آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی



جستجو



آخرین مطالب
 



نمودار ۲-۳-۴- رابطه تنیدگی با عملکرد احساس کسالت و بی تفاوتی نیروی زیاد انگیزش بالا زیاد تنیدگی کم پایین عملکرد بالا حجم مناسب کار اضطراب و تنش “جیمزکوئیک” و “جاتان کوئیک” آسیب های غیرمستقیم را که در رابطه با تنیدگی در یک سازمان به وجود می آید مورد مطالعه قرار داده اند . این آسیبها شامل از دست دادن نشاط ، گسستن علاقه ها (ارتباطات) و تصمیم گیری نادرست می باشد . آنها اظهار می دارند کم شدن نشاط باعث پایین آمدن روحیه ، کم شدن انگیزه و افزایش عدم رضایت می گردد و این آسیبهای غیرمستقیم ممکن است در آسیبهای مستقیم از قبیل [۹۱]تعویض زیاد کارکنان و پائین آمدن کارائی تأثیر داشته باشد(کوپر ، ۱۳۷۱) . ۲-۴- شخصیت کلمه شخصیت ترجمه کلمه “پرسونالیتی” در انگلیسی"پرسونالیته[۹۲]” در زبان فرانسه است که هر دو کلمه از کلمه لاتین “پرسونا” مشتق شده است . “پرسونا[۹۳]” ماسکی بود که در قدیم بازیگر به صورت خود می زد . یکی از ویژگی های این ماسک ثبات و دایمی بودن آن در طول نمایش بود . بدین ترتیب می توان گفت که شخصیت یعنی عنصر ثابت رفتار فرد ، شیوه بودن و به طور کلی آنچه همواره با او هست و موجب تمایز او از دیگران می شود . این ثبات زمینه هایی فراهم می آورد تا رفتار فرد در موقعیت های مختلف و تا اندازه ای به طور عینی پیش بینی شود (گنجی ، ۱۳۸۹). شخصیت مفهومی کلی است که مباحثی چون یادگیری ، تفکر ، عواطف ، احساسات ، رشد و هوش را در بر می گیرد (شاملو ، ۱۳۷۹). علیرغم توجه زیاد روانشناسان به مفهوم شخصیت تعریف واحدی که مورد پذیرش همگان باشد وجود ندارد . هر روانشناسی شخصیت را به گونه متفاوتی تعریف کرده است(اتکینسون و دیگران ، ۱۳۶۸) . “راجرز[۹۴]” آن را یک خویشتن سازمان یافته دایمی می داند که محور تمام تجریه های وجودی انسانها است . “آلپورت[۹۵]” شخصیت را مجموعه ای از عوامل درونی می داند که تمام فعالیت های فردی را جهت می دهد . “واتسون[۹۶]” آن را مجموعه سامان یافته از عادات می پندارد . “جورج کلی[۹۷]” شخصیت را معادل روش خاص هر فرد در جستجو برای تفسیر معنای زندگی می داند(شاملو ، ۱۳۷۹) . اگر چه هر یک از تعاریف فوق شخصیت را به گونه ای متفاوت معرفی می کنند اما در همه آنها ، تفاوتهای فردی ، یعنی ویژگی هایی که یک فرد را از دیگران متمایز می کند مورد توجه می باشد . بنابراین می توان شخصیت را چنین تعریف کرد که شخصیت بیانگر آن دسته از ویژگیهای فرد یا افراد است که الگوهای ثابت رفتاری آنها را نشان می دهد (پروین ، ۱۳۷۲) . ۲-۴-۱- شخصیت و تنیدگی شخصیت افراد در دچار شدن آنان به تنیدگی بسیار موثر می باشد از این رو در مورد نوع شخصیت افراد و ارتباط آن با تنیدگی تحقیقات مختلفی انجام شده است و تقسیم بندی نیز در زمینه شخصیت افراد در این رابطه به عمل آمده است(الوانی ، ۱۳۸۵) . در یکی از تقسیمات انجام شده در مورد شخصیت دوگونه A و B برای شخصیت ذکر گردیده است که هر یک واکنشهای خاصی نسبت به تنیدگی از خود نشان می دهند . افراد متعلق به گونه A تمایل به کج خلقی ، رقابت طلبی و چرخاشگری و دشمنی دارند . آنها دوست دارند وقایع را کنترل کنند و وقتی احساس نمایند شرایط برای انجام کار مساعد نیست سعی در تغییر شرایط دارند . آنها همچنین از کمبود وقت برای انجام وظایف خود شکایت دارند(برنستاین[۹۸]و دیگران ،۱۹۹۱) . آنها به دلیل تنیدگی پیوسته ای که احساس می کنند ، آمادگی بیشتری برای دردهای بدنی مانند حمله قلبی دارند(دیویس و نیو استورم ، ۱۹۸۹) . افراد متعلق به گونه B اشخاص آرام و آسان گیرند . آنان موقعیتها را همانگونه که هستند می پذیرند و در پرتو آنها به کار می پردازند و با آنها به شیوه ر قابت آمیز جنگ نمی کنند . این گونه اشخاص به ویژه در برابر فشار برخاسته از تنگی وقت آرام خونسردند و بنابراین کمتر گرفتار دشواریهای برخاسته از تنیدگی می شوند(دیویس و نیو استورم ، ۱۹۸۹) . وقتی که رفتار شخصیت A با عوامل تنیدگی زا در محیط کار یا زندگی ترکیب شود بیماریهای ناشی از تنیدگی به وجود می آید(کوپر ، ۱۳۷۲) . “فریدمن” و “روزنمن[۹۹]"(۱۹۷۴)در مورد ارتباط این الگوی شخصیتی خاص و امکان بیماریهای قلبی مطالعاتی انجام دادند که نتایج موید وجود رابطه بین شخصیت گونه A و بیماریهای قلبی میباشد (ایوانسویچ و ماتسون ، ۱۹۸۰). همچنین در یک مطالعه دیگر با نمونه های آماری زیاد این نتیجه به دست آمد که در مقایسه با گونه B گونه A دو برابر احتمال ابتلا به امراض قلبی و پنج برابر احتمال مجدد به حمله قلبی و دو برابر احتمال حمله قلبی منجر به مرگ دارند(لوتانز ، ۱۹۸۹) . “ایوانز” و “پالسان” و “کاریری[۱۰۰]"(۱۹۸۷)در تحقیقی پیامدهای احتمالی رفتار شخصیت گونه A تنیدگی شغلی و عملکرد را تشریح کردند(پروین ، ۱۳۷۲) . در این تحقیق رانندگان اتوبوس آمریکا و هند براساس الگوهای رفتاری گونه A که توسط “جنکینز[۱۰۱]” عنوان شده ، آزمایش شدند . سپس رانندگان گونه A و B رابا توجه به تنیدگی ناشی از رانندگی مقایسه کردند . نتایج نشان می داد که رانندگان گونه A تنیدگی بیشتری را تجربه کردند ، تصادفات بیشتری داشتند و در مقایسه با افراد گونه B ناشکیبایی بیشتری از خود نشان دادند . مطالعات نشان می دهد تازمانی که رفتار گونه A با موقعیت تنیدگی زا روبرو نشده ممکن است خاموش بماند (کوپر ، ۱۳۷۲) ویژگی های رفتاری هر یک از گونه های شخصیتیA و B در جدول ۲-۳-۱ آورده شده است. علاوه بر گونه هایAو B اخیراً شخصیت گونه C معرفی شده است . افراد متعلق به این گونه شخصیتی مستعد بیماری سرطان می باشند و بر خلاف افراد گونه A تمایل به تعاون ، آرام بودن ، کمرو بودن ، حالت بیمارگونه و اجتناب از تعارض ، جستجوی نظم ، مجاب بودن و دفاعی بودن دارند. آنها تظاهرات هیجانی را سرکوب می کنند و در رویارویی با تنیدگی هایی که منجر به احساس ناامیدی و درماندگی و سرانجام افسردگی می شود ناتوان هستند(علی پور ، ۱۳۷۱ ، به نقل از آیزنیک[۱۰۲] ، ۱۹۸۸) . جدول ۲-۳-۱ : ویژگی های شخصیتهای گونه A و B نوع الف نوع ب همیشه در حرکت است تند راه می رود تند غذا می خود ناشکیباست دو کار را همزمان انجام می دهد او قات فراغت را نمی تواند تحمل کند از عدد بیزار است توفیق رابر کمیت می سنجد پرخاشگر است رقابتگر است همیشه خود را تحت فشار زمان احساس می کند به وقت اهمیت نمی دهد بردبار است لاف نمی زند برای سرگرمی و برنده شدن بازی نمی کند بدون احساس شرمساری استراحت می کند فاقد ضرب العجل منتهیبه تنیدگی است رفتارش متعادل است هیچ وقت عجله نمی کند

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[چهارشنبه 1400-07-21] [ 08:06:00 ب.ظ ]




که بی لجام کسی از وی زمامدار نشد شوند محو که این شهر و شهریار نشد به مال دارد این مملکت مدار نشد ( سپانلو ، ۱۳۷۵ : ۲۳۲) عکس العمل عارف در مقابل رضا شاه هنگامی که وی به سال ۱۳۰۷ شمسی از غرب کشور دیدن می کند جالب و خواندنی است هنگامی که دراین سفر شاه با بی اعتنایی عارف روبه رو می شود « سلطان متکبّر و کینه جو به خاطر حمایت عارف از سید ضیاء آن هم پس از برکناری او تیره دل بود داغش تازه می شود هنگامی که به تهران بر می گردد با رنجیدگی از این مرد( بی ادب) به اورنگ نماینده مجلس می گوید: این چه شاعر ملی است که برای شوستر آمریکایی سینه می زد و می گفت (ای رفیقان نگذارید که مهمان برود».( سپانلو ، ۱۳۶۹ : ۹۰). همین اشاره شاه کافی است که روزنامه های تهران عارف را به باد انتقاد بگیرند « این داوری همایونی، حکم نوعی فرمان حمله را دارد ناگهان روزنامه های تهران به یاد این( ابن الوقت خائن) که با آثارش جوانان را فاسد کرده و به بیعاری و کاهلی و خودکشی سوق داده می افتند».( همان:۹۰)عارف در نامه ای به رضا زاده شفق می نویسد: « من ایرانیم من وطنم را دوست دارم، من خائن نیستم ، من عقیده فروش نیستم، دامن من پاک است،… من از همه چیز چشم پوشیدم و تن به زحمت بی چیزی و خانه به دوشی و فلاکت و بدبختی دردادم که حیثیتم محفوظ بماند، ولی افسوس حال فهمیدم تمام عمر به خطا رفته و تمام امیدواری های خیالی مبدل به یأس و نومیدی شده».(همان : ۹۱)و بعد نیز در غزلی این حرکت رضاشاه را تلافی می کند و اورا (غارتگر) و کسی می خواند که به ( دست اجنبیان) بر تخت سلطه نشسته است: ( این رسم پهلوانی نیست) به عهد ما به جزء از هیز و جانی نیست به نام خود کنی املاک خلق،شرمت باد ندیده کس به چپاول به پهلوانی تو صعود کرده ای به دست اجنبیان تو گفته ای که بودشوستر اجنبی،ز چه گفت تو جاه وسود کلان برده ای ز اجنبیان کس نگفت تو را،لیک عارف گویدت به غیر اصل زر و زور و خان خانی نیست که قلدری بود، این طرز قهرمانی نیست شدی تو راهزن این رسم پهلوانی نیست که رتبت تو به تأیید آسمانی نیست مدح وی ، مگر این گفته از فلانی نیست مرا نصیب به جز فقر و ناتوانی نیست در این زمانی چو تو کس زورگوی و جانی نیست (حائری، ۱۳۷۲: ۲۳۱) آخرین شعر عارف در مخالفت با رضا شاه و نظام استبدادی او مثنوی (حرف آخر) است که در سال ۱۳۱۰ در همدان سرود، وی در این شعر تأکید می کند که حتی تا این زمان از او خواسته اند تا مدح رضاشاه کند و با مقام سلطنت آشتی کند اما نمی پذیرد: در این کنج ویرانه هم این و آن ز اقدام دارنده تاج و تخت بیا دگرسان بکن خلق و خو مرا خاک باید به سر کاین زمان دهم جان و مدحی نگویم ز کس گشایند ازبهر پندم دهان خرافات از این مملکت بسته رخت سخن ها ز عصر طلایی بگو کنم مدح و توصیف غارتگران مرا حرف آخر همین است و بس

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:06:00 ب.ظ ]




«بدان که چون نیّت بشناختی که باعث بر عمل وی است و متقاضی وی است آن متقاضی اگر یکی بوَد آن را اخلاص گویند، و چون متقاضی دو باشد آمیخته باشد و خالص نبود و آمیخته چنان بود مثلاً که روزه دارد از بهر خدای تعالی ولیکن پرهیز از خوردن نیز مقصود بود برا ی تندرستی، یا کم مئونتی مقصود بود نیز، یا آن که در طبخ طعام و ساختن آن رنج نرسد».[۱۰۶] دکتر سجادی می گوید: « اخلاص: پاک کردن، دوستی و عبادتی بی ریا. در نزد سالکان به معنای خلوص و تصفیه ی عمل از تمام شوائب است مانند ریا و عجب و کبر و حظوظ نفسانی که حاجب حقیقت و مایه ی فساد عمل گردد، اعم از آن که مبطل ذات عمل باشد و یا موجب تباهی روح و حقیقت اعمال گردد. این اصطلاح از آیه ی شریفه ی « الّا اللّه الدین الخالص »[۱۰۷] و آیات دیگری که مفاد آن دوری کردن از ریا و خلوص نیّت در اعمال و تصفیه ی باطن از عجب و ریا و خود نمایی در اعمال و عبادات است گرفته شده است، و گویند: « الاخلاص هو الذی لایقبل عمل عامل الابه».[۱۰۸] ارادت «ظهـور قـدرت و عـلـم و ارادت به توست ای بنده ی صـاحب سعادت» شرح گلشن راز، بیت۲۸۲، ص۱۸۲ «پس آنگه جنبشی کرد او ز قدرت پس از وی شد ز حقّ صاحب ارادت» همان، بیت۳۱۸، ص۲۰۹ ارادت یکی از هفت صفت ذاتیه است، آن هفت صفت عبارتند از: حیات، علم، قدرت، ارادات، سمع، بصر و کلام و از آنها به عنوان امهّات صفات و نسب ذاتیّه نیز یاد شده است.[۱۰۹] «ارادت با رضـای حـقّ شـود ضـمّ رود چـون مـوسی انـدر بـاب اعظـم» همان، بیت۳۳۴، ص۲۲۳ در ترجمه ی رساله ی قشیریه، در باب بیست و هفتم به طور مفصّل راجع به «ارادات» صحبت شده است که قشیری آن را ابتدای راه سالکان و مقدمه ی تمام امور دانسته است. «استاد امام گوید: ارادت ابتداء در راه سالکان باشد و آن نامی است [مه] نخستین منزل قاصدان را به خدای [سبحانه] و تعالی و این صفت را اردت نام کرده اند زیرا که ارادات مقدّمه ی همه کارها باشد [و] هر چه ارادت بنده برآن مقدّم نباشد نتواند کرد چون این اوّل کار بود آن را که طریق خدای عزّ و جلّ ورزد ارادت نام کردند، مانند قصد در کارها که مقدّمه ی آن بود و مرید بر موجب اشتقاق آن است که او را ارادات بود چنان که عالِم آن است که او را علم بود زیرا که این از اسماء مشتقّ است ولیکن مرید اندرین طریقت آن بود که او را [هیچ] ارادت نبود مادام که از ارادات خویش برهنه نشود مرید نبود چنان که بر حکم اشتقاق هر که را ارادات نبود مرید نبود». [۱۱۰] او در ادامه، به اقوال بزرگان و حکایاتی از عارفان بسنده می کند که در زیر به چند مورد از آن ها اشاره می شود. «ابوبکر دقّاق گوید: آفت مرید سه چیز است: زن خواستن و حدیث نوشتن و سفرکردن. از وی پرسیدند که چرا دست بداشتی از حدیث نوشتن؟ گفت: مرا ارادت از آن بازداشت. … از استاد ابوعلی شنیدم که گفت اردات سوزی بود اندر دل و تپشی بود در نقطه ی دل و شیفتگی در ضمیر، انزعاجی در باطن، آتشی بود زبانه زنان در دل ها».[۱۱۱] غزالی صاحب کیمیای سعادت، ارادت را در معنای لغوی آن، یعنی خواستن و قصدکردن به کار برده است و معتقد است هر آن چه که در این عالم رخ می دهد از کوچک و بزرگ و از خوب و بد به خواست و اردات حضرت حقّ است و بدون ارادات او نمی توان کاری را انجام داد. «هرچه درعالم است، همه به خواست و ارادت وی است. هیچ چیز از اندک و بسیار، خرد و بزرگ، خیر و شر، طاعت و معصیت، کفر و ایمان، سود و زیان، زیادت و نقصان، رنج و راحت، بیماری و تندرستی، نرود الّا به تقدیر و مشیّت وی و به قضا و حکم وی. اگر همه عالم فراهم آیند از جنّ و انس و شیاطین و ملائکه تا یک ذرّه از عالم بجنباند یا بر جای بدارند یا بیش کنند یا کم کنند بی خواست وی، همه عاجز باشند و نتوانند؛ بلکه جز آن که وی خواهد در وجود نیاید، و هر چه وی خواست که بباشد هیچ چیز و هیچ کس دفع آن نتوانند کرد هر چه هست و هر چه بود و هر چه باشد، همه به تدبیر و تقدیر وی است». [۱۱۲] نجم الدین رازی در تعریف «ارادات» می گوید: ارادت، پرتو انوار صفت مریدی حقّ است و از صفات انسانیّت نمی باشد. «بدان که اردات دولتی بزرگ است و تخم جمله سعادت ها است، و ارادت نه ازصفات انسانیّت است بلکه پرتو انوار صفت مریدی حق است. چنان که شیخ ابوالحسن خرقانی می گوید که: «او را خواست که ما را خواست» مریدی صفت ذات حق است، و تا حق تعالی بدین صفت بر روح بنده تجلّی نکند، عکس نور ارادت در دل بنده پدید نیاید، مرید نشود».[۱۱۳] دکترسجّادی می گوید: ارادت، اصطلاحی فلسفی و عرفانی است که در لغت به معنای خواستن و قصد کردن آمده است. «از نظر اصطلاحی عبارت از صفتی است که مخصوص به بعضی از موجودات زنده و مخصص وقوع بعضی اضداد دون دیگر و در وقتی دون وقتی دیگر است با یکسان بودن توانائی او به تمام اضداد و اطراف و اوقات». [۱۱۴] خواجه عبداللّه انصاری، در صد میدان، میدان پنجم را به ارادت اختصاص داده است و بیان می کند که از میدان فتوّت به وجود می آید. او ارادت را سه گونه می داند: «اوّل ارادت دنیای محض است، دوم ارادت آخرت محض و سوم ارادات حقّ محض».[۱۱۵] ارباب «عدم کی راه یابد انـدرین بـاب؟ چه نسبت خـاک را با ربّ ارباب؟» شرح گلشن راز، بیت۴۷۲، ص۳۳۰ «وجود ما همه مستی است یا خواب چه نسبت خـاک را بـا ربّ ارباب» همان، بیت۷۶۰، ص ۴۸۴ حق به اعتبار اسم اعظم، رب الارباب است.[۱۱۶] ارباب جمع ربّ است، یعنی پرورش دهنده، پروردگار، صاحب.[۱۱۷] دکتر سجّادی رب الارباب را این گونه تعریف می می کند: «تعیّن اوّل را که منشأ تمام اسماء و صفات است، ربّ الارباب می نامند». [۱۱۸] در شرح اصطلاحات تصوّف آمده است: «ارباب، در تصوّف به خداوندان و صاحبان مراحل سلوک و احوال و مقامات و یا مکاسب ظاهری و باطنی اطلاق می شود »[۱۱۹] شاعر، لفظ «ارباب» را با واژگان دیگـری ترکیب کرده و به کاربرده است و از آن ها معانی متفاوتی را استنباط نموده است که در ادامه ذکر می شود. ارباب اشارت «در آنجا مشکلی چند از عبارت ز مشکل هـای اربـاب اشـارت» «به نظم آورده و پرسیده یک یک جهانی معنـی انـدر لفظ انـدک» شرح گلشن راز، ابیا ت ۳۹ و ۳۸، ص۳۳ در این بیت مراد از ارباب اشارت، اولیاء اللّه می باشند، که دارای مراتب و منازل مختلفی هستند. ارباب معنی «نوشته نامه ای در بـاب معنـی فـرستــاده بـر اربـاب معنـی» همان، بیت۳۷، ص۳۳ منظور شاعر در اینجا از ارباب معنی، اهل کمال و وجدان است. ازل «ازل عیـن ابـد افتــاده بـا هـم نـزول عیسـی و ایجـاد آدم» همان، بیت۱۵۵، ص۱۰۸ «چو بود اندر ازل ای مرد نا اهل که این شد با محمّد وان ابوجهل» همان، بیت۵۴۸، ص۳۷۱ ازل آن چیزی است که آن را ابتدا و آغازی نباشد، چنان چه خداوند ازلی است و آغازی برای او نمی توان متصوّر شد. شمس الدّین محمّد لاهیجی در بیان تفاوت میان «ازل» و «ازل آزال» می گوید: «بدان که ازل دیگر است و ازل آزال دیگر «ازل آزال» عبارت از بقای وجود است مطلقاً؛ و آن مسبوق به عدم نیست و افتتاح آن از عدم نی و «ازل» عبارت است از اوّلیّتی که افتتاح آن از عدم اضافی باشد». [۱۲۰] این دو واژه که از نظر معنایی با هم متضادند و همواره با هم مورد استفاده قرارمی گیرند. ازل و ابد از صفات الهی هستند و تفاوت میان آن دو این است که ازلیّت را آغازی نیست و ابدیّت را پایانی . هجویری گوید: «ازل، آن چیزی است که آن را اوّل نیست، یعنی آغازی ندارد».[۱۲۱]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:05:00 ب.ظ ]




عوامل محیطی و گروه های ذینفع در وضعیت موجود ۱۶۵ جدول شماره ۴-۳۶ نتایج آزمون آزمون کولموگروف اسمیرنوف برای دو حیطه رسالت و اهداف و استراتژی ها و خط مشی ها در وضعیت مطلوب ۱۶۵ جدول شماره ۴-۳۷ نتایج آزمون کولموگروف اسمیرنوف برای دو حیطه رسالت و اهداف و ساختار و وظایف در وضعیت مطلوب ۱۶۶ جدول شماره ۴-۳۸ نتایج آزمون کولموگروف اسمیرنوف برای دو حیطه رسالت و اهداف و عوامل محیطی و گروه های ذینفع در وضعیت مطلوب ۱۶۷ جدول شماره ۴-۳۹ نتایج آزمون کولموگروف اسمیرنوف برای دو حیطه ساختار و وظایف و استراتژی ها و خط مشی ها در وضعیت مطلوب ۱۶۷ جدول شماره ۴-۴۰ نتایج آزمون کولموگروف اسمیرنوف برای دو حیطه استراتژی ها و خط مشی ها و عوامل محیطی و گروه های ذینفع در وضعیت مطلوب ۱۶۸ جدول شماره ۴-۴۱ نتایج آزمون کولموگروف اسمیرنوف برای دو حیطه ساختار وظایف و عوامل محیطی و گروه های ذینفع در وضعیت مطلوب ۱۶۹ جدول شماره ۵-۱ نتایج آزمون کولموگروف اسمیرنوف دو وضعیت موجود و مطلوب برای کل حیطه ها ۱۷۶ فهرست نمودارها عنوان صفحه نمودار شماره۲-۱ساختار عمومی روش شناسی های مهندسی مجدد ۳۱ نمودار شماره ۳-۱ مراحل انجام پژوهش ۱۲۸ نمودار شماره ۴-۱ توزیع پاسخ دهندگان به مقیاس بر اساس سابقه کار ۱۳۲ نمودار شماره ۴-۲ توزیع پاسخ دهندگان به مقیاس بر اساس مدرک تحصیلی ۱۳۳ نمودار شماره ۴-۳ توزیع پاسخ دهندگان به مقیاس بر اساس پست اجرایی ۱۳۵ نمودار شماره ۴-۴ میانه حیطه ها در وضعیت موجود ۱۳۶ نمودار شماره ۴-۵ میانه حیطه ها در وضعیت مطلوب ۱۳۷ نمودار شماره ۴-۶ مقایسه میانه حیطه ها به تفکیک دو وضعیت موجود و مطلوب ۱۳۷ نمودار شماره ۴-۷ مقایسه میانه حیطه ها به تفکیک در دو وضعیت موجود و مطلوب ۱۳۸ نمودار شماره ۴-۸نتایج آزمون کولموگروف اسمیرنوف دو وضعیت موجود و مطلوب برای حیطه رسالت و اهداف ۱۴۷ نمودار شماره ۴-۹ نتایج آزمون کولموگروف اسمیرنوف دو وضعیت موجود و مطلوب برای حیطه استراتژی ها و خط مشی ها ۱۴۹ نمودار شماره ۴-۱۰ نتایج آزمون کولموگروف اسمیرنوف دو وضعیت موجود و مطلوب برای حیطه ساختار و وظایف بانک ها ۱۵۰ نمودار شماره ۴-۱۱ نتایج آزمون کولموگروف اسمیرنوف دو وضعیت موجود و مطلوب برای عوامل محیطی و گروه های ذینفع ۱۵۲ نمودار شماره ۵-۱هیستوگرام داده های دو وضعیت موجود و مطلوب برای کل حیطه ها ۱۷۵ چکیده بی تردید صنعت بانکداری در ایران،بعنوان یکی از مهمترین ابزارهای نظام اقتصادی و مالی کشور قادر است به کمک سیاست های اعتباری و مالی خود، وسایل رشد و توسعه اقتصادی را در کشور فراهم نماید. انبوه مشکلات این صنعت در سال های اخیر، فعالیت های اصلاحی زیادی را برای ایجاد تحول در آندر پی داشته است. اما از آنجا که این فعالیت های صورت گرفته عمدتاً مقطعی و صرفاً برای گذر از یک مقطع زمانی خاص و یا یک چالش بوجود آمده بوده، هیچگاه به تحولات بنیادی منجر نگردیده است. تصوبسندچشم انداز بیست ساله توسعه کشور و چهار برنامه پنج ساله در راستای تحقق اهداف این چشم انداز و همچنین نقش استراتژیک بانک ها بعنوان اساسی ترین پیش نیاز برای دستیابی به اهداف رشد و توسعه ملی،فرصتی بی نظیر برایانجام تحولات بنیادی در صنعت بانکداری کشور بوجود آورده است. یکی از روش های به کاررفته برای انجام تحولات بنیادی توسط سازمان‌ها که در دو دهه اخیر شاهد رشدی انفجاری بوده، مهندسی مجدد فرایند کسب وکار است،که علیرغم پیشرفتهای انقلابی و بنیادین در سازمان‌ها شاهد نرخ بالای شکست در این گونه اقدامات بوده ایم. بر همین اساس، هدف این تحقیق تعیین حیطه های تحولات بنیادی مورد نیاز نظام بانکی برای دستیابی به اهداف توسعه تعیین گردید،که با بهره گرفتن از روش های توصیفی، پیمایشی و تحلیلی با تعیین کل صنعت بانکداری ایران شامل بانک های دولتی و غیر دولتی بعنوان قلمرو مکانی و سال ۱۳۹۱ خورشیدی بعنوان قلمرو زمانی آن،به شناسایی حیطه های تحولات بنیادی صنعت بانکداری ایران با رویکردی استراتژیک بپردازد. پژوهش حاضر دارای دو جامعه آماری می باشد که عبارتند از جامعه آماری سازمانی که ده بانک دولتی و غیر دولتی نمونه از بین آنها انتخاب شده اند و جامعه آماری مدیران و برنامه ریزان صنعت بانکداری که پاسخ دهندگان از بین آنها انتخاب شده اند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه و برای تحلیل اطلاعات از روش های آماری استفاده شده است. نتایج بدست آمده پس از انجام این پژوهش گویای تأیید شدن نیاز به تحولات بنیادی در چهار حیطه، رسالت و اهداف، استراتژی ها و خط مشی ها، ساختار و وظایف و عوامل محیطی و گروه های ذینفع می باشد. نظرات پاسخ دهندگان نشان دهندهاولویت بالاترحیطه رسالت اهداف نسبت به سایر حیطه ها می باشد. واژگان کلیدی:مهندسی مجدد، چشم انداز، خط مشی، فرایند، توسعه، بانک مقدمه توسعه اقتصادی[۱] با مفهوم رشد همراه با افزایش ظرفیت‌های تولیدیاعم از ظرفیت‌های فیزیکی، انسانی و اجتماعی مدتهاست بعنوان یک واژه کلیدی توسط تمامی دولتمردان در سراسر جهان مورد استفاده قرار می گیرد و در تمام برنامه ریزی های صورت گرفته برای دستیابی به توسعه اقتصادی توسط آنها دو هدف اصلینمایان است. اول، افزایش ثروت و رفاه مردم جامعه (و ریشه‌کنی فقر) و دوم، ایجاد اشتغال، که در حقیقت هر دوی این اهداف در راستای عدالت اجتماعی تعیین گردیده است. با نگاه دقیق تر به مفهوم توسعه اقتصادی مشخص می شود که در آن،علاوه بر رشد کمی تولید، نهادهای اجتماعی نیز متحول خواهند شد، نگرش‌ها تغییر خواهد کرد، توان بهره‌برداری از منابع موجود به صورت مستمر و پویا افزایش خواهد یافت و هر روز نوآوری جدیدی انجام خواهد شد (بیرو، ۱۳۶۶، ص۹۰)که همه اینها نشان دهنده وجود رابطه ای مستقیم میان توسعه اقتصادی با بهبود فضای کسب و کار می باشد. در مجموع شاید بتوان بهبود فضای کسب و کار را بعنوان پیش نیازی استراتژیک برای دستیابی به توسعه در نظر گرفت و همین امر نشان دهنده آنست که توسعه امری فراگیر در جامعه است و نمی‌تواند تنها در یک بخش از آن اتفاق بیفتد. البته باید توجه داشت که توسعه، حد و مرز و سقف مشخصی ندارد بلکه بدلیل وابستگی آن به انسان، پدیده‌ای کیفی است (برخلاف رشد اقتصادی که کاملاً کمی است) که هیچ محدودیتی ندارد.نگاه به مقوله توسعه اقتصادی در کشورهای پیشرفته (توسعه‌یافته) و کشورهای توسعه‌نیافته متفاوت است. در کشورهای توسعه‌یافته هدف اصلی، افزایش رفاه و امکانات مردم است در حالیکه در کشورهای عقب‌مانده، بیشتر ریشه‌کنی فقرو افزایش عدالت اجتماعی مدنظر است. که برای قضاوت در این زمینه می توان نظام اقتصادی و مالی هر جامعه را بعنوان تصویر گویایی از نحوه زندگی مردم و درجه استقلال و وابستگی آن جامعه در نظر گرفت.باید توجه داشت که همراه با توسعه اقتصادی، رشد اقتصادی هم خواهد بود ولی توسعه لزوما همراه رشد نخواهد بود (حائریان اردکانی،۱۳۸۵، ص۲۵). در این میان بانک ها بعنوان یکی از ابزارهای اصلی نظام اقتصادی و مالی قادر هستند به کمک سیاست های اعتباری و مالی خود، وسایل رشد و توسعه اقتصادی و یا برعکس توقف و رکود اقتصادی را در کشور فراهم کنند. بعنوان نمونه بانک ها می توانند با اعطای وام های بازرگانی، صنعتی و تولیدی وسایل رشد و توسعه کشور را فراهم نمایند. با توجه به این مورد هدف پژوهشگر از انتخاب نظام بانکی در این پژوهش و تعیین حیطه های تحولات بنیادی مورد نیاز آن، نقش استراتژیک بانکها بعنوان اساسی ترین پیش نیاز برای دستیابی به اهداف رشد و توسعه ملی می باشد. این پژوهش مشتمل برپنچ فصل می باشد،که در فصل اول اهداف پیش روی تحقیق وضرورت انجام آن، در فصل دوم مروری بر تاریخچه مهندسی مجدد و آشنایی با صنعت بانکداری در ایران، در فصل سوم روش انجام این پژوهش، در فصل چهارم تحلیل نتایج بدست آمده و در فصل پنجم اشاره ای به محدودیت های پژوهشو در پایان پیشنهاد هایی بیان می گردد. فصل اول

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:05:00 ب.ظ ]




از نظر شاعر آنچه شرعیان در مورد حجاب توصیه میکنند به خاطر آن است که از آن بهره ببرند او ازدواجهای چشم بسته را نکوهش میکند و دلیل آن را وجود حجاب میداند او عقیده دارد اگر حجاب نباشد این ازدواجها هم واقع نخواهد شد پس حجاب سد راه معرفت بانوان است او شعارهای ترقی طلبانه و تجدد خواهانه و مبارزه با خرافات را بیان میکند شاعر میخواهد زن راه تجدد را بپیماید تا به حقوق پایمال شده خود برسد پس زن کسی است که باید تشخص یابد و قابل احترام باشد و خواهان آن است که ناهمواریهایی که سد راه پیشرفت بانوان است هموار شود. ۱۱- شب جمعه خدمت حاج امین رفیق اهل و سرا امن و باده نوشین بود اگر بهشت شنیدی بساط دوشین بود بتول چارقدی بر سرش ز منسوجی که نسج آن غرض از کارگاه تکوین بود به گرد عارضش از زیر چارقد بیرون دو قسمت متساوی زموی مشکین بود بتول، شور به مجلس فکند باویُلُن قمر مطابق او در غناءِ شیرین بود روان جامعه از این دو زن صفا مییافت اگر نه بر رخشان آن نقاب چرکین بود (ایرج میرزا، ۱۳۵۰، صص ۱۴- ۱۶) در این شعر شاعر ضمن اشاره به فساد عوامل حکومتی و نابسامانی اوضاع کشور به وضع فلاکت بار زنان که فقط وسیلهای برای خوشگذرانی و سرگرمی مردان هستند اشاره دارد نگاه او به زن به عنوان شخصیت دوم جامعه است که در خدمت هواپرستی مرد است. ۱۳- در مدیحه و تبریک عروسی برآمد بامدادان مهر انور جهان را کسوت نو کرد در بر ویاگویی عروسی ماه رخسار شب دوشینه بر سر داشت معجر نه یک رخشنده اختر بلکه باشد زنسل سلطنت فرخنده دختر (ایرج میرزا، ۱۳۵۰، صص ۱۷- ۱۸) در اینجا ضمن توصیف طلوع خورشید و تشبیه زن که عروس است به خورشید به وصلت و ازدواج دختر مظفر الدین شاه اشاره میکند او را ستایش میکند و از نسل پاکان و بزرگان میداند از دید شاعر زن موجودی ستودنی و باارزش است او نگاهی به گذشته زن سالارانه دارد و خواهان سالاری بانوان است. ۱۴- در تهنیت فرزند یافتن نصره الدوله ساقی سیم بر بده ساغر که جهان یافت رونق دیگر سرخ گل بین که سر برون کرده چون عروس از زمردین چادر مادرش دختر ولی عهد است که زخورشید زیبدش معجر گر بری بود مریم از تهمت می بگفتم بر او بُوَد همسر هم بر این مادر افتخار کند این ملک زاده مَلَک منظر (ایرج میرزا، ۱۳۵۰، صص ۱۹- ۲۰) در این شعر ایرج طبیعت را به زن (عروس) مانند کرده است این از حیث زیبایی و جوانی است و سپس به نصره الدوله که صاحب فرزندی شده است شادباش میگوید شاعر مادر این فرزند را که خود نیز از نژاد پادشاهان است ستایش میکند و او را از خورشید برتر و حتی از مریم مادر عیسی هم بالاتر تصور میکند و او را مایه فخر و مباهات فرزند میداند پس زن در شعر زیبا و ستودنی و ارزشمند است و شأنش باید حفظ شود. ۱۵- اندرز و نصیحت فکر آن باش که سال دگر ای شوخ پسر روزگار تو دگر گردد و کار تو دگر جا به خلوت دهمت تا که نبینند رخت تو پسر بچّه تفاوت نکنی با دختر دستمالت را مخصوص معطر سازم نه بدان باید تو خشک کنی عارض تر؟ تر و خشکت کنم آنسان که فراموش کنی آن شفقت ها کز مادر دیدی و پدر شب بپوشانم روی تو چو یک کدبانو صبح برچینم جای تو چو یک خدمتگر (ایرج میرزا، ۱۳۵۰، صص ۲۱- ۲۵) در این شعر شاعر بعد از نصیحت و اندرز پسر از مهربانیهای خود که حتی از یک مادر هم بیشتر است یاد میکند مهر مادری و اهمیت شخصیت او به خوبی در این شعر به تصویر کشیده شده است البته این تنها شعری نیست که مادر در رأس شخصیتها قرار گرفته باشد بلکه ایرج ارادتی خاص و ویژه به مادر که تمام هستی خود را وقف پرورش فرزندان میکند دارد. در جایی دیگر از شعر ایرج به وضعیت دختران که زیاد به اجتماع نمیآیند و از دیگران روی میپوشاندند و مشکلات بانوان که هنوز به آنها به عنوان پرده نشین خلوت مینگریستند اشاره دارد. ۱۹- مطایبه پدرش گفته که با من ننشیند پسرش مُردَم از غصه خدا مرگ دهد بر پدرش گر بمیرد پدرش جای غم و ماتم نیست زندهام من، بنوازم زپدر خوب ترش مادرش بی خبر از عالم ما خواهد بود گر نسازد للـه از عالم ما با خبرش داستانها کنم از دوستی آن مرحوم قصهها سر کنم از خوبی خلق و سیرش تا نگویند ترا با پسر غیر چه کار مادرش را به زنی گیرم و گردم پدرش (ایرج میرزا، ۱۳۵۰، ص ۲۹) در این شعر ایرج که به منظور شوخی و مطایبه سروده است زن به عنوان مادر در مقابل دایه للـه که وظیفه بزرگ کردن و مراقبت از کودک را دارد به کار رفته است مادر در اینجا کمتر از حال فرزند با خبر است و مقام دایه از او خطیرتر و ارزشمندتر است پس زن در عرصه های مختلف میتواند تأثیرگذار باشد و جامعه بر مدار او میگردد. ۲۸- مدح ناصر الدین شاه مباش ایمن زکید چرخ ریمن که از کیدش نشاید بود ایمن سفر سازد پی کسب معالی که رسم زن بود یک جای بودن اگر در کوی و برزن نگذرد مرد کجا دارد فضیلت مرد بر زن روی زن وار در خانه نشینی که شاید روزیت آید ز روزن چنین شه زاد از مادر که گردید زشِبهَش مادر گیتی سَتَرْون نه او را دستگیری چون منیژه نه او را دستیاری چون تهمتن (ایرج میرزا، ۱۳۵۰، صص ۴۳- ۴۶) در این شعر ایرج ضمن مدح ممدوح به شخصیت زنان که اجازه فعالیت در بیرون خانه را نداشتند اشاره میکند و فرق آنان را با مرد در آن میداند و برتری مرد را نسبت به زن در این میداند که برای کسب روزی تلاش کند و کسانی که تلاش نمیکنند به جهت تحقیر به زن مانند میکند در این شعر زن به جهان تشبیه شده است که قادر نیست شخصیتی چون پادشاه را به دنیا آورد او بخت و اقبال را به عروس مانند کرده است این به جهت تقدیر از زن است در جایی دیگر شاعر با آوردن نام قهرمانان شاهنامه زنان را میستاید چون آنها یار و یاور مردان بودهاند وی با ذکر نام منیژه شکوه قدیم زنان ایران را یادآور میشود که وجودی مثمر ثمر دارند و نبودشان باعث خلل و خدشه میشود. ۲۹- در مدح امیر نظام مُردم از حسرت آهو روشان و رَمِشان می ندانم به چه تدبیر به دام آرشان

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:04:00 ب.ظ ]