آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی



جستجو



آخرین مطالب
 



مراحل ایجاد وابستگی

در مرحله اول ، که گاهی پیش وابستگی [1] (تولد تا 8 یا 12 هفتگی) خوانده می شود، کودک متوجه مادر خود هست و با چشم های خود او را در طیف 180 درجه تعقیب می کند، با صدای او به سوی وی برمی گردد و به طور موزون تن خود را به آهنگ صدای او به حرکت در می آورد. در مرحله دوم، که گاهی وابستگی در حالت پیشرفت[2] (8 یا 10 هفتگی الی 6 ماهگی) خوانده     می شود، کودک به یک یا چند شخص در محیط خود وابستگی پیدا می کند. جدا شدن از شخص بخصوص در این مرحله برای کودک اهمیتی ندارد، به شرط اینکه نیازهای او برآورده شود. در مرحله بعدی، که گاهی وابستگی مشخص[3] نامیده می شود (6 ماهگی تا 24 ماهگی) کودک در موقع جدایی از مادر یا مراقب دیگر خود گریه می کند (این رفتار ممکن است حتی در 3 ماهگی مشاهده شود).

با بازگردانده شدن به مادر، کودک از گریستن بازمی ایستد و خود را به مادر می چسباند، انگار که می خواهد از بازگشت مادر اطمینان بیشتری حاصل کند، گاهی مشاهده مادر پس از جدایی برای اینکه کودک گریه خود را متوقف سازد کافی است. در مرحله چهارم (25 ماهگی و پس از آن)، مادر – نماد[4]  مستقل ادراک می شود، و رابطه پیچیده تری بین مادر و کودک پدید می آید و برگشت مادر را پیش بینی می کند، در نتیجه اعتراض به جدایی کاهش می یابد (کاپلان ، 2003).

 

علایم دلبستگی

علایم دلبستگی کودک به پرستارش در سه پدیده معتبر مشهود است:

اول اینکه یک تکیه گاه بهتر از هر کس دیگری می تواند کودک را آرام کند. دوم اینکه کودکان برای بازی یا حرف زدن بیش از هرکس دیگری به سراغ تکیه گاهشان می روند و بالاخره کودکان در حضور تکیه گاه ، کمتر احساس ترس می کنند تا در غیاب او.

هنگامی که کودک در دنیای اطرافش به کاوش می پردازد و با امور غیرقابل پیش بینی روبرو می شود، حضور شخص دلبسته، به او احساس امنیت و آرامش می دهد. هنگامی که کودک در وضعیتی قرار می گیرد که موجب ترس وی می شود، رفتار توام با دلبستگی کودک آشکار      می گردد. ممکن است در حضور والدین ، آنها را نادیده بگیرد و حتی ترجیح دهد با افراد غریبه بازی کند ولی وقتی که احساس عدم اعتماد یا تهدید می_ کند به سرعت به سوی مادر، پدر یا هرکس دیگری که به او دلبستگی دارد روی می آورد. کودکان اغلب برای کسب اطمینان از خطرناک یا ایمن بودن وضع شان به اشخاصی که به آنها دلبستگی دارند نگاه می کنند. بنابراین، موارد مذکور را می توان علائم دلبستگی در کودک در نظر گرفت که اگر این علائم در کودکی مشاهده نشد، نشان دهنده وجود مشکلی در دلبستگی اوست (بالبی ،1969).

[1]-  pre attachment stage

[2] - attachment – in – the – making

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[پنجشنبه 1400-03-06] [ 02:51:00 ق.ظ ]




وابستگی در طول چرخه عمر

طبق فرضیات بالبی رفتار دلبستگی در طول چرخه عمر – ز گهواره تا گور – دوام می یابد. انسان به وابستگی خود به پدر و مادرها ادامه می دهد، خواه دلبستگی اولیه او مطلوب بوده یا نبوده باشد. وابستگی به اشخاص دیگر مثل معلمین ، بستگان نزدیک، مربیان یا خواهر و برادرهای بزرگتر نیز پیدا می شود. بخصوص اگر وابستگی به والدین ضعیف بوده باشد و این افراد مورد وابستگی در نقش والدین ظاهر شوند. این افراد منبعی امن شمرده می شوند که شخص اعتماد به نفس خود را از اعتماد به آن کسب کرده و برای مدارا با دنیای خارج خود را توانا احساس می کند . به این ترتیب یک موضوع وابستگی جدید موجب پیدایش یک تجربه هیجانی اصلاحی می گردد. به علاوه، یافته جورج وایلانت مبنی بر اینکه روابط نزدیک خواهر و برادری در اوان عمر بر سلامت روانی بعدی موثر است، اشاره ای بر اهمیت ایجاد و حفظ وابستگی است (کاپلان، 2003).

پایان نامه

گراس من(1990) . مین، لاندرویل و واتسر (1979) با مطالعات طولی نشان داده اند که سبک های دلبستگی در تمام دوران کودکی ثابت باقی می مانند. کار بالینی با بزرگسالان نیز نشان داده که سبک های دلبستگی دوران کودکی تا زندگی بزرگسالی ادامه می یابند.

در آغاز، مدل های فعال ساز درونی انعطاف پذیرند اما بعد از مدتی به طور قابل توجهی تثبیت می شوند. هرگونه تغییری در نظام دلبستگی توسط مدل فعال ساز درونی صورت می گیرد. در دوران کودکی این مدل نسبت به تغییر محیط انعطاف پذیر تر است، اما تعاملات مکرر با مراقب یا مراقبین اولیه می تواند مدل فعال ساز را تقویت کند و آن را نسبت به تغییر مقاوم سازد (خوشابی و ابوحمزه ، 1385).

 

دلبستگی در بزرگسالی

بالبی در نظریه دلبستگی خود به فرضیه فروید اشاره می کند که رابطه نوزاد – والد نمونه ای نخستین برای روابط عاشقانه بعدی در بزرگسالی است. بالبی معتقد است دلبستگی در رابطه والد و کودک به رابطه عاشقانه بزرگسالی فرد انتقال می یابد و می تواند بر رفتار، شناخت و هیجانات، در هر زمانی از زندگی، از نوزادی تا بزرگسالی تاثیر بگذارد. دلبستگی در روابط بطور ارادی و داوطلبانه و یا بطور کامل قطع نمی شود و هرگونه خللی در یک رابطه دلبستگی دردناک است و موجب سوگواری در فرد می گردد. بر اساس این فرضیات، امنیت را می توان به عنوان هسته نظام دلبستگی در روابط دلبستگی بزرگسالی توصیف نمود، که عبارتست از یک رابطه امن با فردی که به او احساس دلبستگی می کنیم و به ما پاسخ می دهد و موجب اعتماد به نفس در ما می شود (بالبی ، 1969).

بالبی و اینسورث معتقدند که کیفیت و الگوی دلبستگی در روابط عاشقانه بزرگسالی ممکن است شبیه الگوی دلبستگی فرد در رابطه با والدش باشد. از این روی دلبستگی های دوران کودکی شخصی بر روابط عاشقانه بزرگسالی اش تاثیر می گذارد. بنابراین،  تداوم الگوهای اولیه در دوره های بعدی می تواند به دو روش تبیین گردد. اول اینکه انتظار می رود یک رابطه با ثبات بین کودک و مراقب بوجود بیاید که تا بزرگسالی ثابت باقی می ماند. دوم اینکه، رشد مدل های ذهنی یا ابزار دلبستگی که خارج از آگاهی فرد اتفاق می افتد می تواند رفتارها، افکار و احساسات او را در موقعیت های عاشقانه بعدی راهنمایی و هدایت نماید. در واقع یک رابطه دلبسته ایمن   می تواند عملکرد و شایستگی را در روابط بین فردی تسهیل کند. همه ما در جستجوی کسب امنیت و راحتی در رابطه با همسرانمان هستیم. اگر فرد چنین امنیت و راحتی را به دست آورد می تواند در مسیر امنی که توسط همسر فراهم گردیده گام بردارد و مطمئن شود که می تواند در سایر فعالیت ها نیز موفق شود. مهمترین ویژگی روابط دلبسته ، احساس امنیت و تعلق است، بطوری که فرد ، دیگر احساس تنهایی و ناراحتی نکند (خوشابی و ابوحمزه ،1385).

 

- Violint, J.

- Grossmann, M.

- Main, A.

-  Landerville, A.

- Watser, M.

سبک های هویت با سلامت روان و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر پیش دانشگاهی شهر قزوین

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:51:00 ق.ظ ]




سبک های دلبستگی در بزرگسالان

بزرگسالان چهار <a href="https://www.sid.ir/Fa/Journal/ViewPaper.aspx?ID=4195″ title=”سبک دلبستگی“>سبک دلبستگی دارند:

  • ایمن
  • مضطرب- نگران
  • تحقیرکننده
  • اجتنابی همراه ترس

سبک دلبستگی ایمن و مضطرب- نگران در بزرگسالان مشابه سبک دلبستگی مضطرب / دوسوگرا در کودکان است، اما سبک دلبستگی اجتنابی/ تحقیرکننده و سبک دلبستگی اجتنابی همراه با ترس که مختص بزرگسالان است، مشابه سبک دلبستگی اجتنابی در کودکان است (خوشابی و ابوحمزه ، 1385).

 

رابطه جنسی و دلبستگی

مطالعات نشان داده اند که بین سبک های دلبستگی و سبک های رابطه جنسی رابطه وجود دارد. اشخاص ایمن لذت بیشتری از رابطه جنسی احساس می کنند. اشخاص اجتنابی کمتر به مسائل جنسی توجه دارند و اغلب با افرادی رابطه جنسی برقرار می کنند که رابطه عاطفی نزدیکی با آنها ندارند. افراد دوسوگرا اغلب از در آغوش کشیدن بیشتر از عمل جنسی لذت      می برند (خوشابی و ابوحمزه ، 1385).

 

روش های <a href="https://www.sid.ir/fa/journal/ViewPaper.aspx?id=267914″ title=”فرزند پروری“>فرزند پروری و دلبستگی کودک

هرچند کودک انسان ظاهرا تمایلی فطری برای دلبستگی به دیگری دارد، اینکه کودک به کدام یک از والدین دلبسته باشد و نیز شدت و کیفیت دلبستگی او ، تا حدود زیادی بستگی به رابطه فردی والدین با کودک دارد. کودک فقط به سبب کارهایی که والدین برای ارضای نیازهایشان به غذا، آب و گرما و آسودگی از درد می کنند، به آنها دلبستگی پیدا نمی کنند . مدت زمانی که کودک با هر یک از والدینش می گذراند نیز تعیین کننده کیفیت رابطه کودک با والدینش نخواهد بود. به همین نحو دلبستگی کودکان به مادران شاغل شان به اندازه دلبستگی کودکانی است که مادرانشان کار نمی کنند. بنابر این کیفیت نگهداری از کودک تعیین کننده تر از کمیت آن است.

دانلود تحقیق و پایان نامه

یکی از ابعاد اولیه رابطه و دلبستگی عبارت است از حساسیت، همگامی و کنش متقابل ، (به عبارت دیگر حساس و پاسخگو بودن) در برابر حالات کودک ، خواه گریه باشد ، خواه لبخند یا حرف زدن (اینسورث و همکاران ،1985).

 

اشتغال مادر و مهد کودک

به نظر بالبی برای اینکه احساس دلبستگی در کودک ایجاد شود ، باید صرفا یک نفر از او مراقبت کند و در صورتی که چند نفر از کودک مراقبت کنند، در فرایند دلبستگی او خلل ایجاد    می شود و کودک دچار اضطراب می گردد. این فرضیه را می توان ” تک گرایی” ،” تک مادری نامید. دلیل دوم این است که کودکانی که به طور گروهی پرورش می یابند از توجه و علاقه کمتری برخوردار می شوند و همین امر موجب کندتر شدن رشد اجتماعی و شناختی آنها        می گردد.

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

بهترین شکل دلبستگی در بین نوزادان مادران شاغل زمانی اتفاق می افتد که پس از به دنیا آمدن کودک، در چند ماه در خانه از او مراقبت می کند و سپس به تدریج به صورت نیمه وقت به کار خود بازمی گردد (خوشابی و ابوحمزه ، 1985).

-  monotropy

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:51:00 ق.ظ ]




افسردگی مادر و تاثیر آن بر دلبستگی فرزندان

عکس درباره افسردگی Psychological depression

یک موضوع جالب تاثیر افسردگی مادر بر رابطه وی با فرزندش است. مادران افسرده حالات منفی بیشتری دارند و تعاملات مثبت کمتری با فرزندشان برقرار می کنند. همچنین در هنگام تعامل با فرزندانشان حساسیت کمتری دارند . بین افسردگی مادران و دلبستگی مضطربانه فرزندان از جمله دلبستگی سردرگم رابطه ای است که افسردگی مادر به پرخاشگری و گوشه گیری بعدی طفل هم منجر می شود. بین نشانه های افسردگی مادر و تعاملات ضعیف مادر و کودک و مشکلات رفتاری دوران خردسالی فرزندان هم ارتباطی هست. برای مثال اطفالی که مادرشان تا سه ماه پس از زایمان افسرده بود در یک سالگی تاخیرهایی در رشد روانی و جسمی داشتند. شواهد فراوان وجود دارد که نشان می دهد این کودکان بعدها در معرض مشکلات دلبستگی و مشکلات اجتماعی و هیجانی خواهند بود. اما افسردگی مادر چطور به کودک تاثیر می گذارد؟ اطفال مادران افسرده ممکن است حالات مادرشان را تقلید کنند. اطفال مادران افسرده غمگین تر و عصبانی تر هستند و کمتر ابراز علاقه می کنند. علاوه بر این تربیت غیراستاندارد می تواند بطور مستقیم بر رشد کودکان تاثیر بگذارد. کودکان مادران افسرده مجبورند برای دوره های طولانی غم، درماندگی ، ناامیدی ، تحریک پذیری و آشفتگی مادرشان را تحمل کنند و همین قضیه بر رشدشان تاثیر می گذارد. مادران افسرده انر‍ژی کافی برای مراقبت از فرزندشان ندارند (کاپلان ، 2003).

 

 

دلبستگی و رفتارهای بعدی

در بسیاری از مطالعات بین نوع دلبستگی و رفتارها و شرایط رشدی بعدی اطفال رابطه ای است. اطفال دو ساله ای که دلبستگی توام با ایمنی داشته اند پرشورتر و با پشتکارترند و زود عصبانی نمی شوند. اطفال دارای دلبستگی توام با ایمنی در دوران خردسالی مسائل را بهتر حل می کنند. آنها بیشتر همکاری می کنند و فرامین مادرشان را راحت تر اجابت می کنند. بازی این کودکان در 18 ماهگی کیفیت بالاتری دارد و در مقایسه با بچه های پیش دبستانی دارای دلبستگی مضطربانه، توانایی کلامی بیشتری دارند.

کیفیت دلبستگی طفل به مادرش بر تمام روابط شخصی وی تاثیر می گذارد و با قابلیت بالای او در روابط میان فردی آینده اش رابطه دارد. در پیگیری اطفال تا اواسط کودکی معلوم شد کودکان پرخاشگر بیشتر همان اطفالی بودند که در 18 ماهگی دلبستگی بی نظم داشتند. درحالیکه گوشه گیری ها عموما جزء گروه دلبستگی اجتماعی بودند (سلاجقه ،1386).

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

بررسی طولی گسترده ای معلوم کرد کودکانی که در بچگی دلبسته بودند توسط معلمان پیش دبستانی خود از لحاظ اعتماد به نفس ، شایستگی اجتماعی، یاریگر و محبوب بودن ، عالی ارزیابی شدند. در مقابل همسالان دلبسته دوری جو آنها بصورت منزوی و آنهایی که دلبسته مقاوم بودند مخرب و دشوار ارزیابی شدند. به نظر چندین پژوهشگر این یافته ها به معنی آن است که دلبستگی در نوباوگی باعث می شود که مهارت های شناختی ، هیجانی و اجتماعی در سال های بعدی بهبود یابند (برک ، 2001)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:50:00 ق.ظ ]




علل دلبستگی توام با ایمنی و مضطربانه

چرا بعضی از بچه ها دلبستگی توام با ایمنی دارند و بعضی دیگر دلبستگی مضطربانه؟ مهمترین دلیل تفاوت دلبستگی کودکان ، حساسیت مادر یا بطور کلی حساسیت مراقب می باشد که عبارتست از توجه مادر یا مراقب به حالت طفل، تغییر صحیح این حالات و پاسخدهی سریع و مناسب به آنها مادران اطفال دارای دلبستگی توام با ایمنی فرزندانشان ارتباط و درگیری بیشتری دارند به علایم و حالات آنها بیشتر پاسخ می دهند، پاسخ های مناسب بیشتری می دهند و رفتارهای مثبت بیشتری را انجام می دهند تا مادران اطفالی که دلبستگی مضطربانه دارند . از سوی دیگر بین تداوم نداشتن حساسیت و ناهماهنگی رفتارهای مادر و دلبستگی مضطربانه نیز رابطه وجود دارد. اطفالی که در وضعیت عجیب رفتارهای اجتنابی قرار دارند،مادران عصبانی غضب آلود و تحریک پذیر دارند که پیوسته با خواسته های فرزندانشان مخالفت می کنند و مزاحم کارهای طفل می شوند و دائم دستورات شفاهی می دهند (اینسورث و همکاران ، 1987).

بهترین صفت برای مادران کودکان مقاوم، صفت دمدمی بودن است. سپس اگر حساسیت یک عامل کلیدی است باید بتوانیم با آموزش حساسیت به والدین احتمال ایجاد دلبستگی توام با ایمنی را افزایش دهیم (کاپلان ، 2003).

 

دلبستگی و آسیب شناسی روانی

در 1973 زمانی که بالبی کتاب جدایی، اضطراب و خشم را منتشر کرد ، این سوال را مطرح نمود که آیا ارتباطی بین دلبستگی نا ایمن و آسیب شناسی روانی وجود دارد. او توانست برای چنین ارتباطی بین گذر هراسی و دلبستگی دوسوگرا قرائتی پیدا کند. او همچنین ارتباطی بین الگوهای دلبستگی نا ایمن و انواع هراس های دوران کودکی پیدا کرد. برای مثال حیوان هراسی و مدرسه هراسی را نیز ناشی از اضطراب جدایی کودک و والد در نظر گرفت.

او با مطالعات بیشتر توانست بین دلبستگی نا ایمن و اختلالات رفتاری (مثل رفتار ضد اجتماعی)در سنین پیش دبستانی یا دبستانی نیز ارتباطی پیدا کند. گرینبرگ این رفتارهای مشکل ساز را راهکاری برای برانگیختن فرد مراقبت کننده،تعبیر نمود.

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

گلدبرگ (1997) نیز بین الگوهای دلبستگی نا ایمن – آشفته و بیماری های مزمن ارتباطی پیدا کرد.

مطالعات نشان داده اند کودکانی که در سنین پایین مورد سوء استفاده یا غفلت قرار گرفته اند بیشتر دلبستگی های نا ایمن نشان داده اند.

نوزادانی که والدین شان از افسردگی یا اسکیزوفرنی رنج می بردند نیز مورد مطالعه قرار گرفتند و نتایج نشان داد که بیماری والدین یک عامل خطرساز برای رشد دلبستگی نوزادان محسوب می شود.

عکس درباره افسردگی Psychological depression

بین الگوهای دلبستگی نوزادان و تغییر در فرایندهای فیزیولوژیکی، نظام ایمنی و هورمونی نوزاد نیز ارتباطی مشاهده شده است.بنابراین ممکن است بین الگوهای دلبستگی و بیماری های روان تنی نیز ارتباط وجود داشته باشد.

دلبستگی ناایمن و دلبستگی آشفته در نوزادان و کودکان خردسال با اختلال شخصیت مرزی، گذرهراس (بعد از یک تجربه سوء استفاده جنسی در دوران کودکی )، اقدام به خودکشی در نوجوانی ،افسردگی،آسیب پذیری در برابر بیماری های روانی، اسکیزوفرنی نیز مرتبط است (خوشابی و ابوحمزه ، 1385) .

-  psychopathology

- Agora phobia

- zoo phobia

- school phobia

-  Greenberg, M.

-  Goldberg, G.

-  psychosomatic

-  borderline

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:50:00 ق.ظ ]