آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی



جستجو



آخرین مطالب
 



حافظ‌وار بیاندیشیم و حافظ‌وار به جهان بنگریم، و این دیگر شدن دیدگاه‌ها و برداشت‌های مردمان را از عالم و آدم الزام می‌کند تا بتوانند آماده در آمدن به بهشت عرفان شوند، رایحه دل انگیزش را بشنوند و دیگر هوس بازگشت به فضاهای خود خواهانه کنونی نکنند. شرط ورود به این بهشت رسیدن به مرحله والای عشق زمینی یعنی دیگران را بیش از خود دوست داشتن است» (اصیل، ۱۳۸۰: ).
کتاب «آرمان‌شهر در اندیشه ایرانی» حجت‌الله اصیل (۱۳۸۱) که توسط نشر نی به چاپ رسیده است، نیز به بررسی آرمان‌شهر از منظر ایرانیان پرداخته است.
خدیجه شمشادی (۱۳۸۵) در مقاله‌ای با عنوان «اندیشه عدالت و حکومت نخبگان در آرمان‌شهر افلاطون» به کتاب جمهوری افلاطون می‌پردازد و چنین بیان می‌کند: جمهوری یکی از مفصل‌ترین و بهترین آثار افلاطون و شورانگیز‌ترین متن فلسفی موجود است و در بیشتر رساله‌های او، سخنگوی اصلی سقراط است. موضوع محاوره‌های کتاب ماهیت عدالت است. کلمه‌ای که به معنای نیکی یا اخلاق و کمال مطلوب انسان است. افلاطون حکومت را یک فن یا هنر می‌داند که در آن حاکم باید نفع کسانی را که تحت حاکمیت قرار دارند ملاحظه نماید و با در نظر داشتن میانه‌روی و هماهنگی از افراط و تفریط دوری کند؛ اگر کسی اصرار کند که از تمایلات خودخواهانه پیروی کند، آشفتگی و هرج‌ومرج به‌بار می‌آورد. افلاطون دولت را مانند بدن انسان دارای سه بخش تصور می‌کند که در آن به جای سر سینه و شکم، حکمرانان و پاسداران و زحمت کشان وجود دارند. همان گونه که آدم سالم و هماهنگ تعادل و تناسب به خرج می‌دهد، نشانه دولت با فضیلت نیز این است که هر کسی جایگاه خود را بداند (شمشادی، ۱۳۸۵: ).
بنفشه بوالخیری (۱۳۷۷) در مقاله‌ای با عنوان «تجلی آرمان‌شهر در کلام سعدی» که در مجله گزارش شماره ۸۸ به چاپ رسیده است، چنین می‌نویسد: سعدی شیرازی که در دو اثر گرانقدرش گلستان و بوستان بنا را بر ایجاد آرمان‌شهر نهاده و خشت و گل کاخ آمال را از واژه‌ها و کلمات گرفته، در هر یک از آثارش این هدف به نوعی جلوه‌گری می‌کند. او در گلستان آن‌گاه که در دنیای منثور گام برمی‌دارد، در هر قدم خواننده را با دنیای واقعی خویش آشنا می‌سازد و دیدگانش را به روی زشتی‌ها و زیبایی‌ها باز می‌کند و می‌خواهد وجود او از ذهنیت به عینیت ره پوید و خود بسان معلم اخلاقی است که اصول و قواعد تربیتی را در گوش عالمیان زمزمه می‌کند و در بوستان او کسوت شاعری را گزیند که چنگی جادویی به دست گرفته و نغمه‌هایی سرمی‌دهد که حکایت از دنیای زیبای آمالش دارد. او اصول و قواعد حاکم بر آرمان‌شهرش را بر مبنای رابطه عمیق میان انسان و طبیعت پایه‌ریزی کرده و به این رابطه تا دمیدن روح در کالبد اشیا و طبیعت ارج می‌نهد» (بوالخیری، ۱۳۷۷: ).
با وجود این مقالات و کتاب‌ها که به بحث آرمان‌شهر پرداخته‌اند تا کنون اثر مفصل و منسجمی که به طور همه جانبه به آرمان‌شهر مولانا اشاره کرده باشد، دیده نشده است.

۱-۴- روش تحقیق

روش تحقیق در این رساله با توجه به روش تحقیق معمول و متناسب با رشته‌های علوم انسانی جمع‌ آوری اطلاعات به صورت کتابخانه‌ای است؛ ابتدا کتاب‌هایی که در زمینه اندیشه‌های آرمان‌شهری نیز کتب مختلفی که درباره افکار و اندیشه‌های مولوی در مثنوی معنوی اقدام شده است و همچنین کتب مختلفی که درباره افکار و اندیشه‌های مولوی به رشته تحریر در آمده، با مطالعه شده، سپس براساس دستاوردهای، نویسندهبه بررسی افکار و اندیشه‌های آرمان‌شهری مولوی در مثنوی معنوی پرداخته است.سپس با رهنمودهای اساتید محترم راهنما و مشاور، ما حصل این فعالیت ارائه گردیده است.

فصل دوم

 

آرمان‌شهر و گونه‌های آن

 

۲-۱- ریشه لغوی آرمان‌شهر

برای شناخت و درک درست از واژه آرمان‌شهر لازم است ابتدا به معنا و تغییر و تحولات معنایی آن‌ ها توجه شود. «واژه Utopia در اصل، یونانی و از دو کلمه «ou» به‌معنای «بی» و «Topos» به‌معنای «مکان» گرفته شده است. در زبان فارسی این کلمه را به «جایی که وجود ندارد» یا «ناکجاآباد»، آرمان‌شهر، مدینه فاضله و جامعه فاضله معنا می‌کنند. اما در معنای کلی‌تر شهرهای آرمانی و سرزمین‌های خیالی را می‌گویند که تا کنون در تاریخ محقق نشده و تنها به‌ صورت خیالی در اذهان وجود دارد و در نتیجه اغلب از نظر جامعه‌شناسان تنها ارزش ادبی دارند و در واقعیت نمی‌گنجند» (حکیمی، ۱۳۸۰: ۱۲)
پایان نامه - مقاله - پروژه
«اما نخستین کار برد علمی این واژه و زمان آن مشخص است و گویا این واژه را برای نخستین ‌بار توماس مور[۱] (۱۴۷۸ -۱۵۳۵)، وزیر هانری هشتم پادشاه انگلستان به‌کار برد. او در سال ۱۵۱۵ میلادی کتابی با عنوان “اتوپیا به معنی آرمان‌شهر” به زبان لاتین نوشت که مقبولیت وسیعی یافت. مور در این اثر جامعه‌ای آرمانی را تصویر می‌کند که در آن همه‌چیز در جای خود بوده و هیچ یک از معضلات جامعه بشری در آن راه ندارد.
این کتاب از دو بخش تشکیل شده که در بخش نخست تصویری نسبتا دقیق از جامعه انگلستان آن روزگار، نابسامانی‌ها و قوانین آن مطرح می‌شود و در بخش دوم ایده‌های اساسی مور درباره جامعه آرمانی‌اش بازگو می‌گردد. مور ویژگی‌های فراوانی در مورد آرمان‌شهرش بیان می‌کند، که برخی از مهم‌ترین آن‌ ها عبارت‌اند از: نفی مالکیت خصوصی، نفی هویت فردی، داشتن قوانین محدود، ساده و محکم و قاطع، سادگی در همه مظاهر زندگی و پرهیز از تنوع‌طلبی، بهره‌مندی کامل از طبیعت و زندگی بر افق آن، مشارکت عمومی، تکیه بر تعلیم و تربیت، نفی بی‏بند و باری جنسی، ترویج دینداری، همسویی دین و سیاست، رویکرد عملی به علوم، کنترل شدید افراد و محدودیت در رفت‏وآمد و نظارت بر همه‏ شئون زندگی مردم، ادغام زندگی خصوصی و عمومی افراد، نابرابری زن و مرد در همه شئون و وجود نظام پدرسالاری» (اسلامی، ۱۳۸۲: ۶-۵)

۲-۱-۱- آرمان‌شهر زاده تخیل آرمانی

درباره‌ این که آرمان‌شهر چیست یا کجاست و این تفکر از چه زمانی در اندیشه بشری به وجود آمده است، نظریات گوناگونی ارائه کرده‌اند. در اساطیر ایرانی شهرهایی وجود داشته است که با صفاتی که برای آرمان‌شهر در نظر گرفته‌اند برابری می‌کند که در جای خود درباره آن‌ ها سخن خواهیم گفت. در خصوص اصالت اندیشه آرمان‌شهری با اسامی گوناگون چنین به نظر می‌رسد که در هر عصر و زمانی، کمال مطلوب و غایت آمال بزرگان و دانشمندان جهان این است که اوضاع عالم به صورتی درآید که آدمی دست از حرص و آز بردارد و بوم شوم ستیزه‌جویی و کشتار و خونریزی از روی زمین رخت بربندد و عدالت اجتماعی به معنای واقعی در سراسر جهان حکم فرما شود.
مدینه فاضله شهر آرمانی اندیشه بشری است. جایی است که عقل و عاطفه توأماً در آن حکمروا باشد و هر کس در هوای تحقق چنین حکومت و نظام اجتماعی روزشماری می‌کند. مدینۀ فاضله یعنی حکومت لایق‌ها. در این پهنه هر کس در همان صف و مقامی که شایستگی آن را دارد جای می‌گیرد.

۲-۱-۲- آرمان‌شهر و فلاسفه یونان

سقراط و افلاطون و ارسطو سرآمد حکما و متفکرین جهان به شمار می‌روند و دانشمندان و فیلسوفان بعدی با دنبال کردن مسیر تفکر آنان کاروان حکمت و عرفان را تشکیل داده‌اند.
عبارت «مدینۀ فاضله مبتنی بر آرا و عقاید افلاطون است که به سال ۴۲۷ پیش از میلاد مسیح، متولد شد و قریب هشتاد سال عمر کرد و همه را در محضر سقراط و سایر متفکرین معاصر صرف کرد.
از افلاطون در حدود سی رساله باقی مانده که نفیس‌ترین یادگار حکمت و بلاغت به شمار می‌رود. آثار افلاطون با وجود طی زمان و گذشت اعصار و قرون متمادی طراوت و تازگی خود را از دست نداد و هنوز هم اهل ذوق و اطلاع از آن لذت می‌بردند و طالبان حکمت و عرفان از خرمن حقایق و معانی آن خوشه‌چینی می‌کنند» (طبسی، ۱۳۸۰: ۲۳).
«اگرچه افلاطون به حقیقت عالم نظر داشت و تا اندازه‌ای می‌توان گفت که علم الهی ساخته و پرداختۀ اوست ولی به طور کلی می‌توان گفت که حکمت افلاطون ناظر بر عشق و اخلاق و سیاست بوده است» (صاحب الزمانی، ۱۳۸۲: ۴۱).

۲-۱-۳- تاریخ اندیشه آرمان‌شهر

آرمان شهر نمادی از یک واقعیت آرمانی بدون کاستس است و می تواند نمایانگر حقیقتی دست نیافتنی باشد.
گرایش به مدینه فاضله، آرمان‌شهر یا اتوپیا و هر عنوان دیگری با این مفاهیم، از مفاهیمی به‌شمار می‌روند که همواره با تولد اندیشه در آدمی همزاد است. «اندیشه‌ورزان بسیاری به تدوین آرمان‌شهر و بیان عصر طلایی و مطلوب خویش پرداخته‌اند. در بسیاری از این آرمان‌شهرها مفاهیم مشترکی مانند عدالت‌محوری، قانون‌مداری و انسجام همگانی وجود دارد و فقط در خصوصیات و جزئیات است که آن‌ ها با هم تفاوت می‌یابند» (محمدی منفرد، ۳٫۷: ۱۳۸۷) «اتوپیاها در طول قرون بازتاب‏دهنده نگرانی‌ها و نارضایتی‏‌‌هایی بودند، که خود زاییده‏ همان نگرانی‌ها به‌شمار می‏رفتند. می‏توان گفت هرچه‏ ذهن بشر بیشتر دستخوش خلل و اضطراب باشد، اتوپیا‌ها بیشتر به وجود می‏آیند» (ولز، ۱۳۸۳: ۱۳۹).
این گونه به نظر می‌رسد که اتوپیا از آغاز قرن شانزدهم میلادی برای اولین بار در اروپا به کار رفته اما ردپای این تفکر از هزاران سال قبل در قالب دینی و اجتماعی و سیاسی موجود است. «آرمان‌شهر افلاطون و یا حماسه سومری گیلگمش نمونه‌‌هایی از این مدعایند که بهشتی زمینی را ترسیم می‌کنند که در آن مرگ و پیری معنا ندارد و گرگ و میش در کنار هم زندگی می‌کنند. در افسانه گیلگمش، پادشاه شهر اوروک، در سفر خود به بهشت “دیلمون” می‌رسد که دارای آرامش همیشگی، طبیعت زیبا و زندگی جاودانه و نمادی از شهر آرمانی مردم است» (اصیل ۱۳۷۱: ۱۷)
از آنجا که در تمامی ادیان بزرگ به وجود منجی اشاره شده است و همه انسان‌ها منتظر منجی هستند تا جامعه را از کاستی‌ها نجات دهد، به نظر می‌رسد که امروزه واژه آرمان‌شهر واژه‌ای دینی و مذهبی باشد و ادیان مختلف در حقیقت وقتی از برابری و مساوات سخن می‌گویند، همان جامعه‌ای را به تصویر کشیده‌اند که در تفکر آرمان‌شهری از آن سخن رفته است. «مدینه فاضله و آرمان‌شهر البته نه معنای مصطلح اتوپیایی، در آموزه‌های دینی مسیحیت و یهودیت و اسلام نیز به وضوح نمایان است. بر اساس آموزه‌های این ادیان با مداخله خداوند در تاریخ، منجی مصلحی ظهور خواهد کرد که جامعه آرمانی را خواهد ساخت. این ادیان زمان و کیفیت دقیق ظهور آن منجی را نگفته‌اند و نام اتوپیا و آرمان‌شهر را بر آن ننهاده‌‌اند اما برای برخی طرح‌های ذهنی اتوپیایی الگویی ساخته‌‌اند. (محمدی منفرد، ۱۳۸۷: ۳۸).
در آن تنها شهر پایانی تاریخ ،همه چیز در تسخیر انسانیت است تا در راه رسیدن به کمال از آن بهره جوید ،برخلاف امروز که رفاه مایه طغیان و سرکشی برخی می شود و در آن روز تمامی مواجب الهی در راه نزدیک شده به ذات خداوندنی استفاده خواهد شد.
گواه صدق این نظر می تواند فرموده پیامبر اکرم (ص) باشد« در امت من مهدی قیام کند و در زمان او مردم به چنان نعمت و برخورداری و رفاه دست یابند که در هیچ زمانی نیافته باشند ،آسمان مکرر بر آن ببارد و زمین چیزی از روییدنی خود را پنهان سازد»(علامه مجلسی،۵۱:۷۸)
طراحان اتوپیایی چه در اعصار قدیم و چه امروزه که ما آن را عصر مدرن می‌نامیم غالبأ «آینده مثبت و زیبایی را برای بشریت ترسیم می‌کنند که در آن همه آرمان‌های بشری از جمله عدالت، آزادی، صلح و امنیت به وقوع می‌پیوندد. ویل دورانت در «لذات فلسفه»، اتین کابه در «سفر به ایکاری»، ارسطو در «سیاست»، خواجهنصیر طوسی در «اخلاقالملوک»، کامپلانلا در «شهر خورشید»، فرانسیس بیکن در «ارغنون جدید»، «آتلانتیس نو» [دنیای گمشده] جیمز هرینگتون در«اوسئانا»، فرانسوا ماری ملقب به ولتر در «شهر زرین» و فلاسفهی دیگری چون کانت، هگل، راسل از افرادی هستند که تلاش نمودند شاخصه‌هایی را برای مدینهی فاضلهی مطلوب بشریت ترسیم نمایند.
اما در طول تاریخ تفکر، کمتر شخصیتی چون «کارل مارکس» می‌توان یافت که آرمان‌شهری در انتهای تاریخ برای بشر تصویر کند و راه دستیابی به این بهشت زمینی را نشان دهد» ( مصباح یزدی، ۱۳۷۲: ۴۱۱).

۲-۲- گونه‌ها اتوپیا

برخی از اندیشمندان، اتوپیا را شهر یا مکانی خاص دانسته‌اند و برخی آن را یک تفکر و نوعی نگرش و تغییر رفتار که اگر در آدمی به وجود آید به تمام خواسته‌هایش می‌رسد و هرکجای زمین شهر آرمانی او خواهد شد.
انواع اتوپیاها را می‏توان بر حسب جنبه‏ه ای کارکردی گوناگون تقسیم بندی کرد. در زیر به برخی از این تقسیم بندی‏ها اشاره می‏شود:

۲-۲-۱- اتوپیاهای زمانی و اتوپیاهای مکانی

این تمایز ‏ چنان‏ که پیداست با جنبه‏‌های زمانی و مکانی در ارتباط است. تا قرن نوزدهم میلادی سنت بر این بود که اتوپیاها هم‏زمان می‏توانستند در چندین مکان روی بدهند؛ ولی دنیاگرایی نوین تاریخ و جایگزینی جوامع بازرگانی و صنعتی به جای نظام‏های فئودالی و نیز روند تکاملی کشف نقاط دور افتاده کره زمین، همگی به کم‌رنگ شدن اتوپیاهای مکانی انجامید. پس از این، اتوپیاهای زمانی که قرارگاه‏های آن‌ ها در آینده بود و یا از آینده به عقب می‏نگریستند، جای اتوپیاهای مکانی را گرفتند.

۲-۲-۲- اتوپیاهای مثبت و اتوپیاهای منفی

این تمایز با میزان مطلوب بودن ایده‏آل (مورد بحث در اتوپیا) ارتباط دارد. به عبارت دیگر، آیا این ایده‏آلِ مثبت مطلوب است و یا مطرود است. اتوپیاها را می‏توان به دو دسته تقسیم کرد:
الف ـ گروهی که ویژگی اصلی آن‌ ها ترس و دلهره است؛
ب ـ گروهی دیگر که ویژگی اصلی‏شان، شوق و آرزو است. دگرگونی از اتوپیای خوش‏بین به اتوپیای بدبین، در آغاز قرن بیستم روی داد.
نوع‏شناسی دوگانه یاد شده را می‏توان از نظر تاریخی نگریست. تا قرن هجدهم، ادبیات اتوپیایی پُر از اتوپیاهای خوش‏بینانه مکانی بود. در پایان قرن هجدهم، اتوپیاهای زمانی خوش‏بینانه شکل گرفتند. اتوپیای بدبین، نوع برتر و بی‏چون‏وچرای این قرن بود» (حکیمی، ۱۳۸۰: ۶۷)

۲-۲-۳- افلاطون و مدینه فاضله

طبیعی است که کل فلاسفه در صدد پیدایی مبدا و معاد انسان و جهان هستند و تلاش می‌کنند در بین این ابتداء و انتها، بهترین برنامه را برای هدایت انسان در مسیر درست را پی‌ریزی نمایند. و در این بین، ابتدا باید خود انسان به درستی شناخته شود و پس از آن محیطی که باید در آن نشوونما کند. «انسان‌شناسی افلاطون مانند اعضای بدن به سه قسمت استوار است. سر، «مظهر عقل و تفکر» و سینه «مظهر خواست و اراده» و پایین‌تنه «مظهر میل و تمنا». هر یک از این سه قسمت، گویای یک ایده‌آل انسانی نیز هستند. به عنوان نمونه «عقل» باید در جستجوی ایده‌آل دانایی و زیرکی باشد. «اراده» باید در جستجوی ایده‌آل شجاعت باشد و «میل» باید در جستجوی ایده‌آل مهار و عنان انسان در برابر تمناها باشد. اگر هر سه این ایده‌آل‌ها از سوی انسان دنبال شود، به وجود یک انسان معتدل منجر می‌شود. نظریه دولت افلاطون نیز ادامه نوع اندیشه او درباره انسان است. «سرِ» جامعه که حکومت از آن او است، مظهر عقل و نماد بهترین نخبگان جامعه است. «سینه» جامعه شامل حکام و قوای انتظامی آن است و «پایین‌تنه» جامعه شامل ‌سربازان و دهقانان و دیگر شهروندان است. بنابراین مدینه فاضله باید مرکب از سه طبقه باشد.
حکامی که آن را اداره کنند؛
سربازانی که از آن دفاع نمایند؛
همه شهروندان دیگر.
افلاطون فرض کرده بود که «اجتماع، واحد بزرگ‌تری از فرد است و مدینه فاضله، جامعه‌ای است که در آن مانند فرد کامل، همه این عناصر به نحو موزون و معتدل مشغول به کار باشند و حکام به کمک سربازان، بقیه شهروندان را با مهربانی و نرمی اما با مراقبت و نظارت استوار، نگهداری و اداره کنند». به نظر افلاطون عدالت اجتماعی در صورتی برقرار می‌شود که «هر کس به کاری دست زند که شایستگی و استعداد آن را دارد و از مداخله در کار دیگران بپرهیزد» پس اگر تاجری به سپاهی‌گری بپردازد یا یک فرد سپاهی حکومت را به دست گیرد، نظمی که لازمه بقا و سعادت اجتماع است به هم خواهد ریخت و ظلم جانشین عدل خواهد شد. حکومت، شایسته دانایان و خردمندان و حکیمان است و عدل آن است که اینان بر موضع خود قرار گیرند و به‌جای پول و زور، خرد بر جامعه حکومت داشته باشد» (اصیل، ۱۳۷۱: ۱۶)
«اندیشه آرمان‌شهر از افلاطون به بعد هم‌چنان ادامه داشت، ولی پس از دوره رنسانس دگرگونی‏‌هایی در این اندیشه ایجاد شد. در سده‏های پانزدهم و شانزدهم، اروپای قرون وسطایی در نتیجه دو جنبش «رنسانس» و «رفورمیسم» زیرورو شد. به ویژه کلیسا، با دستگاه ادرای ـ روحانی بین‌المللی گسترده‏اش، که در سده‏های میانه، نهاد بنیادین و استوار اروپا بود، سرانجام به گونه‏ای بازگشت‏ناپذیر، با جنبش دین پیرایی از هم پاشید و چیرگی آدمی بر زندگی عقلی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی اروپا درهم شکست. در پی آن انبوهی از اندیشه‏های تازه پدید آمد و نیروی بالقوه آن‌ ها را آزاد کرد. مهم‌ترین جنبه آن، زنده‌شدن اندیشه عقلی و انتقادی یونانی، امید بستن به امکان‌ها و دست یافتنی‏های عقل بشر، دل کندن از بهشت آسمانی و چشم امید بستن به بهشت زمینی و زنده شدن اندیشه دولت آرمانی و تفکر درباره آن بود» (فنایی، ۱۳۸۴: ۴۳).

۲-۲-۴- بیکن و جامعه آرمانی اش

بیکن یکی دیگر از فلاسفه‌ای است که در زمینه آرمان‌شهر و قانونی که اجرای آن باعث سعادت انسان است سخن گفته است «در شهر آرمانی فرانسیس بیکن (۱۵۶۱-۱۶۲۶) از آرمان‌شهر خشک و سخت‌گیر و برابری ‌جو، که به آن نام بنسلیم (Bensalem) داده است، خبری نیست. نقطه اتکای آن حاکمیت بر طبیعت است که تابع نیازها و امیال انسانی است. حتی مرکز حساس این سرزمین، مدرسه است که کارش پژوهش‌های علمی و فنی است. بیکن در اثر خود خواستار سرخم کردن در برابر طبیعت نیست بلکه ادعای دوباره‌سازی، نوسازی و در درازمدت جایگزینی آن را دارد» (روویون، ۱۳۸۵: ۱۴۶).
«اتوپیای مور جزیره‏ای دوردست بود و تمام اتوپیاها در آن روزگاران و قرون حادثه‏خیز سفرها و اکتشافات قرون هفده و هجده در جزایر و سرزمین‌های دوردست قرار داشتند. اما انسان هرچه به انتهای قرن نوزدهم نزدیک‌تر می‌شود شروع به دریافتن این امر می‏کند که همه جزایر کشف‏ شده‏اند، از این‌رو بود که زمینه دیگری برای اتوپیاها گشوده‏ شد. امید و انتظار در اتوپیاهای سوسیالیست در این جمله بازتاب می‏یابد که جامعه و نحوه اداره آن باید تغییر اساسی کند تا به شکل ایده‌آل درآید ولی در این اتوپیاهای دیگر گفته می‏شود ذهن باید به کمک دانش تغییر کند و قدرتمند گردد تا جامعه آرمانی حاصل شود. چنین است اندیشه غالب در آتلانتیس اثر بیکن، بزرگ‌ترین اتوپیای علمی جهان. این‏ اتوپیا تجسمی از مفهوم جدیدی در زندگی انسان است: مفهوم پژوهش سازمان‏یافته‏ بی‏وقفه. در تمام اتوپیاهای دیگر صحبت از جزایر، جوامع و جهان‌های خوشبخت است و نمونه‏‌هایی مثال‏زدنی از رضایتمندی کامل آورده می‏شوند، ولی اتوپیای فرانسیس بیکن‏ دنیای جویندگان علم و دانش است، دنیایی که بی‏وقفه در آن علم و خرد رشد می‏کند و در ضمن گه‏گاه نیز قدرتمند می‏شود. این جهانی است که علم سازمان‏یافته بر آن حکم‏ می‏راند. در اینجا منظور از علم، نقد دائمی، افزایش و انتشار دانش بیشتر و بسیار بیشتر از این است. شاید بهتر است به جای‏ علم، بگوییم فلسفه. این اتوپیا در واقع مکمل اتوپیای افلاطون است که فیلسوف را بر جای پادشاه می‏نشاند. اما در عوض این اتوپیا به‌دنبال تحقق این ایده است که نه فیلسوف، بلکه فلسفه علمی پادشاه شود. » (ولز، ۱۳۸۳: ۱۳۲)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[چهارشنبه 1400-07-21] [ 06:40:00 ب.ظ ]




۹

 

۰۷۱/۰۹۰/۷۵

 

۲۳/۸۰/۵۹۹

 

 

 

اشتباه آزمایشی (E)

 

۴۵

 

۵۸/۱۹۴

 

۸۵/۲۱۸۳

 

 

 

ضریب تغییرات (درصد)

 

 

 

۲۶/۸

 

۷۷/۱۳

 

 

 

توان سمت راست و بالا نشان دهنده سطح معنی‌داری خطاست.
۴-۴ نتایج صفات مرتبط با تولید
۴-۴-۱ تعداد دانه در سنبله
نتایج حاصل از تجزیه واریانس داده‌ها حاکی از معنی‌دار بودن اثر اصلی شوری و کود سولفات روی (در سطح احتمال خطای یک درصد) بر این صفت است اما اثر متقابل آنها اثری بر این صفت نداشت (جدول ۴-۴). در تیمار شاهد شوری، تعداد دانه در سنبله ۵۰ عدد به‌دست آمد که ۲۰% بیشتر از تعداد دانه در بالاترین سطح شوری (۱۶ دسی زیمنس بر متر) بود (شکل ۴-۲۵).
تعداد گلچه که در مرحله قبل از گرده افشانی تعیین می‌شود، نقش مهم وتعیین کننده‌ای در تعیین دانه در گندم دارد (گونزالس و همکاران، ۲۰۰۳). پژوهش‌ها نشان داده است که تنش‌های محیطی موجب کوتاه‌تر شدن طول دوره نمو سنبلچه‌ها می‌شود و لذا باروری آن‌ ها کاهش یافته و تشکیل دانه به خوبی انجام نمی‌شود (فرانک و همکاران، ۱۹۸۷). گریو و همکاران (۱۹۹۲) نیز با آنالیز اجزای عملکرد سنبله‌ی گندم در شوری‌های مختلف دریافتند که با افزایش شوری تعداد سنبله و تعداد سنبلچه در سنبله کاهش می‌یابد که منجر به کاهش تعداد دانه در سنبله می‌شود.
با بهره گرفتن از کود سولفات روی ۳۰ میلی‌گرم در کیلوگرم نیز بیشترین تعداد دانه به مقدار ۴۴/۵۳ عدد بدست آمد که ۳۲% بیشتر از تیمار شاهد بود (شکل۴-۲۶).
همانتارانجان و گرای[۱۱۲] )۱۹۸۸) گزارش کردند که کاربرد عناصر آهن و روی در زراعت گندم، عملکرد دانه، وزن هزار دانه، تعداد دانه در سنبله و طول سنبله را بطور معنی‌داری افزایش می‌دهند. این محققان اضافه کردند که علت افزایش عملکرد و اجزای آن در اثر کاربرد آهن و روی، تأثیر این دو عنصر بر مقدار کلروفیل برگ و غلظت ایندول استیک اسید می‌باشد.
شکل ۴-۲۵ تأثیر شوری آب آبیاری بر تعداد دانه در سنبله
شکل ۴-۲۶ تأثیر کود سولفات روی بر تعداد دانه در سنبله
جدول ۴-۴ خلاصه نتایج تجزیه واریانس عملکرد و اجزای عملکرد گندم

 

 

 

 

مجموع مربعات

 

 

 

منابع تغییر

 

درجه آزادی

 

تعداد دانه در بوته

 

وزن صد دانه

 

عملکرد دانه

 

عملکرد بیولوژیک

 

 

 

بلوک ®

 

۳

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:40:00 ب.ظ ]




(ستون های با حروف مشابه در هر سال در سطح ۵ درصد، تفاوت معنی داری ندارند).
WD2, WD1 و WD3 به ترتیب آبیاری در سطح ۱۰۰، ۷۵ و ۵۰ درصد ظرفیت مزرعه می باشند.
شکل۱۸-۴-اثر علف هرز بر عملکرد دانه آفتابگردان
(ستون های با حروف مشابه در هر سال در سطح ۵ درصد، تفاوت معنی داری ندارند).
۱۰-۱-۴- عملکرد بیولوژیک
سال اول
اثر سطوح کم آبیاری بر عملکرد بیولوژیک در سطح ۱ درصد معنی دار بود(جدول ۴-۴). حداکثر عملکرد بیولوژیک(۸۷/۱۲ تن در هکتار) در تیمار آبیاری نرمال بدست آمد و با کاهش میزان آب مصرفی به ۷۵ و ۵۰ درصد ظرفیت مزرعه به ترتیب به میزان ۱۸ و ۷۶/۲۹درصد به طور معنی داری کاهش یافت(شکل۱۹-۴).
افزایش طول دوره حضور علف هرز، عملکرد بیولوژیک را به طور معنی داری کاهش داد. حضور علف های هرز از مرحله ۱۲برگی به بعد، باعث کاهش قابل توجهی در عملکرد بیولوژیک گردید و این کاهش از مرحله ظهور طبق به بعد بیشتر شد، به طوری که در تیمار تداخل علف هرز در تمام فصل،کاهش۳۷/۲۱ درصدی در عملکرد بیولوژیک نسبت به تیمار بدون علف هرز در تمام طول فصل رشد داشت(شکل ۲۰-۴).
سال دوم
با کاهش میزان آبیاری، عملکرد بیولوژیک کاهش یافت که این کاهش از آبیاری نرمال به ۷۵ درصد ظرفیت مزرعه معنی دار بود(شکل ۱۹-۴).
تاثیر تیمار علف هرز بر عملکرد بیولوژیک در این سال نیز در سطح ۱درصدی معنی دار بود(جدول ۴-۴). بیشینه عملکرد بیولوژیک(۳۹/۱۲ تن بر هکتار) در تیمار بدون علف هرز در تمام فصل رشد بدست آمد که با تیمارهای با علف هرز اختلاف معنی داری نشان داد. کمینه عملکرد بیولوژیک(۵/۷ تن بر هکتار) در تیمار با علف هرز تا مرحله انتهای رشد بدست امد که تفاوت معنی داری با سایر تیمارها نشان داد(شکل۲۰-۴). میزان کاهش عملکرد بیولوژیک در تیمار تداخل تمام علف هرز در تمام فصل رشد نسبت به تیمار بدون حضور علف هرز در تمام طول فصل رشد ۳۹/۴۷درصد بود.
اشرفی و همکاران(۲۰۱۰) نشان دادند که آبیاری باعث تجمع بیشتر ماده خشک در گیاه نخود گردید و نیز توزیع این مواد را بهتر نمود به طوری که سهم بیشتری از این مواد به غلاف ها اختصاص یافت. بروان و همکاران(۱۹۸۷) دریافتند که کمبود رطوبت خاک سبب کاهش بیشتر رشد شاخساره نسبت به ریشه می‌گردد به همین علت نسبت وزن خشک ریشه به شاخساره افزایش می‌یابد.
سمایی و همکاران(۱۳۸۳) در سویا و کوکس و همکاران(۲۰۰۶) کاهش وزن کل خشک ذرت در اثر تداخل علف هرز تاج خروس را گزارش کردند. بر اساس نتایج تحقیقات محمودی و همکاران(۱۳۷۸)در کشت پنبه، افزایش طول دوره تداخل علف های هرز از طریق کاهش تجمع ماده خشک و تعداد شاخه در بوته، بیوماس و عملکرد گیاه زراعی را کاهش می دهند. حجازی و همکاران(۱۳۷۹) اظهار داشتند که رقابت علف های هرز با آفتابگردان موجب کاهش قطر طبق و وزن خشک طبق می شود. نوروزی و کاظمینی(۱۳۹۰) بیان داشتند که حضور علف هرز اثر معنی داری بر عملکرد بیولوژیک داشت. عملکرد بیولوژیک تحت تاثیر تیمار علف هرز به میزان ۵۴/۴۴ درصد (از ۴۵/۵۹۰ به ۴۵/۳۲۷ گرم در متر مربع) کاهش یافت. غدیری و کاظمینی (۱۳۸۵) نشان دادند که علف هرز باعث کاهش معنی داری در عملکرد بیولوژیک گندم شد.
شکل ۱۹-۴- اثر کم آبیاری بر عملکرد بیولوژیک آفتابگردان
(ستون های با حروف مشابه در هر سال در سطح ۵ درصد، تفاوت معنی داری ندارند).
WD2, WD1 و WD3 به ترتیب آبیاری در سطح ۱۰۰، ۷۵ و ۵۰ درصد ظرفیت مزرعه می باشند.
شکل۲۰-۴- اثر علف هرز بر عملکرد بیولوژیک آفتابگردان
(ستون های با حروف مشابه در هر سال در سططح ۵ ذرصذ، اختلاف معنی داری ندارند).
۱۱-۱-۴- شاخص برداشت
سال اول
کم آبیاری باعث کاهش شاخص برداشت آفتابگردان گردید به طوری که با کاهش آب آبیاری از نرمال به ۷۵ درصد ظرفیت مزرعه، شاخص برداشت به طور معنی داری کاهش یافت(۲۱-۴).
شاخص برداشت به طور معنی داری در سطح ۵ درصدتحت تاثیر تیمارهای علف هرز قرار گرفت(جدول ۴-۲). بیشینه شاخص برداشت در تیمار بدون علف هرز تا مرحله انتهای رشد بدست آمد که به طور معنی داری در مقایسه با تیمارهای کنترل علف هرز در اوایل فصل رشد (۸ و ۱۲ برگی) به ترتیب به میزان ۳۱/۲۹ و ۷۸/۱۵ درصد افزایش یافت. با افزایش طول دوره تداخل علف هرز شاخص برداشت کاهش یافت که این کاهش از ۱۲ برگی به مرحله ظهور طبق معنی دار بود(شکل۲۲-۲).
سال دوم
کاهش شاخص برداشت تحت تاثیر تیمار تنش آبی معنی دار بود. بیشینه(۹/۱۷) و کمینه(۶/۱۶) شاخص برداشت به ترتیب در تیمار ۵۰ و ۱۰۰ درصد ظرفیت مزرعه بدست آمد(شکل۲۱-۴). تیمار علف هرز در این سال تاثیر معنی داری بر شاخص برداشت نداشت(جدول۴-۴). هر چند میزان کاهش این صفت در اثر تنش رطوبتی در مقایسه با افت عملکرد چندان زیاد نبود، این موضوع حاکی از آن است که سرعت کاهش عملکرد دانه بر اثر تنش خشکی اندکی بیشتر از سرعت کاهش ماده خشک در گیاه است. کاهش شاخص برداشت در نتایج دی آندریا و همکاران(۱۹۹۵)گزارش شده است.
علف هرز بر شاخص برداشت اثر معنی داری نداشت (شکل ۲۲-۴). کاظمینی (۱۳۸۶) نشان داد که با کاهش میزان آب آبیاری از ۱۰۰ به ۷۵ و۵۰ درصد ظرفیت مزرعه، شاخص برداشت در گلرنگ کاهش یافت ولی این کاهش معنی دار نبود. تنش خشکی با تغییر آسیمیلاتی که در عملکرد نقش دارد، شاخص برداشت را تحت تاثیر قرار می دهد(Fisher and Turner, 1978). گزارشات مشابهی در مورد شاخص برداشت ارائه شده است( (Gimenz and Fereres, 1986; Ho MD et al., 2004
شکل۲۱-۴-اثر کم آبیاری بر شاخص برداشت آفتابگردان
(ستون های با حروف مشابه در هر در هر سال در سطح ۵ درصد، تفاوت معنی داری ندارند).
WD2, WD1 و WD3 به ترتیب آبیاری در سطح ۱۰۰، ۷۵ و ۵۰ درصد ظرفیت مزرعه می باشند.
شکل۲۲-۴- اثر علف هرز بر شاخص برداشت در آفتابگردان
(ستون های با حروف مشابه در هر در هر سال در سطح ۵ درصد، تفاوت معنی داری ندارند).
۱۲-۱-۴- درصد روغن
سال اول
اثر تنش خشکی بر درصد روغن در سطح ۵ درصد معنی دار بود(جدول ۴-۲). کمترین(۵/۳۳ درصد) و بیشترین(۴۲درصد) میزان روغن دانه به ترتیب در تیمار ۵۰ و ۱۰۰ درصد ظرفیت مزرعه مشاهده شد(شکل۲۳-۴). تاثیر علف هرز بر درصد روغن معنی دار نبود(جدول۲-۴). با افزایش طول دوره کنترل ، میزان روغن بذر افزایش یافت(شکل ۲۴-۴).
سال دوم
نتایج حاصل از تجزیه واریانس داده ها نشان داد که از نظر میزان روغن بین تیمارهای آبیاری در سطح ۵ درصد اختلاف معنی داری وجود دارد(جدول۴-۴). تیمار ۷۵ درصد با دارا بودن ۶/۴۳ و آبیاری۵۰ درصد به میزان ۶/۳۰ درصد به ترتیب بیشترین و کمترین درصد روغن دانه را دارا بودند(شکل۲۳-۴).
تاثیر تیمار علف هرز بر میزان روغن در سطح ۵ درصد معنی دار بود(جدول۴-۴). نوسانات زیادی در میزان روغن دانه مشاهده شد و در کل با افزایش طول دوره کنترل تاج خروس، میزان روغن دانه افزایش یافت و این روند از مرحله گلدهی به بعد قابل توجه بود. میزان کاهش درصد روغن در تیمار با علف هرز در تمام طول فصل رشد نسبت به کنترل تمام فصل تاج خروس، ۸۳/۲۶درصد بود(شکل۲۴-۴).
با افزایش شدت تنش کم آبیاری درصد روغن دانه کاهش یافت، شاید بتوان گفت چون درشرایط آبیاری نرمال زمان بیشتری جهت پر شدن دانه وجود دارند، لذا درصد روغن در این تیمار بیشتر است.
در این پژوهش تنش کم آبیاری درصد روغن را بسیار بیشتر از وزن دانه‌ها تحت تاثیر قرار داد و درصد روغن باشدت بیشتری کاهش یافت. و این بدین معناست که اثر تنش بیشتر بر روی درصد روغن متمرکز بوده در حالی که مغز دانه را که محل تجمع روغن است را کمتر تحت تاثیر قرار داده است.
گریمتز و همکاران(۱۹۸۶) و آبراهام(۲۰۰۱) نتایج مشابهی را درباره اثر معنی دار تنش رطوبتی بر روغن دانه گزارش کرده‌اند که با نتایج این بررسی مطابقت دارد. نتایج حاصل از این پژوهش با تحقیقات نل و همکاران(۲۰۰۰) و اردم و همکاران(۲۰۰۱) که به عدم تاثیر تنش رطوبتی بر درصد روغن آفتابگردان اشاره کرده‌اند، مشارکت نداشت. هماهنگی بین این نتایج با نتایج خلیلوند(۲۰۰۶) که بیان نمود سطوح مختلف تنش آبی موجب کاهش درصد روغن گردیده است، وجود داشت. میلر و همکاران(۱۹۸۲) درصد وغن در شرایط دیم را ۸/۱% بیشتر از شرایط آبی گزارش کرده اند. بیشتر، عقـیده بر ایـن است که تنش در مرحـله‌ی پر شـدن دانـه باعـث کـاهش درصـد روغـن می شود.(Alessi et al., 1997; Hall et al., 1985; Talha and Osman, 1975)
با وجودی که تنش آبی در مراحل رشد رویشی، گلدهی و پر شدن دانه موجب کاهش درصد روغن در گیاه آفتابگردان می شود (Alyari et al., 2000) ، ولی به نظر می رسد که آفتابگردان در شرایط مساعد محیطی توانایی بالایی در تولید روغن دارد و در شرایط سخت محیطی هم این پتانسیل را تا حدودی حفظ می کند. علت را می توان چنین بیان کرد که در ابتدا کربوهیدرات ها تجمع می یابند و سپس این ماده به روغن و پروتئین و یا هر ماده دیگر تبدیل می شود؛ پس هر چه طول این مدت در دانه بیشتر باشد درصد روغن نیز بالاتر خواهد بود. (Razi and Assad, 1998)
هر تیماری که باعث کاهش تجمع مواد فتوسنتزی در دانه و کاهش شاخص برداشت گردد، درصد روغن را کاهش می دهد .سنتز روغن بعد از مرحله گلدهی و در حدود سه روز پس از تلقیح آغاز می شود و تا زمانی که برگها فعالیت فتوسنتزی انجام میدهند ادامه می یابد(Alyari et al., 200). درصد روغن، بستگی زیادی به وزن پوسته دارد. هر چه ورن پوسته کمتر باشد، درصد روغن بیشتر خواهد بود (آلیاری و شگاری؛ ۱۳۷۹). ولی چنین نتیجه ای در این پژوهش حاصل نشد.
اشرفی و همکاران(۲۰۱۰) با اعمال سه رژیم آبیاری (۶۰، ۷۵ و ۹۰ درصد تخلیه آب از خاک نشان دادند که تحت تنش خشکی محتوای روغن ۱۳ درصد کاهش یافت. این محقق همچنین به بررسی اثر رژیم­های آبیاری بر میزان و ترکیبات روغن ارقام گلرنگ (کوسه، PI و IL111) پرداخت، سه رژیم آبیاری شامل ۶۰، ۷۵، ۹۰% تخلیه رطوبت خاک بودند. بطور خلاصه نتایج نشان داد که نه تنها خشکی موجب کاهش مقدار روغن شد بلکه‌ باعث کاهش کیفیت روغن دانه به دلیل کاهش اسید های چرب اشباع شد. بنابر این با رژیم های آبیاری به موقع می‌توان کیفیت روغن را در گلرنگ افزایش داد. بوتار و همکاران(۲۰۰۶) نشان دادندکه آبیاری می ­تواند باعث افزایش میزان روغن دانه در گیاه شود، در صورتی که تنش خشکی منجر به کاهش میزان روغن می­گردد(Buttar et al.,2006). تایو و موگان(۱۹۷۹)نشان دادند که شرایط بهتر محیط و آب کافی موجب می­ شود دانه­ها بزرگ­تر و مقدار روغن آن­ها نیز افزایش یابد.
فریسون(۱۹۸۶) در بررسی اثر تداخل علف هرز بر عملکرد و کیفیت روغن کتان نشان داد که محتوای روغن دانه در کرت هایی که علف هرز حضور داشت کاهش یافت. عدم تاثیر پذیری درصد روغن دانه از شرایط علف هرزی توسط میری (۱۳۸۴) نیز گزارش گردید.
شکل ۲۳-۴- اثر کم آبیاری بر درصد روغن دانه آفتابگردان
(ستون های با حروف مشابه در هر سال در سطح ۵ درصد، تفاوت معنی داری ندارند).
WD2, WD1 و WD3 به ترتیب آبیاری در سطح ۱۰۰، ۷۵ و ۵۰ درصد ظرفیت مزرعه می باشند.
شکل۲۴-۴- اثر علف هرز بر درصد روغن دانه آفتابگردان
(ستون های با حروف مشابه در هر سال در سطح ۵ درصد، تفاوت معنی داری ندارند) .
۱۳-۱-۴- عملکرد روغن
سال اول
با افزایش شدت کم آبیاری از ۱۰۰ به ۷۵ و ۵۰ درصد ظرفیت مزرعه عملکرد روغن به میزان۱۶/۲و ۰۷/۲۳ درصد کاهش یافت. اختلاف بین تیمار ۱۰۰ و ۷۵ درصد معنی دار نبود(شکل۲۵-۴).
علف هرز در سطح ۱درصد تاثیر معنی داری بر عملکرد روغن داشت(جدول۴-۲). با عاری نگه داشتن مزرعه از علف هرز تا مرحله ۱۲ برگی ، عملکرد روغن ۷۷/۰تن بر هکتار بود و با افزایش طول دوره بدون علف هرز تا مرحله گلدهی، اختلاف چندان معنی داری در عملکرد روغن دیده نشد، اما با افزایش دوره بدون علف هرز تا مرحله رسیدگی، عملکرد روغن ۱۵ درصد نسبت به دوره ی کنترل علف هرز تا ۱۲ برگی، افزایش یافت(شکل۲۶-۴). همچنین در آلودگی مزرعه به تاج خروس تا مرحله ۱۲ برگی، عملکرد روغن ۸۱/۰ تن بر هکتار بود و با افزایش دوره تداخل عملکرد روغن کاهش یافت. حضور علف هرز تا مرحله ظهور طبق و تمام فصل رشد در مقایسه با مرحله ۱۲ برگی باعث کاهش عملکرد روغن آفتابگردان به میزان ۶/۱۳ و ۲۳/۲۲ درصد گردید.(شکل ۲۶-۴).
سال دوم

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:39:00 ب.ظ ]




۲-۲-۲- ساختمان شیمیایی آنتی اکسیدان ها
بیشترین آنتی اکسیدانها مورد استفاده درصنایع غذایی دارای ساختمان فنلی هستند، این ترکیبات فنلی در عصاره استخراج شده از گیاهان به مقدار زیادی وجود دارند ، ساختمان شیمیایی برخی از ترکیبات سنتزی و طبیعی با خاصیت آنتی اکسیدانی در شکل (۲-۳) آمده است.

شکل( ۲-۳) ساختمان شیمیایی برخی آنتی اکسیدانهای طبیعی و سنتزی، (۱) ویتامین E، (۲) BHA ، (۳) اسید کارنوزیک ، (۴) کارنوزول ، (۵) اسید رزماریک ، (۶) پروپیل گالات ، (۷) رزمانول، (۸) وانیلین ، (۹) اگنول، (۱۰) TBH (لولیگر[۲۸] ۱۹۸۹ و ۱۹۹۱)
۲-۲-۳- مکانیسم کلی عمل آنتی اکسیدان ها:
آنتی اکسیدان ها در غشاء‌ سلولی یا در مواد غذایی به طرق زیر عمل می کنند:
۱- با به دام انداختن و درگیر کردن رادیکالهای آزاد که بعنوان آغازگر اکسیداسیون می باشند.
۲- غیرفعال کردن یون های فلزی
۳- خارج کردن و طرف اقسام و اشکال واکنشگر اکسیژن
۴- قطع زنجیره واکنش های آغازین
۵- با خاموش کردن و به دام انداختن اکسیژنن یگانه
۶- از بین بردن پروکسیدها و جلوگیری از تشکیل فرم رادیکالی
۷- حذف اکسیژن و یا کاهش غلظت وفشار اکسیژن محیط
۲-۲-۴- طبقه بندی آنتی اکسیدان ها بر اساس عملکردشان
آنتی اکسیدان ها بسته به عملکردشان به انواع: اولیه، ثانویه، یا سینرژیست ها طبقه بندی می شوند. شماری از آنتی اکسیدانهای طبیعی و مصنوعی در مقیاس تجاری برای مقاوم سازی و پایداری تولیدات غذایی یا چربی خالص حیوانات و روغن های گیاهی بکار می روند.
پایان نامه - مقاله - پروژه
آنتی اکسیدان ها می توانند در مراحل مختلف بر حسب مکانیسم عمل آنها وارد زنجیره اکسیداسیون شوند (شکل ۲-۳).
۲-۲-۴-۱- آنتی اکسیدان اولیه:
آنتی اکسیدان اولیه یا اصلی و یا شکننده زنجیره (زنجیره شکن) با رادیکال های آزاد لیپید، برای به دست آوردن محصولات پایدارتر واکنش می دهد، این نوع آنتی اکسیدان ها به عنوان متوقف کننده[۲۹] شناخته می شوند. و گیرنده های رادیکال آزاد نام دارند.
۲-۲-۴-۲- آنتی اکسیدان های ثانویه:
آنتی اکسیدان های ثانویه یا بازدارنده یا نگهدارنده سرعت، روند شروع زنجیره را توسط مکانیسم های مخلتفی کاهش می دهند که شامل غیرفعال کردن یون های فلزی، تجزیه کنند های هیدروپراکسیدها، عواملی که اکسیژن را به دام می اندازند (تله های اکسیژنی) و سینرژیست ها می باشد. یک آنتی اکسیدان اولیه به سرعت یک اتم هیدوژن به یک رادیکال آزاد لیپید می دهد و یا به سایر محصولات پایدار تبدیل می شود.

۲-۲-۴-۳- سینرژیست ها

آنتی اکسیدان های سینرژستیک اصولاً بعنوان ترکیبات حذف کننده اکسیژن و چلاته کننده یون های فلزی بکار می روند. آن ها از طریق شماری از مکانیسم ها عمل می کنند که شامل بازسازی یا نوزایی آنتی اکسیدان های اولیه با دادن اتم هیدروژن به رادیکالهای فنوکسیل یا بوسیله با ثبات کردن بیشتر محیط اسیدی برای این نوع آنتی اکسیدان ها می باشد. اسید آسکوربیک، سولفات ها و اسید اریتروبیک مثالهایی از تمیزکننده ها و حذف کننده های اکسیژن از محیط می باشند در حالیکه EDTA ، اسید سیتریک و فسفات ها به عنوان ترکیبات چلاته کننده عمل می کنند. ترکیبات متفاوت که به عنوان آنتی اکسیدان های اولیه و سینرژیست ها عمل می کنند در ( شکل ۲-۳)نشان داده شده است.
گیرنده های رادیکال آزاد دو مرحله مهم را در توالی زنجیره رادیکال آزاد اکسیداسیون لیپید نشان می دهند.آنها با رادیکال های پروکسیل (LOO*) جهت متوقف نمودن زنجیره انتشار واکنش می دهند. بنابراین از تشکیل پراکسیدها جلوگیری می کنند (واکنش ۱) و با رادیکل های آلکوکسیل (LO*) برای کاهش تجزیه هیدروپراکسیدها به محصولات مضر واکنش می دهند (واکش ۲)
LOO*+AH LOOH+A*
LO*+AH LOH+A*

شکل( ۲-۴ ) طبقه بندی آنتی اکسیدان ها بر اساس مکانیسم عمل

غیرفعال کننده های فلزی یا عوامل کمپلکس دهنده به عنوان آنتی اکسیدان های بازدارنده با حذف یا غیرفعال کردن یونهای فلزی که به عنوان آغازگر، تجزیه هیدروپراکسیدها را کاتالیز می کنند، عمل می نمایند. تجزیه کننده های هیدروپراکسید ها آنها را به ترکیبات پایدار هیدروکسی بواسطه فرایند احیاء تبدیل می کنند،در حالی که تله های اکسیژنی جهت تهی نمودن ذخیره اکسیژنی مورد نیاز برای اتواکسیداسیون، با اکسیژن واکنش می دهند.

۲-۲-۵-ویژگیهای لازم آنتی اکسیدانهای غذایی:
یک آنتی اکسیدان برای مصرف غذایی بایستی ویژگیهای ذیل را دارا باشد:
موثر بودن در غلظت های کم
سازگار بودن با ماده اولیه
نداشتن اثر حسی بر فراورده های غذایی ( ایجاد بو ، طعم و رنگ نامطلوب)
سمی نبودن برای مصرف کننده
ابقا پس از فرآوری ( مانند پخت کیک و سرخ کردن). توانایی یک آنتی اکسیدان برای ابقا پس از فرایند حرارتی، به خاصیت Carry-through موسوم است.
داشتن قابلیت حل در چربی به منظور پخش کامل و یکنواخت در غذا
سهولت کاربرد و جا به جایی
مناسب بودن قیمت
۲-۲-۶- طبقه بندی آنتی اکسیدانها:
آنتی اکسیدانها بر حسب منشاء آنها به دو گروه زیر تقسیم می شوند:
آنتی اکسیدانهای سنتزی
آنتی اکسیدانهای طبیعی
۲-۲-۷-آنتی اکسیدانهای سنتزی:
این آنتی اکسیدانها شامل چند گروه می باشد که مهمترین آنها شرح داده می شود:
۲-۲-۷-۱- بوتیلات هیدروکسی آنیزول[۳۰] و بوتیلات هیدروکسی تولوئن[۳۱]:
بوتیلات هیدروکسی آنیزول و بوتیلات هیدروکسی تولوئن آنتی اکسیدان هایی هستند که در ابتدا برای حفاظت روغنهای نفتی در مقابل اکسیداسیون وچسبناک شدن، مصرف و توسعه پیدا کردند و بعداً برای مصرف در صنایع غذایی پذیرفته شدند.
هر دو ماده فوق الذکر از متداولترین آنتی اکسیدانها در صنایع غذایی هستند و جزء آن دسته از آنتی اکسیدانها هستند که واکنشهای اکسیداسیونی رادیکال آزاد را با دادن هیدروژن از گروه های هیدروکسیل فنولهای خود، متوقف می نمایند به طوری که خود آنها تبدیل به یک رادیکال آزاد پایدار می شوند که دیگر تأثیری در پیشرفت یا توقف اکسیداسیون لیپیدها ندارند.(هاسن هیوتل[۳۲] و وان[۳۳]، ۱۹۹۲).
B.H.A را به صورت ورقه های سفید نازک روغنی شکل به فروش می رسانند و B.H.T به صورت کریستالهای سفید در دسترس می باشد. هر دو ماده به مقدار بسیار زیاد در چربیها محلول بوده ولی در آب نامحلول می باشد. (هاسن هیوتل و وان، ۱۹۹۲).
هر دو ماده در طول پروسس تأثیر خوبی از خود نشان می دهند ولی B.H.A کمی بهتر از B.H.Tمی باشد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:39:00 ب.ظ ]




 

 

عزت نفس فردی

 

۲۱۳/.

 

۲۶۱/.

 

۶۸۰/۱

 

۰٫۰۰۰

 

 

 

عزت نفس اجتماعی

 

۱۲۴/.

 

۱۵۷/.

 

۳۳۶/۱

 

۰۲۲/.

 

 

 

عزت نفس تحصیلی

 

۲۵۸/.

 

۳۳۷/.

 

۰۵۲/۲

 

۰٫۰۰۰

 

 

 

عزت نفس خانوادگی

 

۲۴۹/.

 

۳۳۲/.

 

۰۴۶/۲

 

۰٫۰۰۰

 

 

 

یافته های جدول بالا نشان می دهد که تمامی مؤلفه های حرمت خود قادر به پیش بینی پیشرفت تحصیلی در دانش آموزان دختر می باشند. به عبارتی می توان گفت با افزایش یک واحد از عزت نفس تحصیلی و خانوادگی می توان انتظار داشت که ۳۳ درصد از نمره پیشرفت تحصیلی بیشتر گردد.
فصل پنجم
بحث و نتیجه گیری
بحث
پژوهش حاضر با عنوان رابطه کمال گرایی و حرمت خود با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دبیرستانی اجرا گردید. جامعه آماری آن را کلیه دانش آموزان دختر و پسر مقطع دبیرستان که در سال تحصیلی ۱۳۹۲-۱۳۹۳ شهر اروندکنار تشکیل داد. همچنین نمونه پژوهش حاضر عبارت بود از ۱۶۰ نفر دانش آموز (۸۰ نفر پسر و ۸۰ نفر دختر) بود که به صورت تصادفی از جامعه انتخاب شده بودند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش عبارت بودند از: ۱)مقیاس کمال‌گرایی، ۲) پرسشنامه حرمت خود کوپر اسمیت و ۳) معدل پایان ترم برای سنجش پیشرفت تحصیلی. در نهایت برای تحلیل داده ها از آزمون‌های ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون متغیره استفاده شده است. برای تحلیل داده ها از نرم افزار آماری SPSS استفاده شد.
مقاله - پروژه
در مورد فرضیه اصلی پژوهش مبنی بر اینکه «بین کمال گرایی و حرمت خود با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان رابطه وجود دارد» بر اساس ضرایب همبستگی پیرسون رابطه مثبتی بین کمال گرایی و حرمت خود با پیشرفت تحصیلی در دانش آموزان وجود دارد. بر این اساس می توان چنین استنباط کرد که کمال گرایی با پیشرفت تحصیلی و حرمت خود با پیشرفت تحصیلی دارای ارتباط می باشند. نتایج آزمون رگرسیون چند متغیره نشان داد که متغیرهای کمال گرایی و حرمت خود، باهم ۲۸ درصد از واریانس متغیر ملاک یعنی پیشرفت تحصیلی را پیش بینی می‌کنند. همچنین نتایج آزمون F نشان داد که متغیرهای کمال گرایی و حرمت خود پیش بینی معناداری از پیشرفت تحصیلی دارند.
یافته های حاصل از این فرضیه با یافته پژوهش های نجفی، دهشیری، شیخی و دبیری(۱۳۹۰)، بختیارپور، حافظی و بهزادی‌شینی (۱۳۹۰)، اکبری (۱۳۸۸)، مهرابی زاده هنرمند، علامه و شهنی ییلاق (۱۳۸۶)، بشارت (۱۳۸۳)، قهرمانی، بشارت و نقی پور (۲۰۱۱)، کلانترکوشا، حاجی هاشمی، اجاقی، رادکریم و انصاری (۲۰۱۳) و وانگ (۲۰۱۲) همسو است.
در مورد تبیین یافته های حاصل از این فرضیه می توان گفت احساس شایستگی شخصی و خویشتن پذیری، تعیین کننده سطح کلی حرمت خود محسوب می شوند. کمال گرایی سازگار و مثبت به فرد امکان می دهد که بتواند با وجود معیارهای بالا، محدودیت های شخصی و محیطی را واقع بینانه بپذیرد و متناسب با توانایی های شخصی، موفقیت و احساس رضایت را تجربه کند. تجربه موفقیت و احساس رضایت با افزایش سطوح احساس شایستگی شخصی، سطح حرمت به خود را بالا می برد، بر عکس کمال گرایی ناسازگار و نوروتیک، که از سویی بر حسب معیارهای دست نیافتنی و کامل شخصی و از سوی دیگر، بر اساس عدم رضایت و انتقادگری مستمر از عملکرد شخصی، معین می شود، احتمال تجربه موفقیت و احساس رضایت را به شدت کاهش می دهد. این تجربه های ناخوشایند، احساسات عدم شایستگی شخصی را بر فرد تحمیل می کنند و حرمت خود را کاهش می دهند که این ناسازگاری در کمال گرایی و کاهش در حرمت به خود به دلیل مشکلاتی که در عملکرد فرد به بار می آورد موجب پدید آمدن اختلالاتی در عملکرد تحصیلی فرد می گردد.
در مورد فرضیه فرعی اول مبنی بر اینکه «بین کمال گرایی و پیشرفت تحصیلی در دانش آموزان پسر رابطه وجود دارد»، بر اساس بررسی ضرایب همبستگی، بین مؤلفه های کمال گرایی با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پسر در تمامی مؤلفه ها به جز نشخوار فکری، رابطه معنادار وجود دارد. بین مؤلفه های معیارهای بالا برای دیگران، نظم و سازماندهی، هدف مندی و تلاش برای عالی بودن با پیشرفت تحصیلی رابطه مثبت و معنی داری وجود داشت، که می توان گفت با افزایش این مؤلفه ها در دانش آموزان پسر میزان پیشرفت تحصیلی نیز افزایش می یابد. اما در مؤلفه های تمرکز بر اشتباهات، نیاز به تأیید و ادراک فشار از سوی والدین رابطه منفی و معناداری وجود داشت که بر طبق این یافته ها می توان گفت با افزایش این مؤلفه ها در دانش آموزان پسر به طور معناداری پیشرفت تحصیلی کاهش می یابد. در مجموع نیز کمال گرایی با پیشرفت تحصیلی در دانش آموزان پسر به میزان ارتباط وجود داشت. در ادامه به منظور برآورد پیش بینی کنندگی مؤلفه های کمال گرایی از پیشرفت تحصیلی در دانش آموزان پسر نتایج آزمون رگرسیون چندگانه نشان داد که ابعاد کمال گرایی، ۲۲/۰ از واریانس متغیر پیشرفت تحصیلی پسران را پیش بینی می‌کند. همچنین نتایج آزمون F نشان داد که مؤلفه های کمال گرایی با پیشرفت پیش بینی معناداری از پیشرفت تحصیلی دارند. لازم به ذکر است با وجود اینکه مؤلفه های کمال گرایی با همدیگر پیش بینی معناداری از پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پسر را نشان می دهند، اما تنها مؤلفه های نظم و سازماندهی، ادراک فشار از سوی والدین، هدف مندی و تلاش برای عالی بودن پیش بینی معناداری از پیشرفت تحصیلی دارند.
یافته های حاصل از این فرضیه با نتایج پژوهش آلیسون (۲۰۰۵)، توفاها و رامون (۲۰۱۰)، وانگ (۲۰۱۲)، کلانترکوشا، حاجی هاشمی، اجاقی، رادکریم و انصاری (۲۰۱۳) همسو است.
در تبیین یافته به دست آمده می توان گفت از آنجا که بین مولفه های کمال گرایی ناسازگار و پیشرفت تحصیلی پایین رابطه مثبت و معناداری وجود دارد، می توان اذعان داشت که افراد کمال گرای ناسازگار تمایل دارند خود را با استانداردهای بسیار بالای تحصیلی مقایسه کنند، به این دلیل، در رابطه با عملکرد تحصیلی، اشتباهات خود را به طور شدید ارزیابی کرده و تمایل به خود انتقادی زیادی دارند. آن ها به شدن از شکست می ترسند، خود را با معیارهای بسیار سخت و بالا سنجیده و بین عملکرد و انتظارات از خود احساس ناهمخوانی می کنند. افراد کمال گرای ناسازگار دارای معیارهای بسیار بالا برای عملکرد، گرایش به قانون همه یا هیچ، و انتظار رسیدن به نتایجی بی نقص و کامل هستند که دستیابی به آن دور از انتظار است و موجب اضطراب می شود. اگر این گونه افراد به ایده آل های خود ساخته و دشوار خود نرسند، دچار اضطراب شده و احساس تقصیر می کنند و خود را سرزنش می کنند. در صورتی که این افراد تحت شرایط دشواری پرورش یافته باشند، احساس می کنند که این عوامل نباید از رسیدن به مقاصد آن ها جلوگیری کند، زیرا تصور می کنند باید آنقدر قوی باشند که بتوانند تمام سختی ها را تحمل کنند، بدون این که احساساتی همچون ترس و تسلیم و عناد را از خود ظاهر کند. تبیین دیگری که می توان برای عملکرد تحصیلی کمال گرایان ناسازگار می توان آورد این است که توجه شدیدی که این افراد به خود دارند، موجب بالارفتن اضطراب آن ها به صورت غیر منطقی خواهد شد، که این اضطراب باعث می شود کمتر قادر شوند بر روی وظایف تحصیلی خود تمرکز کنند، از این رو پیشرفت تحصیلی ضعیف تری نسبت به کمال گرایان سازگار داشته باشند.
در مورد فرضیه فرعی دوم مبنی بر اینکه «بین کمال گرایی و پیشرفت تحصیلی در دانش آموزان دختر رابطه وجود دارد» بر اساس بررسی ضرایب همبستگی رابطه بین مؤلفه های کمال گرایی با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر در تمامی مؤلفه ها به جز ادراک فشار از سوی والدین، معنادار بود. بین مؤلفه های معیارهای بالا برای دیگران، نظم و سازماندهی، هدف مندی و تلاش برای عالی بودن با پیشرفت تحصیلی رابطه مثبت و معنی داری وجود داشت به بر این اساس می توان گفت با افزایش این مؤلفه ها در دانش آموزان دختر میزان پیشرفت تحصیلی نیز افزایش می یابد. اما در مؤلفه های تمرکز بر اشتباهات، نیاز به تأیید و نشخوار فکری رابطه منفی و معناداری وجود داشت، که بر طبق این یافته ها می توان گفت با افزایش این مؤلفه ها در دانش آموزان دختر به طور معناداری پیشرفت تحصیلی کاهش می یابد. در مجموع نیز کمال گرایی با پیشرفت تحصیلی در دانش آموزان دختر به میزان ارتباط وجود داشت. در ادامه به منظور برآورد پیش بینی کنندگی مؤلفه های کمال گرایی از پیشرفت تحصیلی در دانش آموزان دختر نتایج آزمون رگرسیون چندگانه نشان داد که ابعاد کمال گرایی ۲۴/۰ درصد از واریانس متغیر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر را پیش بینی می‌کند. همچنین نتایج آزمون F نشان داد که مؤلفه های کمال گرایی با پیشرفت پیش بینی معناداری از پیشرفت تحصیلی دارند. در ادامه نیز لازم به ذکر است که با وجود اینکه مؤلفه های کمال گرایی با همدیگر پیش بینی معناداری از پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر را نشان می دهند، اما معیارهای بالا برای دیگران و ادراک فشار از سوی والدین پیش بینی معناداری از سلامت پیشرفت تحصیلی ندارند.
یافته های حاصل از این فرضیه با نتایج پژوهش های یافته های حاصل از این فرضیه با نتایج پژوهش آلیسون (۲۰۰۵)، توفاها و رامون (۲۰۱۰)، وانگ (۲۰۱۲)، کلانترکوشا، حاجی هاشمی، اجاقی، رادکریم و انصاری (۲۰۱۳) همسو است.
در مورد تبیین و همسویی یافته های ناشی از این فرضیه می توان گفت که این یافته مانند یافته های ناشی از فرضیه فرعی اول است، به این معنی که عامل جنسیت تفاوت معناداری در رابطه بین کمال گرایی و پیشرفت تحصیلی در دانش آموزان دختر ایجاد نکرده است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:38:00 ب.ظ ]