌و برعکس(همان).

جهت کسب موفقیت، کارکنان اولاً باید بدانند چه انتظاری ‌از آن‌ها می‌رود وسپس مهارت‌ها وتوانایی‌ها، منابع وحمایت لازم را جهت برآوردن انتظارات کسب نمایند. درگام بعد آنهابایستی بدانند که درچه زمانی بایستی آن کارها‌را‌انجام دهند. این امرمستلزم همسویی دقیق الزامات سازمانی است. مقصود‌مشترک، حسی را برای اشخاص فراهم می‌کند که آن ها درفعالیت‌های سازمانی با مسیرمعنادارهستند واین موضوع به نوبه خود برای بسیاری ‌از کارکنان به عنوان امری باارزش محسوب می‌شود(لابوویتز،۲۰۱۰).

۴-مدل همسویی درسطح سازمان/سیستم/کسب وکار

واژه همسویی به معنای تنظیم وتعدیل بخش‌هاست ‌تا این که شرایط یاروابطی مناسب وشایسته ایجادگردد. با قراردادن این مفهوم دربسترسازمانی، همسویی، هماهنگی ساختارها و کارکردها روابطی است که انجام موفقیت‌آمیزاهداف کوتاه‌مدت ‌و بلندمدت را تأمین می‌سازد(لابوویتز،۲۰۱۰).

۵-مدل تلفیق هدف های فرد وسازمان ازطریق هدف غایی

در این مدل، علت تضاد و آشتی‌ناپذیری اهداف فرد وسازمان، ‌در ارزش‌ها ویا به عبارت دیگردر هدف‌های غایی آن ها‌ است. درصورتی که بتوانیم هدف‌های غایی آنان را مشابه ویکسان سازیم، درلوای آن فرد وسازمان یکی می‌شوند ودرسایه این وحدت، آشتی ممکن خواهد شد. اصولاً برای فرد وسازمان مراتبی ‌از هدف‌ها وجود دارد که در سلسله‌مراتب هدف‌ها ارزش‌ها ودرجه اولویت آن‌ ها نسبت به هم مشخص می‌شود. هدف‌های والاتردرمراتب بالاتروهدف‌های جزیی‌تر ‌در مراتب پایین‌تر قرار می‌گیرند. خاصیت سلسله‌مراتب هدف‌ها این است که هدف‌های بالاتر، هدف‌های پایینی را تحت‌الشعاع خود قرارمی‌دهندو به آن‌ ها جهت می‌بخشند یا باخود همسویشان می‌سازند و یا آن که آن‌ ها را حذف می‌کنند. ‌بنابرین‏ اگر تمام هدف‌های فرعی وجزیی ‌در مراتب پایینی فرد وسازمان با هم اختلاف داشته باشند، اشتراک درهدف‌ غایی موجب ‌می‌شود که هیچ گونه مشکلی بروز نکندو تمامی هدف‌های به ظاهرمتعارض پایینی همسو وهم جهت شوند(الوانی،۱۳۹۱).

۲-۲-۴- هدف

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:24:00 ق.ظ ]




به دلیل این که ما در جامعه و خانواده‌ای زندگی می‌کنیم که به طور فزاینده‌ای معتاد کننده است و اعتقادهای ناقص و معیوبی به ما انتقال می‌دهد، مهارت‌های مقابله‌ای را که بتواند در حل مشکلات به ما کمک کند، یاد نمی‌گیریم. عدم ارضای نیازها وکمبود مهارت‌های مقابله‌ای، ناتوانی در تحمل ناکامی‌و یأس و اعتقاد ما به ارضای سریع و فوری خواسته ها و احساساتی از قبیل اضطراب، خشم، تنهایی و افسردگی رو به وخامت می‌گذارد و به صورت محرکی عمل می‌کند که ما را در جستجوی آرامش و آسودگی یا وسیله‌ای برای سرگرمی ‌و حواس‌ پرتی به سوی اعتیادها سوق می‌دهد(کاپلان،۲۰۰۳، ترجمه پورافکاری، ۱۳۸۲). احساس تعلق نکردن به نهادهای اجتماعی حمایت کننده می‌تواند مقابله کردن با مشکلات و حل مسأله زندگی را طاقت فرسا کند (به خصوص اگر مهارت‌های مقابله‌ای و حل مشکل در فرد ضعیف و ناکارآمد باشد) و آسودگی و راحتی ناشی از اعتیاد را، جذاب‌تر و دلچسب‌تر کند. این نهادهای اجتماعی می‌تواند خانواده، خانواده‌ گسترده، جامعه یا گروه‌های دیگر باشد. این نکته که سوء مصرف کنندگان مواد از مکانیزم‌های دفاعی رشد نایافته‌تر و مهارت‌های مقابله و راهبردهای حل مسأله ضعیف‌تری نسبت به جمعیت عمومی ‌برخوردار هستند، در پژوهش‌های مختلفی به اثبات رسیده است، چنان چه در رویکرد روان‌پویشی، سوء مصرف مواد به عنوان یک مکانیزم دفاعی رشد نایافته به حساب می‌آید. همچنین رویکردهای پیشگیری و درمان اعتیاد بر مهارت‌های مقابله و توانایی حل مسأله تأکید ویژه‌ای دارند. چرا که اعتقاد بر این است که در فقدان چنین مهارت‌هایی احتمال درگیری افراد با سوء مصرف مواد قوت بیشتری می‌گیرد(دهقانی، ۱۳۸۱).

جوانان بیشتر از بزرگسالان هیجان‌های مشکل‌ساز خود را انکار می‌کنند، زود عصبانی می‌شوند، دوری گزینی می‌کنند(می‌خوابند یا مواد مخدر مصرف می‌کنند)، و دیگران را سرزنش می‌کنند. توجه کنید که چگونه مقابله کردن مؤثر، راهبردهای مشکل‌مدار و هیجان‌مدار را ترکیب می‌کند، در حالی که مقابله کردن بی تأثیر، عمدتاًً هیجان‌مدار است( ای برک،۲۰۰۶، ترجمه سید محمدی،۱۳۸۸).

سوء مصرف و وابستگی به مواد یکی از معضلات و نگرانی‌های عمده جهان امروز است. از آن‌جایی که سوء مصرف مواد، اثرات بازدارنده بر رشد و شکوفایی جامعه دارد، تهدیدی جدی و نگران کننده است. بر اساس تحقیقات و بررسی‌های انجام شده، فرایند‌های اعتیاد تحت تأثیر باورها و نگرش‌های بیماران است. مفهوم طرح‌واره‌های شناختی، به واسطه اهمیتی که در تعبیر و تفسیر موقعیت‌های خاص دارد، در نظریه شناختی از موقعیت ویژه‌ای برخوردار است. نگرش‌های ناکارآمد فرض‌ها و باورهای جهت گیرانه‌ای هستند که فرد نسبت به خود، جهان، آینده و اطراف دارد. این نگرش‌ها موجب جهت گیری فهم و ادراک فرد از رویدادها شده و احساسات و رفتارها را تحت تأثیر قرار می‌دهند و فرد را مستعد اعتیاد، افسردگی و سایر آشفتگی‌های روان‌شناختی می‌کند(حاجی علیزاده و همکاران،۱۳۸۷). طرح‌واره‌ها حاصل گفت‌‌وگوی والدین با کودک هستند که به تدریج در ذهن او جای گرفته‌اند و هم اکنون به گونه‌ای نظام‌مند، اما ناکارآمد زندگی وی را زیر سیطره خود گرفته‌اند. طرح‌واره‌های ناسازگار به عنوان زیر ساخت های شناختی منجر به تشکیل باورهای غیر منطقی می‌شوند و دارای مؤلفه‌های شناختی، عاطفی و رفتاری هستند.هنگامی که فعال می‌شوند سطوحی از هیجان منتشر می‌شود و مستقیم یا غیر مستقیم منجر به آشفتگی‌های روان‌شناختی نظیر افسردگی، اضطراب،عدم توانایی شغلی و سوء مصرف مواد می‌شوند. تحقیقات لطفی، کتابی و همکاران نشان می‌دهد افراد معتاد در مقایسه با جمعیت غیر معتاد ‌آسیب‌های روانی و طرح‌واره‌های ناسازگار بیشتری دارند. نتایج تحقیقات آن‌ ها نشان می‌دهد طرح‌واره‌های دسته بریدگی و طرد به میزان زیادی در افراد معتاد بروز می‌کند. برومت[۸۵] بیان داشت افرادی که طرح‌واره‌های نقص، وابستگی و تکانشی دارند به احتمال بیشتری به سمت مصرف مواد می‌روند(رضوی و همکاران،۱۳۹۰).

۲-۸ – پیشینه پژوهشی

تقریباً تمامی‌مطالعاتی که برای شناخت تیپ شخصیت وابسته به مواد صورت گرفته است به ویژگی‌های زیر ‌در مورد این افراد اشاره دارند:

خودمحوری، عدم توانایی کنترل تکانش، عدم تحمیل ناکافی، پایین بودن آستانه تحمل درد، تمایل به افکار واقعیت، این ویژگی‌ها زمینه‌ای برای استفاده از مواد فراهم می‌آوردند و مصرف مواد به سهولت و فوراً احساس خوبی ایجاد می‌کند. در عین حال پس از مصرف افسردگی و کاهش اعتماد به نفس متعاقب سوء استفاده از مواد مخدر به وجود می‌آید و فرد خود را در برابر کنترل و یا ترک مواد ناتوان احساس می‌کند. اخیراًً تحقیقاتی توسط روان شناسان که رویکرد در روان پویایی ‌داشته‌اند، ‌در مورد وابستگی به مواد صورت گرفته است. عده‌ای از آن‌ ها معتقدند که مبادرت به سوء مصرف مواد، نوعی سازگاری است که از جانب شخص برای حل مشکلات فردی به کار می‌رود. مشکلات فرد اساساً به کنش های هیجانی وی مربوط می‌شوند. مواد مخدر به مثابه عامل تنظیم کننده هیجانات عمل می‌نمایند. به طوری که بدون مصرف ماده مذبور، تظاهرات هیجانی می‌توانند به صورت خشن، شدید و اجباری ظاهرگردند.

رویکرد شناختی سوء استفاده و وابستگی به مواد را حاصل فعل و انفعالات چندین عامل به یکدیگر می‌دانند که به طور متقابل یکدیگر را تقویت می‌نمایند. برخی از این عوامل به آسیب پذیری ژنتیک زیست‌شناختی مربوطند که به عنوان عمل زمینه سازی با سوء مصرف مواد عمل می‌کنند (موسوی،۱۳۸۸).

۲-۸-۱- پژوهش‌های انجام شده در خارج از کشور

    • راتر[۸۶](۱۹۸۷)، بر این باور بود که پسران از نظر عاطفی و رفتاری نسبت به دخترها به موقعیت خانوادگی ناگوار منفی خویش، به طور منفی‌تر پاسخ می‌دهند. در حالی که پارک ونورتن[۸۷] (۱۹۹۶)، تفاوت معناداری بین دو جنس نیافتند. این یافته نیز با پژوهش‌های بشارت و همکاران(۱۳۸۱)، و جلیلی (۱۳۸۸)، که نشان دادند دو جنس تفاوت معناداری در زمینه تاب‌آوری ندارند همسو می‌باشد (اعتبارجهرمی،۱۳۸۹).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:23:00 ق.ظ ]




۲-۳-۳-۱ نظریه روان تحلیل گری

از نظر فروید، “من” هسته اصلی شخصیت است و هر نوع تهدید به ارزش و کفایت آن، در واقع هسته مرکزی وجود شخص را تهدید می‌کند. هنگام تهدید “من” مکانیسم های دفاعی مختلفی به منظور حفظ “من” از تحقیر و درهم پاشیدگی به کار گرفته می‌شوند. ما همواره از این مکانیسم ها استفاده می‌کنیم، زیرا وجود آن ها برای ناچیز جلوه دادن شکست ها وحمایت در مقابل نگرانی ها و احساس ارزش و کفایت فردی ضروری است. البته اگر در استفاده از مکانیسم های دفاعی افراط شود ، دفاع هایی که برای حفظ تمامیت شخص به وجود آمده، خود موجب بروز اختلال می‌شوند.گاهی مکانیسم های دفاعی (برای مثال دلیل تراشی) زمانی به کار برده می‌شوند که افراد برای مستدل جلوه دادن عقاید و رفتار خود در تکاپو هستند.هنگامی که از درک اتفاقات و حوادث ناموافق و مخالف عاجز می مانیم یا در مقابل عمل و رفتار خود یا وقایع خارجی، دچار استرس می‌شویم،دفاع های ایمنی بخش برای حمایت ما در مقابل اضطراب وارد عمل می‌شوند.میزان استرس قابل تحمل در هر فرد بدون آنکه علائم اختلال و به هم خوردن سازمان رفتاری و تمامیت فردی در وی بروز کند،قدرت تحمل استرس نامیده می شود(روزنمن و سلیگمن، ۱۹۸۹). الکساندر(۱۹۸۵؛ به نقل از دیویدسن ونیل ،۱۹۹۰) برجسته ترین نظریه پرداز روان تحلیل گری در زمینه واکنش های روانی- فیزیولوژیک این نوع اختلال ها را پیامد حالات عاطفی یا هیجانی ناهشیار می‌داند. وی فرض کرد که بیماران مبتلا به زخم معده تمایل خود را برای عشق والدین در کودکی سرکوب کرده‌اند. این انگیزش های سرکوب شده سبب فعالیت بیش از حد دستگاه عصبی خودکار می‌شوند و درمعده زخم تولید می‌کنند.از دیدگاه فیزیولوژیکی، معده به طور دائم در حال آماده ساختن خود برای دریافت غذاست و فرد به طور نمادین آن غذا را با عشق به والدین معادل ساخته است.برانگیختگی تخلیه نشده ی خصمانه نیز به وجود آورنده ی حالات هیجانی یا عاطفی مزمن اند و موجب ایجاد فشار می‌شوند.

۲-۳-۳-۲ نظریه ضعف جسمانی

بر اساس نظریه ضعف جسمانی، استرس در کنار اختلال خاص روانی- فیزیولوژیکی موجب بروز ضعف در اندام جسمی خاصی می شود.عوامل ژنتیکی، بیماری های قلبی، رژیم غذایی وغیره ممکن است دستگاه عضوی خاصی را مختل سازند.این دستگاه در برابر استرس های آتی، حتی استرس های ضعیف و ملایم آسیب پذیر خواهد بود.بر اساس این نظریه، بدن انسان مانند یک تایر، که از نازک ترین قسمت خود هوا را بیرون می‌دهد، عمل می‌کند. برای مثال،دستگاه تنفس ضعیف ممکن است خود را مستعد ابتلا به آسم کند. ‌به این ترتیب بر اساس این نظریه، بیماری، ناشی از تعامل بین فیزیولوژی فرد و استرس خواهد بود(دیویدسن و نیل، ۱۹۹۰).

۲-۳-۳-۳ نظریه تکوین و تعادل خودکار

در بدن سالم، همیشه باید توازن ظریف و پیچیده ی اعمال دو دستگاه سمپاتیک و پاراسمپاتیک حفظ شود. شلیک یا شروع فعالیت دستگاه سمپاتیک، باید به زودی با فعالیت افزایش یابد و با پاراسمپاتیک جبران شود. برای اینکه رگ های خونی و غدد صدمه نبینند، نباید هیچ یک از دستگاه‌ها انرژی خود را به مدت طولانی یا بیش از حد به جریان بیندازند. خطرجسمی واقعی معمولا گذراست، ولی از خطرهای اجتماعی، تفکر منفی ‌در مورد گذشته ها و نگرانی ‌در مورد آینده ، به راحتی نمی توان گریخت؛ آن ها می‌توانند دستگاه سمپاتیک را تا مدت ها برانگیخته نگاه دارند و بدن را در حالت اضطراری مداوم باقی بگذارند.چنین وضعیتی به عدم توازن دستگاه سمپاتیک و پاراسمپاتیک دامن می­زند و موجب بروز تغییرات بدنی می­ شود که ممکن است فراتر از توان جسمانی ارگانیسم باشند، در نتیجه اختلا ل­های روانی- فیزیولوژیکی بروز ‌می‌کنند(دیویدسن و نیل، ۱۹۹۰).

۲-۳-۳-۴ نظریه پردازش اطاعات

این نظریه تمایز بین تنش های روان شناختی و فیزیولوژیک را ممکن می­سازد. در نظریه ی پردازش اطلاعات، برچگونگی تفسیر محرک ها به عنوان عامل تنش زا تأکید شده است. براین اساس، این نظریه بر ارزیابی شناختی و توجه انتخابی تأکید دارد. از این دیدگاه تصمیم فرد ‌در مورد اینکه کدام محرک ها باید در حافظه ی کوتاه مدت پردازش شوند یا مورد فراموشی ‌و غفلت قرار گیرند نیز در بروز و تشدید استرس نقش دارد. دیدگاه پردازش اطلاعات ساختارهای حافظه ی بلند مدت را نیز مورد توجه قرار داده است. چرا که آمادگی های شناختی فرد به او اجازه می‌دهند که تفسیرش از مجموعه ای از محرک ها خوشایند یا ناخوشایند باشد(کوتاش ، ۱۹۸۵). با افزایش ارزیابی های مشخص از محرک ها به منزله منابع تنش، فشار بیشتری بر سیستم وارد می شود. به طورکلی ، فشار بیشتر بار اطلاعاتی بیشتری روی جریانات زیستی و شناختی فرد به همراه دارد. بر اساس این نظریه، منابع تنش دو نوع­اند:

    • پیش‌بینی خطر یا درد جسمانی او

  • پیچیدگی محرک که مستلزم ارائه پاسخ های پیچیده است.

۲-۳-۳-۴-۱ الگوی فرهنگی- اجتماعی

بافت فرهنگی – اجتماعی نیز بر بروز استرس تاثیر دارد.پدیده‌های فرهنگی و اجتماعی متعددی می‌توانند منابع استرس قلمداد شوند که مهم ترین آن ها عبارتند از: اختلاف بین ساختار ویژه­ی خانوده و آنچه در محیط اجتماعی، غالب است، مراحلی از زندگی که درآن تغییراتی به وقوع می­پیوندد، مانند زمانی که فرزندان خانه را ترک ‌می‌کنند، نقش تعارض ها مانند تعارض بین نیاز به کار کردن پدر ومادر و نیاز ویژه به نگهداری تمام وقت کودک، عوامل تنش زای مربوط به کار، مانند عدم رضایت شغلی و مسئولیت های شغلی، انزوای اجتماعی، مانند زندگی درنقاط دوردست برای کشاورزی و محل و نوع اقامت، دوستان، و فرصت های اجتماعی که می ­تواند برای فرد تنش زا باشد.

۲-۳-۳-۴-۲ الگوی مذهبی

در دهه های اخیر به روان شناسی دینی و مذهبی ورابطه ی آن با سلامت جسمانی و روانی توجه بسیاری شد(ایمونس و پالوتزیان، ۲۰۰۳؛ هیل و پارگامنت، ۲۰۰۳). این امر به تشکیل مؤسسات ، چاپ کتاب ها و نشریات و پژوهش های مختلفی منجر شده است(وونگ و وونگ، ۲۰۰۶). دین و نیاز به نیایش و خدا، جلوه ای از نیاز انسان به کمال و گریز از حالت دوگانگی است. امروزه در بیشتر جوامع به تجربه ثابت شده خانواده­هایی که دارای سبک زندگی مذهبی­اند، نسبت به خانواده­های سست مذهب، آرامش فردی، خانوادگی و اجتماعی بیشتری دارند. اعتقادات مذهبی می ­توانند از بسیاری از بیماری­های روانی پیشگیری کنند (فروم،۱۹۷۶). با نگاهی گذرا به آثار دانشمندان اسلامی ‌می‌توان دریافت که آنان با تمسک به منابع اسلامی، خدمات روان پزشکی ارزنده ای به نیازمندان عصر خود ارائه کرده‌اند. منبع آثار باقیمانده از علمایی چون ابوعلی سینا و امام محمدغزالی، نشان می­دهد که آنان توجهی عمیق به مشکلات روانی مردم داشته اند و با بهره گیری از توصیه های مکتب اسلام راه حل های شایسته ای را عرضه کرده‌اند. در آیات قرآن کریم ، چهارعامل عمده و اساسی برای پیشگیری و کاهش استرس های روانی بیان شده است که عبارتند از: ۱٫ایمان به خدا؛ ۲٫ ایمان به آخرت؛ ۳٫ عمل صالح؛ و ۴٫بخشش.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:23:00 ق.ظ ]




احتیاط اگر با تفریط باشد، سهل‌انگاری و اگر با افراط باشد به وسواس ختم می‌شود. کاشف الغطا وسواس را بیماری بزرگی می‌داند که پایانش دیوانگی است و نشانه بطلان عقاید، چه در عبادت و چه در معاملات؛ و البته همین تکرار وسواس گفتار و کردار است که نیت به هیچ یک از اعمال انجام نشده برایش حاصل نمی‌شود.[۱۹۲]

در فقه به کسی که احتیاط را بیش از آنچه لازم است رعایت کند کثیر الشک می‌گویند. این‌گونه احتیاط افراطی را ضد احتیاط می‌گویند و به‌ مقتضای پسندیده بودن عقلی احتیاط، موارد ضد احتیاط ترک احتیاط است. از این‌ رو این عبارت به طور چشم‌گیر در سخنان اهل دقت آمده است که: «الاحوط ترک الاحتیاط»[۱۹۳]؛ یعنی مقتضای احتیاط واقعی ترک این‌گونه احتیاط‌های خیالی و پنداری است. در تاریخ فقه از این‌ دست احتیاط‌های خیالی کم نبوده است. برای مثال در کتاب حج، بحث طواف، مطرح ‌شده است که نقطه آغاز و پایان طواف به گرد خانه خدا باید حجر الاسود باشد. فتوای فقها بر این بوده و هست که باید طواف از مقابل حجر الاسود شروع و در مقابل حجر الاسود پایان پذیرد، همان طور که در عرف چنین است.

در دوره‌ای از تاریخ فقه براى نخستین بار توسط علامه حلی مطلبى مطرح شد و بعضى مانند شهید دوم و اول آن را پذیرفتند که شرط درستى طواف آن است که اولین جزء بدن طواف کننده باید برابر اولین جزء حجرالاسود قرار بگیرد تا یقین حاصل شود که تمام بدن از تمام حجرالاسود گذر ‌کرده‌است.[۱۹۴]

در پى این نظر فقهى بحث‌هایی ‌در گرفته است که اولین جزء بدن کدام عضو است؟ آیا نوک بینى اولین جزء بدن محسوب می‌شود یا برآمدگى شکم یا سرانگشتان بزرگ‌پا؟ اشکال می‌شود که حکم در همه افراد یکسان نیست. بعضى لاغر با شکمى فرو رفته، داراى دماغ و بینى بلندى هستند. برخى داراى بینى پهن و پخش، ولى شکمى بزرگ و برآمده هستند و…. ‌بنابرین‏ چگونگى عمل به واجب به اختلاف افراد متفاوت می‌شود. وقتی‌که فقیهان محقق درصدد مستندسازی و مدرک یابى این فتوا برآمدند به هیچ دلیل قابل ‌اعتمادی جز تکیه‌ بر احتیاط، دست نیافتند. بسیارى از بزرگان این احتیاط را نابجا و ضد احتیاط خوانده‌اند.[۱۹۵]

با نگاه بر آثار و نظرات فقیهان و اصولیین بزرگ می‌توان سه برآیند اصلی برای احتیاط ناروا برشمرد: ۱-اختلال نظام (مرحوم خراسانی)، ۲- عسر و حرج (مشهور فقها) و ۳- وسواس.

در فقه احتیاط را فریاد عقل و وسواس را زمزمه‌ی شیطان می‌دانند. وسواس ازنظر مکتب اسلام، امری زشت و محکوم و نشانه نفوذ شیطان بر قلب انسان است. وسواس از ماده وسوسه مشتق شده که رابطه‌ شیطان با قلب انسان است.[۱۹۶]

در زبان انگلیسی نیز وسواس را نوعی اختلال می‌نامند. در اینجا لازم است به وسواس از منظر علمی نیز توجه کرد:

«اختلال وسواس جبری (OCD) با گروه متنوعی از علائم که شامل افکار مزاحم، اشتغال‌های ذهنی و اعمال وسواسی است تظاهر می‌کند. این افکار با اعمال تکراری موجب ناراحتی شدید بیمار می‌گردد. اعمال یا افکار وسواسی وقت‌گیر هستند و به‌ طور قابل ‌ملاحظه با برنامه های عادی، کارکرد شغلی، فعالیت‌های اجتماعی معمول یا روابط تداخل می‌نمایند. شخص مبتلابه OCD ممکن است وسواس فکری، وسواس عملی، یا هر دو را داشته باشد.

فکر وسواسی، وارسی (obsession) یک فکر، احساس (feeling)، عقیده، یا حس (`sensation) مزاحم و تکرارشونده است. عمل وسواسی (compulsion) رفتار ناخودآگاه، میزان شده، تکراری، نظیر شمارش (checking)، یا اجتناب است. فکر وسواسی موجب افزایش اضطراب شخص می‌گردد، در حالی ‌که انجام عمل وسواسی اضطراب شخص را کاهش می‌دهد، مع‌هذا، وقتی شخص در مقابل انجام عمل وسواسی مقاومت می‌کند اضطراب افزایش می‌یابد. شخص مبتلا به اختلال وسواسی – جبری معمولاً غیرمنطقی بودن افکار وسواسی خود را درک می‌کند. هم افکار وسواسی و هم اعمال وسواسی برای خود بیمار، نا هم خوان شناخته می‌شوند.

هر چند عمل وسواسی ممکن است در اقدام برای کاستن از اضطراب مربوط به فکر وسواسی صورت بگیرد، همیشه چنین وضعیتی در کار نیست. تکمیل عمل وسواسی ممکن است منجر به رفع اضطراب نشده حتی ممکن است موجب افزایش آن گردد. اضطراب موقع مقاومت شخص در مقابل انجام عمل وسواسی هم ظاهر می‌شود.»[۱۹۷]

در فقه، همان طور که گفته شد وسواس، رفتاری شیطانی و در علم رفتاری بیشتر غریزی است تا عقلانی؛ اما نکته‌ای که بدان باید توجه کرد این است که اگر احتیاط دارای مطلوبیت و ارجحیت ذاتی باشد، پس چگونه می‌توان آن را در برخی موارد ناپسند دانست. برای تطبیق، بهتر است عدالت را متذکر شویم، اگر عدل دارای حسن ذاتی باشد، چگونه ممکن است گاهی ناپسند جلوه کند. آیا جز این است که عدل در آن شرایط دیگر ماهیت خود را از دست خواهد داد؟

انسانی که بیش ‌از حد لازم احتیاط می‌کند را وسواسی می‌دانیم و اساساً مرجع فرمان دهنده احتیاط و وسواس را متمایز می‌دانیم. پس کسی را که وسواس زیاد به خرج می‌دهد نباید محتاط خواند بلکه او وسواسی است. مرحوم خویی نیز مطلوب بودن و یا ناروا شمردن احتیاط را با فرض صدق عنوان احتیاط، سخن نامعقولی دانسته است.[۱۹۸]

۲-۳-بخش سوم: مبنای حقوقی تکلیف به احتیاط

۲-۳-۱-مبحث اول: ایران

در قوانین ایران همان طور که پیش ‌از این گفته شد رعایت احتیاط به گونه‌ای تکلیف محسوب می‌شود. موارد قانونی آن را پیش ‌از این، مورد بررسی قرار داده‌ایم و برای اجتناب از اطاله‌ی کلام از تکرار آن می‌گذریم؛ اما باید این نکته را یادآور شویم که احتیاط در حقوق غربی و بسیاری از کشورهای توسعه ‌یافته امروزه به ‌عنوان یک اصل، لازم الرعایه است. احتیاط را همچون اصل انصاف محترم می‌دانند و در موارد بسیاری به آن استناد می‌کنند. در تخریب محیط ‌زیست، انقراض حیوانات، استفاده از انرژی‌های تکرار ناشدنی و …

قانون مجازات اسلامی، احتیاط را الگوی رفتاری مناسب برای افراد جامعه می‌داند و کسی را که از این الگوی رفتاری تخطی می‌کند مجرم می‌داند. قانون مدنی نیز کسی را که مرتکب بی‌احتیاطی می‌شود مقصر می‌داند. در صورت اول، فرد با اعمال مجازات مواجه شده و در صورت دوم باید خسارت را جبران کند؛ ‌بنابرین‏ ناگفته پیدا‌ است که قانون‌گذار به صورت تلویحی رعایت احتیاط را وظیفه همه‌ افراد جامعه می‌داند.

۲-۳-۲-مبحث دوم: انگلیس و آمریکا

در حقوق کامن لا نیز تکلیف عمومی به احتیاط، تاریخچه‌ای نسبتاً دیرینه دارد. در انگلستان و در رأی دادگاه عالی احتیاط زمانی تکلیف است که: ۱ـ ضرر، معقولانه قابل پیش‌بینی باشد،۲ـ بین خوانده و ضرر خواهان سبب دیگری وجود نداشته باشد،۳ـ تحمیل تکلیف عادلانه و معقول باشد[۱۹۹].

در آمریکا اما در هر ایالت ممکن است معیار متفاوتی پذیرفته شود؛ مثلاً در فلوریدا و ماساچوست تنها معیار برای تکلیف دانستن احتیاط «قابل پیش‌بینی بودن» است[۲۰۰].

با این‌ همه آرای قضایی فلوریدا نیز دستخوش تغییر شد و این تغییر کم‌کم سراسر آمریکا را فراگرفت[۲۰۱]. با این تغییر در فلوریدا امروزه نزدیک به ۷ معیار برای تکلیف دانستن احتیاط استفاده می‌شود و در ایالات ‌متحده نزدیک به ۴۲ معیار متفاوت برای تشخیص وجوب احتیاط وجود دارد[۲۰۲].

۲-۳-۳-مبحث سوم: ضرورت وجود تکلیف به احتیاط در قوانین

تکلیف عمومی به احتیاط از آن ‌رو در بین قوانین اهمیت دارد که تنها در صورتی می‌توان فرد را بی‌احتیاط دانست که برای رعایت احتیاط، تکلیفی وجود داشته باشد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:23:00 ق.ظ ]




امام صادق(ع) می فرمایند: هیچ مؤمنی نیست که در او شوخ طبعی نباشد. ‌شوخ‌طبعی بخشی از حُسن خُلق است(کلینی، ۱۴۱۳، ص ۶۳۳) یا می فرمایند: هر که به چهره برادر خود لبخند بزند، این لبخند برای او حسنه ای باشد.حضرت علی(ع) نیز می فرمایند: «این دلها همانند بدنها، خسته و افسرده می‌شوند و نیاز به استراحت دارند. در این حال، نکته های زیبا و نشاطانگیزی برای آن ها انتخاب کنید»(شیروانی، ۱۳۸۳) و نیز فرموده اند: کسی که شادیاش کم باشد،آسایش او در مردن است.

گر چه از نظر فقهی و اسلامی، شادی امری مجاز و پسندیده است؛ اما با بررسی تعالیم اسلامی می توان گفت که دین اسلام نگاهی متعالی به شادی دارد و ‌بنابرین‏، شرایط و محدودیت هایی را برای شادی بیان ‌کرده‌است؛ از جمله: ۱٫ در شادی، گناه و معصیت نباشد؛ ۲٫ پرهیز از اذیت و آزار دیگران؛ ۳٫ نکوهش و مسخره و استهزا؛ ۴٫ پرهیز از لهو.(شمس الدینی، ۱۳۸۸)از رسول اکرم(ص) نقل شده که می فرمودند: من شوخی می کنم اما در گفتارم جز حق و راست نمی گویم.(کلینی، ۱۴۱۳)در منابع دینی و اسلامی علاوه بر شرایط و محدویت هایی که برای شادی بیان شده، عواملی که منجر به شادمانی می‌شوند نیز ذکر شده اند.

۲-۳-۲-شادی و نشاط در زندگی اسلامی

شادی و سرور از حالت های درونی انسان است که نمودهای بیرونی هم دارد. این حالت محصول و معلول نوعی آگاهی از تحقق اهداف و آرزوهاست و زمانی ایجاد می شود که انسان به یکی از اهداف و آرزوهای خود دست یابد یا این که احتمال تحقق آن را بالا بداند. شادی از حس رضایت مندی و پیروزی به دست می‌آید و وقتی انسان به هدف خود نمی رسد یا آرزوی خود را بر باد رفته می بیند، حالت غم و اندوه بر او چیره می شود. یعنی حزن و اندوه حالتی است که از حس نارضایتی و شکست به دست می‌آید.
قرآن کریم واژه های «سرور و فرح» را هم برای سرورهای ممدوح به کار برده است و هم برای فرح های مذموم. در سوره ی انشقاق آمده است: « اما کسی که نامه ی اعمالش به دست راستش داده شود… خوشحال به سوی خانواده اش باز می‌گردد؛ و اما کسی که نامه ی اعمالش به پشت سرش داده شود… در شعله های سوزان آتش می سوزد. چرا که او در میان خانواده اش پیوسته (از کفر و گناه خود) مسرور بود.
در آیه ۷۶ سوره ی قصص می خوانیم: «[به خاطر آورید] هنگامی را که قومش به او گفتند: این همه از سر غرور شادی مکن، که خداوند شادی کنندگان مغرور را دوست نمی دارد.» اما در آیه ۵۸ سوره ی یونس همین واژه به معنای مثبت به کار برده شده است.شادی، عموماً حالت آنی و مقطعی دارد و در صورتی می‌تواند ارزش پایدارتری داشته باشد که به رضامندی و در نتیجه شادکامی و خوشبختی منجر شود. شادی هایی که خوشبختی و سعادت و کمال ما را به خطر می اندازند نه تنها ارزشمند نیستند که باید از آن ها پرهیز کرد. امام علی (ع) می فرماید: «بسا لذت هایی فوری که اندوهی طولانی به ارمغان می آورند.» از سوی دیگر، شاد بودن یکی از خواسته های فطری انسان است. به همین دلیل خدای متعال یکی از پاداش های اخروی مؤمنان و یکی از نعمت های اهل بهشت را شاد بودن و دوری از غم و اندوه می‌داند. (فاطر، ۳۴ و۳۵) در مقابل، از جمله ی عذاب های اخروی که برای بد کاران در نظر گرفته شده است، غمگین بودن و داشتن چهره های عبوس و قیافه های غم زده است.(زمر، ۶۰)انسان فطرتاً دوست دارد شادی های پایدار و بادوامی داشته باشد. امام علی در خطبه متقین (خطبه ۱۹۳) یکی از ویژگی های انسان های پارسا را نشاط دائمی می‌داند. هر چه دوام شادی بیش تر باشد، دوست داشتنی تر و خواستنی تر است. انسان از شادی های کوتاه مدتی که غم ها و اندوه های بلند مدتی را به دنبال می آورند گریزان است. هر چند ممکن است به هنگام برخورد با چنان اموری در اثر هیجانات کاذب نتواند بر اساس عقلانیت تصمیم بگیرد و مرتکب چنان شادی ها و لذت هایی شود که عمری اندوه و غم و پشیمانی را به دنبال خواهد داشت.

۲-۳-۳-جایگاه شادی در سبک زندگی اسلامی

ائمه ی اطهار (ع) اهتمام ویژه ای به مسأله شادی داشته اند و سعی کرده‌اند در چارچوب سبک زندگی اسلامی حدود شادی و سرور ممدوح را مشخص کنند. درحدیثی از امام موسی کاظم(ع) چنین می خوانیم: تلاش کنید اوقات خود را چهار قسمت کنید: قسمتی از آن برای مناجات با خدا اختصاص دهید و بخشی از آن را برای امور زندگی و معاش خود در نظر بگیرید و بخشی دیگر را برای گفت وگو با برادران و افراد مورد اعتماد صرف کنید؛ افرادی که عیب هایتان را به شما می شناسانند و صادقانه با شما برخورد می‌کنند و قسمتی از اوقات خود را برای بهره برداری از لذت های حلال اختصاص دهید و بدانید که با این بخش چهارم است که می توانید سایر فعالیت های خود را نیز انجام دهید.»(۱)اسلام نه تنها با شادی و نشاط مخالف نیست بلکه بهره مندی از شادی های مشروع را امری لازم برای انسان می‌داند. امام علی (ع) توصیه می‌کند به هنگام شادی از شادی ها و سرورهای مشروع بهره مند شوید: « وقتی روز شادی در اخیار تو قرار گرفت از آن دوری نکن چرا که وقتی در دست روز اندوه قرار بگیری از تو صرف نظر نخواهد کرد.

۲-۳-۴-ایجاد نشاط در دل برادران مؤمن

یکی از ویژگی ها و آداب مسلمانی این است که تلاشی جدی برای شاد کردن دیگر مسلمانان دارد.

۱ -بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۳۴۶٫

پیامبر اکرم(ص) فرمودند: « به درستی که شاد کردن مؤمنان دوست داشتنی ترین کارها در نزد خدای متعال است.»۱
امام رضا (ع) می فرماید:« به درستی که بعد از انجام واجبات هیچ کاری در نزد خدای عزو جل برتر از شاد کردن مؤمن نیست.»(۲) امام صادق (ع) فرمودند: « گمان نکنید وقتی مؤمنی را شاد می کنید فقط او را شاد کرده اید بلکه به خدا سوگند ما را شاد کرده اید بلکه بالاتر، به خدا سوگند که رسول خدا را شاد کرده اید.»(۳) در روایتی از امام حسین (ع) چنین می خوانیم: « برترین کارها بعد از نماز، شاد کردن قلب مؤمن با اموری است که گناهی در آن ها نباشد.»(۴) امام سجاد(ع) می فرماید: « از شادی و سرور به وسیله ی گناه پرهیز کن زیرا شادی به گناه بزرگ تر از ارتکاب آن است.»(۵)از این دسته روایات نکاتی قابل استفاده است که به برخی از آن ها اشاره می‌کنیم:۱یکی از بهترین عبادتها و فعالیت ها از نگاه اسلام، شاد کردن مؤمنان و مسرور نمودن آنان است. ۲شاد کردن «مؤمن» ارزشمند است ۳استفاده از ابزارها و وسایلی که با حیات مؤمنانه سازگار نیست، برای شاد کردن مؤمن درست نمی باشد. افزون بر این، مؤمن با ابزارهای گناه آلود شاد نمی شود؛ ‌بنابرین‏ اگر کسی از راه گناه، دیگران را شاد کند، نه تنها کار پسندیده ای انجام نداده است، بلکه معصیتی بزرگ را مرتکب شده است.۴٫ شادی از گناه، بدتر از خود گناه، دانسته شده است.با توجه به مجموعه ی آموزه های اسلامی درباره سبک زندگی مؤمنان، می توان چنین نتیجه گرفت که شاد کردن مؤمنان با انجام کارهای لغو و بذله گویی های سخیف نیز نمی تواند مصداقی از بهترین عبادت ها تلقی شود. قرآن کریم یکی از ویژگی های مؤمنان را چنین بر می شمارد: «[مؤمنان کسانی هستند که] از لغو و بیهوده گویی گریزانند.»(مؤمنون، ۳)

۲-۳-۵-شادی های پسندیده

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:23:00 ق.ظ ]




کلیه مدل ها در هر سه بخش در جهت تکمیل یکدیگر توسعه یافته اند. نتایج حاصل از هر کدام این مدل ها برای شرایط و موقعیت ها و زمان‌های مختلف متفاوت است.

۱-۶ اهداف تحقیق:

هدف اصلی از انجام این تحقیق یافتن تأثیر ارزیابی با رویکرد کارت امتیازی متوازن بر عملکرد مالی شرکت‌ها می‌باشد.

اهداف کاربردی این تحقیق به یافتن رابطه پیاده سازی این رویکرد با بازده سهام ، سود هر سهم و نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار شرکت می‌باشد. این اهداف می‌تواند به شرکت ها درباره پیاده سازی این رویکرد، راهنمایی هایی را ارائه کند .

هدف علمی در این تحقیق شناساندن رویکرد کارت امتیازی متوازن همچنین بررسی تأثیر نهادینه سازی این رویکرد بر عملکرد مالی شرکت های بورس اوراق بهادار تهران می‌باشد .

از جمله اهداف فرعی در این تحقیق می توان به مشخص کردن هر کدام از سنجه های کارت امتیازی متوازن بر عملکرد مالی شرکت ها می‌باشد. همچنین در این تحقیق به بررسی شرکت هایی که خود کارت امتیازی متوازن را اجرا نموده و سایر شرکتهایی که اجرا ننمودند خواهیم پرداخت. همچنین از سایر اهداف فرعی این تحقیق می توان به تأثیر اندازه شرکت در اجرای کارت امتیازی متوازن بر عملکرد مالی آن ها ، اشاره کرد.

۱-۷ فرضیات تحقیق

فرضیات این تحقیق شامل یک فرضیه اصلی و پنج فرضیه فرعی است.که به شرح زیر بیان می‌گردد.

فرضیه اصلی :نمرات کارت امتیازی متوازن بر عملکرد مالی شرکت ها تأثیر داشته است.

فرضیه فرعی ۱ : نمرات کارت امتیازی متوازن بر تغییرات قیمت سهام تأثیر داشته است.

فرضیه فرعی ۲ : نمرات کارت امتیازی متوازن بر ارزش شرکت تأثیر داشته است.

فرضیه فرعی ۳ : نمرات کارت امتیازی متوازن ‌بر ریسک سیستماتیک تأثیر داشته است.

فرضیه فرعی ۴ : نمرات کارت امتیازی متوازن بر بازده سهام شرکت ها تأثیر داشته است.

فرضیه فرعی ۵ : نمرات کارت امتیازی متوازن بر تغییرات سود هر سهم تأثیر داشته است.

۱-۸ روش تحقیق

این تحقیق از نوع کاربردی بوده و از نوع پیمایشی می‌باشد. در این تحقیق ابتدا در مرحله اول با بهره گرفتن از اطلاعات کتابخانه ای به جمع‌ آوری ادبیات موضوعات مورد بحث پرداخته خواهد شد. همچنین درادامه شاخص های عملکردی مربوط به کارت امتیازی متوازن و همچنین شاخص هایی که در این رویکرد وجود دارند ، استخراج می شود. از طرفی عملکرد مالی شرکت ها توسط شاخص های آن تعریف شده و اطلاعات آن از طریق بورس استخراج می‌گردد؛ در مرحله دوم با بهره گرفتن از شاخص های استخراج شده، شرکت ها را با رویکرد کارت امتیازی متوازن ارزیابی و نمرات آنان ارزیابی خواهیم کرد. ازطرفی اطلاعات مالی مربوط به همین شرکت ها با بهره گرفتن از مستندات بورس اوراق بهادار جمع‌ آوری و محاسبه می‌گردد. در مرحله سوم با بهره گرفتن از اطلاعات جمع‌ آوری شده مراحل قبل و رگرسیون خطی به تحلیل اثرات نمرات کارت امتیازی متوازن بر عملکرد مالی شرکت ها پرداخته و نتیجه را استخراج می شود.

۱-۹ قلمرو زمانی مکانی موضوعی تحقیق

دوره زمانی تحقیق : بین سال های ۷۸ تا ۸۸ می‌باشد .

مکان تحقیق : شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران

قلمرو موضوعی : با توجه به نظر شورای تحصیلات تکمیلی مبنی بر ذکر نهادینه شدن بجای نمرات ارزیابی در این تحقیق در مواردی که نهادینه شدن مطرح شده است ، منظور میزان یا جایگاه ارزیابی عملکرد می‌باشد.

۱-۱۰ جامعه آماری

کلیه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران

۱-۱۱روش نمونه گیری

در این تحقیق نمونه گیری از جامعه صورت نگرفته است و کلیه شرکت های بورس اوراق بهادار تهران مورد نظر قرار گرفته اند. امّا نمونه ای که انتخاب شده است، نمونه زمانی است که اطلاعات شرکت ها مابین سال های ۷۸ تا ۸۸ مورد نمونه قرار گرفته است . در اکثر تحقیقات مالی نمونه خاصی از جامعه گرفته نمی شود تا بتوان به نتایجی قابل اتکا و تعمیم دست یافت. در این تحقیق برای جلوگیری از وجود سهام یک شرکت در شرکت دیگر و به دلیل تدقیق محاسبات و جلوگیری از اشتباهات احتمالی از روش غربالگری در جامعه استفاده شده است.

۱-۱۲ روش ها و ابزارهای گردآوری اطلاعات

به منظور جمع‌ آوری اطلاعات مورد نیاز تحقیق از روش های زیر استفاده خواهد شد:

الف – روش های گردآوری اطلاعات :

۱- مشاهده

۲- مطالعات کتابخانه ای

۳- مطالعات موردی

ب- ابزار های گردآوری اطلاعات :

۱- مصاحبه با خبرگان و مدیران

۲- پرسشنامه

۳- اینترنت و شبکه های اطلاعاتی

۴- کتب ، مقالات و گزارشات فارسی و لاتین

سازمان بورس اوراق بهادار به عنوان مرجع رسمی اطلاعات بازار سرمایه مورد استفاده قرار خواهد گرفت.

۱-۱۳ تعریف واژه ها و اصطلاحات تخصصی طرح

۱-۱۳-۱ کارت امتیازی متوازن :

کارت ­امتیازی­ متوازن­ توسط ‌رابرت­‌ کاپلان و­ دیوید ­‌نورتون ­ توسعه ­داده­ شد. ­کارت امتیازی متوازن مدلی کلی نگر از راهکار خلق می‌کند و ‌به این ترتیب به همه پرسنل سازمان اجازه می‌دهد موفقیت سازمان را از این طریق مشاهده کنند. مبنای ­آن، تمرکز ­بر استراتژی­ سازمانی ­و اهداف ­و ­نسبت ­عملکرد ­با چهار عنصر کلیدی­ مالی­، ­مشتری­،­ فرایندهای ­کلیدی و یادگیری ­و رشد است­.­ در حقیقت روشی­ برای تکمیل­ اندازه‌­گیری­های ­سنتی­ مالی­،­ با ­سه­ فاکتور پیروزی ­ضمنی ­و ناملموس­ که شامل: سرمایه انسانی (دانش و مهارت‌ها)­ سرمایه ساختاری (دانش ­به ­هم ­تنیده فرایندهای سازمان ­و سیستم­) ­و ­سرمایه مشتری­(ارتباطات مشتریان) است.(سلیمانی، علیرضا، ۱۳۸۴)

۱-۱۳-۲ بازده سهام

بازده مذکور شامل سود سهام ، تغییرات قیمت سهام در طی یک بازه زمانی خاص می‌باشد ، که به صورت ذیل محاسبه می شود :

بازده سهام = تغییرات قیمت سهام + سود سهام

۱-۱۳-۳ سود هر سهم ( EPS)

سود هر سهم که پس از کسر مالیات ، بهره و سود سهام دار ممتاز از سود عملیاتی ( EBIT) و تقسیم آن بر تعداد سهام موجود در دست سهام‌داران به دست می‌آید .

۱-۱۳-۴ ارزش شرکت :

به میزان سهام منتشره در دست سهام‌داران در قیمت سهام را ارزش شرکت می‌گویند .

۱-۱۳-۵ ریسک سیستماتیک :

تغییر پذیری در بازده کل اوراق بهادار که مستقیماً با تغییرات و تحولات کلی در بازار یا اقتصاد عمومی مرتبط است ریسک سیستماتیک( بازار ) نام دارد. تقریباً تمامی اوراق بهادار اعم از سهام یا اوراق قرضه تا حدودی از ریسک سیستماتیک برخوردار می‌باشند، برای اینکه ریسک سیستماتیک مستقیماً در برگیرنده ریسک های نوسان نرخ بهره ، بازار و تورم است.(تهرانی ، نوربخش، ۱۳۸۷، ص ۱۶۹)

فصل دوم ادبیات

بخش اول : کارت امتیازی متوازن

۲-۱ مقدمه

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:23:00 ق.ظ ]




– نظام اقتصادی- نظام سیاسی – عرف اجتماعی- نظام اعتقادی

مطرح کردن خرده نظام ها برای نظام کنش ،ریشه در نگاه کارکردی پارسونز دارد ،وی معتقد است هر نظامی برای بقاء خود ضرورت دارد که چهارپیش نیاز کارکردی خودرا برآورده نماید:

۱- انطباق پذیری۲- دستیابی به هدف۳-یکپارچگی۴-حفظ الگو)ریتزر :۱۳۸۲ ،۲۳۸ )

‌بنابرین‏ می بینیم که پارسونز در قالب نگاه سیستمی خود به جامعه و پس از بیان اینکه هر نظام اجتماعی برای ادامه حیات خود باید چهار کارکرد مطرح شده در بالارا انجام دهد، کارکرد چهارم را در سیستم و نظام اجتماعی وظیفه آموزش و پرورش دانسته که بایستی در قالب جامعه پذیری آن را انجام دهد. به عبارتی پارسونز نظام آموزش وپرورش را ضامن بقای الگوها و ارزش‌های فرهنگی از طریق جامعه پذیری دانش آموزان محسوب نموده است.( شارع پور:۸۷ ،۲۲)

بوردیو و نظریه بازتولید فرهنگی :

نظریه‌پردازی بوردیو را می‌توان بدون شک در سه کتاب : بازتولید، تمایز و فقر جامعه، مشاهده کرد. از این سه کتاب بازتولید اولین کتاب نظری وی است که باعث شهرتش شد. این کتاب در سال ۱۹۷۰ منتشر شد. بوردیو و پسرون پژوهش جامعی را پیرامون نظام آموزش و پرورش و آموزش عالی در فرانسه انجام دادند. آن‌ ها اطلاعات مورد نیاز خود را از منابع مختلف جمع‌ آوری کردند که در اینجا به اختصار نظرات این منتقد اجتماعی معاصر پیرامون مفهوم جامعه پذیری مدارس که از لابلای همین کتاب (بازتولید)دیده می شود قابل تأمل خواهد بود.

خشونت نمادین

یکی از نکات مهم این کتاب طرح نوعی از خشونت است که به طور غیر مستقیم در نظام آموزش و پرورش فرانسه وجود دارد. این خشونت عمدتاًً در قالب گزینشی دیده می‌شود که نسبت به دانش آموزان طبقات غیر بورژوا، مخصوصاً طبقه محروم اجرا می‌شود. این گزینشِ پنهان، با اهمیت دادن به مشخصه‌ای که در طبقه‌ای خاص مشاهده می‌شود، اتفاق می‌افتد. و این مشخصه چیزی نیست جز زبانی که متعلق به طبقه‌ای خاص یعنی طبقه بورژوا در جامعه است.

بوردیو مقوله خشونت را در ارتباط با قدرت و در گذار از آن توجیه می‌کند. وی معتقد است که: «هر قدرتی با طرح مفاهیمی، آن‌ ها را ‌در محیطی به اجرا در می‌آورد و ‌به این ترتیب آن مفاهیم را تحمیل کرده و به آن‌ ها مشروعیت می‌بخشد. در حالی که فشاری که جزء بنیادهای این مشروعیت است، پنهان می‌ماند. این عمل، یک خشونت نمادین است.» ( ۱۹۷۰: ۱۸) وی معتقد است که چنین قدرتی نیز در نظام آموزش و پرورش و نظام آموزش عالی فرانسه وجود دارد. به عبارتی: «تمام کنش‌های آموزشی به صورت عینی نوعی خشونت نمادین هستند که به مثابه اقتداری فرهنگی آن فرهنگ را تحمیل می‌کنند» (همان:۱۹) به زبان دیگر: «هدف کنش آموزشی، بازتولید طبقات موجود در جامعه در گذار از نظام فرهنگی طبقه حاکم است». (همان:۲۰)در واقع نظر بوردیو در خصوص پروژه جامعه پذیری که توسط مدارس انجام می پذیرد به نوعی بازتولید نظام فرهنگی طبقه مسلط جامعه می‌باشد.

درباره اینکه چگونه روابط آموزشی عملاً و به صورت عینی شکل اقتدار به خود می‌گیرند؟ بوردیو می‌گوید: « زمانی که فردی دارای دانشی است و در موقعیت انتشار و پخش آن قرار می‌گیرد، بین او و فرد یا افرادی که در موقعیت آموختن آن دانش قرار دارند، رابطه قدرت و زور برقرار می‌شود. این گونه روابط، فقط در محیط آموزشی یعنی در نظام آموزش و پرورش وجود ندارد، بلکه در خانواده و در بین نسل‌ها نیز قابل مشاهده است (صص.۳۴-۳۵) البته صاحبان اندیشه و قدرت، کار خود را مشروع می‌دانند و آموزش‌گیرندگان نیز به مشروعیت این عمل باور دارند و آن را جزئی از فرایند دانش اندوزی وجامعه پذیری به شمار می‌آورند(ص ۳۶) به بیان دیگر کنش آموزشی فعالیتی آموزشی است که در اصل هدفش انتقال یا تلقین فرهنگ طبقه‌ای خاص است و ‌به این هدف در بلند مدت جامه عمل می‌پوشاند. در این مدت زمان، این فرهنگ به صورت عادت‌واره (habitus) در فرد جا می‌افتد و یا ملکه ذهن او می‌شود. عادت واره محصول درونی کردن اصول و ارزش‌های فرهنگی است و بعد از اتمام فعالیت باقی می‌ماند و در اعمال فرد خود را نشان می‌دهد». (همان ص.۴۷)

یعنی در واقع بوردیو کنش آموزشی و تربیتی که در مدارس اعمال می شود را زمانی موفقیت‌آمیز می‌داند که توانسته باشد در مرحله تلقین یا القاء عادات و رفتارهای خاص فرهنگی منشعب از طبقه مسلط ،کار خود را به خوبی انجام داده باشد(جامعه پذیری موفق صورت گرفته باشد)، بازتولید فرهنگی صورت گرفته باشد.نقطه اوج این نوع جامعه پذیری در دید ایشان عادت واره شدن این نوع کنش در همه افراد است.

همچنین در بین نظرات جدیدی که در حوزه مطالعات جامعه پذیری دانش آموزان مطرح می‌شوند می توان نظرات برخی دیگر رانیزاشاره نمود. نظراتی که بیشتر بر جامعه پذیری سیاسی دانش آموزان به عنوان فاکتور اساسی جامعه پذیری مدرسه ای تأکید دارند.

جیمز کلمن با بیان اینکه : «هرچه در دولت است در مدرسه هم هست و هر چه را که می خواهید در دولت وارد کنید باید در مدرسه واردکنید.»(شارع پور: ۱۳۷۸ ،۳۰۱ ) کلمن جامعه شناس آمریکایی معاصر، در واقع مدرسه را ستاد اجرایی آنچه را که دولت‌ها بدنیال آن هستند دانسته وبه عبارتی، تغییر در شیوه های اجرایی مدارس و الگوی جامعه پذیری افراد در آن ها را زمینه ساز ایجادتغییر وتحول در دولت می‌داند.

لوسین پای و مراحل جامعه پذیری مدرسه ای

ودرهمین رابطه، لوسین پای (۱۹۶۲) سه مرحله را برای جامعه پذیری دانش آموزان بیان نموده است که عبارتند از:

۱- فرایند جامعه پذیری پایه (یادگیری نگرش‌ها ،ارزش‌ها ،مهارت‌ها و الگوهای رفتاری یک جامعه خاص ) که این مرحله را دوران تشخیص هویت دانسته و در قالب هویت فرهنگی قابل تحقق می‌باشند.

۲- جامعه پذیری سیاسی که در آن فرد نسبت به جهان سیاسی اطراف خود آگاهی یافته و نحوه فهم حوادث سیاسی و قضاوت ‌در مورد آن ها را کسب می کند(هویت سیاسی )

۳- فرایند گمارش سیاسی که در آن فرد به شهروند مشارکت کننده فعالی که به بینش عمیقی در امور سیاسی دست یافته تبدیل می شود.

بدیهی است که بین این سه فرآیندباید درجه ای از انسجام و به هم پیوستگی وجود داشته باشد به طوری که فقدان ثبات و عدم وجود گرایش مشخص در فرایند جامعه پذیری پایه سبب بروز مشکلاتی در شکل گیری هویت خواهد شد. (همان۳۰۸)

پیشینه تجربی تحقیق

در این قسمت سعی بر آن شده است مروری کلی بر روند فعالیتهاو پژوهش‌هایی که در خصوص تاثیرات فرهنگی و اجتماعی تکنولوژی های ارتباطی و اطلاعاتی نوین بخصوص موبایل در جوامع و توسط محققین علاقه مند ‌به این حوزه صورت پذیرفته داشته باشیم . بدیهی است تلاش ما در این راستا متمرکز بر آن نوع کارهایی بوده که جامعه آماری آن مشتمل بر گروه جوان و نوجوان جامعه باشد.

گذری برپژوهشهای انجام گرفته در جهان

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:23:00 ق.ظ ]




ب: لزوم پیش‌بینی تدابیر پیشگیرانه ترمیمی

تدابیر پیشگیرانه ترمیمی، ناظر به جبران و ترمیم خسارت‌های وارده بر بزه‌دیده یا جامعه و نیز بازپروری بزهکار هستند. توسل به میانجیگری با توافق طرف‌های دعوا مهم‌ترین تدبیر ترمیمی جایگزین بازداشت است. جایگزین‌های ترمیمی به موجب ماده ۱-۴۱ قانون آیین دادرسی کیفری فرانسه پنج مورد می‌باشد که عبارتند از: تذکر قانونی، هدایت مرتکب به سوی مرکز درمانی، اجتماعی یا حرفه‌ای، پایان بخشیدن به وضعیت تعارض با قانون و آیین نامه، تقاضا از شخص مبنی بر جبران خسارت بزه‌دیده و توسل به میانجیگری با رضایت طرفین[۱۲۲]. طبق ماده ۱-۴۱ قانون آیین دادرسی کیفری فرانسه، دادستان شهرستان– پس از تصمیم‌گیری ‌در مورد اقامه دعوای عمومی– می‌تواند اقدام به استفاده از میانجیگری کند؛ به شرط آنکه چنین اقدامی به جبران خسارت بزه‌دیده بیانجامد، به اختلال ناشی از جرم پایان دهد و به بازسازگاری اجتماعی مجرم کمک کند. بدین سان، اگر توسل به میانجیگری کیفری با احراز یکی از این شرایط مناسب تشخیص داده شود و انجام آن به جبران خسارت بزه‌دیده یا بازپذیری اجتماعی متهم بیانجامد، دادستان از تعقیب دعوای عمومی خودداری خواهد کرد؛ در غیر این صورت مبادرت به اقامه دعوای عمومی می‌کند [۱۲۳]. میانجیگری-به ویژه هنگامی که متهم و بزه‌دیده ناگزیر از ادامه زندگی و فعالیت در کنار یکدیگرند– می‌تواند نقشی سازنده ایفا کند. این شیوه به دلایلی می‌تواند به عنوان جانشین عدالت کیفری کلاسیک–چه در شکل سزادهنده و چه در شکل بازپرورانه آن–برای حل و فصل اختلافات ناشی از جرم، پیشگیری از بزهکاری و حتی اصلاح بزهکار نیز اعمال شود. بزه‌دیده امکان می‌یابد که احساسات، دردها، هیجان‌ها و پرسش‌های خود را به بزهکار بازتاب داده و با وی مطرح کند. متهم نیز فرصت می‌یابد تا به غیرانسانی بودن عمل خود پی ببرد و این شرمساری برای او عبرت‌آموز و بازپذیرکننده خواهد بود. این امر سبب می‌شود که متهم از نیازهای واقعی بزه‌دیده که در اثر ارتکاب عمل مجرمانه ایجاد شده است آگاه شود و در تسکین بزه‌دیده بکوشد.

نقش جامعه نیز در اجرای درست میانجیگری اساسی است. در واقع، بزهکار نه تنها در برابر بزه‌دیده بلکه در برابر اعضای جامعه که در فرایند عدالت ترمیمی شرکت ‌داشته‌اند، متعهد شود. بدین سان، بزهکار از همراهی اعضای جامعه مدنی بهره‌مند می‌شود و جامعه مدنی احساس عضویت در جامعه را که در پی ارتکاب جرم از دست رفته است در وی ایجاد می‌کند [۱۲۴].

بخش دوم:

تدبیر نظارت قضایی

در حقوق فرانسه، پرچم دار قرارهای تأمین کیفری، نظارت قضایی بوده و عدم رعایت آن، بازداشت موقت متهم را به همراه می آورد. لذا، نظارت قضایی طیف گسترده ای از جایگزین های بازداشت موقت را به خود اختصاص می‌دهد.بدیهی است اتخاذ چنین تدبیری علاوه بر این که می‌تواند متهم را از یادآموزی ارتکاب مجدد بزه در زندان برهاند، شرایط برگشت پذیری او را به دامان اجتماع تسهیل نماید؛ به عنوان نمونه متهم به جای اینکه به واسطه اتهام به نقض هنجاری کیفری روانه زندان گردد و در آنجا با ارتباط با مجرمان حرفه ای شیوه های ارتکابی جرائم را بیاموزد یا به عنوان عضو جدید به عضویت ‌گروه‌های مجرمانه درآید، با اتخاذ نظارت قضایی، می توان وی را به روند معمول اجتماع و امکان ادامه حیات بدون توسل به نقض هنجارهای کیفری بیشتر آشنا نمود و به علاوه طرز نگاه های دیگر عوامل کیفری را که به برچسب زنی می‌ انجامد، به گونه ای تغییر داد، و شرایطی مناسب برای واگذاردن شغلی مناسب حال و احوال وی فراهم نمود. از آنجایی که در فرانسه، آزادی اصل است، نظارت قضایی و بازداشت موقت تنها به موجب قانون و به صورت استثنایی قابل اعمال است. با این حال، راه حل میانه بین آزادی و در بند بودن، نظارت قضایی است که باید تا حد امکان بر بازداشت موقت ترجیح داشته باشد؛ زیرا هنگامی که به عنوان اقدامی تأمینی یا ضروریات تحقیق لازم است آزادی فرد تحت تعقیب محدود شود، این روش مناسب تر می‌باشد. با توجه به مطالب مذکور، بخش حاضر با تأکید بر نظارت قضایی به عنوان جایگزین بازداشت موقت، دامنه اجرایی و کارکردهای آن از جمله تدبیر نظارت قضایی اجتماعی-آموزشی در فرانسه (فصل اول) مورد بررسی قرار می‌گیرد و در ادامه، چالش ها و ضرورت های تدبیر نظارت قضایی، موانع توسعه دامنه اجرایی آن (فصل دوم) مورد تحلیل قرار می‌گیرد.

فصل اول: ماهیت تدبیر نظارت قضایی

تدبیر کنترل قضایی در نظام دادرسی فرانسه، در جهت کاهش تعداد متهمان بازداشتی یا دستگیر شده، بر مبنای مفاد بخشنامه‌ی اجرایی ۲۸ دسامبر سال ۱۹۷۰، برای اولین بار با قانون ۱۷ ژوئیه سال۱۹۷۰، معرفی گردید. این قانون، با هدف تراکم زدایی از زندان‌ها، به قضات دادگاه‌ها اجازه داد تا به منظور پیشگیری از تکرار جرم، از تدبیر نظارت قضایی بهره ببرند[۱۲۵]. به موجب این قانون، در جرائم کم اهمیت، متهم بازداشت نمی‌شود بلکه آزادی او در صورت لزوم، با گرفتن تعهدات یا تضمینات مالی مثل وثیقه، تحت قواعد و ضوابط مستقیم تدبیر کنترل قضایی، محدود می‌گردد[۱۲۶]. قانون ۱۷ ژوئیه سال ۱۹۷۰ فرانسه، تحولی عظیم در آیین دادرسی کیفری فرانسه به وجود آورد، چرا که امروزه در این کشور کار بازپرس فقط جمع‌ آوری دلائل له و علیه متهم نیست بلکه قاضی تحقیق ازین پس نقش یک جرم‌شناس را ایفا می‌کند مثلاً او می‌تواند حین بازپرسی به جای صدور قرار بازداشت موقت متهم، وی را متعهد سازد که از رانندگی خودداری نموده و در صورت لزوم پروانه رانندگی خود را به دفتر بازپرسی یا سایر مقامات صلاحیت‌دار تحویل دهد اگر چه اتهام ناشی از جرائم مربوط به رانندگی نباشد (بند ۸ ماده ۱۳۸ قانون آیین دادرسی کیفری فرانسه)[۱۲۷]. البته در عمل، تدبیر نظارت قضایی توسط قضات تا حد زیادی نه به عنوان جایگزین بازداشت موقت بلکه به عنوان شکل ساده حفظ آزادی در نظر گرفته شده است[۱۲۸]. این نهاد، فرد را ملزم به پایبندی به یک یا چند تعهد پیش‌بینی شده در قانون می‌کند که سرپیچی از آن‌ ها دارای ضمانت اجرای بازداشت موقت است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:22:00 ق.ظ ]




۳-۲)مفهوم کیفیت ارائه خدمات:

– میزان اختلاف موجود میان انتظارات مشتری و درک او از عملکرد واقعی خدمات را کیفیت ارائه خدمات می‌گویند.(سید جوادین و کیمیاسی، ۱۳۸۴)

۱-۳-۲)ویژگی های کیفیت ارائه خدمات در بانکداری:

در راستای توسعه استراتژی های بازاریابی ،بازاریابان بانک ها ‌نیاز دارند بدانند ویژگی هایی که مصرف کنندگان در انتخاب بانک استفاده می‌کنند ، کدامند؟به عنوان مثال مصرف کنندگان از معیارهایی مثل آوازه و شهرت بانک،قابلیت اعتماد و اطمینان بانک و امکانات فیزیکی بانک در انتخاب خدمت بانک استفاده می‌کنند.اگر بازاریابان بتوانند درک کنند که چه ویژگی هایی در ارزیابی خدمت از سوی مشتریان آنان مورد استفاده قرار می‌گیرد بهتر می‌توانند آن را مدیریت کنند و بر ارزیابی ها و ادراکات مشتریانشان تاثیرگذار باشند.کیفیت ادراک شده ی خدمت نقش هم و بسزایی در صنایع با سطح درگیری بالا مثل خدمات بانکی ایفامی کند. بانک به طور سنتی ارزش بالایی برای روابط مشتری، اعم از مشتریان تجاری و جزء قائل هستند.در طول ده سال گذشته ماهیت روابط مشتری در بانک ها دچار تغییر و تحولات بسیاری شده است و به دلیل گسترش بانکداری الکترونیک و تلفن بانک ، زمان مواجهه ی مستقیم مشتریان با بانک ها کاهش یافته است.یک مطالعه از کیفیت ارائه خدمات در صنعت بانکداری از سوی آکویران[۱۰]در سال ۱۹۹۴ منجر به توسعه ی یک ابزار اندازه گیری کیفیت ارائه خدمات که از سوی مشتریان شعب بانک ادراک شده بود گردید.وی یک مدل شش بعدی برای کیفیت خدمت در صنعت بانکداری (‌پاسخ‌گویی‌،همدلی،تماس کارکنان،دسترسی ،ارتباطات و قابلیت اطمینان)را طراحی و آزمایش نمود.این شش بعد در ابتدا توسط ۲۷ قلم تعریف شده بود که در عمل ۱۴ قلم در قالب چهار بعد کاهش پیدا کرد.ابعادی که ادغام شده بودند شامل تماس کارکنان ، قابلیت اطمینان،ارتباطات و دسترسی بودند که تحت عنوان خدمات متصدی امور بانکی نامگذاری گردید.(آوکیران ،۱۹۹۴)

یک تحقیق اکتشافی دیگر که توسط استافورد [۱۱] در سال ۱۹۹۶ انجام شد ، عناصر یا ویژگی های ناهمگون و متفاوتی از کیفیت ارائه خدمات بانک که از سوی مشتریان ادراک شده بود را نشان داد.در ارزیابی کیفیت ۷ ویژگی زیر دریافت شد:

*اولین ویژگی ، جو بانک نامیده می شود که شامل clean linesوهمچنین یک نگرش مودبانه و مثبت از سوی کارکنان (مهربانی، دوستانه بودن،دلپذیری و خوشایندبودن ) بود.

*دومین ویژگی رابطه است که نشان می‌دهد اهمیت یک رابطه فردی با کارکنان بانک می‌باشد ‌جایی که مشتریان در بلند مدت به راحتی از سوی کارکنان بانک شناخته می‌شوند.

*سومین ویژگی ، نرخ ها و حق الزحمه ها است که نشان دهنده ی هزینه های پایین و نرخ های قابل توجه می‌باشد که می‌تواند بر ادراک فرد از کیفیت بانک تاثیرگذار باشند.

*چهارمین ویژگی ، خدمات راحت و در دسترس است که نشان دهنده ی ارائه کاملی از خدماتی که موجود ، راحت و قابل دسترسی هستند می‌باشند.

*پنچمین ویژگی، دستگاه های ATMمی باشند که نشان دهنده ی در دسترس بودن و راحتی کار ماشین های پاسخگوی اتوماتیک است.

*ششمین ویژگی ، قابلیت اعتماد و صداقت می‌باشند که نشان هنده ی اعتبار و صداقت قوی و کامل بانک و کارکنان قابل اعتماد است.

*هفتمین ویژگی، Tellerمی باشد که نشان دهنده ی یک متصدی یا تحویلدار مناسب و در دسترس است. (استافورد،۱۹۹۶)

۲-۳-۲)عوامل مؤثر بر کیفیت ارائه خدمات:

انتظارات مشتری یک بعدی نیست بلکه به مجموعه ای از خدمات بستگی دارد.موارد بسیار مهم در این خصوص عبارتند از :

  1. قابلیت اعتماد :

میزان بی ترتیبی سرویس و جلب اعتماد از طریق وفای به عهد.

  1. میزان ‌پاسخ‌گویی‌ و جوابگو بودن :

احساس مسئولیت کردن و سرعت و انعطاف در مقابل نیاز مشتری داشتن.

  1. درجه اطمینان بخشی و تضمین خدمات :

عمل به تعهدات و ایجاد جو اطمینان مثل استقرار تیم‌های سیار خدماتی.

  1. تفاهم و درک داشتن :

همدلی در حد توان و توجه داشتن به ویژگی‌های فردی مشتری.

  1. محسوس بودن :

امکانات فیزیکی و کادر انسانی و وضع ظاهری کارکنان و تجهیزات.

  1. سهولت دسترسی به خدمات :

گوش به زنگ بودن،تحویل سریع تر از موعد اعلام شده و ایجاد و تعاونی های محلی برای دسترسی ساده.

  1. ارتباطات :

شنیدن صداهای مختلف مشتری با خلاقیت و شعور هنری.

  1. صلاحیت :

اهلیت و شایستگی داشتن

  1. تواضع و ادب :

فروتنی در رفتار و داشتن برخورد گرم

۱۰-اعتبار داشتن و قابل قبول بودن :

کمتر از توان قول دادن و بیشتر از قول عمل کردن.

۱۱- رقبا :

رقبا نیز عامل تاثیر گذار مهمی بر رضایت مشتری هستند.به طوری که امروزه روش های رقابتی باز آفرینی شده وما بایستی ضمن تعیین ارزش های مورد توجه مشتری، میزان توان خود و رقبا را در تحقق این ارزش ها برآورد کرد و وضعیت خود را نسبت به رقبا تعیین کرده به طوری که جلوتر یا عقب بودن از رقبا در هر یک از بخش های ارزشی به طور کامل اندازه گیری شود و رقیب کسی است که محصولات و خدمات مشابه ما را ارائه می‌دهد. ‌بنابرین‏ شناخت او در تجزیه و تحلیل رفتار او از تمامی جهات حایز اهمیت است و هیچ چیزی برای مشتری، بهتر از این نیست که در یک محیط رقابتی پذیرای او باشیم .

۱۲-ساختار سازمانی

ساختار سازمان های مشتری گرا،حول محور تامین نیاز مشتری است ، لذا بر مبنای فرایند طرح ریزی ارزشی، طوری طراحی می‌شوند که به طور موازی عرضه به موقع نرم افزارها و سخت افزارهای سازمان را تامین کرده و مأموریت‌ سازمان به سهولت تحقق یابد و تغییرات ساختاری و سازمانی به گونه ای انجام شود که صدای مشتری در تمام سطوح سازمانی شنیده شود و تنها ساختار های فرآیندی هستند که ظرفیت انجام این کار را دارند. ویژگی ها و علایم یک ساختار این است که ببینیم چه مقدار از فعالیت های سازمانی در راستای جذب مشتری و تامین نیاز های اوست.(سید جوادین و کیمیاسی، ۱۳۸۴)

۳-۳-۲)فضای کیفیت ارائه خدمات:

هر چیزی که می‌خواهد به وجود بیاید، بایستی در ابتدا محیطی که می‌خواهد به وجود بیاید آمادگی کامل داشته باشد به همین خاطر برای ایجاد کیفیت خدمات نیز باید محیط پیرامون ارائه خدمات این آمادگی را داشته باشد.این فضا ومحیط شامل زنجیره ای از اعمال ،رفتارها وروش هاست که با اقدام مدیریت آغاز شده و به درک کارمند از محیط کیفیت خدمات منجر می شود و به رفتار او می‌ انجامد،این رفتار کارمند نسبت به مشتری است که برداشت مشتری از کیفیت خدمات را شکل می‌دهد.اداره فضای کیفیت خدمات کار ساده ای نیست،زیرا چنین فضایی مجموعه ای از خط مشی هاست که بامعجزه به وجود نمی آید.برای استقرار عوامل کیفی در خدمات نیز بایستی این فضا را ایجاد کرد زیرا یکی از اصول استقرار آن، کار تیمی است ،یعنی بایستی کلیه کارکنان،کارشناسان،مدیران و مشتریان در محیطی باشند که این ویژگی های زیر را داشته باشد :

    1. نشان دادن علاقه به مشتری

  1. به کارکنانی که خدمت ارائه می‌دهند علاقه نشان دهند(پروکونیکو نورث،۱۳۸۰)

۴-۳-۲)چرا کیفیت ارائه خدمات دشوار است ؟

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:22:00 ق.ظ ]




فرض اساسی این مدل بیان می‌کند که از طریق آموزش و توسعه مهارت‌ها، هر فردی می‌تواند مدیر توانایی شود. زیرا مدیریت امری اکتسابی است. در این مدل مهارت شامل یک سری رفتارهایی است که به منظور ینل به هدف معینی باید انجام گیرد. این تعریف خصوصیات فردی مانند درستکاری و وفاداری، نقش‌ها ووظایف مدیر را شامل نمی‌شود، زیرا موارد ذکر شده از یک مجموعه رفتارهای معین و مشخص تبعیت نمی‌کنند. تعیین مهارت‌های اساسی مدیران با در نظر گرفتن مفروضات زیر مشخص گردید:

مهارت های شخصی و بین شخصی مدیران

تأکید بر خصوصیات اثبات شده در مدیران موفق

تأکید بر رفتارهایی که قابل آموزش است

تأکید بر پرهیز از مهارت‌های بسیار ویژه که مشروط به شرایط معینی باشد.

خود آگاهی ـ توان کنترل‌ فشار های شخصی ـ تفویض اختیار ـ شناخت، تعریف و حل مسائل ـ ایجاد ارتباط حمایت کننده ـ بهبود عملکرد کارکنان ـ مدیریت تضاد (منبع حل اختلاف نظر، انتقاد پذیر بودن) ـ بهبود کیفیت تصمیم‌گیری ـ برانگیختن و نفوذ در دیگران ـ تیم سازی.

مک کافی[۲۴] (۱۹۸۰) طی پژوهشی از ۱۴۳ عضو مدرسه ‌در مورد توانایی‌های مورد نیاز مدیران آموزشی در کانادا ‌به این نتیجه پی برد که از بین مهارت‌های مورد نیاز مدیران مهارت در امر بودجه بندی و بنرامه ریزی از بقیه مهارت‌ها که عبارتند از : کنترل قانونی، ارتباط مالی و اداره کردن مهمتر بودند.

پورتر و مک کیبن[۲۵](۱۹۸۸) تحقیقی که به وسیله تعدادی از مدارس عالی بازرگانی و دانشکده‌های مدیریت انجام گرفت نشاندادند که مشکل اصلی فارغ التحصیلان این مؤسسه‌‌ها ضعف آنان در نوشتن بررسی‌های تحلیلی با تصمیم گیری نیست بلکه ضعف اصلی آتنان در مهارت‌های انسانی و روابط عمومی است. شکست و ناتوانی مدیران غالباً به سبب نداشتن مهارت‌های انسانی و ضعف آنان در ایجاد ارتباط با دیگران است.

گیوکیونگ وزیونگسین[۲۶](۲۰۰۰) در تحقیقی روی ۱۷۰ نفر از مدیران بنگاه‌های اقتصادی و بازرگانی ‌به این نتایج دست یافتند که مدیریت زمان مؤثر شامل یاده عامل درونی است. مدیران زن در مدیریت زمان در سطح پایین‌تری از مدیران مرد هستند. مجموع میزان اوقات کاری مدیران مرد در طول هفته به سطح بالاتر از ۵۲٫۴۸ ساعتو. ‌در مورد مدیران زن ۴۶٫۴۴ ساعت در طول هفته است. همچنین در خصوص میزان و اندازه ساختار اوقات کاری اختلاف و تفاوت‌های در بین این دو گروه مشاهده شده است. در بین مدیران مرد و مدیران زن در مراحل ظاهری اختلاف معناداری وجود ندارد. اما در خصوص اوقات تلف شده و شکل پیوستگی آن اختلافاتی وجود دارد (صص۴۱-۳۳)

در تحقیق که مارتین[۲۷] (۲۰۰۴) در ارتباط با عملکرد مدیران انجام داد نشان داد که مدیرانی که از مدیرت زمان بالایی برخوردارند و از زما خود خوب استفاده می‌کنند، عملکرد مطلوب تری را ارائه می‌دهند.

استانلی[۲۸](۲۰۰۴)، مدیران موفق همانند طلا از وقت خود استفاده می‌کنند ووقت نوعی سرمایه است که باید با سعی و کوش مدیریت شود. او معتقد است تواتنایی برای اولویت بندی مؤثر زمان باید شامل مراحل ذیل باشد:

اولویت بندی اهم وظایف قبل از شروع کار روزانه

اولویت بندی به شیوه قابل انعطاف

اطمینان از اینکه اولویت ها با اهداف عالیه یکسان است (صص۱۰-۳)

کارامیل (۲۰۰۶) در تحقیقی پیرامون مهارت‌های مدیریت ۹ مهارت مدیریتی از مدیریت موفق را پیشنهاد داده است(ـ تاثیرات ـ امکانات اداری ـ قصاحت و روانی کلام‌ ـ دانش و علم درباره وظایف گروه ـ رویه و روش دیپلماسی ـ مهارت اجتماعی ـ خلاقیت ـ مهارت‌های مفهومی ـ زیرکی و هوشیاری درجهت ایجاد صنعت پایدار) که نتایج آن حایک از آن است که مهارت‌های مدیریتی پیشنهاد شده به وسیله جنبهش‌های مؤثر و اجرای مدیریت موفق تاثرات بزرگی را در بخش‌های صنعتی و ساختارهای زیست محیطی به شکل نامعلومی از خود نمایان کرده، بخصوص مهارتهایی که نیازمند مدیریت منابع انسانی هستند، مهارت انسانی به شکل واقعی در توانایی‌های معنوی آَکار شده است (صص۳۶-۹).

برین[۲۹](۲۰۰۷)، مدیران ادعا دارند که وقت کافی برای انجام هر کاری وجود ندارد. در حالی که زمان کافی برای امور مهم دایماً وجود دارد. کلید موفقیت، شناسایی و فهم موقعیت‌های بحرانی است، بسیاری از مردم ادعا می‌کنند کار آن ها در موقعیت فشار بهتر و ‌نمایان‌تر است. اما متاسفانه نتایج تحقیقات دلالت بر این دارد که این مسائل به ندرت جواب مثبت دریافت کردند. به دلیل تاثیر برنامه ها و ‌اولویت‌هاست که وظایف مهم و اساسی در طولانی مدت مورد توجه قرار می‌گیرد و مردم سطح بالایی از استرس را تحمل می‌کنند و مجبورند وظایف را شناسای و به بهترین نحو انجام دهند.(ص‌ص ۱۲۸-۱۲۷).

گری[۳۰](۲۰۰۷) به پنج راهکار اساسی برای موفقیت مدیران در مدیریت زمان اشاره دارد: ۱٫ خودتان را مسئولیت پذیر نگه دارید برای توسعه و تکامل مردم ۲٫ الماس را از غیر الماس شناسایی نمایید ۳٫ خودتان وکیل و مامور نباشید برای توسعه و تکامل ۴٫ جلا بدهید گوهرتان را با سوال پرسیدن ۵٫ ایده های خود را پیگیری و در آن سوی مرزها کاری ارتباطی برای خود بسازید (ص۸).

براگیتی و چرایستل (۲۰۰۷)، در مروری بر روی ۳۲ مطالعه تجربی در میردیت زمان و راهبردهای آن در طی سالها ۲۰۰۴-۱۹۸۲ ‌به این نتیجه دست یافتند که بین مدیریت زمان و مشاهده، کنترل زمان، رضایت شغلی، سلامتی، بهداشت و استرس‌های خنثی ارتباط مثبتی وجود دارد.ارتباط این مسائل با کار و اجرای امور آکادمی هنوز شفاف نشده است. ‌در مورد آموزش مدیریت زمان چنین به نظر می‌رسد که باعث افزایش مهارت‌های مدیریت زمان می‌گردد. در مرور این تحقیقات چندین محدودیت در باب مدیریت زمان اشکار شده که مهمترین آن ها نبوده تعریف جامع از مدیریت زمان و بهره‌برداری از آن در راه‌ی‌های مختلف می‌باشد.

انونیموس[۳۱] (۲۰۰۷)، موفقیت در آنجاکارها در مدت زمان کمتر از نوعی هنر و دانش می‌داند که با مدیریت زمان اتفاق می‌افتد. و مراحل مدیریت موفق رادر سه مرحله می‌داند:

استفاده از چشم انداز توسعه‌ای و فهرست برنامه های کاری در مدت زمان کمتر

حذف برگشت به مراحل آخری جلسات

تنظیم زمان طبق برنامه ها (ص۳)

۲-۵ جمع بندی

در واقع مدیریت زمان یک نیاز علایه بشری در تمام ابعاد زندگی او مطرح است. مدیریت زمان همان مدیریت برخویشتن است و مهارتهایی را که مدیر برای اداره کردن دیگران نیاز دارد، همان مهارتهایی است که برای اداه کردن خویش نیازمند است. یکی از بهترین راه‌های استفاده از زمان محدود و با ارزش به کارگیری دائمی و هشویارانه از مدیریت زمان است. تمام افراد موفق در یک موضوع با هم توافق داشته و بر آن تأکید درند که در مقاطع مختلف زندگی به طور جدی روی سرمایه زمان خود و استفاده های احتمالی و نتایج آن به تفکر پرداخته‌اند و نوعی مدیریت زمان را اعمال نموده‌اند.

مدیر اموزشی نقش حیاتی و حساسی در پیشبرد اهداف تعلیم و تعربیت دارد. مدیر باید دارای ویژگی‌ها، توانایی‌ها، مهارت‌های خاصی باشد تا بتوان با کمال اطمینان، کودکان، نوجوانان و جوانان را به دست او سپرد. او باید همه عوامل لازم و مؤثر در تربیت و اداره آموزشگاه‌ را بشناسد و از همه مهمتر بداند که چگونه باید با آن ها و روی آن ها کار کند. دانش و آگاهی مدیر باید قبل از پرداختن به مدیریت در حدی باشد که نیاز به آزمایش و خطاهای مکرر نباشد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:22:00 ق.ظ ]




احساس خشنودی، رضایت و لذت توسط زن یا شوهر زمانی که همه جنبه‌های ازدواج خود را در نظر می گیرند. رضایت یک متغیر نگرشی است. ‌بنابرین‏ یک خصوصیت فردی زن و شوهر محسوب می شود. طبق تعریف مذکور رضایت زناشویی در واقع نگرش مثبت و ‌لذت‌بخشی است که زن و شوهر از جنبه‌های مختلف روابط زناشویی خود دارند (دینر، آمونس، لارسون و گریفن[۸]، ۲۰۱۳).

سرسختی روانشناختی

سرسختی عبارت است از ترکیبی از باور ها ‌در مورد خویشتن و جهان که از سه مؤلفه تعهد ، کنتر ل و مبارزه جویی تشکیل می شود (کوباسا[۹] ، ۱۹۸۸).

۱-۷-تعریف عملیاتی متغیرها

کمال گرایی: در این پژوهش توسط مقیاس کمال گرایی اهواز نجاریان، عطاری و زرگر (۱۳۷۸) سنجیده شد. این پرسش نامه دارای ۲۷ سئوال است.

سرسختی روانشناختی: در این پژوهش توسط پرسش نامه سرسختی روانشناختی اهواز کیامرئی و نجاریان (۱۳۷۶) بررسی گردید. این پرسش نامه شامل ۲۷ماده است.

رضایت زناشویی: این متغیر توسط مقیاس سازگاری زناشویی اسپینر[۱۰](۱۹۷۶) سنجیده شد ودارای ۳۲ سوال است.

فصل دوم

مفاهیم، نظریه ها، سابقه پژوهش

۲-۱ کمال گرایی

۲-۱-۱ تاریخچه کمال گرایی

انگیزه کمال و تأثیر آن در طول تاریخ مورد بررسی همه جانبه و گسترده توسط فلاسفه و روانشناسان به ویزه نظریه پردازان رویکرد روانکاوی قرار گر فته است . هر چند کمال گرایی سابقه طولانی دارد اما پزوهش های تجربی اندکی برای بررسی این سازه انجام شده است . ولی در سال های اخیر میزان این بررسی ها رو به رشد بوده است . اگر چه بر اساس شواهد موجود تفاوت های فردی زیادی در کمال گرایی وجود دارد ، اما مهم ترین مشخصه‌ های کمال گرایی ، داشتن اهداف بلند پروازانه ، جاه طلبانه ، مبهم و غیر قابل وصول و تلاش افراطی برای رسیدن ‌به این اهداف است و با کاوش دقیق در روحیان انسان در می یابیم که انسان دوست دار خوبی و کمال طلبی است. بدیهی است این تمایل انسان یعنی انسان کامل و بی عیب بودن به نفسه ایرادی ندارد. در همین حال انگیزه کمال و تأثیر آن بر رفتار انسان در طول تاریخ به صورت همه جانبه و گسترده ای اوسط روان شناسان به ویژه نظریه پردازان رویکرد در روان کاوی ، مورد بحث قرار گرفته است. برای مثال آدلر[۱۱] (۱۹۵۶) اشاره می کندکه تلاش برای کمال گرایی یک جنبه ذاتی انسان است. هورنای[۱۲] (۱۹۹۵) از سوی دیگر بر کمال گرایی روان نژند و طفره رفتن به دلیل ترس کمال گرایان از شکست خاص می شود، تمرکز دارد. اخیراًً محققانی مانند بلیت[۱۳] (۱۹۹۵) بیان کرده‌اند: نیاز شدید به موفق شدن و اجتناب از انتقاد دیگران و دوری جستن از ظهور عیب و نقص های افراد کمال گرا را وادار به انجام فعالیت های مداوم و سخت به منظور دست یابی به موفقیت می‌کند، ولی اغلب زندگی آن ها نسبت به انتقاد های دیگران و اندیشیابی افراطی و در عین حال می‌تواند دلیل خشنودی بسیار نا چیزی از این دستاورد ها گردد و منجر به صدمه پذیری نسبت به انتقادات و شکست ها شود. به دلیل ضرورت حفظ چهره ای توانا و کمال گرای خویش و دیگران، چنین افرادی به طور مداوم در تلاش هستند تا جایگاه خودشان را ثابت نگه دارند. ‌بنابرین‏ همیشه خود را تحت آزمایش می بینند و بر هر نوع شکست و انتقاد احساس نا امنی و آسیب پذیر بودن و اغلب از رو آوردن به سوی دیگران و کمک خواستن از آن ها حتی از نزدیک ترین دوستان خویش برای کمک و سهیم شدن در نا راحتی های خود عاجزند (هاسل[۱۴]، ۲۰۰۹).

روانشناسان در همان اول قرن بیستم در پی مفهوم کمال گرایی بودند و در همین راستا از واژه ی perfect که به معنی: عالی و بی عیب و نقص و درست است استفاده کردند و ‌به این ویژگی Perfectionism گفتند، یعنی گرایش افراطی به بی عیب و نقص بودن . روانشناسان ایرانی اما واژه درستی در برابرش نداشتند، بعضی ها می‌گفتند کامل گرایی چندان مطلب را نمی رساند، بعضی ها بی نقص گرایی را مناسب می‌دانستند، که یک ملغمه نا زیبا از واژه های عربی و فارسی است . و این بود که همه، از وجه مذهبی، عرفانی و نهایتاًً وجه مثبت کلمه کمال منصرف شدند و حال کمال گرایی ترجمه جا افتاده Perfectionism است(تری و آونز[۱۵]، ۲۰۱۲).

۲-۱-۲ تعاریف کمال گرایی

سازه کمال گرایی در دهه ی اخیر مورد توجه پژوهشگران بسیار قرار گر فته است و هر کدام به مقتضای دیدگاه خود از آن تعریفی ارائه داده‌اند، با این وجود، اکثر محققان ‌به این توافق رسیده اند که معیار های بالا برای عملکرد مفهوم اساسی کمال گرایی است (دنولت[۱۶]، ۲۰۱۰).

کمال گرایی در یک تعریف به افکار و رفتار های خود تخریب گرانه ای اشاره می‌کند که هدف آن ها نیل به اهداف به شدن افراطی و غیر واقع گرایانه است. در جامعه امروزی به اشتباه کمال گرایی چیزی مطلوب و حتی لازم برای موفقیت در نظر گرفته می شود( احمدپور، ۲۰۰۹).

در تعریف دیگر کمال گرایی را ‌به این شکل تعریف می‌کنند: گرایش افراطی فرد به بی عیب و نقص بودن ، کوچک ترین اشتباه خود را گناهی نا بخشودنی پنداشتن و مضطربانه انتظار پیامد های شوم شکست را کشیدن(نوربالا و باقری یزدی، ۲۰۱۳). افراد کمال گرا معیار های بسیار بالایی را برای موفقیت در نظر می گیرند و اگر به آن اهداف بلند پروازانه نرسند ، خودشان را شکست خورده می دانند. آن ها نسخه همه اتفاق های دنیا را با قانون همه یا هیچ می پیچند. برای کمال گرا ها نتیجه هر کاری یا شکست کامل است یا موفقیت کامل. دانش آموزی که موقع انتخاب رشته دانشگاهی، فقط دانشگاه تهران را وارد برگ انتخاب رشته می‌کند، ورزشکار یا مربی ای که همه مساوی گرفتن ها را یک شکست مفتضح می‌داند ؛ همه و همه نمونه های افراد کمال گرا هستند(بشارت، ۲۰۱۰).

در یک تعریف کمال گرایی نیاز شدید برای پیشرفت است و این گرایش به صورت معیار های شخصیتی بالا و غیر واقع بینانه آشکار می شود(سابونچی و لانچ[۱۷]، ۲۰۱۲).

دنولت (۲۰۱۲) کمال گرایی را به دو بعد کمال گرایی بهنجار و کمال گرایی روان نژندانه تقسیم می‌کند. وی معتقد است کمال گرایی روان نژاندانه عبارت است از : نگرانی زیاد در مودر ارتکاب اشتباه و ترس از قضاوت های دیگران .

در یک تعریف دیگر کمال گرایی را به عنوان مجموعه ای از معیار های بسیار بالا برای عملکرد که با ارزش یابی های انتقادی همراه است تعریف ‌کرده‌است(بشارت، محمدی، پورنقاش و حاتمی، ۱۳۸۸).

در تعریف دیگر کمال گرایی عبارت است از گرایش فرد به داشتن مجموعه ای از معیار های بالای افراطی و تمرکز بر شکست ها و نقص ها در عملکرد است (ابراهیم زاده، ۱۳۸۵).

۲-۱-۳ نظریه ها، دیدگاه ها و ابعاد کمال گرایی

۲-۱-۳-۱ ابعاد کمال گرایی

هیویت و فلت (۱۹۹۱، به نقل از بشارت، ۱۳۸۱) مطرح نمود که کمال گرایی از سه بعد مجزا تشکیل شده است. شامل (کمال گرایی خود مدار، کمال گرایی دیگر مدار و کمال گرایی القا شده اجتماعی)

۱- کمال گرایی خود مدار

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:22:00 ق.ظ ]




وی در روش ارزش پویایی سرمایه فکری ، چهار بعدی که منجر به توانمندی رقابتی شدن سازمان می‌گردد را با یکدیگر یکپارچه ‌کرده‌است . (شکل ۲-۸) .

منابع به ‌عنوان ورودی ها : که اشاره به منابع مورد نیاز فرایند های تولیدی شامل منابع مشهود ، میزان سرمایه گذاری در آر و زد [۸۰]و اکتساب فناوری مناسب و … دارد .

فرایند ها : که نقش آن ها در صف آرایی و به کار گیری آن دسته از استراتژی های پویایی است که بر مبنای عوامل نامشهود شکل گرفته اند .

سرمایه فکری : به وسیله ترکیبی از منابع نامشهود ساخته شده و می‌تواند به نتایج ویژه مانند دانش جمعی ، حق ثبت و اختراع ها ، علامت تجاری ، شهرت ، رویه های عادی خاص و شبکه های همکاری منجر شود .

سطح خروجی ها : عملکرد سازمان ها ( سهم بازار ، کیفیت محصولات وخدمات ) به صورت سنتی از طریق تحلیل موقعیت بازار محصولات و خدمات اندازه گیری می شود .

شکل ۲-۸ : چهار چوب ۴ بعدی سرمایه های فکری بونفر

بونفر این چهار بعد را در یک چهار چوب یکپارچه تبدیل کرده و یک ارتباط بین ورودی ها ( منابع ) ، فرایند ها ، دارایی های نامشهود[۸۱] و عملکرد شرکت مطرح کرد .

۲-۴-۷- مدل بنیتس:

بنیتس در سال ۱۹۹۸ به دنبال نظریه های قبلی خود ، سرمایه های فکری را متشکل از سه عنصر سرمایه مشتری[۸۲] ، سرمایه ساختاری و سرمایه انسانی دانست . از منظر وی بخش عمده سرمایه انسانی را دانش ضمنی افراد تشکیل می‌دهد . این دانش شامل مهارت های تجربی هستند که به راحتی نمی توان آن ها را به صورت بند بند اذعان کرد . بنیتس عقیده دارد که سرمایه انسانی دارای اهمیت بسیار زیادی است چرا که منبع اصلی خلاقیت و نو آوری محسوب می شود . وی سرمایه ساختاری را شامل مکانیزم ها و ساختار های سازمانی دانسته که در رساندن کارکنان به بیشترین عملکرد ، پشتیبانی می‌کنند . بنیتس این اجزا را شامل فرهنگ ، سیستم های اطلاعاتی ، تحقیق و توسعه [۸۳] ، فرایند ها ، امور تجاری و کارایی هر یک از آن ها می‌داند . سرمایه مشتری نیز از منظر بنیتس شامل شناخت کانال های بازاریابی و دانش ارتباط با مشتریان است که هر یک از این دو نقش بسیار مهمی را در یک سازمان بر عهده دارند . علاوه بر این وی جنبه‌های دیگری مانند ارتباط با رقبا و تامین کنندگان را از اجزای مهم این سرمایه بر شمرده است [۸۴].

۲-۴-۸- مدل هانس و لاواندال[۸۵]:

طبقه بندی دیگری که بایستی از آن نام برد ، طبقه بندی هانس و لاواندال (۱۹۹۷) است . در این طبقه بندی منابع شرکت به دو دسته مشهود و نامشهود تقسیم می شود . در این مدل منظور از منابع نامشهود می‌باشد که این دو محقق آن ها را به دو دسته اصلی منابع ارتباطی و شایستگی تقسیم کرده‌اند . شایستگی ها به توانایی برای اجرای یک کار خاص اطلاق می شود و به دو سطح فردی (دانش، مدل هانس و لاواندال، مهارت ها ، استعداد و توانمندی ها) و سازمانی (اطلاعات محور ها ، پایگاه داده ها ، فناوری و رویه ها ) تقسیم می شود . منابع ارتباطی نیز اشاره به شهرت شرکت ، وفاداری مشتریان و ارتباطات شرکت با مشتریان دارد .

شکل ۲-۹ : مدل هانس و لاواندال (۱۹۹۷)

بعد ها لاواندال در مقوله ارتباط و شایستگی را بر اساس آن که کارمند محور یا سازمان محور باشد به دو گروه فرعی فردی و جمعی تقسیم نمود . این تقسیم بندی کمک می‌کند تا مابین منابع سرمایه انسانی که وابسته به افراد است و منابع سرمایه انسانی که وابسته به سازمان است تمایز قائل شویم [۸۶].

شکل ۲-۱۰ : مدل لاواندل (۱۹۹۷)

۲-۴-۹- مدل لین:

لین در سال ۱۹۹۸ سرمایه های فکری را تحت عنوان ایده های ارزشمند و توانایی برای نو آور بودن تعریف نمود . تجربه نشان داده است . این دو عامل در صورت محقق شدن جزو مهم ترین عواملی هستند که آینده یک سازمان را تضمین[۸۷] می‌کنند وی سرمایه فکری را متشکل از سه عنصر سرمایه انسانی ، سرمایه ساختاری و سرمایه مشتری دانسته است . در زیر ، اجزایی که وی برای هر یک از این سه جز در نظر گرفته است را به اجمال بررسی می‌کنیم .

سرمایه انسانی : سرمایه انسانی شامل عوامل انسانی مانند هوش ، مهارت ، تخصص و تجربه و توانایی‌های یادگیری است این سرمایه تماماً به افراد موجود در درون یک سازمان متکی است و نمی تواند تحت مالکیت سازمان درآید .

سرمایه ساختاری : لین اصطلاح رویه و امور جاری کاری را جایگزین عنوان سرمایه ساختاری دانسته و آن را شامل خط مشی ، فرهنگ ، سیستم های اطلاعاتی و نرم افزار های اختصاصی شرکت می‌داند .

سرمایه مشتری : همانند بنیتس وی نیز سرمایه مشتری را شناخت کانال های بازاریابی و دانش ارتباط با مشتریان دانسته و جنبه‌های دیگری مانند ارتباط با رقبا و تامین کنندگان را از اجزای مهم این سرمایه بر شمرده است . بر خلاف بنیتس ، لین عقیده دارد که سرمایه مشتری بخش پایانی و هدف نهایی در بحث سرمایه های فکری محسوب نمی شود بلکه دارایی های معنوی این بخش را بر عهده دارند که به نوعی مشهود ترین جز سرمایه انسانی هستند . از نظر وی حق ثبت و اختراع ها و حق تالیف ها مهمترین اجزای سرمایه انسانی به حساب می‌آیند [۸۸].

۲-۵- شباهت موجود در تعاریف و اجزای مدل های سرمایه فکری

این مدل ها حداقل شامل موارد زیر است :

۱- دانش و تجربه قرار گرفته شده در افراد هم به صورت رسمی و هم به صورت غیر رسمی

۲- سیستم ها و فرایند های سازمانی

۳- فناوری و نوآوری

۴- روابط تجاری از قبیل روابط با مشتریان ، عرضه کنندگان و شرکای استراتژیک .

هنگامی که ادبیات تحقیق سرمایه فکری بررسی می شود ، به نظر می‌رسد که بیشتر مدل های سرمایه فکری سعی کرده‌اند که سه بعد را با یک سری ویژگی های مشترک برای سرمایه فکری در نظر بگیرند .

۲-۵-۱- بعد انسانی:

سرمایه انسانی یکی از مهم ترین نوع دارایی های دانشی یا فکری در سازمان است . به خاطر این که ، این دارایی ها منبع خلاقیت است . این نوع دارایی ها دانش ضمنی[۸۹] افراد یک سازمان بوده که یکی از عوامل حیاتی اثر گذار بر روی عملکرد هر شرکتی است .

اما باید توجه داشت که وجود این دارایی های دانشی به تنهایی برای تحقق عملکرد یک شرکت کافی نیست . هدف شرکت ها باید این باشد که این نوع دارایی های دانشی ضمنی را به صورت و شکل دانش صریح برای تمامی سطوح سازمان تبدیل کنند . در غیر این صورت امکان وجود و خلق هیچگونه ارزش سازمانی وجود نخواهد داشت . سرمایه انسانی ترکیبی تجمعی از دانش عمومی و حرفه ای کارکنان و توانایی‌های رهبری و توانایی‌های حل مشکل و ریسک پذیری است . آنچه از این تعریف مشخص است این است که سنجش این نوع سرمایه با این اجزا خیلی مشکل است .

این نوع سرمایه در یک شرکت ، خلاقیت عملیاتی دارایی های مشهود ( تجهیزات و ابزار ها ) را ارتقا می‌دهد و تجربیات برای رقابت در محیط متغیر امروزی ، سرمایه گذاری هایی بر روی کارکنان صورت می‌گیرد . باید این نکته را اضافه کرد که مالکیت این نوع سرمایه در اختیار شرکت ها نیست و خروج افراد از سازمان منجر به از دست رفتن حافظه سازمانی می شود که یک نوع تهدید برای سازمان محسوب می شود [۹۰][۱۲] . تجربه نشان داده است که افزایش توانایی ها و قابلیت های کارکنان دارای تاثیر مستقیمی بر روی نتایج مالی شرکت است و همچنین سرمایه انسانی با عملکرد شرکت رابطه مستقیمی دارد [۹۱][۱۳] .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:22:00 ق.ظ ]




جدول ۴-۸ ضرایب رگرسیون و همچنین آماره‌های مربوط به معتبر بودن رگرسیون را نشان می‌دهد.

مقدار آماره دوربین-واتسون در جدول ۴-۸ ، برابر با ۵۵۸/۱ به دست آمده است که این مقدار به ۲ نزدیک است پس پیش‌فرض استقلال مشاهدات برقرار است. و همچنین ضریب تعیین مدل برابر با ۶۱۹/۰ است.

همچنین در جدول مقدار آماره‌ی F ، ۵۲۸/۲۶۱ و P-مقدار مربوط به آن ۰۰۰/۰ به دست آمده است، بر اساس سطح معنی‌داری به دست آمده در جدول که مقدار آن از ۰۵/۰ کمتر شده، بیانگر این است که رابطه خطی بین متغیر کاربرد اختیارات سرمایه گذاری و متغیر عدم اطمینان وجود دارد و رگرسیون معنی‌دار است.

که آزمون رگرسیون به صورت زیر خواهد بود:

، ضریب رگرسیون را نشان می‌دهد و H0 یعنی رگرسیون معنی‌دار نیست و ضریب رگرسیون صفر است.

جدول ۴-۸ : نتایج حاصل از رگرسیون

مدل
ضریب ثابت
ضریب رگرسیون
آماره
سطح
ضریب
آماره
۱
مقدار ضریب
آماره t
سطح معنی‌داری
مقدار ضریب
آماره t
سطح معنی‌داری
فیشر(F)
معنی‌داری
تعیین
ضریب تعیین تعدیل شده
دوربین-واتسون
۲۰۰/۱
۵۷۱/۱۳
۰۰۰/۰
۵۵۲/۰
۱۷۲/۱۶
۰۰۰/۰
۵۲۸/۲۶۱
۰۰۰/۰
۶۱۹/۰
۶۱۷/۰
۵۵۸/۱

در جدول ۴-۸ ضریب رگرسیون و ثابت نیز آمده‌اند. با توجه به p-مقدار محاسبه شده در جدول برای ضریب رگرسیون و ضریب ثابت، که کمتر از سطح معنی‌داری ۰۵/۰ است، لذا در این سطح معنی‌داری هر دو ضریب معنی‌دار هستند و معادله رگرسیون به صورت زیر است:

که در آن متغیر کاربرد اختیارات سرمایه گذاری و متغیر عدم اطمینان می‌باشد.

۴-۵-۳- ایجاد مدل رگرسیون برای متغیر کاربرد اختیارات سرمایه گذاری و متغیر نرخ بهره بدون ریسک

۴-۵-۳-۱- بررسی نرمال بودن

نمودار ۴-۹، نمودار P-P را نشان می‌دهد. در نمودار مذکور روندی مشاهده نمی‌شود، ‌بنابرین‏ فرض نرمال بودن مدل پذیرفته می‌شود.

همچنین با بهره گرفتن از مشاهده نمودار فراوانی باقیمانده‌های استاندارد شده(نمودار ۴-۱۰) می‌توان نرمال بودن توزیع داده ها را بخوبی مشاهده نمود.

شکل۴-۹ : نمودار P-P مربوط به مدل

شکل۴-۱۰ : نمودار هیستوگرام مربوط به مدل

    1. ۱٫Real option ↑

    1. ۲-Uncertainty ↑

    1. ۱- Investment cost ↑

    1. ۱-Investingation & Expansion ↑

    1. ۲-Interest price ↑

    1. ۱-De Neufville ↑

    1. ۱-Road map ↑

    1. -(Mun,2002)2 ↑

    1. ۳-Operational research(Management science) ↑

    1. ۴-Option theory ↑

    1. ۵-Financial Feasibility Analysis ↑

    1. ۱-Free Cash Flow ↑

    1. ۲-Closed- form ↑

    1. ۱۱-Partial Differential Equations ↑

    1. ۲-Binomial Lattice ↑

    1. ۳-CAPM ↑

    1. ۱-Efficient Frontier Line ↑

    1. ۱-Black & Scholes, 1973 ↑

    1. نگاهی در سال ۱۹۹۵ در انگلستان پژوهش گسترده ای بر روی ۱۱۰ شرکت بزرگ تولیدی و غیر تولیدی انجام داد. هدف پژوهش به دست آوردن میزان، آگاهی مدیران رده بالای شرکت ها از مسئله ی اختیار سرمایه گذاری و بهره گیری آنان از این اختیار در تصمیم گیری هایشان بود. ↑

    1. Exercise Price:قیمت توافقی، قیمتی است که می توان با آن قیمت “اختیار” را اجراء کرد ↑

    1. ۲-Micheal J, brenan & Edwardo Schwartz ↑

    1. ۳-Complex Option ↑

    1. ۱- Alexander. A.Robichek and james ↑

    1. ۱-Robichek and van Horne ↑

    1. ۱-put option ↑

    1. Call option-2 ↑

    1. ۱ Kallberg & laurin(1988) ↑

    1. ۲-Moskowitz(2001) ↑

    1. ۱ -Tri jerjis)2005) ↑

    1. ۲- bachelor,s ↑

    1. ۱- Sebastian jai ↑

    1. .Cocran ↑

    1. ۱ .Statistical Package For Social Science ↑

    1. ۱-Likert Scale ↑

    1. .Statistical Package For Social Science ↑

    1. .Frequency Table ↑

    1. .Bar Chart ↑

    1. . Cronbach’s Alpha ↑

    1. .Reliability ↑

    1. .Pearson Correlation ↑

    1. . Linear Regression ↑

    1. .Independent Variable ↑

    1. .Mean ↑

    1. .Standard Deviation ↑

    1. .Correlation Coefficient ↑

    1. .Pearson ↑

    1. .P-Value ↑

    1. .Residuals ↑

    1. .Dependent Variable ↑

    1. .Analysis Of Varians ↑

    1. .Multivariate Linear Regression ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:22:00 ق.ظ ]




راه حل های عاملی از مطالعه ای به مطالعه ای دیگر تا حدی متفاوت بودند، که این تفاوت‌ها ناشی از ماهیت نمونه، مقیاس مورد استفاده برای ارزیابی علائم وسواسی – جبری، و تکنیک های تحلیلی عامل است. با این حال، موارد سازگار و مشابهی در مطالعات مختلف تحلیل عاملی به دست آمده که نشانگر این مطلب است که علائم وسواسی – جبری را می توان به به مجموعه ای از ابعاد قابل اعتماد (تکرار پذیر) تقسیم نمود. در حال حاضر، یکی از بهترین راه حل های عاملی مطالعه ای است که توسط لکمن و همکاران (۱۹۹۷) گزارش شده است، ‌و مجددا در نمونه های اصلی این مطالعه و توسط سامرفلد و همکاران (۱۹۹۹) تکرار شده است. این راه حل عاملی، که مشابه بسیاری از راه حل های تحلیل عاملی دیگر می‌باشد، از چهار بعد تشکیل شده است:

    1. وسواس فکری (تهاجمی، جنسی، مذهبی یا سوماتیک[۸۷]) و وسواس عملی وارسی نمودن

    1. وسواس فکری تقارن و وسواس عملی نظم، شمارش و تکرار

    1. وسواس عملی آلودگی و شستشو

  1. وسواس عملی احتکار و جمع‌ آوری

ابعاد مشخص شده در مطالعات تحلیل عاملی ماهیتا همبستگیهایی با یکدیگردارند، اگرچه این همبستگیها معمولاً بزرگ نیستند (۵۰/۰< r). با این حال، وجود این همبستگیها نشان می‌دهند که بسیاری از این عوامل احتمالا بر روی یک عامل مرتبه بالاتر بار می گیرند، فرض پایه درتجزیه و تحلیل‌های عاملی بدین شرح است که هر یک از عوامل با مجموعه های مشخصی از ‌مکانیسم‌ها مرتبطند.

۹-۲ ارزیابی مدل‌های ابعادی

مطالعات تحلیل عاملی ثابت نمی کنند که OCD ابعادی است. بلکه همان‌ طور که تجزیه و تحلیل‌های خوشه ای طبقات را ارائه می‌دهند، تحلیل­های عاملی نیز ابعاد را ایجاد می نمایند. ‌بنابرین‏ این سوال که رویکرد مقوله ای بهتر است یا رویکرد ابعادی، باید با در نظر گرفتن نقاط قوت و ضعف هر یک از این دیدگاه ها انجام بگیرد.

رویکردهای ابعادی، همانند آنهایی که در مطالعات تحلیل عاملی از ابزارهای سنجش علائم OC صورت گرفته اند، این مزیت را دارند که با موضوع در نوسان بودن [۸۸]OCS از لحاظ شدت، سازگار می‌باشند. مطالعات طولی نشان داده ­اند که علائم وسواسی – جبری در جمعیت بزرگسالان (ولی نه در کودکان) تمایل به ثبات و حفظ وضعیت خودشان دارند (ماتایکس کولز و همکاران، ۲۰۰۲). در بالغین[۸۹]، تغییرات در نشانه ها بیشتر در درون ابعاد (و نه در بین ابعاد) رخ می‌دهد و تغییرات از یک بعد به بعد دیگر بسیار نادر است (ماتایکس کولز و همکاران، ۲۰۰۲). به عبارت دیگر، تغییرات در علائم وسواسی – جبری در جمعیت بزرگسالان به صورت کم و زیاد شدنهایی در درون ابعاد نشانه ای رخ می‌دهد و تغییرات مشاهده شده در جمعیت کودکان نیز بیشتر در درون طبقات رخ می‌دهد و نوسانات بین طبقه ای به ندرت دیده می شود.

در مجموع، پژوهش های موجود از این فرضیات حمایت می نمایند که ابعاد نشانه­ای وسواسی– جبری تمایل به حفظ ثبات خود در طول زمان دارند و تغییرات متمایلند که در درون ابعاد به وقوع بپیوندند. در واقع این همان چیزی است که انتظارش را داریم. بنا ‌به این فرض که مجموعه ی مشخصی از مکانیزمها در طول زمان در افراد مبتلا به علائم وسواسی – جبری تعدیل می‌شوند (مثلاً، از طریق تحت درمان بودن).

سودمندی و محاسن مدل های ابعادی از طریق ‌پاسخ‌گویی‌ ‌به این سوال مورد قضاوت قرار می‌گیرد که آیا این مدل ها همبستگی ها و روابط معناداری دارند، از جمله همبستگی­هایی با سایر علائم، متغیرهای بیومتریک مرتبط با علائم وسواسی– جبری و همبستگی با پاسخهای درمانی. تعدادی از چنینیافته‌هایی در مطالعات گوناگونی به دست آمده است. برای مثال، اختلال وسواسی – جبری در درون خانواده ها نیز تغییرات درون ابعادی علائم وسواسی – جبری را از خود بروز می‌دهد. علائم وسواسی – جبری پرخاشگری، جنسی و تقارن دارای یک مؤلفه‌­ی خانوادگی می‌باشند، در حالی که این مسئله ‌در مورد علائم احتکار و آلودگی صدق نمی نماید (لکمن، گرایس[۹۰]، بردمن[۹۱]، ژانگ[۹۲]، ویتیل[۹۳]، بندی[۹۴]، آلسوبروک[۹۵]، پترسون[۹۶]، کوهن[۹۷]، راسموسن، گودمن، مک داگال[۹۸] و پالز[۹۹]، ۱۹۹۹).

به طور کلی، مدل‌های ابعادی، که علائم وسواسی – جبری در این مدل ها برخاسته از تعدادی از ابعاد در نظر گرفته می‌شوند، سودمندیهایی برای افزایش فهم ما در باب OCD دارند. اگرچه، تحقیقات بیشتری با به کارگیری ارزیابی‌های گسترده تر علائم وسواسی – جبری نیاز می‌باشد تا با اطمینان بیشتری بتوان ‌در مورد برازنده ترین مدل ابعادی اظهار نظر نمود.

۱۰-۲ مزیت رویکردهای ابعادی

رویکردهای ابعادی و مقوله ای مختلفی برای فهم علائم وسواسی – جبری اغلب در انزوا از هم گسترش یافته اند. ولی هم اکنون زمان آن رسیده که مطالعات جدید به مقایسه ی این دو رویکرد بپردازند. این مدل‌ها از طریق بررسی میزانی که به ما در فهم، پیش‌بینی و درمان علائم وسواسی – جبری کمک می نمایند، مورد مقایسه قرار می گیرند.

رویکرد مقوله ای به زیرگونه های OCD نسبت به رویکرد ابعادی دارای دو محدودیت عمده است. نخست اینکه، در نظر گرفتن زیرگونه های علائم وسواسی – جبری به صورت مقوله ای با این مشاهدات که علائم وسواسی – جبری از نظر شدت بر روی پیوستاری در نوسانند، مغایر است. رویکرد مقوله ای معتقد است که فردی یا در درون زیرگونه ای جای می‌گیرد یا جایی در آن زیر گونه ندارد. و این طرز تلقی از اختلال OCD با وجود دامنه ای از علائم وسواسی – جبری و از جمله وجود علائم وسواسی – جبری بهنجار، سازگار نیست. محدودیت بعدی این است که وجود طبقات مجزا و غیر همپوشی از علائم وسواسی – جبری در عالم واقع بیشتر یک استثنا می‌باشد، تا یک قاعده و حالت کلی.

‌بنابرین‏ مدل‌های ابعادی، به ویژه مدل­هایی متشکل ار ابعاد همبسته، با الگوهای همبسته­ی علائم وسواسی – جبری سازگاری بیشتری دارند. افراد مبتلا به OCD از لحاظ شدت علائم وسواسی – جبری در درون هریک از این ابعاد، از همدیگر متفاوت می‌باشند و از آنجایی که این ابعاد همبسته اند، افراد احتمالا به بیش از یکی از انواع علائم وسواسی – جبری (برای مثال، رفتار وسواسی شستشو به همراه تشریفات واررسی) مبتلا می‌گردند.

۱۱-۲ شخصیت و طبقه بندی مورد توافق در باب آن

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:22:00 ق.ظ ]




ابتکار شخصی


ابتکار شخصی بعد دیگری از OCB است. این شکل از OCB، رفتار فرا نقشی است که بالاتر از حداقل سطوح مورد انتظار نیازمندهای کلی قرار دارد. نمونه هایی از چنین رفتارهایی شامل فعالیت‌های خلاقانه داوطلبانه و طراحی‌های نوآورانه برای بهبود وظیفه شخصی و یا عملکرد سازمانی است. موتوویلدو و بورمن انجام دادن مشتاقانه و داوطلبانه فعالیت‌های وظیفه‌ای را به عنوان مؤلفه‌های این سازه بیان کردند ارگان نشان داد که تمایز میان این‌گونه از رفتارها و رفتارهای درون نقش بسیار مشکل است به خاطر اینکه تفاوت‌ها بیشتر در میزان ابتکاری بودن است تا در نوع آن‌ ها و ‌بنابرین‏ شاید اینکه برخی از محققان این بعد را در مطالعاتشان بر روی OCB در نظر نگرفته‌اند تعجب‌آور نباشد (پودو سکاف، ۲۰۰۰).


رفتار مدنی


رفتار مدنی در سازمان بعد دیگری از OCB است که از مباحث گراهام ‌در مورد مسئولیت‌پذیری کارمندان به عنوان شهروندان یک سازمان اقتباس می‌شود. رفتار مدنی به عنوان یک سطح کلان از علاقه یا تعهد به سازمان به عنوان یک کل است که به عنوان یکی از مفاهیم اصلی شهروندی ریش هدر تمایل به مشارکت در فعالیت‌های حکومت دارد (برای مثال حضور در تظاهرات، شرکت در بحث‌های سیاسی، اظهارنظر ‌در مورد استراتژی‌های جاری سازمان و غیره)

نظارت بر محیط به منظور شناسایی فرصت‌ها و تهدیدها (برای مثال، در نظر گرفتن تغییرات صنعت از جهت تأثیرات آن بر سازمان) حتی با هزینه شخصی نمونه‌ای از این رفتارهاست. این رفتار ‌منعکس کننده شناخت فرد است از اینکه او جزیی از یک کل بزرگ‌تر است و همان طور که شهروندان به عنوان اعضای جامعه در قبال جامعه مسئولیت‌هایی را می‌پذیرند او نیز به عنوان یک سازمان مسئولیت‌هایی را در قبال سازمان بر عهده دارد.

توسعه شخصی


توسعه شخصی آخرین بعد OCB است. توسعه شخصی شامل رفتارهای داوطلبانه کارکنان به منظور بهبود دانش، مهارت و توانایی‌هایشان است. ویژگی چنین رفتاری این است که یادگیری مجموعه جدیدی از مهارت‌ها به منظور توسعه دامنه مشارکت در سازمان انجام می‌گیرد (پودو سکاف ۲۰۰۰) با مطالعه ادبیات موضوع می‌توان ‌به این نتیجه رسید که تقریباً تمام تحقیقات OCB به وسیله مقاله کاتز[۶۱] (۱۹۶۴) تحت تأثیر قرارگرفته است و شاید جای تعجب نباشد که به یک تشابه قوی میان انواع OCB و ابعاد رفتارهای خودجوش و نوآورانه ( که کاتز در مقاله خود به بررسی آن‌ ها پرداخته است) برسیم. با بیان ابعاد موردنظر کاتز می‌توان این تشابه را مشاهده کرد. این ابعاد عبارت‌اند از:

(۱) همکاری با دیگران (۲) حمایت از سازمان (۳) ایده های داوطلبانه (۴) خودآموزشی و (۵) داشتن نگرش مطلوب به سازمان.

به عنوان‌مثال همکاری با دیگران ‌منعکس کننده ابعاد کمک به دیگران و رادمردی و گذشت است. حمایت از سازمان ‌منعکس کننده ابعاد رفتار مدنی و وفاداری به سازمان است. ایده های داوطلبانه و سازنده ‌منعکس کننده بعد ابتکارات شخصی است. خودآموزشی ‌منعکس کننده بعد توسعه شخصی است و درنهایت داشتن نگرش مطلوب نسبت به سازمان منعکس کنند وفاداری و شاید هم رادمردی و گذشت باشد (پودوسکاف ۲۰۰۰) نهایتاًً باید گفت ابعادی که بیشترین توجه را میان محققان به خود جلب کرده‌اند، عبارت‌اند از: نوع‌دوستی، [۶۲] وجدان[۶۳]، ادب و ملاحظه[۶۴]، رادمردی و گذشت[۶۵]، رفتار مدنی[۶۶].

این ۵ بعد توسط اورگان در سال ۱۹۸۸ مطرح شدند و پاچساکوف و همکارانش در سال ۱۹۹۰ با کمک روش تحلیل عاملی برای هرکدام از این ۵ بعد، مقیاس سنجش استانداردی ایجاد کردند که این قیاس‌ها در سال‌های بعد برای سنجش OCB مورداستفاده بسیاری از محققان قرارگرفته است.

نوع‌دوستی، کمک به دیگر اعضای سازمان در رابطه با مشکلات و وظایف مرتبط است. مانند کارکنانی که به افراد تازه‌وارد یا کم مهارت کمک می‌کند.

وجدان به رفتارهای اختیاری گفته می‌شود که از حداقل الزامات نقش فراتر می‌رود. مثل فردی که بیشتر از حالت معمول سرکار می‌ماند و یا کارمندی که وقت زیادی را برای استراحت صرف نمی‌کند.

ادب و ملاحظه


به تلاش کارکنان برای جلوگیری از استرس‌ها و مشکلات کاری در رابطه با دیگران گفته می‌شود.

رادمردی و گذشت نشان دادن تحمل و گذشت در شرایط ایده آل سازمان بدون شکایت و غرغر کردن می‌باشد.

رفتار مدنی، تمایل به مشارکت و مسئولیت‌پذیری در زندگی سازمانی و نیز ارائه‌ تصویری مناسب از سازمان می‌باشد (پودوسکاف، ۲۰۰۰ و بل و منگاچ[۶۷] سال ۲۰۰۲).

عوامل مؤثر در بروز رفتارهای شهروندی سازمانی


دلایل بروز رفتارهای شهروندی موضوع بسیاری از تحقیقاتی بوده است که موردتوجه محققین رفتار سازمانی و روان‌شناسی اجتماعی قرارگرفته است.

کوشش‌ها برای درک همبستگی‌ها و علل عمدتاًً بر خصوصیات فردی متمرکز بوده است، خصوصیات فردی توسط پودسکاف و همکارانش در دو گروه طبقه‌بندی‌شده است.

نگرش‌ها و شخصیت، نگرش‌هایی که بر رفتارهایی که شهروندی سازمانی رابطه‌ معناداری دارند عبارت‌اند از: رضایت شغلی، تعهد سازمانی، درک انصاف و عدالت، درک حمایت سرپرست و یا سازمان و نگرش‌های شغلی درونی و بیرونی.

در طبقه شخصیت نیز متغیرهایی مثل: عاطفه، سازگاری و وجدان قرار می‌گیرند. اما کارکنان اعم از اینکه رفتارهای شهروندی بروز می‌دهند یا خیر در خلأ نیستند. آن‌ ها تحت تأثیر سازمان نیز قرار دارند. تحقیقات انجام‌شده روی فردگرایی – جمع‌گرایی به عنوان یکی از مؤلفه‌های فرهنگ حاکی از آن است که فردگرایی رابطه‌ منفی با OCB دارد در حالی که جبرگرایی با OCB ارتباط مثبت دارد. (سامچ[۶۸] و رون[۶۹]، ۲۰۰۷).

نگرش‌ها [۷۰]


بر اساس تحقیقات انجام‌شده، نگرش کارکنان یک سازمان نسبت به موضوعات مختلف، می‌توانند در بروز یا عدم بروز رفتارهای شهروندی سازمانی مؤثر باشند.

بخشی از این نگرش‌ها به هنگام ورود یک فرد به سازمان با او همراه هستند، اما درعین‌حال سازمان می‌تواند در تغییر و شکل‌دهی بسیاری از نگرش­ها نقش داشته باشد و از این طریق بروز و یا عدم بروز رفتارهای شهروندی سازمانی را کنترل نماید.

در یک دسته‌بندی کلی می‌توان گفت که نگرش کارکنان نسبت به موارد مطرح‌شده در ذیل در بروز رفتارهای شهروندی سازمانی مؤثر است.

رضایت شغلی [۷۱]


به‌طورکلی رضایت شغلی و OCB همدیگر را تقویت می‌کنند برای مثال در یکی از اولین تحقیقات روی کارکنان دانشگاه بیتمن و ارگان (۱۹۸۳) دریافتند که بین معیارهای عمومی رضایت شغلی و OCB رابطه‌ معناداری وجود دارد (زچ[۷۲]، ۲۰۰۲)

اساساً ایده های اولیه درباره‌ بروز رفتارهای شهروندی سازمانی از این اعتقاد اورگان شکل گرفت که «رضایت شغلی تمایل کارکنان را برای کمک به همکارانشان و بروز رفتارهایی که به حس و بهبود ساختار سازمان کمک می‌کنند، افزایش می‌دهد. (موتاویدلر[۷۳]، ۲۰۰۰) »

برابری[۷۴]:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:22:00 ق.ظ ]




این عملکرد اجتنابی، پریشانی و استرس تجارب درونی را در کوتاه مدت کاهش می‌دهد اما با دخالت در پردازش هیجانی در درازمدت، این هیجانات را طولانی تر می‌کند (رومر و اورسیلو،۲۰۰۲؛ به نقل از بائر، ۲۰۰۶). واکنش به تجارب درونی همراه با تلاش در سرکوب یا اجتناب از این افکار و احساسات، احتمالا منجر به افزایش این واکنش ها می شود. تقویت این احساسات، خود منجر به کاهش وضوح هیجانات می شود: همان طور که افکار و احساسات از طریق واکنش منفی به آن ها، قضاوت کردن در خصوص آن ها و تلاش برای اجتناب از آن ها، شدیدتر می شود، پاسخ های حقیقی نیز تیره تر شده و از وضوح آن ها کاسته می شود.

‌بنابرین‏ اغلب مواقع افراد نگران، احساس “آشفتگی” و یا “ناراحتی” را گزارش می‌کنند اما در بیان دقیق و مشخص حالت هیجانی خویش مشکل دارند. فقدان وضوح هیجانات، توانایی افراد را در استفاده مناسب از پاسخ های هیجانی محدود می‌کند. هم چنین، براین اساس افراد حالت های درونی، به عنوان مثال حالت ناخوشایند و منفی، را به تجربه ی خود اضافه می‌کنند که این امر چرخه ی نگرانی را دائمی می‌کند (بائر، ۲۰۰۶).

آن چه که منجر به تمایز میان نگرانی با افکار و تصاویر ناخوانده کوتاه مدت می شود، تکرار مستمر نگرانی است. نگرانی در پژوهش بورکووک و اینز[۱۳]، (۱۹۹۰؛ به نقل از کلارک[۱۴] و فربورن[۱۵]، ۱۳۸۵) در مقایسه با تفکر بهنجار یا در پژوهش ولز و موریسون[۱۶]، (۱۹۹۴؛ به نقل از کلارک و فربورن، ۱۳۸۵) در مقایسه با وسواس ها، بیش از آنکه حاوی تصاویر باشد دربرگیرنده ی افکار است.

اما ترنر [۱۷]و همکاران (۱۹۹۲؛ به نقل از ریجسورت[۱۸] و همکاران، ۲۰۰۱) معتقدند که میان نگرانی و افکار وسواسی چندین شباهت وجود دارد:

۱) هر دو پدیده هم در جمعیت عادی و هم در جمعیت بالینی اتفاق می افتد.

۲) به نظر می‌رسد که محتوا و شکل نگرانی و افکار وسواسی در جمعیت های بالینی و عادی مشابه باشد.

۳) اما در جمعیت بالینی نسبت به جمعیت عادی فراوانی و احساس کنترل ناپذیری آن ها بیش تر است.

۴) هم نگرانی و هم افکار وسواسی با خلق منفی در ارتباط هستند. و این که

۵) عوامل بیمارگونه ی متعددی وجود دارد که نشان می‌دهد به چه علت بعضی از افراد نگرانی ها و افکار وسواسی بیمارگونه دارند و عده ای، ندارند.

با وجود این شباهت ها، به نظر می‌رسد که ‌بر اساس چندین مؤلفه‌، نگرانی و افکار وسواسی با یکدیگر تفاوت های گسترده ای نیز داشته باشند. از نظر محتوا، نگرانی ها به صورت خود- هم خوان[۱۹] تعریف می‌شوند یعنی به صورت واقعی و در خصوص مشکلاتی که در زندگی واقعی رخ می‌دهد، در حالی که افکار وسواسی به صورت خود-ناهم خوان[۲۰] تعریف می‌شوند ‌به این معنی که نامناسب هستند و یا از دسته ای هستند که فرد انتظار انجام آن ها را از خود ندارد (انجمن رون پزشکان امریکا، ۱۹۹۴). نگرانی معمولا به صورت افکار ظاهر می شود در حالی که افکار وسواسی بیش تر شامل تکانه ها و تصاویر می‌باشند (بورکووک و اینز، ۱۹۹۰). پاسخ های رفتاری در قبال نگرانی شامل اطمینان جویی و اجتناب است (ولز، ۱۹۹۷؛ به نقل از ریجسورت و همکاران، ۲۰۰۱) و با پاسخ های رفتاری در افکار وسواسی که شامل رفتارهای بی اثرسازی در انواع تشریفات است، یکسان نیست. تمرکز بر احتمال رخداد اتفاقات منفی، ویژگی خاص نگرانی است، در حالی که نگرانی در خصوص معنای شخصی افکار، مؤلفه‌ ی پردازش خاص در افکار وسواسی است (ریجسورت و همکاران، ۲۰۰۱).

گفته شده که افکار نگرانی زا نسبت به تصاویر ذهنی با برانگیختگی هیجانی کم تر ارتباط دارند (بورکووک و هو[۲۱]، ۱۹۹۰) و شاید پایداری آن (بورکووک و اینز، ۱۹۹۰) به دلیل اجتناب از تصویرسازی ذهنی (و ‌بنابرین‏ اجتناب از اضطراب) است (کلارک و فربورن، ۱۳۸۵). به عبارت دیگر، یکی از مهم ترین ویژگی های نگرانی این است که فعالیتی زبانی، کلامی و درونی است. نگرانی بیش از آن که به شکل تصویری باشد، به صورت کلامی تجربه می شود (ولز، ۱۳۸۴).

نگرانی ممکن است به منظور کارکردهای انطباقی گوناگون به کاربرده شود (دلگادو و همکاران، ۲۰۱۰). بورکووک و اینز (۱۹۹۰) تأکید کرده‌اند که نگرانی می‌تواند به صورت یک عملکرد اجتنابی شناختی عمل کند که افراد مبتلا به GAD از آن برای انحراف توجه خود از تصاویر پریشان کننده استفاده می‌کنند (ولز، ۱۳۸۴). تالیس[۲۲] و آیزنک[۲۳] (۱۹۹۴؛ به نقل از دلگادو و همکاران،۲۰۱۰) معتقدند که نگرانی به عنوان زنگ خطری عمل می‌کند که ما را برای مقابله با تهدیدهای پیش‌بینی شده آماده کرده و نسبت به مسایل حل نشده هوشیار نگه می‌دارد. به اعتقاد ولز نگرانی می‌تواند یک شکل مقابله باشد (ولز، ۱۳۸۴) . وی در مدل فراشناختی خود کوشیده است به تبیین شباهت ها و تفاوت های میان نگرانی بیمارگونه و نگرانی بهنجار بپردازد و بر نقش محوری عوامل فراشناختی در شکل گیری و پایداری اختلال اضطرابی تأکید کند (وزیری و موسوی نیک، ۱۳۸۷). ‌بر اساس مدل ولز، هنگامی که باورهای منفی درباره نگرانی پدید می‌آید فرد این آمادگی را دارد تا نگرانی را به شیوه ای منفی ارزشیابی کند (فرانگرانی) و احتمالا تلاش هایی را برای کنترل نگرانی به کار می‌گیرد. ‌بنابرین‏ هنگامی نگرانی بهنجار به نابهنجار تبدیل می شود که فرانگرانی پدیدار شود؛ در واقع وجه تمایز نگرانی GAD و نگرانی های بهنجار، رویداد فزون تر فرانگرانی است (کلارک و فربورن، ۱۳۸۵).

نگرانی شامل فاجعه سازی است و کنترل ذهنی آن دشوار است (ولز، ۱۳۸۸). در واقع شماری از تحقیقات ‌به این نتیجه رسیده اند که سیمایه ی اصلی نگرانی بیمارگونه، کنترل ناپذیری آن است

(کراسک[۲۴]، همکاران،۱۹۸۹؛ بورکووک و دیگران، ۱۹۹۱؛ رپی[۲۵]، ۱۹۹۱؛ ولز، ۱۹۹۴؛ به نقل از کلارک و فربورن، ۱۳۸۵). افرادی که مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر هستند معمولا گزارش می‌کنند که نگرانی آن ها، بیش تر از حدی است که می خواستند و یا بیش تر از حدی است که دیگران می‌گویند باید باشند. آن ها هم چنین گزارش می‌کنند هنگامی که نگرانی هایشان آغاز می شود، متوقف ساختن آن خیلی دشوار است. در جمعیت های غیربالینی نیز افرادی که سطح بالایی از نگرانی دارند نسبت به سایر افراد، در متوقف ساختن نگرانی هایشان، پس از آغاز آن، مشکل دارند (تالیس، دیوی و کاپوزو[۲۶]، ۱۹۹۴؛ به نقل از بارلو، ۲۰۰۲).

افرادی که مستعد نگرانی هستند به ویژه کسانی که از نگرانی به مثابه یک راهبرد سازگاری سود می جویند (و شاید برای دوری کردن از تصاویر ذهنی) احتمالا درگیر فعالیتی هستند که جریان آگاهی را با شمار فزاینده ای از افکار مزاحم آلوده می‌سازد. این موضوع ممکن است به وسیله فرد چنین تعبیر شود که کنترلی بر فکر نگران کننده ندارد، هر چند این امر در واقع علامتی از کاربرد نگرانی به مثابه یک پردازشگر (و نه کمبود کنترل واقعی) است. کنترل ناپذیری درک شده می‌تواند ناشی از کنترل بیش از حد باشد. کنترل بیش از حد دست کم به دو شکل وجود دارد: ۱٫ اجرای کنترل شده امور شاق مربوط به نگرانی که تصور می شود به سازگاری کمک کند. ۲٫ تلاش برای به کار گرفتن فعالیت های واپس ران فکر (کلارک و فربورن، ۱۳۸۵).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:21:00 ق.ظ ]




دوم عدم تحقق آمیزش جنسی است، در برخی از متون فقهی، برای الحاق کودک به شوهر سه شرط بیان شده است: نخست، تحقق نزدیکی جنسی میان مرد و زن، دوم، گذشت دست کم شش ماه از زمان نزدیکی تا زمان تولد کودک (حداقل زمان حمل)، سوم عدم فاصله بیش از ده ماه میان نزدیکی و تولد کودک(حداکثر زمان حمل). ‌بنابرین‏ اگر مرد با زن نزدیکی جنسی نداشته باشد،کودک تولد یافته به او ملحق نشده، فرزند وی به حساب نمی آید.( نجفی، پیشین،۲۹۵)

بر این اساس، می توان چنین نتیجه گرفت که، چون اهدا کننده ی اسپرم با زنی که به علت بیماری شوهرش، دچار ناباروری شده، آمیزش جنسی ندارد،کودک حاصل، نمی تواند فرزند وی به حساب آید.

در همین زمینه، بعضی از صاحب نظران چنین اظهار نظر نموده ‏اند: در این صورت (فرض مورد بحث)، نص خاصی در قانون موجود نیست ولی با توجه به اهتمام خاصی که قانون مدنی ایران به پیروی از حقوق امامیه در جهت تنظیم انساب و جلوگیری از اختلاط انساب، در مباحث مربوط به نسب و نکاح و عده مبذول داشته است و با بهره گرفتن از روح قانون، می‏توان استنباط نمود که طفلی که در اثر ترکیب نطفه مرد با نطفه زن اجنبی پیدایش یافته و در رحم غیر زوجه مشروع پرورش گردیده است، نمی‏توان به صاحب نطفه ملحق نمود مگر در صورتی که صاحب نطفه نسبت به طرف دیگر در اشتباه باشد.( شهیدی ،۱۳۴۵،ص۱۷۷٫۱۸۸)

ولی آنچه که به نظر می‏رسد و از اصول و قواعد حقوقی نیز بخوبی قابل استنباط است، این است که طفل متولد از لقاح مصنوعی به وسیله اسپرم بیگانه به رحم زن اجنبی، ملحق به صاحب نطفه است. زیرا: همان طور که در مباحث قبل بیان شد عرف تکون طفل از انسان دیگری را منشأ اعتبار و انتزاع رابطه نسبی می‏داند و قانون‌گذار نیز نظریه عرف را در این خصوص پذیرفته است و تنها ‌در مورد زنا نسب را منتفی دانسته است (ماده ۱۱۶۷ق. م). و نظر به اینکه تلقیح در ما نحن فیه عرفاً و شرعاً زنا محسوب نمی‏ شود و همچنین اطلاق (ولد) عرفاً بر این طفل صحیح است و منع صریح قانونی نیز در این مورد وجود ندارد، باید بر این عقیده بود که طفل ملحق به صاحب نطفه است.( همان،ص۱۸۸)

لذا بعضی نیز معتقدند:

«طفل متولد از بارور کردن تخمک و ترکیب نطفه مرد و زن در خارج از رحم، در درون لوله های آزمایشگاهی ملحق به صاحبان نطفه خواهد بود، زیرا از یک طرف نسب طبیعی محقق است و از طرف دیگر برای پیدایش نسب مشروع، قانون گذار خصوصیت دیگری را نظیر انجام رابطه ی جنسی بین مرد و زن لازم ندانسته است. حکم حقوقی مذبور نه تنها در موردی است که بین صاحبان نطفه رابطه ی زوجیت وجود داشته باشد، بلکه حتی بعید نیست گفته شود، در صورتی هم که طرفین از این حیث ، با یکدیگر بیگانه باشند، جریان پیدا می‌کند و طفل با ایشان نسب قانونی خواهد داشت. در این صورت تحقق نسب طبیعی مسلم است؛ عنوان زنا که جز با انجام رابطه جنسی نامشروع بین طرفین، حاصل نمی شود صادق نخواهد بود تا مانعی برای الحاق طفل به صاحبان نطفه باشد. در این حکم فرقی نیست بین موردی که زن صاحب تخمک ،شوهر داشته باشد یا خیر.»( شهیدی، ۱۳۸۷،ص۱۸۳٫۱۸۴ )

هرچند موضوع اعتبار آمیزش جنسی، در مباحث مختلفی از کتاب فقه (الحاق ولد در ازدواج دائم و موقت، لزوم رعایت عده، لعان نفی ولد) مطرح شده است، اما به نظر می‌رسد، اعتبار آمیزش جنسی در تحقق نسب و برقراری ارتباط خویشاوندی میان پدر (حقیقی _ بیولوژیکی) و کودک، تنها از این جهت است که در شرایط عادی و البته در بیشتر موارد، راه انتقال اسپرم به رحم زن،آمیزش جنسی است. (بهبهانی،۱۴۰۵ ه-ق،ص ۴۱۳٫۴۱۳ )

‌بنابرین‏، اگر مرد بدون نزدیکی اسپرم خود را به رحم همسرش منتقل نماید (انزال در فرج)، بدون شک،کودک حاصل ، فرزند وی به حساب می‌آید.( عاملی شهید ثانی، ۱۴۱۳ه-ق،ص۲۱۵) همچنان که در نزدیکی های غیر متعارف (وطی در دبر) نیز اگر احتمال رسیدن اسپرم به رحم وجود داشته باشد، فرزند به صاحب اسپرم ملحق می شود( نجفی ،پیشین،ص۲۲۳) هرچند که این گونه نزدیکی به خودی خود نمی تواند عامل بارداری شود.( بحرانی،۱۴۰۵ه-ق،ص۴)

پس اگر نزدیکی جنسی شرط باشد به آن دلیل خواهد بود که علم به تحقق پیدا نکردن آن، علم به وجود مانع بر سر راه تحقق نسب و حصول خویشاوندی است.( عاملی ، پیشین ، ص۲۱۲) از این رو، اگر پدر بیشتر از زمان بارداری (ده ماه) از همسر خود دور باشد(غیبت)، فرزند به او ملحق نمی شود، چرا که آمیزش در خلال آن ممکن نبوده است. همچنان که اگر زن و شوهر، بر عدم نزدیکی اتفاق داشته باشند، کودک از نظر نسبی به شوهر ملحق نمی شود و انکار انتساب هم به علت عدم تحقق شرایط الحاق، متوقف بر لعان نخواهد بود.( نجفی،پیشین،ص۳۵)

۳-۱-۱-۲٫ تفصیل بین معلومیت و مجهولیت اهداکننده و علم و جهل او

پیروان این نظریه بر این باورند که، هرچند میان کودک و دهنده ی اسپرم نوعی رابطه ی نسبی برقرار است، ولی این ارتباط از نظر حقوقی همیشه آثار یکسانی ندارد و باید میان موارد آن تفاوت گذاشت.

یک تفصیل میان مشخص یا نامشخص بودن اهدا کننده است، که اگر ملاک انتساب یا عدم انتساب کودک به اهدا کننده ی اسپرم، مشخص یا نامشخص بودن اهدا کننده باشد، در این صورت باید گفت: در موردی که برای تلقیح مصنوعی از دهنده ی معلوم استفاده می شود،کودک منسوب به او بوده، تمام حقوق و تکالیف پدری _ فرزندی میان آن ها وجود دارد؛ اما اگر اهداکننده ی اسپرم نامشخص و ناشناس باشد، هرچند خطر برقراری زناشویی با محارم در این صورت بالا است، ولی چون اساس اهدای اسپرم بر نداشتن پیوند با فرزند حاصل است، حکم به تحقق آثار حقوقی روابط پدر _ فرزندی، نوعی تحمیل نسب خواهد بود.(گرجی،۱۳۸۴ ،۴۳۳)این که در اهدا کننده ی اسپرم، انگیزه ی تولید مثل و به دنبال آن، بقای نسل وجود ندارد، امری است که در دهنده ی مشخص و نامشخص به طور مشترک وجود دارد؛ پس مشکل تحمیل نسب تنها اختصاص به صورت دهنده ی نامشخص ندارد، افزون بر آن که نسب رابطه ای است تکوینی و خواستن یا نخواستن مرد و زن تاثیری در ایجاد آن ندارد و به همین دلیل فرزندانی که بدون اراده و خواست یکی از زن و شوهر یا هر دوی آن ها به وجود می‌آیند(فرزند ناخواسته)، به همان اندازه ی انتساب نسبی با آن ها دارند که فرزندانی که با خواست آن ها ایجاد شده اند، از آن برخوردارند.

البته روشن است که مشخص نبودن اهدا کننده نیز باعث سلب نسب از او نمی شود، بلکه مشخص نبودن، موجب عدم افشای نسب خواهد شد و به همین دلیل اگر به هر دلیلی بتوان اهدا کننده ی اسپرم را مورد شناسایی قرار داد، بدون تردید، کودک به وی انتساب داده خواهد شد.

به همین دلیل، اگر نا مشخص بودن صاحب اسپرم به معنای مردد بودن آن بین یک یا چند نفر مشخص با شوهر زن باشد، در متون روایی- فقهی راه های گوناگونی همچون قرعه، فاصله برداری از زمان ازدواج یا آمیزش (دخول)، نشانه(اماره) مالکیت و تحقق فراش،برای تعیین ظاهری یا واقعی آن ارائه شده است، چرا که ادعای وجود کودک بی پدر، در نظام حقوقی جایگاهی ندارد.( جباری،۱۳۸۹،۲۲)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:21:00 ق.ظ ]




‌بنابرین‏، در برخی دعاوی خواهان می‏تواند شخصاً در جلسه دادرسی حاضر و یا لایحه‏ارسال نماید و در برخی دیگر، وکیل خواهان در این جلسه حاضر و به دفاع از دعوا می‏ پردازد. ماده ۹۵ قانون آیین دادرسی در امور مدنی مقرر داشته است:«عدم حضور هریک از اصحاب‏دعوا یا وکیل آنان در جلسه دادرسی مانع رسیدگی و اتخاذ تصمیم نیست.در موردی که ‌دادگاه به اخذ توضیح از خواهان نیاز داشته باشد و نامبرده در جلسه تعیین‏شده، حاضر نشود و با اخذ توضیح از خوانده هم دادگاه نتواند رأی بدهد، همچنین درصورتی که با دعوت قبلی‏هیچ‏یک از اصحاب دعوا حاضر نشوند و دادگاه نتواند در ماهیت دعوا بدون اخذ توضیح، ‌رأی صادر کند، دادخواست ابطال خواهد شد»

اگرچه در ماده مذکور، جلسه دادرسی،اطلاق دارد و ممکن است گفته شود شامل همه‏جلسات رسیدگی می‏ گردد ولی به نظر می‏رسد که ضمانت اجرای مذکور در این ماده(صدور قرار ابطال دادخواست)، مربوط به اولین جلسه دادرسی می‏ باشد زیرا:اولاّ:مواد ۹۵-۹۳ مذکور،اولین مواد فصل چهارم قانون آیین دادرسی تحت‏ عنوان جلسه دادرسی می‏ باشند ‌که این فصل نیز ادامه فصل سوّم قانون مذبور تحت‏عنوان‏”جریان دادخواست تا جلسه دادرسی‏”می‏ باشد. به عبارت دیگر، قانون‏گذار در ادامه مواد مربوط به تقدیم و جریان دادخواست و ابلاغ آن به خوانده، مقرراتی را درباره جلسه دادرسی وضع ‌کرده‌است و از جمله اینکه، اصحاب‏دعوا می ‏توانند در جلسه دادرسی حضور یافته یا لایحه ارسال نمایند و در مواد بعدی مقرر شده است که خواهان و خوانده باید در اولین جلسه دادرسی، اصول اسناد خود را حاضر نمایند(ماده ۹۶)و خواهان می‏تواند در اولین جلسه، خواسته خود را افزایش داده یا خواسته یا درخواست یا نحوه دعوا را تغییر دهد(ماده ۹۸).ازاین‏رو منطقی‏تر آن است که ماده ۹۵ را نیز که قبل از مواد ۹۶ و ۹۸ وضع شده، مربوط به جلسه اول دادرسی بدانیم. ثانیاًً:چنانچه خواهان‏در جلسه اول دادرسی حاضر شده و پیرامون خواسته و دعوای خود توضیح داده باشد، دیگر اخذ توضیح از نامبرده در جلسات بعدی، لزومی ندارد، به‏ویژه اگر در نظر بگیریم که تجدید جلسه رسیدگی، امری استثنایی است و نیاز به وجود جهت یا جهات قانون دارد

(ماده ۱۰۴)

وانگهی، در ماده ۱۶۵ قانون آیین دادرسی مدنی سابق نیز حکمی مشابه حکم مذکور در ماده ۹۵ کنونی مقرر شده بود: «عدم حضور هریک از طرفین در جلسه دادرسی مانع رسیدگی و اتخاذ تصمیم نیست. در موردی که دادگاه محتاج به توضیح از مدعی باشد و مدعی در جلسه که برای توضیح معین شده، حاضر نشود و با اخذ توضیح از مدعی علیه هم دادگاه‏نتواند رأی بدهد، دادخواست مدعی ابطال می‏ شود..». ملاحظه می‏ شود که در ماده مذکور تصریح شده بود که برای اخذ توضیح، باید جلسه‏ای تعیین گردد و اگر خواهان در جلسه تعیین‏شده برای اخذ توضیح، حاضر نگردید،دادخواست وی ابطال می‏ شود.لیکن در ماده ۹۵کنونی،به ‏”جلسه که برای توضیح تعیین شده‏”،اشاره‏ای نشده است و این ماده مقرر می‏دارد که در موردی که دادگاه به اخذ توضیح از خواهان نیاز داشته باشد و نامبرده در جلسه تعیین‏شده حاضر نشود..دادخواست ابطال خواهد شد. ممکن است در جلسه اول دادرسی،نیاز به‏اخذ توضیح از خواهان باشد و وی در این جلسه حاضر نگردد و با اخذ توضیح از خوانده نیز دادگاه نتواند رأی بدهد،در این صورت، به استناد قسمت اخیر ماده ۹۵، دادگاه مبادرت به‏صدور قرار ابطال دادخواست خواهد کرد. به‏عنوان مثال، زوجه دادخواستی به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش به طرفیت زوج تقدیم کند و در دادخواست تقدیمی به استناد شروط ضمن عقد نکاح،تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش نماید.[۵۸]

حال، فرض کنیم زوجه دادخواستی به خواسته فوق به جهت تخلف زوج از شروط ضمن عقد، تقدیم کرده و در جلسه اول دادرسی نیز حاضر نشده است و معلوم نمی‏باشد که زوج از کدامیک از شروط ضمن عقد تخلف کرده و با اخذ توضیح از خوانده نیز دادگاه نتواند رأی‏بدهد، در این صورت دادگاه مبادرت به صدور قرار ابطال دادخواست خواهد کرد. اگر در این‏دعوا، خواهان در جلسه اول حاضر شده و خواسته خود را صدور گواهی عدم امکان سازش به‏جهت ازدواج مجدد زوج اعلام کند، در جلسات بعدی اخذ توضیح پیرامون خواسته از خواهان ضرورتی ندارد و درصورت ارائه دلایل کافی از سوی خواهان(زوجه)،دادگاه گواهی‏عدم امکان سازش صادر خواهد کرد و در غیر این صورت،حکم بطلان دعوا صادر خواهد شد.

‌بنابرین‏، به نظر می‏رسد که باید ماده ۹۵ قانون آیین دادرسی در امور مدنی مبنی‏بر لزوم‏حضور خواهان جهت ادای توضیح و صدور قرار ابطال دادخواست درصورت عدم حضور او را مربوط به جلسه اول دادرسی دانست.

برخی حقوق‏دانان معتقدند درصورتی که خواهان در جلسه دادرسی حاضر نباشد و نیاز به‏اخذ توضیح از وی باشد، دادگاه باید جلسه را تجدید کند و خواهان را برای ادای توضیح‏دعوت نماید[۵۹].

این موضوع در نشست قضایی اسفند ۱۳۷۹ دادگستری استان مازندران، مطرح گردیده و در پاسخ ‌به این سؤال که با توجه به ماده ۹۵، درصورت نیاز به توضیح از خواهان، دادگاه به چه صورت عمل می ‏کند؟قضات حاضر در جلسه اظهار داشته‏اند:«دادگاه باید جلسه رسیدگی تعیین و طرفین را دعوت و در اخطاریه خواهان قید کند که در جلسه جهت اخذ توضیح حاضر شود و یا اینکه نیازی به تعیین جلسه رسیدگی نیست و دادگاه می‏تواند خواهان را ظرف ۵ روز یا یک‏هفته جهت اخذ توضیح دعوت نماید.» صرف‏نظر از اینکه تعیین جلسه رسیدگی و دعوت از طرفین با دعوت از خواهان ظرف ۵ روز یا یک‏هفته برای اخذ توضیح در تعارض می‏ باشد،دعوت از خواهان ظرف ۵ روز یا یک‏هفته‏فاقد جایگاه قانونی است.

ازاین‏رو، کمیسیون تخصصی معاونت آموزشی قوه قضاییه که این سؤالات و پاسخ‏ها را مورد بررسی قرار می‏ دهد، در پاسخ به سؤال مذکور اظهار داشته است:«کاربرد جملات‏”دعوت قبلی‏”و”جلسه تعیین‏شده‏”در ماده ۹۵ بازگشت ‌به این دارد که هرگاه ضرورت اخذ توضیح از خواهان پیش آید مورد، نیاز به تعیین جلسه رسیدگی دارد تا طرفین دعوا در جریان‏چگونگی ضرورت توضیح قرار گیرند و از آثار عدم حضور نیز مطلع باشند.» [۶۰]

به همه این ها، همان‏طور که گفته شد ‌بر اساس قانون آیین دادرسی مدنی سابق، تعیین جلسه‏رسیدگی برای اخذ توضیح، الزامی بود زیرا در ماده ۱۶۵ آن قانون مقرر شده بود، در موردی‏که دادگاه محتاج به توضیح از مدعی باشد و مدعی در جلسه که برای توضیح معین شده، حاضر نشود. دادخواست مدعی ابطال می‏ گردد. در این ماده، صراحتاً یک جلسه برای توضیح‏پیش ‏بینی شده بود ولی در ماده ۹۵ کنونی، با حذف‏”برای توضیح‏”، مقرر شده است که در موردی که دادگاه به اخذ توضیح از خواهان نیاز داشته باشد و نامبرده در جلسه تعیین شده‏حاضر نشود، دادخواست ابطال خواهد شد. با توضیحات فوق، می‏توان گفت که اگر خواهان‏در جلسه اول دادرسی که از سوی دادگاه برای رسیدگی به دادخواست تعیین شده است، حضور نیابد و دادگاه نیاز به اخذ توضیح از وی داشته باشد، دادخواست وی ابطال می‏ گردد.[۶۱]

گفتار اول: صدور قرار ‌ابطال دادخواست بدون نیاز به اخطار مجدد و تجدید جلسه

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:21:00 ق.ظ ]




الف. آسیب کیفی در تعامل اجتماعی (مانند مشکل در دوست یابی، مشکلاتی در رفتارهای غیرکلامی از قبیل تماس چشمی، فقدان روابط متقابل اجتماعی عاطفی).

ب. ظهور و بروز الگوهای کلیشه ای و تکراری محدود در زمینه رفتار، علایق و فعالیت ها (مانند پیچ و تاپ دادن دست و انگشت، اشتغال خاطر به یک یا چند مورد محدود از علائق، اشتغال خاطر به قسمت هایی از اشیا.).

ج. آشفتگی، که با آسیب معنی دار بالینی در زمینه‌های اجتماعی، شغلی یا دیگر زمینه‌های مهم عملکردی می شود.

د. هیچ گونه تأخیر کلی و معنی داری در زبان وجود ندارد به نحوی که یک کودک مبتلا به درخودماندگی با عملکرد بالا تا قبل از دو سالگی می‌تواند استفاده از لغات یک سیلابی و تا قبل از سه سالگی نیز به کار گرفتن جملات ارتباطی را شروع کند.

ه. از نظر بالینی در رشد شناختی یا رشد مهارت های خودیاری متناسب با سن کودک، رفتار انطباقی (غیر از تعامل اجتماعی) و کنجکاوی های کودکانه درباره محیط تأخیر قابل ملاحظه ای وجود ندارد.

و. ملاک ها با دیگر اختلال خاص نافذ مربوط به رشد یا اسکیزوفرنی مطابقت ندارند.

ولکمار و کلین[۳۳] در سال ۲۰۰۰ مطالعه ای را گزارش کردند که درآن معیار تشخیص اختلال یادگیری غیرکلامی و درخودماندگی سطح بالا را مقایسه کرده بودند. در تحقیقات دیگر، در میان نقایص مختلف آن ها گزارش کردند که شش زمینه نقص در هردو اختلال وجود دارد و پنج مورد در هیچ یک از کودکان با اختلال یادگیری غیرکلامی و درخودماندگی سطح بالا دیده نشد. این زمینه ها شامل موارد زیر هستند:

عملکرد ضعیف

۱-مهارت های حرکتی ظریف )نوشتن، گره زدن بند کفش، نخ کردن مهره ها( . ۲- مهارت های حرکتی درشت )دوچرخه سواری، ورزش، دویدن، رقصیدن(. ۳- یکپارچگی بینایی- حرکتی )فعالیت های چشم و دست مانند پرکردن یک دایره کوچک در پاسخ نامه(. ۴- یکپارچگی بینایی- فضایی )قضاوت ‌در مورد نزدیکی، دیدن جزئیات، توانایی برای تشخیص پیش زمینه ازپس زمینه )برای مثال روی یک نقشه یا صفحه تمرین(. ۵- شکل دهی مفاهیم غیرکلامی )تصورکردن برخی چیزها درذهن، استفاده از افکار مثبت، رسیدن به ایده های جدید(. ۶- حافظه بینایی )بخاطر آوردن چیزهایی که می بینند(.

عملکرد خوب

۱- تولید )تولید صداهای گفتار .(۲- برون ده کلامی )صحبت کردن، تولید کلمات در گفتار معنی دار(. ۳- درک شنیداری )فهمیدن چیزهایی که می شنوند .(۴- خزانه واژگانی )آگاهی از لغات و کاربردآنها(. ۵- حافظه کلامی )به خاطر آوردن چیزهایی که می شنوند(.(شاهبداغی و همکاران، ۱۳۹۰).

اختلال های همبود با اختلال یادگیری غیرکلامی و درخودماندگی سطح بالا

اختلال نارسایی توجه

اکثر مدارس و متاسفانه تعدادی از متخصصین نیازهای دانش آموزان اختلال یادگیری غیرکلامی و درخودماندگی سطح بالا را اشتباه تشخیص داده و می فهمند. رایج ترین خطا این است که این کودکان را با نارسایی توجه توصیف می‌کنند ) یک اختلال عصب شناختی متفاوت .(اختلال نارسایی توجه بیش از یک طبقه ی تشخیصی را در راهنمای تشخیصی و آماری اختلال‌های روانی به خود اختصاص می‌دهد. کودکان با اختلال یادگیری غیرکلامی و درخودماندگی با عملکرد بالا به اشتباه در طبقات عمده اختلال نقص توجه تمرکز – نوع بیش فعال[۳۴] یا اختلال نقص توجه تمرکز – نوع بی دقت[۳۵] تشخیص داده می‌شوند. ممکن است تشخیص دوگانه وجود داشته باشد )کودک ممکن است هم اختلال یادگیری غیرکلامی یا درخودماندگی با عملکرد بالا باشد و هم نارسایی توجه (اما ضروری نیست، این مورد به والدین گفته شود. در کودکان کم سن و سال، علائم اختلال یادگیری غیرکلامی و درخودماندگی سطح بالا اغلب با نشانه های مشابه تکانشی، مشکلات تمرکز و آشفتگی و حواس پرتی ظهورمی یابد، گر چه بسیاری از علائم به عنوان بخشی از علائم اختلال یادگیری غیرکلامی و درخودماندگی سطح بالا نیز می‌باشد )ازونوف، داوسن و مک پارتلند[۳۶] ۲۰۰۲؛ ترجمه شریفی درآمدی، ۱۳۸۵).

اختلال وسواس اجباری

بسیاری از کودکان با اختلال یادگیری غیرکلامی و درخودماندگی با عملکرد بالا در برخی از مراحل زندگی از اختلال اضطرابی رنج می‌برند. بسیاری ازآنها نشانه های اختلال وسواس اجباری[۳۷] را تجربه می‌کنند. اختلال وسواس اجباری یکی از اختلالات اضطرابی می‌باشد، که در راهنمای تشخیصی و آماری اختلال‌های روانی آمده است. اختلال وسواس اجباری اختلالی است که می‌تواند در هر زمان از زندگی شخص رخ دهد، اما به عقیده درمانگران قدیمی در کودکان رایج است. این اختلال از طریق وجود وسواس و نیز اجباری که به درجاتی باعث ایجاد ناراحتی در برخی از افراد می شود، شناسایی می شود و در نتیجه در بعضی از جنبه‌های زندگی آن ها مزاحمت ایجاد می‌کند) زندگی شخصی ، حرفه ای یا تحصیلی .( نگرانی و ترس های منطقی و طبیعی در این اختلال مورد نظر نیستند )ازونوف، داوسن و مک پارتلند ۲۰۰۲؛ ترجمه شریفی درآمدی، ۱۳۸۵).

توانایی دیداری – فضایی در کودکان با اختلال یادگیری غیرکلامی و درخودماندگی سطح بالا

توانایی دیداری – فضایی شامل شناسایی جهات، یکپارچگی (هماهنگی) دوطرفه و سوبرتری (برتری جانبی) بوده و به کودک امکان می‌دهد قضاوت صحیحی از جایگاه اشیا در فضای دیداری در مقایسه با دیگر اشیا و نسبت به بدن خود داشته باشد، توانایی هایی وجود دارند که به کمک آن ها می‌توانیم جهت ها را درک کرده و از آن برای سازمان دادن فضای دیداری خود استفاده کنیم. به عنوان مثال، زمانی که می گویید شیئی در قسمت بالا سمت چپ قرار دارد، منظور این است که آن شئ در سمت چپ شما قرار دارد. اگر شما از وضعیت بدنی خود اطلاعی نداشته باشید و ندانید که بدن شما در کجا قرار دارد. تعیین جایگاه چیزها بسیار دشوار خواهد بود، توانایی‌های دیداری – فضایی نیاز به مشاهده یک شئ و سپس بیان ارتباط آن با فضای مرتبط با خودتان را دارد (منشادی، ۱۳۸۹).

انواع توانایی دیداری – فضایی

۱- برتری جانبی[۳۸]: برتری جانبی، یک خودآگاهی درونی است از دو طرف بدن و داشتن اینکه این دو طرف با یکدیگر متفاوت هستند. برتری جانبی مستلزم تعاون خوب و آگاهی از خط میانی بدن است (یک خط نامرئی که بدن را به دو قسمت قرینه و مساوی تقسیم می‌کند). کودکانی که در آن ها برتری جانبی رشد نکرده است رفتارهایی همچون: به کار نبردن دست غیرغالب به حمایت، حرکات اضافی و چرخاندن سر به کار می‌برند. این گرایش در تمام به طور طبیعی رشد می‌کند، اما اگر کودک بعد از سن ۸ سالگی هنور به برتری جانبی نرسیده باشد، دچار مشکلاتی خواهد شد. و سرانجام برتری جانبی موجب یادگیری جهت ها (چپ و راست) می شود (حکیمی، ۱۳۸۸).

۲- جهت[۳۹]: جهت شامل بالا، پایین، جلو، عفب و ترکیب هایی از این قبیل است. این همچنین به معنای نشان دادن این جهت ها از جمله چپ و راست در فضا است. یادگیری جهت ها در رمزگشایی کلمات بسیار با اهمیت است، به عنوان مثال، بدون ندانستن جهت ها، کلماتی نظیر b, d و p, q همه علائمی مشابه به نظر خواهند رسید. مهارت های حرکتی چشم در رشد مهارت های جهت یابی بسیار با اهمیت هستند (اشکان، ۱۳۸۳).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:21:00 ق.ظ ]




امروزه ایده تولید علم دینی در جهان اسلام ایده ای کاملاً شناخته شده است. این ایده پس ازپیروزی انقلاب اسلامی ایران و به خصوص در سال‌های اخیر در ایران مورد بحث و گفتگوهای بسیار قرار گرفته است. در این مدت تلقی های مختلفی درباره چیستی علم دینی توسط موافقین این ایده مطرح شده است .علم دینی علمی است که مبتنی بر فلسفه علم الهی شکل گیرد، فلسفه علمی که خود مبتنی بر فلسفه مطلق الهی است. (موحد ابطحی ،۱۳۹۱، ص. ۴۲ ).

علم دینی در مفهوم اراده شده از آن، متفاوت است از « علم دین» به شکل ترکیب اضافی و «علم و دین» به شکل ترکیب عطفی؛ بلکه به صورت ترکیب وصفی مورد نظر است. مراد از «علم دین»، دانش های است که عهده دار شناسایی و شناساندن دین هستند که در حوزه اسلامی، دانش هایی چون فقه، حدیث، تفسیر، کلام و مانند آن، هر یک عهده دار معرفی بخشی از محتوای دین اسلام می‌باشند و علم دین به حساب می‌آیند. با توجه به اینکه علم دینی در مفهوم تحلیلی و ترکیبی خود دارای تشابه های فراوان با کاربردهای دیگر است، ناگزیر از تبیین مفهوم علم دینی هستیم. (فکری، ۱۳۹۲، ص. ۲۷ ).

اصطلاح علم دینی ناظر بر روابط محتملی است که پژوهشگران میان دین و شاخه هایی از علوم تجربی برقرار می‌کنند. در این اصطلاح، علم می‌تواند همان علوم تجربی طبیعی باشد یا علوم تجربی انسانی؛ دین نیز می‌تواند اسلام باشد یا یهودیت و مسیحیت و جز این ها. (باقری، ۱۳۹۰، پشت جلد ).

از نظر حسین سوزنچی وقتی سخن از معنا علم دینی به میان می‌آید، اولین مطلب این است که مقصود از علم در تعبیر علم دینی چیست. این سوال ما را وارد عرصه مباحث علم شناسی می‌کند. شاید بتوان عمده بحث های درباره علم را ذیل دو تلقی از این واژه قرار داد:

۱ . علم به عنوان تک معرفتی که غالباً در قالب یک گزاره قابل بیان شدن است، که اختصاراً به آن علم به عنوان یک گزاره معرفتی می گوییم.

۲ . علم به عنوان یک نظام منسجم معرفتی حاصل از چندین گزاره که از آن به رشته علمی نیز تعبیر می شود. (سوزنچی، ۱۳۸۹، ص. ۱۵ ).

مایکل لیهی و رونالد لورا در مقاله خود با عنوان تلقین های دینی و دریچه اذهان، استدلال می‌کنند که گزاره های دینی تنها به ارجاعات عمومی غیر مادی یا مسائل و وقایعی که در یک بعد ماورایی از واقعیت وجود دارند اشاره می‌کند. لیهی و لورا در قسمت اول مقاله خود استدلال می‌کنند که گفتمان دینی به انواع دیگر گفتمان شباهت دارند به میزان وابستگی آن ها به چیزی که آن ها را ازلیات پیشین، یا گزاره های واقعی می‌نامند که غیر قابل آزمایش یا غیر قابل ابطال هستند. لیهی و لورا در مقاله خود برای ارائه یک قرائت از منطق گفتمان دینی آن را با احتمال و وابستگی که هم اکنون در ارتباط است تداوم می بخشند. (هاند، ۲۰۰۶، ص. ۸۸ ).

علم دینی در مفهوم ارده شده ازآن، متفاوت است از علم دین به شکل ترکیب اضافی وعلم ودین به شکل ترکیب عطفی؛ بلکه به صورت ترکیب وصفی مورد نظر است. مراد از علم دین دانش هایی است که عهده دار شناسایی و شناساندن دین هستند که در حوزه اسلامی، دانش هایی چون فقه، حدیث، تفسیر، کلام و مانند آن، هریک عهده دار معرفی بخشی از محتوای دین اسلام می‌باشند و علم دین به حساب می‌آیند. ترکیب اصطلاحی علم و دین نیز ‌بر مبنای‌ متفاوت دانستن حوزه معرفتی علم و دین و آغاز پرسش از امکان و یا عدم امکان تعامل این دو عرصه شناختی استوار است. در این عرصه، از نسبت های ممکن میان علم ودین سخن به میان آمده و نتایج و لوازم هر یک از نسبت های چهارگانه تطابق، تباین، تعاضد و تعارض مورد بررسی قرار می‌گیرد. اما علم دینی ‌بر اساس امکان تعاضد و تعامل علم دینی و نفی تعارض و تباین این دو پایه ریزی شده است. (فکری، ۱۳۹۱، ص. ۲۶ ).

جدایی و نزاع علم و دین یا به عبارتی عقل و دین، محصول تصوری ناصواب از نسبت علم و دین و بر این مبنا قرار دارد که عقل – درمعنای وسیع آن، که علم نیز یکی از نمودهای آن است- در مقابل دین است و معرفت بشری، بیگانه و جدای از معرفت دینی است و آنچه را که دین می‌گوید برون مرزی است، یعنی آن چیزهایی است که علم می‌گوید، لذا می‌توانند یکدیگر را ترد و نفی نماید. از نظر ایشان، کلید حل این نزاع و تقابل موهوم و آشکار کردن نسبت واقعی «عقل و دین» و «علم و دین» در گرو تعیین جایگاه و منزلت عقل در درون هندسه معرفت دینی است. تأکید ایشان بر این که عقل همگام با نقل – کتاب و سنت- تأمین کننده معرفت دینی است و چتر دین بر سر این دو منبع گسترده است، ‌به این نکته می‌ انجامد که معرفت عقلانی و دانش علمی بیرون از قلمرو معرفت دینی نیست و هرگز عقل به عنوان یکی منابع معرفت دینی در مقابل دین قرار نمی گیرد، بلکه عقل در برابر نقل است؛ نه در برابر دین. (واعظی، ۱۳۸۷، ص. ۱۰ ).

از نظر خسرو باقری گاهی تصور می شود که علم دینی علمی است که می‌خواهد پشتوانه ادعاهای علمی خود را از متون دینی استخراج کند؛ یعنی از نظر محتوایی، زمانی مدعایی پذیرفته شود که در متون دینی آمده باشد و از نظر روشی نیز متد علمی را از دین به دست آورده باشد. علم دینی ‌به این مفهوم بی معنا یا دوری است و هر چه باشد علم دینی نبوده و حداکثر یک امر دینی است زیرا گزاره های علمی داعیه های موردی و ناظر به عالم واقع هستند و با رجوع به عالم خارج و تجربه ورزی می توان صحت محتوای آن ها را دریافت. همچنین اینکه یک روش می‌تواند ما را در شناختن واقعیت یاری بکند یا خیر؛ باید در جریان به کار گیری روش معلوم شود و صرفاً به صورت نقلی نمی توان درستی یا متدلوژی را اثبات کرد. (باقری، ۱۳۷۹، ص. ۴۲ ).

اما تعبیر دیگری از علم دینی وجود دارد که برخلاف دیدگاه اول، بیانگر یک نوع استقلال بین علم و دین است و در عین حال سعی بر توازن میان این دو دارد. یعنی قول به اینکه اگر علم به روش خاص خود، در حوزه خاص خود، به نتایجی رسیده است، دین هم پیشاپیش آن نتیجه را گفته و بیان ‌کرده‌است و این ما هستیم که باید آن نتیجه را در متون دینی پیدا کنیم و آن جمع بندی علمی و دینی را متناظر باهم مطرح کنیم. ‌به این ترتیب، علم دینی گفتاری است «علمی» تا آنجا که از علم برخاسته و «دینی» است تا آنجا که در متون دینی مطرح شده است. (همان، ص. ۴۲ ).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:21:00 ق.ظ ]




جریان توزیع با چالش‌های گوناگونی روبرو است. کانال‌های فروش سنتی رفته رفته گیرایی و توان خود را از دست می‌دهند، هر چه تولید کنندگان قدیمی همچنان با این کانال‌ها کار می‌کنند، شرکت‌های نوپا و نوآور چنین تعهدی ندارند. از اینرو دستشان در ایجاد و گسترش راه های کارآمد تر و آسانتر برای پخش فرآورده ها، باز است و از اینرو موقعیت به نحوی بهره وری می‌کنند.

تصمیم درباره کانال توزیع از جمله مهمترین تصمیماتی است که فراروی مدیران قرار دارد. تصمیم درباره توزیع فیزیکی کالا بر سایر تصمیمات بازاریابی تأثیر مستقیم می‌گذارد. مثلاً خط مشی قیمت گذاری یک شرکت ‌به این بستگی دارد که آیا شرکت برای فروش کالای خود از عمده فروشان انبوه استفاده می‌کند یا از فروشگاه های اختصاصی سطح بالا.

تصمیمات مربوز به آگهی های تبلیغاتی پرسنل فروش شرکت ‌به این بستگی که واسطه های فروش تا چه اندازه به تشویق، آموزش و ایجاد انگیزه نیاز دارند. دستیابی شرکت به کالاهای جدید یا تولید این کالاها نیز بستگی دارد به متناسب بودن یا تطبیق این کالاها با توانایی‌های اعضای کانال توزیع. به هر حالا شرکت‌ها اغلب به کانال‌های توزیع[۱۷] کالاهای خود توجه کافی ندارند و این امر گاه عواقب زیانباری برای آنان به دنبال دارد.

در مقابل بسیاری از شرکت‌های دیگر با بهره گرفتن از سیستم های توزیعی نوین خلاق، به مزیت رقابتی دست یافته اند.

تصمیمات مربوط به کانال‌های توزیع، اغلب منجر به ایجاد تعهداتی بلند مدت در قبال سایر شرکت‌ها و مؤسسات می‌باشد. مدیریت در انتخاب کانال باید ضمن توجه به اوضاع و احوال و شرایط فعلی، شرایط و محیط فروش فردا را نیز مد نظر داشته باشد. (کاتلر و آمسترانگ ، ۱۳۷۹: ۴۸۵).

۲-۱-۵: کانال توزیع :

کانال بازاریابی (که به آن کانال توزیع یا کانال تجاری نیز می‌گویند) عبارت از مجموعه ای از سازمان‌های مهم وابسته است که باعث می‌شوند کالا یا خدمات برای استفاده در دسترس مشتریان قرار گیرند. به عبارت دیگر حلقه ارتباط بین تولیدکنندگان و مشتریان را کانال توزیع می‌گویند. (عبدالوند، ۱۳۸۴، ۱۶۷). بعضی از عوامل که محرک استراتژی چند مجرایی برای شرکت ها هستند شامل: رشد فروش، تمایل برای پوشش گسترده تر بازار، بهبود رضایت مشتریان هدف، تقلیل هزینه ها با به کارگیری کانال های با هزینه کم (sathye,1999;stern,1996).

معمولاً کالا و محصولات به وسیله افراد، سازمان‌ها و مؤسسات مختلفی دست به دست گردیده و بالاخره به دست مصرف کننده نهایی می‌رسد ، ‌گروه‌های متعددی مثل عمده فروش، دلالها، خرده فروش ها و به عبارتی واسطه ها در جریان این انتقال و داد و ستد فعالیت دارند. مجموع این گروه ها کانال توزیع را تشکیل می‌دهند. یک کانال توزیع مجموعه ای از مؤسسات وابسته به یکدیگر است، موسساتی که مسئولیت تحویل کالا یا خدمات به دست مصرف کننده یا استفاده کننده صنعتی بر عهده ایشان واگذار شده است (Kotler & Armestrong . 2003 :526 ).

به تعریف دیگر :

کانال توزیع عبارت است از سازمان یا شخصی که کمک می‌کند کالا و یک خدمات از سوی تولید کننده به سمت مصرف کننده نهایی یا مصرف کننده صنعتی حرکت کند (محبعلی،۱۳۷۸: ۲۷۴).

یک شرکت می‌تواند به آسانی تصمیمات مربوط به قیمت گذاری، تبلیغات یا ارتقاء فروش را تغییر دهد، اما تغییر تصمیمات مربوط به کانال توزیع بسیار مشکل می‌باشد.

اگر چه اغلب چنین به نظر می‌رسد، ولی کانال توزیع در آمیخته بازاریابی خیلی اوقات یک متغیر است. وجهه و اعتبار محصول، قیمت گذاریو تلاش تبلیغاتی همانند ارائه فیزیکی خود محصول همگی می‌تواند تحت تاثیر کانال‌های تجاری مورد استفاده قرار گیرد، تقویت شوند و یا اینکه در خطر بیفتد (مارتین کریستوفر و دیگران، ۱۳۸۰: ۶).

تدارکات بازاریابی[۱۸] ( که به آن توزیع فیزیکی نیز می‌گویند) شامل تحویل کانال محصولات به مشتریان و واسطه های کانال می‌باشد.

۲-۱-۴ -۱ : وظیفه کانال توزیع:

اعضای کانال توزیع انجام وظائف اصلی زیر را بر عهده دارند:

اطلاعات – جمع‌ آوری و توزیع اطلاعات درباره نیروهای موجود در محیط بازاریابی برای تسهیل امر مبادله.

تبلیغات – تهیه و پخش اطلاعات ترغیب کننده درباره کالا.

جستجو – جستجو برقراری ارتباط با خریداران بالقوه.

تطابق – متناسب ساختن عرضه با نیاز مشتری.

مذاکره – دستیابی به توافق بر سر قیمت و شرایط معامله.

جابجایی و ذخیره – توزیع فیزیکی[۱۹]، حمل کالا و انبار کردن.

ریسک پذیری – قبول مخاطره مربوط به انجام کار توزیع.

با کمک وظیفه نخست، معاملات شکل می گیرند و با کمک سه وظیفه آخری به انجام می‌رسند.

وظائف مختلف مربوط به کانال توزیع کالا باید بین اعضای کانال به صورتی تقسیم شود که آن ها قادر به بهترین نحو ممکن قادر به انجام آن باشند. انجام این وظائف باید به جور شدن بهترین ترکیب کالا برای مصرف کنندگان منجر گردد. (کاتلر و آمسترانگ، ۱۳۷۹، ۴۹۰)

۲-۱-۴-۲ : تضاد کانال

از آنجا که موفقیت هر یک از اعضای کانال توزیع به موفقیت کل کانال بستگی دارد، مطلوب است که مؤسسات عضو کانال با هم همکاری کنند. فعالیت‌ها و اهداف آن ها باید با هم هماهنگ باشد. علی‌رغم اینکه اعضای کانال به هم وابستگی متقابل دارند، اغلب و بر اساس منافع کوتاه مدت خود از حوزه سیاست تکروی پیروی می‌کنند. آن ها غالباً با حدود وظایفی که بر عهده تک تک ایشان واگذار شده است موافق نیستند و نهایتاًً به تضاد کانال می‌ انجامد.

تضاد افقی، اختلافی است بین مؤسسات واقع در یک سطح کانال بروز می‌کند که مثلاً بعضی از پیتزا فروشی ها نیز از همکاران خود گله می‌کنند که همکاران آن ها در استفاده از مواد اولیه برای پیتزا تقلب می‌کنند و خدمات درست و حسابی ندارند و این امر به تصویر ذهنی کلی درباره مراکز پیتزا فروشی آسیب می رساند .

تضاد عمومی به اختلاف سطوح مختلف یک کانال توزیع اشاره دارد. شرکت کوکاکولا با پر کنندگان ‌بطری‌های خود اختلاف پیدا کرد وقتی که بعضی از آن ها موافقت کردند ‌بطری‌های شرکت رقیب را نیز پر کنند.

۲-۱-۴ -۳ : کانال‌های اصلی توزیع :

در کانال‌های توزیع چه در بخش کالا و چه در بخش خدمات، هر واسطه بخشی از وظائف رساندن کالا یا خدمت به خریدار نهایی را انجام می‌دهد.

۲-۱-۴ -۳ -۱ : کانال‌های توزیع در پخش کالاها :

بر اساس نوع محصول و شرایط خاص اجتماعی، نحوه فعالیت‌های واسطه ها را می توان به صورت‌های زیر بررسی کرد:

الف – کانال‌های توزیع مصرفی : شکل ۲-۱۳ کانال‌های توزیع کالاهای مصرفی را نشان می‌دهد.

مصرف کننده تولید کننده

کانال ۱

کانال ۲

کانال ۳

کانال ۴

کانال ۵

کانال ۱

کانال ۲

مصرف کننده خرده فروش تولید کننده

کانال ۳

مصرف کننده خرده فروش عمده فروش تولید کننده

کانال ۴

مصرف کننده خرده فروش دلال عمده فروش تولید کننده

کانال ۵

مصرف کننده خرده فروش توزیع کننده تولید کننده

شکل ۲-۱۱ : کانال‌های توزیع بازار مصرف کننده

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:21:00 ق.ظ ]




۲-۳) سیاست تقسیم سود

اصطلاح سود تقسیمی معمولا به پرداخت نقدی و یا غیرنقدی درآمدهای شرکت به سهامدارانش گفته می شود.سود سهام ممکن است به یکی ا ز دو صورت، سود نقدی و سود سهمی پرداخت شود. سود نقدی معمولی ترین نوع انتقال بازده از طرف شرکت ها به سهام‌داران است. شرکت ها در توزیع سود نقدی خود به طور یکسانی عمل ننموده و در این راه سیاست های متفاوتی اتخاذ می نمایند. این سیاست ها می‌توانند متغیر باشند و دامنه ای از پرداخت حداقل سود نقدی مقرر در قانون تا پرداخت تمام عایدات شرکت و حتی بیشتر از عایدات سالانه به ‌عنوان سود نقدی را در بر بگیرند[۵].

دلایل زیادی برای تقسیم یا عدم تقسیم سود وجود دارد. کشف و شناسایی دقیق عوامل اثر گذار بر سیاست تقسیم سود هنوز یکی از مسائل بحث انگیز در حوزه مدیریت مالی شرکت ها است. مدیریت شرکت باید متغیرهای متفاوتی را قبل از تصمیم گیری درباره چگونگی پرداخت سود تقسیمی در نظر بگیرد. در صورتی که عوامل اثرگذار بر نسبت سود تقسیمی و میزان تأثیر آن ها مشخص شود، مدیران به نگرشی درباره موقعیت شرکت خود از لحاظ تقسیم سود دست می‌یابند و بهتر می‌توانند تصمیم گیری کنند. سود تقسیمی روی ارزش سهام شرکت و آینده آن تأثیر دارد. به دست آوردن سود و کسب ثروت هدف مشترک تمامی سهام‌داران است .[۷]

سیاست تقسیم سود، یک جنبه مهم از مدیریت مالی است، به دلیل این که که مدیران در قالب این سیاست، تصمیم می گیرند که از نتیجه کلی عملیات شرکت یعنی سود، چه مبلغی بین سهام‌داران توزیع و چه مبلغی به صورت سود سنواتی در شرکت نگهداری شود. بازده کلی سهامدار نیز از عوامل این تصمیم گیری یعنی سود سهم دریافتی وی و عایدی سرمایه ای (افزایش قیمت سهام طی دوره معین) ناشی می شود. ‌بنابرین‏ سود سهام دریافتی سهامدار یک عنصر مهم در بازده سرمایه گذاری در شرکت به شمار می رود. ‌بنابرین‏ مدیران شرکت با تضادی در تلفیق دو جنبه قرینه از تقسیم سود روبرو هستند و ممکن است در این رابطه به یکی از دو صورت زیر عمل کند.

    1. ابتدا پروژه های سرمایه گذاری مورد قبول شرکت را از طریق سود، تأمین مالی کرده و سپس باقی مانده آن را در صورت وجود بین سهام‌داران توزیع کنند. در این صورت سود سهام به عنوان یک باقی مانده انفعالی خواهد بود. این تصمیم مدیران شرکت احتمالاً به نوسات شدید در پرداخت سود سهام از سالی به سال دیگر منجر می شود.

  1. ابتدا سود مورد نظر را بین سهام‌داران تقسیم و سپس باق یمانده را برای سرمایه گذاری مجدد استفاده کنند. اگر وجوه باقی مانده برای تأمین مالی سرمای هگذاری ها ناکافی باشد، آن را از منابع تأمین مالی خارجی مانند ایجاد بدهی و یا انتشار سهام جدید تأمین کنند. در این حالت، سود سهام به عنوان یک متغیر تصمیم فعال عمل می‌کند و شرکت از این تصمیم ، انتظار بازده بیش تری نسبت به نگهداری سود دارد.

انتخاب یکی از راهکارهای فوق توسط شرکت، به میزان تأثیر آن بر بازده سهام عادی بستگی خواهد داشت. در صورت انتخاب مورد اول، بازده سهام تابعی از تقسیم سود نخواهد بود و انتخاب دوم بیانگر این است که بازده سهام تابعی از سود پرداختی است.

۲-۳-۱) عوامل مؤثر بر تقسیم سود

شرکت ها برای تعیین میزان سود تقسیمی خود علاوه بر در نظر گرفتن موارد قانونی، عوامل و محدودیت های دیگری را نیز باید درنظر بگیرند که مهمترین آن ها عبارتند از :

١) وضعیت نقدینگی شرکت: از آنجا که سود نقدی مبین خروج وجه نقد از شرکت است، هر چه وضعیت نقدینگی شرکت بهتر باشد، شرکت توانایی بیشتری در پرداخت سود خواخد داشت. وجود سود به تنهایی دلیلی برای تقسیم سود آن نیست بلکه باید نقدینگی کافی نیز وجود داشته باشد.

٢) محدودیت قرارداد وام: محدودیت هایی توسط وام دهندگان ‌در مورد توزیع سود بین سهام‌داران به مورد اجرا گذاشته می شود تا توانایی شرکت را برای پرداخت اقساط وامهای خود بالا ببرند.

٣)سودآوری و فرصت های سرمایه گذاری: در صورتی که شرکت فرصت های سرمایه گذاری و سودآوری داشته باشد می‌تواند از سود به عنوان تامین مالی آن ها استفاده کند لذا سود کمتری بین سهام‌داران توزیع می کند.

۴) مالیات: بسیاری از کشورها نرخ مالیات بر درآمد مرتبط با سود سرمایه ای و سود سهام یکسان است و کل سود سهام دریافتی توسط اشخاص در سال دریافت سود ٬ مشمول مالیات می شود. اما مالیات بر درآمد سرمایه ای در سال فروش سهام قابل پرداخت خواهد بود و شرکت ها باید سیاستی را اجرا کنند که حداقل بار مالیاتی برای سهام‌داران داشته باشد.

۵) توانایی شرکت در دستیابی به بازارهای پول و سرمایه: هر چه توانایی شرکت در وام گیری و تامین وجوه از طریق بدهی بیشتر باشد، انعطاف پذیری آن در پرداخت سود سهام بیشتر خواهد بود.

۶) هزینه انتشار سهام جدید: پرداخت سود سهام از یک طرف و باز پس گرفتن آن به صورت افزایش سرمایه مستلزم صرف وقت و هزینه برای شرکت است، بدون اینکه منافعی نصیب سهام‌داران شود.

٧) میزان سودهای شرکت: شرکتی که سودآوری آن نسبت به سایر شرکت‌ها ثبات بیشتری داشته باشد سود سهام نقدی آن منظم تر می شود و احتمالاً درصد بالاتری از سود را بین سهام‌داران توزیع می‌کند. در نتیجه پرداخت سود سهام احتمال بروز عدم اطمینان در ذهن سهام‌داران نسبت به سلامت مالی شرکت را کاهش می‌دهد. روند سودآوری بلند مدت مهمترین عامل در توانایی پرداخت سود سهام توسط شرکت است. نوسانات کوتاه مدت یا مقطعی در سودآوری، هنگامی که روی وجه نقد یا سرمایه شرکت اثر نگذاشته اند، تاثیر کمی بر تصمیمات تقسیم سود شرکت می‌گذارد.

٨) کنترل: اگر شرکتی سود سهام قابل توجهی پرداخت کند احتمالاً بعدها باید وجوه مورد نیاز برای سرمایه گذاری پروژه های سودآور را از طریق فروش سهام جدید تامین کند. در چنین شرایطی کنترل امور شرکت توسط سهام‌داران قدیمی که سهام جدید را خریداری نکرده اند کمتر می شود. اینگونه سهام‌داران ممکن است سود سهام کم و تأمین مالی پروژه های سرمایه گذاری از طریق سود تقسیم شده را ترجیح دهند.

٩) تورم: یکی از عواملی که در میزان سود سهام نقدی اثر دارد تورم است. این موضوع باعث شده که شرکت ها به تدریج میزان سود تقسیمی را افزایش دهند. اگر شرکتی هر سال مبلغ ثابتی را به عنوان سود سهام پرداخت کند، به لحاظ وجود تورم، ارزش واقعی با خرید آن سوددهی به تدریج کاهش می‌یابد. برخی از شرکت ها از نظر تقسیم سود سیاستی را در پیش گرفته اند که در اجرای آن آثار تورم خنثی می‌گردد. در اجرای این سیاست سعی می شود که با توجه به نرخ تورم میزان سود پرداختی هر ساله افزایش یابد تا قدرت خرید مبلغی که از این بابت به سهامدار عادی پرداخت می‌گردد ثابت باشد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:21:00 ق.ظ ]




یکی دیگر از اصول قانون اساسی به طور ضمنی به منابع نفت و گاز توجه دارد، اصل چهل و پنجم این قانون است. به موجب این اصل، «انفال و ثروت­های عمومی از قبیل زمین­های موات یا رها شده، معادن، دریاها، دریاچه­ها، رودخانه­ها و … در اختیار حکومت اسلامی است تا بر طبق مصالح عامه نسبت به آن­ها عمل نماید. تفصیل و ترتیب استفاده از هر یک را قانون معین می­ کند.» در این اصل معادن- که شامل مخازن نفت و گاز نیز می­ شود- جزء انفال و ثروت­های عمومی قلمداد گشته، در اختیار حکومت اسلامی قرار داده شده است تا برطبق مصالح عامه به شرحی که قانون عادی بعداً مقرر خواهد کرد، مورد استفاده قرار گیرد.

در حالی که اصل ۴۴ معادن را جزء بخش دولتی به حساب آورده است، در اصل ۴۵ معادن جزء انفال و به تبع آن در اختیار حکومت اسلامی قرار داده شده است. تعبیر “حکومتی اسلامی” ‌می‌توان ناظر به مباحث فقهی­ای باشد که انفال را ملک امام معصوم می­داند که در عصر غیبت عموم مردم در استفاده از آن برابر هستند.[۲۶]

اصل هشتاد و یکم قانون اساسی مانع دیگری را بر سر راه سرمایه ­گذاری خارجی ایجاد می­ کند. به موجب این اصل، «دادن امتیاز تشکیل شرکت­ها و مؤسسات در امرو تجاری و صنعتی و کشاورزی و معادن و خدمات به خارجیان مطلقا ممنوع است.» «امور تجارتی و صنعتی و کشاورزی و معادن و خدمات» به حدی عام و گسترده است که شامل کلیه فعالیت­های اقتصادی می­ شود.

اگر منظور از دادن امتیاز تشکیل شرکت­ها، اجازه تشکیل شرکت به خارجیان باشد، به هیچ عنوان و برای هیچ فعالیت اقتصادی نمی­ توان به آنان اجازه داد که در ایران شرکت تشکیل دهند. فعالیت سرمایه ­گذاران خارجی در هر کشوری مستلزم تأسیس شرکت­ها و بنگاه­های اقتصادی آن کشور است. از این اصل استنباط می­ شود که قانون اساسی نسبت به سرمایه ­گذاری خارجی در کلیه بخش­های اقتصادی حساس بوده و آن مطلقاً منع ‌کرده‌است. ممکن است برای فرار از این مانع عام و گسترده امتیاز را به معنای مجوزهای عام و کلی در یک بخش صنعتی، تجاری یا خدماتی تعبیر کرد که تداعی کننده قراردادهای امتیازی انحصاری و استعماری گذشته بوده است.

قانون­گذار عادی ابتدا طی «قانون چگونگی اداره مناطق آزاد تجاری- صنعتی» اجازه داد که شرکت­های خارجی در مناطق آزادثبت شرکت نمایند[۲۷]. سپس با تصویب «قانون ثبت شعبه یا نمایندگی خارجی» اجازه داد که شرکت­های خارجی برای فعالیت­های اقتصادی خو در سرزمین اصلی نیز شعبه یا نمایندگی تأسیس کنند[۲۸]. باتصویب قانون تشویق و حمایت سرمایه ­گذاری خارجی، عملاً منع تأسیس شرکت توسط خارجیان در ایران رفع شد. در حال حاضر خارجیان می ­توانند در ایران شرکت­هایی تأسیس نمایند که تا صددرصد سهام آن متعلق به آن­ها باشد.

اصل هفتاد و هفتم قانون اساسی نیز به سرمایه ­گذاری در صنایع بالادستی نفت مرتبط است. سرمایه ­گذاری در صنایع بالادستی معمولاً در چارچوب ترتیبات قراردادی انجام می­ شود (بند ب ماده ۳ قانون حمایت و تشویق سرمایه ­گذاری خارجی). مطابق این اصل، «عهدنامه­ها، مقاوله­نامه­ ها، قراردادها و موافقت­نامه­ های بین ­المللی باید به تصویب مجلس شورای اسلامی برسد.»

یکی از بارزترین نمونه ­های قراردادهای بین­‌المللی مذکور در این اصل، قراردادهای عظیم مربوط به اکتشاف، توسعه و بهره ­برداری از میادین نفت و گاز است که جهت انجام سرمایه ­گذاری خارجی در صنایع بالادستی منعقد می­ شود. از آنجا که تصویب تک­تک قراردادهای بین ­المللی توسط مجلس شورای اسلامی، غیرضروری و عملاً غیرممکن است، شورای نگهبان به طور صریح اظهارنظر کرد که «قراردادهایی که یک طرف آن وزارتخانه یا مؤسسه یا شرکت دولتی و طرف دیگر قرارداد شرکت خصوصی خارجی ‌می‌باشد، عهدنامه بین ­المللی محسوب نمی­ شود و مشمول اصل ۷۷ قانون اساسی نمی ­باشد.» ‌بنابرین‏ شورای نگهبان اصل ۷۷ را تنها به آن دسته از قراردادهای بین ­المللی ناظر دانست که جنبه معاهده­ای داشته، بین دولت­ها منعقد می­ شود. بدین ترتیب قراردادهای معمول بین ­المللی که بین یک دستگاه اجرایی دولتی و طرف­های خارجی منعقد می­ شود، بنا به تفسیر این اصل، قرارداد بین ­المللی تلقی نمی­ شود و موضوعاً از شمول آن خارج است.[۲۹]

از مطالب فوق این نتیجه حاصل می­ شود که قانون اساسی مقررات خاصی را درمورد صنایع بالادستی و توسعه میادین نفت و گاز مطرح نکرده است. آنچه از اصول عام قانون اساسی استنباط می­ شود، این است که قانون­گذار عادی در وضع قوانین راجع به فعالیت­های بالادستی نفت و گاز با محدودیت­هایی کلی روبرو است. این در حالی است که قانون­گذار با تفسیر مورد نظر از آن­ها می ­تواند از آزادی عمل گسترده ­ای برخوردار گردد. آن محدودیت­های کلی را ‌می‌توان در عبارات ذیل شرح داد.

اولاً نفت و گاز جزء انفال بوده، در دست حکومت اسلامی است. طبیعتاً حکومت اسلامی حق دارد با وضع قوانین و مقررات، فعالیت­های مربوط به نفت و گاز را تنظیم نماید. دوم اینکه فعالیت­های بالادستی نفت به صور انحصاری در دست دولت است و دولت نمی­تواند این امور را کلاً یا جزئاً، و یا به صورت مشارکتی، و امثال آن به دیگری واگذار نماید. این اصل قانون اساسی می ­تواند مانعی جدی بر سر راه “مشارکت در سرمایه ­گذاری”[۳۰] ، “مشارکت در تولید”[۳۱] یا هر ترتیب قراردادی دیگری باشد که خارجیان ‌بر اساس آن بتوانند مستقلاً یا در کنار دولت، مالکیت و تصرف بر فعالیت­هایی نظیر فعالیت­های نفتی داشته باشند.

سوم این که اعطای امتیازات کلی در خصوص نفت و گاز مشمول منع اصل هشتاد و یکم قانون اساسی است. ‌بر اساس این اصل، این که امتیاز انجام فعالیت و بهره ­برداری بخشی از صنعت به طور کلی، و یا بخشی از کشور به خارجیان ممنوع است. اما واگذاری امتیاز بهره ­برداری یک میدان خاص در چارچوب یک قرارداد تجاری مشمول منع اصل مذبور نمی­ شود.

۱-۳-۳٫ بررسی قانون اجرای سیاست­های اصل چهل و چهارم قانون اساسی

به دلیل گستردگی فعالیت­هایی که در صدر اصل چهل و چهارم قانون اساسی در انحصار دولت قرار داده شده است و به تجویز ذیل اصل مذبور که مقرر می­دارد «مالکیت در این سه بخش تا جایی که با اصول دیگر این فصل مطابق باشد و از محدوده قوانین اسلام خارج نشود و موجب رشد و توسعه اقتصادی کشور گرددو مایه زیان جامعه نشود مورد حمایت قانونی جمهوری اسلامی است.» قانون “اصلاح موادی از قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران و اجرای سیاست­های کلی اصل چهل و چهارم قانون اساسی” در سال ۱۳۸۷ تصویب شد[۳۲] که بعداً به قانون “اجرای سیاست­های کلی اصل چهل و چهار قانون اساسی” تغییر نام پیدا کرد[۳۳].

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:20:00 ق.ظ ]




۴)نشخوار فکری:

عبارت است از تفکر مداوم و تفکرات همراه با اتفاقنا خوشایند، بدون اقدام به اصلاح محیط

بلا واسطه مؤثر(گارنفسکی، وان دم کومر و همکاران، ۲۰۰۲).

افرادی که نشخوار فکری دارند، مکرراً و گهگاهی همیشه درباره ی مشکلات فکر می‌کنند (لاو[۱۰۳]۲۰۰۵؛ به نقل از مک لم،۱۳۹۰).

اثبات شده است که شیوه مقابله ای نشخوار فکری با سطوح بالای افسردگی همراه می‌باشد و البته این نحوه تفکر تا حدی هم به مقابله مؤثر با شرایط تنیدگی زا کمک می‌کند (گارنفسکی، کرایچ و اسپینهاون، ۲۰۰۲؛ گارنفسکی وان دن کومر و همکاران، ۲۰۰۲).

افرادی که نشخوار فکری دارند، به احتمال زیاد از همسالان دوری می‌کنند یا از طرف همسالان رانده می‌شوند. نشخوار فکری، مانع توجه، تمرکز و حل مشکل می شود. همچنین علائم افسردگی را تداوم می بخشد (برودریک[۱۰۴]،۲۰۰۵؛ به نقل از مک لم،۱۳۹۰) و منجر به افزایش موقت هیجانات منفی می شود. افزایش موقت نشخوار فکری، با افزایش موقت عصبانیت رابطه دارد و فرد هنگام نشخوار فکری درباره مسائل خاصی عصبانی می شود. نشخوار فکری و احساس عصبانیت می‌تواند منجر به افکار کینه جویانه یا باعث تحریک کینه جویی شود (مک کالا، بانو و روت[۱۰۵]، ۲۰۰۷؛ به نقل از مک لم، ۱۳۹۰). نشخوار فکری با بی قراری[۱۰۶]، اضطراب و مشکلات رفتاری ارتباط دارد (متیسون و آنیسمن[۱۰۷] ۲۰۰۳؛ به نقل ازمک لم،۱۳۹۰).

۵)تمرکز مجدد مثبت:

فکر کردن درباره ی وقایع مثبت به جای وقایع منفی، تحقیقات نشان داده‌اند که این راهبرد به خودی خود تأثیر مثبت روی سلامت روانی انسان ها دارد؛ اما به کار گیری این راهبرد در سطوح بالا می‌تواند به عنوان ترک رابطه روانی محسوب گردد. گمان بر این است که این راهبرد در کوتاه مدت یاری دهنده ولی در بلند مدت مانع از مقابله سازنده با رویداد منفی می‌گردد (گارنفسکی، کرایچ و اسپینهاون، ۲۰۰۲).

۶)تمرکز مجدد بر برنامه ریزی:

تفکر درباره ی برنامه هایی که برای مداخله در اتفاقات طرح ریزی می شود یا تفکر روی طرحی که موقعیت ها را تغییر می‌دهد. این راهبرد لزوماًً یک راهبرد مقابله شناختی مثبت است. این راهبرد مقابله شناختی متمرکز بر عمل است، یعنی صرفاً شناختی نیست بلکه همراه با عمل می‌گردد و رفتاری حقیقی به دنبال دارد. توجه مجدد بر برنامه ریزی میان مقابله مواجهه ای (تلاش پرخاشگرانه برای مواجهه با موقعیت ) و حل مسئله برنامه ریزی شده، تمایز قائل می شود .
حل مسئله برنامه ریزی شده شامل دو مؤلفه می‌باشد؛ الف)شناختی: رویکرد تحلیلی به مسئله داشتن؛ ب) رفتاری: تلاش رفتاری برای تغییر موقعیت. این راهبرد همچنین میان دو حوزه از مقابله مسئله محور تمایز قائل می شود: الف) حوزه رفتاری محور(مقابله فعال)، ب) حوزه شناختی محور برنامه ریزی. ‌بنابرین‏ این راهبرد در هم آمیزنده عناصر شناختی و رفتاری می‌باشد(گارنفسکی، کرایچ و اسپینهاون، ۲۰۰۲).

۷)ارزیابی مجدد مثبت:

معنای مثبت بخشیدن به وقایع(مثبت اندیشی) و اتفاقات دوران رشد و فکر کردن ‌به این که این اتفاقات می‌توانند فرد را قوی تر کنند و یا جست و جوی جنبه‌های مثبت یک اتفاق (گارنفسکی، کرایچ و اسپینهاون، ۲۰۰۲).

۸)دیدگاه گیری :

در حقیقت این راهبرد، تفکرات مربوط به کم اهمیت بودن واقعه یا تأکید بر نسبیت آن در مقایسه با سایر وقایع را شامل می شود. این راهبرد با انواع گوناگونی از بیماری های روانی همبستگی نشان می‌دهد (گارنفسکی، کرایچ و اسپینهاون، ۲۰۰۲).

۹) تلقی فاجعه آمیز:

فکر کردن به اینکه اتفاق رخ داده چقدر وحشتناک بوده و این اتفاق بدترین چیزی است که در زندگی هر کسی رخ می‌دهد، کاربرد زیاد این راهبرد به مشکلات هیجانی و بیماری های روانی منجر می شود. در کل این راهبرد به نظر می‌رسد که با غیر انطباقی بودن، پریشانی هیجانی و افسردگی مرتبط باشد ( گارنفسکی، کرایچ و اسپینهاون، ۲۰۰۲).

۲-۲-۱-۸- انواع استراتژی های تنظیم هیجان از نظر سایر نظریه پردازان

۱)پذیرش و توجه آگاهی :

منظور از پذیرش که اغلب شکلی از توجه آگاهی در نظر گرفته می شود، آگاهی و توجه بر هر یک از فکر ها به صورت ساده و بدون جزئیات، بدون قضاوت و حال محور است و در این روش،
فکر ها و احساس ها همان گونه که هستند پذیرفته می‌شوند (کابات-زین[۱۰۸]، ۱۹۹۴؛ به نقل از ‌با طبی، ۱۳۹۱). در کل توجه آگاهی، نوعی هشیاری و آگاهی همراه با حس همدلی، شفقت به خود و فاقد قضاوت، برای تجربه های هیجانی فرد فراهم می آورد که این امر باعث تسهیل درگیری سالم فرد با هیجان هایش می شود (اندامی خشک،۱۳۹۲).

رومر[۱۰۹]و همکاران (۲۰۰۵) نشان دادند که بین توجه آگاهی و تنظیم هیجان به هنگام کنترل نشانه های افسردگی، اضطراب و استرس، همبستگی مثبت وجود دارد. آن ها همچنین نشان دادند که توجه آگاهی با تنظیم هیجان، کنترل تکانه و مشکل معطوف کردن توجه به مسئله در زمان پریشانی و استرس رابطه معنادار و منحصر به فردی وجود دارد. پژوهش ها نشان داده‌اند که مراقبه توجه آگاهی خلق را بهبود بخشیده و آموزش کوتاه مدت آن باعث کاهش نشانه های افسردگی و همچنین کاهش اضطراب در افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر می‌گردد (ایوانس[۱۱۰] و همکاران، ۲۰۰۸؛ به نقل از ‌با طبی، ۱۳۹۱).

۲)فرونشانی:

وقتی که افراد سعی می‌کنند ‌در مورد چیزی که آن ها را بر آشفته می‌کند، فکر نکنند، تلاش برای فرو نشانی افکار و احساسات نا خوشایند، باعث افزایش شدت و فراوانی تجربه ی این افکار می شود (رسین[۱۱۱]، ۲۰۰۳؛ اسلون[۱۱۲]، ۲۰۰۴؛ به نقل از مک لم، ۱۳۹۰). وقتی که از فرونشانی برای توقف افکار آشفته کننده، استفاده می شود، فکر با خلق پیوند می‌خورد و فرد سعی در اجتناب از آن فکر دارد. خطر اینجا است که پرش افکار به افکاری که فرد سعی در فرونشانی آن ها دارد وصل شود و این پلی برای بازگشت به افکار منفی می شود و در نتیجه باعث می‌گردد که فرونشانی به صورت مشکل درآید (واگنر، ۱۹۹۹؛ به نقل از مک لم، ۱۳۹۰).

افرادی که از فرونشانی برای رو به رو شدن با هیجانات شدید استفاده می‌کنند، هیجانات مثبت کمتر و هیجانات منفی بیشتری را تجربه می‌کنند (کشدان[۱۱۳] و همکاران، ۲۰۰۶؛ به نقل از
مک لم، ۱۳۹۰). همچنین استفاده از فرونشانی به عنوان یک راهبرد تنظیم هیجان، معایب دیگری نیز دارد، چون در حافظه برای اطلاعات رمزگذاری شده ی شفاهی موقعیت هایی که در آن هستند ایجاد مشکل می‌کند. آن ها اطلاعات حاصل از بحث ها را فراموش می‌کنند. تلاش برای پنهان کردن هیجان نیاز به میزان زیادی خود نظارتی دارد تا فرد بتواند آن ها را سرکوب کند و به تبع آن رمزگذاری اطلاعات شفاهی را در حافظه مشکل می‌کند. نظارت بر جسم به منظور نشان ندادن احساسات مربوط به هیجانات، مانع حافظه برای دریافت تجارب هیجانی می شود. استفاده از فرونشانی، به همراه حافظه شنیداری با موارد زیر ارتباط دارد: ۱- کاهش حمایت اجتماعی
۲- کاهش خوشبینی ۳- افزایش تحریک ۴- افزایش علائم افسردگی (گراس، ریچاردس و جان، ۲۰۰۶).

۳)ارزیابی مجدد:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:20:00 ق.ظ ]




بورک تایلر، هووی، لو و پالنت (۲۰۱۲) درمطالعه‌ای با عنوان ” سلامت روانی خود گزارش‌شده مادران دارای فرزندان با ناتوانی در منطقه ویکتوریا: یک مطالعه با روش ترکیبی” سلامت مادران در استرالیا را مورد بررسی قرار دادند. در این مطالعه از روش ترکیبی و مدل مثلثی برای بررسی سلامت ۱۵۲ مادر دارای فرزندانی در سنین مدرسه استفاده کردند. از تاریخچه وضعیت بهداشتی خود گزارش‌شده و فرم‌های پر شده در پیمایش سلامتی که از طریق میل یا مصاحبه تلفنی تکمیل شدند استفاده شد. نتایج این پژوهش بیان کرد که مادران با فرزندان دارای ناتوانی سلامت ذهنی خود را دو انحراف معیار کمتر از سایر زنان استرالیایی گزارش کردند. همچنین نرخ بالاتری از افسردگی و عصبی بودن در این زنان نسبت به سایر والدین گزارش شده است. علاوه بر این، نتایج این تحقیق بیانگر این مسئله است که توجه بیشتری به استراتژی‌های سلامتی حمایت‌کننده از مادران دارای فرزندان با ناتوانی مورد نیاز است. برنامه ها و سیاست‌های سلامتی که چنین مادرانی را شناسایی کرده و به نیازهای آن ها توجه دارند در استرالیا مورد نیاز است.

ویس، کاپادوسیا، مکمولین، ویسیلی و لونسکی [۳۸](۲۰۱۲) در مقاله‌ای با عنوان ” تأثیر مشکلات رفتاری کودکان دارای اختلال‌های طیف اتیسم بر سلامت روانی والدین: نقش پذیرش و تقویت” موضوع سلامتی روانی والدین دارای فرزندان اتیسم را مورد بررسی قرار دادند. این تحقیق رابطه بین رفتارهای مشکل‌آفرین کودک، سلامت روانی والدین، پذیرش روانی و تقویت والدین را مورد تحقیق قرار داد. شرکت‌کنندگان در این مطالعه شامل ۲۲۸ والد دارای کودک در سنین ۶ تا ۲۱ هستند. همان‌ طور که انتظار می‌رود، پذیرش روانی و تقویت والدین رابطه منفی با شدت مشکلات روانی والدین دارند. همان‌ طور که مشکلات رفتاری کودکان افزایش می‌یابد، پذیرش روانی والدین کاهش داشته که منجر به مشکلات روانی والدین می‌شود. این یافته ها پیشنهاد می‌کند که برای مشکلات مزمن، پذیرش روانی ممکن است عامل مهمی در تطبیق والدین با داشتن فرزند دارای اختلال اتیسم باشد؛ این موضوع با نتایج تحقیقات گسترده‌ای در این زمینه هم‌خوانی دارد.

وندر ویک، کرایج، و گارنفسکی[۳۹] و همکاران ( ۲۰۰۹) در مطالعه خود با عنوان “استرس و استراتژی‌های تطبیق ذهنی در والدین کودکان مبتلا به سندرم داون: یک مطالعه آینده­نگر” با بررسی­ای مقطعی و آینده­نگر رابطه بین استراتژی­ های تطبیقی-ذهنی و استرس والدینی که فرزندان دارای سندروم داون دارند را بررسی نمودند. در مطالعه آن ها نمونه ­ای ۶۲۱ نفری از افراد به سؤالات پرسشنامه که درباره تنظیم احساسات ذهنی بود و به تخمین توانایی تطبیق می­پرداخت، پاسخ دادند. بعد از ۸ ماه محققان مجدداً استرس را مورد محاسبه قرار دادند. بر این اساس، پذیرش، تفکر، تمرکز مجدد، تمرکز بر برنامه و نگرش به قضیه به صورت مصیبت به استرس نسبت داده شدند. محققین هم چنین موارد مورد نیاز برای بررسی­ های آینده و مداخلات مورد نیاز را در این تحقیق مورد بررسی قرار دادند.

امرسون[۴۰] ( ۲۰۰۳) در مطالعه­ ای با عنوان “مادران کودکان و نوجوانان با کم­توانی­ذهنی”موقعیت­های اجتماعی و اقتصادی، وضعیت­های سلامت ذهنی و تأثیر خود ارزیابی­شده اجتماعی و روانی از مشکلات کودکان به ۱) مقایسه وضعیت اقتصادی- اجتماعی مادرانی که فرزندان با کم­توانی­ذهنی دارند با مادرانی که چنین فرزندانی ندارند پرداخته ۲) به بررسی تأثیر داشتن چنین فرزندانی بر وضعیت روانی منفی مادران پرداخته و ۳) متغیرهای مرتبط با وضعیت روانی منفی مادران را مشخص می­ کند. داده ­های مورد بررسی در این تحقیق مربوط به ۱۰۴۳۸ کودک بوده که نتایج تحقیق نشان دهنده این امر بودند که خانواده­هایی که فرزند با کم­توانی­ذهنی دارند در مقایسه با دیگران از مشکلات اقتصادی بیشتری رنج می­برند. مشکلات به طورکل برای خانواده­های دارای این فرزندان خود را بیشتر نشان می­دادند.

بروملی[۴۱] و همکاران ( ۲۰۰۴) در تحقیق خود با عنوان “مادران حمایت کننده از کودکان اختلال طیف اتیسم، حمایت اجتماعی، وضعیت سلامت ذهنی و رضایت از خدمات” به بررسی تأثیر فاکتورهای مختلف بر سلامت روانی، رفاه، وضعیت سلامت ذهنی و رضایت از خدمات مادران ذکر شده پرداختند. بر اساس نتایج تحقیق انجام شده مادران بررسی شده اگر والدین تنها بودند حمایت کمتری را در زندگی گزارش کرده، در شرایط سخت­تری زندگی می­کردند. مطالعه هم چنین به بررسی مناطق حمایت­کننده خوب برای مادران نیز پرداخته است.

چو و ریچدل[۴۲] ( ۲۰۰۹) در مطالعه­ ای با عنوان “کیفیت خواب رفاه روانی مادران دارای فرزندان با مشکلات یادگیری” به بررسی تأثیر خواب و مشکلات رفتاری کودکان با مشکلات رفتاری بر سلامت روانی و خواب مادران این کودکان پرداختند. نتایج این تحقیق نشان می­دهد که به هر اندازه که مشکلات خواب و رفتار کودکان با ناتوانی یادگیری بیشتری باشد مادران آن ها با خواب آشفته و استرس بیشتری روبه رو هستند.

در پژوهشی که توسط جانز و پاسی[۴۳] (۲۰۰۵) انجام شد استرس والدی را در ۴۸ خانواده بریتانایی که دارای کودکان با ناتوانی­ های تحولی و مشکلات رفتاری بودند را ارزیابی کرده و ویژگی­های کودکان، منابع، ادراک والدین و مهارت‌های مقابله­ای آن ها را بررسی کردند. نتایج نشان داد که مهم­ترین پیش‌بینی کننده استرس والدین عبارت بود از مهارت­ های مقابله­ای خانواده و منبع کنترل دورنی والدین. والدینی که عقیده داشتند زندگی آن ها با وجود فرزند با نیازهای ویژه کنترل نمی­ شود و با تمرکز کردن روی اتحاد خانواده و همکاری خانواده با این مشکل مقابله کرده و نسبت به آینده خوش بین بودند، استرس کمتری داشتند.

اولس، کلیفورد و مینس[۴۴] (۲۰۱۴) در پژوهشی در ارتباط با پیش‌بینی­کننده های مقابله والدین دارای اختلال­های طیف اتیسم که بر روی ۲۸ نفر والدین دارای فرزندان طیف اتیسم انجام گرفت، ضمن اشاره به وجود مشکلات روانی شایع در والدین فرزندان دارای طیف اتیسم، نشان می­دهد که استفاده از استراتژی­ های مقابله ناهنجار پیش‌بینی کننده معنی­داری در سطوح مقابله اخیر والدین ‌می‌باشد.

۲-۲-۳-نتیجه ­گیری از پژوهش­های پیشین

از پژوهش­هایی که در ارتباط با این پژوهش صورت ‌گرفته‌اند می توان نتیجه گرفت که تأثیر کودکان با نیازهای ویژه بر روی خانواده آن ها و به خصوص مادران این کودکان بسیار زیاد است.

به عنوان مثال می توان به پژوهش علاقبند و همکاران (۱۳۹۰)، رحیمی و همکاران (۱۳۹۲)، خرم آبادی و همکاران (۱۳۸۹)، کیمیایی و همکاران (۱۳۸۸)، هاشمی نسب و همکاران (۱۳۸۶)، افروز و همکاران (۱۳۸۶) و همچنین امرسون (۲۰۰۳)، اشاره کرد که با انجام پژوهش های مختلف تأثیر داشتن فرزند با نیاز ویژه را بر روی مادران آن ها بررسی کرده ­اند و ‌به این نتیجه رسیدند که داشتن کودک با نیازهای ویژه موجب کاهش سلامت عمومی و بروز مشکلات زیادی در خانواده و به خصوص برای مادران آن ها می­ شود.

همچنین ‌می‌توان به پژوهش­های انجام شده توسط امیری و همکاران (۱۳۸۹) و موللی و همکاران (۱۳۹۲) که نشان دادند داشتن فرزند با نیازهای ویژه موجب استرس والدگری و کاهش سلامت روان و افسردگی در مادران کودکان با نیازهای ویژه می­ شود، نیز اشاره کرد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:20:00 ق.ظ ]




بند دوم: خیانت در امانت توسط مدیر عامل و اعضای هیات مدیره در اموال شرکت در حقوق فرانسه و تعیین مجازات با کیفیت مشدده

همان‌ طور که گفتیم جرم خیانت در امانت توسط این افراد در اموال شرکت در حقوق فرانسه نیز تعیین شده و مصداق سوء استفاده نیز تنها در شرکت با مسئوولیت محدود مورد تعبیه قرار گرفته است .همان طوری که گفتیم خیانت در امانت در قانون جزای فرانسه مستوجب کیفر سه سال حبس و بیست و پنج هزارفرانک است .و صراحتا در تبصره ۲ ماده ۳۱۴ عنوان شده است کیفرهای مذکور به هفت سال و پنجاه هزار فرانک جریمه افزایش می‌یابند در صورتی که خیانت در امانت در شرایط زیر ارتکاب شود که یکی از این شرایط مرتبط با موضوع با ما است و آن عبارت است از:

۱: توسط شخصی که با توسل به عامه به منظور تحویل وجوه یا اوراق بهادار , خواه به حساب خود ,خواه به عنوان مدیر عامل یا قانونا یا در عمل ؛ متصدی مؤسسه‌ صنعتی یا تجاری انجام شده باشد .

– نتیجه گیری

خیانت در امانت به طور کلی در حقوق ایران و فرانسه از جرائم علیه اموال و مالکیت محسوب می شود و در این جرم مالک یا متصرف شخصا مال را به دیگری می سپارد و متعاقبا شخص مبادرت به تصاحب و یا تلف و یا استعمال بدون مجوز مال می‌کند .ضمنا این جرم در حقوق فرانسه فعل یک شخص است در تصاحب نامشروع وجوه , اوراق بهادار یا هر مالی که به او تحویل شده است به زیان دیگری و قبول تعهد نسبت به استرداد یا عرضه و یا مصرف معین آن ها , در این میان این جرم گاها در شرکت‌ها روی می‌دهد و مدیر عامل و اعضای هیات مدیره به گونه های مختلف در اموال شرکت مرتکب این جرم می‌شوند .در حقوق ایران در باب این جرم توسط این افراد در اموال شرکت در شرکت‌های سهامی در ماده ۲۵۸ به صراحت اشاره شده است و ‌در مورد جرائمی که مدیر سایر شرکت ها ,به سبب انجام دادن تکالیفش مرتکب می شود نصی ندارد ؛‌بنابرین‏ غالبا عنوان می شود که قواعد عام حقوق جزا ‌در مورد سایر شرکت‌ها حاکم خواهد بود در حقوق فرانسه هم ‌در مورد هر یک از شرکت‌ها جداگانه بحث و بررسی نشده است و در این کشور هم مسئوولیت کیفری این افراد در شرکت‌های گوناگون تجاری جداگانه عنوان نشده و غالبا در باب شرکت‌های سهامی و با مسئوولیت محدود اشاراتی شده است .در خصوص مصادیق جرایم خیانت در امانت هم سوء استفاده از اعتبارات , سفید مهر و سفید امضاء بحث شده است البته لازم به ذکر است که نتیجه گیری ازتحقیق نشان داد که در حقوق جزای جدید فرانسه سوء استفاده از سفید مهر جداگانه پیش‌بینی نشده است و این جرم بر حسب مورد خیانت در امانت و جعل خواهد بود .در خصوص مجازات این جرم در حقوق فرانسه و ایراان گاها به مجازات آن اشاره شده است و گاها این جرم و مجازات آن به قواعد عام حقوق جزا در کشور ایران و فرانسه ارجاع داده شده است . ضمنا قابل ذکر است که جرم خیانت در امانت حتی در اموال شرکت توسط مدیر عامل و اعضای هیات مدیره ازجرایم مضربه حقوق خصوصی ومصالح عمومی است. رضایت مدعی خصوصی یا استرداد شکایت، موضوع حق الناس را در جرم مذبور منتفی می‌سازد، لیکن به ضرورت مصلحت جامعه و حفظ نظم عمومی، تعزیر شرعی یا حکومتی مجرم لازم است .به لحاظ تقسیم بندی جرایم نیز با ملاحظۀ زمان وقوع و نوع رفتار مرتکب، خیانت در امانت مذکور جرم آنی است؛ زیرا اقداماتی که برای تحقق این جرم لازم است، اعم از اتلاف، تصاحب و… فاقد حالت استمرار بوده و در یک لحظه قابل انجام هستند.نتیجه گیری کلی در این موضوع بر این مبناست که جرم خیانت در امانت در اموال شرکت توسط مدیر عامل و اعضای هیات مدیره تنها در صورتی محقق می‌گردد که عنصر اساسی سپردن در رابطه امانی موجود باشد که طبیعتا تنها رابطه امانی قراردادی دارای این عنصر است. پس مصادیق مختلف روابط امانی قانونی و عرفی، مشمول این جرم خیانت در امانت نخواهند شد

– پیشنهادات

همان‌طوری که اشاره شد، از پیشنهاداتی که به نظر ضروری به نظز می‌رسداین است که که قوانین و مقررات مربوط به مصادیق خیانت در امانت توسط مدیر عامل و اعضای هیات مدیره در اموال شرکت بالاخص در قوانین کشورمان احتیاج به بازنگری اساسی دارد تا از پراکندگی مقررات وتشتت آرای و نظرات اهل فن جلوگیری و چه بهتر که این مهم توسط کارشناسان صورت گیرد. از طرفی بازرسان در بازرسی‌های خود همواره جنبه ارشادی و آموزشی برای شرکت‌ها را از یاد نبرند و حتی نسبت به سایر شرکت‌ها نیز هدف مچ‌گیری نباشد و بالاخره آیین‌دادرسی ویژه‌ای برای رسیدگی به تخلفات به صورت شفاف و یک‌جا تنظیم و به تصویب برسد تا یکی از اهداف قوه‌قضائیه که پیشگیری از وقوع جرم و تخلف است توسط مدیر عامل و اعضای هیات مدیره عینیت یابد.

    1. ۱: مهدوی , غلامرضا , تعریف جرم ومجازات قانونی , ۱۳۸۹, شماره ۲۸,مجله پیام آموزش , ص ۳ ↑

    1. ۲: دهخدا , علی اکبر , لغت نامه ی دهخدا , ۱۳۷۷, چاپ دوازدهم , انتشارات دانشگاه تهران , ص ۳۲۱ ↑

    1. ۳: قانون مجازات فرانسه ، ۱۳۸۶، مترجمان : محمدرضا گودرزی بروجردی و لیلا مقدادی ، چاپ اول ، معاونت حقوقی و توسعه ی قضایی قوه ی قضائیه مرکز مطالعات توسعه ی قضایی ، ص۳۹ ↑

    1. : گزیده متون حقوق فرانسه ، ۱۳۸۱، مترجم : علیرضا میرزایی ، چاپ اول ، انتشارات بهنامی ، ص۶۷ ↑

    1. ۱: خانی , جواد , آیا می دانید جرم چیست و مجرم کیست ؟ ۱۳۹۰ , کانون وکلای دادگستری مرکز , ص۲ ↑

    1. ۲: مظلومات , رضا , کلیات جرم شناسی , ۱۳۵۳, چاپ اول , انتشارات دانشگاه تهران , ص۱۹-۲۰ ↑

    1. : اردبیلی , محمد علی , حقوق جزای عمومی , ۱۳۸۶, جلد اول , انتشارات میزان , ص۱۱۹ ↑

    1. :آسیابان طاهری , محمد حسین , بررسی اصل تناسب جرم ومجازات در حقوق کیفری ایران , ۱۳۸۸, دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه مازندران ,ص۱۵ ↑

    1. : باهری , محمد , نگرشی برحقوق جزای عمومی , ۱۳۱۰, چاپ اول , انتشارات مجد , ص ۱۰۲-۱۰۳ ↑

    1. : اردبیلی ، محمد علی ، حقوق جزای عمومی ، ۱۳۸۶، جلد اول ، انتشارات میزان ، ص۱۲۱ ↑

    1. : cornu(gerad)-vocabulaire jurdigue-press universitarires de france-3ed-paris-1992-p:213 ↑

    1. : اردبیلی ، همان منبع ، ص۲۲۶ ↑

    1. : میرزایی ، همان منبع ، ص۱۲۹ ↑

    1. : طالبی ، مهرداد ، مصادیق خیانت در امانت در قانون مجازات ، ۱۳۹۴، پرتال کانون وکلای دادگستری مرکز ، ص۲ ↑

    1. : نوروزی ،فیروز ، جزوه آئین دادرسی کیفری ، ۱۳۸۵، دانشگاه چالوس، ص۳۲ ↑

    1. : میرزایی ، همان منبع ، ص۳۷۶ ↑

    1. : معین ، محمد ، فرهنگ معین ، ۱۳۸۴، چاپ یازدهم ، انتشارات امیرکبیر ، ص۱۰۲ ↑

    1. : انصاری ، محمدعلی ، الموسوعه الفقیهه المسیره ، ۱۴۲۴ ه ق ، چاپ اول ، مجمع الفکر اسلامی ، ص۱۰۵-۱۰۶ ↑

    1. : معین ، همان منبع ، ص۳۴۷ ↑

    1. : معین ، همان منبع ، ص۳۴۸ ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:20:00 ق.ظ ]




کلیات پژوهش

۱-۱ مقدمه


تنش بین حقوق فرد و سازمان‌ها یکی از مشکلات بنیادی جوامع معاصر بوده است. هم‌ اکنون در سرتا سر جهان بازارهای مالی و شرکت‌های قدرتمند سهامی به نحو چشم‌گیری رشد می‌کنند. در برابر این رشد، باید ابزارهای قانونی و نظارتی هدفمند نیز برای مسئولیت‌پذیری و ‌پاسخ‌گویی‌ شرکت‌ها وجود داشته باشد. موضوع حاکمیت شرکتی نیز در همین چارچوب طراحی شده است. نظام حاکمیت شرکتی واکنشی است به مسئله نمایندگی، که از جدایی مالکیت از مدیریت ناشی می‌شود. جدایی مالکیت از مدیریت یا به عبارتی معمول‌تر، جدایی مالکیت از کنترل شرکت‌ها، خود ناشی از دو علت عمده است؛ اول این که هر یک از مشارکت‌کنندگان، اهداف و ترجیحات متفاوتی دارند و دیگر این که هر کدام اطلاعات کاملی ‌در مورد اقدامات، دانش و ترجیحات دیگری ندارند. بدیهی است این تفکیک، با فرض سازوکارهای مؤثر اجرایی حاکمیت شرکتی، این امکان بالقوه را به وجود می‌آورد که مدیران تصمیماتی را اتخاذ نمایند که در راستای منافع خود و عکس منافع سهام‌داران باشد. رسوایی‌های مالی در شرکت­هایی چون انرون، ورلدکام و تیکو آمریکا و شرکت­های دیگری از کشورهای فرانسه، ایتالیا و استرالیا، نمونه ­هایی است که منجر به شکل­‌گیری نظام حاکمیت شرکتی حسب ضرورت­های کشور­های پیشرفته اقتصادی است. بدین ترتیب در پی این ضرورت و به دلیل سرمایه‌گذاری مستقیم و حضور شرکت­های سهامی چند ملیتی در کشور­های در حال توسعه و در عین حال لزوم استقرار نظام حاکمیت شرکتی و طبعا بهره‌مندی از فواید آن، نظام حاکمیت شرکتی به کشورهای در حال توسعه نیز راه یافته است. به تدریج با کم‌رنگ شدن اختیار اعمال حاکمیت مستقیم مالکین بر شرکت، کنترل به گروه ­های دیگر که هیات‌مدیره­ها و مدیران را تشکیل می­ دهند سپرده می‌شود. لذا ‌می‌توان انتظار داشت که هر گونه تغییری در اجرای ساختار حاکمیت شرکتی بر تغییر مسیر راهبری و عملکرد آن ها و نیز افزایش یا کاهش هزینه­ های نمایندگی بیانجامد.

۱-۲ بیان مسئله


حاکمیت شرکتی در سال‌های اخیر، نظر عده زیادی را به خود جلب ‌کرده‌است. علت این امر توجه به سلامت اقتصادی جامعه و به طور اخص واحدهای تجاری است، به خصوص این که افزایش بیش از حد تقلب در شرکت‌ها و رسوایی‌های ناشی از کشف آن ها در دهه های اخیر نیاز به استفاده از سازوکارهای نظام حاکمیت شرکتی را بیش از پیش ضروری ساخته است. نظام حاکمیت شرکتی در برگیرنده مجموعه‌ای از روابط میان مدیریت شرکت، هیات‌مدیره، سهام‌داران و سایر گروه‌های ذینفع است. نظام حاکمیت شرکتی ساختاری را فراهم می‌کند که از طریق آن هدف‌های بنگاه تنظیم و وسایل دستیابی به هدف‌ها و نظارت بر عملکرد تعیین می‌شود. این نظام، انگیزه لازم برای تحقق اهداف بنگاه را در مدیریت ایجاد کرده و زمینه نظارت مؤثر را فراهم می‌کند. ‌به این ترتیب شرکت‌ها منابع را با اثر‌بخشی بیشتری به کار می‌گیرند (مکرمی، ۱۳۸۵). سازوکارهای حاکمیت شرکتی، راهکارهایی برای تضمین این مطلب است که علی‌رغم وجود رابطه نمایندگی بین مالک و مدیر و تضاد منافع بین آن ها، مدیریت در پی حداکثر نمودن ثروت سهام‌داران از طریق تقویت و بهبود عملکرد مالی شرکت است‌ (شلیفر و‌ ویشنی[۱]،۱۹۹۷). سازوکارهای داخلی حاکمیت شرکتی در یک شرکت، شامل انواع گوناگون توافقات سازمانی و رویه‌های مورد استفاده توسط شرکت‌ها در جهت توازن قدرت و مسئولیت‌ها بین سهام‌داران، اعضای هیات‌مدیره، مدیران اجرایی و کارکنان شرکت است (فلو و همکاران[۲]، ۲۰۰۳). که در این بین ساختار مالکیت، ساختار هیات‌‌مدیره، اندازه هیات‌‌مدیره، وجود مدیران غیرموظف در بین اعضای هیات‌‌مدیره، از مهم‌ترین عوامل تعیین‌کننده و اثرگذار در بین سازوکارهای حاکمیت شرکتی به حساب می‌آیند (کارسلو و نیل[۳]، ۲۰۰۰؛ کوهن و همکاران[۴]، ۲۰۰۴). همچنین سازوکارهای حاکمیت شرکتی بر اطلاعات افشا شده توسط شرکت برای سهام‌داران آن اثر می‌گذارند و احتمال عدم‌افشای کامل و مطلوب اطلاعات و کیفیت افشا کم‌‌اعتبار را کاهش می­ دهند. پژوهش­ها نشان می‌دهند در صورت وجود نظارت موثرتر هیات‌مدیره بر مدیریت، کیفیت و کفایت اطلاعات منتشر شده توسط مدیریت افزایش می­یابد. بهبود کیفیت افشای شرکت باعث کاهش عدم‌تقارن اطلاعاتی می­ شود و کاهش عدم‌تقارن اطلاعاتی[۵] مدیریت سود کمتر را به همراه دارد. در بازارهای سرمایه، تنها راه دستیابی بسیاری از سرمایه‌گذاران به اطلاعات، اعلامیه‌ها و اطلاعیه­هایی است که از جانب شرکت‌ها منتشر می­ شود. مانند اعلام سود پیش‌بینی شده هر سهم (رحیمیان و همکاران، ۱۳۸۸). بسیاری از پژوهش‌های انجام شده در زمینه وجود سازوکارهای حاکمیت شرکتی در شرکت‌ها بر این مهم تأکید دارند که ضعف در سازوکارهای حاکمیت شرکتی در یک شرکت، با کیفیت گزارشگری پایین صورت‌های مالی، دستکاری و تقلب در سود و درآمد و همچنین سطح پایین وضعیف شفافیت اطلاعاتی در ارتباط است (کارسلو و نیل، ۲۰۰۰ ؛ فلو و همکاران،۲۰۰۳). ابهام و عدم‌شفافیتی که در اطلاعات مالی منتشر شده توسط این شرکت‌ها وجود دارد، به علت ضعف سازوکارهای حاکمیت شرکتی در این شرکت‌ها ایجاد شده و به سهام‌داران کنترل‌کننده این امکان را می‌دهد که منافع خود در شرکت را حفظ کرده و با هزینه سایر سهام‌داران برای خود ایجاد ثروت نمایند (حساس‌یگانه، ۱۳۸۵). اجرای نظام حاکمیت شرکتی می‌تواند باعث اختصاص بهینه منابع و ارتقای شفافیت اطلاعات و در نهایت رشد توسعه اقتصادی گردد (جان و سنبت[۶]، ۱۹۹۸).

در پاسخ ‌به این سوال که چرا حاکمیت شرکتی مطلوب، عملکرد شرکت را بهبود می‌بخشد می‌توان این گونه بیان نمود که عملکرد شرکت‌ها مبنای بسیاری از تصمیم‌گیری‌هاست و از عوامل مهمی که اغلب اعتبار‌دهندگان، سرمایه‌گذاران، مدیران و سایر فعالان اقتصادی می‌توانند به آن توجه کنند، عملکرد است. در واقع عملکرد شرکت‌ها، حاصل فعالیت‌ها و بازده سرمایه‌گذاری‌های آنان در یک دوره معین است (حسینی و همکاران، ۱۳۸۹). ‌بنابرین‏ ساختار حاکمیت شرکتی مناسب باعث پیشرفت شرکت، دستیابی به روش‌های تامین مالی، هزینه پایین سرمایه، عملکرد بهتر و رفع نیاز ذینفعان شده و اعتماد سرمایه‌گذار را افزایش می‌دهد. سرمایه‌گذاران، شرکت‌های برخوردار از ساختار حاکمیتی مناسب را کم‌ریسک تلقی کرده و ‌بنابرین‏ بازده مورد انتظار کمتری از آن طلب می‌کنند (احمدوند، ۱۳۸۸). ‌بر اساس یافته های محققین حاکمیت شرکتی نقش مهمی را در بهبود عملکرد شرکت‌ها ایفا می‌کنند و ارتباط مستقیمی بین حاکمیت شرکتی و عملکرد شرکت‌ها در بازارهای مالی توسعه‌یافته و در حال توسعه وجود دارد (وکیلی‌فرد و باوند‌پور، ۱۳۸۹).

با توجه به مؤلفه‌ ­های به کار رفته در پژوهش­های اخیر در خصوص حاکمیت شرکتی و عملکرد شرکت، در این پژوهش از تغییرات درصد سهام شناور آزاد، تغییرات اعضای غیرموظف هیات‌مدیره، تغییرات کیفیت افشا، نوع مؤسسات حسابرسی، تغییرات نسبت پرداخت سود سهام به عنوان مؤلفه‌ ­های حاکمیت شرکتی و شاخص Q توبین به عنوان مؤلفه‌ عملکرد شرکت مورد استفاده قرار خواهد گرفت. ‌بنابرین‏ پژوهش حاضر در پی پاسخ ‌به این سوال است که آیا بین کفایت حاکمیت شرکتی و عملکرد شرکت ارتباط وجود دارد؟

۱-۳ فرضیه‌ها


با تعمق در پژوهش‌های انجام شده در دنیا جهت ‌پاسخ‌گویی‌ به پرسش مطرح شده و دستیابی به اهداف پژوهش، فرضیه‌های زیر تدوین شده است. همچنین قابل ذکر است که در این فرضیه‌ها، معیارهای تغییرات درصد سهام شناور آزاد، تغییرات اعضای غیرموظف هیات‌مدیره، تغییرات کیفیت افشا، نوع مؤسسات حسابرسی و تغییرات نسبت پرداخت سود سهام از معیارهای حاکمیت شرکتی می‌باشند.

فرضیه اصلی: بین درجه بهبود ساختار حاکمیت شرکتی و عملکرد شرکت رابطه معنادار وجود دارد.

فرضیه فرعی اول: بین تغییرات درصد سهام شناور آزاد و عملکرد شرکت رابطه معنادار وجود دارد.

فرضیه فرعی دوم: بین تغییرات اعضای غیرموظف هیات‌مدیره و عملکرد شرکت رابطه معنادار وجود دارد.

فرضیه فرعی سوم: بین تغییرات کیفیت افشا و عملکرد شرکت رابطه معنادار وجود دارد.

فرضیه فرعی چهارم: بین نوع مؤسسات حسابرسی و عملکرد شرکت رابطه معنادار وجود دارد.

فرضیه فرعی پنجم: بین تغییرات نسبت پرداخت سود سهام و عملکرد شرکت رابطه معنادار وجود دارد.

۱-۴ اهداف پژوهش

۱-۴-۱ اهداف کلی و خاص پژوهش


هدف کلی پژوهش حاضر کمک به شناخت بیشتر پدیده حاکمیت شرکتی بر عملکرد شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بوده و هدف خاص این پژوهش به شرح ذیل می‌باشد.

– تبیین نوع و میزان رابطه میان کفایت حاکمیت شرکتی و عملکرد شرکت‌ها؛

    1. تبیین نوع و میزان رابطه میان درجه بهبود ساختار حاکمیت شرکتی و عملکرد شرکت‌ها.

    1. تبیین نوع و میزان رابطه میان تغییرات درصد سهام شناور آزاد و عملکرد شرکت‌ها.

    1. تبیین نوع و میزان رابطه میان تغییرات اعضای غیرموظف هیات‌مدیره و عملکرد شرکت‌ها.

    1. تبیین نوع و میزان رابطه میان تغییرات کیفیت افشا و عملکرد شرکت‌ها.

    1. تبیین نوع و میزان رابطه میان نوع مؤسسات حسابرسی و عملکرد شرکت‌ها.

  1. تبیین نوع و میزان رابطه میان تغییرات نسبت پرداخت سود سهام و عملکرد شرکت‌ها.

۱-۴-۲ اهداف کاربردی پژوهش


پژوهش‌های انجام شده در حوزه حاکمیت شرکتی قطعا مورد علاقه و توجه طیف وسیعی از اقشار غیردانشگاهی مثل مراجع گوناگون تدوین استانداردهای حسابداری، سایر نهادهای قانون‌گذار مثل بورس‌های اوراق بهادار و نهادهای نظارتی آن ها، بانک‌های مرکزی، مدیران شرکت‌ها و سایر استفاده‌ کنندگان از صورت‌های مالی و اطلاعات حسابداری می‌باشد. پژوهش حاضر درصدد دستیابی به اهداف کاربردی ذیل می‌باشد:

    1. درک رابطه سرمایه‌گذاران و سهام‌داران با حاکمیت شرکتی در افزایش اتکا به فرایند گزارشگری مالی.

    1. سنجش حاکمیت شرکتی به سرمایه‌گذاران جهت آگاهی از توانایی مدیریت جهت تغییر سودهای حسابداری برای اهداف فرصت‌طلبانه و همچنین کمک به ارزیابی اعتبار سودهای حسابداری.

    1. در دسترس قرار دادن اطلاعات و پژوهش‌های به روز با هدف یاری رساندن به سازمان بورس اوراق بهادار جهت فراهم کردن و تسهیل امکان داد و ستد برای مشارکت‌کنندگان در بازار اوراق بهادار.

    1. قادر ساختن شرکت‌ها به ارزیابی کارایی حاکمیت شرکتی، افزایش اعتبار گزارش‌های مالی و جلب رضایتمندی سهام‌داران و جذب سهام‌داران بالقوه از طریق اتخاذ نظام حاکمیت شرکتی کارآمد.

  1. کمک به محققان در ارتباط با ادبیات موضوع از طریق در اختیار قرار دادن نتایج نظری و تجربی ارتباط بین کفایت حاکمیت شرکتی و عملکرد شرکت.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:20:00 ق.ظ ]




موفقیت در یک کسب و کار هیچ گاه به صورت خود به خودی و یا ‌بر اساس شانس نیست. این موفقیت اصولاً به سازمان دهی دقیق و بصیرت فرد بستگی دارد . شروع یک کسب و کار همیشه ریسک پذیر است. با توجه به گزارش اداره کسب و کارهای کوچک در آمریکا ” بیش از ۵۰% کسب و کارهای کوچک در سال های اول با شکست مواجه شده و ۹۰% آن ها در ۵ سال اول از بین می‌روند. دلایل زیر را برای شکست نوع کسب و کارها بیان شده است:

عدم وجود تجریه

نداشتن سرمایه کافی

نداشتن جایگاهی مناسب

عدم وجود کنترل قوی

سرمایه گذاری بیش از اندازه در دارایی های ثابت

قراردادهای اعتباری ضعیف

استفاده شخصی از سرمایه های تجاری

رشد بدون انتظار

رقابت

فروش پائین (رجب پور، ۱۳۸۹، ۲۶).

بیان این موارد قصد ترساندن شما را برای شروع یک کسب و کار ندارد. بلکه می‌خواهد شما را برای مسیر پر فراز و نشیبی که در پیش دارید آماده کند. ناچیز پنداشتن مشکلات شروع یک کسب و کار یکی از بزرگترین موانع کارآفرینی است . در هر صورت اگر صبور باشید و به سختی کار کنید به موفقیت دست می یابید. و هیچ گاه فکر نکنید که قادرید همه کارها را به تنهائی انجام دهید . یکی از بهترین روش ها برای رسیدن به موفقیت در کسب و کار استفاده از راهنمائی های دیگران است . شخصی که دارای تجربیات مرتبط با کسب و کار است. می‌تواند شما را در این امر راهنمائی کند . یکی از عوامل در پیشرفت و موفقیت یک کسب و کار تصمیم گیری می‌باشد ، یکی از بهترین تصمیم ها یادگیری این موضوع است که چگونه تصمیم گیرنده خوبی باشید. این امر نیازمند تعهد، درک و مهارت می‌باشد که بسیار مهم و ارزشمند است (رضایی، ۱۳۹۲، ۴۱).

۲-۳ پیشینه پژوهش

۲-۳-۱ پیشینه داخلی پژوهش

نوبخت (۱۳۹۲، ۶۰) در پژوهشی تحت عنوان بررس موانعاشتغالجوانانوراهبردبیمه برای کاهش بیکار درایران ‌به این نتایج دست یافت که پدیدهبیکاریمعضلیجهانیودرحالگسترشاست. تازه ترینگزارشدربارهوضعیتبازار حاکیازآناستکهطیدوره۱۹۹۶ تا۲۰۰۶ تعدادبیکاراندرجهان از۴/۱۶۱ نفر به ۲/۱۹۵ نفرافزایشیافتهاست. نتایجسرشمارینفوسومسکن۱۳۸۵ ،درایراننیزکهدرچنددهۀگذشتهغالباًبا نرخهایدورقمیبیکاریمواجهبود،نشاندهندهاینواقعیتاستباعنایتبهجهت گیریکشوردرتقلیلنرخبیکاریبه ۴/۸ و ۷ درصد در سال ۱۳۹۴ ونیزدستیابیبهاشتغالکاملدر۱۴۰۴ ،و به صورت کلی ‌به این نتیجه دست یافت که به کار گیری بیمه می‌تواند سهمی در کاهش نرخ بیکاری داشته باشد و در حالی که ناپایداری برنامه های دولت در زمینه تامین اجتماعی اثرات منفی به جا گذاشته است.

عبدی (۱۳۹۲، ۲۳) در پژوهشی به بررسی مسائل و مشکلات بیمه شدگان حرف و مشاغل آزاد و اختیاری در تعامل با سازمان تامین اجتماعی پرداخت. و در این پژوهش ‌به این نتیجه دست یافت که تقاضا برای بیمه های اجتماعی از جانب آحاد مردم از اهم تقاضاهای اجتماعی در جوامع کنونی است و در مقابل تفاوت نگرش ها در خصوص چگونگی پاسخ دادن ‌به این تقاضا نیز از اهم چالش های موجود نزد احزاب و ‌گروه‌های سیاسی است. در هر حال افزایش مطلق نسبی جمعیت تحت پوشش بیمه ها از اهم فعالیت های شناخته شده جوامع جدید است. اما این بیمه ها عموما برای افراد مزد و حقوق بگیر طراحی و اجراء شده است. در ۱۵ سال اخیر رشد و گسترش این نوع بیمه ها در کشور چشمگیر بوده است. به همین منظور ارزیابی مسائل و مشکلات در تعامل با سازمان تامین اجتماعی به بهبود روابط این نوع بیمه شدگان با سازمان کمک خواهد کرد.

مهرگان و سالاریان (۱۳۹۱، ۳۰) در پژوهشی به بررسی اثر بیمه های اجتماعی بر نابرابری درآمد در ایران پرداختند. نتایج این پژوهش نشان داد که توسعه بیمه های اجتماعی اعم از بیمه های عمر و غیر عمر باعث کاهش نابرابری درآمد ها می‌شوند. تاثیر بیمه های اجتماعی بر نابرابری اجتماعی ناچیز ولی معنادار است. از این رو برای کاهش نابرابری درآمد علاوه بر توسعه بیمه های اجتماعی اقدامات دیگری هم باید انجام بشود.

اورنگی و همکاران (۱۳۸۹، ۲۸) در پژوهشی بیان نمودند که امروز کشور ما تشنه فعالیت اقتصادی سالم وایجاد اشتغال برای جوانان وسرمایه گذاری مطمئن است واین همه به فضائی نیازمند است که در آن سرمایه گذار و صنعتگر و عنصر فعال در کشاورزی ومبتکرعلمی و جوینده کار و همه قشرها از صحت وسلامت ارتباطات حکومتی و امانت و صداقت متصدیان امور مالی و اقتصادی مطمئن بوده واحساس امنیت و آرامش کنند. مقوله امنیت بویزه امنیت اقتصادی از مباحث بسیار مهم ‌و حساس است که نمی توان یک شبه وبا تصویب یک طرح یا لایحه به آن دست یافت بلکه این پدیده انعکاسی است از رفتار های مختلف سیاسی, اقتصادی ,نظامی ,فرهنگی و اجتماعی آحاد مردم و مسئولان از این رو باید شرایط کشور را در طول زمان به گونه ای تغییر داد و رفتار های اجتماعی را در عرصه های مختلف به گونه ای تعریف کرد که در نهایت هر چیزی در جایگاه واقعی خود قرار گیرد و با طبیعت آن منطبق گردد واین مستلزم تلاش گسترده همه اقشار و آحاد جامعه و حکومت است. و بیمه های اجباری در راستای این مهم از مهمترین روش‌ها وابزارهای علمی موجود تلقی می‌گردند. اما چاشل های موجود در این نوع بیمه ها بر سطح اشتغال تاثیرات منفی دارند.

۲-۳-۲ پیشینه خارجی پژوهش

کامپانو و سالواتور(۲۰۱۳، ۲۷۰) در پژوهشی بیان نمود که بیمه های اجباری برای سازمان تامین اجتماعی از جهات مختلف به یکی از معضلات جدی تبدیل شده است و چالش های بسیاری را برای این سازمان به همراه داشته است. در جوامع صنعتی و پیشرفته، این بیمه ها به عنوان یکی از عناصر هویتی دولت های رفاه شناخته می شود که با کاهش رشد، ابعاد این بیمه ها کم کم مورد پرسش قرار گرفته، و از طرفی مردم در جوامع رو به توسعه نیز به صورت روز افزون در پی تقاضا برای بیمه های اجباری و کسب آرامش خاطر نسبت به آینده خود هستند و در حالی که دولت ها و سازمان تامین اجتماعی در پاسخ گویی مطلوب ‌به این تقاضا دچار مشکل شده است. چالش های موجود در بیمه های اجباری بسیار است و یکی از این چالش ها سیستم های دخالتی بی مورد دولت است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:20:00 ق.ظ ]




طبق گزارش کمیسیون بورس اوراق بهادار آمریکا تنها حدود ۹ درصد شرکت‌های پذیرفته شده در بورس آمریکا در سال ۲۰۰۶ صورت‌های مالی خود راتجدید ارائه کرده‌اند و این میزان را به عنوان یک نگرانی از کاهش اعتبارگزارشگری مالی مطرح ‌کرده‌است. تجدید ارائه حسابداری را می توان به عنوان گزینه هایی احتمالی برای تاثیر انتقال اطلاعات محسوب نمود.

حال آنکه واقعیت این است که اکثر شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادارتهران طی سال‌های متمادی، صورت های مالی خود را تجدید ارائه می نمایند. با توجه به ماهیت گسترده تجدید ارائه صورت‌های مالی در بازار اوراق بهادار کشورمان طی سال‌های گذشته، طبیعی است چگونگی تاثیر ‌تجدید ارائه ها بر ارزش حقوق صاحبان سهام شرکت ها و همچنین برکیفیت سود های گزارش شده که توسط فعالان بازار سرمایه، در فرایندهای تصمیم گیری مورد توجه قرار می گیرند، مورد پرسش قرارگیرد.

طبق استاندارد حسابداری ایران، تعدیلات سنواتی یعنی تعدیل سود انباشته ابتدای دوره و تجدید ارائه اقلام مقایسه ای صور تهای مالی شرکت ها که از تغییر در رویه های حسابداری و اصلاح اشتباهات با اهمیت دوره های قبل ناشی می شود. تغییر در رویه های حسابداری زمانی قابل توجیه است که رویه جدید از نظر ارائه مطلوب تر صور تهای مالی واحد تجاری بر رویه قبلی رجحان داشته باشد؛ یا اینکه این تغییر به موجب قوانین آمره یا استانداردهای حسابداری جدید الزامی شود (سازمان حسابرسی،۱۳۸۸).

از سوی دیگر اگرچه ارائه مجدد صورت های مالی، پدیده ای جدید نیست اما به دلیل وجود روش های حسابداری متهورانه، بی نظمی های حسابداری یا تقلب در حسابداری، تعداد و مبلغ ارائه مجدد سود شرکت ها در طول چند سال گذشته به طور چشمگیری افزایش یافته است. ‌بنابرین‏، توجه بسیاری از سرمایه گذاران، تحلیل گران و تدوین کنندگان مقررات به موضوع تجدید ارائه، جلب شده است.

با عنایت به موارد فوق در این فصل، ابتدا ادبیات موضوعی مربوط به اهداف گزارشگری مالی و ارائه مجدد صورت‌های مالی و رشد شرکت‌ها ارائه شده است و در ادامه مروری بر تحقیقات انجام شده در رابطه با هر یک از متغیرهای تحقیق بیان شده است.

بخش اول

ادبیات تحقیق

۲-۲ گزارشگری مالی

گزارشات مالی محصول نهایی سیستم حسابداری بوده و به علت اهمیتی که برای استفاده کنندگان به خصوص صاحبان سهام دارد روندی رو به رشد داشته و همواره مورد توجه انجمن های مختلف حسابداری بوده است. قبل از تشکیل کمیسیون بورس و اوراق بهادار (sec) اغلب مؤسسات و واحدهای تجاری به صورت داوطلبانه گزارشات مالی خود را تهیه و منتشر می‌کردند. علت این افشاهای ارادی را می توان جلب اعتماد عمومی، معرفی مؤسسه به عموم و سرمایه گذاران و در نهایت جلب اعتماد سهام‌داران و سرمایه گذاران دانست اما پس از بحران ۱۹۲۹ و پس از تأسیس کمیسیون بورس و اوراق بهادار در سال ۱۹۳۳ گزارشگری مالی به صورت یک الزام قانونی برای مؤسسات درآمد. در رابطه با الزامات گزارشگری مالی این نکته نیز حائز اهمیت است که علاوه بر الزامات کمیسیون بورس و اوراق بهادار الزامات دیگری نیز جهت گزارشگری مالی وجود دارد که به الزامات بازار معروفند وعبارتند از الزامات بازار سرمایه (در بازار سرمایه شرکت‌ها در مواردی مانند جلب اعتماد عمومی، جذب سرمایه و … باهم به رقابت می پردازند و لذا این امر باعث الزام مؤسسات به گزارشگری مالی شده است) و الزامات بازارکار (مدیران با توجه به اختیاراتی که دارند می‌توانند از منابع مالی مؤسسه به نفع خود استفاده کنند اما جهت حفظ حس شهرت و حس اعتماد شغل خود از چنین موقعیتی دست می کشند اما جهت جلب توجه کارفرما، سهام‌داران و سرمایه گذاران، گزارشگری مالی را بسیار دقیق و با جزئیات کامل انجام می‌دهند و از این طریق می توان مدیریت با کیفیت بالا و فعال را از مدیران غیر فعال و غیر کارا تمیز داد) (فاستر[۶]، ۱۹۸۶، ۲۵).

پس از انقلاب صنعتی در اروپا، رفته رفته اندیشه جدایی مالکیت از مدیریت (تئوری نمایندگی) مطرح شد و در نتیجه مالکان همواره نگران اندوخته های خود و مدیران نیز در اندیشه رفع نگرانی صاحبان بنگاه های اقتصادی بودند و برای اینکه مالکان را به طور پیوسته در جریان امور این بنگاه ها قرار دهند به ارائه گزارشات مالی می پرداختند ( ایلخانی، ۱۳۸۰،۵۵). ‌به این ترتیب ساختار جدید مالکیت و مدیریت، دامنه مسئولیت حسابداری را افزایش داد و ارائه گزارش‌های مالی را بر اساس نیاز استفاده کنندگان ضروری ساخت (حساس یگانه، ۱۳۸۲). ‌بنابرین‏ گزارشگری مالی فراتر از آنکه گزارش مالی صرف باشند، وسیله ای برای برقرای ارتباط بین شرکت‌ها و صاحبان آن ها تلقی می شود (صیدی، ۱۳۸۴).

از دیرباز موضع شرکت‌ها ‌در مورد گزارشگری مالی این بوده که اطلاعات را در کمترین حد ممکن منتشر کنند تا از اعطای فرصت بهره برداری بیشتر به رقبا جلوگیری شود. ‌بنابرین‏ در رابطه با گزارشگری مالی همواره دو چالش بزرگ پیش روی مدیران واحد های تجاری وجود داشته که یکی از آن ها چگونگی برقراری تعادل بین شفافیت گزارشات مالی و عدم ارائه بیش از حد اطلاعاتی بوده و دیگری اینکه اطلاعات به چه میزان، برای چه کسانی و در چه مواقعی باید منتشر شود (همان منبع).

۲-۲-۱ اهداف گزارشگری مالی

طبق نظر هیئت استانداردهای حسابداری مالی[۷] یکی از اهداف گزارشگری مالی فراهم ساختن اطلاعاتی پیرامون وضعیت مالی، عملکرد و انعطاف پذیری مالی واحد تجاری است و هدف دیگر ‌پاسخ‌گویی‌ مدیران به سرمایه گذاران و مالکان است تا معلوم شود که آیا مدیران بابت منابعی که به صورت امانت به آنان سپرده شده کوتاه کرده‌اند یا خیر. همچنین طبق نظر هیئت استانداردهای حسابداری مالی، گزارشگری مالی منحصر به تهیه و ارائه صورت‌های مالی نیست بلکه سایر طرق ارائه و تفسیر اطلاعات را که به طور مستقیم یا غیر مستقیم با ‌اطلاعات مالی ارتباط دارد را نیز در بر می‌گیرد و صورت‌های مالی تنها بخشی از گزارشگری مالی است ( مکرمی، ۱۳۷۴ و کاظمی یزدی، ۱۳۷۶).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:20:00 ق.ظ ]




همچنین در خصوص مبانی ‌تجربی سعی شده‌است که چند نمونه از تحقیقات داخلی و خارجی که معرف و نمونه‌ای از سایر تحقیقات در رابطه‌ با موضوع باشد به صورت خلاصه و چکیده‌وار ارائه گردد.

مبانی نظری پژوهش:

در این قسمت به بررسی نظریه های گوناگون در زمینه‌ی اخلاق و اهمیت و ضرورت توجه بر اخلاق پرداخته خواهد شد.

تعریف لغوی و اصطلاحی اخلاق :

تعریف لغوی اخلاق:

اخلاق واژه‌ای عربی است که در لغت‌نامه‌ی دهخدا به معنای خُلق ، خویها طبع و مروت و در فرهنگ انگلیسی آکسفورد[۷] ethic و moral آورده شده است . در فرهنگ معین اخلاق به معنی خلق و خوی ها, طبیعت باطنی, سرشت درونی است (معین, ۱۳۷۱ :۱۷۴) .اخلاق، جمع خُلْق و خُلُق است به معنای سرشت، خوی، طبیعت و امثال آن؛ که به معنای صورت درونی و باطنی و ناپیدای آدمی به کار می‌رود که با بصیرت درک می­ شود؛ در مقابل خَلق که به صورت ظاهری انسان گفته‌ می‌شود، که با چشم قابل رویت است ( الزبیدی، ۱۴۱۶ق . ج ۴ :۱۹۴). راغب معتقد است که ، این دو واژه در اصل به یک ریشه باز می‌گردد. خُلُق به معنای هیات و شکل و صورتی است که انسان با چشم می بیند و ُخلْق به معنای قوا و سجایا و صفات درونی است که با چشم دل دیده می شود. ‌بنابرین‏ می توان گفت؛ اخلاق مجموعه صفات روحی و باطنی انسان است ،گاهی به اعمال و رفتاری که از خلقیات درونی ناشی می شود نیز اخلاق گفته می شود (مکارم شیرازی، ۱۳۸۷: ۲۳). علم اخلاق، علمی است که صفات نفسانی خوب و بد و اعمال و رفتار اختیاری متناسب با آن ها را معرفی می‌کند و شیوه تحصیل صفات نفسانی خوب و انجام اعمال پسندیده و دوری از صفات نفسانی بد و اعمال ناپسند را نشان می‌دهد (ابن مسکویه ،۱۳۷۵ : ۲۷) . «خلق حالی است برای جان انسانی که او را بدون فکر و تأمل به سوی کارهایی برمی‌انگیزد.» (همان: ۵۱)بر اساس این تعریف علم اخلاق علاوه بر گفت وگو از صفات نفسانی خوب و بد، از اعمال و رفتار متناسب با آن ها نیز بحث می‌کند. غیر از این، راه کارهای رسیدن به فضیلت ها و دوری از رذیلت ها اعم از نفسانی و رفتاری را نیز مورد بررسی قرار می‌دهد. ‌بنابرین‏ موضوع علم اخلاق، عبارت است از: صفات و اعمال خوب و بد،از آن جهات که برای انسان قابل تحصیل و اجتناب و یا انجام و ترک اند .«اخلاق » را از طریق آثارش نیز مى توان تعریف کرد، و آن این که «گاه فعلى که از انسان سر مى زند، شکل مستمرى ندارد; ولى هنگامى که کارى به طور مستمر از کسى سر مى زند (مانند امساک در بذل و بخشش و کمک به دیگران) دلیل ‌به این است که یک ریشه درونى و باطنى در اعماق جان و روح او دارد، آن ریشه را خلق و اخلاق مى نامند. ابن مسکویه معتقد است: «خلق همان حالت نفسانى است که انسان را به انجام کارهایى دعوت مى کند بى آن که نیاز به تفکر و اندیشه داشته باشد.» (همان : ۵۱) همین معنى را کاشانى این گونه مى گوید: «بدان که خوى عبارت است از هیئتى استوار با نفس که افعال به آسانى و بدون نیاز به فکر و اندیشه از آن صادر مى شود.» لذا اخلاق در ارتباط تنگاتنگ با عقل و ارادهء انسان است؛ زیرا صفات پسندیده یا ناپسند را انسان به تدریج در وجود و نفس خویش راسخ و ثابت یا ملکه مى کند (کاشانی،۱۴۰۳ : ۵۴). و به همین دلیل اخلاق را به دو بخش تقسیم مى کنند: «ملکاتى که سرچشمه پدیدآمدن کارهاى نیکو است و اخلاق خوب و ملکات فضیله نامیده مى شود، و آن ها که منشا اعمال بد است و به آن اخلاق بد و ملکات رذیله مى گویند. و نیز از همین جا مى توان علم اخلاق را چنین تعریف کرد: «اخلاق علمى است که از ملکات و صفات خوب و بد و ریشه ها و آثار آن سخن مى گوید» و به تعبیر دیگر، «سرچشمه هاى اکتساب این صفات نیک و راه مبارزه با صفات بد و آثار هر یک را در فرد و جامعه مورد بررسى قرار مى دهد»(میرزایی،۱۳۹۰ : ۲۸). البته همان‌ طور که گفته شد، گاه به آثار عملى و افعال ناشى از این صفات نیز واژه «اخلاق » اطلاق مى شود; مثلا، اگر کسى پیوسته آثار خشم و عصبانیت نشان مى دهد به او مى گویند: این اخلاق بدى است، و بعکس هنگامى که بذل و بخشش مى کند مى گویند: این اخلاق خوبى است که فلان کس دارد; در واقع این دو، علت و معلول یکدیگرند که نام یکى بر دیگرى اطلاق مى شود. وجود انسان به گونه ای ضعیف و ناقص آفریده شده است؛ به گونه ای است که باید خود، ابعاد هستی خود را شکل دهد و به کمک قدرت اندیشه و اراده خویش استعدادهای مختلفش را شکوفا سازد و به کمال لایق خود برسد. بخشی از استعدادها و ابعاد وجود انسان همانا خلقیاتی است که باید انسان کسب کند. اخلاق، استعدادی است که در وجود انسان نهفته است و برای آنکه انسان به کمال لایق خود برسد باید این جنبه از وجودش را نیز شکوفا سازد و این نوع کمال به واسطه یک سیستم اخلاقی میسور است ( مطهری،۱۳۷۰: ۳۰۶-۳۰۷).

تعریف اصطلاحی اخلاق:

طباطبایی ‌در مورد مفهوم خُلق و جمع آن که اخلاق است،از جهت واژه شناختی و مفهومی،ایده ی مفردات راغب را ‌در مورد واژه ی خُلق ، پسندیده است و می­نویسد: خُلق و خَلق به یک معنا است، ولی از واژه ی خَلق در مقام استعمال، قیافه ی ظاهری قابل رؤیت با چشم استفاده می­ شود و از واژه ی خُلق در مقام استعمال، فضایل و سجایای اخلاقی کسب شده که درک آن نیاز به بصیرت دارد، استفاده می­ شود (اصفهانی، ۱۳۸۷ :۱۵۹). طباطبایی در کتاب نهایه الحکمه در تعریف اخلاق بنا بر مشرب فلاسفه ی مشّاء و مبتنی بر فضیلت­گرایی معتقد است اخلاق ملکه ی نفسانی است که افعال به آسانی و بدون تأمّل و درنگ از آن صادر می‌شود (طباطبایی، ۱۳۶۲ :۱۲۳) در تفسیر المیزان نیز در ذیل آیه ی ﴿ ا‌ِنـّّّک‌َ لـَعـَلی خـُلـُق‌ٍ عـَظـیم[۸]‌ٍ‌) می‌نویسد: خُلق به معنای ملکه نفسانی است که بر طبق آن ملکه، افعال بدنی از آن به آسانی سر می­زند. ایشان اضافه می‌کند که خُلق مفهومی عام دارد؛ یعنی هم فضیلت و هم رذیلت را شامل می­ شود ولی اگر این واژه به صورت مطلق به کار رود معمولاً از آن مفهوم فضیلت و خُلق نیک فهمیده می­ شود ( طباطبایی، ج۱۹ :۳۶۹ ).

بسیاری از فلاسفه و حکمای اسلامی مانند(نراقی،طباطبایی) اخلاق را با توجه به همان معنای لغوی تعریف کرده‌اند. حکمای گذشته مانند(بوعلی سینا و دیگران)، روح و نفس غیر مادی انسان را خاستگاه هر گونه رفتار ظاهری و عمل آدمی می­دانستند و از این رو اصل در اخلاق را توجه به صفات نفسانی انسان می­دانستند که ثمره اصلاح نفس و درون در رفتارها و اعمال بیرونی به سرعت آشکار می­ شود. از این رو عموما اندیشمندان اسلامی نیز که به اصل وجود نفس اعتقاد داشتند اخلاق را به گونه متناسب با همین مسئله تعریف نموده ­اند (مصباح،۱۳۸۱: ۱۵۴). کلمه اخلاق از نظر اصطلاح علم اخلاق، در دو مورد استعمال می شود؛ ۱ـ جائی که شخص عملی را انجام دهد و لو علت آن ملکه راسخه نباشد و حتی با تأمل و فکر انجام شده باشد. ۲ـ به عنوان صفت فعل به کار می رود، یعنی کار اخلاقی که منظور تنها صفات نفسانی نیست. وقتی می‌گویند فلان کار، اخلاقی است، یعنی متصف به فضیلت و خوب است و یا فلان کار غیر اخلاقی است یعنی متصف به رذیله و ناشایسته است (مصباح ،۱۳۷۶ :۸۶) .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:19:00 ق.ظ ]




    1. . Expressiveness ↑

    1. . Self- disclusure ↑

    1. . Compatibility ↑

    1. . Cohesion ↑

    1. . Commitment ↑

    1. . Sexuality ↑

    1. . Conflict ↑

    1. . Autonomy ↑

    1. . Development ↑

    1. . Furman ↑

    1. . Fallon ↑

    1. . Attachmant ↑

    1. . Johnson & whiffen ↑

    1. . Insecurity Attachment ↑

    1. . Security Attachment ↑

    1. . Josselson ↑

    1. . Holding ↑

    1. . Stern ↑

    1. . Solomon ↑

    1. . Mohler ↑

    1. . Lakar ↑

    1. . Passionate ↑

    1. . Erikson ↑

    1. . Bober ↑

    1. . Kohat ↑

    1. . Adler ↑

    1. . Rolomey ↑

    1. . Approach Developmental ↑

    1. . Sheila Sharpe ↑

    1. . Nurturing ↑

    1. . Merging ↑

    1. . Idealizing ↑

    1. . Developing ↑

    1. . Competing for Superiority ↑

    1. . Walster ↑

    1. . Davidson ↑

    1. . Prins ↑

    1. . Larson, Hammond & Harper ↑

    1. . Doherty ↑

    1. . Klangelo ↑

    1. .Jakoobsan ↑

    1. . attachment ↑

    1. . storge ↑

    1. . Spenser, M. R. ↑

    1. . chseness ↑

    1. . figure ↑

    1. . Waters, E. ↑

    1. . Mikulincer & Shaver ↑

    1. . D,Elia,G ↑

    1. . Harlow ↑

    1. . Ainsworth. ↑

    1. . strange situation ↑

    1. . responsiveness ↑

    1. . mutual attraction ↑

    1. . internal working models. ↑

    1. . korel, P. ↑

    1. . affect bonds ↑

    1. . Bee ↑

    1. . cognitive- affective ↑

    1. . behavioral ↑

    1. . psychoanalysis ↑

    1. . Robertson ↑

    1. . depressive reaction ↑

    1. . flattening ↑

    1. . trust ↑

    1. . defective duality ↑

    1. . Ethnology ↑

    1. . Interpersonal relations ↑

    1. . self ↑

    1. . object relation theories ↑

    1. . introjection ↑

    1. . rojective Identification ↑

    1. . Internal objects ↑

    1. . Bretherton, I. ↑

    1. . Theory of secondary urger ↑

    1. . Cassidy, J. shaver, P.R. ↑

    1. . normal resolution ↑

    1. . oral- urger ↑

    1. . Id ↑

    1. . Fogel, A. ↑

    1. . Mahler, M. ↑

    1. . Normal autism ↑

    1. . separation ↑

    1. . individuation ↑

    1. . mothering ↑

    1. . Winnicott, D.W. ↑

    1. . Robertson, J. ↑

    1. . natural selection ↑

    1. . availability ↑

    1. . responsiveness ↑

    1. . Fraley, R.C. ↑

    1. . predictability ↑

    1. . exploratory ↑

    1. . Sceery ↑

    1. . Kobak ↑

    1. . Flourine ↑

    1. . Collins, N.L. ↑

    1. . Read, S. J. ↑

    1. . hostility ↑

    1. . flexibility ↑

    1. . supportive ↑

    1. . Goldwyn ↑

    1. . ambivalence ↑

    1. . integrative adaptive ↑

    1. . self-assurance ↑

    1. . distress ↑

    1. . disruption ↑

    1. . Feeny ↑

    1. . monopolist ↑

    1. . separation anxiety ↑

    1. . satisfier ↑

    1. . Low Frustration Tolerance ↑

    1. . Discomfort Anxiety ↑

    1. . Damning ↑

    1. . Epstien, N. & .Eidelson, R. J. ↑

    1. . irrational relationship belief ↑

    1. . disagreement is destructive. ↑

    1. . partner cannot change ↑

    1. . mind reading is expected ↑

    1. . sexual perfectionism. ↑

    1. . the sexes are different ↑

    1. . Harvitz, N. ↑

    1. . Sajer, C. ↑

    1. . Karney ,B. Mcnulty, j. ↑

    1. . Gorden, F. and at all. ↑

    1. . rational emotive behavior therapy ↑

    1. . Albert Ellis ↑

    1. . Meiechenbaum, D. ↑

    1. . Mature ↑

    1. . Self – helping ↑

    1. . Cognitive Therapy ↑

    1. . Beck , A. T. ↑

    1. . mind reading ↑

    1. . negative prediction ↑

    1. . Al – Krenawi ↑

    1. . Wiesel, A. R. ↑

    1. . Mulin,W. ↑

    1. . Johnson, M. D. , Anderson, J. R. , Wilcox, A. , Walker, A. , Robbins, D. C., Lewis. V. L. ↑

    1. . Kim, M. ↑

    1. . Gunduz, B. ↑

    1. . Zee, F. V. D. & Hembrecht, M. ↑

    1. . Hamamci, Z. ↑

    1. . Stackret, R. & Burisk, K. ↑

    1. . Scott, E. & Lowe, D. ↑

    1. . Relationship Beliefs Inventory ↑

    1. . Eidelson, R. J. & Epstien, N. ↑

    1. . The experience in close relationship scale ↑

    1. . Brennan ↑

    1. . Wei ↑

    1. . excessive reassurance seeking ↑
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:19:00 ق.ظ ]




۲-۸-۷- اهداف توسعه ای

شرکت ها سعی می‌کنند برای توسعه فعالیت های خود یا ارتقای ظرفیت­های موجود، منابع مورد نیاز خود را از محل سود، تامین کرده و سود کمتری تقسیم کنند، زیرا غالب
بنگاه های اقتصادی حیات خود را در توسعه پایدار می­بینند و معتقدند که بدون توسعه، بنگاه محکوم به فناست. طبیعی است که بخشی از منابع مالی جدید برای دستیابی به اهداف توسع های باید از سوی سهام‌داران تامین شود (بین ۲۰ تا ۳۰ درصد) ‌بنابرین‏، سهام‌داران باید این مبلغ را به از طریق آورده نقدی یا با خودداری از دریافت سود تأمین کنند. در این حالت، این فرصت برای مدیران مالی فراهم می­ شود که در صورت برخورد با پروژه­ های سودآور، از سود تقسیم نشده به عنوان منبع تامین مالی استفاده کنند. البته باید توجه داشت که هزینه سرمایه “سود انباشته” بیشتر از هزینه سرمایه سهام ممتاز و بدهی است و دوم این که سود انباشته اگرچه جانشین سهام عادی است و هر دو در زیر مجموعه حقوق صاحبان سهام قرار دارند. اما تفاوت هایی هم بین آن ها وجود دارد. برای مثال، تامین مالی از طریق سهام عادی دارای هزینه انتشار است یا این که تامین مالی از طریق سود انباشته مشکلات مربوط به مالکیت و کنترل شرکت که در اثر انتشار سهام عادی ایجاد می شود را با خود ندارد.

۲-۸-۸- حفظ ساختار سرمایه

ساختار سرمایه به اجزای تشکیل دهنده سرمایه اشاره دارد و بر اساس آن باید این ترکیب به گونه ای تعیین شود که حداکثر شدن ثروت سهام‌داران را در پی داشته باشد.

الف) انعطاف پذیری در تأمین مالی: یعنی این که شرکت ها تا حد معینی می‌توانند از طریق بدهی تأمین مالی کنند. اگر شرکت­ها بیش از اندازه از این طریق تامین مالی کنند، نسبت بدهی و ریسک مالی شرکت افزایش خواهد یافت. به عبارت دیگر، تأمین مالی از طریق اوراق قرضه، انعطاف پذیری در تأمین مالی را کاهش می‌دهد. درحالی که تأمین مالی از طریق سود انباشته منجر به افزایش انعطاف پذیری شرکت خواهد شد و شرکت می‌تواند در آینده برای تأمین مالی از بدهی نیز استفاده کند.

ب) سیاست تقسیم سود باقیمانده: در این سیاست، ابتدا نیازهای تأمین مالی مشخص و سپس تعیین می شود که چقدر از این نیاز را باید از طریق سود انباشته تامین کرد و باقی مانده سود بین سهام‌داران تقسیم خواهد شد. در تعیین طرح­های مطلوب سرمایه گذاری، طرح هایی به اجرا در می‌آید که نرخ بازده آن ها از نرخ هزینه نهایی سرمایه بیش تر باشد. در نتیجه اگر نرخ تنزیل طرح­ها، هزینه نهایی سرمایه باشد، پروژ ه­هایی اجرا می­شوند که ارزش فعلی
بیش­تری دارند. با توجه به موارد فوق باید مقدار معینی از سود سال جاری را برای تعیین ترکیب بهینه ساختار سرمایه تعیین و انباشته و بقیه سود را بین سهام‌داران تقسیم کرد. با اجرای این سیاست میزان سود تقسیمی هر سال متفاوت خواهد بود. اگر سود تقسیم شده مجدداً در شرکت سرمایه گذاری شود، موجب افزایش در سود سهام سال های آینده خواهد شد و در صورتی که نرخ بازده بورس اوراق بهادار تهران سرمایه گذاری بیش تر از نرخ بازده مورد انتظار سهام‌داران باشد، عدم تقسیم سود موجب افزایش ثروت سهام‌داران می شود.

۲-۸-۹- نیاز سهام‌داران

یکی از عوامل مؤثر در تقسیم سود، خواست سهام‌داران از سرمایه ­گذاری بر روی سهام شرکت است. با وجود آن که سرمایه گذاران نیازهای خود را از دو طریق (سود سرمایه و سود سهام) رفع می‌کنند اما در برخی موارد از جمله قدرت مالی شرکت و نیاز به درآمد جاری، سهام‌داران دریافت سود سهام را به سود سرمایه ترجیح می­ دهند. برای تأمین نیاز سهام‌داران، باید موارد زیر مورد توجه قرار گیرد:

۲-۸-۱۰- بازده حقوق صاحبان سهام

تورم یکی از عواملی است که در ثبات تقسیم سود مؤثر است. در شرایط تورمی، شرکت ها میزان سود تقسیمی را افزایش می­ دهند تا ارزش واقعی یا قدرت خرید سودها حفظ شود. سلیقه ‌سهام‌داران با توجه به شرایط زندگی سهام‌داران و نوع و سلیقه حضور آنان در بازار سرمایه، گروهی از سهام‌داران با هدف دریافت سود مشخص و مستمر سالانه سهام می خرند و برخی دیگر توجه بیش تری به تغییر قیمت سهام دارند. لذا نگرش های مختلف می‌تواند در تصمیم ­گیری چگونگی تقسیم سود نیز مؤثر باشد.

محتوای اطلاعاتی سود سهام چگونگی تقسیم سود می ­تواند حامل اطلاعاتی ‌در مورد نگرش هیئت مدیره در سودآوری شرکت باشد. به طور مثال اگر شرکتی همیشه ۶۰ درصد سود خود را تقسیم می­کرده و امسال تصمیم بگیرد ۷۰ درصد سود را تقسیم کند، این تصور ایجاد می شود که سودآوری شرکت افزایش یافته است.

۲-۸-۱۱- وضعیت نقدینگی

برخی از شرکت ها اگرچه سود قابل توجه­ی دارند، اما نوع فعالیت آن ها به گونه ای است که برای ادامه فعالیت به نقدینگی مستمر نیاز دارند- برای نمونه، شرکت هایی که مجبور به خرید مواد اولی ه به صورت نقدی هستند، اما محصولات شان به صورت اعتباری به فروش می‌رسد و در شرایطی هستند که نمی توانند از تسهیلات بانکی بیش تر استفاده کنند در این حالت سهام‌داران تلاش می‌کنند با توزیع سود کمتر، نقدینگی کافی در اختیار شرکت بگذارند. ‌بنابرین‏ مدیران این گونه شرکت ها به بهانه کاهش هزینه­ های تولید و متناسب شدن قیمت تمام شده، پیشنهاد تقسیم سود کمتری را ارائه می‌کنند تا منابع مالی کافی داشته باشند.

۲-۸-۱۲- استفاده از مزایای مالیاتی

گاه دیده شده است که سیاست های مالیاتی دولت به گونه ای است که شرکت ها را تشویق به سرمایه گذاری می‌کند، بدین ترتیب که به جای تقسیم سود سعی می‌کنند سود کسب شده را صرف توسعه کنند تا بتواند از معافیت مالیاتی دولت نیز برخوردار شود، ‌بنابرین‏ بخشی از سود اندوخته تقسیم نمی شود.

۲-۸-۱۳- تاثیر دوره ­های تجاری

شرکت ها در زمان رکود سود کمتری توزیع می‌کند. برای حل این معضل، مدیران در دوره تورم سودهای شرکت را انباشته ‌می‌کنند تا بتواند با هر گونه کسری و کمبود نقدینگی در دوران رکورد مقابله کنند. باید توجه داشت که در بازاری که با رکورد مواجه است، نرخ بالای سود سهام یکی از مکانیزم­ های مهم بازاریابی برای اوراق بهادار است. ‌بنابرین‏ مدیریت شرکت باید در این مورد نسبت به پرداخت سود سهام شرکت دید بلند مدت داشته باشد.

۲-۸-۱۴- نوع شرکت

در شرکت هایی که تعداد سهام‌داران آن محدود و متجانس است ‌می‌توان رضایت سهام‌داران را مبنی بر عدم توزیع سود و حفظ و نگهداری آن به صورت سود سنواتی جلب کرد. اما در شرکت­هایی که مالکیت آن گسترده و سهام در دست عده کثیری از سهام‌داران است که دارای نقطه نظرات متفاوتی هستند، اجماع نظر ‌در مورد چگونگی پرداخت سود سهام بسیار مشکل است.

۲-۸-۱۵- عمر شرکت

شرکت های جدیدالتاسیس که هزینه ثابت سنگینی را متحمل می­شوند؛ به درآمدهایشان برای توسعه و رشد نیازمند هستند. اما شرکت هایی که به حد بلوغ رسیده ­اند و شهرت و اعتبار خوبی در بازار سرمایه کسب کرده‌اند؛ نسبت به شرکت های جدیدالتاسیس وابستگی کمتری به درآمدهای شان دارند و ‌بنابرین‏ می ­توانند از سیاست تقسیم سود آزادتری استفاده کنند.

علاوه بر موارد ذکر شده، عوامل دیگری نیز بر تقسیم سود شرکت ها موثرندکه از آن جمله ‌می‌توان به رسیدن به سود پیش ­بینی شده در شرکت های مادر، موارد بازدارنده،
هزینه­ های نقل و انتقال و تقسیم ­بندی سهام، هزینه­ های مربوط به انتشار سهام جدید، توانایی استقراض، بازپرداخت بدهی، کنترل، تورم، فرصت­های سرمایه ­گذاری و سایر مواردی که تحت تاثیر حرکت های بازار سرمایه هستند، اشاره کرد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:19:00 ق.ظ ]




۱-۴- اهداف پژوهش

در مطالعات انجام شده خارجی ارتباط سطح تمرکز صنایع با پایداری سود شرکت‌ها به اثبات رسیده است، از جمله لو[۱۳] (۱۹۸۳) و باگینسکی و همکاران[۱۴] (۱۹۹۹) نشان دادند که سودهای صنایع با رقابت پایین (سطح تمرکز بالا) پایدار می‌باشند. با توجه به مورد مذکور و اهمیت مطالعه این موضوع در کشور ایران یکی از اهداف این پژوهش بررسی ارتباط پایداری رشد سود و جریان‌های نقدی شرکت‌ها با سطح تمرکز صنعت می‌باشد.

دیگر تحقیقات خارجی انجام شده در خصوص ویژگی سرمایه‌بری[۱۵] (شدت سرمایه) شرکت نیز بیانگر ارتباط آن با پایداری سود شرکت‌ها می‌باشد. به عنوان مثال یافته های لو (۱۹۸۳)، اسماعیل و چوی[۱۶] (۱۹۹۶) و باگینسکی و همکاران (۱۹۹۹) نشان‌دهنده پایداری پایین‌تر در سود شرکت‌های با سرمایه‌بری بالا می‌باشد؛ چون به عنوان نمونه نوسانات تقاضا دارای تاثیر بالاتری بر شرکت‌های با هزینه های ثابت بالاتر می‌باشد. بر این اساس، با توجه به فقدان مطالعات در این زمینه در سطح کشور، یکی دیگر از اهداف این تحقیق، بررسی ارتباط پایداری رشد سود و جریان‌های نقدی شرکت‌ها با سرمایه‌بری (شدت سرمایه) آن‌ ها می‌باشد.

هدف اصلی این پژوهش کمک به فعالان و علاقمندان حوزه های مالی و سرمایه‌گذاران برای نیل به درک و شناختی بهتر و پیش‌بینی صحیح‌تر از روند پایداری رشد سود و جریان‌های نقدی شرکت‌ها با توجه به دو مورد از ویژگی‌های صنعت[۱۷] یعنی سطح تمرکز و سرمایه‌بری می‌باشد.

۱-۵- سوال‌ها و فرضیه‌های پژوهش

۱-۵-۱- سوال پژوهش

تمرکز یکی از جنبه‌ها و ابعاد مهم ساختار بازار است و شاید مهم‌ترین متغیر ساختاری باشد. در تعریف این واژه می‌توان گفت تمرکز، چگونگی و نحوه تقسیم بازار بین بنگاه‌ها را اندازه‌گیری می‌کند. در اندازه‌گیری تمرکز با اندازه نسبی بنگاه‌ها سروکار داریم و پژوهشگران علاقه‌مندند بدانند بازار چگونه بین بنگاه‌های موجود توزیع شده و سهم هر یک از آن ها چقدر است. هر چه بازار ناعادلانه‌تر بین بنگاه‌ها توزیع شده باشد، تمرکز بیشتر و در صورت ثابت بودن تمامی شرایط هر چه تعداد بنگاه‌ها بیشتر باشد، تمرکز کمتر خواهد بود (ملکان، ۱۳۹۰).

همچنین سرمایه‌بری یا شدت سرمایه که از مجموع خالص اموال، ماشین‌آلات و تجهیزات (PPE)، تقسیم بر کل دارایی‌ها به دست می‌آید و ملاکی از نسبت موجودی سرمایه فیزیکی شرکت به دست می‌دهد، امروزه مورد توجه محققان و فعالان عرصه بازار سرمایه قرار گرفته است.

از همین روی و با توجه به اهمیت رشد پایدار سود و جریان‌های نقدی برای تداوم پیشرفت شرکت و جلب توجه سرمایه‌گذاران برای جذب سرمایه های آن‌ ها، این تحقیق در صدد یافتن پاسخ این سوال است که آیا ویژگی‌های صنعت مانند سطح تمرکز و سرمایه‌بری (شدت سرمایه) بر پایداری رشد سود و جریان‌های نقدی شرکت‌ها تاثیرگذارند یا خیر.

۱-۵-۲- فرضیه‌های پژوهش

با توجه به مباحث فوق‌الذکر و برای پاسخ دادن به سوال و مسئله تحقیق، فرضیات پژوهش ‌به این شرح تدوین گردید:

    • فرضیه اول: پایداری رشد سود شرکت با میزان تمرکز صنعت ارتباط دارد.

    • فرضیه دوم: پایداری رشد سود شرکت با سرمایه‌بری شرکت ارتباط دارد.

    • فرضیه سوم: پایداری رشد جریان‌های نقدی شرکت با میزان تمرکز صنعت ارتباط دارد.

  • فرضیه چهارم: پایداری رشد جریان‌های نقدی شرکت با سرمایه‌بری شرکت ارتباط دارد.

۱-۶- قلمرو پژوهش

قلمرو موضوعی این تحقیق شناسایی عوامل مؤثر بر پایداری رشد سود و جریان‌های نقدی شرکت‌ها، قلمرو مکانی آن سازمان بورس اوراق بهادار تهران و قلمرو زمانی آن مربوط به دوره زمانی پنج‌ساله ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۲ می‌باشد.

۱-۷- روش‌شناسی پژوهش

این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از جهت ماهیت جزو پژوهش‌های همبستگی می‌باشد. جهت آزمون فرضیه ­های تحقیق از روش همبستگی بین متغیرها و معادلات رگرسیون چند متغیره از طریق روش پانل دیتا و برای مقایسه مدل‌ها از آزمون Z وونگ استفاده می­ شود. جمع‌بندی و محاسبات مورد نیاز به کمک نرم‌افزار اکسل و تجزیه و تحلیل‌های آماری با بهره گرفتن از نرم‌افزار ایویوس (EViews) انجام شده است.

۱-۸- واژگان تخصصی

سود

بنا بر بیانیه شماره یک هیات استانداردهای حسابداری مالی، سود جامع عبارت از تغییر در حقوق صاحبان سهام یا خالص دارایی‌های یک واحد تجاری طی دوره می‌باشد و میزان موفقیت یا شکست عملیات یک فعالیت تجاری را تفاضل وجوه برگشتی با وجوه سرمایه‌گذاری شده نشان می‌دهد.

EPS

مخفف اصطلاح Earning per share (سود هر سهم) می‌باشد. EPS از تقسیم سود پس از کسر مالیات شرکت بر تعداد کل سهام محاسبه می‌شود و نشان‌دهنده سودی است که شرکت در یک دوره مشخص به ازای یک سهم عادی به دست آورده است. مفاهیم حاصل شده از این واژه از بنیادی‌ترین اصول تصمیم‌گیری در بازار سهام می‌باشند.

جریان‌های نقدی عملیاتی

فعالیت‌های‌ عملیاتی‌ عبارت‌ از فعالیت‌های‌ اصلی‌ مولد درآمد عملیاتی‌ واحد تجاری‌ است‌. فعالیت‌های‌ مذبور متضمن‌ تولید و فروش‌ کالا و ارائه‌ خدمات‌ است‌ و هزینه ها و درآمدهای‌ مرتبط‌ با آن‌ در تعیین‌ سود یا زیان‌ عملیاتی‌ در صورت‌ سود و زیان‌ منظور می‌شود. جریان‌های‌ نقدی‌ ناشی از فعالیت‌های‌ عملیاتی‌ اساسا در بر گیرنده‌ جریان‌های‌ ورودی‌ و خروجی‌ نقدی‌ مرتبط‌ با فعالیت‌های‌ مذبور است‌. (استاندارد حسابداری شماره ۲)

پایداری سود

پایداری سود به معنای تکرارپذیری (استمرار) سود جاری است. هرچه پایداری سود بیشتر باشد، شرکت توان بیشتری برای حفظ سودهای جاری دارد و فرض می‌شود کیفیت سود بالاتر است (خواجوی و ناظمی، ۱۳۸۴).

پایداری سود از جمله ویژگی‌های کیفی سود حسابداری است که مبتنی بر اطلاعات حسابداری می‌باشد. پایداری سود شاخصی است که به سرمایه‌گذاران در ارزیابی سودهای آتی و جریان‌های نقدی شرکت کمک می‌کند. سرمایه‌گذاران در برآورد سودهای آتی و جریان‌های نقدی مورد انتظار خود به بخش پایدار سود بیشتر از بخش ناپایدار آن اهمیت می‌دهند (کردستانی، ۱۳۷۶).

سطح تمرکز صنعت

در تعریف این واژه می‌توان گفت تمرکز، چگونگی و نحوه تقسیم بازار بین بنگاه‌ها را اندازه‌گیری می‌کند (خداداد کاشی، ۱۳۸۶). در اندازه‌گیری تمرکز صنعت با اندازه نسبی بنگاه‌ها سروکار داریم و پژوهشگران علاقه‌مندند بدانند بازار چگونه بین بنگاه‌های موجود در یک صنعت توزیع شده و سهم هر یک از آن ها چقدر است.

شاخص هرفیندال – هیرشمن (HHI)

این شاخص که به شاخص هرفیندال مشهور است، شاخصی برای ارزیابی میزان تمرکز است. شاخص هرفیندال – هیرشمن با تلفیق کردن سهم بازار همه بنگاه‌های فعال در بازار یا یک صنعت خاص، سطح تمرکز آن‌ ها را مورد توجه قرار می‌دهد. برای به دست آوردن این شاخص باید مجذور سهم هر یک از بنگاه‌ها در بازار و سپس حاصل جمع تمامی آن ها را محاسبه نمود. فرمول کلی شاخص هرفیندال – هیرشمن در ذیل آمده است که در این فرمول سهم بنگاه در بازاری می‌باشد که n بنگاه در آن فعالیت دارند:

(۱-۱) HHI =

سرمایه‌بری (شدت سرمایه)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:19:00 ق.ظ ]




۴-۴-۱-۲- آزمون فرضیه دوم

مسیر بین ارتباط دو طرفه و رضایتمندی مشتریان نشان می‌دهد که رابطه ای مثبت بین دو متغیر برقرار بوده و ارتباطات دوسویه بر رضایتمندی مشتریان می افزاید. ‌بنابرین‏ فرضیه دوم تحقیق نیز تأیید می شود(۳۳/۲=t و ۶۸/۰=β). بعبارتی هرچه توانایی برندها در استفاده از ایمیل ها، طریق پستی، از طریق روزنامه هاو مجلات و پیامک بیشتر باشد بر رضایتمندی مشتریان بیشتر می افزاید.

۴-۴-۱-۳- آزمون فرضیه سوم

مسیر سوم، اثر مثبت رضایتمندی مشتریان از برند را بر اعتماد به برند آشکار می‌کند. در این تحلیل، مقدار ضریب تأثیر ۷۲/۰ و معنادار(۴۵/۲) محاسبه شد. منطقی که پشتوانه تأیید این فرضیه است احتمالاً ‌به این معنا است که افزایش رضایتمندی مشتریان از برند، منجر به افزایش اعتماد آنان نیز می شود.

فصل پنجم

نتیجه گیری و پیشنهادات

۵-۱- مقدمه

در پایان هر فعّالیت تحقیقی، محقق پس از آزمون فرضیات، می بایستی نتایج کار را ارائه دهد. نتایج حاصل از فرضیات نیز پایه هایی هستند که پیشنهادات بر اساس آن ها شکل می‌گیرد. ‌بنابرین‏ یکی از قسمت های مهم تحقیق که در واقع می‌تواند راهی برای تبدیل نظریات به عمل برای موفقیت در آینده باشد، نتیجه گیری های صحیح و پیشنهادات مربوط و مناسب است. نتیجه گیری هایی که بر اساس تحلیل های صحیح ارائه شده باشد می‌تواند مشکلات موجود بر سر راه سازمان را که تحقیق به آن منظور طراحی شده است، برطرف کند(نظری، ۱۳۸۵). در این فصل، نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها خلاصه می شود و با تحلیل آن ها سعی می‌گردد تا به اهدافی که در فصل اوّل از سوی محقق مطرح شده بود پاسخ داده شود. در بخش اوّل این فصل خلاصه نتایج حاصل از اجرای طرح تحقیق و پاسخ هر یک از مفروضات تحقیق ارائه شده است. در بخش بعدی با بهره گرفتن از یافته های تحقیق، پیشنهاداتی در خصوص بهبود اعتماد به برند ‌در مورد برندهای موبایل با تأکید بر عوامل اثرگذار بر اعتماد مشتریانشان به برندها ارائه شده و در نهایت نیز پیشنهاداتی برای تحقیقات آینده ارائه می‌گردد.

۵-۲- بحث در نتایج توصیفی داده های تحقیق

نتایج توصیفی تحقیق که در فصل چهارم به تفصیل توضیح داده شد، به طور خلاصه شامل موارد ذیل است:

۵-۲-۱- توصیف داده های مربوط به جنسیت پاسخ دهندگان

از ۳۸۴ نمونه آماری انتخاب شده، ۲۸۹ نفر(۷۵%) از گروه نمونه آقایان و ۹۵ نفر(۲۵%) از گروه نمونه بانوان بوده اند. ‌بنابرین‏ بیشترین تعداد نمونه آماری را آقایان به خود اختصاص داده‌اند.

۵-۲-۲- توصیف داده های مربوط به سن پاسخ دهندگان

۱۲۸ نفر از گروه آماری برگزیده(۳۳%) بین ۲۰ تا ۳۰ سال، ۱۳۰ نفر از گروه آماری برگزیده(۳۴%) بین ۳۰ تا ۴۰ سال، ۹۶ نفر از گروه آماری برگزیده(۲۵%) بین ۴۰ تا ۵۰ سال و ۳۰ نفر از اعضای جامعه آماری(۸%) انتخاب شده بیش از ۵۰ سال سن داشته اند. ‌بنابرین‏ می توان گفت، غالب پاسخگویان را افراد میان سال تشکیل داده‌اند.

۵-۲-۳- توصیف داده های مربوط به سطح تحصیلات پاسخ دهندگان

تحصیلات ۲۴۶ نفر از نمونه آماری انتخاب شده(۶۴%)، لیسانس؛ تحصیلات ۱۳۸ نفر از نمونه آماری انتخاب شده(۳۶%)، فوق لیسانس و بالاتر بوده اند.

۵-۳- نتیجه گیری از آزمون فرضیه‌ها

مجموعاً در این پژوهش سه فرضیه با بهره گرفتن از روش های آمار استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. به منظور بررسی روابط میان متغیرها و آزمون فرضیه های تحقیق از آزمون های تحلیل عاملی و تحلیل مسیر استفاده گردید.

در ادامه نتایج آزمون فرضیات به شرح زیر خلاصه می‌گردد:

۵-۳-۱- نتیجه گیری از فرضیه اول

فرضیه اول پژوهش عبارت بود از: ارتباط یک طرفه برند بر رضایت مندی از برند تاثیر مثبت دارد. در این تحلیل، مقدار ضریب تأثیر۶۱/۰ و معنادار(۶۵/۲) محاسبه شد. همانطورکه ملاحظه شد، نتایج به دست آمده رابطه مثبت ارتباط یک طرفه برند و رضایت مندی از برندهای موبایل را آشکار می‌کند.

۵-۳-۲- نتیجه گیری از فرضیه دوّم

این فرضیه عبارت بود از: ارتباط دو طرفه برند بر رضایتمندی از برند تاثیر مثبت دارد. مسیر بین ارتباط دو طرفه برند و رضایت مشتریان نشان داد که بهبود ارتباط دو طرفه ، خود عاملی تعیین کننده در رضایتمندی مشتریان تلقی می شود. ‌بنابرین‏ فرضیه دوم تحقیق نیز تأیید شد(۳۳/۲=t و ۶۸/۰=β).

۵-۳-۳- نتیجه گیری از فرضیه سوّم

این فرضیه عبارت بود از: رضایتمندی از برند بر اعتماد برند تاثیر مثبت دارد. مسیر سوم، نشان داد که استفاده از رضایتمندی از برند، احتمال اعتماد مشتریان به برند را افزایش خواهد داد(۴۵/۲=t و ۷۲/۰=β). این فرضیه نیز تأیید شد.

۵-۴- بحث، جمع بندی و پیشنهادات

امروزه برند یا نام تجاری سرمایه بسیاری از کسب و کارها محسوب می شود. یک برند قوی به شرکت کمک می کند تا خود را در بازار متمایز سازد و بیان نماید که چرا محصولات و یا خدماتش توانایی ارضای نیازهای مشتریان را به صورت منحصر بفرد دارد. در حقیقت، سازمان و شرکتی موفق تر است که بتواند برند خود را در ذهن مشتری ثابت کند. یکی از زمینه‌های ثبات برند، ایجاد اعتماد به برند در اذهان و افراد می‌باشد. شرکت ها در جهت موفقیت در این زمینه می بایست از روش های متفاوتی نسبت به رقبا استفاده کنند تا بتوانند در رقابت با دیگر برندها موفق تر بوده و توانسته باشند مؤلفه مهم و حیاتی اعتمادسازی را در افراد ایجاد نمایند. تحقیق حاضر با هدف بررسی تأثیر ارتباطات یک و دوطرفه بر اعتماد مشتریان به برند بواسطه رضایتمندی مشتریان صورت گرفته است. تحقیقات انجام گرفته در حوزه اعتماد به برند و عوامل اثرگذار بر شکل دهی اعتماد به برند عموماً به نقش ارتباطات یک و دوطرفه تأکید دارند و استنباط می‌کنند که برای توسعه اعتماد به برند باید بر این عوامل که شکل دهنده اعتماد به برند مشتریان تمرکز کرد. نتیجه تحقیق حاضر نیز این ادعا را کاملا مورد تأیید قرار داده و با یافته های پژوهش های مشابه سازگاری دارد. عزیزه و همکاران(۲۰۱۲) در پژوهش خود ‌به این نتیجه رسیدند که ارتباط یک طرفه و دو طرفه برند آیفون، برند نوکیا، تأثیر مستقیمی بر رضایت مندی برند دارد. ساهین و همکاران (۲۰۱۳) نیز نشان دادند هم روابط یک‌طرفه و هم دو سویه بر رضایت مشتریان اثر قابل ملاحظه ای دارد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:19:00 ق.ظ ]




بدین ترتیب در مراحل اولیه زندگی در سنین پایین، تنها پدر و مادر هستند که تربیت طفل را بر عهده دارند ولی در مراحل بعدی این وظیفه مهم را دولت و سازمان‌ها و ارگان‌های عمومی نیز به عهده گرفته اند و ابوین را یاری می رسانند.[۱۱۳] همان گونه که می‌دانیم نمی توان حضانت طفل را به عهده یک شخص و تربیت او را بر عهده شخص دیگر پنداشت . ‌بنابرین‏ تربیت طفل ناشی از اهدا جنین مانند مسئله حضانت بر عهده پدر و مادر متقاضی یعنی همان اهدا گیرندگان جنین می‌باشند چرا که امور رفاهی، تحصیلی، …. همین پدر و مادر متقاضی هستند که پس از تولید طفل به عهده دارند و آن را باید منصه ظهور برسانند .

بند اول: دعوی استرداد اهدا کنندگان

سوال اساسی دیگر ‌در مورد نگهداری طفل حاصل از جنین اهدایی آن است که اگر اهدای جنین،مطابق مقررات قانونی صورت گرفته باشد،آیا اهداکنندگان جنین می‌توانند بعد از تولد طفل ،درخواست استرداد یا حضانت او را از دادگاه درخواست کنند؟ اگر چنین دعوایی در دادگاه مطرح شود تکلیف چیست؟

در مبحث مربوط به هویت طفل ‌به این نتیجه رسیدیم که اگر چه نظر اکثر فقهای معاصر بر پدر و مادر بودن صاحبان نطفه می‌باشد،لیکن با توجه به قانون نحوه اهدای جنین و هدف تدوین کنندگان آن و با لحاظ اصل حاکمیت اراده و توجه به قصد و اراده اهداکنندگان و دریافت کنندگان جنین،پدر و مادر محسوب شدن زوجین دریافت کننده دست کم از نظر حضانت و نگهداری طفل حاصل سزاوارتر به نظر می‌رسد و در چنین شرایط اهداء کنندگان همچنان که تکلیفی در نگهداری و یا نفقه فرزند حاصل شده ندارند،حقی نیز در این خصوص نخواهند داشت و آنچه در شرع انور اسلام و د رقوانین موضوعه و نظرات فقهای عظام راجع به حقوق و تکالیف صاحبان نطفه آمده است،از باب غلبه بوده و ناظر بر وضعیت طبیعی تولد یک طفل می‌باشد . اما د راهدای جنین بعد از تحقق اهداء اعراض می‌کنند و در صورت اعراض از جنین،اهداکنندگان دیگر هیچ حقی بر آن نخواهند داشت[۱۱۴] که بر اساس آن بتوانند استرداد طفل حاصل را مطالبه نمایند.‌بنابرین‏ چنین دعوایی در صورت اقامه با ایراد ذی نفع نبودن وعد استماع مواجه خواهد شد. بعلاوه مصلحت کودک نیز در تعیین حضانت کودک،تعیین کننده است و حضانت تنها حق پدر و مادر نیست بلکه سمتی است اجتماعی که شایستگی و صلاحیت هر شخص در آن مورد توجه قرار می‌گیرد[۱۱۵] .

‌در مورد حق پدر و مادر طفل نیز همچنان که قبلاً ملاحظه گردید،مادر طفل زنی است که دارای حق ارضاع می‌باشد و کسی حق و تکلیف ارضاع را دارا است که والده طفل یعنی به وجود آورنده او باشد که همان زن صاحب رحم یا دریافت کننده جنین می‌باشد . در این فرض چون زن صاحب رحم حق و تکلیف حضانت را بر عهده دارد و حق حضانت جنبه تکلیفی نیز داشته و قابل اسقاط و قابل انتقال نمی باشد،‌بنابرین‏ حتی با فرض تسلیم شدن خوانده به دعوی خواهان بازهم دعوی استرداد علیه زن دریافت کننده جنین مسموع نبوده و مردود خواهد شد.

ممکن است ایراد شود که اگر حضانت قابل اسقاط و انتقال نمی باشد ،پس چگونه اهداکنندگان جنین آن را به دریافت کنندگان منتقل می‌کنند؟پاسخ این است که اهدای جنین در صورتی صحیح است که قبل از حلول روح به جنین و در زمانی باشد که جنین در محیط آزمایشگاه می‌باشد و د راین مرحله اصولاً حق و تکلیفی در خصوص حضانت وجود ندارد که قابل انتقال یا اسقاط باشد در حالی که حضانت مورد بحث،‌در مورد کودکی است که متولد شده است . شروع حضانت نیز از زمان تولد طفل است و قبل از تولد طفل، حضانت مفهومی ندارد.

در صورت پذیرش نظریه دو مادری یا مادر بودن هر دو زن صاحب تخمک و دریافت کننده جنین،باز هم دعوی استرداد محکوم به شکست است . زیرا نتیجه شراکت دو زن در مادری طفل،شراکت آن ها در حضانت طفل است و با توجه به عدم امکان ترجیح زن اهداکننده نسبت به زن دریافت کننده ،سلب حق حضانت از زن دریافت کننده و استرداد طفل به اهداکنندگان امکان پذیر نخواهد بود. بعلاوه اختصاص حق ارضاع به زن دریافت کننده مطابق آیه شریفه «الوالدات یرضعن اولادهن حولین کاملین» و تفکیک ناپذیر بودن حضانت از ارضاع حاکی از رجحان زن دریافت کننده نسبت به زن اهدا کننده می‌باشد . بنا بر نظریه مادر نبودن هیچیک از دو زن اهدا کننده و دریافت کننده جنین ،اگر دعوی استرداد از جانب زن اهدا کننده اقامه شده باشد به جهت مادر تلقی نشدن او و در نتیجه ،فقدان حق حضانت نامبرده ،دعوای او نیز مردود اعلام خواهد شد[۱۱۶].

دعوی استرداد طفل از طرف اهدا کننده ،تنها در صورتی قابل استماع به نظر می‌رسد که به نظریه مادر بودن زن صاحب نطفه یا اهدا کننده قائل باشیم. اما صرف نظر از اینکه این نظریه مردود است و دلایل رد آن قبلاً مورد بحث واقع شده است ،اجتماعی بودن سمت حضانت و اختصاص آن به زن والده یا دارنده حق ارضاع، مانع از آن است که این سمت اجتماعی زن دریافت کننده را از او سلب و به اهدا کننده نطفه فرزند مسترد نمائیم. بعلاوه اهدا کنندگان جنین اصولاً کلیه حقوق خود را نسبت به جنین و طفل حاصل از آن به دریافت کنندگان منتقل و یا دست کم از جنین منشأ طفل اعراض نموده اند و با توجه به اصل حاکمیت اراده و فلسفه تدوین و وضع قانون نحوه اهدای جنین و بویژه ماده ۳ آن که به تکالیف حضانت دریافت کنندگان جنین تصریح نموده است،به نظر می‌رسد که اراده قانون‌گذار نیز در کنار اراده اهدا کنندگان و دریافت ‌کنندگان بر تعلق حق حضانت به دریافت کنندگان است و ‌بنابرین‏ دعوی استرداد طفل یا نگهداری آن توسط اهدا کنندگان مسموع نخواهد بود[۱۱۷].

بند دوم: طرح دعوی انصراف از طرف دریافت کنندگان جنین

ممکن است درخواست استرداد طفل حاصل از جنین اهدایی نه از طرف اهدا کنندگان بلکه از جانب دریافت کنندگان مطرح شده باشد . در این صورت این سوال مطرح است که آیا دریافت کنندگان جنین می‌توانند حق قانونی خود را نسبت به طفل حاصل اسقاط و استرداد او را به اهدا کنندگان درخواست نمایند؟

پاسخی که برخی از نویسندگان ‌به این سوال داده‌اند این است که «چنانچه زوجین دریافت کننده در عقد لازمی ،حضانت کودک را به گونه ای متعهد شده باشند ،نمی توانند یک‌طرفه از تعهد خود سرباز زنند،مگر آنکه قرارداد سابق اقاله گردد». به نظر می‌رسد که حتی اگر عقد لازمی نیز در بین نباشد باز هم زوجین دریافت کننده،حق استرداد طفل را ندارند. زیرا آنان مطابق ماده ۳ قانون نحوه اهدای جنین دست کم در خصوص نگهداری و حضانت فرزند حاصل از جنین اهدایی ،پدر و مادر محسوب می‌شوند و اگر در برخی مسائل همانند برقراری رابطه توراث طفل حاصل با دریافت کنندگان نیز تردید وجود داشته باشد، دیگر در خصوص حضانت او تردیدی وجود ندارد و با توجه به صراحت ماده ۳ قانون نحوه اهدای جنین و تصریح ماده ۱۱۶۸قانون مدنی به تکلیف بودن حضانت،امتناع از این تکلیف قانونی امکان پذیر نیست و همچنان که در صورت استنکاف والدین از نگهداری و حضانت فرزند ، مطابق ماده ۱۱۷۲ قانون مدنی،دادگاه او را ملزم به نگهداری خواهد کرد ‌در مورد تکلیف والدین دریافت کننده جنین نیز چنین است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:19:00 ق.ظ ]




جبارزاده در پژوهشی به”بررسی و تعیین معیار­های موفقیت پروژه­ های پتروشیمی و ارائه الگویی برای ارزیابی آن­ها” پرداخت. در این تحقیق لیست جامعی از معیار­ها برای ارزیابی موفقیت پروژه­ های پتروشیمی پیشنهاد شد. با بهره گرفتن از تحلیل عاملی، این معیار­ها در قالب پنج عامل گروه­بندی و با بهره گرفتن از فرایند تحلیل سلسله مراتبی اوزان معیار­ها و فاکتور­ها تعیین شدند و سپس بر اساس مدل مجموع سلسله مراتب وزنی الگویی برای ارزیابی پروژه­ های پتروشیمی پیشنهاد شد (جبارزاده, ۱۳۸۵).

صیادی تورانلو به اولویت بندی پروژه­ های بهبود در مدل تعالی سازمانی[۶۲] با رویکرد کارت امتیازی متوازن پرداخت. در این پژوهش شاخص­ های اولویت بندی پروژه­ ها در چهار منظر کارت امتیازی متوازن تدوین و با بهره گرفتن از فرایند شبکه تحلیلی[۶۳] فازی رتبه بندی گردید و سپس با بهره گرفتن از مدل تاپسیس فازی به اولویت بندی پروژه­ ها پرداخته شد (صیادی تورانلو, ۱۳۸۷).

دربندی، رشیدی نژاد و خزاعی در مقاله­ای به ارائه الگویی جهت ارزیابی موفقیت پروژه و شناسایی شاخص­ های مؤثر بر عملکرد موفق پروژه پرداختند. لذا بر پایه ۹ معیار مدل تعالی سازمانی و با تکیه بر چارچوب کارت امتیازی متوازن، این شاخص ­ها­ استخراج کرده و سپس با بهره گرفتن از روش فرایند تحلیل سلسله مراتبی به اولویت بندی[۶۴] این شاخص ­ها پرداختند (دربندی, رشیدی نژاد و خزاعی, ۱۳۸۸)

۲-۸- جمع‌بندی

دستیابی به ارزش‌های اساسی و محقق کردن اهداف در هر فرایندی مستلزم تدوین برنامه های استراتژیک پیش از مبادرت ورزیدن به اجرا و در ادامه اجرای کامل آن ها‌ است. ارزیابی عملکرد ابزاری مؤثر برای اندازه گیری میزان دستیابی به اهداف (چه در بعد سازمانی، فردی و یا پروژه ای) است. بررسی میزان تحقق اهداف با ارزیابی و بازنگری میسر خواهد بود و مدیران در سایه ارزیابی عملکرد است که می‌توانند مدیریت مؤثر خود را بر فرایندها اعمال کنند و به نتایج واقعی محقق شده از انجام کارها دست پیدا کنند. از این رو هر سازمانی نیازمند طراحی سیستمی برا ی اندازه ­گیری عملکرد می‌باشد که در خصوص کارایی و اثر بخشی فعالیت­­های بخش­های مختلف سازمان، اطلاعات دقیق، مربوط و به موقع برای تصمیم­ گیران ارائه نمایند. برای ارزیابی عملکرد پروژه­ های تحقیقاتی و واحد­های تحقیقاتی در سازمان نیز باید معیار قابل اندازه ­گیری وجود داشته باشد و نتایج این اندازه ­گیری باید برای بهبود عملکرد و کسب مزیت برای سازمان مربوطه به کار گرفته شود.

لذا با توجه به هدف این پژوهش که سنجش اثربخشی پروژه­ های تحقیقاتی با روش های تصمیم گیری چند معیاره می‌باشد، در این فصل به ارائه خلاصه­ای از تعاریف و تاریخچه از موضوعات ارزیابی عملکرد، سنجش اثربخشی پروژه، روش های تصمیم‌گیری چند معیاره مورد استفاده برای سنجش و از آنتروپی برای وزن دهی و اهمیت نسبی شاخص ها پرداخته شد.

فصل سوم

روش پژوهش

۳-۱- مقدمه

تقریبا پیشرفت در هر زمینه از علم، تابع تلاش­ های پژوهشی نظام­مند است، از همین رو است که از تحقیق و پژوهش به عنوان زیربنای پیشرفت علمی نام برده می­ شود(مارکزیک و همکاران[۶۵]، ۲۰۰۵).

تحقیق را ‌می‌توان روشی منظم دانست که در نتیجه­ آن پاسخ­هایی برای سوال­های مطرح شده پیرامون موضوع تحقیق به دست می ­آید. همچنین روش تحقیق مجموعه ­ای از قواعد، ابزار­ و راه­های معتبر (قابل اطمینان) و نظام یافته برای بررسی واقعیت­ها، کشف مجهولات و دستیابی به راه حل مشکلات است. آنچه که نتایج برآمده از یک تحقیق را ارزشمند و قابل استناد می­ کند، روش تحقیق ساختارمند، هدفمند و علمی می‌باشد (خاکی, ۱۳۸۷). چنانچه روش شناسی صحیح صورت نپذیرد، نتایج تحقیق، پژوهشگر و استفاده کنندگان را به بیراهه خواهد برد. ‌بنابرین‏ اتخاذ یک روش عقلایی برای دستیابی به نتایج مطلوب امری ضروری است (پاشا شریفی و شریفی, ۱۳۸۳)

در این فصل که در واقع زیربنای علمی تحقیق به شمار می­رود، به بررسی روش تحقیق، شیوه گردآوری داده ­ها، قلمرو تحقیق و جامعه و نمونه آماری و در ادامه شیوه ­های تجزیه و تحلیل داده ­ها و همچنین تکنیک‌هایی که در این پژوهش مورد استفاده قرار ‌می‌گیرد، پرداخته شده است.

۳-۲- روش تحقیق

یکی از مهم­ترین ویژگی­ یک مطالعه و بررسی علمی، روش تحقیق و عبارت دیگر نحوه گردآوری، تجزیه و تحلیل و پردازش داده ­ها می‌باشد.

منظور از روش در تحقیق، ارائه مهارت ­ها و تعریف­هایی است که دستیابی به هدف را آسان­تر وعملی­تر می­سازد. این نکته در تمامی روش­ها مطرح است. یعنی هر کاری بر مبنای روش­های برگرفته از تجربه­ها و موفقیت­­ها انجام پذیرد، تضمین بیشتری برای بهره­دهی آن خواهد بود.

تحقیقات علمی از سه بعد مورد بررسی قرار می­ گیرند:

هدف: از نظر هدف تحقیقات به انواع کاربردی، بنیادی و توسعه­ای تقسیم می­گردند (خاکی, ۱۳۸۷؛دانایی فرد و همکاران،۱۳۸۳).

تحقیق بنیادی(پایه­ای): هدف اساسی این نوع تحقیقات آزمون نظریه ­ها، تبیین روابط بین پدیده ­ها و افزودن به مجموعه دانش موجود در یک زمینه خاص است. تحقیقات بنیادی، نظریه ­ها را بررسی کرده، آن­ها را تأیید،تعدیل یا رد می­ کند. با تبیین روابط میان پدیده ­ها، تحقیق بنیادی به کشف قوانین و اصول علمی می ­پردازد. با این اهداف،تحقیقات بنیادی در صدد توسعه مجموع دانسته ­های موجود درباره اصول و قوانین علمی هستند (بازرگان, ۱۳۸۳).

تحقیق کاربردی: هدف از تحقیق کاربردی به دست، آوردن درک یا دانش لازم برای تعیین ابزاری است که به وسیله آن نیازی مشخص و شناخته شده برطرف گردد. به عبارت دقیق­تر، تحقیق کاربردی تلاشی برای پاسخ دادن به یک معضل و مشکل علمی است که در دنیای واقعی وجود دارد (خاکی, ۱۳۸۷).

تحقیق و توسعه: فرآیندی است که به منظور تدوین و تشخیص مناسب بودن یک فرایند، روش و برنامه، شناسایی نیاز یا استعداد، معرفی و انتشار یک محصول و فرایند یا نظام فن‌آوری تازه، انجام می­ شود. هدف اصلی فعالیت­های تحقیق و توسعه نظریه­پردازی یا آزمون نظریه نیست، بلکه توسعه محصولات یا فرایند­های جدید، تدوین یا تهیه برنامه­ ها و طرح­ها است (بازرگان, ۱۳۸۳؛خاکی ۱۳۸۲).

تحقیق حاضر از حیث هدف کاربردی است زیرا هدف تحقیق شناسایی شاخص ­ها و بررسی هریک از آن‌ ها برای سنجش اثربخشی پروژه ها می‌باشد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:19:00 ق.ظ ]




وی معقتد بود در هر دولت-کشوری(حکومتی) سه قدرت وجود دارد: قدرت تقنینی، قدرت اجرایی و قدرت قضایی. وی ‌در مورد توجیه این تقسیم بندی­اش، با الهام از دیدگاه های جان لاک فیلسوف انگلیسی و نظام موجود درانگلستان ولی در یک قالب تازه، چنین می‌گوید[۸۷]: “هنگامی که در یک شخص یا یک دستگاه حاکم، قدرت تقنین با قدرت اجرایی جمع گردد، دیگر از آزادی اثری نیست، زیرا بیم آن است که همان شهریار یا همان سنا، قوانین خود کامه­ای وضع کنند و با خودکامگی به موقع اجرا گذارند. اگر قدرت قضاوت از قدرت قانونگذاری و اجرایی جدا نباشد، بازهم از آزادی نشانی نخواهد بود. در صورتی که قدرت قضاوت، به قدرت تقنینی منضم باشد، نیروی خود سرانه ای بر زندگی و آزادی شهروندان مسلط خواهد شد، زیرا قاضی قانونگزار است. در صورتی که این قدرت با قدرت اجرایی جمع آید، قاضی نیروی یک ستمگر را دارا خواهد بود”.[۸۸]

وی ادامه می‌دهد: “برای آن که نتوان از قدرت سوء استفاده کرد، باید دستگاه­ها طوری تنظیم شوند که قدرت، قدرت را متوقف کند”.[۸۹]

بعد از منتسکیو، ژان ژاک روسو[۹۰] (۱۷۷۸-۱۷۱۲) فیلسوف و نویسنده فرانسوی با ارائه کتاب قرارداد اجتماعی اش به رشد و انکشاف این تئوری با اصل قرادادن رأی‌ مردم به مثابه ریشه و اصل حاکمیت ملی پرداخت و قوه مقننه را اصل و مجریه را فرع آن قرار داد.

در پی همین دیدگاه های فلسفی و تطبیق عملی در انگلستان، وقتی نهضت پایه ریزی قوانین اساسی در کشورهای مخلتف غربی به راه افتید، اصل تفکیک قوا، یا به صورت مطلق چون قانون اساسی ایالات متحده امریکا در سال ۱۷۸۷ یا به صورت نسبی در سراسر اروپا و بالتبع در بقیه ‌قارّه های جهان پذیرفته شد.[۹۱]

از اصل تفکیک مطلق قوا نظام های ریاستی با داشتن نظام “رقابت و توازن” یا “Checks and Balances” به وجود آمد و از اصل تفکیک نسبی قوا، نظام های پارلمانی و از اختلاط هر دو، نظام های شبه ریاستی. در نظام ریاستی “حاکمیت ملی در دو نوبت تجلی می‌کند، یکی برای انتخاب متصدی اصلی قوه مجریه و دیگری برای انتخاب نمایندگان قوه مقننه. دو قوه نظراً در یک سطح قرار دارند و دارای پشتوانه مساوی هستند”.[۹۲]

در نظام پارلمانی که بر اصل تفکیک نسبی قوا استوار است “اراده عمومی یکباره ولی به درجات ظاهر می شود و از دستگاه منتخب نخستین، به دستگاه یا اشخاص دیگر انتقال میابد و در نهاد ها مستقر می‌گردد”.[۹۳] و در نظام شبه ریاستی که ترکیبی از نظام ریاستی و پارلمانی است، رییس جمهور به صورت مستقیم از سوی مردم انتخاب می شود، و صدر اعظم یا نخست وزیر از طریق پارلمان و در همکاری مستقیم با پارلمان گزیده می شود. در این نظام ها رییس دولت در مقایسه با نخست وزیر از صلاحیت بیشتر برخوردار است که نمونه اش را می توان در نظام کنونی کشور فرانسه مشاهده نمود. بدون مراعات این تقسیم بندی و تکیه بر اختلاط قوا، نتیجه همان رژیم های اقتدارگرا، مطلق العنان، دکتاتوری، پادشاهی، مستبد و خودکامه است.

حالا اگر بعد از بررسی وارایهء مختصر پایه های فکری ایجاد پارلمان، از یک دید عملی و تاریخی به پارلمان نگاه نماییم، درمیابیم که نخستین تحول به سوی ایجاد پارلمان در کشور انگلستان آغاز شده است.

پادشاه از طرفداران و معتمدان با نفوذی از طبقه زمین دار، روحانی و نظامی در سراسر کشور برخوردار بود. این ها از امتیازات ویژه از سوی پادشاه برخوردار بودند، و بالنوبه پادشاه را در مواقع لازم با مشورت، همکاری و ارسال نیرو یاری می رسانند. به مرور زمان اینان خواهان نفوذ بیشتری در دربار شدند، و مجلسی در این کشور از نجبا، اشراف و روحانیون تشکیل شد. در سال ۱۲۶۵ این شورا به خود نام پارلمان گرفت و ادوارد اول پادشاه انگلستان به توسعه پارلمان پرداخت. برخی از اعضای شورای اشراف که نمی توانستند نظر به مصروفیت­های دایمی در منطقهء خویش به مقر شورا در لندن حاضر شوند، نماینده ای را به مرکز می فرستادند تا از جریانات مطلع شده و دوباره آنان را باخبر سازد. اعضای مجلس اشراف از نشستن با اینان به خاطر ملاحظات اشرافیت ابا داشتند، و ‌در سال‌ ۱۲۶۵ یکی از اعضای مجلس اشراف به تنظیم این نمایندگان در یک مجلس به نام “مجلس عوام” اقدام نمود و برایشان سخنگویی انتخاب کرد تا رابطه اینان را با مجلس اشراف و بالواسطه با شاه تامین نماید. به مرور زمان اشتراک بازرگانان، صاحبان حرفه های متنوع و پیشه وران در این مجلس افزایش یافت و در سال ۱۳۴۳ مجلس عوام در کنار مجلس لردان تشکیل جلسه داد. تا این زمان مجلس عوام از کدام صلاحیت قابل ملاحظه ای برخوردار نبود و بیشتر صلاحیت ها از آن مجلس لردان بود.[۹۴]

به مرور زمان و انقلاب صنعتی و رایج شدن اصل انتخابات، صلاحیت های مجلس لردان کم شد و صلاحیت ها بیشتر به مجلس عوام که منتخب از سوی مردم بود، انتقال یافت و تا سال ۱۹۱۱ و ۱۹۴۹ لبهء قدرت به نفع مجلس عوام تغییر فاحش یافت ولی به آنهم مجلس لردان نقش مشورتی خویش را با همان ساختار موروثی و برخی اصلاحات حفظ نمود.

انقلاب فرانسه و کنفوانسیون ۱۷۸۷ امریکا هرکدام ایجاد مجالس و پارلمانی را در پی داشتند که در مجموع بر روند ایجاد پارلمان در کشورهای مختلف جهان تاثیر گذاشتند.

با این سیر مختصر و گذرا در باره اصل تفکیک قوا و به وجود آمدن پارلمان یا قوه قانونگزار، نتیجه می گیریم: یکی از قوت هایی که به صورت مستقل در اصل تفکیک قوا مطرح است، قوه مقننه یا قوه قانونگزار می‌باشد، که در این تحقیق ما به بررسی مقایسه تطبیقی آن در سه کشور ایران، عراق و تونس می پردازیم.

در جهان امروز دموکراسی به عنوان اصلی برای بهتر حکومت کردن پذیرفته شده است. یکی از اصول بنیادی و اساسی دموکراسی، مشارکت مردم در تعیین سرنوشت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی شان به صورت مستقیم یا بالواسطه است. در نظامی که انسان از استقلال، آزادی و حمایت قانون برخوردار است، باید خود در تعیین سرنوشتش سهم بگیرد. این سهم گیری باید به صورت مستقیم تجلی یابد ولی به سبب کثرت جمعیت و نبود امکان مشارکت مستقیم آحاد جامعه در تصمیم گیری های سیاسی، اجتماعی و … اصل نمایندگی یا مشارکت بالواسطه به عنوان مناسب ترین راه مشارکت در تصمیم گیری های ملی پذیرفته شده است. ‌به این معنی که کشوری به حوزه های متعدد با توجه به نفوس تقسیم می‌گردد و مردم با انتخاب نماینده ای برای پارلمان، شورای ولایتی یا محلی حق مشارکت خویش را از طریق نماینده ی منتخب خود در تصمیم گیری های سیاسی اداء می نمایند.

به همین اساس در هرکشور دموکراتیک یا حتی توتالیتر پارلمان دو مجلسی یا تک مجلسی منتخب یا انتصابی وجود دارد و اصل نمایندگی از مردم و حاکمیت ملی را به نحوی از انحا به نمایش می‌گذارد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:18:00 ق.ظ ]




شرکت در اجرای برخی از تاکتیک­های بازاریابی موفق بوده و در سطح معناداری ۹۰ درصد توانسته رضایت و اعتماد مشتریان و در نتیجه وفاداری آن­ها را کسب کند.

تأثیر تبلیغات دهان به دهان الکترونیکی بر قصد خرید مصرف­ کنندگان از طریق ارزش ویژه برند مبتنی بر مشتری در میان دانشجویانتبلیغات دهان به دهان الکترونیکی، ابعاد ارزش ویژه برند، قصد خرید و ارزش ویژه برنددانشجویان دانشگاه علامه طباطبائیتبلیغات دهان به دهان الکترونیکی بر ابعاد ارزش ویژه برند؛ ابعاد ارزش ویژه برند به جز بعد آگاهی از برند بر قصد خرید و تبلیغات دهان به دهان الکترونیکی از طریق ارزش ویژه برند بر قصد خرید اثر می­ گذارد.بررسی تاثیر جنسیت بر میزان وفاداری مشتریان با بهره گرفتن از رویکرد بازاریابی رابطه­مندجنسیت، بازاریابی رابطه­مند (اعتماد، تعهد، ارتباط، رفع تعارض)، وفاداری مشتریمشتریان بانک پارسیانچهار عامل بازاریابی رابطه مند با وفاداری مشتری رابطه مستقیمی دارند. گروه زنان در عوامل اعتماد / وفاداری و تعهد / وفاداری حساسیت بیشتری دارند و در این ۲ عامل نسبت به مردان وفادارتر می­باشند.کانون کنترل و ارتباط دهان به دهان در میان مصرف کنندگانکانون کنترل، ارتباط دهان به دهاندانشجویان دانشگاه اصفهانکه کانون کنترل درونی رابطه مثبت و معناراری با ارتباط دهان به دهان، کانون کنترل بیرونی با گرایش به شانس رابطه منفی و معناداری با ارتباط دهان به دهان داشته است. اما کانون کنترل بیرونی با گرایش به افراد قدرتمند رابطه معناداری با ارتباط دهان به دهان نداشته است.که کانون کنترل درونی رابطه مثبت و معناراری با ارتباط دهان به دهان، کانون کنترل بیرونی با گرایش به شانس رابطه منفی و معناداری با ارتباط دهان به دهان داشته است. اما کانون کنترل بیرونی با گرایش به افراد قدرتمند رابطه معناداری با ارتباط دهان به دهان نداشته است.رضایت مشتری، تصویر درک شده از شرکت و کیفیت درک شده از نرم افزار بر روی وفاداری مؤثر می­باشندارتباطات دهان به دهان مشتریان یکی از منابع اصلی تأمین اطلاعات مورد نیاز خریداران خودروی سمند بوده است. همچنین، استنباط از تخصص منبع اطلاعات و شباهت او با گیرنده اطلاعات، میزان تأثیر این اطلاعات را تحت الشعاع قرار می­دهد. در این رابطه ریسک کارکردی محصول، اهمیت تخصص و ریسک روانشناختی، اهمیت تشابه منبع با گیرنده پیام را تعدیل ‌می‌کنند.ابعاد همدلی و تضمین رابطه مثبتی با رضایت مشتری دارند. با این حال رضایت مشتری تاثیر مثبتی بر ارتباطات دهان به دهان و قصد خرید مجدد دارد و همچنین رابطه قوی بین ارتباطات دهان به دهان و قصد خرید مجدد وجود دارد.تریانتافیلیدویو و سیومکس (۲۰۱۴)نتایج تجربه مشتری: رضایت، شدت نوستالژی، ارتباطات دهان به دهان و نیت رفتاریابعاد تجربه مصرف، رضایت، شدت نوستالژی، ارتباطات دهان به دهان و نیت رفتاریمشتریان شرکت­های بیمهاِندوبیسی (۲۰۱۳)بازاریابی رابطه­ای و وفاداری مشتریبازاریابی رابطه­ای (اعتماد، ارتباطات، تعهد و مدیریت تعارض) و وفاداری مشتریمشتریان ۲۲۰ بانک در مالزیگرملر و همکاران (۲۰۱۲)ایجاد ارتباطات مثبت دهان به دهان از طریق روابط کارکنان- مشتریاعتماد، مراقبت، تفاهم و آشنایی، ارتباطات مثبت دهان به دهانمشتریان و کارکنان بانک­های کوچک فرانکفورتترانگ (۲۰۱۲)بازاریابی رابطه­مند و پیامدهای آناعتماد، ارتباطات، تعهد و تعارض، وفاداری مشتریانمشتریان در کسب و کارهای خدماتی در ویتنامگلادسون (۲۰۱۲)هوش هیجانی کارکنان و تبلیغات دهان به دهانهوش هیجانی، تبلیغات دهان به دهان۱۰۸ شرکت بزرگ وابسته به بورس اوراق بهادار در نیجریهگلادسون (۲۰۱۲)هوش هیجانی کارکنان و تبلیغات دهان به دهانهوش هیجانی، تبلیغات دهان به دهان۱۰۸ شرکت بزرگ وابسته به بورس اوراق بهادار در نیجریههوش هیجانی کارکنان ارتباط معنی داری با تبلیغات دهان به دهان دارد.آپیاادو (۲۰۱۲)تاثیر ابعاد کیفیت خدمات بر ارتباطات دهان به دهان در صنایع خدماتی مالی اسکاتلندابعاد کیفیت خدمات، ارتباطات دهان به دهان۵۲ بانکهر یک از ابعاد کیفیت خدمات ارتباطات دهان به دهان را تحت تاثیر قرار می­دهد.ماسی (۲۰۱۰)ویژگی شخصی، اعتماد، تعارض و وفاداری و تبلیغات مثبت دهان به دهاناعتماد و ویژگی شخصیتی، تعارض، وفاداری، تبلیغات مثبت دهان به دهان۱۰۱ نفر از مدیران فروش و مدیران بازاریابی در استرالیاهر دو بُعد اعتماد و هر سه ویژگی شخصیتی بر روی تعارض، وفاداری و تبلیغات مثبت دهان به دهان تاثیر دارند.لورین و لیلجاندر (۲۰۱۰)آیا بازاریابی رابطه­مند رضایت ارتباط با مشتری و وفاداری را بهبود می­دهدبازاریابی رابطه­مند، رضایت ارتباط با مشتری، وفاداریمشتریان بانکتفاوت معناداری بین بازاریابی رابطه مند و وفاداری نسبت به بانک وجود ندارد. رضایت رابطه­ای کم اهمیت­ترین عامل وفاداری است.فرانسیس (۲۰۰۹)هوشمندی رقابتی و رابطه آن با وفاداری مشتریان شرکت­های بزرگهوشمندی رقابتی، وفاداری مشتری۱۰۸ شرکت از شرکت­های خدماتی مالی نیجریهبین هوشمندی رقابتی و ابعاد آن با و وفاداری مشتریان شرکت های بزرگ رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.

۲-۵) نتیجه ­گیری

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:18:00 ق.ظ ]




مقدمه

گردشگری فعالیتی گسترده با ابعاد اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی ، سیاسی می‌باشد. گستردگی این فعالیت به اندازه ای است که توسعه آن بدون مشارکت یکپارچه و جمعی امکان پذیر نمی باشد. با این حال کشور ایران توانایی‌های نهفته قابل توجهی برای توسعه گردشگری دارا است و با عنایت به اهمیت گردشگری با برنامه ریزی علمی در اقتصاد جهانی و عرصه های فرهنگی – اجتماعی و محیطی به ناچار توجه ‌به این بخش اساسی می‌باشد. در این میان بازاریابی کارآفرینانه (بازارگرایی و گرایش به کارآفرینی) نقش مهمی در توسعه صنعت گردشگری دارند. ..بازارگرایی قلب تپنده مدیریت و مدیریت استراتژی مدرن است و همچنین یکی از جنبه‌های فرهنگ سازمانی است که در آن کارکنان از طریق ارزش ای برتر،به دنبال سودآوری بنگاه و در نهایت حفظ مشتریان هستند دردنیای پررقابت،امروزسازمانها با تحولات و چالش‌های پیچیده و فزاینده ای روبرو هستند، ‌بنابرین‏ ایجاد سازمان های جدید با قابلیت نوآور،ابداع،وخلق محصولات و خدمات های نو بیش از پش ضرورت می‌یابد و در این راستا نقش کارآفرینی، غیرقابل انکار است. نقش اساسی مدیریت در صنعت گردشگری (با توجه به پتانسیل گردشگری) در کشور ما کم رنگ است و نداشتن برنامه ریز و برنامه ریزی اساسی برای انجام طرح های گردشگری باعث عقب ماندگی ایران از عرصه رقابت می شود و برای رسیدگی ‌به این اصل باید برنامه ریز اساسی (یعنی مدیران با سواد ، باتجربه و کارآفرین) رادر اختیار داشته باشیم.

    1. بیان مسئله

گردشگری فعالیتی گسترده با ابعاد اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی ، سیاسی می‌باشد. گستردگی این فعالیت به اندازه ای است که توسعه آن بدون مشارکت یکپارچه و جمعی امکان پذیر نمی باشد.در دنیای امروز نباید اهمیت گردشگری را نادیده گرفت، بسیاری اهمیت گردشگری را صرفاً در ایجاد درآمد و فرصت های شغلی می دانند و در حالی که اهمیت و گسترش گردشگری ‌به این ها محدود نمی شود که در صورت برنامه ریزی و توسعه برنامه ریزی شده، گردشگری قادر است به بهبود شاخص های عدالت اجتماعی، ارتقای سطح زندگی، رفاه عمومی، تعادل و توازن منطقه ای منجر گردد(معصومی،۱۳۸۷، ۵۶).

در مواردی کارشناسان اقتصاد منطقه ای ، گردشگری را به عنوان تنها عامل استقرار منابع و توسعه مناطق کمتر توسعه یافته معرفی نموده اند(کاظمی، ۱۳۸۵، ۴۸).

با این حال کشور ایران توانایی‌های نهفته قابل توجهی برای توسعه گردشگری دارا است و با عنایت به اهمیت گردشگری با برنامه ریزی علمی در اقتصاد جهانی و عرصه های فرهنگی – اجتماعی و محیطی به ناچار توجه ‌به این بخش اساسی می‌باشد که از پنج سال پیش تلاشهایی برای برنامه ریزی و توسعه در این بخش صورت گرفته است .در این میان بازاریابی کارآفرینانه (بازارگرایی و گرایش به کارآفرینی) نقش مهمی در توسعه صنعت گردشگری دارند..بازارگرایی قلب تپنده مدیریت و مدیریت استراتژی مدرن است و همچنین یکی از جنبه‌های فرهنگ سازمانی است که در آن کارکنان از طریق ارزش ای برتر،به دنبال سودآوری بنگاه و در نهایت حفظ مشتریان هستند.بازرگرایی یک نوع نوع هنجار رفتاری است که در سرتاسر سازمان گسترش یافته و از طریق نوآوری،پاسخ گویی نیازهای حال و آتی بازار و مشتریان است.کسب ‌و کاری که بازارگرایی اش را افزایش دهدعملکرد بازارش را بهبود می بخشد(نارور و اسلاتر[۱]۱،۱۹۹۰).

دردنیای پررقابت،امروزسازمانها با تحولات و چالش‌های پیچیده و فزاینده ای روبرو هستند،این تحولات و دگرگونیها ناشی از پیشرفت های شگرف علمی و فناورانه است که به نوبه ای خود منجر به ارائه دیدگاه ها، ضرورت ها ونیازهای جدیدی شده است و برای پاسخ ‌به این نیازها و همراهی با دگرگونی های مذبور،باید از ابتکارات و روش های جدیدی استفاده نمود.‌بنابرین‏ ایجاد سازمان های جدید با قابلیت نوآور،ابداع،وخلق محصولات و خدمات های نو بیش از پش ضرورت می‌یابد و در این راستا نقش کارآفرینی، غیرقابل انکار است در کشورهای مختلف، توجه خاصی در دانش مدیریت و اقتصاد،به کارآفرینی و کارآفرینان شده است، در واقع کارآفرینی عامل اصلی ایجاد خلاقیت و نوآوری در سازمان‌های امروزی است؛ به طوری که در اکثر کشورهای توسعه یافته، سازمان‌ها در حال انتقال از حالت بوروکراتیک و اداری به وضعیت کارآفرینی هستند(احمدپور داریانی،۱۳۸۰، ۲).

در کشور، صنعت گردشگری به صورت دولتی و نهادی اداره می شود. تصمیم گیری ها و اجرای تصمیمات همه توسط دولت صورت می‌گیرد. با توجه به اینکه مدیران و مسئولین دولتی با وجود وضع قوانین حمایتی برای این صنعت، نتوانسته اند به اهداف اصلی خود برسند، نیاز به بازنگری و تغییراتی در ساختار ساختمان این صنعت در کشورمان ضروری احساس می شود. زیرا نقش اساسی مدیریت در صنعت گردشگری (با توجه به پتانسیل گردشگری) در کشور ما کم رنگ است و نداشتن برنامه ریز و برنامه ریزی اساسی برای انجام طرح های گردشگری باعث عقب ماندگی ایران از عرصه رقابت می شود و برای رسیدگی ‌به این اصل باید برنامه ریز اساسی (یعنی مدیران با سواد ، باتجربه و کارآفرین) رادر اختیار داشته باشیم. لازم به ذکر می‌باشد که با برنامه ریزی دقیق و اجرای برنامه ها به شیوه ‌کارآمدی و مؤثر مدیران می‌تواند اثر بخش باشد.

در نتیجه این پژوهش درصدد جوابگویی ‌به این سوال و درصدد یافتن پاسخ این مسئله است که بازاریابی کارآفرینانه (بازگرایی و گرایش به کارآفرینی)با تأکید بر ویژگی های مدیران چه نقشی می‌تواند در توسعه صنعت گردشگری در استان لرستان داشته باشد.

۱-۲ اهمیت و ضرورت انجام تحقیق

گردشگری شامل کلیه فعالیت هایی است گردشگران در هنگام سفر انجام می‌دهند و به ایشان مرتبط می شود و این می‌تواند شامل ، برنامه ریزی برای سفر، جابه جایی بین مبدأ و مقصد ،اقامت و نظایر آن باشد(رنجبریان و زاهدی،۱۳۸۶).بازاریابی کارآفرینانه گردشگری به عنوان شناسایی و پیش‌بینی نیازهای گردشگران وفراهم کردن امکانات برای تأ مین ‌نیازها و مطلع ساختن آنان و ایجاد انگیزه بازدید در آن ها‌ است که این امر موجب تامین رضایت گردشگران و تحقق اهداف سازمانی خواهد شد .

استان لرستان از کهن ترین استان های کشور از نظر جاذبه های گوناگون ارزشمند تاریخی – تفریحی شناخته شده از لحاظ توریستی است که با بهره مندی از شرایط آب وهوایی،کاملاً مناسب بوده وقابلیت بهره مندی از تحرک در مقیاس جهانی بهنگام تشکیل فستیوال ها و کنگره های مختلف،جلب هنرمندان و هنردوستان؛می‌تواند در توسعه صنعت گردشگری استان لرستان پتانسیل های بالای خود را بنمایاند. با توجه به مطالب بیان شده فوق، و مطالب مطرح شده در بخش بیان مسئله و با توجه ‌به این که تاکنون تحقیقی در این زمینه در دانشگاه در سطح ملی و کشور و همچنین در سطح خرد و استان لرستان صورت نگرفته است ، انجام این تحقیق ضروری به نظر می‌رسد.

۱-۳ فرضیه‌ها:

۱-۳-۱فرضیه اهم:مقوله بازاریابی کارآفرینانه(بازارگرایی و گرایش به کارآفرینی) با تمرکز بر ویژگی های مدیران بر توسعه صنعت گردشکری در استان لرستان تاثیر مثبتی دارد.

۱-۳-۲ فرضیه اصلی:بازارگرایی بر توسعه صنعت گردشگری در استان لرستان تاثیر مثبتی دارد.

۱-۳-۲-۱ فرضیه فرعی:

۱-۳-۲-۱-۱ مشترگرایی بر توسعه صنعت گردشگری در استان لرستان تاثیر مثبتی دارد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:18:00 ق.ظ ]




گفتار اول: ضرورت تصویب قانون بیمه اجباری

در ارتباط با زندگی اجتماعی مفهوم مسئول بودن یا مسئولیت ‌به این معنی است که هر شخص باید پاسخگوی آثار ونتایج حاصل از اعمال خویش باشد.مسئولیت ممکن است اخلاقی باشد یا قانونی، قهری باشد یا قراردادی مسئولیت قانونی ممکن است مدنی باشد یا کیفری. مسئولیت کیفری یا جزایی، مسئولیت مرتکب جرمی از جرایم مذکور در قانون است.

مسئولیت مدنی عبارت است از تعهد و التزامی که شخص نسبت به جبران زیان وارده به دیگری دارد اعم از این که زیان مذکور در اثر عمل شخص مسئول یا عمل اشخاص وابسته به او و یا ناشی از اشیاء و اموال تحت مالکیت یا تصرف او باشد[۱].

دکتر جعفری لنگرودی مسئولیت مدنی را، رابطه ای حقوقی می‌داند که ناشی از فعل یا ترک زیان آور باشد [۲]. به عقیده یکی دیگر از اساتید در هر مورد که شخصی ناگزیر از جبران خسارت دیگری باشد می‌گویند در برابر او مسئولیت مدنی دارد[۳]. در زبان حقوقی جز در موارد استثنایی منظور از مسئولیت مدنی تعهد جبران خسارت است.‌بنابرین‏ شخص هنگامی از لحاظ مدنی مسئول است که زیان آوری برخلاف قانون یا عرف اجتماع انجام داده و ملزم به جبران خسارت باشد.[۴]

برای تدوین مقررات مربوط به مسئولیت مدنی مقررات مختلفی به تصویب رسیده است، قانون مدنی و قانون مسئولیت مدنی مهم ترین و شناخته‌ترین قوانینی هستند که در این خصوص به تصویب رسیده‌اند، اما در کنار این دو قانون شناخته شده ، قانونی هست که با وجود همه اهمیت آن کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، در این قانون حمایت‌های وی‍ژه‌ای از خسارت‌دیدگان در حوادث رانندگی با وسایل نقلیه موتوری پیش‌بینی شده است.

در گذشته حوادث ناشی از رانندگی وسایل نقلیه هر روز اتفاق می افتاد، حوادثی که از اهمیت بیشتری نسبت به دیگر حوادث برخوردار بود، تصادفات رانندگی بخشی از زندگی روزمره رانندگان و حوادث رانندگی به یکی از اجزای جدایی‌ناپذیر زندگی روزمره بشری تبدیل شده بود که این تصادفات بیشتر موارد ناشی از رفتار رانندگان و گاهی اوقات از استاندارد نبودن جاده ها ناشی می شد.[۵] می توان گفت که این حوادث مهم ترین و شایع ترین شبه جرایم است که دست کم در نیم قرن اخیر دادگاه ها را به خود مشغول ‌کرده‌است. ۵

امروزه اصول حاکم بر این حوادث تغییر یافته و در برخی نظام های حقوقی نظیر کامن لا، به عنوان یکی از انواع افعال زیان بار[۶] به صورت مستقل بررسی می شود و حقوق حاکم بر این افعال زیان بار [۷] شامل آن ها نمی شود. زندگی بشر پیوسته در حال تغییر و دگرگونی است. شکل‌گیری پدید‌ه‌ای نوین زمینه طرح مسایل نوظهور را در عرصه‌های گوناگون فراهم می‌آورد که اصولاً چارچوب‌های سنت پاسخگوی نیازها و تنش‌هایی که در تقابل با این رخدادها مطرح می‌شوند، نیست. همین امر ضرورت دخالت قانون‌گذار در جهت کاهش ‌آسیب‌های ناشی از این پدیده ناگوار را به خوبی توجیه می‌کند. قانون‌گذار با ورود ‌به این عرصه سعی در حمایت از زیان دیدگان این قبیل حوادث داشته، چرا که قواعد عمومی مسئولیت مدنی قادر به تضمین حمایت از قربانیان حوادث رانندگی نیست.

دلیلی دیگر که باعث تصویب قانون بیمه اجباری مسئولیت مدنی دارندگان وسایل نقلیه موتوری در سال ۱۳۴۷ شد، این بود که در بیشتر مواقع راننده توانایی پرداخت دین را نداشت و خسارت زیان دیده پرداخت نمی شد، در حالی که ازطرفی در اسلام هیچ ضرری نباید جبران نشده باقی می ماند. از طرف دیگر از جمله خصایص ارزشمند حقوق ،پویایی این علم و قابلیت آن در جهت هماهنگ و همپا شدن با نیازها و ضرورت‌های زندگی اجتماعی است، ‌بنابرین‏ قاعده حقوقی تنها زمانی می‌تواند حیات مؤثر خود را حفظ کند که با واقعیت‌ها، نیازها و مبانی اجتماعی سازگاری داشته باشد تا بدین‌سان با تحت پوشش قرار دادن تمامی جنبه‌های زندگی اجتماعی انسان، مسائل مطروحه در حوزه های گوناگون را به طور کامل حل ‌وفصل کند و بسیاری از معضلات جامعه را به گونه‌ای تأثیرگذار از میان بردارد.

به طور کلی حقوق مسئولیت مدنی بر مبنای این اصل استوار است که هر کس موجب ورود زیان به دیگری شود، مسئول جبران خسارت وارده است و در نتیجه هیچ زیانی نباید جبران نشده باقی بماند ریشه این اصل بنیادین حقوقی را که مورد پذیرش تمامی جوامع بشری است می‌توان در لزوم استقرار امنیت و عدالت در جامعه جست و جو کرد.

اما نکته قابل ملاحظه این است که با تحول مفهوم امنیت و عدالت در طول تاریخ، مفهوم مسئولیت و شیوه جبران خسارت‌ها نیز در گذر زمان دچار دگرگونی شده است.

از جمله موارد بروز دگرگونی و در نتیجه وضع مقررات خاص در عرصه مسئولیت مدنی و نحوه جبران خسارت می‌توان به مسئولیت مدنی دارندگان وسایل نقلیه موتوری زمینی اشاره کرد که در نظام‌های حقوقی گوناگون مورد عنایت و توجه ویژه قانونگذاران واقع شده و مقررات خاصی در خصوص این شکل از مسئولیت مدنی و بیمه اجباری در این حوزه به تصویب رسیده است.یکی از مهم ترین تحولات در این زمینه را می توان به دخالت و حضور نهاد بیمه بازگردانید.

با دخالت بیمه در حوادث رانندگی، دیگر حقوق مسئولیت مدنی مبتنی بر تقصیر حکومت ندارد و هدف اصلی جبران خسارت است و بیمه گر شخصیت اصلی در تحقق خارجی این امر می‌باشد.

حقوق مسئولیت مدنی با ظهور بیمه دچار تحولات عدیده ای شده است که از جمله می توان به افول نظریه تقصیر، حذف برخی از عناصر مسئولیت مدنی، اقبال و تشویق قضات به صدور حکم به مبالغ بالای خسارت، تفسیر صد درصد قانون به سود زیان دیدگان، افزایش دعوی و ظهور دعاوی مهم در نظام های پیشرفته مسئولیت مدنی به نام «دعوای مستقیم زیان دیده علیه بیمه گر مسئولیت )که در حقوق ایران مورد عنایت رویه قضایی قرار ندارد. از آثار مهم دیگر می توان به وجود و حیات «طرح های تکمیلی پوشش مسئولیت مدنی» اشاره داشت که در کنار نهاد بیمه مسئولیت مدنی، وظیفه جبران خسارت زیان دیدگان را دارد.

قانون جدید بیمه اجباری مصوب ۱۳۸۷ می‌کوشد تا از طرق گوناگون به حمایت از زیان‌دیدگان بپردازد و همه خسارات وارده بر آن ها را به مطلوب‌ترین شکل جبران کند. یکی از ابتکارات قانون‌گذار در راستای دستیابی ‌به این هدف پیش‌بینی صندوق خسارات بدنی است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:18:00 ق.ظ ]




بر اساس تحقیق مهرانی و مهرانی(۱۳۸۲) متغیرهایی نظیر بازده دارایی ها، بازده حقوق صاحبان سهام، حاشیه سود و حاشیه سود قبل از مالیات با بازده سهام دارای رابطه معناداری است. همچنین نتایج آن ها نشان داد بازده دارایی ها بیش از سایر متغیر ها در پیش‌بینی بازده سهام مؤثر است.

ظریف فرد و ناظمی(۱۳۸۳) در تحقیقی به بررسی رابطه بین سود و جریان های نقدی در سنجش عملکرد شرکت های پذیرفته شده در بورس تهران پرداخته است. مشاهدات آن ها شامل ۹۸ شرکت برای دوره های ۷۷ الی ۸۲ بوده است. بر اساس نتایج آن ها سود حسابداری توان بیشتری نسبت به جریان های نقدی( اعم از خالص جریان های نقدی و جریان های نقدی عملیاتی) برای سنجش و ارزیابی عملکرد شرکت دارد. آن ها برای سنجش عملکرد شرکت از معیار بازده سهام استفاده نمودند.

انواری رستمی و همکاران(۱۳۸۳) در پژوهشی ، به بررسی ارتباط میان ارزش افزوده اقتصادی،سود قبل از بهره و مالیات،جریان نقدی ناشی از فعالیت های عملیاتی با ارزش بازار سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته‌اند. نمونه آن ها شامل ۶۴ شرکت از شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی ۷۷ تا ۸۱ بوده است. آن ها برای آزمون فرضیه خود از آزمون رگرسیون استفاده نموده اند. نتایج تحقیقات آن ها بیانگر این است که ارتباط معنی داری بین سود قبل از بهره و مالیات و همچنین جریان نقدی فعالیت های عملیاتی با ارزش شرکت وجود دارد در حالی که این ارتباط بین ارزش افزوده اقتصادی و ارزش بازار ناچیز است.

نوروش و حیدری(۱۳۸۳) در تحقیقی که به منظور بررسی رابطه بین بازده سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران با ارزش افزوده نقدی و معیارهای سنتی سود عملیاتی و جریان های نقدی عملیاتی سال ۷۸ تا ۸۲ انجام دادند، دریافتند که ارزش افزوده نقدی معیار مناسب تری برای تعیین تغییرات قیمت سهام می‌باشد و می‌تواند به عنوان محرک تغییرات قیمت سهام محسوب شود.

نوروش و همکاران(۱۳۸۳)، در تحقیقی به بررسی رابطه جریان های نقدی عملیاتی، سود عملیاتی و ثروت ایجاد شده برای سهام‌داران در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته‌اند. نتایج به دست آمده تحقیقات آن ها نشان می‌دهد که در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، ارزش افزوده اقتصادی شاخص بهتری در رابطه با ثروت ایجاد شده برای سهام‌داران می‌باشد. این امر بیانگر این موضوع است که شرکت ها بابت ایجاد ثروت و ارزش برای سهام‌داران خود ملزم ‌به این هستند تا عوایدی بیشتر از هزینه سرمایه برای سهام‌داران ایجاد کنند.خلاصه نتایج تحقیق(ضریب همبستگی بین ارزش و نسبت های مالی) در جدول زیر ارائه شده است:

نــام مــعیـار
سود عملیاتی
ارزش افزوده اقتصادی
جریان های نقدی عملیاتی
ضریب همبستگی
۴۵٫۹%
۶۸٫۱%
(۲۱٫۲-)%

پور حیدری و همکاران(۱۳۸۴) به بررسی رابطه بین سود و ارزش دفتری با ارزش بازار سهام بورس اوراق بهادار تهران پرداخته‌اند. آن ها اطلاعات مالی ۶۴ شرکت را بین سال های ۷۵ تا۸۳ جمع‌ آوری نموده و بر اساس روش آزمون رگرسیون به بررسی ارتباط این متغیرها پرداخته‌اند. نتایج تحقیق آن ها نشان داد که اولا بخش قابل توجهی از تغییرات ارزش شرکت بر اساس سود قابل تبیین است، ثانیاً عمده قدرت توضیح دهندگی مجموع سود و ارزش دفتری شرکت به خاطر سود است و ثالثا ارزش دفتری شرکت از قدرت توضیح دهندگی مناسب در مقایسه با سود هر سهم برخوردار نمی باشد و این سود هر سهم است که توانایی توجیه بیشتر تغییرات در ارزش شرکت را دارا می‌باشد.

کرمی و همکاران(۱۳۸۵) در تحقیقی با عنوان بررسی روابط خطی و غیر خطی بین نسبت های مالی با بازده سهام ۸۳ شرکت در بورس اوراق بهادار تهران بین ۷۷ تا ۸۲ انجام داده‌اند. نتایج تحقیقات آن ها بیانگر وجود رابطه خطی بین نسبت های مالی و بازده سهام بوده است ولی این رابطه چندان قوی نبوده و نمی تواند چندان قابل اتکا باشد.

حقیقت و موسوی (۱۳۸۵) به بررسی نقش عوامل رشد فروش و شاخص بحران مالی در پیش‌بینی بازده سهام پرداخته‌اند. شاخص های رشد فروش و شاخص بحران مالی از جمله شاخص هایی هستند که توانایی ارزیابی بازپرداخت بدهی ها و قابلیت سودآوری واحد تجاری را دارند. آن ها با مشاهده اطلاعات مالی ۱۰۶ شرکت بین سال های ۷۴ تا ۸۳ در بورس اوراق بهادار تهران تاثیر این عوامل را بر بازده سهام مورد بررسی قرار داده‌اند. آن ها با بهره گرفتن از روش رگرسیون ‌به این نتیجه رسیده اند که این دو عامل قدرت توضیحی لازم در تشریح میانگین بازده سهام شرکت را ندارند.

دستگیر و تالانه(۱۳۸۵) با بهره گرفتن از داده های ۲۲۶ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بین سال های۷۰ تا ۸۳ به بررسی رابطه بین سود قیمت سهام پرداخته‌اند. نتایج تحقیق آن ها بیانگر این است که رابطه بین سود و قیمت سهم پس از کنترل ارزش دفتری سهم می‌تواند غیر خطی و مقعر باشد.

تحقیقی توسط حقیقت و قربانی(۱۳۸۶) در بین شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران با

عنوان رابطه سود و جریان های نقدی با ارزش شرکت در چارچوب مدل چرخه عمر صورت گرفته است. آن ها اطلاعات مالی ۱۵۳ شرکت را بین سال های ۷۷ تا ۸۳ جمع‌ آوری کرده و برای بررسی موضوع تاثیر سود و جریان های نقدی بر ارزش شرکت ، شرکت ها انتخاب شده را به سه دوره زمانی رشد ، بلوغ و افول تقسیم بندی نموده اند. نتایج تحقیق آن ها بیان می‌کند که در دوره رشد جریان های نقدی محتوای اطلاعاتی بیشتر نسبت به سود فراهم می‌کند. به نظر آن ها سهام‌داران در دوره رشد ارزیابی قیمت سهام به اطلاعات حاصل از فعالیت های تامین مالی واکنش بیشتری در مقایسه با اطلاعات سود تعهدی نشان می‌دهند . همچنین به نظر آن ها در دوره بلوغ سود تعهدی محتوای اطلاعاتی بیشتری نسبت به جریان های نقدی در اختیار سهام‌داران قرار می‌دهند. همچنین در دوره افول جریان های نقدی محتوای اطلاعاتی بیشتری در مقایسه با سود تعهدی فراهم می آورند.محتوای اطلاعاتی بیشتری در مقایسه با سود تعهدی فراهم می آورند.

خلاصه تحقیقات مرتبط با موضوع پژوهش در ایران

محقق

متغیر مستقل

متغیر وابسته

نتایج

جمادردی(۱۳۸۲)

نسبت های مالی تعهدی و نسبت های مالی نقدی

بازده سهام

نسبت های تعهدی بهتر از نسبت های نقدی بازده سهام را پیش‌بینی می‌کنند.

مهرانی و همکاران(۱۳۸۲)

بازده دارایی ها، بازده حقوق صاحبان سهام، حاشیه سود و حاشیه سود قبل از مالیات

بازده سهام

داد بازده دارایی ها بیش از سایر متغیر ها در پیش‌بینی بازده سهام مؤثر است

ظریف فرد و ناظمی(۱۳۸۳)

سود و جریان های نقدی

معیار بازده سهام به عنوان سنجش عملکرد شرکت

سود حسابداری توان بیشتری نسبت به جریان های نقدی برای سنجش و ارزیابی عملکرد شرکت دارد.

انواری رستمی و همکاران(۱۳۸۳)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:18:00 ق.ظ ]




بین مدیریت دانش و چابکی، ارتباط معنی دار این عوامل را نشان داده، در خصوص ارتباط و تاثیر عناصر مدیریت دانش بر اقدامات چابکی سازمانی نتایج نشان داد که در اکثر موارد بین عناصر مدیریت دانش و اقدامات چابکی سازمانی ارتباط معنی داری وجود داردنشان دادند که فرهنگ یادگیری تأثیرمثبت و معناداری بر چابکی سازمانی و مدیریت دانش دارد. در حالی که، در این پژوهش اثر مدیریت دانش بر چابکی سازمانی با کنترل نقش فرهنگ یادگیری، مورد تأیید قرار نگرفت.

فصل سوم

روش شناسی پژوهش

۳-۱-روش پژوهش:

پژوهش حاضر از نظر روش توصیفی به شیوه پیمایشی می‌باشد و از نظر نوع هم از روش کتابخانه ای و هم روش می‌دانی ویا ترکیبی از هر دو استفاده می شود. در این پژوهش ابزار جمع‌ آوری داده برای جمع‌ آوری ادبیات ازروش کتابخانه وبرای گرد آوری داده های تحقیق از روش می‌دانی استفاده می‌کنیم که در آن از یک گروه خاص از افراد خواسته می شود تا به تعدادی از سؤالهای خاص پاسخ دهند مهمترین هدف چنین پژوهشی توصیف صفت یک جامعه است.این پژوهش به منظور کشف واقعیت های موجود یا آن چه که هست انجام می شود در واقع این پژوهش به منظور توصیف کردن یک جامعه تحقیقی در زمینۀ توزیع یک پدیدۀ معین انجام می شود.به همین دلیل محقق ‌در مورد علت وجود توزیع بحث نمی کند بلکه تنها به چگونگی آن در جامعه مورد پژوهش به منظور توصیف کردن یک جامعه تحقیقی در زمینه توزیع یک پدیدۀ معین انجام می شود.

۳-۲-جامعه آماری:

جامعه آماری در این پژوهش کلیه کارکنان و معلمان آموزش وپرورش ناحیه۳ کرمانشاه در سال تحصیلی۹۴-۱۳۹۳می باشد که تعداد آن ها حدود۱۳۰۰ نفر می‌باشد.

جدول شماره(۳-۱) تعدادمعلمان وکارکنان مرد و زن

تعدادمعلمین وکارکنان

حجم جامعه

حجم نمونه

تعدادمعلمین وکارکنان مرد

۷۰۰

۹۲

تعداد معلمین وکارکنان زن

۶۰۰

۲۰۸

جمع کل

۱۳۰۰

۳۰۰

۳-۳- نمونه آماری:

نمونه آماری نیز با بهره گرفتن از روش نمونه گیری تصادفی و از طریق جدول مورگان تعداد ۳۰۰نفر از کارکنان و معلمان آموزش و پرورش ناحیه۳ کرمانشاه را در نظر گرفته شد.

۳-۴-روش گرد آوری داده ها :

در این پژوهش از دو پرسشنامه استفاده شد

۱پرسشنامه مدیریت دانش در سال۲۰۰۹ توسط پاتریک[۱۱۰] طراحی شده و دارای ۳۸ گویه با مقیاس پنج درجه ای (کاملاً موافقم ، موافقم ، نه موافقم نه مخالفم ، مخالفم و کاملاً مخالفم) و پنج بعد اکتساب دانش،ایجاد دانش،ذخیره دانش،توزیع دانش و نگهداری دانش می‌باشد

امتیاز دهی و تفسیر نتایج:

برای هر گزینه(کاملاً موافقم ۵، موافقم ۴، نه موافقم نه مخالفم ۳، مخالفم ۲ و کاملاً مخالفم ۱)امتیاز در نظر می گیریم.

مجموع امتیازهای۱۳۵-۱۹۰نشان دهنده اثربخشی بالای فرایند مدیریت دانش در سازمان می‌باشد.

امتیاز ۸۰-۱۳۵ نشان می‌دهد که فرایند مدیریت دانش در سازمان تا حدودی اثربخش است.

امتیاز زیر ۸۰ نشان دهنده اثربخشی پایین فرایند مدیریت دانش در سازمان می‌باشد.

در این پژوهش به منظور اعتباریابی، پرسشنامه بر روی یک گروه ۳۷ نفری اجرا شد و با بهره گرفتن از فرمول آلفای کرونباخ همسانی درونی پرسشنامه ۸۶/۰ به دست آمد.

۲-پرسشنامه سنجش چابکی سازمانی:این پرسشنامه دارای ۱۶ گویه می‌باشد مقیاس های مورد نظر در این پرسشنامه به صورت (کاملاً موافقم ، موافقم ، نه موافقم نه مخالفم ، مخالفم و کاملاً مخالفم)می‌باشد.این پرسشنامه دارای چهار مؤلفه‌ پاسخ گویی سئوالات ۱تا۴،دقت و شایستگی سئوالات۵تا۹،انعطاف پذیری سئوالات۱۰تا۱۳ و سرعت سئوالات ۱۴تا۱۶ است .روش نمره گذاری آزمون:‌در طبقه بندی پرسشنامه ازطیف لیکرت استفاده شده است .نحوه بارم گذاری نمرات پرسشنامه به صورت ذیل است:

(کاملاً موافقم ۵، موافقم ۴، نه موافقم نه مخالفم ۳، مخالفم ۲ و کاملاً مخالفم ۱)

اعتبار ‌و روایی پرسشنامه چابکی سازمانی:این پرسشنامه توسط گیبسون و دمبو[۱۱۱] در سال ۱۹۸۴ تدوین شده است،ساتن و فال[۱۱۲] در سال ۱۹۹۵ پس از انجام اصلاحات لازم واعتباریابی،ان را مورد استفاده قرار دادند. این پرسشنامه از ۱۶ گویه تشکیل شده است وبر اساس مقیاس ۵ درجه ای لیکرت (کاملاً موافقم ۵، موافقم ۴، نه موافقم نه مخالفم ۳، مخالفم ۲ و کاملاً مخالفم ۱) است .ساتن وفال اعتبار این پرسشنامه را بین ۶۵/۰ تا ۷۵/۰ گزارش نموده اند.همچنین حمیدی پور( ۱۳۷۷) اعتبار این پرسشنامه را ۸۱/۰ گزارش ‌کرده‌است. در این پژوهش به منظور اعتباریابی، پرسشنامه بر روی یک گروه ۳۷ نفری اجرا شد و با بهره گرفتن از فرمول آلفای کرونباخ همسانی درونی پرسشنامه ۷۹/۰ به دست آمد.

۳-۵-روش تجزیه و تحلیل داده ها :

برای ‌پاسخ‌گویی‌ به پرسش های پژوهش حاضر، داده های جمع‌ آوری شده به وسیله نرم افزار آماری SPSS از دو جنبه توصیفی و استنباطی مورد تحلیل قرار می‌گیرد؛ در بُعد توصیفی، شاخص های آماری که محاسبه می شود، عبارتند از: فراوانی ها، درصدها، میانگین ها و انحراف معیار ها و در بُعد استنباطی از آزمون های همبستگی پیرسون و رگرسیون استفاده شد.

فصل چهارم

ارائه وتجزیه وتحلیل داده ها

۴-۱-مقدمه

در فصل حاضر داده های گردآوری شده در خصوص سوالات پژوهش در دو سطح توصیفی(میانگین، انحراف استاندارد) و استنباطی(t استودنت تک گروهی و ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به

    1. Dow ↑

    1. Baker ↑

    1. Rick Dove ↑

    1. Levy and Hazan ↑

    1. Franklin Becker ↑

    1. Nonaka and Takyshy ↑

    1. Hong ↑

    1. hasanali ↑

    1. Kalseth ↑

    1. Riege ↑

    1. Brien ↑

    1. Expertise ↑

    1. Sievby ↑

    1. Pursak ↑

    1. Wiig ↑

    1. Nonaka ↑

    1. Davenport ↑

    1. deraker ↑

    1. cnnelly ↑

    1. martini ↑

    1. Bell ↑

    1. marshal ↑

    1. kohen ↑

    1. vig ↑

    1. Drucker .p ↑

    1. bhatt ↑

    1. duffy ↑

    1. drucker ↑

    1. nonaka ↑

    1. nonaka ↑

    1. malhotra ↑

    1. Bacovitz and wiliamz ↑

    1. bohat ↑

    1. rading ↑

    1. Davenport and prusak ↑

    1. nonaka ↑

    1. peltoon ↑

    1. bergron ↑

    1. Prost and robodt ↑

    1. bhatt ↑

    1. Smith ↑

    1. cocabadse ↑

    1. Reviewingthe literature of knowledge ↑

    1. Nework model ↑

    1. Smith ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:18:00 ق.ظ ]




زمینه‌های تعارضات زناشویی

در بررسی تحقیقات به عمل آمده عوامل گوناگونی به عنوان عوامل زمینه ساز بروز مشکلات زناشویی به چشم می خورند که به طور اجمال عبارتند از:

۱- تعداد زیاد فرزندان و یا نداشتن فرزند

۲- ازدواج در سنین پایین

۳- عدم تمکین زن و ندادن نفقه توسط شوهر

۴- تفاوت سنی زیاد زن و شوهر

۵- اختلاف طبقاتی و تحرک طبقاتی (مثبت و منفی)

۶- زندانی شدن شوهر

۷- فقر و مشکلات اقتصادی

۸- فرزندان ازدواج قبلی

۹- ناآشنایی یا کوتاه بودن مدت آشنایی با همسر قبل از ازدواج

۱۰- ازدواج اجباری

۱۱- عدم تفاهم در گذراندن اوقات فراغت

۱۲- رابطه نامشروع

۱۳- بدبینی به همسر و عدم صداقت قبل و بعد از ازدواج

۱۴- اعتیاد شوهر

۱۵- بدرفتاری زن یا شوهر

۱۶- بیماری یکی از زوجین (دهقان،۱۳۸۰).

تجزیه و تحلیل تعارض

برای حل هر تعارض نیاز است به سه سؤال اساسی پاسخ داده شود.

– چه کسی درگیر تعارض است؟

– منبع تعارض چیست؟

– سطح تعارض چه میزان است؟

روش های حل تعارض پس از تجزیه و تحیلل تعارض باید به حل آن پرداخت. برخی از روش های حل تعارض به شرح ذیل می‌باشند.

مذاکره: در این روش طرفین راه حل های مختلف را جهت حل تعارض بررسی می‌کنند تا به راه حلی که برای هر قابل قبول است دست یابند به طور کلی دو نوع مذاکره وجود دارد:

یکی رویکرد برد – باخت است که یکی از طرفین می‌برد و دیگری می بازد. راهبردهای غالب در این روش، زور، تقلب و امتناع از اطلاع رسانی ضعیف است.

رویکرد دوم برد – برد است که به دنبال به حداکثر رساندن نقاط مشترک است و راهبرد حاکم آن مشارکت است.

میانجیگری: در این روش، شخص ثالث بی عنوان میانجی سعی می‌کند که به طرفین در یافتن راه حلی برای رفع تعارض کمک کند.

داوری: اگر در فرایند میانجیگری طرفین قادر نباشند که از طریق میانجیگری به راه حلی برسند، آنگاه میانجیگری تبدیل به داوری می شود و شخص ثالث بی طرف راه حل ارائه می‌دهد و طرفین باید آن را بکارگیرند (رزقی رستمی، آقایار، ۱۳۸۹).

سبک های مقابله با تعارض زناشویی

اختلافات بین فردی، و در رأس آن اختلاف های ناشی از روابط زناشویی برای زوجین پدیده ای بغرنج و ناراحت کننده است. و در عین حال اختلاف نظر و تعارض امری طبیعی و اجتناب ناپذیر در روابط بین فردی است. افراد ممکن است در مواجهه به تعارض های ناشی از روابط بین فردی راهبردهای مختلفی به خود بگیرند آنچه در این امر شایسته مطالعه و تعمیق است بررسی نوع سبک های مقابله با تعارض است (کوان[۱۷]، ۲۰۰۴).

اگر تعارض ها به صورت مثبتی از طرف زوجین حل و فصل شود و راهبردهای مناسبی، مرور زمان جهت حل مشکلات ناشی از روابط زناشویی اتخاذ شود باعث پایداری و بهبود روابط در بلند مدت خواهد شد ومهارتهای ناشی از روابط زناشویی را بالا خواهد برد. حتی یادگیری این رویکرد انطباقی، می‌تواند فرد را در مقابل دیگر رویدادهای فشار زای زندگی هم مقاوم تر کند (دان هام[۱۸]، ۲۰۰۸). ولی اگر تعارض ها به صورت نامطلوبی اداره شود موجب تخریب زندگی زناشویی شده وا ثرات زیان آوری بر سلامت فیزیکی و هیجانی زوجین به جا می‌گذارد (ماهونی[۱۹]، ۲۰۰۶). و می توان موجب ایجاد دامنه هایی از مشکلات رفتاری و هیجانی کودکانی شود که در معرض تعارضات والدین هستند (هیندمن[۲۰]، ۲۰۰۲).

آنچه مسلم است اتخاذ نوع سبک مقابله ای متاثر از عوامل شخصیتی و فاکتورهای بسیاری خواهد بود، که بررسی هر یک از این عوامل می‌تواند جهت شناخت زمینه ای حل تعارض کمک کرد.

گاتمن[۲۱] و لونسون (۲۰۰۰) باور دارند که با تحلیل نوع ارتباط یک زوجین احتمال به شکست ازدواج و طلاق را می توان پیش‌بینی کرد، گاتمن زوج ها را بر اساس نحوه ارتباط و تعاملشان به هنگام تعارض به دو نوع متعادل[۲۲] و نامتعادل[۲۳] تقسیم ‌کرده‌است. زوج های متعادل خود نیز به سه گروه موفق[۲۴] ،اجتنابی[۲۵] و هیجانی[۲۶] تقسیم شده است. زوج های نامتعادل در یک گروه زوجین متخاصم تعریف می‌شوند. زوجین متخاصم[۲۷]، فراوانی و شدت تعارض بیشتری دارد آن ها در هنگام تعارض، به شخصیت یکدیگر توهین می‌کنند، به طور اجتناب ناپذیری درگیر تعارضات می‌شوند و راهبردهای توهین آمیز و اهانت امیز بیشتری در تعاملات آن ها دیده می شود (هالمن و جروس[۲۸]، ۲۰۰۳) در حالی که زوجین متعادل در تعاملات خود انتقادهای اهانت آمیزی نمی کنند باعث تشدید خصومت بیشتر نمی شود.

گاتمن و همکاران (۲۰۰۰) عقیده دارد که زوجین مبتنی بر سبک اجتنابی، اصولاً با اختلاف ها و تفاوت های خود به طرز غیر مستقیم تری برخورد می‌کنند و آن ها شیوه هایی برای به حداقل رساندن تعارض خود به کار می گیرند و عواطف ‌و هیجان منفی وشکننده خود را به طرز نامناسبی سرکوب می‌کنند استیوبر (۲۰۰۵) معتقد استکه اجتناب از تعارض برای زوجین پیامد مثبتی ندارد. چرا که در آن هیچ گونه تعادل ومذاکره ای بین زوجین صورت نمی گیرد و هیچ نوع تجربه ای باعث یادگیری نمی شود بعبارت دیگر این دسته از زوجین، هیجانات و عواطف منفی خود را سرکوب و ترس شدیدی از تعارضات و مشاجرات غیر قابل کنترل دارند .

سبک موفق

زوجین با سبک های مقابله موفق توجه بیشتری نسبت به احساسات و هیجانات همسر خود دارند آن ها به دقت به حرف همسرشان گوش می‌کنند و آمادگی خوبی بر حل تعارض پیش آمده از خود نشان می‌دهند.

سبک اجتنابی

زوجین مبتنی بر سبک اجتنابی، اصولاً با اختلاف و تفاوت های خود به طرز بهتر وغیر مستقیم تری برخورد می‌کنند و آن ها شیوه های برای به حداقل رساندن تعارض های خود به کار می گیرند و عواطف و هیجان منفی و شکننده خود را به طرز مناسبی سرکوب می‌کنند.

سبک متخاصم

زوجین متخاصم، فراوانی و شدت تعارض بیشتری دارند آن ها در هنگام تعارض، به شخصیت یکدیگر توهین می‌کنند، به طور اجتناب ناپذیری درگیر تعارضات می‌شوند و راهبردهای توهین آمیز و اهانت آمیز بیشتری در تعاملات آن ها دیده می شود. (هالمن و جروس، ۲۰۰۳).

نظریه های مرتبط با تعارض زناشویی

الف) نظریه روان پویایی و ارتباط شی

دیدگاه کلاسیک روان پویشی که منبعث از الگوی روانکاوی فروید است مشکلات زناشویی را پیامدهای مشکلات درون روانی همسران می‌داند (بارکر[۲۹]، ترجمه دهقانی، ۱۳۸۰).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:18:00 ق.ظ ]




بند سوم ـ بطلان نسبی

از دیگر نهاد­های مذکور در خصوص وضعیت عمل موضوع تعهد، بطلان نسبی است. این نهاد، وضعیتی را در بر ‌می‌گیرد که در آن، قواعد حمایت از اشخاص مورد نظر مقنن، نادیده انگاشته شده و بدین جهت نیز با استناد ‌به این نهاد، سرنوشت عقد در ید آنان است (قبولی درافشان و محسنی، ۱۳۹۱، ص۱۸۱). با توجه ‌به این سخن، در خصوص وضعیت حقوقی عمل موضوع تعهد منفی، نهاد بطلان نسبی نیز قابل استناد نیست؛ زیرا «بطلان نسبی اصولاً عبارت از قابلیت ابطال قرارداد توسط طرف یا طرفین قرارداد است» (قبولی درافشان و محسنی، ۱۳۹۱، ص۳۲). در حالی که در تخلف متعهد، عمل منهی­عنه در قالب یک قرارداد با شخص ثالث بسته شده یا اینکه تعهد بدون وجود قرارداد از سوی متعهد نقض می­ شود. ‌بنابرین‏ متعهدله از طرفین قرارداد نیست و یا اینکه اصولاً قراردادی وجود ندارد. ‌بنابرین‏ متعهدله نمی­تواند به استناد نهاد بطلان نسبی، عمل مذکور را باطل نماید. به عبارتی استناد ‌به این نهاد از سوی متعهدله در تعهد منفی، سالبه به انتفای موضوع است.

بند چهارم ـ عدم نفوذ یا قابلیت فسخ

بدین ترتیب در رابطه با وضعیت حقوقی عمل موضوع تعهد منفی، صرفاً غیرنافذ بودن و یا قابلیت فسخ، مطرح خواهد بود و همان‌ طور که عنوان شده، در مواردی که ضرر به منافع خصوصی افراد باشد، عقد یا غیرنافذ است یا قابل فسخ (شایگان، ۱۳۷۵، صص۹۰ـ۹۱).

با لحاظ اصول حقوقی و قانون از میان این دو نهاد، به نظر نگارنده، غیرنافذ بودن عمل مذکور با مصلحت متعهدله، سازگارتر است؛ زیرا همان­گونه که عنوان شد، با وحدت ملاک مادۀ ۶۵ ق. م.، هر معامله که به ضرر سایر دیان باشد، غیرنافذ است و بدیهی است که متعهدله در تعهدات منفی، از جملۀ داینین متعهد است. وانگهی از جهتی نیز مصلحت متعهدله، ایجاب می­ نماید که سر نوشت قرارداد مغایر با منافع وی، در اختیار او باشد.

ممکن است گفته شود که قابل فسخ بودن قرارداد نیز، این امکان را به متعهدله می­دهد تا عقد مذبور را بر هم بزند. لیکن در جواب باید عنوان نمود که فسخ از زمان اعمال، اثر آن رو به آینده است. ‌بنابرین‏ اعمال حق فسخ، زمان انعقاد تا زمان فسخ قرارداد مغایر را، نمی­تواند پوشش بدهد. اما غیرنافذ دانستن آن، چنین امکانی را برای متعهدله فراهم می­ کند. گذشته از این موارد، عدم نفوذ، از آنجا که مانع از بار شدن اثر قانونی بر قرارداد مذکور می­گردد، ضمانت­اجرای سنگین­تری برای تخلف محسوب می­گردد و بدین جهت در راستای حمایت از حقوق متعهدله و کاهش انگیزۀ متعهد برای تخلف، مناسب­تر است. همچنین در میان حقوق ‌دانان، برخی (شهیدی، ۱۳۸۶، ص۱۵۰؛ محقق داماد، ۱۳۸۸، ص۲۷۵) نیز با این نظر موافق هستند.

در حقوق افغانستان نیز علاوه بر دلایل فوق، این مورد را باید اضافه نمود که، اصولاً حق فسخ قابل مطالبه از دادگاه است و همین امر، اختیار متعهدله ‌در مورد تخلف متعهد و واکنش مناسب را کاهش می­دهد. در صورتی که برای رد یا امضای اعمال غیرنافذ در نظام حقوقی افغانستان، متعهدله نیازی به مراجعه به دادگاه ندارد.

فصل نخست:

ضمانت­اجرای نخستین

(الزام متعهد و درخواست حق فسخ)

در فقه اسلامی، نظر مشهور آن است که عقد الزام­آور است و با صرف تخلف متعهد قابل فسخ نیست. بلکه داین باید الزام مدیون را بخواهد. قانون مدنی ایران نیز در مواجهه با نقض تعهد، ضمانت­اجرای اولیه را، حق اجبار متعهد دانسته است. به بیان دیگر، با وقوع تخلف در یک تعهد منفی، متعهدله حق دارد با رجوع به دادگاه، اجبار و الزام متعهد، مبنی بر ترک عمل موضوع تعهد را بخواهد. مادۀ ۲۳۷ ق. م. در این خصوص اشعار داشته است: «هرگاه شرط در ضمن عقد، شرط فعل باشد اثباتاً یا نفیاً، کسی که ملتزم به انجام شرط شده است باید آن را به جا بیاورد و در صورت تخلف، طرف معامله می ­تواند به حاکم رجوع نموده تقاضای اجبار به وفای شرط بنماید».

همچنین از این لحاظ تفاوتی، میان تخلف از تعهد ناشی از شروط ضمن عقد و تعهد ناشی از خود عقد نیست (کاتوزیان، ۱۳۸۰ الف، ۲۱۷). ‌بنابرین‏ در حقوق مدنی ایران تخلف یکی از طرفین قرارداد، همچنان متعاهد دیگر را پایبند به قرارداد نگه می­دارد.

در مقابل در قانون مدنی افغانستان، ضمانت­اجرای اولیه برای حمایت از متعهدله در برابر متعهد پیمان شکن در قبال تخلف از انجام تعهدات، امکان مطالبۀ فسخ معامله یا الزام متعهد به انجام تعهد در عرض یکدیگر است. مادۀ ۷۳۹ ق. م. ا. در این خصوص اشعار داشته است: «هرگاه یکی از عاقدین در عقودی که الزام را به طرفین عقد متوجه می­سازد وجیبه[۵] را ایفاء ننماید، طرف مقابل می ­تواند فسخ عقد را و در صورت لزوم با جبران خساره از طرف دیگر مطالبه نماید. عقودی که طبیعتاً غیر لازم بوده یا به خیاری مقترن گردیده باشد که موجب فسخ گردد، از این حکم مستثنی است».

هرچند که ابتدا به نظر می­رسد که استثناء مذکور در ذیل این ماده، به لحاظ اطلاق آن، شامل تمام احکام این ماده (یعنی مطالبه فسخ و جبران خسارت) است، اما با لحاظ مواد ۶۵۱ و ۸۱۵ همین قانون، احراز می­گردد که استثناء ذیل ماده، صرفاً ناظر به تکلیف متعهدله، در رجوع به دادگاه برای مطالبۀ فسخ است. مادۀ ۶۵۱ مقرر داشته است: «هرگاه یکی از طرفین که عقد موجب الزام او نگردیده، از آن رجوع نماید، عقد از تاریخ رجوع، فسخ گردیده و آثار مرتب به آن الی تاریخ رجوع، به حال خود باقی ‌می‌باشد». ‌بنابرین‏ در عقد غیرلازم، رجوع از آن نیاز به مراجعۀ به دادگاه ندارد.

مادۀ ۸۱۵ همین قانون نیز ادامه داده است: «متعهد به ایفای عین آنچه تعهد نموده، مکلف ‌می‌باشد…». به عبارتی در تمام عقود، الزام و مطالبۀ حق فسخ ممکن است، و در عقود غیرلازم نیز تا زمان فسخ، اثرات قانونی مترتب بر آن ها پا برجاست. بنابر مفاد مواد فوق، مقنن افغانستان در تمام عقود صحیح و نافذ، الزام و اجبار متعهد یا مطالبۀ فسخ قرارداد را ممکن دانسته است. بدین ترتیب ‌می‌توان استثنای ذیل مادۀ ۷۳۹ را صرفاً ناظر به اسقاط تکلیف داین در رجوع به دادگاه در مطالبۀ فسخ عقد غیر لازم دانست.

لازم به ذکر است که اجبار متعهد در حقوق مدنی ایران و امکان انتخاب الزام یا فسخ در حقوق مدنی افغانستان، ضمانت­اجراهای شایع و غالب در حقوق مدنی هر دو کشور است؛ به بیانی، طبق احکام مواد فوق، اصل، اعمال ضمانت­اجراهای مذکور است، مگر مواردی که دلیل خاصی وجود دارد، مانند حق فسخ ابتدایی در عقد اجاره (مادۀ ۴۹۶ ق. م.). اما از آنجا که ضمانت­اجراهای مذکور در غالب موارد اعمال می­ شود و آنانی که به مطالعه در قوانین هر دو کشور می­پردازند، به لحاظ انس ذهنی، این ضمانت­اجراها را، ضمانت­اجرای اولیه می­دانند (نه شایع)، ‌بنابرین‏ ما نیز در این نوشتار با بهره گرفتن از این انس ذهنی، برای مطالعۀ ضمانت­اجراهای مذکور، از عنوان «ضمانت­اجرای نخستین»[۶] استفاده می­نماییم.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:17:00 ق.ظ ]




با ظهور و گسترش حقوق بشر، توجه به افراد در رابطه با رفتار دولت افزایش یافته است امروزه فرد یک موضوع حقوق بین الملل است و نظر حقوقی سنی که تنها دولت‌ها را موضوع حقوق بین الملل می‌دانست دچار چالش شده است. در نتیجه افراد امکان دسترسی به حاکم بین الملل را یافته اند.

گسترش حقوق بین الملل در راستای مد نظر قرار دادن حقوق بازیگران غیر دولتی که نمود برجسته آن در تجارت بین الملل و حقوق بشر است، این دکترین تاریخی که فقط دولت‌ها برای حضور در دادگاه های بین‌المللی از شخصیت حقوقی بین‌المللی برخوردارند را با تردید مواجه ساخته است.

انتظارات بازیگران خصوصی چه قربانیان نقض حقوق بشر یا شرکت‌های چند ملیتی برای برخورداری از حقوق و تعهداتش در چهارچوب حقوق بین‌المللی افزایش یافته است. این انتظارات باعث شده که هم افراد و هم شرکت‌ها به دولت‌ها و سازمان‌های بین الدولی فشار دارد آوردند تا حقوق بین‌المللی شان را به مانند حقوق داخلی شان شناسایی و اجرا کنند.

امروز بازیگران غیردولتی در حال دستیابی به قابلیت اقامه شکایت یا مرد شکایت قرار گرفتن در مجموعه های متعدد قضایی هستند. یکی از مهمترین پیامدهای افزایش مجامع قضایی بین‌المللی عبارت است از گسترش حوزه شمول حقوق بین الملل.

از تعداد زیاد دادگاه ها و ‌دیوان‌ها و کمیسیون‌های که ایجاد شده اند دیوانهای رسیدگی به دعاوی خسارت حکایت از اهمیت در حال رشد افراد و دیگر بازیگران غیر دولتی در حقوق بین‌المللی دارند. این ایده که یک کشور به کشوری دیگر غرامت بپردازد، امری نو نیست بلکه موضوع مهم و نو این است که یک کشور به جای پرداخت نقدی خسارت، خساراتی را از مجرای یک دیوان رسیدگی به دعاوی به افراد مختلف بپردازد.

پرداخت خسارات یکجا و نقدی توسط حکومتی به حکومت دیگر صورت می‌گیرد و تا این اواخر دعاوی افراد در این فرایند مد ننظر قرار نمی گرفت ولی دیوانهای رسیدگی به دعاوی بین‌المللی طرح دعوای خواهانهای فردی علیه دولت‌ها را به رسمیت شناخته اند این شناسایی به معنی تأیید این امر است که بازیگران غیر دولتی که در یک منازعه و اختلاف بین‌المللی آسیب دیده اند محق به دریافت خسارت هستند. البته منظور این نیست که افراد و شرکت‌ها و سازمان‌های بین‌المللی تا بیش از گسترش شمول حقوق بین الملل بازیگران غیردولتی در منازعات بین‌المللی آسیب نمی دیدند اما فقط پس از این گسترش شمول بوده که دعاوی آن ها قابلیت رسیدگی به وسیله یک مجمع قضایی بین‌المللی را یافته است[۲۳].

در کمیته حقوق بشر عدم شناسایی صلاحیت رسیدگی به شکایات افراد از دولت‌ها (آیین مکاتبات فردی) نسبت به نقض های مقررات میثاق نقصیه ای بود که از همان زمان تدوین این سند احساس می شد لذا به منظور برطرف کردن این نقیصه و تکمیل ابزارهای کمیته حقوق بشر جهت ایفای مؤثرتر وظایف نظارتی بر اجرای مقررات میثاق هم زمان با تدوین میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی پروتکل تحت عنوان پروتکل اختیاری میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی که به عنوان پروتکل اول میثاق حقوق مدنی و سیاسی اشتهار یافته و در ۱۶ دسامبر ۱۹۲۶ طی قطعنامه شماره A2000(xx1) به تصویب رسید که متکلف بیان صلاحیت کمیته حقوق بشر برای رسیدگی به شکایات افراد علیه ‌دولت‌هایشان نسبت به نقض مقررات میثاق است. ماده اول پروتکل حاضر صلاحیت کمیته حقوق بشر برای رسیدگی به شکایات (مکاتبات فردی) علیه ‌دولت‌هایشان را مورد شناسایی قرار داده است بر اساس ماده مذکور هر دولت عضو میثاق که عضو پروتکل حاضر شود صلاحیت کمیته حقوق بشر را برای دریافت و رسیدگی به شکایات افراد تحت صلاحیتش که مدعی هستند قربانی نقض هر یک از حقوق مذکور در میثاق از طرف آن کشور شده اند به رسمیت می شناسند. کمیته هیچ شکایت مربوط به دولت میثاق را که طرف معاهده این پروتکل نباشد نمی پذیرد.[۲۴].

گرچه برخی از اسناد مورد تصویب کمیسیون حقوق بین الملل دربردارنده دیدگاه هایی در ارتباط با تحلیل جایگاه افراد به عنوان متمعین حقوق بین الملل می‌باشند با این حال به سختی می توان مدعی بود که کمیسیون رهیافت جامعی را در این خصوص اتخاذ ‌کرده‌است. در سال ۲۰۰۱ کمیسیون اشاره صریحی به وجود حقوق اعطایی به افراد مطابق حقوق بین الملل نمود در این امر در بند ۲ ماده ۳۳ طرح مواد مسئولیت دولت ها و نظرات تفسیری مربوط به آن صورت پذیرفت. مطابق این بند افراد می‌توانند حقوقی را در اثر مسئولیت دولت به دست آورند بخش دوم مواد راجع به مسئولیت دولت اینگونه بیان شده که بدون مخدوش ساختن هر گونه حق ناشی از مسئولیت بین‌المللی یک دولت که ممکن است مستقیماً به یک فرد یا موجودیتی غیر از یک دولت متعلق داشته باشد ماده ۴۸ همین طرح اشعار می‌دارد که در موارد نقض تعهدات عام الشمول هر دولتی می‌تواند به مسئولیت دولت دیگر استناد نماید. به عبارت دیگر اجرای تعهد به جبران خسارت می‌تواند از سوی ذینفعان تعهد نقض شده مطالبه شود. واضح است که این ذینفعان می‌توانند افرادی باشند که برای مثال حقوق بشر آن ها نقض شده است[۲۵]

با توجه به صلاحیت عام دیوان بین‌المللی دادگستری تاکنون حقوق بشر موضوع تعدادی از دعاوی مطرح شده در این مرجع قضایی بین‌المللی بوده است با این حال در مفهوم امروزین حقوق بشر و در معنای خاص این اصطلاح دیوان را نمی توان یک دادگاه حقوق بشر می کند زیرا یکی از عوامل محدودیت پیش‌بینی شده در بند ۱ ماده ۳۴ اساسنامه است که می‌گوید فقط دولت ها می‌توانند به دیوان رجوع نمایند در حالی که جامعه بین‌المللی فرد محور شده است و در چنین فضایی علاوه بر دولت ها و سازمان‌های بین‌المللی بین الدولی، سایر گروه ها و اشخاص به موازات، دولت ها در عرضه های مختلف مانند حقوق بشر، تجارت بین الملل، محیط زیست و… فعال هستند و نقش بسیار چشمگیری در زمینه‌های مختلف ایفا می نمایند و از رهگذر چنین ‌فعالیت‌هایی، طبعاً اختلافات فی ما بین آن ها بروز می‌کند که اصولاً، عضو دیوان بین‌المللی دادگستری بجز از مجرای حمایت دیپلماتیک توسط دولت ها و یا توسط مجمع عمومی دررابطه با صلاحیت مشورتی به روی آن ها مفتوح نمی باشد. این محدودیت دیوان خود یکی از عوامل مؤثر در تأسیس دیوان بین‌المللی حقوق دریاها، دادگاه اروپایی حقوق بشر، دادگاه امریکایی حقوق بشر، دیوان داوری ایران و امریکا و انواع مختلف نهادهای حقوق بشر دیگر و کمیسیون های مختلف و غیره بوده است[۲۶].

بر اساس آیین دادرسی دادگاه اروپایی حقوق بشر هر دولت متعاهد (درخوست کننده دولتی) یا هرفرد متعاهدی که ادعا می شود قربانی نقض میثاق حقوق بشر اتحاد اروپا است (درخواست کننده فردی می‌تواند مستقیماً در شهر استراسبورگ درخواستی را به دادگاه تقدیم کند و مدعی نقض حقوق قراردادی به وسیله یک دولت متعاهد شود. البته مراجعان نمی توانند نسخه ای از اطلاعیه مربوط به راهنمایی متقاضیان و نیز تصویرهایی از نونه درخواست ها را از دفتر ثبت بگیرند[۲۷].

درباره آثار فراوانی و تعدد مراجع حقوقی و شبه حقوقی حل و فصل اختلافات بین‌المللی و تأثیر

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:17:00 ق.ظ ]




و در تبصره همین ماده آمده است: قذف هر یک از ائمه معصومین علیهم السلام و یا حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها یا دشنام به ایشان در حکم ساب النبی است.

‌در مورد اینکه آیا فردی که به یکی از امامان معصوم (ع) یا حضرت فاطمه(س) توهین کند، نیز مشمول حکم سب النبی می‌گردد یا خیر؟ صاحب جواهر ادعای اجماع محصل و منقول می‌کند. فقهای دیگر نیز با صاحب جواهر هم عقیده بوده و به روایاتی ‌در مورد سبّ ائمه(ع)استناد می‌کنند.از جمله آن ها، روایتی است که ضمن آن از حضرت امام صادق (ع) درباره کسی که به حضرت علی(ع) ناسزا می‌گوید و از آن حضرت برائت می جوید، سوال شد، حضرت پاسخ داد: به خدا سوگند خون او مباح است، البته هزار تا از ایشان،ارزش یک تن از شما را ندارد، پس اگر خطری شما را تهدید می‌کند،او را رها کنید.[۱۹۵]

مرحوم آیت الله خویی ‌در مورد سبّ حضرت زهرا (س) می فرماید: تقریباٌ تمامی فقهای شیعه اتفاق نظر دارند، سبّ حضرت فاطمه زهرا (س) همانند سب پیامبر (ص) موجب مجازات است و بر این مسئله اجماع محصل و منقول شده است، چه که ائمه (ع) حضرت زهرا (س) و شخص پیامبر (ص) تابع حکم واحدی می‌باشند و آیه تطهیر آن ها نیز دلالت دارد.[۱۹۶]

در ماده ۵۱۳ ق.م.ا. ذیل عنوان اهانت به مقدسات اسلامی آمده است:

هر کس به یکی از مقدسات اسلامی یا هر یک از انبیای عظام یا ائمه طاهرین (ع) یا حضرت صدیقه طاهره (س) اهانت نماید، اگر مشمول حکم ساب النبی باشد، اعدام و در غیر این صورت، به حبس یک تا پنج سال، محکوم خواهد شد.[۱۹۷]

کیفر ساب النبی و تاثیر توبه بر آن

معظم فقهای عامه، با استناد به روایاتی که در منابع روایی آنان ذکر گردیده، قتل ساب النبی را واجب می دانند و قائلند ظهور توبه از جانب وی، مسقط حد قتل نخواهد بود. اما مالک معتقد است ساب النبی، مرتد است لذا توبه داده می شود و در صورت عدم توبه، قتلش واجب است.[۱۹۸]

فقهای امامیه نیز بر قتل ساب النبی اتفاق نظر دارند و معتقدند: قتل او بر هر سامعی، بدون اذان امام و حاکم واجب است. مستند دیدگاه آنان، روایاتی است که مجازات قتل را برای ساب النبی و الائمه را به نحو مطلق و بدون هیچ قیدی – مگر ضرر جانی – بیان کرده‌اند. لازم است ذکر شود، با توجه به اینکه ضمن روایات این باب، اشاره ای به استتابه و پذیرش توبه ساب النبی نشده است، فقهای امامیه نیز تاثیری برای توبه ساب النبی در سقوط مجازات وی، ذکر نکرده اند.[۱۹۹]

بند هفتم- ارتداد:

ارتداد از واژه ی ردهّ گرفته شده است و در لغت به معنی بازگشت است. در فرهنگ دینی، بازگشت به کفر ارتداد و ردهّ نامیده می شود.[۲۰۰]

آقای خوئی معتقد است: مرتد کسی است که از دین اسلام خارج شده است.[۲۰۱]

همه علما اتقاق نظر دارند: که ارتداد گناه است و بیشر آن ها کیفر مرتد را قتل می دانند، اما در وجوب قتل مرتد اختلاف است. قانون مجازات اسلامی در خصوص ارتداد جرم انگاری ننموده و در قوانین کیفری دیگر هم تعریفی از ارتداد ارائه نشده است و مجازاتی نیز برای آن در نظر گرفته نشده است، در ماده ۲۶ قانون مطبوعات آمده است ((هر کس به وسیله مطبوعات به دین مبین اسلام و مقدسات آن اهانت کند. در صورتی که به ارتداد منجر شود حکم ارتداد در حق او صادر و اجرا و اگر به ارتداد نینجامد طبق نظر حاکم شرع بر اساس قانون تعزیرات با وی رفتار خواهد شد)). لازم به توضیح است که در زمان تصویب و اصلاح این قانون(۱۳۷۹) نه قانونی به نام تعزیرات وجود نداشت و نه جرمی به نام ارتداد در قوانین پیش‌بینی گردیده بود. در ق. م.ا مصوب ۱۳۹۲ ‌در مورد سبّ النبی مواد ۲۶۲ و ۲۶۳ آورده شده است که در واقع این جرم جزء ملحقات حکمی ارتداد است نه خود ارتداد و در پیش نویس قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ ‌در مورد سب النبی ماده ۲۲۵ ‌به این جرم اختصاص داده شده بود که پس از تصویب نهایی دیگر به چشم نمی خورد که این خود موجب انتقاد و سوال است.

انواع مرتد:

معظم فقهای امامیه معتقدند، مرتد بر دو نوع است:

الف- مرتد ملی: کسی که از ابتدا کافر بوده، یعنی انعقاد نطفه اش در حال کفر والدین صورت گرفته و بعد از رسیدن به بلوغ، دین اسلام را برگزیند اما دوباره از تدین به اسلام بر گردد، مشمول این عنوان می شود. مرتد ملی توبه داده می شود، اگر توبه کرد مجازات وی ساقط می‌گردد و در غیر این صورت کشته می شود. اموال چنین فردی از مالکیت او خارج نمی شود مگر آنکه بمیرد. همسرش نیز از هنگام ارتداد وی عده طلاق نگه می‌دارد. اگر بعد از پایان مدت زمان عده، بر کفر خویش باقی بود، همسرش از او جدا می شود، اما در صورت توبه و بازگشت به اسلام، حرمت نکاح او از بین نمی رود.[۲۰۲]

ب- مرتد فطری: کسی که بر فطرت اسلام متولد شده باشد یعنی در حال انعقاد نطفه، پدر و مادرش مسلمان باشند و او نیز بعد از بلوغ، دین اسلام را برگزیند اما بعد از آن کافر گردد و از دین اسلام خارج شود. چنین فردی مرتد فطری است.

اکثر فقهایی که مرتد را شامل ملی و فطری می دانند، در خصوص کیفر و مجازات وی معتقدند که توبه مرتد فطری به هیچ وجه پذیرفته نمی شود و مجازات او، یعنی، قتل، حتمی است.

همسرش نیز باید از او جدا شده و عده وفات نگه دارد. دارایی او که در زمان ارتداد مالک آن بوده است، پس از ادای دیونی که سابق بر ارتداد بر ذمه اش بوده،

به ورثه او یعنی خویشاوندان مسلمانش منتقل می‌گردد و اگر اقوام مسلمان نداشته باشد، امام وارث او محسوب می‌گردد و کافر مطلقا از او ارث نمی برد.[۲۰۳]

اما دیدگاه مذکور قابل خدشه است، چرا که اصول عقاید اسلام عبارت است از: اعتقاد به توحید، نبوت، عدل (از جمله در قانون گذاری) امامت و معاد. اگر کسی قلباً و از روی علم و آگاهی به مجموع این اصول معتقد باشد، مسلمان است. ‌بنابرین‏ اعتقادات مذکور تقلیدی نیست. مسلمان کسی است که اسلام را بپذیرد و اعتقادش به احکام و قوانین اسلام کامل و «عن علم» باشد. در مقابل مرتد کسی است که اسلام را پذیرفته و به آن اعتقاد پیدا کرده – به همان نحوی که بیان گردید – و سپس به یک دین و ایدئولوژی دیگری متمایل گشته و اعتقاد پیدا ‌کرده‌است یا این که ‌به این باور رسیده که نباید به دینی معتقد باشد. در همه این موارد، او از اعتقاد به اسلام برگشته است.

پیش از پرداختن به بحث تاثیر توبه بر کیفر مرتد فطری، بحث موضوعی که در این جایگاه قابل طرح می‌باشد، بررسی این مطلب است که آیا در اسلام آزادی عقیده وجود دارد یا خیر؟ طبیعت و خلقت انسان بر این است که خداوند او را آزاد در اندیشه، تفکر و اراده خلق ‌کرده‌است. کرامت و ارزش انسان، عمدتاًً بر این معنا است که انسان موجودی مختار است،

نه مجبور به فعل است و نه به ترک آن. به تعبیر شیخ الرئیس «الانسان مجبور باختیاره» یعنی هویت انسان این است که ذات او مختار است.

از طرفی در قرآن هم ذات باریتعالی می فرماید: «لا اِکراهَ فِی الدّین».[۲۰۴]

‌به این معنی که هیچ کس نمی تواند با اکراه، تدین به دین پیدا کند، یعنی نمی توان با اجبار و اکراه کسی را وادار به پذیرش دینی کرد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:17:00 ق.ظ ]




‌بنابرین‏ هتک حیثیت و حرمت اشخاص به هر شکلی که باشد ممنوع بوده و حسب مورد مستوجب مجازات خواهد بود .[۳] و در کنار این اصول از قانون اساسی قانون‌گذار را در موارد متعددی ناچار ‌کرده‌است که به جرم انگاری مواردتعرض به حقوق و حیثیت افراد اقدام نمایند و علاوه بر تعیین مجازات ، متعرض به حیثیت را ملزم به جبران خسارت دانسته است .[۴]

از آنجایی که حل و فصل دعاوی اشخاص حقیقی و حقوقی در زمینه دعاوی کیفری و مدنی با محاکم قضایی در دادگستری می‌باشد و ممکن است که اشخاص بی گناهی دستگیر و بازداشت گردند و یا حتی محاکمه و زندانی شوند و بعداً بی گناهی ایشان به اثبات برسد و از این رهگذر زیان‌های مادی و معنوی به آنان وارد گردد که در این جاست که چگونگی جبران این خسارت نمود پیدا می‌کند و از این جهت در اصل ۱۷۱ قانون اساسی مقرر شده: « هرگاه در اثر تقصیر یا اشتباه قاضی در موضوع یا در تطبیق حکم بر مورد خاص ضرر مادی یا معنوی متوجه کسی گردد در صورت تقصیر ، مقصر طبق موازین اسلامی ضامن است و در غیر این صورت خسارت به وسیله دولت جبران می شود و در هر حال از متهم اعاده حیثیت می‌گردد ».

اعاده حیثیت در معنی خاص یک نهاد حقوقی است که در حقوق جزای عرفی سبب زوال آثار محکومیت کیفری می‌گردد . اعاده حیثیت در اینجا مفهوم خاصی دارد . ‌به این معنی که بعد از زمان مشخصی که از سپری شدن دوران محکومیت یا اجرای مجازات محکوم علیه منقضی شود و در طی آن مدت شخص مجدداً مرتکب جرم دیگری نشود و اقدام به اصلاح رفتار خویش بنمایدمشاهده این وضعیت از طرف محکوم علیه به منزله تنبه و ندامت تلقی می‌گردد و ‌به این جهت سوابق محکومیت از سجل کیفری او حذف می‌گردد و در اینجا اهلیت و صلاحیت حقوقی و اعتباری که شخص با ارتکاب جرم و محکومیت کیفری آن را از دست داده است مجدداً به محکوم علیه برگردانده می شود .به عبارت دیگر از آنجایی که مهم ترین هدف جامعه از اجرای قوانین و مقررات جزایی و مجازات مجرمین تنبیه و اصلاح آن ها‌ است و اکثر افرادی که در جامعه بنا به عللی دچار گمراهی و مرتکب اعمال مجرمانه می‌گردند ، پس از تحمل دوران محکومیت تحت تأثیر پشیمانی و ندامت قرار می گیرند و پس از آزادی از قید و بندی که مجازات برای آنان در نظر گرفته است زمینه حضور آنان مجدداً در جامعه فراهم می شود . بنا بر این زدودن برچسب‌های مجرمانه و علائم طرد آن ها از جامعه ضروری است تا صلاحیت ها و اهلیت های حقوقی ایشان باز گردانده شود . اعاده حیثیت در این معنی به طور کلی موجب از بین رفتن محرومیت هایی است که بواسطه ارتکاب جرم به حکم قانون بر فرد تحمیل شده است .

از واژه اعاده حیثیت در حقوق داخلی و مجموعه قوانین و مقررات مصوب تعریف جامع و کاملی ارائه نشده است . در قانون مجازات عمومی اسبق در مواد ۵۶ تا ۵۹ از اعاده حیثیت بحث شده بود که مقررات این قانون در قانون مجازات عمومی ۱۳۵۲ با تغییراتی در مواد ۵۷ و ۵۸ تدوین گردیده بود لیکن از اعاده حیثیت که به دو صورت قانونی و قضایی در نظام های حقوقی معاصر بروز یافته است تعریفی نشده است و یک نوع از اعاده حیثیت و یا به عبارت بهتر اعاده اعتبار در قانون تجارت نیز وجود دارد که در باب سیزدهم قانون مذکور و درخصوص تاجر ورشکسته مطرح شده است و ورشکستگی تاجر باعث سلب اعتبار از او شده است و این اعتبار اعاده نمی شود مگر به حکم دادگاه و با شرایطی که قانون معین می‌کند که یکی از شرایط حصول اعاده حیثیت جزایی است.[۵]

به کارگیری واژه اعاده حیثیت در نگارش قوانین سبب شده است با توجه به مقرراتی که در مواد ۵۷ و ۵۸ قانون مجازات عمومی ۱۳۵۲وقانون سابق وجود داشت برخی از علمای حقوق آن را چنین تعریف کنند: « اعاده حیثیت عبارت است از بازگشت به اهلیتی که شخص به جهتی آن را از دست داده است اعاده حیثیت از طریق محو مجازات و آثار محکومیت کیفری محقق می شود»( جعفری لنگرودی ۱۳۷۰ ، ۵۹ )

در تعریف دیگری آمده است «اعاده حیثیت عبارت است از حذف محکومیت جزایی محکوم علیه از سجل قضایی او به منظور رفع برخی از محرومیت هایی که وی به عنوان مجازات تبعی به آن ها محکوم شده است»( هدایتی ۱۳۴۲ ، ۱۹۱). و همچنین آقای استفانی و لواسور در کتاب حقوق جزای عمومی می نویسند: «وضعیت قانونی شخص که در اثر ارتکاب جرم آن را از دست داده بود اعاده می‌گردد و چنین شخصی از جمله اشخاص سابقه دار خارج شده و در صورت ارتکاب مجدد جرم احکام تکرار جرم ‌در مورد او اعمال نخواهد شد»( استفانی گاستون و دیگران ۱۳۷۷، ۵۳۲ )

در تعاریف ارائه شده از اعاده حیثیت آقای دکتر هدایتی به رفع برخی از محرومیتها اشاره دارد و این در حالی است که یکی از آثار مهم محکومیت کیفری قرار دادن مجرم در زمره اشخاص سابقه دار می‌باشد و در تعریف آقای استفانی و لواسور این موضوع آمده است و نتیجه اعاده حیثیت که همان خروج از جرگه اشخاص سابقه دار می‌باشد و عدم شمول مقررات تکرار جرم درخصوص چنین اشخاصی منظور و لحاظ شده است.

از تعاریف مذکور به نظر می‌رسد آنچه از نظر محکوم علیه مهم است عدم درج نام وی در دفتر سجل قضایی است چراکه درج نام وی موجبات بروز محرومیت ها و ممنوعیت هایی به خاطر حکم محکومیت است و در صورت محو چنین سابقه ای از سجل قضایی حیثیت او مشابه حیثیت سایر افراد جامعه می‌گردد و تمامی صلاحیت و اهلیت از دست رفته خود را باز می‌یابد و از شمول مقررات تکرار جرم در صورت ارتکاب جرم مجدد خارج خواهد شد.

بدیهی است تعاریفی که از اعاده حیثیت اراده شده تعاریف جامعی نیست و اتکاء به یک مفهوم بدون توجه به مفهومی دیگر ما را از دست یابی به تعریفی جامع باز می‌دارد باید توجه داشت که مفهوم اعاده حیثیت از مفاهیم عامی است که در نزد حقوق دانان و عموم اعضای جامعه روشن و بدیهی است و تعاریفی که از ناحیه حقوق ‌دانان ارائه شده است بیشتر ناظر به دستیابی به انواع موارد و مصادیق و آثار آن است و این ترکیب در اغلب نوشته های حقوقی و قضایی و در متن قوانین با همین ترکیب به کار رفته و مصطلح شده است . با الهام از تعاریف ارائه شده می توان اعاده حیثیت را این گونه تعریف کرد : اعاده حیثیت یعنی حذف محکومیت جزایی محکوم علیه و آثار آن از سجل قضایی او .که این تعریف دربرگیرنده رفع کلیه آثار محکومیت از جمله محرومیت های از حقوق اجتماعی و فقدان سابقه در تکرار جرم خواهد بود .

از مقایسه مفهوم اصطلاحی اعاده حیثیت در معنای عام و خاص آن می توان به تفاوت هایی دست یافت:

۱ـ در مفهوم عام عامل و سبب هتک حیثیت اشخاص ناشی از عمل و اقدامات افراد دیگری است که شخصاً خود فرد در آن دخالتی ندارد ، در حالی که در اعاده حیثیت در معنی خاص هتک حیثیت به دنبال اقدام خود شخص که غالباً به صورت مجرمانه محقق شده است ، حیثیت شخص مورد خدشه قرار گرفته است .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:17:00 ق.ظ ]
1 2